1
00:00:02,085 --> 00:00:03,670
‫آهای، زوده!

2
00:00:04,671 --> 00:00:06,715
‫می‌خوای بطری رو باز کنی؟

3
00:00:06,715 --> 00:00:08,341
‫بزن بریم!

4
00:00:10,593 --> 00:00:13,471
‫[پنج سال پیش، سال نو]

5
00:00:14,097 --> 00:00:17,559
‫دیگه کم‌کم داره رسم می‌شه.

6
00:00:17,600 --> 00:00:21,688
‫خدا رو شکر. من که ترجیح می‌دم
‫به جای فامیل‌هام پیش شما باشم.

7
00:00:21,688 --> 00:00:23,106
‫من هم همینطور.

8
00:00:23,106 --> 00:00:25,150
‫کوتوکو، عجله نکن.

9
00:00:25,150 --> 00:00:27,569
‫من که شروع نکردم.

10
00:00:27,569 --> 00:00:29,195
‫وای، چه خوب شده!

11
00:00:29,195 --> 00:00:30,363
‫خیلی کارت درسته!

12
00:00:30,363 --> 00:00:31,156
‫کی؟

13
00:00:31,156 --> 00:00:32,157
‫صدف‌ها رو می‌گم.

14
00:00:33,408 --> 00:00:36,619
‫ماکیو، تو خیلی وقته
‫سال نو نرفتی خونه.

15
00:00:36,619 --> 00:00:39,122
‫آره، کلا خیلی وقته نرفتم.

16
00:00:39,122 --> 00:00:42,751
‫خواهر کوچیکترم با بچه‌اش
‫مدام می‌ره اونجا.

17
00:00:43,835 --> 00:00:48,631
‫ببینم، اون یارو چی؟
‫همون کاساماچی رو می‌گم.

18
00:00:48,631 --> 00:00:50,467
‫آها... جدا شدیم.

19
00:00:50,467 --> 00:00:52,427
‫چی؟ امکان نداره.

20
00:00:52,427 --> 00:00:54,387
‫واقعا؟ چرا؟

21
00:00:58,141 --> 00:00:58,933
‫ها؟

22
00:00:58,933 --> 00:01:00,643
‫درکت می‌کنم.

23
00:01:02,062 --> 00:01:03,396
‫اوهوم.

24
00:01:03,396 --> 00:01:05,648
‫این چرند و پرند رو ول کن.

25
00:01:06,024 --> 00:01:09,027
‫نمی‌دونم. خیلی آدم خوبی بود.
‫خسته شده بودم.

26
00:01:09,027 --> 00:01:11,613
‫چطور؟ یعنی زیاد بهت گیر می‌داد؟

27
00:01:11,613 --> 00:01:12,655
‫نه، اصلا.

28
00:01:13,031 --> 00:01:17,035
‫فقط احساس کردم خیلی
‫احمقم و خسته‌ام.

29
00:01:17,535 --> 00:01:19,287
‫دقیق‌تر بگو.

30
00:01:19,746 --> 00:01:21,790
‫بذار غذام رو بخورم.

31
00:01:22,540 --> 00:01:25,543
‫بیاین دیگه! ناسلامتی سال نو شده!

32
00:01:25,543 --> 00:01:27,670
‫کسی نمی‌خواد خبرها رو بشنوه؟

33
00:01:27,670 --> 00:01:28,546
‫نچ.

34
00:01:28,546 --> 00:01:32,300
‫من هم همینطور!
‫من که دیگه عاشق نمی‌شم.

35
00:01:32,300 --> 00:01:35,053
‫نمی‌شی؟ یعنی تا ابد؟

36
00:01:35,053 --> 00:01:36,179
‫هیچ‌وقت.

37
00:01:36,638 --> 00:01:38,681
‫یعنی می‌خوای بگی قطعیه؟

38
00:01:38,681 --> 00:01:41,059
‫آره، اخیرا تصمیم گرفتم.

39
00:01:41,059 --> 00:01:42,685
‫البته یه الهام درونی داشتم.

40
00:01:42,685 --> 00:01:44,938
‫ای بابا. الهام درونی؟

41
00:01:44,938 --> 00:01:46,815
‫آره دیگه.

42
00:01:46,815 --> 00:01:50,110
‫حالا همه‌چی توی گذشته
‫معنی پیدا می‌کنه.

43
00:01:50,110 --> 00:01:51,486
‫متوجه شدین؟

44
00:01:51,486 --> 00:01:52,737
‫آره.

45
00:01:52,779 --> 00:01:55,573
‫آره. انگار امروز می‌خواست بیاد.

46
00:01:57,075 --> 00:02:00,078
‫- شرمنده اذیت شدین.
‫- [نوامبر، زمان حال]

47
00:02:01,329 --> 00:02:05,959
‫بله. متوجهم فعلا حالش اینطوریه.

48
00:02:05,959 --> 00:02:08,837
‫هر چی نباشه باید
‫خودش با این مسائل کنار بیاد.

49
00:03:44,515 --> 00:03:49,520
‫- [قسمت نهم: تلاقی]
‫- بله، خیلی ممنونم.
‫ خدانگهدار.

