1
00:00:18,101 --> 00:00:21,771
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

2
00:00:21,855 --> 00:00:24,607
‫[مهدکودک]

3
00:00:24,607 --> 00:00:26,484
‫صبر کنین!

4
00:00:28,361 --> 00:00:30,405
‫بیا بعدش بریم اونجا!

5
00:00:31,114 --> 00:00:34,117
‫هورا! محکم‌تر هُلم بده!
‫[سوگانو مای]

6
00:00:37,662 --> 00:00:39,456
‫مای از روی تاب افتاد!

7
00:00:39,456 --> 00:00:41,499
‫ای وای! مربی!

8
00:00:43,293 --> 00:00:46,004
‫اوه، مای کوچولو. حالت خوبه؟

9
00:00:50,341 --> 00:00:53,470
‫اخیراً اتفاقات زیادی روی تاب‌ها میفته.

10
00:00:53,470 --> 00:00:56,556
‫خب، بالاخره بچه‌ها
‫چند تا خراش برمی‌دارن دیگه.

11
00:00:56,556 --> 00:01:00,727
‫با این حال، این پنجمین بار تو این هفته‌ست.

12
00:01:00,727 --> 00:01:02,520
‫و همیشه هم روی تاب اتفاق می‌افته.

13
00:01:02,520 --> 00:01:03,646
‫بس کن.

14
00:01:03,646 --> 00:01:04,397
‫هان؟

15
00:01:06,775 --> 00:01:09,194
‫اینجا چه خبره؟

16
00:01:09,194 --> 00:01:10,612
‫مربی چیه!

17
00:01:10,612 --> 00:01:12,197
‫کایا دوباره دعوا راه انداخته!

18
00:01:12,197 --> 00:01:14,282
‫چی؟! دوباره؟

19
00:01:15,784 --> 00:01:18,787
‫[ساتو کایا]
‫بذار سوار شم!

20
00:01:18,787 --> 00:01:20,622
‫نمی‌تونی سوار تاب‌ها بشی.

21
00:01:20,622 --> 00:01:23,083
‫چرا آخه؟ نوبت من بود!

22
00:01:23,083 --> 00:01:24,209
‫براش صف نکشین.

23
00:01:24,209 --> 00:01:25,168
‫برو کنار!

24
00:01:26,044 --> 00:01:27,837
‫عمراً.

25
00:01:28,671 --> 00:01:30,048
‫کایا کوچولو!

26
00:01:30,715 --> 00:01:32,675
‫باز که داری میگی «نه».

27
00:01:32,675 --> 00:01:35,512
‫نمی‌تونی به همه‌چی فقط بگی «نه».

28
00:01:38,139 --> 00:01:40,183
‫کایا کوچولو.

29
00:01:42,143 --> 00:01:45,063
‫الان مربی چیه مسئول کایا کوچولو شده؟

30
00:01:45,063 --> 00:01:48,817
‫شنیدم مربی قبلی از شدت استرس استعفا داده.

31
00:01:48,817 --> 00:01:51,945
‫به نظر میاد مشکلات رفتاریش
‫باعث دعواهای زیادی می‌شه،

32
00:01:51,945 --> 00:01:54,823
‫پس امیدوارم مربی چیه بتونه از پسش بربیاد.

33
00:01:58,159 --> 00:02:01,037
‫روتو برنگردون. گوش کن چی...

34
00:02:01,037 --> 00:02:02,330
‫هی! برگرد!

35
00:02:04,165 --> 00:02:07,210
‫اون همون دردسرسازیه که
‫همه در موردش حرف می‌زنن، نه؟

36
00:02:07,752 --> 00:02:11,005
‫وایسا، کایا کوچولو!

37
00:02:17,470 --> 00:02:20,223
‫هورا! آخ جون!

38
00:02:23,184 --> 00:02:24,769
‫یکی هولم بده!

39
00:02:29,566 --> 00:02:30,775
‫دوباره!

40
00:02:33,278 --> 00:02:37,615
‫بیشتر! بالاتر! بالاتر! بالاتر!

41
00:02:40,785 --> 00:02:41,661
‫هان؟

42
00:02:47,876 --> 00:02:50,587
‫اوه. لطفاً بس کن.

