﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

2
00:00:06,770 --> 00:00:09,280
‫فاطیما. می‌خوام تو...

3
00:00:10,100 --> 00:00:12,860
‫جاسوس من بشی.

4
00:00:15,700 --> 00:00:17,090
‫جاسوس شما؟

5
00:00:20,410 --> 00:00:24,960
‫همون‌طور که می‌دونی، برادر اوگتای به‌عنوان امپراتور به تخت نشسته.

6
00:00:26,070 --> 00:00:30,400
‫اگر همه‌چیز خوب پیش بره، من و تولوی هر دو می‌تونیم این نتیجه رو بپذیریم.

7
00:00:31,150 --> 00:00:31,880
‫اما...

8
00:00:33,010 --> 00:00:36,180
‫پیوند برادری چیز شکننده‌ایه.

9
00:00:37,270 --> 00:00:39,420
‫با اینکه از امپراتوری کنار گذاشته شده،

10
00:00:39,420 --> 00:00:43,810
‫تولوی به‌عنوان اوتچیگین، الان بیشترین قدرت نظامی امپراتوری رو در دست داره.

11
00:00:44,480 --> 00:00:49,270
‫اگه همین‌طوری رها بشه، این بی‌تعادلی قطعاً بدبختی میاره.

12
00:00:52,640 --> 00:00:54,640
‫فکر کنم کم‌کم دارم می‌فهمم.

13
00:00:55,280 --> 00:00:57,320
‫پس می‌خواین چی کار کنم؟

14
00:00:58,840 --> 00:01:01,790
‫می‌خوام خودت رو وارد دربار برادر چغتای کنی،

15
00:01:01,790 --> 00:01:03,880
‫و با جزئیات کامل از رفت‌وآمداش بهم خبر بدی.

16
00:01:04,260 --> 00:01:05,790
‫شاهزاده چغتای؟

17
00:01:06,200 --> 00:01:09,170
‫بله. بدترین حالت رو در نظر بگیریم.

18
00:01:10,010 --> 00:01:13,570
‫اگه کسی بخواد بین قاآن بزرگ و تولوی قرار بگیره،

19
00:01:14,200 --> 00:01:17,100
‫هیچ‌کس جز برادر چغتای نیست،

20
00:01:17,450 --> 00:01:20,760
‫چون اون همیشه از همه به برادر اوگتای نزدیک‌تر بوده.

21
00:01:21,780 --> 00:01:25,600
‫تو شک‌برانگیز نمی‌شی، چون چهره‌تو نمی‌شناسه.

22
00:01:26,060 --> 00:01:29,610
‫تو برای خاطر ما جاسوس می‌شی، مگه نه؟

23
00:01:33,000 --> 00:01:43,000
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

24
00:01:43,030 --> 00:01:47,000
Captain Paran :مترجم

25
00:01:47,024 --> 00:02:16,024
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

26
00:03:04,760 --> 00:03:09,930
{\an8}قسمت پنجم: مار رنگش را نشان می‌دهد، آدم رنگش را پنهان می‌کند

27
00:03:12,960 --> 00:03:16,740
‫فردا صبح برو به چادری که با پرچم مشخص شده.

28
00:03:17,090 --> 00:03:19,620
‫اونجا بهت می‌گن چطور باید نفوذ کنی.

29
00:03:20,580 --> 00:03:24,260
‫پرچم. یه چادر با پرچم.

30
00:03:24,260 --> 00:03:25,760
‫حتماً همونه.

31
00:03:26,840 --> 00:03:29,730
‫فقط بهم گفتن بیام اینجا.

32
00:03:29,730 --> 00:03:30,870
‫فاطیما.

33
00:03:35,780 --> 00:03:36,690
‫هی.

34
00:03:36,690 --> 00:03:39,190
‫شیرا؟ خودتی؟

35
00:03:39,710 --> 00:03:42,220
‫بزرگ شدی، به‌سختی شناختمت.

36
00:03:42,710 --> 00:03:44,420
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

37
00:03:44,420 --> 00:03:46,850
‫مگه تو خدمت شاهزاده تولوی نیستی؟

38
00:03:47,680 --> 00:03:51,290
‫همسرشون، شاهدخت سرقویتی بیگی، سراغ من اومدن.

39
00:03:51,290 --> 00:03:53,490
‫برای همین الان اینجام تا کمکت کنم.

40
00:03:53,490 --> 00:03:54,460
عه؟

41
00:03:54,770 --> 00:03:58,590
‫تازه، انگار باد تغییر هم وزیدن گرفته.

42
00:03:58,590 --> 00:04:01,010
‫بیا هر دو تمام تلاشمون رو بکنیم تا راه موفقیتمون رو بالا بریم.

43
00:04:01,010 --> 00:04:02,620
‫می‌بینم عوض نشدی.

44
00:04:02,960 --> 00:04:05,120
‫خب، این چادر دقیقاً چیه؟

45
00:04:06,370 --> 00:04:09,790
‫اوه، چادر مأمور اموال گمشده‌ست.