50
00:03:55,443 --> 00:03:57,654
‫چقدر خسته‌ام...

51
00:03:58,071 --> 00:04:01,991
‫دنیا چقدر سروصدا داره...

52
00:04:07,330 --> 00:04:09,249
‫سلام.

53
00:04:10,333 --> 00:04:12,585
‫عه، آسا چان!

54
00:04:12,585 --> 00:04:14,504
‫بالاخره برگشت.

55
00:04:14,504 --> 00:04:17,006
‫ببخشید. یه مدت نبودم.

56
00:04:17,006 --> 00:04:20,260
‫تاکومی سان، شنیدم بدجور سرما خوردی.

57
00:04:20,260 --> 00:04:22,762
‫آره. ده روزی از پا درم آورده بود.

58
00:04:22,762 --> 00:04:25,306
‫کاش من هم می‌تونستم
‫ده روز مدرسه نیام!

59
00:04:26,766 --> 00:04:29,018
‫- [کلوپ بند موساکا، کنسرت زنده]
‫- دارین تراکت می‌سازین؟

60
00:04:29,018 --> 00:04:32,563
‫این کار رو به ما سال اولی‌ها دادن
‫که جایی توی گروه نداشتیم.

61
00:04:32,563 --> 00:04:36,526
‫از زمان جشنواره هیچی عوض نشده.

62
00:04:41,281 --> 00:04:42,198
‫این...

63
00:04:43,116 --> 00:04:44,659
‫میموری چانه؟

64
00:04:44,659 --> 00:04:47,245
‫آره، وقتی نبودی جات اومده بود.

65
00:04:47,245 --> 00:04:50,039
‫قراره با گروه سال دومی‌ها شروع کنه.

66
00:04:50,039 --> 00:04:51,374
‫چی؟!

67
00:04:51,374 --> 00:04:53,418
‫کارش خوبه دیگه، می‌دونی؟

68
00:04:53,418 --> 00:04:55,044
‫حضور پرشوری روی استیج داره.

69
00:04:55,044 --> 00:05:00,967
‫یا باید نوازندگیمون خیلی بهتر بشه.
‫یا آهنگ‌های خودمون رو بنویسیم.

70
00:05:00,967 --> 00:05:03,052
‫فقط اینطوری می‌تونیم
‫جایگاه پیدا کنیم.

71
00:05:03,052 --> 00:05:04,429
‫آهنگ خودمون...

72
00:05:04,429 --> 00:05:08,433
‫آهنگ‌های اصلی معمولا اولویت دارن،
‫یادت رفته؟

73
00:05:08,433 --> 00:05:10,643
‫خب، یه دور آزمایشی بریم؟

74
00:05:10,643 --> 00:05:11,936
‫آره لطفا.

75
00:05:20,695 --> 00:05:22,780
‫چقدر باحاله...

76
00:05:24,991 --> 00:05:26,117
‫انصاف نیست.

77
00:05:27,035 --> 00:05:29,370
‫چرا ما نمی‌تونیم اینطوری بزنیم؟

78
00:05:29,704 --> 00:05:31,622
‫[دفتر مشاور]

79
00:05:31,622 --> 00:05:34,208
‫درباره چیزی می‌خواستی صحبت کنی؟

80
00:05:37,378 --> 00:05:38,838
‫عه...

81
00:05:40,006 --> 00:05:41,674
‫نمی‌دونم.

82
00:05:41,674 --> 00:05:43,343
‫هر چیزی دوست داری بگو.

83
00:05:44,052 --> 00:05:46,471
‫آدم‌ها معمولا چی می‌گن؟

84
00:05:46,804 --> 00:05:50,308
‫هر چیزی دلت خواست.
‫درست و غلط که نداره.

85
00:05:54,520 --> 00:05:57,440
‫انصاف نیست. گم شن.

86
00:05:59,108 --> 00:06:03,654
‫یعنی این رو...
‫خودم باید بفهمم؟

87
00:06:04,906 --> 00:06:07,158
‫اصلا مشاوره به چه درد می‌خوره؟

88
00:06:07,158 --> 00:06:08,993
‫یهو می‌گه صحبت کن.

89
00:06:08,993 --> 00:06:10,745
‫ولی حرفی به ذهنم نمی‌رسه.

90
00:06:10,995 --> 00:06:13,206
‫احتمالا چون ذهنت همیشه خالیه.

91
00:06:14,207 --> 00:06:15,208
‫ساکت!

92
00:06:17,126 --> 00:06:19,045
‫پس می‌ری پیش مشاور؟

93
00:06:19,462 --> 00:06:22,757
‫یکی از بچه‌های تقویتی بهم گفت
‫که اون هم می‌ره حرف می‌زنه.

94
00:06:22,757 --> 00:06:24,717
‫ظاهرا زیاد نمی‌ره مدرسه.

95
00:06:24,717 --> 00:06:25,885
‫آها...

96
00:06:26,260 --> 00:06:28,346
‫ببینم، حالا طرف کیه؟

97
00:06:28,346 --> 00:06:30,556
‫باز شروع کردی. خیلی رومخی.

