1
00:00:11,750 --> 00:00:14,541
‫[پنج سال پیش]

2
00:00:56,250 --> 00:00:57,458
‫هیدن؟

3
00:01:02,250 --> 00:01:03,416
‫این کیه؟

4
00:01:06,166 --> 00:01:07,708
‫پسرمه.

5
00:01:10,750 --> 00:01:11,958
‫از تبار پینه.

6
00:01:14,791 --> 00:01:16,250
‫چیکار کردی؟

7
00:01:53,333 --> 00:01:54,541
‫رفیق، چیکار می‌کنی؟

8
00:01:55,458 --> 00:01:56,625
‫بابا!

9
00:01:57,250 --> 00:01:58,500
‫بیا بغلم.

10
00:01:58,583 --> 00:02:00,083
‫آخیش!

11
00:02:02,083 --> 00:02:05,916
‫می‌خوای فورتنایت بازی کردنم رو ببینی؟
‫یه لباس جنگ ستارگان جدید خفن گرفتم.

12
00:02:06,000 --> 00:02:08,250
‫دلم می‌خواد، ولی...

13
00:02:09,125 --> 00:02:10,958
‫برات سورپرایز دارم.

14
00:02:11,041 --> 00:02:13,791
‫قراره من و تو و مامان‌بزرگ
‫با همدیگه بریم سفر.

15
00:02:13,875 --> 00:02:14,708
‫کجا؟

16
00:02:14,791 --> 00:02:17,708
‫اگه بگم که مزه‌اش می‌پره، نمی‌پره؟

17
00:02:18,208 --> 00:02:19,666
‫ولی باید وسایلت رو جمع کنی، خب؟

18
00:02:19,750 --> 00:02:21,125
‫فقط وسایلی که خیلی
‫دلت می‌خواد رو بردار.

19
00:02:21,208 --> 00:02:23,708
‫هر چیز دیگه‌ای که موند رو
‫وقتی رسیدیم از همون‌جا می‌خریم.

20
00:02:23,791 --> 00:02:24,708
‫وایستا.

21
00:02:25,833 --> 00:02:27,291
‫باز اسباب‌کشی داریم؟

22
00:02:28,916 --> 00:02:29,833
‫آره.

23
00:02:30,333 --> 00:02:31,833
‫دیگه برنمی‌گردیم اینجا؟

24
00:02:33,458 --> 00:02:35,166
‫برو وسایلت رو جمع کن.

25
00:02:36,125 --> 00:02:37,541
‫دیوید بی‌گناهه!

26
00:02:37,625 --> 00:02:41,375
‫پسرش زنده است و یکی
‫به نام هیدن پین نگهش داشته!

27
00:02:41,458 --> 00:02:44,416
‫- نه، هیدن پین همدست تو بود.
‫- نه، نبود.

28
00:02:44,500 --> 00:02:47,416
‫داشت جفتمون رو بازی می‌داد
‫تا حقیقت رو نفهمیم.

29
00:02:47,500 --> 00:02:48,958
‫قراره از شهر بره.

30
00:02:49,041 --> 00:02:51,541
‫یه‌کم پیش برام یه پیام صوتی
‫مرموز گذاشت که خداحافظی کنه.

31
00:02:51,625 --> 00:02:53,208
‫- یعنی می‌خواد فرار کنه؟
‫- آره.

32
00:02:53,291 --> 00:02:57,375
‫که اگه بره، اگه فرار کنه،
‫دیگه نمی‌تونیم متیو رو پیدا کنیم!

33
00:02:58,458 --> 00:03:00,625
‫می‌دونم چقدر مسخره به نظر میاد.

34
00:03:03,250 --> 00:03:05,875
‫پسری که اون شب پیداش کردم متیو نبود.

35
00:03:07,833 --> 00:03:09,166
‫می‌دونم.

36
00:03:11,166 --> 00:03:12,833
‫می‌دونم متیو نبود.

37
00:03:15,833 --> 00:03:17,666
‫یه پسری به اسم مارتین بیشاف بود.

38
00:03:17,750 --> 00:03:20,708
‫از یه پرورشگاهی توی سوئیس
‫که مال خانواده پین بود گم شد.

39
00:03:31,875 --> 00:03:34,708
‫کار اون کارآگاهه رو انجام دادم
‫و صحنه رو پاکسازی کردم.

40
00:03:35,583 --> 00:03:38,750
‫ولی دیر یا زود سر و کله
‫اف‌بی‌آی پیدا می‌شه.

41
00:03:39,666 --> 00:03:40,791
‫باید بریم.

42
00:03:40,875 --> 00:03:43,500
‫این داستان فرار کردن
‫به یه ساحل دورافتاده تموم نمی‌شه.

43
00:03:43,583 --> 00:03:45,375
‫پرونده رو دوباره باز می‌کنن.

44
00:03:46,083 --> 00:03:49,791
‫در اون صورت تو و هیدن باید
‫باقی عمرتون رو فراری باشین.

45
00:03:49,875 --> 00:03:51,791
‫مگه چاره دیگه‌ای داریم؟

46
00:03:51,875 --> 00:03:55,166
‫مردم فکر می‌کنن متیو باروز
‫همچنان ممکنه زنده باشه.

47
00:03:57,291 --> 00:03:58,541
‫اگه زنده نباشه چی می‌شه؟

48
00:03:59,500 --> 00:04:00,500
‫الان حرفت چیه؟

49
00:04:00,583 --> 00:04:04,791
‫دارم می‌گم اگه اون شب مرده باشه
‫و جنازه‌اش پیدا نشده باشه چی؟

50
00:04:04,875 --> 00:04:06,666
‫اینطوری هیچ ارتباطی
‫به تو پیدا نمی‌کنه.

51
00:04:06,750 --> 00:04:08,083
‫لازم هم نیست فرار کنی.

52
00:04:09,791 --> 00:04:12,500
‫اگه قراره دنیامون واقع‌بینانه باشه،

53
00:04:12,583 --> 00:04:14,166
‫اون بچه از تبار پینه.

54
00:04:15,833 --> 00:04:18,291
‫شاید آخرین فرزند خانواده پین باشه،

55
00:04:18,375 --> 00:04:20,250
‫و هیدن عاشقشه.

56
00:04:21,666 --> 00:04:22,958
‫روشنه؟

57
00:04:34,791 --> 00:04:37,166
‫- درباره چی حرف می‌زنین؟
‫- تیو چطوره؟

58
00:04:38,291 --> 00:04:39,250
‫خوبه.

59
00:04:39,791 --> 00:04:41,208
‫توی اتاقشه داره وسایل جمع می‌کنه.

60
00:04:41,791 --> 00:04:44,000
‫- چیزی ندید؟
‫- نه.

61
00:04:44,583 --> 00:04:47,000
‫حواست باشه تا موقع حرکتمون
‫توی اتاقش بمونه.

62
00:04:48,458 --> 00:04:49,375
‫هیدن.

