1
00:00:20,729 --> 00:00:23,106
‫[تاکومی]

2
00:00:28,445 --> 00:00:30,739
‫چه فضای خفه‌ای داره.

3
00:00:31,114 --> 00:00:34,242
‫وقتی کسی نباشه همین می‌شه.

4
00:00:40,498 --> 00:00:43,159
‫بذار یه‌کم پنجره باز باشه.

5
00:00:43,209 --> 00:00:44,252
‫باشه.

6
00:00:46,004 --> 00:00:48,540
‫خب پس، تقسیم وظایف کنیم.

7
00:00:48,590 --> 00:00:49,507
‫باشه.

8
00:00:49,799 --> 00:00:52,001
‫من لباس‌ها رو برمی‌دارم.

9
00:00:52,051 --> 00:00:54,053
‫تو وسایل روزمره رو بردار.

10
00:00:54,429 --> 00:00:56,589
‫اسناد و مدارک رو می‌بریم خونه
‫که بعدا رسیدگی کنیم.

11
00:00:56,639 --> 00:00:58,183
‫خیلی‌خب.

12
00:00:59,058 --> 00:01:01,678
‫می‌تونم ظرف‌های مورد علاقه‌ام رو بیارم؟

13
00:01:01,728 --> 00:01:03,054
‫معلومه.

14
00:01:03,104 --> 00:01:06,691
‫اگه توی کابینت‌های خونه جا نشد،
‫می‌تونیم انبار بگیریم.

15
00:01:07,567 --> 00:01:09,310
‫اصلا عجله نکن.

16
00:01:09,360 --> 00:01:11,446
‫خودت رو مجبور نکن
‫که یه‌سری‌ها رو دور بریزی.

17
00:01:12,322 --> 00:01:14,574
‫اونقدر که وسیله ندارم.

18
00:01:14,949 --> 00:01:17,193
‫خب، شروع کنیم؟

19
00:01:17,243 --> 00:01:18,453
‫باشه.

20
00:01:37,180 --> 00:01:38,598
‫باید شروع کنم.

21
00:03:11,482 --> 00:03:16,446
‫[قسمت سوم: کنار گذاشتن]

22
00:03:29,751 --> 00:03:32,170
‫چی...؟ امکان نداره!

23
00:03:34,338 --> 00:03:35,840
‫چی شده؟

24
00:03:36,132 --> 00:03:37,967
‫آخه خودت ببین.

25
00:03:38,384 --> 00:03:40,795
‫آها، این مال مامانم بود.

26
00:03:40,845 --> 00:03:42,922
‫من هم یه بار پوشیدمش.

27
00:03:42,972 --> 00:03:44,807
‫چی؟

28
00:03:45,349 --> 00:03:47,719
‫مگه تو فرم مدرسه‌ات رو نگه نداشتی؟

29
00:03:47,769 --> 00:03:50,179
‫بعد از فارغ‌التحصیلی انداختمش دور.

30
00:03:50,229 --> 00:03:53,566
‫چی؟ چه عجیب.

31
00:03:55,318 --> 00:03:58,738
‫فکر نمی‌کردم یادگاری نگهدار باشه.

32
00:04:02,867 --> 00:04:05,870
‫این اصلا آدمی نیست
‫که من یادم میاد.

33
00:04:06,621 --> 00:04:08,873
‫این چیه پوشیدی؟

34
00:04:09,165 --> 00:04:10,208
‫تیپ عجیبیه.

35
00:04:12,418 --> 00:04:15,713
‫چون کسی که می‌شناختم
‫امکان نداشت این رو بپوشه.

36
00:04:28,267 --> 00:04:31,270
‫- [مهلت تا هفته بعد]
‫- «هفته بعدی» که قرار بود برسه.

37
00:04:31,646 --> 00:04:34,649
‫حوله دم دستی که گذاشته بود
‫زودتر خشک بشه.

38
00:04:35,566 --> 00:04:38,569
‫گل و گیاه‌هایی که قرار بود
‫بهشون آب بده.

39
00:04:39,612 --> 00:04:41,739
‫کتاب‌هایی که قرار بود پس بده.

40
00:04:42,532 --> 00:04:47,119
‫لباس‌ها و عینکش که شخصی‌ترین وسایلش بود.

