1
00:00:19,208 --> 00:00:20,750
‫[بوستون]

2
00:00:20,791 --> 00:00:22,708
‫خانواده من باور دارن
‫که آدم باید بخشنده باشه.

3
00:00:22,791 --> 00:00:25,916
‫واسه همین افتخار می‌کنم که یکی از مراکز
‫آموزش و حمایت اولیه یاری‌رسانمون رو...

4
00:00:25,916 --> 00:00:26,750
‫[هشت سال پیش]

5
00:00:26,791 --> 00:00:30,583
‫درست همین‌جا،
‫توی شهر مادری خودم افتتاح کنیم.

6
00:00:30,666 --> 00:00:35,125
‫تا بتونیم از کودکان در معرض آسیب،
‫تحت محیطی امن و صمیمی حمایت کنیم.

7
00:00:35,208 --> 00:00:38,708
‫بدین ترتیب، خیلی سپاسگزارم
‫که قدم‌رنجه فرمودین.

8
00:00:38,791 --> 00:00:40,333
‫لطفا از ادامه شب لذت ببرین.

9
00:00:45,250 --> 00:00:46,958
‫- چطور بود؟
‫- عالی بود.

10
00:00:48,666 --> 00:00:50,625
‫حالا نظر واقعیت چیه؟

11
00:00:51,500 --> 00:00:52,666
‫چقدر وقت داریم؟

12
00:00:54,208 --> 00:00:56,166
‫- بله که دارم.
‫- واقعا؟

13
00:00:56,833 --> 00:00:59,041
‫به قول نویسنده‌ها
‫نوشتن اصلی توی بازنویسیه.

14
00:00:59,125 --> 00:01:00,333
‫- جدی؟
‫- جدی.

15
00:01:01,583 --> 00:01:05,500
‫ریچل، این صرفا سخنرانی خوش‌آمدگوییه.
‫مقاله افشاگرانه روزنامه گلوب نیست، خب؟

16
00:01:05,583 --> 00:01:07,666
‫حتما که نباید...
‫این واقعا جمله خوبی بود.

17
00:01:07,750 --> 00:01:09,875
‫- آره، ولی بهترش می‌کنم.
‫- می‌دونی چیه؟

18
00:01:09,958 --> 00:01:12,791
‫- دیگه ادامه نده. بسه.
‫- وایستا، تو رو خدا. نه، نه، نه.

19
00:01:12,875 --> 00:01:14,791
‫دارمش، دارمش.
‫ولی دستت درد نکنه.

20
00:01:19,833 --> 00:01:21,125
‫ببین، من رو نگاه.

21
00:01:21,208 --> 00:01:24,208
‫این کار فوق خفنی که واسه امشب
‫انجام دادی به چشم مامانت میاد.

22
00:01:24,291 --> 00:01:25,916
‫- مطمئن باش.
‫- بعید می‌دونم.

23
00:01:26,750 --> 00:01:28,666
‫انگار من هنوز توی چشمش...

24
00:01:30,000 --> 00:01:33,833
‫همون بچه ول‌خرجی هستی که یه بار
‫یه طبقه کامل هتل ریتز رو کرایه کرد...

25
00:01:33,916 --> 00:01:36,291
‫تا با مشوّق‌های تیم پتریوتز مهمونی بگیره.

26
00:01:36,375 --> 00:01:37,916
‫ولی گمونم تیم سلتیکز بود.

27
00:01:39,000 --> 00:01:40,708
‫من که دیگه اون آدم نیستم.

28
00:01:40,791 --> 00:01:42,791
‫- واقعا نیستم.
‫- می‌دونم.

29
00:01:42,875 --> 00:01:43,958
‫صرفا...

30
00:01:44,041 --> 00:01:46,708
‫از هم که جدا شدیم،
‫من زندگیم رو جمع و جور کردم.

31
00:01:46,791 --> 00:01:49,333
‫حتی رفتم توی بنیاد خیریه مامانم کار کنم.

32
00:01:49,833 --> 00:01:51,541
‫تو مسیر زندگیم رو درست کردی،

33
00:01:51,625 --> 00:01:54,791
‫ولی انگار اون نمی‌خواد قبول کنه.

34
00:01:56,250 --> 00:01:57,166
‫هیدن، بالاخره که...

35
00:01:57,250 --> 00:01:59,750
‫یه روز قراره به میل خودت زندگی کنی،
‫نه اینکه اون رو راضی کنی.

36
00:01:59,833 --> 00:02:03,916
‫ضمنا، محض اطلاع حضار در صحنه
‫باید بگم که ما جدا نشدیم،

37
00:02:04,000 --> 00:02:05,500
‫تو تصمیم گرفتی جدا شیم.

38
00:02:06,250 --> 00:02:07,916
‫بدترین اشتباه زندگیم بود.

39
00:02:14,500 --> 00:02:16,041
‫حالا یه فرصت دیگه بهم بده.

40
00:02:22,250 --> 00:02:23,791
‫نمی‌خوام همین ارتباطمون هم خراب شه.

41
00:02:26,625 --> 00:02:27,875
‫عجب.

42
00:02:28,916 --> 00:02:30,958
‫پس این شکلیه.

43
00:02:31,750 --> 00:02:32,708
‫چی؟

44
00:02:33,416 --> 00:02:34,916
‫اینکه آدم به مراد دلش نرسه.

45
00:02:37,708 --> 00:02:38,791
‫تازه...

46
00:02:40,916 --> 00:02:44,583
‫این تنها ارتباط عمیق زندگیمه
‫که ریش و قیچی دست خودمه.

47
00:02:47,625 --> 00:02:48,750
‫بیا.

48
00:02:49,791 --> 00:02:50,958
‫بهت افتخار می‌کنم.

49
00:02:58,875 --> 00:03:00,083
‫پس کو؟

50
00:03:01,125 --> 00:03:02,250
‫ریچل کو؟

51
00:03:03,666 --> 00:03:05,083
‫اگه نگی زنگ می‌زنم پلیس.

52
00:03:05,166 --> 00:03:06,875
‫اف‌بی‌آی بازداشتش کرد.

53
00:03:06,958 --> 00:03:08,458
‫اف‌بی‌آی بازداشتش کرد؟ اصلا...

54
00:03:09,250 --> 00:03:10,833
‫تو چرا گذاشتی این بلا سرش بیاد؟

55
00:03:10,916 --> 00:03:12,291
‫من که نخواستم اینطوری شه.

56
00:03:13,500 --> 00:03:15,666
‫- می‌شه توضیح بدم؟
‫- توی کلانتری توضیح بده.

57
00:03:16,458 --> 00:03:17,708
‫پسرم زنده است.

58
00:03:37,458 --> 00:03:40,750
‫تحقیقات برای یافتن دیوید باروز
‫همچنان در جنوب منهتن ادامه داره.

59
00:03:40,833 --> 00:03:45,125
‫ماموران در حال پیگیری سرنخ‌ها هستن،
‫اما مجرم تا این لحظه همچنان متواریه.

60
00:03:45,166 --> 00:03:47,541
‫[مدت ۳۴ ساعت پس از فرار دیوید]

61
00:03:47,583 --> 00:03:48,750
‫سلام.

62
00:03:48,833 --> 00:03:49,708
‫سلام.

63
00:03:51,250 --> 00:03:53,625
‫- هنوز با هیلده حرف نزدی؟
‫- نه.

64
00:03:54,250 --> 00:03:56,458
‫وقتی اورژانس بیاد پایین می‌گن
‫می‌شه رفت بالا یا نه.

65
00:03:57,041 --> 00:03:59,208
‫راستی، موضوع حرفت چی بود؟

66
00:03:59,291 --> 00:04:01,583
‫- یعنی چی؟
‫- حرفت توی ون.

67
00:04:02,750 --> 00:04:04,833
‫گفتی درباره یه موضوعی
‫می‌خوای باهام حرف بزنی.

68
00:04:06,166 --> 00:04:09,208
‫جولی می‌گه بهتره ریاست کارگروه ویژه
‫فراری‌های سیاتل رو قبول کنم.

69
00:04:10,416 --> 00:04:11,458
‫خبر خوبیه دیگه.

70
00:04:11,541 --> 00:04:13,666
‫ولی در اون صورت باید
‫به سیاتل منتقل بشم.

71
00:04:13,750 --> 00:04:15,458
‫اگه بمونی که از رفت و آمد بیچاره می‌شی.

72
00:04:17,166 --> 00:04:18,000
‫نظر تو چیه؟

73
00:04:19,583 --> 00:04:20,916
‫مامور ویلیامز.

74
00:04:21,000 --> 00:04:22,791
‫گفتن الان می‌تونین باهاش صحبت کنین.

75
00:04:24,000 --> 00:04:27,958
‫خانم وینسلو، بنده مامور مکس ویلیامزم.
‫ایشون مامور گریر همکارم هستن.

76
00:04:28,958 --> 00:04:30,750
‫می‌دونم امشب خیلی اذیت شدین.

77
00:04:30,833 --> 00:04:33,666
‫قول دادین ازم محافظت کنین،
‫ولی گذاشتین یه روانی روم تفنگ بکشه.

