1
00:00:38,768 --> 00:00:43,698
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:45,812 --> 00:00:47,604
‫اسم من دیوید باروز‌ـه.

3
00:00:48,546 --> 00:00:52,504
‫در حال حاضر دارم پنجمین سال از حبس ابدم رو می‌گذرونم؛
‫به جرم کشتنِ پسر کوچیکم.

4
00:00:53,812 --> 00:00:56,354
‫موضوع اینه که من این کار رو نکردم.

5
00:00:57,062 --> 00:00:58,978
‫نه اینکه بی‌گناه باشم.

6
00:00:58,979 --> 00:01:01,854
‫وظیفۀ یه پدر اینه که بچه‌ش رو از خطر حفظ کنه.

7
00:01:02,437 --> 00:01:03,571
‫من نتونستم.

8
00:01:04,979 --> 00:01:08,146
‫متیو تو اتاق خوابش به قتل رسید، 
‫در حالی که من ته راهرو خوابیده بودم.

9
00:01:08,812 --> 00:01:10,311
‫می‌دونم تک‌وتنها مُرده،

10
00:01:10,312 --> 00:01:12,861
‫و براش سؤال بوده 
‫که چرا پدرش نیومد نجاتش بده.

11
00:01:14,062 --> 00:01:15,854
‫حبس ابد واقعی من اینه.

12
00:01:18,154 --> 00:01:19,936
‫فقط برحسب اتفاق 
‫دارم اینجا می‌گذرونمش،

13
00:01:19,937 --> 00:01:23,062
‫توی بند امنیتی ندامتگاه بریگز.

14
00:01:24,062 --> 00:01:26,687
‫زندان جوری طراحی شده که هویتت رو ازت بگیره.

15
00:01:27,479 --> 00:01:29,487
‫تا دیگه درکی از خودت نداشته باشی.

16
00:01:30,604 --> 00:01:32,729
‫اون مردی که بودم دیگه وجود نداره.

17
00:01:33,354 --> 00:01:37,104
‫واسه همین، از وقتی اومدم اینجا،
‫حاضر نشدم هیچ ملاقاتی‌ای رو ببینم.

18
00:01:38,062 --> 00:01:39,146
‫حتی خانواده.

19
00:01:40,729 --> 00:01:42,271
‫علی‌الخصوص خانواده!

20
00:01:43,396 --> 00:01:44,854
‫می‌دونم چی فکر می‌کنن.

21
00:01:45,771 --> 00:01:49,771
‫با اون شواهد و مدارکی که علیه من بود،
‫نمی‌تونستن جور دیگه‌ای فکر کنن.

22
00:01:50,271 --> 00:01:53,646
‫بهشون حق می‌دم، 
‫ولی دلمم نمی‌خواد ببینمشون.

23
00:01:54,646 --> 00:01:56,687
‫برای همه بهتره که فراموش کنن.

24
00:01:57,312 --> 00:01:59,229
‫چون گذشته هیچ‌وقت عوض نمی‌شه.

25
00:02:00,487 --> 00:02:03,270
‫تا اینکه یه روز، عوض می‌شه.

26
00:02:07,171 --> 00:02:09,171
‫[ندامتگاه بریگز]
‫[ایالت مِین، بریگز]

27
00:02:16,104 --> 00:02:17,811
‫۹ رو باز کن!

28
00:02:20,812 --> 00:02:22,146
‫راه بیفت، باروز.

29
00:02:22,812 --> 00:02:24,103
‫قضیه چیه؟

30
00:02:24,104 --> 00:02:25,187
‫ملاقاتی داری.

31
00:02:25,687 --> 00:02:27,812
‫خواهرزنت، ریچل میلز.

32
00:02:28,396 --> 00:02:31,228
‫- امکان نداره.
‫- حالا که اومده دیگه.

33
00:02:31,229 --> 00:02:34,061
‫اینکه چرا یکی باید بیاد دیدنِ
‫یه کودک‌کُش رو من درک نمی‌کنم.

34
00:02:34,062 --> 00:02:36,354
‫ولی یاد گرفتم که با این چیزهای
‫عجیب‌وغریب کنار بیام.

35
00:02:36,937 --> 00:02:38,812
‫راه بیفت. پاشو.

36
00:02:40,146 --> 00:02:41,479
‫اگه نیام چی؟

37
00:02:42,562 --> 00:02:44,729
‫باروز، اتفاقاً دلم می‌خواد نری.
‫(که بزنمت)

38
00:03:20,396 --> 00:03:23,561
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی ریچل؟
‫- عوض شدی.

39
00:03:23,562 --> 00:03:25,396
‫آره خب، پنج سال گذشته.

40
00:03:27,487 --> 00:03:28,721
‫حالت خوبه؟

41
00:03:30,562 --> 00:03:32,354
‫ببخشید، سؤال احمقانه‌ای بود.

42
00:03:36,896 --> 00:03:38,811
‫اتفاقی برای شریل افتاده؟

43
00:03:39,012 --> 00:03:40,012
‫نه.

44
00:03:40,562 --> 00:03:42,728
‫نه، نه، حالش خوبه. راستش خیلی هم خوبه.

45
00:03:42,729 --> 00:03:43,978
‫خوبه.

46
00:03:43,979 --> 00:03:45,104
‫یعنی اون...

47
00:03:50,521 --> 00:03:52,129
‫نمی‌دونه من اینجام.

48
00:03:53,062 --> 00:03:55,729
‫- برای چی اومدی اینجا؟
‫- باید یه چیزی بهت نشون بدم.

49
00:03:56,312 --> 00:03:59,979
‫و قبل از اینکه نشون بدم،
‫می‌دونم که قراره به نظرت عجیب بیاد.

50
00:04:01,062 --> 00:04:04,853
‫یه دوستی از دوران دانشگاه دارم به اسم آیرین.
‫ازدواج کرده، دوتا بچه داره و از این حرف‌ها.

51
00:04:05,054 --> 00:04:06,228
‫دو سه هفته پیش،

52
00:04:06,229 --> 00:04:09,867
‫عکس‌هایی از سفرشون به پارک «سیکس فلگز»
‫توی «اسپرینگفیلد» رو پُست کرد توی اینترنت.

53
00:04:10,354 --> 00:04:11,729
‫یکی از عکس‌ها این بود.

54
00:04:16,146 --> 00:04:19,811
‫مسخره‌ست. پا شدی اومدی اینجا که عکس دوستت 
‫و بچه‌هاش رو به من نشون بدی؟

55
00:04:19,812 --> 00:04:20,979
‫دقیق‌تر نگاه کن، دیوید.

56
00:04:26,604 --> 00:04:27,937
‫بهم بگو چی می‌بینی.

57
00:04:39,979 --> 00:04:40,979
‫اون...

58
00:04:42,729 --> 00:04:44,145
‫اون... اون...

59
00:04:44,146 --> 00:04:46,229
‫- شبیه متیوئه.
‫- می‌دونم.

60
00:04:47,187 --> 00:04:50,187
‫- ماه‌گرفتگی‌ش کوچیک‌تره.
‫- دکتر گفت بزرگ‌تر که بشه کوچیک می‌شه.

61
00:04:51,479 --> 00:04:53,146
‫ولی خب، اون هیچ‌وقت بزرگ‌تر نشد.

62
00:04:54,021 --> 00:04:55,521
‫که یعنی این...

63
00:04:56,904 --> 00:05:00,478
‫صرفاً یه عکس از یه پسربچه‌ست که
‫شبیه متیو می‌مونه، البته اگه الان زنده بود.

64
00:05:00,679 --> 00:05:01,512
‫مگه نه؟

65
00:05:03,062 --> 00:05:04,270
‫به شریل نشون دادی؟

66
00:05:04,271 --> 00:05:06,812
‫نه. خیلی طول کشید تا بتونه زندگی‌ش رو دوباره بسازه.

67
00:05:07,646 --> 00:05:11,520
‫نمی‌خوام با چیزی که نمی‌تونه واقعیت
‫داشته باشه، زندگی‌ش رو خراب کنم.

68
00:05:11,521 --> 00:05:15,979
‫- تنها دلیلت برای اومدن به اینجا اینه که...
‫- فکر می‌کنم متیو یه‌جوری هنوز زنده‌ست؟ آره.

69
00:05:16,729 --> 00:05:18,186
‫و می‌دونم چقدر احمقانه به نظر میاد.

70
00:05:18,187 --> 00:05:21,205
‫دقیقاً به همون اندازه‌ای که ملت فکر می‌کنن
‫من زدم کُشتمش، احمقانه‌ست.

71
00:05:21,229 --> 00:05:22,687
‫من هیچ‌وقت همچین فکری نکردم.

72
00:05:24,312 --> 00:05:25,812
‫خودم پیداش کردم.

73
00:05:27,396 --> 00:05:28,811
‫مُرده بود.

74
00:05:28,812 --> 00:05:29,728
‫می‌دونم.

75
00:05:29,929 --> 00:05:31,603
‫ولی اگه یه درصدم احتمال داشته باشه،

76
00:05:31,604 --> 00:05:35,770
‫مهم نیست چقدر غیرممکنه، 
‫اگه اون یه‌جوری هنوز زنده باشه...

77
00:05:36,812 --> 00:05:38,528
‫وقت تمومه، باروز!

78
00:05:38,552 --> 00:05:40,770
‫باید تلفن رو دوباره وصل کنی.

79
00:05:40,771 --> 00:05:42,061
‫باید دوباره وصلش کنی.

