1
00:00:00,917 --> 00:00:06,631
‫بدجنس؟ خودخواه؟ یا فقط متفاوت؟

2
00:00:07,298 --> 00:00:11,219
‫بچه‌هایی هستن که
‫بقیه این‌طوری بهشون نگاه می‌کنن.

3
00:00:11,678 --> 00:00:18,727
‫ولی نکنه اون بچه
‫چیزی رو می‌بینه که شما نمی‌تونین ببینین؟

4
00:00:19,519 --> 00:00:24,983
‫این داستان کایا کوچولوئه،
‫دختری که می‌تونست ارواح رو ببینه.

5
00:01:51,653 --> 00:01:54,939
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

6
00:01:54,989 --> 00:01:59,494
‫«قسمت دوم: چیزهای نامرئی ترسناک نیستن»

7
00:02:00,995 --> 00:02:03,122
‫مراقب ماشین‌ها باشین، باشه؟

8
00:02:05,541 --> 00:02:07,627
‫از کنار خیابون راه برین.

9
00:02:08,127 --> 00:02:09,879
‫چشم!

10
00:02:24,769 --> 00:02:25,895
‫[یه روز دیگه]

11
00:02:25,937 --> 00:02:28,564
‫مراقب باشین، بچه‌ها.

12
00:02:38,074 --> 00:02:40,326
‫[یه روز دیگه]

13
00:02:54,590 --> 00:02:56,793
‫یه روح؟

14
00:02:56,843 --> 00:02:59,879
‫درسته! من می‌تونم ارواح رو ببینم!

15
00:02:59,929 --> 00:03:03,558
‫بازم خالی‌بندی‌های
‫ساکویای چاخان شروع شد.

16
00:03:04,350 --> 00:03:08,763
‫خالی‌بندی نیست!
‫داره مستقیم به ما نگاه می‌کنه! این‌جوری!

17
00:03:08,813 --> 00:03:12,817
‫چه‌جوری؟ فقط تو دیدیش،
‫پس حتماً داری دروغ میگی!

18
00:03:13,151 --> 00:03:14,894
‫فقط یه شاهد می‌خوام.

19
00:03:14,944 --> 00:03:16,437
‫چی؟

20
00:03:16,487 --> 00:03:19,148
‫- تا یکی دیگه نبیندش باورش نمی‌کنم.
‫- دارم راستشو میگم!

21
00:03:19,198 --> 00:03:20,616
‫خفه شو!

22
00:03:21,075 --> 00:03:25,079
‫حالا چون تو نمی‌تونی ببینیش
‫دلیل نمیشه دروغ باشه!

23
00:03:26,080 --> 00:03:28,991
‫اون از روح هم ترسناک‌تره.
‫فرار کنین!

24
00:03:29,041 --> 00:03:30,835
‫دختر گوریلی!

25
00:03:32,044 --> 00:03:33,621
‫خیلی خفن بود، ساکو.

26
00:03:33,671 --> 00:03:34,338
‫هان؟

27
00:03:34,881 --> 00:03:38,760
‫اوه، تو کایایی، مگه نه؟

28
00:03:39,510 --> 00:03:40,553
‫خیلی خفنی.

29
00:03:41,137 --> 00:03:48,102
‫«خفن»، هان؟ خب، فکر کنم اینکه
‫می‌تونم ارواح رو ببینم یه‌جورایی خفنه.

30
00:03:48,436 --> 00:03:49,887
‫منم می‌تونم ببینمشون.

31
00:03:49,937 --> 00:03:50,805
‫چی؟!

32
00:03:50,855 --> 00:03:55,685
‫واقعاً؟! می‌تونی؟!
‫پس چرا قبلاً نگفتی؟

33
00:03:55,735 --> 00:03:57,987
‫مثل یه راز نگهش داشتم
‫چون بهم میگن دروغگو.

34
00:03:58,279 --> 00:04:02,066
‫ولی تو برات مهم نبود که بهت گفت دروغگو،
‫واسه همین خفنی.

35
00:04:02,116 --> 00:04:06,362
‫حالا چون خودش نمی‌تونه ببینتشون
‫حسودیش میشه، همین.

36
00:04:06,412 --> 00:04:08,664
‫نذار این چیزا اعصابت رو خرد کنه.

