1
00:00:38,291 --> 00:00:41,291
‫[5 سال قبل]

2
00:00:45,375 --> 00:00:46,750
‫دادستان کِی پرونده رو ثبت می‌کنه؟

3
00:00:46,791 --> 00:00:49,000
‫کنفرانس خبری برای فردا صبح برنامه‌ریزی شده.

4
00:00:49,125 --> 00:00:50,375
‫حکم بازداشت صادر شده،

5
00:00:50,416 --> 00:00:52,541
‫و الان دارن دیوید باروز رو بازداشت می‌کنن.

6
00:00:53,041 --> 00:00:54,375
‫پرونده‌ش محکم هست؟

7
00:00:57,375 --> 00:00:58,375
‫آره، محکم هست.

8
00:01:00,541 --> 00:01:01,750
‫آزمایشگاه چی؟

9
00:01:01,875 --> 00:01:02,875
‫حل شد.

10
00:01:02,916 --> 00:01:05,500
‫گرون بود، اما نتایج دی‌ان‌ای تایید می‌کنه

11
00:01:05,625 --> 00:01:07,250
‫که جسد پیدا شده توی تخت،

12
00:01:08,041 --> 00:01:09,416
‫متیو باروز بوده.

13
00:01:16,750 --> 00:01:19,250
‫- خب، چیزی برام داری؟
‫- دارم.

14
00:01:20,916 --> 00:01:23,625
‫- مراقب بودی؟
‫- هیچی نمی‌تونه به تو ربط پیدا کنه.

15
00:01:23,750 --> 00:01:25,166
‫من...

16
00:01:25,250 --> 00:01:26,750
‫مطمئن شدم که این‌طور بشه.

17
00:01:26,791 --> 00:01:27,791
‫خوبه.

18
00:01:28,541 --> 00:01:32,416
‫بعد از تمام کارهایی که برای محافظت ازت کردم،
‫بهتره امیدوار باشی همین‌طور باشه.

19
00:02:25,625 --> 00:02:27,750
‫رونالد، دیوید. دیوید، رونالد.

20
00:02:28,625 --> 00:02:30,625
‫شما عوضیا اینجا چه غلطی می‌کنید؟

21
00:02:33,000 --> 00:02:34,125
‫به کمکت نیاز داریم.

22
00:02:34,666 --> 00:02:36,291
‫هر چی می‌خواید، بی‌خیالش بشید.

23
00:02:36,875 --> 00:02:39,791
‫- باشه، ران.
‫- می‌دونی چقدر برام آب خورد؟

24
00:02:39,875 --> 00:02:42,291
‫چرا باید بهتون کمک کنم؟

25
00:02:42,875 --> 00:02:45,125
‫چون کسی که پسرم رو دزدیده،
‫توی بیمارستان تو کار می‌کنه.

26
00:02:45,166 --> 00:02:49,250
‫مطمئنیم که فقط تویی که می‌تونی
‫کمکمون کنی پسرمون رو برگردونیم.

27
00:02:58,125 --> 00:02:59,791
‫گوشی رو بردار. لعنتی.

28
00:02:59,875 --> 00:03:01,375
‫بردار. لعنتی، بردار.

29
00:03:01,500 --> 00:03:03,916
‫زود باش، زود باش. گوشی رو بردار.

30
00:03:06,875 --> 00:03:09,041
‫هی، منم. باید از شهر بریم.

31
00:03:09,625 --> 00:03:11,666
‫امشب. من تا یک ساعت دیگه میام.

32
00:03:11,750 --> 00:03:12,666
‫آماده باش.

33
00:03:14,625 --> 00:03:17,416
‫بیا. نوش جان.

34
00:03:17,500 --> 00:03:18,750
‫تئو.

35
00:03:19,291 --> 00:03:20,625
‫باید بریم خونه.

36
00:03:20,750 --> 00:03:22,166
‫فکر کردم داریم می‌ریم پارک.

37
00:03:23,000 --> 00:03:24,375
‫برنامه‌ها عوض شد.

38
00:03:25,375 --> 00:03:27,125
‫بیا، بریم.

39
00:03:29,000 --> 00:03:30,625
‫چی نوشته؟

40
00:03:30,750 --> 00:03:32,166
‫فقط آروم باش.

41
00:03:32,791 --> 00:03:34,000
‫انقدر بده؟

42
00:03:34,041 --> 00:03:35,125
‫یه کم بالاست.

43
00:03:35,166 --> 00:03:37,291
‫خب، اگه می‌خوای پایین‌تر بیاد، می‌تونی بفرستیم خونه

44
00:03:37,375 --> 00:03:38,875
‫که بتونم یه غذای درست‌ و حسابی بخورم.

45
00:03:40,000 --> 00:03:41,416
‫بیمارمون چطوره؟

46
00:03:46,000 --> 00:03:47,500
‫می‌بینم که داری دوست پیدا می‌کنی.

47
00:03:47,625 --> 00:03:49,875
‫قدر جذابیت من رو نمی‌دونه.

48
00:03:50,000 --> 00:03:52,500
‫می‌دونم دکترا نگران اینن که غذای سالم بخوری،

49
00:03:52,625 --> 00:03:54,250
‫واسه همین توی راه برگشت از خونه...

50
00:03:54,291 --> 00:03:57,375
‫سارا، دوستت دارم،
‫ولی اگه از اون کیفت سالاد در بیاری...

51
00:03:58,166 --> 00:03:59,000
‫من...

52
00:04:00,416 --> 00:04:01,500
‫می‌خوایش؟

53
00:04:01,541 --> 00:04:04,250
‫می‌تونم برگردونمش خونه و خودم بخورمش.

54
00:04:06,000 --> 00:04:08,666
‫فکر کردم گلوله نکشتت،
‫پس یه چیزبرگر هم نمی‌کشتت.

55
00:04:08,750 --> 00:04:10,625
‫همون‌طور که گفتم، دوستت دارم.

56
00:04:14,250 --> 00:04:15,291
‫آره.

57
00:04:15,375 --> 00:04:18,000
‫دیوید و ریچل همین الان وارد مرکز باروری برگ شدن.

58
00:04:18,125 --> 00:04:20,125
‫- چی؟
‫- چی؟

59
00:04:20,916 --> 00:04:22,041
‫باشه، ممنون.

60
00:04:23,375 --> 00:04:24,500
‫چوپرا بود.

61
00:04:24,541 --> 00:04:27,166
‫دیوید باروز و ریچل میلز

62
00:04:27,250 --> 00:04:29,875
‫کمتر از یک ساعت پیش به طور غیرقانونی
‫وارد مرکز باروری برگ شدن.

63
00:04:30,000 --> 00:04:32,500
‫کل شهر دارن دنبال این دو نفر می‌گردن،

64
00:04:32,541 --> 00:04:34,875
‫اونوقت اینا تو یه کلینیک باروری توقف می‌کنن؟

65
00:04:34,916 --> 00:04:36,875
‫- این دیگه چه معنی‌ای میده؟
‫- بیشتر از اینم هست.

66
00:04:37,000 --> 00:04:38,500
‫هیدن پین هم باهاشون بوده.

67
00:04:38,625 --> 00:04:41,000
‫پلیس بوستون به ظن معاونت و همکاری دستگیرش کرده.