46
00:04:09,790 --> 00:04:13,430
‫اونجا گاوا و برده‌هایی رو که صاحبشون معلوم نیست، نگه می‌دارن.

47
00:04:13,430 --> 00:04:18,070
‫بعد از کوچ پاییزی و قورولتای، فکر کنم اوضاع حسابی شلوغ باشه.

48
00:04:21,240 --> 00:04:25,710
‫از همین استفاده می‌کنیم تا تو جای یکی از برده‌های شاهزاده چغتای رو بگیری.

49
00:04:25,710 --> 00:04:27,780
‫یعنی ما دوتا جامون رو عوض می‌کنیم، ها؟

50
00:04:28,430 --> 00:04:32,250
‫واقعاً به همین راحتی برده‌ای پیدا می‌کنیم که شبیه من باشه؟

51
00:04:36,400 --> 00:04:39,420
‫خب، مطمئنم اگه خدا بخواد، همه‌چیز طبق نقشه پیش می‌ره.

52
00:04:40,040 --> 00:04:40,910
‫بیا بریم داخل.

53
00:04:40,910 --> 00:04:41,630
‫ها؟

54
00:04:45,760 --> 00:04:48,350
‫نگرانم این به خیر ختم نشه.

55
00:04:50,000 --> 00:04:51,600
‫ببخشید، جناب.

56
00:04:52,810 --> 00:04:55,640
‫یه بردۀ گمشده پیدا کردم.

57
00:04:55,990 --> 00:04:57,560
‫می‌تونم اینجا پیش شما بذارمش؟

58
00:04:59,670 --> 00:05:02,480
‫چیزی هست که بشه باهاش شناساییش کرد؟

59
00:05:02,760 --> 00:05:04,990
‫چی؟ نمی‌تونم بگم.

60
00:05:04,990 --> 00:05:07,070
‫به نظرم فرق خاصی با بقیۀ برده‌ها نداره.

61
00:05:08,360 --> 00:05:12,830
‫همون‌طور که می‌بینین، جز لبخند دوستانه‌ش چیز چشمگیری نداره.

62
00:05:12,830 --> 00:05:13,540
‫هی!

63
00:05:13,800 --> 00:05:14,720
‫آخه تو...

64
00:05:14,720 --> 00:05:18,500
‫از دست من عصبانی نشو. اگه جلب توجه نکنی، جابه‌جایی راحت‌تر می‌شه.

65
00:05:18,730 --> 00:05:20,660
‫لازم نبود این‌طوری بگی.

66
00:05:20,660 --> 00:05:21,710
‫باشه، باشه.

67
00:05:24,240 --> 00:05:25,380
‫یه چیزی انداختی.

68
00:05:28,860 --> 00:05:29,850
‫اون چیه؟

69
00:05:30,550 --> 00:05:33,060
‫این یه سنگ پادزهره.

70
00:05:33,300 --> 00:05:35,410
‫تو احشای چندتا گوسفند پیداش کردم.

71
00:05:35,410 --> 00:05:38,750
‫اوه، همون سنگی که به‌عنوان پادزهر استفاده می‌شه؟ درباره‌ش شنیدم.

72
00:05:39,580 --> 00:05:42,590
‫صبر کن. این سنگ جادا نیست؟

73
00:05:42,590 --> 00:05:43,030
‫ها؟

74
00:05:43,610 --> 00:05:46,420
‫من اسم پادزهر رو نشنیدم،

75
00:05:46,420 --> 00:05:50,420
‫ولی ما به سنگایی که داخل بدن حیوونا شکل می‌گیرن می‌گیم سنگ جادا،

76
00:05:50,420 --> 00:05:52,240
‫و ازشون برای احضار بارون استفاده می‌شه.

77
00:05:52,240 --> 00:05:54,700
‫وقتی یه کام اونو تو آب بخیسونه...

78
00:06:05,010 --> 00:06:08,640
‫می‌گن همون لحظه طوفان به پا می‌کنه.

79
00:06:08,960 --> 00:06:11,470
‫همچین چیزی چطور دست برده‌ای مثل تو افتاده؟

80
00:06:11,790 --> 00:06:12,680
‫چی؟

81
00:06:12,680 --> 00:06:16,640
‫اشتباه کردم اینو با خودم آوردم؟

82
00:06:16,640 --> 00:06:19,230
‫اِم... آها، درسته.

83
00:06:19,230 --> 00:06:22,750
‫قرار بود اینو به اربابم بدم، ولی گمش کردم.

84
00:06:24,470 --> 00:06:28,320
‫راستی جناب مأمور، خودم هم دنبال یه بردۀ گمشده می‌گردم.