41
00:04:47,703 --> 00:04:53,584
‫حالا انگار همه‌شون رو باد برده...

42
00:04:55,127 --> 00:04:58,881
‫چی؟ لباس‌های مامانم اصلا بهم نمیاد!

43
00:04:59,131 --> 00:05:01,050
‫این حرف‌ها رو ول کن. امتحان کن.

44
00:05:06,264 --> 00:05:09,217
‫دیدی؟ آستین‌هاش بلنده.

45
00:05:09,267 --> 00:05:11,594
‫می‌دیم کوتاهش کنن.

46
00:05:11,644 --> 00:05:14,438
‫شاید خودت هم قد بکشی.

47
00:05:14,855 --> 00:05:16,807
‫انگار می‌شه یقه‌اش رو جدا کرد.

48
00:05:16,857 --> 00:05:20,611
‫شاید بشه به جای اون تیکه خز،
‫یه تیکه گلدوزی گذاشت.

49
00:05:21,487 --> 00:05:23,281
‫خیلی شبیه آدم‌های پیر نشدم؟

50
00:05:23,656 --> 00:05:24,982
‫قشنگ شدی.

51
00:05:25,032 --> 00:05:27,243
‫زود بهش عادت می‌کنی.

52
00:05:27,785 --> 00:05:30,988
‫بهتره ازش یادگاری داشته باشی.

53
00:05:31,038 --> 00:05:33,874
‫حالا کی یادگاری نگهدار شد؟

54
00:05:34,375 --> 00:05:36,544
‫منظورم این نبود. فقط...

55
00:05:40,172 --> 00:05:42,708
‫قرار نبود کارمون تا الان تموم شه؟

56
00:05:42,758 --> 00:05:45,386
‫فکر کنم یه هفته‌ای طول بکشه.

57
00:05:45,636 --> 00:05:48,214
‫ها؟ پس کارت چی می‌شه؟

58
00:05:48,264 --> 00:05:51,142
‫هماهنگی‌هاش رو با ویراستار انجام دادم.

59
00:05:51,726 --> 00:05:53,394
‫می‌خوای این رو بیاری؟

60
00:05:53,811 --> 00:05:55,763
‫عه. آره.

61
00:05:55,813 --> 00:05:58,349
‫من توی خونه‌ام ظروف قرمز ندارم.

62
00:05:58,399 --> 00:05:59,275
‫قشنگ می‌شه.

63
00:05:59,650 --> 00:06:01,485
‫با یه نگاه می‌شه فهمید مال خودته.

64
00:06:03,863 --> 00:06:05,614
‫یه چیزی توی یخچال پیدا کردم.

65
00:06:06,365 --> 00:06:09,910
‫همیشه این‌ها رو دوست داشتم.
‫می‌شه بیارم؟

66
00:06:10,286 --> 00:06:12,196
‫خیارشوره؟

67
00:06:12,246 --> 00:06:14,907
‫مامان خودمون درست می‌کرد.

68
00:06:14,957 --> 00:06:16,200
‫منظورت مامان‌بزرگه؟

69
00:06:16,250 --> 00:06:17,368
‫آره.

70
00:06:17,418 --> 00:06:19,120
‫پس طبیعیه دیگه.

71
00:06:19,170 --> 00:06:21,255
‫مامانم هم همیشه درست می‌کنه.

72
00:06:22,423 --> 00:06:23,507
‫عه...

73
00:06:24,133 --> 00:06:26,877
‫حواسم نبود فعل زمان حال گفتم.

74
00:06:26,927 --> 00:06:28,596
‫منظورم واسه مامانمه.

75
00:06:29,263 --> 00:06:30,473
‫عجیبه...

76
00:06:33,642 --> 00:06:36,178
‫چیزی درباره افعال ماضی ساده یاد گرفتین؟

77
00:06:36,228 --> 00:06:39,724
‫ها؟ عه... آره.

78
00:06:39,774 --> 00:06:42,568
‫پس فعل مضارع استمراری هم بلدی؟

79
00:06:43,819 --> 00:06:45,696
‫فکر نکنم.

80
00:06:46,739 --> 00:06:49,692
‫فرض کنیم داری یه کتاب می‌خونی.

81
00:06:49,742 --> 00:06:51,577
‫که هنوز تمومش نکردی.