63
00:04:54,458 --> 00:04:56,333
‫کارآگاهه از همه‌چی خبر نداشت.

64
00:04:57,000 --> 00:05:00,916
‫کاری که تو کردی برای خیر و صلاح
‫خودت و پسرت بود.

65
00:05:05,000 --> 00:05:06,000
‫می‌دونم.

66
00:05:07,875 --> 00:05:09,833
‫ببینم، اگه تو می‌دونستی
‫که اون جنازه متیو نبود،

67
00:05:09,916 --> 00:05:12,458
‫چرا اف‌بی‌آی الان دنبال پسرم نیست؟

68
00:05:12,541 --> 00:05:13,541
‫به این آسونی‌ها نیست.

69
00:05:13,625 --> 00:05:17,375
‫یعنی چی به این آسونی‌ها نیست؟
‫یه آدم روانی دزدیدش!

70
00:05:17,458 --> 00:05:20,291
‫من تعلیق شدم، یعنی بدون مدرک موثق،
‫مجبورم خودم دست به کار بشم.

71
00:05:20,375 --> 00:05:22,500
‫باشه، مگه الان کم پلیس ریخته؟

72
00:05:22,583 --> 00:05:24,333
‫- از یکیشون کمک می‌گیرم.
‫- اینطوری نمی‌شه.

73
00:05:24,416 --> 00:05:26,541
‫- چرا نشه؟
‫- چون به قول خودت طرف روانیه.

74
00:05:26,625 --> 00:05:28,666
‫اگه پلیس دنبالش بیفته و احساس خطر کنه،

75
00:05:28,750 --> 00:05:30,666
‫خدا می‌دونه چه بلایی
‫ممکنه سر متیو بیاره.

76
00:05:30,750 --> 00:05:32,916
‫عمارت پین نیم‌ساعت خارج از شهره.

77
00:05:33,000 --> 00:05:34,958
‫حتی اگه الان راه بیفتیم
‫ممکنه بهشون نرسیم.

78
00:05:35,041 --> 00:05:37,125
‫پس باید معطلش کنیم.
‫تا قبل از اینکه بره خودمون رو برسونیم.

79
00:05:37,208 --> 00:05:38,625
‫چطوری؟ چطوری معطلش کنیم؟

80
00:05:39,916 --> 00:05:41,250
‫بعد از اینکه بهم حمله شد،

81
00:05:42,125 --> 00:05:44,291
‫می‌خواست مجابم کنه که باهاش از کشور برم.

82
00:05:44,375 --> 00:05:46,166
‫فکر نکن باورش بشه که نظرت عوض شده.

83
00:05:46,250 --> 00:05:47,375
‫ولی اگه...

84
00:05:48,666 --> 00:05:50,666
‫فکر کنه تو بازداشت شدی،
‫باور می‌کنه.

85
00:05:55,416 --> 00:05:57,458
‫ریچل، خدا رو شکر زنگ زدی.

86
00:05:58,083 --> 00:06:00,541
‫فکر نمی‌کردم دیگه خبری ازت بشنوم.

87
00:06:01,166 --> 00:06:02,583
‫جان؟ چی گفتی؟

88
00:06:03,833 --> 00:06:06,500
‫عه، آره. آره. باشه.

89
00:06:07,291 --> 00:06:08,416
‫می‌تونم انجام بدم.

90
00:06:10,125 --> 00:06:12,375
‫به نظرت رونالد ناراحت می‌شه
‫که ماشینش رو بدزدم؟

91
00:06:12,458 --> 00:06:14,791
‫حتی نمی‌دونم الان کجاست.

92
00:06:15,708 --> 00:06:18,541
‫آها، راستی...
‫من دادم رونالد رو بازداشت کنن.

93
00:06:18,625 --> 00:06:19,500
‫چی؟

94
00:06:19,583 --> 00:06:21,333
‫آزادش می‌کنم. نگران نباش.

95
00:06:22,333 --> 00:06:25,083
‫- پشت سرتم. مواظب باش.
‫- این‌ها رو دستت کن.

96
00:06:25,166 --> 00:06:27,208
‫اگه کسی جلومون رو گرفت،
‫می‌گیم دستگیرت کردم، خب؟

97
00:06:29,750 --> 00:06:30,958
‫- دیوید.
‫- بله؟

98
00:06:33,625 --> 00:06:35,791
‫خیلی چیزها هست که باید بهت بگم، ولی...

99
00:06:37,625 --> 00:06:39,041
‫لازم نیست بگی.

100
00:06:40,625 --> 00:06:42,083
‫گذشته‌ها گذشته.

101
00:06:43,250 --> 00:06:45,125
‫پسرمون رو برگردون، خب؟

102
00:06:45,875 --> 00:06:47,416
‫هر طوری که شده.

103
00:06:47,916 --> 00:06:49,166
‫برش گردون خونه.

104
00:06:57,000 --> 00:06:59,708
‫خبر فوری: روزنامه بوستون گلوب
‫هم‌اکنون گزارش داده...

105
00:06:59,791 --> 00:07:04,458
‫که متهم فراری به نام دیوید باروز،
‫توسط پلیس بوستون بازداشت شده.

106
00:07:04,541 --> 00:07:06,083
‫یا خدا. گرفتنش.

107
00:07:06,166 --> 00:07:08,500
‫- هنوز هیچی معلوم نیست.
‫- برمی‌گرده زندان.

108
00:07:08,583 --> 00:07:09,791
‫تا کی؟

109
00:07:10,750 --> 00:07:13,250
‫در نهایت تبرئه می‌شه.

110
00:07:13,333 --> 00:07:15,750
‫بعدش دوباره شروع می‌کنه بگرده.

111
00:07:15,833 --> 00:07:17,666
‫ولی این بار دیگه فراری نیست.

112
00:07:19,208 --> 00:07:20,458
‫ما باید بریم.

113
00:07:24,791 --> 00:07:25,791
‫ریچل.

114
00:07:27,166 --> 00:07:28,000
‫حالت خوبه؟

115
00:07:29,083 --> 00:07:31,708
‫- دیوید رو گرفتن.
‫- توی اخبار دیدم. چی شد؟

116
00:07:31,791 --> 00:07:35,583
‫یواشکی رفتیم بیمارستان تا
‫هلر رو پیدا کنیم، دیوید رو گرفتن.

117
00:07:35,666 --> 00:07:38,083
‫من تونستم فرار کنم.
‫ولی جایی رو ندارم برم.

118
00:07:38,166 --> 00:07:39,708
‫موندم چیکار کنم.

119
00:07:40,416 --> 00:07:43,791
‫هیدن، بدترین بخش اینه که هلر رفته.
‫دیگه نمی‌تونیم متیو رو پیدا کنیم.

120
00:07:44,375 --> 00:07:45,250
‫من چطوری کمکت کنم؟

121
00:07:46,375 --> 00:07:48,583
‫یادته گفتم می‌تونیم با همدیگه بریم، نه؟

122
00:07:48,666 --> 00:07:50,500
‫اگه هنوز سر حرفت هستی،

123
00:07:50,583 --> 00:07:52,041
‫من حاضرم بیام هیدن.