78
00:04:34,250 --> 00:04:37,708
‫آره، عذرخواهی می‌کنم.
‫مطمئنا خیلی ترسیدین.

79
00:04:37,791 --> 00:04:39,041
‫بله.

80
00:04:39,125 --> 00:04:41,791
‫نگفت اینجا چیکار می‌کرد یا هدفش چی بود؟

81
00:04:42,666 --> 00:04:43,583
‫نه.

82
00:04:47,750 --> 00:04:49,541
‫معذرت می‌خوام. پس...

83
00:04:50,541 --> 00:04:53,458
‫یعنی به زور وارد شد،
‫روی شما اسلحه کشید،

84
00:04:54,541 --> 00:04:55,583
‫اما دلیلش رو نگفت؟

85
00:04:56,416 --> 00:04:57,250
‫نه.

86
00:04:58,375 --> 00:05:02,125
‫یعنی این همه راه تا نیویورک اومده بود
‫تا باهاتون صحبت کنه، ولی هیچی نگفت؟

87
00:05:02,208 --> 00:05:04,000
‫به نظرتون یه‌کم عجیب نیست؟

88
00:05:04,708 --> 00:05:06,000
‫می‌دونین دیگه چی عجیبه؟

89
00:05:06,916 --> 00:05:09,916
‫- اینکه تفنگش رو جا گذاشت.
‫- خیلی سریع بود.

90
00:05:10,000 --> 00:05:14,500
‫ولی همچین هم سریع نبود، درسته؟
‫چند دقیقه بود؟ ده دقیقه‌ای خونه‌تون بود؟

91
00:05:19,041 --> 00:05:20,333
‫خانم وینسلو...

92
00:05:23,416 --> 00:05:24,833
‫چرا به ما دروغ می‌گین؟

93
00:05:27,541 --> 00:05:29,250
‫- دروغ نگفتم.
‫- واقعا؟

94
00:05:30,958 --> 00:05:34,458
‫شما گفتین ازم محافظت می‌کنین،
‫ولی الان انگار متهم گیر آوردین.

95
00:05:34,541 --> 00:05:36,541
‫پله‌های اضطراری که باروز ازش فرار کرد،

96
00:05:37,291 --> 00:05:39,458
‫همون که پشت پنجه اتاق خوابتونه،

97
00:05:39,541 --> 00:05:41,666
‫از پذیرایی که دید نداره.

98
00:05:42,500 --> 00:05:43,833
‫چطوری پله‌ها رو پیدا کرد؟

99
00:05:44,916 --> 00:05:46,083
‫لابد حدس زده بود.

100
00:05:47,541 --> 00:05:48,833
‫درسته؟

101
00:05:54,583 --> 00:05:57,708
‫معلومه کمکش کرده فرار کنه.
‫چرا داره بهش کمک می‌کنه؟

102
00:05:57,791 --> 00:05:58,666
‫نظر خودت چیه؟

103
00:05:58,750 --> 00:06:00,541
‫به نظرم کلا قضیه رو اشتباه فهمیدیم.

104
00:06:00,625 --> 00:06:02,750
‫اگه باروز واسه انتقام نیومده بود...

105
00:06:02,833 --> 00:06:05,000
‫پس هدفی که به خاطرش اومد چی بود؟

106
00:06:08,541 --> 00:06:09,583
‫خب...

107
00:06:10,666 --> 00:06:13,041
‫این خانمه، همون هیلده،
‫توی دادگاه شهادت دروغ داد.

108
00:06:13,125 --> 00:06:15,833
‫همین دلیل واسه اعاده دادرسی کافیه دیگه.
‫چرا به پلیس نمی‌گین؟

109
00:06:15,916 --> 00:06:17,458
‫اگه آدم‌رباها بفهمن پای پلیس وسطه،

110
00:06:17,541 --> 00:06:18,833
‫معلوم نیست چه بلایی سرش بیارن.

111
00:06:18,916 --> 00:06:21,750
‫منظورت از آدم‌ربا همون مافیاهای بوستونه؟

112
00:06:23,583 --> 00:06:25,583
‫انتظار ندارم حرفم رو باور کنی.
‫فقط می‌خوام به ریچل کمک کنی.

113
00:06:25,666 --> 00:06:27,166
‫قطعا می‌کنم. خودت هم می‌دونی.

114
00:06:27,250 --> 00:06:29,375
‫- موضوع این نیست.
‫- هوم. پس چیه؟

115
00:06:29,458 --> 00:06:34,083
‫حتی اگه بتونم پاش رو بیرون بکشم،
‫که احتمالش کمه، بعدش چی می‌شه؟

116
00:06:34,708 --> 00:06:37,916
‫اگه ببینن داره باهات همکاری می‌کنه،
‫تهش دوباره... سر از زندان در میاره.

117
00:06:38,000 --> 00:06:40,625
‫- خودم تبرئه‌اش می‌کنم.
‫- خواب دیدی خیر باشه.

118
00:06:40,708 --> 00:06:43,958
‫این دختر وقتی روی یه چیزی کلید کنه،
‫دیگه ول‌کن قضیه نیست.

119
00:06:44,041 --> 00:06:47,041
‫این حرف‌ها مهم نیست.
‫هیلده گفت قراره فردا کمکم کنه.

120
00:06:48,791 --> 00:06:51,708
‫می‌خوام به راسو زنگ بزنی و بگی
‫اول وقت بیاد نیویورک، می‌تونی؟

121
00:06:53,833 --> 00:06:56,041
‫بعدش دیگه گذرمون
‫به همدیگه نمیفته.

122
00:06:56,708 --> 00:06:59,625
‫ریچل رو بیار بیرون، بگو ازش ممنونم،
‫خودم متیو رو پیدا می‌کنم.

123
00:07:00,541 --> 00:07:01,375
‫وایستا.

124
00:07:04,916 --> 00:07:06,833
‫شب می‌خوای کجا بمونی؟

125
00:07:07,416 --> 00:07:10,000
‫- نمی‌دونم. یه کاریش می‌کنم.
‫- جنابعالی تحت تعقیبی دیوید خان.

126
00:07:10,083 --> 00:07:12,958
‫گمون نکنم راه زیادی
‫برات مونده باشه، حالا البته...

127
00:07:13,041 --> 00:07:14,583
‫فعلا که اینجایی.

128
00:07:14,666 --> 00:07:15,875
‫مطمئنی؟

129
00:07:15,958 --> 00:07:18,125
‫نه. اصلا و ابدا.

130
00:07:18,833 --> 00:07:20,500
‫ولی فردا که ریچل رو ببینم،

131
00:07:20,583 --> 00:07:23,416
‫نمی‌تونم برگردم بهش بگم
‫که از خونه بیرونت کردم، مگه نه؟

132
00:07:34,125 --> 00:07:35,416
‫داریم وقتمون رو تلف می‌کنیم.

133
00:07:37,250 --> 00:07:39,708
‫- پلیس مو رو از ماست بیرون کشیده.
‫- پلیس می‌گه کار خودش بوده.

134
00:07:39,791 --> 00:07:42,375
‫از همون اول تمرکزشون روی طرف بود.
‫خودت که می‌دونی روالش چطوریه.

135
00:07:42,958 --> 00:07:45,708
‫حتما یه سوال بی‌جواب مونده.
‫یه سرنخ مبهمی مونده...

136
00:07:45,791 --> 00:07:48,000
‫که اون موقع به نظرشون مهم نیومده.

137
00:07:49,000 --> 00:07:53,041
‫شبی که متیو رو دزدیدن،
‫شریل توی بیمارستان شیفت بود، نه؟

138
00:07:53,125 --> 00:07:55,625
‫سر یه تصادف اتوبوس گفتن بره.

139
00:07:55,708 --> 00:07:58,791
‫دقیقا موضوع همینه.
‫هیچ گزارش تصادفی توی پرونده نبود.

140
00:07:59,416 --> 00:08:03,541
‫خب، لابد گم و گور شده،
‫یا موقع پرونده‌سازی ضمیمه نشده.

141
00:08:03,625 --> 00:08:07,250
‫قبول دارم، ولی دنیا پر از
‫سوال‌های بی‌جواب و مهملاته...

142
00:08:07,333 --> 00:08:09,791
‫یکی از دوست‌هام توی سازمان حمل و نقله.
‫بذار نظر اون رو بپرسم.

143
00:08:15,625 --> 00:08:16,875
‫روبه‌راهی؟

144
00:08:17,458 --> 00:08:19,833
‫- باید بیشتر زور می‌زدم.
‫- چیکار می‌کردی؟

145
00:08:21,708 --> 00:08:23,041
‫اولا که حرفش رو باور می‌کردم.

146
00:08:26,750 --> 00:08:28,791
‫فیلیپ، من باید دوباره پسرم رو ببینم.

147
00:08:34,375 --> 00:08:35,791
‫مرسی که کمک کردی.

148
00:08:37,958 --> 00:08:41,166
‫باورت نمی‌شه چی شده.
‫دوستم پایگاه داده وزارت راه رو چک کرد.

149
00:08:41,250 --> 00:08:44,291
‫علت اینکه هیچ گزارش تصادفی
‫توی پرونده ثبت نشده،

150
00:08:44,375 --> 00:08:46,541
‫اینه که اون شب اصلا اتوبوسی تصادف نکرده.

