1
00:00:13,041 --> 00:00:16,458
‫[سوئیس، ژنو]

2
00:00:20,666 --> 00:00:22,666
‫[۵ سال قبل]

3
00:00:24,208 --> 00:00:28,791
‫«ترجمه از محمد سید»

4
00:00:36,583 --> 00:00:38,333
‫فکر کنم دیگه کارمون اینجا تمومه.

5
00:00:38,416 --> 00:00:39,541
‫ممنون.

6
00:00:40,583 --> 00:00:41,708
‫سلام...

7
00:00:42,000 --> 00:00:43,791
‫مگه ناتالی امشب نوبت دکتر نداشت؟

8
00:00:43,875 --> 00:00:46,291
‫نه، افتاد برای فردا.

9
00:00:47,958 --> 00:00:51,083
‫اگه کمکی لازم داشتین،
‫فقط لب تر کنین.

10
00:00:53,750 --> 00:00:55,708
‫نیتن و بریجت بیشاف.

11
00:00:56,166 --> 00:01:00,083
‫بیست و چهار ساله. متأهل.
‫هر دو سابقۀ فروش مواد دارن.

12
00:01:05,291 --> 00:01:08,416
‫- فقط همینا اینجا بودن؟
‫- آره، همه‌جا رو گشتیم.

13
00:01:23,791 --> 00:01:24,875
‫چی شده؟

14
00:01:31,625 --> 00:01:33,333
‫دنبال چی می‌گردی؟

15
00:01:56,708 --> 00:01:58,250
‫سلام کارآگاه مولر.

16
00:01:58,333 --> 00:02:00,000
‫- بله خودم هستم.
‫- خوشوقتم.

17
00:02:00,041 --> 00:02:01,750
‫- اینم باید مارتین باشه.
‫- این مارتین‌ـه. بله.

18
00:02:01,791 --> 00:02:02,750
‫سلام مارتین.

19
00:02:02,833 --> 00:02:04,875
‫می‌خوام اینجا رو بهت نشون بدم، خب؟

20
00:02:05,541 --> 00:02:09,500
‫ببین مارتین، اینجا کلی جاهای قشنگ داره
‫که می‌تونی توشون بازی کنی و خوش بگذرونی.

21
00:02:09,583 --> 00:02:11,166
‫آره، اینجا قشنگه.

22
00:02:11,250 --> 00:02:16,416
‫ما بچه‌ها رو به خانواده‌های شایسته
‫در سراسر دنیا می‌سپریم.

23
00:02:18,333 --> 00:02:21,416
‫مارتین، الان اولیویا
‫می‌برتت داخل، باشه؟

24
00:02:21,500 --> 00:02:22,750
‫برو.

25
00:02:24,125 --> 00:02:25,958
‫نگران نباشید کارآگاه مولر.

26
00:02:26,666 --> 00:02:30,208
‫ما یه خونۀ جدید و عالی برای مارتین پیدا می‌کنیم.

27
00:02:30,291 --> 00:02:31,500
‫قول می‌دم.

28
00:02:31,583 --> 00:02:33,166
‫مطمئنم همین‌طوره.

29
00:02:35,333 --> 00:02:36,833
‫همه‌چی درست می‌شه.

30
00:02:36,916 --> 00:02:38,500
‫اینجا جات خوبه.

31
00:02:39,208 --> 00:02:41,500
‫زود می‌بینمت مارتین، خب؟

32
00:02:46,750 --> 00:02:47,833
‫ممنون.

33
00:02:58,291 --> 00:02:59,708
‫[زمانِ حال]

34
00:03:02,958 --> 00:03:04,958
‫[ادارۀ پلیس فدرال، ژنو]

35
00:03:17,916 --> 00:03:18,916
‫کارآگاه مولر؟

36
00:03:19,000 --> 00:03:21,833
‫از وقتی مارتین بیشاف
‫از پرورشگاه گم شد، چقدر می‌گذره؟

37
00:03:22,416 --> 00:03:25,291
‫- حدود پنج سال. چطور؟
‫- یه چیزی هست که باید ببینید.

38
00:03:25,375 --> 00:03:26,875
‫این تازه از اینترپل به دستمون رسیده.

39
00:03:26,958 --> 00:03:30,125
‫از طرف یه مأمور
‫از شعبه‌های محلیِ اف‌بی‌آیِ بوستون فرستاده شده.

40
00:03:31,125 --> 00:03:32,500
‫متیو باروز.

41
00:03:32,583 --> 00:03:35,416
‫خانواده‌ای هم که پرورشگاه رو
‫مدیریت می‌کردن اهل بوستون بودن.

42
00:03:44,625 --> 00:03:45,625
‫[مفقودی]

43
00:03:45,750 --> 00:03:48,333
‫ویژگی‌های ظاهریش دقیقاً شبیه مارتینه.

44
00:03:48,416 --> 00:03:50,750
‫- بله.
‫- از نظر زمانی هم با هم جور درمیاد.

45
00:04:16,458 --> 00:04:18,416
‫[باروز به بوستون برگشته]

46
00:04:22,125 --> 00:04:24,458
‫[این مجرم فراری همچنان متواری است
‫و در چندین ایالت مورد تعقیب می‌باشد]

47
00:04:24,500 --> 00:04:26,166
‫[جیم دوهرتی]
‫[سردبیر اجرایی]

48
00:04:29,000 --> 00:04:30,833
‫باورم نمی‌شه این کار رو باهام کردی.

49
00:04:30,916 --> 00:04:32,666
‫بهت گفته بودم
‫اگه این قضیه لو بره چی می‌شه.

50
00:04:32,708 --> 00:04:34,833
‫- تصمیم من نبود.
‫- چرت نگو.

51
00:04:35,125 --> 00:04:37,250
‫اسم تو پاش خورده. تو سردبیری.

52
00:04:37,291 --> 00:04:39,500
‫منم برای ناشرم کار می‌کنم،
‫اونم نمی‌خواست صبر کنه...

53
00:04:39,583 --> 00:04:41,166
‫تا یه خبرگزاری دیگه خبر رو پخش کنه.

54
00:04:41,250 --> 00:04:44,250
‫با خودشون گفتن یه تیتر جنجالی بهتر از هیچیه.
‫[بوستون گلوب]

55
00:04:44,291 --> 00:04:45,750
‫تیتر جنجالی؟

56
00:04:46,291 --> 00:04:48,541
‫صحبت از جون خواهرزادۀ منه!

57
00:04:49,458 --> 00:04:52,625
‫اگه به‌خاطر این موضوع، به‌خاطر اینکه باهات حرف زدم
‫بلایی سرش بیاد...

58
00:04:52,708 --> 00:04:54,208
‫متأسفم ریچل.

59
00:05:00,250 --> 00:05:01,791
‫فکرش هم نمی‌کردم این کار رو بکنه.

60
00:05:02,958 --> 00:05:05,541
‫تنها شانس‌مون این بود
‫که کسی نمی‌دونست ما اینجاییم.

61
00:05:05,625 --> 00:05:08,166
‫الان احتمالاً پلیس‌ها
‫بیرونِ خونۀ بابام کشیک می‌دن.

62
00:05:09,125 --> 00:05:10,583
‫شرمنده.

63
00:05:12,833 --> 00:05:13,958
‫لعنتی.

64
00:05:14,583 --> 00:05:15,700
‫می‌خوای اینو توضیح بدی؟

65
00:05:15,750 --> 00:05:16,375
‫[باروز برگشته]

66
00:05:16,416 --> 00:05:18,750
‫- می‌دونی این مقاله چقدر ما رو خراب می‌کنه؟
‫- آره، ناجوره.

67
00:05:19,041 --> 00:05:22,333
‫می‌دونیم چرا اینجاست
‫یا باید منتظر تیتر فردا بمونم؟

68
00:05:23,875 --> 00:05:25,750
‫باروز معتقده پسرش هنوز زنده‌ست.

69
00:05:25,833 --> 00:05:28,458
‫- چی؟ اینو از کجا آوردی؟
‫- کایل برگین.

70
00:05:28,541 --> 00:05:32,833
‫می‌دونم چطور به نظر میاد، ولی وقتی ریچل میلز رو
‫دستگیر کردیم، یه عکس همراه‌ش بود.

71
00:05:32,916 --> 00:05:34,708
‫توی اون عکس، یه پسربچه‌ست که یه ماه‌گرفتگی

72
00:05:34,750 --> 00:05:36,416
‫دقیقاً شبیه ماه‌گرفتگیِ متیو باروز داره.

73
00:05:36,500 --> 00:05:38,250
‫پس تو هم باور داری
‫پسرِ باروز هنوز زنده‌ست؟

74
00:05:38,333 --> 00:05:40,666
‫نمی‌گم باور دارم،
‫می‌گم این چیزیه که باروز باورش داره.

75
00:05:40,750 --> 00:05:43,208
‫صرف‌نظر از اینکه باروز چی رو باور داره،

76
00:05:43,291 --> 00:05:45,958
‫می‌دونیم که برگین
‫رفته نیویورک تا پیداش کنه.

77
00:05:46,041 --> 00:05:48,625
‫به احتمال خیلی زیاد،
‫دستور رو مستقیماً از نیکی فیشر گرفته.

78
00:05:48,708 --> 00:05:51,333
‫و اگه نیکی فیشر
‫یه‌جورایی تو همۀ اینا دست داشته باشه،

79
00:05:51,416 --> 00:05:53,708
‫معلوم می‌شه چرا باروز برگشته بوستون.

80
00:05:53,791 --> 00:05:54,958
‫برگین دیگه چی گفت؟

81
00:05:55,041 --> 00:05:56,208
‫هیچی، وکیل گرفت.

82
00:05:56,291 --> 00:05:58,166
‫- پس به هیچ دردی نمی‌خوره.
‫- نه، شاید بخوره.

