1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

2
00:01:22,000 --> 00:01:27,000
‫» ترجمه از الهام صدر «

3
00:01:27,920 --> 00:01:30,880
‫[قسمت پانزده]

4
00:01:34,280 --> 00:01:35,560
‫آخه مگه می‌شه؟

5
00:01:35,840 --> 00:01:37,830
‫همین که برگشت یه‌‌راست رفت توی رختخواب

6
00:01:37,880 --> 00:01:39,600
‫و از اون موقع تا الان خوابه.

7
00:01:39,880 --> 00:01:41,360
‫لب به هیچی هم نزده.

8
00:01:41,960 --> 00:01:45,000
‫هنوزم سر قضیه‌ی ورود مردم «یان» به شهره؟

9
00:01:45,320 --> 00:01:46,840
‫از مرز خبر رسیده که

10
00:01:47,640 --> 00:01:49,950
‫از وقتی  ژالوواهان، امپراتورِ یان،

11
00:01:50,000 --> 00:01:52,990
‫قبول کرده واسه جشن تولد «دان»
‫هیئت فرستادگان رو بفرسته،

12
00:01:53,040 --> 00:01:54,400
‫نصف ماه گذشته.

13
00:01:54,600 --> 00:01:56,920
‫ولی هنوز به هیچ توافقی نرسیدن.

14
00:01:58,120 --> 00:01:59,520
‫من که نمی‌تونم برم دربار،

15
00:01:59,760 --> 00:02:01,280
‫واسه همین از جزئیات خبر ندارم.

16
00:02:01,440 --> 00:02:03,720
‫ملکۀ مادر مخالفه،

17
00:02:04,040 --> 00:02:05,320
‫یا شاهزاده دوآن؟

18
00:02:05,680 --> 00:02:06,400
‫هر دوشون.

19
00:02:08,080 --> 00:02:11,280
‫از ملکۀ مادر انتظار می‌رفت ساز مخالف بزنه.

20
00:02:11,400 --> 00:02:14,190
‫ناسلامتی، اگه مذاکرات صلح موفقیت‌آمیز باشه
‫و جنگی در کار نباشه،

21
00:02:14,240 --> 00:02:17,040
‫نیروهای شاهزاده دوآن
‫دیگه توی مرز پاگیر نمی‌شن

22
00:02:17,080 --> 00:02:19,200
‫و ممکنه علیه خودِ ملکۀ مادر
‫ازشون استفاده بشه.

23
00:02:19,840 --> 00:02:20,960
‫ولی اصلاً فکرش رو نمی‌کردیم

24
00:02:21,600 --> 00:02:25,310
‫که شاهزاده دوآن هم مخالف باشه.
‫شاید ترسیده که اگه ارتش برگرده پایتخت،

25
00:02:25,360 --> 00:02:27,670
‫کنترل کردنشون سخت بشه.

26
00:02:27,720 --> 00:02:30,000
‫هنوز نتونستیم راه‌حلی پیدا کنیم.

27
00:02:31,040 --> 00:02:33,480
‫این آدم‌ها ادعا می‌کنن
‫دلشون واسه مملکت می‌سوزه،

28
00:02:34,200 --> 00:02:36,600
‫ولی آخه کی به فکر جون و امنیت «دان»ـه؟

29
00:02:37,640 --> 00:02:39,150
‫بدنش همین‌طوری هم ضعیفه،

30
00:02:39,200 --> 00:02:40,920
‫و همه‌ش هم که سردرد داره.

31
00:02:48,800 --> 00:02:49,400
‫دقیقاً.

32
00:02:50,360 --> 00:02:53,040
‫این وزرا هر روز باهاش
‫مثل یه احمق رفتار می‌کنن

33
00:02:54,040 --> 00:02:57,230
‫و اونم مجبوره با تک‌تکشون
‫سروکله بزنه و خودش رو بزنه به خنگی.

34
00:02:57,280 --> 00:02:58,880
‫من می‌تونم توی این کاخ سرد قایم بشم،

35
00:02:59,240 --> 00:03:00,600
‫ولی اون کجا قایم بشه؟

36
00:03:02,080 --> 00:03:04,480
‫این همون نامه‌ی محرمانه‌ایه که
‫دان با خودش آورده.

37
00:03:05,600 --> 00:03:06,280
‫یه نگاه بهش بنداز.

38
00:03:07,640 --> 00:03:09,440
‫بعد از خوندن همین نامه بود که...

39
00:03:09,560 --> 00:03:11,480
‫دوباره سردردش عود کرد.

40
00:03:12,200 --> 00:03:15,150
‫[امپراتور یان خیلی مهمان‌نوازه.
‫نتونستم به مهمان‌نوازیش نه بگم]

41
00:03:15,200 --> 00:03:17,360
‫[می‌ترسم مجبور شم چند روزی اینجا بمونم
‫و دیر برسم. وانگ ژائو]

42
00:03:17,840 --> 00:03:20,280
‫یعنی امپراتور یان،
‫«وانگ ژائو» رو بازداشت کرده؟

43
00:03:24,560 --> 00:03:25,200
‫آقای بی،

44
00:03:26,600 --> 00:03:28,350
‫الان دو ماهه که
‫توی این کاخ سردم.

45
00:03:28,400 --> 00:03:30,190
‫دیگه نه لازمه به ملکۀ مادر ادای احترام کنم

46
00:03:30,240 --> 00:03:32,920
‫و نه جاسوس‌های شاهزاده دوآن
‫دور و برم می‌پلکن.

47
00:03:33,200 --> 00:03:35,520
‫انگار یه مرخصی خیلی طولانی گرفتم.

48
00:03:39,480 --> 00:03:41,520
‫ولی نمی‌تونم مثل ترسوها همه‌ش قایم بشم

49
00:03:41,880 --> 00:03:43,880
‫و اونو با اینا تنها بذارم.

50
00:03:44,240 --> 00:03:46,120
‫می‌خوای از کاخ سرد بری بیرون؟

51
00:03:46,560 --> 00:03:47,360
‫دقیقاً.

52
00:03:48,240 --> 00:03:50,310
‫ولی مگه «دان» بهت نگفت
‫یه‌کم دیگه صبر کنی...

53
00:03:50,360 --> 00:03:52,880
‫تا یه بهونه
‫واسه برگشتنت پیدا کنه؟

54
00:03:56,000 --> 00:03:57,040
‫باید فکر کنم...

55
00:03:58,960 --> 00:04:00,480
‫ببینم چه بهونه‌ای می‌تونم جور کنم.

56
00:04:01,560 --> 00:04:04,640
‫[ادارۀ طبل و ناقوس]

57
00:04:04,760 --> 00:04:06,200
‫من بی‌گناهم!

58
00:04:06,560 --> 00:04:09,080
‫[ادارۀ طبل و ناقوس]
‫هر روز توی این کاخ سرد زجر می‌کشم

59
00:04:09,560 --> 00:04:11,230
‫و زمین و زمان رو صدا می‌زنم

60
00:04:11,280 --> 00:04:12,400
‫ولی فایده نداره!

61
00:04:12,880 --> 00:04:14,550
‫اون‌وقت مقصر اصلی اون بیرونه

62
00:04:14,600 --> 00:04:16,400
‫و داره واسه خودش کیف می‌کنه!

63
00:04:18,920 --> 00:04:19,640
‫امروز،

64
00:04:19,840 --> 00:04:22,840
‫[ادارۀ طبل و ناقوس]
‫دستش رو واسه همه برملا می‌کنم!

65
00:04:23,240 --> 00:04:25,200
‫همه‌ی افراد قصر،

66
00:04:25,640 --> 00:04:27,310
‫پیر و جوون، دخترها و ندیمه‌ها،

67
00:04:27,360 --> 00:04:29,720
‫بیاین خودتون قضاوت کنین!

68
00:04:31,760 --> 00:04:32,680
‫علیاحضرت،

69
00:04:32,960 --> 00:04:33,630
‫من خودم شخصاً...

70
00:04:33,680 --> 00:04:36,080
‫این عصاره گل رز رو براتون آماده کردم.

71
00:04:36,480 --> 00:04:37,440
‫اگه ازش استفاده کنین،

72
00:04:37,520 --> 00:04:40,320
‫پوست‌تون سفت، نرم و باطراوت می‌شه.

73
00:04:40,440 --> 00:04:43,160
‫- علیاحضرت!
‫- بوش هم ماندگاره...

74
00:04:44,120 --> 00:04:45,720
‫علیاحضرت،

75
00:04:45,840 --> 00:04:48,990
‫تو رو خدا کمک کنین
‫عدالت در حقم اجرا بشه، علیاحضرت!

76
00:04:49,040 --> 00:04:50,280
‫چه خبره؟

77
00:04:50,520 --> 00:04:53,440
‫کله سحر چرا داری گریه می‌کنی؟

78
00:04:53,600 --> 00:04:55,320
‫علیاحضرت، شما خبر ندارین،

79
00:04:55,400 --> 00:04:56,360
‫ولی بانو یو...

80
00:04:56,600 --> 00:04:57,840
‫پاک دیوونه شده!

81
00:04:58,480 --> 00:05:00,150
‫اون که توی کاخ سرد زندانیه.

82
00:05:00,200 --> 00:05:02,320
‫دیگه چطوری تونسته برات دردسر درست کنه؟

83
00:05:02,480 --> 00:05:03,520
‫فکر کردم...