43
00:02:51,754 --> 00:02:53,381
‫بس کن!

44
00:02:53,381 --> 00:02:55,258
‫من می‌ترسم!

45
00:02:55,258 --> 00:02:58,553
‫دارم می‌افتم! دیگه نه!

46
00:03:08,313 --> 00:03:10,565
‫اگه کارت تموم شد، برو کنار.

47
00:03:12,233 --> 00:03:14,152
‫تو بودی که هولم می‌دادی، کایا؟

48
00:03:14,485 --> 00:03:18,239
‫خیلی بدی!
‫هی هولم دادی و نزدیک بود از رو تاب بیفتم!

49
00:03:18,239 --> 00:03:20,700
‫به مربی میگم... هان؟

50
00:03:24,954 --> 00:03:27,457
‫یه جای کار می‌لنگه.

51
00:03:27,874 --> 00:03:31,669
‫- نه، تاب‌ها سالمن.
‫- بالاتر. بالاتر. بالاتر.

52
00:03:35,757 --> 00:03:39,219
‫سقوط‌های غیرطبیعی و پی‌درپی از روی تاب

53
00:03:39,219 --> 00:03:43,723
‫نه به خاطر بی‌احتیاطی بچه‌ها بود،
‫نه شیطنتِ یه بچه‌ی دردسرساز.

54
00:03:46,267 --> 00:03:49,771
‫چیزی که باعثشون می‌شد از این دنیا نبود.

55
00:03:50,855 --> 00:03:55,235
‫اون دست‌ها کمین کرده بودن
‫تا یه بچه سوار تاب بشه.

56
00:03:56,152 --> 00:03:58,988
‫بعد منتظر می‌موند تا
‫بچه از روی تاب پرت بشه...

57
00:03:59,989 --> 00:04:01,991
‫و بیفته تو چنگش.

58
00:04:01,991 --> 00:04:07,163
‫دوباره. بالاتر. بیشتر. بیشتر. بیشتر. بیشتر.

59
00:04:07,914 --> 00:04:10,458
‫بیشتر.

60
00:04:12,627 --> 00:04:18,758
‫و قرار بود یه قربانیِ کوچیک دیگه
‫بیفته تو چنگش.

61
00:04:22,679 --> 00:04:24,055
‫ولی این اتفاق نیفتاد.

62
00:04:29,394 --> 00:04:32,063
‫و دلیلش این بود که کایا کوچولو...

63
00:04:33,231 --> 00:04:36,859
‫قوی‌ترینِ ماورایی بود.

64
00:04:40,655 --> 00:04:42,031
‫الان دیگه همه‌چی روبه‌راهه.

65
00:04:44,617 --> 00:04:47,245
‫می‌خوای باهام سوار تاب بشی؟

66
00:04:47,245 --> 00:04:51,165
‫عمراً! اونا ترسناکن! تاب‌ها ترسناکن!

67
00:04:51,165 --> 00:04:53,126
‫تو هم همینطور، کایا!

68
00:04:55,670 --> 00:04:58,631
‫من ترسناک نیستم.

69
00:05:04,804 --> 00:05:07,598
‫اون... چی بود؟

70
00:06:38,940 --> 00:06:41,943
‫«قسمت اول: کایا کوچولو ترسناک نیست؟»

71
00:06:44,946 --> 00:06:48,366
‫دالی!

72
00:06:49,951 --> 00:06:53,413
‫جوجه کوچولو میگه دا...

73
00:06:53,454 --> 00:06:54,455
‫لی!

74
00:06:54,455 --> 00:06:55,373
‫[دالی موشه!]

75
00:06:55,498 --> 00:06:59,210
‫پیشی کوچولو میگه دا...

76
00:06:59,836 --> 00:07:00,837
‫لی!

77
00:07:01,295 --> 00:07:04,799
‫پسر کوچولو میگه دا...

78
00:07:05,800 --> 00:07:06,634
‫لی!

79
00:07:07,635 --> 00:07:11,055
‫دختر کوچولو میگه دا...

80
00:07:15,685 --> 00:07:21,941
‫دوستام میگن دالی.

