﻿1
00:00:10,400 --> 00:00:11,950
‫حالا که نیروهامون نابود شدن،

2
00:00:11,950 --> 00:00:15,550
‫جلوگیری از ورودشون به شهر سخت میشه.

3
00:00:16,540 --> 00:00:18,450
‫وقتی برسن، غارت می‌کنن.

4
00:00:18,700 --> 00:00:21,500
‫تا اون موقع، همۀ غذا و چیزای باارزشمونو پنهان می‌کنیم.

5
00:00:24,800 --> 00:00:26,880
‫اینجا چیز زیادی جا نمی‌شه.

6
00:00:36,720 --> 00:00:40,360
‫من پسرامو می‌برم کوه تا پناه بگیرن.

7
00:00:40,360 --> 00:00:42,420
‫آره، فکر خوبیه.

8
00:00:42,420 --> 00:00:45,960
‫فاطیما، تو و ستاره باید توی سرداب پنهان بشین.

9
00:00:46,760 --> 00:00:48,490
‫سه روز دیگه میایم دنبالتون.

10
00:00:48,810 --> 00:00:51,360
‫ستاره، فاطیما رو به تو می‌سپرم.

11
00:00:51,680 --> 00:00:53,780
‫چشم. ازشون محافظت می‌کنم.

12
00:00:54,010 --> 00:00:56,420
‫تا اون موقع، بانو... ستاره.

13
00:00:56,420 --> 00:00:57,740
‫زود می‌بینیمتون.

14
00:00:58,990 --> 00:01:04,350
‫منو یاد بچگیام میندازه. بارها و بارها از شهرمون فرار کردیم.

15
00:01:04,350 --> 00:01:07,810
‫لااقل یه کم نگرانی از خودت نشون بده.

16
00:01:14,770 --> 00:01:17,550
‫بفرمایین، بانو. یکم خرما بخورین.

17
00:01:18,520 --> 00:01:20,510
‫ممنون، ستاره.

18
00:01:22,690 --> 00:01:26,980
‫اینجا که هستیم، انگار زمان از حرکت ایستاده.

19
00:01:27,830 --> 00:01:32,440
‫نور بیرون که از اینجا دیده میشه، سه بار اومده و رفته.

20
00:01:33,200 --> 00:01:36,360
‫خان‌دایی و بقیه به‌زودی میان دنبالمون.

21
00:01:36,960 --> 00:01:39,530
‫و حتی اگه یکم بیشتر از انتظار طول بکشه،

22
00:01:39,970 --> 00:01:44,070
‫به لطف دوراندیشی‌شون، آذوقۀ کافی داریم که دووم بیاریم.

23
00:01:44,070 --> 00:01:46,170
‫کتابای ارزشمندتون هم امنن.

24
00:01:46,170 --> 00:01:47,080
‫درسته.

25
00:01:51,250 --> 00:01:54,500
‫اوه، من که کاری نکردم.

26
00:02:01,180 --> 00:02:02,780
‫کوچک‌ترین تصوری ندارم.

27
00:02:02,780 --> 00:02:05,880
‫ولی نباید حتی یکی‌شونو از دست بدم.

28
00:02:05,880 --> 00:02:08,600
‫شوهرم عمرشو صرف جمع کردن این کتابا کرد.

29
00:02:09,590 --> 00:02:10,860
‫بله، حق با شماست.

30
00:02:11,740 --> 00:02:13,570
‫پس بهم بگو، ستاره.

31
00:02:14,580 --> 00:02:16,400
‫به محمد علاقه داری؟

32
00:02:19,590 --> 00:02:22,620
‫اوم، بله. براشون بیشترین احترامو قائلم.

33
00:02:22,940 --> 00:02:25,870
‫فکر نکنم آدمای زیادی تو این دنیا به هوشمندی ایشون باشن.

34
00:02:27,720 --> 00:02:29,860
‫به پدرش رفته.

35
00:02:30,240 --> 00:02:33,710
‫همیشه از محدودیتای الهیات سنتی سر باز می‌زد.