84
00:05:03,680 --> 00:05:05,360
‫از اون به بعد دیگه آدم می‌شه،

85
00:05:05,480 --> 00:05:07,400
‫ولی امروز صبح داشت دادوبیداد می‌کرد

86
00:05:07,520 --> 00:05:08,720
‫و می‌گفت

87
00:05:08,920 --> 00:05:10,520
‫مقصر اصلی منم

88
00:05:10,840 --> 00:05:12,720
‫و اونه که مظلوم واقع شده.

89
00:05:12,800 --> 00:05:14,200
‫حالا مقصر اصلی تویی؟

90
00:05:14,240 --> 00:05:15,880
‫نیستم.

91
00:05:15,960 --> 00:05:18,440
‫خب پس از چی می‌ترسی؟

92
00:05:18,960 --> 00:05:20,190
‫اگه یه سگ هار گازت بگیره،

93
00:05:20,240 --> 00:05:22,560
‫تو هم می‌ری گازش بگیری؟

94
00:05:23,000 --> 00:05:24,920
‫آخه حرف‌هایی که می‌زد خیلی زشت بود.

95
00:05:24,960 --> 00:05:27,080
‫الان توی کل حرمسرا پیچیده

96
00:05:27,120 --> 00:05:28,560
‫که اون بی‌گناهه.

97
00:05:28,720 --> 00:05:30,880
‫اگه این حرف‌ها به گوش اعلی‌حضرت برسه...

98
00:05:31,280 --> 00:05:32,400
‫علیاحضرت!

99
00:05:32,520 --> 00:05:35,550
‫تو رو خدا حقم رو بگیرین، علیاحضرت!

100
00:05:35,600 --> 00:05:36,840
‫باشه، باشه.

101
00:05:37,280 --> 00:05:39,160
‫اگه امپراتور بهت گیر داد،

102
00:05:39,480 --> 00:05:42,000
‫من حتماً پشتت درمیام.

103
00:05:42,080 --> 00:05:42,720
‫بیا بریم.

104
00:05:45,360 --> 00:05:46,080
‫شو خاتون.

105
00:05:49,880 --> 00:05:50,920
‫چه خبره؟

106
00:05:51,160 --> 00:05:51,880
‫بالا آورد؟

107
00:05:52,680 --> 00:05:53,440
‫شیه خاتون.

108
00:05:54,160 --> 00:05:56,230
‫زود باش طبیب سلطنتی رو خبر کن

109
00:05:56,280 --> 00:05:57,390
‫بیاد شیه خاتون رو معاینه کنه!

110
00:05:57,440 --> 00:05:57,920
‫چشم.

111
00:06:06,800 --> 00:06:08,080
‫ای بابا.

112
00:06:08,320 --> 00:06:10,150
‫مشکل من هنوز حل نشده.

113
00:06:10,200 --> 00:06:11,560
‫خواهر شو،

114
00:06:12,440 --> 00:06:14,670
‫یه چیزی هست که من
‫خیلی وقته می‌دونم.

115
00:06:14,720 --> 00:06:16,630
‫فقط نمی‌دونم باید بهت بگم یا نه.

116
00:06:16,680 --> 00:06:17,480
‫آره.

117
00:06:17,640 --> 00:06:19,160
‫من همه‌چی رو یادداشت کردم.

118
00:06:19,960 --> 00:06:21,160
‫اگه بهت نشون بدم،

119
00:06:21,280 --> 00:06:22,680
‫نباید عصبانی بشی ها.

120
00:06:23,080 --> 00:06:26,200
‫این تمام حرف‌های بدیه که
‫یو وان‌یین پشت‌سرت زده.

121
00:06:31,480 --> 00:06:32,800
‫یو وان‌یین!

122
00:06:45,440 --> 00:06:48,960
‫[ادارۀ طبل و ناقوس]
‫شما دو تا،
‫در رو باز کنید!

123
00:06:49,120 --> 00:06:49,830
‫بانوی من،

124
00:06:49,880 --> 00:06:51,230
‫لطفاً کار رو برامون سخت نکنین.

125
00:06:51,280 --> 00:06:51,920
‫بس کن.

126
00:06:52,040 --> 00:06:53,590
‫خودت خوب می‌دونی...

127
00:06:53,640 --> 00:06:54,590
‫برادرم با نگهبان سلطنتی ارتباط نزدیکی داره.

128
00:06:54,640 --> 00:06:55,320
‫برو کنار!

129
00:06:55,640 --> 00:06:56,080
‫ای وای.

130
00:06:56,720 --> 00:06:58,720
‫شو خاتون چه سریع دست‌به‌کار می‌شه.

131
00:06:58,880 --> 00:06:59,480
‫بیا اینجا.

132
00:07:00,200 --> 00:07:02,000
‫یو وان‌یین، بیا بیرون!

133
00:07:02,080 --> 00:07:02,750
‫بانوی من.

134
00:07:02,800 --> 00:07:04,190
‫این نامه رو به شاهزاده دوآن بده

135
00:07:04,240 --> 00:07:05,440
‫و به خواجه آن خبر بده.

136
00:07:05,480 --> 00:07:06,270
‫- یو وان‌یین!
‫- تا من نگفتم،

137
00:07:06,320 --> 00:07:07,310
‫حق ندارین آفتابی بشین.

138
00:07:07,360 --> 00:07:08,310
‫- چشم، بانوی من.
‫- اگه جرئت داری،

139
00:07:08,360 --> 00:07:09,520
‫- برو.
‫- در رو باز کن!

140
00:07:09,880 --> 00:07:10,680
‫یو وان‌یین!

141
00:07:11,040 --> 00:07:11,560
‫یو وان...

142
00:07:14,040 --> 00:07:14,920
‫خواهر شو؟

143
00:07:15,320 --> 00:07:16,110
‫آفتاب از کدوم طرف دراومده؟

144
00:07:16,160 --> 00:07:17,520
‫با چه رویی اینو می‌پرسی؟

145
00:07:17,600 --> 00:07:19,400
‫خودت نمی‌دونی چی‌کار کردی؟

146
00:07:20,000 --> 00:07:22,120
‫نمی‌دونم. لطفاً بهم بگو.

147
00:07:23,320 --> 00:07:24,840
‫دو ماه پیش گفتی من...

148
00:07:25,400 --> 00:07:26,200
‫چی گفتم؟

149
00:07:26,440 --> 00:07:26,840
‫من...

150
00:07:27,640 --> 00:07:28,560
‫گفتم...

151
00:07:29,080 --> 00:07:30,680
‫تو معتاد رمان خوندنی

152
00:07:30,720 --> 00:07:31,870
‫و کل مجموعه‌ی...

153
00:07:31,920 --> 00:07:33,590
‫«شاهزاده‌ی مستبد و من» رو داری؟

154
00:07:33,640 --> 00:07:34,430
‫خفه شو!

155
00:07:34,480 --> 00:07:36,200
‫یا اینکه گفتم سلیقه‌ت افتضاحه

156
00:07:36,720 --> 00:07:38,480
‫و همه‌ش رنگ‌های جیغ می‌پوشی،

157
00:07:39,000 --> 00:07:39,880
‫ولی در واقع...

158
00:07:40,360 --> 00:07:41,670
‫فرق بین قرمز و سبز...

159
00:07:41,720 --> 00:07:42,840
‫یا آبی و زرد رو نمی‌فهمی؟

160
00:07:43,840 --> 00:07:45,590
‫یا اینکه گفتم از حموم رفتن متنفری

161
00:07:45,640 --> 00:07:47,390
‫و بوی گندت رو با عطر قایم می‌کنی

162
00:07:47,440 --> 00:07:49,320
‫و باعث می‌شی مردم حالت تهوع بگیرن؟

163
00:07:53,040 --> 00:07:53,440
‫تو...

164
00:07:53,680 --> 00:07:54,000
‫من...

165
00:07:54,320 --> 00:07:54,840
‫نخیرم!

166
00:07:57,000 --> 00:07:58,040
‫یو وان‌یین، تو...

167
00:07:58,760 --> 00:07:59,710
‫همین الان بیا اینجا!

168
00:07:59,760 --> 00:08:00,200
‫بیا...

169
00:08:00,600 --> 00:08:01,000
‫بیرون!

170
00:08:02,040 --> 00:08:02,800
‫یو وان‌یین!

171
00:08:07,160 --> 00:08:09,160
‫من فقط داشتم حقیقت رو می‌گفتم،

172
00:08:09,360 --> 00:08:10,640
‫ظرفیت شنیدن حقیقت رو نداری؟

173
00:08:11,360 --> 00:08:12,240
‫یو وان‌یین!

174
00:08:12,600 --> 00:08:15,470
‫من که هنوز ریزه‌کاری‌های اینکه خانواده‌ت
‫چطوری واسه بابام...

175
00:08:15,520 --> 00:08:16,520
‫پاپوش دوختن رو نگفتم.

176
00:08:17,880 --> 00:08:21,760
‫[ادارۀ طبل و ناقوس]
‫بدش به من!

177
00:08:21,840 --> 00:08:23,110
‫- یو وان‌یین!
‫- بانوی من، خواهش می‌کنم نکنید!

178
00:08:23,160 --> 00:08:24,840
‫بانوی من! خواهش می‌کنم نکنید!

179
00:08:28,320 --> 00:08:28,960
‫یو وان‌یین!

180
00:08:29,160 --> 00:08:32,280
‫سال دیگه همین موقع سالگرد مرگته!

181
00:08:32,440 --> 00:08:34,840
‫الکی که این‌همه وزن اضافه نکرده.

182
00:08:35,600 --> 00:08:37,280
‫- یو وان‌یین!
‫- آروم باش!

