1
00:00:07,090 --> 00:00:08,842
‫می‌گم...

2
00:00:11,177 --> 00:00:12,846
‫می‌شه تمیزکاری کنم؟

3
00:00:13,680 --> 00:00:15,974
‫آخه لزومی نداره...

4
00:00:16,391 --> 00:00:18,977
‫نه، منظورم این نبود.

5
00:00:19,310 --> 00:00:20,770
‫تمیزکاری دوست دارم.

6
00:00:21,438 --> 00:00:23,440
‫آم، یعنی خودم می‌خوام.

7
00:00:24,023 --> 00:00:25,817
‫پس هر طور راحتی.

8
00:02:02,038 --> 00:02:07,752
‫- رمانه؟
‫- [قسمت دوم: خمیرپیچ]
‫- واقعا داری می‌نویسی؟ رمان می‌نویسی؟

9
00:02:07,794 --> 00:02:08,795
‫مگه چیه؟

10
00:02:10,088 --> 00:02:13,758
‫یهو رفتی رمان می‌نویسی؟
‫تو دیگه چقدر...

11
00:02:30,024 --> 00:02:32,610
‫خوب بلده بخونه...

12
00:02:41,577 --> 00:02:44,330
‫فقط همین رو نوشته؟

13
00:02:51,587 --> 00:02:53,589
‫[ایمیری: اوضاع چطوره؟]

14
00:02:56,884 --> 00:02:59,178
‫می‌گم... می‌گم.

15
00:02:59,178 --> 00:03:00,054
‫بله؟

16
00:03:00,388 --> 00:03:02,306
‫این رو باز گذاشته بودی...

17
00:03:02,306 --> 00:03:04,892
‫عذاب وجدان گرفتم که دیدمش.

18
00:03:05,435 --> 00:03:07,937
‫می‌شه بیشتر احتیاط کنی؟

19
00:03:08,438 --> 00:03:10,565
‫من مشکلی ندارم بخونیش.

20
00:03:11,524 --> 00:03:13,735
‫ولی دفتر خاطراتته.

21
00:03:13,735 --> 00:03:15,653
‫باید بیشتر...

22
00:03:17,572 --> 00:03:18,948
‫بریم شام بخوریم.

23
00:03:18,948 --> 00:03:19,866
‫باشه.

24
00:03:23,661 --> 00:03:25,955
‫حس می‌کنم دیروز آبگوشت خوردیم.

25
00:03:26,372 --> 00:03:29,000
‫ترتیب غذایی اینجا اینطوریه:
‫آبگوشت، آبگوشت...

26
00:03:29,000 --> 00:03:32,712
‫برنج، برنج، گوشت زنجبیلی،
‫گوشت زنجبیلی و ساشیمی.

27
00:03:32,712 --> 00:03:33,880
‫ترتیب غذایی، یعنی...

28
00:03:33,880 --> 00:03:34,964
‫برنامه هفتگیه.

29
00:03:35,381 --> 00:03:36,799
‫ناهار هم نودل اودون می‌خوریم.

30
00:03:37,341 --> 00:03:38,593
‫چه روزهایی؟

31
00:03:38,968 --> 00:03:39,969
‫هر روز.

32
00:03:39,969 --> 00:03:41,971
‫چی؟ چی؟

33
00:03:43,556 --> 00:03:45,099
‫«اوضاع چطوره؟»

34
00:03:45,641 --> 00:03:47,435
‫پیام همکلاسیم بود.

35
00:03:47,435 --> 00:03:49,771
‫نمی‌دونم چه جوابی بدم.

36
00:03:49,771 --> 00:03:53,232
‫الان که گفتی یادم اومد
‫من هم همچین پیامی گرفته بودم.

37
00:03:53,232 --> 00:03:55,109
‫واقعا؟ چه جوابی دادی؟

38
00:03:55,109 --> 00:03:56,819
‫عه، هنوز جواب ندادم.

39
00:03:57,737 --> 00:04:00,281
‫ولی بالاخره باید جواب بدم.

40
00:04:04,619 --> 00:04:07,622
‫[ماکیو چان، یک هفته است جوابم رو ندادی.
‫زنده‌ای؟ اوضاع چطوره؟]

41
00:04:11,375 --> 00:04:13,377
‫[یه خبرهایی دارم. تصمیم گرفتم...]

42
00:04:14,212 --> 00:04:17,882
‫باورم نمی‌شه!

43
00:04:17,882 --> 00:04:20,343
‫یعنی یهویی صاحب بچه شدی؟

44
00:04:20,343 --> 00:04:22,011
‫باورنکردنیه، نه؟

45
00:04:22,011 --> 00:04:23,554
‫بیرون سرده. بیا تو.

46
00:04:23,554 --> 00:04:25,223
‫دستت درد نکنه.

47
00:04:26,140 --> 00:04:27,767
‫تو آسا چانی، نه؟

48
00:04:27,767 --> 00:04:29,602
‫از ماکیو تعریفت رو شنیدم.

49
00:04:29,602 --> 00:04:31,187
‫من نانا دایگوئم.

50
00:04:31,187 --> 00:04:32,146
‫چند سالته؟

51
00:04:32,647 --> 00:04:33,898
‫پونزده.

52
00:04:33,898 --> 00:04:36,317
‫پونزده؟ باورم نمی‌شه.

53
00:04:36,317 --> 00:04:37,735
‫آها، راستی.