80
00:05:42,062 --> 00:05:44,271
‫برای من «باید، باید» نکن! یالا پاشو.

81
00:05:45,562 --> 00:05:47,311
‫- یالا.
‫- به شریل نشونش بده.

82
00:05:47,312 --> 00:05:48,521
‫یالا. پاشو!

83
00:05:49,662 --> 00:05:51,245
‫به شریل نشونش بده.

84
00:05:52,104 --> 00:05:53,020
‫راه بیفت.

85
00:06:11,304 --> 00:06:13,561
‫- باید رئیس زندان رو ببینم.
‫- بازم که گفتی «باید».

86
00:06:13,562 --> 00:06:16,611
‫امروز داری خیلی دستور می‌دی، باروز.
‫اگه جای تو بودم حواسم رو جمع می‌کردم.

87
00:06:16,635 --> 00:06:18,562
‫بی‌خیال، بذار بهش بگم...

88
00:06:19,396 --> 00:06:21,186
‫بهت هشدار داده بودم.

89
00:06:21,187 --> 00:06:23,187
‫یالا. بیا بلندش کن.

90
00:06:26,646 --> 00:06:28,020
‫خواهش می‌کنم.

91
00:06:28,021 --> 00:06:29,229
‫فقط برو بهش بگو.

92
00:06:31,338 --> 00:06:32,629
‫خواهش می‌کنم!

93
00:06:32,896 --> 00:06:35,728
‫فقط بذار باهاش حرف بزنم. خواهش می‌کنم.

94
00:06:36,329 --> 00:06:38,021
‫باشه، حتماً، الان همین کار رو می‌کنم.

95
00:06:41,979 --> 00:06:43,062
‫کثافت عوضی.

96
00:07:02,921 --> 00:07:05,143
‫[دیوید باروز یه ملاقاتی داشت]

97
00:07:05,296 --> 00:07:06,667
‫[ارسال شد]

98
00:07:21,771 --> 00:07:23,271
‫بهم بگو چی می‌بینی.

99
00:07:27,604 --> 00:07:28,896
‫دقیق‌تر نگاه کن، دیوید.

100
00:07:42,312 --> 00:07:43,354
‫بابا.

101
00:07:46,271 --> 00:07:47,437
‫بیدار شو، باروز.

102
00:07:49,312 --> 00:07:50,729
‫رئیس زندان می‌خواد ببینتت.

103
00:07:52,562 --> 00:07:54,603
‫افسر وسون یه گزارش انضباطی رد کرده.

104
00:07:54,604 --> 00:07:56,121
‫می‌خوای بگی چی شده؟

105
00:07:57,271 --> 00:07:58,713
‫ازش درخواست کردم تو رو ببینم.

106
00:07:58,737 --> 00:08:01,479
‫به نظر نمیاد همچین چیزی باعث بشه بندازنت انفرادی.

107
00:08:02,062 --> 00:08:03,895
‫می‌شه گفت بیشتر از یه‌بار درخواست کردم.

108
00:08:03,896 --> 00:08:04,854
‫هوم.

109
00:08:06,396 --> 00:08:08,645
‫این به ملاقات دیروزِ ریچل میلز ربطی داره؟

110
00:08:08,646 --> 00:08:10,512
‫آخه پنج سال گذشته! چی کشوندش اینجا؟

111
00:08:11,229 --> 00:08:15,103
‫اون یه عکس از یه پسربچه بهم نشون داد 
‫که چند هفته پیش توی «سیکس فلگز» گرفته شده.

112
00:08:15,104 --> 00:08:16,729
‫و اون شبیه متیو بود.

113
00:08:17,437 --> 00:08:19,254
‫شبیه چیزی که الان باید می‌بود.

114
00:08:19,437 --> 00:08:20,895
‫یعنی با متیو مو نمی‌زنه!

115
00:08:20,896 --> 00:08:23,812
‫حتی... حتی اون ماه‌گرفتگی روی گونه‌ش.

116
00:08:24,854 --> 00:08:28,353
‫- فکر کردم اگه عکس رو ببینی...
‫- نیازی نیست عکس رو ببینم، دیوید.

117
00:08:28,354 --> 00:08:29,603
‫درک می‌کنم.

118
00:08:29,804 --> 00:08:33,820
‫فکر می‌کنی اولین زندانی محکوم به حبس ابد هستی
‫که به سمت یه ایدۀ غیرممکن دست دراز می‌کنه

119
00:08:33,844 --> 00:08:35,811
‫تا بلکه بهش بگن همۀ اینا یه اشتباه بزرگ بوده؟

120
00:08:35,812 --> 00:08:38,186
‫تو مثل پسرم می‌مونی، دیوید.

121
00:08:38,187 --> 00:08:40,020
‫من توی دادگاهت بودم.

122
00:08:40,021 --> 00:08:42,104
‫دی‌ان‌ای با متیو مطابقت داشت.

123
00:08:43,604 --> 00:08:45,937
‫- ریچل چی؟
‫- اون چی؟

124
00:08:47,854 --> 00:08:50,645
‫یه روزنامه‌نگار محترمه. شاید به یه چیزی پی برده.

125
00:08:50,646 --> 00:08:52,353
‫اون یه روزنامه‌نگار محترم بود.

126
00:08:52,354 --> 00:08:54,978
‫چند سال پیش از «گلوب» اخراج شد.

127
00:08:55,279 --> 00:08:56,353
‫چی شد؟

128
00:08:56,354 --> 00:08:57,937
‫جزئیاتش رو نمی‌دونم.

129
00:08:59,812 --> 00:09:03,061
‫اون خواهر شریله. 
‫الکی که نمیاد گذشته رو نبش قبر کنه.

130
00:09:03,062 --> 00:09:04,853
‫خب، من الان دغدغه‌م ریچل نیست. تویی.

131
00:09:04,854 --> 00:09:07,103
‫فکر می‌کنی اتفاقیه که سر از زندان من درآوردی؟

132
00:09:07,104 --> 00:09:09,020
‫پارتی‌بازی کردم تا بیارمت اینجا،

133
00:09:09,021 --> 00:09:11,353
‫و به پدرت قول دادم که هواتو داشته باشم.

134
00:09:11,354 --> 00:09:12,562
‫پس کمکم کن.

135
00:09:13,362 --> 00:09:16,186
‫تو توی اداره پلیس بوستون دوست و رفیق داری. 
‫می‌تونی ازشون پروندۀ قتل رو بخوای.

136
00:09:16,187 --> 00:09:17,561
‫- شوخی‌ت گرفته؟
‫- گوش کن.

137
00:09:17,562 --> 00:09:19,561
‫توی این پنج سال، هیچ‌وقت ازت چیزی نخواستم.

138
00:09:19,562 --> 00:09:22,311
‫و هیچ‌وقت هم مجبور نشدی چیزی بخوای.
‫برام عزیزی، دیوید.

139
00:09:22,312 --> 00:09:25,686
‫به‌محض اینکه فکر کنی یه راهی برای رفتن از اینجا هست،
‫همون‌موقع زندان کمرت رو می‌شکنه.

140
00:09:25,687 --> 00:09:29,146
‫بحث بیرون رفتن نیست. فقط اینکه من یه چیزی رو می‌دونم 
‫که هیچ‌کس دیگه نمی‌دونه.

141
00:09:30,562 --> 00:09:31,562
‫چی؟

142
00:09:33,229 --> 00:09:34,646
‫اینکه من بی‌گناهم.

143
00:09:39,562 --> 00:09:41,354
‫اون شب یکی دیگه اونجا بود.

144
00:09:44,721 --> 00:09:45,596
‫زندانی آماده‌ست.

145
00:09:54,021 --> 00:09:55,403
‫متیو مُرده، دیوید.

146
00:09:56,979 --> 00:09:58,854
‫هیچ عکسی قرار نیست این واقعیت رو عوض کنه.

147
00:10:08,396 --> 00:10:10,812
‫استلا، می‌شه بیای اینجا لطفاً؟

148
00:10:11,812 --> 00:10:13,645
‫می‌تونی برنامه‌های امروزم رو کنسل کنی؟

149
00:10:13,846 --> 00:10:16,221
‫بله، قربان. امر دیگه‌ای هم هست؟

150
00:10:16,979 --> 00:10:18,937
‫آره، برای پرواز بعدی به بوستون برام بلیت بگیر.

151
00:10:28,697 --> 00:10:30,697
‫[مکنزی]

152
00:10:31,728 --> 00:10:33,728
‫[بوستون]

153
00:10:40,254 --> 00:10:42,254
‫[پلیس بوستون]

154
00:10:44,562 --> 00:10:45,729
‫سلام، سوف.

155
00:10:46,687 --> 00:10:47,821
‫سلام.

156
00:10:48,312 --> 00:10:50,228
‫- خوشحالم از دیدنت، آدام.
‫- چطوری؟

157
00:10:50,229 --> 00:10:52,270
‫- خوبم، تو چطوری؟
‫- منم خوبم.

158
00:10:52,271 --> 00:10:54,737
‫وای، ببین کی اینجاست.

159
00:10:55,146 --> 00:10:57,021
‫سلام، سوفی.

160
00:10:58,687 --> 00:10:59,811
‫خوشگل شدی.

161
00:10:59,812 --> 00:11:02,270
‫همیشه زبون‌بازی. چرا زنگ نزدی؟

162
00:11:02,271 --> 00:11:04,020
‫آره. سؤال خوبیه.