183
00:08:41,360 --> 00:08:42,440
‫دسته‌جمعی ریختین سرم؟

184
00:08:42,960 --> 00:08:44,960
‫فکر کردین نمی‌تونم از خجالتتون دربیارم؟

185
00:08:45,120 --> 00:08:45,960
‫چه کاری ازت برمیاد؟

186
00:08:47,480 --> 00:08:48,160
‫می‌تونم فرار کنم!

187
00:08:50,320 --> 00:08:52,320
‫منتظر چی هستین؟ برید دنبالش!

188
00:08:52,760 --> 00:08:53,030
‫بریم!

189
00:08:53,080 --> 00:08:53,480
‫زود باشین!

190
00:08:55,560 --> 00:08:56,560
‫همون‌جا وایسا!

191
00:08:58,200 --> 00:08:58,880
‫فرار نکن!

192
00:09:10,280 --> 00:09:10,880
‫یو وان‌یین!

193
00:09:11,160 --> 00:09:12,240
‫در رو باز کن!

194
00:09:12,480 --> 00:09:13,280
‫در رو باز کن!

195
00:09:13,800 --> 00:09:15,320
‫مگه غذا نخوردی؟

196
00:09:15,680 --> 00:09:16,560
‫تبر رو بده من!

197
00:09:17,120 --> 00:09:17,920
‫برید کنار!

198
00:09:18,760 --> 00:09:21,160
‫اعلی‌حضرت تشریف‌فرما می‌شوند!

199
00:09:42,440 --> 00:09:43,240
‫ببریدش.

200
00:09:43,560 --> 00:09:43,910
‫حبسش کنید.

201
00:09:43,960 --> 00:09:45,110
‫اعلی‌حضرت، بذارین توضیح بدم!

202
00:09:45,160 --> 00:09:46,190
‫این‌طور که به نظر میاد نیست!

203
00:09:46,240 --> 00:09:46,760
‫یو وان...

204
00:09:48,560 --> 00:09:49,110
‫اعلی‌حضرت!

205
00:09:49,160 --> 00:09:50,190
‫اعلی‌حضرت، من اشتباه کردم!

206
00:09:50,240 --> 00:09:51,040
‫اعلی‌حضرت!

207
00:09:51,480 --> 00:09:53,080
‫اعلی‌حضرت، تو رو خدا نه!

208
00:09:53,640 --> 00:09:54,520
‫اعلی‌حضرت!

209
00:09:54,560 --> 00:09:54,870
‫مدیرعامل دان...

210
00:09:54,920 --> 00:09:55,750
‫اعلی‌حضرت!

211
00:09:55,800 --> 00:09:56,560
‫رئیس دان!

212
00:09:57,280 --> 00:09:58,600
‫من خاتون شو رو کشوندم اینجا.

213
00:09:58,720 --> 00:09:59,760
‫همه‌ش فیلم بود.

214
00:09:59,840 --> 00:10:00,880
‫اگه این کار رو کنی،

215
00:10:01,280 --> 00:10:03,150
‫شاهزاده دوآن می‌فهمه که
‫من از چشم نیفتادم.

216
00:10:03,200 --> 00:10:04,270
‫اون‌وقت تموم فیلم بازی کردن‌های قبلیمون...

217
00:10:04,320 --> 00:10:05,270
‫دود می‌شه می‌ره هوا.

218
00:10:05,320 --> 00:10:06,830
‫اگه این دفعه حسابی تنبیهش نکنم،

219
00:10:06,880 --> 00:10:09,670
‫سری بعد یکی دیگه با تبر می‌افته دنبالت.

220
00:10:09,720 --> 00:10:11,520
‫من اون‌قدرهام منفور نیستم.

221
00:10:11,960 --> 00:10:13,800
‫مگه نگفتم یه بهونه درست‌حسابی پیدا می‌کنم

222
00:10:14,000 --> 00:10:15,920
‫تا از کاخ سرد بیارمت بیرون؟

223
00:10:16,160 --> 00:10:17,640
‫چرا سرخود عمل کردی؟

224
00:10:18,120 --> 00:10:19,440
‫این دفعه سر بزنگاه رسیدم.

225
00:10:20,080 --> 00:10:21,320
‫اگه دیرتر می‌رسیدم چی؟

226
00:10:21,720 --> 00:10:23,600
‫مگه نگهبان‌های مخفی اونجا نبودن؟

227
00:10:26,600 --> 00:10:27,280
‫چون...

228
00:10:28,040 --> 00:10:29,480
‫می‌خوام کنارت بایستم

229
00:10:30,440 --> 00:10:32,040
‫و دوش‌به‌دوشت بجنگم.

230
00:10:47,200 --> 00:10:48,600
‫حالا نقشه‌ی بعدی چیه؟

231
00:10:50,040 --> 00:10:51,680
‫یعنی الان منو بخشیدی؟

232
00:10:53,720 --> 00:10:55,320
‫من به همه‌چی فکر کردم.

233
00:10:55,360 --> 00:10:56,040
‫می‌گیم...

234
00:10:56,560 --> 00:10:57,920
‫شو خاتون توی کاخ سرد
‫قشقرق به پا کرده

235
00:10:58,680 --> 00:10:59,910
‫و بعد از تحقیقات،

236
00:10:59,960 --> 00:11:01,400
‫فهمیدی که من واقعاً بی‌گناهم.

237
00:11:03,320 --> 00:11:05,920
‫بعد من همون موقع
‫مقام خاتونیت رو بهت برمی‌گردونم

238
00:11:06,960 --> 00:11:08,280
‫و به دست‌وپات می‌افتم...

239
00:11:08,520 --> 00:11:09,280
‫که برگردی؟

240
00:11:09,680 --> 00:11:10,360
‫ولی...

241
00:11:10,800 --> 00:11:12,430
‫من دیگه کلی زجر کشیدم

242
00:11:12,480 --> 00:11:13,760
‫و ازت دلسرد شدم،

243
00:11:14,640 --> 00:11:15,720
‫و قلبم...

244
00:11:16,280 --> 00:11:17,560
‫الان فقط واسه شاهزاده دوآن می‌تپه.

245
00:11:21,360 --> 00:11:22,320
‫پس...

246
00:11:22,800 --> 00:11:24,440
‫من پیش‌بینی تو رو از دست دادم

247
00:11:25,360 --> 00:11:27,200
‫و فقط تونستم تنهایی واسه خودم غصه بخورم.

248
00:11:28,080 --> 00:11:28,880
‫به این می‌گن:

249
00:11:29,080 --> 00:11:30,120
‫«کارمای عشق دیرهنگام»

250
00:11:33,080 --> 00:11:34,270
‫پس همسر عزیزم،

251
00:11:34,320 --> 00:11:34,880
‫بیا واسه آخرین بار...

252
00:11:35,680 --> 00:11:37,760
‫از این گذرگاه مخفی بریم.

253
00:11:45,720 --> 00:11:49,640
‫[قصر کانیو]

254
00:12:04,280 --> 00:12:05,120
‫بانوی من.

255
00:12:10,240 --> 00:12:11,080
‫شیه خاتون.

256
00:12:12,520 --> 00:12:15,120
‫طبیب سلطنتی رو آوردم دیدنتون.

257
00:12:15,360 --> 00:12:17,360
‫خانم تونگ‌هائو، واقعاً لطف کردین.

258
00:12:17,440 --> 00:12:20,640
‫شاید صبحونه چیزی خوردم که بهم نساخته.

259
00:12:21,240 --> 00:12:23,520
‫یا شایدم پودر شو خاتون...

260
00:12:23,920 --> 00:12:25,160
‫بوش خیلی تند بوده.

261
00:12:25,640 --> 00:12:26,800
‫ولی الان دیگه خوبم.

262
00:12:27,200 --> 00:12:28,040
‫در این صورت،

263
00:12:28,520 --> 00:12:30,950
‫بیشتر لازمه که طبیب معاینه‌تون کنه.

264
00:12:31,000 --> 00:12:33,080
‫این‌طوری خیال ملکۀ مادر هم راحت می‌شه.

265
00:12:44,520 --> 00:12:45,160
‫لینگ،

266
00:12:45,920 --> 00:12:47,320
‫واسه خانم تونگ‌هائو چای بیار.

267
00:12:48,080 --> 00:12:48,480
‫چشم.

268
00:12:49,240 --> 00:12:49,760
‫نیازی نیست.

269
00:12:50,640 --> 00:12:52,550
‫معاینه‌ی طبیب سلطنتی که تموم بشه،

270
00:12:52,600 --> 00:12:54,120
‫باید برگردم و گزارش بدم.

271
00:13:18,040 --> 00:13:18,960
‫من سزاوار مرگم!

272
00:13:19,240 --> 00:13:22,040
‫خیلی دست‌وپاچلفتی‌ام، بانوی من!

273
00:13:30,360 --> 00:13:32,560
‫طبیب شیائو، تشخیصتون چیه؟

274
00:13:41,080 --> 00:13:43,560
‫شیه خاتون نه مشکل معده دارن،

275
00:13:46,720 --> 00:13:48,440
‫نه به بو حساسیت دارن.

276
00:13:49,880 --> 00:13:50,680
‫فقط اینکه...

277
00:13:56,560 --> 00:13:58,040
‫خوب نخوابیده؟

278
00:14:00,480 --> 00:14:02,960
‫طبیب شیائو گفت
‫بالش‌شون خیلی بلند بوده

279
00:14:03,520 --> 00:14:05,670
‫و همین باعث شده
‫به رگ‌های گردنشون فشار بیاد

280
00:14:05,720 --> 00:14:08,320
‫و سرگیجه بگیرن و بالا بیارن.

