1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

2
00:01:35,040 --> 00:01:37,960
‫[قسمت هفده]

3
00:01:42,120 --> 00:01:43,070
‫اگه باور نمی‌کنی...

4
00:01:43,120 --> 00:01:45,590
‫یو وان‌یین همچین حرفی
‫به شیه یونگر بزنه...

5
00:01:45,640 --> 00:01:46,360
‫اشکالی نداره.

6
00:01:49,120 --> 00:01:51,200
‫با هویت دیگه‌ای ازت می‌پرسم.

7
00:01:55,880 --> 00:01:56,320
‫الان...

8
00:01:57,200 --> 00:01:57,640
‫حالت...

9
00:01:58,680 --> 00:01:59,080
‫چطوره؟

10
00:02:01,040 --> 00:02:01,640
‫جواب بده!

11
00:02:02,680 --> 00:02:03,400
‫حالت چطوره؟

12
00:02:09,280 --> 00:02:10,200
‫تو هم؟

13
00:02:10,720 --> 00:02:11,240
‫آره.

14
00:02:12,000 --> 00:02:12,640
‫من خسته‌ام.

15
00:02:13,080 --> 00:02:14,880
‫بذار دستمون رو به هم نشون بدیم.

16
00:02:16,640 --> 00:02:17,790
‫نمی‌دونم منظورت چیه.

17
00:02:17,840 --> 00:02:19,630
‫تو خوب می‌دونی من کی‌ام.

18
00:02:19,680 --> 00:02:20,480
‫حرف نزن!

19
00:02:20,840 --> 00:02:23,150
‫تا کی می‌خوای ازش فرار کنی؟

20
00:02:23,200 --> 00:02:24,830
‫دوباره همون سوال رو ازت می‌پرسم.

21
00:02:24,880 --> 00:02:26,080
‫شهامت داری جواب بدی؟

22
00:02:28,040 --> 00:02:28,760
‫چی رو جواب بده؟

23
00:02:33,040 --> 00:02:33,840
‫اعلی‌حضرت.

24
00:02:34,000 --> 00:02:35,480
‫یو خاتون دیوونه شده.

25
00:02:35,520 --> 00:02:37,400
‫همه‌اش حرف‌های عجیب می‌زنه.

26
00:02:37,880 --> 00:02:39,200
‫واقعا می‌ترسم.

27
00:02:46,320 --> 00:02:47,000
‫واقعا؟

28
00:02:50,040 --> 00:02:51,360
‫بذار من به جات جواب بدم.

29
00:02:56,080 --> 00:02:56,640
‫خوبم.

30
00:02:59,120 --> 00:02:59,840
‫ممنون.

31
00:03:03,920 --> 00:03:04,880
‫شما چطور؟

32
00:03:07,720 --> 00:03:08,280
‫شما هم؟

33
00:03:17,360 --> 00:03:20,600
‫[قصر کانیو]

34
00:03:27,640 --> 00:03:28,560
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

35
00:03:28,960 --> 00:03:30,950
‫اوضاع هیئت فرستادگان درست شد؟

36
00:03:31,000 --> 00:03:31,760
‫کمابیش.

37
00:03:32,360 --> 00:03:34,960
‫بدون هیچ مشکلی سعی کردم ردیفش کنم.

38
00:03:35,600 --> 00:03:36,200
‫شنیدم که...

39
00:03:36,600 --> 00:03:38,840
‫ملکه مادر خیلی اذیتت کرده.

40
00:03:39,320 --> 00:03:41,440
‫من هم تونستم ردیفش کنم.

41
00:03:42,800 --> 00:03:43,600
‫بیدار شدی؟

42
00:03:51,160 --> 00:03:52,400
‫پس شما هم مثل من...

43
00:03:52,800 --> 00:03:53,870
‫تناسخ پیدا کردین؟

44
00:03:53,920 --> 00:03:54,240
‫آره.

45
00:03:55,120 --> 00:03:56,150
‫حالا که همه‌مون یه‌جوریم...

46
00:03:56,200 --> 00:03:57,840
‫حالا که همه‌مون یه‌جوریم...

47
00:03:57,920 --> 00:03:59,640
‫چرا زودتر بهم نگفتین؟

48
00:04:00,080 --> 00:04:01,190
‫از توی سایه بهم نگاه می‌کردین...

49
00:04:01,240 --> 00:04:02,750
‫که چطور خودم رو مسخره می‌کنم؟

50
00:04:02,800 --> 00:04:03,240
‫آره.

51
00:04:04,920 --> 00:04:07,120
‫دیدن اینکه چقدر دو رو بودی...

52
00:04:07,400 --> 00:04:08,480
‫خیلی جالب بود.

53
00:04:11,360 --> 00:04:11,840
‫پس...

54
00:04:12,560 --> 00:04:14,280
‫پس چرا الان دارین می‌گین؟

55
00:04:14,480 --> 00:04:15,600
‫چرا من رو نکشتین؟

56
00:04:16,120 --> 00:04:18,990
‫به مردم هم بگین شیه یونگر
‫بر اثر بیماری فوت کرد.

57
00:04:19,040 --> 00:04:20,870
‫اینطوری شاهزاده دوآن
‫به هیچی شک نمی‌کنه.

58
00:04:20,920 --> 00:04:22,230
‫اینطوری بهتر نیست؟

59
00:04:22,280 --> 00:04:22,840
‫چرا.

60
00:04:23,920 --> 00:04:25,520
‫وان‌یین، چرا بهش گفتی؟

61
00:04:27,360 --> 00:04:28,040
‫خب...

62
00:04:28,600 --> 00:04:29,800
‫چرا نکشیمش؟

63
00:04:35,160 --> 00:04:35,920
‫یونگر،

64
00:04:36,200 --> 00:04:36,720
‫نگاه کن،

65
00:04:37,400 --> 00:04:40,040
‫ما همینطوریش به مرحله سو قصد و...

66
00:04:40,680 --> 00:04:42,240
‫پاپوش دوختن رسیدیم.

67
00:04:42,520 --> 00:04:43,430
‫اگه داستان همینطور بره،

68
00:04:43,480 --> 00:04:45,080
‫باید تا حد مرگ بجنگیم.

69
00:04:45,960 --> 00:04:47,600
‫حالا که همه‌مون یه‌جوریم...

70
00:04:47,800 --> 00:04:50,080
‫به نظرت مسئولیت دیگه‌ای نداریم؟

71
00:04:50,400 --> 00:04:52,000
‫انقدر دو رو نباش.

72
00:04:53,040 --> 00:04:56,040
‫از اولش هم نمی‌خواستی
‫حقیقت رو بهم بگی.

73
00:04:56,400 --> 00:04:57,400
‫الان که دیدی...

74
00:04:57,440 --> 00:04:58,240
‫به این روز افتادم...

75
00:04:59,440 --> 00:05:01,430
‫اومدی بهم بگی همه‌مون یه‌جوریم؟

76
00:05:01,480 --> 00:05:03,760
‫به اندازه کافی بهم نخندیدی؟

77
00:05:04,800 --> 00:05:07,480
‫اگه دقیقا بعد از تناسخ بهت می‌گفتیم،

78
00:05:07,560 --> 00:05:08,710
‫به نظرت اولین واکنشت،

79
00:05:08,760 --> 00:05:10,080
‫این بود که همکاری کنی؟

80
00:05:12,080 --> 00:05:14,430
‫اون موقع تو همونطوریش
‫توی جناح شاهزاده دوآن بودی.

81
00:05:14,480 --> 00:05:16,880
‫اگه یهو می‌فهمیدی من برگ برنده دارم،

82
00:05:16,960 --> 00:05:18,910
‫ممکن بود بری کف دست
‫شاهزاده دوآن بذاری...

83
00:05:18,960 --> 00:05:19,600
‫و بهش بگی...

84
00:05:20,240 --> 00:05:22,480
‫که تا وقتی ضعیفم...

85
00:05:22,640 --> 00:05:23,880
‫من رو از پا در بیاره.

86
00:05:24,840 --> 00:05:25,600
‫اشتباه می‌گم؟

87
00:05:28,600 --> 00:05:29,360
‫منطقیه.

88
00:05:31,760 --> 00:05:32,120
‫ولی...

89
00:05:33,360 --> 00:05:35,310
‫مگه مشکلی داره که بخوام زنده بمونم؟

90
00:05:35,360 --> 00:05:36,790
‫مگه شما نمی‌خواین زنده بمونین؟

91
00:05:36,840 --> 00:05:38,040
‫معلومه که می‌خوایم.

92
00:05:38,720 --> 00:05:39,240
‫یونگر.

93
00:05:39,880 --> 00:05:41,350
‫به نظرم تو اشتباه نیستی.

94
00:05:41,400 --> 00:05:43,510
‫کل این شرایطه که اشتباهه.

95
00:05:43,560 --> 00:05:44,440
‫اگه می‌شه...

96
00:05:45,400 --> 00:05:46,720
‫امیدوارم من و تو...

