1
00:01:28,200 --> 00:01:33,040
‫[قسمت بیست و یک]

2
00:01:34,040 --> 00:01:44,040
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

3
00:01:54,800 --> 00:01:55,720
‫محکم‌تر!

4
00:01:57,360 --> 00:01:58,760
‫دژکوب رو بیارید!

5
00:01:58,800 --> 00:01:59,360
‫چشم!

6
00:02:09,920 --> 00:02:11,760
‫به آخر خط رسیدی،

7
00:02:11,800 --> 00:02:13,030
‫و همچنان تسلیم نمیشی؟

8
00:02:13,080 --> 00:02:13,440
‫دان.

9
00:02:14,880 --> 00:02:15,920
‫اونو بکشیم؟

10
00:02:22,880 --> 00:02:24,120
‫سم داری؟

11
00:02:24,920 --> 00:02:26,830
‫از اون سم‌هایی که ذره‌ذره آدمو می‌کشه.

12
00:02:26,880 --> 00:02:28,280
‫از کجا می‌دونی سم آوردم؟

13
00:02:33,680 --> 00:02:35,280
‫خودم درست نکردم.

14
00:02:36,080 --> 00:02:37,600
‫نمی‌دونم کشنده‌ست یا نه.

15
00:02:38,440 --> 00:02:39,960
‫ولی یه بار به یه مرغ دادم.

16
00:02:41,000 --> 00:02:42,880
‫یه قرص آدم رو نمی‌کشه.

17
00:02:43,080 --> 00:02:44,320
‫وقتی مرغ اونو خورد

18
00:02:44,360 --> 00:02:45,510
‫فورا نقش بر زمین شد.

19
00:02:45,560 --> 00:02:46,200
‫آقای بی،

20
00:02:47,760 --> 00:02:49,510
‫به ملکهٔ مادر بده.

21
00:02:49,560 --> 00:02:50,240
‫شیاهو دان!

22
00:02:54,640 --> 00:02:55,280
‫شیاهو دان!

23
00:02:55,920 --> 00:02:57,560
‫شیاهو دان، منو نکش!

24
00:02:57,600 --> 00:02:58,880
‫من تو رو بزرگ کردم!

25
00:02:59,120 --> 00:03:00,760
‫امروز به اینجا رسیدی مدیون من هستی!

26
00:03:02,960 --> 00:03:03,360
‫دان.

27
00:03:04,640 --> 00:03:05,160
‫دان...

28
00:03:06,440 --> 00:03:07,440
‫شیاهو دان!

29
00:03:08,480 --> 00:03:09,760
‫تو مسموم شدی.

30
00:03:10,000 --> 00:03:10,720
‫اگه من بمیرم،

31
00:03:11,440 --> 00:03:12,600
‫تو هم می‌میری.

32
00:03:13,400 --> 00:03:14,590
‫تاج و تخت شیای بزرگ

33
00:03:14,640 --> 00:03:16,040
‫برای شیاهو پوئه.

34
00:03:16,160 --> 00:03:17,320
‫دان، فکر کن.

35
00:03:17,680 --> 00:03:18,480
‫یعنی...

36
00:03:19,080 --> 00:03:20,200
‫امپراتوری رو

37
00:03:20,520 --> 00:03:22,240
‫به همین راحتی به اون تقدیم کنیم؟

38
00:03:22,720 --> 00:03:24,640
‫مادر، انگار یادت رفته

39
00:03:25,880 --> 00:03:27,800
‫که به لطف تو و شاهزاده دوآن،

40
00:03:28,920 --> 00:03:31,360
‫من طی این سال‌ها بارها و بارها مسموم شدم

41
00:03:32,160 --> 00:03:33,760
‫و داروهای زیادی رو خوردم.

42
00:03:34,760 --> 00:03:36,040
‫سم‌های معمولی

43
00:03:36,920 --> 00:03:38,400
‫دیگه روی من اثر نداره.

44
00:03:40,200 --> 00:03:42,120
‫پس مادر، نگران نباش.

45
00:03:43,480 --> 00:03:45,320
‫من زودتر از تو نمی‌میرم.

46
00:03:45,960 --> 00:03:47,680
‫به خوردِ ملکهٔ مادر بده.

47
00:04:06,400 --> 00:04:08,480
‫مادر، یادت میاد کجا هستیم؟

48
00:04:13,160 --> 00:04:16,200
‫توی مقبره‌ای که با دستای خودم
‫برای تو ساختم.

49
00:04:32,360 --> 00:04:33,470
‫در شکسته شد!

50
00:04:33,520 --> 00:04:34,800
‫امپراتور داخله!

51
00:04:34,920 --> 00:04:35,520
‫بکشیدشون!

52
00:04:58,280 --> 00:04:59,160
‫سرورم!

53
00:05:09,320 --> 00:05:10,270
‫من، فو هه، معاون نگهبانان سلطنتی،

54
00:05:10,320 --> 00:05:11,230
‫برای نجات شما دیر کردم.

55
00:05:11,280 --> 00:05:13,200
‫درخواست دارم اعلی‌حضرت من رو عفو کنه!

56
00:05:14,320 --> 00:05:15,160
‫من خوبم.

57
00:05:18,240 --> 00:05:20,240
‫زود باشید و ملکهٔ مادر رو نجات بدید.

58
00:05:24,680 --> 00:05:25,520
‫سرورم!

59
00:05:25,560 --> 00:05:26,270
‫سرورم!

60
00:05:26,320 --> 00:05:28,040
‫خبر بدی دارم، سرورم!

61
00:05:29,200 --> 00:05:30,960
‫خبر بدی دارم!

62
00:05:32,040 --> 00:05:32,880
‫بگو.

63
00:05:34,480 --> 00:05:35,360
‫توئر.

64
00:05:36,280 --> 00:05:37,080
‫به همین زودی

65
00:05:37,200 --> 00:05:39,720
‫اکثر نیروهای امپراتور رو از بین برد.

66
00:05:39,800 --> 00:05:41,520
‫برای حمله فرصت رو غنیمت شمردیم.

67
00:05:41,800 --> 00:05:42,280
‫اما...

68
00:05:43,080 --> 00:05:43,960
‫به‌طور غیر منتظره‌ای،

69
00:05:44,320 --> 00:05:45,150
‫نگهبانان سلطنتی

70
00:05:45,200 --> 00:05:46,910
‫یه‌دفعه از ناکجاآباد ظاهر شدن.

71
00:05:46,960 --> 00:05:50,000
‫تمامی تلاش‌مون هدر رفت!

72
00:05:58,640 --> 00:06:01,080
‫مگه ژائو ووچنگ طرفِ ما نیست؟

73
00:06:02,040 --> 00:06:03,680
‫سربازها رو رهبری نمی‌کرد.

74
00:06:03,880 --> 00:06:05,840
‫گفته شده معاون فرمانده

75
00:06:06,040 --> 00:06:09,480
‫از ببر تالی جهت جمع‌آوری ارتش
‫بدون اجازه استفاده کرده.

76
00:06:11,280 --> 00:06:12,600
‫امپراتور چی؟

77
00:06:14,720 --> 00:06:16,960
‫صدمه دیده؟

78
00:06:17,440 --> 00:06:17,880
‫خب...

79
00:06:18,760 --> 00:06:19,560
‫من....

80
00:06:20,040 --> 00:06:21,480
‫خوش‌شانس بودم

81
00:06:21,920 --> 00:06:23,120
‫و تونستم زنده فرار کنم.

82
00:06:26,760 --> 00:06:35,640
‫[پایتخت شیا]

83
00:06:38,400 --> 00:06:39,160
‫ایست.

84
00:06:46,360 --> 00:06:47,680
‫معاون فو هه.

85
00:06:50,560 --> 00:06:51,120
‫برو کنار!

86
00:06:53,320 --> 00:06:54,120
‫سرورم.

