1
00:00:01,501 --> 00:00:02,460
‫گندش بزنن.

2
00:00:03,169 --> 00:00:04,746
‫شام چیزی انتخاب کردی؟

3
00:00:04,796 --> 00:00:07,707
‫می‌خواستم از غذاهای آماده
‫یکی رو گرم کنم.

4
00:00:07,757 --> 00:00:12,462
‫هوم... ولی به جاش یه‌کم گوشت
‫و پیاز و فلفل داریم. پس چطوره...

5
00:00:12,512 --> 00:00:13,672
‫ولش کن، وقت ندارم.

6
00:00:13,722 --> 00:00:15,215
‫دستور تهیه‌اش رو برات می‌فرستم.

7
00:00:15,265 --> 00:00:17,392
‫خوش بگذره.

8
00:00:20,353 --> 00:00:22,180
‫کوتوکو، موهات رو ببینم.

9
00:00:22,230 --> 00:00:23,932
‫آره، کوتاه کردم.

10
00:00:23,982 --> 00:00:25,558
‫وایستا، چاپستیک من افتاد؟

11
00:00:25,608 --> 00:00:29,479
‫- انقدر زود؟
‫- پیش‌غذاتون رو آوردم.
‫- وای، زیاد ریختم. یا نه؟

12
00:00:29,529 --> 00:00:30,522
‫جمع کن خودت رو.

13
00:00:30,572 --> 00:00:33,858
‫موتسو، چه کفش‌های قشنگی پوشیدی.

14
00:00:33,908 --> 00:00:35,360
‫الان تیکه انداختی؟

15
00:00:35,410 --> 00:00:37,028
‫بچه‌ها، نوشیدنی‌هاتون رو بردارین.

16
00:00:37,078 --> 00:00:40,206
‫خب، به افتخار زحمات روزانه‌مون.

17
00:00:40,665 --> 00:00:42,909
‫وایستا ببینم،
‫یعنی دایگو باهاش آشنا شده؟

18
00:00:42,959 --> 00:00:45,578
‫معلومه که شدم.
‫خیلی دختر بانمکیه.

19
00:00:45,628 --> 00:00:46,796
‫پونزده سالشه.

20
00:00:47,714 --> 00:00:49,416
‫هفته بعد دبیرستانش شروع می‌شه.

21
00:00:49,466 --> 00:00:51,092
‫پس بگو چرا انقدر بی‌رمقی.

22
00:00:51,342 --> 00:00:55,130
‫از اینکه یکی مدام کنارم باشه
‫خیلی خسته می‌شم.

23
00:00:55,180 --> 00:00:57,674
‫الان نسبتتون چیه؟
‫مادرخونده‌اش می‌شی؟

24
00:00:57,724 --> 00:00:58,675
‫آره. مادرخونده‌شه.

25
00:00:58,725 --> 00:01:01,761
‫نه، من صرفا... قیم قانونیشم.

26
00:01:01,811 --> 00:01:03,096
‫نمی‌دونم شامل چی می‌شه.

27
00:01:03,146 --> 00:01:05,515
‫پس اینطوری نیست
‫که به سرپرستی گرفته باشیش.

28
00:01:05,565 --> 00:01:08,059
‫همچین مسئولیتی که برام زیاده...

29
00:01:08,109 --> 00:01:09,486
‫آخه نسبت خاصی هم نداریم.

30
00:01:12,238 --> 00:01:13,990
‫خب، امشب چیکار می‌کنه؟

31
00:01:14,616 --> 00:01:15,942
‫الان داره...

32
00:01:15,992 --> 00:01:18,319
‫- شام می‌خوره.
‫- [با خودم گفتم گوجه و پیاز و فلفل بزنم.]

33
00:01:18,369 --> 00:01:19,904
‫وای خدا. چه بامزه است.

34
00:01:19,954 --> 00:01:20,613
‫آره.

35
00:01:20,663 --> 00:01:22,699
‫آره، بامزه است. بچه خوبیه.

36
00:01:22,749 --> 00:01:24,542
‫بعضی وقت‌ها رفتارش بچه‌گونه است.

37
00:01:25,126 --> 00:01:28,546
‫ولی با فکر اینکه بچه اون آدمه
‫واقعا وحشت می‌کنم.

38
00:01:29,631 --> 00:01:32,383
‫یعنی نمی‌تونی بهش محبت نشون بدی؟

39
00:01:33,760 --> 00:01:34,794
‫ماکیو.

40
00:01:34,844 --> 00:01:37,347
‫چون انقدر بیچاره‌ای دارم
‫این حرف رو می‌زنم.

41
00:01:37,680 --> 00:01:39,924
‫می‌دونم تقصیر خودش نیست.

42
00:01:39,974 --> 00:01:42,685
‫باید با این وجود رفتارم باهاش منصفانه باشه.

43
00:03:14,152 --> 00:03:19,073
‫- [قسمت چهارم: وحشت]
‫- چیکار کردی؟
‫- مگه آتیش‌سوزی عمدی نیست؟
‫- واقعی که نگفتم. فقط کینه‌ای بودم.

44
00:03:19,115 --> 00:03:20,158
‫همچنان خیلی ترسناکه.

45
00:03:20,200 --> 00:03:23,528
‫آخه پونزده سالگی خودمون رو در نظر بگیر.

46
00:03:23,578 --> 00:03:26,781
‫باورت می‌شه الان عاقل و بالغ شدیم؟

47
00:03:26,831 --> 00:03:29,409
‫تجربیات واقعی کسب کردیم.
‫ازدواج کردیم و طلاق گرفتیم.