83
00:05:59,666 --> 00:06:02,125
‫- منظورت چیه؟
‫- پروندۀ مورفی رو یادت میاد؟

84
00:06:02,833 --> 00:06:04,041
‫آستین.

85
00:06:05,958 --> 00:06:06,916
‫آره، ممکنه جواب بده.

86
00:06:07,000 --> 00:06:09,791
‫خودتون فرض کنین من نمی‌دونم
‫شما دوتا دارین چی بلغور می‌کنین.

87
00:06:09,833 --> 00:06:11,750
‫سارا می‌خواد برگین رو طعمه کنه.

88
00:06:11,791 --> 00:06:15,416
‫می‌خوای ولش کنی بره؟ ما به جرم قتل گرفتیمش.
‫نتیجۀ پرتابه‌شناسی هم با اسلحه‌ش می‌خوند.

89
00:06:15,458 --> 00:06:17,041
‫بعد از اتفاقاتی که تو نیویورک افتاد،

90
00:06:17,083 --> 00:06:19,291
‫این بهترین شانسمون
‫برای پیدا کردن باروزه.

91
00:06:19,375 --> 00:06:22,333
‫اگه وقتی با این مرخصیِ روزانه‌ش بیرونه
‫بزنه یه نفر رو بکُشه چی؟

92
00:06:23,333 --> 00:06:24,250
‫به هر حال ریسکیه.

93
00:06:24,291 --> 00:06:25,833
‫تعقیبش می‌کنیم.

94
00:06:25,916 --> 00:06:28,291
‫به‌محض اینکه دیدیم داره شرّ می‌شه، می‌گیریمش.

95
00:06:29,708 --> 00:06:31,833
‫با مرکز تماس می‌گیرم.
‫تو این فاصله چی‌کار می‌کنیم؟

96
00:06:31,875 --> 00:06:33,750
‫اگه باروز واقعاً تو شهر باشه،

97
00:06:33,833 --> 00:06:36,125
‫احتمالاً سعی می‌کنه
‫با پدرش تماس بگیره.

98
00:06:36,208 --> 00:06:38,125
‫از همون‌جا شروع می‌کنیم. بریم.

99
00:06:40,000 --> 00:06:41,125
‫دیشب خوش گذشت؟

100
00:06:41,208 --> 00:06:43,500
‫- کار جالبی کردی؟
‫- نه زیاد.

101
00:06:43,583 --> 00:06:45,541
‫- با یه دوست قدیمی تجدید دیدار کردم.
‫- هوم.

102
00:06:45,750 --> 00:06:47,708
‫ببین، مادرم امروز صبح میاد اینجا.

103
00:06:47,750 --> 00:06:49,666
‫می‌شه هر وقت رسید بهم خبر بدی؟

104
00:06:52,916 --> 00:06:55,333
‫- همین الانش هم اینجاست؟!
‫- آره ببخشید، فکر کردم می‌دونی.

105
00:06:55,375 --> 00:06:57,750
‫- اون...
‫- بهم گفت موضوع مهمیه.

106
00:06:58,875 --> 00:06:59,875
‫مشکلی نیست.

107
00:07:02,958 --> 00:07:04,958
‫- سلام عزیزم.
‫- سلام مادر.

108
00:07:05,958 --> 00:07:07,458
‫می‌دونی، با هیئت‌مدیره جلسه داشتم.

109
00:07:07,541 --> 00:07:11,291
‫بله، خب، با اجازه‌ت به پَم گفتم برنامه‌هات رو کنسل کنه.

110
00:07:13,916 --> 00:07:14,958
‫یه‌کم زیاده‌رویه.

111
00:07:15,875 --> 00:07:17,083
‫نیویورک چطور بود؟

112
00:07:20,041 --> 00:07:21,625
‫فکر کردی نمی‌فهمم؟

113
00:07:22,208 --> 00:07:23,916
‫راستش رو بخوای،
‫اصلاً بهش فکر نکردم.

114
00:07:24,000 --> 00:07:25,875
‫خب مشکلت هم همینه، هیدن.

115
00:07:26,416 --> 00:07:28,791
‫وقتی پای این زنه میاد وسط،
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کنی.

116
00:07:29,666 --> 00:07:31,083
‫- چرا این کار رو می‌کنی؟
‫- چه کاری؟

117
00:07:31,166 --> 00:07:33,041
‫این‌طوری کوچیکش می‌کنی.

118
00:07:33,125 --> 00:07:35,333
‫ریچل یه دوسته. خودتم اینو می‌دونی.

119
00:07:35,916 --> 00:07:36,958
‫یه دوست؟

120
00:07:38,125 --> 00:07:39,958
‫اون داره به یه فراری کمک می‌کنه.

121
00:07:40,541 --> 00:07:42,958
‫و هر چقدر هم که سعی کنی نقش قهرمان‌ها رو بازی کنی،

122
00:07:43,041 --> 00:07:45,500
‫این قضیه فقط به یه نحو براش تموم می‌شه.

123
00:07:46,250 --> 00:07:49,791
‫پس بهتره زودتر تموم بشه،
‫قبل از اینکه تو رو هم با خودش به فنا بده.

124
00:07:49,875 --> 00:07:52,166
‫من کمکش کردم. تموم شد رفت.

125
00:07:52,750 --> 00:07:57,166
‫اف‌بی‌آی توی پارک «واشینگتن اسکوئر»
‫یه اسلحه پیدا کرده.

126
00:07:57,916 --> 00:07:58,875
‫اسلحۀ تو رو.

127
00:07:59,875 --> 00:08:02,916
‫همونی که بعد از اون شب‌نشینیِ کوچولوت
‫دادی به دیوید باروز.

128
00:08:02,958 --> 00:08:07,083
‫و اون اسلحه تو رو توی یه قتل شریک می‌کنه.

129
00:08:07,166 --> 00:08:08,291
‫پس نه.

130
00:08:08,875 --> 00:08:10,333
‫اصلاً هم تموم نشده.

131
00:08:12,125 --> 00:08:13,166
‫چی‌کار کردی؟

132
00:08:13,708 --> 00:08:16,250
‫یه گزارش پلیس تهیه شده،

133
00:08:16,333 --> 00:08:20,666
‫که با جزئیات توضیح می‌ده چطور ریچل میلز
‫باهات تماس گرفته و دنبال یه جا برای اقامت بوده.

134
00:08:21,541 --> 00:08:23,958
‫تو قبول کردی به یه دوست قدیمی کمک کنی،

135
00:08:24,041 --> 00:08:28,541
‫در حالی که روحتم خبر نداشته اون در فرارِ دیوید باروز...

136
00:08:28,583 --> 00:08:31,708
‫دست داشته
‫و اینکه دیوید باهاش بوده.

137
00:08:33,250 --> 00:08:34,708
‫قبل از اینکه برن،

138
00:08:35,416 --> 00:08:39,750
‫تفنگت رو دزدیدن
‫و از اون‌موقع تا حالا ازشون خبری نداری.

139
00:08:40,708 --> 00:08:44,000
‫با این کار عملاً داری تضمین می‌کنی
‫که ریچل دستگیر می‌شه.

140
00:08:45,875 --> 00:08:47,041
‫پسر عزیزم...

141
00:08:50,041 --> 00:08:51,416
‫بهتره اون دستگیر شه تا تو!

142
00:09:00,041 --> 00:09:02,000
‫صفر-‌شش-‌نُه،
‫ما دم خونۀ لنی باروز هستیم.

143
00:09:02,083 --> 00:09:03,041
‫همه‌چی امنه.

144
00:09:03,708 --> 00:09:05,666
‫چطوری قراره از پلیس‌ها رد بشیم؟

145
00:09:06,291 --> 00:09:07,291
‫حالا می‌بینی.

146
00:09:09,750 --> 00:09:12,416
‫دوران ممنوعیت نوشیدنی‌ها،
‫این محله مرکز قاچاق بود.

147
00:09:12,500 --> 00:09:16,333
‫اونا برای جابه‌جا کردن نوشیدنی‌ها تونل ساختن.
‫من و آدام بچگی‌هامون توشون بازی می‌کردیم.

148
00:09:16,375 --> 00:09:17,458
‫این چه کمکی به ما می‌کنه؟

149
00:09:17,500 --> 00:09:20,458
‫این تونل، از همین بلوک تا خودِ خونۀ بابام می‌ره.

150
00:09:22,458 --> 00:09:24,583
‫ممنون، «آل کاپون».
‫(خلافکار و قاچاقچی معروف)

151
00:10:01,708 --> 00:10:02,750
‫بابا؟

152
00:10:28,958 --> 00:10:30,000
‫عمه سوفی.

153
00:10:31,166 --> 00:10:32,083
‫سلام.

154
00:10:32,125 --> 00:10:34,000
‫وای دیوید.

155
00:10:35,875 --> 00:10:37,250
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

156
00:10:38,458 --> 00:10:39,583
‫حالت خوبه؟

157
00:10:39,666 --> 00:10:41,333
‫- آره، خوبم.
‫- خیلی‌خب.

158
00:10:43,208 --> 00:10:44,583
‫- باشه.
‫- ریچل رو یادته؟

159
00:10:44,666 --> 00:10:46,708
‫آره. ممنون که کمک می‌کنی.

160
00:10:46,791 --> 00:10:48,291
‫- خواهش می‌کنم.
‫- وای خدا.

161
00:10:49,166 --> 00:10:51,208
‫باید با بابام حرف بزنم.
‫می‌دونی کجاست؟

162
00:10:51,291 --> 00:10:52,291
‫نه.

163
00:10:53,208 --> 00:10:55,500
‫همین الان از بیمارستان برگشتم،
‫دنبالش می‌گشتم.

164
00:10:55,583 --> 00:10:58,208
‫- بیمارستان؟
‫- اتفاقی افتاده؟

165
00:11:01,125 --> 00:11:02,375
‫متأسفم دیوید.