98
00:06:30,556 --> 00:06:31,641
‫ولش کن.

99
00:06:31,641 --> 00:06:32,892
‫بگو دیگه، بگو.

100
00:06:32,892 --> 00:06:33,643
‫آشنا شدین؟

101
00:06:33,643 --> 00:06:35,144
‫با یکی آشنا شدی؟

102
00:06:35,144 --> 00:06:36,396
‫ولم کن دیگه!

103
00:06:36,396 --> 00:06:38,439
‫دیگه درباره این مسائل
‫باهات حرف نمی‌زنم.

104
00:06:38,439 --> 00:06:40,274
‫چی؟ چرا، چرا، چرا؟ بگو دیگه!

105
00:06:40,691 --> 00:06:42,068
‫چون خیلی رومخی.

106
00:06:44,987 --> 00:06:47,740
‫«می‌تونی سر راهت گوشت بگیری؟
‫هر گوشتی بود.»

107
00:06:47,740 --> 00:06:49,075
‫هر گوشتی بود؟

108
00:06:49,075 --> 00:06:50,284
‫ماکیو سان پیام داده؟

109
00:06:50,284 --> 00:06:53,704
‫آره، اخیرا خیلی حواس‌پرت شده.

110
00:06:53,704 --> 00:06:55,331
‫اکثر اوقات تو سر خودشه.

111
00:06:56,040 --> 00:06:58,084
‫گمونم به خاطر کارش باشه.

112
00:06:58,084 --> 00:07:02,547
‫- جدی؟ رمان‌نویس بودن انقدر سخته؟
‫- [هیچی نداریم. نمی‌شه غذا درست کرد.]
‫- [هر گوشتی خواستی بگیر.]
‫- چه بدونم.

113
00:07:03,464 --> 00:07:05,883
‫ولی حداقل کاریه که دوستش داره.

114
00:07:05,883 --> 00:07:07,969
‫جدیدا حتی در طول روز هم چرت می‌زنه.

115
00:07:07,969 --> 00:07:09,220
‫واقعا؟

116
00:07:10,179 --> 00:07:12,974
‫کاش من هم بتونم اینطوری زندگی کنم.

117
00:07:12,974 --> 00:07:14,225
‫چطوری؟

118
00:07:14,851 --> 00:07:17,728
‫نمی‌دونم. یه‌کم غیرممکنه، می‌دونی؟

119
00:07:17,728 --> 00:07:20,648
‫آره. کاش می‌شد یکی دیگه
‫به جای من انتخاب کنه.

120
00:07:20,648 --> 00:07:23,609
‫در اون صورت ممکن بود
‫شغلت چیزی که دوست داری نباشه.

121
00:07:24,402 --> 00:07:28,197
‫من که نمی‌دونم به درد چه کاری می‌خورم.

122
00:07:28,197 --> 00:07:35,872
‫- [با استعدادت به رویاهایت برس]
‫- راست می‌گی.
‫- شاید تو هم مثل ماکیو سان نویسنده بشی.
‫- چی؟!
‫- از کجا معلوم؟ شاید نابغه بودی.

123
00:07:35,872 --> 00:07:37,832
‫همینطوری می‌گم!

124
00:07:38,583 --> 00:07:41,294
‫خروجی در سمت راست قرار داد.

125
00:07:42,003 --> 00:07:43,379
‫مسافران عزیز، توجه کنید.

126
00:07:43,504 --> 00:07:45,339
‫[تنها در فضای باز ایستادم.
‫وسط بیابان. کسی دیده نمی‌شود.]

127
00:07:45,381 --> 00:07:46,507
‫لطفا از تلفن همراهتون...

128
00:07:46,507 --> 00:07:48,509
‫[ران مرغ خانگی]

129
00:07:59,979 --> 00:08:01,189
‫راستی...

130
00:08:01,189 --> 00:08:02,273
‫هوم؟

131
00:08:02,273 --> 00:08:05,401
‫با سال اولی‌ها داریم
‫شعر می‌نویسیم...

132
00:08:05,401 --> 00:08:06,861
‫شعر؟

133
00:08:06,861 --> 00:08:07,945
‫واسه گروهمونه.

134
00:08:07,945 --> 00:08:10,781
‫آها. چطور آهنگیه؟

135
00:08:10,781 --> 00:08:12,158
‫هنوز ننوشتیم.

136
00:08:12,575 --> 00:08:14,285
‫داریم ترانه رو می‌نویسیم.

137
00:08:14,785 --> 00:08:16,913
‫یعنی می‌تونم بخونم؟

138
00:08:16,913 --> 00:08:18,581
‫آره، بهم بگو نظرت چیه.

139
00:08:19,040 --> 00:08:21,792
‫باشه. بده ببینم...

140
00:08:24,212 --> 00:08:29,091
‫قانونش اینطوریه که آهنگ‌های جدید
‫واسه اجرا اولویت دارن.

141
00:08:29,592 --> 00:08:33,554
‫من که همین امروز شروع کردم.
‫شک دارم خوب باشه، ولی...

142
00:08:34,764 --> 00:08:35,681
‫خب؟

143
00:08:36,599 --> 00:08:38,184
‫آم...