82
00:06:52,286 --> 00:06:55,456
‫نمی‌تونی بگی:
‫«دارم این کتاب رو می‌خونم.»

83
00:06:55,831 --> 00:06:58,325
‫خود گذشته‌ات، خود حالت،

84
00:06:58,375 --> 00:07:01,912
‫و خود آینده‌ات بخشی از این فعل هستن.

85
00:07:01,962 --> 00:07:03,998
‫همه همزمان وجود دارن.

86
00:07:04,048 --> 00:07:08,511
‫«داشتم این کتابه رو می‌خوندم.»
‫اینطوری باید بگی.

87
00:07:10,846 --> 00:07:12,848
‫پس الان باید گفت...

88
00:07:13,182 --> 00:07:16,469
‫«این احساست تجدید خاطره است.»

89
00:07:16,519 --> 00:07:17,895
‫چون استمرار داره.

90
00:07:18,354 --> 00:07:22,107
‫لازم نیست به زور
‫این فرآیند رو تموم کنی.

91
00:07:23,943 --> 00:07:29,315
‫تو همیشه با فعل ماضی
‫درباره مامانم صحبت می‌کنی.

92
00:07:29,365 --> 00:07:31,408
‫فعل گذشته کامله.

93
00:07:32,701 --> 00:07:34,745
‫ماکیو چان...

94
00:07:35,037 --> 00:07:39,700
‫تو بدت نمیاد درباره مامانم صحبت کنم؟

95
00:07:39,750 --> 00:07:41,494
‫بهت که گفته بودم،

96
00:07:41,544 --> 00:07:44,380
‫چیزی که تو حس می‌کنی
‫به هیچ‌کس ربطی نداره.

97
00:07:44,713 --> 00:07:47,082
‫کسی حق نداره بابتش
‫تو رو سرزنش کنه.

98
00:07:47,132 --> 00:07:48,467
‫هر چی می‌خواد باشه.

99
00:07:50,469 --> 00:07:53,631
‫البته تا وقتی که علیه قوانین بشر نباشه.

100
00:07:53,681 --> 00:07:56,267
‫قوانین بشر؟

101
00:07:56,892 --> 00:08:00,020
‫فکر کنم خیارشور سرکه‌ای باشه.
‫پس هنوز سالمه.

102
00:08:00,646 --> 00:08:04,099
‫می‌تونیم رنده‌شون کنیم که روی
‫ساشیمی یا سوشی استفاده کنیم.

103
00:08:04,149 --> 00:08:06,026
‫جدی؟ خیلی خوب می‌شه!

104
00:08:09,363 --> 00:08:11,782
‫اگه می‌خوای برو استراحت کن.

105
00:08:13,492 --> 00:08:17,613
‫چون بهتره ناخواسته چیزی از قلم نیفته
‫که بعدا پشیمون بشی.

106
00:08:17,663 --> 00:08:19,164
‫ها؟

107
00:08:19,665 --> 00:08:21,075
‫من که خوبم.

108
00:08:21,125 --> 00:08:23,252
‫می‌رم اتاقم رو بگردم.

109
00:08:33,178 --> 00:08:34,680
‫خداحافظ.

110
00:08:35,889 --> 00:08:37,433
‫خداحافظ.

111
00:08:38,767 --> 00:08:40,019
‫خداحافظ.

112
00:09:01,874 --> 00:09:04,835
‫عناصر وجودشون یکی یکی ناپدید می‌شه.

113
00:09:07,671 --> 00:09:09,089
‫خیلی برام عجیبه...

114
00:09:10,049 --> 00:09:12,217
‫که بابتش انقدر کم ناراحتم.

115
00:09:25,272 --> 00:09:27,808
‫مطمئنی کمک نمی‌خوای؟

116
00:09:27,858 --> 00:09:30,477
‫آره. دارم می‌رم.

117
00:09:30,527 --> 00:09:33,522
‫این واسه چی بود؟

118
00:09:33,572 --> 00:09:36,033
‫چون برات روز بزرگیه دیگه.

119
00:09:37,576 --> 00:09:39,236
‫شام چی دوست داری؟

120
00:09:39,286 --> 00:09:40,162
‫پیتزا!

