1
00:00:32,115 --> 00:00:33,692
‫[شخصیت‌ها، وقایع، سازمان‌ها و
‫فضاهای این سریال همگی ساختگی می‌باشند.]

2
00:00:33,742 --> 00:00:35,035
‫[فیلمبرداری از بازیگران خردسال و
‫حیوانات در محیط امنی صورت گرفته.]

3
00:00:35,618 --> 00:00:36,653
‫آقای پارک.

4
00:00:36,703 --> 00:00:39,497
‫آقای پارک، ندیدی...

5
00:00:48,006 --> 00:00:49,249
‫نمی‌تونم باهاش تماس بگیرم.

6
00:00:49,299 --> 00:00:51,468
‫دیشب حدود ساعت دو شب...

7
00:00:52,635 --> 00:00:54,095
‫سوار ماشینش شد و رفت.

8
00:00:55,138 --> 00:00:56,506
‫خیلی تب بدی داره.

9
00:00:56,556 --> 00:00:58,633
‫الان توی شرایطی نیست که رانندگی بکنه.

10
00:00:58,683 --> 00:01:00,552
‫پس بهتره زنگ بزنم پلیس...

11
00:01:00,602 --> 00:01:01,603
‫سونو چان!

12
00:01:03,396 --> 00:01:05,807
‫- بن.
‫- اینجاست؟

13
00:01:05,857 --> 00:01:07,859
‫هنوز نتونستم باهاش تماس بگیرم.

14
00:01:08,568 --> 00:01:10,395
‫چرا؟ مشکلی پیش اومده؟

15
00:01:10,445 --> 00:01:13,156
‫یه ایمیل فرستاده دفتر مرکزی...

16
00:01:13,782 --> 00:01:15,316
‫گفته استعفا می‌ده.

17
00:01:15,366 --> 00:01:16,401
‫چی؟

18
00:01:16,451 --> 00:01:17,819
‫نمی‌تونم باهاش تماس بگیرم...

19
00:01:17,869 --> 00:01:20,622
‫و می‌گن حتی آدرس ایمیلش هم پاک کردن.

20
00:01:21,873 --> 00:01:23,374
‫حتما از عمد ناپدید شده.

21
00:01:23,958 --> 00:01:25,293
‫خدایا.

22
00:01:33,760 --> 00:01:35,595
‫خیلی وقته که این برنامه رو داشته.

23
00:01:36,179 --> 00:01:39,007
‫گفت که می‌خواد...

24
00:01:39,057 --> 00:01:40,767
‫بهار، تابستان، پاییز و زمستان رو پیشت باشه.

25
00:01:41,226 --> 00:01:43,603
‫گفت همه‌چیز رو به زودی توضیح می‌ده.

26
00:01:45,939 --> 00:01:48,650
‫ولی انگار نمی‌شه درستش کرد.

27
00:01:49,692 --> 00:01:50,860
‫تردید داشت...

28
00:01:52,487 --> 00:01:54,739
‫چون حافظه‌اش کامل برنگشته بود.

29
00:01:55,573 --> 00:01:57,817
‫و نگران بود که...

30
00:01:57,867 --> 00:02:00,870
‫عجولانه اقدام کردن به تو آسیب بزنه.

31
00:02:01,621 --> 00:02:03,540
‫اون هم داشت زمان سختی رو پشت سر می‌گذروند.

32
00:02:05,250 --> 00:02:08,169
‫ولی ذهنش فقط روی تو متمرکز بود.

33
00:02:09,963 --> 00:02:13,299
‫ولی ظاهرا چندین فرصت واسه
‫این که بهت بگه رو از دست داد.

34
00:02:14,259 --> 00:02:16,427
‫اون مشکل مادربزرگت هم پیش اومد.

35
00:02:18,388 --> 00:02:19,389
‫من...

36
00:02:22,142 --> 00:02:23,726
‫مجبورش کردم بره.

37
00:02:24,269 --> 00:02:26,221
‫لازم نیست بهم نگاه کنی یا به حرفم گوش کنی.

38
00:02:26,271 --> 00:02:27,480
‫لطفا، فقط این رو ببین.

39
00:02:28,731 --> 00:02:29,849
‫پس لطفا...

40
00:02:29,899 --> 00:02:32,193
‫استثنایی در کار نیست.
‫کسی رو راه نده توی دفترم.

41
00:02:33,778 --> 00:02:35,897
‫دیگه نیا سر راهم.

42
00:02:35,947 --> 00:02:38,483
‫دوباره من رو وارد زمستان کردی.

43
00:02:38,533 --> 00:02:40,910
‫حداقل باید به حرفش گوش می‌کردم.

44
00:02:41,703 --> 00:02:42,996
‫چیکار کنم؟

45
00:02:44,455 --> 00:02:47,083
‫بدون در نظر گرفتن این که
‫هفت سال پیش هم‌اتاقی کی بوده...

46
00:02:49,043 --> 00:02:51,004
‫چه رازی رو مخفی کرده...

47
00:02:54,048 --> 00:02:56,426
‫یا چه اشتباهی کرده...

48
00:02:58,511 --> 00:03:00,346
‫واقعا که نمی‌تونم ازش متنفر باشم.

49
00:03:01,346 --> 00:03:11,346
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

50
00:03:33,963 --> 00:03:36,216
‫فقط اومدم سر بزنم. از بوستون اومدم.

51
00:03:49,062 --> 00:03:50,730
‫[پایان دوره‌ی آزمایشی.]

52
00:03:53,775 --> 00:03:54,976
‫یه دوره‌ی آزمایشی سه ماهه.

53
00:03:55,026 --> 00:03:58,271
‫به محض این که سه ماه تموم بشه،
‫ناپدید می‌شم و هیچ ردی ازم نمی‌مونه.

54
00:03:58,321 --> 00:04:00,448
‫من آدمی نیستم که بعد سه ماه غیب بشم...

55
00:04:01,574 --> 00:04:03,651
‫یا شخصی باشم که دیگه برنگرده.

56
00:04:03,701 --> 00:04:04,994
‫خانم سونگ.

57
00:04:05,578 --> 00:04:08,281
‫نه هاران. من می‌خوام پیشت بمونم.

58
00:04:08,331 --> 00:04:12,001
‫می‌خوام باقی عمرم از اون
‫دوره‌ی آزمایشی استفاده کنم.

59
00:04:13,586 --> 00:04:15,713
‫اون کی اومد اینجا؟

60
00:04:21,469 --> 00:04:22,971
‫کجا رفتی سونو چان؟

61
00:04:29,018 --> 00:04:31,137
‫پس اون حادثه...

62
00:04:31,187 --> 00:04:33,640
‫آره. همش بخاطر تو بود.

63
00:04:33,690 --> 00:04:36,567
‫تو عامل حادثه بودی و هیوکچان رو کشتی.

64
00:04:47,954 --> 00:04:48,955
‫اون...

65
00:04:49,831 --> 00:04:50,873
‫ناپدید شد.

66
00:04:52,709 --> 00:04:56,504
‫سونو چانی که من می‌شناختم
‫عمرا چنین کاری نمی‌کنه.

67
00:04:57,797 --> 00:04:59,966
‫مطمئنم یه دلیلی داره.

68
00:05:01,426 --> 00:05:03,386
‫ولی من اصلا بهش فرصت حرف زدن ندادم.

69
00:05:04,387 --> 00:05:05,596
‫واسه همین پشیمونم.

70
00:05:09,183 --> 00:05:11,811
‫تو، اون و هیوکچان هم رو...

71
00:05:12,520 --> 00:05:13,604
‫توی بوستون می‌شناختید، نه؟

72
00:05:16,274 --> 00:05:17,400
‫اره.

73
00:05:19,193 --> 00:05:20,645
‫ناپدید شدنش...

74
00:05:20,695 --> 00:05:23,156
‫ظاهرا به قضایای هفت سال پیش مربوطه.

75
00:05:24,324 --> 00:05:26,117
‫اون زمان چه اتفاقی رخ داد؟

76
00:05:27,160 --> 00:05:28,161
‫تو رو خدا بهم بگو.

77
00:05:28,786 --> 00:05:30,079
‫من باید بدونم.

78
00:05:33,041 --> 00:05:34,125
‫متاسفم.

79
00:05:35,668 --> 00:05:36,878
‫هفت سال پیش...

80
00:05:37,962 --> 00:05:39,881
‫من یه کار بدی در حقت کردم.

81
00:05:42,216 --> 00:05:44,844
‫من اولین بار توی بیمارستان
‫با هیوکچان آشنا شدم.

82
00:05:46,220 --> 00:05:49,966
‫هر دومون واسه جراحی توی صف انتظار بودیم.

83
00:05:50,016 --> 00:05:51,976
‫اون زمان خیلی استرس داشت...

84
00:05:52,727 --> 00:05:55,021
‫چون نمی‌تونست خیلی باهات تماس بگیره.

85
00:05:57,023 --> 00:05:58,024
‫ساعت چنده؟

86
00:05:58,733 --> 00:06:02,195
‫باز هم تماس‌هاش رو از دست دادم.

87
00:06:04,197 --> 00:06:06,441
‫دانلودش کردی؟ پیام‌هام رو می‌بینی؟

88
00:06:06,491 --> 00:06:07,867
‫آره، می‌بینم!

89
00:06:08,618 --> 00:06:09,944
‫هی تماس‌هام رو جواب نمی‌دادی...

90
00:06:09,994 --> 00:06:13,748
‫واسه همین گفتم با لپ‌تاپمون
‫واسه هم پیام بفرستیم.

91
00:06:16,751 --> 00:06:19,120
‫من می‌رم بخوابم دیگه. دوستت دارم.

92
00:06:19,170 --> 00:06:21,039
‫وای نه...

93
00:06:21,089 --> 00:06:23,166
‫ژرژت ابریشمی...

94
00:06:23,216 --> 00:06:25,752
‫- هاران، پارچه‌ی دوخت.
‫- اومدم.

95
00:06:25,802 --> 00:06:27,211
‫ببخشید، من یکم عجله دارم.

96
00:06:27,261 --> 00:06:28,930
‫بعدا بهت زنگ می‌زنم. شرمنده.

97
00:06:33,351 --> 00:06:34,977
‫سیگار نکش.

98
00:06:36,646 --> 00:06:37,647
‫به تو ربطی نداره.

99
00:06:38,564 --> 00:06:39,565
‫کره‌ای هستی؟

100
00:06:44,862 --> 00:06:47,023
‫بیا هم رو ببینیم و هر از گاهی حرف بزنیم.

101
00:06:47,073 --> 00:06:48,658
‫جفتمون اینجا دانشجوهای تنهاییم.

102
00:06:51,744 --> 00:06:53,154
‫هر دو همسنیم...

103
00:06:53,204 --> 00:06:55,698
‫و هر دو دانشجوهای تنهایی بودیم
‫که خارج از کشورشون درس می‌خوندن.

104
00:06:55,748 --> 00:06:57,708
‫واسه همین زود صمیمی شدیم.

105
00:07:01,170 --> 00:07:03,164
‫فقط تو می‌تونستی این رو بیاری.

106
00:07:03,214 --> 00:07:06,042
‫ولی شماره‌ات رو نداشتم،
‫واسه همین از دستیار معلم گرفتم.

107
00:07:06,092 --> 00:07:07,885
‫ببخشید اذیتت کردم.

108
00:07:13,349 --> 00:07:14,384
‫شماره‌ام.

109
00:07:14,434 --> 00:07:16,686
‫اگه چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن.
‫ولی نه خیلی.

110
00:07:21,274 --> 00:07:23,267
‫ببخشید.

111
00:07:23,317 --> 00:07:25,395
‫شنیده بودم با هم‌اتاقیش صمیمی نیست...

112
00:07:25,445 --> 00:07:27,647
‫ولی از سونو چان یه لطفی خواست...

113
00:07:27,697 --> 00:07:29,315
‫و اون اولین باری بود که باهاش آشنا شدم.

114
00:07:29,365 --> 00:07:32,326
‫- اون کی بود؟ دوستت؟
‫- نه، هم‌اتاقیم بود.

115
00:07:35,496 --> 00:07:39,250
‫با صمیمی‌تر شدنمون از هم خوشمون اومد.

116
00:07:40,751 --> 00:07:41,461
‫[پیامی از ران]

117
00:07:41,502 --> 00:07:43,788
‫بعد مرخص شدنمون همچنان هم رو می‌دیدیم.

118
00:07:43,838 --> 00:07:46,249
‫اون موقع بود که بهانه‌های
‫هیوکچان شروع شد...

119
00:07:46,299 --> 00:07:48,426
‫و از هم‌اتاقیش یه چیزهایی می‌خواست.

120
00:07:49,135 --> 00:07:51,129
‫برنامه‌اش واسه رفتن به کره رو لغو کرد...

121
00:07:51,179 --> 00:07:53,172
‫و حین تعطیلات با من رفت مسافرت...

122
00:07:53,222 --> 00:07:56,008
‫ولی اشتباها لپ‌تاپ هم‌اتاقیش رو برد.

123
00:07:56,058 --> 00:07:57,643
‫و فکر کنم طی اون یک ماه...

124
00:07:59,395 --> 00:08:02,023
‫فکر کنم که سونو چان...

125
00:08:03,357 --> 00:08:04,609
‫با لپ‌تاپ هیوکچان...

126
00:08:05,234 --> 00:08:06,360
‫با تو حرف می‌زد.

