1
00:01:22,920 --> 00:01:27,920
‫» ترجمه از الهام صدر «

2
00:01:27,960 --> 00:01:30,880
‫[قسمت بیست‌ونه]

3
00:01:33,920 --> 00:01:34,360
‫چوشی؟

4
00:01:34,720 --> 00:01:35,200
‫چوکی؟

5
00:01:36,200 --> 00:01:46,200
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

6
00:02:04,040 --> 00:02:04,640
‫همین‌جا صبر کنین.

7
00:02:05,040 --> 00:02:06,520
‫الان می‌رم ازش می‌پرسم.

8
00:02:09,280 --> 00:02:10,160
‫بانوی من؟

9
00:02:12,640 --> 00:02:14,280
‫بانوی من، شما اینجا...

10
00:02:16,560 --> 00:02:18,070
‫داشتم دنبال محافظ‌های شخصیم می‌گشتم.

11
00:02:18,120 --> 00:02:18,840
‫نگران نباشین.

12
00:02:19,120 --> 00:02:20,160
‫بیرون سرده.

13
00:02:20,560 --> 00:02:21,550
‫بانوی من، چرا برنمی‌گردین...

14
00:02:21,600 --> 00:02:22,990
‫به چادرتون تا استراحت کنید؟

15
00:02:23,040 --> 00:02:25,680
‫الان یکی رو می‌فرستم بره دنبالشون بگرده.

16
00:02:26,080 --> 00:02:27,880
‫ژنرال، می‌شه توی چادرت منتظر بمونم؟

17
00:02:36,760 --> 00:02:38,080
‫بفرمایین، بانوی من.

18
00:02:44,200 --> 00:02:44,920
‫دیروقته.

19
00:02:45,640 --> 00:02:48,400
‫بانوی من، چرا با این لباس نازک اومدین بیرون؟

20
00:02:56,880 --> 00:02:57,280
‫بفرمایین،

21
00:02:58,080 --> 00:02:59,120
‫یه‌کم چای گرم بخورید.

22
00:03:00,000 --> 00:03:00,480
‫نمی‌خواد.

23
00:03:00,520 --> 00:03:01,120
‫ممنون.

24
00:03:03,440 --> 00:03:05,480
‫الان داشتی با کسی حرف می‌زدی؟

25
00:03:06,640 --> 00:03:07,360
‫الان؟

26
00:03:08,160 --> 00:03:09,640
‫من تموم مدت تنها بودم.

27
00:03:32,280 --> 00:03:33,160
‫بانوی من،

28
00:03:33,840 --> 00:03:35,800
‫یه چیزی هست که
‫می‌خواستم ازتون بپرسم.

29
00:03:36,800 --> 00:03:37,400
‫بپرس.

30
00:03:43,200 --> 00:03:45,080
‫چیزی نمونده به پایتخت برسیم.

31
00:03:45,600 --> 00:03:46,120
‫اون موقع،

32
00:03:47,240 --> 00:03:48,400
‫دیگه راه برگشتی نیست.

33
00:03:49,920 --> 00:03:51,040
‫اگه می‌خواید برید،

34
00:03:51,680 --> 00:03:53,080
‫این آخرین فرصتتونه.

35
00:03:53,720 --> 00:03:55,320
‫می‌تونم ببرمتون یه جای امن.

36
00:03:56,040 --> 00:03:57,640
‫می‌تونین زندگی خودتون رو داشته باشین...

37
00:03:58,120 --> 00:04:00,080
‫مجبور نیستین همه‌ی این بار رو
‫به دوش بکشین.

38
00:04:04,400 --> 00:04:05,400
‫اگه من به دوش نکشم،

39
00:04:06,720 --> 00:04:07,720
‫پس کی بکشه؟

40
00:04:10,440 --> 00:04:10,880
‫تو؟

41
00:04:13,120 --> 00:04:14,120
‫بهتون که گفتم...

42
00:04:15,240 --> 00:04:16,240
‫من هیچ علاقه‌ای...

43
00:04:17,960 --> 00:04:18,960
‫به امور مملکتی ندارم.

44
00:04:24,040 --> 00:04:24,840
‫پس کی داره؟

45
00:04:26,200 --> 00:04:26,470
‫بانوی من!

46
00:04:26,520 --> 00:04:28,520
‫کس دیگه‌ای اینجا رئیسه؟

47
00:04:59,280 --> 00:05:00,680
‫با این‌همه آدم،

48
00:05:02,960 --> 00:05:04,440
‫حس نمی‌کنی جات تنگه؟

49
00:05:06,640 --> 00:05:07,400
‫بریم.

50
00:05:08,120 --> 00:05:09,040
‫یالا، بریم.

51
00:05:36,680 --> 00:05:38,040
‫به قول «بای»،

52
00:05:39,960 --> 00:05:41,080
‫اگه می‌خوای بری،

53
00:05:42,640 --> 00:05:43,240
‫الان...

54
00:05:44,560 --> 00:05:45,680
‫آخرین فرصته.

55
00:05:47,480 --> 00:05:48,000
‫باشه.

56
00:05:50,120 --> 00:05:51,560
‫اگه این چیزیه که می‌خوای،

57
00:05:53,000 --> 00:05:53,840
‫می‌رم.

58
00:05:58,680 --> 00:05:59,200
‫وان‌یین.

59
00:06:03,280 --> 00:06:03,880
‫شیاهو دان،

60
00:06:04,640 --> 00:06:06,040
‫معلومه حرف حسابت چیه؟

61
00:06:08,120 --> 00:06:09,960
‫بدون رضایت من، بیهوشم کردی

62
00:06:11,000 --> 00:06:12,840
‫و تنهایی رفتی به جنگ شاهزاده دوآن.

63
00:06:13,640 --> 00:06:15,480
‫فکر می‌کنی خیلی مَردی، نه؟

64
00:06:19,520 --> 00:06:20,480
‫اگه انقدر دلت می‌خواد قهرمان‌بازی دربیاری،

65
00:06:21,880 --> 00:06:22,920
‫پس تا تهش برو.

66
00:06:25,680 --> 00:06:27,720
‫چرا مجبورم می‌کنی بیام «بای» رو پیدا کنم

67
00:06:27,920 --> 00:06:29,200
‫و بشم فرمانده‌ی ارتش سه‌گانه؟

68
00:06:31,520 --> 00:06:32,430
‫بعضی وقت‌ها واقعاً فکر می‌کنم...

69
00:06:32,480 --> 00:06:34,600
‫شما مردها خیلی عجیب و درگیرین.

70
00:06:35,880 --> 00:06:37,800
‫قشنگ معلومه نمی‌خوای من برم،

71
00:06:39,600 --> 00:06:40,800
‫ولی هی می‌گی...

72
00:06:41,680 --> 00:06:43,120
‫دارم بهت حق انتخاب می‌دم.

73
00:06:45,720 --> 00:06:47,480
‫در واقع فقط نمی‌خوای عواقبش رو گردن بگیری.

74
00:06:49,680 --> 00:06:51,320
‫می‌خوای همه‌چی باب میل خودت پیش بره.

75
00:06:51,760 --> 00:06:52,480
‫تو مریضی،

76
00:06:53,840 --> 00:06:55,160
‫و باید درمان بشی.

77
00:07:00,720 --> 00:07:01,520
‫حق با توئه.

78
00:07:06,280 --> 00:07:06,960
‫من مریضم،

79
00:07:11,120 --> 00:07:12,160
‫اونم لاعلاج.

80
00:07:16,440 --> 00:07:17,960
‫زمان زیادی برام نمونده.

81
00:07:22,720 --> 00:07:24,040
‫ولی من واقعاً...

82
00:07:26,040 --> 00:07:26,840
‫واقعاً...

83
00:07:30,160 --> 00:07:31,640
‫واقعاً دلم می‌خواد دوستم داشته باشی.

84
00:07:35,800 --> 00:07:37,320
‫ولی از طرفی هم می‌خوام که بری،

85
00:07:40,720 --> 00:07:43,920
‫چون فقط یذره وقت برام مونده
‫که باهات باشم.

86
00:07:46,480 --> 00:07:47,840
‫هنوز که نمُردی،

87
00:07:48,120 --> 00:07:49,200
‫پس خفه شو!

88
00:07:57,520 --> 00:07:58,350
‫از لحن والاحضرت معلومه...

89
00:07:58,400 --> 00:07:59,200
‫اصلاً خوشحال نیست.

90
00:07:59,440 --> 00:08:01,080
‫بریم داخل آرومش کنیم؟

91
00:08:02,040 --> 00:08:03,520
‫ژنرال، تو نمی‌دونی.