163
00:11:04,021 --> 00:11:06,520
‫آدم نمی‌تونه بدون هیچ قصد و غرضی 
‫بیاد دیدنِ دوست صمیمی‌ش؟

164
00:11:06,521 --> 00:11:08,946
‫چرا، آدم می‌تونه. 
‫ولی تو حتماً یه منظوری داری، بابا.

165
00:11:09,896 --> 00:11:12,061
‫یهویی شد. حالش چطوره؟

166
00:11:12,062 --> 00:11:13,361
‫خب، برادرم رو که می‌شناسی.

167
00:11:13,385 --> 00:11:16,787
‫بیشتر از اینکه نگران سرطانش باشه،
‫نگران اینه که تیم «ساکس» نتونه بره پلی‌آف.

168
00:11:17,662 --> 00:11:19,103
‫لنی الان کجاست؟

169
00:11:19,104 --> 00:11:21,061
‫- توی هال.
‫- خیلی‌خب.

170
00:11:21,562 --> 00:11:23,721
‫- یه دقیقه بهم وقت می‌دی؟
‫- آره.

171
00:11:26,229 --> 00:11:27,895
‫از من نپرس.

172
00:11:27,896 --> 00:11:30,187
‫دوتا بازیکن توی بیس هستن و هیچ‌کس اوت نشده.

173
00:11:30,937 --> 00:11:31,895
‫یه ضربۀ موفق دیگه...

174
00:11:31,896 --> 00:11:35,437
‫کاش منم می‌تونستم وسط روز بشینم و بازی رو ببینم.

175
00:11:37,729 --> 00:11:40,237
‫با این بازی‌ای که این دلقک‌ها می‌کنن، 
‫همون بهتر که نمی‌بینی.

176
00:11:43,562 --> 00:11:47,187
‫آدام بیرون پیش سوفی‌ـه. امیدوارم از اینکه
‫سرزده اومدیم ناراحت نشده باشی.

177
00:11:49,104 --> 00:11:50,754
‫بستگی داره برای چی اومده باشی.

178
00:11:50,937 --> 00:11:52,896
‫هوم... همین دور و بر بودم.

179
00:11:54,021 --> 00:11:57,687
‫تا جایی که می‌دونم، بریگز توی مِین‌ـه، نه بوستون.

180
00:11:58,937 --> 00:12:00,188
‫دیوید اومد دیدنم.

181
00:12:02,104 --> 00:12:05,561
‫اون... اون یه کپی از پروندۀ قتل متیو رو می‌خواد.

182
00:12:05,562 --> 00:12:06,562
‫چرا؟

183
00:12:07,687 --> 00:12:09,779
‫پنج سال گذشته. چرا الان باید اینو بخواد؟

184
00:12:10,937 --> 00:12:12,728
‫اون همیشه می‌گفت بی‌گناهه.

185
00:12:14,187 --> 00:12:16,270
‫فکر کنم حتی یه بخشی از وجودش باورش شده.

186
00:12:16,471 --> 00:12:18,929
‫اون پسر منه. منم دلم می‌خواد این حرف رو باور کنم.

187
00:12:19,112 --> 00:12:20,929
‫ولی جفتمون می‌دونیم قضیه چیه.

188
00:12:24,312 --> 00:12:25,479
‫چیه؟

189
00:12:26,271 --> 00:12:31,728
‫من توی بریگز با هر نوع قاتلی
‫که فکرش رو بکنی برخورد داشتم.

190
00:12:31,729 --> 00:12:35,770
‫می‌دونی، خیلی‌هاشون ادعا می‌کنن بی‌گناهن.
‫بیشترشون ادعا می‌کنن عوض شدن.

191
00:12:35,771 --> 00:12:39,061
‫ولی لنی، 
‫وقتی باهات حرف می‌زنن یه چیزی تو چشماشون هست.

192
00:12:39,062 --> 00:12:43,436
‫یه چیزی که با گذر زمان یا دارو یا مذهب پاک نمی‌شه.

193
00:12:43,437 --> 00:12:44,562
‫مثل یه...

194
00:12:45,729 --> 00:12:48,686
‫مثل یه مار می‌مونه، زیر یه سنگ.

195
00:12:48,687 --> 00:12:50,062
‫همیشه حی و حاضره.

196
00:12:51,896 --> 00:12:54,146
‫- ولی در مورد دیوید...
‫- پس الان حرف‌هاش رو باور کردی؟

197
00:13:00,146 --> 00:13:01,963
‫شاید فقط اثرات پیریه.

198
00:13:04,146 --> 00:13:06,811
‫مطمئنی توی اون پرونده چیزی نیست که دامنمون رو بگیره؟

199
00:13:06,812 --> 00:13:08,296
‫چطور آخه؟

200
00:13:09,312 --> 00:13:12,062
‫هیچ‌کدوم از کارهایی که اون شب کردیم 
‫چیزی رو عوض نکرد.

201
00:13:15,937 --> 00:13:17,603
‫هی، بابا، قضیه چیه؟

202
00:13:17,604 --> 00:13:19,436
‫احتمالاً بهتره که ندونی.

203
00:13:19,437 --> 00:13:22,603
‫آره، مطمئنم حق با توئه، 
‫ولی نظرت چیه در هر صورت بهم بگی؟

204
00:13:25,354 --> 00:13:27,562
‫دیروز ریچل میلز اومده بود دیدنِ دیوید.

205
00:13:32,771 --> 00:13:33,854
‫ریچل؟

206
00:13:34,604 --> 00:13:35,588
‫برای چی؟

207
00:13:37,812 --> 00:13:38,646
‫متیو.

208
00:13:39,229 --> 00:13:41,395
‫دیوید فکر می‌کنه اون هنوز زنده‌ست.

209
00:13:49,421 --> 00:13:51,421
‫[پلیس بوستون]

210
00:14:10,312 --> 00:14:11,437
‫هی، باروز.

211
00:14:21,529 --> 00:14:23,521
‫رئیس مکنزی می‌گه حواست باشه کسی اینو نبینه.

212
00:14:30,254 --> 00:14:31,093
‫[اداره پلیس بوستون]

213
00:14:31,117 --> 00:14:31,571
‫[کپی]

214
00:14:31,595 --> 00:14:34,645
‫هیچ نشونه‌ای از ورود به‌زور نیست.
‫هیچ اثر انگشت یا دی‌ان‌ای غریبه‌ای هم نیست.

215
00:14:34,646 --> 00:14:37,936
‫حتی خود متهم اعتراف می‌کنه 
‫که ‌تنهایی توی خونه خواب بوده.

216
00:14:37,937 --> 00:14:40,645
‫ادعا کرده که بیدار شده و جسد رو دیده.

217
00:14:40,646 --> 00:14:43,686
‫آقای باروز سابقۀ «هراس شبانه» داره.
‫(نوعی اختلال خواب)

218
00:14:43,687 --> 00:14:45,778
‫و در طول یه هراس شبانه،

219
00:14:45,802 --> 00:14:48,811
‫امکانش هست که شخصی به شخص دیگه‌ای آسیب برسونه

220
00:14:48,812 --> 00:14:52,728
‫بدون اینکه متوجه باشه 
‫یا حتی وقتی بیدار شد یادش نیاد؟

221
00:14:52,729 --> 00:14:54,687
‫بله. امکانش هست.

222
00:14:55,271 --> 00:14:57,103
‫به دلیل شدت جراحات،

223
00:14:57,104 --> 00:14:58,655
‫شناسایی چهره غیرممکن بود.

224
00:14:58,679 --> 00:15:01,686
‫اما آزمایش دی‌ان‌ای تأیید کرد
‫که جسد متعلق به متیو باروز بوده.

225
00:15:01,687 --> 00:15:04,311
‫و آیا این جراحات با چوب بیسبالی که

226
00:15:04,312 --> 00:15:07,020
‫ توی جنگل پیدا شده همخوانی داره؟

227
00:15:07,021 --> 00:15:07,896
‫بله.

228
00:15:08,521 --> 00:15:09,562
‫همخوانی داره.

229
00:15:10,562 --> 00:15:12,478
‫بیاید در مورد وقایع بعدش صحبت کنیم.

230
00:15:12,479 --> 00:15:14,570
‫شما همسایۀ متهم هستین، درسته؟

231
00:15:14,594 --> 00:15:15,728
‫بله.
‫[هیلده وینسلو]

232
00:15:15,729 --> 00:15:18,921
‫می‌شه بهمون بگین شب قتل چی دیدین، خانم وینسلو؟

233
00:15:18,945 --> 00:15:21,978
‫من یه مرد رو دیدم که داشت یه چیزی رو 
‫توی جنگل پشت خونه‌ش دفن می‌کرد.

234
00:15:21,979 --> 00:15:25,936
‫آیا اون مردی که اون شب دیدین،
‫امروز در این دادگاه حضور داره؟

235
00:15:25,937 --> 00:15:28,020
‫بله، دیوید باروز بود.

236
00:15:33,963 --> 00:15:35,963
‫[هیلده وینسلو]

237
00:15:45,449 --> 00:15:48,205
‫[بوستون]

238
00:15:48,229 --> 00:15:51,146
‫♪ بالا و پایین می‌پریم روی زمین ♪

239
00:15:52,229 --> 00:15:55,937
‫♪ ذهن من، یه موجود رام‌نشدنیه ♪

240
00:15:57,521 --> 00:16:02,812
‫خب، هنوز منتظرم سه نفر دیگه دعوت رو قبول کنن
‫تا جشن سیسمونی رو بگیریم.