87
00:06:58,520 --> 00:06:59,800
‫ژائو ووچنگ کجاست؟

88
00:07:01,120 --> 00:07:01,440
‫من...

89
00:07:02,840 --> 00:07:04,320
‫اعلی‌حضرت سوال پرسیدم!

90
00:07:05,960 --> 00:07:07,000
‫فرمانده ژائو...

91
00:07:07,840 --> 00:07:08,840
‫مفقود شدند.

92
00:07:09,240 --> 00:07:10,280
‫فرمان من رو اعلام کنید:

93
00:07:12,240 --> 00:07:14,790
‫ژائو وچونگ، فرمانده نگهبانان سلطنتی،

94
00:07:14,840 --> 00:07:16,680
‫مرتکب سرپیچی شده،

95
00:07:17,040 --> 00:07:18,680
‫در وظیفه‌اش اهمال کرده و فرار کرده،

96
00:07:18,720 --> 00:07:21,360
‫سببِ بیماری ناگهانی ملکهٔ مادر شده.

97
00:07:22,600 --> 00:07:24,080
‫اون رو فورا اخراج کنید

98
00:07:24,920 --> 00:07:26,840
‫و تمام شهر رو به دنبال اون بگردید.

99
00:07:27,280 --> 00:07:27,680
‫من...

100
00:07:29,400 --> 00:07:30,360
‫اون رو زنده می‌خوام.

101
00:07:31,840 --> 00:07:32,200
‫چشم.

102
00:07:33,640 --> 00:07:34,960
‫معاون فو هه.

103
00:07:36,480 --> 00:07:37,000
‫در خدمت شما هستم.

104
00:07:37,320 --> 00:07:38,840
‫بابت شایستگیت در نجات من،

105
00:07:39,680 --> 00:07:41,400
‫تو به مقام فرماندهی ارتقا پیدا می‌کنی،

106
00:07:41,720 --> 00:07:44,000
‫ژنرال بزرگ با رتبه دوم فرعی،

107
00:07:44,280 --> 00:07:46,600
‫با فرماندهی کامل نگهبانان سلطنتی.

108
00:07:47,880 --> 00:07:48,480
‫بابت این افتخار بزرگ،

109
00:07:48,800 --> 00:07:50,800
‫متشکرم، سرورم.

110
00:07:51,640 --> 00:07:52,520
‫سرورم.

111
00:07:53,120 --> 00:07:54,430
‫امپراتور در دروازه شهر دیده شدند.

112
00:07:54,480 --> 00:07:56,150
‫معاون فو هه رو ترفیع دادند.

113
00:07:56,200 --> 00:07:57,590
‫اما از کالسکه خارج نشدند.

114
00:07:57,640 --> 00:07:58,160
‫نفهمیدم...

115
00:07:58,680 --> 00:08:00,400
‫زخمی شدن یا نه.

116
00:08:02,880 --> 00:08:03,880
‫توئر.

117
00:08:05,680 --> 00:08:07,280
‫اون آدمکش‌ها چی؟

118
00:08:07,600 --> 00:08:09,200
‫پیداشون نیست.

119
00:08:09,240 --> 00:08:11,360
‫نمی‌دونیم زنده‌ان یا مُرده.

120
00:08:28,000 --> 00:08:29,440
‫شیاهو دان!

121
00:08:31,080 --> 00:08:33,640
‫کشتن تو واقعا سخته!

122
00:08:34,320 --> 00:08:36,640
‫کشتنت خیلی سخته!

123
00:08:42,960 --> 00:08:44,670
‫به نام اعلی‌حضرت
‫این فرمان رو صادر کنید:

124
00:08:44,720 --> 00:08:45,830
‫امشب قصر منع رفت و آمد داره.

125
00:08:45,880 --> 00:08:46,950
‫هیچ‌کس اجازه ورود یا خروج نداره.

126
00:08:47,000 --> 00:08:47,320
‫چشم.

127
00:08:51,080 --> 00:08:51,480
‫برو.

128
00:08:53,080 --> 00:08:53,600
‫مراقب باش.

129
00:08:58,360 --> 00:08:58,880
‫خیلی‌خب.

130
00:09:02,280 --> 00:09:03,120
‫طاقت بیار.

131
00:09:03,760 --> 00:09:04,790
‫میرم طبیب‌های سلطنتی رو بیارم.

132
00:09:04,840 --> 00:09:05,360
‫نرو.

133
00:09:07,280 --> 00:09:08,750
‫مرکز طبابت سلطنتی

134
00:09:08,800 --> 00:09:10,520
‫پر از جاسوس‌های شاهزاده دوآنه.

135
00:09:11,320 --> 00:09:13,280
‫اگه بفهمه من آسیب دیدم،

136
00:09:14,560 --> 00:09:16,280
‫مذاکرات صلح خراب میشه.

137
00:09:28,600 --> 00:09:29,360
‫نگران نباش.

138
00:09:30,720 --> 00:09:32,080
‫فقط یه‌کم خسته‌ام.

139
00:09:39,680 --> 00:09:41,400
‫تو هم نگران  نباش.

140
00:09:41,960 --> 00:09:42,800
‫از پسش برمیام.

141
00:09:46,280 --> 00:09:46,760
‫آقای بی،

142
00:09:48,040 --> 00:09:49,200
‫می‌تونید کاری کنید؟

143
00:09:50,000 --> 00:09:52,110
‫فقط می‌تونم به طور موقت
‫جلوی خونریزی رو بگیرم.

144
00:09:52,160 --> 00:09:53,760
‫اما اون مسموم شده.

145
00:09:53,880 --> 00:09:55,320
‫زخم خوب نمیشه.

146
00:09:55,440 --> 00:09:56,440
‫باید چیکار کنیم؟

147
00:09:57,200 --> 00:09:58,320
‫می‌تونیم سراغ کی بریم؟

148
00:10:02,360 --> 00:10:02,960
‫لان.

149
00:10:04,400 --> 00:10:05,560
‫برو پیش شیه خاتون.

150
00:10:05,640 --> 00:10:06,830
‫بگو از دستِ
‫جاسوس‌های شاهزاده دوآن دوری کنه...

151
00:10:06,880 --> 00:10:07,190
‫چشم.

152
00:10:07,240 --> 00:10:08,910
‫و مخفیانه شیائو تیانکای رو به اینجا بیاره.

153
00:10:08,960 --> 00:10:09,630
‫اگه حرفت رو باور نکرد...

154
00:10:09,680 --> 00:10:10,000
‫باشه.

155
00:10:10,280 --> 00:10:11,960
‫این حرکت رو واسش انجام بده.

156
00:10:12,560 --> 00:10:13,080
‫عجله کنید.

157
00:10:14,040 --> 00:10:15,560
‫مراقب باشید، بانوی من.

158
00:10:17,760 --> 00:10:18,360
‫آروم.

159
00:10:19,320 --> 00:10:20,280
‫شیه خاتون،

160
00:10:20,320 --> 00:10:20,800
‫دهنتو ببند.

161
00:10:21,480 --> 00:10:22,320
‫ساکت شو.

162
00:10:23,600 --> 00:10:24,710
‫اگه داد بزنی،

163
00:10:24,760 --> 00:10:25,840
‫باز میزنمت.

164
00:10:32,480 --> 00:10:33,560
‫چیکار می‌کنی؟

165
00:10:36,480 --> 00:10:37,840
‫خیلی حرف میزنی.

166
00:10:39,480 --> 00:10:40,480
‫شیه خاتون.

167
00:10:40,600 --> 00:10:41,600
‫شیه خاتون.

168
00:10:41,840 --> 00:10:44,640
‫- لان هستم، ندیمه والامقام.
‫- لان...

169
00:10:47,600 --> 00:10:48,960
‫چی شده؟

170
00:10:50,240 --> 00:10:52,590
‫والامقام گفتن با من
‫به تالار یونگ‌یان بیاید.