127
00:08:07,278 --> 00:08:11,357
‫هیوکچان تصمیمش مبنی بر
‫جدا شدن از تو رو گرفته بود.

128
00:08:11,407 --> 00:08:13,201
‫شرمنده، ولی دلیلش من بودم.

129
00:08:15,411 --> 00:08:17,997
‫سونو چان از عمد شروعش نکرد.

130
00:08:18,706 --> 00:08:22,376
‫اشتباه هیوکچان بود و اون
‫ازش خواست که بهت پیام بده.

131
00:08:23,461 --> 00:08:25,713
‫خوش می‌گذشت که با من اینترنتی حرف می‌زدی؟

132
00:08:26,589 --> 00:08:29,300
‫کم‌کم داشت از من خوشت می‌اومد؟

133
00:08:30,843 --> 00:08:32,428
‫با این که از وجودت خبر داشتم...

134
00:08:34,305 --> 00:08:35,681
‫از هیوکچان خوشم اومد.

135
00:08:37,099 --> 00:08:38,100
‫ببخشید.

136
00:08:43,314 --> 00:08:44,815
‫خیلی‌خب.

137
00:08:49,654 --> 00:08:51,030
‫سونو چان...

138
00:08:52,365 --> 00:08:53,824
‫بخاطر من ناپدید شده.

139
00:08:58,955 --> 00:09:01,324
‫اگه خونریزیش بخاطر ترکش باشه...

140
00:09:01,374 --> 00:09:02,950
‫ممکنه به همراهش...

141
00:09:03,000 --> 00:09:05,453
‫علائم عصبی‌ای مثل توهمات
‫شنیداری و بصری هم پیش بیاد.

142
00:09:05,503 --> 00:09:08,164
‫در پرونده‌های شدیدی مثل این...

143
00:09:08,214 --> 00:09:10,041
‫حتی بهم ریختن حافظه هم داشتیم.

144
00:09:10,091 --> 00:09:11,968
‫بهم ریختن حافظه؟

145
00:09:12,677 --> 00:09:14,795
‫خاطراتش بهم ریختن؟

146
00:09:14,845 --> 00:09:16,088
‫فکرش رو نمی‌کردم...

147
00:09:16,138 --> 00:09:19,425
‫که اون زمان بخاطر
‫انفجار انقدر آسیب دیده باشه.

148
00:09:19,475 --> 00:09:24,230
‫بهم گفت که هرگز در مورد
‫هیوکچان و خودم بهت نگم...

149
00:09:24,772 --> 00:09:26,557
‫ولی من گفتم بهتره بهت بگم.

150
00:09:26,607 --> 00:09:28,192
‫در مورد هیوکچان می‌فهمم...

151
00:09:28,818 --> 00:09:29,986
‫ولی منظورت چیه؟

152
00:09:30,653 --> 00:09:31,687
‫چرا ناپدید شده...

153
00:09:31,737 --> 00:09:33,614
‫من یه کاری کردم...

154
00:09:34,824 --> 00:09:37,535
‫کاری که نباید به عنوان
‫یک آدم و یک دکتر می‌کردم.

155
00:09:50,464 --> 00:09:51,666
‫گذرنامه‌ات؟ چرا؟

156
00:09:51,716 --> 00:09:53,417
‫دارم می‌رم بوستون دیدن چان...

157
00:09:53,467 --> 00:09:54,961
‫چون چهار روز مرخصی داریم.

158
00:09:55,011 --> 00:09:56,637
‫چی؟ جدی؟

159
00:09:57,471 --> 00:09:59,340
‫این روزها خیلی فرق کردی.

160
00:09:59,390 --> 00:10:00,675
‫چی؟ چرا؟

161
00:10:00,725 --> 00:10:04,512
‫همین چند لحظه پیش انگار
‫دیگه ازش خوشت نمی‌اومد.

162
00:10:04,562 --> 00:10:05,972
‫یه ماه پیش بود؟

163
00:10:06,022 --> 00:10:08,232
‫چرا یهویی بهش علاقمند شدی؟

164
00:10:09,108 --> 00:10:10,192
‫خودم هم نمی‌دونم.

165
00:10:10,651 --> 00:10:13,646
‫وقتی پیشم بود خیلی متوجه‌ حضورش نبودم...

166
00:10:13,696 --> 00:10:16,607
‫ولی وقتی بدون دیدنش یا شنیدن صداش
‫باهاش اینترنتی حرف می‌زنم...

167
00:10:16,657 --> 00:10:18,034
‫انگار واضح‌تر می‌شناسمش.

168
00:10:18,576 --> 00:10:22,371
‫مشخصه چقدر درکم می‌کنه و با هم کنار میاییم.

169
00:10:23,205 --> 00:10:26,500
‫شاید بخاطر این قلمه.

170
00:10:29,629 --> 00:10:30,755
‫چیکار کنم؟

171
00:10:35,051 --> 00:10:36,093
‫چیکار کنم؟

172
00:10:38,346 --> 00:10:41,474
‫چیکار کنم؟

173
00:10:56,197 --> 00:10:57,531
‫آقای یئون.

174
00:10:58,783 --> 00:11:00,192
‫من دارم می‌رم کارخانه.

175
00:11:00,242 --> 00:11:04,155
‫من ساعت چهار دارم
‫می‌رم کارخانه دیدن آقای چی.

176
00:11:04,205 --> 00:11:07,875
‫شنیدم توی استان گانگوونه.
‫خیلی دوره، با احتیاط رانندگی کن.

177
00:11:09,919 --> 00:11:12,913
‫جاسوییچیت چی شد؟

178
00:11:12,963 --> 00:11:15,207
‫چون دوره با ماشین شرکت می‌رم.

179
00:11:15,257 --> 00:11:18,169
‫ببخشید، من نمی‌تونم باهات بیام.

180
00:11:18,219 --> 00:11:20,546
‫لازم نیست عذرخواهی کنی.

181
00:11:20,596 --> 00:11:23,507
‫می‌دونم در نبود خانم کیم خیلی سرت شلوغه.

182
00:11:23,557 --> 00:11:25,726
‫پس بعدا می‌بینمت.

183
00:11:30,314 --> 00:11:32,024
‫خیلی طول می‌کشه.

184
00:11:34,902 --> 00:11:36,862
‫باید شادش کنم.

185
00:11:38,656 --> 00:11:39,657
‫لبخند بزن.

186
00:11:44,537 --> 00:11:45,538
‫چی؟

187
00:11:49,041 --> 00:11:50,042
‫کیم.

188
00:11:54,338 --> 00:11:55,506
‫[یوگیوم]

189
00:12:00,469 --> 00:12:02,513
‫چرا جواب نمی‌ده؟

190
00:12:09,228 --> 00:12:11,722
‫یانگ چانگمو، نمی‌دونی یوگیوم کجاست؟

191
00:12:11,772 --> 00:12:13,808
‫داره وسایلش رو از کمدش جمع می‌کنه.

192
00:12:13,858 --> 00:12:15,276
‫می‌گه بیسبال رو گذاشته کنار.

193
00:12:16,068 --> 00:12:17,520
‫- چی؟
‫- گفت...

194
00:12:17,570 --> 00:12:19,947
‫در هر صورت نمی‌تونه یه ورزشکار حرفه‌ای بشه.

195
00:12:28,914 --> 00:12:29,957
‫[چا یوگیوم]

196
00:12:44,430 --> 00:12:45,965
‫در سال ۲۰۰۷...

197
00:12:46,015 --> 00:12:48,300
‫پارک جی‌سونگ زانوش رو عمل کرد...

198
00:12:48,350 --> 00:12:50,970
‫و بعد نه ماه برگشت منچستر یونایتد.

199
00:12:51,020 --> 00:12:53,105
‫تا نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان رفت.

200
00:12:58,068 --> 00:12:59,812
‫سال ۲۰۲۵...

201
00:12:59,862 --> 00:13:03,399
‫شوهی اوهتانی دو بار آرنجش رو عمل کرد...

202
00:13:03,449 --> 00:13:05,067
‫و حتی محکم‌تر از قبل پرتاب می‌کرد...

203
00:13:05,117 --> 00:13:07,820
‫و رکوردهای لیگ برتر رو جابه‌جا کرد.

204
00:13:07,870 --> 00:13:09,413
‫و سال ۲۰۱۵...

205
00:13:09,997 --> 00:13:11,415
‫ریو هیونجین...

206
00:13:13,292 --> 00:13:14,627
‫عضله‌ی کتفش پاره شد...

207
00:13:15,377 --> 00:13:16,378
‫عضله‌ی کتفش پاره شد...

208
00:13:19,006 --> 00:13:20,007
‫هادام، بسه.

209
00:13:21,383 --> 00:13:22,384
‫بسه.

210
00:13:23,552 --> 00:13:24,553
‫متاسفم.

211
00:13:26,305 --> 00:13:27,640
‫واقعا متاسفم.

212
00:13:28,557 --> 00:13:29,642
‫ولی از پسش برنمیام.

213
00:13:30,976 --> 00:13:32,228
‫اون ورزشکارها...

214
00:13:33,103 --> 00:13:35,523
‫خیلی بیشتر از زمان مورد
‫انتظار طول کشید تا خوب بشن.

215
00:13:36,649 --> 00:13:38,025
‫ولی قوی‌تر برگشتن.

216
00:13:39,026 --> 00:13:41,270
‫تو مجبور نیستی بیسبال بازی کنی.

217
00:13:41,320 --> 00:13:43,731
‫و مجبور نیستی عضو لیگ برتر بشی.

218
00:13:43,781 --> 00:13:44,865
‫ولی...

219
00:13:45,574 --> 00:13:47,860
‫اگه الان بی‌خیال بشی و تا آخرش تلاش نکنی...

220
00:13:47,910 --> 00:13:49,286
‫تنها کاری که بعدا از دستت برمیاد...

221
00:13:51,121 --> 00:13:52,206
‫پشیمانیه.

222
00:13:53,916 --> 00:13:55,835
‫بیا تا آخرش نهایت تلاشمون رو بکنیم.

223
00:13:56,335 --> 00:13:57,795
‫اون موقع می‌تونی بی‌خیال بشی.

224
00:13:58,754 --> 00:14:00,756
‫تا وقتی که یه کار دیگه پیدا
‫کنی که بخوای انجامش بدی.

225
00:14:01,924 --> 00:14:03,501
‫من مراقبت هستم، پس...

226
00:14:03,551 --> 00:14:04,552
‫می‌ترسم.

227
00:14:07,555 --> 00:14:10,724
‫می‌ترسم حتی بعد تلاش موفق نشدم.

228
00:14:14,812 --> 00:14:15,813
‫پس.

229
00:14:16,647 --> 00:14:18,691
‫می‌تونی چا یوگیوم بشی...

230
00:14:19,733 --> 00:14:21,861
‫که حداقل تا آخرش تلاش کرد.

231
00:14:22,486 --> 00:14:23,487
‫می‌تونی اون باشی.

232
00:14:24,280 --> 00:14:26,732
‫اون وقت دیگه هیچی نیستی.

233
00:14:26,782 --> 00:14:28,325
‫به من کمک کردی قوی بمونم...

234
00:14:29,451 --> 00:14:31,036
‫وقتی که دوره‌ی سختی رو پشت‌سر می‌گذروندم.

235
00:14:32,538 --> 00:14:34,540
‫پس نوبت منه که بهت کمک کنم روی پات بایستی.

236
00:14:34,999 --> 00:14:38,077
‫حتی اگه بیسبال رو ول کنی،
‫من دستت رو ول نمی‌کنم.

237
00:14:38,127 --> 00:14:39,795
‫تا آخرش پیشت می‌مونم.

238
00:14:43,007 --> 00:14:44,133
‫پس بیا...

239
00:14:45,676 --> 00:14:46,802
‫ازش فرار نکنیم.

240
00:14:54,059 --> 00:14:55,060
‫سعیم رو می‌کنم.

241
00:14:56,478 --> 00:14:59,315
‫می‌تونیم بعدا گریه کنیم
‫که نمی‌تونم انجامش بدم.

242
00:14:59,773 --> 00:15:01,108
‫ولی الان...

243
00:15:02,943 --> 00:15:03,944
‫بیا امتحانش کنیم.

244
00:15:12,620 --> 00:15:13,621
‫[خبرنگار چی هیون‌وو]

245
00:15:14,163 --> 00:15:15,739
‫- بله آقای چی؟
‫- سلام.

246
00:15:15,789 --> 00:15:18,325
‫بازدید از کارخانه رو
‫انداختیم چهارشنبه‌ی آینده.

247
00:15:18,375 --> 00:15:19,451
‫می‌تونی اون موقع بیای پیشمون؟

248
00:15:19,501 --> 00:15:20,753
‫چی می‌گی؟

249
00:15:21,378 --> 00:15:23,539
‫خانم سونگ الان رفت یونگ‌وول.

250
00:15:23,589 --> 00:15:26,625
‫هان؟ بهش پیام دادم و گفتم لغو شده.

251
00:15:26,675 --> 00:15:29,345
‫بخاطر هشدار کولاک نمی‌تونیم بریم اونجا.

252
00:15:31,305 --> 00:15:33,140
‫[آقای یئون]

253
00:15:36,018 --> 00:15:40,814
‫سلام، این تلفن سونگ هایونگه
‫که همیشه همه‌جا جا می‌ذارش.