85
00:06:29,080 --> 00:06:33,460
‫دختری دارین که شبیه اون باشه و از افراد شاهزاده چغتای باشه؟

86
00:06:34,770 --> 00:06:38,000
‫برده‌ای از غرب که مال شاهزاده چغتای باشه؟

87
00:06:38,360 --> 00:06:40,710
‫محاله به این راحتی یکی پیدا بشه.

88
00:06:41,800 --> 00:06:44,630
‫همین دیروز سه تا از همین برده‌ها رو تحویل گرفتم.

89
00:06:44,630 --> 00:06:45,420
‫چی؟

90
00:06:45,980 --> 00:06:50,550
‫بعد از قورولتای، کلی بردۀ گمشده دارم.

91
00:06:50,550 --> 00:06:54,680
‫اگه یکم چشماتو تنگ کنی، شاید بشه گفت این دختر شبیهشه، فکر کنم...

92
00:06:54,680 --> 00:06:55,720
‫عین خودشه!

93
00:06:55,720 --> 00:06:59,180
‫آهان، پیدات کردم! همه‌جا دنبالت می‌گشتم!

94
00:07:01,610 --> 00:07:02,730
‫ما اصلاً شبیه هم نیستیم.

95
00:07:02,730 --> 00:07:04,440
‫دقیقاً.

96
00:07:04,440 --> 00:07:08,890
‫فعلاً. امیدوارم زود اربابت رو پیدا کنی.

97
00:07:08,890 --> 00:07:09,990
‫اصلاً شبیه هم نیستیم.

98
00:07:09,990 --> 00:07:11,280
‫خیلی ممنون!

99
00:07:11,880 --> 00:07:14,950
‫باشه، تو رو می‌فرستیم پیش بقیۀ دخترا منتظر بمونی.

100
00:07:14,950 --> 00:07:16,830
‫مطمئنم به‌زودی یکی میاد دنبالت.

101
00:07:21,740 --> 00:07:24,570
‫واقعاً این‌همه آدم گمشده هست.

102
00:07:25,540 --> 00:07:27,840
‫صبر کن، نکنه اینا...

103
00:07:28,440 --> 00:07:31,500
‫ببخشید، شما فارسی بلدین؟

104
00:07:32,520 --> 00:07:33,890
‫بلدیم.

105
00:07:35,850 --> 00:07:40,090
‫وای، عجب. پس شما دوتا از مشهد و مرو هستین؟

106
00:07:40,090 --> 00:07:41,600
‫من اهل توس‌ام.

107
00:07:41,600 --> 00:07:43,050
‫اوه، واقعاً؟

108
00:07:43,050 --> 00:07:45,520
‫همیشه دلم می‌خواست برم اونجا.

109
00:07:45,520 --> 00:07:47,120
‫واقعاً؟

110
00:07:47,120 --> 00:07:50,490
‫شنیده بودم شهر قشنگ و پرجنب‌وجوشیه.

111
00:07:50,490 --> 00:07:52,110
‫کاملاً درسته.

112
00:07:53,230 --> 00:08:01,310
‫پس شاید یه روزی جایی از کنار هم رد شده باشیم.

113
00:08:02,070 --> 00:08:03,160
‫بله!

114
00:08:04,680 --> 00:08:06,750
‫چه روزایی بود...

115
00:08:06,750 --> 00:08:10,220
‫خیلی دوست داشتم تو بازار خرید کنم.

116
00:08:14,050 --> 00:08:17,050
‫من الان خدمت خاندان شاهزاده چغتایم.

117
00:08:17,600 --> 00:08:20,120
‫ولی نفهمیدم چی شد که راهو گم کردم.

118
00:08:20,520 --> 00:08:23,050
‫نگران خانواده‌م هستم.

119
00:08:23,050 --> 00:08:24,060
‫خانواده‌ت؟

120
00:08:24,060 --> 00:08:27,510
‫بله. شوهرم هم برده‌ست.

121
00:08:27,510 --> 00:08:30,480
‫صنعتگر ماهریه که تو بخارا به دنیا اومده.

122
00:08:31,750 --> 00:08:36,110
‫وقتی اول ما رو به مغولستان آوردن، ترسیده و ناامید بودم،

123
00:08:36,110 --> 00:08:38,490
‫ولی حالا شوهرم و بچه‌هامو دارم.

124
00:08:38,730 --> 00:08:42,540
‫هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم زندگیم این‌قدر خوب از آب دربیاد.

125
00:08:42,540 --> 00:08:44,870
‫می‌گن آدم هر جا دلش آروم بگیره، همون‌جا خونه‌شه.

126
00:08:44,870 --> 00:08:49,000
‫اولوسِ شاهزاده چغتای هم جای آرومیه.

127
00:08:49,780 --> 00:08:53,610
‫پس کسایی هم هستن که اینجا زندگی تازه‌ای پیدا کردن.

128
00:08:56,720 --> 00:08:57,820
‫نباید...

129
00:09:00,300 --> 00:09:03,180
‫گاهی حس می‌کنم دارم می‌بخشمشون.