36
00:02:35,640 --> 00:02:39,360
‫هرچی بیشتر مسیر خودشو تو زندگی پیش بگیره،

37
00:02:39,360 --> 00:02:42,260
‫مطمئنم با مخالفت بیشتری روبه‌رو میشه.

38
00:02:42,770 --> 00:02:46,820
‫تو چنین وقتایی، فقط یه نفر می‌تونه بهش پشتیبانی و آرامش بده.

39
00:02:48,340 --> 00:02:50,750
‫ستاره، اون آدم تویی.

40
00:02:52,280 --> 00:02:54,440
‫می‌خوام کنار اون خدمت کنی.

41
00:02:54,710 --> 00:02:56,650
‫به‌عنوان یک انسان.

42
00:02:56,674 --> 00:03:18,674
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

43
00:03:18,930 --> 00:03:19,870
‫این کارو می‌کنم.

44
00:03:28,730 --> 00:03:30,290
‫برادرم و دختران، نه؟

45
00:03:30,290 --> 00:03:32,230
‫بالاخره می‌تونیم بریم بیرون.

46
00:03:32,230 --> 00:03:33,080
‫بله.

47
00:04:11,050 --> 00:04:12,550
‫آه.

48
00:04:12,570 --> 00:04:22,570
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

49
00:05:56,240 --> 00:05:57,540
‫ممنون، ستاره.

50
00:05:57,540 --> 00:05:58,560
‫خواهش می‌کنم.

51
00:05:59,670 --> 00:06:00,710
‫برو کنار.

52
00:06:06,070 --> 00:06:07,690
‫هیچ مقاومتی نکنیا.

53
00:06:09,900 --> 00:06:12,030
‫بله، بانو.

54
00:06:30,220 --> 00:06:31,890
‫اعلیحضرت! پیداش کردم!

55
00:06:36,560 --> 00:06:37,720
‫همینه.

56
00:06:44,060 --> 00:06:45,020
‫هوم...

57
00:06:45,980 --> 00:06:48,570
‫پس این اصول اقلیدسه.

58
00:06:50,960 --> 00:06:52,890
‫نه. اون کتاب نه.

59
00:06:58,450 --> 00:06:59,620
‫مطمئنی؟

60
00:07:00,330 --> 00:07:01,500
‫بـ... بله، اعلیحضرت!

61
00:07:03,170 --> 00:07:04,130
‫هاهاها!

62
00:07:04,460 --> 00:07:06,570
‫پس ارزششو داشت که این‌همه راه بیام.

63
00:07:07,800 --> 00:07:09,880
‫با کتابای دیگه چیکار کنیم، سرورم؟

64
00:07:14,140 --> 00:07:16,600
‫نیازی بهشون ندارم. هر کاری خواستین باهاشون بکنین.

65
00:07:17,350 --> 00:07:17,850
‫سرورم.

66
00:07:27,290 --> 00:07:30,800
‫«دست دزدان را، چه مرد باشند و چه زن،

67
00:07:30,800 --> 00:07:33,560
‫به کیفر کاری که کرده‌اند قطع کنید!»

68
00:07:34,260 --> 00:07:35,090
‫ستاره!

69
00:07:35,090 --> 00:07:39,410
‫اون کتاب مال تو نیست! پسش بده!

70
00:07:39,740 --> 00:07:40,660
‫چی گفت؟

71
00:07:41,160 --> 00:07:42,210
‫ام...

72
00:07:43,080 --> 00:07:46,210
‫گفت کتاب دزدی رو پس بدین، سرورم.

73
00:07:51,800 --> 00:07:52,740
‫بگو اشتباه گرفته.

74
00:07:53,550 --> 00:07:54,950
‫همان‌گونه که خورشید بر سراسر جهان می‌تابد،

75
00:07:55,470 --> 00:08:00,310
‫همه‌چیزِ روی آن هم از آنِ پدر من، چنگیزخان بزرگ است!

