1
00:00:12,708 --> 00:00:15,750
‫[ندامتگاه ماساچوست]

2
00:00:16,541 --> 00:00:19,833
‫[۱۰ سال پیش]

3
00:00:33,750 --> 00:00:36,250
‫خیلی خب آقای فیشر.
‫یه دقیقه بهتون وقت می‌دم.

4
00:00:43,875 --> 00:00:45,000
‫وای خدا.

5
00:00:54,875 --> 00:00:56,125
‫پسرم.

6
00:01:13,625 --> 00:01:15,500
‫اینو بگیر. خودتو تمیز کن.

7
00:01:15,541 --> 00:01:17,250
‫پسرم کجاست؟

8
00:01:17,375 --> 00:01:21,750
‫فکر کردی بعد از اینکه دخترمو
‫گروگان گرفتی حق داری طلبکار باشی؟

9
00:01:21,791 --> 00:01:23,750
‫باید یه گلوله توی مغزت خالی کنم!

10
00:01:23,875 --> 00:01:25,875
‫مردی که بچه می‌دزده خیلی رو داره
‫که چنین حرفایی می‌زنه.

11
00:01:27,250 --> 00:01:28,375
‫بلندش کنید.

12
00:01:38,166 --> 00:01:40,375
‫خب چی شده؟ متیو کجاست؟

13
00:01:41,500 --> 00:01:42,625
‫نمی‌دونم.

14
00:01:44,250 --> 00:01:47,500
‫به خدا اگه می‌دونستم
‫همراه خودت می‌رفتم دنبالش.

15
00:01:49,250 --> 00:01:50,916
‫حتما این کارو می‌کردی.

16
00:01:51,000 --> 00:01:53,000
‫هر چی که می‌خواد درباره‌ش حرف بزنه،

17
00:01:53,916 --> 00:01:55,791
‫باید از خودت بپرسی چرا این کارو می‌کنه.

18
00:01:57,250 --> 00:02:00,125
‫اون همیشه یه نقشه نهایی داره، و
‫هیچ‌وقت اون چیزی نیست که فکر می‌کنی.

19
00:02:06,375 --> 00:02:07,625
‫آشنا به نظر میاد؟

20
00:02:09,250 --> 00:02:10,541
‫آره، پیاده‌روی ساحلی ریوره.

21
00:02:10,625 --> 00:02:12,791
‫آره، اون رستوران
‫ریور هم همونجاست.

22
00:02:14,125 --> 00:02:16,541
‫سال‌ها طول کشید تا اینو جمع‌وجور کنم.

23
00:02:16,625 --> 00:02:20,166
‫از آتلانتیک سیتی و کانی آیلند
‫کلی چیز آوردم.

24
00:02:20,250 --> 00:02:23,416
‫اون چرخ‌وفلکو هم از
‫ونیس بیچ کالیفرنیا آوردم.

25
00:02:24,625 --> 00:02:26,416
‫می‌دونی چرا همه اینا رو ساختم؟

26
00:02:28,375 --> 00:02:29,291
‫نه.

27
00:02:29,875 --> 00:02:33,750
‫وقتی پسرم، لیام، کوچیک بود،
‫هر آخر هفته می‌رفتیم پیاده‌روی ساحلی.

28
00:02:33,875 --> 00:02:35,250
‫عاشق اونجا بود.

29
00:02:36,375 --> 00:02:39,000
‫الان بیشتر از ده ساله که لیام مرده.

30
00:02:40,875 --> 00:02:42,375
‫هر بار که میام اینجا،

31
00:02:43,541 --> 00:02:45,000
‫خاطراتم از اون،

32
00:02:45,750 --> 00:02:47,125
‫زمانی که با هم صرف می‌کردیم،

33
00:02:48,375 --> 00:02:50,625
‫مثل بوی نمک توی هوا تازه می‌شن.

34
00:02:51,750 --> 00:02:53,500
‫برای همین تو رو آوردم اینجا.

35
00:02:54,875 --> 00:02:56,000
‫هر دوتون رو.

36
00:03:09,875 --> 00:03:13,375
‫هی. اشکالی نداره.
‫بذارین بلند شه. مشکلی نیست.

37
00:03:27,250 --> 00:03:28,250
‫خوبی؟

38
00:03:28,291 --> 00:03:29,250
‫خوبم.

39
00:03:30,375 --> 00:03:31,541
‫- واقعا؟
‫- آره.

40
00:03:32,041 --> 00:03:33,375
‫- باشه.
‫- بیاین بشینیم.

41
00:03:33,500 --> 00:03:34,500
‫باشه.

42
00:03:39,750 --> 00:03:43,625
‫می‌دونی، من و پدرت
‫خیلی ساله همدیگه رو می‌شناسیم.

43
00:03:44,250 --> 00:03:46,875
‫هر دومون توی همین
‫محل اسم‌ورسمی پیدا کردیم.

44
00:03:47,791 --> 00:03:51,250
‫البته به یه معنی دو طرف
‫متفاوت خیابون بودیم، ولی...

45
00:03:51,750 --> 00:03:54,000
‫اون روزا همه چی ساده‌تر بود، مگه نه لنی؟

46
00:03:55,541 --> 00:03:57,125
‫- پدر خوبی بود؟
‫- نیکی.

47
00:03:57,166 --> 00:04:00,750
‫فقط یه سؤال پرسیدم.
‫پدر خوبی بود؟

48
00:04:01,625 --> 00:04:02,500
‫آره.

49
00:04:03,041 --> 00:04:04,250
‫بهش افتخار می‌کردی؟

50
00:04:05,125 --> 00:04:08,375
‫آره، معلومه که می‌کردی.
‫پسرها به پدرشون افتخار می‌کنن.

51
00:04:09,166 --> 00:04:11,375
‫فرقی نمی‌کنه کی باشن
‫یا چی کار کرده باشن.

52
00:04:12,000 --> 00:04:14,166
‫ما اولین قهرمان‌های زندگیشون می‌شیم.

53
00:04:14,250 --> 00:04:16,500
‫هیچی مثل اون نیست.
‫هیچی جاشو نمی‌گیره.

54
00:04:16,625 --> 00:04:19,291
‫نیکی، قضیه چیه؟

55
00:04:21,166 --> 00:04:25,250
‫واقعاً می‌خوای اونجا بشینی و
‫وانمود کنی نمی‌دونی چی شده؟ هان؟

56
00:04:25,291 --> 00:04:26,416
‫بسه...

57
00:04:26,500 --> 00:04:28,000
‫آروم، آروم.

58
00:04:28,125 --> 00:04:29,500
‫بگو چی می‌خوای.

59
00:04:29,541 --> 00:04:31,875
‫پسرمو می‌خوام.

60
00:04:33,041 --> 00:04:35,250
‫ولی همچین چیزی
‫ممکن نیست، مگه نه لنی؟

61
00:04:37,250 --> 00:04:38,125
‫نه.

62
00:04:38,791 --> 00:04:42,125
‫ببین، ده سال پیش،
‫لیام توی کافه دعواش شد.

63
00:04:43,166 --> 00:04:46,250
‫یه احمق زیادی زر می‌زد،
‫و آخرش همون احمق مرد.

64
00:04:48,416 --> 00:04:50,750
‫ولی پسر من زندگی نکرده بود.

65
00:04:51,625 --> 00:04:54,125
‫حدود دوازده نفر دیده بودن چی شد.

66
00:04:54,250 --> 00:04:56,750
‫ولی قضیه خنده‌دار درباره شاهدها اینه که

67
00:04:56,791 --> 00:05:00,666
‫اگه انگیزه درست بهشون بدی،
‫حافظه‌شون یهو تار می‌شه.

68
00:05:02,375 --> 00:05:05,000
‫دادستان آماده بود همه
‫اتهام‌ها رو کنار بذاره.