281
00:14:10,800 --> 00:14:12,120
‫طبیب شیائو؟

282
00:14:13,440 --> 00:14:16,680
‫این طبیب شیائو دیگه کیه؟

283
00:14:17,920 --> 00:14:19,200
‫قابل اعتماده؟

284
00:14:19,960 --> 00:14:21,680
‫طبیبِ خودمون، طبیب ژانگ،

285
00:14:21,760 --> 00:14:23,470
‫ازقضا بیرون قصر بود،

286
00:14:23,520 --> 00:14:25,640
‫واسه همین یه طبیب جوون و جدید رو آوردم.

287
00:14:26,080 --> 00:14:27,230
‫هنوز پاش توی دربار سفت نشده،

288
00:14:27,280 --> 00:14:28,910
‫واسه همین کسی نمی‌تونه
‫بهش رشوه داده باشه.

289
00:14:28,960 --> 00:14:31,000
‫پس دلیلی هم نداره که دروغ بگه.

290
00:14:33,800 --> 00:14:35,680
‫یه امید واهی دیگه.

291
00:14:37,280 --> 00:14:38,400
‫فکر کردم...

292
00:14:38,840 --> 00:14:43,720
‫امپراتور داره بهم یه نوه می‌ده.

293
00:14:44,760 --> 00:14:46,800
‫همچنان بی‌مصرفه.

294
00:14:51,680 --> 00:14:52,710
‫اون موقع، اعلی‌حضرت...

295
00:14:52,760 --> 00:14:55,880
‫از اون قاتل زیبایی که
‫از مملکت یان اومده بود، بدجوری ضربه خورد.

296
00:14:56,640 --> 00:14:57,320
‫شاید...

297
00:14:57,880 --> 00:14:59,560
‫از اون موقع به بعد،

298
00:15:00,120 --> 00:15:00,880
‫براش سخت شده...

299
00:15:01,200 --> 00:15:03,680
‫به کسی دل ببنده.

300
00:15:04,960 --> 00:15:08,430
‫وگرنه نباید انقدر سخت باشه که
‫یه ولیعهد کوچولو داشته باشیم.

301
00:15:08,480 --> 00:15:10,960
‫براش سخته به کسی دل ببنده؟

302
00:15:11,000 --> 00:15:12,240
‫اینا همه‌ش تظاهره.

303
00:15:14,400 --> 00:15:17,800
‫خودش می‌دونست که فقط
‫یه عروسک خیمه‌شب‌بازیه.

304
00:15:19,520 --> 00:15:21,120
‫اگه نافرمانی می‌کرد،

305
00:15:21,800 --> 00:15:25,350
‫یه شاهزاده‌ی جوون‌تر و مطیع‌تر
‫جاش رو می‌گرفت

306
00:15:25,400 --> 00:15:27,960
‫و اون‌وقت دیگه به هیچ دردی نمی‌خورد.

307
00:15:28,480 --> 00:15:29,400
‫منظورتون اینه که...

308
00:15:30,600 --> 00:15:32,710
‫اون موقع اعلی‌حضرت فقط تظاهر می‌کرده...

309
00:15:32,760 --> 00:15:34,280
‫که علاقه‌ای نداره؟

310
00:15:34,560 --> 00:15:36,800
‫چه تظاهر می‌کرد و چه نمی‌کرد،

311
00:15:37,640 --> 00:15:39,960
‫مگه بازم تو مشت من نبود؟

312
00:15:40,880 --> 00:15:41,880
‫ولی علیاحضرت،

313
00:15:42,240 --> 00:15:44,520
‫شما که ولیعهد کوچولو رو داشتین.

314
00:15:44,600 --> 00:15:45,280
‫چرا...

315
00:15:45,840 --> 00:15:47,160
‫بازم بیشتر می‌خواستین؟

316
00:15:49,800 --> 00:15:51,520
‫این‌همه مدته با منی،

317
00:15:51,920 --> 00:15:53,880
‫ولی هنوزم بی‌مغزی.

318
00:15:59,560 --> 00:16:02,760
‫اگه «شیاهو بو» نبود که
‫چشم طمع بهش داشته باشه،

319
00:16:03,160 --> 00:16:04,750
‫چطور ممکن بود «شیاهو دان»

320
00:16:04,800 --> 00:16:06,920
‫حرف‌های منو انقدر جدی بگیره؟

321
00:16:08,520 --> 00:16:09,960
‫یادت باشه،

322
00:16:10,720 --> 00:16:13,120
‫هیچ‌وقت نذار مهره‌ت...

323
00:16:13,160 --> 00:16:14,840
‫بشه تنها مهره‌ی...

324
00:16:15,120 --> 00:16:17,080
‫بدون جایگزینت.

325
00:16:17,640 --> 00:16:19,960
‫ممنون بابت راهنمایی‌تون، علیاحضرت.

326
00:16:21,600 --> 00:16:22,880
‫اون طبیب ژانگ...

327
00:16:23,120 --> 00:16:24,520
‫سریع برش گردون

328
00:16:26,080 --> 00:16:27,960
‫تا درست‌حسابی شیه خاتون رو معاینه کنه.

329
00:16:28,840 --> 00:16:29,880
‫من به غریبه‌ها...

330
00:16:30,600 --> 00:16:32,680
‫اعتمادی ندارم.

331
00:16:32,960 --> 00:16:34,040
‫چشم، علیاحضرت.

332
00:16:34,480 --> 00:16:36,080
‫الساعه ترتیبش رو می‌دم.

333
00:16:47,480 --> 00:16:48,200
‫شیه خاتون.

334
00:16:50,280 --> 00:16:51,200
‫طبیب شیائو.

335
00:16:53,520 --> 00:16:54,760
‫ممنونم که امروز...

336
00:16:55,880 --> 00:16:56,760
‫کمکم کردی.

337
00:16:56,880 --> 00:16:57,720
‫شیه خاتون،

338
00:16:59,240 --> 00:17:00,720
‫جنین تازه شکل گرفته

339
00:17:01,160 --> 00:17:03,160
‫و شناسایی نبض‌تون راحت نیست.

340
00:17:04,440 --> 00:17:06,120
‫فقط می‌تونم کمکتون کنم...

341
00:17:07,960 --> 00:17:08,840
‫موقتاً مخفیش کنین.

342
00:17:19,800 --> 00:17:21,440
‫پس واقعیت داره.

343
00:17:23,000 --> 00:17:25,710
‫با اینکه خیلی وقته
‫در مرکز طبابت سلطنتی نیستم،

344
00:17:25,760 --> 00:17:27,720
‫ولی یه چیزهایی در مورد خطراتِ

345
00:17:28,280 --> 00:17:30,000
‫حامله بودن در حرمسرا می‌دونم.

346
00:17:30,520 --> 00:17:33,040
‫شرایطتون رو درک می‌کنم، بانوی من.

347
00:17:37,480 --> 00:17:38,950
‫شیه خاتون، دارین چی‌کار می‌کنین؟

348
00:17:39,000 --> 00:17:39,800
‫لطفاً بلند شید.

349
00:17:40,520 --> 00:17:40,960
‫آخه...

350
00:17:43,040 --> 00:17:43,960
‫طبیب شیائو،

351
00:17:47,000 --> 00:17:47,720
‫این بچه رو...

352
00:17:49,240 --> 00:17:50,120
‫نمی‌شه نگه داشت.

353
00:17:54,440 --> 00:17:55,000
‫چرا؟

354
00:17:56,440 --> 00:17:58,680
‫حتی اگه ملکۀ مادر خوشش نیاد،

355
00:17:58,800 --> 00:18:00,320
‫هنوزم اعلی‌حضرت رو دارین.

356
00:18:00,800 --> 00:18:03,000
‫دقیقاً به‌خاطر اعلی‌حضرته که...

357
00:18:04,720 --> 00:18:06,000
‫اگه بخوام زنده بمونم،

358
00:18:09,560 --> 00:18:10,720
‫نباید حامله باشم.

359
00:18:12,960 --> 00:18:13,920
‫التماست می‌کنم،

360
00:18:16,840 --> 00:18:18,640
‫طبیب شیائو، خواهش می‌کنم نجاتم بده.

361
00:18:20,160 --> 00:18:30,160
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

362
00:18:31,680 --> 00:18:32,200
‫چی؟

363
00:18:32,760 --> 00:18:33,720
‫بالا آورده؟

364
00:18:34,040 --> 00:18:34,680
‫آره.

365
00:18:35,200 --> 00:18:36,870
‫کل قصر دارن درباره‌ش حرف می‌زنن.

366
00:18:36,920 --> 00:18:38,270
‫فهمیدن چرا بالا آورده؟

367
00:18:38,320 --> 00:18:39,910
‫شایعه که زیاده.

368
00:18:39,960 --> 00:18:40,920
‫من فقط نگرانم...

369
00:18:41,080 --> 00:18:42,160
‫که مبادا توی غذای «دان»

370
00:18:42,280 --> 00:18:43,720
‫سم ریخته باشن.

371
00:18:46,040 --> 00:18:47,040
‫لعنتی.

372
00:18:51,640 --> 00:18:53,040
‫پس این کاسه‌ی من...

373
00:18:57,560 --> 00:18:58,600
‫حرفم رو نشنیده بگیر.

374
00:19:02,560 --> 00:19:03,000
‫مدیرعامل دان.

375
00:19:03,400 --> 00:19:03,880
‫مدیرعامل دان.

376
00:19:04,080 --> 00:19:04,760
‫بیا.

377
00:19:05,400 --> 00:19:06,000
‫بیا اینجا.

