1
00:00:00,208 --> 00:00:11,678
‫♪ - پس لطفا بذار تا از سرم نیفتادی... ♪
‫- [انجمن گروه موسیقی، تست خوانندگی]
‫♪ - بیا یه سر محل همیشگیمون ببینمت. ♪

2
00:00:14,931 --> 00:00:19,135
‫ای بابا. بهم زل نزنین. معذب می‌شم.

3
00:00:19,185 --> 00:00:21,137
‫ناسلامتی تسته احمق.

4
00:00:21,187 --> 00:00:22,681
‫بامزه است.

5
00:00:22,731 --> 00:00:24,683
‫تست رو به شوخی گرفته.

6
00:00:24,733 --> 00:00:26,943
‫خب، کس دیگه‌ای نبود؟

7
00:00:31,573 --> 00:00:33,024
‫آسا چان!

8
00:00:33,074 --> 00:00:35,035
‫خوبه. نوبت توئه تاکومی سان.

9
00:00:39,414 --> 00:00:44,002
‫ ماکیو چان، اگه تو نبودی احتمالا
‫وارد انجمن گروه موسیقی نمی‌شدم.

10
00:00:44,335 --> 00:00:46,579
‫من که بعید می‌دونم.

11
00:00:46,629 --> 00:00:48,465
‫خودت این تصمیم رو گرفتی.

12
00:00:48,965 --> 00:00:54,429
‫اگه هر جایی زندگی می‌کردی،
‫به نظرم همین تصمیم رو می‌گرفتی.

13
00:00:58,975 --> 00:01:03,063
‫یعنی اگه مامان و بابام بودن
‫چی بهم می‌گفتن؟

14
00:01:04,022 --> 00:01:05,356
‫من هم نمی‌دونم.

15
00:01:06,483 --> 00:01:07,859
‫یه‌کم روش فکر کن.

16
00:01:08,318 --> 00:01:10,028
‫برای همین تصور می‌کنم...

17
00:01:10,820 --> 00:01:13,615
‫خدایا. موهات رو چیکار کردی؟

18
00:01:14,032 --> 00:01:17,619
‫خب، هر کاری دلت می‌خواد بکن.

19
00:01:18,328 --> 00:01:20,497
‫یعنی اگه امروز بودن چی می‌گفتن؟

20
00:01:22,248 --> 00:01:25,543
‫هنوز هیچ جوابی براش ندارم.

21
00:01:26,836 --> 00:01:31,132
‫گمونم می‌شه گفت... توی چشم بودی.

22
00:01:31,508 --> 00:01:34,085
‫نمی‌دونستم خوشت میاد توی چشم باشی.

23
00:01:34,135 --> 00:01:38,139
‫یعنی باید از جون و دل مایه بذاری.

24
00:01:38,515 --> 00:01:42,018
‫توی چشم بودن چیز خوبیه؟ یا چیز بدیه؟

25
00:01:42,352 --> 00:01:47,432
‫خودم نمی‌دونم.
‫ولی حس خوبی بهش ندارم.

26
00:01:47,482 --> 00:01:49,476
‫انگار از اون مدل آدم‌ها نیستم؟

27
00:01:49,526 --> 00:01:51,811
‫چی؟ مگه مدلت چطوریه؟

28
00:01:51,861 --> 00:01:54,030
‫کی این چرت و پرت‌ها رو گفته؟

29
00:01:55,073 --> 00:01:57,358
‫من خیلی بابتش حسرت خوردم.

30
00:01:57,408 --> 00:02:00,987
‫انقدر درگیر برچسب‌ها بودم
‫که چشم روی هم گذاشتم،

31
00:02:01,037 --> 00:02:06,251
‫دیدم از چیزی که واسه خودم می‌خواستم
‫خیلی دور شدم.

32
00:02:07,043 --> 00:02:08,795
‫اصلا متوجه نمی‌شم.

33
00:02:10,588 --> 00:02:13,925
‫اگه کسی واسه توی چشم بودن
‫داشت اذیتت می‌کرد...

34
00:02:14,801 --> 00:02:16,302
‫زندگیش رو جهنم کن.

35
00:02:17,053 --> 00:02:19,264
‫این رو هم متوجه نشدم.

36
00:02:19,639 --> 00:02:24,394
‫تا وقتی که زنده باشم،
‫حداقل می‌تونم بجنگم.

37
00:02:25,436 --> 00:02:28,189
‫حتی یک کلمه متوجه حرف‌هات نمی‌شم.

38
00:02:29,399 --> 00:02:33,653
‫اگه نمی‌تونم بفهمم،
‫حداقل می‌تونم...