151
00:08:46,625 --> 00:08:48,333
‫نه، امکان نداره.

152
00:08:48,416 --> 00:08:50,291
‫حتما کارآگاه‌ها روایت شریل رو
‫راستی‌آزمایی کردن.

153
00:08:50,375 --> 00:08:51,666
‫اتفاقا کردن.

154
00:08:52,791 --> 00:08:57,083
‫کارآگاه‌ها با یکی از...
‫مدیرهای بیمارستان حرف زده. بیا، بخون.

155
00:08:58,125 --> 00:08:59,708
‫طرف تایید کرده...

156
00:09:00,333 --> 00:09:04,291
‫که شریل اون شب به خاطر
‫تصادف اتوبوس پیج شده بود.

157
00:09:05,541 --> 00:09:06,791
‫رونالد دریزون.

158
00:09:06,875 --> 00:09:08,708
‫شوهر جدید شریله.

159
00:09:10,666 --> 00:09:12,666
‫- من و آدام باهاش حرف می‌زنیم.
‫- نه.

160
00:09:14,000 --> 00:09:15,000
‫خودم حرف می‌زنم.

161
00:09:23,083 --> 00:09:24,750
‫باید به حرفم گوش کنی.

162
00:09:25,833 --> 00:09:27,208
‫درباره متیو می‌خوام بگم.

163
00:09:28,416 --> 00:09:29,708
‫به نظرمون زنده است.

164
00:09:30,875 --> 00:09:33,583
‫دکتر دریزون. اوضاع چطوره؟

165
00:09:33,666 --> 00:09:36,208
‫امکانش هست بتونم راضیت کنم
‫که بین ویزیت بیمارهات یه سر بیای؟

166
00:09:36,291 --> 00:09:37,583
‫آره. چرا که نه؟

167
00:09:38,291 --> 00:09:41,875
‫بخش زنان و جراحی اطفال
‫خیلی اوقات با هم قاطی می‌شن.

168
00:09:41,958 --> 00:09:46,375
‫حضور یکی مثل دکتر دریزون
‫که استعداد شگرفی داره، یکی از...

169
00:09:46,458 --> 00:09:50,000
‫دلایلی بود که وقتی از بخش خصوصی
‫خارج شدم، وارد بیمارستان دولتی بوستون شدم.

170
00:09:50,083 --> 00:09:52,250
‫یعنی به خاطر ساعت کاری طولانی
‫و کاغذبازی‌های زیادش نبود؟

171
00:09:52,333 --> 00:09:53,875
‫اون رو اشانتیون بهم دادن.

172
00:09:53,958 --> 00:09:55,916
‫حالا که افتخار دادی،
‫بریم از بخش اطفال شروع کنیم.

173
00:09:56,000 --> 00:09:57,000
‫موافقم.

174
00:10:02,750 --> 00:10:04,833
‫شریل، حالت خوبه؟

175
00:10:04,916 --> 00:10:09,416
‫آره، یه دقیقه باید برم.
‫شما شروع کنین. خودم رو می‌رسونم.

176
00:10:09,500 --> 00:10:10,791
‫چیزی می‌خواستین؟

177
00:10:10,875 --> 00:10:13,500
‫می‌شه اتاق رونالد دریزون رو نشونم بدین؟

178
00:10:13,583 --> 00:10:15,208
‫متاسفم، امروز تشریف نیاوردن.

179
00:10:15,708 --> 00:10:16,583
‫لنی؟

180
00:10:22,333 --> 00:10:23,333
‫مبارک باشه.

181
00:10:24,666 --> 00:10:25,791
‫ممنون.

182
00:10:27,000 --> 00:10:28,041
‫دختره یا پسر؟

183
00:10:29,125 --> 00:10:30,125
‫دختره.

184
00:10:35,083 --> 00:10:36,083
‫از کی فهمیدی مریضی؟

185
00:10:38,708 --> 00:10:40,666
‫خارش این زگیل‌ها خیلی ناجوره.

186
00:10:42,500 --> 00:10:43,833
‫حال و احوالت چطوره؟

187
00:10:45,166 --> 00:10:46,291
‫خوبم.

188
00:10:47,750 --> 00:10:49,208
‫شعار خانواده باروز همینه.

189
00:10:52,125 --> 00:10:53,625
‫واسه چی اومدی؟

190
00:10:55,041 --> 00:10:57,250
‫گمونم می‌دونم چرا دیوید
‫از زندان فرار کرد.

191
00:10:57,875 --> 00:10:59,666
‫آره، من هم می‌دونم.

192
00:11:00,166 --> 00:11:01,000
‫ریچل زنگ زده بود.

193
00:11:04,416 --> 00:11:06,083
‫لنی، متیو از دست رفته.

194
00:11:08,166 --> 00:11:10,291
‫هیچ کاری از دستمون
‫بر نمیاد که عوضش کنیم.

195
00:11:11,416 --> 00:11:13,500
‫آره، گمونم درست می‌گی.
‫ولی، عه...

196
00:11:14,375 --> 00:11:18,375
‫خواستم اگه می‌شه به چند تا سوال
‫این پیرمرد مریض جواب بدی.

197
00:11:19,166 --> 00:11:20,125
‫بپرس.

198
00:11:20,750 --> 00:11:24,125
‫اون شب سر یه تصادف اتوبوس
‫به بیمارستان پیج شده بودی.

199
00:11:24,208 --> 00:11:25,208
‫اوهوم.

200
00:11:25,875 --> 00:11:29,041
‫- وقتی رسیدی چی شد؟
‫- یعنی چی؟

201
00:11:29,125 --> 00:11:30,833
‫به زخمی‌ها رسیدگی کردی؟

202
00:11:30,916 --> 00:11:36,250
‫نه، آمبولانس‌های تصادف رو
‫یه بیمارستان دیگه فرستاده بودن.

203
00:11:37,083 --> 00:11:38,541
‫کی بهت خبر داد؟

204
00:11:39,125 --> 00:11:40,625
‫مدیریت بیمارستان گفت.

205
00:11:41,625 --> 00:11:44,041
‫- رونالد گفت؟
‫- آره، خودش گفت.

206
00:11:44,750 --> 00:11:45,750
‫چه فرقی می‌کنه؟

207
00:11:45,833 --> 00:11:50,125
‫فرقش اینه که اون شب اصلا
‫اتوبوسی تصادف نکرده بود شریل.

208
00:11:51,083 --> 00:11:53,041
‫- معلومه که شده بود.
‫- نه.

209
00:11:53,708 --> 00:11:55,291
‫من از سازمان حمل و نقل آمار دارم...

210
00:11:55,375 --> 00:11:58,416
‫که اون شب توی کل منطقه
‫بوستون بزرگ، تصادف اتوبوسی نبوده.

211
00:11:59,125 --> 00:12:01,958
‫آم، ولی اصلا منطقی نیست.

212
00:12:02,750 --> 00:12:06,291
‫قبول دارم. واسه همین می‌خوام
‫در موردش با رونالد صحبت کنم.

213
00:12:07,750 --> 00:12:09,791
‫لنی، الان منظورت چیه؟

214
00:12:09,875 --> 00:12:13,916
‫که شوهرم تصادف ساختگی درست کرده؟
‫که من رو تا بیمارستان بکشونه؟

215
00:12:14,875 --> 00:12:16,750
‫می‌فهمی حرفت چقدر مسخره است؟

216
00:12:19,375 --> 00:12:20,375
‫آره.

217
00:12:21,500 --> 00:12:22,500
‫راست می‌گی.

218
00:12:23,750 --> 00:12:25,125
‫اشتباه کردم اومدم.

219
00:12:27,708 --> 00:12:28,791
‫ولی خوب شد دیدمت.

220
00:12:35,541 --> 00:12:36,750
‫برات خوشحالم.

221
00:12:38,500 --> 00:12:39,500
‫جدی می‌گم.

222
00:12:56,250 --> 00:12:58,750
‫شما با رونالد دریزون از
‫بیمارستان دولتی بوستون تماس گرفتین.

223
00:12:58,833 --> 00:12:59,875
‫پیغام بذارین.

224
00:12:59,958 --> 00:13:03,500
‫باهات کار مهم دارم.
‫همین که پیامم رو شنیدی زنگ می‌زنی؟

225
00:13:09,958 --> 00:13:11,666
‫فکرش هم نمی‌کردم اهل تفنگ باشی.

226
00:13:12,250 --> 00:13:14,250
‫مامانم کلا آدم دلواپسیه.

227
00:13:14,333 --> 00:13:17,041
‫همیشه وقتی می‌دونست توی خونه
‫تفنگ دارم، خیالش راحت بود.

228
00:13:17,125 --> 00:13:19,416
‫- بلدی استفاده کنی؟
‫- آره، خیر سرم بابام پلیسه.

229
00:13:19,500 --> 00:13:22,416
‫- ولی به کسی تیر نمی‌زنی دیگه؟
‫- هدفم همینه.

230
00:13:23,083 --> 00:13:27,250
‫- ولی ممکنه برات دردسر بشه.
‫- در اون صورت می‌گم ازم دزدیدن.