81
00:07:25,278 --> 00:07:28,948
‫صبح بخیر. مهدکودک هاناموگی،
‫میزوکی هستم.

82
00:07:29,740 --> 00:07:31,742
‫اوه، سلام، مامان یومی کوچولو.

83
00:07:32,994 --> 00:07:37,957
‫ای وای. باشه، مراقبش باشین.

84
00:07:38,624 --> 00:07:41,586
‫مربی چیه، یومی کوچولو تب داره
‫واسه همین امروز غایبه.

85
00:07:41,586 --> 00:07:42,712
‫کایا کوچولو!

86
00:07:42,712 --> 00:07:45,465
‫بهت نگفتم به همه‌چی نگو «نه»؟

87
00:07:45,465 --> 00:07:48,259
‫آیکو کوچولو الان داره این کتابو می‌خونه!

88
00:07:48,259 --> 00:07:49,594
‫نمی‌تونه.

89
00:07:49,594 --> 00:07:52,221
‫کایا کوچولو!

90
00:07:52,221 --> 00:07:55,099
‫اوه، وای. به نظر میاد شروع خیلی خوبی داشتی.

91
00:07:55,475 --> 00:07:57,393
‫اَه! تو خیلی بدی!

92
00:07:57,393 --> 00:07:58,978
‫ازت متنفرم، کایا!

93
00:08:00,938 --> 00:08:04,025
‫کایا کوچولو،
‫اینقدر دلت می‌خواست اون کتابو بخونی؟

94
00:08:06,319 --> 00:08:09,614
‫مثل همیشه، خوندن فکرش سخته.

95
00:08:09,614 --> 00:08:12,492
‫زیاد فکر کردن بهش فقط خسته‌ت می‌کنه.

96
00:08:12,492 --> 00:08:12,992
‫[دالی‌موشه!]

97
00:08:13,034 --> 00:08:16,537
‫خیلی عادیه که بچه‌ها
‫بسته به حال و هواشون بداخلاقی کنن.

98
00:08:16,537 --> 00:08:18,915
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

99
00:08:20,791 --> 00:08:23,169
‫واقعاً اینطوریه؟

100
00:08:23,169 --> 00:08:27,340
‫از اتفاق تاب‌ها، همه‌جا حسابی آروم بوده.

101
00:08:28,132 --> 00:08:32,803
‫از وقتی کایا کوچولو دخل اون هیولا رو آورد،

102
00:08:33,095 --> 00:08:36,015
‫دیگه تقریباً
‫هیچ بچه‌ای روی تاب‌ها صدمه ندیده.

103
00:08:36,724 --> 00:08:39,894
‫اگه اون صدمات روی تاب
‫به خاطر اون هیولا بوده،

104
00:08:40,686 --> 00:08:43,564
‫و کایا کوچولو در موردش می‌دونسته...

105
00:08:44,106 --> 00:08:49,153
‫صبر کن، نه. غیرممکنه.
‫چشمام داشتن اشتباه می‌دیدن.

106
00:08:49,779 --> 00:08:52,073
‫چیزی به اسم هیولا اصلاً وجود نداره.

107
00:08:52,073 --> 00:08:52,782
‫هان؟

108
00:08:56,911 --> 00:08:58,788
‫[میگه دا...]
‫ای وای.

109
00:09:01,999 --> 00:09:03,834
‫کایا کوچولو! نگو که...

110
00:09:05,836 --> 00:09:07,421
‫بس کن، کایا کوچولو!

111
00:09:07,672 --> 00:09:12,385
‫اگه اینطوری صفحات رو خراب کنی،
‫دوستات دیگه نمی‌تونن کتاب بخونن!

112
00:09:14,845 --> 00:09:17,056
‫دیگه کافیه!

113
00:09:17,056 --> 00:09:19,141
‫امروز واقعاً عصبانیم کردی!

114
00:09:19,141 --> 00:09:22,937
‫همه کتاب‌هایی که خراب کردی رو بیار اینجا!
‫تک‌تک‌شون رو!

115
00:09:22,937 --> 00:09:25,106
‫طاقت بیار، مربی چیه.