48
00:03:29,459 --> 00:03:32,287
‫دقیقا! اون زمان کی فکرش رو می‌کرد؟

49
00:03:32,337 --> 00:03:33,413
‫راستی.

50
00:03:33,463 --> 00:03:36,374
‫اون روز خیلی توی کارم خرابکاری کردم.

51
00:03:36,424 --> 00:03:38,126
‫- دوباره؟
‫- تعریف کن!

52
00:03:38,176 --> 00:03:41,179
‫وای خدا، خیلی آبروم رفت.

53
00:03:42,222 --> 00:03:45,558
‫خوش‌وقتم. شینگو کاساماچی هستم.

54
00:03:47,227 --> 00:03:48,636
‫چقدر...

55
00:03:48,686 --> 00:03:49,762
‫بزرگ شده!

56
00:03:49,812 --> 00:03:51,514
‫بیا. برات یه چیزی آوردم.

57
00:03:51,564 --> 00:03:54,267
‫ها؟ وای، گوشته؟

58
00:03:54,317 --> 00:03:56,644
‫ای وای. قشنگ بسته‌بندی هم شده.

59
00:03:56,694 --> 00:03:59,230
‫واسه سوکیاکیه.
‫نوش جونتون.

60
00:03:59,280 --> 00:04:01,065
‫مگه شام نمی‌مونی؟

61
00:04:01,115 --> 00:04:03,159
‫نمی‌تونم زیاد بمونم.

62
00:04:06,120 --> 00:04:08,198
‫نوشیدنی می‌خوری برات بیارم؟

63
00:04:08,248 --> 00:04:09,032
‫آره.

64
00:04:09,082 --> 00:04:13,453
‫- قهوه می‌خوری؟
‫- چه خوب کنار میان.
‫- آره. بذار کمک کنم.
‫- این شیمی بینشون...
‫- این همون...

65
00:04:13,503 --> 00:04:16,206
‫- آره. خوبه، نه؟
‫- حتما عاشق همدیگه‌ان!

66
00:04:16,256 --> 00:04:17,040
‫چی؟

67
00:04:17,090 --> 00:04:18,458
‫شیر تموم شده!

68
00:04:18,508 --> 00:04:20,168
‫وای. ببخشید.

69
00:04:20,218 --> 00:04:22,503
‫یه لیتر رو توی یک روز خوردی؟

70
00:04:22,553 --> 00:04:24,222
‫از شگفتی‌های بلوغه دیگه.

71
00:04:24,639 --> 00:04:26,391
‫اشکال نداره. می‌رم بخرم.

72
00:04:27,016 --> 00:04:29,552
‫هوس شیرقهوه کردم.

73
00:04:29,602 --> 00:04:31,688
‫اگه چیزی خواستی بهم بگو.

74
00:04:34,482 --> 00:04:36,609
‫[اولین ملاقات]

75
00:04:37,443 --> 00:04:39,354
‫خیلی عوض شده، نه؟

76
00:04:39,404 --> 00:04:41,281
‫آره. آم...

77
00:04:41,864 --> 00:04:43,992
‫شما نامزد ماکیو چان هستی؟

78
00:04:44,033 --> 00:04:45,952
‫[اولین ملاقات]

79
00:04:45,994 --> 00:04:51,207
‫خب، از همین سوالت مشخص شد
‫زیاد به ماکیو نرفتی...

80
00:04:52,000 --> 00:04:54,127
‫نه. دیگه نیستم.

81
00:04:55,044 --> 00:04:56,454
‫دیگه نیستی؟

82
00:04:56,504 --> 00:04:59,632
‫قبلا دوست بودیم.
‫الان هم صرفا دوستیم.

83
00:05:00,341 --> 00:05:05,513
‫ولی خدا می‌دونه.
‫شاید احساساتمون یه روز عوض بشه.

84
00:05:06,222 --> 00:05:08,508
‫پس چرا جدا شدین؟

85
00:05:08,558 --> 00:05:12,595
‫- چه داغه!
‫- [اولین ملاقات]
‫- چیزیت شد؟
‫خوبم، خوبم.

86
00:05:12,645 --> 00:05:14,430
‫هوف...

87
00:05:14,480 --> 00:05:15,815
‫نمی‌فهمی.

88
00:05:17,400 --> 00:05:20,153
‫کلا نمی‌فهمی کاساماچی!

89
00:05:20,987 --> 00:05:23,106
‫تقصیر خودم بود.

90
00:05:23,156 --> 00:05:24,490
‫زیادی مغرور بودم.

91
00:05:25,074 --> 00:05:27,110
‫ای بابا. گذشته‌ها گذشته.

92
00:05:27,160 --> 00:05:30,913
‫بزرگترهای امروزی از چیزی که شما
‫جوون‌ها فکر می‌کنین، حساس‌تر شدن.

93
00:05:31,247 --> 00:05:34,075
‫ولی محض اطلاعت بگم امروز
‫نیومده بودم صرفا تو رو ببینم.

94
00:05:34,125 --> 00:05:36,252
‫می‌خواستم به ماکیو سر بزنم.

95
00:05:36,919 --> 00:05:38,046
‫ولی بهش نگی‌ها.

96
00:05:40,548 --> 00:05:41,841
‫چقدر بالغه.

97
00:05:42,300 --> 00:05:46,004
‫- [هیسی ۲۹] [راهنمای ثبت نام]
‫- پس باید برای کلاس‌هات ناهار درست کنی؟

98
00:05:46,054 --> 00:05:47,555
‫به نظر سخت میاد.