124
00:07:52,541 --> 00:07:55,166
‫الان عمارت مادرمم.
‫تا کی خودت رو می‌رسونی؟

125
00:07:55,750 --> 00:07:58,208
‫خدا خدا می‌کردم این رو بگی.
‫چون تقریبا رسیدم.

126
00:07:58,791 --> 00:08:00,333
‫- می‌بینمت.
‫- باشه.

127
00:08:02,416 --> 00:08:04,791
‫متوجه نیستی چقدر احمقی؟

128
00:08:04,875 --> 00:08:07,041
‫نمی‌فهمم وابستگیت به این زن از چی میاد.

129
00:08:07,125 --> 00:08:08,291
‫مادر، من عاشقشم.

130
00:08:08,375 --> 00:08:12,333
‫پسر جان، وابستگی مریض‌گونه
‫با عشق فرق داره.

131
00:08:12,416 --> 00:08:14,208
‫این دختره زندگیت رو سیاه می‌کنه.

132
00:08:14,291 --> 00:08:16,541
‫واسه همین استفانو رو اجیر کردی تا بکشش؟

133
00:08:17,291 --> 00:08:21,125
‫بالاخره یکی باید تصمیمات سخت رو بگیره،
‫که مسلما تو جنمش رو نداری.

134
00:08:21,791 --> 00:08:23,041
‫اگه کسی سد راهمون بشه...

135
00:08:27,333 --> 00:08:29,458
‫ته این ماجرا پایان خوشی نداره.

136
00:08:30,041 --> 00:08:33,125
‫فکر کردی خواهرزاده خودش رو تشخیص نمی‌ده؟

137
00:08:33,791 --> 00:08:36,875
‫کل این داستان از وقتی شروع شد
‫که اون عکس رو دید و...

138
00:08:36,958 --> 00:08:38,541
‫در جا فهمید متیو باروزه.

139
00:08:38,625 --> 00:08:40,416
‫متیو باروز کیه؟

140
00:08:41,625 --> 00:08:42,541
‫تیو.

141
00:08:44,916 --> 00:08:47,041
‫مگه دزدکی گوش کردن کار زشتی نبود؟

142
00:08:47,125 --> 00:08:49,333
‫ببخشید. منظوری نداشتم.

143
00:08:49,416 --> 00:08:52,875
‫اشکالی نداره رفیق. من و مامان‌بزرگ
‫داریم درباره سفر حرف می‌زنیم.

144
00:08:52,958 --> 00:08:56,041
‫هر چقدر گشتم راینو رو پیدا نکردم.
‫می‌خواستم با خودمون بیارمش.

145
00:08:56,625 --> 00:08:59,625
‫عه، خب. گوش کن چی می‌گم.

146
00:09:00,333 --> 00:09:03,125
‫برگرد بالا توی اتاقت،
‫من هم میام کمکت کنم.

147
00:09:12,666 --> 00:09:14,125
‫وقتی که رسید.

148
00:09:15,208 --> 00:09:17,291
‫بهش بگو که نمی‌تونی کمکش کنی.

149
00:09:18,041 --> 00:09:20,625
‫فقط بهش بگو که بره.

150
00:10:02,875 --> 00:10:04,125
‫صرفا محض احتیاط گفتم.

151
00:10:04,750 --> 00:10:05,833
‫عاقلانه است.

152
00:10:05,916 --> 00:10:08,375
‫آره، کسی که پشت این ماجراست
‫می‌دونه که داشتم بهت کمک می‌کردم.

153
00:10:10,000 --> 00:10:11,958
‫مرسی که گذاشتی بیام اینجا.

154
00:10:12,041 --> 00:10:13,833
‫واقعا جای دیگه‌ای رو نداشتم.

155
00:10:13,916 --> 00:10:15,041
‫درسته.

156
00:10:18,500 --> 00:10:19,375
‫چی شد؟

157
00:10:20,166 --> 00:10:22,750
‫ریچل، دیگه نمی‌تونم کمکت کنم.

158
00:10:22,833 --> 00:10:24,708
‫مگه نمی‌خواستی تشکیل زندگی بدیم؟

159
00:10:24,791 --> 00:10:26,000
‫چرا.

160
00:10:26,583 --> 00:10:28,833
‫پس مشکل چیه؟

161
00:10:33,000 --> 00:10:34,416
‫فهمیدم. مشکل مادرته.

162
00:10:36,250 --> 00:10:39,416
‫از این گیج شدم که فکر کردم
‫گفتی می‌خوای هوام رو داشته باشی.

163
00:10:42,500 --> 00:10:43,958
‫من بهت نیاز دارم.

164
00:10:45,083 --> 00:10:46,833
‫الان بیشتر از همیشه می‌خوامت.

165
00:10:49,625 --> 00:10:52,166
‫تو که می‌دونی تنها زمانی که واقعا
‫احساس امنیت کردم، کنار تو بود.

166
00:10:53,250 --> 00:10:54,541
‫ما اگه بریم...

167
00:10:55,416 --> 00:10:56,708
‫دیگه نمی‌تونیم برگردیم.

168
00:10:58,208 --> 00:11:00,125
‫من که اینجا دلبستگی ندارم.

169
00:11:00,208 --> 00:11:02,041
‫خیلی وقته ازش دل کَندم.

170
00:11:06,375 --> 00:11:08,333
‫می‌خوام با همدیگه از نو شروع کنیم.

171
00:11:11,166 --> 00:11:12,625
‫تو هم می‌خوای؟

172
00:11:21,000 --> 00:11:24,041
‫بی‌زحمت تو...
‫توی سالن اصلی منتظر باش.

173
00:11:24,125 --> 00:11:24,958
‫باشه.

174
00:11:25,041 --> 00:11:27,000
‫قبل از اینکه بریم،
‫یه سر مستراح می‌رم.

175
00:11:27,083 --> 00:11:28,875
‫- ته راهروئه. البته بلدی.
‫- آره.

176
00:11:41,583 --> 00:11:42,958
‫مرسی که کمکم کردی.

177
00:11:43,041 --> 00:11:46,375
‫تشکر نکن. همین که این ماجرا تموم شه،
‫دوباره بازداشتت می‌کنم.

178
00:11:46,458 --> 00:11:48,375
‫از من بپرسی باید بگم
‫اینجا یه ایستگاه موقته.

179
00:11:48,458 --> 00:11:50,583
‫تا وقتی که بتونیم متیو رو
‫پس بگیریم، برام مهم نیست.

180
00:11:58,916 --> 00:12:00,000
‫شریکمه.

181
00:12:00,083 --> 00:12:03,041
‫گمون نکنم با ایستگاه موقتیمون موافق باشه.

182
00:12:04,208 --> 00:12:05,375
‫اصلا نیست.