39
00:02:37,490 --> 00:02:39,993
‫می‌خوام آهنگ بخونم!

40
00:04:12,585 --> 00:04:14,412
‫ها؟ ناهار؟

41
00:04:14,462 --> 00:04:16,789
‫فکر کنم. با مامانم رفتن.

42
00:04:16,839 --> 00:04:18,007
‫چی؟

43
00:04:18,549 --> 00:04:20,585
‫پس واسه همین خونه نیست.

44
00:04:20,635 --> 00:04:22,462
‫انگار با هم جور شدن.

45
00:04:22,512 --> 00:04:24,055
‫خندیدم.

46
00:04:24,389 --> 00:04:26,015
‫پس می‌خوای بیای اینجا؟

47
00:04:26,849 --> 00:04:28,518
‫شرمنده، کار دارم.

48
00:04:29,185 --> 00:04:30,311
‫باشه.

49
00:04:39,028 --> 00:04:40,405
‫حوصله‌ام سر رفت.

50
00:04:45,868 --> 00:04:52,283
‫- وای، کلی از اینجا رد شده بودم.
‫- [قسمت دوازدهم: یافتن]
‫- ولی بهش دقت نکرده بودم.

51
00:04:52,333 --> 00:04:55,286
‫خیلی جادار و نورگیره.

52
00:04:55,336 --> 00:04:56,996
‫قبول داری؟

53
00:04:57,046 --> 00:05:00,675
‫یه‌کم جای شلوغیه.
‫ولی همیشه میز خالی داره.

54
00:05:01,676 --> 00:05:03,628
‫استیک هامبورگی به نظر خوب میاد.

55
00:05:03,678 --> 00:05:06,306
‫آره. خیلی گوشت داره.

56
00:05:07,432 --> 00:05:08,516
‫نوشیدنی...

57
00:05:09,642 --> 00:05:12,395
‫بهترین چیزی که می‌تونی
‫همراه ناهارت بخوری چیه؟

58
00:05:12,645 --> 00:05:14,389
‫من که ترجیحات خودم رو دارم.

59
00:05:14,439 --> 00:05:15,523
‫می‌خوام سفارش بدم.

60
00:05:16,149 --> 00:05:19,152
‫ای بابا. پس من هم تعارف رو می‌ذارم کنار.

61
00:05:20,820 --> 00:05:24,907
‫کاش وقتی داشتیم خونه قبلی آسا رو
‫خالی می‌کردیم، یه سر اینجا می‌اومدیم.

62
00:05:27,535 --> 00:05:29,037
‫حتما روز سختی بوده.

63
00:05:29,579 --> 00:05:30,738
‫لابد دیگه.

64
00:05:30,788 --> 00:05:33,116
‫چقدر طول کشید؟

65
00:05:33,166 --> 00:05:34,659
‫یه هفته بود؟

66
00:05:34,709 --> 00:05:37,245
‫نه، فکر کنم بیشتر بود.

67
00:05:37,295 --> 00:05:38,913
‫که اینطور.

68
00:05:38,963 --> 00:05:44,877
‫الان که فکر می‌کنم درستش این بود
‫که یه سر بیام پیشت خودم رو معرفی کنم.

69
00:05:44,927 --> 00:05:47,088
‫اون موقع به ذهنم نرسید.

70
00:05:47,138 --> 00:05:49,432
‫حالا نیازی که نبود.

71
00:05:50,683 --> 00:05:54,137
‫من خودم هم اون‌موقع
‫خیلی شوکه بودم.

72
00:05:54,187 --> 00:05:58,399
‫اگه یهو می‌دیدمت،
‫ممکن بود بزنم زیر گریه.

73
00:05:59,442 --> 00:06:01,736
‫چون من شبیه خواهرمم؟

74
00:06:05,448 --> 00:06:07,533
‫فقط چهره‌ات رو گفتم.

75
00:06:07,950 --> 00:06:08,868
‫فقط؟

76
00:06:10,495 --> 00:06:14,282
‫مثل این می‌شد که آدم یهو
‫کسی که مرده رو دوباره ببینه.

77
00:06:14,332 --> 00:06:16,334
‫اون حس گیجی و منگی بهش دست می‌ده.

78
00:06:17,585 --> 00:06:21,672
‫فکر کنم اون‌موقع اگه می‌دیدمت
‫زهره‌ترک می‌شدم.

79
00:06:23,174 --> 00:06:24,217
‫آره...

80
00:06:25,718 --> 00:06:30,473
‫اخیرا خیلی کمتر این رو تجربه کردم.

81
00:06:32,016 --> 00:06:36,354
‫ولی شاید بهتر باشه
‫به آسا بیشتر زمان بدم.