231
00:13:28,625 --> 00:13:31,250
‫بیا. تا پشیمون نشدم بگیر.

232
00:13:33,166 --> 00:13:35,333
‫دلم نمی‌خواد سو استفاده کنم،
‫ولی می‌شه تا یه جایی برسونیم؟

233
00:13:37,166 --> 00:13:38,583
‫امر دیگه؟

234
00:13:49,458 --> 00:13:50,833
‫مشکل داریم.

235
00:14:05,833 --> 00:14:07,416
‫[نیویورک، دفتر منطقه‌ای اف‌بی‌آی]

236
00:14:07,416 --> 00:14:08,708
‫یه نگاه به این بنداز.

237
00:14:11,833 --> 00:14:14,666
‫یه خانمه با دخترهاش توی شهربازیه؟

238
00:14:16,750 --> 00:14:18,458
‫این از اون روش‌هاته که می‌خوای...

239
00:14:18,541 --> 00:14:21,250
‫بهم بگی وقتی بچه بودی
‫باید بیشتر بیرون می‌بردمت؟

240
00:14:22,666 --> 00:14:25,333
‫ریچل میلز این رو با خودش
‫این‌ور اون‌ور می‌برد.

241
00:14:25,416 --> 00:14:26,958
‫شاید یه چیزی پشتش باشه.

242
00:14:27,583 --> 00:14:29,458
‫ضمنا بله. باید بیشتر می‌بردیم.

243
00:14:33,375 --> 00:14:35,541
‫آمار خط هیلده رو در آوردم.

244
00:14:36,916 --> 00:14:39,041
‫دیروز به یه شماره‌ای
‫توی بوستون زنگ زده بود.

245
00:14:39,125 --> 00:14:41,166
‫اسم طرف کایل برگین بود.
‫یه کلاه‌بردار پست‌فطرته.

246
00:14:41,250 --> 00:14:42,958
‫کاپوی خانواده فیشره.

247
00:14:43,041 --> 00:14:46,125
‫کایل برگین، ملقب به «راسو»؟

248
00:14:46,208 --> 00:14:49,250
‫سرقت مسلحانه، چند فقره ضرب و شتم،
‫باج‌گیری و اخاذی داره.

249
00:14:49,333 --> 00:14:50,916
‫نطفه این بابا رو با مافیا بریدن؟

250
00:14:51,000 --> 00:14:53,458
‫چند تا پرونده قتل هم داشته.

251
00:14:53,541 --> 00:14:55,625
‫که به خاطر نقص قانونی رد شدن.

252
00:14:55,708 --> 00:14:59,125
‫خب، هیلده چرا باید
‫به همچین آدمی زنگ بزنه؟

253
00:14:59,208 --> 00:15:00,833
‫اصلا نمی‌دونم.
‫پلیس بوستون پیگیرش شده،

254
00:15:00,916 --> 00:15:03,333
‫من هم گفتم هیلده رو بیارن
‫که بتونیم از خودش بپرسیم.

255
00:15:03,416 --> 00:15:05,541
‫من هم تا اون موقع می‌رم
‫تا ریچل میلز رو بازداشتگاه نبردن...

256
00:15:05,625 --> 00:15:07,083
‫یه بار دیگه باهاش اتمام‌حجت کنم.

257
00:15:07,166 --> 00:15:08,125
‫باشه.

258
00:15:08,208 --> 00:15:11,416
‫تازه این رو هم بگم،
‫وقتی نه سالت بود رفته بودیم دیزنی‌لند.

259
00:15:11,500 --> 00:15:13,416
‫نه خیر، من و مامان رفتیم دیزنی‌لند.

260
00:15:13,500 --> 00:15:16,916
‫تو وقتی رسیدیم هتل یه پرونده بهت دادن
‫و تنهایی بلند شدی رفتی آریزونا.

261
00:15:17,000 --> 00:15:19,541
‫عه، راست می‌گی.
‫پرونده فرار براونینگ بود.

262
00:15:19,625 --> 00:15:22,083
‫خب، باز حداقل حوالی فینیکس گرفتیمش.

263
00:15:22,166 --> 00:15:23,416
‫اون که توسان بود.

264
00:15:24,916 --> 00:15:26,500
‫[سالن ۱۸ مرسر]

265
00:15:26,875 --> 00:15:29,250
‫به دیوید گفتم توی میدون واشینگتن می‌بینمش.

266
00:15:31,833 --> 00:15:34,041
‫- بهش چی گفتی؟
‫- گفتم جواب سوال‌هاش پیش منه.

267
00:15:34,125 --> 00:15:36,166
‫- خدا خدا کن بیاد.
‫- میاد.

268
00:15:36,250 --> 00:15:38,958
‫لطفا به آقای فیشر بگین
‫که کار درست رو کردم.

269
00:15:42,125 --> 00:15:43,333
‫خانم میلز.

270
00:15:44,875 --> 00:15:46,041
‫شبتون چطور بود؟

271
00:15:46,666 --> 00:15:47,666
‫عالی بود.

272
00:15:48,458 --> 00:15:51,375
‫اگه این فضا همیشه انقدر خالیه،
‫به نظرم توی ایربی‌ان‌بی اجازه بدین.

273
00:15:51,458 --> 00:15:52,375
‫هه‌هه!

274
00:15:53,291 --> 00:15:54,166
‫بامزه بود.

275
00:15:54,250 --> 00:15:57,583
‫وقتی آدم ممکنه محکومیت ۲۵ سال تا ابد بخوره،
‫مهمه که حس شوخ‌طبعی داشته باشه.

276
00:15:57,666 --> 00:15:59,958
‫حالا که بحث محکومیت شد،
‫یه چیزی برات آوردم...

277
00:16:00,041 --> 00:16:02,666
‫که گفتم شاید بخوای
‫توی سلول جدیدت بذاریش.

278
00:16:06,708 --> 00:16:08,541
‫نمی‌خوای بگی طرف توی عکس کیه؟

279
00:16:10,875 --> 00:16:12,250
‫یکی از دوست‌هامه دیگه.

280
00:16:12,333 --> 00:16:13,333
‫باشه.

281
00:16:14,208 --> 00:16:15,375
‫خودم بهش بگم؟

282
00:16:16,750 --> 00:16:19,208
‫بعد از اینکه دیوید رفت پیش هیلده وینسلو،
‫خودمون باهاش صحبت کردیم.

283
00:16:19,291 --> 00:16:21,708
‫به ما که حرفی نزد، ولی می‌دونی
‫دیوید که رفت به کی زنگ زد؟

284
00:16:22,958 --> 00:16:26,333
‫به یکی از کاپو‌های
‫خانواده جنایتکار فیشر زنگ زد.

285
00:16:30,708 --> 00:16:31,541
‫چی شده؟

286
00:16:31,625 --> 00:16:34,416
‫پلیس بوستون نتونست کایل برگین رو پیدا کنه،
‫واسه همین گفتن ما گوشیش رو ردیابی کنیم.

287
00:16:34,500 --> 00:16:36,250
‫- خوبه، کجاست؟
‫- همین‌جاست. توی شهره.

288
00:16:36,333 --> 00:16:37,166
‫منظورت چیه؟

289
00:16:37,250 --> 00:16:40,375
‫از پینگ دکل مخابراتی می‌شه دید
‫که ده دقیقه پیش میدون واشینگتن بوده.

290
00:16:40,458 --> 00:16:42,291
‫هیلده وینسلو هم غیبش زده.

291
00:16:45,791 --> 00:16:48,208
‫اون کاپو که هیلده بهش زنگ زده بود،
‫اسمش کایل برگینه.

292
00:16:48,291 --> 00:16:50,000
‫اسمش به گوشت آشنا نیست؟

293
00:16:50,583 --> 00:16:52,333
‫ولی همه «راسو» صداش می‌کنن.

294
00:16:54,125 --> 00:16:55,083
‫به گوشم نخورده.

295
00:16:57,875 --> 00:16:59,750
‫بذار خوب شیرفهمت کنم.

296
00:17:00,791 --> 00:17:05,708
‫کایل برگین مسئول حل و فصل کردن
‫خرابکاری‌های شخص شخیص نیکی فیشره.

297
00:17:05,791 --> 00:17:09,000
‫یعنی اگه قبل از ما دستش
‫به دیوید برسه، عاقبت خوبی نداره.

298
00:17:09,625 --> 00:17:11,458
‫ریچل، اگه واقعا می‌خوای
‫از دیوید محافظت کنی،

299
00:17:11,541 --> 00:17:13,541
‫باید تا دیر نشده بهمون بگی کجاست.

300
00:17:17,916 --> 00:17:20,333
‫می‌دونی چیه؟ باشه.
‫به پلیس نیویورک زنگ بزن.

301
00:17:20,416 --> 00:17:22,250
‫می‌خوام برگین رو توی پارک دستگیر کنن.

302
00:17:22,333 --> 00:17:25,750
‫این یکی رو هم با اتوبوس
‫بفرستین بازداشتگاه مرکزی.

303
00:18:19,500 --> 00:18:20,666
‫دنبال کسی بودی؟

304
00:18:21,333 --> 00:18:22,291
‫دیوید باروز.