97
00:05:47,640 --> 00:05:48,440
‫ما سه نفر...

98
00:05:48,600 --> 00:05:50,000
‫بتونیم به پایانش برسیم.

99
00:05:50,240 --> 00:05:51,120
‫بعدش...

100
00:05:51,640 --> 00:05:52,990
‫می‌تونیم جمع بشیم و...

101
00:05:53,040 --> 00:05:54,110
‫چند دست «دودیژو» بازی کنیم.

102
00:05:54,160 --> 00:05:55,440
‫خوش می‌گذره.

103
00:05:55,880 --> 00:05:56,920
‫انقدر نقش بازی نکن.

104
00:05:59,960 --> 00:06:01,480
‫اگه نقش‌ها جابه‌جا بود،

105
00:06:02,160 --> 00:06:03,520
‫به نظرم تصمیمات خودت...

106
00:06:04,120 --> 00:06:06,200
‫هیچ فرقی با مال من نمی‌کرد.

107
00:06:07,320 --> 00:06:08,840
‫ولی خیلی فرق می‌کرد.

108
00:06:10,800 --> 00:06:12,350
‫اگه وان‌یین اونقدر بی‌رحم بود،

109
00:06:12,400 --> 00:06:14,120
‫مثل تو که براش پاپوش دوختی،

110
00:06:14,520 --> 00:06:16,240
‫الان زنده نبودی.

111
00:06:20,360 --> 00:06:21,520
‫بی‌خیال بابا.

112
00:06:22,160 --> 00:06:24,440
‫می‌خوای نقشه‌مون رو خراب کنی؟

113
00:06:25,760 --> 00:06:27,200
‫اصلا موضوع این نیست.

114
00:06:27,560 --> 00:06:28,590
‫یونگر اصلا...

115
00:06:28,640 --> 00:06:30,280
‫اونقدر که فکر می‌کنی ظالم نیست.

116
00:06:31,240 --> 00:06:32,160
‫مگه نه یونگر؟

117
00:06:35,680 --> 00:06:37,800
‫بیا، بلند شو. زمین سرده.

118
00:06:40,960 --> 00:06:42,000
‫چیکار می‌کنی؟

119
00:06:42,160 --> 00:06:42,880
‫فکر نکنم...

120
00:06:43,160 --> 00:06:44,710
‫حرف دیگه‌ای باهاش مونده باشه.

121
00:06:44,760 --> 00:06:45,280
‫بیا بریم.

122
00:06:56,080 --> 00:06:58,430
‫چرا انقدر زور می‌زنی
‫تلاش‌هام رو بی‌ثمر کنی؟

123
00:06:58,480 --> 00:07:00,830
‫شیه یونگر الان به لحاظ
‫احساسی آسیب‌پذیره.

124
00:07:00,880 --> 00:07:02,200
‫می‌خواستم موضعش رو تغییر بدم.

125
00:07:02,360 --> 00:07:02,840
‫می‌دونم.

126
00:07:03,440 --> 00:07:04,680
‫من هم همکاری کردم.

127
00:07:04,880 --> 00:07:06,550
‫این کجاش همکاری بود؟

128
00:07:06,600 --> 00:07:07,440
‫من تهدید می‌کردم،

129
00:07:07,800 --> 00:07:08,480
‫تو مجاب می‌کردی.

130
00:07:11,720 --> 00:07:13,030
‫هر چی نباشه بهم پشت کرد، مگه نه؟

131
00:07:13,080 --> 00:07:15,430
‫حتی اگه می‌خواستم جلوی
‫ملکه مادر نقش بازی کنم،

132
00:07:15,480 --> 00:07:18,200
‫منطقیه که یه‌کم باهاش تند باشم.

133
00:07:18,840 --> 00:07:20,480
‫شیه یونگر آدم شروریه.

134
00:07:21,120 --> 00:07:22,600
‫سعی نکن تغییرش بدی.

135
00:07:22,640 --> 00:07:24,360
‫مگه کسایی که اشتباه کردن...

136
00:07:25,080 --> 00:07:26,800
لایق فرصت جدید نیستن؟

137
00:07:30,680 --> 00:07:33,160
‫احتمالا حتی نمی‌خواست
‫امروز بهم صدمه بزنه.

138
00:07:34,080 --> 00:07:37,000
‫فقط استرس ملکه مادر رو داشت.

139
00:07:37,080 --> 00:07:39,310
‫من هم صرفا موضع بهتری ازش داشتم،

140
00:07:39,360 --> 00:07:40,120
‫با تو آشنا شدم،

141
00:07:41,240 --> 00:07:43,520
‫که باعث شد بتونم
‫ابتکار عمل به دست بگیرم،

142
00:07:44,080 --> 00:07:46,680
‫و توی تمام مراتب موجه جلوه کنم.

143
00:07:47,640 --> 00:07:50,080
‫هر کاری که کردم
‫برای محافظت از خودم بود.

144
00:07:50,880 --> 00:07:52,830
‫تنها دلیلی که می‌خوام زنده بمونه...

145
00:07:52,880 --> 00:07:55,880
‫اینه که می‌ترسم
‫داستان نقشش رو کوتاه کنه.

146
00:07:56,840 --> 00:08:00,160
‫پس من هم چندان باهاش
‫فرقی ندارم، مگه نه؟

147
00:08:00,480 --> 00:08:00,960
‫چرا.

148
00:08:06,000 --> 00:08:07,400
‫تا حالا فکر کردی که...

149
00:08:08,280 --> 00:08:09,800
‫زنده نگه داشتن کسی...

150
00:08:10,080 --> 00:08:11,400
‫روش‌های متفاوتی داره؟

151
00:08:16,560 --> 00:08:17,560
‫مثلا پاهاش رو قطع کنی،

152
00:08:18,400 --> 00:08:19,640
‫یا یک عمر زندانیش کنی،

153
00:08:20,600 --> 00:08:22,080
‫یعنی مادامی که نمیره،

154
00:08:22,600 --> 00:08:23,080
‫همچنان...

155
00:08:23,920 --> 00:08:25,520
‫به هدفت رسیدی، نه؟

156
00:08:28,480 --> 00:08:30,080
‫حتی نمی‌خوای بهش فکر کنی،

157
00:08:30,160 --> 00:08:32,240
‫بعد خودت رو آدم شرور جلوه می‌دی؟

158
00:08:32,960 --> 00:08:35,880
‫اگه شیه یونگر جات بود،
‫قطعا بهش فکر می‌کرد.

159
00:08:37,720 --> 00:08:39,200
‫چون یه شخصیت دوبعدیه.

160
00:08:40,320 --> 00:08:41,320
‫دختر پلیدیه...

161
00:08:42,440 --> 00:08:44,120
‫چون توی پیرنگ اینطور نوشته.

162
00:08:46,080 --> 00:08:46,480
‫تو...

163
00:08:46,960 --> 00:08:47,760
‫چیه؟

164
00:08:51,920 --> 00:08:52,440
‫هیچی.

165
00:08:57,720 --> 00:09:00,320
‫وان‌یین، با عجله رفتی.
‫چیزی خوردی؟

166
00:09:00,920 --> 00:09:01,920
‫گرسنه‌ام نیست.

167
00:09:02,840 --> 00:09:03,990
‫به خدمتکارها می‌گم...

168
00:09:04,040 --> 00:09:06,840
‫آخر شب یه چیزی برام گرم کنن.

169
00:09:19,080 --> 00:09:20,560
‫چه خوب که یادت بود.

170
00:09:21,640 --> 00:09:23,070
‫درگیر ملکه مادر بودی،

171
00:09:23,120 --> 00:09:24,510
‫علیه فرستاده‌های مملکت یان
‫نگهبانی می‌دادی،

172
00:09:24,560 --> 00:09:26,760
‫ولی یادت موند برام غذا بیاری.

173
00:09:35,520 --> 00:09:36,040
‫نه بابا؟

174
00:09:37,800 --> 00:09:39,200
‫انقدر زود تحت تاثیر قرار می‌گیری؟

175
00:09:40,480 --> 00:09:41,480
‫خانم شرور اصلی؟

176
00:09:47,600 --> 00:09:49,480
‫باشه، دیگه اذیتت نمی‌کنم.

177
00:09:49,560 --> 00:09:51,960
‫غذات رو بخور،
‫وگرنه الکی با خودم آوردم.

178
00:09:58,880 --> 00:09:59,600
‫راستی،

179
00:10:00,360 --> 00:10:02,360
‫تو قبلا چطور آدمی بودی؟

180
00:10:04,200 --> 00:10:05,400
‫یه آدم معمولی بودم.

181
00:10:05,840 --> 00:10:07,640
‫استعداد و ارتباطات خاصی نداشتم.

182
00:10:08,520 --> 00:10:10,110
‫گمونم نسبتا خوش‌تیپ بودم.

183
00:10:10,160 --> 00:10:11,000
‫خیلی متواضعی، نه؟

184
00:10:12,400 --> 00:10:13,240
‫خودت چی؟

185
00:10:13,880 --> 00:10:14,240
‫من؟

186
00:10:15,560 --> 00:10:16,960
‫من هم معمولی بودم.