144
00:08:38,559 --> 00:08:43,731
‫آره. عجب... خب...

145
00:08:46,067 --> 00:08:47,693
‫این چه واکنشیه؟!

146
00:08:47,693 --> 00:08:51,572
‫هیچی. فقط خیلی...
‫جوانی و تازگی داره.

147
00:08:51,572 --> 00:08:54,075
‫اولین بارته که شعر می‌نویسی؟

148
00:08:54,075 --> 00:08:55,660
‫خیلی عجیب رفتار می‌کنی!

149
00:08:55,660 --> 00:08:57,620
‫وایستا. یعنی آبروم رفته؟

150
00:08:57,620 --> 00:09:00,456
‫بهم نگو وگرنه دیگه نمی‌تونم
‫با خودم کنار بیام!

151
00:09:00,456 --> 00:09:03,000
‫نه، نگران این چیزها نباش.

152
00:09:03,000 --> 00:09:05,586
‫فقط باید تا جایی که می‌تونی بنویسی.

153
00:09:06,003 --> 00:09:07,547
‫کاملا جدی دارم بهت می‌گم.

154
00:09:07,547 --> 00:09:09,173
‫پس آبروی خودم رو بردم؟

155
00:09:09,757 --> 00:09:11,592
‫ولش کن. توصیه‌ای نداری؟

156
00:09:11,592 --> 00:09:13,386
‫بهم توصیه کن.

157
00:09:13,386 --> 00:09:14,387
‫چی؟

158
00:09:15,721 --> 00:09:17,557
‫خیلی‌خب...

159
00:09:17,557 --> 00:09:20,268
‫اولا که موضوع اصلیت مشخص نیست.

160
00:09:20,268 --> 00:09:21,769
‫بهتره روی یک موضوع تمرکز کنی.

161
00:09:22,186 --> 00:09:24,939
‫نیمه اولش درباره جزئیات ریزه،

162
00:09:24,939 --> 00:09:29,110
‫واسه همین توی بریج می‌تونی
‫به منظور اصلیت نزدیکش کنی.

163
00:09:29,694 --> 00:09:33,990
‫در کل، اصطلاحاتی که به کار بردی
‫تا حدی مبهم جلوه می‌کنن...

164
00:09:33,990 --> 00:09:35,616
‫اینطوری که نگو!

165
00:09:35,616 --> 00:09:36,117
‫ها؟

166
00:09:39,579 --> 00:09:41,622
‫آم...

167
00:09:41,622 --> 00:09:45,710
‫می‌خوای تمرکز کنی که بفهمی
‫چه حرفی قراره بزنی؟

168
00:09:51,257 --> 00:09:53,884
‫من که حرفی ندارم.

169
00:09:53,884 --> 00:09:57,054
‫آها. خیلی‌خب.

170
00:09:58,389 --> 00:10:00,641
‫دیگه چی؟ توصیه نداری؟

171
00:10:00,641 --> 00:10:01,726
‫چی؟

172
00:10:02,602 --> 00:10:05,146
‫هوم، خب...

173
00:10:06,063 --> 00:10:09,275
‫به قصد کشت بنویس.

174
00:10:10,901 --> 00:10:15,156
‫بزن، بساز، برق بنداز.
‫انگار که جونت بهش بسته است.

175
00:10:16,157 --> 00:10:17,908
‫و از زندگیت توی این جنگ مایه بذار.

176
00:10:20,286 --> 00:10:23,789
‫چون نوشتن یعنی این.

177
00:10:26,125 --> 00:10:27,293
‫چی؟

178
00:10:29,211 --> 00:10:31,922
‫چرا همیشه انقدر عجیب حرف می‌زنی؟

179
00:10:34,884 --> 00:10:36,677
‫انگار از یه کشور دیگه اومدی.

180
00:10:38,012 --> 00:10:39,847
‫خب، پس...

181
00:10:39,847 --> 00:10:41,766
‫می‌شه پسش بدی؟

182
00:10:41,766 --> 00:10:43,934
‫راستش، می‌شه نگهش دارم؟

183
00:10:43,934 --> 00:10:45,936
‫چی؟ چرا؟

184
00:10:45,936 --> 00:10:47,730
‫بهم قدرت می‌ده.

185
00:10:47,730 --> 00:10:49,899
‫آها. باید دایره لغاتش بیشتر بشه.

186
00:10:49,899 --> 00:10:50,941
‫دایره لغات!

187
00:10:50,941 --> 00:10:51,984
‫همینه. مطمئنم.

188
00:10:52,026 --> 00:10:57,907
‫اون لحظه نمی‌فهمیدم که داره
‫چه حرفی بهم می‌زنه.

189
00:10:57,907 --> 00:11:02,536
‫- درباره چیزی می‌خوای صحبت کنی؟
‫- انگار همه به زبان بیگانه‌ای حرف می‌زدن.

190
00:11:03,704 --> 00:11:08,209
‫ولی انگار قرار نبود
‫تا مدت‌ها بعد متوجهشون بشم.

191
00:11:08,209 --> 00:11:12,713
‫«مراد تتسود یلیخ تردام ناونع هب نم، اسآ.»