92
00:08:03,680 --> 00:08:04,840
‫از روی عصبانیت نیست.

93
00:08:05,000 --> 00:08:06,190
‫اگه یه زن هنوز حاضره
‫بهت بدوبیراه بگه،

94
00:08:06,240 --> 00:08:07,790
‫یعنی هنوز ازت دست نکشیده.

95
00:08:07,840 --> 00:08:09,430
‫ژنرال، شما شاید جنگیدن بلد باشین،

96
00:08:09,480 --> 00:08:11,480
‫ولی از زن‌ها هیچی نمی‌دونین.

97
00:08:14,600 --> 00:08:15,080
‫با همه‌تونم،

98
00:08:16,080 --> 00:08:17,000
‫همین‌جا کشیک بدین.

99
00:08:18,760 --> 00:08:19,240
‫تو...

100
00:08:20,720 --> 00:08:22,520
‫برو به همه خبر بده که...

101
00:08:23,000 --> 00:08:25,360
‫توی چادر معاونم واسه جلسه جمع بشن.

102
00:08:26,320 --> 00:08:27,960
‫امشب تا من نخوابیدم،

103
00:08:28,720 --> 00:08:29,840
‫کسی حق نداره بخوابه!

104
00:08:35,240 --> 00:08:36,160
‫جوش آورده.

105
00:08:45,120 --> 00:08:45,840
‫وان‌یین...

106
00:08:46,200 --> 00:08:47,040
‫نکن.

107
00:08:50,400 --> 00:08:51,400
‫می‌دونم اشتباه کردم.

108
00:08:55,560 --> 00:08:56,600
‫دیگه تکرار نمی‌کنم.

109
00:09:01,160 --> 00:09:01,680
‫جدی می‌گم.

110
00:09:08,400 --> 00:09:08,880
‫وان‌یین.

111
00:09:10,680 --> 00:09:11,320
‫یو.

112
00:09:18,440 --> 00:09:19,240
‫چی شده؟

113
00:09:20,120 --> 00:09:20,840
‫صدمه دیدی؟

114
00:09:22,400 --> 00:09:22,800
‫نه.

115
00:09:37,760 --> 00:09:39,680
‫سردردت دوباره عود کرده؟

116
00:09:41,920 --> 00:09:43,640
‫تو راه یه بار عود کرد.

117
00:09:45,840 --> 00:09:46,960
‫واسه همین نتونستم...

118
00:09:47,480 --> 00:09:49,720
‫به قرارمون توی پیانگ برسم.

119
00:09:52,680 --> 00:09:54,800
‫توی کوهستان بِی دقیقاً چی اتفاقی افتاد؟

120
00:09:55,280 --> 00:09:56,880
‫همه می‌گفتن تو مُردی،

121
00:09:57,440 --> 00:09:59,040
‫ولی من اصلاً باور نکردم.

122
00:09:59,680 --> 00:10:01,600
‫ناسلامتی آقای بِی پیشت بود.

123
00:10:03,200 --> 00:10:04,120
‫آقای بِی کجاست؟

124
00:10:07,160 --> 00:10:09,470
‫اون موقع اوضاع خیلی بحرانی بود.

125
00:10:09,520 --> 00:10:11,160
‫تقریباً به بن‌بست رسیده بودیم.

126
00:10:11,920 --> 00:10:13,400
‫به جای اینکه با هم بمیریم،

127
00:10:14,320 --> 00:10:16,360
‫هویت واقعیم رو به آقای بِی گفتم

128
00:10:16,840 --> 00:10:18,160
‫و گذاشتم اون اول فرار کنه.

129
00:10:22,960 --> 00:10:24,400
‫آقای بِی خیلی بهمون لطف کرد.

130
00:10:25,880 --> 00:10:27,400
‫اگه فرصتی شد،

131
00:10:29,560 --> 00:10:31,120
‫باید شخصاً ازش تشکر کنیم.

132
00:10:38,840 --> 00:10:40,440
‫وقتی پایتخت رو پس گرفتیم،

133
00:10:41,680 --> 00:10:43,080
‫«بای» رو می‌فرستم دنبالش بگرده.

134
00:10:45,200 --> 00:10:46,600
‫این بهترین کاریه که می‌تونیم بکنیم.

135
00:10:50,440 --> 00:10:51,480
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

136
00:10:52,200 --> 00:10:53,720
‫هنوز نبخشیدمت.

137
00:10:58,360 --> 00:10:58,880
‫یو.

138
00:11:00,520 --> 00:11:00,920
‫یو.

139
00:11:01,720 --> 00:11:03,160
‫واقعاً دیگه تکرارش نمی‌کنم.

140
00:11:03,560 --> 00:11:04,080
‫به همین...

141
00:11:04,920 --> 00:11:06,720
‫یذره عمری که برام مونده قسم می‌خورم.

142
00:11:06,960 --> 00:11:08,200
‫کی ازت خواست قسم بخوری؟

143
00:11:08,720 --> 00:11:09,360
‫شیاهو دان،

144
00:11:09,440 --> 00:11:11,160
‫دلت کتک می‌خواد؟

145
00:11:15,840 --> 00:11:17,080
‫دیگه قسم نمی‌خورم.

146
00:11:19,000 --> 00:11:19,600
‫ببخشید.

147
00:11:21,600 --> 00:11:22,320
‫عصبانی نباش.

148
00:11:39,600 --> 00:11:40,000
‫شماها...

149
00:11:40,880 --> 00:11:43,270
‫همه‌تون شخصاً توسط من،
‫لین شوآن‌یینگ، آموزش دیدین.

150
00:11:43,320 --> 00:11:45,120
‫می‌دونم که وفادار و فداکارید

151
00:11:45,760 --> 00:11:47,960
‫و هر کدومتون ده نفر رو حریفید.

152
00:11:48,360 --> 00:11:50,440
‫ولی با این سلاح‌هایی که دستتونه،

153
00:11:50,680 --> 00:11:52,280
‫هر کدومتون حریف صد نفرید!

154
00:11:53,360 --> 00:11:54,360
‫طی این مدت،

155
00:11:55,200 --> 00:11:56,320
‫ما هم‌زمان...

156
00:11:57,160 --> 00:11:58,840
‫هم پیشروی کردیم و هم تمرین.

157
00:11:59,360 --> 00:12:00,390
‫تا الان همه‌تون باید کامل فهمیده باشید...

158
00:12:00,440 --> 00:12:02,360
‫که این کمان پولادی آستین‌دار چه قدرتی داره.

159
00:12:02,920 --> 00:12:05,120
‫اما حالا که رسیدیم به پایتخت،

160
00:12:05,320 --> 00:12:08,160
‫دقیقاً نمی‌دونید
‫قراره اینو سمت کی نشونه بگیرید.

161
00:12:09,920 --> 00:12:11,840
‫احتمالاً تا الان دیگه خودتون حدس زدین...

162
00:12:12,360 --> 00:12:13,160
‫که این سلاح...

163
00:12:13,600 --> 00:12:15,000
‫واسه شورشه!

164
00:12:15,480 --> 00:12:16,280
‫درسته.

165
00:12:17,440 --> 00:12:19,590
‫ولی شورشی برای هدف درست،

166
00:12:19,640 --> 00:12:21,240
‫علیه خائنین.

167
00:12:22,880 --> 00:12:24,590
‫من، لین شوآن‌یینگ،
‫معاون ژنرال ارتش راست!

168
00:12:24,640 --> 00:12:26,070
‫من، شن شیائو، فرمانده‌ی ارتش راست!

169
00:12:26,120 --> 00:12:27,710
‫من، چی یولین،
‫سرهنگ ارتش راست!

170
00:12:27,760 --> 00:12:29,870
‫من، هولان ژئر، ژنرال خانوار ارتش راست!

171
00:12:29,920 --> 00:12:31,070
‫به اعلی‌حضرت و ملکه...

172
00:12:31,120 --> 00:12:32,350
‫ادای احترام می‌کنیم!

173
00:12:32,400 --> 00:12:33,120
‫اعلی‌حضرت؟

174
00:12:34,240 --> 00:12:35,230
‫اعلی‌حضرت هنوز زنده‌ست؟

175
00:12:35,280 --> 00:12:36,680
‫واقعاً اعلی‌حضرته.

176
00:12:36,720 --> 00:12:38,790
‫وقتی با ژنرال یو برگشتم پایتخت
‫تا گزارش بدم،

177
00:12:38,840 --> 00:12:40,360
‫توی سالن قصر دیدمش.

178
00:12:40,480 --> 00:12:42,120
‫پس چرا شاهزاده دوآن گفت که اعلی‌حضرت...