99
00:05:48,348 --> 00:05:50,049
‫سرت از سرماش تیر کشید؟

100
00:05:50,099 --> 00:05:51,559
‫نه زیاد.

101
00:05:51,976 --> 00:05:55,263
‫هر روز ناهار گرفتن خیلی هزینه‌بره.

102
00:05:55,313 --> 00:05:59,192
‫من که واسه خودم ظرف غذای
‫بنتو درست کردم.

103
00:05:59,484 --> 00:06:04,864
‫خیلی ساده است. یه‌کم برنج و گوشت
‫و بروکلی رو توی ظرف پلاستیکی ریختم.

104
00:06:06,074 --> 00:06:08,234
‫اتفاقا خیلی هم کافیه.

105
00:06:08,284 --> 00:06:10,653
‫لطفا واسه من ظرف پلاستیکی نذار...

106
00:06:10,703 --> 00:06:12,280
‫چشم، حتما.

107
00:06:12,330 --> 00:06:15,658
‫اصلا توی ظروف بنتو باید چی گذاشت؟

108
00:06:15,708 --> 00:06:20,588
‫مامان و بابای من که فقط توش کیک
‫و کلوچه می‌ذاشتن. ولی خوب بود.

109
00:06:20,963 --> 00:06:23,499
‫تیکه کلامشون این بود که:
‫«پایه کیک و کلوچه‌ایم.»

110
00:06:23,549 --> 00:06:27,086
‫مامان و بابای من هم کاملا
‫مخالف گذاشتن گوجه گیلاسی بودن.

111
00:06:27,136 --> 00:06:30,048
‫خیلی روی ظروف بنتوی خودشون حساس بودن.

112
00:06:30,098 --> 00:06:33,810
‫دقیقا. ما که حتی یه دفترچه یادداشت
‫بنتو هم داشتیم.

113
00:06:34,185 --> 00:06:38,306
‫گمونم از نظر خودشون
‫خیلی سالم و بی‌نقص بودن، ولی...

114
00:06:38,356 --> 00:06:43,478
‫درباره مامان و بابای من باید گفت
‫بزرگ کردن فرزند و دوست داشتن بچه...

115
00:06:43,528 --> 00:06:45,363
‫دو تا موضوع متفاوت بودن.

116
00:06:46,322 --> 00:06:49,367
‫بگذریم، خلاصه خواستم بگم که...

117
00:06:49,659 --> 00:06:52,078
‫زیاد خودت رو درگیرش نکن.

118
00:06:52,537 --> 00:06:55,331
‫مرسی. یادم می‌مونه.

119
00:06:57,291 --> 00:06:59,827
‫ماکیو چان، تو ظرف بنتو داری؟

120
00:06:59,877 --> 00:07:02,163
‫نه. باید بگیرم.

121
00:07:02,213 --> 00:07:05,333
‫«ماکیو چان»؟ این مدلیش رو نشنیده بودم.

122
00:07:05,383 --> 00:07:07,794
‫کسی اصلا اینطوری صدات نمی‌کرد.

123
00:07:07,844 --> 00:07:08,878
‫قبول دارم.

124
00:07:08,928 --> 00:07:09,887
‫واقعا؟

125
00:07:10,179 --> 00:07:12,390
‫مامانم که همیشه اینطوری صدات می‌کرد.

126
00:07:12,932 --> 00:07:15,343
‫مثلا می‌گفت «ماکیو چان رمان‌نویسه.»

127
00:07:15,393 --> 00:07:16,386
‫همیشه این رو می‌گفت.

128
00:07:16,436 --> 00:07:18,346
‫خجالت نمی‌کشی؟

129
00:07:18,396 --> 00:07:21,224
‫توی دنیای خیالیت سیر می‌کنی؟

130
00:07:21,274 --> 00:07:23,526
‫از بین این همه کار
‫رفتی رمان نوشتی؟

131
00:07:23,901 --> 00:07:27,280
‫چرا نمی‌خوای وارد دنیای واقعی بشی؟

132
00:07:29,574 --> 00:07:30,741
‫چیه؟

133
00:07:31,284 --> 00:07:33,286
‫هیچ دفاعی از خودت نداری؟

134
00:07:34,203 --> 00:07:35,163
‫ماکیو سان؟

135
00:07:35,663 --> 00:07:36,914
‫خوبی؟

136
00:07:37,623 --> 00:07:39,292
‫من دیگه باید برم.

137
00:07:40,418 --> 00:07:41,994
‫ولی باز سر می‌زنم.

138
00:07:42,044 --> 00:07:44,247
‫یا نکنه بدون اجازه
‫نباید خودم رو دعوت کنم؟

139
00:07:44,297 --> 00:07:45,415
‫حتما سر بزن!

140
00:07:45,465 --> 00:07:47,458
‫اینجا خونه منه‌ها...

141
00:07:47,508 --> 00:07:48,626
‫کاساماچی.

142
00:07:48,676 --> 00:07:50,044
‫آیدی لاینت رو بهم می‌دی؟

143
00:07:50,094 --> 00:07:51,596
‫آره. حتما.

144
00:08:00,438 --> 00:08:01,939
‫[توافق‌نامه] [نام قیم: ماکیو کودای]
‫[نسبت: خاله]

145
00:08:26,672 --> 00:08:27,381
‫[روز اول دبیرستانه.]

146
00:08:27,423 --> 00:08:31,669
‫- [ساعت ۸:۲۰ با ایمیری قرار داری.]
‫- من دیگه برم.
‫- ببین، بهت یه بار گفتم...