54
00:04:37,735 --> 00:04:41,614
‫- می‌شه از اون چایی‌ها درست کنی؟
‫- نفهمیدم. چیش عجیبه؟
‫- اگه دارچینم خراب نشده باشه.

55
00:04:41,614 --> 00:04:42,615
‫واقعا؟

56
00:04:43,449 --> 00:04:46,536
‫وای، کی اینجا رو انقدر مرتب کردی؟

57
00:04:46,536 --> 00:04:48,538
‫حالا می‌شه توش نشست. ببین.

58
00:04:48,538 --> 00:04:50,915
‫نمی‌دونم چرا اینطور قضاوت می‌کنی.

59
00:04:50,915 --> 00:04:53,417
‫ببینم، مگه دارچین خراب می‌شه؟

60
00:04:53,417 --> 00:04:57,713
‫- اصلا حرف‌هاشون ربطی به هم داره؟
‫- حتما تا الان شده دیگه.
‫- حرف‌هامون ربطی داره؟

61
00:04:57,713 --> 00:04:59,298
‫آره، شنیدم.

62
00:04:59,298 --> 00:05:00,758
‫خب؟ دارچین خراب می‌شه؟

63
00:05:00,758 --> 00:05:02,176
‫- هیس.
‫- پس همدیگه رو می‌فهمن...

64
00:05:03,553 --> 00:05:05,388
‫وای! آم...

65
00:05:06,180 --> 00:05:08,432
‫من، عه...

66
00:05:08,432 --> 00:05:13,354
‫تا حالا ندیده بودم بزرگترها
‫عین دوست رفتار کنن، واسه همین...

67
00:05:13,354 --> 00:05:15,523
‫واقعا؟ مامانت اینطوری نبود؟

68
00:05:17,024 --> 00:05:20,319
‫گمونم منظورش اینه تا حالا
‫انقدر آدم بالغ و شلخته ندیده بود.

69
00:05:20,319 --> 00:05:23,030
‫آها، پس منظورت اینه!

70
00:05:23,531 --> 00:05:25,908
‫بزرگترها از خنده روده‌بر نمی‌شن، نه؟

71
00:05:25,908 --> 00:05:28,411
‫- روده‌بر نمی‌شن؟
‫- چه عجیب.

72
00:05:28,411 --> 00:05:29,954
‫گرسنمه.

73
00:05:30,413 --> 00:05:32,039
‫بریم غذا درست کنیم.

74
00:05:32,039 --> 00:05:33,124
‫این چیه؟

75
00:05:33,124 --> 00:05:34,292
‫دسره.

76
00:05:34,292 --> 00:05:36,919
‫ببینم، اصلا به خودت
‫زحمت می‌دی آشپزی کنی؟

77
00:05:36,919 --> 00:05:38,796
‫بهت غذای خوب می‌ده؟

78
00:05:38,796 --> 00:05:40,589
‫آم، خب...

79
00:05:42,717 --> 00:05:43,968
‫[برنامه هفتگی غذایی]

80
00:05:44,010 --> 00:05:45,136
‫بذار ببینم.

81
00:05:45,136 --> 00:05:50,516
‫آبگوشت، آبگوشت، برنج، برنج،
‫گوشت، گوشت، ساشیمی.
‫- [همین برنامه حتی برای...]
‫- [تابستان رعایت می‌شود. ماکیو.]
‫لیست خوبیه.

82
00:05:51,309 --> 00:05:52,768
‫بدک نیست.

83
00:05:52,768 --> 00:05:55,646
‫هنوز به آشپزی واسه دو نفر عادت نکردم.

84
00:05:55,646 --> 00:05:57,940
‫آها. اون رو که یاد می‌گیری.

85
00:06:02,361 --> 00:06:04,655
‫خواهر بزرگه‌ات زن خانه‌دار بود؟

86
00:06:05,031 --> 00:06:06,198
‫از من نپرس.

87
00:06:06,198 --> 00:06:08,242
‫مگه نمی‌دونی؟ چه عجیب.

88
00:06:08,659 --> 00:06:12,955
‫- آها، فهمیدم داستان چیه.
‫- بزرگترها اینطوری حرف می‌زنن؟

89
00:06:12,955 --> 00:06:14,582
‫کاملا فهمیدم.

90
00:06:14,582 --> 00:06:19,128
‫در اصل برنامه‌ام این بود که واسه
‫شما دو نفر شام درست کنم...

91
00:06:20,129 --> 00:06:22,006
‫ولی بی‌خیالش.

92
00:06:24,633 --> 00:06:26,969
‫نه، بزرگترها اینطوری نیستن.

93
00:06:26,969 --> 00:06:28,179
‫انگار دارن...

94
00:06:38,564 --> 00:06:41,233
‫به زبون دیگه‌ای حرف می‌زنن.

95
00:06:42,818 --> 00:06:45,112
‫نظرت چیه؟ با هم درست کنیم؟

96
00:06:46,113 --> 00:06:49,075
‫اصلا شما دو نفر می‌تونین
‫مراحل سختش رو انجام بدین.

97
00:06:49,075 --> 00:06:49,825
‫وایستا!

98
00:06:49,825 --> 00:06:51,452
‫غصه نخور بابا. من راحتم.

99
00:06:51,452 --> 00:06:52,536
‫دایگو!

100
00:06:53,037 --> 00:06:56,248
‫همینطوریش بهش وظایف تمیزکاری دادم.