37
00:04:10,833 --> 00:04:11,743
‫فهمیدم!

38
00:04:11,793 --> 00:04:12,201
‫هان؟

39
00:04:12,251 --> 00:04:16,756
‫شاید اگه با هم یه دونه پیدا کنیم،
‫باور کنن که ارواح واقعی‌ان!

40
00:04:18,716 --> 00:04:19,467
‫درسته.

41
00:04:20,510 --> 00:04:22,762
‫[یه روز دیگه]

42
00:04:26,140 --> 00:04:28,259
‫اون خونه‌ست که اونجاست،
‫همون که سقفش آبیه.

43
00:04:28,309 --> 00:04:31,596
‫وقتی می‌پیچیم راست،
‫همیشه یکی داره ما رو

44
00:04:31,646 --> 00:04:34,524
‫از پشت پرده‌های
‫پنجره طبقه بالا دید می‌زنه.

45
00:04:35,107 --> 00:04:37,018
‫مطمئنم تو هم می‌بینیش، کایا.

46
00:04:37,068 --> 00:04:37,693
‫آره.

47
00:04:44,659 --> 00:04:46,369
‫منتظر بمون...

48
00:04:47,036 --> 00:04:49,530
‫دیدی؟ می‌دونستم! داره نگاهمون می‌کنه!

49
00:04:49,580 --> 00:04:50,748
‫می‌بینیش، کایا؟

50
00:04:53,042 --> 00:04:55,836
‫آره. می‌بینمش.

51
00:04:58,548 --> 00:05:00,458
‫نگاهم نکن.

52
00:05:00,508 --> 00:05:04,879
‫روتو برگردون، روتو برگردون، روتو برگردون،
‫روتو برگردون، روتو برگردون، روتو برگردون،

53
00:05:04,929 --> 00:05:09,383
‫روتو برگردون، روتو برگردون،
‫روتو برگردون، روتو برگردون، روتو برگردون.

54
00:05:09,433 --> 00:05:12,845
‫نگاهم نکن!

55
00:05:12,895 --> 00:05:14,939
‫چی شده، کایا؟

56
00:05:15,523 --> 00:05:16,899
‫دیگه نگاهم نکن!

57
00:05:19,860 --> 00:05:22,230
‫ترسوندیم!

58
00:05:22,280 --> 00:05:24,190
‫حالت خوبه، ساکو؟

59
00:05:24,240 --> 00:05:28,327
‫هان؟ چرا اینو ازم می‌پرسی؟

60
00:05:33,207 --> 00:05:34,083
‫هان؟

61
00:05:34,834 --> 00:05:36,953
‫کایا کوچولو. ساکو کوچولو.

62
00:05:37,003 --> 00:05:38,496
‫مربی چیه.

63
00:05:38,546 --> 00:05:41,382
‫چی شده؟
‫همه رفتن جلو.

64
00:05:41,757 --> 00:05:44,794
‫من روح رو زدم، ولی اون هنوز اونجاست.

65
00:05:44,844 --> 00:05:47,088
‫اوه، منظورت چیه، کایا کوچولو؟

66
00:05:47,138 --> 00:05:49,632
‫راست میگه! اونجارو نگاه کنین، مربی!

67
00:05:49,682 --> 00:05:50,808
‫ساکو کوچولو؟

68
00:05:51,100 --> 00:05:52,310
‫هان؟

69
00:06:07,742 --> 00:06:11,537
‫کایا و مربی چیه هم گفتن که دیدنش!

70
00:06:12,329 --> 00:06:15,116
‫متأسفم که مجبور شدین اون صحنه رو ببینین،
‫مربی چیه.

71
00:06:15,166 --> 00:06:18,995
‫چرا امروز رو نمی‌رین خونه؟
‫نیازی نیست به خودتون فشار بیارین.

72
00:06:19,045 --> 00:06:21,047
‫نه، من خوبم.

73
00:06:21,672 --> 00:06:25,092
‫یه کم هم نگرانِ
‫کایا کوچولو و ساکو کوچولوئم، پس...

74
00:06:25,676 --> 00:06:28,337
‫من با خونواده‌هاشون تماس گرفتم.

75
00:06:28,387 --> 00:06:32,391
‫هر دو گفتن که ترجیح میدن
‫زیاد قضیه رو گنده نکنن.