68
00:04:41,041 --> 00:04:44,875
‫گوش کن، پلیس بوستون نمی‌ذاره
‫با هیدن پین حرف بزنی،

69
00:04:44,916 --> 00:04:48,666
‫ولی تو باید بری برگ
‫و ببینی اون عوضیا اونجا چیکار می‌کردن.

70
00:04:48,750 --> 00:04:51,625
‫و سارا، مراقب باش.

71
00:04:51,750 --> 00:04:53,750
‫اگه جولی بفهمه هنوز داری تحقیق می‌کنی،

72
00:04:53,875 --> 00:04:55,250
‫میاد که نشانت رو بگیره.

73
00:04:59,916 --> 00:05:01,041
‫مامور گریر.

74
00:05:02,000 --> 00:05:05,875
‫کارآگاه دنیل مولر، پلیس سوئیس.
‫همین الان از دفتر اف‌بی‌آی میام.

75
00:05:05,916 --> 00:05:08,791
‫- برات پیغام گذاشتم.
‫- آره، البته که گذاشتی. ببخشید.

76
00:05:08,875 --> 00:05:12,166
‫نیاز نیست عذرخواهی کنی.
‫در مورد پدرت شنیدم. حالش خوبه؟

77
00:05:12,250 --> 00:05:16,750
‫خوبه. آره، خوب میشه.
‫فقط بدقلقه، ولی خوب میشه.

78
00:05:16,791 --> 00:05:18,500
‫پرونده‌ت رو بررسی کردم.

79
00:05:19,000 --> 00:05:22,041
‫واقعاً فکر می‌کنی پسر گمشده‌ت به پرونده باروز مرتبطه؟

80
00:05:22,125 --> 00:05:23,875
‫اگه فکر نمی‌کردم احتمالش هست،

81
00:05:24,000 --> 00:05:26,000
‫این‌همه راه رو از اون سر دنیا نمی‌اومدم.

82
00:05:27,416 --> 00:05:28,375
‫باشه.

83
00:05:29,250 --> 00:05:31,916
‫- توی راه برام بیشتر بگو.
‫- کجا داریم می‌ریم؟

84
00:05:32,916 --> 00:05:34,625
‫تا پرونده‌های هردومون رو حل کنیم.

85
00:05:36,500 --> 00:05:38,791
‫پلیس در حال تحقیق درباره گزارش ورود غیرقانونی

86
00:05:38,875 --> 00:05:42,250
‫به مرکز باروری برگ
‫توسط دیوید باروز فراری است.

87
00:05:42,291 --> 00:05:45,625
‫او همچنان پس از تلاش ناموفق برای
‫دستگیریش در صبح امروز، متواری است.

88
00:05:45,750 --> 00:05:49,875
‫پلیس بوستون از هر کسی
‫که اطلاعاتی داره می‌خواد پیش‌قدم بشه،

89
00:05:50,000 --> 00:05:53,500
‫اما دوباره تاکید می‌کنن که
‫اگه باروز رو دیدید، نزدیک نشید.

90
00:05:53,625 --> 00:05:55,625
‫این مرد مسلح و به شدت خطرناکه.

91
00:05:55,666 --> 00:05:57,791
‫از هر کسی که اطلاعاتی داره درخواست میشه...

92
00:05:57,875 --> 00:05:58,791
‫چی شده؟

93
00:05:58,875 --> 00:06:01,625
‫هیدن دستگیر شد چون داشت به دیوید باروز

94
00:06:01,750 --> 00:06:04,416
‫و ریچل میلز برای نفوذ
‫به مرکز باروری برگ کمک می‌کرد.

95
00:06:04,500 --> 00:06:06,541
‫پلیس بوستون تو دوربین‌های راهنمایی رانندگی گرفتتش.

96
00:06:09,541 --> 00:06:10,916
‫کجاست؟

97
00:06:17,250 --> 00:06:18,416
‫من بهت زنگ نزدم.

98
00:06:19,000 --> 00:06:20,916
‫با این حال، من اینجام. عجیبه.

99
00:06:21,000 --> 00:06:24,000
‫قراره باور کنم مادرم نگران سلامتی منه؟

100
00:06:24,125 --> 00:06:27,166
‫برام مهم نیست چی باور می‌کنی.
‫من روانشناست نیستم، وکیلت هستم.

101
00:06:27,250 --> 00:06:28,416
‫ریچل کجاست؟

102
00:06:28,916 --> 00:06:31,916
‫ریچل میلز و دیوید باروز همچنان متواری‌ان.

103
00:06:35,125 --> 00:06:36,250
‫امضاش نمی‌کنم.

104
00:06:36,875 --> 00:06:38,916
‫هر نقشه‌ای که مادرم کشیده.

105
00:06:39,000 --> 00:06:42,625
‫اونا منو گروگان گرفتن، با تهدید اسلحه نگهم داشتن،
‫مجبورم کردن کمکشون کنم.

106
00:06:42,666 --> 00:06:43,916
‫تا اینجای کار چطورم؟

107
00:06:44,000 --> 00:06:46,041
‫از دید من، اصلاً خوب نیستی.

108
00:06:46,125 --> 00:06:47,500
‫بذار یه چیزی بهت بگم.

109
00:06:47,541 --> 00:06:49,750
‫من چه تو شش ماه تو زندان بپوسی،
‫چه بیشتر، پولم رو می‌گیرم.

110
00:06:49,791 --> 00:06:52,166
‫در واقع، حق‌الوکاله‌های دادگاهم هست
‫که واقعاً برام سود داره.

111
00:06:52,250 --> 00:06:54,750
‫پس اگه بخوای این‌طوری بازی کنی،
‫خوشحال میشم شش ماه آینده رو

112
00:06:54,875 --> 00:06:57,375
‫قبل از اینکه بفرستنت زندان،
‫کنارت تو دادگاه بشینم.

113
00:06:57,416 --> 00:06:59,500
‫ببین، این دفعه دیگه خیلی زیاده‌روی کرده.

114
00:06:59,541 --> 00:07:02,125
‫به نظر میاد این چیزیه که
‫باید دوتایی در موردش حرف بزنید.

115
00:07:03,750 --> 00:07:04,791
‫بعد از اینکه امضا کردی.

116
00:07:06,750 --> 00:07:08,666
‫من با دکتر هلر توی ویزیت روان‌پزشکیش مصاحبه کردم،

117
00:07:08,750 --> 00:07:10,125
‫و سوابقش کاملاً پاک بود.

118
00:07:10,250 --> 00:07:12,375
‫می‌دونم، مادر هیدن همه رو لاپوشانی کرده.

119
00:07:12,416 --> 00:07:13,416
‫پس الان کجاست؟

120
00:07:15,291 --> 00:07:16,500
‫تو بیمارستانه. شیفت کاره.

121
00:07:16,625 --> 00:07:19,125
‫- پس احتمالاً داره ویزیت می‌کنه.
‫- پس باید بریم اونجا.

122
00:07:20,125 --> 00:07:21,000
‫دیوونه شدی؟

123
00:07:22,000 --> 00:07:23,375
‫بیمارستان پر از پلیسه.

124
00:07:23,416 --> 00:07:25,166
‫از وقتی برگشتی، اونا شریل رو زیر نظر دارن.