183
00:12:06,625 --> 00:12:09,041
‫شما باید مامور سارا گریر تماس گرفتین،
‫بنده در حال حاضر...

184
00:12:09,125 --> 00:12:12,250
‫هوف، گندت بزنن سارا.
‫می‌شه گوشی صاحب‌مرده رو برداری؟

185
00:12:12,333 --> 00:12:14,541
‫دیگه بسمه.

186
00:12:14,625 --> 00:12:15,916
‫من دیگه اینجا نمی‌مونم.

187
00:12:17,166 --> 00:12:18,625
‫آخ! آخ!

188
00:12:24,458 --> 00:12:27,750
‫سلام، شاید خیلی عجیب به نظر بیاد.
‫من اسمم شریله.

189
00:12:27,833 --> 00:12:31,583
‫- می‌شناسمت دکتر دریزون.
‫- همکارت مامور گریر، همین الان رفت.

190
00:12:31,666 --> 00:12:32,750
‫رفت کجا؟

191
00:12:32,833 --> 00:12:34,875
‫تا پسر من رو پیدا کنه، و اینکه...

192
00:12:36,500 --> 00:12:37,541
‫دیوید هم باهاشه.

193
00:12:37,625 --> 00:12:39,333
‫پس واقعا بازداشت نشده بود.

194
00:12:39,416 --> 00:12:41,166
‫- نه.
‫- می‌دونی مقصدشون کجاست؟

195
00:12:41,250 --> 00:12:42,125
‫می‌رن عمارت پین.

196
00:12:42,208 --> 00:12:45,083
‫هیدن پین پشت همه اتفاقاتی بود
‫که اون شب رخ داد.

197
00:12:45,166 --> 00:12:48,583
‫ولی گفت اف‌بی‌ای بدون مدرک،
‫نمی‌تونه هیچ کاری کنه.

198
00:12:49,833 --> 00:12:50,666
‫من مدرکش رو دارم.

199
00:12:51,416 --> 00:12:54,208
‫فیلیپ مک‌کنزی برام
‫تست دی‌ان‌ای انجام داد.

200
00:12:54,791 --> 00:12:57,875
‫این ثابت می‌کنه خونی که اون شب
‫پیدا شده بود، مال متیو نبود.

201
00:12:57,958 --> 00:13:01,625
‫یعنی اون نتایج دی‌ان‌ای که توی
‫دادگاه نشون دادن، دستکاری شده بود.

202
00:13:02,625 --> 00:13:03,958
‫دیوید بی‌گناهه.

203
00:13:04,583 --> 00:13:07,083
‫پسرم زنده است.
‫خواهش کردم.

204
00:13:07,958 --> 00:13:09,500
‫کمک تو رو می‌خوام.

205
00:13:15,583 --> 00:13:18,166
‫[پیغام شما: من داخلم،
‫حراست مسلح اینجاست. مواظب باش.]

206
00:13:18,208 --> 00:13:18,875
‫[ارسال پیغام]

207
00:13:18,916 --> 00:13:19,208
‫[تایید ارسال]

208
00:13:29,916 --> 00:13:31,583
‫- مگه منظورم رو واضح نگفتم.
‫- چرا.

209
00:13:31,666 --> 00:13:34,375
‫- پس چرا هنوز اینجاست؟
‫- می‌تونم درستش کنم.

210
00:13:34,458 --> 00:13:36,958
‫هیدن، این تو رو دوست نداره.

211
00:13:38,125 --> 00:13:39,500
‫مشکل جدی داریم.

212
00:13:39,583 --> 00:13:40,875
‫شوخی می‌کنی.

213
00:13:40,958 --> 00:13:42,916
‫دیوید باروز اصلا بازداشت نشده بود.

214
00:13:43,000 --> 00:13:43,916
‫چی؟

215
00:13:44,000 --> 00:13:47,083
‫نه توی اف‌بی‌آیه،
‫نه توی اداره پلیس بوستون.

216
00:13:47,166 --> 00:13:51,166
‫هیچ‌کس نمی‌دونه چرا روزنامه گلوب
‫این خبر رو کار کرده، یا منبعش کی بوده.

217
00:13:55,291 --> 00:13:56,125
‫ریچل.

218
00:13:56,208 --> 00:13:58,208
‫هنوز فکر کردی می‌شه درستش کرد؟

219
00:13:58,291 --> 00:14:00,583
‫باروز احتمالا توی راه اینجا باشه.

220
00:14:01,291 --> 00:14:02,625
‫چیکار کنیم؟

221
00:14:05,291 --> 00:14:06,333
‫بذار بیان.

222
00:14:07,958 --> 00:14:09,333
‫بهرحال بهمون لطف کرده.

223
00:14:09,916 --> 00:14:13,833
‫هیچ‌کس به کشتن
‫دو تا متهم فراری خطرناک...

224
00:14:13,916 --> 00:14:16,041
‫که بدون اجازه وارد
‫ملک خصوصی شدن شک نمی‌کنه.

225
00:14:16,125 --> 00:14:18,166
‫گمونم بالاخره باهام موافق باشی.

226
00:14:54,416 --> 00:14:55,333
‫برو ته ماشین بشین.

227
00:14:55,416 --> 00:14:56,583
‫من هم باهات میام.

228
00:14:57,833 --> 00:15:00,041
‫تو هنوز باید فرار کنی، خب؟
‫گفتم کمک می‌کنم.

229
00:15:00,125 --> 00:15:02,208
‫- قرار نیست تیم بشیم که.
‫- آره، تیم نمی‌شیم.

230
00:15:03,666 --> 00:15:05,291
‫من تنها اومده بودم، تو دنبالم بودی.

231
00:15:05,375 --> 00:15:08,416
‫بعدش وقتی پسرم رو برگردونم،
‫می‌تونی برم گردونی زندان.

232
00:15:12,875 --> 00:15:13,875
‫ریچله.

233
00:15:14,625 --> 00:15:16,541
‫چند تا نگهبان مسلح دور و بر خونه هستن.

234
00:15:19,666 --> 00:15:22,750
‫می‌تونم کمکت کنم.
‫فقط لطفا... بذار پیداش کنم.

235
00:15:31,750 --> 00:15:34,750
‫- حالت خوبه؟
‫- یه‌کم شوکه شدم.

236
00:15:36,208 --> 00:15:37,333
‫دیگه جات امنه.

237
00:15:37,416 --> 00:15:40,958
‫اینکه اومدی پیشم، یعنی دقیقا همون
‫چیزی رو می‌خوای که من می‌خوام.

238
00:15:43,000 --> 00:15:43,833
‫آره.

239
00:15:44,500 --> 00:15:45,791
‫- واقعا؟
‫- آره.

240
00:15:46,125 --> 00:15:47,791
‫عه، چیکار می‌کنی؟

241
00:15:48,791 --> 00:15:49,833
‫هیدن.

242
00:15:54,083 --> 00:15:54,916
‫هیدن؟

243
00:15:56,208 --> 00:16:00,125
‫- خواهشا بذار توضیح بدم.
‫- من هر کاری برات می‌کردم.