179
00:12:43,720 --> 00:12:45,400
‫به همگی تبریک می‌گم.

180
00:12:45,480 --> 00:12:47,070
‫قراره افتخارِ
‫برگردوندن تاج‌وتخت رو نصیب خودتون کنید!

181
00:12:47,120 --> 00:12:50,630
‫درود بر اعلی‌حضرت!
‫درود بر اعلی‌حضرت و ملکه!

182
00:12:50,680 --> 00:12:52,110
‫آقایون، نیازی به تشریفات نیست.

183
00:12:52,160 --> 00:12:53,440
‫- ممنونم، اعلی‌حضرت!
‫- ممنونم، اعلی‌حضرت!

184
00:13:02,800 --> 00:13:03,600
‫این سلاح...

185
00:13:04,840 --> 00:13:06,640
‫ساخته‌ی دست یکی از دوستان قدیمی منه.

186
00:13:08,800 --> 00:13:09,520
‫اولش،

187
00:13:10,160 --> 00:13:11,360
‫صرفاً امیدوار بود که این بتونه...

188
00:13:12,040 --> 00:13:12,880
‫منو در امان نگه داره.

189
00:13:15,640 --> 00:13:16,120
‫امروز...

190
00:13:16,880 --> 00:13:18,280
‫من اینو به دستان شما می‌سپارم،

191
00:13:18,680 --> 00:13:21,040
‫نه به این امید که ازش برای قدرت...

192
00:13:21,440 --> 00:13:22,710
‫یا بازپس‌گیری تاج‌وتخت استفاده کنید،

193
00:13:22,760 --> 00:13:23,840
‫بلکه به این امید که...

194
00:13:25,040 --> 00:13:26,590
‫بتونید ازش استفاده کنید
‫تا قلمرومون رو حفظ کنید،

195
00:13:26,640 --> 00:13:27,720
‫از مملکتمون محافظت کنید

196
00:13:28,160 --> 00:13:30,160
‫و امنیت مردم رو تضمین کنید!

197
00:14:07,800 --> 00:14:09,270
‫این همون داروییه که طبیب شیائو تجویز کرده.

198
00:14:09,320 --> 00:14:10,240
‫«سن» در چه حاله؟

199
00:14:10,560 --> 00:14:11,080
‫خوب نیست.

200
00:14:11,440 --> 00:14:13,110
‫دیگه حتی نمی‌تونه از جاش بلند بشه.

201
00:14:13,160 --> 00:14:14,560
‫به روی خودت نیار.

202
00:14:15,000 --> 00:14:15,320
‫باشه.

203
00:14:15,400 --> 00:14:16,000
‫بیا داخل.

204
00:14:16,680 --> 00:14:17,520
‫لبخند بزن.

205
00:14:31,840 --> 00:14:32,360
‫من برگشتم.

206
00:14:34,080 --> 00:14:35,400
‫چند تا ماهی زنده خریدم.

207
00:14:35,640 --> 00:14:36,790
‫بعداً برات سوپ ماهی درست می‌کنم

208
00:14:36,840 --> 00:14:38,720
‫تا جون بگیری.

209
00:14:40,080 --> 00:14:40,520
‫سن.

210
00:14:40,960 --> 00:14:42,880
‫پیش‌گوییم درست بود یا نه؟

211
00:14:43,240 --> 00:14:45,680
‫گفتم امروز برف میاد.

212
00:14:45,960 --> 00:14:46,440
‫و واقعاً هم...

213
00:14:46,800 --> 00:14:48,200
‫داره بیرون برف میاد.

214
00:14:49,400 --> 00:14:49,720
‫بیا.

215
00:14:50,960 --> 00:14:52,350
‫پس واقعاً حیف شد که...

216
00:14:52,400 --> 00:14:54,200
‫از رصدخونۀ سلطنتی...

217
00:14:54,360 --> 00:14:56,240
‫منتقلت کردن، یانگ.

218
00:14:57,240 --> 00:14:58,560
‫الان دیگه می‌تونی شوخی هم بکنی.

219
00:14:59,240 --> 00:15:00,720
‫داری خوب می‌شی؟

220
00:15:03,840 --> 00:15:05,080
‫دیگه شوخی بسه.

221
00:15:06,960 --> 00:15:08,320
‫یانگ نیتش خیر بود.

222
00:15:09,200 --> 00:15:10,520
‫من از وضعیتم...

223
00:15:11,040 --> 00:15:12,000
‫خبر دارم.

224
00:15:13,000 --> 00:15:14,720
‫نمی‌خواد انقدر قضیه رو جدی بگیری.

225
00:15:22,120 --> 00:15:23,200
‫ولی جدی،

226
00:15:23,680 --> 00:15:25,400
‫اوضاع بیرون چطوره؟

227
00:15:28,560 --> 00:15:29,120
‫خوب نیست.

228
00:15:30,520 --> 00:15:32,390
‫حق با ما بود که برنگشتیم خونه‌هامون.

229
00:15:32,440 --> 00:15:34,590
‫وزیرهایی که بیرون اقامتگاه اعلی‌حضرت
‫زانو زده بودن،

230
00:15:34,640 --> 00:15:37,230
‫توسط نگهبانان سلطنتی
‫توی خونه‌های خودشون حبس شدن

231
00:15:37,280 --> 00:15:38,880
‫و اجازه ندارن برن بیرون.

232
00:15:39,560 --> 00:15:41,280
‫اعلی‌حضرت آینده‌نگر بود.

233
00:15:42,040 --> 00:15:42,760
‫این مخفیگاه...

234
00:15:42,960 --> 00:15:44,480
‫که اون موقع برامون آماده کرد

235
00:15:44,720 --> 00:15:45,240
‫الان شده...

236
00:15:45,640 --> 00:15:46,720
‫پناهگاه‌مون.

237
00:15:47,040 --> 00:15:49,950
‫چیزی که نگرانم می‌کنه اینه که
‫با شناختی که از روش‌های شاهزاده دوآن دارم،

238
00:15:50,000 --> 00:15:51,520
‫دیر یا زود افرادش...

239
00:15:51,640 --> 00:15:52,960
‫اینجا رو پیدا می‌کنن.

240
00:15:54,200 --> 00:15:55,920
‫حالا که کار به اینجا کشیده شده،

241
00:15:56,640 --> 00:15:57,840
‫باید واسه آینده برنامه‌ریزی کنیم.

242
00:16:08,080 --> 00:16:08,880
‫با این وضعیت،

243
00:16:09,280 --> 00:16:11,200
‫فقط دو راه واسه زنده موندن هست:

244
00:16:12,640 --> 00:16:14,080
‫یا استعفا بدیم

245
00:16:15,080 --> 00:16:15,760
‫یا...

246
00:16:16,400 --> 00:16:18,320
‫به شاهزاده دوآن اعلام وفاداری کنیم.

247
00:16:19,000 --> 00:16:20,320
‫ولی مشخصه که...

248
00:16:20,960 --> 00:16:22,480
‫تو از اون مدل آدم‌ها نیستی که...

249
00:16:23,160 --> 00:16:25,240
‫به شاهزاده دوآن اعلام وفاداری کنی.

250
00:16:25,280 --> 00:16:25,880
‫معلومه.

251
00:16:26,000 --> 00:16:27,110
‫من هرگز اعلام وفاداری نمی‌کنم.

252
00:16:27,160 --> 00:16:28,230
‫ترجیح می‌دم خونم توی تالار اصلی ریخته بشه

253
00:16:28,280 --> 00:16:29,520
‫و در تاریخ ثبت بشم.

254
00:16:29,760 --> 00:16:30,240
‫درسته.

255
00:16:31,320 --> 00:16:32,640
‫من قصد دارم استعفا بدم.

256
00:16:33,960 --> 00:16:34,910
‫الان دیگه کسی توی دربار نمونده

257
00:16:34,960 --> 00:16:36,720
‫که ارزش وفاداری منو داشته باشه.

258
00:16:37,360 --> 00:16:38,400
‫بهتره...

259
00:16:39,160 --> 00:16:41,360
‫برگردم خونه و از پدر و مادرم مراقبت کنم.

260
00:16:44,160 --> 00:16:46,760
‫راستش من بدم نمیاد
‫اعلام وفاداری کنم.

261
00:16:47,720 --> 00:16:48,240
‫اِر لان.

262
00:16:48,400 --> 00:16:49,910
‫الان وقت شوخی نیست.

263
00:16:49,960 --> 00:16:51,200
‫شوخی نمی‌کنم.