125
00:07:25,250 --> 00:07:28,666
‫و الان اف‌بی‌آی هم اونجاست
‫چون یکی از نیروهاشون تیر خورده.

126
00:07:28,750 --> 00:07:31,000
‫اگه بری اونجا، گیر می‌افتی.

127
00:07:37,250 --> 00:07:39,541
‫نه، گیر نمی‌افتیم.

128
00:07:41,375 --> 00:07:42,666
‫چون تو می‌تونی قاچاقی ما رو ببری داخل.

129
00:07:43,791 --> 00:07:46,250
‫- ببخشید؟
‫- تو مدیر بیمارستانی، درسته؟

130
00:07:46,291 --> 00:07:51,000
‫حتماً یه کارت عبور داری که بهت اجازه میده
‫به بخش‌های ممنوعه دسترسی داشته باشی، نه؟

131
00:07:51,041 --> 00:07:52,875
‫- آره، ولی...
‫- پس می‌تونی کمکمون کنی از دست پلیس‌ها در بریم.

132
00:07:53,000 --> 00:07:55,125
‫آره، و اگه گیر بیفتیم چی میشه؟

133
00:07:56,625 --> 00:07:59,000
‫من حاضر نیستم به خاطر شما دوتا
‫ریسک دستگیری رو بپذیرم.

134
00:07:59,666 --> 00:08:01,000
‫قضیه ما نیستیم.

135
00:08:02,916 --> 00:08:04,125
‫به خاطر شریله.

136
00:08:05,375 --> 00:08:06,875
‫اون می‌خواد پسرش رو پس بگیره.

137
00:08:07,500 --> 00:08:09,041
‫متیو زنده‌ست.

138
00:08:11,166 --> 00:08:13,250
‫و تو می‌تونی کمک کنی که به خونه برگرده.

139
00:08:17,875 --> 00:08:19,750
‫پرورشگاه گفت که مارتین فرار کرده،

140
00:08:19,791 --> 00:08:22,541
‫اما همیشه شک داشتم که اتفاق شوم‌تری افتاده.

141
00:08:22,625 --> 00:08:24,000
‫فکر می‌کنی دزدیده شده؟

142
00:08:24,125 --> 00:08:27,291
‫مارتین سه هفته قبل از اینکه متیو باروز
‫کشته بشه، ناپدید شد.

143
00:08:27,375 --> 00:08:29,666
‫هم‌سن، هم‌قد، همون مو.

144
00:08:29,750 --> 00:08:34,000
‫باشه، اما چطور ممکنه یه پسر گمشده تو سوئیس
‫توی بوستون به قتل برسه؟

145
00:08:34,041 --> 00:08:37,875
‫خب، اون پرورشگاه با سرمایه‌گذاری خصوصی
‫یه خانواده از بوستون اداره می‌شد،

146
00:08:37,916 --> 00:08:39,166
‫بنیاد پین.

147
00:08:39,750 --> 00:08:40,625
‫چی؟

148
00:08:40,666 --> 00:08:41,916
‫این اسم رو می‌شناسی؟

149
00:08:43,750 --> 00:08:47,125
‫هیدن پین دستگیر شد چون به
‫ریچل میلز و دیوید باروز کمک کرده بود

150
00:08:47,250 --> 00:08:49,625
‫که وارد همون جایی که الان داریم میریم بشن.

151
00:08:49,750 --> 00:08:50,541
‫شوخی می‌کنی.

152
00:08:51,250 --> 00:08:52,750
‫این اصلاً منطقی نیست.

153
00:08:52,875 --> 00:08:57,000
‫اگه پین‌ها به نحوی درگیر بودن،
‫چرا باید بهشون کمک کنه؟

154
00:08:57,750 --> 00:08:59,291
‫شاید خودش هم خبر نداره.

155
00:09:00,041 --> 00:09:01,916
‫چه بلایی سر پرورشگاه اومد؟

156
00:09:02,000 --> 00:09:04,916
‫خب، قبل از اینکه بتونم در مورد ناپدید شدن

157
00:09:05,000 --> 00:09:06,500
‫مارتین تحقیق کنم، بسته شد.

158
00:09:06,541 --> 00:09:10,625
‫باشه، حتی اگه جسدی که اون شب
‫توی تخت پیدا شد مارتین بوده باشه،

159
00:09:11,625 --> 00:09:13,625
‫هیچ راهی برای اثباتش نیست.

160
00:09:14,875 --> 00:09:15,750
‫در واقع، هست.

161
00:09:16,541 --> 00:09:18,291
‫مارتین یه اختلال ژنتیکی نادر داشت.

162
00:09:18,375 --> 00:09:20,250
‫ام‌ال‌دی.

163
00:09:20,291 --> 00:09:22,125
‫متاکروماتیک لوکودیستروفی.

164
00:09:22,250 --> 00:09:23,666
‫این توی آزمایش دی‌ان‌ای مشخص میشه.

165
00:09:23,750 --> 00:09:27,500
‫خون صحنه جرم رو آزمایش کنی
‫و نتیجه‌اش برای ام‌ال‌دی مثبت بشه،

166
00:09:27,625 --> 00:09:31,791
‫ما مدرک داریم که جسدی که
‫اون شب پیدا کردن مارتین بوده.

167
00:09:31,875 --> 00:09:34,625
‫که یعنی متیو باروز هنوز می‌تونه زنده باشه،

168
00:09:34,750 --> 00:09:36,750
‫و پدرش بی‌گناهه.

169
00:09:41,625 --> 00:09:43,541
‫- سلام.
‫- سلام، بابا.

170
00:09:43,625 --> 00:09:46,625
‫ازت می‌خوام به آزمایشگاه جنایی
‫بوستون زنگ بزنی و دستور بدی

171
00:09:46,750 --> 00:09:49,625
‫یه آزمایش دی‌ان‌ای روی خون پیدا شده
‫در صحنه جرم متیو باروز انجام بدن.

172
00:09:49,666 --> 00:09:54,166
‫اونا برای پرونده‌ای که پنج سال پیش بسته شده،
‫آزمایش دی‌ان‌ای انجام نمیدن.

173
00:09:54,250 --> 00:09:56,500
‫خواهش می‌کنم، فقط این کار رو برام انجام بده.

174
00:09:58,625 --> 00:10:00,250
‫باشه، دنبال چی می‌گردی؟

175
00:10:09,291 --> 00:10:11,291
‫اون موقع که زنگ زدم بهت لطف کردم.

176
00:10:11,375 --> 00:10:14,000
‫نمی‌خواستم بیای اینجا.
‫اگه جولی بفهمه، خیلی عصبانی میشه.

177
00:10:14,125 --> 00:10:16,416
‫- با احترام، برام مهم نیست.
‫- منظورم با منه.

178
00:10:16,500 --> 00:10:19,166
‫باشه؟ پس هر چی که فکر می‌کنی
‫قراره انجام بدی... ببخشید، این کیه؟

179
00:10:19,250 --> 00:10:21,875
‫کارآگاه بازرس دنیل مولر، پلیس سوئیس.

180
00:10:21,916 --> 00:10:23,875
‫می‌دونیم چرا باروز اومده اینجا؟

181
00:10:24,000 --> 00:10:26,791
‫نه، هیدن پین اونا رو برد داخل.
‫خانوادش مالک برگ هستن.