192
00:11:13,297 --> 00:11:15,216
‫نمی‌فهمم چی می‌گی!

193
00:11:16,717 --> 00:11:20,429
‫خاله‌ام رمان‌نویسه، مامان و بابام مردن،
‫کلی هم زحمت می‌کشم!

194
00:11:20,429 --> 00:11:23,474
‫باید ازشون استفاده کنم
‫که ترانه عمیقی بنویسم!

195
00:11:23,474 --> 00:11:26,477
‫پس چرا انقدر ساده می‌نویسم؟!

196
00:11:28,437 --> 00:11:33,943
‫- اون زمان بزرگترین نگرانیم این بود.
‫- [اولین سال دبیرستان آسا]

197
00:11:39,073 --> 00:11:42,076
‫- یه حرف آخری باهات دارم...
‫- چه قشنگ.

198
00:11:42,076 --> 00:11:43,077
‫ها؟

199
00:11:43,786 --> 00:11:46,038
‫من هم الهام درونی می‌خوام.

200
00:11:47,623 --> 00:11:49,583
‫واقعا گل گفتی.

201
00:11:49,917 --> 00:11:51,711
‫من بیشتر می‌خوام.

202
00:11:52,461 --> 00:11:53,838
‫خیلی پررویی.

203
00:11:55,840 --> 00:11:59,510
‫- [شانزدهم نوامبر]
‫- خب، یه‌سری وسایل آوردم.

204
00:11:59,510 --> 00:12:01,971
‫احتمالا چند روزی کافی باشه.

205
00:12:02,513 --> 00:12:03,889
‫لوسش می‌کنی؟

206
00:12:03,889 --> 00:12:04,640
‫ها؟

207
00:12:05,099 --> 00:12:06,976
‫حتی نیومد بهت خوش‌آمد بگه.

208
00:12:06,976 --> 00:12:08,936
‫عه، بهم پیام داد.

209
00:12:08,936 --> 00:12:10,771
‫گفت «ده خط دیگه مونده.»

210
00:12:12,356 --> 00:12:15,943
‫گمونم برای خودش بهتره
‫که انقدر بهش آسون نگیری.

211
00:12:17,737 --> 00:12:20,072
‫خب، از من به تو نصیحت،

212
00:12:20,072 --> 00:12:25,077
‫با سختگیری به بقیه آدم به جایی نمی‌رسه.

213
00:12:25,661 --> 00:12:29,874
‫تازه، مگه آدم نباید کسی که
‫دوستش داره رو لوس کنه؟

214
00:12:35,379 --> 00:12:37,631
‫عه. ماکیو سان.

215
00:12:38,549 --> 00:12:40,259
‫ده خط رو تموم کردی؟

216
00:12:44,263 --> 00:12:46,265
‫ای وای. واقعا زیاد کار می‌کنی‌ها.

217
00:12:46,265 --> 00:12:47,975
‫برات غذا آوردم.

218
00:12:47,975 --> 00:12:49,477
‫چی آوردی؟

219
00:12:49,977 --> 00:12:54,023
‫- نیمه‌آماده است. فقط تفت بده...
‫بهتر نیست از یکی کمک بگیری؟

220
00:12:54,356 --> 00:12:55,858
‫واسه چی؟

221
00:12:55,858 --> 00:12:58,527
‫اگه می‌خوای حرفم رو نشنیده بگیر،

222
00:12:58,527 --> 00:13:01,614
‫ولی گفتم اگه یکی توی حیطه کاری
‫خودت باشه بتونه کمکت کنه.

223
00:13:01,614 --> 00:13:05,284
‫که باعث بشه از این...
‫باتلاق کاری بیرون بیای.

224
00:13:08,537 --> 00:13:11,040
‫- [بیست و هفتم نوامبر]
‫- یا خدا!

225
00:13:11,040 --> 00:13:14,960
‫- خدایا. جونو سان!
‫- پس حسابی اذیت شدی، نه؟

226
00:13:14,960 --> 00:13:16,796
‫طفلکی.

227
00:13:16,796 --> 00:13:18,756
‫تعریف کن ببینم.

228
00:13:20,257 --> 00:13:21,801
‫مرسی که دعوتم کردی.

229
00:13:21,801 --> 00:13:23,302
‫عه... سلام.

230
00:13:23,636 --> 00:13:25,596
‫شنیدم کودای خیلی مراقبته.

231
00:13:25,596 --> 00:13:29,350
‫نه که بخوام منت بذارم
‫و بگم بابتش قدردان باشی.

232
00:13:29,350 --> 00:13:31,477
‫بهرحال تصمیم خود کودای سان بود.

233
00:13:31,477 --> 00:13:32,853
‫عالیه، عالیه!

234
00:13:34,814 --> 00:13:36,357
‫جونو سان، قهوه می‌خوری؟

235
00:13:36,357 --> 00:13:37,566
‫آره.

236
00:13:37,983 --> 00:13:40,069
‫پایه‌اید دورایاکی بخوریم؟

237
00:13:43,948 --> 00:13:45,324
‫که اینطور.