305
00:18:22,875 --> 00:18:24,458
‫راه بیفت راسو. دردسر نساز.

306
00:18:26,750 --> 00:18:28,458
‫پیرزنه رو فرستادی برام تله بذاره.

307
00:18:28,541 --> 00:18:30,000
‫راستش خیلی تحسین‌برانگیزه.

308
00:18:30,083 --> 00:18:32,250
‫چون زمان دبیرستان
‫خیلی توسری‌خور بودی.

309
00:18:32,333 --> 00:18:34,500
‫- خفه شو.
‫- همیشه مک‌کنزی رو جلو می‌نداختی.

310
00:18:34,583 --> 00:18:36,666
‫- راه برو.
‫- آهای. تند نرو گردن‌کلفت.

311
00:18:36,750 --> 00:18:38,166
‫دارم سر به سرت می‌ذارم.

312
00:20:00,208 --> 00:20:01,250
‫بلند شو.

313
00:20:03,625 --> 00:20:06,041
‫وقتی که تیراندازی شد
‫مامورها توی راه بودن.

314
00:20:06,125 --> 00:20:09,291
‫چند تا شاهد عینی گفتن باروز رو دیدن
‫که قبل از شروع تیراندازی،

315
00:20:09,375 --> 00:20:10,875
‫با یه مردی دعواش شده بود.

316
00:20:10,958 --> 00:20:12,333
‫پس لابد راسو بوده.

317
00:20:22,083 --> 00:20:23,041
‫هیلده وینسلو.

318
00:20:24,250 --> 00:20:26,208
‫اسمش توی گواهینامه
‫«هریت وینچستر» ثبت شده.

319
00:20:26,291 --> 00:20:28,583
‫- داستانش مفصله.
‫- می‌دونیم کدومشون شلیک کرده؟

320
00:20:28,666 --> 00:20:31,458
‫نه، ولی یه فیلم از دوربین گوشی داریم
‫که بعد از کشته‌شدنش ضبط شده.

321
00:20:31,541 --> 00:20:33,041
‫- بیار ببینم.
‫- جناب سروان.

322
00:20:33,125 --> 00:20:34,750
‫یعنی هیلده کمک کرد باروز فرار کنه،

323
00:20:34,833 --> 00:20:38,083
‫بعد هر سه تاشون از اینجا سر در میارن،

324
00:20:38,166 --> 00:20:39,875
‫و بعد یکیشون با تیر می‌زنش؟

325
00:20:41,083 --> 00:20:43,958
‫اگه باروز می‌خواست بکشش
‫که همون دیروز می‌کشت.

326
00:20:44,041 --> 00:20:46,875
‫اگر هم کار برگین بوده،
‫قطعا دستور مستقیم نیکی فیشر بوده.

327
00:20:47,708 --> 00:20:49,500
‫پس فیشر این وسط چیکاره است؟

328
00:20:50,166 --> 00:20:51,500
‫این فیلم گوشیه.

329
00:21:01,333 --> 00:21:02,583
‫هوم.

330
00:21:05,291 --> 00:21:07,750
‫- فهمیدین باروز از کدوم طرف رفت؟
‫- سمت جنوب خیابون تامپسون دوید.

331
00:21:07,833 --> 00:21:08,958
‫دنبال اون یکی یارو بود.

332
00:21:12,041 --> 00:21:14,708
‫سریع به سازمان حمل و نقل زنگ بزن.
‫بگو مترو رو تعطیل کنن.

333
00:21:14,791 --> 00:21:15,708
‫چی؟

334
00:21:16,208 --> 00:21:20,083
‫بعد از اینکه تیر شلیک شد،
‫راسو می‌تونست باروز رو بکشه، ولی چرا نکشت؟

335
00:21:20,166 --> 00:21:21,458
‫فقط فرار کرد.

336
00:21:21,541 --> 00:21:22,791
‫هوم.

337
00:21:29,250 --> 00:21:30,166
‫این خونه.

338
00:21:34,166 --> 00:21:35,250
‫راسو تیر خورده.

339
00:21:36,625 --> 00:21:38,708
‫اگه زخمیه پس زیاد دور نشده.

340
00:21:45,750 --> 00:21:47,000
‫کارت تمومه باروز.

341
00:21:49,291 --> 00:21:51,041
‫خودت رو با من اشتباه گرفتی.

342
00:21:52,750 --> 00:21:53,875
‫بذار یه نگاه بندازم.

343
00:21:55,375 --> 00:21:56,750
‫زنم دکتره.

344
00:21:57,833 --> 00:21:59,125
‫البته زن سابقم.

345
00:21:59,708 --> 00:22:02,041
‫همچین زخم گلوله‌ای احتمالا
‫باعث بشه وارد شوک بشی...

346
00:22:02,666 --> 00:22:04,583
‫می‌تونم برات آمبولانس خبر کنم...

347
00:22:05,833 --> 00:22:07,250
‫به شرطی که بگی پسرم کجاست.

348
00:22:08,833 --> 00:22:10,708
‫قبرستون رویره.

349
00:22:30,791 --> 00:22:34,166
‫ریچل میلز با هواپیمای انتقال زندانیان
‫به بازداشتگاه مرکزی منتقل شد.

350
00:22:34,250 --> 00:22:35,125
‫چوپرا!

351
00:22:35,833 --> 00:22:36,916
‫وایستا.

352
00:22:37,541 --> 00:22:38,541
‫وکیلش اومده.

353
00:22:38,625 --> 00:22:41,500
‫چی؟ نه بابا.
‫کی وقت کردی زنگ بزنی؟

354
00:22:42,666 --> 00:22:43,666
‫زنگ نزدم.

355
00:22:51,625 --> 00:22:54,416
‫نمی‌خوام نمک‌نشناسی کرده باشم،
‫ولی تو کی هستی و داستان چیه؟

356
00:22:54,500 --> 00:22:57,458
‫من وکیلتم. تونستم با وثیقه
‫یک میلیون دلاری آزادت کنم.

357
00:22:57,541 --> 00:22:59,916
‫تا زمان دادگاه به دلیل کمبود مدارک کافی،

358
00:23:00,000 --> 00:23:02,583
‫روند قانونیش نادرست بود
‫و دلیل موجهی برای بازداشت نداشتن.

359
00:23:03,250 --> 00:23:05,875
‫یعنی الان... آزادم؟

360
00:23:05,958 --> 00:23:07,125
‫اتفاقا نه.

361
00:23:07,208 --> 00:23:09,791
‫حسابی توی دردسر افتادی.
‫فقط امروز آزادی.

362
00:23:09,875 --> 00:23:12,125
‫خب، ولی خبر داری که من
‫یک میلیون دلار ندارم دیگه؟

363
00:23:12,208 --> 00:23:14,125
‫آره. فهمیده بودم.

364
00:23:14,750 --> 00:23:15,916
‫خب...

365
00:23:25,583 --> 00:23:26,625
‫نمی‌دونم چرا تعجب نکردم.

366
00:23:27,875 --> 00:23:30,458
‫هر وقت واقعا بهت نیاز دارم،
‫یهو پیدات می‌شه.

367
00:23:30,541 --> 00:23:31,791
‫چیکارش کنم؟

368
00:23:31,875 --> 00:23:36,333
‫من برات یه پا فرشته نگهبان
‫خصوصی و پولدار و متشخصم.

369
00:23:36,416 --> 00:23:37,791
‫از تواضعت هم می‌گفتی.

370
00:23:37,875 --> 00:23:39,458
‫اون هم اضافه می‌کنم.

371
00:23:44,500 --> 00:23:46,458
‫ببینم، از کجا فهمیدی من رو گرفتن؟

372
00:23:46,541 --> 00:23:48,208
‫رفته بودم خونه بهت سر بزنم،

373
00:23:48,291 --> 00:23:52,166
‫دیدم دیوید خونه است،
‫تازه یکی از کت‌هام رو پوشیده بود.

374
00:23:52,250 --> 00:23:53,250
‫دیوید بی‌گناهه.

375
00:23:53,333 --> 00:23:56,125
‫حتی اگه بی‌گناه هم باشه،
‫دلیل نمی‌شه از زندان فرار کنه.

376
00:23:56,916 --> 00:23:59,250
‫ببین، اگه تو رو همراه دیوید بگیرن،

377
00:23:59,333 --> 00:24:01,791
‫هیچ وکیلی توی دنیا نمی‌تونه به دادت برسه.

378
00:24:01,875 --> 00:24:04,666
‫- الان نگران این چیزها نیستم.
‫- ولی باید باشی.

379
00:24:04,750 --> 00:24:06,166
‫باید پات رو بکشی بیرون.

380
00:24:06,250 --> 00:24:10,583
‫می‌دونم، ببین. اون یارو رو یادته که
‫لقبش راسو بود و با دیوید بزرگ شده بود؟

381
00:24:11,458 --> 00:24:12,333
‫خب؟

382
00:24:12,416 --> 00:24:14,541
‫توی مهمونی چهارم ژوئیه دیدمش.

383
00:24:14,625 --> 00:24:18,708
‫طرف واسه نیکی فیشر کار می‌کنه.
‫الان هم اومده نیویورک تا دیوید رو بکشه.