147
00:08:31,719 --> 00:08:33,796
‫اگه این رو باز بذاری
‫ممکنه اتفاقی چشمم بیفته.

148
00:08:33,846 --> 00:08:35,673
‫می‌شه دفتر خاطراتت رو ببندی؟

149
00:08:35,723 --> 00:08:37,975
‫من هم که گفتم،
‫مشکلی ندارم بخونیش.

150
00:08:38,643 --> 00:08:40,136
‫اصلا نمی‌فهممت.

151
00:08:40,186 --> 00:08:41,979
‫من دیگه برم!

152
00:08:42,271 --> 00:08:46,692
‫راستی، مطمئنی نمی‌خوای باهات بیام؟

153
00:08:47,401 --> 00:08:48,486
‫همینطوری راحتم.

154
00:08:52,198 --> 00:08:53,191
‫آسا!

155
00:08:53,241 --> 00:08:54,492
‫ایمیری!

156
00:08:54,742 --> 00:08:56,536
‫صبح به خیر!

157
00:08:56,869 --> 00:09:00,031
‫سلام آسا چان. هیجان‌زده‌ای
‫که سه سال دیگه با هم درس بخونین؟

158
00:09:00,081 --> 00:09:01,324
‫عه، معلومه.

159
00:09:01,374 --> 00:09:04,952
‫بابت اتفاقی که توی مراسم
‫فارغ‌التحصیلی افتاد معذرت می‌خوام.

160
00:09:05,002 --> 00:09:08,005
‫آره مامان. لطفا بیشتر عذرخواهی کن.

161
00:09:08,256 --> 00:09:11,834
‫دلم می‌خواست یه سلامی
‫به خاله‌ات بکنم.

162
00:09:11,884 --> 00:09:13,252
‫کجاست؟

163
00:09:13,302 --> 00:09:14,428
‫نیومده.

164
00:09:15,346 --> 00:09:17,006
‫یعنی نمی‌خواد بیاد؟

165
00:09:17,056 --> 00:09:18,299
‫واسه مراسم ورود نمیاد؟

166
00:09:18,349 --> 00:09:19,016
‫نچ.

167
00:09:20,393 --> 00:09:22,395
‫ببین، آسا چان...

168
00:09:22,770 --> 00:09:26,399
‫اگه یه وقت روت نشد چیزی رو بهش بگی،
‫من می‌تونم باهاش صحبت کنم.

169
00:09:27,149 --> 00:09:31,529
‫آخه عجیبه که گذاشته
‫روز اول دبیرستان رو تنها بیای.

170
00:09:32,738 --> 00:09:35,575
‫حالا... مامانم که نیست.

171
00:09:36,659 --> 00:09:38,319
‫ما دیگه بریم. بیا آسا.

172
00:09:38,369 --> 00:09:39,078
‫باشه.

173
00:09:40,955 --> 00:09:42,907
‫فردا کجا همدیگه رو ببینیم؟

174
00:09:42,957 --> 00:09:44,041
‫بذار فکر کنم...

175
00:09:44,292 --> 00:09:45,993
‫خدایا، چقدر بانمکه.

176
00:09:46,043 --> 00:09:47,078
‫می‌خوای باهاش حرف بزنی؟

177
00:09:47,128 --> 00:09:49,872
‫چی؟ ایمیری، دیگه زیاده‌روی نکن.

178
00:09:49,922 --> 00:09:51,040
‫حتی آرایش هم کردی.

179
00:09:51,090 --> 00:09:52,625
‫مگه من دل ندارم؟

180
00:09:52,675 --> 00:09:54,252
‫بهرحال روز اول دبیرستانه.

181
00:09:54,302 --> 00:09:56,629
‫قوانین راهنمایی خیلی سختگیرانه بود.

182
00:09:56,679 --> 00:09:58,047
‫بس کن دیگه.

183
00:09:58,097 --> 00:10:00,216
‫عه، صندلیم اونجاست.

184
00:10:00,266 --> 00:10:01,384
‫بعدا می‌بینمت آسا.

185
00:10:01,434 --> 00:10:02,435
‫باشه.

186
00:10:06,397 --> 00:10:08,307
‫روز اول دبیرستان؟

187
00:10:08,357 --> 00:10:09,392
‫تاکومی!

188
00:10:09,442 --> 00:10:10,977
‫عه، یوشیمورا.

189
00:10:11,027 --> 00:10:11,852
‫چطوری؟

190
00:10:11,902 --> 00:10:14,196
‫این‌ها رو موقع فارغ‌التحصیلی گرفتیم.

191
00:10:15,364 --> 00:10:19,026
‫انگار نارا دستش بند بود.
‫من مال تو رو نگه داشتم.

192
00:10:19,076 --> 00:10:20,236
‫مرسی...

193
00:10:20,286 --> 00:10:23,864
‫ولی جدی، آخه کی از
‫جشن فارغ‌التحصیلی جا می‌مونه؟

194
00:10:23,914 --> 00:10:24,865
‫چیز بدیه؟

195
00:10:24,915 --> 00:10:26,534
‫حالا بگذریم...

196
00:10:26,584 --> 00:10:29,036
‫به عنوان همکلاسی راهنماییت
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم.

197
00:10:29,086 --> 00:10:30,538
‫من هم تمام تلاشم رو می‌کنم.

198
00:10:30,588 --> 00:10:32,173
‫منظورت چیه؟

199
00:10:33,341 --> 00:10:35,376
‫تو یوشیمورا از ساکورا فرستی؟

200
00:10:35,426 --> 00:10:37,503
‫وای، تو توی مسابقات منطقه بودی!