241
00:16:04,646 --> 00:16:06,646
‫الو؟ کجایی ریچل؟

242
00:16:08,021 --> 00:16:10,362
‫آره، یادآوریِ دعوت‌نامه رو می‌فرستم براشون، حله.

243
00:16:11,562 --> 00:16:12,854
‫چی شده؟

244
00:16:13,479 --> 00:16:15,811
‫از همیشه ریچل‌تر به نظر می‌رسی.

245
00:16:15,812 --> 00:16:17,811
‫نظر لطفته!

246
00:16:17,812 --> 00:16:20,353
‫- هفتۀ پیش یه مصاحبه نداشتی؟
‫- چرا.

247
00:16:20,354 --> 00:16:22,520
‫- روزنامۀ پاتاکِت تایمز.
‫- هوم.

248
00:16:22,521 --> 00:16:23,978
‫رزومه‌م رو نگه می‌دارن،

249
00:16:23,979 --> 00:16:26,878
‫ولی در واقع غیرمستقیم می‌گن 
‫می‌دونیم کی هستی و چه اتفاقی افتاده.

250
00:16:27,062 --> 00:16:28,478
‫متأسفم.

251
00:16:28,479 --> 00:16:30,254
‫ولی چی؟ حس می‌کنم یه «ولی» تو راهه.

252
00:16:30,278 --> 00:16:34,312
‫خب، تو توی تمام روزنامه‌های
‫منطقۀ نیوانگلند مصاحبه دادی.

253
00:16:34,812 --> 00:16:36,311
‫شاید وقتشه که بی‌خیال بشی؟!

254
00:16:36,312 --> 00:16:39,695
‫منظورت اینه که تا آخر عمرم توی دانشگاه کوئینسی 
‫«مقدمه‌ای بر روزنامه‌نگاری» درس بدم؟

255
00:16:40,604 --> 00:16:43,187
‫خیال می‌کردم اگه یه‌مدت بگذره، دیگه...

256
00:16:44,354 --> 00:16:45,937
‫دوباره با قدرت برمی‌گردی؟

257
00:16:47,762 --> 00:16:48,729
‫آره.

258
00:16:48,753 --> 00:16:51,154
‫نباید بذاری اتفاقی که توی «گلوب» افتاد، 
‫شخصیتت رو تعریف کنه.

259
00:16:51,178 --> 00:16:54,437
‫- چرا؟ همه همین کار رو کردن.
‫- نه، تو یه روزنامه‌نگار معرکه‌ای.

260
00:16:55,021 --> 00:16:56,104
‫خب؟ فقط...

261
00:16:56,812 --> 00:16:58,979
‫باید بری بگردی و یه داستان پیدا کنی.

262
00:17:12,229 --> 00:17:14,811
‫راستش یه چیزی بود که می‌خواستم در موردش باهات حرف بزنم.

263
00:17:15,979 --> 00:17:17,354
‫- اوه.
‫- اوه!

264
00:17:17,737 --> 00:17:20,728
‫- خوبی؟
‫- آره. ببخشید.

265
00:17:20,729 --> 00:17:23,145
‫آره، نه، خوبم، خوبم، خوبم.

266
00:17:23,146 --> 00:17:24,104
‫فقط...

267
00:17:24,604 --> 00:17:26,854
‫فسقل خانم امروز خیلی وول می‌خوره.

268
00:17:28,354 --> 00:17:30,021
‫«خانم»؟

269
00:17:31,687 --> 00:17:33,146
‫فهمیدین؟

270
00:17:33,646 --> 00:17:36,436
‫فکر می‌کردم رونالد جون می‌خواد
‫یه‌جور مهمونی تعیین جنسیت بگیره.

271
00:17:36,437 --> 00:17:38,379
‫خیلی خوشم میاد این‌جوری صداش می‌زنی.

272
00:17:38,403 --> 00:17:39,504
‫عه، جدی؟

273
00:17:39,687 --> 00:17:40,604
‫وای.

274
00:17:41,184 --> 00:17:43,267
‫توی آخرین سونوگرافی‌مون، پرستار از دهنش پرید.

275
00:17:44,104 --> 00:17:45,104
‫سلام.

276
00:17:46,312 --> 00:17:48,487
‫چه حسی داره که قراره دختردار شی؟

277
00:17:48,812 --> 00:17:49,771
‫آممم...

278
00:17:50,479 --> 00:17:52,396
‫خب، حسِ...

279
00:17:54,187 --> 00:17:55,271
‫حس درستی داره.

280
00:17:59,687 --> 00:18:01,862
‫حس نمی‌کنم دارم جای پسرم رو پُر می‌کنم.

281
00:18:02,687 --> 00:18:04,354
‫می‌دونم حرفم احمقانه به نظر میاد.

282
00:18:05,312 --> 00:18:06,312
‫اصلاً.

283
00:18:07,396 --> 00:18:09,254
‫حتی یه‌ذره.

284
00:18:10,979 --> 00:18:11,979
‫چیزی نیست.

285
00:18:14,396 --> 00:18:16,770
‫من خوبم. فقط به‌خاطر هورمون‌هاست.

286
00:18:16,771 --> 00:18:19,771
‫- می‌شه برام دستمال بیاری؟
‫- معلومه.

287
00:18:25,304 --> 00:18:27,304
‫در مورد چی می‌خواستی باهام حرف بزنی؟

288
00:18:28,796 --> 00:18:31,753
‫هیچی. مهم نیست.

289
00:18:48,604 --> 00:18:51,088
‫ژورنالیسم فقط محدود به گزارش دادنِ اخبار نیست.

290
00:18:51,112 --> 00:18:54,395
‫هدفش جستجوی حقیقت
‫و زیر سؤال بردنِ افراد صاحب قدرته.

291
00:18:54,396 --> 00:18:56,046
‫اینکه صدای مظلومین باشیم

292
00:18:56,070 --> 00:18:58,645
‫ولی در عین حال، 
‫با احترام و با دقت، به حرف‌هاشون گوش بدیم.

293
00:18:58,646 --> 00:19:01,520
‫این کاریه که یه ژورنالیست باید سعی کنه انجام بده.

294
00:19:01,521 --> 00:19:02,561
‫خیلی‌خب.

295
00:19:02,562 --> 00:19:04,853
‫هفتۀ آینده، در مورد سواد رسانه‌ای صحبت می‌کنیم،

296
00:19:04,854 --> 00:19:07,770
‫و از همه می‌خوام یه مقاله بیارن که شامل نمونه‌هایی

297
00:19:07,771 --> 00:19:09,436
‫از منبع‌دهی و ارجاع باشه.

298
00:19:09,437 --> 00:19:12,061
‫ضمناً، جوردی، نه نمی‌تونه دیجیتال باشه، خب؟

299
00:19:17,604 --> 00:19:18,561
‫الو؟

300
00:19:18,562 --> 00:19:21,936
‫این تماس برای شما هزینه برمی‌دارد
‫و از طرف یکی از زندانیان ندامتگاه بریگز‌ است.

301
00:19:21,937 --> 00:19:24,686
‫اگر هزینه را می‌پذیرید، عدد ۱ را شماره‌گیری کنید.

302
00:19:25,812 --> 00:19:27,728
‫- الو؟
‫- ریچل، منم دیوید.

303
00:19:27,729 --> 00:19:30,520
‫نمی‌دونم چقدر وقت دارم، ولی با مکنزی حرف زدم.

304
00:19:30,521 --> 00:19:33,520
‫اطلاعات جدیدی به دست آوردم.
‫می‌شه لطفاً برگردی اینجا؟

305
00:19:33,521 --> 00:19:35,979
‫آره. فردا صبح اول وقت راه می‌افتم.

306
00:19:37,479 --> 00:19:38,895
‫- باشه.
‫- پس می‌بینمت.

307
00:19:38,896 --> 00:19:39,812
‫خیلی‌خب.

308
00:19:53,379 --> 00:19:56,054
‫[راس سامنر]
‫[همزمان با انجام وظایف دیوید باروز، امروز.]

309
00:20:24,979 --> 00:20:26,271
‫دیوید باروز.

310
00:20:27,021 --> 00:20:29,088
‫راس سامنر هستم. از آشنایی‌ت خوشحالم.

311
00:20:30,679 --> 00:20:33,512
‫می‌دونستی تنها فارغ‌التحصیل دانشگاه 
‫توی بند امنیتی هستی؟

312
00:20:33,896 --> 00:20:37,396
‫بماند که استاد حقوق دانشگاه بوستون هم هستی. 
‫واقعاً تحسین‌برانگیزه.

313
00:20:38,437 --> 00:20:42,312
‫خیلی تشنۀ یه مکالمۀ هوشمندانه بودم.

314
00:20:43,604 --> 00:20:47,087
‫لیسانست رو از «امهرست» گرفتی، درسته؟

315
00:20:48,812 --> 00:20:50,978
‫- می‌خوای بدونی من کجا درس خوندم؟
‫- راستش نه.

316
00:20:50,979 --> 00:20:52,604
‫من رفتم دانشگاه ویلیامز.

317
00:20:53,271 --> 00:20:56,978
‫آره، جفتمون از اون دانشگاه‌های نسبتاً بزرگی 
‫فارغ‌التحصیل شدیم.

318
00:20:56,979 --> 00:20:58,896
‫یا خدا، اون راس سامنر‌ـه؟

319
00:20:59,971 --> 00:21:01,471
‫آره فکر کنم. چطور؟

320
00:21:02,104 --> 00:21:03,270
‫«چطور»؟

321
00:21:03,271 --> 00:21:06,138
‫شش‌تا جنازه پیدا کردن که توی یخچالِ 
‫عمارت خانوادگی‌ش چپونده شده بود،

322
00:21:06,162 --> 00:21:08,270
‫دوتای دیگه هم داخل پنت‌هاوسش توی «آپر وست ساید».