101
00:06:56,248 --> 00:06:58,292
‫پایه‌ام! می‌خوام آشپزی کنم!

102
00:07:00,002 --> 00:07:03,756
‫مگه چیه؟ تمیزکاری می‌کنه که می‌کنه.

103
00:07:03,756 --> 00:07:06,717
‫آخه نمی‌تونم مجبورش کنم
‫آشپزی هم انجام بده.

104
00:07:06,717 --> 00:07:09,720
‫می‌بندم! گیوزا رو می‌بندم!

105
00:07:09,720 --> 00:07:11,138
‫خودش حرفش رو زد.

106
00:07:11,430 --> 00:07:14,850
‫من نمی‌خوام بهش دیکته کنم
‫چیکار کنه و نکنه...

107
00:07:14,850 --> 00:07:17,853
‫اگه ماکیو چان خوشش نمیاد،
‫می‌تونم انجام ندم...

108
00:07:19,021 --> 00:07:20,397
‫چه زشت شد!

109
00:07:22,066 --> 00:07:23,567
‫گوش کن ماکیو.

110
00:07:23,901 --> 00:07:28,739
‫یه مدت خودت اومدی پیشم و حتی
‫بلد نبودی ساده‌ترین کارها رو انجام بدی.

111
00:07:28,739 --> 00:07:29,406
‫دایگو...

112
00:07:29,406 --> 00:07:33,118
‫- دیگه نمی‌خوام اونطوری گریه کنی.
‫- دایگو!
‫- گفتم نمی‌خوام، فهمیدی؟

113
00:07:35,830 --> 00:07:37,665
‫به نظر خیلی بالغ نمیاد...

114
00:07:38,374 --> 00:07:41,919
‫تا حالا این وجه شخصیت
‫ماکیو چان رو ندیده بودم.

115
00:07:42,419 --> 00:07:44,797
‫تو فکر کن فرصت مناسبیه.

116
00:07:44,797 --> 00:07:49,426
‫از این به بعد قراره اسممون
‫«تیم بائو» باشه.

117
00:07:49,426 --> 00:07:50,427
‫تیم بائو؟

118
00:07:50,928 --> 00:07:55,683
‫- [تیم بائو]
‫- تیمی که بائو رو خمیرپیچ می‌کنه...
‫- که اسمش تیم بائو می‌شه.

119
00:07:56,058 --> 00:07:59,687
‫می‌دونی چرا گیوزا انقدر خوبه؟
‫چون می‌شه با هر چیزی پرش کرد.

120
00:07:59,687 --> 00:08:01,522
‫چیز خاصی دوست نداری؟

121
00:08:01,522 --> 00:08:02,690
‫جوانه زنجبیل.

122
00:08:02,690 --> 00:08:04,942
‫حتی مال این فصل نیست.

123
00:08:04,984 --> 00:08:06,944
‫زن‌هایی که بائو رو...

124
00:08:13,200 --> 00:08:14,827
‫می‌شه این رو توی ماکروویو گرم کنی؟

125
00:08:14,827 --> 00:08:15,911
‫یک دقیقه بمونه کافیه.

126
00:08:15,911 --> 00:08:16,954
‫چشم.

127
00:08:16,954 --> 00:08:18,998
‫ماکیو، ساقه‌های بادمجون رو که بریدی...

128
00:08:18,998 --> 00:08:20,457
‫بعدش کلم رو خرد کن.

129
00:08:20,457 --> 00:08:21,333
‫باشه.

130
00:08:21,792 --> 00:08:24,878
‫دایگو، یاد سگت افتادم.

131
00:08:24,878 --> 00:08:26,964
‫یادته عاشق مغز کلم بود؟

132
00:08:26,964 --> 00:08:28,215
‫وای. آره.

133
00:08:28,591 --> 00:08:31,468
‫یادمه همه‌اش صدای جویدنش می‌اومد.

134
00:08:37,224 --> 00:08:38,350
‫من مغز کلم دوست ندارم!

135
00:08:38,350 --> 00:08:39,685
‫عین سگ‌های کورگیه.

136
00:08:39,685 --> 00:08:41,061
‫نه، بیشتر شیباست.

137
00:08:41,061 --> 00:08:42,479
‫ولی دماغش سیاهه.

138
00:08:42,479 --> 00:08:44,231
‫دماغ من سیاه نیست!

139
00:08:44,606 --> 00:08:46,567
‫آره، همینطوری از طول برش بده.

140
00:08:46,567 --> 00:08:47,735
‫ماکیو.

141
00:08:48,027 --> 00:08:49,486
‫بعدش بادمجون رو بذار.

142
00:08:49,903 --> 00:08:52,197
‫خوب بلدی خرد کنی‌ها.

143
00:08:52,197 --> 00:08:55,951
‫بعد از اینکه کلاس آشپزیم تموم شد،
‫یه آقایی اومد جام رو گرفت.

144
00:08:55,951 --> 00:08:57,619
‫چی؟ آخه مرگش چی بود؟

145
00:08:57,619 --> 00:09:00,164
‫شاید از استعدادت خوشش اومد آسا چان.

146
00:09:00,164 --> 00:09:03,292
‫نه، مشکلش این بود که
‫فقط پیازچه دوست داشت.

147
00:09:04,001 --> 00:09:06,545
‫کم‌کم داری شبیه ماکیو می‌شی.

148
00:09:07,880 --> 00:09:12,384
‫خب! همه رو بریزیم توی کاسه و هم بزنیم!