254
00:15:47,321 --> 00:15:48,606
‫چی هیون‌وو.

255
00:15:48,656 --> 00:15:51,617
‫باید مطمئن می‌شدی که پیام به دستش رسیده.

256
00:15:54,578 --> 00:15:55,955
‫آدرس رو واسم بفرست.

257
00:16:00,334 --> 00:16:01,368
‫متاسفم.

258
00:16:01,418 --> 00:16:04,505
‫یه موضوع فوری پیش اومد،
‫مجبورم جلسه رو بندازم عقب.

259
00:16:05,756 --> 00:16:07,257
‫واقعا متاسفم.

260
00:16:16,141 --> 00:16:19,186
‫باورم نمی‌شه.

261
00:16:19,728 --> 00:16:20,729
‫چی شده؟

262
00:16:21,897 --> 00:16:22,898
‫هان؟

263
00:16:25,025 --> 00:16:27,611
‫دارم روانی می‌شم.

264
00:16:32,032 --> 00:16:34,777
‫بخاطر برف سنگین نمی‌تونی وارد بشی.

265
00:16:34,827 --> 00:16:37,371
‫باید برگردی، خب؟

266
00:16:40,749 --> 00:16:42,159
‫صبر کن.

267
00:16:42,209 --> 00:16:43,369
‫ببخشید.

268
00:16:43,419 --> 00:16:44,962
‫نمی‌تونی بری. آهای!

269
00:16:45,754 --> 00:16:48,090
‫آقا! وایستا!

270
00:16:50,259 --> 00:16:53,971
‫ماشینم روشن نمی‌شه، گوشیم هم همراهم نیست.

271
00:16:55,347 --> 00:16:57,683
‫خیلی سرده.

272
00:16:59,852 --> 00:17:03,480
‫نباید بخوابی سونگ هایونگ.

273
00:17:03,981 --> 00:17:05,899
‫قراره اینجا بمیرم؟

274
00:17:07,568 --> 00:17:08,610
‫خب...

275
00:17:09,361 --> 00:17:11,864
‫زندگی خوبی داشتم.

276
00:17:12,489 --> 00:17:15,200
‫خیلی احمق بودم.

277
00:17:16,285 --> 00:17:17,703
‫خانم سونگ هایونگ.

278
00:17:18,704 --> 00:17:19,947
‫خانم سونگ!

279
00:17:19,997 --> 00:17:23,125
‫چرا توی چنین لحظه‌ای توهم
‫زدم صدای آقای یئون رو می‌شنوم؟

280
00:17:27,755 --> 00:17:28,756
‫هان؟

281
00:17:30,883 --> 00:17:32,801
‫آقای یئون؟

282
00:17:35,804 --> 00:17:36,805
‫خانم سونگ.

283
00:17:38,557 --> 00:17:39,933
‫حالت خوبه؟

284
00:17:40,392 --> 00:17:42,561
‫واقعا خودتی آقای یئون؟

285
00:17:43,562 --> 00:17:44,605
‫آره، خودمم.

286
00:17:47,691 --> 00:17:48,817
‫دیگه تموم شد.

287
00:17:51,904 --> 00:17:54,823
‫الان زنگ می‌زنم یدک‌کش.
‫صبر کن.

288
00:17:58,285 --> 00:17:59,286
‫وای.

289
00:18:10,589 --> 00:18:12,791
‫من خوبم، این رو بگیر...

290
00:18:12,841 --> 00:18:13,884
‫نه.

291
00:18:14,551 --> 00:18:16,920
‫بپوشش.

292
00:18:16,970 --> 00:18:19,890
‫باز کاری نکن فکر اشتباه به سرم بزنه.

293
00:18:20,349 --> 00:18:24,394
‫اگه هاران و یا هادام بود
‫هم باعجله می‌اومدی، نه؟

294
00:18:29,983 --> 00:18:31,360
‫مطمئن نیستم.

295
00:18:32,736 --> 00:18:33,737
‫چی؟

296
00:18:35,989 --> 00:18:37,449
‫فکر کنم اشتباه می‌کردم.

297
00:18:38,242 --> 00:18:39,318
‫چی...

298
00:18:39,368 --> 00:18:40,536
‫فکر کنم واقعا...

299
00:18:42,496 --> 00:18:43,956
‫واسم بیشتر از یه همکاری.

300
00:18:53,757 --> 00:18:56,093
‫به خودم می‌گفتم که اجازه‌اش رو ندارم...

301
00:18:57,427 --> 00:18:59,012
‫چون که تو نوه‌ی خانم کیمی.

302
00:19:01,223 --> 00:19:04,977
‫پس گمونم واسه همین
‫احساساتم رو سرکوب می‌کردم.

303
00:19:09,690 --> 00:19:11,692
‫چطور می‌تونم جذب...

304
00:19:13,360 --> 00:19:16,655
‫آدمی مثل تو نشم؟

305
00:19:20,200 --> 00:19:21,618
‫می‌دونم که خیلی دیره...

306
00:19:22,536 --> 00:19:26,039
‫ولی اگه واقعا با آدمی مثل
‫من مشکل نداشته باشی...

307
00:19:31,170 --> 00:19:32,588
‫مشکلی نداره که...

308
00:19:34,047 --> 00:19:35,257
‫ازت خوشم بیاد؟

309
00:19:52,858 --> 00:19:53,901
‫وای...

310
00:19:54,443 --> 00:19:56,528
‫بیا اینجا رو تمیز کنیم.

311
00:19:57,571 --> 00:19:59,823
‫که چان هر وقت خواست بتونه برگرده.

312
00:20:12,669 --> 00:20:15,339
‫[سونو چان]

313
00:20:28,310 --> 00:20:29,394
‫بله؟

314
00:20:30,938 --> 00:20:32,898
‫خانم سونگ، یه بسته واستون اومده.

315
00:20:45,869 --> 00:20:47,162
‫حالت خوبه؟

316
00:20:47,746 --> 00:20:49,289
‫یکم طول کشید...

317
00:20:49,915 --> 00:20:51,792
‫ولی درستش کردم.

318
00:20:56,672 --> 00:21:01,760
‫بازسازی از لحظه‌ای شروع می‌شه
‫که تصمیم می‌گیری دوباره سرهمش کنی.

319
00:21:02,261 --> 00:21:03,503
‫شاید یکم طول بکشه...

320
00:21:03,553 --> 00:21:07,724
‫ولی اگه تا آخرش تسلیم نشی...
‫در نهایت تکه‌هاش دوباره میان کنار هم...

321
00:21:08,225 --> 00:21:09,768
‫و اون تکه‌ها...

322
00:21:10,352 --> 00:21:12,854
‫در مقابل قبلا داستان عمیق‌تری دارن.

323
00:21:13,397 --> 00:21:15,315
‫من از طریق این شغل یاد گرفتم...

324
00:21:16,358 --> 00:21:20,279
‫که معجزه‌ها با تسلیم نشدن رخ می‌دن.

325
00:21:20,946 --> 00:21:23,615
‫اگه چیزی هست که می‌خوای درستش کنی...

326
00:21:24,324 --> 00:21:28,996
‫امیدوارم واسه تو هم معجزه رخ بده.

327
00:21:30,372 --> 00:21:32,332
‫تسلیم نشدن...

328
00:21:54,771 --> 00:21:57,474
‫نمایندگیش کمکی نکرد چون
‫مدلش دیگه تولید نمی‌شه.

329
00:21:57,524 --> 00:21:59,017
‫می‌تونی درستش کنی؟

330
00:21:59,067 --> 00:22:01,937
‫اگه قطعات نو داشتم می‌تونستم امتحان کنم...

331
00:22:01,987 --> 00:22:06,199
‫ولی چون این مدل مدت کوتاهی ده سال
‫پیش عرضه شده، پیدا کردنشون سخته.

332
00:22:06,700 --> 00:22:07,701
‫متاسفم.

333
00:22:10,203 --> 00:22:13,115
‫کسی می‌تونه این پد طراحی رو تعمیر کنه؟

334
00:22:13,165 --> 00:22:15,667
‫هر کس حتی بتونه اطلاعاتش رو
‫بازیابی کنه بهش پاداش خوبی می‌دم.

335
00:22:18,879 --> 00:22:20,956
‫این چیه؟ یه تبلت قدیمی؟

336
00:22:21,006 --> 00:22:22,632
‫چنین پد طراحی‌ای هم وجود داره؟

337
00:22:29,556 --> 00:22:31,800
‫وای، من حین دوره راهنمایی این مدل رو داشتم.

338
00:22:31,850 --> 00:22:33,643
‫احتمالا یه جایی گذاشتمش.

339
00:22:35,479 --> 00:22:37,481
‫اگه قطعاتش رو داشتم
‫می‌تونستم سعی کنم درستش کنم.

340
00:22:40,233 --> 00:22:43,395
‫اگه پیداش کردی حاضری بهم بفروشیش؟

341
00:22:43,445 --> 00:22:45,864
‫اگه آره لطفا بهم پیام بده.

342
00:22:50,452 --> 00:22:52,871
‫[اگه پیداش کردی حاضری بهم بفروشیش؟]

343
00:23:01,171 --> 00:23:02,205
‫الو؟

344
00:23:02,255 --> 00:23:04,708
‫شما پیام گذاشتید و گفتید...

345
00:23:04,758 --> 00:23:07,177
‫- می‌خواید پد طراحیم رو بخرید؟
‫- آره، خودمم.

346
00:23:08,720 --> 00:23:10,922
‫یه پد طراحی سالم پیدا کردم.

347
00:23:10,972 --> 00:23:13,183
‫قطعاتش رو داره، می‌تونی درستش کنی دیگه؟

348
00:23:13,892 --> 00:23:16,686
‫تضمین نمی‌کنم، ولی می‌تونی بذاریش پیشم.

349
00:23:22,317 --> 00:23:23,769
‫به لطف قطعات جدید...

350
00:23:23,819 --> 00:23:27,406
‫تونستم اطلاعاتش رو بازیابی
‫کنم و بریزم توی یه دستگاه دیگه.

351
00:23:27,948 --> 00:23:29,533
‫[برای هاران]

352
00:23:41,753 --> 00:23:46,341
‫[۱- تابستان هفت سال پیش،
‫ با دیوارها شروع شد.]

353
00:23:52,431 --> 00:23:53,799
‫من و هیوکچان...

354
00:23:53,849 --> 00:23:56,143
‫توی موسسه‌ی تکنولوژی بوستون هم‌اتاقی بودیم.

355
00:23:56,643 --> 00:23:59,262
‫می‌شه بهش پیام بدی و
‫بگی من باید برم آزمایشگاه؟

356
00:23:59,312 --> 00:24:00,856
‫یه لطفی بهم بکن.

357
00:24:04,568 --> 00:24:07,821
‫یه روز می‌خواستم صدای
‫پیام هیوکچان رو قطع کنم...

358
00:24:08,530 --> 00:24:10,407
‫ولی حرف‌هات توجه‌ام رو جلب کرد.

359
00:24:11,283 --> 00:24:12,617
‫«اسیر دیوارها.»

360
00:24:13,285 --> 00:24:15,328
‫احتمالا چون خودم چنین حسی داشتم...

361
00:24:16,580 --> 00:24:18,748
‫می‌خواستم شخصی بشم که بتونی باهاش حرف بزنی.

362
00:24:19,666 --> 00:24:21,868
‫می‌تونستم حدس بزنم که چقدر سردرگمی.

363
00:24:21,918 --> 00:24:23,503
‫[اگه مشکلی نداری می‌تونی با من حرف بزنی.]

364
00:24:32,804 --> 00:24:34,806
‫من فقط به حرفت گوش کردم...

365
00:24:35,682 --> 00:24:38,101
‫ولی به طرز عجیبی به خودم هم آرامش می‌داد.

366
00:24:41,605 --> 00:24:44,191
‫[ممنون به غرغرهام گوش کردی!]

367
00:24:44,858 --> 00:24:46,151
‫با خودم گفتم...

368
00:24:46,818 --> 00:24:49,396
‫اولین و آخرین باریه که حرف می‌زنیم.

369
00:24:49,446 --> 00:24:50,739
‫ولی...

370
00:24:52,908 --> 00:24:54,484
‫[۲- قلم خودنویس و حکاکی]

371
00:24:54,534 --> 00:24:56,703
‫اون زمان هیوکچان دستش
‫بدجوری زخمی شده بود...

372
00:24:57,579 --> 00:24:59,289
‫و ازم یه لطفی خواست.

373
00:25:00,081 --> 00:25:03,243
‫هر چیزی که یه دختر حدودا
‫بیست ساله به کارش بیاد.

374
00:25:03,293 --> 00:25:05,078
‫می‌خواست یه هدیه بهت بده...

375
00:25:05,128 --> 00:25:07,964
‫ولی بخاطر درمانش وقت نداشت که بره بخره.

376
00:25:08,507 --> 00:25:09,958
‫خیلی احساس شرم داشت.

377
00:25:10,008 --> 00:25:13,720
‫دنبال قلمی می‌گردم که..

378
00:25:14,763 --> 00:25:18,225
‫یه قلم مناسب طراحی. دارید؟

379
00:25:18,808 --> 00:25:21,428
‫اون موقع حرفت یادم اومد.

380
00:25:21,478 --> 00:25:25,682
‫گفتی حس کردی دیوارها احاطه‌ات
‫کردن و نمی‌تونی طراحی کنی.