171
00:10:52,640 --> 00:10:53,870
‫همچنین گفتن

172
00:10:53,920 --> 00:10:57,000
‫اون طبیب سلطنتی تازه‌کاری
‫که می‌شناسید رو هم بیارید.

173
00:10:57,480 --> 00:10:58,600
‫من...

174
00:10:59,040 --> 00:11:01,040
‫طبیب آشنا توی قصر ندارم.

175
00:11:02,280 --> 00:11:02,800
‫تازه،

176
00:11:03,760 --> 00:11:06,120
‫امشب حالم خوب نیست

177
00:11:06,360 --> 00:11:07,510
‫و دارم استراحت می‌کنم.

178
00:11:07,560 --> 00:11:08,360
‫لطفا تشریف ببرید.

179
00:11:08,760 --> 00:11:10,550
‫والامقام گفتن این پیغام رو به شما بدم،

180
00:11:10,600 --> 00:11:11,240
‫که گفته...

181
00:11:18,000 --> 00:11:20,160
‫گیو می فایو.
‫[بزن قدش]

182
00:11:25,680 --> 00:11:27,040
‫ولی من از یکی خوشم میاد.

183
00:11:27,120 --> 00:11:27,470
‫کی؟

184
00:11:27,520 --> 00:11:28,320
‫گیو می فایو.

185
00:11:29,400 --> 00:11:30,440
‫گیو می فایو؟

186
00:11:32,840 --> 00:11:33,720
‫خدای بزرگ!

187
00:11:34,440 --> 00:11:35,680
‫خیلی ترسیده بودم.

188
00:11:36,560 --> 00:11:37,440
‫یو وان‌یین،

189
00:11:38,560 --> 00:11:39,960
‫بالاخره برگشتی.

190
00:11:43,760 --> 00:11:44,790
‫نتونستیم پیداشون کنیم.

191
00:11:44,840 --> 00:11:45,790
‫اون‌طرف رو بگردید.

192
00:11:45,840 --> 00:11:47,190
‫شما پشت رو بگردید!

193
00:11:47,240 --> 00:11:47,760
‫راه بیفتید!

194
00:12:10,360 --> 00:12:10,880
‫یونگر.

195
00:12:11,240 --> 00:12:11,720
‫وان‌یین،

196
00:12:12,000 --> 00:12:13,200
‫بالاخره برگشتی.

197
00:12:14,520 --> 00:12:15,840
‫طبیب شیائو اومدند.

198
00:12:16,440 --> 00:12:17,230
‫طبیب شیائو،

199
00:12:17,280 --> 00:12:18,230
‫اعلی‌حضرت مسموم شدن.

200
00:12:18,280 --> 00:12:20,030
‫زخم‌شون خوب نمیشه
‫و خونریزی‌شون بند نمیاد.

201
00:12:20,080 --> 00:12:21,080
‫لطفا ایشون رو نجات بدید.

202
00:12:22,200 --> 00:12:23,190
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم.

203
00:12:23,240 --> 00:12:23,880
‫طبیب.

204
00:12:31,240 --> 00:12:32,920
‫به نقاط حساس برخورد نداشته.

205
00:12:33,040 --> 00:12:33,750
‫باید چیکار کنم؟

206
00:12:33,800 --> 00:12:34,320
‫شما...

207
00:12:34,640 --> 00:12:35,840
‫زخم رو بگیرید.

208
00:12:38,480 --> 00:12:39,800
‫دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

209
00:12:39,960 --> 00:12:40,750
‫چطور وضعیت به این وخامت رسید؟

210
00:12:40,800 --> 00:12:41,720
‫حالت خوبه؟

211
00:12:41,840 --> 00:12:43,280
‫در چند کلمه قابل توصیف نیست.

212
00:12:43,360 --> 00:12:43,880
‫خلاصه بگم،

213
00:12:44,680 --> 00:12:45,630
‫ملکه مادر بیهوش شدن.

214
00:12:45,680 --> 00:12:46,680
‫به سختی نجات پیدا کردیم.

215
00:12:47,400 --> 00:12:49,520
‫اگه چند روز آینده رو دووم بیاریم،

216
00:12:49,720 --> 00:12:51,640
‫می‌تونیم با شاهزاده دوآن مبارزه کنیم.

217
00:12:53,560 --> 00:12:55,840
‫اما از این صدمات وخیم زنده خارج میشه؟

218
00:12:59,040 --> 00:13:00,230
‫چی دارم میگم؟

219
00:13:00,280 --> 00:13:01,200
‫معلومه که حالش خوب میشه.

220
00:13:02,200 --> 00:13:02,600
‫خیلی‌خب.

221
00:13:03,240 --> 00:13:05,360
‫می‌تونیم بهش خون بدیم.

222
00:13:06,120 --> 00:13:07,720
‫گروه خونی‌شو نمی‌دونیم.

223
00:13:08,000 --> 00:13:08,880
‫من اُ هستم.

224
00:13:09,320 --> 00:13:10,320
‫می‌تونم به همه خون بدم.

225
00:13:11,080 --> 00:13:12,080
‫منظورت اینه...

226
00:13:12,120 --> 00:13:14,040
‫قبل اینکه اینجا بیای اُ بودی؟

227
00:13:14,840 --> 00:13:15,440
‫درسته.

228
00:13:18,280 --> 00:13:18,800
‫یونگر،

229
00:13:19,600 --> 00:13:21,640
‫فرصت نشد ازت تشکر کنم.

230
00:13:21,760 --> 00:13:23,990
‫اگه برای تحویل به اون پیام
‫جون خودتو به خطر ننداخته بودی،

231
00:13:24,040 --> 00:13:25,960
‫ممکنه بود همه‌مون
‫توی کوهستان بی بمیریم.

232
00:13:26,120 --> 00:13:28,040
‫تصمیمی رو گرفتم که خودم می‌خواستم.

233
00:13:29,720 --> 00:13:30,640
‫در مورد من به‌قدر کافی حرف زدیم.

234
00:13:31,160 --> 00:13:32,070
‫کنجکاوم بدونم...

235
00:13:32,120 --> 00:13:33,070
‫تو هنرهای رزمی بلد نیستی.

236
00:13:33,120 --> 00:13:34,160
‫چطوری فرار کردی؟

237
00:13:41,320 --> 00:13:42,160
‫اسلحه‌ست؟

238
00:13:42,960 --> 00:13:43,880
‫اینو انتخاب کردی؟

239
00:13:45,240 --> 00:13:46,120
‫خدای بزرگ.

240
00:13:46,840 --> 00:13:48,960
‫خوشحالم دشمنت نیستم.

241
00:13:53,440 --> 00:13:54,280
‫بانوی من.

242
00:13:54,400 --> 00:13:55,320
‫طبیب شیائو،

243
00:13:55,440 --> 00:13:56,280
‫چی شده؟

244
00:13:57,000 --> 00:13:58,440
‫زخم‌شون رو معاینه کردم،

245
00:13:59,080 --> 00:14:00,350
‫اعلی‌حضرت با سمی مسموم شدن

246
00:14:00,400 --> 00:14:03,030
‫که مانع انعقاد خون و بهبود میشه.

247
00:14:03,080 --> 00:14:04,550
‫این سم به‌شدت قویه

248
00:14:04,600 --> 00:14:06,350
‫و به نظر نمیاد در شیای بزرگ یافت بشه.

249
00:14:06,400 --> 00:14:07,200
‫درسته.

250
00:14:07,480 --> 00:14:08,720
‫سم مملکت کیانگه.

251
00:14:09,680 --> 00:14:12,760
‫اما بیشتر از یه سم
‫در خون اعلی‌حضرت وجود داره.

252
00:14:13,720 --> 00:14:15,150
‫بانوی من، لطفا نترسید.

253
00:14:15,200 --> 00:14:17,110
‫با وجود اینکه این سم قدیمی
‫طی سال‌ها در بدن‌شون جمع شده،

254
00:14:17,160 --> 00:14:18,040
‫کشنده نیست.