149
00:09:12,718 --> 00:09:15,012
‫من از این حرف‌های عجیب نمی‌زنم...

150
00:09:15,012 --> 00:09:16,347
‫ولی تا همین‌جاش بهم گفت.

151
00:09:16,347 --> 00:09:18,140
‫گفت: کلا پیازچه دوست دارم!

152
00:09:18,432 --> 00:09:20,517
‫نگران مقدار ادویه نباش.

153
00:09:20,893 --> 00:09:23,896
‫حالا همینطوری به یک سمت
‫هم بزن و ورز بده.

154
00:09:24,480 --> 00:09:28,734
‫دایگو سان، تو از کجا انقدر
‫توی گیوزا درست کردن واردی؟

155
00:09:28,734 --> 00:09:32,488
‫یکی که توی رستوران چینی کار می‌کرد
‫بهم یاد داده بود.

156
00:09:32,988 --> 00:09:34,490
‫حسابی خاطرخواهش بودم.

157
00:09:34,948 --> 00:09:36,116
‫تو کارت رو بکن.

158
00:09:36,658 --> 00:09:38,410
‫من هم این ماجرا رو نشنیدم.

159
00:09:38,410 --> 00:09:40,412
‫آخه الان ازش خجالت می‌کشم.

160
00:09:40,704 --> 00:09:44,500
‫ولی هر بار که گیوزا درست می‌کنم،
‫یاد اون میفتم...

161
00:09:45,417 --> 00:09:46,210
‫مرتیکه!

162
00:09:46,210 --> 00:09:48,420
‫خب گیوزا درست نکن.

163
00:09:48,420 --> 00:09:50,923
‫- ورز بده، ورز بده، ورز بده...
‫- بادمجون رو چیکار کنم؟

164
00:09:50,923 --> 00:09:54,760
‫- ورز بده، ورز بده، ورز بده...
‫- با دست پاره کن و کنجد و آب نودل اضافه کن.

165
00:09:54,760 --> 00:09:57,888
‫من با چه غذاهایی بزرگ شدم؟

166
00:09:58,430 --> 00:10:00,974
‫همه اون غذاهای خونگی...

167
00:10:01,725 --> 00:10:05,395
‫به نظرم خیلی خوشمزه بودن.
‫ولی الان...

168
00:10:05,938 --> 00:10:07,689
‫آسا، خوشمزه شده؟

169
00:10:07,689 --> 00:10:08,732
‫آره!

170
00:10:09,691 --> 00:10:11,527
‫ولی یادم نمیاد.

171
00:10:12,528 --> 00:10:14,196
‫مامانم توی گیوزا...

172
00:10:14,196 --> 00:10:16,031
‫چه موادی استفاده می‌کرد؟

173
00:10:17,699 --> 00:10:20,202
‫تیم بائو، وقتشه خمیرپیچ کنیم!

174
00:10:20,410 --> 00:10:21,286
‫- چشم!
‫- چشم!

175
00:10:21,286 --> 00:10:25,207
‫بذار توی این فاصله برات سس مخصوص
‫و سرّیم رو درست کنم.

176
00:10:25,207 --> 00:10:26,416
‫سرّی؟

177
00:10:26,416 --> 00:10:28,168
‫دستور تهیه‌اش مخفیه.

178
00:10:28,168 --> 00:10:29,586
‫بعدا بهت یاد می‌دم.

179
00:10:29,586 --> 00:10:30,754
‫آیدی لاینت رو بهم می‌دی؟

180
00:10:31,213 --> 00:10:32,005
‫آره!

181
00:10:32,005 --> 00:10:33,757
‫این کجاش محرمانه است؟

182
00:10:33,757 --> 00:10:36,468
‫باشه. پس دستور تهیه‌اش رو
‫به تو هم می‌دم.

183
00:10:36,468 --> 00:10:38,679
‫آسا چان، می‌شه براش بفرستی؟

184
00:10:38,679 --> 00:10:39,805
‫آره. چشم.

185
00:10:40,681 --> 00:10:41,807
‫عه...

186
00:10:42,724 --> 00:10:44,560
‫هنوز آیدی‌هاتون رو به هم ندادین؟

187
00:10:44,560 --> 00:10:46,019
‫دست به کار بشین دیگه!

188
00:10:46,019 --> 00:10:49,982
‫خب، ما که این‌همه مدت
‫با هم زندگی کردیم...

189
00:10:49,982 --> 00:10:52,442
‫خب، تیم بائوی عزیز،
‫وقتشه خمیرپیچی رو شروع کنیم.

190
00:10:52,442 --> 00:10:53,235
‫- چشم.
‫- چشم.

191
00:10:58,240 --> 00:11:00,242
‫سس صدف به همراه سیر و زنجبیل.

192
00:11:00,242 --> 00:11:01,618
‫سس آلو ترشی و خردل.

193
00:11:01,618 --> 00:11:03,245
‫شیسو و میسو و سس پیاز و سرکه.

194
00:11:03,245 --> 00:11:05,789
‫در نهایت، همون سس کلاسیک
‫سویا سرکه به همراه روغن چیلی.

195
00:11:05,789 --> 00:11:07,499
‫با کلی زنجبیل خرد شده.

196
00:11:07,875 --> 00:11:10,210
‫چقدر خوشمزه شد!

197
00:11:10,711 --> 00:11:12,004
‫واسه اینستاگرام می‌گیری؟

198
00:11:12,004 --> 00:11:13,338
‫واسه اینستاگرامه.