381
00:25:25,732 --> 00:25:29,269
‫واسه این که یکم خوشحالت کنم،
‫یه قلم طراحی انتخاب کردم.

382
00:25:29,319 --> 00:25:30,904
‫خیلی‌خب، این رو می‌گیرم.

383
00:25:31,696 --> 00:25:35,033
‫هدیه‌ است؟ اگه بخوای می‌تونم روش حکاکی کنم.

384
00:25:39,955 --> 00:25:41,081
‫«هاران.»

385
00:25:41,665 --> 00:25:42,866
‫یهویی یادم اومد...

386
00:25:42,916 --> 00:25:46,628
‫که هیوکچان به چه اسمی صدات می‌کرد.

387
00:25:48,547 --> 00:25:51,007
‫برنده‌ی مسابقه‌ی طراحی...

388
00:25:51,758 --> 00:25:53,543
‫هاران، تبریک می‌گم.

389
00:25:53,593 --> 00:25:55,011
‫[می‌دونی، تو ناجی منی.]

390
00:25:56,263 --> 00:25:59,558
‫هیوکچان رفته بود که توی
‫تحقیقات به استادمون کمک کنه.

391
00:26:01,142 --> 00:26:04,137
‫واسه تعطیلات می‌رم خلیج شرقی.

392
00:26:04,187 --> 00:26:07,983
‫اگه استاد خبرم رو گرفت بگو
‫واسه دستم یکم استراحت می‌کنم.

393
00:26:08,817 --> 00:26:10,819
‫اون زمان لپ‌تاپ‌هامون اشتباهی جابه‌جا شد.

394
00:26:12,153 --> 00:26:15,156
‫و خیلی زود، یه روزی پیش اومد
‫که من احساس می‌کردم اسیر شدم.

395
00:26:22,163 --> 00:26:24,115
‫تا کی می‌خوای این کار رو بکنی؟

396
00:26:24,165 --> 00:26:27,460
‫دیگه چیکار کنم که بی‌خیال شی؟

397
00:26:29,129 --> 00:26:31,289
‫یادته...

398
00:26:31,339 --> 00:26:35,260
‫گفتم من هم تنها توی یه زمستان سخت ایستادم؟

399
00:26:36,803 --> 00:26:40,215
‫اصلا طاقت نداشتم،
‫دیوارها احاطه‌ام کرده بودن...

400
00:26:40,265 --> 00:26:43,184
‫ولی به محض این که خواستم
‫تسلیم بشم و به همه‌چیز پایان بدم...

401
00:26:44,269 --> 00:26:47,147
‫یهویی تو باهام حرف زدی...

402
00:26:47,939 --> 00:26:50,400
‫درست وقتی که داشتم خودکشی می‌کردم.

403
00:26:51,234 --> 00:26:52,360
‫«تو...

404
00:26:53,486 --> 00:26:54,854
‫«ناجی منی.»

405
00:26:54,904 --> 00:26:57,399
‫می‌دونستم که اون حرف‌هات خطاب به من نبود.

406
00:26:57,449 --> 00:27:00,160
‫ولی تصورش رو دوست داشتم.

407
00:27:00,994 --> 00:27:02,954
‫گفتی که من ناجیتم...

408
00:27:03,538 --> 00:27:05,582
‫ولی تو بودی که من رو نجات دادی.

409
00:27:06,666 --> 00:27:07,667
‫و این...

410
00:27:08,335 --> 00:27:10,003
‫دلیلی برای ادامه دادن بهم داد.

411
00:27:10,629 --> 00:27:11,963
‫سونگ هاران.

412
00:27:12,297 --> 00:27:14,040
‫تو نجاتم دادی...

413
00:27:14,090 --> 00:27:15,175
‫هفت سال پیش.

414
00:27:16,134 --> 00:27:17,510
‫اون موقع تو نجاتم دادی!

415
00:27:19,304 --> 00:27:21,172
‫از اون موقع...

416
00:27:21,222 --> 00:27:23,475
‫نمی‌تونستم پیام‌هایی که
‫می‌دادی رو نادیده بگیرم.

417
00:27:24,100 --> 00:27:25,427
‫حینی که فکر می‌کردی با هیوکچان حرف می‌زنی.

418
00:27:25,477 --> 00:27:28,104
‫[گلدبرگ، نئون فضایی، بوی باران،
‫شخصی که به دنیام وسعت داد]

419
00:27:29,606 --> 00:27:32,642
‫اون چیز طلایی به خواب کمک می‌کنه.
‫شنیدم اثبات نشده.

420
00:27:32,692 --> 00:27:34,903
‫مثل موسیقی واسه بیدار شدنه.

421
00:27:37,155 --> 00:27:39,232
‫یادم رفته بود چطور لبخند بزنم...

422
00:27:39,282 --> 00:27:41,451
‫ولی بخاطر تو دوباره لبخند می‌زدم.

423
00:27:43,703 --> 00:27:44,904
‫خبرهای مهم.

424
00:27:44,954 --> 00:27:47,324
‫داشتم ناهار می‌خوردم و توش بادمجان بود.

425
00:27:47,374 --> 00:27:48,408
‫بادمجان؟

426
00:27:48,458 --> 00:27:51,995
‫خیلی نرم و پنبه‌ایه، و رنگش نئونیه. اه!

427
00:27:52,045 --> 00:27:53,296
‫طعم نئون فضایی.

428
00:27:54,798 --> 00:27:55,965
‫نئون فضایی...

429
00:27:56,383 --> 00:27:57,634
‫در موردت کنجکاو شدم...

430
00:27:58,718 --> 00:27:59,969
‫و مشتاق بودم بدونم...

431
00:28:00,845 --> 00:28:02,972
‫دیگه چه داستان‌های جالبی واسم تعریف می‌کنی.

432
00:28:05,100 --> 00:28:08,595
‫زندگی سیاه و سفیدم مملو از رنگ شد.

433
00:28:08,645 --> 00:28:10,647
‫و دنیای کوچیکم...

434
00:28:11,648 --> 00:28:12,982
‫شروع کرد به رشد کردن...

435
00:28:13,441 --> 00:28:16,152
‫به لطف پیام‌های تو.

436
00:28:17,153 --> 00:28:20,156
‫ممنون که کمکم کردی بی‌خیال
‫چیزی که دوستش دارم نشم.

437
00:28:20,657 --> 00:28:22,450
‫که دلیلی واسه ادامه دادن بهم دادی.

438
00:28:24,285 --> 00:28:28,415
‫اگه شکاف کوچیکی بود که می‌تونستم
‫ازش نفس بکشم، زنده می‌موندم.

439
00:28:29,040 --> 00:28:33,253
‫گمونم می‌خواستم اون قلم هم شکاف تو باشه.

440
00:28:35,588 --> 00:28:38,049
‫تو خودت اون شکاف برای من بودی.

441
00:28:39,050 --> 00:28:41,928
‫چون به لطف تو دوباره طراحی رو شروع کردم.

442
00:28:43,763 --> 00:28:44,764
‫هی چان.

443
00:28:45,265 --> 00:28:46,883
‫اطلاعیه تعمیرات خوابگاه اومده.

444
00:28:46,933 --> 00:28:48,143
‫مرسی.

445
00:28:49,227 --> 00:28:50,553
‫وای، چقدر کارت خوبه.

446
00:28:50,603 --> 00:28:52,639
‫به نظرت می‌تونی یه روزی من رو بکشی؟

447
00:28:52,689 --> 00:28:55,100
‫هوم، باشه.

448
00:28:55,150 --> 00:28:57,435
‫- خوبه، مرسی.
‫- و...

449
00:28:57,485 --> 00:29:00,438
‫واسه اولین بار برای فردا مشتاق بودم.

450
00:29:00,488 --> 00:29:03,149
‫لحظاتی که با تو حرف می‌زدم...

451
00:29:03,199 --> 00:29:06,870
‫بهم کمک می‌کرد قوی بمونم و فروپاشی نکنم.

452
00:29:10,707 --> 00:29:11,741
‫[۵- انفجار]

453
00:29:11,791 --> 00:29:12,826
‫ولی...

454
00:29:12,876 --> 00:29:16,996
‫اواخر تابستان، حادثه‌ای رخ داد.

455
00:29:17,046 --> 00:29:18,214
‫انفجار در آزمایشگاه.

456
00:29:20,675 --> 00:29:24,045
‫همه می‌گفتن به زودی
‫می‌میرم و دیگه به هوش نمیام.

457
00:29:24,095 --> 00:29:25,130
‫ولی...

458
00:29:25,180 --> 00:29:26,222
‫چان.

459
00:29:26,514 --> 00:29:27,549
‫یه صدایی شنیدم.

460
00:29:27,599 --> 00:29:28,975
‫دوستت دارم.

461
00:29:30,143 --> 00:29:31,553
‫دوستت دارم چان.

462
00:29:31,603 --> 00:29:34,939
‫انگار که اون صدا می‌خواست من رو بیدار کنه.

463
00:29:36,608 --> 00:29:38,610
‫با اون صدا بیدار شدم...

464
00:29:40,153 --> 00:29:41,446
‫ولی یادم نمی‌اومد...

465
00:29:42,071 --> 00:29:44,741
‫که کی صدام زد و بیدارم کرد.

466
00:29:47,243 --> 00:29:49,788
‫بعد اون حادثه به مدت یک سال
‫ حافظه‌ام رو از دست دادم.

467
00:29:50,789 --> 00:29:53,124
‫ولی بنابه‌دلایلی...

468
00:29:53,917 --> 00:29:55,460
‫چهره و صدای اون شخص...

469
00:29:56,044 --> 00:30:00,048
‫به وضوح یادم بود.

470
00:30:00,840 --> 00:30:04,344
‫و وقتی واسه درمان اومدم کره،
‫اتفاقی دیدمش.

471
00:30:05,386 --> 00:30:06,638
‫شب کریسمس.

472
00:30:07,347 --> 00:30:08,640
‫توی جامسوگیو.

473
00:30:09,265 --> 00:30:10,759
‫دویدم دنبالش...

474
00:30:10,809 --> 00:30:13,937
‫و فرض می‌کردم کلید برگشتن حافظه‌ام اونه.

475
00:30:17,315 --> 00:30:20,902
‫ولی یهویی ترقه‌ها منفجر
‫شد و انفجار یادم اومد.

476
00:30:21,319 --> 00:30:22,812
‫تمام خاطرات گنگم...

477
00:30:22,862 --> 00:30:25,198
‫یهویی برگشتن.

478
00:30:26,825 --> 00:30:27,951
‫اون موقع بود که فهمیدم...

479
00:30:28,743 --> 00:30:32,372
‫اون شخص نامزد هم‌اتاقیم بود...

480
00:30:33,122 --> 00:30:34,249
‫و این که من واست...

481
00:30:35,208 --> 00:30:39,796
‫کاملا غریبه‌ام.

482
00:30:45,718 --> 00:30:47,003
‫[۶- مرگ رو یادت نره]

483
00:30:47,053 --> 00:30:49,339
‫یهویی بلدون هیچ مقصدی رفتم.

484
00:30:49,389 --> 00:30:50,965
‫می‌خواستم از گذشته‌ام فرار کنم.

485
00:30:51,015 --> 00:30:53,009
‫یه بلیت واسه زود‌ترین پرواز می‌خوام.

486
00:30:53,059 --> 00:30:56,271
‫ولی یه چیزی بود که همچنان
‫نمی‌تونستم ازش فرار کنم.

487
00:30:59,440 --> 00:31:02,235
‫یه نفر بود که دو بار
‫بهم کمک کرد زنده بمونم.

488
00:31:03,319 --> 00:31:04,938
‫حداقل واسه اون...

489
00:31:04,988 --> 00:31:07,657
‫می‌دونستم که دیگه نباید
‫مثل یه مرده زندگی کنم.

490
00:31:08,241 --> 00:31:11,786
‫این تتو رو زدم که این رو یادم نره.

491
00:31:12,370 --> 00:31:13,663
‫«مرگ رو یادت نره.»

492
00:31:16,124 --> 00:31:20,962
‫و هفت سال تلاش کردم، انگار
‫که می‌خواستم یه آدم دیگه بشم...

493
00:31:21,504 --> 00:31:22,956
‫یه جایی...

494
00:31:23,006 --> 00:31:25,959
‫محیطم، اطرافم و خودم...

495
00:31:26,009 --> 00:31:27,886
‫واقعا عوض شده بود.

496
00:31:28,678 --> 00:31:31,598
‫انگار که گذشته‌ام مهم نبود.

497
00:31:33,016 --> 00:31:35,268
‫[۷- از دیدنت خوشحال شدم.]

498
00:31:36,519 --> 00:31:40,056
‫بعد یه روز تو دوباره پیدات شد...

499
00:31:40,106 --> 00:31:43,101
‫درست اومدی جلوم، بعد هفت سال.

500
00:31:43,151 --> 00:31:44,435
‫از دیدنت خوشحال شدم.

501
00:31:44,485 --> 00:31:46,646
‫من سونگ هارانم، طراح اصلی.

502
00:31:46,696 --> 00:31:49,023
‫حس کردم الان گریه‌ام می‌گیره.

503
00:31:49,073 --> 00:31:52,610
‫خیلی قدردان بودم، و دلم واست
‫تنگ شده بود و کنجکاو بودم، ولی...

504
00:31:52,660 --> 00:31:54,662
‫من هم خوشحال شدم دیدمت، من...