187
00:10:17,280 --> 00:10:18,870
‫هر روز از ساعت
‫نه تا پنج کار می‌کردم،

188
00:10:18,920 --> 00:10:20,840
‫از این مشتری به اون مشتری.

189
00:10:21,440 --> 00:10:22,230
‫وقتی سرم شلوغ بود،

190
00:10:22,280 --> 00:10:24,400
‫حتی وقت نمی‌کردم حموم کنم.

191
00:10:25,600 --> 00:10:27,920
‫ظاهرم کلا با الان فرق داشت.

192
00:10:39,760 --> 00:10:41,360
‫لازم نیست توی سر خودت بزنی.

193
00:10:43,000 --> 00:10:45,280
‫مطمئنم ظاهر دل‌نشینی هم داشتی.

194
00:11:02,160 --> 00:11:03,080
‫حالت خوبه؟

195
00:11:03,200 --> 00:11:03,720
‫خوبم.

196
00:11:06,280 --> 00:11:06,920
‫خب...

197
00:11:07,400 --> 00:11:08,910
‫من اول برمی‌گردم قصر.

198
00:11:08,960 --> 00:11:13,760
‫هنوز قراره نقش «دنبال همسر کردن
‫بعد از خرابکاری» رو بازی کنیم؟

199
00:11:15,520 --> 00:11:16,640
‫زود استراحت کن.

200
00:11:38,160 --> 00:11:39,550
‫همین که ضیافت تموم شد،

201
00:11:39,600 --> 00:11:42,030
‫اعلی‌حضرت فورا پیش
‫شیه خاتون رفتن،

202
00:11:42,080 --> 00:11:44,350
‫و نگهبان‌های اتاقش رو بیشتر کردن.

203
00:11:44,400 --> 00:11:45,440
‫اینطور که من می‌بینم،

204
00:11:46,240 --> 00:11:48,190
‫اعلی‌حضرت خیلی بهش توجه می‌کنه.

205
00:11:48,240 --> 00:11:50,840
‫به نظر نمیاد پشت این ماجرا بوده باشه.

206
00:11:52,240 --> 00:11:53,120
‫پس واقعا...

207
00:11:53,960 --> 00:11:55,280
‫قضیه مشکوک شد.

208
00:11:56,600 --> 00:11:57,240
‫یعنی ممکنه...

209
00:11:58,120 --> 00:11:59,520
‫زیادی بهش فکر کرده باشم؟

210
00:12:02,160 --> 00:12:03,160
‫می‌تونی بری.

211
00:12:04,080 --> 00:12:04,520
‫چشم.

212
00:12:10,080 --> 00:12:10,880
‫بانوی من.

213
00:12:11,120 --> 00:12:13,390
‫اعلی‌حضرت هیچ‌وقت درگیر
‫امورات مملکت نمی‌شد.

214
00:12:13,440 --> 00:12:14,430
‫چرا این بار مکررا...

215
00:12:14,480 --> 00:12:16,630
‫اصرار داشتن که اوضاع رو
‫با هیئت فرستادگان درست کنن؟

216
00:12:16,680 --> 00:12:17,240
‫ما...

217
00:12:17,800 --> 00:12:19,600
‫اصلا سر در نمیاریم.

218
00:12:21,440 --> 00:12:23,750
‫ظاهرا اعلی‌حضرت قوی‌تر شده و...

219
00:12:23,800 --> 00:12:25,920
‫کم‌کم داره نظرات خودش رو شکل می‌ده.

220
00:12:27,200 --> 00:12:28,680
‫اگه مذاکرات صلح موفقیت‌آمیز باشه،

221
00:12:29,160 --> 00:12:30,760
‫و مرزها ایمن بشه،

222
00:12:31,680 --> 00:12:32,750
‫اختیارات شاهزاده دوآن،

223
00:12:32,800 --> 00:12:34,120
‫کاملا دچار تلاطم می‌شه،

224
00:12:34,680 --> 00:12:36,520
‫و برمی‌گردیم سر خونه اول.

225
00:12:38,760 --> 00:12:40,000
‫پس نظرتون چیه؟

226
00:12:42,240 --> 00:12:43,720
‫اعلی‌حضرت ولیعهد...

227
00:12:44,120 --> 00:12:45,880
‫آدم خردمند و خیراندیشی هستن...

228
00:12:47,040 --> 00:12:49,360
‫و می‌تونن حاکم خردمندی باشن.

229
00:13:00,520 --> 00:13:02,240
‫این اهالی یان حتی نمی‌تونن...

230
00:13:03,120 --> 00:13:06,960
‫یه جمله رو با دستور زبان رسمی بنویسن.

231
00:13:07,920 --> 00:13:09,760
‫اطراف پایتخت پرسه می‌زنن...

232
00:13:10,320 --> 00:13:13,400
‫و قطعا بالاخره یه ناسازگاری
‫با مردم شیا رخ می‌ده.

233
00:13:14,320 --> 00:13:15,960
‫مشتی بربر وحشی...

234
00:13:17,320 --> 00:13:18,920
‫با یه حرف اشتباه...

235
00:13:19,200 --> 00:13:21,920
‫ممکنه دعوا و درگیری شروع کنن.

236
00:13:23,400 --> 00:13:24,960
‫شمشیر که عقل نمی‌شناسه.

237
00:13:25,560 --> 00:13:26,600
‫چشم روی هم بذاریم،

238
00:13:27,440 --> 00:13:29,040
‫ممکنه خون و خونریزی راه بیفته.

239
00:13:30,400 --> 00:13:31,840
‫فورا بررسی می‌کنم.

240
00:13:36,480 --> 00:13:37,280
‫بانوی من.

241
00:13:37,840 --> 00:13:39,950
‫کشتن فرستاده‌ها در حین
‫نزاع بین دو مملکت...

242
00:13:40,000 --> 00:13:41,720
‫ممکنه جنگ جدیدی شروع کنه.

243
00:13:42,280 --> 00:13:43,880
‫درسته بانوی من.

244
00:13:44,480 --> 00:13:45,960
‫امنیت مملکت ما...

245
00:13:46,120 --> 00:13:49,320
‫چیزیه که ما مقامات حاکمیت
‫نباید سرش بحث کنیم.

246
00:13:49,440 --> 00:13:50,950
‫نگرانی واسه چیه؟

247
00:13:51,000 --> 00:13:52,630
‫حتی اگه ارتش مرکزی شکست بخوره،

248
00:13:52,680 --> 00:13:55,200
‫همچنان می‌تونیم ارتش‌های
‫چپ و راست رو اعزام کنیم.

249
00:13:55,360 --> 00:13:56,230
‫بعدش می‌تونیم لم بدیم و...

250
00:13:56,280 --> 00:13:59,840
‫ببینیم که مردم یان و شاهزاده دوآن
‫همدیگه رو از پا در میارن.

251
00:13:59,960 --> 00:14:00,360
‫ولی...

252
00:14:03,680 --> 00:14:04,480
‫ولیعهد.

253
00:14:05,440 --> 00:14:06,840
‫نظر شما چیه؟

254
00:14:10,960 --> 00:14:12,230
‫اگه مادربزرگ می‌گه باید بجنگیم،

255
00:14:12,280 --> 00:14:13,480
‫پس باید بجنگیم.

256
00:14:19,800 --> 00:14:20,320
‫دقیقا!

257
00:14:21,520 --> 00:14:23,230
‫اگه ولیعهد می‌گه بجنگیم،

258
00:14:23,280 --> 00:14:24,320
‫پس باید بجنگیم!

259
00:14:27,040 --> 00:14:28,480
‫یانگ، به لطف تو...

260
00:14:28,520 --> 00:14:29,950
‫امروز می‌تونم همچین
‫غذای خوبی بخورم.

261
00:14:30,000 --> 00:14:31,430
‫دیگه چشمم به ضیافت‌ها نیست.

262
00:14:31,480 --> 00:14:31,960
‫بیا.

263
00:14:32,000 --> 00:14:34,430
‫کم پیش میاد ببینم انقدر
‫از زندگیت کیف کنی لی.

264
00:14:34,480 --> 00:14:35,280
‫حتما.

265
00:14:35,600 --> 00:14:36,950
‫خیلی وقته ما سه تا
‫دور هم جمع نشدیم.

266
00:14:37,000 --> 00:14:37,950
‫چرا چایی می‌خوری؟

267
00:14:38,000 --> 00:14:38,880
‫نوشیدنیت رو بخور.

268
00:14:39,680 --> 00:14:40,440
‫نمی‌تونم.

269
00:14:40,800 --> 00:14:43,640
‫می‌خوام سر حال بشم
‫و به زمین‌هام سر بزنم.

270
00:14:45,400 --> 00:14:46,710
‫من رو تنها نذار. بیا بخور.

271
00:14:46,760 --> 00:14:47,680
‫نوش جان.