264
00:16:51,960 --> 00:16:53,200
‫حالا که اعلی‌حضرت مُرده،

265
00:16:53,720 --> 00:16:56,760
‫اکثر طرفدارهای امپراتور
‫واسه اینکه زنده بمونن استعفا می‌دن.

266
00:16:57,080 --> 00:16:59,110
‫توی دربار خلأ زیادی به وجود میاد

267
00:16:59,160 --> 00:17:01,030
‫و شاهزاده دوآن
‫به آدم‌هایی نیاز پیدا می‌کنه که براش کار کنن.

268
00:17:01,080 --> 00:17:02,200
‫پس در کوتاه‌مدت،

269
00:17:02,280 --> 00:17:04,600
‫احتمالاً کاری به کار اونایی که
‫می‌مونن نداره.

270
00:17:06,160 --> 00:17:07,840
‫اِر، تو باهوش‌تر از این حرف‌هایی.

271
00:17:08,280 --> 00:17:09,720
‫حتی اگه الان کاری نکنه،

272
00:17:09,920 --> 00:17:12,030
‫از کجا مطمئن باشیم شاهزاده دوآن
‫بعداً باهامون تسویه‌حساب نکنه؟

273
00:17:12,080 --> 00:17:13,750
‫بیاین قدم‌به‌قدم پیش بریم.

274
00:17:13,800 --> 00:17:15,070
‫وقتی واقعاً اون موقع فرا برسه،

275
00:17:15,120 --> 00:17:16,720
‫واسه مردن دیر نیست.

276
00:17:18,520 --> 00:17:20,960
‫در مقایسه با مردن
‫واسه نشون دادن وفاداری،

277
00:17:22,560 --> 00:17:23,240
‫به نظرم...

278
00:17:23,560 --> 00:17:25,430
‫اعلی‌حضرت ترجیح می‌داد ببینه...

279
00:17:25,480 --> 00:17:27,040
‫ما داریم امنیت مردم رو حفظ می‌کنیم

280
00:17:27,360 --> 00:17:29,230
‫و نمی‌ذاریم از این آشوب آسیب ببینن.

281
00:17:29,280 --> 00:17:31,120
‫اِر، نیازی به کنایه زدن نیست.

282
00:17:32,120 --> 00:17:32,760
‫من الان دیگه...

283
00:17:33,280 --> 00:17:35,710
‫اون آدم کله‌شقی نیستم
‫که تازه وارد دربار شده بود.

284
00:17:35,760 --> 00:17:38,480
‫کاملاً متوجه‌ی نیت خیرت هستم، اِر.

285
00:17:39,440 --> 00:17:40,240
‫فقط اینکه...

286
00:17:41,480 --> 00:17:42,520
‫در همچین مواقعی،

287
00:17:42,920 --> 00:17:44,830
‫اعلام وفاداری به کسی
‫مثل شاهزاده دوآن...

288
00:17:44,880 --> 00:17:46,400
‫و سر خم کردن جلوش...

289
00:17:47,440 --> 00:17:49,350
‫تحقیریه که حدومرز نداره.

290
00:17:49,400 --> 00:17:51,190
‫به قول معروف،
‫وقتی عمارتی داره فرو می‌ریزه،

291
00:17:51,240 --> 00:17:53,680
‫قدرت یه نفر خیلی ناچیزه.

292
00:17:53,840 --> 00:17:55,160
‫زندگی کوتاهه،

293
00:17:57,000 --> 00:17:59,200
‫و اِر، تو در اوج جوونیت هستی.

294
00:18:00,160 --> 00:18:02,080
‫چرا یه بارم شده واسه خودت زندگی نمی‌کنی؟

295
00:18:13,720 --> 00:18:15,190
‫سن، یه چیزی هست که تو نمی‌دونی.

296
00:18:15,240 --> 00:18:16,160
‫فقط...

297
00:18:16,800 --> 00:18:18,480
‫به‌خاطر هدف برتر نیست که موندم،

298
00:18:19,440 --> 00:18:21,240
‫بلکه به‌خاطر احساسات شخصیمم هست.

299
00:18:29,920 --> 00:18:30,720
‫وایسا ببینم.

300
00:18:33,560 --> 00:18:35,360
‫احساسات شخصی؟

301
00:18:41,320 --> 00:18:42,240
‫طرف کیه؟

302
00:18:42,440 --> 00:18:43,640
‫ما دیدیمش؟

303
00:18:44,280 --> 00:18:45,190
‫این مسئله‌ی شخصیشه.

304
00:18:45,240 --> 00:18:46,280
‫چرا فضولی می‌کنی؟

305
00:18:46,760 --> 00:18:48,160
‫ولی اِر که غریبه نیست.

306
00:18:48,680 --> 00:18:49,080
‫درسته.

307
00:18:49,480 --> 00:18:51,270
‫درسته، اون... اون غریبه نیست.

308
00:18:51,320 --> 00:18:51,870
‫اون مطمئناً غریبه نیست.

309
00:18:51,920 --> 00:18:52,670
‫حالا که غریبه نیست،

310
00:18:52,720 --> 00:18:54,190
‫پس بیا ما هم ولش نکنیم.

311
00:18:54,240 --> 00:18:55,830
‫نمی‌تونیم بذاریم توی دربار تنها بمونه

312
00:18:55,880 --> 00:18:57,110
‫و یک‌تنه بجنگه، مگه نه؟

313
00:18:57,160 --> 00:18:58,270
‫مگه همین الان نگفتی ترجیح می‌دی...

314
00:18:58,320 --> 00:19:00,710
‫خونت توی تالار اصلی ریخته بشه
‫و توی تاریخ ثبت بشی؟

315
00:19:00,760 --> 00:19:02,880
‫چرا نظرت انقدر زود عوض شد؟

316
00:19:03,800 --> 00:19:05,320
‫هیچم عوض نشده، خب؟ من...

317
00:19:05,520 --> 00:19:07,710
‫من واقعاً می‌خوام
‫خونم توی تالار اصلی ریخته بشه.

318
00:19:07,760 --> 00:19:09,710
‫ولی چون می‌خوام خونم اونجا ریخته بشه،

319
00:19:09,760 --> 00:19:11,310
‫اول باید خودم رو
‫به تالار اصلی برسونم، درسته؟

320
00:19:11,360 --> 00:19:12,630
‫من که نمی‌تونم خونم رو...

321
00:19:12,680 --> 00:19:13,350
‫دم در بریزم، مگه نه؟

322
00:19:13,400 --> 00:19:14,510
‫تو... وایسا ببینم.

323
00:19:14,560 --> 00:19:15,840
‫من چی؟

324
00:19:16,000 --> 00:19:17,880
‫چطور جرئت می‌کنی، یانگ دوجیه؟

325
00:19:18,080 --> 00:19:19,280
‫در همچین موقعیتی،

326
00:19:19,320 --> 00:19:20,640
‫همه ناراحتن.

327
00:19:22,240 --> 00:19:24,360
‫من چی؟ دیگه هیچی نگو.

328
00:19:27,840 --> 00:19:29,720
‫اولش می‌خواستم این ماهی رو...

329
00:19:37,100 --> 00:19:47,100
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

330
00:19:54,480 --> 00:19:57,230
‫راستش برات امن‌تر بود
‫که توی پیانگ بمونی و سنگر رو حفظ کنی.

331
00:19:57,280 --> 00:19:59,070
‫بعد از اینکه آشوب توی شهر خوابید...

332
00:19:59,120 --> 00:20:00,230
‫حتی فکرشم نکن.

333
00:20:00,280 --> 00:20:01,880
‫نمی‌ذارم واسه دومین بار
‫کار خودت رو بکنی.

334
00:20:04,800 --> 00:20:05,600
‫مگه دیگه نمی‌خوای...

335
00:20:05,760 --> 00:20:06,910
‫کل دنیا رو بگردی؟

336
00:20:06,960 --> 00:20:07,640
‫می‌خوام.

337
00:20:08,880 --> 00:20:10,230
‫دنیا سر جاشه.

338
00:20:10,280 --> 00:20:12,280
‫فرقی نمی‌کنه اگه یه‌کم دیرتر برم.

339
00:20:15,400 --> 00:20:16,480
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،

340
00:20:17,360 --> 00:20:20,270
‫ما تازه یه‌کم بیشتر از
‫نصف ساله که همدیگه رو می‌شناسیم،

341
00:20:20,320 --> 00:20:21,920
‫بااین‌حال این‌همه اتفاق افتاده.

342
00:20:24,840 --> 00:20:25,920
‫ما عملاً با هم...

343
00:20:25,960 --> 00:20:28,080
‫مرگ و زندگی رو تجربه کردیم.