69
00:05:06,875 --> 00:05:10,166
‫اما بعد این دو تا کارآگاه
‫از ناکجاآباد سر و کله‌شون پیدا شد.

70
00:05:11,125 --> 00:05:15,041
‫و تصمیم گرفتن پسرم
‫باید تاوان کاری رو که کرده بده.

71
00:05:16,000 --> 00:05:18,291
‫مدرک‌سازی کردن،

72
00:05:18,375 --> 00:05:20,875
‫و همین فرستادش
‫به زندان ایالتی ماساچوست...

73
00:05:22,916 --> 00:05:24,416
‫جایی که به قتل رسید.

74
00:05:24,500 --> 00:05:25,541
‫پسرت اون جوونو کشت.

75
00:05:25,625 --> 00:05:27,916
‫پسر من توی خاک مثل
‫یه حیوون لعنتی جون داد

76
00:05:28,000 --> 00:05:29,750
‫به خاطر تو و فیل مکنزی.

77
00:05:32,250 --> 00:05:35,166
‫حالا دیوید، تو بهم بگو،

78
00:05:35,250 --> 00:05:37,750
‫برای نجات پسرت
‫حاضر بودی چی کار کنی؟

79
00:05:39,375 --> 00:05:41,250
‫حاضری چی رو فدا کنی؟

80
00:05:42,000 --> 00:05:43,166
‫هر چیزی.

81
00:05:43,750 --> 00:05:45,291
‫خب، بیا ببینیم.

82
00:05:48,666 --> 00:05:51,875
‫جون پدرت در برابر جون پسرت.

83
00:06:14,666 --> 00:06:16,000
‫اه!

84
00:06:17,541 --> 00:06:19,000
‫به تیم احیا احتیاج دارم!

85
00:06:19,125 --> 00:06:19,916
‫سارا.

86
00:06:20,625 --> 00:06:21,666
‫سارا!

87
00:06:24,000 --> 00:06:25,000
‫سلام.

88
00:06:25,500 --> 00:06:26,875
‫حالت چطوره؟

89
00:06:28,250 --> 00:06:29,500
‫خوبم.

90
00:06:30,416 --> 00:06:33,500
‫فشار خونش رو به اندازه‌ای
‫بالا آوردن که عمل رو تموم کنن.

91
00:06:34,750 --> 00:06:36,791
‫هنوز اوضاعش خطرناکه،
‫ولی وضعیتش پایداره.

92
00:06:36,875 --> 00:06:38,250
‫خداروشکر.

93
00:06:39,625 --> 00:06:41,625
‫تونستن هواپیمایی که
‫باروز توش بود رو پیدا کنن؟

94
00:06:41,666 --> 00:06:44,166
‫شماره ثبت هواپیما رو بررسی کردیم،
‫برنامه پرواز رو درآوردیم،

95
00:06:44,250 --> 00:06:47,666
‫وقتی هواپیمای نیکی توی میامی
‫نشست، مأمورها روی باند منتظرش بودن،

96
00:06:47,750 --> 00:06:49,916
‫ولی هواپیما خالی بود.

97
00:06:50,000 --> 00:06:53,000
‫واقعاً انتظار داشتی نیکی فیشر
‫طبق برنامه پرواز عمل کنه؟

98
00:06:53,500 --> 00:06:56,375
‫باید به همه فرودگاه‌های
‫خصوصی فلوریدا زنگ بزنیم.

99
00:06:56,416 --> 00:06:59,500
‫- یه جایی پیاده‌شون کرده.
‫- داریم بررسیش می‌کنیم.

100
00:07:01,125 --> 00:07:02,125
‫صبر کن...

101
00:07:06,625 --> 00:07:07,625
‫داری منو کنار می‌ذاری.

102
00:07:07,666 --> 00:07:09,166
‫هیچ‌کس تو رو کنار نذاشته.

103
00:07:09,250 --> 00:07:12,250
‫به همکارت شلیک شده.
‫خودت که پروتکل رو می‌دونی.

104
00:07:12,291 --> 00:07:13,666
‫پدرم نزدیک بود بمیره،

105
00:07:13,750 --> 00:07:15,500
‫اون‌وقت می‌خوای از پروتکل برام حرف بزنی؟

106
00:07:15,541 --> 00:07:19,250
‫برای همینه که سازمان معمولاً اجازه
‫نمی‌ده اعضای یه خانواده با هم کار کنن.

107
00:07:19,291 --> 00:07:20,375
‫برای همین قضیه.

108
00:07:20,416 --> 00:07:23,750
‫مکس پارتی‌بازی کرد
‫تا بتونی همکارش بشی.

109
00:07:23,875 --> 00:07:27,125
‫نه دخترش، همکارش.
‫پس باید مثل یه همکار رفتار کنی.

110
00:07:27,750 --> 00:07:28,666
‫برو خونه.

111
00:07:29,166 --> 00:07:31,875
‫به خودت برس که وقتی
‫بیدار شد اینجا باشی.

112
00:07:49,666 --> 00:07:51,000
‫مأمور گریر؟

113
00:07:51,041 --> 00:07:53,750
‫کارآگاه دنیل مولر از پلیس سوئیس هستم.

114
00:07:54,375 --> 00:07:58,250
‫درخواست اینترپل شما به دستم رسید.
‫فردا به بوستون می‌رسم.

115
00:07:58,291 --> 00:07:59,875
‫باید باهاتون صحبت کنم.

116
00:07:59,916 --> 00:08:03,875
‫اطلاعات مهمی درباره پرونده متیو باروز دارم.

117
00:08:09,291 --> 00:08:11,500
‫اگه می‌خوای دوباره پسرتو ببینی،

118
00:08:12,125 --> 00:08:14,125
‫باید انتخابت رو بکنی، دیوید.

119
00:08:15,750 --> 00:08:17,250
‫نیکی، این دیگه چیه؟

120
00:08:17,291 --> 00:08:18,500
‫به تو ربطی نداره.

121
00:08:18,625 --> 00:08:20,125
‫معلومه که داره. ما با هم توافق داشتیم.

122
00:08:20,750 --> 00:08:21,750
‫چه توافقی؟

123
00:08:22,916 --> 00:08:27,291
‫بعد از کشته شدن لیام،
‫برای پدرت و مکنزی آدم‌کش اجیر کردم.

124
00:08:27,375 --> 00:08:31,250
‫بعد این یارو با یه
‫پیشنهاد اومد دم در خونه‌م.

125
00:08:32,000 --> 00:08:36,000
‫من جونشونو می‌بخشیدم، و اون هم
‫آدم من داخل پلیس بوستون می‌شد.

126
00:08:39,541 --> 00:08:42,125
‫و زنده گذاشتن شما
‫تصمیم سختی بود.

127
00:08:42,250 --> 00:08:46,666
‫ولی مجبور شدم باهاش کنار بیام.
‫حالا انتخابت رو بکن، دیوید.

128
00:08:49,875 --> 00:08:51,375
‫من...

129
00:08:51,500 --> 00:08:53,250
‫نمی‌تونم... این کارو نمی‌کنم.

130
00:08:53,375 --> 00:08:55,625
‫پس فکر کنم جوابمو گرفتم.
‫هر دوتاشونو بکشید.

131
00:08:56,541 --> 00:08:58,250
‫اسلحتو همین الان بنداز زمین!

132
00:08:59,916 --> 00:09:02,375
‫خدا شاهده بهت شلیک می‌کنم.

133
00:09:02,916 --> 00:09:05,000
‫خب، انگار وفاداری رو نمی‌شه خرید، مگه نه؟

134
00:09:05,041 --> 00:09:07,000
‫لازم نیست این قضیه اینجوری تموم بشه.