82
00:06:46,864 --> 00:06:47,865
‫سلام.

83
00:06:51,369 --> 00:06:54,364
‫واسه جلسه‌ای این اطراف بودم.

84
00:06:54,414 --> 00:06:58,376
‫متوجهم. من هم رفته بودم
‫بیمارستان یکی رو عیادت کنم.

85
00:06:58,626 --> 00:07:02,121
‫پس دیدارمون مجموعه‌ای
‫از اتفاقات بود.

86
00:07:02,171 --> 00:07:05,875
‫آره. خوشحالم دعوتت کردم بیای.

87
00:07:05,925 --> 00:07:09,137
‫آره. شاید فرصت دیگه‌ای گیر نمی‌اومد.

88
00:07:09,637 --> 00:07:12,715
‫عه، نه که بگم ترجیح می‌دادم نیام.

89
00:07:12,765 --> 00:07:15,802
‫نگران نباش. متوجه منظورت شدم.

90
00:07:15,852 --> 00:07:18,513
‫کی غذای روزمون رو سفارش داده بود؟

91
00:07:18,563 --> 00:07:19,522
‫من.

92
00:07:20,022 --> 00:07:22,024
‫از تقسیم کردن غذا خوشت نمیاد؟

93
00:07:22,316 --> 00:07:24,936
‫حتما سخته با دوست‌هات گروهی برین بیرون.

94
00:07:24,986 --> 00:07:29,232
‫دقیقا. خوشبختانه دفتر فعلیم
‫که توش مشغولم خیلی ساکت و دنجه.

95
00:07:29,282 --> 00:07:32,243
‫ولی زمان دانشگاه کم دردسر نداشتم.

96
00:07:32,785 --> 00:07:34,904
‫آره دیگه. دانشگاه همینه.

97
00:07:34,954 --> 00:07:37,156
‫همه با هم جمع می‌شن.

98
00:07:37,206 --> 00:07:41,411
‫همیشه بدم می‌اومد
‫به صرف نوشیدنی بریم بیرون.

99
00:07:41,461 --> 00:07:44,747
‫می‌فهمم چی می‌گی.
‫من هم اهلش نبودم.

100
00:07:44,797 --> 00:07:50,761
‫من که بهشون نه قاطع می‌گفتم.
‫ولی به نظر نمیاد تو این مدلی باشی.

101
00:07:51,053 --> 00:07:52,713
‫دقیقا!

102
00:07:52,763 --> 00:07:56,217
‫تهش همیشه از همه ناراحت می‌شدم.

103
00:07:56,267 --> 00:07:58,561
‫واسه همین دیگه
‫کسی جایی دعوتم نکرد.

104
00:07:59,770 --> 00:08:01,889
‫پس به هدفت رسیدی دیگه؟

105
00:08:01,939 --> 00:08:03,483
‫به نظرم آره.

106
00:08:03,983 --> 00:08:07,236
‫اون زمان خیلی راضی نبودم.

107
00:08:08,154 --> 00:08:12,200
‫ولی این نوع جمع‌های دوستانه
‫همیشه دورم بود.

108
00:08:12,533 --> 00:08:14,452
‫در واقع خودم رو خوش‌شانس می‌دونم.

109
00:08:15,745 --> 00:08:17,914
‫بچه درس‌خونی بودم
‫که مراعات اجتماعی بلد نبود.

110
00:08:18,456 --> 00:08:20,291
‫گفتی «این نوع جمع‌ها»؟

111
00:08:20,750 --> 00:08:24,003
‫گمونم باید بگم آدم‌هایی
‫که با سنت‌های مرد محور همسو باشن.

112
00:08:24,670 --> 00:08:28,875
‫شمایی که سال دومی شدین،
‫یادتون باشه الان سال بالایی هستین.

113
00:08:28,925 --> 00:08:32,044
‫شما پل بین سال اولی‌ها
‫و سال سومی‌ها هستین.

114
00:08:32,094 --> 00:08:35,631
‫- نه فقط توی بازی. توی کل تمرین‌ها.
‫- راستی، یوشیمورا کو؟

115
00:08:35,681 --> 00:08:38,426
‫- نمی‌دونم.
‫- فقط می‌خوام الگوی خوبی باشین!

116
00:08:38,476 --> 00:08:39,435
‫چشم!

117
00:08:40,603 --> 00:08:43,523
‫یاد یه صحبتی افتادم
‫که با آسا سان داشتم.

118
00:08:44,232 --> 00:08:47,768
‫اون روز که همدیگه رو دیدیم،

119
00:08:47,818 --> 00:08:51,739
‫ازم پرسید چطور کسی بشه
‫که دلش می‌خواد باشه؟

120
00:08:53,282 --> 00:08:54,825
‫کسی که دلش می‌خواد باشه؟

121
00:08:55,409 --> 00:08:57,278
‫دوران شیرین بلوغه.