166
00:11:02,708 --> 00:11:06,541
‫حدود شش ماه پیش تشخیص دادن
‫که پدرت سرطان روده داره.

167
00:11:07,333 --> 00:11:08,500
‫حالش چقدر وخیمه؟

168
00:11:08,541 --> 00:11:10,750
‫در حدی که هیچ‌وقت
‫نباید شیمى‌درمانی‌ش رو عقب بندازه.

169
00:11:10,791 --> 00:11:13,791
‫امروز صبح اومدم اینجا تا بهش سر بزنم،

170
00:11:13,875 --> 00:11:16,041
‫و به نظر می‌رسید
‫اصلاً روی تختش نخوابیده.

171
00:11:18,250 --> 00:11:19,833
‫فکر کنم یه چیزی‌ش شده.

172
00:11:20,666 --> 00:11:23,250
‫آره، احتمال می‌دم به متیو ربط داشته باشه.

173
00:11:24,750 --> 00:11:26,500
‫یه چیزی هست که باید ببینی.

174
00:11:33,791 --> 00:11:37,791
‫تو که واقعاً فکر نمی‌کنی
‫اون پسرِ توی عکس، بچه‌شه؟

175
00:11:40,416 --> 00:11:42,791
‫این می‌تونه دلیل خوبی باشه
‫که چرا باروز این مدت داشته...

176
00:11:42,875 --> 00:11:46,625
‫این کارهای عجیب رو می‌کرده
‫و چرا مستقیم نرفته سمت مرز.

177
00:11:47,333 --> 00:11:48,625
‫خب، منطقیه.

178
00:11:49,750 --> 00:11:50,958
‫ولی جواب این سؤالم رو بده.

179
00:11:51,000 --> 00:11:53,125
‫اگه اون جسدی که اون شب پلیس تو تختش پیدا کرد...

180
00:11:53,208 --> 00:11:55,541
‫جسد متیو باروز نبوده،
‫پس کی بوده؟

181
00:11:56,166 --> 00:11:57,458
‫نمی‌دونم.

182
00:11:59,083 --> 00:12:01,125
‫ولی اگه کنجکاوی‌م گل می‌کرد

183
00:12:01,208 --> 00:12:03,583
‫می‌رفتم دنبال یه پسری هم‌سن و سال متیو می‌گشتم،

184
00:12:03,666 --> 00:12:06,291
‫که از نظر ظاهری شبیهش باشه،

185
00:12:06,375 --> 00:12:08,625
‫جستجوم رو محدود می‌کردم
‫به پسرهایی که...

186
00:12:08,708 --> 00:12:11,416
‫توی بازۀ شش‌ماهۀ بعد از قتل گم شدن
‫و درخواستم رو می‌فرستادم...

187
00:12:11,500 --> 00:12:14,208
‫به مرکز ملی کودکان مفقودشده و
‫مورد سوء‌استفاده قرار‌گرفته،

188
00:12:14,291 --> 00:12:16,125
‫و محض اطمینان اینترپل رو هم می‌آوردم تو کار.

189
00:12:16,166 --> 00:12:17,125
‫- هوم.
‫- اوهوم.

190
00:12:18,958 --> 00:12:20,708
‫خب کِی همۀ این کارها رو کردی؟

191
00:12:22,166 --> 00:12:23,416
‫دیشب.

192
00:12:24,125 --> 00:12:28,083
‫نگران نباش. حواسم کاملاً جمع‌ـه.
‫می‌دونم برای چی اینجاییم.

193
00:12:28,166 --> 00:12:29,458
‫بهتره همین‌طور باشه.

194
00:12:31,583 --> 00:12:32,708
‫فقط اینکه...

195
00:12:37,125 --> 00:12:40,125
‫تا حالا دنبال کسی افتادی
‫که فکر کنی ممکنه بی‌گناه باشه؟

196
00:12:40,208 --> 00:12:41,250
‫هی.

197
00:12:43,583 --> 00:12:45,750
‫ما فقط می‌گیریمشون. ما که قاضی‌شون نیستیم.

198
00:12:53,666 --> 00:12:54,833
‫چارلی دِین...

199
00:12:56,875 --> 00:12:59,041
‫از یه خشک‌شویی دزدی کرد و صاحب مغازه رو کشت،

200
00:12:59,083 --> 00:13:01,791
‫زمین و زمان رو قسم خورد
‫که اصلاً اون‌طرفا پیداش هم نشده.

201
00:13:04,583 --> 00:13:06,333
‫فرار کرد. من گرفتمش.

202
00:13:10,541 --> 00:13:12,416
‫ولی تو راهِ برگشت، اون...

203
00:13:15,916 --> 00:13:18,125
‫نمی‌دونم. می‌دونی، اکثر اون جماعت...

204
00:13:18,208 --> 00:13:21,916
‫فقط غر می‌زنن و از اینکه گیر افتادن عصبانی‌ان.
‫بعضی‌هاشون...

205
00:13:23,958 --> 00:13:26,166
‫یه‌جورایی براشون سرگرم‌کننده‌ست، ولی...

206
00:13:27,875 --> 00:13:29,041
‫چارلی...

207
00:13:33,500 --> 00:13:34,750
‫چارلی ساکت بود.

208
00:13:37,500 --> 00:13:41,541
‫جوری ساکت بود
‫که هیچ‌وقت نتونستم باهاش کنار بیام.

209
00:13:46,583 --> 00:13:50,541
‫پونزده سال بعد،
‫آزمایش دی‌ان‌ای تبرئه‌ش کرد.

210
00:13:54,625 --> 00:13:57,666
‫نمی‌دونستم مکس ویلیامزِ بزرگ
‫هم پشیمونی تو کارشه.

211
00:13:57,750 --> 00:13:59,166
‫نه نیست.

212
00:14:01,625 --> 00:14:03,333
‫من وظیفه‌م رو انجام دادم.

213
00:14:06,416 --> 00:14:09,375
‫وقتی زمان دستگیریِ باروز برسه،
‫تو هم وظیفه‌ت رو انجام می‌دی.

214
00:14:14,833 --> 00:14:17,500
‫بعد از اینکه فرار کردی،
‫فیلیپ در مورد متیو بهمون گفت،

215
00:14:17,583 --> 00:14:18,916
‫اینکه فکر می‌کنی زنده‌ست.

216
00:14:19,000 --> 00:14:22,583
‫برای همین بچه‌ها دارن دوباره پرونده رو مرور می‌کنن،
‫تا بفهمن کار کی می‌تونه باشه.

217
00:14:22,666 --> 00:14:24,208
‫- خب، چیزی هم پیدا کردن؟
‫- آره.

218
00:14:24,291 --> 00:14:27,375
‫همون شبی که متیو رو بردن،
‫به شریل زنگ زدن که بره بیمارستان.

219
00:14:27,416 --> 00:14:28,875
‫آره، یه اتوبوس تصادف کرده بود.

220
00:14:28,916 --> 00:14:30,583
‫نه، نکته‌ش همینه. تصادفی در کار نبوده.

221
00:14:30,666 --> 00:14:33,833
‫کسی که اون شب بهش زنگ زده
‫داشته دروغ می‌گفته.

222
00:14:33,916 --> 00:14:35,208
‫می‌دونن کار کی بوده؟

223
00:14:36,125 --> 00:14:39,083
‫مدیر بیمارستان،
‫رونالد دریزون.

224
00:14:40,375 --> 00:14:43,125
‫- این... این نمی‌تونه درست باشه.
‫- رونالد دریزون دیگه کدوم خریه؟

225
00:14:48,041 --> 00:14:49,166
‫شوهر شریل.

226
00:14:51,666 --> 00:14:53,750
‫و پدرت دیروز رفت
‫تا باهاش حرف بزنه.

227
00:14:54,333 --> 00:14:56,625
‫ولی این اصلاً منطقی نیست، خب...

228
00:14:56,666 --> 00:14:58,625
‫رونالد یه جریمۀ سرعت غیرمجاز هم تو عمرش نداشته.

229
00:14:58,666 --> 00:15:00,375
‫محاله به نیکی فیشر ربطی داشته باشه.

230
00:15:00,458 --> 00:15:02,416
‫فکر می‌کنین نیکی فیشر هم تو این ماجرا دست داره؟

231
00:15:04,041 --> 00:15:06,541
‫لنی باروز، اف‌بی‌آی.

232
00:15:06,583 --> 00:15:07,958
‫باید باهاتون صحبت کنیم.

233
00:15:12,083 --> 00:15:14,041
‫- کمکی از دستم برمیاد؟
‫- اف‌بی‌آی، خانم.

234
00:15:14,125 --> 00:15:17,250
‫من مأمور مکس ویلیامز هستم.
‫ایشون هم مأمور گریر هستن.

235
00:15:17,333 --> 00:15:19,125
‫باید با لنی باروز صحبت کنیم.

236
00:15:19,208 --> 00:15:20,583
‫اینجا نیستن.

237
00:15:20,666 --> 00:15:22,791
‫- شما؟
‫- خواهرش، سوفی.

238
00:15:22,875 --> 00:15:25,958
‫- سوفی، می‌دونی کِی برمی‌گرده؟
‫- متأسفم، نه.

239
00:15:26,250 --> 00:15:29,125
‫اشکالی نداره بیایم تو؟ داخل منتظرش بمونیم؟

240
00:15:30,958 --> 00:15:34,083
‫می‌تونیم با حکم تفتیش برگردیم،
‫البته اگه قصد همکاری نداری.

241
00:15:36,291 --> 00:15:38,833
‫نمی‌خوای که این‌طوری پیش بره، مگه نه؟

242
00:15:53,291 --> 00:15:55,125
‫گفتی رفته کجا؟

243
00:15:55,208 --> 00:15:57,666
‫نگفتم، چون نمی‌دونم.

244
00:15:57,750 --> 00:16:02,458
‫تو خواهرشی توی خونۀ خودش،
‫اون‌وقت نمی‌دونی کجاست؟

245
00:16:02,500 --> 00:16:03,416
‫نه.