116
00:09:28,150 --> 00:09:30,903
‫این همه؟ چقدر بد.

117
00:09:30,903 --> 00:09:33,239
‫چرا همچین کاری می‌کنی؟

118
00:09:33,906 --> 00:09:36,075
‫چون اون کتاب‌ها نباید باز بشن.

119
00:09:36,075 --> 00:09:36,784
‫هان؟

120
00:09:38,286 --> 00:09:39,579
‫کایا کوچولو؟

121
00:09:41,247 --> 00:09:42,873
‫اوه، کایا کوچولو!

122
00:09:42,915 --> 00:09:46,085
‫وای، چه خبره؟

123
00:09:46,586 --> 00:09:48,963
‫به همه‌چی میگه «نه».

124
00:09:48,963 --> 00:09:51,257
‫کاش حداقل می‌گفت «چرا». هان؟

125
00:09:53,217 --> 00:09:54,677
‫[دختر کوچولو]

126
00:09:54,760 --> 00:09:55,928
‫[میگه دا...]

127
00:09:55,970 --> 00:09:56,929
‫هان؟

128
00:09:58,389 --> 00:10:02,518
‫این کتاب قبلاً باز بود؟

129
00:10:05,438 --> 00:10:07,815
‫[مهدکودک هاناموگی]

130
00:10:12,153 --> 00:10:15,823
‫خب. باید با دقت تمام این چسب‌ها رو بِکَنم.

131
00:10:16,949 --> 00:10:19,201
‫چون اون کتاب‌ها نباید باز بشن.

132
00:10:19,702 --> 00:10:23,331
‫با این حال، نمی‌تونم این کتاب‌ها
‫رو همین‌طوری به حال خودشون رها کنم.

133
00:10:24,832 --> 00:10:27,251
‫هوم؟ چی شده، کایا کوچولو؟

134
00:10:31,964 --> 00:10:33,382
‫اوه، کایا کوچولو!

135
00:10:33,716 --> 00:10:35,176
‫صبر کن!

136
00:10:36,636 --> 00:10:40,348
‫تموم شد. همه چسب‌های این کتاب رو کندم.

137
00:10:40,348 --> 00:10:42,058
‫«دالی‌موشه!» هان؟

138
00:10:42,058 --> 00:10:44,602
‫منم وقتی کوچیک بودم این کتابو داشتم.

139
00:10:45,227 --> 00:10:46,854
‫دا...

140
00:10:46,854 --> 00:10:47,688
‫لی.

141
00:10:49,315 --> 00:10:50,858
‫دا...

142
00:10:50,858 --> 00:10:51,942
‫لی!

143
00:10:58,240 --> 00:11:00,826
‫- دا...
‫- این دیگه چیه؟

144
00:11:01,535 --> 00:11:03,913
‫دا... دا...

145
00:11:03,913 --> 00:11:07,375
‫دا...

146
00:11:08,459 --> 00:11:10,378
‫هیولا: کتاب برجسته.

147
00:11:11,212 --> 00:11:12,254
‫دا... دا... دا...

148
00:11:12,296 --> 00:11:15,633
‫آدم نباید کتاب‌هایی که
‫با چسب بسته شدن رو باز کنه.

149
00:11:19,345 --> 00:11:21,097
‫برو عقب.

150
00:11:21,931 --> 00:11:26,102
‫چون این معمولاً راهیه
‫برای مهر و موم کردن چیزی که توشه

151
00:11:26,727 --> 00:11:29,105
‫و نمی‌خوای بیاد بیرون.

152
00:11:30,398 --> 00:11:33,651
‫دا... دا...

153
00:11:33,651 --> 00:11:34,694
‫لی!

154
00:11:40,074 --> 00:11:42,743
‫کایا کوچولو؟

155
00:11:43,536 --> 00:11:48,124
‫واسه همین بهت گفتم بازش نکن!

156
00:11:49,166 --> 00:11:53,045
‫کایا کوچولو،
‫تو می‌دونستی اگه کتاب باز بشه چی میشه؟

157
00:11:53,671 --> 00:11:54,338
‫آره.