76
00:06:35,144 --> 00:06:36,937
‫موافقم.

77
00:06:37,730 --> 00:06:39,190
‫هر دوشون واقعاً باور دارن

78
00:06:39,231 --> 00:06:43,194
‫چیزی که دیدن یه روح بوده.
‫[وارد نشوید]

79
00:06:44,070 --> 00:06:48,991
‫در این صورت، شاید
‫بهتره همه‌چی رو به حال خودش رها کنیم.

80
00:06:50,326 --> 00:06:51,494
‫خدای من.

81
00:06:53,746 --> 00:06:58,626
‫[کایا کوچولو ترسناک نیست]

82
00:06:58,959 --> 00:07:03,422
‫[کایا کوچولو ترسناک نیست]

83
00:07:03,964 --> 00:07:05,257
‫[پارک‌ها ترسناک نیستن]

84
00:07:05,341 --> 00:07:07,001
‫کایا، بیا بریم.

85
00:07:07,051 --> 00:07:08,260
‫اومدم.

86
00:07:15,559 --> 00:07:16,977
‫بریم.

87
00:07:19,480 --> 00:07:20,981
‫[مهدکودک هاناموگی]

88
00:07:21,023 --> 00:07:24,894
‫ما از طرف بخش مدیریت بحران
‫یه گزارش درباره یه فرد مشکوک دریافت کردیم.

89
00:07:24,944 --> 00:07:27,855
‫یا خدا. این که واقعاً خیلی نزدیکه.

90
00:07:27,905 --> 00:07:28,989
‫بذار ببینم...

91
00:07:29,657 --> 00:07:31,742
‫مردی که گمان می‌رود
‫۳۰ تا ۵۰ ساله باشد دیده شده

92
00:07:31,784 --> 00:07:33,994
‫که به کودکان نزدیک شده
‫و با آن‌ها صحبت می‌کند.

93
00:07:34,495 --> 00:07:36,322
‫واقعاً این‌قدر مشکوکه؟

94
00:07:36,372 --> 00:07:39,450
‫ما تو دوره‌ای زندگی می‌کنیم که ممکنه فقط
‫به خاطر یه سلام دادن گزارش‌ت رو بدن.

95
00:07:39,500 --> 00:07:43,913
‫مردم فقط دارن احتیاط می‌کنن.
‫این روزا بچه‌های زیادی گم میشن.

96
00:07:43,963 --> 00:07:49,176
‫آره، پچ پچ مامانا رو شنیدم.
‫میگن «توسط ارواح ربوده شدن».

97
00:07:50,344 --> 00:07:54,557
‫شایعه شده که بچه‌ای
‫که تقریباً یه روز گم شده بوده

98
00:07:55,099 --> 00:07:59,353
‫یهو پیداش میشه
‫و میگه تمام مدت پیش مامانش بوده.

99
00:07:59,895 --> 00:08:04,099
‫حتی میگن شاید بچه‌ها توسط یه آدم‌ربا
‫فریب خورده باشن و برده باشن‌شون یه جاهایی.

100
00:08:04,149 --> 00:08:06,018
‫ترسناکه!

101
00:08:06,068 --> 00:08:07,778
‫خیلی خب، همگی.

102
00:08:08,070 --> 00:08:11,532
‫لطفاً همه اینا رو تو ذهنتون داشته باشین
‫و بیرون که می‌رین مراقب باشین.

103
00:08:12,116 --> 00:08:14,777
‫مخصوصاً کلاس سال دومی‌ها.

104
00:08:14,827 --> 00:08:17,788
‫شما امروز برنامه دارین
‫برین پارک، مگه نه؟

105
00:08:19,957 --> 00:08:22,243
‫خیلی خب، گوش کنید.

106
00:08:22,293 --> 00:08:26,672
‫برخلاف مدرسه،
‫آدم‌های مختلفی میان به این پارک.

107
00:08:27,089 --> 00:08:29,542
‫پس با غریبه‌ها جایی نرید.

108
00:08:29,592 --> 00:08:31,669
‫چشم!

109
00:08:31,719 --> 00:08:36,849
‫مربی چیهیرو، مربی چیه و من اینجا پیشتونیم.

110
00:08:37,641 --> 00:08:42,179
‫جایی که مربی‌ها نمی‌تونن ببیننتون نرید.