121
00:09:44,416 --> 00:09:48,337
‫کاش یه عکس بهتر گرفته بودم...

122
00:09:55,219 --> 00:09:57,054
‫[مراسم فارغ‌التحصیلی]

123
00:10:00,557 --> 00:10:01,508
‫- [یادم نبود. داشتم فرمم رو می‌نداختم دور.]
‫- [فردا واسه مراسم میای؟]

124
00:10:01,558 --> 00:10:02,509
‫- [مرسی.]
‫- [جدی؟ خیلی خندیدم.]

125
00:10:02,559 --> 00:10:03,560
‫- [کنار کمد کفش‌ها منتظرتم.]
‫- [می‌شه فردا بعد از مراسم صحبت کنیم؟]

126
00:10:08,899 --> 00:10:10,275
‫آسا!

127
00:10:11,193 --> 00:10:12,394
‫ایمیری؟

128
00:10:12,444 --> 00:10:13,946
‫چی شده؟

129
00:10:15,447 --> 00:10:17,232
‫آسا، من...

130
00:10:17,282 --> 00:10:18,025
‫تاکومی سان.

131
00:10:18,075 --> 00:10:20,369
‫بی‌زحمت بیا دفتر مدیر.

132
00:10:21,453 --> 00:10:22,404
‫چشم.

133
00:10:22,454 --> 00:10:25,082
‫آسا، من... من...

134
00:10:25,582 --> 00:10:27,701
‫نارا سان، باشه واسه بعد.

135
00:10:27,751 --> 00:10:29,336
‫نمی‌تونم، می‌خوام الان بهش بگم!

136
00:10:32,589 --> 00:10:34,675
‫من به مامانم گفتم...

137
00:10:35,300 --> 00:10:38,846
‫خودش بدون اینکه ازم بپرسه
‫به معلم زنگ زد.

138
00:10:39,596 --> 00:10:42,090
‫تلفنی به همه اطلاع دادن.

139
00:10:42,140 --> 00:10:43,976
‫گفتن مامان و بابات...

140
00:10:44,810 --> 00:10:46,603
‫معذرت می‌خوام آسا.

141
00:10:47,312 --> 00:10:48,647
‫ببخشید.

142
00:10:50,899 --> 00:10:53,610
‫چند باری باهات تماس گرفتیم.

143
00:10:54,194 --> 00:10:56,688
‫خب، خونه که نبودم.

144
00:10:56,738 --> 00:10:58,941
‫الان پیش اقوامت زندگی می‌کنی؟

145
00:10:58,991 --> 00:11:00,234
‫شماره‌شون چنده...

146
00:11:00,284 --> 00:11:01,660
‫لازمه بدم؟

147
00:11:02,870 --> 00:11:06,498
‫فقط می‌خوام فارغ‌التحصیلی تموم شه.

148
00:11:08,292 --> 00:11:12,412
‫لزومی داشت برین به همه بگین؟

149
00:11:12,462 --> 00:11:19,011
‫- آخه ممکن بود یکی به شکل بدتری بیان کنه...
‫- من که ازتون نخواستم بگین!

150
00:11:19,344 --> 00:11:20,887
‫تاکومی سان.

151
00:11:21,346 --> 00:11:23,181
‫آروم باش.

152
00:11:23,932 --> 00:11:25,517
‫اینجا دفتر مدیره‌ها.

153
00:11:25,934 --> 00:11:28,228
‫فقط می‌خوام فارغ‌التحصیل بشم...

154
00:11:28,895 --> 00:11:31,765
‫اوتا سنسی فقط به فکر صلاح تو بود...

155
00:11:31,815 --> 00:11:33,692
‫فقط همینم مونده بود!

156
00:11:34,276 --> 00:11:38,981
‫الان همه من رو به چشم دختری می‌بینن
‫که مامان و باباش مردن!

157
00:11:39,031 --> 00:11:42,034
‫خیر سرم فقط می‌خواستم
‫عین بچه‌های عادی فارغ‌التحصیل بشم!

158
00:11:45,412 --> 00:11:46,538
‫تاکومی سان!

159
00:11:47,122 --> 00:11:49,166
‫برگرد اینجا. حرفم تموم نشده.

160
00:11:50,542 --> 00:11:52,327
‫بذار سر جاش!