255
00:14:18,720 --> 00:14:20,910
‫شنیده بودم اعلی‌حضرت
‫سردردهای طاقت‌فرسایی دارن.

256
00:14:20,960 --> 00:14:23,030
‫به احتمال زیاد به دلیل این سم باشه.

257
00:14:23,080 --> 00:14:23,920
‫درمانی وجود داره؟

258
00:14:24,200 --> 00:14:25,160
‫به زمان نیاز دارم.

259
00:14:25,920 --> 00:14:26,600
‫هرچند...

260
00:14:26,760 --> 00:14:27,240
‫چی؟

261
00:14:27,760 --> 00:14:29,360
‫یه چیز عجیب وجود داره.

262
00:14:29,880 --> 00:14:31,080
‫همون‌طور که خودتون گفتید،

263
00:14:31,560 --> 00:14:33,830
‫این سم جدید باعث بدتر شدن
‫وضعیت زخم میشه.

264
00:14:33,880 --> 00:14:35,390
‫ولی طبق مشاهده‌ی من،

265
00:14:35,440 --> 00:14:37,350
‫سم جدید با سم قدیمی درگیر شده،

266
00:14:37,400 --> 00:14:39,880
‫زخم در واقعا علائم بهبود رو نشون میده.

267
00:14:40,000 --> 00:14:41,720
‫یه‌کم گیج شدم.

268
00:14:42,400 --> 00:14:43,920
‫دقیقا داره چه اتفاقی میفته؟

269
00:14:44,120 --> 00:14:46,040
‫الان فقط یه احتمال وجود داره:

270
00:14:46,160 --> 00:14:47,830
‫سم جدید و سم قدیم

271
00:14:47,880 --> 00:14:49,320
‫همدیگه رو بی اثر کردن.

272
00:14:50,120 --> 00:14:50,760
‫منظورت اینه...

273
00:14:51,960 --> 00:14:53,190
‫سم با سم درمان شده؟

274
00:14:53,240 --> 00:14:53,760
‫دقیقا.

275
00:14:57,120 --> 00:14:57,710
‫ملکهٔ مادر.

276
00:14:57,760 --> 00:14:59,630
‫اجازه بدید نبض‌تون رو بگیرم.
‫لطفا تکون نخورید.

277
00:14:59,680 --> 00:15:00,950
‫زود باش. بگیرش.

278
00:15:01,000 --> 00:15:02,480
‫چرا وقت رو تلف می‌کنی؟

279
00:15:02,600 --> 00:15:03,240
‫عجله کن!

280
00:15:03,360 --> 00:15:03,680
‫بله.

281
00:15:05,240 --> 00:15:06,430
‫زود باش. کمک بده و دستشو بگیر.

282
00:15:06,480 --> 00:15:07,280
‫طب سوزنی!

283
00:15:07,640 --> 00:15:08,440
‫طب سوزنی!

284
00:15:12,560 --> 00:15:13,830
‫نگران نباشید، سرورم.

285
00:15:13,880 --> 00:15:16,120
‫طبیب سلطنتی در حال درمان ایشون هستند.

286
00:15:35,720 --> 00:15:45,720
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

287
00:16:05,320 --> 00:16:06,560
‫بالاخره بهوش اومدی.

288
00:16:09,680 --> 00:16:10,880
‫چقدر خواب بودم؟

289
00:16:11,320 --> 00:16:12,240
‫یه روز کامل.

290
00:16:12,360 --> 00:16:13,600
‫ترسوندیم.

291
00:16:15,520 --> 00:16:16,760
‫الان حالت چطوره؟

292
00:16:27,040 --> 00:16:28,360
‫نسبت به چیزی که انتظار داشتم بهترم.

293
00:16:29,760 --> 00:16:31,190
‫آقای بی واست حریره شیرین پخته.

294
00:16:31,240 --> 00:16:32,360
‫سعی کن یه‌کم بخوری.

295
00:16:48,600 --> 00:16:50,200
‫اوضاع قصر چطوره؟

296
00:16:50,800 --> 00:16:52,270
‫دیروز دیوان برگزار نشد.

297
00:16:52,320 --> 00:16:53,390
‫اعلام کردیم که

298
00:16:53,440 --> 00:16:55,550
‫به خاطر بیماری ملکهٔ مادر
‫از اون مراقبت می‌کنی.

299
00:16:55,600 --> 00:16:57,800
‫ورود و خروج دروازه‌های قصر هنوز محدوده.

300
00:16:58,080 --> 00:16:59,750
‫ولی می‌خواستم شاهزاده دوآن رو فریب بدم،

301
00:16:59,800 --> 00:17:00,200
‫واسه همین

302
00:17:00,600 --> 00:17:02,590
‫گفتم مذاکرات صلح

303
00:17:02,640 --> 00:17:04,680
‫طبق برنامه پس فردا برگزار بشه.

304
00:17:05,480 --> 00:17:06,400
‫هنوز

305
00:17:06,760 --> 00:17:09,040
‫جبههٔ شاهزاده دوآن کاری نکرده.

306
00:17:09,200 --> 00:17:10,390
‫حال ملکهٔ مادر چطوره؟

307
00:17:10,440 --> 00:17:12,110
‫صدای جیغ و فریاد مداومش رو شنیدم

308
00:17:12,160 --> 00:17:13,800
‫و به سختی می‌تونه واضح حرف بزنه.

309
00:17:15,240 --> 00:17:17,360
‫مقام‌های جبههٔ اون،

310
00:17:17,600 --> 00:17:19,550
‫یکی یکی پیش من میان

311
00:17:19,600 --> 00:17:21,630
‫مثل کارتون برادران کدو که می‌خواستن
‫پدربزرگ‌شون رو نجات بدن.

312
00:17:21,680 --> 00:17:24,350
‫ولی شیه یونگر با چند کلمه
‫کاری کرد همه‌شون برن.

313
00:17:24,400 --> 00:17:26,200
‫شیه یونگر فوق العاده نیست؟

314
00:17:28,080 --> 00:17:29,520
‫وقتی زن‌ها متحد میشن

315
00:17:29,640 --> 00:17:30,950
‫و روی موضوع مهمی کار می‌کنن،

316
00:17:31,000 --> 00:17:32,880
‫توانایی‌شون از مردها دست‌کمی نداره.

317
00:17:35,080 --> 00:17:36,800
‫منو خیلی ترسوندی.

318
00:17:37,080 --> 00:17:38,720
‫اگه اون کمک نمی‌داد،

319
00:17:39,160 --> 00:17:41,680
‫قطعا تنهایی از پسش برنمی‌اومدم.

320
00:17:43,520 --> 00:17:45,000
‫اصلا استراحت کردی؟

321
00:17:46,040 --> 00:17:46,680
‫من خوبم.

322
00:17:48,120 --> 00:17:49,240
‫دیدم بهوش اومدی

323
00:17:49,320 --> 00:17:50,440
‫خیالم راحت شد.

324
00:17:51,800 --> 00:17:52,470
‫خب، من...

325
00:17:52,520 --> 00:17:54,040
‫جایی نمیری.

326
00:17:55,920 --> 00:17:56,920
‫یه‌کم بخواب.

327
00:17:57,920 --> 00:17:59,790
‫فکر کن منو همراهی می‌کنی.

328
00:17:59,840 --> 00:18:02,270
‫نمی‌تونم. هنوز کارهای زیادی مونده
‫که باید انجام بدم.

329
00:18:02,320 --> 00:18:03,520
‫اگه تو هم مریض بشی،

330
00:18:04,520 --> 00:18:05,480
‫هیچ‌کس رو ندارم بهش تکیه کنم،

331
00:18:07,160 --> 00:18:08,800
‫چه داخل یا بیرونِ قصر.

332
00:18:14,080 --> 00:18:14,400
‫باشه.

333
00:18:15,480 --> 00:18:16,990
‫پس تو هم باید بیشتر بخوابی.