272
00:14:50,680 --> 00:14:52,120
‫یانگ، از وقتی اومدی...

273
00:14:52,160 --> 00:14:53,880
‫بیشتر از چند کلمه حرف نزدی.

274
00:14:54,000 --> 00:14:55,830
‫مگه همیشه آدم پرحرفی نبودی؟

275
00:14:55,880 --> 00:14:56,960
‫چرا امروز انقدر ساکتی؟

276
00:14:58,560 --> 00:15:00,720
‫یانگ، انگار وزن کم کردی.

277
00:15:01,120 --> 00:15:02,520
‫اتفاقی افتاده؟

278
00:15:05,760 --> 00:15:08,560
‫دیگه نمی‌خوام توی این زندگی صحبت کنم.

279
00:15:14,080 --> 00:15:14,720
‫شما دو تا...

280
00:15:15,280 --> 00:15:16,880
‫به خواسته‌هاتون رسیدین...

281
00:15:17,680 --> 00:15:19,680
‫تو وارد وزارت دارایی شدی...

282
00:15:19,880 --> 00:15:22,000
‫تو هم همچنان داری کشاورزی می‌خونی.

283
00:15:24,000 --> 00:15:26,510
‫می‌دونین من رو توی رصدخانه سلطنتی...

284
00:15:26,560 --> 00:15:28,960
‫مسئول چی گذاشتن؟

285
00:15:30,160 --> 00:15:31,240
‫طالع‌بینی.

286
00:15:33,720 --> 00:15:36,630
‫که بین ستاره‌ها دنبال نشونه‌های
‫فال نیک و بد بگردم. عروج و سقوط.

287
00:15:36,680 --> 00:15:39,520
‫کل روز دارم برای بقیه داستان می‌گم.

288
00:15:42,800 --> 00:15:44,800
‫فکر می‌کنین این داستان‌ها رو
‫از خودم در میارم؟

289
00:15:45,600 --> 00:15:46,400
‫نه خیر.

290
00:15:49,080 --> 00:15:52,520
‫اگه اعلی‌حضرت بخوان طالع‌بینی
‫یه آینده شوم رو بگیرن،

291
00:15:53,960 --> 00:15:55,670
‫باید حسابی زحمت بکشم،
‫درست فال بگیرم،

292
00:15:55,720 --> 00:15:58,070
‫سرعت صور فلکی رو بسنجم،
‫معمای تغییرات رو کنکاش کنم...

293
00:15:58,120 --> 00:16:01,480
‫تا این خبر بد رو مزین و فصیح بگم.

294
00:16:03,760 --> 00:16:06,480
‫آیا استعداد ادبی من
‫واسه این کار بوده؟

295
00:16:07,960 --> 00:16:09,880
‫این چه نمایش مسخره‌ای بود؟

296
00:16:10,040 --> 00:16:12,840
‫اصلا در حد اجراهای خودمون
‫توی یان بزرگ نبود.

297
00:16:13,240 --> 00:16:14,350
‫این ظرف‌ها و لیوان‌ها...

298
00:16:14,400 --> 00:16:15,240
‫زیادی شکننده‌ان.

299
00:16:15,800 --> 00:16:17,080
‫اصلا حال نمی‌ده!

300
00:16:17,160 --> 00:16:18,710
‫از وقتی اومدیم شیای بزرگ،

301
00:16:18,760 --> 00:16:20,110
‫حتی یک روز رنگ آرامش رو ندیدم!

302
00:16:20,160 --> 00:16:21,390
‫توی ضیافت بزرگ طول عمر...

303
00:16:21,440 --> 00:16:23,950
‫ملکه مادر عملا داشت
‫ما رو تهدید می‌کرد.

304
00:16:24,000 --> 00:16:24,680
‫نمی‌تونم...

305
00:16:25,200 --> 00:16:26,400
‫همچین توهینی رو هضم کنم!

306
00:16:26,880 --> 00:16:27,440
‫بسه.

307
00:16:29,920 --> 00:16:31,400
‫ما خیلی وقته می‌دونیم...

308
00:16:32,280 --> 00:16:34,800
‫که مردم شیا چقدر
‫دسیسه‌گر و حیله‌گرن.

309
00:16:35,640 --> 00:16:37,080
‫الان مهم اینه که...

310
00:16:37,920 --> 00:16:39,320
‫خونسردیمون رو حفظ کنیم...

311
00:16:39,880 --> 00:16:41,720
‫و منتظر لحظه مناسب باشیم.

312
00:16:42,200 --> 00:16:44,640
‫تا وقتی شیاهو دان قبول کنه
‫ما رو تنها ملاقات کنه،

313
00:16:45,320 --> 00:16:47,200
‫می‌تونیم بدون از دست دادن حتی یک سرباز،

314
00:16:48,240 --> 00:16:50,120
‫این امپراتور سگ‌صفت رو بکشیم.

315
00:16:53,720 --> 00:16:55,230
‫امپراتور یان...

316
00:16:55,280 --> 00:16:57,110
‫داره جوجه رو زود می‌شماره.

317
00:16:57,160 --> 00:16:58,390
‫باید تلاش کنیم...

318
00:16:58,440 --> 00:17:00,320
‫تا مطمئن بشیم این سال‌های پیری رو...

319
00:17:00,880 --> 00:17:03,200
‫با شعله جنگ سپری می‌کنه.

320
00:17:04,040 --> 00:17:05,120
‫حالا که حرفش شد،

321
00:17:06,000 --> 00:17:07,960
‫یه تغییر ناگهانی داشتیم...

322
00:17:08,240 --> 00:17:10,720
‫و جای هیئت فرستادگان واقعی رو گرفتیم.

323
00:17:11,560 --> 00:17:12,240
‫به نظرتون...

324
00:17:13,120 --> 00:17:14,480
‫ژالوواهان...

325
00:17:15,200 --> 00:17:16,600
‫تا الان بو برده؟

326
00:17:17,120 --> 00:17:18,160
‫چه فرقی می‌کنه؟

327
00:17:18,840 --> 00:17:19,760
‫الان دیگه...

328
00:17:20,200 --> 00:17:21,680
‫یه گرگ پیر بی‌دندونه.

329
00:17:22,920 --> 00:17:26,640
‫احتمالا مشتاقانه منتظره
‫که مذاکرات صلح به نتیجه برسه.

330
00:17:30,040 --> 00:17:30,560
‫خیلی‌خب.

331
00:17:32,040 --> 00:17:32,430
‫بیاین.

332
00:17:32,480 --> 00:17:32,790
‫نوش جان.

333
00:17:32,840 --> 00:17:33,360
‫خب.

334
00:17:33,920 --> 00:17:35,600
‫وقتشه مردم شیا...

335
00:17:36,280 --> 00:17:37,840
‫بدهیشون به ما رو با خون بدن.

336
00:17:37,880 --> 00:17:39,400
‫من که یانگ دوجیه باشم،

337
00:17:40,280 --> 00:17:44,150
‫با ده سال مطالعه دقیق
‫و استعداد مثال‌زدنی،

338
00:17:44,200 --> 00:17:46,800
‫تهش فالگیر این و اون شدم.

339
00:17:47,320 --> 00:17:48,560
‫صدات رو بیار پایین.

340
00:17:50,080 --> 00:17:50,480
‫یانگ.

341
00:17:54,120 --> 00:17:54,760
‫یانگ.

342
00:17:55,560 --> 00:17:56,840
‫مگه اعلی‌حضرت نگفت...

343
00:17:57,400 --> 00:17:58,190
‫که فعلا ازت می‌خواد...

344
00:17:58,240 --> 00:18:00,630
‫این چیز میزهای آسمانی رو
‫واسه خر کردن مردم بنویسی...

345
00:18:00,680 --> 00:18:03,360
‫که بعدا به مقام دیگه منتقلت کنه؟

346
00:18:06,120 --> 00:18:08,840
‫اجازه بده یه چیزی بگم
‫که شاید خائنانه به نظر بیاد،

347
00:18:09,640 --> 00:18:10,760
‫ولی تو باور می‌کنی؟

348
00:18:11,480 --> 00:18:12,000
‫آره.

349
00:18:13,360 --> 00:18:14,280
‫من هم باور می‌کنم.

350
00:18:16,000 --> 00:18:16,720
‫به این ترتیب...

351
00:18:17,640 --> 00:18:18,800
‫فکر می‌کنم باید...

352
00:18:19,360 --> 00:18:20,750
‫به اعلی‌حضرت اعتماد کنی.

353
00:18:20,800 --> 00:18:21,790
‫اعلی‌حضرت بهم گفته بود...

354
00:18:21,840 --> 00:18:24,950
‫تاریخچه ثبت زمین‌ها رو از
‫مناطق دیگه جمع‌آوری کنم،

355
00:18:25,000 --> 00:18:26,550
‫می‌گه یه روز به کارمون میاد.