244
00:16:00,208 --> 00:16:02,791
‫لطفا بذار برات توضیح بدم.

245
00:16:03,375 --> 00:16:04,625
‫تو بهم دروغ گفتی.

246
00:16:11,375 --> 00:16:13,208
‫قلبم رو شکوندی.

247
00:16:26,208 --> 00:16:27,291
‫چطوری بریم تو؟

248
00:16:27,375 --> 00:16:28,375
‫ورودی جانبی داره.

249
00:16:28,458 --> 00:16:29,625
‫از پشت هوات رو دارم.

250
00:16:33,666 --> 00:16:35,083
‫[در حال تماس: مکس]

251
00:16:35,750 --> 00:16:38,750
‫امیدوارم سر عقل اومده باشی
‫و تصمیم گرفته باشی بهم بگی کجاست.

252
00:16:38,833 --> 00:16:39,750
‫باشه جولی خان.

253
00:16:40,333 --> 00:16:43,125
‫الان توی راه عمارت پینه تا هیدن پین رو...

254
00:16:43,208 --> 00:16:44,583
‫به جرم قتل و آدم‌ربایی بازداشت کنه.

255
00:16:44,666 --> 00:16:45,666
‫ولی تعلیق شده.

256
00:16:45,750 --> 00:16:48,375
‫نمی‌تونه کسی رو بازداشت کنه.
‫باید جلوش رو بگیری.

257
00:16:48,458 --> 00:16:49,666
‫نمی‌تونم. شرمنده.

258
00:16:50,250 --> 00:16:51,333
‫جواب من هم نمی‌ده.

259
00:16:51,416 --> 00:16:52,791
‫این وضع برات خنده‌داره؟

260
00:16:52,875 --> 00:16:56,500
‫اگه هیدن پین رو بدون مدرک بازداشت کنه،
‫همگی به خاک سیاه می‌شینیم،

261
00:16:56,583 --> 00:17:00,166
‫و دخترت هم شانس بیاره بتونه
‫توی مسافرخونه بین‌جاده‌ای کار کنه.

262
00:17:00,250 --> 00:17:02,125
‫گوش کن! من مدرک دارم.

263
00:17:02,208 --> 00:17:03,541
‫تست دی‌ان‌ای دارم که ثابت می‌کنه...

264
00:17:03,625 --> 00:17:07,166
‫پسربچه‌ای که اون شب مرد،
‫متیو باروز نبود.

265
00:17:07,750 --> 00:17:09,458
‫من که آزمایش رو لغو کردم.

266
00:17:09,541 --> 00:17:11,250
‫آره، لغو کرده بودی.

267
00:17:11,333 --> 00:17:13,166
‫ولی از شانس خوب سارا،
‫یه نفر دیگه بود...

268
00:17:13,250 --> 00:17:15,791
‫که واقعا حل پرونده هم براش مهم بود.

269
00:17:15,875 --> 00:17:19,916
‫شریل دریزون واسه خودش
‫تست دی‌ان‌ای انجام داده بود.

270
00:17:20,750 --> 00:17:24,250
‫خون توی صحنه جرم با مال
‫متیو باروز مطابقت نداشت.

271
00:17:24,333 --> 00:17:26,541
‫ولی این دلیل نمی‌شه
‫هیدن پین آدم‌ربایی کرده باشه.

272
00:17:26,625 --> 00:17:27,833
‫جهنم که دلیل نمی‌شه!

273
00:17:27,916 --> 00:17:29,875
‫مهم اینه ثابت می‌کنه
‫دیوید باروز پسر خودش رو نکشته!

274
00:17:29,958 --> 00:17:32,041
‫اگه انقدر درگیر پرونده مامور گریر نبودی،

275
00:17:32,125 --> 00:17:34,208
‫الان این موضوع برات تازگی نداشت.

276
00:17:34,291 --> 00:17:36,208
‫اگه درز کنه خیلی آبروریزی می‌شه، نه؟

277
00:17:36,291 --> 00:17:37,583
‫تهدیدم کردی؟

278
00:17:37,666 --> 00:17:39,708
‫آره! تازه یه تهدید دیگه هم برات دارم!

279
00:17:40,333 --> 00:17:44,541
‫همین الان باید تمام ماموران اداره رو
‫فورا به عمارت پین بفرستی،

280
00:17:44,625 --> 00:17:47,083
‫وگرنه دکتر دریزون به اون...
‫اسم طرف چی بود؟

281
00:17:47,166 --> 00:17:49,333
‫جیم دوهرتی، سردبیر نشریه روزنامه گلوب.

282
00:17:49,416 --> 00:17:51,416
‫جیم دوهرتی، همون دبیره...
‫به اون زنگ می‌زنه، شنیدی؟

283
00:17:51,500 --> 00:17:53,333
‫پس همین الان بفرستشون!

284
00:17:55,750 --> 00:17:56,666
‫برو.

285
00:18:02,083 --> 00:18:02,916
‫آخ!

286
00:18:11,666 --> 00:18:13,291
‫من قلبت رو شکوندم؟

287
00:18:14,041 --> 00:18:16,458
‫تو خانواده من رو نابود کردی
‫و تظاهر کردی طرف مایی.

288
00:18:16,541 --> 00:18:17,708
‫چرا این کار رو کردی؟

289
00:18:17,791 --> 00:18:20,166
‫من کل هدفم این بود که با تو باشم.

290
00:18:20,250 --> 00:18:23,666
‫بعدش فهمیدم مرتب کلینیک بِرگ می‌ری
‫که تشکیل خانواده بدی.

291
00:18:24,458 --> 00:18:25,375
‫ولی...

292
00:18:26,625 --> 00:18:28,541
‫قرار بود تو باشی.

293
00:18:29,166 --> 00:18:31,000
‫اصلا این قضیه رو از کجا فهمیدی؟

294
00:18:31,583 --> 00:18:33,000
‫دستیارم.

295
00:18:33,083 --> 00:18:35,041
‫قبلا مدیر دفتر اونجا بود.

296
00:18:36,083 --> 00:18:39,583
‫قبل اینکه هلر از بِرگ استعفا بده،
‫خواستم بهم کمک کنه.

297
00:18:39,625 --> 00:18:40,291
‫[ریچل میلز]

298
00:18:40,333 --> 00:18:41,375
‫این ته دیوونگیه.

299
00:18:41,458 --> 00:18:44,833
‫هدف اصلیم از این کارها
‫این بود که خودمون صاحب بچه بشیم.

300
00:18:45,625 --> 00:18:48,833
‫ولی بعدش که فهمیدم چی شده،
‫یعنی شریل می‌خواست بره کلینیک،

301
00:18:48,916 --> 00:18:50,333
‫مجبور شدم بی‌خیالش شم.