161
00:11:52,377 --> 00:11:54,671
‫چون زندگیت سخته که نباید
‫سر بقیه خالی کنی!

162
00:11:57,007 --> 00:11:58,133
‫آسا...

163
00:11:59,134 --> 00:12:00,260
‫معذرت می‌خوام...

164
00:12:01,762 --> 00:12:03,180
‫افتضاحه.

165
00:12:04,681 --> 00:12:06,058
‫ازت بدم میاد!

166
00:12:06,933 --> 00:12:08,135
‫تاکومی سان!

167
00:12:08,185 --> 00:12:09,595
‫پس مراسم چی؟!

168
00:12:09,645 --> 00:12:11,271
‫آسا...

169
00:12:16,818 --> 00:12:18,028
‫احساسم...

170
00:12:18,570 --> 00:12:19,855
‫احساست...

171
00:12:19,905 --> 00:12:21,490
‫احساسات من...

172
00:12:21,948 --> 00:12:25,152
‫احساسات تو به هیچ‌کس ربطی نداره.

173
00:12:25,202 --> 00:12:26,828
‫به هیچ‌کس ربطی نداره.

174
00:12:28,497 --> 00:12:29,664
‫هیچ‌کس...

175
00:12:30,374 --> 00:12:32,501
‫هیچ‌کس حق نداره بابتش
‫تو رو سرزنش کنه.

176
00:12:33,668 --> 00:12:34,961
‫حق نداره...

177
00:12:47,015 --> 00:12:49,434
‫اینجا که نمی‌شه.

178
00:12:56,274 --> 00:12:58,819
‫ناکانو. ناکانو.

179
00:13:03,782 --> 00:13:04,991
‫اشتباهه.

180
00:13:08,453 --> 00:13:10,038
‫اشتباه اومدم.

181
00:13:19,965 --> 00:13:21,967
‫[جمعه، هفدهم مارس]

182
00:13:22,968 --> 00:13:24,469
‫چرا انقدر طولش داد؟

183
00:13:37,232 --> 00:13:39,985
‫[تماس از دست رفته از ایمیری]
‫[اکنون]

184
00:13:40,068 --> 00:13:41,736
‫[اکنون]
‫[ایمیری: معذرت می‌خوام.]

185
00:13:41,820 --> 00:13:43,822
‫[اکنون]
‫[ایمیری: می‌شه حضوری حرف بزنیم؟]

186
00:13:43,864 --> 00:13:46,491
‫[ایمیری: واقعا شرمنده‌ام.]
‫[اکنون]
‫[ایمیری: الان کجایی؟]

187
00:13:48,743 --> 00:13:52,372
‫خونه کدوم طرفی بود؟

188
00:13:54,166 --> 00:13:55,500
‫ولم کن دیگه!

189
00:13:57,002 --> 00:14:00,005
‫[با دوست‌هات رفتی؟ بهم بگو کی برمی‌گردی.]
‫[اکنون]

190
00:14:06,261 --> 00:14:09,264
‫[آسا: راه خونه رو یادم رفته.]

191
00:14:11,980 --> 00:14:21,980
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

192
00:14:24,696 --> 00:14:26,406
‫چیزی شده؟

193
00:14:26,781 --> 00:14:28,325
‫چیزی نیست.

194
00:14:38,585 --> 00:14:41,296
‫آسا، ببخشید اینطور می‌گم. ولی...

195
00:14:41,838 --> 00:14:45,959
‫توی خونه من قرار نیست تنها باشی.

196
00:14:46,009 --> 00:14:52,474
‫من وظیفه دارم مواظبت باشم.
‫چه خوشت بیاد، چه نیاد.

197
00:14:54,100 --> 00:14:57,479
‫پس وقتی رسیدیم خونه
‫باید پات رو توی آب گرم بذاری.

198
00:14:58,938 --> 00:15:02,108
‫آدم وقتی یخ می‌زنه
‫فکرش درست کار نمی‌کنه.

199
00:15:15,246 --> 00:15:17,791
‫گوشیت داشت منفجر می‌شد.

200
00:15:18,333 --> 00:15:20,251
‫همون دوستت پیام داده؟

201
00:15:23,922 --> 00:15:28,168
‫مگه شما این قانون رو نداشتین
‫که همیشه پیام‌های همدیگه رو بخونین؟

202
00:15:28,218 --> 00:15:30,595
‫ولم کن! چرا نمی‌ری سر کارت؟!