334
00:18:17,040 --> 00:18:18,070
‫طبیب شیائو گفت

335
00:18:18,120 --> 00:18:19,320
‫خواب بهترین دواست.

336
00:18:20,600 --> 00:18:21,320
‫هر کاری بگی انجام میدم، وان‌یین.

337
00:18:22,880 --> 00:18:23,360
‫دراز بکش.

338
00:18:40,440 --> 00:18:41,120
‫بخواب.

339
00:18:57,800 --> 00:18:58,960
‫بخواب.

340
00:19:23,320 --> 00:19:24,640
‫[تالار تایجی]

341
00:19:24,720 --> 00:19:25,800
‫آقای مو، صبر کنید!

342
00:19:27,200 --> 00:19:27,640
‫آقای مو!

343
00:19:29,760 --> 00:19:30,560
‫آقای مو!

344
00:19:31,400 --> 00:19:33,310
‫هر چقدر شما رو صدا میزنم،
‫شما سریع‌تر میرید.

345
00:19:33,360 --> 00:19:34,160
‫یه سوال.

346
00:19:34,520 --> 00:19:36,630
‫مگه نگفته بودن ملکهٔ مادر کمی ناخوش‌احواله؟

347
00:19:36,680 --> 00:19:38,070
‫پس چطور اعلی‌حضرت دیروز

348
00:19:38,120 --> 00:19:39,120
‫و امروز به عیادت‌شون رفتن؟

349
00:19:39,320 --> 00:19:40,670
‫باید بیماری‌شون جدی باشه،

350
00:19:40,720 --> 00:19:42,200
‫اگه نمی‌تونن دیوان رو برگزار کنن.

351
00:19:42,600 --> 00:19:43,200
‫آقای چن،

352
00:19:44,000 --> 00:19:45,680
‫منم خبر ندارم.

353
00:19:46,640 --> 00:19:47,630
‫چطور ممکنه شما ندونید؟

354
00:19:47,680 --> 00:19:48,720
‫شما...

355
00:19:52,600 --> 00:19:54,990
‫مگه سفر ملکهٔ مادر
‫به کوهستان بی فکر شما نبود؟

356
00:19:55,040 --> 00:19:56,510
‫الان که هیئت فرستادگان مفقود شدن،

357
00:19:56,560 --> 00:19:57,870
‫ملکهٔ مادر و اعلی‌حضرت گم شدن،

358
00:19:57,920 --> 00:19:59,720
‫حتی از شاهزاده دوآن هم خبری نیست.

359
00:19:59,760 --> 00:20:00,840
‫عادی نیست.

360
00:20:01,160 --> 00:20:01,760
‫ارباب چن،

361
00:20:02,720 --> 00:20:03,440
‫چرا خود شما

362
00:20:03,640 --> 00:20:06,310
‫به اتاق ملکهٔ مادر نمیرید و سوال نمی‌پرسید؟

363
00:20:06,360 --> 00:20:08,000
‫همه‌چی رو به شما میگن.

364
00:20:13,200 --> 00:20:13,600
‫تو...

365
00:20:14,440 --> 00:20:16,470
‫نگهبانان سلطنتی و نگهبانان یولین
‫توی خیابون‌ها مبارزه کردند!

366
00:20:16,520 --> 00:20:17,230
‫این موضوع مهم رو...

367
00:20:17,280 --> 00:20:18,880
‫باید به گوش علیاحضرت برسونم!

368
00:20:19,080 --> 00:20:20,830
‫- بله، باید به ایشون بگیم!
‫- آره!

369
00:20:20,880 --> 00:20:21,110
‫درسته.

370
00:20:21,160 --> 00:20:22,190
‫هیئت فرستادگان ناپدید شدن.

371
00:20:22,240 --> 00:20:23,310
‫پای روابط دیپلماتیک درمیونه.

372
00:20:23,360 --> 00:20:24,760
‫این تاخیر رو تو گردن می‌گیری؟

373
00:20:24,880 --> 00:20:25,270
‫دقیقا!

374
00:20:25,320 --> 00:20:26,710
‫- طبق دستور اعلی‌حضرت...
‫- تو گردن می‌گیری؟

375
00:20:26,760 --> 00:20:28,230
‫ملکهٔ مادر به طور ناگهان
‫دچار بیماری شدیدی شدند

376
00:20:28,280 --> 00:20:29,160
‫و بایست استراحت کنند.

377
00:20:29,440 --> 00:20:30,760
‫هیچ‌کس نباید مزاحم ایشون بشه.

378
00:20:31,240 --> 00:20:31,670
‫این...

379
00:20:31,720 --> 00:20:33,110
‫همه‌اش همین حرف رو میزنی.

380
00:20:33,160 --> 00:20:34,120
‫حرف دیگه‌ای بلد نیستی؟
‫[قصر شوآن]

381
00:20:34,200 --> 00:20:35,200
‫- برید کنار!
‫- برید عقب!

382
00:20:35,320 --> 00:20:35,720
‫برو کنار!

383
00:20:35,960 --> 00:20:36,360
‫جلو نیا!

384
00:20:36,640 --> 00:20:37,880
‫من امروز همین جا می‌مونم.

385
00:20:38,120 --> 00:20:39,510
‫می‌خوای چیکار کنی؟

386
00:20:39,560 --> 00:20:39,950
‫دقیقا!

387
00:20:40,000 --> 00:20:40,310
‫آره!

388
00:20:40,360 --> 00:20:41,350
‫می‌خوای چیکار کنی؟

389
00:20:41,400 --> 00:20:41,750
‫دقیقا!

390
00:20:41,800 --> 00:20:42,960
‫زود باش، ما رو راه بدید!

391
00:20:43,880 --> 00:20:44,480
‫آقای چن.

392
00:20:44,680 --> 00:20:45,030
‫آروم باشید.

393
00:20:45,080 --> 00:20:46,230
‫- آقای چن اومدن.
‫- آروم باشید.

394
00:20:46,280 --> 00:20:47,160
‫برید کنار!

395
00:20:47,240 --> 00:20:48,590
‫آقای چن، بالاخره اومدید.

396
00:20:48,640 --> 00:20:50,120
‫اجازه نمیدن وارد بشیم.

397
00:20:50,240 --> 00:20:50,590
‫صحیح.

398
00:20:50,640 --> 00:20:51,240
‫آروم باشید.

399
00:20:52,080 --> 00:20:53,400
‫طبق دستور اعلی‌حضرت

400
00:20:53,680 --> 00:20:55,270
‫ملکهٔ مادر به طور ناگهان
‫دچار بیماری شدیدی شدند

401
00:20:55,320 --> 00:20:56,640
‫هیچ‌کس نباید مزاحم ایشون بشه.

402
00:20:56,800 --> 00:20:57,520
‫چطور جرئت می‌کنی!

403
00:20:58,080 --> 00:21:00,000
‫چشم‌هاتو باز کن و خوب نگاه کن!

404
00:21:00,040 --> 00:21:01,990
‫ایشون آقای چن دانیانـه، وزیر دارایی،

405
00:21:02,040 --> 00:21:04,190
‫معتمدترین مقامِ ملکهٔ مادر.

406
00:21:04,240 --> 00:21:04,750
‫دقیقا!

407
00:21:04,800 --> 00:21:06,000
‫بله، ایشون آقای چنه.

408
00:21:07,760 --> 00:21:08,440
‫جوان،

409
00:21:08,840 --> 00:21:10,190
‫ملکهٔ مادر دستور داده بودن

410
00:21:10,240 --> 00:21:11,310
‫وقتی به قصر برگشتن،

411
00:21:11,360 --> 00:21:13,360
‫باید فورا با ایشون دیدار کنم.

412
00:21:13,600 --> 00:21:14,400
‫فورا.

413
00:21:17,560 --> 00:21:18,080
‫آقا چن!

414
00:21:19,040 --> 00:21:20,360
‫طبق دستور اعلی‌حضرت،

415
00:21:20,440 --> 00:21:22,600
‫هیچ‌کس نباید مزاحم علیاحضرت بشه.