201
00:10:37,553 --> 00:10:39,005
‫می‌خوای وارد تیم بیس‌بال بشی؟

202
00:10:39,055 --> 00:10:40,047
‫معلومه!

203
00:10:40,097 --> 00:10:42,892
‫ایول! بریم که سه سال آینده رو بترکونیم!

204
00:10:46,103 --> 00:10:47,888
‫سلام. خوش‌وقتم.

205
00:10:47,938 --> 00:10:51,225
‫آم، همـ... همچنین. من سونه‌ام.

206
00:10:51,275 --> 00:10:52,977
‫من آسا تاکومی‌ام.

207
00:10:53,027 --> 00:10:54,895
‫سونه سان، اسم کوچیکت چیه؟

208
00:10:54,945 --> 00:10:59,066
‫آم، آسوکا. آسوکا سونه هستم.

209
00:10:59,116 --> 00:11:01,277
‫فهمیدم. آسا چان و آسوکا چان.

210
00:11:01,327 --> 00:11:04,447
‫من یومی کاندام. شما کان صدام کنین.

211
00:11:04,497 --> 00:11:05,948
‫وای، چه باحال!

212
00:11:05,998 --> 00:11:09,335
‫- خودت این رو کشیدی؟
‫- دومین باره کارت ویزیت می‌گیرم.
‫- معلومه که کشیدم.

213
00:11:09,960 --> 00:11:11,996
‫ببخشید، جا رو تنگ کردم؟

214
00:11:12,046 --> 00:11:13,881
‫راحتم. خوش‌وقتم.

215
00:11:14,215 --> 00:11:16,208
‫یوتو توگو هستم.

216
00:11:16,258 --> 00:11:18,502
‫از تیم جودو هستی؟ قدت چنده؟

217
00:11:18,552 --> 00:11:21,055
‫نه، بازیکن فوتبالم.
‫قدم ۱۸۶ سانته.

218
00:11:21,722 --> 00:11:25,468
‫حالا وقتش رسیده تا سخنرانی
‫ورود سال اولی‌ها رو داشته باشیم.

219
00:11:25,518 --> 00:11:29,347
‫- نماینده کلاس امسال. چیو موریموتو.
‫- باورم نمی‌شه!
‫- من هم خوشم اومد!

220
00:11:29,397 --> 00:11:30,356
‫حاضر!

221
00:11:35,778 --> 00:11:38,356
‫قطعا مامان و بابات کلی کیف کردن.

222
00:11:38,406 --> 00:11:40,107
‫بهرحال نماینده کلاسی.

223
00:11:40,157 --> 00:11:41,901
‫خیلی موفقیت بزرگیه.

224
00:11:41,951 --> 00:11:43,402
‫موفقیت؟

225
00:11:43,452 --> 00:11:45,363
‫حالا اونقدر چیز بزرگی نیست.

226
00:11:45,413 --> 00:11:48,157
‫همچنان شک ندارم که با
‫خودشون گفتن خیلی باحاله.

227
00:11:48,207 --> 00:11:50,534
‫مامان و بابای من هم زیاده‌روی کردن...

228
00:11:50,584 --> 00:11:52,128
‫آسوکا!

229
00:11:52,586 --> 00:11:54,038
‫خیلی خجالت‌آور بود...

230
00:11:54,088 --> 00:11:56,374
‫همه خانواده‌ها یه جوری خجالت‌آورن.

231
00:11:56,424 --> 00:11:59,593
‫خب، مامان و بابای من که نیستن.

232
00:12:00,469 --> 00:12:02,546
‫توی تصادف رانندگی فوت شدن.

233
00:12:02,596 --> 00:12:06,851
‫من با خاله‌ام زندگی می‌کنم.
‫یه رمان‌نویس پرمشغله است.

234
00:12:07,309 --> 00:12:09,220
‫عین داستان فیلم‌هاست.

235
00:12:09,270 --> 00:12:10,596
‫حرفم زشت بود؟

236
00:12:10,646 --> 00:12:14,558
‫نه. تنها بخش بدش اینه که
‫خودم باید ناهار درست کنم.

237
00:12:14,608 --> 00:12:17,061
‫وای، چقدر روحیات مستقل داری.

238
00:12:17,111 --> 00:12:20,189
‫من در مقابل تو عین میمونم.

239
00:12:20,239 --> 00:12:21,607
‫میمون؟

240
00:12:21,657 --> 00:12:24,568
‫- حتما سخته زود بیدار شی که ناهار درست کنی.
‫- ها؟

241
00:12:24,618 --> 00:12:26,570
‫من رو که مامان و بابام بیدار می‌کنن.

242
00:12:26,620 --> 00:12:28,414
‫وقتشه بزرگ شی.

243
00:12:29,832 --> 00:12:31,751
‫تنها...

244
00:12:35,546 --> 00:12:38,541
‫می‌خواستم توی روز اول
‫خیلی خوب جلوه کنم...

245
00:12:38,591 --> 00:12:40,217
‫ولی خراب کردم.

246
00:12:43,387 --> 00:12:45,089
‫این رو واسه روز بزرگت گرفتم.

247
00:12:45,139 --> 00:12:46,640
‫برو دست‌هات رو بشور.

248
00:12:50,352 --> 00:12:57,151
‫امروز موقع مراسم ورود سال اولی‌ها...
‫[روز اول دبیرستانه.]
‫[ساعت ۸:۲۰ با ایمیری قرار داری.]