182
00:10:27,500 --> 00:10:30,041
‫- شاهد هم وجود داره؟
‫- نه، تعطیل بوده.

183
00:10:30,125 --> 00:10:34,250
‫باشه، پس باروز دنبال کسی نبوده،

184
00:10:34,291 --> 00:10:36,416
‫ولی قطعاً دنبال یه چیزی بوده.

185
00:10:37,166 --> 00:10:39,625
‫- مثل چی؟
‫- مثل اطلاعات بیمارها.

186
00:10:44,750 --> 00:10:47,625
‫بسیار خب، اکثر برنامه‌ها یه مدیر پشتیبان یا رمز عبور دارن

187
00:10:47,666 --> 00:10:49,125
‫که شرکت‌ها بعد از نصب برنامه،

188
00:10:49,166 --> 00:10:51,500
‫زحمت پاک کردنش رو از
‫زیرشاخه دایرکتوری به خودشون نمیدن.

189
00:10:51,541 --> 00:10:53,916
‫این یه اشتباه رایجه
‫که معمولاً از دید پنهان می‌مونه.

190
00:10:56,666 --> 00:10:57,916
‫و...

191
00:10:58,666 --> 00:10:59,875
‫وارد شدیم.

192
00:10:59,916 --> 00:11:03,375
‫بسیار خب، ببینیم دنبال چی بودی، باروز.

193
00:11:03,416 --> 00:11:06,791
‫پرونده‌های بیمارها، تاریخچه اخیر...

194
00:11:12,000 --> 00:11:13,291
‫چی؟
‫[شریل باروز]

195
00:11:14,000 --> 00:11:15,750
‫این... عجیبه.

196
00:11:15,875 --> 00:11:18,250
‫داشته همسر سابقش، شریل رو جستجو می‌کرده.

197
00:11:18,291 --> 00:11:21,375
‫اما هیچ نتیجه‌ای نداره. اون اینجا بیمار نیست.

198
00:11:21,416 --> 00:11:24,000
‫می‌دونی، وقتی روی پرونده‌های جرایم مالی کار می‌کردم،
‫واقعاً می‌تونستم ازت استفاده کنم.

199
00:11:24,125 --> 00:11:25,916
‫باور نمی‌کنی مجبور بودم
‫چه تعداد فایروال رو هک کنم

200
00:11:26,000 --> 00:11:27,666
‫وقتی داشتم حساب‌های برون‌مرزی رو دنبال می‌کردم.

201
00:11:29,500 --> 00:11:31,916
‫تا حالا حسابی توی کیمن رو هک کردی؟

202
00:11:32,000 --> 00:11:33,750
‫بیشتر از یکی. چرا؟

203
00:11:33,875 --> 00:11:36,625
‫یه نگهبان زندان توی بریگز بود به اسم تد وسون.

204
00:11:36,666 --> 00:11:38,250
‫بهش پول دادن تا دیوید رو زیر نظر بگیره،

205
00:11:38,375 --> 00:11:40,375
‫و پول از یه حساب توی کیمن اومده بود.

206
00:11:40,500 --> 00:11:42,750
‫می‌تونم یه نگاهی بندازم. اسم روی حساب چی بود؟

207
00:11:42,875 --> 00:11:45,125
‫- آرای‌اچ هولدینگز.
‫- باشه.

208
00:11:45,250 --> 00:11:47,750
‫می‌تونی کارآگاه مولر رو برگردونی
‫تا از کامپیوترت استفاده کنه؟

209
00:11:47,875 --> 00:11:48,875
‫تو کجا میری؟

210
00:11:49,625 --> 00:11:52,375
‫برمی‌گردم بیمارستان.
‫باید با شریل دریزون حرف بزنم.

211
00:12:13,416 --> 00:12:15,666
‫شما دوتا اینجا منتظر بمونید.
‫میرم آسانسور باری رو چک کنم.

212
00:12:15,750 --> 00:12:18,000
‫وقتی خالی شد، میارمتون بالا.

213
00:12:40,041 --> 00:12:40,916
‫حالت خوبه؟

214
00:12:43,000 --> 00:12:46,166
‫می‌دونی، وقتی تو هواپیما بهت زنگ زدم
‫و گفتم متیو ممکنه پسر من نباشه،

215
00:12:46,250 --> 00:12:47,166
‫برای یه لحظه...

216
00:12:49,000 --> 00:12:50,625
‫به همه چی شک کردم.

217
00:12:52,875 --> 00:12:54,625
‫به وقتی که به دنیا اومد فکر کردم.

218
00:12:55,375 --> 00:12:57,375
‫وقتی برای اولین بار بغلش کردم،

219
00:12:58,875 --> 00:13:02,125
‫و دستش... دست کوچیکش به زور دور
‫انگشت کوچیکم حلقه می‌شد.

220
00:13:03,500 --> 00:13:05,500
‫یه لبخند کوچیک بی‌نقص داشت.

221
00:13:06,500 --> 00:13:07,500
‫و...

222
00:13:08,625 --> 00:13:11,500
‫قدیما مجبور بودم شب‌ها با ماشین بگردونمش
‫تا خوابش ببره.

223
00:13:14,291 --> 00:13:16,291
‫به اولین باری که...

224
00:13:17,500 --> 00:13:18,750
‫که راه رفت فکر کردم.

225
00:13:21,125 --> 00:13:23,250
‫اولین باری که... که بهم گفت بابا.

226
00:13:31,416 --> 00:13:33,500
‫و مهم نیست چی بشه، اون پسر منه.

227
00:13:35,375 --> 00:13:36,416
‫اون پسر منه.

228
00:14:01,291 --> 00:14:04,125
‫- باید در مورد چندتا چیز صحبت کنیم.
‫- طرفم نیا.

229
00:14:09,916 --> 00:14:11,666
‫تماس شما به سیستم

230
00:14:11,750 --> 00:14:13,916
‫پیغام‌گیر صوتی منتقل شده است.

231
00:14:14,000 --> 00:14:15,125
‫سلام، منم.

232
00:14:15,875 --> 00:14:19,875
‫مجبور شدم برای بیرون اومدن معامله کنم.
‫واقعاً متاسفم. من...

233
00:14:20,875 --> 00:14:23,000
‫کاش همه چی جور دیگه‌ای پیش می‌رفت.

234
00:14:23,125 --> 00:14:24,875
‫ببین، میرم عمارت مادرم،

235
00:14:24,916 --> 00:14:27,500
‫و بعدش برای یه مدت میرم.

236
00:14:27,625 --> 00:14:29,500
‫باید ذهنم رو آزاد کنم.

237
00:14:29,541 --> 00:14:32,000
‫ولی یه چیزی هست که باید بدونی.

238
00:14:33,875 --> 00:14:35,916
‫دوستت دارم، ریچل.

239
00:14:37,541 --> 00:14:38,875
‫برای همیشه. این...

240
00:14:40,000 --> 00:14:42,250
‫تنها چیزی که همیشه می‌خواستم
‫این بود که با تو باشم.

241
00:14:46,166 --> 00:14:48,125
‫دوستت دارم. همیشه خواهم داشت.

242
00:14:54,625 --> 00:14:56,625
‫یه اتاق عمل تو بخش کودکان رزرو کردم.