416
00:21:23,280 --> 00:21:24,320
‫هیچ‌کس.

417
00:21:24,680 --> 00:21:25,080
‫تو...

418
00:21:28,080 --> 00:21:29,590
‫اول نگهبانان سلطنتی ما رو تحریک کردن.
‫[عمارت شاهزاده دوآن]

419
00:21:29,640 --> 00:21:31,190
‫مردم شاهد بودن.

420
00:21:31,240 --> 00:21:32,590
‫الان مردم بهم ریختن و سر و صدا بپا شده.

421
00:21:32,640 --> 00:21:34,480
‫باید چیکار کنیم؟

422
00:21:34,880 --> 00:21:35,280
‫بله.

423
00:21:35,840 --> 00:21:36,880
‫همه میگن

424
00:21:36,920 --> 00:21:38,760
‫که امپراتور هم زخمی شده.

425
00:21:38,800 --> 00:21:40,230
‫جهت گام‌های بعدی،

426
00:21:40,280 --> 00:21:42,160
‫باید با اعلی‌حضرت دیدار داشته باشیم.

427
00:21:43,400 --> 00:21:44,480
‫حال شما رو...

428
00:21:44,680 --> 00:21:45,600
‫درک می‌کنم.

429
00:21:46,040 --> 00:21:47,790
‫اما این روزها حالِ اعلی‌حضرت مساعد نیست

430
00:21:47,840 --> 00:21:49,240
‫و هیچ‌کس رو نمی‌بینن.

431
00:21:50,000 --> 00:21:50,520
‫ارباب‌های من،

432
00:21:51,040 --> 00:21:51,520
‫عذر می‌خوام.

433
00:21:52,640 --> 00:21:53,080
‫خب...

434
00:21:55,440 --> 00:21:55,920
‫خب...

435
00:21:56,200 --> 00:21:56,680
‫صبر کن!

436
00:21:57,160 --> 00:21:57,560
‫صبر کن!

437
00:21:59,040 --> 00:21:59,520
‫وایسا.

438
00:22:01,400 --> 00:22:02,320
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

439
00:22:04,120 --> 00:22:06,240
‫مگه سفر به کوهستان بی فکر تو نبود؟

440
00:22:06,760 --> 00:22:08,310
‫الان هیئت فرستادگان گم شده،

441
00:22:08,360 --> 00:22:09,990
‫ملکهٔ مادر و امپراتور مفقود شدن،

442
00:22:10,040 --> 00:22:12,160
‫و حتی اعلی‌حضرت حاضر نیست ما رو ببینه.

443
00:22:12,200 --> 00:22:13,280
‫اصلا عادی نیست.

444
00:22:13,880 --> 00:22:14,560
‫دقیقا.

445
00:22:14,760 --> 00:22:15,320
‫ارباب جیا،

446
00:22:15,760 --> 00:22:16,560
‫یه دقیقه صبر کنید.

447
00:22:16,920 --> 00:22:17,720
‫یه لحظه.

448
00:22:18,480 --> 00:22:18,880
‫تو...

449
00:22:20,160 --> 00:22:21,270
‫یعنی اعلی‌حضرت دیدار با اون رو قبول می‌کنه؟

450
00:22:21,320 --> 00:22:22,360
‫بهش اجازه میدن؟

451
00:22:22,400 --> 00:22:23,040
‫بله.

452
00:22:28,000 --> 00:22:28,640
‫آقای شو.

453
00:22:30,080 --> 00:22:31,680
‫یه سوال دیگه دارم.

454
00:22:32,680 --> 00:22:33,760
‫آیا شاهزاده دوآن

455
00:22:34,440 --> 00:22:36,480
‫برای من پیغام شخصی نذاشتن؟

456
00:22:36,800 --> 00:22:38,000
‫اگه چیزی باشه،

457
00:22:38,280 --> 00:22:40,400
‫همگی مطلع میشید.

458
00:22:41,880 --> 00:22:42,800
‫صبر کن، آقای شو.

459
00:22:43,800 --> 00:22:45,120
‫فکر کنم من رو نمی‌شناسی.

460
00:22:46,000 --> 00:22:47,710
‫باید برگردید و منتظر اخبار بمونید،

461
00:22:47,760 --> 00:22:48,480
‫ارباب مورونگ.

462
00:22:50,680 --> 00:22:51,800
‫آقای شو!

463
00:23:07,960 --> 00:23:08,990
‫توی نبرد پست‌خونه،

464
00:23:09,040 --> 00:23:10,070
‫با چشم خودم

465
00:23:10,120 --> 00:23:11,840
‫مهارت‌های توئر و افرادش رو دیدم.

466
00:23:11,880 --> 00:23:14,790
‫هر کدوم می‌تونستن با ده سرباز بجنگن
‫و خیلی شجاع بودن.

467
00:23:14,840 --> 00:23:17,630
‫از نظر منطقی،
‫با توانمندی نگهبانان امپراتور،

468
00:23:17,680 --> 00:23:19,320
‫زنده نمی‌موندن.

469
00:24:30,640 --> 00:24:32,160
‫جنگجوی ماهر وجود داشته؟

470
00:24:39,920 --> 00:24:41,760
‫حاضرم با تمام توان کمک کنم.

471
00:24:42,040 --> 00:24:43,480
‫افراد خبرهٔ کنار امپراتور

472
00:24:43,720 --> 00:24:44,960
‫که گفته بودید رو

473
00:24:45,600 --> 00:24:46,840
‫شناسایی کردم.

474
00:24:47,120 --> 00:24:48,720
‫یو وان‌یین حیله‌گر.

475
00:24:50,520 --> 00:24:51,800
‫دوباره منو فریب داد.

476
00:24:53,040 --> 00:24:53,880
‫سرورم،

477
00:24:53,920 --> 00:24:56,160
‫با دقتِ کامل تمامی رد و آثار رو بررسی کردم.

478
00:24:57,520 --> 00:24:59,270
‫قطعا یه جنگجوی ماهر حضور داشته.

479
00:24:59,320 --> 00:24:59,840
‫هر چند،

480
00:25:00,280 --> 00:25:02,230
‫به جز همین یه نفر، به نظر میاد بقیه

481
00:25:02,280 --> 00:25:04,320
‫در سطح هیئت فرستادگان نیستن.

482
00:25:09,280 --> 00:25:10,680
‫ممکنه چیزی باشه

483
00:25:12,000 --> 00:25:13,320
‫که از دید ما غافل شده؟

484
00:25:35,920 --> 00:25:37,840
‫بوی پتاسیم نیترات و گوگرد؟

485
00:25:44,320 --> 00:25:46,080
‫به نظر میاد امپراتور به این شکل

486
00:25:47,240 --> 00:25:49,360
‫تونسته فرار کنه.

487
00:25:53,400 --> 00:25:54,920
‫عجله کن!

488
00:25:55,880 --> 00:25:56,680
‫هل نده!

489
00:25:59,160 --> 00:25:59,560
‫عجله کن!

490
00:26:06,720 --> 00:26:07,520
‫من نمیام.

491
00:26:08,200 --> 00:26:09,760
‫من شاهزاده مملکت یان هستم،

492
00:26:10,360 --> 00:26:12,030
‫اونوقت لباس خواجه‌ها رو پوشیدم،

493
00:26:12,080 --> 00:26:14,240
‫مثل موش توی تونل زندگی می‌کنم.

494
00:26:14,360 --> 00:26:15,520
‫شرم آوره!

495
00:26:15,640 --> 00:26:18,390
‫توی این قصر، به جز اعلی‌حضرت،
‫همه خواجه هستن.

496
00:26:18,440 --> 00:26:19,110
‫می‌خوای...

497
00:26:19,160 --> 00:26:19,870
‫لباس طرح اژدها بدم؟

498
00:26:19,920 --> 00:26:20,320
‫تو...