238
00:13:45,533 --> 00:13:49,078
‫من خودم چند سال پیش
‫توی یه باتلاق خیلی بدی بودم.

239
00:13:49,078 --> 00:13:52,581
‫چی؟ مگه تو راه به راه
‫کار جدید منتشر نمی‌کنی؟

240
00:13:52,581 --> 00:13:55,167
‫گمونم تقریبا سه سال پیش بود...

241
00:13:55,167 --> 00:13:59,630
‫هنوز می‌تونستم بنویسم.
‫ولی طعم و مزه‌اش رفته بود.

242
00:13:59,630 --> 00:14:00,756
‫رفته بود؟

243
00:14:01,340 --> 00:14:02,925
‫ذات رمان‌نویس رو که می‌شناسی.

244
00:14:02,925 --> 00:14:07,096
‫ما مدام چیزهایی خلق می‌کنیم
‫که تضمین کنیم خوبن، قبول داری؟

245
00:14:07,096 --> 00:14:11,308
‫گاهی اوقات هم مردم
‫بهمون بازخورد مثبت می‌دن.

246
00:14:11,308 --> 00:14:14,979
‫حتی اگه مخاطب‌هامون به عده‌ای
‫با ذائقه خاص محدود بشن.

247
00:14:17,189 --> 00:14:20,860
‫ولی هر چیزی که می‌نوشتم
‫هیچ طعم و مزه‌ای نداشت.

248
00:14:21,819 --> 00:14:24,488
‫هیچ‌کدومشون برام شادی‌آور نبود.

249
00:14:24,989 --> 00:14:28,242
‫خیلی تنها بودم.
‫احساس درموندگی می‌کردم.

250
00:14:30,244 --> 00:14:32,162
‫تنها بودی...؟

251
00:14:32,162 --> 00:14:34,081
‫آره، خیلی زیاد.

252
00:14:34,999 --> 00:14:38,752
‫- [بیستم دسامبر]
‫- وای، باز سر ظهر افسرده نشسته.

253
00:14:38,752 --> 00:14:40,004
‫مشکلیه؟

254
00:14:40,004 --> 00:14:41,964
‫کارم رو تموم کردم.

255
00:14:41,964 --> 00:14:43,382
‫باورم نمی‌شه.

256
00:14:43,382 --> 00:14:45,092
‫مرسی که دعوتم کردین.

257
00:14:45,509 --> 00:14:47,845
‫یه فروشگاه برند لوکس خوبه؟

258
00:14:47,845 --> 00:14:49,638
‫من هم به معماری علاقه دارم.

259
00:14:49,638 --> 00:14:50,764
‫تو چی آسا؟

260
00:14:50,764 --> 00:14:53,017
‫آم... کنسرت زنده؟

261
00:14:53,017 --> 00:14:55,144
‫آره، اون هم باحاله!

262
00:14:55,603 --> 00:14:57,146
‫ماکیو سان؟

263
00:14:58,147 --> 00:15:00,399
‫تو با رمان نوشتن
‫احساس کمال می‌کنی؟

264
00:15:01,275 --> 00:15:02,568
‫اصلا.

265
00:15:03,110 --> 00:15:06,238
‫مادرم خیلی زن باهوشی بود.

266
00:15:06,780 --> 00:15:09,408
‫اگه بچه‌دار نمی‌شد،

267
00:15:09,408 --> 00:15:12,786
‫یا حداقل یه نسل دیرتر به دنیا می‌اومد،

268
00:15:13,037 --> 00:15:16,749
‫مطمئنم توی دنیا آدم مهمی می‌شد.

269
00:15:17,416 --> 00:15:19,168
‫واسه همین حس می‌کنم...

270
00:15:19,668 --> 00:15:24,465
‫که از این جهت نگاه کنم،
‫انگار زندگی مادرم رو دزدیدم.

271
00:15:25,174 --> 00:15:27,384
‫یعنی گناه طبیعیت می‌بینیش؟

272
00:15:27,384 --> 00:15:29,929
‫تقصیر تو نیست. این نقص جامعه است.

273
00:15:31,889 --> 00:15:33,933
‫راست می‌گی!

274
00:15:34,934 --> 00:15:37,895
‫اولین کارم رو که گرفتم...

275
00:15:37,895 --> 00:15:38,938
‫توی بانک؟

276
00:15:38,938 --> 00:15:39,897
‫آره.

277
00:15:39,897 --> 00:15:44,860
‫جای تعجب نداشت که بابام
‫اصلا هیجان‌زده نبود.

278
00:15:45,402 --> 00:15:47,947
‫«بابا، تصمیم گرفتم پیشنهاد کاری
‫بانک رو قبول کنم.»

279
00:15:48,364 --> 00:15:50,950
‫«که اینطور؟»

280
00:15:50,950 --> 00:15:54,036
‫بابات بعضی وقت‌ها خیلی...

281
00:15:54,036 --> 00:15:55,287
‫قبول دارم.

282
00:15:55,287 --> 00:15:58,457
‫ولی مامانم که شنید،
‫گوش‌هاش قرمز شده بود.

283
00:15:59,083 --> 00:16:03,253
‫گفت «خیلی تحسین‌برانگیزه.»
‫یا یه همچین چیزی گفته بود.