122
00:08:57,328 --> 00:08:59,664
‫تو چی جواب دادی؟

123
00:09:00,122 --> 00:09:02,250
‫خب، راستش...

124
00:09:02,750 --> 00:09:05,461
‫متوجه منظورش نشده بودم.

125
00:09:06,504 --> 00:09:09,624
‫واسه همین گفتم: نمی‌فهمم.

126
00:09:09,674 --> 00:09:11,792
‫وای خدایا!

127
00:09:11,842 --> 00:09:13,844
‫چیه؟ جواب بدی بود؟

128
00:09:14,387 --> 00:09:17,298
‫البته... می‌شه گفت بامزه بود.

129
00:09:17,348 --> 00:09:18,558
‫بامزه؟

130
00:09:19,350 --> 00:09:21,894
‫کسی که دلت می‌خواد باشی؟

131
00:09:22,311 --> 00:09:24,972
‫به نظرت چطوری باید جواب می‌دادم؟

132
00:09:25,022 --> 00:09:25,940
‫هوم...

133
00:09:26,732 --> 00:09:28,693
‫کسی که دلت می‌خواد باشی...

134
00:09:29,402 --> 00:09:30,861
‫دقیقا.

135
00:09:32,029 --> 00:09:34,865
‫باید همینطوری خونسردیم رو حفظ می‌کردم.

136
00:09:36,284 --> 00:09:38,569
‫تو همیشه خونسرد و محترمی.

137
00:09:38,619 --> 00:09:41,789
‫چی؟ من رو می‌گی؟

138
00:09:42,123 --> 00:09:43,791
‫من که اصلا اینطوری نیستم.

139
00:09:44,250 --> 00:09:45,501
‫اتفاقا هستی.

140
00:09:46,168 --> 00:09:48,838
‫خودم که می‌گم کاش بودم.

141
00:09:50,089 --> 00:09:54,302
‫ولی اگه بخوام صادقانه بگم،
‫احتمالا به خاطر اینه که...

142
00:09:54,677 --> 00:09:56,712
‫خب، به قول خودت که گفتی...

143
00:09:56,762 --> 00:09:59,465
‫من هم از قافله عقب افتادم.

144
00:09:59,515 --> 00:10:00,433
‫من گفتم؟

145
00:10:01,100 --> 00:10:03,511
‫منظورم همون سنت‌های رفاقتیه.

146
00:10:03,561 --> 00:10:05,313
‫یه همچین چیزی.

147
00:10:06,397 --> 00:10:09,725
‫همین که تصمیم گرفتم
‫باهاشون همراهی نکنم،

148
00:10:09,775 --> 00:10:12,570
‫همه‌چی یهو برام آسون‌تر شد.

149
00:10:13,988 --> 00:10:16,699
‫اینکه مثلا کی می‌تونه
‫ترسناک‌ترین کار رو انجام بده؟

150
00:10:17,158 --> 00:10:20,620
‫کی می‌تونه بیشتر درباره
‫دخترها بد و بیراه بگه؟

151
00:10:21,037 --> 00:10:24,999
‫کی می‌تونه با کمترین تلاش،
‫به بیشترین سود برسه؟

152
00:10:25,708 --> 00:10:28,202
‫درسته از درون خیلی تحت فشار بودم،

153
00:10:28,252 --> 00:10:29,328
‫ولی با خنده ازش رد می‌شدم.

154
00:10:29,378 --> 00:10:31,497
‫تنها دوست‌هایی بودن که داشتم.

155
00:10:31,547 --> 00:10:35,718
‫واسه همین با تمام وجودم
‫سعی کردم که سر پا بمونم.

156
00:10:36,469 --> 00:10:40,131
‫در حالی که پتانسیل داشتم
‫به هر چیزی که می‌خوام تبدیل بشم.

157
00:10:40,181 --> 00:10:45,011
‫متوجه نبودم که این کارهای خطرناک
‫ارزش واقعی من رو نمی‌رسونه.

158
00:10:45,061 --> 00:10:46,979
‫گریه نکن! خیر سرت مردی!

159
00:10:47,563 --> 00:10:50,600
‫برای همین فاصله گرفتم و فرار کردم.

160
00:10:50,650 --> 00:10:55,321
‫بالاخره حس کردم که انسانم.
‫بهم پشتوانه و تکیه‌گاه داد.

161
00:10:56,113 --> 00:10:57,823
‫من هر چیزی که هستی رو دوست دارم.