76
00:08:00,940 --> 00:08:02,240
‫«من دزد نیستم.»

77
00:08:02,590 --> 00:08:04,290
‫«همه‌چیز روی این زمین...»

78
00:08:04,290 --> 00:08:07,340
‫«از آنِ پدر ارباب من، چنگیزخان بزرگ است.»

79
00:08:04,790 --> 00:08:07,340
‫این پسر زبون ما رو می‌فهمه.

80
00:08:07,580 --> 00:08:09,250
‫اربابم گفت که بهت بگم.

81
00:08:10,280 --> 00:08:11,320
‫دختر.

82
00:08:12,400 --> 00:08:14,300
‫خیلی شجاعی، نه؟

83
00:08:16,280 --> 00:08:17,510
‫ناپسنده.

84
00:08:18,280 --> 00:08:19,580
‫موجود ظریفی مثل تو

85
00:08:20,080 --> 00:08:21,700
‫فقط باید یه‌چیزو بشناسه.

86
00:08:23,290 --> 00:08:24,270
‫و اون ترسه.

87
00:08:27,380 --> 00:08:27,900
‫نه.

88
00:08:51,410 --> 00:08:53,820
‫بـ... بانو؟

89
00:08:59,490 --> 00:09:00,830
‫حق نداری...

90
00:09:02,100 --> 00:09:03,310
‫دست بزنی...

91
00:09:13,660 --> 00:09:14,990
‫بانو؟

92
00:09:15,570 --> 00:09:16,820
‫بانو؟

93
00:09:16,820 --> 00:09:18,280
‫بانو!

94
00:10:52,490 --> 00:10:53,650
‫ستاره‌جون؟

95
00:11:00,390 --> 00:11:01,510
‫زنده‌ای.

96
00:11:02,570 --> 00:11:03,650
‫زخمی شدی؟

97
00:11:05,140 --> 00:11:06,380
‫انیس‌خانوم.

98
00:11:06,830 --> 00:11:07,720
‫من...

99
00:11:08,720 --> 00:11:12,290
‫نتونستم به قولم عمل کنم...

100
00:11:13,160 --> 00:11:15,550
‫که از بانو محافظت کنم.

101
00:11:15,550 --> 00:11:16,920
‫بانو...

102
00:11:18,520 --> 00:11:19,580
‫فهمیدم.

103
00:11:23,310 --> 00:11:27,670
‫ما تو راه کوهستان اسیر شدیم.

104
00:11:32,080 --> 00:11:35,880
‫بعد از اون، ما رو به گروهای جدا تقسیم کردن.

105
00:11:36,540 --> 00:11:40,400
‫زنا، بچه‌ها و صنعتگرای ماهر.

106
00:11:41,000 --> 00:11:45,910
‫بقیه، مردا و پیرا، همه رو بردن یه جای نامعلوم.

107
00:11:46,740 --> 00:11:48,450
‫اون آخرین باری بود که خان‌دایی رو دیدیم.

108
00:11:51,470 --> 00:11:52,850
‫یکم بعدش...

109
00:11:57,380 --> 00:11:58,530
‫میکائیل!

110
00:12:08,630 --> 00:12:09,580
‫میکائیل!

111
00:12:12,340 --> 00:12:13,290
‫نه...

112
00:12:16,980 --> 00:12:18,060
‫بلند شین!

113
00:12:18,730 --> 00:12:19,770
‫راه می‌افتیم!

114
00:12:24,630 --> 00:12:28,030
‫خواهش می‌کنم گریه نکن. بچۀ خوبی باش.

115
00:12:28,980 --> 00:12:30,560
‫زمردخانوم...

116
00:12:30,560 --> 00:12:32,000
‫می‌تونی بلند شی؟

117
00:12:34,920 --> 00:12:36,050
‫طوری نیست...

118
00:12:46,210 --> 00:12:47,200
‫اون آقا رو می‌شناسم.

119
00:12:47,800 --> 00:12:51,160
‫همون آهنگریه که اون تشتو سال‌ها پیش تعمیر کرد.