499
00:26:20,720 --> 00:26:21,200
‫تعارف نکن.

500
00:26:21,240 --> 00:26:22,550
‫می‌تونی مثل من،

501
00:26:22,600 --> 00:26:23,600
‫لباس زنونه بپوشی.

502
00:26:23,760 --> 00:26:26,200
‫شما مردم شیای بزرگ خیلی بی منطق هستید.

503
00:26:26,400 --> 00:26:27,040
‫چیه؟

504
00:26:27,120 --> 00:26:28,590
‫باز دلت کتک می‌خواد؟

505
00:26:28,640 --> 00:26:29,400
‫یالا!

506
00:26:30,400 --> 00:26:30,960
‫راه بیفت!

507
00:26:31,320 --> 00:26:33,110
‫می‌خوای اعلی‌حضرت منتظر بمونه؟

508
00:26:33,160 --> 00:26:33,680
‫بجنب!

509
00:26:40,960 --> 00:26:42,120
‫کامل بگردید!

510
00:26:42,320 --> 00:26:43,160
‫سرورم.

511
00:26:43,440 --> 00:26:46,750
‫اون شخص یکی از نگهبانان سلطنتی بود
‫که اون روز امپراتور رو نجات داد.

512
00:26:46,800 --> 00:26:47,720
‫یکی از نیروهای ماست

513
00:26:51,200 --> 00:26:52,270
‫سلام عرض شد، شاهزاده دوآن.

514
00:26:52,320 --> 00:26:53,760
‫وقتی اون روز رسیدی،

515
00:26:54,640 --> 00:26:57,320
‫چند نفر توی قصر زیرزمینی بودن؟

516
00:26:57,600 --> 00:26:58,320
‫درجهٔ من...

517
00:26:59,240 --> 00:27:00,320
‫اون‌قدر بالا نبود

518
00:27:00,360 --> 00:27:01,080
‫که نزدیک بشم.

519
00:27:01,640 --> 00:27:02,950
‫ولی طبق گفتهٔ افرادی که دیدن،

520
00:27:03,000 --> 00:27:04,630
‫فقط امپراتور و ملکهٔ مادر بودن.

521
00:27:04,680 --> 00:27:06,400
‫دو تا نگهبان به‌شدت زخمی شده بودن،

522
00:27:07,600 --> 00:27:08,960
‫و یه ندیمه.

523
00:27:10,440 --> 00:27:11,280
‫کسی دیگه‌ای نبود؟

524
00:27:11,880 --> 00:27:13,480
‫هیچ‌کس نبود.

525
00:27:15,280 --> 00:27:15,880
‫می‌تونی بری.

526
00:27:16,320 --> 00:27:16,680
‫چشم.

527
00:27:21,440 --> 00:27:22,720
‫به نظر میاد با وجود اینکه

528
00:27:23,480 --> 00:27:25,960
‫امپراتور یه جنگجوی قهار و سلاح

529
00:27:26,120 --> 00:27:26,840
‫کنار خودش داشته،

530
00:27:28,400 --> 00:27:30,200
‫هیچ مزیتی نصیب‌شون نشده.

531
00:27:31,600 --> 00:27:34,070
‫وگرنه از قصر زیرزمینی فرار نمی‌کرد.

532
00:27:34,120 --> 00:27:34,520
‫خب...

533
00:27:35,120 --> 00:27:37,240
‫طبق نقشه پیش برم؟

534
00:27:37,480 --> 00:27:38,240
‫نقشه‌ها

535
00:27:39,280 --> 00:27:40,800
‫با تغییرات هماهنگ نیست.

536
00:27:41,800 --> 00:27:43,800
‫الان، مهم‌ترین مسئله اینه که

537
00:27:44,320 --> 00:27:45,960
‫اول توئر رو پیدا کنیم.

538
00:27:51,240 --> 00:27:52,880
‫اما اون کجا رفته؟

539
00:28:12,800 --> 00:28:13,800
‫نگران هستم

540
00:28:15,760 --> 00:28:17,240
‫برای اتحاد با شیای بزرگ

541
00:28:17,280 --> 00:28:18,520
‫باید خودم رو چطور معرفی کنم.

542
00:28:19,000 --> 00:28:20,800
‫اگه خودم رو پادشاه جدید اعلام کنم،

543
00:28:21,200 --> 00:28:23,000
‫مردم مملکت یان من رو

544
00:28:23,400 --> 00:28:24,230
‫به چشم یه خائن نمی‌بینن؟

545
00:28:24,280 --> 00:28:25,080
‫البته که نه.

546
00:28:28,320 --> 00:28:31,630
‫تو فرستاده‌ای هستی که مخصوصا
‫از طرف امپراتور یان برای مذاکرات صلح فرستاده شدی.

547
00:28:31,680 --> 00:28:32,480
‫باعث نمیشه...

548
00:28:32,880 --> 00:28:34,240
‫امضای تو رسمی و قانونی باشه؟

549
00:28:36,000 --> 00:28:37,280
‫من مخفیانه اومدم.

550
00:28:37,520 --> 00:28:38,960
‫ولی مردم نمی‌دونن.

551
00:28:39,800 --> 00:28:40,400
‫فردا،

552
00:28:40,880 --> 00:28:42,360
‫وقتی پیمان صلح امضا شد،

553
00:28:43,080 --> 00:28:44,920
‫فورا اخبار رو

554
00:28:45,360 --> 00:28:46,760
‫توی کشور پخش می‌کنم،

555
00:28:47,440 --> 00:28:48,760
‫تا مملکت یان.

556
00:28:49,720 --> 00:28:50,240
‫میگم

557
00:28:50,880 --> 00:28:53,200
‫ژالوواهان با فرستادن شاهزاده

558
00:28:53,280 --> 00:28:54,320
‫برای مذاکرات صلح

559
00:28:55,080 --> 00:28:56,320
‫حسن نیت خوبی نشون داده،

560
00:28:57,280 --> 00:28:59,390
‫و شیای بزرگ،
‫قدردانِ این حسن‌نیته،

561
00:28:59,440 --> 00:29:01,560
‫تو رو به‌عنوان
‫یه مهمان برجسته مورد احترام قرار دادن.

562
00:29:01,880 --> 00:29:03,000
‫سپس دو کشور

563
00:29:03,120 --> 00:29:05,040
‫بالاخره دشمنی رو کنار گذاشتن.

564
00:29:05,080 --> 00:29:07,280
‫مردم مملکت یان،
‫که از جنگ خسته شدن،

565
00:29:07,760 --> 00:29:08,840
‫اون‌ها هم خوشحال میشن.

566
00:29:10,360 --> 00:29:11,120
‫اون زمان...

567
00:29:11,520 --> 00:29:12,840
‫اون موقع، اگه ژالوواهان

568
00:29:15,040 --> 00:29:16,670
‫پیمان صلح رو به رسمیت نشناسه

569
00:29:16,720 --> 00:29:18,080
‫و جنگ رو شروع کنه،

570
00:29:18,840 --> 00:29:20,520
‫زیر حرفش میزنه

571
00:29:21,960 --> 00:29:23,710
‫و نشون میده حاکم ستمگریه.

572
00:29:23,760 --> 00:29:24,640
‫توقع نداشتم

573
00:29:32,000 --> 00:29:33,720
‫حرفت رو تعریف تلقی می‌کنم.

574
00:29:34,840 --> 00:29:36,430
‫طبق شناختی که از اون دارم،

575
00:29:36,480 --> 00:29:38,230
‫بیکار نمی‌شینه.

576
00:29:38,280 --> 00:29:38,560
‫من...

577
00:29:42,520 --> 00:29:44,800
‫نمی‌خوام توی مملکت یان
‫جنگ داخلی شکل بگیره.

578
00:29:45,080 --> 00:29:46,550
‫اگه قراره ژالوواهان رو بکشیم،

579
00:29:46,600 --> 00:29:47,920
‫باید سریع انجام بشه.