162
00:10:58,282 --> 00:11:00,776
‫ولی در هر صورت کار خودم رو می‌کنم.

163
00:11:00,826 --> 00:11:02,912
‫تو هم همین کار رو بکن.

164
00:11:04,455 --> 00:11:07,333
‫از اونجا که خیلی وقت گذاشتم
‫تا خودم رو با بقیه وفق بدم،

165
00:11:07,917 --> 00:11:12,788
‫فهمیدم جذب کسایی می‌شدم که باید
‫کارها رو به سبک خودشون انجام بدن.

166
00:11:12,838 --> 00:11:15,049
‫کسایی که با خودشون کاملا روراستن.

167
00:11:17,718 --> 00:11:19,837
‫پس اینطوری خاطرخواه کودای سان شدی!

168
00:11:19,887 --> 00:11:20,671
‫ها؟

169
00:11:20,721 --> 00:11:22,131
‫منظورت کودای سان بود دیگه؟

170
00:11:22,181 --> 00:11:24,800
‫خب، آره. ولی...

171
00:11:24,850 --> 00:11:26,727
‫حالا منطقی شد.

172
00:11:28,312 --> 00:11:30,898
‫بیا بعدا هم یه سر بیرون بریم.

173
00:11:31,691 --> 00:11:32,733
‫حتما.

174
00:11:33,025 --> 00:11:36,812
‫اصلا تعارف نکن.
‫هر موقع خواستی آسا رو بفرست خونه ما.

175
00:11:36,862 --> 00:11:40,491
‫من هم دلم می‌خواد
‫در نوع خودم کمکت کنم.

176
00:11:41,742 --> 00:11:43,285
‫خیلی لطف داری.

177
00:11:44,120 --> 00:11:46,455
‫ولی فکر کنم...

178
00:11:46,956 --> 00:11:49,250
‫شاید یه‌کم زمان ببره...

179
00:11:49,625 --> 00:11:55,339
‫ولی ذره‌ذره باید خودش متوجه حقایق بشه.

180
00:11:55,881 --> 00:11:57,925
‫خودش به جواب‌هاش برسه.

181
00:11:59,176 --> 00:12:00,428
‫خیلی خوشحالم.

182
00:12:01,762 --> 00:12:02,930
‫واسه آسا چان.

183
00:12:03,347 --> 00:12:06,392
‫خوشحالم که تو رو توی زندگیش داره.

184
00:12:08,602 --> 00:12:10,354
‫کسی که دلش می‌خواد باشه...

185
00:12:10,896 --> 00:12:14,650
‫برام سواله اگه آسا چان خودش رو
‫خیلی درگیر این پرسش کنه...

186
00:12:15,151 --> 00:12:18,112
‫آیا می‌تونه آدم خونسردی بشه یا نه.

187
00:12:19,572 --> 00:12:21,157
‫من هم مشتاقم ببینم.

188
00:12:21,490 --> 00:12:24,201
‫قبول داری؟ خیلی هیجان‌انگیزه.

189
00:12:27,605.5 --> 00:12:37,605.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

190
00:12:41,010 --> 00:12:45,881
‫♪ می‌بینم که تنهام و روی صفحه‌ای ♪
‫♪ که باز شده وایستادم. ♪

191
00:12:45,931 --> 00:12:49,260
‫♪ هر جا رو نگاه کنم چیزی نمی‌بینم. ♪

192
00:12:49,310 --> 00:12:53,597
‫♪ هیچ مسیر یا راه خروجی نداره. ♪

193
00:12:53,647 --> 00:12:55,474
‫صدام خیلی بلنده؟

194
00:12:55,524 --> 00:12:58,486
‫نه. داشتم می‌گفتم چقدر صدات خوبه.

195
00:13:01,405 --> 00:13:07,278
‫تو عشق رو با آغوش باز قبول می‌کنی،
‫ولی اگه ازت تعریف کنن معذب می‌شی؟

196
00:13:07,328 --> 00:13:09,038
‫نمی‌دونم.

197
00:13:09,830 --> 00:13:11,532
‫این آهنگ گروهتونه؟

198
00:13:11,582 --> 00:13:14,160
‫آره، بعد از مراسم افتتاحیه
‫قراره اجراش کنیم.

199
00:13:14,210 --> 00:13:15,961
‫پس شروع حرفه خوانندگیته.

200
00:13:16,253 --> 00:13:19,290
‫یه اجرای کوچیک موقع ناهار
‫و بعد از مدرسه است.

201
00:13:19,340 --> 00:13:20,424
‫خوبه دیگه.

202
00:13:21,425 --> 00:13:22,468
‫می‌گم.