158
00:11:55,798 --> 00:12:01,262
‫حق با من بود. کایا کوچولو داشت
‫از همه در برابر هیولاها محافظت می‌کرد.

159
00:12:03,264 --> 00:12:05,683
‫کایا کوچولو، این از کی شروع شد؟

160
00:12:05,683 --> 00:12:07,226
‫گرفتمت کایا کوچولو!

161
00:12:07,226 --> 00:12:09,854
‫بازم که داشتی واسه خودت می‌چرخیدی.

162
00:12:09,854 --> 00:12:15,192
‫مربی چیه الان سرش شلوغه،
‫پس من باهات بازی می‌کنم. باشه؟

163
00:12:16,318 --> 00:12:17,361
‫مربی چیه.

164
00:12:17,361 --> 00:12:18,696
‫بله؟

165
00:12:24,034 --> 00:12:26,036
‫همه‌شون بَدن.

166
00:12:26,036 --> 00:12:29,540
‫یه کتاب بد بقیه رو هم آلوده می‌کنه؟!

167
00:12:30,249 --> 00:12:32,668
‫اگه اینجوریه...

168
00:12:33,836 --> 00:12:39,258
‫من حرف کایا کوچولو رو گوش کردم
‫و یواشکی از شرشون خلاص شدم.

169
00:12:44,722 --> 00:12:50,436
‫اوه عزیزم. کسی بهم نگفته بود
‫باید از شر این همه کتاب خلاص بشیم. چه حیف.

170
00:12:51,604 --> 00:12:53,898
‫پس می‌برم میدمشون کتاب‌فروشی دست‌دوم.

171
00:12:53,898 --> 00:12:57,026
‫خداحافظ، مدیر.

172
00:12:57,026 --> 00:12:58,861
‫خداحافظ.

173
00:12:59,820 --> 00:13:03,365
‫در حال حاضر
‫از سرنوشت کتاب‌ها خبری در دست نیست.

174
00:13:05,701 --> 00:13:11,916
‫[کایا کوچولو ترسناک نیست]

175
00:13:11,916 --> 00:13:17,463
‫[کایا کوچولو ترسناک نیست]

176
00:13:18,380 --> 00:13:20,424
‫کایا، بیا بریم.

177
00:13:20,424 --> 00:13:21,675
‫باشه.

178
00:13:22,176 --> 00:13:26,597
‫یعنی دارم مریض میشم؟
‫سرم سنگینه.

179
00:13:26,597 --> 00:13:28,766
‫اوه. بابایی.

180
00:13:28,766 --> 00:13:30,059
‫بله؟

181
00:13:31,227 --> 00:13:32,353
‫موهات بهم ریخته‌ست.

182
00:13:34,730 --> 00:13:37,525
‫واقعاً؟ ممنون، کایا.

183
00:13:40,694 --> 00:13:42,905
‫ما داریم می‌ریم.

184
00:13:46,033 --> 00:13:47,159
‫کایا.

185
00:13:56,126 --> 00:13:58,212
‫بابا. پی‌پی سگ.

186
00:13:58,504 --> 00:14:01,632
‫وای! کو؟ کجا؟

187
00:14:01,632 --> 00:14:02,842
‫پام رفت روش؟

188
00:14:10,349 --> 00:14:12,601
‫باز کن! درو باز کن!

189
00:14:12,601 --> 00:14:15,604
‫مربی! یکی درو باز کنه!

190
00:14:15,604 --> 00:14:17,147
‫زود باش، باز شو!

191
00:14:17,147 --> 00:14:19,358
‫نه! یکی بیاد!

192
00:14:19,358 --> 00:14:23,529
‫کمکم کنین! لطفاً یکی درو باز کنه!

193
00:14:23,529 --> 00:14:24,780
‫چی شده؟

194
00:14:24,780 --> 00:14:26,866
‫چرا تو دستشویی داد می‌زنی؟

195
00:14:30,494 --> 00:14:34,874
‫- در باز نمیشه!
‫- هان؟ بفرما. باز شد.