135
00:09:07,125 --> 00:09:08,250
‫آره.

136
00:09:08,875 --> 00:09:11,875
‫دیوید، گفتی هر کاری می‌کنی.

137
00:09:12,500 --> 00:09:13,625
‫هر کاری!

138
00:09:14,291 --> 00:09:15,625
‫نمی‌تونم این کارو بکنم.

139
00:09:15,750 --> 00:09:17,791
‫صبر کن دیوید، گوش کن.

140
00:09:17,875 --> 00:09:20,375
‫- این خیلی ساده‌ست. انتخاب آسونیه.
‫- نه.

141
00:09:20,500 --> 00:09:23,125
‫ببین، من که از این سرطان
‫جون سالم به در نمی‌برم.

142
00:09:24,750 --> 00:09:27,791
‫حداقل اینجوری جوری که خودم می‌خوام می‌میرم.

143
00:09:28,416 --> 00:09:30,166
‫و مهم‌تر از اون،

144
00:09:31,416 --> 00:09:33,291
‫یه فرصت دارم که این اشتباهو جبران کنم.

145
00:09:35,166 --> 00:09:38,291
‫اوه، این دیگه واقعاً تأثیرگذاره.

146
00:09:39,250 --> 00:09:41,666
‫ولی باید تصمیم خودش باشه، لنی.

147
00:09:41,750 --> 00:09:43,875
‫باید از زبون خودش بشنوم.

148
00:09:47,416 --> 00:09:51,000
‫دیوید، زود باش. باید این کارو بکنی.

149
00:09:54,125 --> 00:09:55,291
‫تصمیمت چیه؟

150
00:09:57,750 --> 00:09:58,750
‫زود باش.

151
00:10:02,250 --> 00:10:03,250
‫باشه.

152
00:10:05,500 --> 00:10:06,500
‫باشه.

153
00:10:08,625 --> 00:10:09,625
‫باشه.

154
00:10:13,250 --> 00:10:15,625
‫به متیو بگو دستکشش توی خونه‌ست.

155
00:10:15,750 --> 00:10:17,125
‫باید تمرین کنه.

156
00:10:18,250 --> 00:10:20,291
‫تیم رد ساکس توی بیس اول مشکل داره.

157
00:10:29,416 --> 00:10:32,291
‫اون اسلحه رو بذار کنار پسر.
‫تموم شد.

158
00:10:33,875 --> 00:10:36,541
‫متأسفم دیوید. باید مطمئن می‌شدم.

159
00:10:36,625 --> 00:10:37,666
‫از چی؟

160
00:10:38,250 --> 00:10:41,916
‫از اینکه بی‌گناهی،
‫و اینکه بچه‌ت هنوز زنده‌ست.

161
00:10:42,000 --> 00:10:44,625
‫اگه حاضر بودی بذاری پدرت بمیره،

162
00:10:44,666 --> 00:10:46,500
‫پس حتماً حقیقت رو می‌گفتی.

163
00:10:46,541 --> 00:10:48,125
‫متیو دست تو نیست.

164
00:10:48,750 --> 00:10:51,125
‫من بچه نمی‌دزدم.

165
00:10:55,125 --> 00:10:58,750
‫چارلی ۶-۱، بیرون خونه
‫ریچل میلز هستم. همه‌چی آرومه.

166
00:11:06,750 --> 00:11:07,750
‫یه لحظه صبر کن.

167
00:11:18,250 --> 00:11:20,000
‫استودیوی دیویدسون فوتوگرافی؟

168
00:11:21,041 --> 00:11:23,541
‫عالیه. چند هفته پیش برای بنیاد پین

169
00:11:23,625 --> 00:11:24,875
‫تو یه مراسم شرکتی در سیکس فلگز عکاسی کردین.

170
00:11:25,000 --> 00:11:27,625
‫همه عکس‌ها رو برام فرستادن،
‫ولی سه تاشون نیست.

171
00:11:27,666 --> 00:11:29,916
‫خواستم ببینم می‌تونین
‫برام ایمیلشون کنین یا نه.

172
00:11:31,500 --> 00:11:32,500
‫عالیه.

173
00:11:33,041 --> 00:11:37,125
‫شماره‌های ۱۱۰، ۱۱۱ و ۱۱۲.

174
00:11:37,625 --> 00:11:40,291
‫آدرس ایمیل ر.میلز@کوئینسی.ای‌دی‌ایو.

175
00:11:40,375 --> 00:11:41,666
‫خیلی ممنون.

176
00:11:46,041 --> 00:11:48,125
‫چه سورپرایز خوبی. بیا تو.

177
00:11:48,250 --> 00:11:49,166
‫سلام.

178
00:11:50,000 --> 00:11:51,375
‫رفتم تورتاز.

179
00:11:52,000 --> 00:11:53,625
‫- شیرینی دانمارکی برات گرفتم.
‫- وای.

180
00:11:55,166 --> 00:11:56,875
‫چه کار کردم که لایق این افتخار شدم؟

181
00:11:57,000 --> 00:11:59,000
‫می‌دونی یه پلیس بیرون
‫خونه کشیک می‌ده، نه؟

182
00:11:59,125 --> 00:12:02,750
‫دنبال دیویدن. از دیروز ندیدمش.

183
00:12:03,375 --> 00:12:05,500
‫فکر کنم بهتره درباره
‫رونالد چیزی نپرسم، درسته؟

184
00:12:05,541 --> 00:12:07,000
‫قطعاً بهتره نپرسی.

185
00:12:07,916 --> 00:12:10,000
‫پیشنهاد داده بریم خونه خواهرش بمونیم.

186
00:12:15,500 --> 00:12:17,000
‫نمی‌تونم چشم از این بردارم.

187
00:12:18,416 --> 00:12:19,291
‫یعنی...

188
00:12:20,166 --> 00:12:23,125
‫مدام به خودم می‌گم محاله
‫خودش باشه، درسته؟ غیرممکنه.

189
00:12:26,041 --> 00:12:27,500
‫ولی من چهره پسرمو می‌شناسم.

190
00:12:29,791 --> 00:12:31,916
‫ولی نمی‌فهمم.

191
00:12:32,000 --> 00:12:35,500
‫پزشک قانونی تأیید کرده بود
‫اون شب خودش روی تخت بوده.

192
00:12:36,375 --> 00:12:39,375
‫حتماً یکی نتیجه آزمایش خون رو
‫توی آزمایشگاه دستکاری کرده.

193
00:12:39,416 --> 00:12:41,791
‫آخه چه کسی همچین کاری می‌کنه؟

194
00:12:42,375 --> 00:12:43,916
‫چه کسی پسرمو می‌بره؟

195
00:12:44,000 --> 00:12:46,250
‫من و دیوید سعی می‌کنیم همینو بفهمیم.

196
00:12:47,875 --> 00:12:48,875
‫دیوید.

197
00:12:49,916 --> 00:12:53,375
‫خدایا، روز صدور حکم خیلی
‫چیزهای وحشتناکی بهش گفتم.

198
00:12:54,625 --> 00:12:56,291
‫- فکر می‌کردم...
‫- هی، می‌دونم.

199
00:12:57,166 --> 00:12:58,916
‫ولی وقتی رفتم ببینمش،

200
00:12:59,500 --> 00:13:01,500
‫اولین چیزی که درباره‌ش پرسید تو بودی.

201
00:13:02,375 --> 00:13:04,375
‫می‌خواست مطمئن بشه حالت خوبه.

202
00:13:05,375 --> 00:13:07,541
‫وقتی بهش گفتم دوباره ازدواج کردی،

203
00:13:09,125 --> 00:13:10,791
‫واقعاً از ته دل خوشحال شد.