130
00:09:03,960 --> 00:09:07,690
‫با اینکه قسم خورده بودم هیچ‌وقت فراموش نکنم...

131
00:09:08,300 --> 00:09:11,760
‫کاری رو که مغولا با همۀ ما کردن...

132
00:09:13,320 --> 00:09:15,470
‫هی، دختر تازه‌وارد...

133
00:09:15,950 --> 00:09:17,600
‫منو می‌گی؟

134
00:09:17,600 --> 00:09:20,160
‫آره. دنبالم بیا.

135
00:09:23,240 --> 00:09:25,860
‫شیرا به همین زودی یکی رو فرستاده دنبالم؟

136
00:09:25,860 --> 00:09:27,580
‫از چیزی که فکر می‌کردم سریع‌تر بود.

137
00:09:34,750 --> 00:09:37,460
‫بفرما. این همون دختره.

138
00:09:37,950 --> 00:09:40,200
‫شنیدم یه سنگ جادا داری؟

139
00:09:40,200 --> 00:09:41,320
‫بـ... بله.

140
00:09:41,320 --> 00:09:42,140
‫بذار ببینمش.

141
00:09:45,440 --> 00:09:47,610
‫برای چی می‌خواینش؟

142
00:09:50,530 --> 00:09:51,170
‫بیا.

143
00:09:51,170 --> 00:09:53,230
‫ها؟ چـ... چی؟

144
00:09:53,230 --> 00:09:54,440
‫زود باش سوار شو.

145
00:09:56,080 --> 00:09:58,660
‫چه خبره؟ انگار داره...

146
00:09:58,660 --> 00:10:00,400
‫از چیزی که نشون می‌دی سنگین‌تری.

147
00:10:00,400 --> 00:10:00,990
‫چی؟

148
00:10:00,990 --> 00:10:02,990
‫فرار نکن، دزدِ فاسد.

149
00:10:02,990 --> 00:10:03,740
‫چی؟

150
00:10:03,740 --> 00:10:04,810
‫چو!

151
00:10:04,810 --> 00:10:07,160
‫چی؟!

152
00:10:07,870 --> 00:10:09,530
‫الان بهم گفتی دزد؟

153
00:10:09,530 --> 00:10:11,310
‫حتماً اشتباهی شده!

154
00:10:11,310 --> 00:10:12,960
‫تو اصلاً کی هستی؟!

155
00:10:12,960 --> 00:10:15,900
‫تو از افراد شاهزاده چغتای نیستی که اومده باشی منو برگردونی!

156
00:10:16,300 --> 00:10:18,300
‫من می‌گم «شتر»، تو می‌گی «بز».

157
00:10:18,300 --> 00:10:19,760
‫ها؟ چی گفتی؟

158
00:10:20,140 --> 00:10:22,840
‫دارم می‌گم کاملاً اشتباه می‌کنی.

159
00:10:22,840 --> 00:10:24,970
‫بی‌خیال شو و به جرمت اعتراف کن.

160
00:10:24,970 --> 00:10:26,960
‫«اعتراف»؟! من که کاری نکردم...

161
00:10:26,960 --> 00:10:27,480
‫چو!

162
00:10:31,870 --> 00:10:33,170
‫چو، چو!

163
00:10:37,860 --> 00:10:39,240
‫دردم گرفت!

164
00:10:39,480 --> 00:10:41,300
‫من کجام؟

165
00:10:41,300 --> 00:10:43,450
‫خفه شو. فقط دنبالم بیا.

166
00:10:45,230 --> 00:10:47,310
‫قاداق هستم. بابت مزاحمت عذر می‌خوام.

167
00:10:49,340 --> 00:10:52,370
‫دختری رو آوردم که سنگ رو دزدیده بود.

168
00:10:52,370 --> 00:10:54,710
‫من هیچی ندزدیدم!

169
00:10:54,710 --> 00:10:55,760
‫بیا تو.

170
00:10:55,760 --> 00:10:56,630
‫چی؟

171
00:10:59,460 --> 00:11:01,410
‫خوب کردی آوردیش اینجا، قاداق.

172
00:11:13,810 --> 00:11:15,270
‫یادم میادش.

173
00:11:17,570 --> 00:11:18,490
‫تو بودی...

174
00:11:20,130 --> 00:11:22,570
‫تو سنگ جادای منو دزدیدی؟

175
00:11:22,940 --> 00:11:24,450
‫چـ... چی دارین می‌گین؟

176
00:11:24,450 --> 00:11:25,580
‫منو احمق فرض نکن!

177
00:11:26,780 --> 00:11:29,910
‫اوگتای بهت دستور داده بود این کارو بکنی، نه؟

178
00:11:30,250 --> 00:11:32,710
‫می‌خواد حتی اینم از من بگیره؟

179
00:11:34,620 --> 00:11:38,500
نادانی منو ببخشین، ولی می‌تونم بپرسم شما کی هستین؟

180
00:11:38,500 --> 00:11:39,720
‫می‌ترسم اشتباه بزرگی پیش اومده باشه...