111
00:08:42,229 --> 00:08:44,356
‫چشم!

112
00:08:46,525 --> 00:08:48,402
‫برگرد اینجا!

113
00:08:51,739 --> 00:08:53,148
‫کایا!

114
00:08:53,198 --> 00:08:53,949
‫هان؟

115
00:08:56,702 --> 00:08:59,371
‫تادا! یه تاج گل درست کردم.

116
00:09:00,873 --> 00:09:01,999
‫خیلی تو این کار ماهری.

117
00:09:03,542 --> 00:09:06,462
‫مامانم یادم داده چطوری درستشون کنم.

118
00:09:07,338 --> 00:09:08,339
‫مامانت؟

119
00:09:09,506 --> 00:09:10,632
‫خوش به حالت.

120
00:09:11,216 --> 00:09:12,918
‫می‌تونی برای خودت برش داری.

121
00:09:12,968 --> 00:09:13,919
‫هان؟

122
00:09:13,969 --> 00:09:16,096
‫من هر وقت دلم بخواد
‫می‌تونم یکی برای خودم درست کنم.

123
00:09:16,764 --> 00:09:18,891
‫ممنون.

124
00:09:19,767 --> 00:09:20,601
‫هی.

125
00:09:21,101 --> 00:09:23,178
‫میشه به منم یاد بدی چطوری درستشون کنم؟

126
00:09:23,228 --> 00:09:24,313
‫حتماً.

127
00:09:24,938 --> 00:09:29,109
‫اول، یه دسته گل برمی‌داری.

128
00:09:31,862 --> 00:09:34,273
‫این گل درسته، یوزو؟

129
00:09:34,323 --> 00:09:35,032
‫هان؟

130
00:09:37,409 --> 00:09:39,453
‫یوزو؟

131
00:09:43,483 --> 00:09:53,483
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

132
00:09:57,513 --> 00:09:59,965
‫هان؟ کایا کوچولو کجاست؟

133
00:10:00,015 --> 00:10:02,601
‫یوزو کوچولو رو هم نمی‌بینم.

134
00:10:03,143 --> 00:10:04,603
‫یعنی...
‫[بچه‌های گمشده]

135
00:10:05,270 --> 00:10:07,648
‫باید برم دنبالشون بگردم!

136
00:10:08,357 --> 00:10:10,150
‫یوزو.

137
00:10:10,526 --> 00:10:11,902
‫یوزو...

138
00:10:16,323 --> 00:10:17,357
‫یوزو.

139
00:10:17,407 --> 00:10:18,408
‫هان؟

140
00:10:19,159 --> 00:10:21,487
‫ما نباید از دید مربی‌ها دور بشیم.

141
00:10:21,537 --> 00:10:23,238
‫اوه، کایا.

142
00:10:23,288 --> 00:10:26,533
‫ببخشید. مامانم داشت صدام می‌کرد.

143
00:10:26,583 --> 00:10:28,827
‫مامانت؟ اون اینجاست؟

144
00:10:28,877 --> 00:10:29,419
‫آره.

145
00:10:30,212 --> 00:10:31,713
‫مگه نه، مامان؟

146
00:10:32,548 --> 00:10:35,008
‫اوه، این دوستته؟

147
00:10:36,260 --> 00:10:37,586
‫اسمش کایائه.

148
00:10:37,636 --> 00:10:41,390
‫کایا کوچولو، هان؟ چه دختر کوچولوی نازی.

149
00:10:43,016 --> 00:10:44,718
‫ازش خداحافظی کردی؟

150
00:10:44,768 --> 00:10:45,853
‫اوهوم!

151
00:10:47,312 --> 00:10:48,438
‫که اینطور.

152
00:10:49,356 --> 00:10:50,691
‫بسیار خب پس.

153
00:10:52,109 --> 00:10:54,978
‫بیا پیش مامان، یوزو کوچولو.

154
00:10:55,028 --> 00:10:55,612
‫باشه!

155
00:10:56,321 --> 00:10:58,899
‫اوه، کایا؟

156
00:10:58,949 --> 00:11:00,075
‫باهاش نرو.

157
00:11:00,409 --> 00:11:03,111
‫- چرا؟ اون مامانمه.
‫- یوزو کوچولو، بیا پیش مامان.