204
00:13:11,375 --> 00:13:12,375
‫واقعاً؟

205
00:13:12,875 --> 00:13:14,750
‫ولی نگفتم با رونالد ازدواج کردی.

206
00:13:18,875 --> 00:13:20,875
‫اگه حتی یه احتمال هم وجود
‫داشته باشه که متیو هنوز زنده باشه،

207
00:13:21,500 --> 00:13:22,750
‫باید یه کاری بکنم.

208
00:13:23,625 --> 00:13:25,750
‫نمی‌تونم فقط بشینم و امیدوار باشم.

209
00:13:26,666 --> 00:13:28,000
‫هیچ منطقی نداره.

210
00:13:28,666 --> 00:13:30,250
‫حتماً دست خودت بوده.

211
00:13:31,625 --> 00:13:33,250
‫تو هیلده وینسلو رو وادار کردی
‫توی دادگاه دروغ بگه.

212
00:13:33,291 --> 00:13:34,875
‫آره، اون کارو کردم.

213
00:13:34,916 --> 00:13:36,250
‫ولی فقط همون کارو کردم.

214
00:13:37,125 --> 00:13:40,666
‫پدرت بعد از اینکه با مدرک‌سازی
‫پسرمو فرستاد زندان،

215
00:13:40,750 --> 00:13:44,750
‫برگشت و برای نجات تو مدرک پنهان کرد.

216
00:13:45,250 --> 00:13:48,166
‫این دورویی رو نمی‌تونم تحمل کنم.

217
00:13:49,375 --> 00:13:53,416
‫ولی حالا که به نظر میاد ممکنه
‫بی‌گناه باشی، اوضاع فرق کرده.

218
00:13:53,500 --> 00:13:55,500
‫پس حالا چی می‌شه، نیکی؟

219
00:13:55,625 --> 00:13:58,291
‫خب، حالا آزاده که بره.

220
00:14:01,791 --> 00:14:04,375
‫امیدوارم پسرتو پیدا کنی.
‫واقعاً امیدوارم.

221
00:14:04,416 --> 00:14:05,625
‫امیدواری؟

222
00:14:08,375 --> 00:14:09,791
‫حالا باید چی کار کنم؟

223
00:14:11,041 --> 00:14:13,666
‫چطوری اون حروم‌لقمه مریضی
‫که پسرمو برده پیدا کنم؟

224
00:14:14,166 --> 00:14:15,500
‫خب...

225
00:14:16,416 --> 00:14:19,500
‫اول از همه اون‌قدر باهوش باش
‫که این فرض رو نداشته باشی.

226
00:14:19,541 --> 00:14:20,916
‫بدیهیات رو نمی‌بینی.

227
00:14:22,125 --> 00:14:23,250
‫مثلاً چی؟

228
00:14:23,291 --> 00:14:26,125
‫این کار یه آدم متعرض با ون سفید نیست.

229
00:14:26,166 --> 00:14:28,166
‫این قضیه برنامه‌ریزی شده.

230
00:14:28,250 --> 00:14:31,291
‫دقیق و حساب‌شده‌ست،
‫پیچیده‌ست، شیطانیه.

231
00:14:32,500 --> 00:14:35,875
‫راست می‌گه. متیو هدف قرار گرفته بود.
‫باید بفهمی چرا این‌طور بوده.

232
00:14:36,000 --> 00:14:38,000
‫هیچ دلیلی وجود نداره که پسر منو ببرن.

233
00:14:38,125 --> 00:14:40,000
‫بازم همون شد، بدیهیات رو نمی‌بینه.

234
00:14:40,625 --> 00:14:41,875
‫خب بدیهیات چیه؟

235
00:14:41,916 --> 00:14:43,750
‫اون فقط پسر تو نیست.

236
00:14:43,875 --> 00:14:45,791
‫پسر شریل هم هست.

237
00:14:46,375 --> 00:14:49,291
‫ببین، می‌خوای بفهمی چه کسی
‫همچین کار وحشتناکی کرده؟

238
00:14:49,375 --> 00:14:54,041
‫پس از خودت سؤال‌هایی بپرس
‫که مشخصه از پرسیدنشون می‌ترسی.

239
00:14:55,000 --> 00:14:57,250
‫تو گذشته‌ت چی بوده،

240
00:14:57,291 --> 00:14:59,000
‫توی گذشته همسرت چی بوده،

241
00:14:59,125 --> 00:15:00,750
‫توی زندگی مشترکتون چی بوده،

242
00:15:00,875 --> 00:15:04,541
‫که به یکی انگیزه بده چنین کاری بکنه؟

243
00:15:04,625 --> 00:15:05,750
‫فهمیدی؟

244
00:15:06,375 --> 00:15:10,250
‫چون شرط می‌بندم یه توضیحی وجود داره
‫که یه جورایی منطقیه.

245
00:15:10,291 --> 00:15:12,625
‫چه حاضر باشی قبولش کنی، چه نه.

246
00:15:19,250 --> 00:15:21,125
‫نیکی به یه چیزی اشاره کرد، نه؟

247
00:15:23,416 --> 00:15:24,416
‫چیه؟

248
00:15:26,000 --> 00:15:27,875
‫باید با شریل حرف بزنم.

249
00:15:28,000 --> 00:15:29,916
‫هواپیمای نیکی برت می‌گردونه.

250
00:15:31,125 --> 00:15:32,750
‫چند ساعت دیگه بوستونی.

251
00:15:33,500 --> 00:15:34,916
‫توی پرواز بهت می‌گم.

252
00:15:35,916 --> 00:15:37,291
‫لنی باهات نمیاد.

253
00:15:38,416 --> 00:15:40,000
‫چی داری می‌گی؟

254
00:15:41,375 --> 00:15:42,416
‫بذار حدس بزنم.

255
00:15:43,125 --> 00:15:46,875
‫نیکی یه تضمین می‌خواد اگه آخرش
‫همه اینا چرت و پرت از آب دراومد.

256
00:15:49,166 --> 00:15:50,416
‫شوخیت گرفته.

257
00:15:50,500 --> 00:15:52,250
‫فقط روی چیز مهم تمرکز کن.

258
00:15:53,375 --> 00:15:55,250
‫مواظب باش اتفاقی براش نیفته.

259
00:15:55,875 --> 00:15:57,125
‫حتما.

260
00:15:57,875 --> 00:15:59,625
‫برای همین اون کارا رو کردم، دیوید.

261
00:16:00,250 --> 00:16:01,750
‫برای محافظت از اونا.

262
00:16:04,250 --> 00:16:05,625
‫و اگه پدرمو دیدی،

263
00:16:07,291 --> 00:16:08,416
‫فقط...

264
00:16:08,500 --> 00:16:09,500
‫هی.

265
00:16:10,125 --> 00:16:11,250
‫هر چی که هست،

266
00:16:12,125 --> 00:16:13,875
‫باید از زبون خودت بشنوه.

267
00:16:15,625 --> 00:16:18,000
‫بالاخره من اسلحه رو
‫روی سر نیکی فیشر گرفتم.

268
00:16:18,041 --> 00:16:20,500
‫معمولاً بعد از همچین کاری
‫فرداش زنده بیدار نمی‌شی.

269
00:16:22,916 --> 00:16:24,500
‫فقط بهش بگو دوستش دارم.

270
00:16:25,375 --> 00:16:26,375
‫باشه، میگم.

271
00:16:29,000 --> 00:16:30,875
‫نوه‌مو برگردون خونه.

272
00:16:51,291 --> 00:16:53,791
‫سلام، عکس‌ها رو گرفتم. ممنون.

273
00:16:53,875 --> 00:16:55,250
‫چیزی پیدا کردی؟

274
00:16:55,375 --> 00:16:57,625
‫نه، ولی هنوز چند صد
‫تا عکس دیگه مونده.

