﻿1
00:00:01,356 --> 00:00:30,356
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

2
00:01:21,355 --> 00:01:50,355
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

3
00:01:53,380 --> 00:01:56,010
‫بانوی من!

4
00:01:57,390 --> 00:01:59,600
‫بانوی من!

5
00:02:01,520 --> 00:02:04,930
‫ای بابا. اینجا چی کار می‌کنین؟

6
00:02:04,930 --> 00:02:07,150
‫وقتشه برای رفتن آماده بشین.

7
00:02:08,780 --> 00:02:10,030
‫الان میام.

8
00:02:17,820 --> 00:02:20,510
‫بدرود، نایمان.

9
00:02:23,660 --> 00:02:28,940
‫من از مردم نایمان بودم، سرزمینی خیلی دور در غرب اینجا،

10
00:02:28,940 --> 00:02:34,000
‫و قرار بود با مرکیت‌ها که متحدمون بودن وصلت کنم.

11
00:02:34,520 --> 00:02:37,830
‫نمی‌دونم قبیله‌هایِ مرکیت چه جور مردمی‌ان.

12
00:02:37,830 --> 00:02:42,680
‫اونا تو جنگلایِ شمال زندگی می‌کنن و خیلی‌هاشون کماندارایِ ماهری‌ان که بهشون مرگن می‌گن.

13
00:02:43,270 --> 00:02:44,400
‫مرگن؟

14
00:02:44,400 --> 00:02:47,770
‫اونا مردم مرگن‌ان، واسه همین بهشون می‌گن مرکیت.

15
00:02:48,110 --> 00:02:50,930
‫یعنی شکارچیایِ وحشی.

16
00:02:52,180 --> 00:02:53,190
‫خب، مهم نیست.

17
00:02:54,350 --> 00:02:56,160
‫من چیزی بیشتر از یه هدیۀ باارزش نیستم.

18
00:02:57,300 --> 00:03:01,020
‫هیچ فرقی با یه سنگ قیمتی یا پوستین نفیس ندارم.

19
00:03:02,010 --> 00:03:03,130
‫منم مشکلی باهاش ندارم.

20
00:03:04,150 --> 00:03:07,310
‫به همین افتخار می‌کنم.

21
00:03:18,830 --> 00:03:20,720
‫پس مرکیتا اینجا زندگی می‌کنن؟

22
00:03:21,830 --> 00:03:24,360
‫خیلی دلگیرتر از چیزیه که فکر می‌کردم.

23
00:03:25,030 --> 00:03:26,960
‫چرا مردا این‌قدر کمن؟

24
00:03:27,320 --> 00:03:28,610
‫تورگنه.

25
00:03:29,630 --> 00:03:33,940
‫می‌بینم سالم رسیدی. ببخش که استقبال چندانی ازت نکردیم.

26
00:03:34,580 --> 00:03:37,190
‫جا خوردی که فهمیدی شوهرت این‌قدر پیر و فرتوته؟

27
00:03:37,190 --> 00:03:38,290
‫اوه، نه.

28
00:03:40,940 --> 00:03:42,370
‫خب، هرچی هست همینه دیگه.

29
00:03:43,020 --> 00:03:45,890
‫ازدواج با مردی خیلی مسن‌تر اصلاً چیز عجیبی نیست.

30
00:03:47,900 --> 00:03:53,740
‫ولی دایر بعد از عروسیمون هیچ‌وقت بهم نزدیک نشد.

31
00:03:56,070 --> 00:03:57,700
‫برعکس...

32
00:03:58,920 --> 00:04:00,430
‫امروز هم می‌ری؟

33
00:04:00,700 --> 00:04:03,390
‫ببخش که همیشه تنهات می‌ذارم.

34
00:04:04,070 --> 00:04:05,850
‫و باز هم داریم کوچ می‌کنیم؟

35
00:04:06,440 --> 00:04:08,810
‫تازه به اینجا رسیدیم.