323
00:21:08,427 --> 00:21:10,544
‫یارو روانیه. چطور بهش کار محوّل کردن؟

324
00:21:10,946 --> 00:21:12,521
‫این چیزها به من و تو ربطی نداره.

325
00:21:14,646 --> 00:21:18,729
‫چند روز پیش اولین ملاقاتی‌ت رو داشتی، مگه نه؟

326
00:21:19,479 --> 00:21:22,562
‫خواهرزنت، ریچل میلز.

327
00:21:23,229 --> 00:21:26,312
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- من همه‌چیز رو درباره‌ت می‌دونم، دیوید.

328
00:21:27,437 --> 00:21:30,254
‫و برام خیلی جالبی.

329
00:21:32,229 --> 00:21:35,729
‫ببین، من ۱۱ نفر رو کشتم.

330
00:21:36,771 --> 00:21:41,103
‫و همه‌شون برام غریبه بودن. اصلاً هیچ معنی‌ای نداشت،
‫مثل آدمک‌های توی تئاتر بودن.

331
00:21:41,104 --> 00:21:45,604
‫ولی تو دیوید... تو پسر خودتو کشتی.

332
00:21:46,479 --> 00:21:48,521
‫پارۀ تنت رو.

333
00:21:50,229 --> 00:21:52,229
‫پس بگو ببینم، دیوید،

334
00:21:53,729 --> 00:21:56,320
‫وقتی اون چوب بیسبال رو...

335
00:21:56,344 --> 00:21:58,479
‫زدی روی اون جمجمۀ کوچیکش...

336
00:22:00,479 --> 00:22:02,186
‫چه حسی داشت؟

337
00:22:05,479 --> 00:22:07,271
‫به نظرم بهتره بری عقب.

338
00:22:11,146 --> 00:22:12,271
‫باشه.

339
00:22:14,771 --> 00:22:15,854
‫باشه.

340
00:22:16,729 --> 00:22:18,729
‫فقط داشتم سر صحبت رو باز می‌کردم.

341
00:22:35,271 --> 00:22:36,270
‫دعوا!

342
00:22:44,479 --> 00:22:47,229
‫عه، عه، عه، عه! بذار یه‌کم خسته بشن.

343
00:22:47,812 --> 00:22:49,312
‫آره! بزن نفله‌ش کن!

344
00:22:53,312 --> 00:22:56,437
‫درسته. هیچ‌کس نمیاد نجاتت بده.

345
00:23:14,562 --> 00:23:15,895
‫بابا.

346
00:23:15,896 --> 00:23:17,062
‫بیدار شو.

347
00:23:18,729 --> 00:23:19,895
‫بیدار شو.

348
00:23:31,687 --> 00:23:32,896
‫لعنت بهت!

349
00:23:34,146 --> 00:23:37,270
‫پاشو! پاشو! بلندش کن! پاشو!

350
00:23:37,271 --> 00:23:38,687
‫پاشو! پاشو!

351
00:23:39,479 --> 00:23:41,436
‫باشه، باشه. باشه!

352
00:23:41,437 --> 00:23:43,312
‫هی، تموم شد! کارِت تمومه!

353
00:23:53,271 --> 00:23:54,737
‫دیدم چی‌کار کردی.

354
00:23:56,062 --> 00:23:57,854
‫نمی‌دونم داری در مورد چی حرف می‌زنی.

355
00:24:09,112 --> 00:24:11,186
‫راس سامنر همیشه توی انفرادی نگهداری می‌شه.

356
00:24:11,187 --> 00:24:12,853
‫چطوری سر از تیم کاریِ بند امنیتی درآورده؟

357
00:24:12,854 --> 00:24:15,146
‫ظاهراً موقع انتقال، یه اشتباه دفتری پیش اومده.

358
00:24:15,904 --> 00:24:18,729
‫نمی‌خوای توضیح بدی چرا تو و افسر «لو» 
‫فقط وایستادین و تماشا کردین؟

359
00:24:18,753 --> 00:24:21,653
‫بین دوتا زندانی خطرناک و خشن 
‫درگیری پیش اومد.

360
00:24:21,677 --> 00:24:23,770
‫منظورت اینه که یه روانی آدم‌خوار پرید به جونِ...

361
00:24:23,771 --> 00:24:25,779
‫مردی که انقدر پسر خودش رو زده که مُرده.

362
00:24:26,229 --> 00:24:29,853
‫با کمال احترام رئیس، ما مسئول یه گروه ۵۰ نفره بودیم.

363
00:24:29,854 --> 00:24:32,478
‫وقتی مجبور شدیم وارد عمل شدیم، 
‫وقتی که حس کردم خطری برامون نداره،

364
00:24:32,502 --> 00:24:34,812
‫و بابتش هم عذرخواهی نمی‌کنم.

365
00:24:39,437 --> 00:24:41,979
‫- خیلی‌خب. مرخصین.
‫- بله قربان.

366
00:24:57,854 --> 00:25:00,145
‫ریچل میلز. اومدم دیوید باروز رو ببینم.

367
00:25:17,437 --> 00:25:18,686
‫خدای من، چی شده؟

368
00:25:18,887 --> 00:25:20,270
‫بهم حمله شد.

369
00:25:20,271 --> 00:25:22,146
‫- خوبی؟
‫- خوبم.

370
00:25:22,979 --> 00:25:24,362
‫نگران نباش.

371
00:25:27,229 --> 00:25:28,646
‫مکنزی چی گفت؟

372
00:25:29,979 --> 00:25:33,437
‫گفت من یه زندانی حبس ابدی‌ام 
‫که داره به هر دری می‌زنه تا یه راه خروج پیدا کنه.

373
00:25:34,062 --> 00:25:37,104
‫ولی اینم گفت که از گلوب اخراج شدی.

374
00:25:38,979 --> 00:25:42,020
‫آره. الان تو دانشگاه کوئینسی درس می‌دم.

375
00:25:42,021 --> 00:25:43,338
‫انگار ذوق‌زده‌ای.

376
00:25:43,562 --> 00:25:45,478
‫من عاشق خبرنگاری بودم، پس آره.

377
00:25:45,479 --> 00:25:46,687
‫شرایط برام سخت شده.

378
00:25:48,354 --> 00:25:49,687
‫قضیه همینه؟

379
00:25:51,271 --> 00:25:53,372
‫این برای تو صرفاً یه سوژۀ خبریه؟

380
00:25:53,396 --> 00:25:54,729
‫- نه.
‫- مطمئنی؟

381
00:25:55,312 --> 00:25:57,271
‫- نه دیوید.
‫- پس چیه؟

382
00:26:05,312 --> 00:26:08,812
‫بدترین اتفاق‌های زندگی معمولاً قابل جبران نیستن.

383
00:26:11,937 --> 00:26:15,812
‫مهم نیست چقدر آرزوش رو داشته باشیم،
‫نمی‌تونیم برگردیم عقب و همه‌چیز رو درست کنیم.

384
00:26:17,937 --> 00:26:20,271
‫ولی اگه متیو زنده باشه و پیداش کنیم،

385
00:26:21,271 --> 00:26:23,779
‫شاید این تنها باری باشه
‫که می‌تونیم یه چیزی رو درست کنیم.

386
00:26:26,562 --> 00:26:27,937
‫برای همین اینجام.

387
00:26:29,104 --> 00:26:31,646
‫مکنزی پروندۀ متیو رو داد به من.

388
00:26:32,396 --> 00:26:34,271
‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

389
00:26:35,854 --> 00:26:36,854
‫خب،

390
00:26:37,979 --> 00:26:40,521
‫دارم یه صبحونۀ مفصل و مجانی
‫توی مسافرخونۀ بریگز می‌خورم.

391
00:26:41,271 --> 00:26:43,521
‫و می‌دونی که من عاشق نون بیگل‌های مونده‌ام، پس...

392
00:26:45,437 --> 00:26:48,530
‫- پایه‌ام. باید دنبال چی بگردم؟
‫- دنبال چی نه، دنبال کی.

393
00:26:48,554 --> 00:26:51,811
‫چون اگه متیو اون پسربچه‌ای نبوده که
‫من اون شب پیدا کردم، پس اون کی بوده؟

394
00:26:51,812 --> 00:26:53,853
‫ما باید دنبال یه پسربچه سفیدپوست بگردیم،

395
00:26:53,854 --> 00:26:57,353
‫هم‌سن و هم‌قد و قوارۀ متیو که قبل از قتل گم شده باشه.

396
00:26:57,354 --> 00:26:59,770
‫«مرکز ملی کودکان مفقود و مورد‌سوء‌استفاده قرار‌گرفته»

397
00:26:59,771 --> 00:27:01,604
‫بهترین پایگاه داده‌ها رو داره. اونجا می‌گردم.

398
00:27:01,628 --> 00:27:03,728
‫پزشک قانونی‌ای که تأیید کرد جسد متعلق به متیوئه چی؟

399
00:27:03,729 --> 00:27:05,728
‫خب، از نظر فنی دی‌ان‌ای تطابق داشت،

400
00:27:05,729 --> 00:27:08,311
‫ولی ممکنه تو آزمایشگاه دستکاری شده باشه.