275
00:16:57,750 --> 00:17:00,666
‫خب، دارم میام اونجا.
‫با هم تقسیمش می‌کنیم.

276
00:17:21,416 --> 00:17:24,250
‫گرسنه‌ای؟ می‌تونم توی راه
‫یه چیزی بگیرم.

277
00:17:24,375 --> 00:17:27,791
‫نه، شریل امروز اومده بود. از تورتاز
‫شیرینی دانمارکی برام آورد. عجب شانسی دارم.

278
00:17:27,875 --> 00:17:29,250
‫باشه، زود می‌رسم. خداحافظ.

279
00:17:36,687.5 --> 00:17:46,687.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

280
00:17:54,125 --> 00:17:57,625
‫چارلی ۶-۱، یه کد ۷ توی منزل
‫ریچل میلز دارم. نیروی کمکی می‌خوام.

281
00:18:13,375 --> 00:18:14,791
‫خانم میلز! پلیس بوستون!

282
00:18:16,000 --> 00:18:17,541
‫اسلحه داره!

283
00:18:30,500 --> 00:18:32,250
‫- چی؟
‫- حرکت کن! برو!

284
00:18:32,291 --> 00:18:33,791
‫باشه، باشه!

285
00:18:40,875 --> 00:18:46,125
‫ریچل؟ هی، چی شده؟
‫خوبی؟ ریچل! ریچل!

286
00:18:47,875 --> 00:18:51,000
‫نمی‌تونم نفس بکشم. بزن کنار.
‫ماشین رو نگه دار.

287
00:18:51,125 --> 00:18:52,625
‫باشه، باشه.

288
00:19:11,125 --> 00:19:14,000
‫هی، چی شد؟ الان چی شد؟

289
00:19:16,000 --> 00:19:17,291
‫چیزیت نیست.

290
00:19:18,291 --> 00:19:20,375
‫اون یارو می‌خواست منو بکشه.

291
00:19:20,416 --> 00:19:21,375
‫چی؟

292
00:19:22,041 --> 00:19:24,916
‫اومد توی خونه‌م و خواست منو
‫بکشه، بعدش هم به یه پلیس شلیک کرد.

293
00:19:25,000 --> 00:19:27,541
‫- به یه پلیس شلیک کرد؟ چی؟
‫- آره، همین الان.

294
00:19:27,625 --> 00:19:29,541
‫به پلیسی که جلوی خونه
‫نگهبانی می‌داد شلیک کرد.

295
00:19:29,625 --> 00:19:30,916
‫چی؟

296
00:19:31,625 --> 00:19:34,125
‫صبر کن، باید برگردیم.
‫نمی‌تونیم همین‌جا بمونیم.

297
00:19:34,250 --> 00:19:36,500
‫- نمی‌تونیم برگردیم، ریچل...
‫- نمی‌تونم همون‌جا ولش کنم.

298
00:19:36,541 --> 00:19:38,625
‫- نمی‌تونیم برگردیم.
‫- سعی کرد کمکم کنه.

299
00:19:38,666 --> 00:19:41,250
‫نه، باید با ۹۱۱ تماس بگیریم.
‫نمی‌تونیم برگردیم اونجا، باشه؟

300
00:19:41,291 --> 00:19:43,000
‫ببین، باید سوار هواپیما بشی.

301
00:19:43,125 --> 00:19:44,916
‫نگران گذرنامه، لباس یا چیز دیگه نباش.

302
00:19:45,000 --> 00:19:47,666
‫- می‌تونم تا یک ساعت دیگه تو رو بفرستم هوا.
‫- چی؟

303
00:19:48,500 --> 00:19:51,291
‫هر کسی که دنبالت افتاده،
‫هر کسی که به پلیس شلیک کرده،

304
00:19:51,375 --> 00:19:52,666
‫دست‌بردار نیست.

305
00:19:52,750 --> 00:19:56,875
‫هر کسی پشت این ماجراست،
‫دست‌بردار نیست.

306
00:19:56,916 --> 00:19:58,875
‫ریچل، دارن شکارت می‌کنن.

307
00:20:04,000 --> 00:20:08,625
‫ببین، ازت نمی‌خوام
‫قید پیدا کردن متیو رو بزنی.

308
00:20:08,666 --> 00:20:12,375
‫دارم ازت می‌خوام
‫عاقلانه با این قضیه برخورد کنی.

309
00:20:13,416 --> 00:20:15,375
‫می‌تونم بهترین وکلا رو استخدام کنم،

310
00:20:15,916 --> 00:20:20,750
‫بهترین کارآگاه‌ها رو بیارم تا این آدم رو
‫پیدا کنن و بعد هم بی‌گناهی دیوید رو ثابت کنن.

311
00:20:20,875 --> 00:20:24,375
‫ولی اگه تو مرده باشی،
‫هیچ‌کدوم از اینا اهمیتی نداره، خب؟

312
00:20:25,958 --> 00:20:29,125
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

313
00:20:29,666 --> 00:20:31,625
‫بذار ازت محافظت کنم.

314
00:20:34,416 --> 00:20:35,575
‫کجا می‌ریم؟

315
00:20:35,625 --> 00:20:37,625
‫هر جا که بخوای.

316
00:20:38,041 --> 00:20:40,416
‫گوش کن، هر جا که دلت بخواد بریم.

317
00:20:40,916 --> 00:20:42,125
‫باشه؟

318
00:20:48,041 --> 00:20:49,041
‫بیا.

319
00:21:01,000 --> 00:21:03,500
‫سلام، خوبی؟

320
00:21:03,625 --> 00:21:04,750
‫کجایی؟

321
00:21:04,875 --> 00:21:06,666
‫سلام، توی هواپیما دارم
‫برمی‌گردم بوستون.

322
00:21:07,250 --> 00:21:08,875
‫توی هواپیما؟

323
00:21:09,000 --> 00:21:10,125
‫از کجا برمی‌گردی؟

324
00:21:10,250 --> 00:21:12,166
‫نیکی فیشر رو دیدم.

325
00:21:12,250 --> 00:21:14,125
‫متیو دست اون نیست.

326
00:21:14,166 --> 00:21:15,666
‫- همه‌چیز رو اشتباه فهمیده بودیم.
‫- وای خدا.

327
00:21:15,750 --> 00:21:18,500
‫- چطور ممکنه؟
‫- یه چیز دیگه هم هست.

328
00:21:18,541 --> 00:21:21,500
‫حدود بیست دقیقه دیگه توی نوروود
‫فرود میام. اون موقع بهت می‌گم.

329
00:21:22,125 --> 00:21:24,416
‫می‌شه لطفاً همین الان بگی چی شده؟

330
00:21:26,166 --> 00:21:27,875
‫ممکنه متیو پسر من نباشه.

331
00:21:31,750 --> 00:21:33,000
‫خیلی خب.

332
00:21:33,125 --> 00:21:35,041
‫خامه و شکر اضافه،
‫اگه درست یادم مونده باشه.

333
00:21:35,125 --> 00:21:38,500
‫ممنون. آدم فکر می‌کنه اف‌بی‌آی
‫باید قهوه بهتری داشته باشه.

334
00:21:38,541 --> 00:21:41,041
‫اوه، این یه ترفند قدیمی نیروهای انتظامیه.

335
00:21:41,125 --> 00:21:44,750
‫هیچی آدم رو سریع‌تر از قهوه سوخته
‫توی لیوان یونولیتی به حرف نمیاره.

336
00:21:45,375 --> 00:21:46,375
‫اثر کرد.

337
00:21:48,125 --> 00:21:49,500
‫بهش گفتم، فیلیپ.

338
00:21:50,416 --> 00:21:54,375
‫بهش گفتم فکر می‌کنم نیکی فیشر
‫لنی رو برده و متیو زنده‌ست.