384
00:24:19,916 --> 00:24:20,958
‫چی داری می‌گی؟

385
00:24:21,041 --> 00:24:23,625
‫می‌دونم، داستانش مفصله.
‫ولی باید پیداش کنم.

386
00:24:24,208 --> 00:24:25,458
‫باید دیوید رو پیدا کنم.

387
00:24:27,041 --> 00:24:28,125
‫چیه؟

388
00:24:28,208 --> 00:24:30,666
‫قبل از اینکه بیام دنبالت،
‫دیوید رو پیاده کردم.

389
00:24:30,750 --> 00:24:31,750
‫کجا؟

390
00:24:33,166 --> 00:24:36,458
‫هیدن، بی‌خیال. خواهش کردم.

391
00:24:39,833 --> 00:24:42,625
‫احتمالا راسو دنبال اینه از خیابون
‫جیم بزنه و یه جایی قایم بشه.

392
00:24:42,708 --> 00:24:44,583
‫ولی داره ازش خون می‌ره.

393
00:24:44,666 --> 00:24:48,583
‫همینطوری که نمی‌تونه بپره توی
‫کافه یا رستورانی که آب از آسیاب بیفته.

394
00:24:48,666 --> 00:24:51,500
‫می‌گم گلن. این گلنه،
‫از وزارت راه و ترابریه.

395
00:24:51,583 --> 00:24:53,125
‫گفتی توی اون منطقه ساخت و ساز دارن؟

396
00:24:53,208 --> 00:24:56,666
‫یه بخش روسازی توی خیابون مرسر و
‫داربست‌بندی توی خیابون هشتم دارن،

397
00:24:56,750 --> 00:25:00,083
‫توی تقاطع تامپسون و پرینس هم
‫یه دفتر اداری بازسازی می‌شه.

398
00:25:00,625 --> 00:25:02,625
‫بازسازی دفتر اداری.
‫الان کارگرها اونجا مشغولن؟

399
00:25:02,708 --> 00:25:06,375
‫نه، به خاطر عدم رعایت قوانین
‫ساخت و ساز کارشون خوابیده.

400
00:25:07,166 --> 00:25:08,458
‫پس ساختمون خالیه.

401
00:25:09,041 --> 00:25:10,833
‫به بخش عملیات زنگ بزن.
‫بگو همون‌جا بیان.

402
00:25:15,875 --> 00:25:18,916
‫حتی روحت هم خبر نداره
‫چه جهنمی رو رد کردم.

403
00:25:20,458 --> 00:25:22,000
‫یا چه کارهایی از دستم بر میاد.

404
00:25:22,750 --> 00:25:24,125
‫پس با زبون خوش ازت می‌پرسم.

405
00:25:24,875 --> 00:25:26,875
‫پسر من به چه کار نیکی میاد؟

406
00:25:29,375 --> 00:25:33,958
‫می‌خوای همچین آدمی باشی؟
‫یه کثافت که بچه مردم رو می‌دزده؟

407
00:25:34,041 --> 00:25:35,916
‫مگه شما بی‌شرف‌ها
‫مرام‌نامه اخلاقی ندارین؟

408
00:25:38,375 --> 00:25:42,083
‫بهم بگو چرا نیکی فیشر
‫پسر من رو دزدیده.

409
00:25:42,833 --> 00:25:44,458
‫من حتی طرف رو نمی‌شناسم.

410
00:25:44,541 --> 00:25:45,500
‫جواب بده.

411
00:25:45,583 --> 00:25:47,458
‫از بابات بپرس.

412
00:25:52,125 --> 00:25:53,375
‫یعنی چی؟

413
00:25:54,625 --> 00:25:55,583
‫شنیدی چی گفتم.

414
00:25:56,250 --> 00:26:00,000
‫برات سواله نیکی فیشر چه خصومتی
‫با تو و خانواده‌ات داره؟

415
00:26:01,125 --> 00:26:02,750
‫برو از بابات بپرس.

416
00:26:04,458 --> 00:26:05,375
‫بپرس...

417
00:26:08,375 --> 00:26:10,000
‫وقت تمومه باروز.

418
00:26:10,666 --> 00:26:12,291
‫حتی اگه از اینجا قسر در بری،

419
00:26:13,166 --> 00:26:16,208
‫با این وضع قرار نیست زیاد دووم بیاری.

420
00:26:20,125 --> 00:26:23,041
‫هیچ‌کدوم از مامورهایی که
‫دستگیرت کردن رو شناسایی نکردی؟

421
00:26:23,583 --> 00:26:24,791
‫فعلا که نه.

422
00:26:27,041 --> 00:26:28,416
‫گندش بزنن. پزشکی قانونیه.

423
00:26:31,166 --> 00:26:32,458
‫گوشیت رو بده.

424
00:26:41,125 --> 00:26:43,958
‫باروز، دنیا می‌خواد سر به تنت نباشه.

425
00:26:44,625 --> 00:26:46,458
‫فقط من که نیستم.

426
00:26:47,583 --> 00:26:49,666
‫- ریچل.
‫- دیوید. خدایا شکرت.

427
00:26:49,750 --> 00:26:51,166
‫من با هیدنم. تو کجایی؟

428
00:26:51,250 --> 00:26:53,833
‫توی یه ساختمون متروکه‌ام.
‫دو تا بلوک پایین‌تر از پارکه. همه‌جا پلیسه.

429
00:26:53,916 --> 00:26:56,333
‫- گمون نکنم بتونم بیام بیرون.
‫- باشه. ما توی راهیم.

430
00:26:56,416 --> 00:26:59,500
‫دارم میرم سمت یه کوچه که توش کلی
‫تجهیزات ساخت‌وساز گذاشتن.

431
00:26:59,583 --> 00:27:01,041
‫وایستا، ما چند تا بلوک عقب‌تر
‫از کنار ساختمونه رد شدیم.

432
00:27:01,125 --> 00:27:03,208
‫آهای، بیا تقاطع تامپسون و پرینس
‫منتظر ما باش.

433
00:27:03,291 --> 00:27:04,291
‫حله.

434
00:27:17,458 --> 00:27:18,916
‫اومدن.

435
00:27:55,458 --> 00:27:56,291
‫سمت چپ رو بپا.

436
00:28:01,916 --> 00:28:04,125
‫تو که روی زمینی! دست‌ها بالا!

437
00:28:05,958 --> 00:28:07,250
‫دست‌ها بالا برگین!

438
00:28:10,125 --> 00:28:11,083
‫اثری از باروز نیست.

439
00:28:19,291 --> 00:28:20,625
‫طبقه اول ایمن شد.

440
00:28:23,166 --> 00:28:25,375
‫باروز اینجا نیست.
‫همین الان آمبولانس بفرستین.

441
00:28:25,458 --> 00:28:27,791
‫می‌خوام خیابون‌های تا شعاع
‫دو بلوک اطراف رو ببندین.

442
00:28:27,875 --> 00:28:30,250
‫کل این منطقه رو قرنطینه کنین.

443
00:28:30,333 --> 00:28:31,750
‫دریافت شد.

444
00:28:31,833 --> 00:28:32,750
‫همین نزدیکیه.

445
00:28:53,000 --> 00:28:54,708
‫- ایناهاش!
‫- دیدم.

446
00:28:54,791 --> 00:28:55,916
‫هیدن! پلیس!

447
00:29:02,500 --> 00:29:05,833
‫جناب سروان، من یه مرد مسلح رو
‫توی خیابون برادوی دیدم!

448
00:29:05,916 --> 00:29:09,416
‫از کد ۲۳۸ به مرکز.
‫مظنون توی برادوی دیده شده. بریم.

449
00:29:11,375 --> 00:29:12,500
‫توی راهیم.

450
00:29:19,083 --> 00:29:20,083
‫سلام.

451
00:29:27,958 --> 00:29:29,500
‫با جری حرف زدی؟

452
00:29:29,583 --> 00:29:32,208
‫آره. الانه که برسه.

453
00:29:34,958 --> 00:29:35,916
‫بریگز چی شد؟

454
00:29:37,583 --> 00:29:39,208
‫فکر نکنم دیگه برگردم اونجا.

455
00:29:39,750 --> 00:29:41,791
‫حداقل دیگه ریاستش رو بهم نمی‌دن.

456
00:29:45,125 --> 00:29:46,750
‫گمونم فرصت نشد ازت تشکر کنم.

457
00:29:47,750 --> 00:29:49,333
‫واسه کارهایی که در حق دیوید کردی.

458
00:29:50,375 --> 00:29:52,875
‫بهرحال که توی فکر بازنشستگی زودهنگام بودم.

459
00:29:53,708 --> 00:29:56,291
‫من که مطمئنم یه نفر هست
‫که خوشحاله الان مشغله‌هات کمتر شده.

460
00:29:57,208 --> 00:29:58,791
‫قطعا دیگه کار از کار گذشته.

461
00:29:58,875 --> 00:30:01,125
‫- بعید می‌دونم سوفی موافق باشه.
‫- جدی؟

462
00:30:01,208 --> 00:30:04,000
‫تازه، وقتی غزل خداحافظی رو بخونم،
‫باید بتونه پیش یکی سوگواری کنه.