120
00:12:52,770 --> 00:12:55,270
‫باید زودتر خان‌دایی و بقیه رو پیدا کنیم.

121
00:13:04,270 --> 00:13:06,380
‫حسن! حسن!

122
00:13:12,020 --> 00:13:12,750
‫هی!

123
00:13:16,410 --> 00:13:19,380
‫ترس از آن مردان ناشناس

124
00:13:19,380 --> 00:13:22,090
‫ستاره و دیگران را به دل بیابان راند.

125
00:13:28,490 --> 00:13:32,330
‫ماه صفر امسال هنوز کمی سرده،

126
00:13:32,330 --> 00:13:33,970
‫برای همین آب سرده.

127
00:13:36,480 --> 00:13:41,900
‫ولی وقتی آفتاب درمیاد، غنچه‌های رزو می‌بینم که دارن ورم می‌کنن.

128
00:13:46,110 --> 00:13:48,640
‫وقتی مشغول کارامونیم...

129
00:13:48,640 --> 00:13:55,410
‫بسم الله الرحمن الرحیم.

130
00:13:52,800 --> 00:13:56,850
‫صدای شاگردهای عمو رو می‌شنویم که تلاوت تمرین می‌کنن.

131
00:13:57,480 --> 00:13:59,050
‫ناز نیست؟

132
00:13:59,860 --> 00:14:02,320
‫منو یاد وقتی می‌ندازه که تازه اومده بودم اینجا.

133
00:14:08,160 --> 00:14:10,580
‫خوش اومدین، بانو.

134
00:14:10,580 --> 00:14:12,480
‫بازار چطور بود؟

135
00:14:12,480 --> 00:14:16,130
‫به لطف زمرد، کلی چیز خوب با قیمت مناسب پیدا کردم.

136
00:14:16,130 --> 00:14:18,920
‫همیشه در خدمتتونم، بانو.

137
00:14:19,630 --> 00:14:20,570
‫درسته.

138
00:14:21,330 --> 00:14:24,070
‫دفعۀ بعد تو هم باید باهامون بیای، ستاره.

139
00:14:24,070 --> 00:14:24,860
‫باشه.

140
00:14:24,860 --> 00:14:25,460
‫ستاره.

141
00:14:26,110 --> 00:14:28,220
‫یه نامه به نیشابور فرستادم.

142
00:14:28,650 --> 00:14:31,790
‫شاید تا وقتی رزا شکوفه بدن، جوابش برسه.

143
00:14:34,760 --> 00:14:39,580
‫بعد از ماه صفر، ماه ربیع‌الاول میاد؛ وقتی که رزا شکوفه می‌دن.

144
00:14:40,490 --> 00:14:42,460
‫یا بهتره بگم، وقتی که باید شکوفه می‌دادن.

145
00:14:52,750 --> 00:14:54,130
‫زمرد.

146
00:14:54,130 --> 00:14:56,530
‫باید یه چیزی بخوری تا جون داشته باشی.

147
00:14:58,210 --> 00:15:00,500
‫تو هم باید غذا بخوری، ستاره.

148
00:15:01,230 --> 00:15:03,080
‫شما بخور، انیس‌خانوم.

149
00:15:04,500 --> 00:15:05,530
‫ممنون.

150
00:15:06,210 --> 00:15:08,970
‫ولی این سهم توئه.

151
00:15:10,170 --> 00:15:12,050
‫هی، یادت هست؟

152
00:15:13,150 --> 00:15:17,590
‫وقتی گفتم برده‌ها حق ندارن برای خودشون تصمیم بگیرن؟

153
00:15:19,820 --> 00:15:20,480
‫بله.

154
00:15:22,760 --> 00:15:26,320
‫یعنی برده‌ها مسئول هیچ چیزی هم نیستن.

155
00:15:27,160 --> 00:15:31,020
‫مثلاً اگه یه برده جرمی مرتکب بشه،

156
00:15:31,020 --> 00:15:33,910
‫مجازاتش فقط نصفِ مجازات یه آدم آزاده.