36
00:04:10,120 --> 00:04:12,780
‫نمی‌تونیم زیاد یه جا بمونیم.

37
00:04:13,140 --> 00:04:14,850
‫بهتره راه بیفتی.

38
00:04:15,780 --> 00:04:16,810
‫چو!

39
00:04:20,840 --> 00:04:22,620
‫اگه چیزی لازم داشتی، بهم بگو.

40
00:04:22,620 --> 00:04:23,760
‫بـ... باشه.

41
00:04:24,080 --> 00:04:24,580
‫اِم...

42
00:04:24,580 --> 00:04:27,760
‫بانو، با اینا چی کار کنم؟

43
00:04:27,760 --> 00:04:29,960
‫اوه، اینا رو...

44
00:04:31,030 --> 00:04:35,160
‫همۀ قبیله‌هایِ دیگه هم این‌قدر زودبه‌زود جابه‌جا می‌شن؟

45
00:04:35,820 --> 00:04:39,680
‫نه، یه جای کار اینجا می‌لنگه.

46
00:04:39,680 --> 00:04:42,170
‫انگار داریم از یه چیزی فرار می‌کنیم.

47
00:04:45,270 --> 00:04:48,890
‫خب، فکر کنم نگرانی من هیچ فایده‌ای نداره.

48
00:04:49,390 --> 00:04:51,760
‫تنها نقشم اینه که یه سنگ قیمتی باشم.

49
00:04:52,350 --> 00:04:55,820
‫نگرانی یه سنگ قیمتی به چه دردی می‌خوره؟

50
00:05:00,100 --> 00:05:02,030
‫می‌خوام برگردم نایمان.

51
00:05:11,790 --> 00:05:16,120
‫اگه گم بشم، هیچ‌کس متوجه نمی‌شه.

52
00:05:16,710 --> 00:05:19,480
‫نه رئیس دایر، نه هیچ‌کس دیگه‌ای.

53
00:05:20,340 --> 00:05:21,590
‫صبر کن!

54
00:05:23,310 --> 00:05:24,970
‫تکون نخور!

55
00:05:32,340 --> 00:05:33,850
‫نزدیک بود.

56
00:05:34,090 --> 00:05:35,490
‫صدمه ندیدی؟

57
00:05:38,660 --> 00:05:41,250
‫قولتوقان، واقعاً برازندۀ لقب مرگنی.

58
00:05:41,250 --> 00:05:43,500
‫نه بابا. هرکسی می‌تونست این کارو بکنه.

59
00:05:44,100 --> 00:05:44,820
‫اوه؟

60
00:05:45,180 --> 00:05:47,120
‫تو باید تورگنه باشی...

61
00:05:47,120 --> 00:05:49,410
‫مادر جدیدم!

62
00:05:52,800 --> 00:05:55,300
‫من خولانم، دختر دایر.

63
00:05:55,300 --> 00:05:58,170
‫قولتوقان. یعنی اسمم اینه.

64
00:06:00,720 --> 00:06:05,500
‫خولان بچۀ دایر بود و قولتوقان بچۀ یکی دیگه از رئیسایِ قبیله.

65
00:06:05,820 --> 00:06:06,640
‫نگاه کن.

66
00:06:06,640 --> 00:06:11,070
‫اگه از این رود پایین بری، به دو رود قارا و دال تقسیم می‌شه.

67
00:06:11,070 --> 00:06:15,540
‫پایین‌تر که بری، هر دوشون به رود سلنگه می‌ریزن.

68
00:06:15,540 --> 00:06:18,370
‫من و قولتوقان هر دومون همون‌جا به دنیا اومدیم.