243
00:14:56,666 --> 00:14:58,500
‫هیچ ‌کی بدون کارت من

244
00:14:58,541 --> 00:15:00,666
‫نمی‌تونه واردش بشه، پس اونجا جاتون امنه.

245
00:15:00,875 --> 00:15:02,750
‫البته اگه بتونیم برسیم اونجا.

246
00:15:19,250 --> 00:15:22,666
‫هی، خیالت راحت باشه، خب؟
‫هیچ‌کس انتظار نداره ما اینجا باشیم.

247
00:15:24,125 --> 00:15:26,916
‫و وقتی هلر رو پیدا کنم و بیارمش پیشتون چی؟

248
00:15:27,000 --> 00:15:28,000
‫بعدش چی، هان؟

249
00:15:34,562.5 --> 00:15:44,562.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

250
00:15:51,125 --> 00:15:52,500
‫رونالد.

251
00:15:55,125 --> 00:15:57,250
‫دیدم که یه اتاق عمل رزرو کردی،

252
00:15:57,375 --> 00:16:00,291
‫ولی هیچ جراحی‌ای رو تابلو ندیدم.

253
00:16:01,875 --> 00:16:04,875
‫چون جراحی‌ای در کار نیست.

254
00:16:05,000 --> 00:16:09,250
‫دارم امکاناتمون رو به نماینده‌های
‫هاسپن ایمجینگ نشون میدم.

255
00:16:09,291 --> 00:16:12,791
‫می‌خواستم همه اتاق‌هامون رو با
‫تکنولوژی پیشرفته هوش مصنوعی اونا ارتقا بدم.

256
00:16:12,875 --> 00:16:15,875
‫هیئت مدیره همین الان بودجم رو تصویب کرد،
‫واسه همین دارم کارها رو جلو می‌اندازم.

257
00:16:17,000 --> 00:16:19,625
‫عالیه. خبرم کن چطور پیش رفت.

258
00:16:19,666 --> 00:16:20,750
‫حتماً.

259
00:16:31,750 --> 00:16:34,625
‫حالا شما دو تا اینجا بمونید.
‫میرم دکتر هلر رو پیدا کنم.

260
00:16:34,750 --> 00:16:35,541
‫کارت عالی بود.

261
00:16:38,250 --> 00:16:39,375
‫ممنونم.

262
00:16:46,625 --> 00:16:48,125
‫هیدن یه پیغام صوتی گذاشته.

263
00:16:50,541 --> 00:16:51,750
‫هی، منم.

264
00:16:53,166 --> 00:16:55,250
‫هی، مولر. چیزی دستگیرت شد؟

265
00:16:55,375 --> 00:16:56,500
‫هم آره، هم نه.

266
00:16:56,625 --> 00:16:59,666
‫گرترود پین صاحب‌امضای آرای‌اچ هولدینگز نیست.

267
00:16:59,750 --> 00:17:01,750
‫و اسمش تو هیچ‌ کدوم از اسناد شرکتی‌شون دیده نمیشه.

268
00:17:01,791 --> 00:17:03,791
‫مطمئن نیستم می‌دونی آره و نه یعنی چی.

269
00:17:03,875 --> 00:17:04,916
‫ولی اینجاش جالبه.

270
00:17:05,000 --> 00:17:08,000
‫اون حساب دو روز پیش خالی و بسته شده.

271
00:17:08,625 --> 00:17:10,375
‫ایده‌ای داری پول‌ها کجا رفته؟

272
00:17:10,875 --> 00:17:14,875
‫هنوز دارم روش کار می‌کنم،
‫ولی درخواست حواله از یه بانک همین‌جا تو بوستون اومده.

273
00:17:15,541 --> 00:17:18,916
‫خیلی خب، همه‌ چی رو برام بفرست.
‫میدمش به اف‌بی‌آی تا بررسی کنن.

274
00:17:19,000 --> 00:17:21,250
‫ببین، بانکداری برون‌مرزی
‫تو یه منطقه خاکستری قرار داره.

275
00:17:21,375 --> 00:17:25,000
‫خب؟ و طوری که من این اطلاعات رو به دست آوردم،
‫تو یه منطقه خاکستری‌تره.

276
00:17:25,125 --> 00:17:26,500
‫تو دادگاه آمریکا قابل استناد نیست.

277
00:17:26,541 --> 00:17:29,375
‫اگه نتونیم چیزی رو به گرترود ربط بدیم،
‫پس چه فایده‌ای برامون داره؟

278
00:17:29,416 --> 00:17:31,750
‫اون خبر نداره که ما نمی‌تونیم ربطش بدیم.

279
00:17:34,291 --> 00:17:37,375
‫می‌خوای بترسونیش. ببینی لو میده؟

280
00:17:37,500 --> 00:17:38,291
‫دقیقاً.

281
00:17:38,375 --> 00:17:41,375
‫خیلی خب، من بیمارستانم.
‫بعد از اینکه با گرترود حرف زدی بهم زنگ بزن.

282
00:17:41,416 --> 00:17:42,416
‫باشه.

283
00:17:51,666 --> 00:17:52,791
‫کیم.

284
00:17:52,875 --> 00:17:55,625
‫هی، آقای دریزون. فکر نمی‌کردم امروز بیاید.

285
00:17:55,666 --> 00:17:58,750
‫خب، کار تمومی نداره.
‫دنبال دکتر هلر می‌گردم.

286
00:17:58,875 --> 00:18:00,250
‫مشغول ویزیت هستن یا پیش بیمارن؟

287
00:18:00,875 --> 00:18:03,375
‫- راستش، فکر کنم رفت.
‫- ببخشید؟

288
00:18:03,416 --> 00:18:05,625
‫کمی پیش پیج شد،
‫و هیچ جوابی نداد.

289
00:18:07,291 --> 00:18:08,500
‫باشه، میشه...

290
00:18:08,541 --> 00:18:12,000
‫میشه لطفاً دوباره پیجشون کنی
‫و به نگهبانی هم اطلاع بدی؟

291
00:18:12,041 --> 00:18:13,000
‫ممنونم.

292
00:18:13,041 --> 00:18:14,750
‫- همه ‌چی مرتبه؟
‫- آره، همه ‌چی خوبه.

293
00:18:14,791 --> 00:18:17,000
‫قبل از اینکه امروز بره، باهاش کار دارم.

294
00:18:25,791 --> 00:18:27,375
‫دکتر هلر، لطفاً به بخش مراجعه کنن.

295
00:18:27,416 --> 00:18:29,375
‫دکتر هلر، لطفاً به بخش مراجعه کنن.

296
00:18:29,416 --> 00:18:32,125
‫دکتر هلر، لطفاً به بخش مدیریت مراجعه کنید.

297
00:18:39,500 --> 00:18:40,750
‫دکتر هلر؟

298
00:18:41,666 --> 00:18:42,666
‫دکتر هلر!

299
00:18:43,250 --> 00:18:44,500
‫- رونالد.
‫- هی.

300
00:18:45,000 --> 00:18:45,875
‫داری جایی میری؟

301
00:18:46,750 --> 00:18:48,750
‫راستش دارم میرم خونه.
‫یه کار ضروری خانوادگی پیش اومده.

302
00:18:49,375 --> 00:18:50,416
‫خب، باید با هم حرف بزنیم.