203
00:13:22,718 --> 00:13:23,511
‫چیه؟

204
00:13:24,136 --> 00:13:26,422
‫درباره نوشتن ترانه...

205
00:13:26,472 --> 00:13:27,181
‫خب؟

206
00:13:27,973 --> 00:13:30,885
‫چرا هر موقع این بحث می‌شه
‫انقدر خوشحال می‌شی؟

207
00:13:30,935 --> 00:13:34,480
‫خوشم میاد ببینم آدم‌ها
‫هنر جدید یاد می‌گیرن.

208
00:13:34,980 --> 00:13:36,524
‫درکت نمی‌کنم.

209
00:13:37,149 --> 00:13:37,983
‫خب؟

210
00:13:39,360 --> 00:13:41,403
‫چطوری توش بهتر بشم؟

211
00:13:42,488 --> 00:13:46,492
‫ببین، مثلا...
‫کاملا ازش قطع امید نکردم.

212
00:13:48,077 --> 00:13:51,497
‫هوم... سعی کردی ترانه
‫مورد علاقه خودت رو بنویسی؟

213
00:13:51,705 --> 00:13:53,249
‫مثلا از سوتراها کپی کنی.

214
00:13:53,666 --> 00:13:54,917
‫سوتراها...

215
00:13:55,584 --> 00:13:58,462
‫عه. دفترت رو که داری.

216
00:13:58,754 --> 00:14:02,049
‫چرا سعی نمی‌کنی باهاش
‫برخورد هدفمند کنی؟

217
00:14:02,550 --> 00:14:04,585
‫هدفمند یعنی چی؟

218
00:14:04,635 --> 00:14:06,378
‫آم...

219
00:14:06,428 --> 00:14:08,380
‫ماکیو چان...

220
00:14:08,430 --> 00:14:12,852
‫یادته گفته بودی یادداشت‌هام
‫لزوما نباید واقعی باشن؟

221
00:14:13,477 --> 00:14:14,512
‫ها؟

222
00:14:14,562 --> 00:14:17,022
‫دفتر خاطراتم رو می‌گم.
‫یه سال پیش گفتی.

223
00:14:18,274 --> 00:14:19,433
‫من گفتم؟

224
00:14:19,483 --> 00:14:20,976
‫چی؟!

225
00:14:21,026 --> 00:14:22,937
‫عه... ظاهرا گفتم.

226
00:14:22,987 --> 00:14:25,606
‫می‌دونستی اون حرفت رو
‫با جون و دلم حفظ کردم؟

227
00:14:25,656 --> 00:14:28,651
‫پس خوبه دیگه، نیست؟

228
00:14:28,701 --> 00:14:29,743
‫دیگه خرابش کردی.

229
00:14:30,327 --> 00:14:35,616
‫مثلا فکر کن موقع اجرای خیابونی
‫گروه موسیقیمون، خرابکاری کنم.

230
00:14:35,666 --> 00:14:37,618
‫اینطوری نگو. نفوس بد نزن.

231
00:14:37,668 --> 00:14:39,078
‫کلا می‌گم اگه...

232
00:14:39,128 --> 00:14:44,166
‫یعنی می‌تونم توی دفتر خاطراتم
‫بنویسم که خراب نکردم؟

233
00:14:44,216 --> 00:14:47,336
‫ها؟ هوم؟

234
00:14:47,386 --> 00:14:52,508
‫ولی اگه بعدا خودت بخونیش،
‫این یادت نمیاد که خراب کرده بودی؟

235
00:14:52,558 --> 00:14:53,601
‫راست می‌گی.

236
00:14:54,101 --> 00:14:57,847
‫احتمالا منظورم این نبود
‫که دروغ بنویسی.

237
00:14:57,897 --> 00:15:02,309
‫وایستا، یعنی واقعا گفتم
‫لازم نیست حقیقت رو بنویسی؟

238
00:15:02,359 --> 00:15:04,194
‫تقریبا حرفت همین بود.

239
00:15:05,654 --> 00:15:09,608
‫اگه نظر من رو بخوای،
‫اینکه چی بنویسی کمتر مهمه،

240
00:15:09,658 --> 00:15:12,870
‫ولی اینکه چی ننویسی مهم‌تره.

241
00:15:13,746 --> 00:15:14,997
‫از کجا معلوم؟

242
00:15:18,334 --> 00:15:20,953
‫بهرحال من که یادم نمیاد.

243
00:15:21,003 --> 00:15:25,716
‫در نهایت اینکه تو به خودت دروغ نگی مهمه.

244
00:15:26,634 --> 00:15:30,763
‫عجیبه. مگه کلا دروغ گفتن بد نیست؟

245
00:15:31,889 --> 00:15:34,550
‫من که باهاش کار و کاسبی ساختم.