302
00:18:50,416 --> 00:18:55,250
‫ولی بعدش تو، خودت من رو بردی
‫اون مهمونی چهارم ژوئیه. یادته؟

303
00:18:57,250 --> 00:18:59,583
‫از لحظه‌ای که اولین بار دیدمش...

304
00:19:00,666 --> 00:19:02,333
‫همه‌چی رو فهمیدم.

305
00:19:02,833 --> 00:19:05,666
‫می‌دونستم باید من باباش باشم.

306
00:19:06,333 --> 00:19:10,000
‫پس اون پسربچه‌ای که اون شب کشتی
‫تا همه فکر کنن متیو بوده آدم نبود؟

307
00:19:10,833 --> 00:19:11,750
‫اون بچه نبود؟

308
00:19:11,833 --> 00:19:15,000
‫اون که در هر صورت به خاطر بیماریش
‫قرار بود به طرز دردناکی بمیره. مهم نبود.

309
00:19:17,125 --> 00:19:18,416
‫می‌شنوی چی می‌گی؟

310
00:19:20,833 --> 00:19:21,708
‫می‌شنوی؟

311
00:19:22,625 --> 00:19:24,791
‫هیدن، حالت خوب نیست.

312
00:19:26,958 --> 00:19:29,291
‫یه مشکل خیلی عمیقی داری.

313
00:19:29,958 --> 00:19:31,833
‫خب، چشمم روشن.

314
00:19:32,875 --> 00:19:35,333
‫حالا معلوم شد حس واقعیت بهش چیه.

315
00:19:35,916 --> 00:19:38,875
‫محض اطلاعت بگم،
‫هیچ‌وقت ازت خوشم نیومد.

316
00:19:47,541.5 --> 00:19:57,541.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

317
00:20:06,208 --> 00:20:07,458
‫شنیدی؟

318
00:20:08,208 --> 00:20:11,833
‫ظاهرا دیوید باروز بالاخره
‫به پایان تلخ زندگیش رسید.

319
00:20:13,041 --> 00:20:14,416
‫نمی‌تونی قسر در بری.

320
00:20:14,500 --> 00:20:16,375
‫هیدن، باید بریم.

321
00:20:20,875 --> 00:20:24,625
‫من هر کاری که کردم،
‫برای این بود که کنار پسرم باشم.

322
00:20:25,125 --> 00:20:27,250
‫ریچل، من بابای خوبی‌ام.
‫پسرم عاشقمه.

323
00:20:30,708 --> 00:20:32,291
‫هیدن، اون پسر تو نیست.

324
00:20:33,375 --> 00:20:34,500
‫معلومه که هست.

325
00:20:36,791 --> 00:20:38,458
‫بارداری شریل مال قبل از
‫دوره درمانی بِرگ بود.

326
00:20:38,541 --> 00:20:39,625
‫خواهشا بس کن.

327
00:20:39,708 --> 00:20:41,416
‫اگه ازش آزمایش بگیری می‌بینی.

328
00:20:41,500 --> 00:20:43,583
‫گرفتیم. کاملا از رگ و ریشه پین بود.

329
00:20:43,666 --> 00:20:45,625
‫هیدن، تو جوابش رو دیدی؟

330
00:20:47,083 --> 00:20:49,750
‫- وقت این حرف‌ها رو نداریم. بیا.
‫- خودت دیدی؟

331
00:20:58,916 --> 00:21:00,166
‫بچه منه؟

332
00:21:01,208 --> 00:21:03,000
‫متوجه قصد پشت حرف‌هاش نیستی؟

333
00:21:03,583 --> 00:21:05,166
‫باید واقعیت رو بهش بگی.

334
00:21:09,416 --> 00:21:12,500
‫تو بهم گفتی که پسر منه.

335
00:21:13,833 --> 00:21:14,958
‫- بسه.
‫- جواب بده.

336
00:21:15,041 --> 00:21:16,708
‫- بسه!
‫- بچه منه؟!

337
00:21:18,125 --> 00:21:20,083
‫هیچ‌وقت سوالی نپرس...

338
00:21:21,041 --> 00:21:23,000
‫که جوابش برات خوشایند نباشه.

339
00:21:48,958 --> 00:21:50,416
‫تو کی هستی؟

340
00:22:16,875 --> 00:22:17,916
‫من دیویدم.

341
00:22:20,208 --> 00:22:21,375
‫چی شده؟

342
00:22:23,583 --> 00:22:25,208
‫ما نیومدیم اذیتت کنیم.

343
00:22:26,583 --> 00:22:28,000
‫می‌دونم ترسیدی.

344
00:22:29,000 --> 00:22:30,750
‫ولی باید باهامون بیای.

345
00:22:31,500 --> 00:22:32,500
‫چرا؟

346
00:22:39,833 --> 00:22:41,125
‫هنوز راینو رو داری.

347
00:22:42,666 --> 00:22:44,291
‫اسمش رو از کجا بلدی؟

348
00:22:46,625 --> 00:22:48,416
‫چون خودم برات گرفتمش.

349
00:22:50,000 --> 00:22:52,625
‫البته یادت نمیاد چون
‫اون موقع سه سالت بود.

350
00:23:00,958 --> 00:23:03,375
‫اسم واقعیت متیو باروزه.

351
00:23:05,791 --> 00:23:07,208
‫من هم باباتم.

352
00:23:11,708 --> 00:23:13,375
‫باید بریم یه جا که در خطر نباشیم، خب؟

353
00:23:13,458 --> 00:23:16,125
‫می‌دونم الان ترسیدی،
‫ولی باید زود راه بیفتیم.

354
00:23:19,291 --> 00:23:20,250
‫بیا.

355
00:23:22,708 --> 00:23:25,083
‫تو گفتی پسر منه.

356
00:23:25,166 --> 00:23:26,833
‫انتظار داشتی چیکار کنم؟

357
00:23:27,416 --> 00:23:30,916
‫هیچ راه برگشتی از کاری که تو
‫اون شب کردی وجود نداشت.

358
00:23:31,000 --> 00:23:33,000
‫واسه همین حرفی که
‫دلت می‌خواست بشنوی رو زدم.

359
00:23:33,583 --> 00:23:36,958
‫وقتی نتایج به دستم رسید،
‫نذاشتم هیچ‌‌وقت با خبر بشی.

360
00:23:38,250 --> 00:23:41,916
‫اون پسر تنها کسیه که واقعا دوستم داره.

361
00:23:42,000 --> 00:23:42,916
‫هنوز هم دوستت داره.

362
00:23:43,000 --> 00:23:45,791
‫من پدر خوبی‌ام!
‫جز این توی هیچ کاری خوب نبودم!

363
00:23:45,875 --> 00:23:48,375
‫گوش کن هیدن.
‫الان هیچی عوض نشده.

364
00:23:48,458 --> 00:23:50,666
‫اتفاقا همه‌چی عوض شده!

365
00:23:51,250 --> 00:23:55,291
‫من دیگه هیچی ندارم!
‫تو دار و ندارم رو ازم گرفتی!