356
00:18:26,600 --> 00:18:29,400
‫این عملا وعده امپراتوره دیگه، نیست؟

357
00:18:30,000 --> 00:18:33,920
‫اون موقع که تازه وارد وزارت دارایی شدی،
‫حرفت این نبود.

358
00:18:34,480 --> 00:18:37,640
‫پس مشکلی نداری که ار لان
‫انقدر مورد قبول باشه و...

359
00:18:37,680 --> 00:18:39,550
‫عین آب خوردن به مقامات بالا برسه؟

360
00:18:39,600 --> 00:18:41,120
‫الان دیگه همچین دیدی بهش ندارم.

361
00:18:42,360 --> 00:18:45,040
‫پس چرا امروز ار لان رو دعوت نکردی؟

362
00:18:45,600 --> 00:18:47,310
‫میزبان تویی.
‫مگه تو نباید دعوتش کنی؟

363
00:18:47,360 --> 00:18:48,950
‫ولی شما دو تا توی وزارت دارایی کار می‌کنین.

364
00:18:49,000 --> 00:18:50,390
‫آره. کار می‌کنیم.

365
00:18:50,440 --> 00:18:51,990
‫حتی امروز که دیدمش
‫یه سری هم بهش تکون دادم.

366
00:18:52,040 --> 00:18:53,680
‫فکر کردم داره میاد اینجا.

367
00:18:54,040 --> 00:18:55,160
‫خودت دعوتش نکردی.

368
00:18:56,080 --> 00:18:58,310
‫تازه، احتمالا جدیدا سرش شلوغ شده.
‫آدم‌های توانمند مشغله دارن، نه؟

369
00:18:58,360 --> 00:19:01,800
‫از کجا می‌خواست وقت کنه
‫واسه دورهمی ما بیاد؟

370
00:19:02,320 --> 00:19:04,440
‫قشنگ گفتی.
‫«آدم‌های توانمند مشغله دارن.»

371
00:19:06,560 --> 00:19:08,560
‫همه‌تون خیلی ثابت‌قدم هستین.

372
00:19:10,200 --> 00:19:12,720
‫ظاهرا فقط منم که هنوز
‫آب در هاون می‌کوبم.

373
00:19:18,240 --> 00:19:19,840
‫مثلا وانگ ژائو رو ببین.

374
00:19:20,480 --> 00:19:22,990
‫قرار بود با هیئت فرستادگان برگرده،

375
00:19:23,040 --> 00:19:24,960
‫ولی الان توی مملکت یان موندگار شده.

376
00:19:27,240 --> 00:19:28,880
‫واقعا نگرانشم.

377
00:19:30,680 --> 00:19:33,510
‫اعلی‌حضرت هم کاملا می‌دونه
‫که اهالی یان با نیت شوم اومدن،

378
00:19:33,560 --> 00:19:36,200
‫ولی همچنان خودش رو کوچیک کرد
‫تا ازشون استقبال کنه.

379
00:19:36,800 --> 00:19:39,640
‫اصلا نمی‌فهمم چی توی سرشه،

380
00:19:40,400 --> 00:19:41,270
‫و اصلا نمی‌دونم...

381
00:19:41,320 --> 00:19:42,830
‫- ما رو واسه چی...
‫- وایستا!

382
00:19:42,880 --> 00:19:43,910
‫- چی شده؟
‫- کارت چیه؟

383
00:19:43,960 --> 00:19:44,790
‫از مملکت یان اومدن، نه؟

384
00:19:44,840 --> 00:19:47,750
‫- پولش رو ندادی. نمی‌تونی بری.
‫- انگار کار اهالی یانه.

385
00:19:47,800 --> 00:19:49,280
‫حلال‌زاده‌ها رو باش.

386
00:19:49,760 --> 00:19:51,400
‫شیش وعده غذا خوردین،
‫چهار تا بطری نوشیدنی خوردین،

387
00:19:51,960 --> 00:19:53,960
‫کلا دو تا سکه در ازاش دادین.

388
00:19:55,120 --> 00:19:57,160
‫این فقط هزینه غذا و نوشیدنی بود.

389
00:19:57,320 --> 00:19:59,320
‫پول اجراکننده رو ندادین.

390
00:19:59,680 --> 00:20:00,680
‫کدوم اجراکننده؟

391
00:20:01,200 --> 00:20:02,880
‫خودش اومد برامون آهنگ خوند،

392
00:20:03,320 --> 00:20:04,590
‫تازه هنوز چند کلمه نخونده بود،

393
00:20:04,640 --> 00:20:05,870
‫خودمون گفتیم بره.

394
00:20:05,920 --> 00:20:07,040
‫همه می‌دونن که...

395
00:20:07,520 --> 00:20:09,920
‫خانم میائوینگ ستاره‌ی این خیابونه.

396
00:20:10,360 --> 00:20:12,830
‫کلی آدم حاضرن برای خدماتش پول بدن،
‫ولی شما نه؟

397
00:20:12,880 --> 00:20:14,960
‫چطوریه که شما اهالی یان می‌گین...

398
00:20:15,120 --> 00:20:17,240
‫خودش سرخود اومد اجرا کرد؟

399
00:20:25,120 --> 00:20:26,280
‫الان چقدر می‌خوای؟

400
00:20:26,400 --> 00:20:28,200
‫تو حرف حساب حالیت می‌شه.

401
00:20:28,320 --> 00:20:28,960
‫پنجاه تیل می‌شه.

402
00:20:31,200 --> 00:20:33,150
‫عمدا دارن برامون دردسر می‌سازن.

403
00:20:33,200 --> 00:20:34,560
‫نباید پول بدیم.

404
00:20:36,680 --> 00:20:38,800
‫هدف سفرمون یادت نره.

405
00:20:38,920 --> 00:20:41,640
‫نباید سر مسائل کوچیک
‫از هدف غافل بشیم.

406
00:20:45,880 --> 00:20:46,910
‫همین کافیه.

407
00:20:46,960 --> 00:20:47,880
‫کافی نیست!

408
00:20:49,920 --> 00:20:51,590
‫موضوع فقط پول نیست!

409
00:20:51,640 --> 00:20:54,670
‫حتی... حتی خواستن اذیتم کنن.

410
00:20:54,720 --> 00:20:55,790
‫این حرف تهمته!

411
00:20:55,840 --> 00:20:57,390
‫کی خواست اذیتت کنه؟

412
00:20:57,440 --> 00:20:58,800
‫اون! خودش بود!

413
00:20:58,880 --> 00:20:59,200
‫من؟

414
00:20:59,360 --> 00:21:00,200
‫آره، کار خودش بود!

415
00:21:00,240 --> 00:21:01,160
‫همه نگاه کنن!

416
00:21:01,280 --> 00:21:02,190
‫حتی رد دستش مونده!

417
00:21:02,240 --> 00:21:03,630
‫- به نظرت همچین شرایطی...
‫- دروغ می‌گه!

418
00:21:03,680 --> 00:21:04,910
‫قراره به دعوا تبدیل بشه؟

419
00:21:04,960 --> 00:21:06,310
‫نفوس بد نزن. صحبت نکن.

420
00:21:06,360 --> 00:21:06,960
‫کار خودش بود!

421
00:21:08,400 --> 00:21:09,190
‫- واسه چی زدیش؟
‫- باید بریم.

422
00:21:09,240 --> 00:21:10,440
‫خجالت نمی‌کشی؟

423
00:21:10,480 --> 00:21:11,160
‫وایستا ببینم!

424
00:21:15,640 --> 00:21:18,200
‫برادر، این‌ها اذیتم کردن!

425
00:21:18,400 --> 00:21:19,600
‫خواهرم رو اذیت کردین...

426
00:21:20,000 --> 00:21:21,630
‫حالا می‌خواین برین؟

427
00:21:21,680 --> 00:21:22,280
‫بزنیدشون!

428
00:21:29,520 --> 00:21:30,600
‫نباید این‌ها رو بکشیم.

429
00:21:31,840 --> 00:21:32,390
‫ولی اعلی‌حضرت...

430
00:21:32,440 --> 00:21:34,110
‫اگه بکشیمشون، متهم می‌شیم...

431
00:21:34,160 --> 00:21:34,960
‫و بازداشت می‌شیم.

432
00:21:40,160 --> 00:21:41,270
‫یه جای کار می‌لنگه.

433
00:21:41,320 --> 00:21:42,670
‫این استعداد مبارزه...

434
00:21:42,720 --> 00:21:45,230
‫به نظر نمیاد از کارگرهای معمولی باشه.

435
00:21:45,280 --> 00:21:46,000
‫شما برو.

436
00:21:46,320 --> 00:21:47,350
‫ما حسابشون رو می‌رسیم.

437
00:21:47,400 --> 00:21:47,840
‫نه.

438
00:21:49,040 --> 00:21:50,360
‫باید با همدیگه بریم.

439
00:21:52,300 --> 00:22:02,300
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

440
00:22:04,240 --> 00:22:05,360
‫- کی بود؟
‫- [عمارت زویشیانگ]

441
00:22:05,680 --> 00:22:06,240
‫فرار کنید!