401
00:27:08,312 --> 00:27:12,228
‫به‌علت نوع جراحات، شناسایی چهره ممکن نبوده. 
‫ای خدا.

402
00:27:12,229 --> 00:27:15,103
‫- آره، احتمالاً هدفشون هم همین بوده.
‫- چرا همچین کارهای افراطی‌ای کردن؟

403
00:27:15,104 --> 00:27:17,061
‫چرا راحت متیو رو توی پارک ندزدیدن؟

404
00:27:17,062 --> 00:27:19,604
‫چون می‌دونستن من تا ابد دنبالش می‌گردم.
‫هیچ پدری بی‌خیال نمی‌شه.

405
00:27:19,628 --> 00:27:22,354
‫درسته، مگر اینکه فکر می‌کردی مُرده و
‫به جرم قتلش زندانی می‌شدی.

406
00:27:23,146 --> 00:27:24,896
‫ولی چرا تو؟ چرا متیو؟

407
00:27:25,646 --> 00:27:27,979
‫خیلی‌خب، روی سؤالاتی تمرکز کن که جواب دارن.

408
00:27:28,562 --> 00:27:29,479
‫مثل چی؟

409
00:27:32,562 --> 00:27:33,937
‫هیلده وینسلو.

410
00:27:34,937 --> 00:27:35,978
‫چرا دروغ گفت؟

411
00:27:35,979 --> 00:27:38,061
‫اگه محکومیت تو سودی براش نداشته،

412
00:27:38,062 --> 00:27:40,186
‫مشخص‌ترین جواب اینه که یکی مجبورش کرده.

413
00:27:40,187 --> 00:27:42,645
‫- آره.
‫- شاید همون کسی که متیو رو دزدیده.

414
00:27:42,646 --> 00:27:44,603
‫خب، از همون‌جا شروع کن.

415
00:27:44,604 --> 00:27:46,696
‫کسی رو داری که بتونه آمار اون زنه رو دربیاره؟

416
00:27:48,562 --> 00:27:50,270
‫سردبیر سابقم توی گلوب.

417
00:27:50,271 --> 00:27:51,354
‫ریچل،

418
00:27:52,937 --> 00:27:54,838
‫اگه حق با ما باشه...

419
00:27:56,771 --> 00:27:59,646
‫یه آدم خیلی خطرناک پشت این قضیه‌ست.

420
00:28:00,896 --> 00:28:02,687
‫پس مراقب باش.

421
00:28:05,979 --> 00:28:06,979
‫تو هم همین‌طور.

422
00:28:09,979 --> 00:28:13,103
‫شما با پیامگیر صوتی جیم دوهرتی 
‫از «بوستون گلوب» تماس گرفته‌اید.

423
00:28:13,104 --> 00:28:14,270
‫لطفاً پیام خود را بگذارید.

424
00:28:14,271 --> 00:28:16,936
‫سلام جیم. ریچلم.

425
00:28:16,937 --> 00:28:18,228
‫سلام.

426
00:28:18,229 --> 00:28:21,161
‫می‌دونم خیلی وقته با هم در تماس نیستیم،
‫ولی یه لطفی در حقم می‌کنی؟

427
00:28:21,185 --> 00:28:21,713
‫[مسافرخانۀ بریگز]

428
00:28:21,737 --> 00:28:23,311
‫می‌تونی آمار یه نفر رو برام دربیاری؟

429
00:28:23,312 --> 00:28:26,479
‫اسمش هیلده وینسلوئه، 
‫از «رویرِ ماساچوست».

430
00:28:27,062 --> 00:28:29,353
‫پیشاپیش ممنون. 
‫دوباره با هم صحبت می‌کنیم.

431
00:28:29,671 --> 00:28:31,671
‫[شریل]

432
00:28:40,271 --> 00:28:41,603
‫سلام.

433
00:28:41,604 --> 00:28:44,520
‫دیدی... 
‫دیدی یادآوریِ دعوت‌نامه رو فرستادم؟

434
00:28:44,821 --> 00:28:48,561
‫آره. برای همین بهم زنگ زده بودی؟ 
‫می‌خواستی تحسینت کنم؟

435
00:28:48,562 --> 00:28:51,396
‫تقصیر خودته که انقدر تشنۀ توجه‌ام.
‫مامان و بابا تو رو بیشتر دوست داشتن.

436
00:28:51,420 --> 00:28:53,561
‫طبیعتاً.

437
00:28:53,562 --> 00:28:54,729
‫ببینم، کجایی؟

438
00:28:56,512 --> 00:28:58,396
‫من توی...

439
00:28:59,062 --> 00:29:00,713
‫مسافرخونۀ بریگزم.

440
00:29:01,646 --> 00:29:02,646
‫توی مِین.

441
00:29:05,854 --> 00:29:06,687
‫چرا؟

442
00:29:11,396 --> 00:29:13,478
‫باید دیوید رو می‌دیدم.

443
00:29:13,879 --> 00:29:15,270
‫خب؟ و قبل از اینکه چیزی بگی،

444
00:29:15,271 --> 00:29:17,771
‫می‌دونم باید بهت می‌گفتم،
‫ولی می‌دونستم چه حسی بهت دست می‌ده.

445
00:29:17,795 --> 00:29:19,021
‫ولی به هر حال این کار رو کردی.

446
00:29:19,045 --> 00:29:22,395
‫شریل، می‌شه بذاری برات توضیح بدم؟ خب؟ من...

447
00:29:22,396 --> 00:29:25,436
‫ریچل، برام مهم نیست، خب؟ هر چی که هست، برام مهم نیست.

448
00:29:25,437 --> 00:29:27,270
‫شریل، گوش کن. باید اینو بشنوی.

449
00:29:27,271 --> 00:29:29,104
‫نه، ریچل. تو گوش بده.

450
00:29:30,187 --> 00:29:32,354
‫من دیگه کاری با این قضیه ندارم!

451
00:29:34,062 --> 00:29:35,228
‫باید برم.

452
00:29:35,429 --> 00:29:36,678
‫من...

453
00:29:55,312 --> 00:29:56,646
‫بیدار شو، باروز.

454
00:30:09,479 --> 00:30:11,396
‫باید ببرمت بهداری.

455
00:30:13,271 --> 00:30:16,061
‫- ساعت چنده؟
‫- هر ساعتی باشه، کاری رو که می‌گم می‌کنی.

456
00:30:16,062 --> 00:30:17,729
‫یالا. پاشو.

457
00:30:26,271 --> 00:30:27,463
‫کلید برای چیه؟

458
00:30:27,896 --> 00:30:30,488
‫می‌خوای با دکمه بازش کنم؟
‫تا صدا بده و همۀ این هیولاها بیدار بشن؟

459
00:30:30,512 --> 00:30:32,853
‫می‌دونی چه خرتوخری می‌شه؟

460
00:30:32,854 --> 00:30:33,854
‫یالا، راه بیفت.

461
00:30:38,979 --> 00:30:40,437
‫چه خبره؟

462
00:30:41,021 --> 00:30:44,811
‫راس سامنر شکایت کرده. دکتر باید جراحاتت رو ثبت کنه.

463
00:30:44,812 --> 00:30:45,937
‫زیاد طول نمی‌کشه.

464
00:30:49,646 --> 00:30:50,771
‫برو.

465
00:30:51,979 --> 00:30:53,228
‫یالا.

466
00:31:16,062 --> 00:31:17,321
‫شرمنده باروز.

467
00:31:23,521 --> 00:31:25,062
‫کمک!

468
00:31:29,021 --> 00:31:31,896
‫یکی کمک کنه!

469
00:31:33,812 --> 00:31:35,312
‫کمکم کنید!

470
00:31:36,354 --> 00:31:38,979
‫نگهبان!

471
00:31:40,021 --> 00:31:41,312
‫نگهبان‌ها!

472
00:31:42,187 --> 00:31:45,978
‫کمک! خواهش می‌کنم! لطفاً این کار رو نکن!

473
00:31:45,979 --> 00:31:47,853
‫کمک!

474
00:31:47,854 --> 00:31:49,071
‫نگهبان‌ها!

475
00:31:49,354 --> 00:31:50,728
‫لعنتی.

476
00:31:50,753 --> 00:31:54,086
‫- دیگه تمومه باروز. تموم شد.
‫- چرا می‌خوای منو بکشی؟

477
00:31:55,271 --> 00:31:56,771
‫چاره‌ای ندارم.

478
00:31:57,437 --> 00:31:58,478
‫پولشون رو گرفتم.

479
00:31:58,479 --> 00:32:00,312
‫پول... پول کیو؟

480
00:32:00,896 --> 00:32:02,478
‫زندانی فرار کرده!

481
00:32:02,479 --> 00:32:03,521
‫اوه!

482
00:32:19,479 --> 00:32:21,020
‫می‌دونستم ناامیدم نمی‌کنی.

483
00:32:21,021 --> 00:32:23,686
‫- چطوری بچه‌جون؟
‫- هر جوری شده می‌گذرونیم.

484
00:32:23,687 --> 00:32:26,353
‫دروغ چرا، از زنگت تعجب کردم.

485
00:32:26,354 --> 00:32:28,062
‫امیدوارم ناامید نشده باشی.

486
00:32:28,854 --> 00:32:31,311
‫فرصت کردی آمار هیلده وینسلو رو برام دربیاری؟

487
00:32:31,312 --> 00:32:34,112
‫می‌دونی که این کار رو کردم. می‌خوای بگی قضیه چیه؟

488
00:32:34,771 --> 00:32:35,895
‫هنوز دقیق نمی‌دونم. چطور؟

489
00:32:35,896 --> 00:32:39,603
‫خب، اول از همه اینکه،
‫هیلده وینسلو دیگه اسم قانونی‌ش نیست.