366
00:23:55,875 --> 00:23:57,583
‫واقعا رو داری!

367
00:23:57,666 --> 00:24:00,250
‫کل دار و ندارت رو خودم بهت دادم!

368
00:24:01,000 --> 00:24:04,333
‫تو توی رفاه و نعمت بزرگ شدی.

369
00:24:04,416 --> 00:24:05,833
‫ولی تهش چیکار کردی؟

370
00:24:05,916 --> 00:24:10,125
‫تو میراث این خانواده تا مرز نابودی بردی!

371
00:24:10,208 --> 00:24:14,000
‫من نمی‌ذارم پسرم
‫آیینه عبرت بقیه بشه.

372
00:24:15,041 --> 00:24:16,375
‫تو ضعیفی.

373
00:24:17,583 --> 00:24:20,541
‫هیدن، تو از اول ضعیف بودی.

374
00:24:21,125 --> 00:24:22,583
‫ولی هیچ اشکالی نداره.

375
00:24:23,166 --> 00:24:24,708
‫چون من دوستت دارم.

376
00:24:25,583 --> 00:24:26,791
‫چون پیشتم.

377
00:24:28,375 --> 00:24:29,958
‫همیشه هم پیشت می‌مونم.

378
00:24:31,833 --> 00:24:32,958
‫وای!

379
00:24:50,458 --> 00:24:53,958
‫وایستا، وایستا. ببرش توی ماشین.
‫باید برم ریچل رو بیارم.

380
00:24:54,041 --> 00:24:55,750
‫باهاش برو، خب؟
‫هیچی نمی‌شه، قول می‌دم.

381
00:24:59,958 --> 00:25:01,458
‫پسرم همین‌جا می‌مونه!

382
00:25:02,041 --> 00:25:04,333
‫تیو رو پس بده،
‫وگرنه ریچل رو می‌کشم.

383
00:25:04,416 --> 00:25:06,833
‫- تو رو خدا. نیاز نیست همچین کاری کنی.
‫- تفنگت رو بنداز.

384
00:25:06,916 --> 00:25:07,875
‫فکرش هم نکن.

385
00:25:07,958 --> 00:25:09,625
‫بندازش تا این رو نکشتم!

386
00:25:09,708 --> 00:25:11,208
‫ولش کن!

387
00:25:11,291 --> 00:25:12,500
‫هیدن، آخرین هشدارمه!

388
00:25:12,583 --> 00:25:14,583
‫پسرم رو پس بدین!

389
00:25:17,875 --> 00:25:19,416
‫- بابا؟
‫- چیزی نیست رفیق.

390
00:25:19,500 --> 00:25:21,416
‫اذیتش نکن. تو رو خدا.

391
00:25:22,916 --> 00:25:23,875
‫میام پیشت.

392
00:25:23,958 --> 00:25:25,416
‫نه متیو.

393
00:25:27,041 --> 00:25:27,958
‫نه!

394
00:25:28,458 --> 00:25:29,541
‫التماست می‌کنم اذیتش نکن.

395
00:25:29,625 --> 00:25:31,666
‫- هیدن، کار احمقانه‌ای نکن!
‫- بسه!

396
00:25:33,083 --> 00:25:34,041
‫ولش کن!

397
00:25:58,958 --> 00:26:00,041
‫تیو!

398
00:26:14,458 --> 00:26:15,791
‫تیو؟

399
00:26:17,958 --> 00:26:19,416
‫کجایی رفیق؟

400
00:26:24,041 --> 00:26:27,208
‫این آدم‌ها...
‫می‌خواستن از پیشم ببرنت!

401
00:26:29,666 --> 00:26:32,916
‫هر حرفی بهت زدن دروغ بوده.

402
00:26:33,000 --> 00:26:34,666
‫من و تو پدر و پسریم.

403
00:26:35,250 --> 00:26:37,125
‫تو که می‌دونی دوستت دارم.

404
00:26:37,875 --> 00:26:39,000
‫آخ!

405
00:26:57,083 --> 00:26:57,916
‫دیوید!

406
00:26:58,708 --> 00:27:00,416
‫تفنگت رو بنداز! زود باش بنداز!

407
00:27:07,625 --> 00:27:10,125
‫کل آرزوی من این بود
‫که خودم تشکیل خانواده بدم.

408
00:27:10,958 --> 00:27:12,708
‫هنوز می‌تونی تصمیم درست رو بگیری.

409
00:27:13,583 --> 00:27:14,500
‫ولش کن بره.

410
00:27:22,291 --> 00:27:24,625
‫تو بهترین اتفاق زندگیم بودی.

411
00:27:32,791 --> 00:27:33,833
‫نه!

412
00:27:38,208 --> 00:27:39,041
‫دیوید.

413
00:27:43,125 --> 00:27:46,500
‫من پیشتم. بیدار شو، بیدار بمون.
‫من پیشتم.

414
00:27:52,291 --> 00:27:53,666
‫پیدات کردم.

415
00:27:57,250 --> 00:27:59,041
‫من پیشتم، خب؟

416
00:27:59,125 --> 00:28:00,916
‫طاقت بیار. بمون.

417
00:28:01,000 --> 00:28:02,166
‫دیوید.

418
00:28:09,250 --> 00:28:11,500
‫[هشت ماه بعد]

419
00:28:15,791 --> 00:28:17,291
‫اسم من دیوید باروزه.

420
00:28:17,333 --> 00:28:18,125
‫[بوستون گلوب]

421
00:28:18,166 --> 00:28:21,666
‫من پنج سال از مجازات حبس ابدم
‫به جرم کشتن پسرم رو گذرونده بودم.

422
00:28:21,708 --> 00:28:23,708
‫تا اینکه از زندان در رفتم تا نجاتش بدم.

423
00:28:23,750 --> 00:28:24,833
‫[مردی که از زندانی بودن به پدری کردن رسید.]

424
00:28:24,875 --> 00:28:27,250
‫اگه اهل بوستون باشین،
‫احتمالا خبرش رو خوندین.

425
00:28:28,416 --> 00:28:30,083
‫ولی اگه نخوندین، به زودی قراره بخونین.

426
00:28:30,875 --> 00:28:32,291
‫چند هفته بعد از نجات دادن متیو،

427
00:28:32,333 --> 00:28:34,241
‫حکمم شکست و آزاد شدم.

428
00:28:34,291 --> 00:28:35,041
‫[پیدا شده، به قلم ریچل میلز]

429
00:28:35,083 --> 00:28:38,125
‫ولی من تنها کسی نبود که از
‫نعمت شروع تازه برخوردار شد.

430
00:28:38,208 --> 00:28:40,666
‫شریل یه دختر کوچولو به دنیا آورد.

431
00:28:41,625 --> 00:28:43,958
‫بعد از کمک‌هایی که رونالد
‫واسه پیدا کردن متیو کرد،

432
00:28:44,041 --> 00:28:46,250
‫در نهایت باعث شد زندگی
‫خودش و شریل برگرده.