203
00:15:32,847 --> 00:15:35,266
‫هوف، عجب سردردیه...

204
00:15:36,017 --> 00:15:39,054
‫اتفاقا دلم می‌خواد برم یه‌کم کار کنم.

205
00:15:39,104 --> 00:15:40,096
‫شوخیت گرفته؟!

206
00:15:40,146 --> 00:15:42,849
‫اگه مامانم بود هیچ‌وقت
‫همچین حرفی نمی‌زد!

207
00:15:42,899 --> 00:15:45,443
‫باشه، باشه. خوش به حالت.

208
00:15:47,445 --> 00:15:51,825
‫ببین، من و تو آدم‌هایی نیستیم
‫که با هم دعوا کنیم.

209
00:15:52,867 --> 00:15:56,696
‫مگه مهمه؟ من فقط از مراسم
‫فارغ‌التحصیلی جا موندم.

210
00:15:56,746 --> 00:15:59,199
‫مطمئنم تو هم سر مراسم خودت نرفتی،

211
00:15:59,249 --> 00:16:02,077
‫حتما با خودت گفتی:
‫«مراسم گرفتن بی‌معنیه.»

212
00:16:02,127 --> 00:16:03,745
‫مثلا آدم سرکشی هستی.

213
00:16:03,795 --> 00:16:05,547
‫کی سرکشه؟

214
00:16:06,548 --> 00:16:09,134
‫اتفاقا من واسه مراسم خودم رفتم.

215
00:16:09,717 --> 00:16:12,379
‫رفته بودم؟ آره. رفته بودم.

216
00:16:12,429 --> 00:16:14,514
‫وایستا ببینم، رفته بودم...؟

217
00:16:15,390 --> 00:16:18,268
‫دقیق یادم نمیاد.
‫ولی فکر کنم رفته بودم.

218
00:16:19,185 --> 00:16:21,020
‫حتی یادت نمیاد؟

219
00:16:21,354 --> 00:16:23,773
‫دیدی؟ همین‌قدر برات مهمه.

220
00:16:24,107 --> 00:16:26,109
‫مگه پایه راهنمایی رو نمی‌گی؟

221
00:16:26,776 --> 00:16:30,897
‫یادمه با دایگو و بچه‌ها
‫رفتیم یاکینیکو خوردیم...

222
00:16:30,947 --> 00:16:32,524
‫تقریبا ده نفر بودیم.

223
00:16:32,574 --> 00:16:35,318
‫مدرسه راهنمایی تو
‫و نانا چان یکی بود؟

224
00:16:35,368 --> 00:16:39,497
‫«نانا چان»؟ از کی تا حالا
‫انقدر صمیمی شدین؟

225
00:16:40,290 --> 00:16:42,784
‫مدرسه ترکیبی می‌رفتیم.

226
00:16:42,834 --> 00:16:46,955
‫الان فکر کنم...
‫بیست و سه ساله همدیگه رو می‌شناسیم.

227
00:16:47,005 --> 00:16:47,956
‫چه زیاد.

228
00:16:48,006 --> 00:16:52,051
‫الان دقت کردم،
‫دیدم تا حالا دعوا نکردیم.

229
00:16:52,802 --> 00:16:54,012
‫حتی یه بار؟

230
00:16:54,429 --> 00:16:58,967
‫به نظرم دعوا کردن مال کساییه
‫که اهل معاشرت زیاد باشن.

231
00:16:59,017 --> 00:17:00,260
‫واقعا؟

232
00:17:00,310 --> 00:17:04,889
‫البته شاید اینطور به نظر نیاد،
‫ولی اون هم خیلی معاشرتی نیست.

233
00:17:04,939 --> 00:17:06,432
‫جدی؟

234
00:17:06,482 --> 00:17:09,144
‫فقط خوب بلده اداش رو در بیاره.

235
00:17:09,194 --> 00:17:10,486
‫به سبک خودش دیگه.

236
00:17:12,197 --> 00:17:14,399
‫فارغ‌التحصیلی برام مهم نیست.

237
00:17:14,449 --> 00:17:16,326
‫صرفا یه حالت رسمی داره.