199
00:11:14,256 --> 00:11:15,966
‫خب! تموم شد.

200
00:11:15,966 --> 00:11:17,259
‫بریم که بخوریم...

201
00:11:26,310 --> 00:11:27,519
‫شبیه شیبا شد.

202
00:11:30,314 --> 00:11:33,275
‫پس «اوضاع چطوره»، ها؟

203
00:11:33,567 --> 00:11:37,195
‫این دوستت جریان خانواده‌ات رو می‌دونه؟

204
00:11:37,195 --> 00:11:38,155
‫می‌دونه.

205
00:11:38,155 --> 00:11:39,281
‫پس فهمیدم.

206
00:11:39,281 --> 00:11:41,533
‫آفرین که حالت رو پرسید.

207
00:11:43,368 --> 00:11:44,536
‫ماکیو؟

208
00:11:50,667 --> 00:11:55,213
‫انگار خیلی روی انتخاب کلماتش دقت کرد.

209
00:11:55,213 --> 00:11:59,134
‫از بین «حالت چطوره»، «خوبی»،
‫یا «چه خبرها؟»...

210
00:11:59,551 --> 00:12:02,596
‫جواب دادن به هر کدوم از
‫این سوال‌ها سخته.

211
00:12:03,013 --> 00:12:08,060
‫احتمالا نمی‌خواست خیلی روزمره
‫یا نگران حالت رو بپرسه.

212
00:12:08,477 --> 00:12:13,148
‫انگار می‌خواست با پرسیدن
‫«اوضاع چطوره؟»...

213
00:12:13,148 --> 00:12:17,152
‫اینکه افکار پیچیده‌ای داره رو بهت برسونه.

214
00:12:17,569 --> 00:12:19,738
‫واسه همین آفرین بهش.

215
00:12:20,197 --> 00:12:21,907
‫خیلی خوب توضیح دادی.

216
00:12:21,907 --> 00:12:24,618
‫می‌بینی؟ دقیقا همینت رو دوست دارم.

217
00:12:24,618 --> 00:12:27,579
‫گمونم لطف داری دیگه.

218
00:12:28,830 --> 00:12:32,376
‫[ایمیری: اوضاع چطوره؟]

219
00:12:32,417 --> 00:12:34,669
‫این رو خودت درست کردی؟

220
00:12:34,669 --> 00:12:37,672
‫از این کیک‌ها که جایی نمی‌فروشن.

221
00:12:37,672 --> 00:12:40,342
‫خب؟ تصمیم گرفتی چطور جواب بدی؟

222
00:12:40,342 --> 00:12:46,098
‫- [اوضاع چطوره؟]
‫- آم... تو فکرم بود بگم «حالم خوبه.»
‫- [حالم خوبه.]
‫- خوبه. موافقم!

223
00:12:46,098 --> 00:12:50,102
‫- [مرسی.]
‫- به‌به.

224
00:12:53,480 --> 00:12:55,065
‫مرسی، امروز خوش گذشت.

225
00:12:55,065 --> 00:12:56,483
‫قربونت.

226
00:12:56,900 --> 00:13:00,362
‫می‌گم، چرا با کاساماچی صحبت نمی‌کنی؟

227
00:13:00,862 --> 00:13:02,864
‫درباره همین مسائل مالی.

228
00:13:02,864 --> 00:13:05,075
‫آخه با اشتهایی که این بچه داره...

229
00:13:05,075 --> 00:13:08,370
‫حتما کار سختیه که بخوای
‫از پس هزینه‌ها بر بیای.

230
00:13:08,829 --> 00:13:10,956
‫با کاساماچی صحبت کنم؟

231
00:13:13,708 --> 00:13:16,294
‫زندگیت قراره دگرگون بشه.

232
00:13:16,711 --> 00:13:18,130
‫عجب دورانی شده.

233
00:13:18,463 --> 00:13:20,048
‫واقعا برات احترام قائلم.

234
00:13:23,593 --> 00:13:24,761
‫تموم شد.

235
00:13:24,761 --> 00:13:25,971
‫دستت درد نکنه.

236
00:13:26,388 --> 00:13:27,973
‫خب، من دیگه برگردم سر کارم...

237
00:13:27,973 --> 00:13:29,015
‫عه، باشه.

238
00:13:29,015 --> 00:13:31,601
‫خواستی بخوابی بهم بگو.

239
00:13:32,144 --> 00:13:33,895
‫آم...

240
00:13:35,272 --> 00:13:38,984
‫یادته بعد از تصادف چی بهم گفته بودی؟

241
00:13:38,984 --> 00:13:41,820
‫که اگه وقتش برسه
‫می‌تونم ناراحت باشم؟

242
00:13:42,154 --> 00:13:44,656
‫آها، اون رو می‌گی.

243
00:13:44,656 --> 00:13:45,532
‫خواستم بگم...

244
00:13:47,242 --> 00:13:48,368
‫ممنونم.

245
00:13:50,162 --> 00:13:54,291
‫نگران بودم اگه ناراحتی نکنم،
‫ممکنه عجیب جلوه کنم.

246
00:13:54,291 --> 00:13:57,586
‫واسه همین اون حرفت
‫خیالم رو راحت کرد.

247
00:13:58,420 --> 00:14:00,839
‫ازت ممنونم ماکیو چان.

248
00:14:01,423 --> 00:14:05,176
‫احساساتی که تو داری،
‫به هیچ‌کس جز خودت مربوط نیست.