463
00:30:04,083 --> 00:30:05,708
‫از دست تو لنی.

464
00:30:06,291 --> 00:30:08,458
‫- سلام.
‫- اینجا رو باش.

465
00:30:08,541 --> 00:30:10,625
‫- جمع بچه‌های پلیس رویر جمع شده.
‫- آره.

466
00:30:12,000 --> 00:30:13,875
‫باروز، عینهو جنازه شدی.

467
00:30:14,458 --> 00:30:15,458
‫آره.

468
00:30:16,333 --> 00:30:17,291
‫عاقبت سرطانه دیگه.

469
00:30:18,791 --> 00:30:21,125
‫شعورت نرسید همین رو پای تلفن بگی؟

470
00:30:21,208 --> 00:30:22,375
‫لنی سرطان داره.

471
00:30:23,041 --> 00:30:24,166
‫بی‌شعور.

472
00:30:24,833 --> 00:30:26,000
‫متاسفم باروز.

473
00:30:26,083 --> 00:30:28,000
‫نه. کارآگاه خصوصی بودن چیه؟

474
00:30:28,083 --> 00:30:29,333
‫خودت که می‌دونی.

475
00:30:30,125 --> 00:30:32,416
‫کلاهبرداری، بی‌وفایی،
‫کسایی که سر هم کلاه گذاشتن.

476
00:30:32,500 --> 00:30:34,250
‫این شغل هیچ‌وقت کساد نمی‌شه.

477
00:30:34,333 --> 00:30:36,416
‫وقتی پلیس نباشی،
‫کاغذبازیش هم کمتره.

478
00:30:36,500 --> 00:30:38,208
‫جری، مرسی که قضیه رو
‫برامون پیگیری کردی.

479
00:30:38,291 --> 00:30:40,541
‫خب، از این بابا چی داریم؟

480
00:30:41,125 --> 00:30:42,708
‫رونالد دریزون.

481
00:30:42,791 --> 00:30:43,625
‫آره.

482
00:30:43,708 --> 00:30:47,541
‫هیچ سابقه کیفری نداره.
‫پرونده حقوقی یا شکایت دادگاهی هم نداره.

483
00:30:47,625 --> 00:30:48,916
‫شهروند نمونه است.

484
00:30:49,833 --> 00:30:52,583
‫فقط یه بار شیش سال پیش
‫پاش به کلانتری باز شده.

485
00:30:52,666 --> 00:30:55,958
‫همون موقع که بیمارستانش به خاطر
‫یه باند کلاهبرداری بیمه مدیکر زیر نظر بود.

486
00:30:56,041 --> 00:30:58,291
‫مثلا فکر می‌کردن بیمارهای جعلی
‫و صورت‌حساب ساختگی دارن.

487
00:30:58,375 --> 00:31:00,500
‫یعنی رونالد دریزون خودش
‫توی این کلاهبرداری دست داشته؟

488
00:31:00,583 --> 00:31:04,208
‫نه، شاهد اصلی پرونده علیه کسی بود
‫که اف‌بی‌آی فکر می‌کرد مجرم اصلیه.

489
00:31:04,291 --> 00:31:07,666
‫ولی قبل از اینکه بره دادگاه،
‫فراموشی گرفت و دیگه همکاری نکرد.

490
00:31:07,750 --> 00:31:08,916
‫شاید یکی ساکتش کرد.

491
00:31:09,000 --> 00:31:11,125
‫خب، اف‌بی‌آی می‌گفت کار کیه؟

492
00:31:12,000 --> 00:31:13,708
‫نیکی فیشر.

493
00:31:17,916 --> 00:31:19,791
‫نمی‌خواین من هم در جریان بذارین؟

494
00:31:22,500 --> 00:31:24,625
‫باشه. ولی اگه نظرتون عوض شد،

495
00:31:25,250 --> 00:31:28,125
‫من اون طرف کافه می‌شینم
‫به حساب شما نوشیدنی می‌خورم.

496
00:31:32,166 --> 00:31:33,458
‫لنی، باورم نمی‌شه.

497
00:31:33,541 --> 00:31:36,583
‫نکنه نیکی پشت اون تماس رونالد بود؟

498
00:31:36,666 --> 00:31:40,041
‫قضیه تصادف ساختگی رو راه انداخت
‫که شریل رو بکشه بیرون.

499
00:31:40,125 --> 00:31:42,375
‫نکنه توی آدم‌ربایی متیو دخیل بود؟

500
00:31:43,125 --> 00:31:44,208
‫چرا باید همچین کاری کنه؟

501
00:31:45,541 --> 00:31:47,000
‫جفتمون چراش رو می‌دونیم.

502
00:31:58,125 --> 00:31:59,208
‫سلام.

503
00:32:00,500 --> 00:32:01,750
‫کجا بودی؟

504
00:32:02,625 --> 00:32:03,666
‫برات سه تا پیغام گذاشتم.

505
00:32:04,666 --> 00:32:07,458
‫شرمنده، گوشیم رو توی کنفرانس خاموش کردم.
‫چیزی شده؟

506
00:32:08,208 --> 00:32:10,333
‫لنی باروز اومده بود بیمارستان
‫دنبال تو می‌گشت.

507
00:32:10,416 --> 00:32:11,750
‫دنبال من؟ واسه چی؟

508
00:32:11,833 --> 00:32:15,000
‫می‌گه اون شبی که متیو کشته شد،
‫اصلا اتوبوسی تصادف نکرده بود.

509
00:32:15,500 --> 00:32:16,625
‫گفت تو داستان سر هم کردی.

510
00:32:17,666 --> 00:32:18,750
‫چه دلیلی داره؟

511
00:32:18,833 --> 00:32:21,708
‫من اصلا نمی‌دونم.
‫ولی اون چرا همچین حرفی بزنه؟

512
00:32:23,041 --> 00:32:24,000
‫خودم بهش زنگ می‌زنم.

513
00:32:24,083 --> 00:32:25,833
‫قضیه هر چی که هست،
‫حتما یه توضیح منطقی داره.

514
00:32:25,916 --> 00:32:27,416
‫آره، امیدوارم.

515
00:32:31,250 --> 00:32:33,250
‫وایستا ببینم.
‫گفت از بابات بپرس؟

516
00:32:33,833 --> 00:32:35,291
‫آره، اصلا منطقی نیست.

517
00:32:35,375 --> 00:32:37,041
‫ببخشید، نمی‌خوام رومخ باشم،

518
00:32:37,125 --> 00:32:40,458
‫راست و دروغ حرفش به کنار،
‫ولی منظورش کاملا واضحه.

519
00:32:41,666 --> 00:32:43,666
‫راست می‌گه.
‫باید با اتوبوس برم باهاش حرف بزنم.

520
00:32:43,750 --> 00:32:46,833
‫اف‌بی‌آی ماشین من رو می‌شناسه،
‫از وسیله عمومی هم نمی‌تونم استفاده کنم.

521
00:32:55,083 --> 00:32:56,000
‫خب، بیا.

522
00:32:57,416 --> 00:32:58,583
‫بردار.

523
00:33:01,083 --> 00:33:02,916
‫- مطمئنی؟
‫- ببر.

524
00:33:05,375 --> 00:33:07,208
‫- ممنون.
‫- قربانت.

525
00:33:10,875 --> 00:33:13,541
‫تو باید می‌رفتی.
‫قرارمون این بود.

526
00:33:14,416 --> 00:33:15,750
‫- اوضاع عوض شد.
‫- واقعا؟

527
00:33:16,333 --> 00:33:18,500
‫داره کمکم می‌کنه متیو رو پیدا کنم.
‫متوجه هستی دیگه؟

528
00:33:18,583 --> 00:33:22,875
‫ولی به چه قیمتی؟ ها؟
‫اصلا بهش فکر کردی؟ به صلاح اون فکر کردی؟

529
00:33:24,875 --> 00:33:26,416
‫نکردی. حدس می‌زدم.

530
00:33:31,000 --> 00:33:32,625
‫جیم، الان شرایط حرف زدن ندارم.

531
00:33:32,708 --> 00:33:36,375
‫خوبی؟ بهم آمار دادن
‫که اف‌بی‌آی بازداشتت کرده.

532
00:33:36,458 --> 00:33:39,541
‫آره، اتهامم پناه دادن به فرد متواری
‫و معاونت در قتله.

533
00:33:39,625 --> 00:33:41,250
‫نگران نباش.
‫کسی رو نکشتیم.

534
00:33:41,333 --> 00:33:43,083
‫آها، پس همه‌چی ردیفه.

535
00:33:43,666 --> 00:33:45,541
‫می‌گم، بعدا بهت زنگ بزنم؟
‫الان باید بریم بوستون.

536
00:33:45,625 --> 00:33:48,208
‫بوستون چه خبره؟
‫کاری از دست من بر میاد؟

537
00:33:50,000 --> 00:33:53,916
‫ببین، بابت همه زحمت‌هایی که کشیدی
‫ازت ممنونم. واقعا مرسی.

538
00:33:54,000 --> 00:33:56,625
‫ولی جفتمون می‌دونیم چرا زنگ زدی.
‫جواب من هم منفیه.