249
00:12:57,485 --> 00:12:58,694
‫خب؟

250
00:13:00,154 --> 00:13:01,397
‫همین؟

251
00:13:01,447 --> 00:13:03,157
‫غذات یخ می‌کنه‌ها.

252
00:13:03,574 --> 00:13:05,201
‫من شروع کنم؟

253
00:13:05,826 --> 00:13:07,411
‫الان دست‌هام رو می‌شورم.

254
00:13:09,747 --> 00:13:11,791
‫انتظار داشتم یه‌کم...

255
00:13:12,124 --> 00:13:14,668
‫حالا چی شده؟ دیگه تکرار نکن.
‫آبروی خودت رو نبر.

256
00:13:15,252 --> 00:13:18,506
‫خب؟ چی بود؟ چی شده بود؟

257
00:13:19,131 --> 00:13:22,376
‫خودت رو اذیت نکن.
‫از این به بعد بیشتر مواظب باش.

258
00:13:22,426 --> 00:13:25,471
‫ولی خیالات خودم بود.
‫چقدر اشتباه می‌کردم.

259
00:13:26,180 --> 00:13:27,306
‫آسا.

260
00:13:29,391 --> 00:13:31,435
‫سعی کن آبروی خودت رو نبری.

261
00:13:31,560 --> 00:13:34,313
‫ولی همچنان بعضی وقت‌ها پیش میاد.

262
00:13:34,814 --> 00:13:37,691
‫اشکالی نداره.
‫دفعه بعد بیشتر مواظب باش.

263
00:13:37,779.5 --> 00:13:47,779.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

264
00:13:47,868 --> 00:13:50,204
‫نمی‌دونم می‌خواستی
‫خودت رو چطوری نشون بدی.

265
00:13:50,955 --> 00:13:52,623
‫البته گفتی که...

266
00:13:53,123 --> 00:13:54,492
‫نمی‌دونم.

267
00:13:54,542 --> 00:13:56,877
‫ولی بعضی وقت‌ها
‫می‌خوام متفاوت باشم.

268
00:13:57,378 --> 00:13:58,829
‫ایرادش چیه؟

269
00:13:58,879 --> 00:14:00,164
‫ایرادی نداره؟

270
00:14:00,214 --> 00:14:04,794
‫متفاوت بودن واقعی خیلی تلاش می‌خواد.

271
00:14:04,844 --> 00:14:08,380
‫عین ورزشکارها و بازیگرها و خواننده‌ها.

272
00:14:08,430 --> 00:14:10,808
‫یعنی باید براش تلاش کنی.

273
00:14:11,225 --> 00:14:14,687
‫انتظار نداشتم.
‫گفتم شاید از حرفم بدت بیاد.

274
00:14:15,354 --> 00:14:19,141
‫جدی می‌گی؟ ناسلامتی من رمان‌نویسم.

275
00:14:19,191 --> 00:14:22,770
‫زندگیم اینه که تصورات خیالیم رو
‫بنویسم و در معرض دید دنیا بذارم.

276
00:14:22,820 --> 00:14:25,523
‫امکان نداره کسی رو به خاطر
‫متفاوت بودن قضاوت کنم.

277
00:14:25,573 --> 00:14:31,070
‫ولی حرف زدن با من کمکی
‫به رسیدن توی هدفت نمی‌کنه.

278
00:14:31,120 --> 00:14:34,206
‫ما دو تا خیلی فرق داریم.

279
00:14:34,623 --> 00:14:35,583
‫آره.

280
00:14:36,083 --> 00:14:37,626
‫چرا خوانندگی رو امتحان نمی‌کنی؟

281
00:14:38,252 --> 00:14:39,829
‫مثلا عضو یه گروه بشو.

282
00:14:39,879 --> 00:14:42,339
‫تو که همیشه داری
‫آهنگ زمزمه می‌کنی.

283
00:14:42,840 --> 00:14:46,468
‫گروه؟ مامانم اصلا خوشش نمی‌اومد.

284
00:14:47,052 --> 00:14:47,962
‫آها.

285
00:14:48,012 --> 00:14:49,755
‫باز اونطوری کردی.

286
00:14:49,805 --> 00:14:51,131
‫حرفت رو بگو.

287
00:14:51,181 --> 00:14:55,477
‫نه، یعنی... اشکالی نداره.
‫بهرحال زندگی خودته.

288
00:14:55,895 --> 00:14:59,064
‫ولی... الان که دیگه نیست.
‫مامانت رو می‌گم.

289
00:15:04,862 --> 00:15:06,155
‫واسه چی؟

290
00:15:06,488 --> 00:15:10,117
‫واسه چی از مامانم متنفری ماکیو چان؟

291
00:15:12,202 --> 00:15:14,371
‫دلیلش رو بهت نمی‌گم.

292
00:15:16,081 --> 00:15:18,617
‫صرفا چون بچه‌ای و آزارت به کسی نمی‌رسه...

293
00:15:18,667 --> 00:15:21,287
‫دلیل نمی‌شه توی همه‌چی سرک بکشی.

294
00:15:21,337 --> 00:15:24,381
‫هیچ‌وقت دلیلش رو بهت نمی‌گم.

295
00:15:24,924 --> 00:15:26,175
‫ببخشید!

296
00:15:26,675 --> 00:15:27,885
‫ببخشید.

297
00:15:28,177 --> 00:15:29,637
‫ازت عصبانی که نیستم.

298
00:15:30,554 --> 00:15:32,014
‫باید برگردم سر کارم.

299
00:15:40,606 --> 00:15:42,274
‫مرسی که دعوتم کردین!