378
00:19:09,080 --> 00:19:10,360
‫شیه یونگر بالا آورده.

379
00:19:11,000 --> 00:19:13,080
‫می‌دونی این توی فیلم‌ها چه معنایی داره؟

380
00:19:13,400 --> 00:19:13,840
‫چی؟

381
00:19:14,480 --> 00:19:15,400
‫اون حامله‌ست.

382
00:19:15,560 --> 00:19:16,480
‫حامله‌ست؟

383
00:19:17,240 --> 00:19:17,640
‫اون...

384
00:19:23,080 --> 00:19:24,400
‫به خدا...

385
00:19:24,720 --> 00:19:25,670
‫من اصلاً نزدیکشم نشدم!

386
00:19:25,720 --> 00:19:27,710
‫دو ماهه دارم کف اتاق مطالعه می‌خوابم.

387
00:19:27,760 --> 00:19:29,120
‫تموم بدنم درد می‌کنه!

388
00:19:30,760 --> 00:19:31,960
‫به چی می‌خندی؟

389
00:19:33,000 --> 00:19:33,750
‫یه نفری هست که خودش خوب می‌دونه...

390
00:19:33,800 --> 00:19:35,400
‫من بهش نزدیک شدم یا نه.

391
00:19:44,360 --> 00:19:45,640
‫همه‌ش برام سؤال بود

392
00:19:46,040 --> 00:19:48,040
‫که چرا تازگی‌ها هر سری منو می‌بینه،

393
00:19:48,120 --> 00:19:51,200
‫مثل پلنگ گرسنه میاد سراغم.

394
00:19:52,960 --> 00:19:54,990
‫نگو می‌خواد واسه بچه‌ش...

395
00:19:55,040 --> 00:19:56,560
‫یه بابا پیدا کنه.

396
00:19:59,760 --> 00:20:01,790
‫اگه یادم نمی‌آوردی،
‫پاک یادم رفته بود.

397
00:20:01,840 --> 00:20:03,120
‫توی داستان اصلی،

398
00:20:03,360 --> 00:20:05,110
‫شیه یونگر با وجود فشار ملکۀ مادر

399
00:20:05,160 --> 00:20:06,950
‫و بقیه‌ی قدرت‌ها،

400
00:20:07,000 --> 00:20:08,400
‫دل به دریا زد و حامله شد.

401
00:20:09,080 --> 00:20:10,320
‫راستی،

402
00:20:10,760 --> 00:20:12,080
‫بچه واسه تو نبود.

403
00:20:17,160 --> 00:20:18,480
‫این شیاهو بو...

404
00:20:19,800 --> 00:20:20,840
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم...

405
00:20:22,040 --> 00:20:23,320
‫که انقدر...

406
00:20:24,000 --> 00:20:25,030
‫- جسور باشه.
‫- بی‌کله باشه!

407
00:20:25,080 --> 00:20:28,480
‫- واقعاً دست بالا گرفتمش!
‫- واقعاً دست‌کم گرفتمش!

408
00:20:32,040 --> 00:20:33,670
‫ناسلامتی توی داستان اصلی،

409
00:20:33,720 --> 00:20:36,160
‫تو که امپراتور بودی،
‫دورت پر از زن بود.

410
00:20:36,400 --> 00:20:37,990
‫حتی اگه یکی هم تصادفی حامله می‌شد،

411
00:20:38,040 --> 00:20:39,240
‫می‌تونست روش سرپوش بذاره.

412
00:20:40,920 --> 00:20:42,440
‫ولی مدیرعامل دان ما...

413
00:20:43,360 --> 00:20:44,840
‫همیشه نجیبه

414
00:20:46,160 --> 00:20:47,190
‫و نمی‌ذاره کسی...

415
00:20:47,240 --> 00:20:48,000
‫نزدیکش بشه.

416
00:20:48,840 --> 00:20:50,200
‫ازش خوشم نمیاد.

417
00:20:53,000 --> 00:20:54,400
‫من هیچ‌وقت توی شناخت آدم‌ها اشتباه نمی‌کنم.

418
00:20:55,040 --> 00:20:56,760
‫تو یه جنتلمن واقعی هستی،

419
00:20:57,360 --> 00:20:59,080
‫مثل یه هوای تازه

420
00:20:59,200 --> 00:21:00,840
‫توی این قصر تشنه به خون.

421
00:21:04,440 --> 00:21:06,120
‫اینکه جنتلمن باشم یا نه،

422
00:21:07,680 --> 00:21:09,000
‫بستگی داره با کی باشم.

423
00:21:19,080 --> 00:21:19,680
‫می‌خوری؟

424
00:21:24,040 --> 00:21:24,880
‫سرورم،

425
00:21:24,920 --> 00:21:27,510
‫قبلاً بهمون دستور دادین
‫جلوی ورود فرستاده‌ها به شهر رو بگیریم.

426
00:21:27,560 --> 00:21:29,680
‫چرا الان نظرتون برگشته

427
00:21:29,800 --> 00:21:31,190
‫و دارین از امپراتور حمایت می‌کنین؟

428
00:21:31,240 --> 00:21:31,880
‫بله.

429
00:21:32,400 --> 00:21:34,680
‫مگه خودتون نگفتین
‫اگه مذاکرات موفقیت‌آمیز باشه،

430
00:21:34,760 --> 00:21:35,910
‫مرز امن می‌شه

431
00:21:35,960 --> 00:21:38,590
‫و ملکۀ مادر از این فرصت استفاده می‌کنه
‫تا قدرت نظامی رو پس بگیره

432
00:21:38,640 --> 00:21:40,240
‫و جهبه‌ی ما رو ضعیف کنه؟

433
00:21:40,560 --> 00:21:42,560
‫سرورم، لطفاً تجدیدنظر کنید.

434
00:21:43,600 --> 00:21:45,160
‫به قول قدیمی‌ها:

435
00:21:46,720 --> 00:21:48,240
‫«قبل از عمل فکر کن،»

436
00:21:48,600 --> 00:21:50,280
‫«و بدون کِی دست نگه داری تا سود ببری.»

437
00:21:52,200 --> 00:21:53,440
‫ولی اینم گفتن که...

438
00:21:54,760 --> 00:21:55,840
‫«یه آدم حسابی...»

439
00:21:56,800 --> 00:21:58,440
‫«با توجه به شرایط عمل می‌کنه.»

440
00:21:58,840 --> 00:22:01,030
‫امپراتورِ یان
‫به بهونه‌ی جشن تولد اومده،

441
00:22:01,080 --> 00:22:02,910
‫ولی هدفش مذاکره‌ست.

442
00:22:02,960 --> 00:22:05,390
‫مردم فقط می‌دونن امپراتور یان ضعیفه

443
00:22:05,440 --> 00:22:06,680
‫و سعی داره

444
00:22:07,480 --> 00:22:08,960
‫از طریق مذاکرات صلح دووم بیاره.

445
00:22:09,320 --> 00:22:10,600
‫اونا خبر ندارن...

446
00:22:12,120 --> 00:22:14,400
‫که دست بالای دست

447
00:22:14,560 --> 00:22:16,640
‫بسیار است.

448
00:22:22,480 --> 00:22:25,120
‫اخیراً نامه‌ی محرمانه‌ای
‫به دست اعلی‌حضرت رسیده.

449
00:22:26,040 --> 00:22:27,470
‫امپراتور یان مهمان‌نوازه.

450
00:22:27,520 --> 00:22:29,520
‫نتونستم به مهمان‌نوازی‌شون نه بگم.

451
00:22:29,640 --> 00:22:31,190
‫می‌ترسم مجبور شم
‫چند روزی اینجا بمونم

452
00:22:31,240 --> 00:22:32,680
‫و دیر برسم.

453
00:22:33,600 --> 00:22:34,280
‫وانگ ژائو.

454
00:22:35,520 --> 00:22:36,240
‫این نامه...

455
00:22:36,760 --> 00:22:38,360
‫توسط بانو یو نوشته شده.

456
00:22:40,200 --> 00:22:41,960
‫پس این وانگ ژائو کیه؟

457
00:22:42,800 --> 00:22:43,640
‫وانگ ژائو...

458
00:22:44,960 --> 00:22:48,080
‫فرستاده‌ی مخفی‌ایه که اعلی‌حضرت فرستاده.

459
00:22:48,760 --> 00:22:49,560
‫نکنه...

460
00:22:50,640 --> 00:22:52,120
‫این آدم‌های یان...

461
00:22:52,280 --> 00:22:53,880
‫با دعوت خودِ امپراتور اومدن؟

462
00:22:54,280 --> 00:22:55,960
‫تو خیلی زرنگی، آقای سائو.

463
00:22:58,000 --> 00:22:59,760
‫امپراتور عروسکی ما...

464
00:23:00,000 --> 00:23:01,920
‫بالاخره شروع کرده به مقاومت کردن

465
00:23:02,800 --> 00:23:05,200
‫و می‌خواد ملکۀ مادر رو به چالش بکشه.

466
00:23:05,240 --> 00:23:07,350
‫فقط با تکیه بر یه نامه
‫از طرف بانو یو،

467
00:23:07,400 --> 00:23:09,120
‫می‌خواین همه‌چیز رو باور کنین؟

468
00:23:09,400 --> 00:23:10,200
‫معلومه که نه.

469
00:23:10,920 --> 00:23:11,440
‫هوی‌شیائو.

470
00:23:12,040 --> 00:23:12,600
‫بله سرورم.

471
00:23:13,120 --> 00:23:14,440
‫به همه بگو...

472
00:23:15,400 --> 00:23:16,750
‫که بیرون شهر...