284
00:16:03,253 --> 00:16:06,715
‫اون هم قبل از ازدواجش
‫توی بانک کار می‌کرد.

285
00:16:07,508 --> 00:16:12,388
‫فکر کنم اولین باری بود
‫که واضحا ناراحت شده بود،

286
00:16:12,388 --> 00:16:14,473
‫نه که خیلی درگیرش باشم.

287
00:16:14,473 --> 00:16:16,433
‫آره...

288
00:16:16,433 --> 00:16:19,228
‫نه! از مامانم بدم میاد!

289
00:16:19,228 --> 00:16:23,399
‫گفت «انگار همین دیروز بود
‫که ایمیری خودش رو خراب کرد!»

290
00:16:23,399 --> 00:16:26,360
‫انقدر مسخره‌ام نکن ماکیو سان!

291
00:16:26,360 --> 00:16:30,990
‫تو یکی بخند، ولی مطمئنم تو هم
‫اون زمان همین بودی.

292
00:16:31,532 --> 00:16:34,618
‫دیدی؟ آسای خرابکار!

293
00:16:35,119 --> 00:16:37,705
‫راستی، یه دستور تهیه‌ای بود.

294
00:16:37,705 --> 00:16:39,206
‫توی دفتر...

295
00:16:39,206 --> 00:16:41,375
‫دفتر بنتوی مامانم؟

296
00:16:41,375 --> 00:16:46,588
‫آره. سیب‌زمینی و ترشی آلوچه
‫که توی گوشت پیچیده شده.

297
00:16:46,588 --> 00:16:49,258
‫وای، کاش می‌شد دوباره بخورمش.

298
00:16:49,591 --> 00:16:51,844
‫کار ما ممکنه بیهوده به نظر بیاد.

299
00:16:51,844 --> 00:16:54,388
‫انگار یه گودال می‌کَنیم،
‫بعد خودمون پرش می‌کنیم.

300
00:16:56,390 --> 00:16:58,642
‫خب آسا، تصمیمت رو درباره
‫علوم ادبیات گرفتی؟

301
00:16:58,642 --> 00:17:00,853
‫عه، هنوز نه.

302
00:17:00,853 --> 00:17:02,146
‫«علوم ادبیات؟»

303
00:17:03,313 --> 00:17:06,316
‫ماکیو سان، جزوه‌های ما رو خوندی؟

304
00:17:06,316 --> 00:17:08,610
‫نه... هنوز نخوندم.

305
00:17:08,610 --> 00:17:09,653
‫هنوز؟

306
00:17:09,903 --> 00:17:11,739
‫می‌خوای دانشگاه سراسری بری؟

307
00:17:11,739 --> 00:17:14,783
‫اگه ریاضیم بهتر بود
‫می‌خواستم علوم بخونم، ولی...

308
00:17:14,783 --> 00:17:16,994
‫آها، منظورت ادبیات یا علوم بود؟

309
00:17:16,994 --> 00:17:19,038
‫ماکیو چان، تو کدوم رو انتخاب کردی؟

310
00:17:19,038 --> 00:17:21,165
‫قطعا ادبیات رو انتخاب کردم.

311
00:17:21,165 --> 00:17:21,915
‫چرا قطعا؟

312
00:17:21,915 --> 00:17:23,167
‫قطعا.

313
00:17:23,917 --> 00:17:26,336
‫باید بر اساس شغلم انتخاب کنم؟

314
00:17:26,336 --> 00:17:28,922
‫یا چیزی که می‌خوام بخونم؟

315
00:17:30,299 --> 00:17:33,385
‫خب، می‌خواستم بهت بگم
‫که انقدر به خودت فشار نیار. ولی...

316
00:17:33,385 --> 00:17:36,388
‫گمونم توی حیطه کاری تو امکانش نباشه.

317
00:17:37,222 --> 00:17:40,601
‫ماکیو سان، تو کی تصمیم گرفتی
‫رمان‌نویس بشی؟

318
00:17:40,601 --> 00:17:42,561
‫گمونم شد دیگه.

319
00:17:42,561 --> 00:17:44,063
‫این که نشد جواب!

320
00:17:44,063 --> 00:17:45,355
‫جدی بگو.

321
00:17:45,355 --> 00:17:46,231
‫آره.

322
00:17:46,231 --> 00:17:48,484
‫جدی گفتم دیگه.

323
00:17:48,484 --> 00:17:50,444
‫لطفا دخالت نکن.

324
00:17:50,444 --> 00:17:53,363
‫آهای. چی می‌نویسی کوچولو؟

325
00:17:53,989 --> 00:17:56,075
‫کوچولو...؟

326
00:17:56,075 --> 00:17:58,869
‫خیلی روی قدش حساسه.

327
00:17:58,869 --> 00:18:02,122
‫جدی؟ من منظورم سنش بود.

328
00:18:02,122 --> 00:18:03,582
‫معذرت می‌خوام.

329
00:18:03,582 --> 00:18:05,417
‫هنوز توی سن رشدم.