181
00:11:39,720 --> 00:11:41,580
‫نمی‌دونی جلوی کی زانو زدی؟

182
00:11:42,450 --> 00:11:46,370
‫ایشون تورگنه خاتون هستن، زن ششم اوگتای قاآن.

183
00:11:51,490 --> 00:11:54,860
‫زن ششم قاآن بزرگ؟

184
00:11:56,670 --> 00:11:59,780
{\an7}همسر ششم اوگتای
تورگنه

185
00:12:00,010 --> 00:12:01,870
‫بالاخره فهمیدم.

186
00:12:02,210 --> 00:12:06,950
‫منو به اولوسِ اوگتای آوردن و با یه دزد اشتباه گرفتن.

187
00:12:07,230 --> 00:12:09,660
تو ‫عجب مخمصه‌ای گیر افتادم!

188
00:12:09,940 --> 00:12:13,140
‫تو سنگ جادای منو دزدیدی، مگه نه؟

189
00:12:14,040 --> 00:12:15,080
‫فوراً برش گردون!

190
00:12:16,540 --> 00:12:17,960
‫سنگ جادا.

191
00:12:18,660 --> 00:12:22,380
‫تو وطن من، به‌عنوان پادزهر باارزشه،

192
00:12:22,380 --> 00:12:24,360
‫ولی اینجا، اگه درست یادم باشه...

193
00:12:25,370 --> 00:12:28,050
‫وقتی یه کام اونو تو آب بخیسونه...

194
00:12:28,780 --> 00:12:32,150
‫می‌گن همون لحظه طوفان به پا می‌کنه.

195
00:12:33,050 --> 00:12:37,080
‫مطمئنم خودش یه سنگ جادا داشته که گمش کرده.

196
00:12:37,080 --> 00:12:39,850
‫برای همینه که فکر می‌کنه من دزدیدمش.

197
00:12:40,360 --> 00:12:45,240
‫پس اگه سنگ خودم رو نشونش بدم، باید بفهمه مال اون نیست.

198
00:12:47,830 --> 00:12:51,470
‫ولی می‌تونه فرق این سنگا رو تشخیص بده؟

199
00:12:51,470 --> 00:12:52,950
‫اگه شبیه هم باشن چی؟

200
00:12:53,190 --> 00:12:56,660
‫پس واقعاً کار خودت بود! اعدامش کنین!

201
00:12:59,220 --> 00:13:01,510
‫بـ... با این حال...

202
00:13:01,840 --> 00:13:04,300
‫چته؟ همین الان پسش بده.

203
00:13:06,030 --> 00:13:09,470
‫چـ... چاره‌ای ندارم جز اینکه نشونش بدم.

204
00:13:15,350 --> 00:13:16,190
‫این نیست.

205
00:13:18,010 --> 00:13:22,250
‫سنگ من کوچیک‌تره و شکل قشنگ‌تری داره.

206
00:13:22,250 --> 00:13:23,020
‫چی؟

207
00:13:23,020 --> 00:13:25,990
‫درسته. این سنگ رو خودم پیدا کردم.

208
00:13:27,530 --> 00:13:29,820
‫قاداق، معنی این کار چیه؟

209
00:13:29,820 --> 00:13:31,120
‫اِم...

210
00:13:31,550 --> 00:13:34,620
‫عذر می‌خوام. انگار آدم اشتباهی رو آوردیم.

211
00:13:37,700 --> 00:13:39,790
‫دیگه بسه. حالم رو به هم زدی.

212
00:13:40,200 --> 00:13:41,090
‫همین الان از جلوی چشمم دور شو.

213
00:13:44,950 --> 00:13:47,550
‫نشنیدی چی گفت؟ برو بیرون.

214
00:13:49,380 --> 00:13:51,760
‫اِم، پس من چی؟

215
00:13:51,760 --> 00:13:54,220
‫دیگه به تو نیازی نداریم. گم شو.

216
00:13:54,220 --> 00:13:57,810
‫نیازی ندارین؟ من یه بردۀ گمشده‌م!

217
00:13:58,080 --> 00:14:02,440
‫راه برگشتو بلد نیستم و هوا هم داره تاریک می‌شه.

218
00:14:02,900 --> 00:14:07,930
‫وای! می‌ترسم!

219
00:14:06,410 --> 00:14:07,240
{\an8}‫هـ... هی!

220
00:14:07,930 --> 00:14:13,920
‫من به زور به دست قاداق، خدمتکار بانو تورگنه، دزدیده شدم...

221
00:14:13,920 --> 00:14:15,400
‫سـ... ساکت باش.

222
00:14:15,830 --> 00:14:19,270
‫باشه. فردا می‌برم برمی‌گردونمت به اون چادر.

223
00:14:19,270 --> 00:14:20,220
‫فردا؟

224
00:14:22,400 --> 00:14:24,730
‫می‌تونی امشب اینجا بمونی، پس دنبالم بیا.