505
00:31:55,330 --> 00:31:58,283
‫تو ادمی هستی که نباید بهش فکر کنم.

506
00:31:58,333 --> 00:31:59,701
‫سونو چان...

507
00:31:59,751 --> 00:32:01,294
‫[۸- بیا مثل یه پیک نیک بهاری
‫ خوش‌ بگذرونیم.]

508
00:32:02,378 --> 00:32:04,372
‫اگه سر تو هم بلایی بیاد...

509
00:32:04,422 --> 00:32:05,423
‫هاران.

510
00:32:06,090 --> 00:32:09,969
‫اولش خواستم ازت دوری کنم که گیر نیفتم...

511
00:32:11,721 --> 00:32:13,222
‫ولی وقتی نگاهت می‌کردم...

512
00:32:14,265 --> 00:32:15,266
‫احساس درد داشتم.

513
00:32:16,935 --> 00:32:20,605
‫کسی که هفت سال پیش منو نجات داد
‫تنها توی زمستون گیر کرده بود.

514
00:32:22,649 --> 00:32:24,267
‫فکر می‌کردم بعدا پشیمون می‌شم...

515
00:32:24,317 --> 00:32:26,436
‫واقعا برام باارزشه، پس باید پیداش کنم.

516
00:32:26,486 --> 00:32:28,237
‫بنابراین پیشنهاد سرسام‌آوری دادم.

517
00:32:29,197 --> 00:32:30,440
‫یه دوره آزمایشی سه ماهه!

518
00:32:30,490 --> 00:32:32,108
‫بیا انجامش بدیم.

519
00:32:32,158 --> 00:32:33,952
‫طوری میشه که انگار
‫داریم یه پیک نیک بهاری می‌گذرونیم.

520
00:32:34,702 --> 00:32:35,703
‫بیا خوش بگذرونیم.

521
00:32:45,254 --> 00:32:46,915
‫[9- طمع]

522
00:32:46,965 --> 00:32:50,343
‫بعدش اتفاقات زیادی بین ما افتاد.

523
00:32:57,850 --> 00:33:00,303
‫اگه بازم درد کرد بهم بگو.

524
00:33:00,353 --> 00:33:01,938
‫اگه مجبور بشم کولِت می‌کنم.

525
00:33:02,438 --> 00:33:03,481
‫خانم سونگ!

526
00:33:06,150 --> 00:33:07,485
‫حالت چطوره؟

527
00:33:12,490 --> 00:33:13,783
‫این بده.

528
00:33:23,918 --> 00:33:25,503
‫در نهایت خیلی بهت علاقه پیدا کردم،

529
00:33:31,050 --> 00:33:34,303
‫[10- تولدم، روزی که تصمیم گرفتم همه‌چیز رو توضیح بدم،
‫هرچند هنوز رخنه‌هایی وجود داشت.]

530
00:33:35,680 --> 00:33:38,716
‫منم دلم می‌خواد امروز همه‌چیز رو بهت بگم.

531
00:33:38,766 --> 00:33:41,636
‫به نظرم دیگه نباید در مورد خودم چیزی رو قایم کنم.

532
00:33:41,686 --> 00:33:42,762
‫زوج یا فرد؟

533
00:33:42,812 --> 00:33:45,148
‫- می‌خواستم همه‌چیز رو بهت بگم...
‫- فرد.

534
00:33:46,733 --> 00:33:48,609
‫نگران شدم که عجولانه اقدام کردنم

535
00:33:50,153 --> 00:33:53,823
‫شرایط بین ما رو خراب می‌کنه
‫یا یه جوری بهت آسیب می‌رسونه.

536
00:33:54,282 --> 00:33:55,533
‫و توی بهار...

537
00:33:56,117 --> 00:33:58,119
‫بهار اینجا نیستی؟

538
00:33:58,870 --> 00:34:03,074
‫تا آخر عمرم از اون دوره آزمایشی استفاده می‌کنم.

539
00:34:03,124 --> 00:34:04,200
‫ولی...

540
00:34:04,250 --> 00:34:05,785
‫کلافه شده بودم

541
00:34:05,835 --> 00:34:09,130
‫که نمی‌تونستم با کسی که دوستش داشتم
‫راجع‌به آینده حرف بزنم.

542
00:34:10,048 --> 00:34:12,467
‫بنابراین تصمیمی گرفتم.

543
00:34:12,842 --> 00:34:16,921
‫تصمیم گرفتم که یواش یواش
‫هرچی یادم میومد رو توضیح بدم.

544
00:34:16,971 --> 00:34:19,766
‫بعد از فیلم وقت داری؟

545
00:34:20,183 --> 00:34:21,976
‫باید یه چیزی رو بهت بگم.

546
00:34:23,061 --> 00:34:25,271
‫می‌دونستم که

547
00:34:26,147 --> 00:34:27,523
‫متوجه صادق بودنم میشی.

548
00:34:32,737 --> 00:34:33,988
‫می‌خواستم بهت نشون بدم

549
00:34:34,614 --> 00:34:36,324
‫که راه دیگه‌ای هم هست.

550
00:34:37,033 --> 00:34:39,277
‫من اینو بوسیله اون شخص یاد گرفتم.

551
00:34:39,327 --> 00:34:42,363
‫اون صرفا کسی بود که به دنیام وسعت بخشید.

552
00:34:42,413 --> 00:34:44,373
‫حس کردی یکی که دلتنگش هستی

553
00:34:45,208 --> 00:34:47,076
‫اسمت رو صدا زده.

554
00:34:47,126 --> 00:34:50,630
‫تو همین الانش هم اون کارو برام کردی.

555
00:34:55,468 --> 00:34:58,721
‫فکر کردم غیرممکنه،
‫واسه همین یادداشتش کردم...

556
00:35:04,185 --> 00:35:05,686
‫ولی الان شاید ممکن باشه.

557
00:35:08,356 --> 00:35:09,849
‫اون با من اومد بریم سفر.

558
00:35:09,899 --> 00:35:12,977
‫هیوکچان توی تعطیلات رفته بود
‫تا به استادمون کمک کنه.

559
00:35:13,027 --> 00:35:14,821
‫ازم لطفی خواست.

560
00:35:18,157 --> 00:35:19,692
‫من تصمیم گرفتم هرگز کاری نکنم

561
00:35:19,742 --> 00:35:23,029
‫که ممکنه سد راه خوشبختیش قرار بگیره.

562
00:35:23,079 --> 00:35:25,573
‫به لطف تو، الان پی بردم

563
00:35:25,623 --> 00:35:29,418
‫که درگیر زخم‌های قدیمی نشدن هم
‫راهی برای...

564
00:35:30,920 --> 00:35:33,297
‫محافظت کردن از خوشبختیشه.

565
00:35:35,424 --> 00:35:36,551
‫همه اون حرفا در مورد من بود.

566
00:35:45,601 --> 00:35:47,645
‫باید به حرفش گوش می‌کردم.

567
00:35:48,437 --> 00:35:50,314
‫باید فقط یه بار بهش گوش می‌کردم.

568
00:35:54,031 --> 00:36:04,031
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

569
00:36:07,748 --> 00:36:09,083
‫- این خوبه؟
‫- بذار ببینم.

570
00:36:09,584 --> 00:36:11,210
‫خوبه.

571
00:36:13,087 --> 00:36:14,747
‫ترخصیت تموم شد.

572
00:36:14,797 --> 00:36:16,082
‫تبریک میگم.

573
00:36:16,132 --> 00:36:17,216
‫- عالیه.
‫- بریم.

574
00:36:19,510 --> 00:36:21,295
‫- آقای پارک اومده.
‫- من اومدم.

575
00:36:21,345 --> 00:36:22,380
‫بیا.

576
00:36:22,430 --> 00:36:25,258
‫- اون اومده.
‫- مرخص شدنت رو تبریک میگم.

577
00:36:25,308 --> 00:36:26,726
‫چه خوشگلن.

578
00:36:27,185 --> 00:36:29,929
‫بذارید برسونمتون.
‫در شیم پیاده‌تون می‌کنم.

579
00:36:29,979 --> 00:36:31,139
‫مانجی.

580
00:36:31,189 --> 00:36:32,440
‫پیاده برگردیم؟

581
00:36:33,399 --> 00:36:34,851
‫می‌خوام قدم بزنم.

582
00:36:34,901 --> 00:36:38,521
‫می‌خوام هوای سرد رو نفس بکشم
‫و بوی زمستان رو حس کنم.

583
00:36:38,571 --> 00:36:40,148
‫بیرون سرما می‌خوری.

584
00:36:40,198 --> 00:36:41,315
‫ماشین ما رو ببر.

585
00:36:41,365 --> 00:36:43,442
‫راست میگن.
‫باید یکم استراحت کنی.

586
00:36:43,492 --> 00:36:45,486
‫پیاده‌روی توی زمستان؟

587
00:36:45,536 --> 00:36:48,456
‫به نظر من که محشره.

588
00:37:00,718 --> 00:37:01,719
‫محشره.

589
00:37:03,012 --> 00:37:07,383
‫فکر می‌کردم که قدم زدن و نفس کشیدن

590
00:37:07,433 --> 00:37:09,518
‫صرفا چیزهای طبیعی زندگی هستن،

591
00:37:11,687 --> 00:37:12,688
‫ولی امروز،

592
00:37:13,773 --> 00:37:14,941
‫همش مثل یه هدیه می‌مونه.

593
00:37:18,319 --> 00:37:19,654
‫من خیلی دیر به این پی بردم.

594
00:37:21,614 --> 00:37:23,532
‫دیدن چنین غروب خورشید قشنگ

595
00:37:24,867 --> 00:37:26,244
‫و حس کردن فصل‌ها...

596
00:37:27,495 --> 00:37:28,704
‫اگه خودم می‌خواستم...

597
00:37:29,664 --> 00:37:30,665
‫همیشه می‌تونستم

598
00:37:31,958 --> 00:37:34,118
‫طوری زندگی کنم که انگار زندگی یه هدیه‌ست.

599
00:37:34,168 --> 00:37:36,078
‫اصلا هم دیر نشده.

600
00:37:36,128 --> 00:37:37,129
‫از الان به بعد،

601
00:37:38,422 --> 00:37:41,175
‫می‌تونیم کم کم، همه این کارها رو باهم انجام بدیم.

602
00:37:49,308 --> 00:37:50,593
‫در این بین،

603
00:37:50,643 --> 00:37:54,180
‫ما تغییرات کوچیک و بزرگی رو تجربه کردیم.

604
00:37:54,230 --> 00:37:55,306
‫لازم نیست عجله کنی.

605
00:37:55,356 --> 00:37:56,565
‫- هر بار یه قدم.
‫- یواش...

606
00:37:57,400 --> 00:37:58,601
‫آفرین.

607
00:37:58,651 --> 00:37:59,694
‫چیزی نمونده.

608
00:38:03,781 --> 00:38:04,824
‫یوگیوم.

609
00:38:05,700 --> 00:38:07,034
‫چیه، هادام؟

610
00:38:10,788 --> 00:38:12,581
‫"تبریک میگم، شما..."

611
00:38:14,792 --> 00:38:17,712
‫- هادام!
‫- من الان یه دانشجوی پزشکی واقعی‌ام!

612
00:38:18,212 --> 00:38:19,872
‫باریکلا بهت، هادام.

613
00:38:19,922 --> 00:38:21,499
‫باورم نمیشه.

614
00:38:21,549 --> 00:38:23,918
‫یوگیوم، چی شده؟
‫چرا داری می‌پری؟

615
00:38:23,968 --> 00:38:26,963
‫هادام الان یه دانشجوی پزشکیه.

616
00:38:27,013 --> 00:38:29,348
‫تازه قبولیش اومده.

617
00:38:32,727 --> 00:38:35,429
‫هی. چرا داری گریه می‌کنی؟

618
00:38:35,479 --> 00:38:36,847
‫تو که عشقش نیستی.

619
00:38:36,897 --> 00:38:38,599
‫تازه از تیم بهم زنگ زدن.

620
00:38:38,649 --> 00:38:41,402
‫فکر می‌کردم بعد از انتخاب نشدنم
‫دیگه همه‌چیز تموم شد،

621
00:38:41,944 --> 00:38:43,988
‫ولی تیم تایسان تایتانز انتخابم کردن.

622
00:38:44,822 --> 00:38:46,440
‫دارم بازیکن حرفه‌ای می‌شم!

623
00:38:46,490 --> 00:38:48,109
‫- وای.
‫- هی.

624
00:38:48,159 --> 00:38:49,410
‫یانگ چانگمو!

625
00:38:52,371 --> 00:38:53,372
‫صبر کنید.

626
00:38:53,998 --> 00:38:55,875
‫هی، من چطور دارم می‌پرم؟

627
00:38:57,376 --> 00:38:59,120
‫اوه!
‫درد نمی‌کنه.

628
00:38:59,170 --> 00:39:00,171
‫واقعا؟

629
00:39:00,671 --> 00:39:01,872
‫واقعا درد نمی‌کنه؟

630
00:39:01,922 --> 00:39:03,174
‫نه، اصلا درد نداره.

631
00:39:04,091 --> 00:39:07,378
‫درد نمی‌کنه!

632
00:39:07,428 --> 00:39:08,637
‫آقا! آقای چا!

633
00:39:09,221 --> 00:39:10,589
‫هنوز نباید بپری.

634
00:39:10,639 --> 00:39:12,224
‫ببخشید.