339
00:21:54,416 --> 00:21:55,500
‫- آره.
‫- فقط...

340
00:21:55,541 --> 00:21:57,375
‫کار درست رو کردی.

341
00:21:57,500 --> 00:21:59,125
‫واقعا می‌گم.

342
00:21:59,166 --> 00:22:03,000
‫ببین، اگه نیکی اونو داشته باشه، اف‌بی‌آی
‫بهترین فرصت ما برای برگردوندنشه، نه؟

343
00:22:04,250 --> 00:22:05,291
‫سلام سوفی.

344
00:22:06,791 --> 00:22:07,875
‫شریل.

345
00:22:08,000 --> 00:22:10,625
‫ببخشید که اینجوری سرزده اومدم.

346
00:22:11,416 --> 00:22:14,375
‫این چه حرفیه. همیشه قدمت به روی چشمه.

347
00:22:17,916 --> 00:22:19,291
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت.

348
00:22:20,000 --> 00:22:21,750
‫ریچل عکس رو بهم نشون داد.

349
00:22:24,375 --> 00:22:25,916
‫خودشه، نه؟

350
00:22:26,791 --> 00:22:27,875
‫متیو هست.

351
00:22:30,250 --> 00:22:34,041
‫فکر کنم هیچ‌کس فقط با یه عکس
‫این حرفا رو باور نکنه.

352
00:22:34,125 --> 00:22:37,500
‫باید ثابت کنیم آزمایش
‫دی‌ان‌ای دستکاری شده.

353
00:22:37,541 --> 00:22:42,666
‫باید ثابت کنیم پسری که اون شب
‫توی تخت متیو پیدا کردن، خودش نبوده.

354
00:22:42,750 --> 00:22:46,500
‫خب، نمونه اصلی خونی که اون شب
‫پیدا شد هنوز توی بایگانی نگهداری می‌شه.

355
00:22:46,541 --> 00:22:49,750
‫فقط یه نمونه از دی‌ان‌ای متیو لازم داریم
‫که باهاش مقایسه کنیم.

356
00:22:49,791 --> 00:22:53,500
‫یه دوست توی آزمایشگاه دارم که می‌تونه
‫این کارو بی‌سروصدا و غیررسمی انجام بده.

357
00:22:54,791 --> 00:22:55,833
‫موی سرش بعد از اولین اصلاحه.

358
00:23:03,875 --> 00:23:07,125
‫فکر می‌کردم... راستش
‫فکر نمی‌کردم آروم بشینه.

359
00:23:07,250 --> 00:23:09,666
‫فکر می‌کردم هی وول بخوره
‫و دردسر درست کنه، ولی...

360
00:23:10,875 --> 00:23:12,166
‫ثابت همون‌جا نشست،

361
00:23:13,125 --> 00:23:14,875
‫و توی آینه بهم لبخند می‌زد.

362
00:23:16,250 --> 00:23:17,875
‫خیلی به خودش افتخار می‌کرد.

363
00:23:19,875 --> 00:23:21,416
‫اگه متیو هنوز زنده باشه،

364
00:23:22,375 --> 00:23:23,791
‫باید پیداش کنم.

365
00:23:32,625 --> 00:23:34,500
‫- سرت چطوره؟
‫- خوبه.

366
00:23:35,125 --> 00:23:38,666
‫و شما اولین مأموری بودی که به
‫صحنه رسیدی، کارآگاه استاوروس؟

367
00:23:39,250 --> 00:23:42,166
‫درسته. یه کد ۷
‫روی بی‌سیم اعلام شد.

368
00:23:42,250 --> 00:23:43,791
‫نزدیک بودم.

369
00:23:43,875 --> 00:23:47,166
‫در باز بود. اسلحه‌مو
‫کشیدم و وارد خونه شدم.

370
00:23:48,125 --> 00:23:49,875
‫و افسر رامیرز رو روی زمین پیدا کردم.

371
00:23:49,916 --> 00:23:52,041
‫رفتم نبضش رو چک کنم
‫که همون موقع غافلگیرم کرد.

372
00:23:52,625 --> 00:23:53,875
‫کی؟

373
00:23:54,375 --> 00:23:55,875
‫دیوید باروز.

374
00:23:59,875 --> 00:24:00,750
‫سلام.

375
00:24:03,875 --> 00:24:07,125
‫تو فکر می‌کردی
‫کلسترولم قراره منو بکشه.

376
00:24:12,166 --> 00:24:13,416
‫متأسفم بابا.

377
00:24:14,666 --> 00:24:16,125
‫تصمیم اخراج اسکانک با من بود.

378
00:24:16,250 --> 00:24:17,875
‫خودتو سرزنش نکن.

379
00:24:19,541 --> 00:24:20,541
‫خب...

380
00:24:21,166 --> 00:24:25,291
‫در واقع جواب داد،
‫فقط نه اون‌جوری که می‌خواستیم.

381
00:24:28,000 --> 00:24:29,250
‫چی شد؟

382
00:24:31,125 --> 00:24:34,625
‫هواپیما توی میامی نشست
‫و باروز توش نبود.

383
00:24:36,750 --> 00:24:37,750
‫اون نه.

384
00:24:39,125 --> 00:24:41,750
‫خودت می‌دونی درباره چی حرف می‌زنم.
‫چی شد؟

385
00:24:42,750 --> 00:24:44,416
‫جولی منو از پرونده کنار گذاشته.

386
00:24:45,625 --> 00:24:48,250
‫و تقریباً مطمئنم
‫انتقال به سیاتل منتفیه.

387
00:24:48,291 --> 00:24:51,416
‫نه، اصلاً منتفی نیست.
‫گوش کن، فردا...

388
00:24:51,500 --> 00:24:54,416
‫می‌شه لطفاً الان درباره این حرف نزنیم، بابا؟

389
00:24:54,500 --> 00:24:56,375
‫نمی‌خوام درباره سیاتل حرف بزنم.

390
00:24:56,500 --> 00:25:00,500
‫راستش اصلاً برام مهم نیست،
‫چون صادقانه بگم، خیالم راحت شده.

391
00:25:00,541 --> 00:25:03,125
‫خیالت راحت شده؟ چرا؟

392
00:25:03,666 --> 00:25:06,500
‫چون احتمالاً دیگه هیچ‌وقت نمی‌دیدمت.

393
00:25:06,625 --> 00:25:08,875
‫داری چی می‌گی؟

394
00:25:09,000 --> 00:25:12,000
‫الان به هم نزدیکیم
‫چون همکاریم، ولی...

395
00:25:13,375 --> 00:25:16,375
‫وقتی دیگه هر روز سر کار
‫همدیگه رو نبینیم، چی می‌شه؟

396
00:25:16,875 --> 00:25:20,375
‫چقدر طول می‌کشه دوباره غریبه بشیم؟
‫چند تا تعطیلات؟

397
00:25:20,416 --> 00:25:21,291
‫ببین...

398
00:25:22,000 --> 00:25:24,250
‫من ماشین زمان ندارم، خب؟

399
00:25:24,916 --> 00:25:30,000
‫نمی‌تونم گذشته رو عوض کنم،
‫با اینکه دلم می‌خواست می‌تونستم، ولی...

400
00:25:30,125 --> 00:25:32,625
‫فکر کنم یه کم داری اغراق می‌کنی.

401
00:25:32,750 --> 00:25:36,916
‫ما دیگه هیچ‌وقت دوباره غریبه نمی‌شیم.

402
00:25:37,750 --> 00:25:38,875
‫از کجا اینو می‌دونی؟

403
00:25:42,625 --> 00:25:43,625
‫وقتی...

404
00:25:45,250 --> 00:25:47,000
‫وقتی از مادرت جدا شدم...