246
00:16:03,500 --> 00:16:07,125
‫خب، شاید پیش برادرزاده‌ت باشه.
‫دیوید باهات تماسی داشته؟

247
00:16:07,208 --> 00:16:08,791
‫نه، برادرزاده‌م رو ندیدم.

248
00:16:10,541 --> 00:16:12,208
‫سؤال من چیز دیگه‌ای بود.

249
00:16:13,750 --> 00:16:17,916
‫ببینید، من واقعاً نمی‌دونم چقدر طول می‌کشه
‫تا لنی برگرده،

250
00:16:18,000 --> 00:16:20,833
‫ولی نظرتون چیه شماره‌تون رو بذارید؟
‫بهش می‌گم باهاتون تماس بگیره.

251
00:16:20,916 --> 00:16:21,916
‫ببخشید!

252
00:16:22,000 --> 00:16:24,250
‫تو که مشکلی نداری
‫یه نگاهی به این اطراف بندازیم، نه؟

253
00:16:24,750 --> 00:16:27,250
‫آخه چیزی برای پنهون کردن نداری که.

254
00:16:41,458 --> 00:16:42,916
‫لیام فیشر.

255
00:16:45,291 --> 00:16:47,916
‫هی مکس، بهتره بیای این رو ببینی.

256
00:16:52,791 --> 00:16:55,500
‫ظاهراً کارآگاه باروز
‫از بازنشستگی در اومده.

257
00:16:55,583 --> 00:16:57,041
‫آره، ظاهراً.

258
00:16:57,125 --> 00:17:00,166
‫حالا چرا باید آمار پسرِ نیکی فیشر رو دربیاره؟

259
00:17:00,250 --> 00:17:04,041
‫خب، شاید فقط یه سرگرمیه.
‫می‌خواد خودش رو مشغول نگه داره.

260
00:17:04,708 --> 00:17:06,041
‫یا شاید،

261
00:17:06,916 --> 00:17:09,125
‫لنی داره سعی می‌کنه ثابت کنه پسرش بی‌گناهه.

262
00:17:10,833 --> 00:17:13,166
‫خب، گیرم که این‌طور باشه. مگه جُرمه؟

263
00:17:13,250 --> 00:17:16,458
‫اگه با دیوید در تماس بوده باشه،
‫شک نکن جرمه.

264
00:17:16,958 --> 00:17:20,791
‫و اگه می‌دونی که داشته بهش کمک می‌کرده،
‫تو هم می‌شی شریک جرم.

265
00:17:25,083 --> 00:17:27,166
‫باشه، خیلی‌خب، بهتون می‌گم.

266
00:17:28,708 --> 00:17:30,416
‫رفته بیمارستان عمومی بوستون.

267
00:17:32,708 --> 00:17:34,416
‫برادرم سرطان داره.

268
00:17:34,500 --> 00:17:36,333
‫امروز صبح ساعت هشت شیمى‌درمانی داشت.

269
00:17:36,708 --> 00:17:38,416
‫چرا از همون اول اینو بهمون نگفتی؟

270
00:17:38,500 --> 00:17:41,208
‫الان فقط همینو کم داره
‫که اف‌بی‌آی بیاد سین‌جیمش کنه

271
00:17:41,250 --> 00:17:42,666
‫اونم برای اطلاعاتی که نداره

272
00:17:42,708 --> 00:17:46,291
‫در حالی که نشسته اونجا
‫و دارن تو رگ‌هاش سم تزریق می‌کنن.

273
00:17:46,375 --> 00:17:47,375
‫طبقۀ چهارم.

274
00:17:47,916 --> 00:17:49,625
‫سراغ پرستار هالی رو بگیرید.

275
00:17:50,458 --> 00:17:51,541
‫همین کار رو می‌کنیم.

276
00:17:52,750 --> 00:17:55,708
‫تا اون‌موقع، شما می‌ری توی اداره‌مون منتظر می‌مونی.

277
00:17:55,791 --> 00:17:56,875
‫جانم؟

278
00:17:57,666 --> 00:18:01,208
‫وقتی ازت پرسیدیم برادرت کجاست
‫و گفتی نمی‌دونی...

279
00:18:02,375 --> 00:18:04,000
‫کارشکنی کردی.

280
00:18:07,166 --> 00:18:08,416
‫بریم.

281
00:18:15,458 --> 00:18:18,583
‫[پلیس بوستون]

282
00:18:18,708 --> 00:18:20,333
‫لعنتی.

283
00:18:20,958 --> 00:18:22,250
‫زن سرسختیه.

284
00:18:23,000 --> 00:18:24,416
‫چیزی‌ش نمی‌شه.

285
00:18:27,208 --> 00:18:28,791
‫من باید برم سراغ نیکی فیشر.

286
00:18:29,375 --> 00:18:31,541
‫- برنامه‌ت براش چیه؟
‫- نمی‌دونم.

287
00:18:33,458 --> 00:18:34,750
‫باید تنهایی انجامش بدم.

288
00:18:35,250 --> 00:18:36,375
‫تنهایی؟

289
00:18:43,458 --> 00:18:44,458
‫باشه.

290
00:18:47,541 --> 00:18:48,541
‫باشه.

291
00:18:51,041 --> 00:18:53,583
‫من می‌رم بیمارستان
‫تا بفهمم چرا رونالد دروغ گفته.

292
00:18:54,750 --> 00:18:55,958
‫مراقب باش.

293
00:18:56,333 --> 00:18:57,541
‫تو هم همین‌طور.

294
00:19:02,499.5 --> 00:19:12,499.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

295
00:19:17,458 --> 00:19:18,208
‫[داروخانۀ گریلتون]

296
00:19:18,250 --> 00:19:19,875
‫سلام آدام، ادی هستم.

297
00:19:20,583 --> 00:19:24,708
‫ببین، یه نسخه برای بابات اومده تو داروخونه
‫که باید بیای بگیریش.

298
00:19:24,791 --> 00:19:26,291
‫یه‌جورایی عجله‌ایه.

299
00:19:26,333 --> 00:19:27,916
‫[داروخانۀ گریلتون]

300
00:19:31,958 --> 00:19:33,500
‫ادی، پیغامت رو گرفتم.

301
00:19:33,583 --> 00:19:35,291
‫قضیۀ نسخۀ بابام چیه؟

302
00:19:35,375 --> 00:19:36,916
‫باشه، باشه، یه لحظه وایستا.

303
00:19:36,958 --> 00:19:38,916
‫یکی از دوست‌های قدیمی‌مون
‫اون پشت برات نگهش داشته.

304
00:19:38,958 --> 00:19:41,750
‫من یه دقیقه می‌رم بیرون.

305
00:19:47,208 --> 00:19:48,208
‫آدام.

306
00:19:54,208 --> 00:19:56,291
‫روزنامۀ گلوب رو دیدم.
‫امیدوار بودم اشتباه کرده باشن.

307
00:19:56,583 --> 00:19:58,375
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

308
00:19:58,750 --> 00:20:00,208
‫فکر کنم بدونم کی متیو رو دزدیده.

309
00:20:01,666 --> 00:20:02,541
‫نیکی فیشر؟

310
00:20:02,625 --> 00:20:03,625
‫اوهوم.

311
00:20:04,208 --> 00:20:05,291
‫ای خدا.

312
00:20:05,791 --> 00:20:07,500
‫البته که هیچ کاری از این آدم بعید نیست،

313
00:20:07,541 --> 00:20:11,083
‫ولی دزدیدنِ بچه‌ها،
‫اصلاً بهش نمیاد، منطقی نیست.

314
00:20:11,166 --> 00:20:12,708
‫باور کن توی این قضیه دست داره.

315
00:20:13,291 --> 00:20:15,166
‫باید بدونم نیکی کجا زندگی می‌کنه.

316
00:20:15,250 --> 00:20:16,625
‫باشه، بعدش چی؟

317
00:20:19,125 --> 00:20:20,625
‫از همینش می‌ترسم.

318
00:20:21,416 --> 00:20:22,616
‫نیکی نیمه‌بازنشسته‌ست.

319
00:20:22,666 --> 00:20:25,000
‫پنج سال پیش، از ریور رفت.
‫هیچ‌کس نمی‌دونه کجاست.

320
00:20:25,041 --> 00:20:26,083
‫آخرین باری که

321
00:20:26,166 --> 00:20:28,033
‫نیکی یا نوچه‌های اصلی‌ش دیده شدن،
‫چند سال پیش...

322
00:20:28,083 --> 00:20:29,958
‫توی مراسم غسل تعمید نوه‌ش بوده.

323
00:20:30,041 --> 00:20:32,916
‫دخترش لینا رو یادته؟
‫چند سال از ما کوچیک‌تر بود.

324
00:20:32,958 --> 00:20:34,000
‫هنوزم اینجا زندگی می‌کنه؟

325
00:20:34,041 --> 00:20:36,458
‫آره، توی بزرگراه «بیچ»، دقیقاً کنار میدان.

326
00:20:37,625 --> 00:20:38,791
‫هوم.

327
00:20:41,041 --> 00:20:42,041
‫نه.

328
00:20:42,791 --> 00:20:43,708
‫اصلاً حرفشم نزن.

329
00:20:43,791 --> 00:20:44,791
‫چرا آخه؟

330
00:20:44,875 --> 00:20:47,583
‫چون اون هیچ ربطی به کار و زندگی نیکی نداره.

331
00:20:48,083 --> 00:20:49,916
‫چون یه مادر ساده‌ست.
‫کار درستی نیست.

332
00:20:50,000 --> 00:20:51,416
‫هیچ‌کدوم از این کارها درست نیست.