442
00:22:08,280 --> 00:22:08,640
‫فرار کنید!

443
00:22:09,920 --> 00:22:10,840
‫دیوونه شدی؟

444
00:22:11,200 --> 00:22:12,990
‫می‌دونی اون بطری چقدر می‌ارزید؟

445
00:22:13,040 --> 00:22:13,990
‫دیوونه خودتی!

446
00:22:14,040 --> 00:22:15,190
‫توی این شرایط فکر پولی؟

447
00:22:15,240 --> 00:22:16,520
‫انقدر بحث نکنید دیگه!

448
00:22:16,760 --> 00:22:18,360
‫معلومه دست خالی نیومده بودن.

449
00:22:18,480 --> 00:22:20,470
‫شاید حتی مامورهای
‫ملکه مادر باشن.

450
00:22:20,520 --> 00:22:21,510
‫یانگ، گوش کن.

451
00:22:21,560 --> 00:22:23,750
‫زود برو قصر و این خبر رو به اعلی‌حضرت بده.

452
00:22:23,800 --> 00:22:25,000
‫لی، ما دنبالشون می‌ریم...

453
00:22:25,080 --> 00:22:26,400
‫شاید بتونیم کمک کنیم.

454
00:22:26,480 --> 00:22:28,080
‫دنبالشون بریم؟
‫من همین الان زدمشون.

455
00:22:28,280 --> 00:22:30,040
‫اون‌ها که نمی‌دونن تو بودی.

456
00:22:30,520 --> 00:22:31,150
‫تازه،

457
00:22:31,200 --> 00:22:33,430
‫تامین امنیت هیئت فرستادگان
‫برای جلوگیری از جنگ ضروریه.

458
00:22:33,480 --> 00:22:34,360
‫باید جدا بشیم.

459
00:22:34,520 --> 00:22:35,230
‫راست می‌گی.

460
00:22:35,280 --> 00:22:35,760
‫یانگ!

461
00:22:37,200 --> 00:22:37,720
‫بیا اینجا.

462
00:22:38,320 --> 00:22:40,520
‫مجبوریم عین دزدها یواشکی بریم؟

463
00:22:42,080 --> 00:22:42,600
‫وایستین!

464
00:22:43,920 --> 00:22:44,600
‫وایستین!

465
00:22:47,040 --> 00:22:47,800
‫جلوشون رو بگیرین!

466
00:22:58,240 --> 00:22:59,960
‫پشت دیوار راه داره.

467
00:23:00,240 --> 00:23:00,920
‫برین بالا!

468
00:23:01,000 --> 00:23:01,360
‫باشه.

469
00:23:11,400 --> 00:23:11,920
‫بریم!

470
00:23:15,480 --> 00:23:16,640
‫وایستین! تکون نخورین!

471
00:23:17,520 --> 00:23:18,320
‫بیا پایین!

472
00:23:21,360 --> 00:23:21,590
‫آب خوردن بود!

473
00:23:21,640 --> 00:23:22,640
‫آدم باش!

474
00:23:24,280 --> 00:23:24,640
‫برو!

475
00:23:34,400 --> 00:23:36,350
‫آقای لی، ممنون که به موقع گزارش دادین.

476
00:23:36,400 --> 00:23:39,720
‫این مجرمان رو می‌بریم
‫که ازشون بازجویی کنیم.

477
00:23:43,840 --> 00:23:45,560
‫این فرستاده‌های مملکت یان...

478
00:23:46,320 --> 00:23:47,720
‫حتما صحیح و سالم رفتن.

479
00:23:49,560 --> 00:23:51,240
‫واقعا جرئت کردن توی روز روشن...

480
00:23:51,360 --> 00:23:53,230
‫همچین حمله راهزنانه‌ای انجام بدن.

481
00:23:53,280 --> 00:23:53,760
‫انگار...

482
00:23:54,400 --> 00:23:56,230
‫ملکه مادر واقعا می‌خواد
‫رنگ واقعیش رو نشون بده.

483
00:23:56,280 --> 00:23:58,000
‫مسائل حل‌نشده مذاکرات صلح...

484
00:23:58,280 --> 00:23:59,480
‫هنوز باقی مونده.

485
00:24:01,080 --> 00:24:03,920
‫باید امیدوار باشیم اعلی‌حضرت
‫بتونه زمینه‌هاش رو فراهم کنه.

486
00:24:11,040 --> 00:24:11,960
‫هاوگو کجاست؟

487
00:24:18,920 --> 00:24:20,590
‫این کسایی که اومدن ما رو بکشن،

488
00:24:20,640 --> 00:24:23,040
‫حتما آدم‌های ملکه مادر بودن.

489
00:24:23,640 --> 00:24:26,080
‫این زن توی تالار اصلی هم
‫من رو تهدید کرده بود.

490
00:24:26,160 --> 00:24:28,190
‫حتما راه دیگه‌ای به ذهنش نرسیده.

491
00:24:28,240 --> 00:24:30,310
‫سربازهاشون هم سریع رسیدن.

492
00:24:30,360 --> 00:24:32,150
‫احتمالا همونی که بطری رو پرت کرد...

493
00:24:32,200 --> 00:24:33,670
‫به سربازها اطلاع داد.

494
00:24:33,720 --> 00:24:35,400
‫ممکنه از افراد امپراتور باشه؟

495
00:24:36,000 --> 00:24:36,680
‫احتمالا نه.

496
00:24:37,280 --> 00:24:38,000
‫فکر نکنم...

497
00:24:39,040 --> 00:24:40,030
‫با همون گروهی باشن که...

498
00:24:40,080 --> 00:24:42,400
‫بهمون گفتن از دیوار بریم بالا.

499
00:24:42,800 --> 00:24:45,600
‫پس توی شیای بزرگ هم نزاع داخلی وجود داره.

500
00:24:47,080 --> 00:24:47,600
‫بریم.

501
00:24:53,160 --> 00:24:55,240
‫همین که علامت اومد رفتم.

502
00:24:55,360 --> 00:24:56,630
‫همونطور که اعلی‌حضرت فرمودن...

503
00:24:56,680 --> 00:24:59,680
‫چهره خودم رو جلوی
‫هیئت فرستادگان نشون ندادم.

504
00:25:00,360 --> 00:25:01,910
‫متوجه چیز دیگه‌ای شدی؟

505
00:25:01,960 --> 00:25:03,560
‫اون هاچینا که توی گروهشونه...

506
00:25:04,400 --> 00:25:06,680
‫به نظر نمیاد رئیس اصلیشون باشه.

507
00:25:07,800 --> 00:25:08,800
‫وقتی دعوا شد...

508
00:25:09,320 --> 00:25:12,360
‫شنیدم اون همراهشون رو
‫«اعلی‌حضرت» خطاب کرد.

509
00:25:13,400 --> 00:25:16,360
‫به نظر من هم اون مرد ریشو
‫خیلی مشکوک بود.

510
00:25:17,160 --> 00:25:19,110
‫انگار تغییر چهره داده باشه،

511
00:25:19,160 --> 00:25:21,510
‫و مدام به بقیه یادآوری می‌کرد،

512
00:25:21,560 --> 00:25:23,040
‫که نباید دعوا راه بندازن.

513
00:25:24,040 --> 00:25:24,880
‫الان یادم اومد.

514
00:25:25,720 --> 00:25:27,440
‫همچین کسی بینشون بود.

515
00:25:29,200 --> 00:25:30,670
‫توی ضیافت بزرگ طول عمر...

516
00:25:30,720 --> 00:25:32,310
‫گفتی یه استاد مبارزه‌ای
‫اونجا بود، مگه نه آقای بی؟

517
00:25:32,360 --> 00:25:33,160
‫درسته.

518
00:25:33,240 --> 00:25:35,110
‫قدرت درونیش خیلی عمیق بود،

519
00:25:35,160 --> 00:25:36,640
‫خیلی از هاچینا بیشتر بود.

520
00:25:37,240 --> 00:25:38,560
‫پس سوال اینجاست:

521
00:25:39,880 --> 00:25:41,320
‫چرا یه استاد مبارزه...

522
00:25:41,960 --> 00:25:43,880
‫باید خودش رو همراه ساده جا بزنه؟

523
00:25:44,320 --> 00:25:45,360
‫این آدم‌های یان...

524
00:25:46,520 --> 00:25:47,470
‫احتمالا توی شیای بزرگ ما...

525
00:25:47,520 --> 00:25:50,240
‫روی واقعیشون نشون داده نشده.

526
00:25:50,880 --> 00:25:54,120
‫مثلا قرار بود دلیلی نداشته باشن
‫که چهره‌شون رو بپوشونن.

527
00:25:54,280 --> 00:25:55,600
‫حالا که تغییر شکل داده،

528
00:25:56,360 --> 00:25:58,200
‫حتما یکیه که باهاش آشناییم.

529
00:25:58,440 --> 00:26:01,920
‫جایی که چهره‌اش برای
‫ما ممکنه آشنا باشه...