405
00:25:50,375 --> 00:25:52,750
‫این تو بودی که آسیب دیدی.

406
00:25:55,625 --> 00:25:58,250
‫و من بهت آسیب زدم، عزیزم.
‫به دختر کوچولوم آسیب زدم.

407
00:26:01,625 --> 00:26:03,375
‫و می‌دونم... می‌دونم که اینطوره.

408
00:26:04,541 --> 00:26:08,500
‫و ترجیح می‌دادم روی
‫اون تخت عمل بمیرم

409
00:26:08,541 --> 00:26:11,250
‫تا این‌که دوباره بهت صدمه بزنم.

410
00:26:12,875 --> 00:26:16,375
‫این که همکار هم شدیم،
‫یه فرصت دوباره بهمون داده.

411
00:26:16,500 --> 00:26:19,875
‫فکر می‌کنی دلم می‌خواد خرابش کنم؟
‫دیوونه شدی؟

412
00:26:20,000 --> 00:26:24,291
‫پس برام فرقی نداره
‫سیاتل باشه یا اسپانیا،

413
00:26:24,375 --> 00:26:28,250
‫ما دیگه هیچ‌وقت دوباره غریبه نمی‌شیم!

414
00:26:55,791 --> 00:26:58,125
‫یعنی چی که ممکنه متیو پسرت نباشه؟

415
00:26:58,250 --> 00:26:59,750
‫نمی‌دونم شریل چقدر بهت گفته،

416
00:26:59,791 --> 00:27:02,291
‫ولی وقتی تصمیم گرفتیم بچه‌دار بشیم،
‫نمی‌تونستیم باردار بشیم.

417
00:27:02,375 --> 00:27:04,000
‫آره، یادمه.

418
00:27:04,125 --> 00:27:06,916
‫بهت گفته بود که به
‫کلینیک ناباروری رفته بود؟

419
00:27:07,000 --> 00:27:08,375
‫گفت بهش فکر کرده بود.

420
00:27:08,416 --> 00:27:10,541
‫بیشتر از فکر کردن بود.

421
00:27:12,000 --> 00:27:14,416
‫پشت سر من به یه کلینیک ناباروری رفت.

422
00:27:16,541 --> 00:27:17,375
‫صبر کن، چی؟

423
00:27:17,500 --> 00:27:20,625
‫و وقتی باهاش روبه‌رو شدم، گفت
‫فقط یه جلسه مشاوره بوده، ولی...

424
00:27:21,500 --> 00:27:25,750
‫نمی‌تونم این حس رو کنار بذارم که
‫شاید دروغ گفته و واقعاً این کار رو کرده.

425
00:27:26,375 --> 00:27:29,416
‫نه، نه. شریل همچین کاری نمی‌کنه.

426
00:27:30,000 --> 00:27:31,041
‫تو که می‌شناسیش، ریچل.

427
00:27:31,125 --> 00:27:33,750
‫وقتی پای شریل وسط باشه،
‫هیچ مشکلی نیست که حل نشه.

428
00:27:33,791 --> 00:27:36,000
‫نه، ولی نه این یکی.

429
00:27:36,041 --> 00:27:37,916
‫اون همیشه می‌خواست مادر بشه.

430
00:27:39,625 --> 00:27:44,166
‫پس اگه باردار نشدن مشکل باشه،
‫شاید کلینیک راه‌حلش بوده.

431
00:27:48,125 --> 00:27:51,250
‫و فکر می‌کنی اهدا کننده متیو رو دزدیده؟

432
00:27:51,875 --> 00:27:54,375
‫آره، تصمیم گرفته بچه‌شو پس بگیره.

433
00:27:56,916 --> 00:27:59,291
‫اولین توضیحیه که یه
‫ذره منطقی به نظر می‌رسه.

434
00:28:06,041 --> 00:28:07,416
‫خیلی ممنون.

435
00:28:07,500 --> 00:28:08,541
‫سلام، سارا.

436
00:28:09,500 --> 00:28:11,791
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- حالش چطوره؟

437
00:28:12,416 --> 00:28:14,750
‫از عمل اومده بیرون.
‫داره استراحت می‌کنه.

438
00:28:15,375 --> 00:28:16,375
‫این چیه؟

439
00:28:16,416 --> 00:28:18,625
‫یه کارآگاه از ژنو برامون ایمیل کرده.

440
00:28:18,750 --> 00:28:20,166
‫مربوط به پرونده متیو باروزه.

441
00:28:20,250 --> 00:28:23,875
‫- گفتن شما از اینترپل درخواست داده بودی.
‫- جولی منو از پرونده کنار گذاشته. مشکلی با این نداره؟

442
00:28:24,750 --> 00:28:26,125
‫بعید می‌دونم.

443
00:28:26,750 --> 00:28:28,000
‫ممنون، چوپرا.

444
00:28:29,291 --> 00:28:30,875
‫چی بگم.

445
00:28:31,000 --> 00:28:32,875
‫منم به اندازه هر کسی ذهن بازی دارم،

446
00:28:32,916 --> 00:28:35,666
‫ولی فکر کنم این مولر
‫یه چیزی توی هات‌چاکلتش می‌ریزه.

447
00:28:35,750 --> 00:28:39,750
‫ببین، اگه جنازه اون شب
‫متیو باروز نبوده،

448
00:28:39,875 --> 00:28:41,250
‫پس باید یکی دیگه بوده باشه.

449
00:28:41,291 --> 00:28:45,125
‫ولی یه یتیم گمشده از ژنو چطور سر از
‫بوستون درمیاره و با ضرب و شتم کشته می‌شه؟

450
00:28:45,250 --> 00:28:47,916
‫کنفرانس خبری درباره پرونده دیوید باروز.

451
00:28:48,000 --> 00:28:51,125
‫ساعت ۱۰:۲۰ صبح
‫در خیابان وست‌گیت در ریویر،

452
00:28:51,250 --> 00:28:56,791
‫افسر دنی رامیرز داخل خانه ریچل میلز
‫هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.

453
00:28:57,375 --> 00:29:00,375
‫اکنون باور داریم که ضارب دیوید باروز بوده.

454
00:29:01,000 --> 00:29:04,000
‫اگه پلیس بوستون زودتر از ما پیداش کنه،
‫کارش تمومه.

455
00:29:06,000 --> 00:29:08,750
‫جناب سروان، گزارش‌های زیادی رسیده
‫درباره یه رنج‌روور مشکی
‫[ایستگاه ۱۳ پلیس بوستون]

456
00:29:08,875 --> 00:29:10,500
‫که حوالی زمان تیراندازی

457
00:29:10,541 --> 00:29:11,750
‫از خونه ریچل میلز خارج شده.

458
00:29:11,791 --> 00:29:13,416
‫- کسی پلاکشو گرفته؟
‫- بهتر از اون.

459
00:29:13,500 --> 00:29:15,750
‫دوربین زنگ در همسایه
‫هنگام رد شدن ضبطش کرده.

460
00:29:15,791 --> 00:29:18,291
‫ماشین به نام هیدن پین ثبت شده.

461
00:29:21,791 --> 00:29:23,250
‫خب، حالا نقشه چیه؟

462
00:29:23,291 --> 00:29:24,875
‫باید با شریل حرف بزنم.

463
00:29:25,000 --> 00:29:26,916
‫عمراً. خیلی خطرناکه.

464
00:29:27,000 --> 00:29:29,291
‫بعد از اتفاق امروز صبح پلیسا ولش نمی‌کنن.

465
00:29:29,375 --> 00:29:30,375
‫چی؟ چی شده؟

466
00:29:30,416 --> 00:29:33,375
‫یه نفر وارد خونه‌م شد
‫و خواست بهم شلیک کنه.