249
00:14:05,969 --> 00:14:10,682
‫کسی حق نداره بابت احساساتت
‫تو رو سرزنش کنه.

250
00:14:11,349 --> 00:14:12,434
‫آره.

251
00:14:12,434 --> 00:14:15,604
‫پس هر موقع ناراحت شدم،
‫حتما بهت خبر می‌دم.

252
00:14:15,604 --> 00:14:18,189
‫الان که حالم خوبه.
‫واقعا می‌گم.

253
00:14:19,274 --> 00:14:22,444
‫فهمیدم. من هم اگه نیاز داشتم بهت می‌گم.

254
00:14:23,028 --> 00:14:25,447
‫از این به بعد با هم کار می‌کنیم.

255
00:14:25,447 --> 00:14:26,448
‫قبوله.

256
00:14:26,448 --> 00:14:30,368
‫ولی من یه آدم افسرده و بی‌حوصله‌ام.

257
00:14:30,368 --> 00:14:32,621
‫پس ازت می‌خوام
‫خیلی بهم فشار نیاری.

258
00:14:32,621 --> 00:14:33,997
‫فشار نیارم؟

259
00:14:33,997 --> 00:14:35,707
‫آها، از اون فشارها.

260
00:14:36,124 --> 00:14:38,460
‫عین حرفی که مامانم می‌زد.

261
00:14:38,460 --> 00:14:40,962
‫«حتی همین کار هم بلد نیستی؟»

262
00:14:40,962 --> 00:14:42,339
‫منظورت همین بود، نه؟

263
00:14:42,964 --> 00:14:45,759
‫فهمیدم! پس فشاری نمیارم.

264
00:15:02,609 --> 00:15:04,486
‫یه‌کم می‌رم بیرون.

265
00:15:04,778 --> 00:15:07,572
‫می‌تونی واسه شام
‫از بیرون غذا بگیری؟

266
00:15:08,365 --> 00:15:09,407
‫چقدر خوب شدی!

267
00:15:09,407 --> 00:15:11,409
‫اصلا شبیه همیشه نیستی!

268
00:15:11,409 --> 00:15:12,619
‫مرسی...

269
00:15:21,461 --> 00:15:23,838
‫سنسی، می‌شه امضاتون رو بگیرم؟

270
00:15:25,256 --> 00:15:28,134
‫کاساماچی، بس کن...

271
00:15:28,134 --> 00:15:31,262
‫طبق معمول انگار از هیچی راضی نیستی.

272
00:15:31,262 --> 00:15:32,472
‫خیلی وقته ندیدمت.

273
00:15:33,473 --> 00:15:36,059
‫شرمنده یهو دعوتت کردم.

274
00:15:36,059 --> 00:15:37,268
‫مشکلی که نداره.

275
00:15:37,644 --> 00:15:41,606
‫همون یه بار هم زنگ بزنی
‫من پیدام می‌شه.

276
00:15:41,606 --> 00:15:43,191
‫قهوه لطف کنین.

277
00:15:43,191 --> 00:15:44,275
‫الان میارم.

278
00:15:44,984 --> 00:15:48,029
‫خب، تهش روبی چطوری مرد؟

279
00:15:48,029 --> 00:15:53,201
‫- [برای کاساماچی. مثل همیشه ممنونم.]
‫- پایانش رو مبهم گذاشتی که انگار زنده است.

280
00:15:53,201 --> 00:15:55,662
‫واقعا خوب دقت می‌کنی.

281
00:15:55,662 --> 00:15:58,081
‫آخه واقعا کتاب خوبی بود.

282
00:15:58,665 --> 00:16:02,210
‫اگه قرار باشه دنباله‌ای بنویسم،
‫درباره روبی بیشتر توضیح می‌دم.

283
00:16:02,752 --> 00:16:04,796
‫گفتی «اگه قرار باشه»؟

284
00:16:05,130 --> 00:16:07,549
‫این مجموعه که خوب فروش نمی‌ره.

285
00:16:07,549 --> 00:16:08,800
‫براشون ناراحتم.

286
00:16:09,509 --> 00:16:11,344
‫منظورم برای شخصیت‌ها بود.

287
00:16:11,344 --> 00:16:13,221
‫با اینکه وجود دارن،
‫ولی نمی‌تونم قصه‌شون رو بنویسم.

288
00:16:13,680 --> 00:16:16,015
‫یه‌کم به شکل عجیبی گفتم.

289
00:16:16,015 --> 00:16:18,143
‫اصلا هم عجیب نبود.

290
00:16:18,143 --> 00:16:21,980
‫- شخصیت‌هات عین بچه‌های خودتن.
‫- ببخشید، یه ساندویچ گریل میارین؟

291
00:16:21,980 --> 00:16:22,814
‫چشم!

292
00:16:23,189 --> 00:16:24,941
‫گوش می‌کنی چی می‌گم؟

293
00:16:26,901 --> 00:16:29,070
‫حالا که بحث بچه شد...

294
00:16:29,070 --> 00:16:30,363
‫پایه چندمه؟ راهنماییه؟

295
00:16:30,363 --> 00:16:31,489
‫پونزده سالشه.

296
00:16:33,616 --> 00:16:34,826
‫می‌دونی...

297
00:16:34,826 --> 00:16:38,163
‫از حرفم بد برداشت نکن.
‫بی‌منظور می‌گم.