196
00:14:40,004 --> 00:14:42,256
‫[در حال استراحت]
‫و چون این اتفاق هی تکرار میشه،

197
00:14:42,256 --> 00:14:47,261
‫دستشویی دوم از سمت راست داره
‫استراحت می‌کنه. ازش استفاده نکنین، باشه؟

198
00:14:47,261 --> 00:14:52,266
‫این یعنی دستشویی شلوغ میشه،
‫پس تا لحظه آخر واسه دستشویی رفتن صبر نکنین.

199
00:14:52,266 --> 00:14:54,310
‫چشم!

200
00:14:59,690 --> 00:15:02,234
‫نمی‌تونم نگهش دارم! دستشویی دارم!

201
00:15:02,443 --> 00:15:05,738
‫کایا، بذار اول من برم!

202
00:15:05,738 --> 00:15:08,365
‫باشه، ولی باز نیست.

203
00:15:09,199 --> 00:15:12,119
‫اوه، راست میگی.
‫یادم رفت نمی‌تونیم از اون استفاده کنیم!

204
00:15:12,119 --> 00:15:16,206
‫مربی بهمون گفت اونقدر نگهش نداریم
‫که خودمون رو خیس کنیم.

205
00:15:17,374 --> 00:15:21,128
‫چاره دیگه‌ای نداشتم. سرم گرم بازی بود.

206
00:15:21,128 --> 00:15:22,338
‫هی، یه فکری!

207
00:15:22,796 --> 00:15:27,593
‫کایا، من می‌خوام از این دستشویی
‫استفاده کنم، میشه بپایی مربی نیاد؟

208
00:15:27,593 --> 00:15:28,802
‫نه.

209
00:15:28,802 --> 00:15:30,220
‫چرا آخه؟

210
00:15:30,220 --> 00:15:31,263
‫دعوام می‌کنن.

211
00:15:32,264 --> 00:15:35,184
‫واسه همین ازت می‌خوام مراقب باشی دیگه!

212
00:15:35,184 --> 00:15:37,102
‫اون تو گیر می‌افتی، پس نه.

213
00:15:37,102 --> 00:15:39,939
‫گیر نمی‌افتم!

214
00:15:39,939 --> 00:15:43,692
‫ولی اگه این اتفاق افتاد بیا کمکم کن کایا.

215
00:15:50,866 --> 00:15:52,701
‫نزدیک بودا.

216
00:15:52,701 --> 00:15:55,120
‫بیا تا گیر نیفتادیم از اینجا بریم.

217
00:15:57,623 --> 00:16:00,793
‫هان؟ امکان نداره. چی؟

218
00:16:01,877 --> 00:16:03,754
‫کایا، باز کن...

219
00:16:04,797 --> 00:16:08,634
‫اگه کایا بره مربی رو بیاره،
‫بدبخت میشم.

220
00:16:08,634 --> 00:16:12,471
‫ولی اگه تا آخر عمرم نتونم
‫از اینجا بیام بیرون چی؟

221
00:16:14,223 --> 00:16:15,099
‫باز شو.

222
00:16:15,432 --> 00:16:17,601
‫باز شو. باز شو.

223
00:16:18,185 --> 00:16:20,688
‫باز شو! باز شو! باز شو!

224
00:16:21,480 --> 00:16:24,817
‫باز شو! باز شو! باز شو!

225
00:16:26,610 --> 00:16:27,820
‫باز شد.

226
00:16:29,780 --> 00:16:34,702
‫این درِ مهر و موم شده
‫از بیرون راحت باز میشه.

227
00:16:34,702 --> 00:16:38,163
‫واسه همین تا الان هیچ آسیبی نرسونده بود.

228
00:16:38,747 --> 00:16:43,252
‫- ولی اگه...
‫- هیچ‌کس نمیاد.

229
00:16:43,377 --> 00:16:46,672
‫- ...کسی بیرون نباشه که بازش کنه...
‫- آخی طفلکی. طفلکی.

230
00:16:46,672 --> 00:16:50,634
‫کسی نمیاد نجاتت بده.

231
00:16:50,634 --> 00:16:56,223
‫کسی نمیاد. طفلکی.
‫کسی نمیاد. طفلکی.

232
00:16:56,223 --> 00:16:59,977
‫کسی نمیاد. طفلکی.
‫کسی نمیاد. طفلکی.