635
00:39:14,977 --> 00:39:17,313
‫وای.

636
00:39:22,818 --> 00:39:23,819
‫داری میری بیرون؟

637
00:39:24,737 --> 00:39:26,989
‫بله، دارم میرم بیرون.

638
00:39:31,369 --> 00:39:34,947
‫اون گفت که بهم حس داره.

639
00:39:34,997 --> 00:39:38,242
‫ازم پرسید که می‌تونه بهم علاقه‌ داشته باشه یا نه
‫و منم گفتم آره.

640
00:39:38,292 --> 00:39:40,536
‫ولی دقیقا عین قبلا رفتار می‌کنه...

641
00:39:40,586 --> 00:39:43,255
‫اگه وقت داری، دوست داری نوشیدنی بخوریم؟

642
00:39:44,673 --> 00:39:47,293
‫خودمون دوتا.

643
00:39:47,343 --> 00:39:49,970
‫خودمون دوتا؟

644
00:39:52,723 --> 00:39:54,133
‫خیلی‌خب.

645
00:39:54,183 --> 00:39:56,519
‫خوبه.

646
00:40:07,696 --> 00:40:08,773
‫این چیه؟

647
00:40:08,823 --> 00:40:11,609
‫تو تازه عمل شدی.
‫باید قوّت بگیری.

648
00:40:11,659 --> 00:40:15,321
‫این یه خوراکی ویژه محلی از ججوئه،
‫استاد بزرگ درست کرده. خیلی خوشمزه‌ان.

649
00:40:15,371 --> 00:40:17,281
‫- هوم.
‫- با نوه‎‌هات بخوریدشون.

650
00:40:17,331 --> 00:40:19,241
‫- به نظر خوشمزه میان. مانجی.
‫- بله؟

651
00:40:19,291 --> 00:40:20,626
‫تو هم بخور خب.

652
00:40:24,672 --> 00:40:28,125
‫خیلی‌خب.
‫به نظر خوشمزه میان.

653
00:40:28,175 --> 00:40:29,668
‫خیلی‌خب.

654
00:40:29,718 --> 00:40:31,095
‫- بخور.
‫- باشه.

655
00:40:31,220 --> 00:40:32,713
‫روی خوب شدن تمرکز کن.

656
00:40:32,763 --> 00:40:34,840
‫- تو هم باید بخوری.
‫- باشه.

657
00:40:34,890 --> 00:40:36,258
‫- بیا.
‫- بخورید بچه‌ها.

658
00:40:36,308 --> 00:40:38,060
‫ممنون.

659
00:40:41,063 --> 00:40:42,098
‫وای خدا.

660
00:40:42,148 --> 00:40:44,725
‫هوم!
‫چه جویدنی‌ان.

661
00:40:44,775 --> 00:40:46,268
‫- خوبن.
‫- خیلی خوشمزه‌ان.

662
00:40:46,318 --> 00:40:47,695
‫چه خوبه.

663
00:40:48,571 --> 00:40:50,022
‫هوم. به به.

664
00:40:50,072 --> 00:40:52,149
‫"این ایمیل کامتز بود.

665
00:40:52,199 --> 00:40:54,985
‫ما ویدئوی آزمایش پزشکی رو تماشا کردیم.

666
00:40:55,035 --> 00:40:56,946
‫ما مایل به تأییدِ...

667
00:40:56,996 --> 00:40:59,907
‫پیشرفت توانبخشی و سایر جنبه‌ها
‫جدا از ویدئو هستیم،

668
00:40:59,957 --> 00:41:02,827
‫بنابراین توصیه می‌کنیم که

669
00:41:02,877 --> 00:41:06,714
‫هرچه سریع‌تر در یک مرکز تمرینات محلی
‫تست نهایی رو انجام بدید".

670
00:41:07,590 --> 00:41:08,624
‫چی؟

671
00:41:08,674 --> 00:41:10,584
‫باید برای تست بری آمریکا؟

672
00:41:10,634 --> 00:41:13,429
‫لابد به خاطر مصدومیتم نگرانن.

673
00:41:14,638 --> 00:41:16,640
‫من میرم و تا آخر تمام تلاشم رو می‌کنم.

674
00:41:17,141 --> 00:41:19,760
‫همونطور که گفتی، اگه تا آخرش تلاش نکنم

675
00:41:19,810 --> 00:41:21,887
‫فقط پشیمونی برام می‌مونه.

676
00:41:21,937 --> 00:41:22,938
‫خیلی‌خب.

677
00:41:23,397 --> 00:41:26,434
‫برو و بهشون نشون بده چند مرده حلاجی،

678
00:41:26,484 --> 00:41:27,610
‫و پشیمونی‌ای به جا نذار.

679
00:41:31,405 --> 00:41:32,448
‫بیا انجامش بدیم!

680
00:41:32,948 --> 00:41:33,949
‫بیا انجامش بدیم!

681
00:41:34,575 --> 00:41:35,576
‫قدرتمون رو روی هم می‌ذاریم.

682
00:41:36,202 --> 00:41:38,904
‫- بعد از اتفاقات زیادی که...
‫- از پسش برمیای، درسته؟

683
00:41:38,954 --> 00:41:40,164
‫توی پاییز و زمستون افتاد،

684
00:41:40,831 --> 00:41:43,334
‫فصل‌ها گذشتن...

685
00:41:46,712 --> 00:41:48,255
‫واقعا بهار شده.

686
00:41:49,089 --> 00:41:50,708
‫و زمستون...

687
00:41:50,758 --> 00:41:53,093
‫به آغاز بهار رسید.

688
00:41:55,429 --> 00:42:00,259
‫ولی مردی که یه پیک نیک بهاری خوش
‫رو پیشنهاد کرده بود

689
00:42:00,309 --> 00:42:03,929
‫اثری ازش توی بهار نبود.

690
00:42:03,979 --> 00:42:06,098
‫- من واقعا دلم یه چیز سرد می‌خواست.
‫- وای.

691
00:42:06,148 --> 00:42:08,225
‫این بهشتیه.
‫بیرون خیلی گرمه.

692
00:42:08,275 --> 00:42:09,310
‫بیا.

693
00:42:09,360 --> 00:42:11,153
‫- مرسی.
‫- این باور نکردنیه.

694
00:42:14,114 --> 00:42:16,158
‫بیا بهار بریم شکوفه‌های گیلاس رو ببینیم.

695
00:42:16,659 --> 00:42:17,868
‫توی تابستون

696
00:42:19,495 --> 00:42:21,080
‫بستنی یخی بخوریم.

697
00:42:22,289 --> 00:42:23,574
‫بیا بخور، خانم سونگ.

698
00:42:23,624 --> 00:42:24,867
‫بیا یکی بردار.

699
00:42:24,917 --> 00:42:27,036
‫نمی‌خوام. لذت ببرید.

700
00:42:27,086 --> 00:42:29,788
‫حتی با گذشت یه فصل دیگه،

701
00:42:29,838 --> 00:42:32,049
‫هنوزم خبری ازش نبود.

702
00:42:44,853 --> 00:42:49,400
‫[گل شمعدانی]
‫[نمی‌تونم از فکرت در بیام]

703
00:43:05,124 --> 00:43:06,283
‫اون ابره‌ست، درسته؟

704
00:43:06,333 --> 00:43:08,494
‫همونی که خانم سونگ توی گیونگجو دیده بود

705
00:43:08,544 --> 00:43:11,455
‫و برای لباس وان ازش الهام گرفت.

706
00:43:11,505 --> 00:43:12,623
‫اسمش چی بود؟

707
00:43:12,673 --> 00:43:14,717
‫- ابر پیرارنگی.
‫- درسته.

708
00:43:16,135 --> 00:43:18,003
‫بهش ابر پیرارنگی می‌گن.

709
00:43:18,053 --> 00:43:20,556
‫می‌گن اگه یه ابر پیرارنگی ببینی
‫خوش شانسی نصیبت میشه.

710
00:43:22,016 --> 00:43:23,384
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،

711
00:43:23,434 --> 00:43:26,428
‫به این زودی یک سال
‫از وقتی به گیونگجو رفته بودیم می‌گذره.

712
00:43:26,478 --> 00:43:27,555
‫آپلودش کردم.

713
00:43:27,605 --> 00:43:29,848
‫بچه‌ها، پستم رو لایک کنید.

714
00:43:29,898 --> 00:43:33,444
‫هی، سونگ هاران.
‫نمی‌ذارم بی سر و صدا بری.

715
00:43:34,862 --> 00:43:36,405
‫بیا پستم رو لایک کن.

716
00:43:42,870 --> 00:43:44,455
‫اینم یه نماد خوش‌شانسیه.

717
00:43:45,122 --> 00:43:48,000
‫می‌دونی که وقتی یه ابر پیرارنگی ببینی
‫شانس میاری.

718
00:43:51,962 --> 00:43:56,133
‫[ما داریم از نقاشی‌ای که بهمون هدیه دادی
‫برای دعوتنامه‌های عروسی‌مون استفاده می‌کنیم!]

719
00:43:58,802 --> 00:44:01,472
‫[هنرمند ابر پیرارنگی]

720
00:44:06,727 --> 00:44:09,930
‫[من یه نقاشی غافلگیرانه هدیه گرفتم.
‫بابت خاطره عالی ازت ممنونم!]

721
00:44:09,980 --> 00:44:12,558
‫"گانگ‌نونگ، 16 دقیقه پیش..."

722
00:44:12,608 --> 00:44:13,851
‫[16 دقیقه قبل]

723
00:44:13,901 --> 00:44:18,272
‫من امروز عصر نیستم.

724
00:44:18,322 --> 00:44:19,490
‫چه یهویی.

725
00:44:20,282 --> 00:44:21,283
‫چی؟

726
00:44:22,076 --> 00:44:23,243
‫ولی اون که تازه اومده بود.

727
00:44:35,923 --> 00:44:36,965
‫سلام.

728
00:44:37,549 --> 00:44:40,260
‫شما خیلی به نظر خوشحال میومدید،
‫منم ازتون نقاشی کشیدم.

729
00:44:40,761 --> 00:44:41,845
‫میشه بهتون هدیه‌اش بدم؟

730
00:44:44,223 --> 00:44:45,841
‫- داری اینو به ما میدی؟
‫- بله.

731
00:44:45,891 --> 00:44:46,892
‫ممنونم.

732
00:44:49,061 --> 00:44:50,312
‫ولی این ابره چیه؟

733
00:44:51,021 --> 00:44:52,514
‫یه ابر پیرارنگی هست.

734
00:44:52,564 --> 00:44:54,433
‫میگن واسه آدم خوش شانسی میاره.

735
00:44:54,483 --> 00:44:56,477
‫می‌خواستم براتون خوش شانسی آرزو کنم.

736
00:44:56,527 --> 00:44:57,986
‫از سفرتون لذت ببرید.

737
00:44:58,737 --> 00:45:00,114
‫ممنونم.

738
00:45:01,699 --> 00:45:03,534
‫این تویی.

739
00:45:03,992 --> 00:45:05,035
‫خیلی قشنگه.

740
00:45:26,014 --> 00:45:27,675
‫این تابلوی شماست، درسته؟

741
00:45:27,725 --> 00:45:31,887
‫کسی رو این نزدیکی ندیدید که
‫همچین نقاشی‌هایی بکشه؟

742
00:45:31,937 --> 00:45:33,013
‫مطمئن نیستم.

743
00:45:33,063 --> 00:45:35,307
‫کسی رو ندیدید که همچین نقاشی‌هایی بکشه؟

744
00:45:35,357 --> 00:45:36,392
‫نه.

745
00:45:36,442 --> 00:45:40,604
‫سلام، شما این نزدیکی هنرمندی ندیدید
‫که نقاشی بکشه؟

746
00:45:40,654 --> 00:45:41,697
‫نه.

747
00:45:43,490 --> 00:45:45,275
‫ببخشید، میشه سوالی ازتون بپرسم؟

748
00:45:45,325 --> 00:45:48,737
‫شما هنرمندی ندیدید که با یه همچین ابری
‫نقاشی بکشه؟

749
00:45:48,787 --> 00:45:50,197
‫ما چند ساعت پیش یه نقاشی گرفتیم.

750
00:45:50,247 --> 00:45:51,699
‫همین ابر نیست؟

751
00:45:51,749 --> 00:45:54,451
‫کِی دیدینش؟

752
00:45:54,501 --> 00:45:55,744
‫همین امروز.

753
00:45:55,794 --> 00:45:57,546
‫- چهار، پنج ساعت پیش.
‫- باشه.

754
00:45:58,380 --> 00:46:00,507
‫ممنون.

755
00:46:28,368 --> 00:46:30,537
‫آخه کجا رفته؟

756
00:46:45,344 --> 00:46:46,595
‫هوم.

757
00:46:51,809 --> 00:46:53,385
‫- سلام.
‫- سلام.

758
00:46:53,435 --> 00:46:54,678
‫چه سگ باحالی.

759
00:46:54,728 --> 00:46:56,355
‫- میشه نازش کنم؟
‫- حتما.

760
00:46:57,773 --> 00:46:59,266
‫سلام.

761
00:46:59,316 --> 00:47:01,518
‫من با یه سگی صمیمی بودم که
‫دقیقا شبیه این بود.

762
00:47:01,568 --> 00:47:02,569
‫واقعا؟

763
00:47:03,695 --> 00:47:04,696
‫خدافظ.