69
00:06:18,370 --> 00:06:19,710
عه؟

70
00:06:19,710 --> 00:06:24,320
‫اگه تا آخرِ رودا بری، می‌دونی آخرش به کجا می‌رسن؟

71
00:06:27,150 --> 00:06:30,040
‫اون ستارۀ شمالی رو می‌شناسی که تکون نمی‌خوره؟

72
00:06:30,710 --> 00:06:38,290
‫زیرش یه چالۀ خیلی بزرگه که همۀ رودایِ دنیا بهش می‌ریزن.

73
00:06:38,290 --> 00:06:41,890
‫واو، اینو نمی‌دونستم.

74
00:06:43,420 --> 00:06:45,840
‫انگار خودت رفتی و دیدیش.

75
00:06:46,100 --> 00:06:48,160
‫هی، قولتوقان.

76
00:06:48,160 --> 00:06:49,340
‫واقعاً؟

77
00:06:49,340 --> 00:06:53,180
‫هیچ‌کدوممون قدرت کام‌ها رو نداریم که با ارواح حرف بزنیم.

78
00:06:53,180 --> 00:06:58,230
‫پدرم کامه و بارها به جایی که رودا تموم می‌شن رفته.

79
00:06:58,590 --> 00:07:01,940
‫روحش تبدیل به پرنده می‌شه و تا اونجا پرواز می‌کنه.

80
00:07:02,440 --> 00:07:03,530
‫کام؟

81
00:07:04,820 --> 00:07:08,070
‫کاش منم قدرت یه کامو داشتم.

82
00:07:08,070 --> 00:07:10,700
‫یا دست‌کم کماندار بهتری بودم.

83
00:07:10,700 --> 00:07:12,540
‫واقعاً تیراندازیت افتضاحه.

84
00:07:12,540 --> 00:07:14,490
‫هی، زبونتو نگه دار!

85
00:07:14,490 --> 00:07:15,830
‫خودت گفتی!

86
00:07:15,830 --> 00:07:16,960
‫هی!

87
00:07:16,960 --> 00:07:18,340
‫«هی» چی؟

88
00:07:20,220 --> 00:07:22,020
‫داری می‌خندی.

89
00:07:22,020 --> 00:07:23,530
‫اوه، ببخشید.

90
00:07:29,600 --> 00:07:33,570
‫اون روز یه چیزی تو وجودم عوض شد.

91
00:07:35,980 --> 00:07:41,300
‫انگار خودِ دنیایِ دوروبرم داشت روحم رو به جنب‌وجوش می‌انداخت.

92
00:07:51,990 --> 00:07:55,160
‫خنده و شادی رو تجربه کردم.

93
00:08:06,520 --> 00:08:09,820
‫نارضایتی و غم رو هم.

94
00:08:22,400 --> 00:08:26,600
‫عاشق روزایی شدم که اینجا می‌گذروندم.

95
00:08:36,950 --> 00:08:40,100
‫اون‌وقت بود که برای اولین بار فهمیدم.

96
00:08:46,520 --> 00:08:47,590
‫همه بیدار شین!

97
00:08:47,980 --> 00:08:49,550
‫آتیش اجاقاتونو خاموش کنین!

98
00:08:49,550 --> 00:08:51,320
‫باید همین الان فرار کنیم!

99
00:08:51,320 --> 00:08:52,220
‫چی شده؟

100
00:08:52,220 --> 00:08:54,500
‫سپاه رئیسامون شکست خورده!

101
00:08:54,500 --> 00:08:56,600
‫دشمن به‌زودی می‌رسه!

102
00:09:04,400 --> 00:09:06,190
‫برین تو جنگل!

103
00:09:07,800 --> 00:09:10,840
‫خولان! تورگنه خانم! از این طرف!

104
00:09:10,840 --> 00:09:11,860
‫قولتوقان!

105
00:09:16,740 --> 00:09:18,250
‫چقدر غارت کردن؟

106
00:09:18,560 --> 00:09:22,430
‫خانوادۀ قدو رو بردن، زن و بچه‌هایِ چیلاون رو هم.