344
00:20:28,160 --> 00:20:28,800
‫بااین‌حال،

345
00:20:29,680 --> 00:20:31,000
‫یه‌جورهایی...

346
00:20:31,920 --> 00:20:33,800
‫انگار تازه با هم آشنا شدیم؟

347
00:20:34,520 --> 00:20:34,960
‫آره.

348
00:20:36,480 --> 00:20:38,800
‫آخه تو هنوز اسم منو هم نمی‌دونی.

349
00:20:40,560 --> 00:20:42,240
‫اون موقع واسه خودم درگیری‌هایی داشتم،

350
00:20:42,320 --> 00:20:45,440
‫واسه همین جرئت نکردم
‫درباره‌ی این موضوع مفصل باهات حرف بزنم.

351
00:20:45,720 --> 00:20:47,120
‫حالا اسم واقعیت چیه؟

352
00:20:47,840 --> 00:20:48,560
‫اسمم...

353
00:20:56,120 --> 00:20:58,430
‫فکر نمی‌کنی اسم یو وان‌یین
‫خیلی قشنگه؟

354
00:20:58,480 --> 00:20:59,990
‫به نظرم اسم یو وان‌یین خیلی قشنگه.

355
00:21:00,040 --> 00:21:01,440
‫پس اسم واقعیت چیه؟

356
00:21:02,040 --> 00:21:02,280
‫من...

357
00:21:02,560 --> 00:21:03,800
‫بهت می‌گم،

358
00:21:04,280 --> 00:21:06,230
‫ولی باید یه قولی بهم بدی.

359
00:21:06,280 --> 00:21:06,880
‫چی؟

360
00:21:08,040 --> 00:21:09,840
‫وقتی بهت گفتم، نباید بخندی.

361
00:21:12,960 --> 00:21:13,960
‫چرا بخندم آخه؟

362
00:21:14,640 --> 00:21:16,240
‫یعنی از «ژانگ سان» خنده‌دارتره؟

363
00:21:18,360 --> 00:21:19,080
‫وانگ سوی‌هوا.

364
00:21:29,040 --> 00:21:29,600
‫جدی؟

365
00:21:33,840 --> 00:21:35,480
‫اسم واقعیت وانگ سوی‌هواست؟

366
00:21:38,200 --> 00:21:39,560
‫وانگ سوی‌هوا...

367
00:21:42,600 --> 00:21:43,120
‫«سوی‌هوا،»

368
00:21:43,720 --> 00:21:45,320
‫«کلم‌شور بیار!»

369
00:21:47,360 --> 00:21:48,630
‫عمو بزرگم این اسم رو روم گذاشت.

370
00:21:48,680 --> 00:21:50,280
‫حالا می‌دونی چرا ازش متنفرم.

371
00:21:51,080 --> 00:21:53,880
‫عمو بزرگت عجب استعدادی
‫تو اسم گذاشتن داشته.

372
00:21:56,720 --> 00:21:57,600
‫وانگ سوی‌هوا...

373
00:21:58,840 --> 00:22:00,840
‫پس بگو چرا هی از گفتنش طفره می‌رفتی.

374
00:22:01,640 --> 00:22:03,510
‫اگه بازم بخندی، قاتی می‌کنم ها.

375
00:22:03,560 --> 00:22:04,550
‫باشه، باشه.

376
00:22:04,600 --> 00:22:05,720
‫دیگه نمی‌خندم.

377
00:22:09,720 --> 00:22:10,710
‫به نظر میاد ما دو تا...

378
00:22:10,760 --> 00:22:12,440
‫قشنگ لنگه‌ی همیم...

379
00:22:12,800 --> 00:22:14,000
‫معلوم نیست کی می‌بره.

380
00:22:15,160 --> 00:22:17,560
‫من حتی مشکلی ندارم که
‫تو یه بچه راهنمایی هستی.

381
00:22:17,680 --> 00:22:19,680
‫من رسماً دارم گهواره‌دزدی می‌کنم، خب؟

382
00:22:20,600 --> 00:22:22,600
‫منظورت از گهواره‌دزدی چیه؟

383
00:22:23,080 --> 00:22:25,190
‫آره، وقتی تناسخ پیدا کردم اینجا
‫یه بچه راهنمایی بودم،

384
00:22:25,240 --> 00:22:26,990
‫ولی بیشتر از ده سال
‫توی این کتاب زندگی کردم.

385
00:22:27,040 --> 00:22:28,950
‫آخه ما هم‌زمان تناسخ پیدا نکردیم.

386
00:22:29,000 --> 00:22:30,310
‫تو از کدوم سال اومدی؟

387
00:22:30,360 --> 00:22:30,920
‫2016.

388
00:22:31,640 --> 00:22:32,590
‫من از سال 2025 اومدم.

389
00:22:32,640 --> 00:22:32,920
‫دیدی؟

390
00:22:36,040 --> 00:22:37,320
‫پس بگو.

391
00:22:38,520 --> 00:22:40,040
‫قبلاً که با هم گپ می‌زدیم،

392
00:22:40,200 --> 00:22:41,870
‫تموم جوک‌هات خیلی قدیمی بود،

393
00:22:41,920 --> 00:22:42,400
‫مثلِ...

394
00:22:43,160 --> 00:22:44,560
‫«قارچ آبی لاغر»،

395
00:22:44,640 --> 00:22:46,430
‫و «یوان‌فانگ، نظر تو چیه؟»

396
00:22:46,480 --> 00:22:48,400
‫همون موقع حس کردم یه جای کار می‌لنگه.

397
00:22:50,320 --> 00:22:51,840
‫حالا که بحثش شد،

398
00:22:53,280 --> 00:22:54,800
‫می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم.

399
00:22:56,240 --> 00:22:58,440
‫«بوی کار» یعنی چی؟

400
00:22:59,800 --> 00:23:00,680
‫و اون تیکه‌کلامت که می‌گی...

401
00:23:00,760 --> 00:23:02,280
‫«شهری یا نه»...

402
00:23:02,760 --> 00:23:03,760
‫یعنی چی؟

403
00:23:05,280 --> 00:23:06,870
‫و اون چیزی که همیشه می‌گی...

404
00:23:06,920 --> 00:23:08,400
‫«زیزه»... یعنی چی؟

405
00:23:10,360 --> 00:23:11,080
‫می‌خوای بدونی؟

406
00:23:12,120 --> 00:23:13,320
‫پس بعد از من تکرار کن.

407
00:23:14,000 --> 00:23:15,310
‫اول بگو معنیش چی می‌شه.

408
00:23:15,360 --> 00:23:17,040
‫اول بعد از من تکرار کن.

409
00:23:18,080 --> 00:23:18,960
‫باشه. یادم بده.

410
00:23:21,240 --> 00:23:21,720
‫زیزه.

411
00:23:23,480 --> 00:23:23,960
‫زیزه.

412
00:23:25,680 --> 00:23:26,560
‫زیزه.

413
00:23:28,160 --> 00:23:28,960
‫زیزه.

414
00:23:30,520 --> 00:23:31,520
‫آخه یعنی چی؟

415
00:23:31,960 --> 00:23:35,200
‫فقط شبیه «جیه‌جیه» تلفظ می‌شه،
‫یعنی خواهر بزرگتر.

416
00:23:36,200 --> 00:23:36,840
‫فهمیدی؟

417
00:23:37,560 --> 00:23:38,550
‫پس اون چیزهای دیگه چی،

418
00:23:38,600 --> 00:23:39,950
‫مثل «آفتابی نشدن»
‫و «من بردم و من بردم، چلوکباب رو من خوردم»؟

419
00:23:40,000 --> 00:23:41,470
‫اینا رو هم نمی‌دونی؟

420
00:23:41,520 --> 00:23:42,000
‫نمی‌دونم.

421
00:23:42,280 --> 00:23:44,520
‫پس چرا سری قبل پیشم آفتابی نشدی؟

422
00:23:44,800 --> 00:23:46,640
‫دیدم خیلی جوش آوردی،

423
00:23:46,720 --> 00:23:49,120
‫واسه همین جرئت نکردم مزاحمت بشم.

424
00:23:49,520 --> 00:23:50,400
‫بچه‌پررو.

425
00:23:51,160 --> 00:23:53,280
‫و اون... اسمش چی بود...

426
00:23:53,520 --> 00:23:54,720
‫اواوسی؟

427
00:23:54,800 --> 00:23:55,560
‫و اون...

428
00:23:56,680 --> 00:23:58,440
‫«گدای توجه»...

429
00:23:58,920 --> 00:23:59,550
‫یعنی چی؟

430
00:23:59,600 --> 00:24:01,480
‫بهت می‌گم یعنی چی.