330
00:18:05,417 --> 00:18:08,587
‫مگه مهمه؟
‫من هم خودم کوتاهم.

331
00:18:08,587 --> 00:18:10,047
‫بامزه است، مگه نه؟

332
00:18:10,339 --> 00:18:11,256
‫نه خیر!

333
00:18:11,256 --> 00:18:13,550
‫می‌خوام با شلوار گشاد خوب به نظر بیام!

334
00:18:13,550 --> 00:18:14,718
‫می‌شه دورایاکی بخورم؟

335
00:18:14,718 --> 00:18:15,719
‫آره.

336
00:18:15,719 --> 00:18:19,223
‫بی‌خیال، ما کوتاه‌ها باید
‫هوای همدیگه رو داشته باشیم.

337
00:18:19,223 --> 00:18:22,434
‫نه! من می‌خوام کسی که
‫دلم می‌خواد بشم!

338
00:18:27,231 --> 00:18:30,359
‫خب، حتی اگه معمولی
‫یا حوصله‌سربر باشی،

339
00:18:30,359 --> 00:18:32,736
‫بالاخره می‌تونی کار آرزوهات رو پیدا کنی.

340
00:18:32,736 --> 00:18:35,239
‫گمونم این بخشش مال داستان خودمه.

341
00:18:35,239 --> 00:18:39,993
‫مردم می‌گن آینده آدم‌ها بی‌کرانه.
‫که همین باعث اضطراب می‌شه.

342
00:18:40,285 --> 00:18:42,162
‫کسی که دلت می‌خواد باشی؟

343
00:18:42,746 --> 00:18:44,998
‫حالا کو تا اون موقع؟

344
00:18:47,876 --> 00:18:49,253
‫گمشو...

345
00:18:50,003 --> 00:18:53,257
‫عه، عه. بی‌ادبی نکن دیگه.

346
00:18:53,257 --> 00:18:54,925
‫آسا بودی، نه؟

347
00:18:54,925 --> 00:18:58,887
‫تو با این کارت با یه مسئله
‫انسانی و کهن وارد جنگ شدی.

348
00:18:59,763 --> 00:19:02,474
‫من فقط می‌خوام آزاد باشم.

349
00:19:02,474 --> 00:19:03,725
‫گرسنمه!

350
00:19:03,725 --> 00:19:05,185
‫بریم غذا بخوریم؟

351
00:19:05,185 --> 00:19:06,687
‫راستش بدک نیست.

352
00:19:06,687 --> 00:19:09,398
‫خیلی‌خب.
‫یه چیزی درست کنیم.

353
00:19:12,818 --> 00:19:14,903
‫اصلا متوجه نمی‌شم.

354
00:19:27,708 --> 00:19:28,876
‫انصاف نیست.

355
00:19:38,135 --> 00:19:39,386
‫گمشو.

356
00:19:39,887 --> 00:19:41,054
‫انصاف نیست.

357
00:19:42,306 --> 00:19:44,391
‫اصلا درک نمی‌کنم.

358
00:19:45,809 --> 00:19:48,812
‫[نوزدهم دسامبر]

359
00:19:51,690 --> 00:19:55,736
‫ایمیری فردا می‌خواد بیاد.
‫اشکالی نداره؟

360
00:19:57,196 --> 00:19:58,322
‫باشه.

361
00:19:58,989 --> 00:20:00,908
‫من دارم می‌رم.

362
00:20:02,784 --> 00:20:03,994
‫موفق باشی.

363
00:20:43,033 --> 00:20:45,619
‫تموم...!

364
00:20:51,041 --> 00:20:52,251
‫شب به خیر.

365
00:21:09,351 --> 00:21:12,896
‫دیشب نصف شب بیدار شدم.

366
00:21:12,896 --> 00:21:16,024
‫سردت بود؟ پد گرمکن برات بیارم؟

367
00:21:18,694 --> 00:21:20,654
‫باید به تمرین صبح برسم.

368
00:21:21,905 --> 00:21:24,658
‫راستی، متن آهنگت چی شد؟

369
00:21:24,658 --> 00:21:26,493
‫لطفا در موردش حرف نزن.

370
00:21:26,493 --> 00:21:29,204
‫من که مسخره‌ات نمی‌کنم.

371
00:21:29,204 --> 00:21:31,290
‫واقعا به نظرم یه فرصتی بهش بده.

372
00:21:33,917 --> 00:21:35,919
‫[بیست و هفتم نوامبر]
‫- [می‌خوام کسی بشم که می‌خوام!]

373
00:21:39,965 --> 00:21:41,633
‫من رفتم!

374
00:21:41,633 --> 00:21:42,551
‫باشه.

375
00:21:43,677 --> 00:21:45,220
‫موفق باشی.

376
00:21:48,098 --> 00:21:49,933
‫یعنی یه روز قراره بفهمم...

377
00:21:50,309 --> 00:21:56,231
‫که کی‌ام، چی رو دوست دارم و ندارم،
‫یا چطوری قراره زندگی کنم؟

378
00:21:57,190 --> 00:22:00,652
‫شاید یه روزی به جوابش رسیدم.

379
00:22:04,239 --> 00:22:05,657
‫یه روزی...