107
00:09:23,530 --> 00:09:24,920
‫تورگنه!

108
00:09:25,290 --> 00:09:26,750
‫پدر!

109
00:09:27,470 --> 00:09:29,300
‫حتماً خیلی ترسیدی.

110
00:09:29,300 --> 00:09:31,760
‫ممنون که از خولان محافظت کردی.

111
00:09:32,520 --> 00:09:34,720
‫اون بود که از من محافظت کرد.

112
00:09:35,030 --> 00:09:37,050
‫دقیقاً چه خبره؟

113
00:09:37,690 --> 00:09:41,480
‫پس نایمانا واقعاً هیچی بهت نگفتن؟

114
00:09:41,930 --> 00:09:44,560
‫البته نمی‌شه هم سرزنششون کرد.

115
00:09:45,880 --> 00:09:47,860
‫مردم ما یه دشمن دارن.

116
00:09:48,320 --> 00:09:50,070
‫تموچینِ مغول.

117
00:09:51,830 --> 00:09:55,200
‫مردی که حالا بهش می‌گن چنگیزخان.

118
00:09:59,360 --> 00:10:01,040
‫چنگیزخان؟

119
00:10:01,040 --> 00:10:06,500
‫ما مرکیتا مدت‌هاست با مغولا درگیریم.

120
00:10:06,500 --> 00:10:10,980
‫اونا خیلی از اعضایِ خانواده و ثروتمون رو ازمون گرفتن،

121
00:10:10,980 --> 00:10:13,180
‫همون‌طور که ما هم همین کارو باهاشون کردیم.

122
00:10:14,340 --> 00:10:20,140
‫ولی وقتی تموچین رهبر شد، همه‌چی عوض شد و تعادل دشت از بین رفت.

123
00:10:21,060 --> 00:10:25,210
‫دلیل اینکه تو رو دادن تا همسر پیرمردی مثل من بشی

124
00:10:25,210 --> 00:10:28,060
‫حفظ اتحادمون علیه مغولا بود.

125
00:10:28,760 --> 00:10:30,010
‫اما...

126
00:10:30,560 --> 00:10:33,320
‫شاید بالاخره آخر کار نزدیک شده باشه.

127
00:10:33,880 --> 00:10:38,640
‫داداش، اگه به مغولا ببازیم چه بلایی سرمون میاد؟

128
00:10:38,640 --> 00:10:43,760
‫پرسیدن داره؟ مردا رو می‌کشن و زن‌ها و بچه‌ها رو با خودشون می‌برن.

129
00:10:44,590 --> 00:10:47,330
‫می‌ترسم. نمی‌خوام بمیرم.

130
00:10:47,680 --> 00:10:50,560
‫احمق. بعد به خودت می‌گی مردِ مرکیت؟

131
00:10:59,760 --> 00:11:00,930
‫اوسون.

132
00:11:00,930 --> 00:11:02,190
‫اوسون.

133
00:11:02,920 --> 00:11:05,620
‫اوسون. یعنی «رود جاری».

134
00:11:05,620 --> 00:11:09,520
‫لقبی که زمین برای نقشش به‌عنوان کام به پدر داده.

135
00:11:10,020 --> 00:11:13,990
‫خوب گوش کنین. تا وقتی کارم تموم نشده، هیچ‌کس وارد نشه.

136
00:11:15,310 --> 00:11:19,230
‫از ارواح می‌خوام آینده‌مونو بهم نشون بدن.

137
00:11:23,940 --> 00:11:27,550
‫ای ارواح، منو به آسمونا ببرین.

138
00:11:27,550 --> 00:11:30,510
‫نشونم بدین تو آینده‌مون چی در انتظارمونه.

139
00:12:51,770 --> 00:12:52,810
‫اوسون!

140
00:12:55,760 --> 00:12:58,090
‫خولان، اونجایی؟

141
00:12:59,970 --> 00:13:02,140
‫همین‌جام، پدر.