473
00:23:16,800 --> 00:23:17,800
‫چی پیدا کردی.

474
00:23:18,080 --> 00:23:18,520
‫چشم.

475
00:23:19,560 --> 00:23:21,430
‫من شب‌ها از فاصله سی لی از شهر،

476
00:23:21,480 --> 00:23:22,680
‫هیئت فرستادگان رو زیر نظر داشتم

477
00:23:23,280 --> 00:23:25,870
‫و دو چهره‌ی آشنا بینشون دیدم.

478
00:23:25,920 --> 00:23:28,000
‫اونا از افراد معتمد شاهزاده توئر...

479
00:23:28,560 --> 00:23:30,240
‫در زمان جنگ با مملکت یان بودن.

480
00:23:30,720 --> 00:23:31,640
‫عجیبه.

481
00:23:32,200 --> 00:23:35,120
‫توئر که همیشه
‫با امپراتور یان چپ افتاده بود.

482
00:23:35,400 --> 00:23:37,680
‫چرا باید افراد خودش رو
‫واسه مذاکرات صلح بفرسته؟

483
00:23:38,040 --> 00:23:40,600
‫پس این هیئت فرستادگان...

484
00:23:45,200 --> 00:23:46,880
‫ساختگیه.

485
00:23:50,760 --> 00:23:57,920
‫[پایتختِ شیا]

486
00:24:07,320 --> 00:24:10,270
‫به قول معروف، آدم با چهره‌ی خندون رو نباید زد.

487
00:24:10,320 --> 00:24:12,280
‫اونا این‌همه راه اومدن.

488
00:24:12,360 --> 00:24:14,270
‫حالا چه مذاکرات صلح بشه و چه نشه،

489
00:24:14,320 --> 00:24:16,920
‫اگه از دم دروازه‌مون
‫با بی‌احترامی ردشون کنیم،

490
00:24:17,680 --> 00:24:20,110
‫دور از رسم مهمان‌نوازی شیای بزرگه.

491
00:24:20,160 --> 00:24:20,960
‫درسته.

492
00:24:21,320 --> 00:24:22,520
‫اگه خبرش بپیچه،

493
00:24:23,600 --> 00:24:25,320
‫مایۀ آبروریزیه.

494
00:24:25,560 --> 00:24:27,830
‫دیروز که می‌گفتی
‫این کار باعث ناامیدی سربازها می‌شه.

495
00:24:27,880 --> 00:24:30,230
‫چرا امروز می‌گی
‫باعث دلگرمی‌شون می‌شه؟

496
00:24:30,280 --> 00:24:32,630
‫اصلاً اصول نداری.
‫لایق وزیر بودن نیستی.

497
00:24:32,680 --> 00:24:33,480
‫اعلی‌حضرت،

498
00:24:33,760 --> 00:24:36,270
‫مردم یان حیله‌گر و فریبکارن.
‫باید محتاط باشیم.

499
00:24:36,320 --> 00:24:38,840
‫نهایت می‌تونیم بذاریم
‫بیرون شهر چادر بزنن.

500
00:24:38,960 --> 00:24:40,350
‫اونا واسه تبریک تولد اعلی‌حضرت اومدن،

501
00:24:40,400 --> 00:24:42,240
‫اون‌وقت تو داری

502
00:24:42,320 --> 00:24:44,400
‫گمان بدبینانه می‌کنی.

503
00:24:44,640 --> 00:24:47,640
‫اعلی‌حضرت،
‫نباید به این یاوه‌ها گوش بدین!

504
00:24:47,800 --> 00:24:48,360
‫من...

505
00:24:48,720 --> 00:24:50,560
‫حاضرم واسه مقامم بمیرم!

506
00:24:50,600 --> 00:24:52,720
‫منم حاضرم واسه مقامم بمیرم!

507
00:24:52,840 --> 00:24:54,960
‫منم حاضرم واسه مقامم بمیرم!

508
00:24:55,240 --> 00:24:56,990
‫انگار فقط شماها حاضرین
‫واسه مقامتون بمیرین.

509
00:24:57,040 --> 00:24:57,400
‫منم...

510
00:24:58,120 --> 00:25:00,240
‫حاضرم واسه مقامم بمیرم!

511
00:25:00,280 --> 00:25:03,000
‫منم حاضرم واسه مقامم بمیرم!

512
00:25:04,280 --> 00:25:05,320
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

513
00:25:11,960 --> 00:25:14,790
‫همه‌ی مقامات کشوری و لشکری
‫به نکات درستی اشاره کردن.

514
00:25:14,840 --> 00:25:15,360
‫واقعاً...

515
00:25:17,240 --> 00:25:18,840
‫تصمیم‌گیری برام سخت شده.

516
00:25:20,920 --> 00:25:22,440
‫برادر، نظر تو چیه؟

517
00:25:26,200 --> 00:25:31,120
‫[صلح و سعادت]
‫مملکت یان برای مذاکره سفیر فرستاده است.
‫در این لحظه‌ی فرخنده،

518
00:25:31,480 --> 00:25:33,320
‫باید به درد و رنج جنگ پایان دهیم

519
00:25:33,760 --> 00:25:35,440
‫و صلح را جشن بگیریم.

520
00:25:36,200 --> 00:25:40,320
‫باشد که صورت گیرد!
‫[صلح و سعادت]

521
00:25:42,360 --> 00:25:43,910
‫می‌گن مردم یان
‫سه تا سر دارن و شیش تا دست،

522
00:25:43,960 --> 00:25:45,830
‫ولی به نظر من که کاملاً عادی‌ان.

523
00:25:45,880 --> 00:25:47,510
‫قیافه‌شون با ما فرق داره.

524
00:25:47,560 --> 00:25:48,800
‫چشم‌هاشون گود رفته.

525
00:25:49,040 --> 00:25:50,270
‫اونا فرستادگان مملکت یانن؟

526
00:25:50,320 --> 00:25:51,270
‫خیلی قوی‌هیکلن.

527
00:25:51,320 --> 00:25:51,840
‫راه رو باز کنید!

528
00:25:52,320 --> 00:25:52,830
‫همگی برید کنار!

529
00:25:52,880 --> 00:25:53,550
‫راه رو باز کنید!

530
00:25:53,600 --> 00:25:54,270
‫بهت که گفتم.

531
00:25:54,320 --> 00:25:54,790
‫برید کنار!

532
00:25:54,840 --> 00:25:56,960
‫کاملاً با ما فرق دارن.

533
00:25:57,120 --> 00:25:58,320
‫ریش‌شون رو ببین.

534
00:25:58,440 --> 00:26:00,040
‫شنیدم شاهزاده دوآن بوده...

535
00:26:00,080 --> 00:26:02,590
‫که به اعلی‌حضرت پیشنهاد داده
‫هیئت رو بیارن توی شهر.

536
00:26:02,640 --> 00:26:03,760
‫همه‌تون بی‌مصرفید!

537
00:26:04,520 --> 00:26:07,520
‫این‌همه آدمین،
‫ولی نتونستین جلوی یه هیئت رو بگیرین

538
00:26:08,080 --> 00:26:11,030
‫و واقعاً گذاشتین راست‌راست
‫راه بیفتن بیان توی قصر؟

539
00:26:11,080 --> 00:26:12,400
‫حالا هم از من انتظار دارن...

540
00:26:12,520 --> 00:26:15,520
‫لباس مجلل بپوشم با بخور و بخواب
‫ازشون پذیرایی کنم!

541
00:26:16,040 --> 00:26:17,550
‫ملکۀ مادر، لطفاً خونسردی‌تون رو حفظ کنید!

542
00:26:17,600 --> 00:26:19,230
‫شاهزاده دوآن یهو رنگ عوض کرد.

543
00:26:19,280 --> 00:26:19,760
‫ما...

544
00:26:20,600 --> 00:26:22,360
‫ما اصلاً انتظارش رو نداشتیم.

545
00:26:23,520 --> 00:26:24,830
‫و این دفعه، اعلی‌حضرت...

546
00:26:24,880 --> 00:26:27,480
‫عادت همیشگیش در لفت دادن کارها رو
‫گذاشت کنار

547
00:26:27,800 --> 00:26:29,520
‫و همون‌جا در دربار قضیه رو تصویب کرد.

548
00:26:30,520 --> 00:26:31,320
‫علیاحضرت،

549
00:26:32,520 --> 00:26:34,120
‫نگهبان‌های دروازه‌ی شهر...

550
00:26:34,760 --> 00:26:36,000
‫افراد شاهزاده دوآن هستن.

551
00:26:36,880 --> 00:26:38,280
‫تقریباً در یه چشم‌برهم‌زدن،

552
00:26:38,560 --> 00:26:39,400
‫دروازه باز شد

553
00:26:39,680 --> 00:26:41,750
‫و هیئت فرستادگان اومدن داخل.

554
00:26:41,800 --> 00:26:43,990
‫اگه بگین اعلی‌حضرت و شاهزاده دوآن
‫از قبل با هم هماهنگ نکرده بودن،

555
00:26:44,040 --> 00:26:45,480
‫من یکی عمراً باور کنم.

556
00:26:50,880 --> 00:26:51,760
‫منظورت اینه...

557
00:26:53,880 --> 00:26:54,560
‫شاهزاده دوآن...

558
00:26:54,880 --> 00:26:56,880
‫با امپراتور دست‌به‌یکی کرده؟

559
00:27:02,680 --> 00:27:03,400
‫امکان نداره.

560
00:27:05,120 --> 00:27:06,920
‫اصلاً و ابداً امکان نداره.