764
00:47:05,572 --> 00:47:06,615
‫خدافظ.

765
00:47:31,139 --> 00:47:32,349
‫ببخشید.

766
00:47:33,684 --> 00:47:35,561
‫دوباره قلمم...

767
00:47:36,687 --> 00:47:37,771
‫افتاد.

768
00:47:59,001 --> 00:48:00,002
‫پیدات کردم.

769
00:48:04,923 --> 00:48:06,550
‫پیدات کردم، سونو چان.

770
00:48:08,010 --> 00:48:09,044
‫چرا؟

771
00:48:09,094 --> 00:48:11,138
‫چرا تنها اومدی اینجا؟

772
00:48:15,517 --> 00:48:17,936
‫ببخشید، خیلی دیر فهمیدم.

773
00:48:20,689 --> 00:48:22,900
‫ممنون که به خاطرم دروغ گفتی.

774
00:48:24,943 --> 00:48:27,654
‫ممنون که از زخم‌هام محافظت کردی.

775
00:48:30,282 --> 00:48:32,526
‫نه، همش تقصیر منه.

776
00:48:32,576 --> 00:48:35,162
‫فقط من نبودم که نمی‌دونست
‫چه اتفاقی افتاده.

777
00:48:35,871 --> 00:48:38,081
‫تو هم این چیزها رو نمی‌دونستی.

778
00:48:39,082 --> 00:48:40,167
‫همش تقصیر منه.

779
00:48:40,918 --> 00:48:43,170
‫- من داشتم طمع می‌کردم...
‫- نه.

780
00:48:43,795 --> 00:48:45,631
‫تو باعث اون حادثه نشدی.

781
00:48:46,632 --> 00:48:48,342
‫دکتر چا همه‌چیز رو بهم گفت.

782
00:48:50,218 --> 00:48:53,130
‫سونو چان به خاطر من ناپدید شده.

783
00:48:53,180 --> 00:48:54,556
‫هیوکچان بود که

784
00:48:55,599 --> 00:48:56,975
‫باعث انفجار شد.

785
00:48:59,227 --> 00:49:01,021
‫و سونو چان فقط یه قربانی بود.

786
00:49:02,064 --> 00:49:03,273
‫من بهش دروغ گفتم.

787
00:49:04,608 --> 00:49:07,861
‫می‌خواستم به هر طریقی که می‌تونم
‫از هیوکچان محافظت کنم.

788
00:49:12,032 --> 00:49:13,901
‫متاسفم، کار من بود...

789
00:49:13,951 --> 00:49:15,577
‫فندک اون باعثش شد.

790
00:49:16,286 --> 00:49:18,747
‫به خاطر اینکه هیوکچان فندکش رو روشن کرد
‫انفجار رخ داد.

791
00:49:26,922 --> 00:49:28,790
‫چرا باید اینطوری همه‌چیز رو خراب کنی؟

792
00:49:28,840 --> 00:49:29,875
‫بس کن، هیوکچان.

793
00:49:29,925 --> 00:49:31,051
‫بهم بگو!

794
00:49:31,677 --> 00:49:32,836
‫باید به یاد بیاری.

795
00:49:32,886 --> 00:49:35,055
‫هیچ کدوم از اینا تقصیر تو نبود.

796
00:49:35,889 --> 00:49:38,717
‫وقتی من نبودم با هاران حرف می‌زدی؟

797
00:49:38,767 --> 00:49:40,260
‫خودت رو جای من زدی؟
‫چرا؟

798
00:49:40,310 --> 00:49:42,930
‫فکر کردی چون چند بار ازت خواستم
‫دیگه اشکالی نداره؟

799
00:49:42,980 --> 00:49:45,357
‫تو آدمی بودی که هیچکس بهت اهمیت نمی‌داد.

800
00:49:46,692 --> 00:49:49,144
‫هیجان‌زده شدی

801
00:49:49,194 --> 00:49:50,821
‫که یکی بهت توجه نشون داد؟

802
00:49:51,321 --> 00:49:52,481
‫کانگ هیوکچان!

803
00:49:52,531 --> 00:49:54,366
‫تو اصلا هیوکچان رو نزدی.

804
00:49:59,454 --> 00:50:01,164
‫اون...

805
00:50:10,549 --> 00:50:11,842
‫هیوکچان بود که تو رو زد.

806
00:50:12,551 --> 00:50:14,219
‫بهم بگو!

807
00:50:14,678 --> 00:50:16,471
‫کانگ هیوکچان!

808
00:50:21,435 --> 00:50:23,478
‫باید یه چیزی رو بهت بگم.

809
00:50:24,271 --> 00:50:25,313
‫برنامه پیغام‌رسانت...

810
00:50:25,605 --> 00:50:26,606
‫چی؟

811
00:50:28,483 --> 00:50:30,027
‫وقتی از لپ تاپت استفاده می‌کردم،

812
00:50:30,527 --> 00:50:33,739
‫مدام با عشقت چت می‌کردم.

813
00:50:38,118 --> 00:50:39,244
‫چی؟

814
00:50:41,455 --> 00:50:43,749
‫چی داری میگی؟
‫دوباره بگو.

815
00:50:44,833 --> 00:50:46,293
‫بعدش دیگه...

816
00:50:47,377 --> 00:50:48,670
‫همینطوری باهم حرف زدیم.

817
00:50:49,838 --> 00:50:52,507
‫ولی اون فکر می‌کنه با تو حرف می‌زد.

818
00:50:54,551 --> 00:50:57,179
‫هیوکچان، هندزفریت روی تو ماشینم جا گذاشتی...

819
00:50:59,347 --> 00:51:00,348
‫یعنی داری میگی

820
00:51:00,974 --> 00:51:05,353
‫وقتی من نبودم با هاران حرف می‌زدی؟

821
00:51:05,812 --> 00:51:06,813
‫خودت رو جای من زدی؟

822
00:51:10,192 --> 00:51:11,234
‫ببخشید.

823
00:51:15,614 --> 00:51:16,615
‫صبر کن.

824
00:51:18,325 --> 00:51:19,409
‫تو کی هستی که همچین کاری کردی؟

825
00:51:19,951 --> 00:51:23,371
‫چرا باید اینطوری همه‌چیز رو خراب کنی؟

826
00:51:23,663 --> 00:51:27,117
‫من همین الانش هم عذاب وجدان داشتم

827
00:51:27,167 --> 00:51:29,202
‫و داشتم به این فکر می‌کردم که چطور ازش جدا بشم.

828
00:51:29,252 --> 00:51:31,254
‫همینطوریش ذهنم درگیر بود.

829
00:51:32,589 --> 00:51:34,341
‫هیچ می‌دونی تو چیکار کردی؟

830
00:51:38,261 --> 00:51:39,262
‫معذرت می‌خوام.

831
00:51:40,347 --> 00:51:41,389
‫بهم بگو.

832
00:51:43,225 --> 00:51:45,769
‫چه جور حرفایی زدی؟

833
00:51:48,188 --> 00:51:49,898
‫بهم بگو!

834
00:51:53,527 --> 00:51:54,861
‫کانگ هیوکچان!

835
00:51:57,739 --> 00:52:00,817
‫تو کی باشی که نذاشتی
‫بدون کدورت ازش جدا بشم؟

836
00:52:00,867 --> 00:52:03,862
‫حالا چیکار کنم؟

837
00:52:03,912 --> 00:52:05,205
‫چرا؟

838
00:52:05,664 --> 00:52:08,241
‫فکر کردی چون چند بار ازت خواستم
‫دیگه اشکالی نداره؟

839
00:52:08,291 --> 00:52:10,585
‫تو آدمی بودی که هیچکس بهت اهمیت نمی‌داد.

840
00:52:11,211 --> 00:52:13,004
‫هیجان‌زده شدی

841
00:52:15,048 --> 00:52:16,550
‫که یکی بهت توجه نشون داد؟

842
00:52:17,551 --> 00:52:19,094
‫بس کن، هیوکچان.

843
00:52:19,803 --> 00:52:22,222
‫تویی که در حق اون دختر بدی کردی.

844
00:52:22,848 --> 00:52:23,974
‫نه، ما بدی کردیم.

845
00:52:24,391 --> 00:52:25,642
‫و تو دیگه بهش علاقه نداشتی.

846
00:52:26,059 --> 00:52:27,727
‫پس سر هم‌اتاقیت خالیش نکن.

847
00:52:32,899 --> 00:52:34,526
‫تو بهتره یه لحظه بری.

848
00:52:44,870 --> 00:52:46,621
‫زده به سرت؟
‫ما توی یه آزمایشگاهیم.

849
00:52:47,080 --> 00:52:48,623
‫این روزها خیلی سیگار می‌کشی.

850
00:52:49,332 --> 00:52:50,458
‫مراقب خودت باش.

851
00:52:54,296 --> 00:52:55,505
‫برای تحویل گرفتن اومدیم.

852
00:52:59,551 --> 00:53:01,469
‫هرگز دبه‌ی مواد زائد رو اینطوری ول نکنید.

853
00:53:01,970 --> 00:53:04,422
‫حتی یه نشتی کوچیک هم حسگر رو فعال می‌کنه.

854
00:53:04,472 --> 00:53:05,799
‫مواظب باشید.

855
00:53:05,849 --> 00:53:08,143
‫ببخشید. حتما.

856
00:53:09,394 --> 00:53:12,681
‫دبه‌ی مواد زائد هم هیچ ربطی به حادثه نداشت،

857
00:53:12,731 --> 00:53:14,274
‫چون فورا اومدن بردنش.

858
00:53:15,150 --> 00:53:16,651
‫خودم شاهد بودم.

859
00:53:20,030 --> 00:53:21,156
‫هنوز دیر نشده.

860
00:53:23,283 --> 00:53:26,077
‫برگرد کره و دختره رو ببین.

861
00:53:27,120 --> 00:53:29,865
‫همه‌چیز رو بهش توضیح بده
‫و درست عذرخواهی کن.

862
00:53:29,915 --> 00:53:31,658
‫و از هم‌اتاقیت هم عذرخواهی کن.

863
00:53:31,708 --> 00:53:32,951
‫تو بودی

864
00:53:33,001 --> 00:53:35,203
‫که لپ تاپش رو گرفتی
‫و ازش خواستی جات حرف بزنه.

865
00:53:35,253 --> 00:53:36,288
‫آها.

866
00:53:36,338 --> 00:53:37,672
‫تو اوضاع خطرناکی داری.

867
00:53:38,131 --> 00:53:41,092
‫فقط برو یکم استراحت کن.
‫منم دیگه میرم.

868
00:53:54,314 --> 00:53:56,308
‫چان، امروز یه رد هواپیما دیدم.

869
00:53:56,358 --> 00:53:58,944
‫ولی این باعث شد که بخوام
‫سوار هواپیما بشم و بیام دیدنت.

870
00:54:17,921 --> 00:54:19,623
‫تقصیر تو نبود.

871
00:54:19,673 --> 00:54:22,584
‫اونی که باعث شد با عجله بیام

872
00:54:22,634 --> 00:54:24,094
‫و بگم "دوستت دارم"

873
00:54:24,511 --> 00:54:25,971
‫اون موقع و الان تویی.

874
00:54:38,275 --> 00:54:39,401
‫دوستت دارم.

875
00:54:39,901 --> 00:54:41,319
‫دوستت دارم، سونو چان.

876
00:55:45,967 --> 00:55:47,010
‫وای نه.

877
00:55:50,638 --> 00:55:52,515
‫کجا رفته؟

878
00:55:53,099 --> 00:55:54,509
‫بررسی دقیق نشون داد

879
00:55:54,559 --> 00:55:57,345
‫ترکش تغییر محل داده
‫و داشت اعصابش رو تحریک می‌کرد.

880
00:55:57,395 --> 00:56:00,098
‫منجر به اختلالات حافظه و توهم شده.

881
00:56:00,148 --> 00:56:02,475
‫خوشبختانه، به محل قابل جراحی‌ایی جابجا شده،

882
00:56:02,525 --> 00:56:04,486
‫بنابراین تونستیم ترکش رو خارج کنیم.

883
00:56:05,945 --> 00:56:07,113
‫سونگ هاران.

884
00:56:09,532 --> 00:56:11,443
‫ولی به دلیل خستگی ذهنی شدید،

885
00:56:11,493 --> 00:56:13,953
‫چند روزه که نتونسته به هوش بیاد.

886
00:56:23,671 --> 00:56:26,549
‫باید صبر کنیم به هوش بیاد

887
00:56:27,550 --> 00:56:29,677
‫تا ببینیم که جراحی
‫چطور روی خاطراتش تاثیر می‌ذاره.

888
00:56:41,314 --> 00:56:42,432
‫هر بار که می‌بینمت،

889
00:56:42,482 --> 00:56:45,518
‫یه جور کلماتی که توی گلوم گیر کرده
‫رو قورت میدم.

890
00:56:45,568 --> 00:56:47,195
‫[11- چیزی که می‌خوام بهت بگم]

891
00:56:50,740 --> 00:56:51,741
‫ولی...

892
00:56:52,158 --> 00:56:53,493
‫دیگه قورتشون نمیدم.

893
00:56:54,536 --> 00:56:57,163
‫امروز که دیدمت بهت میگم.

894
00:56:58,665 --> 00:57:00,408
‫کلماتی که تصمیم گرفتم

895
00:57:00,458 --> 00:57:02,794
‫همین که خاطراتم کامل یادم اومد
‫بهت بگم.