142
00:13:02,660 --> 00:13:05,140
‫یه دشت سرسبز دیدم.

143
00:13:05,580 --> 00:13:08,890
‫رودی که شاخه‌شاخه می‌شد و به رودایِ زیادی راه پیدا می‌کرد.

144
00:13:09,400 --> 00:13:12,180
‫و وقتی رودو تا سرچشمه‌ش دنبال کردم،

145
00:13:12,180 --> 00:13:17,480
‫بالایِ کوهی به بلندایِ آسمون، سرچشمۀ پاکی پیدا کردم.

146
00:13:18,340 --> 00:13:20,680
‫رودا، تبارایِ خونی مردم دشتن.

147
00:13:20,680 --> 00:13:25,770
‫یعنی نسل مغولا سراسر این سرزمین پخش می‌شه.

148
00:13:25,770 --> 00:13:26,660
‫یعنی...

149
00:13:26,660 --> 00:13:29,370
‫ما به مغولا می‌بازیم.

150
00:13:32,060 --> 00:13:35,630
‫یعنی همۀ ما رو می‌کشن؟

151
00:13:35,930 --> 00:13:38,090
‫نه، نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.

152
00:13:38,630 --> 00:13:40,910
‫ارواح اینو می‌گن.

153
00:13:40,910 --> 00:13:44,530
‫خون مرکیت حتی بعد از تسلیم شدن به مغولا هم باقی می‌مونه.

154
00:13:44,530 --> 00:13:47,950
‫واقعاً چنگیزخان بهمون رحم می‌کنه؟

155
00:13:48,330 --> 00:13:53,350
‫البته در عوضش باید خراج مناسبی بدیم.

156
00:13:53,760 --> 00:13:55,960
‫یه سرچشمۀ پاک.

157
00:13:55,960 --> 00:14:00,070
‫دخترمو به چنگیزخان پیشکش می‌کنم.

158
00:14:00,070 --> 00:14:00,850
‫خولان.

159
00:14:02,840 --> 00:14:03,450
‫نباید این کارو بکنی!

160
00:14:03,980 --> 00:14:06,160
‫نمی‌ذارم خولان رو قربانی کنی!

161
00:14:06,720 --> 00:14:09,330
‫اون یه انسانه، با فکر و ارادۀ خودش!

162
00:14:09,550 --> 00:14:11,550
‫نه یه سنگ قیمتی یا یه پوستین!

163
00:14:14,540 --> 00:14:17,660
‫اون مثل من نیست.

164
00:14:20,490 --> 00:14:21,970
‫تورگنه.

165
00:14:21,970 --> 00:14:24,780
‫ممنون، ولی من خوبم.

166
00:14:25,370 --> 00:14:26,440
‫خولان؟

167
00:14:28,350 --> 00:14:31,360
‫خوشحالم، پدر.

168
00:14:31,800 --> 00:14:35,560
‫همیشه از زن بودنم بدم می‌اومد، چون باعث می‌شد بقیه مجبور باشن ازم محافظت کنن.

169
00:14:35,560 --> 00:14:39,770
‫ولی حالا می‌تونم تیری باشم که از همۀ شما محافظت می‌کنه.

170
00:14:40,040 --> 00:14:41,570
‫تو...

171
00:14:41,570 --> 00:14:43,660
‫ما مرکیتا استاد کمانیم.

172
00:14:44,200 --> 00:14:48,260
‫ببینین چطور دختر مردم مرگن یه گرگو از پا درمیاره.

173
00:14:53,600 --> 00:14:57,460
‫و این‌طوری، تسلیم مغولا شدیم.

174
00:14:58,300 --> 00:15:05,800
‫خولان زنجیرایِ دیرینۀ دشمنی بین مغولا و مرکیتا رو برید،

175
00:15:06,280 --> 00:15:09,060
‫و جون خیلی از مرکیتا رو نجات داد.