539
00:33:56,708 --> 00:34:00,375
‫ریچل، من با ناشرم حرف زدم.
‫این داستان رو می‌خواد.

540
00:34:00,458 --> 00:34:01,458
‫جیم، متوجه نیستی.

541
00:34:01,541 --> 00:34:04,250
‫اگه این داستان عمومی بشه،
‫ممکنه متیو توی خطر بیفته.

542
00:34:04,333 --> 00:34:07,041
‫این داستان که بالاخره قراره پخش بشه.

543
00:34:07,125 --> 00:34:09,500
‫فقط بحث زمان و کسیه که منتشرش می‌کنه.

544
00:34:11,125 --> 00:34:12,041
‫اون یه نفر من نیستم.

545
00:34:13,125 --> 00:34:14,125
‫باید قطع کنم.

546
00:34:19,208 --> 00:34:22,791
‫چوپرا گفت یه وکیل کله‌گنده
‫با وثیقه ریچل میلز رو آزاد کرده.

547
00:34:22,875 --> 00:34:23,916
‫چی؟!

548
00:34:24,500 --> 00:34:26,041
‫کدوم قاضی‌ای همچین
‫حکمی رو امضا می‌کنه؟

549
00:34:26,125 --> 00:34:29,416
‫درست بعد از قتل اون زندانبانه،
‫طرف با باروز شناسایی شده بود.

550
00:34:29,500 --> 00:34:31,375
‫- یعنی مظنون به معاونت در قتله.
‫- دیگه اینطوری نیست.

551
00:34:31,458 --> 00:34:33,958
‫آزمایش باروت وسون مثبت بود.
‫پزشکی قانونی پرونده رو خودکشی اعلام کرده.

552
00:34:34,041 --> 00:34:37,833
‫پس وسون خودش رو کشته؟
‫معلومه اینجا چه خبره؟

553
00:34:39,833 --> 00:34:43,750
‫آقای برگین، بنده مامور مکس ویلیامزم.
‫ایشون مامور گریر هستن.

554
00:34:44,458 --> 00:34:48,458
‫احیانا یکیتون لطف می‌کنه بره برام...
‫یه آب‌سیب دیگه بیاره؟

555
00:34:51,500 --> 00:34:54,666
‫یه نگاه به پرونده‌ات انداختم.
‫واسه خودت کم دستاورد نداری.

556
00:34:54,750 --> 00:34:57,666
‫تک‌تکشون اشتباهات سیستم قضایی بودن.

557
00:34:58,500 --> 00:34:59,500
‫اتفاقا من...

558
00:35:00,583 --> 00:35:01,750
‫شهروند قانون‌مداری‌ام.

559
00:35:01,833 --> 00:35:02,875
‫اوهوم.

560
00:35:02,958 --> 00:35:06,375
‫که زدی توی روز روشن یه زن
‫هفتاد ساله رو به ضرب گلوله کشتی؟

561
00:35:06,458 --> 00:35:08,083
‫اون کار باروز بود.

562
00:35:08,166 --> 00:35:11,541
‫به هیلده شلیک کرد،
‫بعدش من رو دزدید و شکنجه داد،

563
00:35:11,625 --> 00:35:13,458
‫ولی شما به من دستبند زدین.

564
00:35:13,541 --> 00:35:15,291
‫دست مریزاد. خسته نباشین.

565
00:35:15,375 --> 00:35:17,333
‫روایتت دو تا ایراد اساسی داره.

566
00:35:18,000 --> 00:35:19,958
‫اولا، می‌دونیم خودت به خودت تیر زدی.

567
00:35:20,041 --> 00:35:21,791
‫از این یکی که فیلم داریم.

568
00:35:21,875 --> 00:35:25,250
‫دوما، تفنگت رو توی محوطه
‫ساخت و ساز پیدا کردیم.

569
00:35:25,875 --> 00:35:27,875
‫پس اگه گلوله‌ای که دکتر
‫از شکم خودت در آورده...

570
00:35:27,958 --> 00:35:30,416
‫مطابق با گلوله‌ای باشه که هیلده رو کشته،
‫به اتهام قتل محاکمه می‌شی.

571
00:35:30,500 --> 00:35:31,750
‫هیچ مدرکی ندارین.

572
00:35:31,833 --> 00:35:33,708
‫حاضری سر زندگیت ببندی رفیق؟

573
00:35:34,291 --> 00:35:36,458
‫چون این پرونده فدرالیه، که یعنی...

574
00:35:36,541 --> 00:35:40,125
‫انتخابش دست ماست،
‫ولی امکان حکم اعدام وجود داره.

575
00:35:40,208 --> 00:35:41,291
‫می‌گم کار باروز بود.

576
00:35:41,375 --> 00:35:44,000
‫دارم می‌گم طرف روانیه.
‫فکر می‌کنه پسرش زنده است.

577
00:35:47,375 --> 00:35:49,500
‫خودش گفت؟
‫گفت به نظرش پسرش زنده است؟

578
00:35:49,583 --> 00:35:52,250
‫آره، همون بچه‌ای که خودش
‫با چوب بیس‌بال زد له و لورده کرد.

579
00:35:52,333 --> 00:35:54,708
‫همین رو می‌گم دیگه.
‫طرف یه تخته‌اش کمه.

580
00:35:54,791 --> 00:35:56,666
‫جریان هیلده وینسلو چی بود؟
‫چرا به تو زنگ زد؟

581
00:35:58,000 --> 00:35:59,750
‫چون از باروز ترسیده بود.

582
00:36:00,333 --> 00:36:03,291
‫ولی چرا به تو یه نفر زنگ زد؟

583
00:36:09,458 --> 00:36:10,458
‫خب.

584
00:36:11,166 --> 00:36:13,250
‫بذار یه جور دیگه بپرسم، خب...

585
00:36:16,500 --> 00:36:18,708
‫نیکی فیشر توی این داستان چیکاره است؟

586
00:36:22,291 --> 00:36:24,125
‫اصلا بی‌خیال آب‌سیب.

587
00:36:25,125 --> 00:36:27,916
‫به جاش می‌ری وکیلم رو بیاری؟

588
00:36:33,250 --> 00:36:37,250
‫راستی، از لامورا پاستای کاواتلی سفارش دادم.
‫الان‌هاست که برسه.

589
00:36:37,333 --> 00:36:38,208
‫باشه.

590
00:36:43,250 --> 00:36:46,250
‫[در حال تماس: لنی باروز]

591
00:36:55,250 --> 00:36:56,291
‫[تماس از دست رفته: لنی باروز]

592
00:36:56,375 --> 00:36:58,791
‫[پیغام صوتی از لنی باروز]

593
00:36:59,333 --> 00:37:01,500
‫شریل. لنی باروزم.

594
00:37:01,583 --> 00:37:05,458
‫یه سری اطلاعات جدید درباره اینکه
‫چرا رونالد اون شب دروغ گفت دستم اومده.

595
00:37:18,625 --> 00:37:20,583
‫باورم نمی‌شه دارم می‌رم خونه.

596
00:37:21,791 --> 00:37:23,208
‫استرس دیدن بابات رو داری؟

597
00:37:28,208 --> 00:37:30,208
‫خودش که به زبون نیاورد،
‫ولی توی دادگاه از نگاهش معلوم بود...

598
00:37:30,291 --> 00:37:31,333
‫که فکر می‌کرد گناهکارم.

599
00:37:34,291 --> 00:37:35,708
‫همه‌چی رو درست می‌کنیم.

600
00:37:36,625 --> 00:37:37,791
‫واسه جفتتون.

601
00:37:40,250 --> 00:37:41,500
‫واسه همه.

602
00:38:02,166 --> 00:38:03,416
‫سلام مادر جان، حالت چطوره؟

603
00:38:03,500 --> 00:38:07,166
‫نزدیک کامن‌ولثم.
‫گفتم بیام یه سری بزنم.

604
00:38:07,250 --> 00:38:09,166
‫من که از خدام بود.
‫ولی الان خونه نیستم.

605
00:38:09,250 --> 00:38:10,875
‫چه حیف شد.

606
00:38:10,958 --> 00:38:12,541
‫آره، یه کاری پیش اومد.

607
00:38:12,625 --> 00:38:16,333
‫- مجبور شدم امشب از شهر برم.
‫- ای بابا، پس حتما مهم بوده.

608
00:38:19,291 --> 00:38:22,958
‫- امری نداری مادر؟
‫- فردا خودم میام دفترت.

609
00:38:23,041 --> 00:38:24,625
‫همون موقع حرف می‌زنیم.

610
00:38:25,458 --> 00:38:26,625
‫شب به خیر عزیزم.

611
00:38:33,458 --> 00:38:35,166
‫[گواهینامه رانندگی]

612
00:38:36,083 --> 00:38:38,583
‫[بازداشتگاه و زندان مرکزی بریگز]

613
00:39:16,791 --> 00:39:18,458
‫خاک تو سرم.

614
00:39:37,375 --> 00:39:40,708
‫[اداره پلیس بوستون]

615
00:39:45,375 --> 00:39:48,500
‫[انگشت‌نگاری لیام فیشر]