431
00:24:01,880 --> 00:24:04,350
‫تو تعریف خودِ گدای توجهی.

432
00:24:04,400 --> 00:24:05,750
‫من تعریف گدای توجهم؟

433
00:24:05,800 --> 00:24:06,870
‫تو گدای توجهی.

434
00:24:06,920 --> 00:24:07,430
‫یادته؟

435
00:24:07,480 --> 00:24:08,270
‫من گدای توجهم.

436
00:24:08,320 --> 00:24:09,600
‫پـ... پس تو چی؟

437
00:24:31,440 --> 00:24:31,880
‫سن.

438
00:24:32,040 --> 00:24:32,720
‫ببخشید.

439
00:24:32,840 --> 00:24:33,840
‫چرا بیداری؟

440
00:24:34,200 --> 00:24:35,240
‫ببخشید بیدارت کردم.

441
00:24:42,640 --> 00:24:44,640
‫داروی طبیب شیائو اثر کرد.

442
00:24:45,200 --> 00:24:46,640
‫خیلی بهتر شدی.

443
00:24:49,040 --> 00:24:49,680
‫می‌خوام...

444
00:24:50,400 --> 00:24:51,400
‫تا وقتی هنوز جون دارم،

445
00:24:52,000 --> 00:24:53,430
‫یه سر برم حیاطم...

446
00:24:53,480 --> 00:24:54,920
‫و یه نگاهی به ارزن‌های «یان»ـم بندازم.

447
00:24:57,080 --> 00:24:58,160
‫ولی آخه الان...

448
00:24:58,400 --> 00:24:59,670
‫داره بیرون حسابی برف میاد.

449
00:24:59,720 --> 00:25:01,040
‫با این وضعیتی که تو داری...

450
00:25:02,280 --> 00:25:03,280
‫اگه الان نرم،

451
00:25:07,360 --> 00:25:09,560
‫می‌ترسم دیگه فرصت نشه.

452
00:25:33,640 --> 00:25:34,080
‫من...

453
00:25:35,240 --> 00:25:35,520
‫من...

454
00:25:37,440 --> 00:25:38,360
‫باهات میام.

455
00:25:39,920 --> 00:25:40,320
‫باشه.

456
00:25:56,400 --> 00:25:57,590
‫اگه همه‌چی خوب پیش بره،

457
00:25:57,640 --> 00:25:58,920
‫فردا همین موقع،

458
00:25:59,280 --> 00:26:00,800
‫یه تخت واسه خوابیدن داریم.

459
00:26:01,360 --> 00:26:03,960
‫بعداً یکی رو می‌فرستیم
‫آقای بِی رو برگردونه.

460
00:26:04,600 --> 00:26:05,920
‫حالا که «بای» هم اینجاست،

461
00:26:06,160 --> 00:26:08,320
‫دورهمی چهارنفره‌ی هات پاتمون
‫دوباره به راه می‌افته.

462
00:26:16,200 --> 00:26:16,800
‫راستی.

463
00:26:17,440 --> 00:26:19,350
‫اون شیائو تیانکای هنوز توی قصره.

464
00:26:19,400 --> 00:26:20,320
‫قبل از اینکه برم،

465
00:26:21,040 --> 00:26:23,270
‫ایده‌ی مبارزه‌ی زهر با زهر رو
‫بهش پیشنهاد دادم

466
00:26:23,320 --> 00:26:24,840
‫و گفت شدنیه.

467
00:26:25,040 --> 00:26:26,280
‫شاید تا الان،

468
00:26:26,360 --> 00:26:28,920
‫توی تحقیقاتش
‫به یه نتیجه‌ای رسیده باشه.

469
00:26:33,800 --> 00:26:35,520
‫اون ادیب‌ها رو کلاً یادم رفته بود.

470
00:26:36,400 --> 00:26:37,680
‫شاهزاده دوآن که بهشون سخت نمی‌گیره، مگه نه؟

471
00:26:38,520 --> 00:26:40,240
‫اِر لان و یانگ دوجیه که مشکلی ندارن،

472
00:26:40,360 --> 00:26:42,000
‫ولی من واقعاً نگران لی یونشی‌ام.

473
00:26:42,440 --> 00:26:44,350
‫اون سر هر چیزی
‫جونش رو واسه نصیحت کردن به خطر می‌ندازه.

474
00:26:44,400 --> 00:26:45,320
‫اگه این‌جوری بشه

475
00:26:45,440 --> 00:26:46,470
‫و باز جونش رو
‫واسه نصیحت کردن به خطر بندازه،

476
00:26:46,520 --> 00:26:47,320
‫شاهزاده دوآن...

477
00:26:50,480 --> 00:26:51,320
‫نگران نباش، وان‌یین.

478
00:26:52,480 --> 00:26:53,120
‫همه‌چی خوب پیش می‌ره.

479
00:26:54,840 --> 00:26:55,440
‫من اینجام.

480
00:27:08,840 --> 00:27:09,760
‫بهت باور دارم.

481
00:28:01,480 --> 00:28:03,120
‫گیاه‌ها مگه چی‌کار کردن

482
00:28:06,520 --> 00:28:07,960
‫که باید همچین بلایی سرشون بیاد؟

483
00:28:09,200 --> 00:28:12,190
‫خوشبختانه نسیم بهاری
‫دوباره زنده‌شون می‌کنه.

484
00:28:12,240 --> 00:28:14,040
‫سن، لازم نیست انقدر غصه بخوری.

485
00:28:15,000 --> 00:28:15,800
‫آره.

486
00:28:17,240 --> 00:28:18,560
‫وقتی به دنیا اومدم،

487
00:28:19,280 --> 00:28:21,920
‫از همون اول بیماری سختی داشتم.

488
00:28:22,800 --> 00:28:25,040
‫می‌دونستم زیاد زنده نمی‌مونم.

489
00:28:33,760 --> 00:28:35,070
‫بااین‌حال، همیشه گیاهان رو تحسین می‌کردم

490
00:28:35,120 --> 00:28:36,640
‫که با وجود ظاهر شکننده‌شون...

491
00:28:37,840 --> 00:28:39,720
‫چقدر جون‌سختن.

492
00:28:40,080 --> 00:28:43,040
‫در مقایسه با عمر آدم‌ها
‫که فقط چند دهه‌ست،

493
00:28:43,640 --> 00:28:46,240
‫گیاهان می‌تونن فصل به فصل
‫دوباره زنده بشن.

494
00:28:47,080 --> 00:28:48,400
‫تا وقتی باد،

495
00:28:48,600 --> 00:28:49,280
‫بارون...

496
00:28:50,040 --> 00:28:50,840
‫و خاک هست،

497
00:28:51,640 --> 00:28:53,080
‫می‌تونن آزادانه...

498
00:28:54,120 --> 00:28:55,040
‫و با خوشحالی رشد کنن.

499
00:28:56,400 --> 00:28:57,880
‫ولی آدم‌ها که گیاه نیستن...

500
00:28:57,960 --> 00:28:59,600
‫ما چطور می‌تونیم تنهایی زندگی کنیم؟

501
00:29:00,000 --> 00:29:00,920
‫سن،

502
00:29:01,400 --> 00:29:03,320
‫تو بالاخره باهامون صمیمی شدی.

503
00:29:06,360 --> 00:29:08,790
‫اگه شماها نبودین که منو با خودتون
‫اینور و اونور بکشید

504
00:29:08,840 --> 00:29:11,200
‫و به سردی و ضعیف بودنم اهمیتی ندین،

505
00:29:11,880 --> 00:29:14,600
‫و به‌خاطر بی‌حوصلگی و دست‌وپاچلفتی بودنم
‫منو دست‌کم نگیرین،

506
00:29:15,280 --> 00:29:16,680
‫واقعاً نمی‌فهمیدم...

507
00:29:17,840 --> 00:29:19,920
‫توی این سال‌ها چی رو از دست دادم.

508
00:29:27,840 --> 00:29:28,560
‫اِر لان،

509
00:29:29,720 --> 00:29:30,760
‫می‌دونستی که...

510
00:29:31,320 --> 00:29:32,160
‫لی...

511
00:29:32,760 --> 00:29:34,360
‫قبلاً تو رو دست‌کم می‌گرفت؟

512
00:29:34,840 --> 00:29:35,480
‫ولی الان...

513
00:29:36,720 --> 00:29:38,160
‫واقعاً بهت ایمان آورده

514
00:29:38,680 --> 00:29:40,680
‫و خیلی برات احترام قائله.

515
00:29:41,040 --> 00:29:43,350
‫و یانگ تا مدت‌ها، کلی از شغل پیشگوییش...