300
00:15:42,691 --> 00:15:44,935
‫از آشناییتون خوش‌وقتم. ایمیری‌ام.

301
00:15:44,985 --> 00:15:48,272
‫آها، همون که توی مراسم
‫باهاش بحثش شد.

302
00:15:48,322 --> 00:15:49,899
‫من ماکیو کودای‌ام.

303
00:15:49,949 --> 00:15:51,283
‫ما که بحثمون نشد.

304
00:15:51,617 --> 00:15:55,362
‫من مشکلی ندارم دوست‌هات رو دعوت کنی.
‫ولی دفعه بعد جلو جلو بهم بگو.

305
00:15:55,412 --> 00:15:56,914
‫بهت پیام دادم.

306
00:15:57,414 --> 00:16:01,493
‫- [ماکیو چان، می‌شه ایمیری بیاد؟ همراهمه.]
‫- «جلو جلو» منظورم دو دقیقه قبلش نبود.

307
00:16:01,543 --> 00:16:03,037
‫ببخشید.

308
00:16:03,087 --> 00:16:05,172
‫باشه. خوش بگذره.

309
00:16:06,048 --> 00:16:09,093
‫بامزه بود. الان کار مهمی نداری؟

310
00:16:09,677 --> 00:16:12,463
‫اگه مامانم بود قطعا می‌گفت:

311
00:16:12,513 --> 00:16:16,926
‫«سلام عزیزم!
‫مرسی که همراه ایمیری بودی!»

312
00:16:16,976 --> 00:16:17,885
‫راست می‌گی!

313
00:16:17,935 --> 00:16:21,939
‫اگه خانواده من بودن می‌گفتن:
‫«لطفا مواظب آسای ما باش.»

314
00:16:22,564 --> 00:16:23,682
‫دقیقا!

315
00:16:23,732 --> 00:16:24,683
‫قبول داری؟

316
00:16:24,733 --> 00:16:25,559
‫طاقت ندارم...

317
00:16:25,609 --> 00:16:28,646
‫راستی، متوجه شاگرد اول کلاسمون شدی؟

318
00:16:28,696 --> 00:16:30,773
‫کراواتش رو دیدی؟ چقدر کوتاه بود!

319
00:16:30,823 --> 00:16:34,034
‫واقعا؟ خیلی خندیدم.

320
00:16:38,914 --> 00:16:43,410
‫راستی ماکیو سان،
‫خوراکی خوشمزه دارین؟

321
00:16:43,460 --> 00:16:46,330
‫مامانم گفت بپرسم خونه‌تون دارین یا نه.

322
00:16:46,380 --> 00:16:49,008
‫مگه بهت نگفت این رو نگی؟

323
00:16:49,758 --> 00:16:51,418
‫اگه می‌خواست هدیه بده...

324
00:16:51,468 --> 00:16:55,255
‫چندان مشکلی با رک گفتن این ندارم
‫که بگم ترجیحا کادویی نده.

325
00:16:55,305 --> 00:16:56,423
‫دردسر داره.

326
00:16:56,473 --> 00:16:58,092
‫دردسر؟

327
00:16:58,142 --> 00:17:00,602
‫ماکیو چان یه‌کم عجیبه.

328
00:17:01,478 --> 00:17:04,598
‫مامانم که جواب نه قبول نمی‌کنه.

329
00:17:04,648 --> 00:17:07,685
‫قصد بی‌احترامی ندارم.
‫ولی جدی گفتم.

330
00:17:07,735 --> 00:17:10,980
‫اشکالی نداره.
‫لطفا همین‌قدر رک و راست بهش بگو.

331
00:17:11,030 --> 00:17:13,991
‫خودم هم خیلی آدم معاشرتی نیستم.

332
00:17:14,575 --> 00:17:15,943
‫باید برم سر کارم.

333
00:17:15,993 --> 00:17:17,244
‫باشه.

334
00:17:39,475 --> 00:17:40,642
‫آم...

335
00:17:41,060 --> 00:17:43,095
‫ببخشید مزاحم می‌شم.

336
00:17:43,145 --> 00:17:44,680
‫چیزی می‌خواستی؟

337
00:17:44,730 --> 00:17:45,848
‫من دارم می‌رم.

338
00:17:45,898 --> 00:17:47,099
‫باشه.

339
00:17:47,149 --> 00:17:49,568
‫خوابش برد. آسا رو می‌گم.

340
00:17:50,402 --> 00:17:51,478
‫یهویی.

341
00:17:51,528 --> 00:17:53,105
‫خیلی... سردشه.

342
00:17:53,155 --> 00:17:54,314
‫فهمیدم.

343
00:17:54,364 --> 00:17:55,858
‫بعدا میام.

344
00:17:55,908 --> 00:17:57,609
‫که بهش سر بزنم.

345
00:17:57,659 --> 00:17:59,036
‫ببخشید اذیت شدین.

346
00:18:17,387 --> 00:18:18,764
‫ایمیری؟

347
00:18:19,932 --> 00:18:21,308
‫[ایمیری: خوابت برد. من هم می‌رم خونه.]

348
00:18:21,350 --> 00:18:22,726
‫[من رسیدم. بیدار نشدی؟]

349
00:18:31,151 --> 00:18:32,736
‫ماکیو چان.

350
00:18:33,821 --> 00:18:36,732
‫آم... شام خوردی؟

351
00:18:36,782 --> 00:18:38,200
‫روی میزه.

352
00:18:39,910 --> 00:18:41,411
‫بشقاب تو کو؟

353
00:18:42,121 --> 00:18:43,330
‫بعدا می‌خورم.