158
00:11:03,161 --> 00:11:04,955
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

159
00:11:05,330 --> 00:11:08,083
‫اون مامانته، ولی تو نمی‌تونی بری.

160
00:11:08,542 --> 00:11:10,702
‫یوزو کوچولو، بیا پیش مامان.

161
00:11:10,752 --> 00:11:14,248
‫مامان، کایا دستم رو ول نمی‌کنه!

162
00:11:14,298 --> 00:11:16,875
‫یوزو کوچولو، بیا پیش مامان.

163
00:11:16,925 --> 00:11:19,336
‫مامان... وایسا، مامان!

164
00:11:19,386 --> 00:11:21,463
‫یه چیزی عجیبه، یوزو. بیا برگردیم.

165
00:11:21,513 --> 00:11:24,049
‫نه! می‌خوام برم پیش مامان!

166
00:11:24,099 --> 00:11:27,469
‫یوزو کوچولو، بیا پیش مامان.

167
00:11:27,519 --> 00:11:30,814
‫می‌خوام با مامان برم!
‫می‌خوام پیش اون باشم!

168
00:11:31,898 --> 00:11:35,569
‫گفتم مامانم رو می‌خوام!

169
00:11:38,864 --> 00:11:42,200
‫خدای من، تا کجا رفتن اینا؟

170
00:11:42,868 --> 00:11:44,528
‫اوه، اونجان.

171
00:11:44,578 --> 00:11:46,738
‫- ولم کن!
‫- اوه، خدا رو شکر.

172
00:11:46,788 --> 00:11:49,416
‫- نه می‌خوام با مامان برم!
‫- کایا کوچولو.

173
00:11:54,588 --> 00:11:57,341
‫همون مرد مشکوکه‌ست.

174
00:12:00,177 --> 00:12:01,295
‫نه، نمی‌تونی!

175
00:12:01,345 --> 00:12:02,045
‫نه!

176
00:12:02,095 --> 00:12:03,171
‫مربی چیه؟

177
00:12:03,221 --> 00:12:08,810
‫دستت به شاگردای من نخوره!

178
00:12:17,110 --> 00:12:18,362
‫وای.

179
00:12:18,779 --> 00:12:19,946
‫همین‌طوری اونجا واینسید!

180
00:12:20,447 --> 00:12:22,649
‫بیاید بریم، کایا کوچولو! یوزو کوچولو!

181
00:12:22,699 --> 00:12:23,984
‫مامان!

182
00:12:24,034 --> 00:12:25,952
‫اون مرده کی بود؟

183
00:12:26,203 --> 00:12:28,071
‫من از کجا بدونم؟!

184
00:12:28,121 --> 00:12:30,957
‫مامان!

185
00:12:33,293 --> 00:12:37,339
‫اوه، لعنتی. در رفت.

186
00:12:38,256 --> 00:12:41,760
‫پس اسمش کایا کوچولوئه، هان؟ که اینطور.

187
00:12:48,183 --> 00:12:50,635
‫اومدین، مربی چیه!

188
00:12:50,685 --> 00:12:53,638
‫دیگه این‌جوری غیبتون نزنه.
‫کجا بودین؟

189
00:12:53,688 --> 00:12:56,725
‫ما اون مرد مشکوک رو دیدیم!
‫بیاین همین الان برگردیم مدرسه!

190
00:12:56,775 --> 00:12:57,901
‫چی؟!

191
00:12:58,568 --> 00:13:00,645
‫«مشکوک» یعنی چی؟

192
00:13:00,695 --> 00:13:02,939
‫مثل همون یارویی که اون کار رو کرد.

193
00:13:02,989 --> 00:13:04,524
‫چیکار کرد؟

194
00:13:04,574 --> 00:13:07,402
‫دنبال مامانت رفتی، بعد یه مرد رو دیدی؟

195
00:13:07,452 --> 00:13:11,406
‫درسته! مامان منم تو پارک بود!

196
00:13:11,456 --> 00:13:14,159
‫و بعد، مربی چیه مرده رو پرت کرد.

197
00:13:14,209 --> 00:13:15,418
‫پرتش کرد؟!

198
00:13:15,752 --> 00:13:18,830
‫اصلاً نگران‌کننده به نظر نمیاد.