516
00:29:43,400 --> 00:29:45,910
‫توی رصدخونۀ سلطنتی شاکی بود

517
00:29:45,960 --> 00:29:47,510
‫و همه‌ش می‌اومد پیش من غرغر می‌کرد.

518
00:29:47,560 --> 00:29:48,000
‫تازه،

519
00:29:48,520 --> 00:29:50,190
‫وانگ ژائو قبل از اینکه بره مأموریت،

520
00:29:50,240 --> 00:29:51,640
‫ازم خواست هوای یه خانمی که...

521
00:29:51,720 --> 00:29:53,800
‫توی کوچۀ شرقی توفو می‌فروشه رو داشته باشم.

522
00:29:55,480 --> 00:29:56,440
‫این رازیه که...

523
00:29:58,520 --> 00:30:00,920
‫اون هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنه
‫به زبون بیاردش.

524
00:30:08,360 --> 00:30:09,480
‫حالا که رازه،

525
00:30:11,240 --> 00:30:12,400
‫چرا داری...

526
00:30:12,960 --> 00:30:14,360
‫به من می‌گیش، سن؟

527
00:30:17,520 --> 00:30:18,880
‫اِر لان، از این به بعد...

528
00:30:23,280 --> 00:30:26,120
‫واسه مراقبت از این دوست‌های قدیمی
‫روی توی حساب می‌کنم.

529
00:30:38,360 --> 00:30:38,920
‫باشه.

530
00:30:43,000 --> 00:30:44,120
‫بهت قول می‌دم.

531
00:30:45,320 --> 00:30:46,160
‫پس، سن...

532
00:30:48,840 --> 00:30:50,680
‫دوست داری راز منو بشنوی؟

533
00:30:52,680 --> 00:30:54,560
‫راز واسه اینکه راز بمونه،

534
00:30:56,720 --> 00:30:59,120
‫بهتره طرف مقابل چیزی ازش ندونه.

535
00:31:08,400 --> 00:31:09,880
‫اگه آدم‌ها مثل گیاه بودن

536
00:31:11,920 --> 00:31:13,120
‫و زندگی بعدی داشتن،

537
00:31:16,360 --> 00:31:17,480
‫اون‌وقت چی، سن؟

538
00:31:23,440 --> 00:31:24,680
‫اگه زندگی دیگه‌ای در کار باشه،

539
00:31:26,840 --> 00:31:28,640
‫قطعاً ساز می‌زنم،

540
00:31:29,160 --> 00:31:29,960
‫نوشیدنی درست می‌کنم

541
00:31:32,960 --> 00:31:34,600
‫و با جون‌ودل بهش گوش می‌دم.

542
00:32:35,600 --> 00:32:38,560
‫[لو]

543
00:32:44,400 --> 00:32:46,200
‫[یو]

544
00:32:50,760 --> 00:32:53,760
‫[های]

545
00:33:00,160 --> 00:33:04,280
‫[یو]

546
00:33:07,320 --> 00:33:09,000
‫[لو]

547
00:33:09,080 --> 00:33:10,400
‫[های]

548
00:33:17,200 --> 00:33:18,840
‫[پایتخت شیا]

549
00:33:28,200 --> 00:33:28,920
‫ژنرال لو،

550
00:33:29,240 --> 00:33:30,270
‫معاون ژنرال لین،

551
00:33:30,320 --> 00:33:31,350
‫معاون ژنرال ژو.

552
00:33:31,400 --> 00:33:32,880
‫پارسال دوست، امسال آشنا.

553
00:33:33,720 --> 00:33:34,320
‫ارباب جیا.

554
00:33:35,160 --> 00:33:37,280
‫ما نصف روزه اینجا منتظریم.

555
00:33:37,440 --> 00:33:39,510
‫چرا هنوز به سربازها اجازه ندادن
‫وارد شهر بشن؟

556
00:33:39,560 --> 00:33:40,040
‫واقعاً.

557
00:33:40,720 --> 00:33:43,390
‫ما با یه احضاریه فوری اومدیم،
‫شبانه‌روز در راه بودیم.

558
00:33:43,440 --> 00:33:45,080
‫ولی از ظواهر امر پیداست که...

559
00:33:45,120 --> 00:33:46,640
‫هیچ‌کس عجله‌ای نداره.

560
00:33:46,960 --> 00:33:48,440
‫مزاح می‌فرمایید، ژنرال‌ها.

561
00:33:48,680 --> 00:33:51,390
‫اعلی‌حضرت واقعاً
‫مسائل مهمی دارن که باید در موردشون بحث بشه،

562
00:33:51,440 --> 00:33:53,600
‫واسه همین ما رو فرستادن استقبال‌تون.

563
00:33:54,080 --> 00:33:54,880
‫درسته.

564
00:33:55,000 --> 00:33:55,640
‫ژنرال‌ها،

565
00:33:56,200 --> 00:33:59,160
‫لطفاً دنبالم بیاین
‫و اول خودتون تنهایی وارد شهر بشین.

566
00:33:59,400 --> 00:34:00,440
‫فقط ما؟

567
00:34:00,800 --> 00:34:01,870
‫پس لشکر اصلی چی؟

568
00:34:01,920 --> 00:34:02,600
‫ولش کن.

569
00:34:03,880 --> 00:34:05,670
‫چون این دستور سرورمونه،

570
00:34:05,720 --> 00:34:07,240
‫ما هم اطاعت می‌کنیم.

571
00:34:08,160 --> 00:34:09,560
‫لی ژونگ! تو بمون.

572
00:34:09,920 --> 00:34:10,630
‫- یانگ یی!
‫- بله!

573
00:34:10,680 --> 00:34:11,870
‫یه جوخه بردار و با من بیا.

574
00:34:11,920 --> 00:34:13,040
‫بقیه آماده‌باش بمونید!

575
00:34:21,680 --> 00:34:22,840
‫ژنرال‌ها، لطفاً...

576
00:34:22,960 --> 00:34:24,400
‫قبل از ورود به شهر...

577
00:34:24,560 --> 00:34:25,710
‫شمشیرهاتون رو تحویل بدین.

578
00:34:25,760 --> 00:34:26,680
‫منظورت چیه؟

579
00:34:27,240 --> 00:34:28,200
‫ما ارتش‌ها رو واسه کمک...

580
00:34:28,360 --> 00:34:30,000
‫تا اینجا آوردیم.

581
00:34:30,400 --> 00:34:32,550
‫این رسم مهمان‌نوازیه
‫که شاهزاده دوآن بهمون نشون می‌ده؟

582
00:34:32,600 --> 00:34:34,270
‫ژنرال‌ها، لطفاً اشتباه برداشت نکنید.

583
00:34:34,320 --> 00:34:35,200
‫آخه...

584
00:34:35,480 --> 00:34:36,990
‫الان شرایط داخل شهر...

585
00:34:37,040 --> 00:34:38,280
‫حساسه،

586
00:34:38,640 --> 00:34:40,390
‫و جاسوس‌ها از همه طرف
‫قاتی مردم شدن.

587
00:34:40,440 --> 00:34:41,640
‫تحویل دادن شمشیرهاتون،

588
00:34:42,360 --> 00:34:44,160
‫فقط یه روال قانونیه.

589
00:34:44,200 --> 00:34:45,160
‫بله، دقیقاً.

590
00:34:45,680 --> 00:34:48,640
‫شاهزاده دوآن ضیافت بزرگی در شهر ترتیب دادن

591
00:34:48,920 --> 00:34:51,560
‫و منتظرن تا به شما ژنرال‌ها خوشامد بگن

592
00:34:51,720 --> 00:34:53,320
‫و به ارتش سه‌گانه پاداش بدن.

593
00:34:55,320 --> 00:34:56,360
‫شماها...

594
00:34:56,720 --> 00:34:58,000
‫خیلی شر...

595
00:34:58,400 --> 00:34:59,400
‫و دردسرسازید.

596
00:35:01,800 --> 00:35:03,200
‫من چیزی برای قایم کردن ندارم.

597
00:35:03,480 --> 00:35:04,720
‫اگه شمشیرها رو می‌خواید،

598
00:35:04,960 --> 00:35:05,720
‫ببریدشون.

599
00:35:31,680 --> 00:35:32,400
‫تو اینجا بمون...

600
00:35:32,560 --> 00:35:34,480
‫و حواست به ارتش سه‌گانه باشه.

601
00:35:38,440 --> 00:35:41,230
‫مگه خود شاهزاده دوآن
‫ارتش سه‌گانه رو احضار نکرده؟

602
00:35:41,280 --> 00:35:43,160
‫چرا نمی‌ذاره سربازها وارد شهر بشن؟

603
00:35:49,200 --> 00:35:50,080
‫اون...