298
00:16:38,663 --> 00:16:43,459
‫اولا که من امیدی ندارم
‫بتونیم برگردیم پیش هم.

299
00:16:44,335 --> 00:16:49,632
‫ولی وقتی شنیدم بچه به سرپرستی گرفتی،
‫یه‌کم آزرده شدم.

300
00:16:49,632 --> 00:16:54,637
‫اون زمان که نامزد بودیم،
‫همیشه می‌گفتی دلت بچه نمی‌خواد.

301
00:16:54,637 --> 00:16:56,472
‫واسه همین برام عجیب بود.

302
00:16:59,225 --> 00:17:04,272
‫بگذریم، خلاصه فهمیدم خیلی اذیتت کرده.

303
00:17:04,606 --> 00:17:07,525
‫همین و بس. تموم.

304
00:17:09,360 --> 00:17:10,403
‫خب؟

305
00:17:10,403 --> 00:17:11,446
‫چیه؟

306
00:17:11,446 --> 00:17:13,281
‫موضوع حرفت مالی بود؟

307
00:17:13,281 --> 00:17:14,866
‫آها، آره.

308
00:17:15,241 --> 00:17:18,036
‫حداقل تا وقتی که فارغ‌التحصیل بشه
‫و بتونه کار پیدا کنه.

309
00:17:18,036 --> 00:17:22,582
‫ولی اصلا نمی‌دونم چی نیاز داره
‫و چه کاری از دستم بر میاد.

310
00:17:22,582 --> 00:17:23,958
‫می‌خوای نقل مکان کنی؟

311
00:17:23,958 --> 00:17:26,502
‫حتما اون آپارتمان براتون کوچیکه.

312
00:17:26,502 --> 00:17:30,632
‫اونجا که مال خودمه.
‫واسه همین فعلا نمی‌خوام بلند شم.

313
00:17:31,382 --> 00:17:35,261
‫چی؟ خریدیش؟
‫آپارتمان رو خریدی؟

314
00:17:35,261 --> 00:17:36,179
‫آره.

315
00:17:36,179 --> 00:17:37,555
‫کی؟

316
00:17:37,555 --> 00:17:39,349
‫شیش سال پیش بود؟

317
00:17:40,308 --> 00:17:42,894
‫یعنی همون موقع که نامزد بودیم؟

318
00:17:43,186 --> 00:17:46,689
‫خب، مجموعه‌ای که اون زمان
‫می‌نوشتم یهو خوب فروخت، واسه همین...

319
00:17:47,231 --> 00:17:49,150
‫اصلا نمی‌دونستم.

320
00:17:49,442 --> 00:17:53,029
‫این حرف‌ها رو اصلا با آدم
‫در میون نمی‌ذاری، خبر داری؟

321
00:17:53,404 --> 00:17:57,533
‫خودم هم فکرش رو نمی‌کردم
‫اثرم انقدر خوب بفروشه.

322
00:17:58,159 --> 00:18:02,038
‫حس می‌کردم اگه به کسی بگم
‫از این خواب بیدار می‌شم.

323
00:18:04,707 --> 00:18:06,292
‫عین همیشه‌ای.

324
00:18:06,793 --> 00:18:09,379
‫خوشحالم که به کارت ادامه می‌دی.

325
00:18:12,006 --> 00:18:14,676
‫هنوز درخواست قیومیت ندادی؟

326
00:18:14,676 --> 00:18:16,052
‫یعنی چی؟

327
00:18:16,052 --> 00:18:19,639
‫باید قیم دختره باشی تا بتونی
‫بیمه عمر خانواده‌اش رو دریافت کنی.

328
00:18:20,056 --> 00:18:21,766
‫بهت یه نسخه ندادن؟

329
00:18:21,766 --> 00:18:23,476
‫نمی‌دونم.

330
00:18:23,476 --> 00:18:26,229
‫هنوز نرفتم خونه‌شون.

331
00:18:26,229 --> 00:18:29,232
‫پس به نظرم حتما پیگیر شو.

332
00:18:29,565 --> 00:18:31,693
‫دیگه چی بود؟

333
00:18:31,693 --> 00:18:34,487
‫این بچه خیلی می‌خوابه.

334
00:18:35,822 --> 00:18:39,617
‫در طول روز یه‌کم بیدار می‌شه.
‫ولی بقیه اوقات خوابه.

335
00:18:39,617 --> 00:18:40,660
‫همیشه.

336
00:18:41,327 --> 00:18:43,079
‫گمونم خودش هم متوجه نیست.

337
00:18:44,205 --> 00:18:47,792
‫شاید اینطوری آسیب‌هاش رو هضم می‌کنه.

338
00:18:47,792 --> 00:18:50,795
‫به صورت درونی این زخم‌ها رو حل می‌کنه.

339
00:18:51,838 --> 00:18:54,507
‫با این اوصاف آیا کار درستیه
‫که بیدارش کنم...

340
00:18:54,507 --> 00:18:57,802
‫و ازش بخوام درست و اصولی
‫با این موضوع کنار بیاد؟

341
00:18:58,678 --> 00:19:01,013
‫خودم خیلی... می‌ترسم.

342
00:19:02,348 --> 00:19:04,475
‫هنوز توی شوکم.

343
00:19:05,184 --> 00:19:09,439
‫تو کلا از ارتباط انسانی وحشت داری.

344
00:19:09,897 --> 00:19:13,568
‫حتما موقع زنگ زدن به من
‫کلی استرس کشیدی.