176
00:15:12,150 --> 00:15:18,900
‫ولی قولتوقان و بقیۀ قبیله‌هایِ مرکیت تا آخرین لحظه مقاومت کردن،

177
00:15:19,140 --> 00:15:21,100
‫و به طرف غرب فرار کردن.

178
00:15:25,580 --> 00:15:27,280
‫فکر کنم همه اومدن.

179
00:15:27,280 --> 00:15:29,200
‫چرا همۀ ما رو صدا کردی؟

180
00:15:29,670 --> 00:15:31,280
‫اینجا فقط دخترایِ جوونن.

181
00:15:31,280 --> 00:15:33,010
‫شما دایر اوسون هستین؟

182
00:15:33,670 --> 00:15:38,040
‫ما در خدمت شاهزاده اوگتای، سومین پسر خانیم.

183
00:15:38,320 --> 00:15:41,750
‫کارمون اینه که پشت سپاه بمونیم و مراقب آذوقه‌ها باشیم.

184
00:15:42,150 --> 00:15:44,890
‫پس می‌تونم خیالم راحت باشه.

185
00:15:44,890 --> 00:15:47,220
‫از این به بعد این زنا رو به شما می‌سپرم.

186
00:15:47,590 --> 00:15:48,550
‫رئیس دایر؟

187
00:15:49,480 --> 00:15:54,020
‫تصمیم گرفتیم همۀ شما رو به اشراف مغول بسپریم.

188
00:15:54,020 --> 00:15:55,060
‫نه!

189
00:15:55,430 --> 00:15:57,140
‫تورگنه.

190
00:15:57,140 --> 00:15:58,940
‫همه‌تون خوب گوش کنین.

191
00:15:58,940 --> 00:16:02,890
‫مغولا فقط از جونمون گذشتن، همین.

192
00:16:02,890 --> 00:16:06,240
‫به‌خاطر درگیریایِ گذشته‌مون ما رو نبخشیدن.

193
00:16:06,670 --> 00:16:09,240
‫قطعاً برده‌مون می‌کنن.

194
00:16:09,650 --> 00:16:11,660
‫ولی شما دخترا فرق دارین.

195
00:16:12,240 --> 00:16:14,980
‫زندگی شما تازه شروع شده.

196
00:16:14,980 --> 00:16:17,150
‫برین و خوشبختی‌تونو پیدا کنین.

197
00:16:19,140 --> 00:16:20,580
‫تو.

198
00:16:20,860 --> 00:16:23,550
‫حتماً اینو به شاهزاده‌تون و خانتون بگو:

199
00:16:23,550 --> 00:16:27,220
‫این زنا از این به بعد دیگه مرکیت نیستن.

200
00:16:27,220 --> 00:16:29,030
‫حالا و تا ابد.

201
00:16:29,030 --> 00:16:30,930
‫حـ... حتماً منتقل می‌کنم.

202
00:16:33,630 --> 00:16:35,180
‫تورگنه.

203
00:16:35,590 --> 00:16:37,040
‫دستتو باز کن.

204
00:16:42,700 --> 00:16:43,980
‫این یه سنگ جاداست.

205
00:16:43,980 --> 00:16:46,130
‫باهاش می‌تونی طوفان احضار کنی.

206
00:16:46,940 --> 00:16:51,110
‫این تنها چیزیه که می‌تونم به‌عنوان هدیۀ خداحافظی بهت بدم.

207
00:16:52,410 --> 00:16:55,620
‫واقعاً از بودنت تو خونه‌م خوشحال بودم.

208
00:16:57,240 --> 00:16:58,320
‫بدرود.

209
00:17:00,080 --> 00:17:02,060
‫با لبخند به زندگیت ادامه بده.

210
00:17:10,820 --> 00:17:14,430
‫اون شب به شکل ترسناکی ساکت بود.

211
00:17:17,130 --> 00:17:18,920
‫اسبا رو آماده کنین! زود باشین!