490
00:32:39,604 --> 00:32:41,646
‫الان شده «هریت وینچستر».

491
00:32:43,479 --> 00:32:46,562
‫- کِی اسمش رو عوض کرده؟
‫- نوامبر ۲۰۲۱.

492
00:32:48,604 --> 00:32:52,687
‫یعنی یه ماه بعد از اینکه شهادتش
‫شوهرخواهرم رو فرستاد زندان.

493
00:32:54,312 --> 00:32:57,445
‫آدما معمولاً اسمشون رو عوض نمی‌کنن 
‫مگه اینکه بخوان خودشون رو گم‌وگور کنن.

494
00:32:57,469 --> 00:33:00,728
‫خونه‌ش تو رویر رو فروخته 
‫و کلاً آب شده رفته تو زمین.

495
00:33:00,729 --> 00:33:01,853
‫آدرس فعلی ازش نداری؟

496
00:33:01,854 --> 00:33:05,561
‫تنها چیزی که پیدا کردم یه صندوق پستی 
‫توی نیویورک به اسم جدیدش بود.

497
00:33:05,562 --> 00:33:07,061
‫شهر نیویورک؟

498
00:33:07,062 --> 00:33:09,687
‫- اونجا دوست یا فامیلی داره؟
‫- من که چیزی پیدا نکردم.

499
00:33:10,312 --> 00:33:12,311
‫به نظر میاد هیلده وینسلو نمی‌خواد کسی پیداش کنه.

500
00:33:12,312 --> 00:33:14,395
‫به نظر میاد یکی داره روی یه گزارش کار می‌کنه.

501
00:33:14,696 --> 00:33:16,186
‫چه عجب، ریچل!

502
00:33:16,187 --> 00:33:20,186
‫حالا گوش کن، هر وقت آماده بودی
‫که بهم بگی قضیه چیه، زنگ بزن.

503
00:33:20,187 --> 00:33:22,021
‫ممنون. باهات در تماس می‌مونم.

504
00:33:31,062 --> 00:33:33,187
‫مجبور شدم چندتا بخیه بهت بزنم.

505
00:33:33,779 --> 00:33:36,270
‫می‌تونی ادویل یا تایلنول بخوری، 
‫هر کدوم که خودت ترجیح می‌دی.

506
00:33:36,271 --> 00:33:39,521
‫وقت نداریم دکتر. باید آقای باروز رو ببریم انفرادی.

507
00:33:47,771 --> 00:33:49,904
‫تو می‌خواستی یه افسر زندان رو بکُشی، باروز.

508
00:33:50,354 --> 00:33:51,896
‫اون این‌طور گفته؟

509
00:33:52,312 --> 00:33:55,312
‫امروز آخرین روز عمرته. بهت قول می‌دم.

510
00:33:59,062 --> 00:34:00,978
‫افسر وسون. افسر لو.

511
00:34:01,579 --> 00:34:03,395
‫- خوبی؟
‫- شانس آوردم.

512
00:34:03,396 --> 00:34:05,986
‫همین الان داشتیم آقای باروز رو می‌بردیم انفرادی.

513
00:34:06,010 --> 00:34:08,021
‫- رئیس. رئیس...
‫- هیچی نگو. هیچی نگو.

514
00:34:08,812 --> 00:34:11,236
‫اگه تو و سامنر بخواین همدیگه رو بکشین،
‫اصلاً برام مهم نیست.

515
00:34:11,260 --> 00:34:12,936
‫قانون جنگل باعث می‌شه صلح برقرار باشه.

516
00:34:12,937 --> 00:34:16,104
‫ولی وقتی می‌افتی به جون مأمورهای من،
‫خط قرمزی رو رد می‌کنی که نباید!

517
00:34:16,771 --> 00:34:18,020
‫من به کسی کاری نداشتم.

518
00:34:18,021 --> 00:34:20,020
‫گزارش افسر وسون خیلی واضح بود.

519
00:34:20,021 --> 00:34:21,311
‫خودتو زدی به مریضی.

520
00:34:21,312 --> 00:34:23,645
‫تقاضا کردی که بیارتت بهداری.

521
00:34:23,646 --> 00:34:25,186
‫و تو راهِ اینجا، بهش حمله کردی.

522
00:34:25,187 --> 00:34:26,571
‫اون‌وقت تو باور کردی؟

523
00:34:27,312 --> 00:34:28,646
‫داری می‌پرسی...

524
00:34:29,146 --> 00:34:32,937
‫حرف یه افسر نمونه رو باور می‌کنم
‫ولی حرف یه کودک‌کُش رو نه؟

525
00:34:33,521 --> 00:34:34,437
‫بله.

526
00:34:35,729 --> 00:34:36,812
‫همین‌طوره.

527
00:34:40,146 --> 00:34:41,561
‫من آقای باروز رو می‌برم

528
00:34:41,562 --> 00:34:44,353
‫و کارهای انتقالش به خونۀ جدیدش
‫توی انفرادی رو انجام می‌دم.

529
00:34:44,654 --> 00:34:46,436
‫شب سخت و درازی داشتی، تد.

530
00:34:46,437 --> 00:34:48,562
‫برو بقیۀ روز رو برای خودت استراحت کن.

531
00:34:50,021 --> 00:34:51,021
‫چشم، قربان.

532
00:34:53,271 --> 00:34:54,104
‫بلندش کن.

533
00:35:12,104 --> 00:35:14,229
‫فیلیپ، اگه برم انفرادی، فاتحه‌م خونده‌ست.

534
00:35:15,146 --> 00:35:16,771
‫نمی‌ری انفرادی.

535
00:35:19,562 --> 00:35:21,270
‫بعد از اون اتفاق، افسر دیگو بهم زنگ زد.

536
00:35:21,271 --> 00:35:24,396
‫بهم گفت دیده وقتی بیهوش بودی،
‫وسون یه تیزی گذاشته تو جیبت.

537
00:35:26,646 --> 00:35:29,104
‫وسون گفت یکی بهش پول داده تا منو بکشه.

538
00:35:31,604 --> 00:35:34,478
‫خب، فکر نمی‌کنم قضیۀ راس سامنر هم اتفاقی بوده باشه.

539
00:35:34,479 --> 00:35:36,103
‫که یعنی کسی که می‌خواد جونت رو بگیره

540
00:35:36,104 --> 00:35:38,954
‫اون‌قدر دستش بازه که 
‫می‌تونه هم زندانی‌ها رو بخره هم نگهبان‌ها رو.

541
00:35:39,979 --> 00:35:43,062
‫و همۀ اینا بعد از این شروع شد که
‫ریچل اون عکس متیو رو بهت نشون داد.

542
00:35:44,271 --> 00:35:46,104
‫- بهت که گفتم.
‫- می‌دونم.

543
00:35:48,104 --> 00:35:49,271
‫شرمنده.

544
00:35:50,187 --> 00:35:52,396
‫ولی الان باید بهم اعتماد کنی، دیوید.

545
00:35:52,896 --> 00:35:56,186
‫چون دیگه اینجا نمی‌تونم ازت محافظت کنم،
‫ولی به پدرت قول داده بودم.

546
00:36:08,146 --> 00:36:09,687
‫چقدر داغون شدی!

547
00:36:23,604 --> 00:36:26,187
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- چیه؟ تابلو نیست؟

548
00:36:27,021 --> 00:36:28,463
‫اومدیم فراری‌ت بدیم.

549
00:36:29,396 --> 00:36:32,145
‫دیوونه شدین؟ اگه گیر بیفتین
‫همه‌چیزتون رو از دست می‌دین.

550
00:36:32,146 --> 00:36:33,978
‫اگه اینجا بمونی می‌میری.

551
00:36:33,979 --> 00:36:35,861
‫و ما نمی‌ذاریم این اتفاق بیفته.

552
00:36:35,885 --> 00:36:37,228
‫خیلی وقت نداریم.

553
00:36:37,229 --> 00:36:39,313
‫اگه قراره نقشه‌مون بگیره، باید برات توضیح بدیم.

554
00:36:39,337 --> 00:36:41,104
‫- صبر کن، نقشه داریم؟
‫- آره داریم.

555
00:36:42,229 --> 00:36:45,395
‫و اگه همه‌چیز خوب پیش بره،
‫راحت از اینجا می‌زنی بیرون.

556
00:36:45,396 --> 00:36:48,728
‫خیلی‌خب، بین دفتر من و آسانسور 
‫یه بازرسی هست.

557
00:36:48,729 --> 00:36:51,695
‫یه راهرو با امنیت ضعیفه 
‫که اکثراً نگهبان‌ها ازش استفاده می‌کنن.

558
00:36:51,719 --> 00:36:53,936
‫فقط سرتو بنداز پایین، مشکلی پیش نمیاد.

559
00:36:53,937 --> 00:36:54,978
‫حتی با سر پایین،

560
00:36:54,979 --> 00:36:56,853
‫نگهبان برگۀ انتقال نمی‌خواد؟

561
00:36:56,854 --> 00:36:59,186
‫نه، چون لباس زندانی تنت نمی‌کنی.

562
00:36:59,187 --> 00:37:00,811
‫یونیفرم آدام رو می‌پوشی.