333
00:20:51,500 --> 00:20:53,791
‫می‌دونی چرا همه می‌دونن
‫لینا کجا زندگی می‌کنه؟

334
00:20:53,875 --> 00:20:55,041
‫چون هیچ‌کس اون‌قدر احمق نیست

335
00:20:55,083 --> 00:20:56,908
‫که بخواد کاری که الان تو سرته رو انجام بده.

336
00:20:56,958 --> 00:20:58,741
‫کاری که تو سر منه؟
‫من این بازی رو شروع نکردم!

337
00:20:58,791 --> 00:21:02,333
‫یکی دیگه بود که فکر کرد هیچ عیبی نداره
‫بیاد پسر منو بدزده.

338
00:21:04,958 --> 00:21:08,291
‫اگه بخوام متیو رو برگردونم،
‫به یه چیزی برای معامله نیاز دارم. چیزی...

339
00:21:08,333 --> 00:21:10,000
‫چیزی که برای نیکی واقعاً ارزش داشته باشه.

340
00:21:10,541 --> 00:21:11,625
‫بذار کمکت کنم.

341
00:21:13,500 --> 00:21:16,541
‫بذار فقط چندتا تماس بگیرم
‫تا بفهمم نیکی کجاست.

342
00:21:16,625 --> 00:21:20,250
‫- نه. وقت ندارم.
‫- تو فقط یه فرصت در مقابل این یارو داری.

343
00:21:21,333 --> 00:21:24,416
‫اگه روش من جواب نداد،
‫روش تو رو امتحان می‌کنیم.

344
00:21:27,708 --> 00:21:29,000
‫ازت می‌خوام...

345
00:21:30,041 --> 00:21:31,125
‫بهم اعتماد کنی.

346
00:21:33,666 --> 00:21:35,208
‫باشه، زنگ‌هات رو بزن.

347
00:21:36,625 --> 00:21:39,125
‫با یه خط ثابت،
‫چون اف‌بی‌آی ردت رو می‌زنه.

348
00:21:45,750 --> 00:21:48,625
‫هر چی می‌تونی در مورد
‫لیام فیشر برام پیدا کن.

349
00:21:48,708 --> 00:21:49,541
‫باشه.

350
00:21:49,583 --> 00:21:52,250
‫از پلیس بوستون شروع کن،
‫بعد برو سراغ بخش جرایم سازمان‌یافته،

351
00:21:52,291 --> 00:21:55,500
‫ببین ارتباطی بین فیشر و لنی
‫یا دیوید باروز پیدا می‌کنی یا نه.

352
00:21:55,583 --> 00:21:56,958
‫ولی بی‌سروصدا انجامش بده.

353
00:21:57,041 --> 00:21:57,916
‫حله.

354
00:21:58,000 --> 00:21:59,416
‫«راسو» رو زیر نظر داریم؟

355
00:21:59,500 --> 00:22:01,875
‫آره، از وقتی نیویورک رو ترک کرده،
‫داریم تعقیبش می‌کنیم.

356
00:22:01,958 --> 00:22:03,666
‫- همین الان وارد بوستون شد.
‫- باشه، خوبه.

357
00:22:03,750 --> 00:22:05,833
‫می‌خوام هر ۱۵ دقیقه یه‌بار گزارش بدن.

358
00:22:05,916 --> 00:22:06,875
‫اطاعت.

359
00:22:07,500 --> 00:22:10,500
‫خب، لنی باروز امروز نوبت دکترش رو نیومده،

360
00:22:10,541 --> 00:22:13,083
‫ولی اگه گفتی کی امروز اومده بوده دنبالش؟

361
00:22:13,125 --> 00:22:16,416
‫- عمه سوفی.
‫- ما رو دنبال نخودسیاه فرستاده.

362
00:22:17,333 --> 00:22:19,041
‫با چوپرا حرف زدی؟

363
00:22:19,125 --> 00:22:20,500
‫راسو توی بوستونه.

364
00:22:20,583 --> 00:22:22,916
‫جدی؟ تو راه کسی رو هم کشته؟

365
00:22:23,208 --> 00:22:24,958
‫تا جایی که ما می‌دونیم، نه.

366
00:22:25,666 --> 00:22:28,166
‫به چوپرا گفتم در مورد لیام فیشر تحقیق کنه.

367
00:22:28,250 --> 00:22:31,166
‫حتماً یه دلیلی داشته
‫که لنی اون پرونده رو داشته.

368
00:22:32,000 --> 00:22:33,458
‫می‌خوام بدونم چرا.

369
00:22:34,666 --> 00:22:36,958
‫ممنون. لطف می‌کنی.

370
00:22:39,291 --> 00:22:40,958
‫خیلی‌خب، با رابطم حرف زدم.

371
00:22:41,041 --> 00:22:43,750
‫اون می‌تونه کمکم کنه
‫تا یه‌مقدار اطلاعات دربارۀ...

372
00:22:46,208 --> 00:22:47,041
‫دیوید؟

373
00:23:05,541 --> 00:23:08,500
‫- کمکی از دستم برمیاد؟
‫- یه بسته از داروخونۀ گریلتون آوردم.

374
00:23:08,583 --> 00:23:10,625
‫عه، نه، حتماً اشتباهی پیش اومده.

375
00:23:10,708 --> 00:23:12,583
‫روش نوشته فیشر، لینا فیشر.

376
00:23:12,666 --> 00:23:14,041
‫- باید یه نفر امضا کنه.
‫- باشه.

377
00:23:19,291 --> 00:23:22,208
‫- می‌دونی پدر من کیه؟
‫- همون مردیه که پسر منو دزدیده.

378
00:23:22,291 --> 00:23:23,500
‫کسی خونه‌ست؟

379
00:23:23,583 --> 00:23:24,583
‫نه.

380
00:23:31,541 --> 00:23:32,500
‫پسرت کجاست؟

381
00:23:32,583 --> 00:23:34,833
‫با پرستارش رفته پارک،
‫و الاناست که بیاد خونه.

382
00:23:34,875 --> 00:23:37,416
‫- پس بگو چی می‌خوای.
‫- پسرم رو می‌خوام.

383
00:23:39,416 --> 00:23:43,125
‫پس به پدرت زنگ می‌زنی
‫و می‌گی که دیوید باروز می‌خواد باهاش حرف بزنه.

384
00:23:43,166 --> 00:23:44,416
‫اون می‌کُشَتِت.

385
00:23:46,666 --> 00:23:47,666
‫بهش زنگ بزن.

386
00:23:52,541 --> 00:23:53,750
‫بابا، منم.

387
00:23:55,291 --> 00:23:57,041
‫دیوید باروز اینجاست.

388
00:23:57,125 --> 00:23:59,041
‫و اسلحه داره.

389
00:24:01,416 --> 00:24:02,416
‫بابا، بگو.

390
00:24:03,041 --> 00:24:05,291
‫خیلی با دقت به حرفم گوش کن، دیوید.

391
00:24:06,083 --> 00:24:09,916
‫اسلحه رو بذار کنار،
‫این‌طوری شاید زنده از اونجا بیای بیرون.

392
00:24:10,000 --> 00:24:12,583
‫من جای تو بودم
‫فقط نگران جون دخترم می‌شدم، نه جون تفنگدار.

393
00:24:14,625 --> 00:24:17,291
‫جون اون در ازای جون پسرم.

394
00:24:18,833 --> 00:24:22,166
‫فکر می‌کنی با باج دادن به آدما
‫به اینجایی که هستم رسیدم؟

395
00:24:22,250 --> 00:24:25,083
‫با بی‌خبر بودن
‫از اتفاقاتی که بیخ گوشم می‌افته؟

396
00:24:26,916 --> 00:24:29,791
‫این آخرین فرصتته، دیوید.
‫اسلحه رو بذار کنار.

397
00:24:31,791 --> 00:24:33,625
‫ببین کی اینجاست!

398
00:24:36,875 --> 00:24:38,333
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

399
00:24:39,166 --> 00:24:40,166
‫به هر سه‌تامون شلیک کنی؟

400
00:24:41,958 --> 00:24:43,291
‫اگه مجبور باشم، آره.

401
00:24:48,833 --> 00:24:50,333
‫کثافت عوضی.

402
00:24:58,166 --> 00:25:00,125
‫هیدن، سلام، چه خبر؟

403
00:25:00,416 --> 00:25:02,041
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

404
00:25:02,416 --> 00:25:04,541
‫دیگه حتی مطمئن نیستم
‫این عبارت چه معنی‌ای می‌ده.

405
00:25:05,833 --> 00:25:07,458
‫ببین، می‌شه بعداً بهت زنگ بزنم؟

406
00:25:07,750 --> 00:25:08,666
‫نه، کار فوری دارم.

407
00:25:08,708 --> 00:25:11,958
‫ببین، اون اسلحه‌ای که تو نیویورک
‫دادم به دیوید، اونو گم کرده.

408
00:25:12,041 --> 00:25:13,708
‫اف‌بی‌آی پیگیری کرده و رسیده به من.

409
00:25:14,416 --> 00:25:16,958
‫متأسفم. می‌خوای چی‌کار کنی؟

410
00:25:17,250 --> 00:25:18,916
‫دیگه از دست من خارجه.

411
00:25:18,958 --> 00:25:22,791
‫مادرم یه گزارش پلیس تنظیم کرده
‫و مدعی شده که وقتی تو و دیوید...

412
00:25:22,833 --> 00:25:25,875
‫بدونِ اطلاعم توی واحدم اقامت داشتین،
‫اسلحه رو دزدیدین.

413
00:25:25,958 --> 00:25:28,291
‫پس مادرت بهشون گفته
‫که من با دیوید بودم،

414
00:25:28,375 --> 00:25:30,083
‫ولی اونا هیچ مدرکی ندارن، درسته؟

415
00:25:30,375 --> 00:25:33,916
‫ازم خواستن فیلم‌های دوربین مداربستۀ
‫آپارتمان رو براشون بفرستم.