157
00:15:34,900 --> 00:15:40,370
‫میشه گفت ما رو قادر به مسئولیت‌پذیری در برابر کارهامون نمی‌دونن.

158
00:15:41,780 --> 00:15:43,150
‫اتفاقی که برای بانو افتاد...

159
00:15:43,600 --> 00:15:47,420
‫تو نباید خودت تصمیم بگیری که مسئولش بودی یا نه.

160
00:15:49,140 --> 00:15:51,800
‫پس کی باید تصمیم بگیره؟

161
00:15:52,630 --> 00:15:54,460
‫دیگه کسی نمونده که بتونه.

162
00:15:54,820 --> 00:15:57,880
‫نه بانو. نه خان‌دایی. هر دوشون...

163
00:15:59,110 --> 00:16:00,120
‫درسته.

164
00:16:01,450 --> 00:16:02,230
‫در واقع، نه.

165
00:16:03,100 --> 00:16:06,470
‫هنوز یه نفر هست. تو نیشابور.

166
00:16:12,630 --> 00:16:14,160
‫ارباب محمد...

167
00:16:17,480 --> 00:16:21,330
‫ارباب محمد هنوز زنده‌ست.

168
00:16:22,630 --> 00:16:23,540
‫درسته.

169
00:16:23,950 --> 00:16:27,130
‫هنوز یه چیز برای باور کردن داریم.

170
00:16:38,960 --> 00:16:39,680
‫ما...

171
00:16:47,180 --> 00:16:52,780
‫پس از آن، اسیران روز به روز به سوی شرق پیش رفتند.

172
00:16:57,180 --> 00:17:02,000
‫از میان کوه‌ها گذشتند، رودها را پشت سر گذاشتند، و بعد...

173
00:17:02,840 --> 00:17:05,290
‫درست وقتی ماه صفر رو به پایان بود...

174
00:17:06,230 --> 00:17:07,190
‫بیرون!

175
00:17:11,740 --> 00:17:18,820
‫کاروان به گروهی از چادرها رسید که در جایی به نام طالقان برپا شده بودند.

176
00:17:31,130 --> 00:17:33,150
‫ممکنه این شهرشون باشه؟

177
00:17:35,610 --> 00:17:37,440
‫شما اهل کجایین؟

178
00:17:41,560 --> 00:17:43,540
‫باورم نمی‌شه. حتی توسو هم غارت کردن؟

179
00:17:44,470 --> 00:17:46,000
‫شما اهل کجایین؟

180
00:17:46,290 --> 00:17:49,480
‫وقتی گفتیم صنعتگر ماهریم، از کشتن ما صرف‌نظر کردن،

181
00:17:49,480 --> 00:17:51,560
‫و ما رو آوردن اینجا.

182
00:17:53,940 --> 00:17:55,510
‫ما اهل نیشابوریم.

183
00:17:58,270 --> 00:18:02,960
‫وقتی فهمیدیم کوچ‌نشینا دارن نزدیک می‌شن، خطوط دفاعیمونو محکم کردیم.

184
00:18:06,610 --> 00:18:12,640
‫و وقتی بالاخره پیداشون شد، تیری که از باروها رها شد

185
00:18:13,130 --> 00:18:16,340
‫درست به فرمانده‌شون خورد.

186
00:18:20,180 --> 00:18:26,220
‫و به تلافی همون یه تیر، نیشابورو با خاک یکسان کردن.

187
00:18:28,680 --> 00:18:32,020
‫مو بالیک، شهر بد، خونِ خونم را ریخت.

188
00:18:39,900 --> 00:18:42,900
‫ما صنعتگرا تنها بازمانده‌ها هستیم.

189
00:18:42,900 --> 00:18:45,600
‫بقیه، حتی زنا و بچه‌ها هم...

190
00:18:57,980 --> 00:18:59,490
‫امکان نداره...

191
00:19:02,500 --> 00:19:03,760
‫زمرد!