530
00:26:03,120 --> 00:26:04,440
‫ممکنه از...

531
00:26:05,480 --> 00:26:06,480
‫میدون نبرد باشه؟

532
00:26:06,800 --> 00:26:07,840
‫با اون استعداد مبارزه...

533
00:26:08,880 --> 00:26:12,520
‫قطعا بهش می‌خوره که مقام
‫مبارز برتر مملکت یان رو داشته باشه.

534
00:26:12,800 --> 00:26:13,720
‫پس توئره!

535
00:26:14,240 --> 00:26:17,160
‫- [شاهزاده توئر]
‫- با ریش تقریبا...

536
00:26:17,720 --> 00:26:19,200
‫هفتاد هشتاد درصد شبیهشه.

537
00:26:19,720 --> 00:26:20,870
‫ولی از خیلی وقت پیش می‌گفتن...

538
00:26:20,920 --> 00:26:22,830
‫که توئر و امپراتور یان
‫با همدیگه اختلاف نظر دارن.

539
00:26:22,880 --> 00:26:25,350
‫پس چطور ممکنه به عنوان عضوی از
‫هیئت فرستادگان اومده باشه؟

540
00:26:25,400 --> 00:26:26,200
‫مگر اینکه...

541
00:26:26,400 --> 00:26:27,510
‫هیئت فرستادگان واقعی نیستن.

542
00:26:27,560 --> 00:26:28,480
‫پس بگو!

543
00:26:28,920 --> 00:26:30,950
‫پس بگو چرا وانگ ژائو
‫نتونست باهاشون برگرده!

544
00:26:31,000 --> 00:26:31,800
‫اعلی‌حضرت،

545
00:26:32,240 --> 00:26:34,510
‫شاید می‌خوان توی این ملاقات
‫حیله‌ای به کار ببرن.

546
00:26:34,560 --> 00:26:36,800
‫لطفا بیشتر احتیاط کنید اعلی‌حضرت.

547
00:26:37,120 --> 00:26:37,920
‫متوجهم.

548
00:26:41,800 --> 00:26:42,870
‫گوش کنین.

549
00:26:42,920 --> 00:26:43,440
‫آقای یانگ.

550
00:26:43,560 --> 00:26:44,150
‫بله اعلی‌حضرت؟

551
00:26:44,200 --> 00:26:47,790
‫به وزیر تشریفات بگو تا اقامتگاه
‫هیئت فرستادگان بره و عذرخواهی کنه.

552
00:26:47,840 --> 00:26:49,070
‫هر چقدر رسمی‌تر باشه، بهتره.

553
00:26:49,120 --> 00:26:49,760
‫عذرخواهی کنه؟

554
00:26:50,320 --> 00:26:51,440
‫ولی مگه نباید...

555
00:26:54,960 --> 00:26:56,040
‫چشم اعلی‌حضرت.

556
00:27:01,040 --> 00:27:01,520
‫دان.

557
00:27:01,880 --> 00:27:03,990
‫این اهالی یان با نیت خوبی نیومدن.

558
00:27:04,040 --> 00:27:06,080
‫باید زودتر مقدمات رو آماده کنی.

559
00:27:06,720 --> 00:27:08,000
‫اگه قراره مذاکره کنیم،

560
00:27:08,600 --> 00:27:09,800
‫باید خطر کنیم.

561
00:27:11,320 --> 00:27:12,400
‫تازه، از طرفی...

562
00:27:13,680 --> 00:27:15,680
‫حتما من و توئر خیلی وقت پیش
‫همدیگه رو دیدیم.

563
00:27:15,920 --> 00:27:16,920
‫پس باید...

564
00:27:17,320 --> 00:27:19,040
‫درباره‌اش یه وان‌یین بگیم؟

565
00:27:19,160 --> 00:27:19,520
‫نه.

566
00:27:22,200 --> 00:27:23,720
‫قضیه شیه یونگر...

567
00:27:23,960 --> 00:27:25,710
‫همینطوری کلی اذیتش کرده.

568
00:27:25,760 --> 00:27:27,960
‫نمی‌خوام فشار مضاعف حس کنه.

569
00:27:29,560 --> 00:27:30,630
‫[شاهزاده توئر]

570
00:27:30,680 --> 00:27:34,960
‫[بانو شانی زیبا]

571
00:27:35,880 --> 00:27:38,840
‫[چند سال پیش]

572
00:27:40,160 --> 00:27:46,560
‫[رستوران ییشوان]

573
00:27:51,760 --> 00:27:54,160
‫این هدیه رو امپراتور شیای بزرگ داده،

574
00:27:55,480 --> 00:27:57,270
‫گفته جهت دلجویی از هیئت فرستادگان،

575
00:27:57,320 --> 00:27:59,160
‫بابت اتفاقات امروزه.

576
00:28:01,760 --> 00:28:03,240
‫این‌ها فقط بلدن...

577
00:28:03,800 --> 00:28:04,920
‫چطوری عذرخواهی کنن.

578
00:28:06,200 --> 00:28:08,760
‫دقت کردم امروز تعداد
‫نگهبان‌ها بیشتر بود.

579
00:28:09,320 --> 00:28:11,640
‫گفتن مخصوصا تعدادشون رو زیاد کردن...

580
00:28:11,680 --> 00:28:14,070
‫که جلوی مجرمان رو واسه
‫حمله مجدد بگیرن...

581
00:28:14,120 --> 00:28:15,320
‫که مواظب ما باشن.

582
00:28:16,960 --> 00:28:19,000
‫نمی‌شه دقیقا گفت...

583
00:28:19,360 --> 00:28:20,760
‫که مواظبمون هستن...

584
00:28:21,840 --> 00:28:22,720
‫یا برامون بپا گذاشتن.

585
00:28:25,440 --> 00:28:26,720
‫چند سال پیش...

586
00:28:27,280 --> 00:28:29,830
‫وقتی امپراتور یان علیه کشور ما جنگید...

587
00:28:29,880 --> 00:28:31,800
‫فقط به چشمش تیر نخورد.

588
00:28:31,920 --> 00:28:34,670
‫به نقطه دیگه‌ای
‫از بدنش هم تیر خورد.

589
00:28:34,720 --> 00:28:37,040
‫واسه همین نتونست فرزندی به دنیا بیاره،

590
00:28:37,280 --> 00:28:39,240
‫و فقط توئر که از اقوامشه براش مونده.

591
00:28:40,120 --> 00:28:43,320
‫ژالوواهان شاید اونقدر
‫با توئر نزدیک نباشه،

592
00:28:43,760 --> 00:28:46,680
‫ولی قطعا بهش سوارکاری
‫و شکار یاد داده.

593
00:28:47,680 --> 00:28:48,960
‫کی فکرش رو می‌کرد...

594
00:28:49,280 --> 00:28:52,000
‫این عمو و برادرزاده
‫انقدر با هم نزدیک بشن؟

595
00:28:52,920 --> 00:28:56,120
‫طولی نکشید که توئر
‫تبدیل به مرد جوان و دلیری شد،

596
00:28:56,160 --> 00:28:58,710
‫تواناییش توی سوارکاری و تیراندازی
‫از امپراتور یان هم فراتر رفت،

597
00:28:58,760 --> 00:29:02,030
‫و تعداد مردمی که ازش حمایت می‌کردن
‫به تدریج افزایش پیدا کرد.

598
00:29:02,080 --> 00:29:04,720
‫بعد از اینکه توئر تبدیل شد
‫به بهترین مبارز مملکت یان،

599
00:29:05,000 --> 00:29:06,470
‫خواسته عموم برای اینکه امپراتور یان
‫ترک مقام کنه و...

600
00:29:06,520 --> 00:29:08,040
‫سلطنت رو به توئر بسپاره...

601
00:29:08,160 --> 00:29:09,880
‫روز به روز بیشتر شد.

602
00:29:13,120 --> 00:29:16,600
‫واقعا می‌شه گفت که برادرزاده
‫تبدیل به مشقت عموش شد.

603
00:29:19,000 --> 00:29:21,910
‫بانو شانی زیبا کسی بود
‫که توئر خاطرخواهش بود،

604
00:29:21,960 --> 00:29:24,960
‫ولی اون زن توسط امپراتور یان
‫به شیای بزرگ فرستاده شد.

605
00:29:25,080 --> 00:29:28,150
‫بعد از سو قصد ناموفقی،
‫این زن توی قصر فوت کرد.

606
00:29:28,200 --> 00:29:29,910
‫همچنان اهالی یان بعد از اون...

607
00:29:29,960 --> 00:29:31,830
‫نه‌تنها اقدام به سو قصد رو منکر شدن...

608
00:29:31,880 --> 00:29:34,160
‫بلکه شیای بزرگ رو متهم
‫به کشتن اون زن کردن...

609
00:29:34,480 --> 00:29:37,200
‫و این رو بهونه‌ای برای جنگ با ما کردن.

610
00:29:37,960 --> 00:29:41,520
‫پس حتما توئر تا حد مرگ
‫از امپراتور متنفره.