416
00:25:34,833 --> 00:25:37,291
‫هیدن، خواهش می‌کنم، نباید این کار رو بکنی.

417
00:25:37,375 --> 00:25:38,333
‫می‌دونم.

418
00:25:39,125 --> 00:25:40,250
‫از شانس خوبت...

419
00:25:40,958 --> 00:25:43,583
‫سیستم یه‌سری مشکلات فنّی پیدا کرده،

420
00:25:43,666 --> 00:25:46,541
‫و ظاهراً همه‌چیز...

421
00:25:47,416 --> 00:25:48,583
‫پاک شده.

422
00:25:51,291 --> 00:25:52,958
‫مشکلات فنّی پیش میاد دیگه.

423
00:25:53,333 --> 00:25:54,750
‫آره، پیش میاد.

424
00:25:55,041 --> 00:25:56,500
‫مراقب خودت باش، خب؟

425
00:25:56,541 --> 00:25:58,333
‫- بعداً بهت زنگ می‌زنم.
‫- می‌بینمت.

426
00:26:13,000 --> 00:26:13,875
‫آره.

427
00:26:13,916 --> 00:26:16,083
‫چون بهش گفتم که پیگیری می‌کنم، برای همین...

428
00:26:17,541 --> 00:26:19,416
‫وای خدا! ریچل!

429
00:26:19,708 --> 00:26:21,000
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

430
00:26:25,083 --> 00:26:27,083
‫ببخشید که تو رو قاتی این ماجرا کردم.

431
00:26:27,166 --> 00:26:29,208
‫اومدنت به اینجا کار عاقلانه‌ای نبود، ریچل.

432
00:26:30,083 --> 00:26:31,333
‫چاره‌ای نداشتم.

433
00:26:32,166 --> 00:26:34,166
‫اتفاقاً می‌خواستم با جنابعالی صحبت کنم.

434
00:26:35,375 --> 00:26:37,000
‫می‌دونم لنی دیروز اومده بود دیدنت.

435
00:26:37,083 --> 00:26:40,416
‫خب، با رونالد حرف نزد.
‫با من حرف زد.

436
00:26:40,500 --> 00:26:43,291
‫اگه حرفت در مورد اون توهم توطئه مسخره‌ش، 
‫راجع‌به من...

437
00:26:43,375 --> 00:26:46,291
‫و یه تصادف اتوبوس الکیه،
‫داری وقتت رو تلف می‌کنی.

438
00:26:46,375 --> 00:26:47,625
‫فکر نمی‌کنم اتلاف وقت باشه.

439
00:26:48,416 --> 00:26:51,458
‫لنی گم شده.
‫از وقتی باهات حرف زده هیچ‌کس ندیدتش.

440
00:26:52,333 --> 00:26:53,541
‫تو از کجا می‌دونی؟

441
00:26:53,625 --> 00:26:56,125
‫سوفی دقیقاً قبل از اینکه
‫اف‌بی‌آی دستگیرش کنه بهم گفت.

442
00:26:56,208 --> 00:26:57,250
‫چی؟

443
00:26:57,333 --> 00:26:59,833
‫- دیگه بسه. زنگ می‌زنم پلیس.
‫- بفرما.

444
00:27:00,458 --> 00:27:01,791
‫اون داره دروغ می‌گه، شریل.

445
00:27:01,833 --> 00:27:04,333
‫سازمان حمل‌ونقل تأیید می‌کنه
‫که هیچ تصادف اتوبوسی در کار نبوده.

446
00:27:04,583 --> 00:27:05,875
‫رونالد؟

447
00:27:10,541 --> 00:27:13,416
‫باید همین الان بری،
‫قبل از اینکه همه‌مون بیفتیم زندان.

448
00:27:14,958 --> 00:27:16,000
‫وای خدا.

449
00:27:17,875 --> 00:27:19,166
‫پس اون راست می‌گه.

450
00:27:19,625 --> 00:27:20,958
‫تو داری دروغ می‌گی.

451
00:27:22,875 --> 00:27:24,291
‫اون‌طوری که تو فکر می‌کنی نیست.

452
00:27:24,791 --> 00:27:26,208
‫پس برام توضیح بده.

453
00:27:27,083 --> 00:27:28,916
‫ببین، من خاطرخواه تو بودم.

454
00:27:29,833 --> 00:27:32,833
‫می‌دونم چقدر بچگونه به نظر میاد، ولی عین حقیقته.

455
00:27:32,875 --> 00:27:34,666
‫و وقتی بیشتر با هم آشنا شدیم،

456
00:27:35,791 --> 00:27:37,791
‫با خودم گفتم شاید
‫تو هم به من علاقه داشته باشی.

457
00:27:37,875 --> 00:27:41,125
‫برای همین اون شب، دقیقاً همون شب،
‫به خودم گفتم جسارت به خرج بدم.

458
00:27:41,208 --> 00:27:42,750
‫دل رو زدم به دریا.

459
00:27:42,833 --> 00:27:45,625
‫و بهت زنگ زدم و گفتم
‫که یه اتوبوس تصادف کرده...

460
00:27:45,708 --> 00:27:48,000
‫چون می‌خواستم ببینمت.

461
00:27:49,416 --> 00:27:52,333
‫اصلاً خبر نداشتم اون شب چه اتفاقی می‌خواد بیفته.
‫از کجا باید می‌دونستم؟

462
00:27:54,958 --> 00:27:57,875
‫اون‌وقت... اینو از من پنهون کردی؟

463
00:27:58,833 --> 00:27:59,833
‫آره.

464
00:28:00,916 --> 00:28:02,375
‫چون می‌دونستم اگه راستش رو بهت بگم،

465
00:28:02,416 --> 00:28:04,916
‫همین‌جوری بهم نگاه می‌کنی
‫که الان داری نگاه می‌کنی.

466
00:28:07,416 --> 00:28:08,833
‫نه.

467
00:28:17,750 --> 00:28:19,625
‫معلوم هست داری چی‌کار می‌کنی؟

468
00:28:20,583 --> 00:28:21,791
‫به نظر میاد چی‌کار می‌کنم؟

469
00:28:21,833 --> 00:28:23,500
‫اصلاً و ابداً!

470
00:28:23,583 --> 00:28:26,208
‫خواهش می‌کنم، من باید...
‫باید با نیکی حرف بزنم.

471
00:28:26,291 --> 00:28:30,708
‫عه، نه. دیگه از اون مرحله گذشتیم.
‫آقای فیشر می‌خواد نفست رو بِبُریم.

472
00:28:31,000 --> 00:28:32,541
‫و من رو مقصر می‌دونه که هنوز زنده‌ای.

473
00:28:32,583 --> 00:28:37,500
‫پس این یه‌جورایی شبیه وضعیتِ
‫با یه تیر دو نشون زدنـه.

474
00:28:38,125 --> 00:28:39,208
‫خواهش می‌کنم.

475
00:28:39,291 --> 00:28:42,416
‫راسو، گفتم تو آشپزخونۀ من نه.

476
00:28:42,791 --> 00:28:44,416
‫تمیزش می‌کنم.

477
00:28:49,583 --> 00:28:51,250
‫اسلحه رو بذار کنار.

478
00:28:53,041 --> 00:28:53,916
‫همین الان!

479
00:28:54,458 --> 00:28:55,916
‫گفتم بذارش زمین.

480
00:28:56,000 --> 00:28:57,541
‫راهت رو بکش و برو!

481
00:28:57,916 --> 00:28:59,083
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

482
00:28:59,125 --> 00:29:00,125
‫جدی؟

483
00:29:00,666 --> 00:29:01,666
‫چرا اون‌وقت؟

484
00:29:02,458 --> 00:29:03,958
‫برنامه عوض شده.

485
00:29:06,375 --> 00:29:08,083
‫نیکی می‌خواد باهاش حرف بزنه.

486
00:29:11,833 --> 00:29:13,333
‫کسی به من چیزی نگفته.

487
00:29:13,416 --> 00:29:14,958
‫الان دارم بهت می‌گم.

488
00:29:40,791 --> 00:29:42,333
‫شرمنده، دیوید.

489
00:29:48,041 --> 00:29:50,750
‫می‌دونم حرفم آرومت نمی‌کنه
‫ولی... حرفش رو باور می‌کنم.

490
00:29:52,416 --> 00:29:54,666
‫اتفاقی که اون شب افتاد تقصیر اون نبود.

491
00:29:56,208 --> 00:29:57,208
‫آره، می‌دونم.

492
00:29:58,875 --> 00:30:00,333
‫اگه قراره تقصیر کسی باشه، تقصیر منه.

493
00:30:01,041 --> 00:30:02,416
‫منظورت چیه؟

494
00:30:03,666 --> 00:30:06,291
‫یادته چقدر برای من و دیوید سخت بود
‫که بچه‌دار بشیم؟

495
00:30:06,916 --> 00:30:08,166
‫آره، معلومه.

496
00:30:09,833 --> 00:30:13,541
‫خب، سال‌ها درمان ناباروری...

497
00:30:13,625 --> 00:30:17,208
‫و این حس که انگار زندگی زناشویی ما داغونه،

498
00:30:17,291 --> 00:30:18,750
‫امیدم رو از دست دادم.

499
00:30:20,333 --> 00:30:21,500
‫به این فکر افتادم...

500
00:30:22,541 --> 00:30:24,208
‫که از یه اهداکننده استفاده کنم.

501
00:30:24,500 --> 00:30:25,750
‫بهم نگفته بودی.

502
00:30:26,916 --> 00:30:28,916
‫اصلاً به جای خاصی نرسید، چون‌که...

503
00:30:30,916 --> 00:30:32,458
‫متیو رو باردار شدم.

504
00:30:33,250 --> 00:30:34,791
‫و واقعاً خوشحال بودم.

505
00:30:36,291 --> 00:30:40,791
‫با خودم گفتم، عالی شد. حالا می‌تونیم برگردیم به
‫روال عادی و زندگی‌مون رو شروع کنیم.