467
00:29:33,416 --> 00:29:36,000
‫- می‌دونی کی بوده؟
‫- نه، ولی اون یه پلیس رو کشت.

468
00:29:36,041 --> 00:29:37,500
‫و پلیس فکر می‌کنه کار تو بوده.

469
00:29:38,625 --> 00:29:40,500
‫و حتی اگه حرفت درست باشه،

470
00:29:41,125 --> 00:29:43,416
‫شریل که اسم اهداکننده رو نمی‌دونسته، درسته؟

471
00:29:44,166 --> 00:29:46,000
‫کلینیک ناباروری می‌دونه.

472
00:29:46,791 --> 00:29:48,375
‫باشه، یادت هست اسمش چی بود؟

473
00:29:48,916 --> 00:29:50,166
‫برگ.

474
00:29:50,250 --> 00:29:51,625
‫مرکز باروری برگ؟

475
00:29:52,166 --> 00:29:53,000
‫خودشه.

476
00:29:53,791 --> 00:29:55,625
‫زیرمجموعه گروه پزشکی پینه.

477
00:29:56,166 --> 00:29:57,666
‫فکر می‌کنی بتونی پرونده رو برامون بیاری؟

478
00:29:57,750 --> 00:29:59,625
‫آره، فکر کنم بتونم.

479
00:30:17,916 --> 00:30:20,666
‫ممنون، پم. ۱۱۳۴.

480
00:30:20,750 --> 00:30:23,541
‫نه، نه، فقط باید یه سری مدارک
‫برای جلسه هیئت‌مدیره بردارم.

481
00:30:23,625 --> 00:30:26,125
‫- خیلی ممنون. باشه، خداحافظ.
‫- مطمئنی کسی اینجا نیست؟

482
00:30:26,666 --> 00:30:28,000
‫آره، آخر هفته‌ست.

483
00:30:28,625 --> 00:30:30,166
‫اولین ورود غیرقانونی منه.

484
00:30:30,875 --> 00:30:33,875
‫اگه صاحب ساختمون باشی،
‫دیگه ورود غیرقانونی حساب نمی‌شه.

485
00:30:35,500 --> 00:30:36,625
‫حرفت منطقیه.

486
00:30:39,250 --> 00:30:41,041
‫بیا. از این طرفه.

487
00:30:53,708 --> 00:30:54,708
‫[یافت نشد]

488
00:30:54,750 --> 00:30:57,666
‫- شریل هیچ پرونده‌ای نداره.
‫- این که منطقی نیست.

489
00:30:57,750 --> 00:30:59,666
‫اون اینجا اومده بود.
‫چطور ممکنه پرونده نداشته باشه؟

490
00:30:59,750 --> 00:31:01,500
‫اسم خانوادگی قبل از ازدواجش رو امتحان کن.

491
00:31:02,250 --> 00:31:03,750
‫[شریل میلز - یافت نشد]

492
00:31:03,791 --> 00:31:05,250
‫نه.

493
00:31:05,291 --> 00:31:08,500
‫شاید اهداکننده یه جوری پاکش کرده،
‫ردپاشو پوشونده.

494
00:31:08,541 --> 00:31:11,166
‫مگه این‌که توی برگ کار کنه،
‫اصلاً چطور همچین چیزی ممکنه؟

495
00:31:11,250 --> 00:31:12,750
‫وای.

496
00:31:12,875 --> 00:31:14,000
‫یه لحظه صبر کن.

497
00:31:14,125 --> 00:31:16,875
‫پنج سال پیش،
‫برگ یه دکتر رو اخراج کرد که مشکوک بودن

498
00:31:17,000 --> 00:31:20,750
‫که کار غیرقانونی می‌کرده.

499
00:31:20,791 --> 00:31:22,041
‫- چی؟
‫- آره.

500
00:31:22,125 --> 00:31:23,125
‫اسمش چی بود؟

501
00:31:23,166 --> 00:31:25,000
‫هلر. دکتر جیکوب هلر.

502
00:31:25,041 --> 00:31:27,500
‫یه متخصص ناباروری که تخلف می‌کرده.

503
00:31:27,541 --> 00:31:29,791
‫چطور این خبر تیتر یک رسانه‌ها نشده؟

504
00:31:31,500 --> 00:31:33,041
‫مادرت لاپوشونیش کرد.

505
00:31:33,875 --> 00:31:34,916
‫آره.

506
00:31:35,500 --> 00:31:37,125
‫هلر رو مجبور کرد استعفا بده،

507
00:31:37,250 --> 00:31:39,375
‫از همه هم تعهد محرمانگی گرفت.

508
00:31:39,416 --> 00:31:42,166
‫اگه چیزی باشه که مادرم توش استاد باشه،
‫همینه که همه‌چی رو بی‌نقص جمع‌وجور کنه.

509
00:31:42,250 --> 00:31:44,375
‫باید هلر رو پیدا کنیم. می‌دونی کجاست؟

510
00:31:44,416 --> 00:31:46,500
‫- نه.
‫- صبر کنین، پیداش کردم.

511
00:31:48,166 --> 00:31:49,750
‫دکتر جیکوب هلر.

512
00:31:49,875 --> 00:31:53,000
‫الان با شریل توی بیمارستان
‫بوستون جنرال کار می‌کنه.

513
00:31:53,875 --> 00:31:55,250
‫دکتر دریزون.

514
00:31:55,375 --> 00:31:57,416
‫شریل، می‌دونستی یه مأمور پلیس

515
00:31:57,500 --> 00:31:59,125
‫جلوی مطبت کشیک می‌ده؟

516
00:31:59,166 --> 00:32:00,875
‫- چی شده؟
‫- هیچی.

517
00:32:01,375 --> 00:32:02,916
‫ببخشید، باید برای عمل فتق
‫مادرزادی دیافراگم آماده بشم.

518
00:32:03,000 --> 00:32:05,750
‫- مطمئنی همه‌چی روبه‌راهه؟
‫- آره، همه‌چی خوبه.

519
00:32:12,625 --> 00:32:15,750
‫- باید بریم بیمارستان.
‫- چطوری؟ اونجا پر از پلیسه.

520
00:32:15,875 --> 00:32:17,625
‫حرف پلیس شد...

521
00:32:17,666 --> 00:32:19,125
‫- لعنتی.
‫- باید بریم.

522
00:32:19,166 --> 00:32:20,416
‫چطور پیدامون کردن؟

523
00:32:20,500 --> 00:32:22,375
‫نمی‌دونم،
‫ولی باید از اینجا بزنیم بیرون.

524
00:32:23,916 --> 00:32:26,250
‫یه در پشتی هست که به کوچه راه داره.

525
00:32:28,750 --> 00:32:30,916
‫- من یه کم براتون وقت می‌خرم.
‫- هیدن.

526
00:32:31,500 --> 00:32:33,000
‫برید! ریچل، برو!

527
00:32:34,375 --> 00:32:35,416
‫برو.

528
00:32:40,875 --> 00:32:44,375
‫ایست! دستا بالا!
‫آروم به سمتمون حرکت کن!

529
00:32:49,291 --> 00:32:51,750
‫بخواب روی زمین!
‫کاملاً دراز بکش!

530
00:32:52,625 --> 00:32:54,125
‫دستات رو بذار پشت سرت!

531
00:32:55,500 --> 00:32:57,291
‫برید داخل. باروز رو پیدا کنید.

532
00:33:07,416 --> 00:33:08,541
‫خدای من.

533
00:33:10,666 --> 00:33:12,291
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

534
00:33:15,125 --> 00:33:17,125
‫دیگه نمی‌تونه ازت محافظت کنه.

535
00:33:18,125 --> 00:33:19,541
‫باید بری.

536
00:33:20,500 --> 00:33:21,416
‫همین الان.