212
00:17:18,920 --> 00:17:20,120
‫چـ... چشم!

213
00:17:25,500 --> 00:17:28,700
‫آسمون می‌سوخت. غرق خون بود.

214
00:17:29,320 --> 00:17:32,490
‫منظره‌ای غیرزمینی که تا اون روز مثلش رو ندیده بودم.

215
00:17:32,490 --> 00:17:34,200
‫چه خبره؟

216
00:17:34,200 --> 00:17:37,330
‫شورش شده. اسرا تو کوه سنگر گرفتن.

217
00:17:37,720 --> 00:17:40,660
‫سپاه شاهزاده اوگتای الان داره برای سرکوبشون می‌ره.

218
00:17:40,660 --> 00:17:42,750
‫لعنت به دایر اوسون.

219
00:17:42,750 --> 00:17:45,590
‫هیچ‌وقت نمی‌شه به حرف مرکیتا اعتماد کرد.

220
00:17:45,900 --> 00:17:46,940
‫برو کنار!

221
00:17:47,720 --> 00:17:48,430
‫چو!

222
00:17:48,430 --> 00:17:49,670
‫هـ... هی! صبر کن!

223
00:17:54,390 --> 00:17:57,470
‫آره، حتی وقتی مغولا ازشون گذشته بودن...

224
00:18:00,170 --> 00:18:03,660
‫اونا حتی یه بار هم مغولا رو نبخشیده بودن.

225
00:18:04,500 --> 00:18:06,940
‫ما شکارچیایِ جنگلیم.

226
00:18:07,460 --> 00:18:09,980
‫هیچ‌وقت بردۀ چوپونایِ پست نمی‌شیم.

227
00:18:10,630 --> 00:18:12,950
‫برین و خوشبختی‌تونو پیدا کنین.

228
00:18:13,290 --> 00:18:15,870
‫یعنی اون حرفا هم دروغ بود؟

229
00:18:16,390 --> 00:18:19,330
‫نه، مطمئنم واقعاً از ته دل گفته بودشون.

230
00:18:20,170 --> 00:18:23,730
‫برای همین هیچی بهم نگفته بود.

231
00:18:26,740 --> 00:18:31,310
‫ولی رئیس دایر یه اشتباه بزرگ کرده بود.

232
00:18:31,830 --> 00:18:38,170
‫نفهمیده بود من چقدر دوستش دارم.

233
00:18:50,430 --> 00:18:52,520
‫آهان، فهمیدم.

234
00:18:53,580 --> 00:18:57,210
‫یادم رفته بود روح یه کام می‌تونه به آسمونا بره.

235
00:18:58,110 --> 00:19:01,810
‫من فقط با سوراخ کردن بدنش کمک کردم روحش راحت‌تر بیرون بیاد.

236
00:19:03,510 --> 00:19:05,300
‫رود سرخ تو آسمون، ها؟

237
00:19:10,590 --> 00:19:11,720
‫تو کی هستی؟

238
00:19:17,090 --> 00:19:19,280
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

239
00:19:19,860 --> 00:19:22,670
‫شورشو خیلی راحت سرکوب کردن.

240
00:19:24,250 --> 00:19:28,740
‫بعداً فهمیدم قولتوقان و بقیه رو هم کشتن.

241
00:19:30,840 --> 00:19:36,700
‫و وقتی چنگیزخان برگشت، خولان هم از شورش باخبر شد.

242
00:19:37,960 --> 00:19:40,410
‫وقتی خبرشو شنید...

243
00:19:43,230 --> 00:19:46,500
‫پدرم با حماقت خودش این سرنوشتو برای خودش ساخت.

244
00:19:46,500 --> 00:19:50,650
‫هیچ‌کس نمی‌تونه شکوه خان رو لکه‌دار کنه.