433
00:28:47,166 --> 00:28:49,458
‫ولی همه شروع‌های تازه
‫انقدر با برنامه نیستن.

434
00:28:49,541 --> 00:28:52,708
‫بعضی‌ها ناشی از ناچاری،
‫یا حتی عواقب هستن.

435
00:28:52,791 --> 00:28:55,041
‫آدام به خاطر کمک به فرارم،
‫از کار بیکار شد.

436
00:28:55,125 --> 00:28:58,125
‫حداقل الان که شهروند عادی شده بود،
‫نیکی دیگه باهاش کاری نداشت.

437
00:28:58,208 --> 00:29:01,166
‫الان با یه پلیس سابق دیگه از اداره بوستون،
‫دفتر کارآگاه خصوصی زدن.

438
00:29:01,250 --> 00:29:03,708
‫صورت‌حساب اون پرونده
‫پرستار بچه رو برای زنه فرستادی؟

439
00:29:03,791 --> 00:29:06,583
‫آره، می‌فرستم.
‫فقط منتظرم دست از سر کچلم برداری.

440
00:29:06,666 --> 00:29:07,625
‫مگه کچلی؟

441
00:29:07,708 --> 00:29:10,875
‫نمی‌دونم برادری ما
‫به شکل قبلش برمی‌گرده یا نه.

442
00:29:10,958 --> 00:29:13,916
‫ولی می‌دونم بدون کمک اون،
‫الان اینجا نبودم.

443
00:29:14,708 --> 00:29:17,916
‫خیلی‌ها اگه نبودن من هم اینجا نبودم.

444
00:29:18,708 --> 00:29:20,416
‫مامور گریر جانشین پدرش شد و...

445
00:29:20,500 --> 00:29:23,875
‫مقام مدیریت کارگروه ویژه فراری‌ها
‫بعد از بازنشستگی مکس بهش رسید.

446
00:29:25,500 --> 00:29:26,833
‫البته مکس به این راحتی ول‌کن نبود.

447
00:29:26,916 --> 00:29:29,208
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- داشتم رد می‌شدم.

448
00:29:29,291 --> 00:29:31,166
‫گفتم شاید بخوای یه ناهاری بخوریم.

449
00:29:31,250 --> 00:29:35,375
‫خب، معذرت می‌خوام.
‫ولی حسابی درگیر یه پرونده شدم.

450
00:29:35,458 --> 00:29:37,125
‫خب، آم...

451
00:29:38,041 --> 00:29:39,958
‫احیانا پرونده‌ای داری که مثلا...

452
00:29:41,000 --> 00:29:43,250
‫حس کنی بینش و بصیرت
‫یه نفر دیگه به کارت میاد؟

453
00:29:55,041 --> 00:29:57,541
‫پدرم کمتر از یک هفته پیش فوت شد.

454
00:29:57,625 --> 00:30:00,208
‫ولی تا وقتی که زنده بود،
‫تونست هفت ماه با نوه‌اش وقت بگذرونه،

455
00:30:00,875 --> 00:30:04,958
‫و هر اطلاعاتی که درباره تیم بیس‌بال
‫«رد ساکس» بوستون داره، به خوردش بده.

456
00:30:16,500 --> 00:30:17,583
‫ببخشید.

457
00:30:17,666 --> 00:30:19,458
‫من هم الان میام.

458
00:30:21,375 --> 00:30:22,500
‫اشکالی نداره.

459
00:30:28,833 --> 00:30:31,583
‫بعضی وقت‌ها که یه جایی شلوغه...

460
00:30:32,666 --> 00:30:33,791
‫نمی‌دونم.

461
00:30:35,375 --> 00:30:36,541
‫آره. من هم همینم.

462
00:30:37,958 --> 00:30:39,625
‫قبل از اینکه لنی فوت کنه،

463
00:30:39,708 --> 00:30:43,875
‫برام از یه باربیکیویی داستان گفت
‫که چهارم ژوئیه توش بودم.

464
00:30:44,916 --> 00:30:46,333
‫آره، مناسبت مورد علاقه‌اش بود.

465
00:30:47,250 --> 00:30:49,833
‫چون مریض بود الکی گفتم اون روز رو
‫یادم میاد، تا خوشحالش کنم.

466
00:30:51,125 --> 00:30:52,166
‫ولی یادم نمیاد.

467
00:30:53,708 --> 00:30:54,833
‫می‌خوام یادم بیادها.

468
00:30:56,791 --> 00:30:58,375
‫ولی اگه هیچ‌وقت نیاد چی؟

469
00:30:59,500 --> 00:31:02,166
‫خوبی خاطره اینه که می‌تونی
‫یه عالمه ازش بسازی.

470
00:31:04,208 --> 00:31:06,833
‫اکثر مردم قدر این فرصت رو نمی‌دونن.

471
00:31:10,416 --> 00:31:11,583
‫ولی تو می‌دونی.

472
00:31:14,083 --> 00:31:15,125
‫آره.

473
00:31:17,791 --> 00:31:21,458
‫کمتر کسی می‌تونه
‫رنجی که متیو کشید رو درک کنه.

474
00:31:21,541 --> 00:31:23,583
‫خوشبختانه من جزو اون افرادم.

475
00:31:23,666 --> 00:31:26,583
‫تلاش‌های مشترک ما برای برگشتن
‫به اون زندگی که باید می‌داشتیم،

476
00:31:26,666 --> 00:31:29,750
‫ما رو با دل‌شکستی و امید پیوند داده بود.

477
00:31:45,250 --> 00:31:46,708
‫لنی عاشق این جمع می‌شد.

478
00:31:49,333 --> 00:31:50,708
‫اینکه همه دور هم جمع شدن.

479
00:31:52,708 --> 00:31:54,625
‫آره، به شرطی که بازی مهمی در جریان نبود.

480
00:31:55,208 --> 00:31:56,291
‫قطعا.

481
00:31:57,500 --> 00:31:59,875
‫می‌دونم مسیر پیش روی ما
‫قرار نیست آسون باشه.

482
00:31:59,958 --> 00:32:02,041
‫هیچ چیزی که ارزش جنگیدن
‫داشته باشه، آسون نیست.

483
00:32:02,125 --> 00:32:04,750
‫چیزی که مطمئنم اینه
‫که وقتی پای متیو وسط باشه،

484
00:32:04,833 --> 00:32:08,583
‫این مسیر هر طوری که باشه،
‫هر چقدر خطرناک یا معمولی باشه،

485
00:32:08,666 --> 00:32:11,500
‫من قدم به قدم کنارش می‌مونم.

486
00:32:12,083 --> 00:32:14,333
‫که اگه هر لحظه‌ای منحرف شد،
‫گم شد یا ازم کمک خواست،

487
00:32:14,416 --> 00:32:16,791
‫پیداش کنم و کمکش کنم برگرده.

488
00:32:19,250 --> 00:32:21,041
‫چون همیشه پیداش می‌کنم.