561
00:27:08,200 --> 00:27:08,920
‫غیرممکنه!

562
00:27:10,040 --> 00:27:11,840
‫کینه‌ی بین‌شون خیلی عمیقه.

563
00:27:13,000 --> 00:27:15,520
‫در حدی که به خون و خونریزی کشیده شده.

564
00:27:16,200 --> 00:27:17,000
‫علیاحضرت،

565
00:27:17,800 --> 00:27:18,640
‫من معتقدم...

566
00:27:19,280 --> 00:27:21,720
‫جای اینکه کورکورانه انگیزه‌شون رو حدس بزنیم،

567
00:27:21,920 --> 00:27:24,150
‫بهتره قضیه رو در نطفه خفه کنیم.

568
00:27:24,200 --> 00:27:26,920
‫به قول معروف،
‫جای اینکه فقط آب بریزی روی آتیش،

569
00:27:27,080 --> 00:27:29,680
‫بهتره هیزم‌ها رو از زیر دیگ بکشی بیرون.

570
00:27:32,440 --> 00:27:33,600
‫آقای مو درست می‌گه.

571
00:27:34,240 --> 00:27:36,320
‫این دو تا بچه‌پررو

572
00:27:36,640 --> 00:27:41,040
‫دارن از تمام حقه‌هاشون استفاده می‌کنن
‫تا با من بازی کنن.

573
00:27:42,840 --> 00:27:44,760
‫مذاکرات صلح می‌خوان، مگه نه؟

574
00:27:45,800 --> 00:27:46,520
‫باشه.

575
00:27:47,000 --> 00:27:50,640
‫کاری می‌کنم مذاکرات صلح به گند کشیده بشه
‫و تبدیل به یه فاجعه‌ی حسابی بشه!

576
00:27:59,280 --> 00:28:00,120
‫سرورم،

577
00:28:00,480 --> 00:28:02,240
‫شیه خاتون پیام فرستاده

578
00:28:03,000 --> 00:28:04,120
‫و می‌گه خیلی واجبه.

579
00:28:08,320 --> 00:28:10,600
‫یو خاتون تازه از کاخ سرد اومده بیرون

580
00:28:11,840 --> 00:28:13,920
‫و واسه همینه که آروم‌وقرار نداره.

581
00:28:15,080 --> 00:28:17,400
‫ذهن زن‌ها واقعاً دردسرسازه.

582
00:28:18,200 --> 00:28:20,320
‫ندیمه‌ای که نامه رو آورد گفت...

583
00:28:21,960 --> 00:28:23,520
‫موضوع مربوط به بچه‌ست.

584
00:28:26,440 --> 00:28:27,160
‫بچه؟

585
00:28:32,440 --> 00:28:34,640
‫مگه همه از بالا آوردنش...

586
00:28:35,560 --> 00:28:38,040
‫توی اتاق ملکۀ مادر خبر ندارن؟

587
00:28:39,480 --> 00:28:41,720
‫این حاملگی رو دیگه نمی‌شه مخفی کرد.

588
00:28:42,400 --> 00:28:44,350
‫ولی این خودش یه برگ برنده‌ی دیگه
‫دست ما می‌ده.

589
00:28:44,400 --> 00:28:47,120
‫بذار ملکۀ مادر و امپراتور
‫خودشون با هم درگیر بشن.

590
00:28:47,440 --> 00:28:48,560
‫چه عجله‌ایه؟

591
00:28:50,160 --> 00:28:51,830
‫[بو، من و امپراتور هیچ‌وقت با هم نبودیم.
‫این بچه رو نمی‌شه نگه داشت.]
‫من و امپراتور هیچ‌وقت با هم نبودیم

592
00:28:51,880 --> 00:28:53,880
‫[لطفاً کمکم کن
‫یه راهی برای سقطش پیدا کنم. یونگر]
‫این بچه رو نمی‌شه نگه داشت.

593
00:28:54,160 --> 00:28:56,150
‫لطفاً کمکم کن یه راهی
‫واسه سقطش پیدا کنم.

594
00:28:56,200 --> 00:28:57,200
‫از دست این شیه یونگر!

595
00:28:58,840 --> 00:29:00,840
‫همچین چیز مهمی رو
‫از من قایم کرده بود!

596
00:29:02,920 --> 00:29:04,240
‫بانوی من، منم.

597
00:29:04,720 --> 00:29:05,320
‫چی شده؟

598
00:29:11,400 --> 00:29:13,080
‫نامه...

599
00:29:13,480 --> 00:29:14,280
‫فرستاده شد؟

600
00:29:15,040 --> 00:29:15,680
‫بله، فرستاده شد.

601
00:29:15,760 --> 00:29:17,080
‫طبیب شیائو اینجاست.

602
00:29:26,040 --> 00:29:27,520
‫درورد بر شیه خاتون.

603
00:29:28,320 --> 00:29:29,280
‫طبیب شیائو،

604
00:29:30,040 --> 00:29:32,280
‫مگه دیروز درخواستم رو رد نکردی؟

605
00:29:33,120 --> 00:29:34,120
‫امروز اومدی

606
00:29:35,920 --> 00:29:37,320
‫که مسخره‌م کنی؟

607
00:29:38,400 --> 00:29:40,320
‫لطفاً منو ببخشید، بانوی من.

608
00:29:40,720 --> 00:29:44,430
‫در مرکز طبابت سلطنتی، تمام مراحل،
‫از نوشتن نسخه گرفته...

609
00:29:44,480 --> 00:29:47,270
‫تا آماده کردن دارو و جوشوندنش،
‫با دقت ثبت می‌شه.

610
00:29:47,320 --> 00:29:49,440
‫هر مرحله نظارت و بازبینی می‌شه.

611
00:29:50,000 --> 00:29:53,120
‫داروی سقط در حرمسرا موضوع خیلی حساسیه.

612
00:29:54,920 --> 00:29:56,240
‫حتی اگرم می‌خواستم کمکتون کنم،

613
00:29:57,000 --> 00:29:58,040
‫واقعاً نمی‌تونستم.

614
00:30:02,280 --> 00:30:05,200
‫طبیب شیائو،
‫دیروز منظورت رو واضح رسوندی.

615
00:30:05,280 --> 00:30:06,520
‫چرا به خودت زحمت می‌دی

616
00:30:08,600 --> 00:30:09,800
‫و دوباره حرف‌هات رو تکرار می‌کنی؟

617
00:30:10,480 --> 00:30:13,120
‫بانوی من، شما واقعاً
‫این بچه رو نمی‌خواین؟

618
00:30:15,480 --> 00:30:17,600
‫کدوم زنیه که آرزوی مادر شدن نداشته باشه؟

619
00:30:18,680 --> 00:30:21,160
‫کدوم زنیه که آرزو نداره
‫یه بچه‌ی سالم به دنیا بیاره و بزرگش کنه؟

620
00:30:24,720 --> 00:30:26,360
‫ولی به‌عنوان کسی که در حرمسراست...

621
00:30:29,720 --> 00:30:31,560
‫من حتی اختیار سرنوشت خودمم ندارم،

622
00:30:34,280 --> 00:30:35,600
‫چه برسه به بچه.

623
00:30:48,800 --> 00:30:50,240
‫اگه قرار باشه بدون اینکه کسی بخوادش...

624
00:30:52,280 --> 00:30:53,600
‫به این دنیا بیاد،

625
00:30:59,000 --> 00:31:00,320
‫و فقط تبدیل بشه به...

626
00:31:00,760 --> 00:31:02,680
‫ابزار دعواهای قدرت بقیه

627
00:31:03,680 --> 00:31:04,480
‫و ازش سوءاستفاده کنن،

628
00:31:05,720 --> 00:31:08,200
‫بهش زور بگن، سرکوبش کنن و آزارش بدن،

629
00:31:11,520 --> 00:31:12,360
‫ترجیح می‌دم...

630
00:31:17,280 --> 00:31:18,600
‫اصلاً به دنیا نیاد.

631
00:31:24,400 --> 00:31:26,200
‫حالا که تصمیم‌تون رو گرفتین،

632
00:31:28,400 --> 00:31:28,880
‫من...

633
00:31:30,280 --> 00:31:31,160
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم.

634
00:31:44,240 --> 00:31:46,470
‫در طول شب دو نسخه آماده کردم.

635
00:31:46,520 --> 00:31:48,110
‫یکی برای آرامش اعصاب و کمک به خواب،

636
00:31:48,160 --> 00:31:50,160
‫و یکی برای بهبود گردش خون.

637
00:31:50,480 --> 00:31:51,830
‫اگه به هر نسخه جدا نگاه کنین،

638
00:31:51,880 --> 00:31:53,560
‫هیچ چیز مشکوکی درش نیست.

639
00:31:53,600 --> 00:31:54,390
‫و هر دوشون...

640
00:31:54,440 --> 00:31:57,080
‫برای اون بیماری که قبلاً
‫براتون تشخیص داده بودم مناسبه.

641
00:31:57,360 --> 00:31:58,960
‫اما اگه با هم مصرف بشن،

642
00:31:59,080 --> 00:32:00,630
‫اثراتشون با هم تداخل پیدا می‌کنه

643
00:32:00,680 --> 00:32:03,280
‫و خیلی شبیه به
‫داروی سقط عمل می‌کنه.

644
00:32:07,120 --> 00:32:08,120
‫فقط اینکه...

645
00:32:15,520 --> 00:32:16,160
‫چی؟

646
00:32:16,960 --> 00:32:18,200
‫احساس گناه می‌کنم.