246
00:15:34,600 --> 00:15:35,809
‫خیلی عجیبی!

247
00:15:36,393 --> 00:15:39,305
‫وای، اگه اجرا رو خراب کنم چی؟

248
00:15:39,355 --> 00:15:42,524
‫انقدر نگو. گفتم نفوس بد نزن.

249
00:15:43,567 --> 00:15:47,271
‫امروز فقط کلاس آواز دارم.
‫واسه همین دیر نمیام.

250
00:15:47,321 --> 00:15:48,322
‫باشه.

251
00:15:48,697 --> 00:15:50,824
‫خب، من دیگه برم...

252
00:15:53,327 --> 00:15:54,495
‫چی شد؟

253
00:15:55,579 --> 00:15:56,747
‫گوش کن...

254
00:15:57,498 --> 00:16:02,169
‫به نظرت خاطرات مامانم واقعیه؟

255
00:16:02,711 --> 00:16:03,712
‫چی شد؟

256
00:16:07,132 --> 00:16:10,419
‫ماکیو چان، تو که هیچ‌وقت
‫جواب این سوالم رو نمی‌دی...

257
00:16:10,469 --> 00:16:11,337
‫ها؟

258
00:16:11,387 --> 00:16:14,006
‫هیچی. در هر صورت که نمی‌فهمم.

259
00:16:14,056 --> 00:16:15,474
‫من دیگه برم!

260
00:16:15,766 --> 00:16:17,476
‫موفق باشی.

261
00:16:18,894 --> 00:16:20,479
‫گمون کنم...

262
00:16:20,938 --> 00:16:26,226
‫ممکنه یه‌کم زمان ببره،
‫ولی ذره‌ذره...

263
00:16:26,276 --> 00:16:29,697
‫خودش باید متوجه حقایق بشه.

264
00:16:30,155 --> 00:16:32,116
‫تا به جواب‌هاش برسه.

265
00:16:35,411 --> 00:16:37,413
‫درسته این رو گفتم، ولی...

266
00:16:37,705 --> 00:16:41,291
‫برام سواله اصلا جوابی وجود داره؟

267
00:17:04,940 --> 00:17:06,316
‫[کسر امتیاز یکسان برای متقاضیان زن]

268
00:17:51,904 --> 00:17:55,240
‫[روز اجرا]

269
00:18:01,914 --> 00:18:03,749
‫آسا، نوبت توئه حموم کنی.

270
00:18:08,295 --> 00:18:10,214
‫آسا؟ چیکار می‌کنی؟

271
00:18:11,256 --> 00:18:13,592
‫ماکیو چان، نگاه کن.

272
00:18:19,348 --> 00:18:21,058
‫وای.

273
00:18:23,227 --> 00:18:24,762
‫این‌ها چیه؟

274
00:18:24,812 --> 00:18:26,522
‫خواستم اینجا رو اتاقم کنم.

275
00:18:26,855 --> 00:18:28,390
‫اصلا از کجا آوردیشون؟

276
00:18:28,440 --> 00:18:29,850
‫اکثرشون رو از حراجی گرفتم.

277
00:18:29,900 --> 00:18:32,686
‫به جز فانوسه. اون یه‌کم گرون بود.

278
00:18:32,736 --> 00:18:34,738
‫داشتم کم‌کم این وسایل رو جمع می‌کردم.

279
00:18:35,405 --> 00:18:39,276
‫راستی، می‌خواستم یه قفسه
‫روی دیوار بذارم. اشکالی نداره؟

280
00:18:39,326 --> 00:18:41,662
‫نه. راحت باش.

281
00:18:42,204 --> 00:18:43,580
‫ولی معذرت می‌خوام.

282
00:18:44,414 --> 00:18:45,824
‫چون اتاق دیگه‌ای ندارم.

283
00:18:45,874 --> 00:18:48,252
‫اشکالی نداره.
‫کاریش نمی‌شه کرد.

284
00:18:48,794 --> 00:18:50,921
‫ولی تحت تاثیر قرار گرفتم.

285
00:18:51,463 --> 00:18:53,749
‫می‌دونم گفته بودی هر کاری
‫دلت بخواد رو انجام می‌دی،

286
00:18:53,799 --> 00:18:55,676
‫ولی انتظار این رو نداشتم.

287
00:18:56,176 --> 00:18:57,594
‫اینجا خونه خودته.

288
00:18:58,846 --> 00:19:01,590
‫ببینم. یعنی می‌خوای این داخل بخوابی؟

289
00:19:01,640 --> 00:19:05,185
‫اتفاقا بهش فکر کردم.
‫ولی نمی‌تونم پاهام رو دراز کنم.