896
00:57:05,588 --> 00:57:06,673
‫دوستت دارم.

897
00:57:11,845 --> 00:57:15,890
‫[دوستت دارم]
‫[دوستت دارم، سونگ هاران]

898
00:57:36,327 --> 00:57:38,288
‫دوستت دارم، سونگ هاران.

899
00:58:13,198 --> 00:58:15,325
‫موزیک رو بزنید!

900
00:58:37,138 --> 00:58:38,431
‫مبارکه!

901
00:58:54,113 --> 00:58:54,906
‫خیلی‌خب.

902
00:59:16,594 --> 00:59:18,338
‫ابراز عشق!

903
00:59:18,388 --> 00:59:21,424
‫- ابراز عشق.
‫- ابراز عشق.

904
00:59:21,474 --> 00:59:24,093
‫ابراز عشق.

905
00:59:24,143 --> 00:59:25,395
‫ابراز عشق...

906
00:59:28,189 --> 00:59:30,441
‫وای، خدای من!
‫واقعا انجامش داد!

907
00:59:35,196 --> 00:59:37,156
‫مبارکه.

908
00:59:48,710 --> 00:59:49,953
‫بیا.

909
00:59:50,003 --> 00:59:52,046
‫چی؟ یه توپ بیس‌بال!

910
00:59:53,214 --> 00:59:56,084
‫توپ آخرین ضربه‌ام که اولین پیروزیم رو آورد.

911
00:59:56,134 --> 00:59:57,677
‫می‌خواستم به تو بدمش.

912
00:59:58,511 --> 01:00:00,972
‫می‌دونم که هنوزم توی لیگ دسته دو هستم.

913
01:00:02,223 --> 01:00:03,224
‫ممنون، هادام.

914
01:00:03,683 --> 01:00:05,301
‫که نذاشتی تسلیم بشم.

915
01:00:05,351 --> 01:00:08,813
‫من ازت ممنونم که تا آخرش تسلیم نشدی.

916
01:00:12,108 --> 01:00:13,935
‫ولی حالا که بهش فکر می‌کنم،

917
01:00:13,985 --> 01:00:16,646
‫- ما خیلی بچه بودیم.
‫- چی؟

918
01:00:16,696 --> 01:00:18,982
‫فکر می‌کردیم که اگه از هم دور باشیم
‫خیلی دلواپس می‌شیم،

919
01:00:19,032 --> 01:00:21,117
‫واسه همین فکر می‌کردیم که ازدواج
‫تنها راهمونه.

920
01:00:22,577 --> 01:00:27,156
‫ولی الان، هرچقدر هم که از همدیگه دور باشیم،
‫اصلا دلواپس نمی‌شم.

921
01:00:27,206 --> 01:00:30,043
‫درسته.
‫منم اصلا دلواپس نمی‌شم.

922
01:00:31,753 --> 01:00:34,339
‫مگه حالا ما بالغ شدیم؟

923
01:00:37,592 --> 01:00:39,802
‫بین فصل‌ها هم توانبخشی رو ادامه بده

924
01:00:40,261 --> 01:00:43,089
‫و قبل از اردوی بهاری
‫به بهترین وضعیت جسمانی برس.

925
01:00:43,139 --> 01:00:44,223
‫باشه.

926
01:00:44,807 --> 01:00:45,808
‫و...

927
01:00:47,310 --> 01:00:48,595
‫اینو هم برام امضا کن.

928
01:00:48,645 --> 01:00:50,438
‫من هوادار شماره یک توئم، یادته که؟

929
01:00:52,023 --> 01:00:53,024
‫از قبل امضاش کردم.

930
01:00:55,193 --> 01:00:57,987
‫[تقدیم به دکتر هادام شماره یک خودم.
‫همیشه تشویقت می‌کنم، از طرف چا یوگیوم.]

931
01:00:59,155 --> 01:01:00,356
‫هی!

932
01:01:00,406 --> 01:01:01,407
‫وای.

933
01:01:05,995 --> 01:01:07,080
‫کیا گزینه دوم رو ترجیح میدن؟

934
01:01:08,206 --> 01:01:10,325
‫چی؟ سه به سه شدیم؟

935
01:01:10,375 --> 01:01:11,751
‫پس باید چیکار کنیم؟

936
01:01:17,131 --> 01:01:18,132
‫گزینه سوم.

937
01:01:19,092 --> 01:01:20,093
‫خانم کیم!

938
01:01:21,552 --> 01:01:22,970
‫خانم کیم اومده.

939
01:01:24,180 --> 01:01:26,015
‫وقتی از گزینه اول و دوم مطمئن نیستید،

940
01:01:26,432 --> 01:01:27,967
‫- پس انتخاب گزینه سوم هست.
‫- ولی خانم کیم،

941
01:01:28,017 --> 01:01:31,262
‫شما گفتید که همراه آقای پارک
‫یک سال توی فرانسه می‌مونید.

942
01:01:31,312 --> 01:01:34,599
‫یک ماه کافی بود.
‫من اهل مرخصی طولانی‌مدت نیستم.

943
01:01:34,649 --> 01:01:38,645
‫خیلی‌خب، من منتظر یه گزینه ارتقاءیافته هستم.

944
01:01:38,695 --> 01:01:40,980
‫- باشه.
‫- بله، خانم کیم.

945
01:01:41,030 --> 01:01:42,649
‫خیلی‌خب.

946
01:01:42,699 --> 01:01:44,984
‫بیاید گزینه سوم رو آماده کنیم.

947
01:01:45,034 --> 01:01:46,069
‫بیاید شروع کنیم.

948
01:01:46,119 --> 01:01:47,403
‫- بریم تو کارش.
‫- اینو تمیز کنید.

949
01:01:47,453 --> 01:01:48,538
‫بریم تو کارش!

950
01:01:50,665 --> 01:01:52,583
‫داری میری بیرون، خانم سونگ؟

951
01:01:53,251 --> 01:01:56,003
‫سفارش مجدد لباس‌های ابریشم زیستی‌
‫رو تبریک میگم.

952
01:01:56,754 --> 01:01:59,666
‫باشه. خیلی ممنون.

953
01:01:59,716 --> 01:02:01,668
‫چیزی شده؟

954
01:02:01,718 --> 01:02:04,045
‫حتی بیرون دفتر،

955
01:02:04,095 --> 01:02:06,089
‫همیشه منو خانم سونگ صدا می‌کنی.

956
01:02:06,139 --> 01:02:07,140
‫هیچی عوض نشده...

957
01:02:08,975 --> 01:02:10,426
‫ولش کن.

958
01:02:10,476 --> 01:02:13,888
‫الان دیگه خانم سونگ هایونگ داره میره خونه.

959
01:02:13,938 --> 01:02:15,523
‫مدیر اجرایی ارشد یئون تسوک.

960
01:02:19,110 --> 01:02:20,319
‫هایونگ.

961
01:02:33,916 --> 01:02:36,252
‫امروز حتما باید اینقدر زود بری خونه؟

962
01:02:36,836 --> 01:02:40,173
‫اگه نرم...

963
01:02:41,424 --> 01:02:42,709
‫منظورم اینه که،

964
01:02:42,759 --> 01:02:45,845
‫خیلی خوب میشه که باهم شام بخوریم
‫و یه فیلم تماشا کنیم.

965
01:02:47,889 --> 01:02:49,590
‫خوبه.

966
01:02:49,640 --> 01:02:51,392
‫من فیلم دوست دارم.

967
01:02:52,810 --> 01:02:53,936
‫بیا بریم.

968
01:02:56,647 --> 01:02:58,024
‫- از این طرف.
‫- باشه!

969
01:03:07,617 --> 01:03:11,237
‫اوه؟ چرا چهره‌ات اینطوریه؟
‫به نفعته که منو عجیب نقاشی نکنی.

970
01:03:11,287 --> 01:03:13,156
‫بیخیال.
‫من سونو چان‌ هستما.

971
01:03:13,206 --> 01:03:14,624
‫مگه از مهارت‌هام خبر نداری؟

972
01:03:15,291 --> 01:03:16,325
‫تموم شد.

973
01:03:16,375 --> 01:03:18,002
‫اوه. صبر کن.
‫ده ثانیه بهم وقت بده.

974
01:03:20,838 --> 01:03:23,674
‫بیا چشم‌هامون رو ببندیم
‫و با سه شماره به همدیگه نشون بدیم.

975
01:03:24,425 --> 01:03:26,677
‫یک، دو، سه.

976
01:03:27,178 --> 01:03:29,055
‫اوه!
‫خیلی کارت خوبه.

977
01:03:29,514 --> 01:03:31,632
‫چرا مال خودت رو نشونم نمیدی؟

978
01:03:31,682 --> 01:03:34,685
‫آه. یادم رفت.
‫میشه دوباره بشماری؟

979
01:03:35,520 --> 01:03:36,763
‫خیلی‌خب.

980
01:03:36,813 --> 01:03:38,815
‫یک، دو، سه.

981
01:03:59,210 --> 01:04:02,797
‫بیا بهار بریم شکوفه‌های گیلاس رو ببینیم،

982
01:04:03,381 --> 01:04:05,424
‫توی تابستون بستنی یخی بخوریم،

983
01:04:05,925 --> 01:04:07,293
‫توی پاییز، برگ‌های پاییزی رو ببینیم،

984
01:04:07,343 --> 01:04:10,713
‫و توی زمستون
‫اسکی روی برف بکنیم.

985
01:04:10,763 --> 01:04:11,973
‫حاضری که

986
01:04:12,682 --> 01:04:14,475
‫از الان به بعد، تمام فصول زندگی رو

987
01:04:16,435 --> 01:04:17,520
‫با من بگذرونی؟

988
01:04:28,489 --> 01:04:30,908
‫باید وایسی تا مثل توی نقاشی بشی.

989
01:04:31,576 --> 01:04:33,202
‫ها؟

990
01:04:34,954 --> 01:04:35,955
‫هوم.

991
01:04:51,721 --> 01:04:54,465
‫ممنون که توی زندگیم ظاهر شدی.

992
01:04:54,515 --> 01:04:55,766
‫بهت که گفتم،

993
01:04:56,392 --> 01:04:58,019
‫هرجا که باشی ظاهر می‌شم.

994
01:05:00,605 --> 01:05:02,223
‫من ازت ممنونم

995
01:05:02,273 --> 01:05:03,733
‫که توی...

996
01:05:04,400 --> 01:05:07,028
‫زندگی و زمستونم ظاهر شدی.

997
01:05:22,960 --> 01:05:24,128
‫شکوفه‌های گیلاس قشنگن.

998
01:05:25,796 --> 01:05:27,123
‫- این به نظر خوشمزه میاد.
‫- بیا.

999
01:05:27,173 --> 01:05:28,966
‫- هوم! خوشمزه نیست؟
‫- هوم!

1000
01:05:45,149 --> 01:05:46,150
‫این خیلی خوبه.

1001
01:06:03,417 --> 01:06:04,493
‫چان! چان!

1002
01:06:04,543 --> 01:06:06,454
‫من یه جایی خوندم

1003
01:06:06,504 --> 01:06:09,123
‫که فصل‌‌های توی زندگی
‫به ترتیب نیستن.

1004
01:06:09,173 --> 01:06:11,968
‫اگه زمستون یهو وارد زندگیم بشه چی؟

1005
01:06:25,856 --> 01:06:27,692
‫یه روزی می‌گذره.

1006
01:06:28,234 --> 01:06:30,394
‫حتی اگه زمستون به نظر بی‌پایان بیاد،

1007
01:06:30,444 --> 01:06:32,571
‫ممکنه روزی یه نسیم بهاری بیاد

1008
01:06:33,197 --> 01:06:35,533
‫وقتی که برای رد شدن ازش
‫مدام مبارزه کنی.

1009
01:06:46,335 --> 01:06:48,287
‫من نتونستم این کارو کنم،

1010
01:06:48,337 --> 01:06:50,589
‫پس احتمالا نمی‌تونم این پیام رو بفرستم،

1011
01:06:51,924 --> 01:06:54,085
‫ولی امیدوارم که وقتی داری زمستون رو می‌گذرونی،

1012
01:06:54,135 --> 01:06:57,555
‫یه نسیم گرم بهاری در نهایت بیاد

1013
01:06:58,764 --> 01:07:01,892
‫و به این فصل دردناک
‫قبل از اینکه زیاد طولانی بشه پایان بده.

1014
01:07:02,601 --> 01:07:03,728
‫و...

1015
01:07:04,854 --> 01:07:07,398
‫امیدوارم هر فصلی رو که می‌گذرونی،

1016
01:07:08,858 --> 01:07:11,569
‫همه‌شون درخشان باشن.

1017
01:07:20,244 --> 01:07:22,204
‫[در فصل درخشان تو]

1018
01:08:00,493 --> 01:08:03,654
‫ممنون که تماشا کردید.

1019
01:08:03,704 --> 01:08:04,955
‫همگی، خوشحال باشید.

1020
01:08:06,040 --> 01:08:07,792
‫وای، نه. تموم شد.

1021
01:08:08,709 --> 01:08:10,911
‫عجب زندگی درخشانی بود.

1022
01:08:10,961 --> 01:08:15,049
‫[از تماشا کردنتون سپاسگزار هستیم]
‫[در فصل درخشان تو]

1023
01:08:23,599 --> 01:08:24,683
‫[در فصل درخشان تو]