604
00:35:50,440 --> 00:35:51,760
‫شدیداً آدم شکاکیه.

605
00:35:52,360 --> 00:35:53,240
‫یعنی ممکنه...

606
00:35:55,200 --> 00:35:57,830
‫بین اون و سربازها
‫مشکلی پیش اومده باشه؟

607
00:35:57,880 --> 00:35:59,680
‫ولی آخه چه جور مشکلی می‌تونه باشه؟

608
00:36:11,600 --> 00:36:16,840
‫[لوح یادبود امپراتور شیائوهون از شیای بزرگ]

609
00:36:19,840 --> 00:36:20,720
‫سرورم.

610
00:36:22,080 --> 00:36:23,080
‫این مرد...

611
00:36:25,480 --> 00:36:27,600
‫همون فردیه که اون موقع
‫ارتش مرکزی فرستاد،

612
00:36:28,640 --> 00:36:29,480
‫درسته؟

613
00:36:30,160 --> 00:36:30,960
‫درسته،

614
00:36:31,360 --> 00:36:32,240
‫سرورم.

615
00:36:32,880 --> 00:36:33,720
‫اونا همچنین گفتن..

616
00:36:34,320 --> 00:36:35,840
‫که شخص معتمد ژنرال لو...

617
00:36:36,160 --> 00:36:37,880
‫شخصاً ازش بازجویی کرده.

618
00:36:39,120 --> 00:36:41,520
‫اونا برام یه بدل فرستادن.

619
00:36:45,000 --> 00:36:46,360
‫چه جالب.

620
00:36:47,480 --> 00:36:48,600
‫تغییر چهرۀ این مرد...

621
00:36:49,080 --> 00:36:50,560
‫بی‌نقص بوده.

622
00:36:52,040 --> 00:36:53,400
‫شاید ژنرال لو هم...

623
00:36:53,560 --> 00:36:54,600
‫مثل ما...

624
00:36:54,760 --> 00:36:56,390
‫روحشم خبر نداشته؟

625
00:36:56,440 --> 00:36:57,440
‫ارتش سه‌گانه...

626
00:36:58,120 --> 00:36:59,870
‫همیشه تحت فرمان شما بودن.

627
00:36:59,920 --> 00:37:00,200
‫و...

628
00:37:00,440 --> 00:37:01,280
‫ژنرال لو...

629
00:37:01,960 --> 00:37:04,110
‫عملاً در مرگ و زندگی کنارتون بوده.

630
00:37:04,160 --> 00:37:05,590
‫نباید همچین کاری می‌کرد، مگه نه؟

631
00:37:05,640 --> 00:37:08,160
‫اگه در این دنیا
‫این‌همه «باید» وجود داشت،

632
00:37:11,120 --> 00:37:13,400
‫شیاهو دان خیلی وقت پیش باید می‌مُرد!

633
00:37:13,840 --> 00:37:14,960
‫بله، سرورم.

634
00:37:27,240 --> 00:37:28,720
‫صنعتگرها چی می‌گن؟

635
00:37:31,000 --> 00:37:32,240
‫می‌تونن از روش بسازن؟

636
00:37:32,840 --> 00:37:33,720
‫این شیء...

637
00:37:33,960 --> 00:37:36,160
‫با نبوغ و ظرافت خاصی طراحی شده.

638
00:37:36,440 --> 00:37:38,880
‫اگه بخوایم ازش
‫به تعداد زیاد تولید کنیم،

639
00:37:38,960 --> 00:37:40,480
‫مدتی زمان می‌بره.

640
00:37:51,680 --> 00:37:52,560
‫سرورم،

641
00:37:52,720 --> 00:37:54,120
‫لطفاً خیلی مراقب باشید.

642
00:37:54,160 --> 00:37:55,790
‫این وسیله خیلی خطرناکه.

643
00:37:55,840 --> 00:37:57,160
‫یه وقت به خودتون صدمه نزنید.

644
00:37:58,520 --> 00:38:00,200
‫فقط یه گلوله باقی مونده.

645
00:38:02,760 --> 00:38:03,480
‫وزیر وو.

646
00:38:04,440 --> 00:38:04,840
‫بله.

647
00:38:05,600 --> 00:38:06,640
‫حدس بزن...

648
00:38:08,040 --> 00:38:10,040
‫قراره توی بدن کی فرو بره؟

649
00:38:10,960 --> 00:38:11,960
‫سرورم...

650
00:38:25,440 --> 00:38:26,280
‫ببرینشون.

651
00:38:29,480 --> 00:38:30,400
‫چه خبره؟

652
00:38:33,960 --> 00:38:36,350
‫نگهبانان سلطنتی دارن
‫ارتش سه‌گانه رو یکی‌یکی می‌گردن.

653
00:38:36,400 --> 00:38:38,760
‫دیدم که یه عده رو...

654
00:38:38,800 --> 00:38:40,550
‫از ارتش چپ و مرکزی جدا کردن.
‫به نظر میاد دارن...

655
00:38:40,600 --> 00:38:44,040
‫- دنبال آدم‌های مشکوک می‌گردن.
‫- این یکی رو ببر.

656
00:38:44,920 --> 00:38:45,710
‫تو چشم‌های تیزی داری.

657
00:38:45,760 --> 00:38:46,470
‫زود باش ببین...

658
00:38:46,520 --> 00:38:48,310
‫رو چه حسابی دارن آدم‌ها رو جدا می‌کنن.

659
00:38:48,360 --> 00:38:48,880
‫این یکی.

660
00:38:48,960 --> 00:38:49,760
‫ببریدش.

661
00:38:50,200 --> 00:38:51,720
‫به نظر میاد دارن...

662
00:38:52,760 --> 00:38:54,840
‫- افراد کوتاه و ضعیف رو انتخاب می‌کنن.
‫- حرکت کن.

663
00:38:56,840 --> 00:38:57,560
‫برگرد.

664
00:38:58,560 --> 00:38:59,920
‫کوتاه یعنی تو...

665
00:39:00,200 --> 00:39:01,000
‫ببریدش.

666
00:39:01,320 --> 00:39:02,760
‫و ضعیف یعنی من.

667
00:39:04,200 --> 00:39:05,000
‫ببریدش.

668
00:39:08,600 --> 00:39:09,350
‫پس شیاهو بو...

669
00:39:09,400 --> 00:39:09,950
‫این یکی رو هم ببرین.

670
00:39:10,000 --> 00:39:12,000
‫هنوز بی‌خیالِ پیدا کردن ما نشده.

671
00:39:14,160 --> 00:39:15,750
‫خوشبختانه سربازهای زبده‌مون که اسلحه دارن...

672
00:39:15,800 --> 00:39:17,310
‫- همه‌شون قدبلند و قوی‌ان.
‫- ببریدش.

673
00:39:17,360 --> 00:39:20,640
‫اونا رو نمی‌گردن.

674
00:39:21,040 --> 00:39:21,990
‫چیزی توی درشکه‌مون هست که...

675
00:39:22,040 --> 00:39:23,480
‫بتونه باعث دردسر بشه؟

676
00:39:24,120 --> 00:39:26,320
‫همه‌ی سلاح‌ها توزیع شدن.

677
00:39:26,480 --> 00:39:26,990
‫ببریدش.

678
00:39:27,040 --> 00:39:27,870
‫یه مقدار باروت اضافه...

679
00:39:27,920 --> 00:39:29,600
‫زیر غلات قایم کردیم.

680
00:39:29,760 --> 00:39:31,590
‫ولی اگه بخوان دقیق بگردن،

681
00:39:31,640 --> 00:39:33,150
‫بازم خطر لو رفتنش هست.

682
00:39:33,200 --> 00:39:33,880
‫اوضاع بده.

683
00:39:35,800 --> 00:39:37,600
‫یه جوخه داره میاد این سمت.

684
00:39:37,840 --> 00:39:40,840
‫- ممکنه بخوان درشکه‌ی ما رو بگردن.
‫- حرکت کن.

685
00:39:42,080 --> 00:39:42,800
‫برگرد.

686
00:39:46,240 --> 00:39:47,150
‫دیگه نمی‌تونیم منتظر «بای» بمونیم.

687
00:39:47,200 --> 00:39:47,870
‫بیا دست‌به‌کار بشیم.

688
00:39:47,920 --> 00:39:48,400
‫صبر کن.

689
00:39:49,800 --> 00:39:50,360
‫من یه فکری دارم.

690
00:39:50,400 --> 00:39:55,360
‫» ترجمه از الهام صدر «