303
00:18:51,375 --> 00:18:53,541
‫متاسفم، هر چی که هست باید بذاری برای فردا.

304
00:18:53,625 --> 00:18:54,875
‫نه، نمیشه گذاشت برای بعد.

305
00:18:55,791 --> 00:18:56,666
‫مجبوری.

306
00:18:58,041 --> 00:18:59,750
‫من می‌دونم توی برگ چه اتفاقی افتاد.

307
00:19:02,750 --> 00:19:05,625
‫به نگهبانی اطلاع دادم.
‫پس الان باید با من بیای.

308
00:19:08,791 --> 00:19:09,916
‫و اگه نیام چی؟

309
00:19:10,625 --> 00:19:11,916
‫انتخاب با توئه،

310
00:19:12,541 --> 00:19:13,750
‫یا من، یا اونا.

311
00:19:17,041 --> 00:19:18,041
‫رونالد.

312
00:19:19,166 --> 00:19:20,291
‫چه خبر شده؟

313
00:19:28,875 --> 00:19:32,125
‫مطلع شدیم که یکی از مردهایی
‫که همراه دیوید بود، کایل برگین،

314
00:19:32,166 --> 00:19:35,916
‫که از اعضای شناخته‌شده‌ی مافیای ایرلندی بود،
‫با تیراندازی پلیس کشته شد...

315
00:19:36,000 --> 00:19:37,500
‫تحت تاثیر قرار گرفتم. گل نیاوردی؟

316
00:19:38,750 --> 00:19:40,166
‫داری برام دل‌رحم میشی، مکس؟

317
00:19:40,250 --> 00:19:44,750
‫خب، چی بگم؟ من از اون طرف ماجرا برگشتم
‫و یه آدم دیگه شدم.

318
00:19:44,791 --> 00:19:46,250
‫برای همینه که داری به اون کمک می‌کنی؟

319
00:19:47,250 --> 00:19:49,041
‫نمی‌دونم منظورت چیه.

320
00:19:49,125 --> 00:19:52,750
‫منظورم آزمایش دی‌ان‌ای هست
‫که بدون هماهنگی با من دستور دادی.

321
00:19:52,875 --> 00:19:57,625
‫ببخشید، فکر کنم هنوز کمی
‫تحت تأثیر داروی بیهوشی‌ام.

322
00:20:01,625 --> 00:20:03,875
‫واقعاً می‌خوای کارت این‌طوری تموم بشه؟

323
00:20:05,125 --> 00:20:07,166
‫من آزمایش دی‌ان‌ای رو لغو کردم.

324
00:20:07,250 --> 00:20:10,125
‫برو دخترت رو ببین،
‫بهش بگو عقب‌نشینی کنه و خودش رو تسلیم کنه.

325
00:20:10,250 --> 00:20:12,125
‫وگرنه نشان هردوتون رو می‌گیرم.

326
00:20:12,250 --> 00:20:13,666
‫می‌دونی چیه؟

327
00:20:15,625 --> 00:20:17,500
‫می‌تونی مال منو همین الان بگیری.

328
00:20:18,500 --> 00:20:19,291
‫ببخشید؟

329
00:20:19,375 --> 00:20:23,166
‫هنوز فکر می‌کنی این فرار از زندانه؟
‫خب، نیست. خیلی بیشتر از این حرفاست.

330
00:20:23,250 --> 00:20:25,666
‫و سارا از همون اولش اینو فهمیده بود!

331
00:20:25,750 --> 00:20:27,750
‫ازت می‌خوام بهش اعتماد کنی!

332
00:20:28,666 --> 00:20:31,541
‫لعنتی، باید بهش اعتماد کنی.
‫اون بهترین ماموریه که دارین.

333
00:20:31,625 --> 00:20:33,875
‫بود، مکس.

334
00:20:34,000 --> 00:20:35,250
‫زمان گذشته‌ست.

335
00:20:36,166 --> 00:20:39,250
‫از عملیات میدانی حذفش می‌کنم
‫و برش می‌گردونم مرکز.

336
00:20:39,375 --> 00:20:42,000
‫تا اطلاع ثانوی تعلیق شده.

337
00:20:43,916 --> 00:20:45,625
‫تو هم از بازنشستگی لذت ببر.

338
00:21:24,875 --> 00:21:26,041
‫خیلی متاسفم.

339
00:21:26,125 --> 00:21:28,125
‫تو هیچ دلیلی برای متاسف بودن نداری.

340
00:21:31,291 --> 00:21:33,125
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

341
00:21:33,166 --> 00:21:35,625
‫رونالد بهم گفت چرا دنبال دکتر هلر می‌گردی.

342
00:21:40,000 --> 00:21:41,916
‫اون نیست، دیوید.

343
00:21:42,875 --> 00:21:44,000
‫امکان نداره باشه.

344
00:21:46,916 --> 00:21:48,666
‫چون انجامش ندادی؟

345
00:21:50,041 --> 00:21:51,625
‫نه.

346
00:21:52,750 --> 00:21:56,666
‫نه، انجامش دادم، ولی هلر دکترم تو برگ نبود.

347
00:21:56,750 --> 00:21:59,625
‫یه زن کار درمانی منو انجام داد.
‫اون کسی بود که لقاح رو انجام داد.

348
00:21:59,750 --> 00:22:01,625
‫پس هر کسی که متیو رو پیش خودش داره،

349
00:22:02,875 --> 00:22:04,125
‫اون نیست.

350
00:22:05,500 --> 00:22:08,416
‫اما دیوید، روز بعد از اینکه رفتم برگ،
‫با حالت تهوع بیدار شدم.

351
00:22:08,500 --> 00:22:12,000
‫پس یه تست بارداری زود هنگام دادم و مثبت بود،

352
00:22:12,750 --> 00:22:15,916
‫که یعنی قبل از اینکه اصلاً برم برگ
‫باردار بودم.

353
00:22:16,875 --> 00:22:18,125
‫برای همین بهت نگفتم.

354
00:22:19,625 --> 00:22:21,750
‫چون می‌دونستم متیو پسر توئه.

355
00:22:24,291 --> 00:22:26,041
‫اون پسر توئه، دیوید.

356
00:22:39,416 --> 00:22:44,166
‫سلام. من مامور ویژه سارا گریر، از اف‌بی‌آی هستم.
‫دنبال دکتر شریل دریزون می‌گردم.

357
00:22:44,250 --> 00:22:46,500
‫دکتر دریزون توی اتاق عمل هستن.

358
00:22:46,541 --> 00:22:48,750
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

359
00:22:48,791 --> 00:22:49,916
‫و شما؟

360
00:22:50,000 --> 00:22:52,375
‫ببخشید، من رونالد دریزون هستم.
‫مدیر بیمارستانم.

361
00:22:53,375 --> 00:22:56,125
‫آقای دریزون. عنوان بهترت رو نگفتی.

362
00:22:56,875 --> 00:22:58,041
‫همسرش.

363
00:22:59,541 --> 00:23:00,875
‫خب، ماجرا چیه؟

364
00:23:01,625 --> 00:23:05,625
‫خواهر شریل یا شوهر سابقش باهاش تماس گرفته؟

365
00:23:05,750 --> 00:23:07,250
‫نه، نه، نه، نه.