238
00:17:17,035 --> 00:17:18,945
‫فقط مهمه بعدش پشیمون نشی.

239
00:17:18,995 --> 00:17:20,405
‫اصلا نیستم!

240
00:17:20,455 --> 00:17:21,456
‫باشه.

241
00:17:22,248 --> 00:17:24,834
‫ولی اگه بحث دوست‌های آدم باشه...

242
00:17:26,127 --> 00:17:29,789
‫فکر نمی‌کنم دوست‌های مدرسه
‫تا آخر عمرت باهات بمونن.

243
00:17:29,839 --> 00:17:33,509
‫شخصا از وقتی که بالغ شدم،
‫دوست‌های بهتری پیدا کردم.

244
00:17:33,968 --> 00:17:36,129
‫ولی دوست‌هایی مثل دایگو...

245
00:17:36,179 --> 00:17:37,597
‫چطور بگم؟

246
00:17:38,264 --> 00:17:41,050
‫بعضی وقت‌ها خوبه که آدم
‫یکی رو داشته باشه...

247
00:17:41,100 --> 00:17:45,972
‫که زمان نوجوونیش باهاش آشنا بوده.

248
00:17:46,022 --> 00:17:47,106
‫حداقل برای من خوبه.

249
00:17:54,948 --> 00:17:55,990
‫آسا!

250
00:17:57,075 --> 00:17:58,993
‫چون هیچ‌کس دیگه اونطوری نیست.

251
00:17:59,661 --> 00:18:02,121
‫نظرت درباره این حرف چیه؟

252
00:18:02,664 --> 00:18:04,449
‫خب، این چطوره:

253
00:18:04,499 --> 00:18:07,251
‫هیچ دوستی مثل دایگو ندارم.
‫منظورم این بود.

254
00:18:07,877 --> 00:18:11,080
‫تو بهم گفته بودی احساساتم
‫به خودم ربط داره.

255
00:18:11,130 --> 00:18:14,959
‫پس... نباید بهش احترام بذاری؟

256
00:18:15,009 --> 00:18:18,713
‫چرا، ولی نگفتم که این قانونه.

257
00:18:18,763 --> 00:18:21,090
‫حرف آدم‌ها زیاد برات مهم نباشه.

258
00:18:21,140 --> 00:18:21,883
‫چی؟!

259
00:18:21,933 --> 00:18:23,551
‫حرفت رو عوض کردی.

260
00:18:23,601 --> 00:18:24,894
‫این که تناقض داره!

261
00:18:25,144 --> 00:18:30,725
‫ببین، حسی که داری
‫فقط به خودت مربوطه.

262
00:18:30,775 --> 00:18:33,603
‫ولی آدم‌ها می‌تونن...
‫آخ، چه سردردی دارم.

263
00:18:33,653 --> 00:18:36,280
‫باز بهم گفتی سردرد؟!

264
00:18:38,157 --> 00:18:40,410
‫ولش کن. مهم نیست.

265
00:18:40,827 --> 00:18:43,529
‫دبیرستان کلی دوست دیگه پیدا می‌کنم.

266
00:18:43,579 --> 00:18:45,540
‫من که خجالتی نیستم.

267
00:18:45,998 --> 00:18:47,291
‫باشه پس.

268
00:18:47,959 --> 00:18:52,296
‫هر چی تو بگی.
‫تصمیمش با خودته.

269
00:18:52,714 --> 00:18:58,469
‫با مدرسه‌تون صحبت می‌کنم
‫تا مدارک فارغ‌التحصیلیت رو بگیرم.

270
00:19:00,221 --> 00:19:02,807
‫چقدر امروز حرف زدم...

271
00:19:13,901 --> 00:19:15,736
‫انگار جوراب پامه.

272
00:19:27,957 --> 00:19:28,583
‫- [یا خدا]

273
00:19:28,624 --> 00:19:33,671
‫- [یا خدا]
‫- [موتسو: سر کارم جوری خندیدم که نگو.]

274
00:19:33,796 --> 00:19:39,752
‫[یاد اون یادداشت دایگو افتادم
‫که سر کلاس باعث شد بترکم.]

275
00:19:39,802 --> 00:19:41,379
‫[موتسو: من هم یادمه.]