647
00:32:19,240 --> 00:32:22,040
‫با اینکه بارها
‫این دارو رو دستکاری کردم

648
00:32:22,080 --> 00:32:23,880
‫تا در حد امکان ملایم بشه،

649
00:32:24,320 --> 00:32:26,440
‫باز هم روش مرسومی نیست.

650
00:32:27,400 --> 00:32:28,800
‫نمی‌شه از آسیب فیزیکی که...

651
00:32:29,080 --> 00:32:31,400
‫سقط به بدن می‌زنه جلوگیری کرد.

652
00:32:34,040 --> 00:32:34,920
‫همین کافیه.

653
00:32:39,120 --> 00:32:40,910
‫طبیب شیائو، داری واسه کمک به من
‫خودت رو به خطر می‌ندازی.

654
00:32:40,960 --> 00:32:41,960
‫من هرگز...

655
00:32:42,240 --> 00:32:43,440
‫این لطف بزرگت رو فراموش نمی‌کنم.

656
00:32:43,600 --> 00:32:44,920
‫فقط امیدوارم یه روزی،

657
00:32:45,400 --> 00:32:45,880
‫منم...

658
00:32:47,720 --> 00:32:49,200
‫بتونم برات کاری انجام بدم.

659
00:32:52,240 --> 00:32:54,600
‫بانوی من، لازم نیست این حرف رو بزنید.

660
00:32:55,640 --> 00:32:57,240
‫بانوی من، لطفاً بلند شید.

661
00:33:06,480 --> 00:33:08,670
‫این دارو باید سه روز پشت‌سرهم مصرف بشه

662
00:33:08,720 --> 00:33:09,560
‫تا اثر کنه.

663
00:33:11,680 --> 00:33:13,150
‫در این مدت،
‫نباید نوشیدنی بنوشید

664
00:33:13,200 --> 00:33:14,800
‫یا داروی دیگه‌ای مصرف کنید.

665
00:33:15,280 --> 00:33:16,710
‫موقع راه رفتن یا دراز کشیدن،

666
00:33:16,760 --> 00:33:18,560
‫باید آروم و با احتیاط حرکت کنید.

667
00:33:26,080 --> 00:33:29,560
‫لطفاً این دستورات رو
‫با دقت دنبال کنید، بانوی من.

668
00:33:34,640 --> 00:33:35,760
‫سه روز طول می‌کشه؟

669
00:33:38,080 --> 00:33:39,310
‫نمی‌شه زودتر اثر کنه؟

670
00:33:39,360 --> 00:33:42,070
‫داروهایی که فوراً اثر می‌کنن خیلی خطرناکن.

671
00:33:42,120 --> 00:33:43,000
‫بانوی من،

672
00:33:43,440 --> 00:33:44,680
‫اصلاً نباید امتحانشون کنید.

673
00:34:15,080 --> 00:34:17,440
‫خاطرات ژانگ سان.

674
00:34:30,560 --> 00:34:31,400
‫دان،

675
00:34:32,520 --> 00:34:34,400
‫نصف ماهه که...

676
00:34:34,560 --> 00:34:36,510
‫به کلاس درس سلطنتی نرفتی.

677
00:34:36,560 --> 00:34:39,640
‫کل قصر پر از شایعه شده

678
00:34:40,480 --> 00:34:42,880
‫و می‌گن نه‌تنها از درس خوندن خوشت نمیاد،

679
00:34:43,400 --> 00:34:45,000
‫بلکه به هر راهی متوسل می‌شی...

680
00:34:45,240 --> 00:34:46,960
‫تا هم‌کلاسی‌هات رو تحقیر کنی.

681
00:34:48,080 --> 00:34:49,600
‫دلیلش چیه؟

682
00:34:50,000 --> 00:34:51,400
‫اگه این‌طوری ادامه بدی،

683
00:34:52,120 --> 00:34:54,680
‫دیگه حتی منم نمی‌تونم ازت حمایت کنم.

684
00:34:56,640 --> 00:34:58,520
‫واقعاً کی داشت اونا رو تحقیر می‌کرد؟

685
00:34:59,960 --> 00:35:02,360
‫شما باید بهتر از من بدونید.

686
00:35:03,240 --> 00:35:04,480
‫پس بهم بگو،

687
00:35:05,280 --> 00:35:06,680
‫تا منم ازت دفاع کنم.

688
00:35:10,680 --> 00:35:11,880
‫مگه کس دیگه‌ای هم هست؟

689
00:35:15,840 --> 00:35:18,160
‫من باهات مثل بچه‌ی خودم رفتار می‌کنم!
‫[به پدر]

690
00:35:20,880 --> 00:35:21,920
‫کی اینو نوشته؟

691
00:35:22,880 --> 00:35:24,320
‫تو اینو نوشتی؟

692
00:35:24,840 --> 00:35:26,840
‫چطور جرئت می‌کنی مخفیانه به پدرت نامه بنویسی

693
00:35:26,960 --> 00:35:29,760
‫و به من تهمت‌های دروغین بزنی!

694
00:35:30,240 --> 00:35:32,960
‫کاملاً ناامیدم کردی.

695
00:35:34,720 --> 00:35:36,310
‫یعنی تمام عشق و محبتی که...

696
00:35:36,360 --> 00:35:38,160
‫تمام این سال‌ها...

697
00:35:38,760 --> 00:35:39,520
‫بهت داشتم،

698
00:35:41,280 --> 00:35:42,520
‫واسه هیچ‌وپوچ بوده؟

699
00:35:44,520 --> 00:35:45,920
‫پدر، امپراتوره!

700
00:35:52,360 --> 00:35:53,200
‫امپراتور؟

701
00:35:56,280 --> 00:35:57,680
‫اون امپراتوره، درسته؟

702
00:36:03,480 --> 00:36:04,360
‫برو بپرس.

703
00:36:05,120 --> 00:36:06,400
‫توی دربار و حرمسرا،

704
00:36:07,080 --> 00:36:08,440
‫کدوم امپراتوری...

705
00:36:08,920 --> 00:36:10,590
‫واقعاً قدرت دستش بوده؟

706
00:36:10,640 --> 00:36:11,600
‫بچه‌جون،

707
00:36:12,480 --> 00:36:13,800
‫از خواب بیدار شو.

708
00:36:16,160 --> 00:36:17,160
‫من...

709
00:36:19,680 --> 00:36:21,280
‫دیگه ازت قایمش نمی‌کنم.

710
00:36:23,120 --> 00:36:24,800
‫من توی کل زندگیم،

711
00:36:25,800 --> 00:36:27,160
‫از آدم‌های زیادی متنفر بودم.

712
00:36:29,000 --> 00:36:30,000
‫ولی از هیچ‌کس...

713
00:36:31,720 --> 00:36:33,080
‫به‌اندازه‌ی پدرت متنفر نیستم.

714
00:36:35,640 --> 00:36:36,240
‫اما...

715
00:36:37,760 --> 00:36:39,080
‫اون به‌زودی می‌میره.

716
00:36:41,800 --> 00:36:42,200
‫تو...

717
00:36:44,080 --> 00:36:45,280
‫چه بلایی سرش آوردی؟

718
00:36:50,880 --> 00:36:51,520
‫ببین.

719
00:36:52,600 --> 00:36:54,040
‫این صورت کوچولو رو ببین.

720
00:36:54,680 --> 00:36:56,240
‫وقتی عصبانی می‌شی،

721
00:36:56,920 --> 00:36:59,080
‫درست شبیه پدرت می‌شی.

722
00:37:01,280 --> 00:37:01,960
‫دان،

723
00:37:03,600 --> 00:37:04,840
‫گوش کن ببین چی می‌گم.

724
00:37:06,280 --> 00:37:07,320
‫اگه تو نمی‌خوای...

725
00:37:08,320 --> 00:37:11,280
‫طرف من باشی،

726
00:37:12,360 --> 00:37:14,040
‫شاهزاده‌های دیگه‌ای هم هستن.

727
00:37:17,440 --> 00:37:17,880
‫نه.

728
00:37:19,240 --> 00:37:21,080
‫منظورم ولیعهدهای دیگه‌ست!

729
00:37:29,400 --> 00:37:29,880
‫مادر!

730
00:37:31,360 --> 00:37:31,960
‫مادر!

731
00:37:33,960 --> 00:37:34,920
‫من اشتباه کردم!

732
00:37:35,680 --> 00:37:36,800
‫من نمک‌نشناس بودم!

733
00:37:37,000 --> 00:37:39,480
‫خوبی‌های شما رو نادیده گرفتم.

734
00:37:40,280 --> 00:37:41,360
‫التماس می‌کنم بهم رحم کنید

735
00:37:42,160 --> 00:37:43,560
‫و از جونم بگذرید!

736
00:37:47,800 --> 00:37:49,120
‫باشه.

737
00:37:49,760 --> 00:37:51,030
‫حالا که فهمیدی اشتباه کردی،

738
00:37:51,080 --> 00:37:52,960
‫فقط دیگه تکرارش نکن.

739
00:37:53,920 --> 00:37:55,000
‫ولی دان،

740
00:37:55,440 --> 00:37:57,200
‫بذار بهت یادآوری کنم،

741
00:37:57,880 --> 00:37:59,320
‫سعی نکن...

742
00:38:00,000 --> 00:38:01,560
‫با من مخالفت کنی.

743
00:38:02,960 --> 00:38:04,800
‫تو هنوز اون روی...

744
00:38:05,720 --> 00:38:07,320
‫محبت منو هم ندیدی.

745
00:38:26,520 --> 00:38:31,520
‫» ترجمه از الهام صدر «

746
00:38:33,520 --> 00:38:43,520
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M