233
00:16:59,977 --> 00:17:02,521
‫طفلکی.

234
00:17:05,190 --> 00:17:06,775
‫کایا.

235
00:17:07,109 --> 00:17:08,152
‫برو تو اون یکی اتاق.

236
00:17:08,694 --> 00:17:12,406
‫طفلکی. طفلکی.

237
00:17:15,200 --> 00:17:17,661
‫التماست رو شنیدم، میچان.

238
00:17:18,203 --> 00:17:20,122
‫بیا کمکم کن، کایا.

239
00:17:20,122 --> 00:17:24,418
‫طفلکی. طفلکی.

240
00:17:27,504 --> 00:17:28,589
‫پس همین کارو می‌کنم.

241
00:17:42,436 --> 00:17:45,856
‫کایا کوچولو، یادت میاد قبلاً چی گفتیم؟

242
00:17:46,190 --> 00:17:49,068
‫این دستشویی داره استراحت می‌کنه.

243
00:17:49,068 --> 00:17:51,945
‫درسته. پس یعنی نباید بهش دست بزنیم.

244
00:17:52,446 --> 00:17:55,699
‫پس این اتفاق چطوری افتاد؟

245
00:17:58,202 --> 00:18:00,746
‫این حتی برای یه شوخی هم زیاده‌رویه.

246
00:18:00,746 --> 00:18:02,748
‫چرا این کارو کردی؟

247
00:18:03,916 --> 00:18:04,917
‫چون...

248
00:18:05,876 --> 00:18:06,960
‫یه روح؟

249
00:18:06,960 --> 00:18:10,547
‫مربی، کایا دوباره داره
‫تقصیر رو میندازه گردن روح.

250
00:18:10,547 --> 00:18:14,635
‫تقصیر بقیه ننداز.
‫فقط کاری که کردی رو گردن بگیر.

251
00:18:14,635 --> 00:18:18,430
‫انقدر این چیزا رو با صورت بی‌روح نگو!
‫خیلی ترسناکی.

252
00:18:20,766 --> 00:18:22,601
‫تو سال دومی، مگه نه؟

253
00:18:22,601 --> 00:18:25,145
‫ازت می‌خوام با کلمات خودت باهام حرف بزنی.

254
00:18:25,646 --> 00:18:27,523
‫به حرفام گوش میدی، کایا کوچولو؟

255
00:18:28,816 --> 00:18:30,526
‫کار اون نبود!

256
00:18:31,026 --> 00:18:33,904
‫من بودم که این گند رو بالا آوردم.

257
00:18:34,238 --> 00:18:36,490
‫هان؟ منظورت چیه؟

258
00:18:36,490 --> 00:18:38,784
‫خیلی اذیت می‌کرد،
‫واسه همین فکر کردم درستش کنم،

259
00:18:38,784 --> 00:18:41,578
‫ولی در کنده شد و
‫آخرش هم وسایل رو تو سیفون کشیدم پایین.

260
00:18:41,578 --> 00:18:43,789
‫همه‌چی خراب شد، واسه همین معذرت می‌خوام.

261
00:18:43,789 --> 00:18:45,332
‫مربی چیه!

262
00:18:51,046 --> 00:18:52,756
‫چرا دروغ گفتی؟

263
00:18:53,006 --> 00:18:56,385
‫چون حتی اگه بندازیمش تقصیر روح هم
‫کسی حرفمون رو باور نمی‌کنه.

264
00:18:56,385 --> 00:19:01,640
‫آره، ولی اگه تو می‌تونی ببینیش،
‫شاید بقیه مربی‌ها هم...

265
00:19:01,640 --> 00:19:04,643
‫عه، من؟ من که هیچ روحی نمی‌تونم ببینم.

266
00:19:05,060 --> 00:19:07,563
‫اصلاً نمی‌تونم تحمل کنم که
‫دوباره یکی از اونا رو ببینم.

267
00:19:07,563 --> 00:19:10,190
‫هان. پس فقط اتفاقی دیدیش؟

268
00:19:10,649 --> 00:19:14,653
‫پس وقتی نمی‌تونی ببینیشون
‫از کجا فهمیدی کار یه روحه؟

269
00:19:14,653 --> 00:19:17,739
‫چون حرفتو باور دارم، کایا کوچولو. همین.