225
00:14:29,420 --> 00:14:33,890
‫ضمناً من خدمتکار بانو تورگنه نیستم.

226
00:14:34,320 --> 00:14:37,860
‫داستانش طولانیه، ولی به دستور یکی دیگه عمل می‌کنم.

227
00:14:38,890 --> 00:14:41,590
‫البته نمی‌تونم بگم دستور کیه.

228
00:14:44,160 --> 00:14:48,780
‫به فرمان همونه که کنار بانو تورگنه خدمت می‌کنم.

229
00:14:52,100 --> 00:14:53,160
‫رفته!

230
00:14:57,860 --> 00:14:58,950
‫اونا...

231
00:15:07,320 --> 00:15:13,610
‫اوگتای، قاآن بزرگ باشی یا نه، هنوز روی اسب حریف من نمی‌شی.

232
00:15:13,930 --> 00:15:15,760
‫مهارتت رو تحسین می‌کنم.

233
00:15:16,020 --> 00:15:20,190
‫کم پیش میاد ببینم از من مست‌تر باشی، چغتای.

234
00:15:20,190 --> 00:15:22,240
‫تو همچین وقتی چطور می‌تونم ننوشم؟

235
00:15:22,240 --> 00:15:25,350
‫برادر کوچیک عزیزم رسماً تاج امپراتوری به سر گذاشته.

236
00:15:25,350 --> 00:15:27,890
‫مگه مناسبتی جشن‌گرفتنی‌تر از این هم هست؟

237
00:15:27,890 --> 00:15:29,360
‫به اندازۀ کافی ننوشیدی؟

238
00:15:30,370 --> 00:15:33,370
‫شاهزاده چغتای و اوگتای قاآن؟

239
00:15:33,370 --> 00:15:37,540
‫چی دارن می‌گن؟ خوب نمی‌شنوم.

240
00:15:39,270 --> 00:15:41,010
‫کی اونجاست؟

241
00:15:41,010 --> 00:15:42,900
‫اون پست‌فطرتو بگیرین!

242
00:15:42,900 --> 00:15:43,420
‫بگیرینش!

243
00:15:43,420 --> 00:15:44,510
‫نذارین فرار کنه!

244
00:15:48,190 --> 00:15:51,220
‫دختر مشکوک، اون پشت چی کار می‌کردی؟

245
00:15:51,740 --> 00:15:58,140
{\an7}همسر سوم اوگتای
قرغستانی

246
00:15:51,740 --> 00:15:58,140
{\an9}همسر چهارم اوگتای
موگه

247
00:15:52,140 --> 00:15:53,920
‫این یکی از برده‌های ما نیست؟

248
00:15:53,920 --> 00:15:56,250
‫یادم نمیاد قبلاً دیده باشمش.

249
00:15:56,250 --> 00:15:58,140
‫شاید جاسوسه.

250
00:15:59,610 --> 00:16:01,900
‫چرا امروز همه‌چی باید خراب بشه؟

251
00:16:01,900 --> 00:16:04,970
‫مشکلی پیش اومده؟ قرغستانی؟ موگه؟

252
00:16:04,970 --> 00:16:07,540
‫قاآن بزرگ، نزدیک نشین.

253
00:16:07,540 --> 00:16:09,770
‫یه آدم خطرناکو گرفتیم.

254
00:16:09,770 --> 00:16:11,610
‫آدم خطرناک؟

255
00:16:11,610 --> 00:16:13,720
‫اول ببینیم چی برای گفتن داره.

256
00:16:14,740 --> 00:16:16,780
‫تو کی هستی؟

257
00:16:18,900 --> 00:16:21,710
‫پس این اوگتای قاآنه...

258
00:16:22,750 --> 00:16:25,930
‫امپراتور تازۀ مغول.

259
00:16:28,010 --> 00:16:29,180
‫ناپدید شد؟

260
00:16:29,180 --> 00:16:30,860
‫بله. همین حوالی.

261
00:16:31,560 --> 00:16:35,120
‫بانو تورگنه، یه چیز عجیبی دربارۀ اون برده هست.

262
00:16:35,120 --> 00:16:36,470
‫و خبری دارم که باید گزارش بدم.

263
00:16:40,490 --> 00:16:41,640
‫اوگتای.

264
00:16:44,690 --> 00:16:47,120
‫خب اربابت کیه؟

265
00:16:47,120 --> 00:16:48,380
‫اربابم؟

266
00:16:49,500 --> 00:16:52,350
‫الان باید شاهزاده چغتای باشه.

267
00:16:53,070 --> 00:16:56,660
‫ولی اگه اینو بگم، اوضاع فقط پیچیده‌تر می‌شه.

268
00:16:56,660 --> 00:16:58,530
‫چی جواب بدم؟

269
00:16:58,530 --> 00:17:00,650
‫خب. حقیقتو بگو.