506
00:30:41,916 --> 00:30:44,708
‫بین من و دیوید فاصله افتاده بود و...

507
00:30:46,291 --> 00:30:48,916
‫اولش سعی کردیم نادیده بگیریمش و بعد...

508
00:30:51,250 --> 00:30:53,083
‫شروع کردیم به کنار اومدن باهاش.

509
00:30:53,166 --> 00:30:55,000
‫می‌دونی، به‌جای اینکه زن و شوهر باشیم،

510
00:30:56,166 --> 00:30:57,750
‫فقط نقش پدر و مادر رو ایفا می‌کردیم.

511
00:30:57,833 --> 00:31:01,041
‫درسته، ولی هیچ‌کدوم از اینا دلیل نمی‌شه
‫بلایی که سر متیو اومده تقصیر تو باشه.

512
00:31:05,041 --> 00:31:06,250
‫آممم...

513
00:31:06,333 --> 00:31:07,791
‫اون شبی که...

514
00:31:09,166 --> 00:31:12,083
‫شب تصادف اتوبوس،
‫وقتی رونالد بهم گفت...

515
00:31:12,708 --> 00:31:14,333
‫که مسیرش عوض شده،

516
00:31:14,416 --> 00:31:17,875
‫ازم خواست بمونم و یه قهوه بخوریم.

517
00:31:20,625 --> 00:31:21,875
‫منم قبول کردم.

518
00:31:23,333 --> 00:31:25,291
‫می‌دونستم که ازم خوشش میاد.

519
00:31:26,708 --> 00:31:28,625
‫برای همین موندم، می‌فهمی؟ حس...

520
00:31:29,666 --> 00:31:31,583
‫حس خوبی داشت که دوباره یکی منو می‌خواد.

521
00:31:34,416 --> 00:31:37,125
‫اتفاقی بین شما دوتا افتاد؟

522
00:31:37,750 --> 00:31:38,750
‫نه.

523
00:31:41,333 --> 00:31:43,250
‫فقط یه قهوۀ ساده بود.

524
00:31:45,458 --> 00:31:47,125
‫ولی در عمل این‌طور نبود، مگه نه؟

525
00:31:48,041 --> 00:31:49,916
‫- چون اگه اون شب می‌رفتم خونه...
‫- شریل.

526
00:31:50,000 --> 00:31:51,916
‫- نه، اگه رفته بودم خونه...
‫- تو نباید...

527
00:31:53,083 --> 00:31:54,666
‫می‌تونستم جلوی دیوید رو بگیرم.

528
00:31:55,583 --> 00:31:57,125
‫می‌تونستم بیدارش کنم،

529
00:31:57,916 --> 00:31:59,625
‫تکونش بدم تا از اون حال دربیاد.

530
00:32:01,208 --> 00:32:03,125
‫می‌تونستم پسر کوچولوم رو نجات بدم.

531
00:32:03,875 --> 00:32:05,375
‫هی.

532
00:32:08,333 --> 00:32:12,458
‫من پسر کوچولوم رو نجات ندادم
‫چون داشتم با یه مرد دیگه...

533
00:32:14,791 --> 00:32:16,541
‫قهوه می‌خوردم و...

534
00:32:20,041 --> 00:32:23,416
‫از اون‌موقع، هر روز زندگی‌م رو
‫با این عذاب‌وجدان سر کردم.

535
00:32:26,041 --> 00:32:27,625
‫عذاب‌وجدان نداشته باش.

536
00:32:31,583 --> 00:32:33,833
‫چون متیو اون شب کشته نشد.

537
00:32:33,875 --> 00:32:35,250
‫ریچل، ول کن تو رو خدا.

538
00:32:35,291 --> 00:32:36,500
‫اون زنده‌ست.

539
00:32:38,083 --> 00:32:39,666
‫فقط به این عکس نگاه کن.

540
00:32:42,875 --> 00:32:44,458
‫اینو از کجا آوردی؟

541
00:32:45,458 --> 00:32:47,625
‫دوستم چند هفته پیش 
‫توی فضای مجازی پُستش کرده بود.

542
00:32:50,333 --> 00:32:51,625
‫ماه‌گرفتگی‌ش، دقیقاً...

543
00:32:52,958 --> 00:32:54,500
‫دقیقاً همون‌جاست.

544
00:32:54,583 --> 00:32:55,875
‫می‌دونم.

545
00:32:58,083 --> 00:32:59,500
‫چطور ممکنه؟

546
00:33:02,583 --> 00:33:06,250
‫- اینا پرونده‌هایی هستن که خواسته بودم؟
‫- هر چی که پلیس بوستون در مورد لیام فیشر داشته.

547
00:33:06,291 --> 00:33:07,291
‫حالا که حرف از فیشرها شد،

548
00:33:07,333 --> 00:33:10,333
‫تیمی که راسو رو تعقیب می‌کنه
‫الان دقیقاً بیرون خونۀ لینا فیشر پارک کرده.

549
00:33:10,375 --> 00:33:12,208
‫دارن زاغ‌سیاه دخترِ رئیس رو چوب می‌زنن، ها؟

550
00:33:13,041 --> 00:33:14,833
‫اگه برگین تکون خورد بهمون خبر بده.

551
00:33:16,958 --> 00:33:18,750
‫می‌تونی خودت تنهایی از پس عمه سوفی بربیای.

552
00:33:19,875 --> 00:33:21,250
‫تمام سعی‌ام رو می‌کنم.

553
00:33:24,041 --> 00:33:26,291
‫چرا من و همکارم رو فرستادی دنبال نخودسیاه؟

554
00:33:26,375 --> 00:33:29,291
‫قطعاً می‌دونستی که می‌فهمیم داری دروغ می‌گی!

555
00:33:29,583 --> 00:33:31,125
‫چه نفعی برات داشت آخه؟

556
00:33:32,750 --> 00:33:35,291
‫ترسیده بودم.
‫فقط می‌خواستم از خونه برید بیرون.

557
00:33:35,375 --> 00:33:37,958
‫اَه، چرت نگو. تو از یه خانوادۀ پلیسی هستی.

558
00:33:38,958 --> 00:33:42,291
‫بهت نمیاد از اون آدمایی باشی
‫که جلوی مأمورها می‌ترسن.

559
00:33:45,625 --> 00:33:47,583
‫خب، پس از چی انقدر می‌ترسیدی؟

560
00:33:50,000 --> 00:33:51,250
‫به‌خاطر دیویده؟

561
00:33:52,000 --> 00:33:54,083
‫برادرت رو هم قاتی این ماجرا کرده؟

562
00:33:55,583 --> 00:33:57,583
‫می‌دونم در مورد مریض بودنش دروغ نگفتی.

563
00:33:57,625 --> 00:33:59,708
‫با پرستارش حرف زدم.
‫چقدر دیگه زنده می‌مونه، سوفی؟

564
00:34:02,416 --> 00:34:06,125
‫می‌خوای این مدت باقی‌مونده‌ش رو 
‫به این شکل بگذرونه؟

565
00:34:08,750 --> 00:34:09,750
‫نه.

566
00:34:11,041 --> 00:34:14,833
‫ببین، ما می‌دونیم که دیوید فکر می‌کنه
‫پسرش زنده‌ست.

567
00:34:15,500 --> 00:34:19,250
‫اگه این حقیقت داشته باشه، ما تنها کسایی هستیم
‫که می‌تونیم برش گردونیم خونه.

568
00:34:19,833 --> 00:34:22,416
‫ولی تو باید کمکمون کنی، سوفی. 
‫بجنب.

569
00:34:24,333 --> 00:34:26,416
‫یه چیزی بگو.
‫بهم بگو دیوید و لنی کجان.

570
00:34:29,208 --> 00:34:30,625
‫متوجه نیستی.

571
00:34:31,208 --> 00:34:32,541
‫من واقعاً نمی‌دونم.

572
00:34:33,791 --> 00:34:35,625
‫برای همینه که انقدر می‌ترسم.

573
00:34:38,208 --> 00:34:40,416
‫یه اتفاق وحشتناکی افتاده.

574
00:34:43,416 --> 00:34:44,750
‫فکر کنم لنی رو دزدیده.

575
00:34:44,791 --> 00:34:46,250
‫کی؟ کی؟

576
00:34:46,458 --> 00:34:47,625
‫کی دزدیدتش؟

577
00:34:50,000 --> 00:34:52,000
‫همون کسی که متیو رو دزدیده.

578
00:34:53,208 --> 00:34:55,416
‫هی! باورت نمی‌شه.

579
00:34:55,916 --> 00:34:59,916
‫عمه سوفی فکر می‌کنه نیکی فیشر برادرش رو دزدیده،
‫تازه اینجاش رو داشته باش:

580
00:35:00,000 --> 00:35:02,750
‫فکر می‌کنه متیو باروز رو هم دزدیده.

581
00:35:02,833 --> 00:35:04,666
‫عجیب‌وغریب‌تر از اینم داریم مگه؟

582
00:35:04,708 --> 00:35:06,291
‫اون‌قدرها هم که فکر می‌کنی عجیب نیست.

583
00:35:06,333 --> 00:35:08,708
‫سال ۲۰۱۶، پسر نیکی، لیام،
‫به جرم قتل دستگیر شده.

584
00:35:08,791 --> 00:35:11,166
‫ببین، افسری که دستگیرش کرده کی بوده.

585
00:35:11,208 --> 00:35:13,291
‫لنی باروز و فیلیپ مکنزی.

586
00:35:13,333 --> 00:35:16,208
‫سه ماه از حبسش نگذشته بوده
‫که یه زندانی دیگه می‌زنه لیام رو می‌کشه.

587
00:35:16,250 --> 00:35:17,666
‫پس فکر می‌کنی مسئله انتقام‌جوییه؟

588
00:35:17,708 --> 00:35:20,250
‫اگه اون لنی رو مقصر مرگ پسرش بدونه،
‫پس شاید همین‌طور باشه.