276
00:19:41,429 --> 00:19:43,764
‫[شرمنده، تقصیر من بود.]

277
00:19:43,806 --> 00:19:47,552
‫آسا، بیا این رو نگاه کن.

278
00:19:47,602 --> 00:19:48,936
‫ها؟

279
00:19:50,480 --> 00:19:53,933
‫روز مراسم فارغ‌التحصیل خودمون...

280
00:19:53,983 --> 00:19:56,569
‫دایگو بهم یه نامه داد.

281
00:19:56,944 --> 00:20:00,064
‫یه برگه از دفترش بود.

282
00:20:00,114 --> 00:20:01,149
‫هنوز از این کارها می‌کنین؟

283
00:20:01,199 --> 00:20:02,817
‫که باهاش شکلک و قلب درست کنین؟

284
00:20:02,867 --> 00:20:04,402
‫آره، درست می‌کنیم.

285
00:20:04,452 --> 00:20:06,829
‫خب؟ چی نوشته بود؟

286
00:20:07,496 --> 00:20:09,207
‫«در طول این شیش سال...»

287
00:20:09,624 --> 00:20:13,461
‫«بدون تو حتی نمی‌تونستم
‫یه نفس راحت بکشم.»

288
00:20:14,128 --> 00:20:15,671
‫همین رو نوشته بود.

289
00:20:16,297 --> 00:20:18,883
‫شاید حتی خودش نیاد
‫که این رو نوشته بود.

290
00:20:19,884 --> 00:20:24,513
‫وقتی این نامه رو خوندی،
‫چه حسی داشتی؟

291
00:20:25,973 --> 00:20:28,976
‫با خودم گفتم:
‫«زندگیم خیلی ارزشمنده.»

292
00:20:29,435 --> 00:20:31,020
‫بدون اینکه اغراق کنم.

293
00:20:33,231 --> 00:20:35,349
‫خب، سفارش تکمیل شد.

294
00:20:35,399 --> 00:20:37,235
‫تا نیم‌ساعت دیگه میارن.

295
00:20:39,862 --> 00:20:41,739
‫می‌دونی چیه؟

296
00:20:42,907 --> 00:20:48,120
‫حس می‌کنم... وقتی پیش توئم
‫انگار می‌تونم راحت باشم.

297
00:20:57,630 --> 00:20:59,790
‫[ایمیری]
‫[تماس بی‌پاسخ]

298
00:20:59,840 --> 00:21:02,919
‫[معذرت می‌خوام.] [می‌شه حضوری
‫صحبت کنیم؟] [الان کجایی؟]

299
00:21:02,969 --> 00:21:05,755
‫[سنسی هم می‌خواد عذرخواهی کنه.]
‫[قول می‌دم مامانم هم عذرخواهی کنه.]

300
00:21:05,805 --> 00:21:08,015
‫[هر چقدر لازم باشه می‌گم ببخشید.]
‫[واقعا شرمنده‌ام.]

301
00:21:08,057 --> 00:21:10,184
‫[می‌دونی که برام عزیزی.]
‫[ببخشید زیاد پیام دادم.]

302
00:21:10,226 --> 00:21:12,311
‫[لازم نیست حتما جواب بدی.]
‫[فقط حرف‌هام رو بخون.]

303
00:21:23,489 --> 00:21:24,699
‫آسا؟

304
00:21:28,744 --> 00:21:31,781
‫آسا... معذرت می‌خوام...

305
00:21:31,831 --> 00:21:34,583
‫ایمیری، بابت اون حرفم...

306
00:21:35,292 --> 00:21:39,046
‫معذرت می‌خوام. ازت بدم نمیاد.
‫از ته دلم نبود.

307
00:21:40,214 --> 00:21:44,510
‫می‌شه بعدا درباره مامان و بابام
‫باهات صحبت کنم؟

308
00:21:45,219 --> 00:21:47,930
‫فقط پیش تو انقدر راحتم.

309
00:21:51,225 --> 00:21:53,894
‫آره... باشه. مرسی.

310
00:21:56,147 --> 00:22:00,526
‫امروز هم یه روز دیگه
‫واسه نگه داشتن زندگیه؟

311
00:22:03,779 --> 00:22:05,448
‫عجب سردردی...

312
00:22:07,448 --> 00:22:17,448
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M