611
00:29:41,640 --> 00:29:42,480
‫این بار...

612
00:29:43,240 --> 00:29:45,680
‫ممکنه طبق رسم جینگ‌که...

613
00:29:46,160 --> 00:29:49,390
‫اسم و ظاهرش رو تغییر داده باشه
‫تا وارد هیئت فرستادگان بشه؟

614
00:29:49,440 --> 00:29:51,110
‫به نظر لزومی نداره
‫که خودش رو به خطر بندازه.

615
00:29:51,160 --> 00:29:53,310
‫امپراتور همینطوریش توی موضع ضعفه،

616
00:29:53,360 --> 00:29:55,280
‫و کاردان ارشدش دیگه مرده.

617
00:29:56,160 --> 00:29:59,840
‫توی این شرایط توئر یه گروه
‫از جینگ‌که‌ها رو با خودش آورده.

618
00:30:01,080 --> 00:30:01,960
‫اعلی‌حضرت،

619
00:30:02,680 --> 00:30:03,880
‫به نظرتون باید...

620
00:30:04,400 --> 00:30:06,360
‫حقیقتی رو به امپراتور بگیم؟

621
00:30:11,160 --> 00:30:12,710
‫آقای سائو، از تو انتظار نداشتم...

622
00:30:12,760 --> 00:30:15,000
‫که انقدر نگران امپراتور باشی.

623
00:30:15,120 --> 00:30:18,160
‫من صرفا به فکر منافع شما هستم سرورم.

624
00:30:18,600 --> 00:30:21,400
‫اگه توئر واقعا امپراتور رو بکشه،

625
00:30:21,480 --> 00:30:23,030
‫دوباره بین سرزمین‌های ما جنگ می‌شه.

626
00:30:23,080 --> 00:30:23,920
‫اون موقع...

627
00:30:24,080 --> 00:30:27,280
‫ما منابع کافی برای مقابله
‫با ملکه مادر رو نداریم.

628
00:30:27,600 --> 00:30:29,720
‫من هم به همین فکر می‌کردم.

629
00:30:31,560 --> 00:30:33,280
‫ولی متوجه یه چیزی شدم.

630
00:30:33,560 --> 00:30:35,400
‫از اونجا که توئر به عنوان فرستاده اومده،

631
00:30:36,120 --> 00:30:37,040
‫و با توانایی‌هایی که داره،

632
00:30:38,080 --> 00:30:39,110
‫وقتی آدمکش‌های جینگ‌که رو آورده،

633
00:30:39,160 --> 00:30:41,760
‫کشتن اتفاقی ملکه مادر،

634
00:30:43,160 --> 00:30:45,040
‫اونقدر براش سخت نیست، نه؟

635
00:30:45,600 --> 00:30:48,000
‫حالا که کسی فرمانی نمی‌ده،

636
00:30:48,360 --> 00:30:50,040
‫و دشمنان ما همین بیرون منتظرن،

637
00:30:50,120 --> 00:30:51,830
‫و ولیعهد هنوز صغیره،

638
00:30:51,880 --> 00:30:55,840
‫یکی باید به عنوان نایب‌السلطنه
‫امورات مملکت رو به دست بگیره.

639
00:30:56,040 --> 00:30:56,920
‫درباره جنگ باید گفت...

640
00:30:57,240 --> 00:30:58,960
‫حالا که همه بهش آگاه شدیم...

641
00:30:59,120 --> 00:31:00,600
‫می‌تونیم پیشاپیش آماده‌سازی کنیم...

642
00:31:00,720 --> 00:31:02,560
‫که با حمله پیش‌دستانه مملکت یان...

643
00:31:02,800 --> 00:31:04,800
‫ناگهان غافلگیر نشیم.

644
00:31:05,120 --> 00:31:07,520
‫پس نیازی نیست امپراتور بفهمه.

645
00:31:09,120 --> 00:31:10,360
‫چون وقتی لازم باشه...

646
00:31:11,640 --> 00:31:14,200
‫توئر حتی می‌تونه بهمون کمک کنه.

647
00:31:34,240 --> 00:31:36,080
‫[ده سال پیش]
‫[امپراتور یان]

648
00:31:36,120 --> 00:31:39,000
‫- [ده سال پیش]
‫- اعلی‌حضرت، توئره.

649
00:31:39,720 --> 00:31:40,760
‫عـ... عـ...

650
00:31:41,720 --> 00:31:42,600
‫عمو.

651
00:31:52,720 --> 00:31:53,440
‫درد داره؟

652
00:31:53,960 --> 00:31:54,840
‫نه، نداره.

653
00:32:01,120 --> 00:32:01,840
‫این چیه؟

654
00:32:02,480 --> 00:32:03,880
‫گل استکانیه.

655
00:32:04,200 --> 00:32:05,320
‫خیلی قشنگه.

656
00:32:34,880 --> 00:32:35,400
‫شانی!

657
00:32:38,680 --> 00:32:39,400
‫قشنگه؟

658
00:32:41,440 --> 00:32:42,040
‫آره.

659
00:32:43,120 --> 00:32:45,120
‫قراره برم شیای بزرگ.

660
00:32:47,200 --> 00:32:48,880
‫مگه مرد توی مملکت یان کم اومده...

661
00:32:50,200 --> 00:32:52,320
‫که باید یه زن رو
‫به عنوان فرستاده ببرن؟

662
00:32:53,160 --> 00:32:54,510
‫چون من خادم برگزیده‌ام...

663
00:32:54,560 --> 00:32:56,080
‫که مردم یان انتخابم کردن.

664
00:32:56,560 --> 00:32:59,200
‫طبیعتا باید برم براشون اجرا کنم.

665
00:33:00,240 --> 00:33:02,320
‫این خنجر رو درست کردم.

666
00:33:03,080 --> 00:33:04,400
‫واسه حفاظت از خودت ببر.

667
00:33:06,400 --> 00:33:07,520
‫خیلی قشنگه.

668
00:33:08,600 --> 00:33:10,800
‫حتی گل استکانی روش حکاکی شده.

669
00:33:12,560 --> 00:33:14,240
‫می‌خواستم باهات بیام،

670
00:33:15,040 --> 00:33:17,760
‫ولی عموم اصرار داره
‫بمونم و به امورات مملکت برسم.

671
00:33:18,920 --> 00:33:20,670
‫لطفا توی این سفر خیلی مواظب باش.

672
00:33:20,720 --> 00:33:21,440
‫نگران نباش.

673
00:33:21,720 --> 00:33:23,720
‫نمی‌خوام که بجنگم.
‫مذاکرات صلحه.

674
00:33:24,080 --> 00:33:25,560
‫خطری وجود نداره.

675
00:33:25,840 --> 00:33:28,280
‫شانی، عجله کن!
‫همه منتظرتیم!

676
00:33:28,360 --> 00:33:28,800
‫اومدم!

677
00:33:35,840 --> 00:33:36,360
‫توئر.

678
00:33:36,920 --> 00:33:38,150
‫منتظرم باش تا برگردم.

679
00:33:38,200 --> 00:33:39,800
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

680
00:33:44,040 --> 00:33:44,440
‫عمو.

681
00:33:44,840 --> 00:33:46,440
‫چرا شانی هنوز برنگشته؟

682
00:33:46,800 --> 00:33:48,040
‫خادم برگزیده است.

683
00:33:48,080 --> 00:33:51,000
‫باید با هیئت فرستادگان برمی‌گشت.

684
00:33:59,760 --> 00:34:00,280
‫عمو.

685
00:34:02,720 --> 00:34:04,120
‫چی به سر شانی اومده؟

686
00:34:04,680 --> 00:34:06,480
‫امپراتور شیای بزرگ...

687
00:34:07,400 --> 00:34:09,440
‫تحت تاثیر استعداد شانی قرار گرفت...

688
00:34:09,960 --> 00:34:12,150
‫و توی همون تالار اصلی...

689
00:34:12,200 --> 00:34:13,800
‫بهش تعرض کرد.

690
00:34:14,440 --> 00:34:15,080
‫شانی...

691
00:34:16,440 --> 00:34:17,840
‫نمی‌خواست تحقیر بشه...

692
00:34:18,120 --> 00:34:19,310
‫برای همین سخت مقاومت کرد...

693
00:34:19,360 --> 00:34:20,720
‫ولی اون امپراتور...

694
00:34:22,240 --> 00:34:25,480
‫زد شانی رو کشت!

695
00:34:44,000 --> 00:34:46,160
‫خاطرات ژانگ سان.

696
00:35:25,320 --> 00:35:29,080
‫[دیواره کوه‌نما]

697
00:35:29,120 --> 00:35:31,080
‫[یک الی سه]

698
00:35:31,160 --> 00:35:38,920
‫- [دیواره کوه‌نما]
‫- خودشه.
‫- اینجاست.

699
00:35:39,000 --> 00:35:41,200
‫- [یک الی سه]

700
00:35:43,200 --> 00:35:53,200
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M