270
00:17:02,380 --> 00:17:05,170
‫شـ... شهبانو تورگنه بانوی منه.

271
00:17:06,570 --> 00:17:07,940
‫منظورش از این حرف چیه؟

272
00:17:09,620 --> 00:17:11,000
‫تورگنه؟

273
00:17:11,000 --> 00:17:12,880
‫اوه، منطقی به نظر میاد.

274
00:17:13,240 --> 00:17:16,960
‫اوگتای، تو خیلی زیادی به اون زن آزادی می‌دی.

275
00:17:18,190 --> 00:17:19,220
‫تو. دختر.

276
00:17:19,220 --> 00:17:24,000
‫نمی‌دونم تورگنه ازت چی خواسته، ولی بهتره دست از پرسه‌زدن برداری.

277
00:17:24,370 --> 00:17:25,730
‫قانون رو زیر پا نذار.

278
00:17:25,730 --> 00:17:28,690
‫تو زنی و برده‌ای. برای همین بیشتر باید از قانون اطاعت کنی.

279
00:17:29,690 --> 00:17:34,180
‫مسلمونا مخصوصاً عادت آزاردهنده‌ای دارن که از قوانین ما سرپیچی کنن.

280
00:17:34,180 --> 00:17:36,740
‫بریدن گلوی گوسفندا. حمام‌کردن تو رودخونه‌ها.

281
00:17:37,610 --> 00:17:41,480
‫چرا شما ضعیفا این‌قدر اصرار دارین خودتون رو به نابودی بکشونین؟

282
00:17:46,810 --> 00:17:48,290
‫مطمئنم...

283
00:17:50,350 --> 00:17:54,130
‫مطمئنم شما هیچ‌وقت نمی‌تونین درک کنین، اعلیحضرت.

284
00:18:08,600 --> 00:18:10,440
‫اوه، تورگنه‌ست.

285
00:18:11,480 --> 00:18:14,430
‫این دختر ادعا می‌کنه بردۀ توئه.

286
00:18:14,430 --> 00:18:15,570
‫درسته؟

287
00:18:18,020 --> 00:18:19,490
‫کارم تمومه.

288
00:18:22,100 --> 00:18:24,260
‫چه ناشیانه گذاشتی بگیرنت.

289
00:18:27,210 --> 00:18:28,970
‫بله، درسته.

290
00:18:31,360 --> 00:18:34,320
‫من بهش دستور دادم تو رو بکشه...

291
00:18:35,570 --> 00:18:36,810
‫قاآن بزرگ.

292
00:18:40,620 --> 00:18:42,270
‫پس ماجرا همین‌جا تمومه.

293
00:18:42,270 --> 00:18:43,220
‫ها؟

294
00:18:43,220 --> 00:18:45,840
‫نقشه‌ت لو رفت.

295
00:18:45,840 --> 00:18:47,360
‫همه‌تون آزادین که برین.

296
00:18:47,360 --> 00:18:48,560
‫قاآن بزرگ!

297
00:18:49,030 --> 00:18:51,530
‫امشب مثل همیشه زیبا شدی، قرغستانی.

298
00:18:53,190 --> 00:18:54,840
‫تو هم موگه، شب خوش.

299
00:18:55,650 --> 00:18:57,010
‫بله.

300
00:18:59,770 --> 00:19:01,070
‫تو هم، تورگنه.

301
00:19:13,670 --> 00:19:15,210
‫اوگتای، چرا باید...

302
00:19:15,460 --> 00:19:17,460
‫این شامل تو هم می‌شه، چغتای.

303
00:19:17,790 --> 00:19:21,210
‫اگه زود برنگردی، همه نگران می‌شن.

304
00:19:24,840 --> 00:19:26,720
‫تو دل‌رحمی، چغتای.

305
00:19:26,720 --> 00:19:27,830
‫ها؟

306
00:19:27,830 --> 00:19:29,480
‫یادم هست قبلاً گفتی.

307
00:19:29,880 --> 00:19:31,650
‫هرچه امپراتوری مغول گسترش پیدا کنه،

308
00:19:31,650 --> 00:19:35,910
‫به جمعیت عظیمی از مردم با رسم‌ها و باورهای گوناگون تبدیل می‌شه.

309
00:19:36,380 --> 00:19:42,950
‫اولین کسانی که در درگیری‌ها آسیب می‌بینن، زن‌ها، برده‌ها و ضعیف‌ها هستن.

310
00:19:44,920 --> 00:19:50,070
‫اما با گسترش قوانین چنگیزخان می‌شه ازشون محافظت کرد.

311
00:19:50,070 --> 00:19:51,400
‫حتی از ضعیف‌ها.

312
00:19:51,400 --> 00:19:52,360
‫گناهکار!

313
00:19:51,560 --> 00:19:52,750
{\an8}‫گناهکار!

314
00:19:53,200 --> 00:19:54,240
‫همین رو گفتی، درسته؟

315
00:19:56,240 --> 00:19:57,120
‫می‌رم.