290
00:19:05,477 --> 00:19:07,930
‫واسه همین این بیرون می‌خوابم.

291
00:19:07,980 --> 00:19:09,064
‫باشه.

292
00:19:09,940 --> 00:19:12,484
‫چطور؟ توی دست و پاتم؟

293
00:19:12,943 --> 00:19:14,278
‫دیگه عادت کردم.

294
00:19:16,155 --> 00:19:22,861
‫که اینطور. می‌بینم که بالاخره تونستی
‫تیکه به تیکه، زندگیت رو بسازی.

295
00:19:22,911 --> 00:19:26,248
‫ها؟ باز داری ازم تعریف می‌کنی.

296
00:19:27,708 --> 00:19:31,461
‫آها، یه چیز دیگه هم توی ذهنم بود...

297
00:19:32,129 --> 00:19:34,506
‫بهتر نیست موقع تولدشون باشه؟

298
00:19:35,632 --> 00:19:37,918
‫مامان و بابام رو می‌گم.

299
00:19:37,968 --> 00:19:39,344
‫موقع تولدشون؟

300
00:19:39,761 --> 00:19:41,180
‫آخه دلم نمی‌خواد...

301
00:19:41,972 --> 00:19:46,476
‫همزمان با اون روزی باشه...
‫که جفتشون فوت شدن.

302
00:19:47,394 --> 00:19:51,148
‫سالگرد فوت مامان و بابات نزدیکه.

303
00:19:52,566 --> 00:19:57,362
‫اگه بخوای برنامه‌ای بریزی،
‫این رو هم در نظر می‌گیریم.

304
00:19:58,572 --> 00:20:04,745
‫تولد مامان و بابام همیشه نزدیک بود.
‫واسه همین یه جشن بزرگ می‌گرفتیم.

305
00:20:05,329 --> 00:20:08,699
‫انگار اصلا همینطوری با هم آشنا شدن.

306
00:20:08,749 --> 00:20:10,209
‫آها.

307
00:20:12,336 --> 00:20:16,331
‫آبجی تولدش ده آوریل بود.
‫بابات چندم بود؟

308
00:20:16,381 --> 00:20:18,208
‫سیزده آوریل بود.

309
00:20:18,258 --> 00:20:20,002
‫چقدر نزدیکن.

310
00:20:20,052 --> 00:20:20,919
‫آره.

311
00:20:20,969 --> 00:20:22,504
‫فهمیدم.

312
00:20:22,554 --> 00:20:23,639
‫نظرت چیه؟

313
00:20:24,223 --> 00:20:28,393
‫پس یازدهم یا دوازدهم آوریل رو انتخاب کنیم.

314
00:20:29,144 --> 00:20:33,056
‫کیک خوشگل و چند تا شمع می‌گیریم...

315
00:20:33,106 --> 00:20:37,311
‫تا تولدشون رو جشن بگیریم.

316
00:20:37,361 --> 00:20:38,195
‫خوبه!

317
00:20:40,572 --> 00:20:43,659
‫ولی این ایده‌ای که دادی...

318
00:20:44,243 --> 00:20:47,571
‫خیلی هوشمندانه است.
‫واقعا می‌گم.

319
00:20:47,621 --> 00:20:48,705
‫جدی؟!

320
00:20:49,373 --> 00:20:52,451
‫آره. جدی می‌گم.

321
00:20:52,501 --> 00:20:54,127
‫هورا!

322
00:21:05,931 --> 00:21:06,932
‫ماکیو چان؟

323
00:21:08,725 --> 00:21:10,385
‫برو حموم دیگه.

324
00:21:10,435 --> 00:21:11,436
‫من شام درست می‌کنم.

325
00:21:11,895 --> 00:21:13,188
‫باشه.

326
00:21:17,818 --> 00:21:19,444
‫چقدر عجیبه...

327
00:21:20,028 --> 00:21:21,822
‫من که حتی مامانش نیستم.

328
00:21:28,370 --> 00:21:34,126
‫اگه همینطور به تنهایی خودم آب بدم،

329
00:21:36,878 --> 00:21:40,882
‫ممکنه وسط این تاریکی،
‫شکوفه‌ای رشد کنه؟

330
00:21:51,727 --> 00:21:53,061
‫[دفتر خاطرات سه ساله]

331
00:21:53,145 --> 00:21:56,974
‫قطار به سکوی سوم نزدیک می‌شود.

332
00:21:57,024 --> 00:22:01,194
‫مسافران عزیز، برای امنیت خود،
‫لطفا پشت خط زرد بایستید.