270
00:19:19,616 --> 00:19:25,956
‫حالا تصادفی یا نه، الان می‌دونم که
‫داری از همه محافظت می‌کنی.

271
00:19:26,039 --> 00:19:29,293
‫پس منم کسی میشم که
‫از تو محافظت می‌کنه، کایا کوچولو.

272
00:19:30,711 --> 00:19:32,421
‫مربی چیه.

273
00:19:33,463 --> 00:19:34,298
‫هی.

274
00:19:34,298 --> 00:19:34,965
‫هان؟

275
00:19:35,841 --> 00:19:38,844
‫اوه، میچان؟
‫[یانو میچیرو]

276
00:19:39,011 --> 00:19:41,680
‫کایا، خب...

277
00:19:46,268 --> 00:19:48,478
‫وایسا، وایسا.
‫فقط به چیزی که می‌خواد بگه گوش کن.

278
00:19:51,607 --> 00:19:53,483
‫خب...

279
00:19:54,443 --> 00:19:56,570
‫ببخشید که اینجا ولت کردم.

280
00:19:57,487 --> 00:19:58,780
‫و...

281
00:19:59,740 --> 00:20:01,241
‫ممنون.

282
00:20:07,122 --> 00:20:08,123
‫خواهش می‌کنم.

283
00:20:18,300 --> 00:20:21,762
‫خداحافظ، مربی!

284
00:20:22,888 --> 00:20:25,474
‫بابات هم باید همین الان‌ها برسه.

285
00:20:25,474 --> 00:20:27,226
‫و اینم از من، کایا.

286
00:20:29,478 --> 00:20:30,646
‫بابایی!

287
00:20:32,272 --> 00:20:33,649
‫خوش اومدی!

288
00:20:35,567 --> 00:20:37,152
‫ممنون. من برگشتم.

289
00:20:45,035 --> 00:20:49,164
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،
‫همیشه باباشه که میارتش و می‌بردش.

290
00:20:49,665 --> 00:20:52,251
‫مادرش چی‌کار می‌کنه؟

291
00:20:52,251 --> 00:20:55,420
‫اوه، مگه نشنیدی؟

292
00:20:56,255 --> 00:20:57,172
‫هان؟

293
00:20:57,172 --> 00:20:59,424
‫مادر کایا کوچولو...

294
00:20:59,800 --> 00:21:01,510
‫بابا، بغلم کن.

295
00:21:01,510 --> 00:21:05,097
‫چی؟
‫امروز شونه‌هام خیلی خشک و دردناک شدن.

296
00:21:05,097 --> 00:21:06,848
‫پس بغلم کن.

297
00:21:06,848 --> 00:21:08,475
‫حتماً باید این کارو بکنم؟

298
00:21:09,851 --> 00:21:11,103
‫ما برگشتیم.

299
00:21:11,103 --> 00:21:12,562
‫ما برگشتیم!

300
00:21:14,564 --> 00:21:16,692
‫کایا، اول دستاتو بشور...

301
00:21:16,692 --> 00:21:19,361
‫اوه، هی! نرو طبقه بالا!

302
00:21:23,365 --> 00:21:27,202
‫تا وقتی کایا کوچولو،
‫قوی‌ترین ماوراییِ، پیش ماست، همه‌چی مرتبه.

303
00:21:28,870 --> 00:21:29,997
‫با این حال...

304
00:21:31,206 --> 00:21:32,708
‫من برگشتم، مامان...

305
00:21:44,219 --> 00:21:48,348
‫کایا، مامان حالش زیاد خوب نیست،
‫پس بیا پایین.

306
00:21:51,476 --> 00:21:55,314
‫تو این لحظه، فقط کایا کوچولو می‌دونست
‫که یه چیزی وجود داره...

307
00:21:56,064 --> 00:22:00,610
‫که حتی اون به عنوان قوی‌تری ماورایی هم
‫نمی‌تونه شکستش بده.

308
00:22:05,282 --> 00:22:10,078
‫«ترجمه از زهرا ترابی»