316
00:20:01,540 --> 00:20:03,120
‫واقعاً دل‌رحمی.

317
00:20:04,530 --> 00:20:11,810
‫اما همه نمی‌تونن جایگاه خودشون رو به روشنی تو بفهمن.

318
00:20:12,570 --> 00:20:16,440
‫بعضی چیزا هست که ساده نمی‌شه عوضشون کرد.

319
00:20:23,000 --> 00:20:24,860
‫همین بود. می‌تونی بری.

320
00:20:24,860 --> 00:20:25,700
‫اطاعت.

321
00:20:35,730 --> 00:20:39,710
‫چـ... چرا تصمیم گرفتین نجاتم بدین؟

322
00:20:41,070 --> 00:20:43,280
‫از لبخندت خوشم اومد.

323
00:20:44,860 --> 00:20:46,010
‫بگو ببینم، دختر.

324
00:20:46,370 --> 00:20:48,470
‫تو انگار ایرانی هستی، درسته؟

325
00:20:48,470 --> 00:20:50,060
‫اِم، بله.

326
00:20:50,480 --> 00:20:52,980
‫از مغولا متنفری؟

327
00:20:56,210 --> 00:21:00,000
‫راستش رو بهم بگو. به کسی نمی‌گم.

328
00:21:02,050 --> 00:21:04,670
‫یا بهتر بگم، تو قبل‌تر اونجا بودی.

329
00:21:05,130 --> 00:21:06,720
‫دیدی با من چطور رفتار می‌کنن.

330
00:21:07,080 --> 00:21:11,160
‫هرچی هم بگم، هیچ‌کس حرفمو باور نمی‌کنه.

331
00:21:12,290 --> 00:21:13,250
‫ازشون متنفری؟

332
00:21:18,610 --> 00:21:21,950
‫همه‌چیزمو ازم گرفتن.

333
00:21:22,760 --> 00:21:25,790
‫نمی‌تونم ببخشمشون. نباید بذارم خودم ببخشمشون!

334
00:21:33,090 --> 00:21:37,300
‫با این حال، با گذشت زمان، حس می‌کنی داری می‌بخشی‌شون.

335
00:21:37,300 --> 00:21:38,080
‫اشتباه می‌کنم؟

336
00:21:39,290 --> 00:21:41,380
‫بانو تورگنه، نکنه شما هم...

337
00:21:56,490 --> 00:21:59,710
‫به قصه‌ام گوش می‌دی؟

338
00:22:01,000 --> 00:22:06,000
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

339
00:22:06,030 --> 00:22:16,000
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

340
00:22:09,830 --> 00:22:14,670
{\an8}‫بیا اینجا، همین‌طور که خوابت نمی‌بره

341
00:22:14,670 --> 00:22:20,190
{\an8}‫این لحظه‌ها، همین حالا، همیشه و هر بار،

342
00:22:20,190 --> 00:22:23,920
‫چرخیدن و چرخیدن تا آخر به اینجا رسیدن، نه؟

343
00:22:23,920 --> 00:22:28,580
‫با این حال، نمی‌شه هرجوری شده از بین بردشون

344
00:22:28,580 --> 00:22:39,210
‫شکل اون قلبت رو فراموش نکن

345
00:22:42,620 --> 00:22:47,510
‫حتی اون روزهایی که سینه‌م رو پر می‌کردن،

346
00:22:47,510 --> 00:22:52,540
‫ناگهان و بی‌اونکه انتظارش رو داشته باشم، به پایان رسیدن

347
00:22:52,540 --> 00:22:57,100
‫چیزی به اسم ابدیت هیچ‌جا وجود نداره

348
00:22:57,100 --> 00:23:02,660
‫و من هنوز نتونستم به خودِ سابقم برگردم

349
00:23:02,660 --> 00:23:07,480
‫اگه می‌شد بی‌خبر از همه‌چیز زندگی کرد،

350
00:23:07,480 --> 00:23:11,070
‫حتماً یه جایی، زندگی راحت‌تر می‌بود

351
00:23:11,070 --> 00:23:15,750
‫بیا اینجا، همین‌طور که خوابت نمی‌بره

352
00:23:15,750 --> 00:23:21,190
‫این لحظه‌ها، همین حالا، همیشه و هر بار،

353
00:23:21,190 --> 00:23:25,040
‫چرخیدن و چرخیدن تا آخر به اینجا رسیدن، نه؟

354
00:23:25,040 --> 00:23:29,700
‫با این حال، نمی‌شه هرجوری شده از بین بردشون

355
00:23:29,700 --> 00:23:37,140
‫شکل اون قلبت رو فراموش نکن

356
00:23:37,930 --> 00:23:43,250
{\an8}قسمت ششم: مردم مرگن

357
00:23:38,590 --> 00:23:40,970
‫قسمت بعد: «مردم مرگن»