589
00:35:20,333 --> 00:35:21,833
‫باشه، گیریم حق با تو باشه.

590
00:35:22,125 --> 00:35:24,250
‫چرا لنی باروز رو همون‌موقع نکشت
‫تا قال قضیه رو بکنه؟

591
00:35:24,333 --> 00:35:25,791
‫چرا الان افتاده دنبالش؟

592
00:35:25,875 --> 00:35:26,833
‫تیم تعقیب راسو.

593
00:35:26,916 --> 00:35:28,083
‫چه خبر شده؟

594
00:35:28,166 --> 00:35:30,166
‫- باروز رو رؤیت کردیم.
‫- می‌تونین بگیرینش؟

595
00:35:30,250 --> 00:35:32,791
‫بدون درگیری مسلحانه
‫توی یه محلۀ مسکونی، نه.

596
00:35:32,875 --> 00:35:35,750
‫راسو دو نفر همراه داره، جفتشون هم مسلح هستن.

597
00:35:35,833 --> 00:35:39,375
‫آدام مکنزی هم باهاشونه.
‫دارن سوار ماشین اون می‌شن.

598
00:35:40,625 --> 00:35:43,458
‫- می‌گین چی‌کار کنیم؟
‫- تعقیبش کنین! ما تو راهیم.

599
00:35:46,625 --> 00:35:48,041
‫اینجا قهوه‌ش خوبه؟

600
00:35:48,125 --> 00:35:49,625
‫دانکین که نمی‌شه.

601
00:35:49,708 --> 00:35:50,833
‫قضیه چیه؟

602
00:35:51,458 --> 00:35:52,500
‫[صنایع پین]

603
00:35:52,541 --> 00:35:53,916
‫صنایع پین.

604
00:35:53,958 --> 00:35:56,208
‫اونا کل پارک رو برای اون روز اجاره کرده بودن.

605
00:35:58,416 --> 00:36:00,666
‫پس مطمئنم اون روز یه عکاس شرکتی اونجا بوده.

606
00:36:00,750 --> 00:36:03,250
‫فقط لازمه به همۀ عکس‌ها دسترسی پیدا کنم.

607
00:36:03,333 --> 00:36:05,325
‫فکر می‌کنی بتونی برام گیرشون بیاری؟

608
00:36:05,375 --> 00:36:06,166
‫آره.

609
00:36:10,750 --> 00:36:13,000
‫- چی شده؟
‫- هیدن هنوز داره کمکش می‌کنه.

610
00:36:13,083 --> 00:36:16,000
‫اگه دختره به گشتن ادامه بده،
‫خدا می‌دونه چی پیدا می‌کنه.

611
00:36:16,291 --> 00:36:18,666
‫باید مطمئن بشیم فراتر از این نمی‌ره.

612
00:36:18,750 --> 00:36:19,833
‫متوجهم.

613
00:36:19,958 --> 00:36:22,041
‫هیدن هیچ‌وقت نباید حقیقت رو بفهمه.

614
00:36:22,125 --> 00:36:24,000
‫من خودم حساب ریچل میلز رو می‌رسم.

615
00:36:30,125 --> 00:36:31,833
‫مأمور ویژه دی‌سوزا.

616
00:36:31,916 --> 00:36:32,875
‫خانم پین.

617
00:36:32,958 --> 00:36:35,500
‫راحت باش، بهم بگو گرترود. 
‫بفرما بشین.

618
00:36:39,625 --> 00:36:40,916
‫خیلی آدم‌فروشی.

619
00:36:42,708 --> 00:36:44,083
‫قضیه به این سادگی‌ها هم نیست.

620
00:36:45,291 --> 00:36:47,875
‫- تمام این مدت می‌دونستی؟
‫- چی رو؟

621
00:36:47,958 --> 00:36:49,375
‫اینکه نیکی پسر منو دزدیده؟

622
00:36:49,458 --> 00:36:52,125
‫من پنج سال تو زندان بریگز نشستم
‫و خیال می‌کردم اون مُرده،

623
00:36:52,208 --> 00:36:55,541
‫در حالی که تو این بیرون داشتی با اون مردک عوضی
‫که اونو دزدیده همکاری می‌کردی.

624
00:36:56,666 --> 00:36:58,166
‫چاره‌ای نداشتم.

625
00:36:58,458 --> 00:37:01,291
‫خیلی خوبه که شما دوتا
‫دارین مشکلات‌تون رو با هم حل می‌کنین.

626
00:37:01,333 --> 00:37:03,375
‫کدورت‌ها رو رفع می‌کنین، قبل از اینکه...

627
00:37:04,041 --> 00:37:04,958
‫خفه شو.

628
00:37:05,041 --> 00:37:07,958
‫- نیکی می‌گه فقط می‌خواد حرف بزنه.
‫- آره حتماً.

629
00:37:08,041 --> 00:37:10,875
‫نه که نیکی خیلی اهل گفت‌وگوئه!

630
00:37:10,916 --> 00:37:13,000
‫همه‌مون می‌دونیم این ماجرا قراره چطور تموم شه.

631
00:37:16,625 --> 00:37:19,041
‫دارن از جادۀ ۹۳ به جنوب می‌رن،
‫به سمت بیچمونت.

632
00:37:19,125 --> 00:37:20,291
‫تو بیچمونت چی هست؟

633
00:37:20,583 --> 00:37:24,416
‫گندش بزنن. یه باند فرودگاه خصوصی
‫نزدیک بزرگراه وینتروپ هست.

634
00:37:24,875 --> 00:37:26,375
‫می‌خوان اونو با هواپیما فراری بدن.

635
00:37:27,166 --> 00:37:29,166
‫باید به فرودگاه بی‌سیم بزنیم
‫و نذاریم پرواز کنن.

636
00:37:29,250 --> 00:37:31,708
‫کسی اونجا نیست.
‫فرودگاهش برای داشتنِ برج مراقبت خیلی کوچیکه.

637
00:37:31,791 --> 00:37:34,000
‫ولی فکر کنم بتونیم زودتر از اونا برسیم اونجا.

638
00:37:35,458 --> 00:37:38,625
‫دارن می‌رن سمت یه فرودگاه خصوصی
‫نزدیک بزرگراه وینتروپ.

639
00:37:38,666 --> 00:37:40,500
‫چشم ازشون برندارین، ولی رهبری عملیات با ماست.

640
00:37:44,000 --> 00:37:45,208
‫سوار هواپیما می‌شیم؟

641
00:37:45,291 --> 00:37:47,708
‫آره. جت شخصیِ نیکی الاناست که برسه.

642
00:37:52,291 --> 00:37:53,541
‫لعنتی!

643
00:37:55,416 --> 00:37:58,291
‫چوپرا، سیمونز، برید دنبال ماشین دوم!
‫ما دنبال ماشین اولی هستیم!

644
00:38:06,500 --> 00:38:07,708
‫اوناهاش.

645
00:38:17,916 --> 00:38:19,208
‫برو توی موقعیت!

646
00:38:23,166 --> 00:38:24,625
‫نزدیک‌ترم کن!

647
00:38:27,791 --> 00:38:28,791
‫لعنتی!

648
00:38:42,625 --> 00:38:43,375
‫[اف‌بی‌آی]

649
00:38:43,833 --> 00:38:45,166
‫برو! برو!

650
00:38:45,250 --> 00:38:47,750
‫برو! برو! برو! سرتو بیار پایین!

651
00:38:48,625 --> 00:38:50,666
‫آدام، من باید سوار اون هواپیما بشم!

652
00:38:51,458 --> 00:38:54,708
‫اگه خواست فرار کنه، بهش شلیک کن، فهمیدی؟

653
00:38:54,750 --> 00:38:55,750
‫آره.

654
00:38:56,291 --> 00:38:59,375
‫- چندتا تیر برات مونده؟
‫- من به یه مأمور اف‌بی‌آی شلیک نمی‌کنم!

655
00:38:59,458 --> 00:39:01,375
‫جدی؟ خب، یا باید بکُشیم یا کُشته شیم!

656
00:39:04,708 --> 00:39:08,458
‫- پله باز شد، باید بریم!
‫- تو رو خدا اینو ببین! می‌دویی یا نه؟

657
00:39:08,541 --> 00:39:09,666
‫برو! بدو!

658
00:39:12,458 --> 00:39:13,666
‫اف‌بی‌آی! ایست!

659
00:39:13,708 --> 00:39:14,708
‫آخ!

660
00:39:33,416 --> 00:39:34,416
‫بابا.

661
00:39:35,666 --> 00:39:36,500
‫بابا.

662
00:39:37,250 --> 00:39:38,208
‫بابا!

663
00:39:42,541 --> 00:39:44,666
‫یه مأمور زخمی توی فرودگاه وینبرنت داریم.

664
00:39:44,750 --> 00:39:47,166
‫به تیم اورژانس توی باند ۱۴ نیاز دارم.

665
00:39:47,750 --> 00:39:49,708
‫هی، طاقت بیار، بابا. 
‫من همین‌جام، خب؟

666
00:39:55,250 --> 00:39:57,125
‫خیلی‌خب، بیدار بمون.
‫اونا دارن میان.

667
00:39:57,875 --> 00:40:01,208
‫صدام رو می‌شنوید؟ 
‫به تیم اورژانس توی باند ۱۴ نیاز دارم!

668
00:40:01,291 --> 00:40:03,291
‫بابا، بیدار بمون، من اینجام.

669
00:40:08,750 --> 00:40:10,541
‫[فلوریدا، کی‌وست]

670
00:40:17,250 --> 00:40:18,833
‫سلام، دیوید.

671
00:40:18,958 --> 00:40:20,750
‫من نیکی فیشر هستم.

672
00:40:20,791 --> 00:40:26,666
‫«ترجمه از محمد سید»