366
00:23:07,291 --> 00:23:11,166
‫می‌دونید، من کاملاً مطمئنم که ما...
‫همه‌ی اینا رو با اف‌بی‌آی بررسی کردیم.

367
00:23:11,250 --> 00:23:13,625
‫آره، می‌دونم. گزارش رو خوندم.

368
00:23:13,666 --> 00:23:15,416
‫میشه بگی کی از اتاق عمل میاد بیرون؟

369
00:23:15,500 --> 00:23:16,666
‫چند ساعت دیگه.

370
00:23:17,750 --> 00:23:19,375
‫همین‌ طوری؟ لازم نیست چک کنی؟

371
00:23:20,416 --> 00:23:21,625
‫نه. نه، نه، نه.

372
00:23:26,750 --> 00:23:27,875
‫آقای دریزون...

373
00:23:30,041 --> 00:23:31,250
‫چرا داری بهم دروغ میگی؟

374
00:23:32,875 --> 00:23:34,125
‫دروغ نمیگم.

375
00:23:37,291 --> 00:23:39,625
‫باید بهم بگی شریل الان کجاست،

376
00:23:39,750 --> 00:23:42,875
‫وگرنه به جرم ممانعت از اجرای عدالت دستگیرت می‌کنم.

377
00:23:48,875 --> 00:23:50,000
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

378
00:23:53,375 --> 00:23:54,166
‫افسر.

379
00:23:58,000 --> 00:23:59,250
‫آقای دریزون رو بازداشت کنید.

380
00:24:16,625 --> 00:24:17,625
‫مادر؟

381
00:24:18,625 --> 00:24:19,625
‫هیدن؟

382
00:24:23,625 --> 00:24:25,000
‫چه سورپرایزی.

383
00:24:25,125 --> 00:24:28,250
‫این کارآگاه دنیل مولر از پلیس سوئیس هست.

384
00:24:28,375 --> 00:24:30,750
‫وای، خیلی راهه.

385
00:24:31,416 --> 00:24:33,125
‫- از دیدنتون خوشبختم.
‫- منم همین‌طور.

386
00:24:33,666 --> 00:24:35,291
‫چی باعث شده این همه راه بیاید اینجا؟

387
00:24:35,375 --> 00:24:39,375
‫خب، کارآگاه مولر داشت منو در مورد یه کودک گمشده

388
00:24:39,500 --> 00:24:42,666
‫از یکی از پرورشگاه‌های ما در ژنو مطلع می‌کرد.

389
00:24:42,750 --> 00:24:45,666
‫اسمش مارتین بود.
‫اون... پنج سال پیش ناپدید شد.

390
00:24:47,000 --> 00:24:49,041
‫من چیزی در موردش نشنیده بودم.

391
00:24:49,125 --> 00:24:50,875
‫غم‌انگیز بود.

392
00:24:51,000 --> 00:24:53,625
‫اما کارآگاه معتقده که سرنخی تو پرونده پیدا کرده.

393
00:24:53,666 --> 00:24:57,791
‫برای کار آمریکا بودم، فکر کردم
‫مادرت دوست داره این رو حضوری بشنوه.

394
00:24:57,875 --> 00:25:00,000
‫و من بابتش خیلی سپاسگزارم.

395
00:25:02,500 --> 00:25:04,791
‫شواهد جدیدی در این پرونده پیدا شده،

396
00:25:04,875 --> 00:25:07,625
‫که اونو به یه قتل همین‌جا در بوستون وصل می‌کنه.

397
00:25:08,500 --> 00:25:10,375
‫یه پسر کوچیک به اسم متیو باروز.

398
00:25:15,500 --> 00:25:17,125
‫- هی.
‫- کجایی؟

399
00:25:17,166 --> 00:25:19,500
‫بیمارستانم. ببین، می‌دونم احمقانه به نظر میاد،

400
00:25:19,541 --> 00:25:21,375
‫ولی فکر کنم دیوید باروز اینجاست.

401
00:25:21,416 --> 00:25:23,750
‫آره، همین‌طوره. ولی ادامه بده.

402
00:25:24,250 --> 00:25:26,500
‫باشه، برگشتم تا با شریل،
‫همسر سابقش حرف بزنم.

403
00:25:26,625 --> 00:25:28,166
‫به شوهرش برخوردم،

404
00:25:28,250 --> 00:25:30,000
‫که اتفاقاً مدیر بیمارستان هم هست.

405
00:25:30,041 --> 00:25:32,500
‫اون بهم نگفت کجاست، پس بازداشتش کردم.

406
00:25:32,541 --> 00:25:34,000
‫صبر کن، هی، هی، هی.

407
00:25:34,041 --> 00:25:38,625
‫تو مدیر بیمارستان رو بازداشت کردی؟
‫چطور تونستی...؟ تو مرخصی هستی!

408
00:25:38,750 --> 00:25:42,166
‫آروم باش، خب؟ فشار خونت بالا میره.
‫دادم یه افسر پلیس بوستون این کارو کرد.

409
00:25:42,250 --> 00:25:44,375
‫باید به حرفم گوش کنی، باشه؟

410
00:25:44,416 --> 00:25:46,541
‫جولی داره تو رو از عملیات میدانی حذف می‌کنه.

411
00:25:46,625 --> 00:25:47,916
‫این جدیه، سارا.

412
00:25:48,000 --> 00:25:49,750
‫باشه؟ از آزمایش دی‌ان‌ای خبر داره،

413
00:25:49,875 --> 00:25:52,000
‫و می‌دونه که هنوز داری روی پرونده کار می‌کنی.

414
00:25:52,125 --> 00:25:54,750
‫نمی‌تونی همین‌طوری بچرخی
‫و همه جا نشانت رو نشون بدی

415
00:25:54,791 --> 00:25:56,666
‫و مدیرهای بیمارستان رو بازداشت کنی.

416
00:25:56,750 --> 00:25:58,041
‫اف‌بی‌آی، مامور سارا گریر،

417
00:25:58,125 --> 00:26:00,541
‫باید تمام فیلم‌های امنیتی این طبقه رو
‫برای یک ساعت اخیر ببینم.

418
00:26:00,625 --> 00:26:01,500
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

419
00:26:01,625 --> 00:26:03,375
‫چی... بهم زنگ نزن...

420
00:26:07,750 --> 00:26:10,750
‫متیو باروز رو پدرش کشته،

421
00:26:10,791 --> 00:26:12,125
‫کسی که اخیراً از زندان فرار کرده.

422
00:26:12,875 --> 00:26:14,875
‫توی تمام اخبار بوده.

423
00:26:14,916 --> 00:26:15,916
‫بله.

424
00:26:16,625 --> 00:26:19,375
‫اما، من معتقدم جسدی که اون شب

425
00:26:19,500 --> 00:26:22,375
‫تو اتاق متیو باروز پیدا کردن، در واقع مارتین بوده.

426
00:26:23,166 --> 00:26:24,791
‫و مدرکی برای این داری؟

427
00:26:24,875 --> 00:26:25,875
‫هنوز نه.

428
00:26:26,625 --> 00:26:27,791
‫ولی پیدا می‌کنم.

429
00:26:28,916 --> 00:26:31,000
‫ببینید، مارتین یه اختلال ژنتیکی نادر داشت.