563
00:37:00,812 --> 00:37:02,496
‫بعدش، از خروجی ملاقات‌کننده‌ها می‌ریم،

564
00:37:02,520 --> 00:37:04,436
‫که مستقیم می‌خوره به پارکینگ اصلی.

565
00:37:04,437 --> 00:37:07,436
‫از اونجا ماشین آدام رو برمی‌داری و دو ساعت وقت داری...

566
00:37:07,437 --> 00:37:09,862
‫قبل از اینکه موقع آمارگیری بفهمن نیستی.

567
00:37:10,154 --> 00:37:12,728
‫اگه قبل از برگشتنِ من، کسی پیدات کرد، 
‫یادت نره چی باید بگی.

568
00:37:12,729 --> 00:37:17,228
‫دیوید غافلگیرم کرد، اسلحه‌م رو گرفت،
‫منو انداخت تو کمد و دستبند زد.

569
00:37:17,229 --> 00:37:21,061
‫در حالت عادی، همه فکر می‌کنن آدام رفته،
‫منم امشب یواشکی می‌فرستمش بیرون.

570
00:37:21,062 --> 00:37:22,562
‫آدام، من...

571
00:37:23,146 --> 00:37:27,145
‫نمی‌دونی اگه من نبودم باید چی‌کار می‌کردی؟
‫از بچگی همین‌جوری بوده.

572
00:37:31,812 --> 00:37:33,437
‫برو متیو رو پیدا کن.

573
00:37:45,104 --> 00:37:47,395
‫قضیۀ باروز رو شنیدم. 
‫داری می‌ری خونه؟

574
00:37:47,396 --> 00:37:51,603
‫آره، آره. حداقل اون کثافت 
‫یه مدت تو انفرادی حال می‌کنه، نه؟

575
00:37:51,604 --> 00:37:54,604
‫چی می‌گی؟ من همین الان از انفرادی اومدم.

576
00:37:55,187 --> 00:37:57,604
‫- رئیس زندان اونو نیاورد؟
‫- نه.

577
00:38:41,896 --> 00:38:43,187
‫ببخشید، رئیس!

578
00:38:47,646 --> 00:38:50,228
‫تد، مگه نگفتم برو خونه؟

579
00:38:50,229 --> 00:38:54,270
‫همین الان با افسر انفرادی حرف زدم.
‫گفت شما باروز رو تحویل ندادین.

580
00:38:54,271 --> 00:38:58,061
‫آره. می‌خواستم بعد از اینکه پسرم رو بدرقه کردم ببرمش.

581
00:38:58,062 --> 00:38:59,229
‫برو خونه، تد.

582
00:39:00,937 --> 00:39:01,979
‫چشم، قربان.

583
00:39:11,354 --> 00:39:12,396
‫باروز؟

584
00:39:18,812 --> 00:39:20,103
‫هی، هی، آروم! آروم! ولش کن!

585
00:39:20,104 --> 00:39:22,854
‫- برو عقب وگرنه می‌کُشمش!
‫- این کار رو نکن، باروز!

586
00:39:24,229 --> 00:39:26,686
‫لعنت بهش! باروز رئیس رو گروگان گرفته!

587
00:39:26,687 --> 00:39:31,811
‫همین الان تمام درهای زندان رو ببندین!
‫درها رو ببندین! گروگان‌گیری شده!

588
00:39:31,835 --> 00:39:33,895
‫لعنتی. لعنتی، نقشه نگرفت. حالا چی‌کار کنیم؟

589
00:39:33,896 --> 00:39:36,520
‫خیلی‌خب، دیوید، اونا منتظرمونن، خب؟

590
00:39:36,521 --> 00:39:38,936
‫پس وایمیستی پشت من، اسلحه رو می‌گیری طرفم،

591
00:39:38,937 --> 00:39:40,436
‫و هر کاری گفتم می‌کنی، خب؟

592
00:39:40,437 --> 00:39:42,146
‫تو می‌تونی. یالا!

593
00:39:47,062 --> 00:39:48,645
‫اسلحه‌ت رو بنداز!

594
00:39:48,846 --> 00:39:51,436
‫این کار رو نکن، باروز! بخواب رو زمین!

595
00:39:51,437 --> 00:39:52,604
‫اسلحه‌هاتون رو بیارین پایین!

596
00:39:52,628 --> 00:39:56,021
‫- اسلحه‌هاتون رو بیارین پایین!
‫- همین الان تفنگت رو بنداز!

597
00:39:56,045 --> 00:39:58,770
‫- همین الان تفنگت رو بنداز!
‫- گفتم اسلحه‌هاتون رو بیارین پایین! زود باشین!

598
00:39:58,771 --> 00:39:59,887
‫کاری که می‌گه رو بکنین!

599
00:40:00,687 --> 00:40:02,770
‫- باشه.
‫- بذارین رو زمین! بذارین رو زمین!

600
00:40:02,771 --> 00:40:04,895
‫- همین‌جوری برین عقب!
‫- فوراً برین عقب!

601
00:40:04,896 --> 00:40:07,436
‫- در رو باز کن! در رو باز کن!
‫- دکمه رو بزن!

602
00:40:09,896 --> 00:40:12,353
‫- وایستا. ماشین پلیس کجاست؟
‫- توی پارکینگ ملاقاتی‌هاست. وقت نداریم.

603
00:40:12,354 --> 00:40:14,771
‫- با ماشین من می‌ریم. اینجاست.
‫- هیچ کاری نکنین!

604
00:40:15,737 --> 00:40:17,104
‫هیچ کاری نکنین!

605
00:40:17,729 --> 00:40:21,145
‫برین عقب! همون‌جا بمونین! همون‌جا بمونین!

606
00:40:43,062 --> 00:40:44,279
‫نمی‌رن کنار.

607
00:40:46,521 --> 00:40:47,654
‫نمی‌رن کنار!

608
00:40:48,479 --> 00:40:50,146
‫برین کنار! برین کنار!

609
00:40:52,896 --> 00:40:54,062
‫سفت بچسب!

610
00:41:06,229 --> 00:41:08,561
‫باروز با ماشین رئیس فرار کرد.

611
00:41:08,562 --> 00:41:09,728
‫به پلیس ایالتی خبر بدین!

612
00:41:09,729 --> 00:41:12,728
‫توجه کنید، مظنون آخرین بار در حال حرکت...

613
00:41:12,729 --> 00:41:14,395
‫به سمت جنوب بزرگراه ۱ دیده شده.

614
00:41:14,396 --> 00:41:16,312
‫ماشین‌های گشت در تعقیبش هستند.

615
00:41:17,854 --> 00:41:20,228
‫همۀ واحدها دنبال یه وانت فورد بگردن.

616
00:41:20,229 --> 00:41:22,853
‫زندانی آخرین بار در حال فرار از ندامتگاه بریگز دیده شده.

617
00:41:25,729 --> 00:41:28,896
‫مظنون مسلح و به‌شدّت خطرناکه.

618
00:41:30,454 --> 00:41:32,145
‫برو! دارن می‌رسن!

619
00:41:35,487 --> 00:41:39,145
‫برنامۀ همیشگی‌مون رو قطع می‌کنیم 
‫تا یه خبر فوری رو به اطلاعتون برسونیم.

620
00:41:39,146 --> 00:41:43,603
‫گزارش‌هایی از فرار یه زندانی 
‫از ندامتگاه فوق امنیتی بریگز به دستمون رسیده.

621
00:41:43,604 --> 00:41:48,028
‫جزئیات زیادی در دست نیست، ولی می‌تونیم
‫تأیید کنیم که اسم زندانی دیوید باروز‌ـه.

622
00:41:48,052 --> 00:41:52,436
‫پنج سال پیش، 
‫باروز به جرم قتل وحشیانۀ پسرش، متیو، محکوم شد،

623
00:41:52,437 --> 00:41:55,479
‫پرونده‌ای که تیتر یک روزنامه‌ها شد 
‫و کل کشور رو در شوک فرو برد.

624
00:41:56,979 --> 00:41:59,103
‫خیلی‌خب بچه‌ها، همه توی موقعیت.

625
00:42:13,437 --> 00:42:14,936
‫- حالا چی؟
‫- بستگی داره.

626
00:42:14,937 --> 00:42:16,186
‫- به چی؟
‫- به اونا.

627
00:42:25,271 --> 00:42:28,209
‫میخ‌ها رو ریختیم. ماشین رو محاصره کردیم.

628
00:42:28,234 --> 00:42:29,608
‫راه فرار ندارن.

629
00:42:30,182 --> 00:42:32,182
‫[ادارۀ پلیس بریگز]

630
00:42:32,521 --> 00:42:34,062
‫اون باید مذاکره‌کننده باشه.

631
00:42:34,771 --> 00:42:35,978
‫می‌خوایم مذاکره کنیم؟

632
00:42:35,979 --> 00:42:37,062
‫نه، نمی‌خوایم.

633
00:42:37,604 --> 00:42:39,686
‫پس یادت باشه، 
‫تو یه آدم مستأصل و درمونده‌ای. خب؟

634
00:42:39,710 --> 00:42:41,020
‫تحت هر شرایطی، باید باور کنن...

635
00:42:41,021 --> 00:42:43,571
‫که حاضری هر کاری بکنی ولی برنگردی زندان.
‫فهمیدی؟

636
00:42:44,862 --> 00:42:48,728
‫تک‌تیرانداز الان دید داره و منتظر دستوره.

637
00:42:48,729 --> 00:42:51,412
‫نه، از اون نظر مشکلی نیست.

638
00:42:53,441 --> 00:42:58,092
‫«ترجمه از محمد سید»