345
00:19:13,568 --> 00:19:14,610
‫ادامه نده.

346
00:19:14,610 --> 00:19:17,029
‫مگه دست خودته؟

347
00:19:17,029 --> 00:19:17,989
‫خب...

348
00:19:18,489 --> 00:19:21,242
‫معلومه که می‌ترسم.
‫باید هم بترسم.

349
00:19:22,034 --> 00:19:24,245
‫آخه سر و کله زدن
‫با یه بچه پونزده ساله...

350
00:19:24,996 --> 00:19:27,165
‫توی این سن حساس...

351
00:19:27,999 --> 00:19:33,087
‫کوچیکترین حرفی ممکنه
‫مسیر زندگیش رو عوض کنه.

352
00:19:34,297 --> 00:19:35,339
‫خیلی ترسناکه.

353
00:19:41,429 --> 00:19:44,640
‫شاید دلت نخواد این حرف رو بشنوی،

354
00:19:44,974 --> 00:19:48,603
‫ولی حرفت زندگی من رو هم عوض کرد.

355
00:19:49,187 --> 00:19:51,606
‫مگه بهت چی گفتم؟

356
00:19:52,148 --> 00:19:53,399
‫اینش که رازه.

357
00:19:53,774 --> 00:19:55,860
‫اگه بگم هم یادت نمیاد.

358
00:19:56,360 --> 00:19:57,904
‫تو کلا خیلی...

359
00:19:58,821 --> 00:20:00,740
‫- ولی راست می‌گی.
‫- ماکیو.

360
00:20:06,495 --> 00:20:08,581
‫باهات صحبت می‌کنم.

361
00:20:08,581 --> 00:20:10,625
‫می‌خوام ببینمش.
‫دختره رو می‌گم.

362
00:20:10,958 --> 00:20:12,001
‫باشه.

363
00:20:13,920 --> 00:20:17,924
‫اون تیکه رو یادته که روبی
‫داره به خونه‌اش فکر می‌کنه؟

364
00:20:17,924 --> 00:20:19,300
‫همون که آخر کتاب بود؟

365
00:20:19,300 --> 00:20:20,384
‫آره.

366
00:20:20,384 --> 00:20:22,011
‫اون بخش رو خیلی دوست داشتم.

367
00:20:22,428 --> 00:20:23,888
‫چندین بار خوندمش.

368
00:20:24,889 --> 00:20:28,768
‫روبی داشت به داستان زندگیش فکر می‌کرد.

369
00:20:30,186 --> 00:20:35,191
‫اولین قدیمی که به عقب برداشت،
‫تا فرار کنه، پشت سرش رو نگاه نکنه،

370
00:20:35,775 --> 00:20:38,903
‫فرقی با قدمی که الان برداشته نداره.

371
00:20:39,695 --> 00:20:42,073
‫که به سمت خونه برمی‌گرده.

372
00:20:43,241 --> 00:20:47,286
‫مهم نیست مسیرش به کجاها می‌رفت،
‫همیشه قرار بود به خونه برگرده.

373
00:20:47,286 --> 00:20:49,080
‫«خونه.»

374
00:20:50,289 --> 00:20:53,501
‫با خودش گفت: می‌خوام برم خونه.

375
00:20:54,877 --> 00:20:59,006
‫با قدم بعدی تعادلش رو از دست داد.

376
00:20:59,006 --> 00:21:05,137
‫انقدر به آسمون چنگ زد
‫که دیگه نتونست طاقت بیاره.

377
00:21:05,805 --> 00:21:10,643
‫دونه‌های شن روی گونه‌اش ریخته بود،
‫و عین بچه‌ها روی زمین می‌خزید.

378
00:21:11,644 --> 00:21:12,645
‫سعی کرد...

379
00:21:13,020 --> 00:21:15,147
‫بلند داد بزنه: نه!

380
00:21:15,940 --> 00:21:18,401
‫ولی صداش توی گلو خفه شد.

381
00:21:18,818 --> 00:21:22,571
‫حتی دونه‌ای شن رو تکون نداد.

382
00:21:23,406 --> 00:21:24,615
‫«توانی ندارم...»

383
00:21:25,282 --> 00:21:28,285
‫«صدام همیشه اینطوری بود؟»

384
00:21:29,787 --> 00:21:33,749
‫«صدای من برای تو چطوریه؟»

385
00:21:34,709 --> 00:21:37,920
‫«درست وقتی که می‌خواستم
‫این رو ازت بپرسم، دیگه پیشم نیستی.»

386
00:21:38,629 --> 00:21:43,259
‫- خونه بیشتر سرپناهی بود که...
‫- چی می‌خونی؟

387
00:21:43,676 --> 00:21:45,928
‫ها؟ این کتابه.

388
00:21:46,512 --> 00:21:47,638
‫خوش اومدی.

389
00:21:48,264 --> 00:21:49,932
‫آره...

390
00:21:50,224 --> 00:21:51,809
‫چرا اینطوری نگاهم کرد؟

391
00:21:52,268 --> 00:21:53,436
‫باشه. بعدا می‌خونم.

392
00:21:57,565 --> 00:21:58,691
‫آسا.

393
00:22:01,360 --> 00:22:05,406
‫هفته بعد باید بریم
‫وسایلت رو از خونه بیاریم.

394
00:22:07,950 --> 00:22:09,952
‫[خونه. دارم می‌رم خونه.]