354
00:18:50,420 --> 00:18:52,214
‫دستت درد نکنه.

355
00:19:01,014 --> 00:19:04,101
‫ولی... الان که دیگه نیست.
‫مامانت رو می‌گم.

356
00:19:05,018 --> 00:19:07,354
‫عجب سردردی...

357
00:19:07,813 --> 00:19:09,890
‫جدیدترین رستوران‌های کوئنجی رو داریم!

358
00:19:09,940 --> 00:19:12,234
‫حتی نمی‌تونم قول بدم
‫که بهت محبت‌ورزی کنم.

359
00:19:13,485 --> 00:19:15,237
‫از خواهرم بدم می‌اومد.

360
00:19:15,821 --> 00:19:18,157
‫دلیلش رو بهت نمی‌گم.

361
00:19:37,134 --> 00:19:41,588
‫من که همیشه نمی‌تونم
‫ملاحظه احساسات تو رو بکنم.

362
00:19:41,638 --> 00:19:46,393
‫احتمالا حتی متوجه تنهایی
‫یا اضطرابی که داری نمی‌شم.

363
00:19:46,894 --> 00:19:49,304
‫چون از مامانم متنفر بودی؟

364
00:19:49,354 --> 00:19:50,347
‫نه.

365
00:19:50,397 --> 00:19:53,817
‫چون وقتی کنار آدم‌های دیگه‌ام،
‫خیلی خسته می‌شم.

366
00:19:54,276 --> 00:19:56,862
‫حتی اگه تنها نباشم نمی‌تونم کار کنم.

367
00:19:57,487 --> 00:20:00,157
‫اینطوری... منزوی نمی‌شی؟

368
00:20:00,616 --> 00:20:04,411
‫همونطوری که تو این احساس
‫خفگی اجتماع رو درک نمی‌کنی،

369
00:20:04,870 --> 00:20:08,240
‫من هم تنهایی تو رو درک نمی‌کنم.

370
00:20:08,290 --> 00:20:12,294
‫چون که من و تو با هم فرق داریم.

371
00:20:14,546 --> 00:20:15,923
‫چی... چیکار...

372
00:20:18,550 --> 00:20:22,379
‫اگه حس کردی بهت بی‌توجهم،
‫معذرت می‌خوام.

373
00:20:22,429 --> 00:20:24,306
‫پس بیا در موردش حرف بزنیم.

374
00:20:24,765 --> 00:20:26,592
‫حتی با اینکه همدیگه رو درک نمی‌کنیم؟

375
00:20:26,642 --> 00:20:27,935
‫چون نمی‌کنیم.

376
00:20:30,103 --> 00:20:33,106
‫من از تنها غذا خوردن خوشم نمیاد.

377
00:20:33,565 --> 00:20:38,237
‫باشه. اگه بعدا حواسم نبود
‫بهم یادآوری کن.

378
00:20:38,820 --> 00:20:41,865
‫اگه می‌خوای حرف بزنیم،
‫می‌تونیم هر از گاهی وقت بذاریم.

379
00:20:42,241 --> 00:20:44,368
‫مطمئنی باهاش مشکلی نداری؟

380
00:20:45,244 --> 00:20:47,120
‫از اونجا که مامانم نیستی؟

381
00:20:47,829 --> 00:20:49,623
‫یا از اونجا که دوستم نداری؟

382
00:20:50,499 --> 00:20:57,372
‫من امیدم به اینه که تو بتونی
‫یه زندگی سالم و نویدبخش داشته باشی.

383
00:20:57,422 --> 00:21:01,793
‫این احساسم از روی
‫علاقه‌ایه که بهت دارم.

384
00:21:01,843 --> 00:21:03,712
‫یعنی حداقل می‌شه گفت علاقه است.

385
00:21:03,762 --> 00:21:05,138
‫خیلی تنهام.

386
00:21:05,973 --> 00:21:10,385
‫ولی من نمی‌تونم این تنهایی
‫زیرپوستی تو رو درست کنم.

387
00:21:10,435 --> 00:21:12,145
‫نه! می‌گم تنهام!

388
00:21:12,938 --> 00:21:14,564
‫خیلی تنهام...

389
00:21:15,315 --> 00:21:16,400
‫فهمیدم.

390
00:21:19,736 --> 00:21:25,117
‫تنهایی من رو پذیرفت.
‫ولی نمی‌تونست درکش کنه.

391
00:21:26,076 --> 00:21:30,330
‫آبی که وسط کویر پیدا بشه،
‫می‌تونه تشنگی رو رفع کنه...

392
00:21:30,789 --> 00:21:34,334
‫ولی نمی‌تونه با بدن یکی بشه.

393
00:21:34,793 --> 00:21:40,340
‫هیچ‌کس با وجود کس دیگه‌ای...
‫نمی‌تونه تنها باشه.

394
00:21:41,967 --> 00:21:45,087
‫ما قبلا هیچ ارتباطی نداشتیم.

395
00:21:45,137 --> 00:21:49,683
‫دارم فکر می‌کنم اشکالی نداره که
‫یه غریبه مثل من انقدر درگیرش بشه؟

396
00:21:50,642 --> 00:21:52,352
‫ساکت شو بابا.

397
00:21:53,186 --> 00:21:54,388
‫مرسی.

398
00:21:54,438 --> 00:21:56,273
‫یه‌کم گوشت برام بیار.

399
00:21:57,524 --> 00:21:58,817
‫کاساماچی، یه سوال.

400
00:21:59,109 --> 00:22:03,322
‫تا حالا احساس کردی... که تنهایی؟