192
00:19:04,990 --> 00:19:06,180
‫زمردخانوم!

193
00:19:09,380 --> 00:19:11,550
‫میکائیل.

194
00:19:13,950 --> 00:19:15,340
‫زمرد.

195
00:19:16,200 --> 00:19:18,300
‫آفتابِ غروب.

196
00:19:18,300 --> 00:19:23,070
‫آه، چقدر روشنه، نه، میکائیل؟

197
00:19:26,420 --> 00:19:29,260
‫چقدر زیباست.

198
00:19:32,270 --> 00:19:33,560
‫زمردخانوم!

199
00:19:33,560 --> 00:19:34,700
‫نریا!

200
00:19:35,150 --> 00:19:36,650
‫ما رو تنها نذار.

201
00:19:37,310 --> 00:19:38,760
‫خواهش می‌کنم.

202
00:19:39,840 --> 00:19:44,120
‫ زمردخانوم از یه سرزمین دور اومده بود که از اونجا می‌شد دریا رو دید.

203
00:19:45,250 --> 00:19:48,490
‫از همۀ ما بیشتر به بانو خدمت کرده بود.

204
00:19:49,920 --> 00:19:54,060
‫یعنی تمام این مدت واقعاً دلش می‌خواست به زادگاهش برگرده؟

205
00:19:54,820 --> 00:19:57,750
‫یعنی تمام این مدت دلتنگ خانواده‌ش بود؟

206
00:20:01,050 --> 00:20:05,430
‫لااقل بذار درست به خاک بسپاریمش،

207
00:20:05,680 --> 00:20:09,020
‫تا دوباره به برادر کوچیکش برسه.

208
00:20:13,940 --> 00:20:17,980
‫«و همانا به سوی او بازمی‌گردیم.»

209
00:20:33,050 --> 00:20:35,830
‫حالا دیگه هیچ‌چیز حس خوبی نمی‌ده.

210
00:20:45,080 --> 00:20:46,450
‫بیچاره.

211
00:20:46,450 --> 00:20:47,710
‫چی شده؟

212
00:20:49,960 --> 00:20:51,200
‫ببخشید.

213
00:20:53,220 --> 00:20:55,850
‫به یه سرباز که داشت رد می‌شد حمله کرد.

214
00:20:56,230 --> 00:20:58,550
‫همون‌جا زمینگیرش کرد.

215
00:20:58,550 --> 00:21:00,020
‫چه وحشتناک.

216
00:21:00,020 --> 00:21:02,580
‫چرا همه...

217
00:21:04,890 --> 00:21:07,360
‫خدا بیامرزه بیچاره رو.

218
00:21:08,930 --> 00:21:11,140
‫خودش برای خودش تصمیم گرفت.

219
00:21:11,690 --> 00:21:16,700
‫به‌جای اینکه بردۀ کوچ‌نشینا بشه،

220
00:21:16,700 --> 00:21:21,590
‫انیس‌خانوم خواست بردۀ خانوادۀ توسیش بمیره.

221
00:21:26,170 --> 00:21:27,380
‫می‌دونم.

222
00:21:27,770 --> 00:21:33,560
‫اگه همین‌طور مستقیم راه برم، شاید یکی یه تیر بهم بزنه.

223
00:21:39,140 --> 00:21:40,030
‫صبر کن!

224
00:21:42,920 --> 00:21:44,280
‫همون پسریه که...

225
00:21:50,380 --> 00:21:51,910
‫آخ. این...

226
00:21:52,630 --> 00:21:54,620
‫این‌طوری نیست... مـ... منظورم این نیست!

227
00:21:54,940 --> 00:21:56,080
‫هی! گوش کن!

228
00:21:56,380 --> 00:21:58,450
‫نمی‌خوای اون کتابو پس بگیری؟

229
00:22:05,970 --> 00:22:07,050
‫ها؟

230
00:22:07,070 --> 00:22:17,070
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

231
00:23:38,470 --> 00:23:41,240
‫قسمت بعد: «شعله‌ای نامیرا.»