580
00:29:48,960 --> 00:29:50,240
‫بهت چند تا نیرو میدم.

581
00:29:52,800 --> 00:29:53,600
‫پس حل شد.

582
00:29:53,800 --> 00:29:54,520
‫من رفتم.

583
00:30:09,760 --> 00:30:11,640
‫نمیشه از این پایین نرم؟

584
00:30:11,960 --> 00:30:12,520
‫نه.

585
00:30:13,240 --> 00:30:15,000
‫میشه حداقل اون باهام نیاد؟

586
00:30:15,400 --> 00:30:16,160
‫نه.

587
00:30:20,280 --> 00:30:20,710
‫نمیشه...

588
00:30:20,760 --> 00:30:21,800
‫برو دیگه!

589
00:30:23,400 --> 00:30:24,320
‫هر دو مرد هستیم.

590
00:30:24,360 --> 00:30:25,390
‫این اداها چیه؟

591
00:30:25,440 --> 00:30:26,640
‫انقدر حرف نزن.

592
00:30:42,840 --> 00:30:44,120
‫خودتو به خواب نزن.

593
00:30:44,480 --> 00:30:46,600
‫از شدت خنده‌ات تخت داره می‌لرزه.

594
00:30:47,520 --> 00:30:49,520
‫توئر رو مجبور کردی
‫خودشو به شکل خواجه دربیاره؟

595
00:30:49,560 --> 00:30:51,510
‫باورم نمیشه همچین نقشه‌ای کشیدی.

596
00:30:51,560 --> 00:30:52,760
‫از تو یاد گرفتم.

597
00:30:54,080 --> 00:30:55,920
‫خواجه آن رو شبیه من می‌کنی؟

598
00:30:57,200 --> 00:31:00,720
‫خواجه آن هنوز قصر ملکهٔ مادره.

599
00:31:01,080 --> 00:31:02,000
‫نیروهایی که گفتی

600
00:31:02,160 --> 00:31:03,430
‫به اون میدی...

601
00:31:03,480 --> 00:31:04,200
‫منظورت بای بود؟

602
00:31:04,640 --> 00:31:05,160
‫درسته.

603
00:31:05,680 --> 00:31:06,720
‫ده امتیاز.

604
00:31:08,360 --> 00:31:10,040
‫ولی اون تازه هنرهای رزمی رو یاد گرفته،

605
00:31:10,440 --> 00:31:12,440
‫می‌تونه یه‌دفعه این همه آدم رو فرا بخونه؟

606
00:31:12,960 --> 00:31:13,920
‫چی شده؟

607
00:31:14,000 --> 00:31:16,200
‫چرا همیشه پای بقیه رو وسط می‌کشی؟

608
00:31:16,480 --> 00:31:18,240
‫باید یه سوال مهم بپرسم.

609
00:31:19,880 --> 00:31:22,200
‫چرا در مورد شانی انقدر اطلاعات داری؟

610
00:31:23,160 --> 00:31:24,120
‫تو...

611
00:31:24,320 --> 00:31:25,760
‫اون زمان اینجا نبودی، درسته؟

612
00:31:29,720 --> 00:31:30,640
‫تحقیق کردم.

613
00:31:31,240 --> 00:31:33,160
‫ندیمه‌های قصر که جنازه‌شو
‫پیدا کردن بهم گفتن.

614
00:31:34,800 --> 00:31:36,750
‫اما بعد اینکه توئر رو توی سالن اصلی دیدی،

615
00:31:36,800 --> 00:31:38,680
‫چرا چیزی بهش نگفتی؟

616
00:31:39,000 --> 00:31:40,150
‫ممکن بودی جلویِ...

617
00:31:40,200 --> 00:31:41,800
‫نبرد سهمگین کوهستان رو بگیره.

618
00:31:45,120 --> 00:31:47,200
‫داستان یک طرفه‌ی

619
00:31:47,400 --> 00:31:48,520
‫بدون شاهد رو قبول نمی‌کرد.

620
00:31:49,440 --> 00:31:51,040
‫ناچار بودم صبر کنم
‫تا تلاش‌هاش به ثمر نرسه

621
00:31:51,560 --> 00:31:53,360
‫و بعد زیر بار شکست نره،

622
00:31:54,640 --> 00:31:56,640
‫تا بتونم یه هدف تازه بهش بدم

623
00:31:56,880 --> 00:31:58,600
‫و اینکه بتونه از یه نفر انتقام بگیره.

624
00:32:06,640 --> 00:32:08,320
‫افراد توئر وانگ ژائو رو کشتن.

625
00:32:09,000 --> 00:32:10,640
‫دلم واسش نمی‌سوزه.

626
00:32:11,560 --> 00:32:13,000
‫ولی داستان اون با شانی

627
00:32:13,080 --> 00:32:14,480
‫قلب آدم رو به درد میاره.

628
00:32:15,920 --> 00:32:16,720
‫توی این دنیا،

629
00:32:18,000 --> 00:32:19,400
‫زنده موندن شانس محضه،

630
00:32:20,120 --> 00:32:21,320
‫و کنار همدیگه موندن

631
00:32:22,160 --> 00:32:23,640
‫یه نعمت به مراتب بزرگ‌تره.

632
00:32:33,680 --> 00:32:34,120
‫آره.

633
00:32:36,760 --> 00:32:38,280
‫اینکه بتونی کنار همدیگه باشی

634
00:32:39,080 --> 00:32:40,200
‫نعمت به حساب میاد.

635
00:32:41,640 --> 00:32:42,920
‫پس به نوعی،

636
00:32:44,000 --> 00:32:45,640
‫باید قدر این لحظه رو بدونم.

637
00:32:46,680 --> 00:32:49,270
‫وگرنه، اگه همین‌طور
‫دور خودمون می‌چرخیدیم،

638
00:32:49,320 --> 00:32:50,920
‫ممکن بود یه روزی ناگهانی بمیریم

639
00:32:51,480 --> 00:32:53,520
‫بدون اینکه واقعا کنار هم باشیم.

640
00:32:59,560 --> 00:33:01,040
‫پس...

641
00:33:03,520 --> 00:33:05,240
‫الان با همدیگه هستیم؟

642
00:33:08,400 --> 00:33:09,280
‫خدای من.

643
00:33:10,760 --> 00:33:12,880
‫آخرش عاشق‌پیشه شدم.

644
00:33:16,720 --> 00:33:17,280
‫ولی...

645
00:33:17,920 --> 00:33:20,040
‫وقتی فهمیدم زندگی چقدر کوتاهه،

646
00:33:20,600 --> 00:33:21,680
‫انگیزه پیدا کردم

647
00:33:22,080 --> 00:33:23,800
‫از لحظه استفاده کنم.

648
00:33:29,200 --> 00:33:30,280
‫منم همین حس رو دارم.

649
00:33:38,200 --> 00:33:39,430
‫قبل اینکه بری کوه،

650
00:33:39,480 --> 00:33:40,800
‫یه پرچم به اهتزار درنیاورده بودی؟

651
00:33:41,120 --> 00:33:42,800
‫می‌خواستی بهم چی بگی؟

652
00:33:47,760 --> 00:33:48,560
‫چی شد؟

653
00:33:50,760 --> 00:33:52,800
‫زخمم خیلی درد می‌کنه.

654
00:33:52,920 --> 00:33:55,110
‫گفتم حرف الکی نزن.
‫گوش ندادی.

655
00:33:55,160 --> 00:33:55,920
‫صبر کن.

656
00:33:56,000 --> 00:33:57,280
‫میرم دارو بیارم.

657
00:33:59,280 --> 00:33:59,920
‫تکون نخور.

658
00:34:04,200 --> 00:34:04,680
‫وان‌یین،

659
00:34:05,880 --> 00:34:07,880
‫بازم جرئت نکردم بهت بگم.

660
00:34:08,000 --> 00:34:08,600
‫ببخشید.

661
00:34:10,600 --> 00:34:20,600
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M