245
00:19:51,840 --> 00:19:56,800
‫خولان، اون موقع چطور تونستی لبخند بزنی؟

246
00:19:57,430 --> 00:20:01,520
‫بعدش منو همسر اوگتای کردن و اجازه دادن زنده بمونم.

247
00:20:07,240 --> 00:20:09,170
‫بچه‌هاشو هم به دنیا آوردم.

248
00:20:10,430 --> 00:20:12,860
‫زمان در آرامش گذشت.

249
00:20:13,960 --> 00:20:16,570
‫ولی تمام اون مدت...

250
00:20:17,210 --> 00:20:22,160
‫منتظر طوفانی بودم که این امپراتوری رو ویران کنه.

251
00:20:23,360 --> 00:20:26,560
‫قبلاً به‌خاطر لبخندت نجاتت دادم.

252
00:20:27,410 --> 00:20:30,380
‫خولانِ اون روزو تویِ تو دیدم.

253
00:20:30,630 --> 00:20:32,380
‫بعد از این‌همه مدت، حالا می‌فهمم.

254
00:20:32,380 --> 00:20:35,880
‫زیر اون لبخند چقدر غمگین و درمانده بوده.

255
00:20:36,680 --> 00:20:40,880
‫ولی نقش خودش رو کاملاً می‌فهمید.

256
00:20:41,270 --> 00:20:45,390
‫اون موقع باید دقیقاً می‌فهمیدم چه حسی داره، ولی...

257
00:20:48,070 --> 00:20:49,270
‫خب؟

258
00:20:49,680 --> 00:20:51,480
‫واقعاً کی هستی؟

259
00:20:52,360 --> 00:20:53,610
‫من...

260
00:20:54,510 --> 00:20:55,580
‫مهم نیست.

261
00:20:56,240 --> 00:20:58,640
‫هرکسی هم که باشی، نمی‌تونی...

262
00:20:57,400 --> 00:20:59,690
‫شاهدخت سرقویتی بیگی بهم گفت...

263
00:21:00,500 --> 00:21:02,490
‫شاهزاده تولوی و قاآن بزرگ.

264
00:21:02,490 --> 00:21:06,580
‫بی‌تعادلی بین قدرت نظامی و اقتدار سیاسی حتماً بدبختی میاره.

265
00:21:06,880 --> 00:21:10,620
‫یعنی امپراتوری هیچ‌وقت به اندازۀ الان شکننده نبوده.

266
00:21:11,100 --> 00:21:11,830
‫تو...

267
00:21:14,260 --> 00:21:17,260
‫اسمم ستاره‌ست. یه برده‌ام.

268
00:21:17,580 --> 00:21:23,220
‫سپاه مغول بانومو کشت و کتاب باارزشش رو دزدید.

269
00:21:23,220 --> 00:21:28,020
‫آخرین وظیفه‌م در برابرش این بود که کتابشو پس بگیرم، ولی...

270
00:21:28,020 --> 00:21:31,790
‫فکر اینکه مقاومت کورکورانه ممکنه فاجعۀ بیشتری به بار بیاره...

271
00:21:32,380 --> 00:21:36,230
‫این ترس باعث شد بی‌هدف زندگی کنم.

272
00:21:36,910 --> 00:21:39,780
‫ولی این باید همون لحظه‌ای باشه که منتظرش بودم.

273
00:21:41,370 --> 00:21:43,660
‫ما اصلاً چه کاری از دستمون برمیاد؟

274
00:21:51,200 --> 00:21:52,830
‫من دانش دارم.

275
00:21:53,980 --> 00:21:57,250
‫بذارین به‌عنوان سنگ جادایِ جدیدتون بهتون خدمت کنم، اعلیحضرت.

276
00:21:58,260 --> 00:22:01,170
‫لطفاً قدرتتونو بهم قرض بدین.

277
00:22:03,320 --> 00:22:06,560
‫بذارین دوتایی یه طوفان احضار کنیم.