430
00:26:31,125 --> 00:26:32,791
‫اف‌بی‌آی داره روی خونی که

431
00:26:32,875 --> 00:26:35,750
‫اون شب از صحنه جرم جمع‌آوری شده،
‫آزمایش دی‌ان‌ای انجام میده.

432
00:26:36,291 --> 00:26:39,625
‫و وقتی نتایج بیاد، معتقدم ثابت می‌کنه

433
00:26:39,666 --> 00:26:42,750
‫اون کسی که اون شب توی خونه پیدا کردن
‫مارتین بوده،

434
00:26:43,375 --> 00:26:44,625
‫نه متیو باروز.

435
00:26:48,000 --> 00:26:49,875
‫ببخشید، من...

436
00:26:51,000 --> 00:26:54,000
‫نمی‌فهمم این چه ربطی به من داره.

437
00:26:54,041 --> 00:26:58,291
‫یه پسر گمشده از پرورشگاه شما،
‫جسدش توی شهر خودتون پیدا میشه.

438
00:26:59,375 --> 00:27:01,125
‫فکر نمی‌کنید این مشکوکه؟

439
00:27:05,500 --> 00:27:06,375
‫چطور جرأت می‌کنی؟

440
00:27:07,291 --> 00:27:09,375
‫چطور جرأت می‌کنی بگی

441
00:27:09,416 --> 00:27:12,250
‫که من دخالتی تو مرگ یه بچه داشتم؟

442
00:27:16,041 --> 00:27:17,375
‫می‌تونید برید.

443
00:27:25,541 --> 00:27:27,166
‫ممنون از وقتی که گذاشتید.

444
00:27:37,000 --> 00:27:39,375
‫رابرت ادوارد هارولد پین.

445
00:27:40,000 --> 00:27:41,625
‫بله، پدر مرحومم.

446
00:27:43,125 --> 00:27:44,500
‫آرای‌اچ.

447
00:27:49,750 --> 00:27:50,791
‫جالبه.

448
00:27:51,666 --> 00:27:54,000
‫من همین تازگی به یه شرکت هلدینگ تو کیمن برخوردم

449
00:27:54,041 --> 00:27:55,500
‫که دقیقاً همین حروف اختصاری رو داره.

450
00:27:59,291 --> 00:28:00,500
‫باید تصادفی باشه.

451
00:28:02,000 --> 00:28:03,625
‫حتماً هست.

452
00:28:09,750 --> 00:28:11,416
‫فقط چون در مورد هلر اشتباه کردیم،

453
00:28:11,500 --> 00:28:13,750
‫دلیل نمیشه در مورد اتفاقی که افتاده اشتباه کرده باشیم، درسته؟

454
00:28:13,875 --> 00:28:15,916
‫فقط باید بفهمیم اهداکننده‌ات کی بوده.

455
00:28:16,000 --> 00:28:19,250
‫آره، چطوری؟ هر کسی بوده فایل رو پاک کرده
‫و داره ردش رو می‌پوشونه.

456
00:28:19,291 --> 00:28:22,000
‫- داری از چی حرف می‌زنی؟
‫- ما رفتیم برگ که پرونده‌ات رو بگیریم.

457
00:28:22,041 --> 00:28:23,000
‫نبود.

458
00:28:24,791 --> 00:28:27,625
‫گم نشده. فقط به اسم من نیست.

459
00:28:29,750 --> 00:28:30,791
‫به اسم توئه.

460
00:28:31,375 --> 00:28:32,291
‫به اسم من؟

461
00:28:32,875 --> 00:28:36,125
‫متأسفم، باشه؟
‫من از اسمت استفاده کردم. باید بهت می‌گفتم.

462
00:28:36,250 --> 00:28:39,750
‫باید به هر دوی شما می‌گفتم، ولی نمی‌خواستم بفهمید.

463
00:28:41,500 --> 00:28:43,750
‫صبر کن، اهداکننده از کجا می‌دونست
‫از اسم من استفاده کردی؟

464
00:28:43,791 --> 00:28:45,416
‫هنوزم باید کسی توی برگ باشه.

465
00:28:45,500 --> 00:28:48,166
‫کسی که هر دوی ما رو اونقدر خوب می‌شناسه
‫که بتونه همه‌ چی رو کنار هم بذاره.

466
00:28:48,875 --> 00:28:52,666
‫من کسی رو اونجا نمی‌شناسم.
‫منظورم اینه که، غیر از دکترم.

467
00:28:56,250 --> 00:28:57,125
‫چرا، می‌شناسی.

468
00:28:58,250 --> 00:28:59,500
‫هر دوتون می‌شناسید.

469
00:29:00,500 --> 00:29:02,291
‫کلاً اشتباه کرده بودم.

470
00:29:03,750 --> 00:29:05,125
‫تو هدف نبودی.

471
00:29:09,416 --> 00:29:10,375
‫ریچل بود.

472
00:29:14,375 --> 00:29:15,375
‫درسته.

473
00:29:19,375 --> 00:29:22,416
‫به خاطر اینه که اون می‌خواست
‫من باردار بشم، نه تو.

474
00:29:27,041 --> 00:29:28,416
‫صبر کن، صبر کن.

475
00:29:31,875 --> 00:29:33,125
‫چی شده؟

476
00:29:33,250 --> 00:29:35,666
‫عکس‌های گمشده از سیکس فلگز.

477
00:29:35,750 --> 00:29:37,500
‫این عکاسی دیویدسون هست؟

478
00:29:37,625 --> 00:29:39,916
‫تمام عکس‌هاتون برام فرستاده شد،
‫ولی سه تاش کمه.

479
00:29:40,000 --> 00:29:41,791
‫و داشتم فکر می‌کردم اگه میشه برام ایمیلشون کنی.

480
00:29:49,750 --> 00:29:51,125
‫صنایع پین؟

481
00:29:51,666 --> 00:29:53,541
‫اونا اون روز کل پارک رو اجاره کرده بودن.

482
00:29:55,125 --> 00:29:57,250
‫ما کات نکردیم. تو با من کات کردی.

483
00:29:58,000 --> 00:29:59,250
‫بزرگترین اشتباه زندگیم بود.

484
00:30:00,500 --> 00:30:01,625
‫یه شانس دیگه بهم میدی؟

485
00:30:03,375 --> 00:30:05,750
‫ریچل، یه چیزی هست که باید بدونی.

486
00:30:06,625 --> 00:30:09,250
‫دوستت دارم. همیشه خواهم داشت.

487
00:30:26,875 --> 00:30:28,625
‫لعنتی.

488
00:30:30,125 --> 00:30:31,625
‫ببخشید، کارآگاه.

489
00:30:45,416 --> 00:30:46,791
‫کار هیدن‌ ـه.

490
00:31:00,125 --> 00:31:01,791
‫تمام این مدت متیو پیشش بوده.

491
00:31:07,250 --> 00:31:11,500
‫اف‌بی‌آی! دیوید باروز، شما بازداشتید!
‫دست‌ها بالا! بذارروی سرت!

492
00:31:11,625 --> 00:31:13,625
‫همه‌تون، جایی که بتونم ببینمشون!

493
00:31:15,625 --> 00:31:18,583
W W W . M O V I E S H O . C O M