199
00:13:18,880 --> 00:13:22,459
‫نکنه یکی از دوستای مامانش رو
‫پرت کرده باشین؟

200
00:13:22,509 --> 00:13:25,679
‫عمراً! کاملاً مشخص بود که یه جای کار می‌لنگه!

201
00:13:26,096 --> 00:13:29,591
‫تازه، من مامان یوزو کوچولو رو اصلا ندیدم.

202
00:13:29,641 --> 00:13:31,885
‫اون اونجا بود!

203
00:13:31,935 --> 00:13:37,065
‫خب، خب.
‫اتفاقی برای بچه‌ها نیفتاد، مهم هم همینه.

204
00:13:37,607 --> 00:13:41,561
‫ولی یادتون باشه، نباید جایی برید
‫که مربی‌هاتون نتونن ببیننتون.

205
00:13:41,611 --> 00:13:43,113
‫چشم.

206
00:13:45,574 --> 00:13:48,026
‫مهدکودک هاناموگی

207
00:13:48,076 --> 00:13:51,204
‫پارک؟ امروز؟

208
00:13:51,913 --> 00:13:53,615
‫نه، من اونجا نبودم.

209
00:13:53,665 --> 00:13:55,033
‫هان؟

210
00:13:55,083 --> 00:13:56,626
‫مطمئنی؟

211
00:14:00,422 --> 00:14:03,592
‫اون مرده اونجا چیکار می‌کرد؟

212
00:14:04,134 --> 00:14:09,890
‫کایا کوچولو گفت کاری به کارشون نداشته.

213
00:14:10,265 --> 00:14:11,808
‫ولی خیلی مشکوک می‌زد!

214
00:14:12,350 --> 00:14:16,521
‫واقعاً اشکالی نداره که گزارشش رو ندادیم؟

215
00:14:16,897 --> 00:14:18,565
‫[غریبه‌ها ترسناک نیستن؟]
‫کایا کوچولو.

216
00:14:18,982 --> 00:14:19,774
‫هان؟

217
00:14:21,735 --> 00:14:23,186
‫می‌تونی اینو قرض بگیری.

218
00:14:23,236 --> 00:14:24,479
‫این چیه؟

219
00:14:24,529 --> 00:14:26,273
‫یه آژیر خطره.

220
00:14:26,323 --> 00:14:30,410
‫اگه یه غریبه اومد طرفت یا باهات حرف زد،
‫روشنش کن تا یه صدای بلند بده.

221
00:14:31,912 --> 00:14:35,040
‫یه غریبه؟ منظورت آدمای بد نیستن؟

222
00:14:35,290 --> 00:14:39,544
‫همیشه نمی‌تونی فقط از روی ظاهر آدما
‫بگی خوبن یا بد.

223
00:14:40,253 --> 00:14:44,916
‫نگران نباش. آدمای خوب رو ناراحت نمی‌کنه،
‫و آدمای بد هم فرار می‌کنن.

224
00:14:44,966 --> 00:14:45,592
‫کشیدم.

225
00:14:46,801 --> 00:14:49,179
‫الان روشنش نکن!

226
00:14:55,685 --> 00:14:56,636
‫خداحافظ.

227
00:14:56,686 --> 00:14:57,887
‫تا فردا!

228
00:14:57,937 --> 00:14:59,848
‫خداحافظ، مربی.

229
00:14:59,898 --> 00:15:01,391
‫خدانگهدار.

230
00:15:01,441 --> 00:15:03,602
‫اوه، شما پدر کایا کوچولو هستین.

231
00:15:03,652 --> 00:15:04,819
‫مربی چیه.

232
00:15:05,570 --> 00:15:07,105
‫امروز یه اتفاقی افتاد.

233
00:15:07,155 --> 00:15:11,159
‫شنیدم. ممنون که وقتی گم شد
‫پیداش کردین.

234
00:15:11,409 --> 00:15:13,612
‫ببخشید که ازتون دور شد.

235
00:15:13,662 --> 00:15:16,865
‫اوه، نه. تقصیر کایا کوچولو نبود.

236
00:15:16,915 --> 00:15:19,626
‫تقصیر اون مرد مشکوک بود.

237
00:15:20,377 --> 00:15:23,797
‫کایا کوچولو الان داره آماده میشه.
‫می‌تونین همینجا منتظرش بمونین.

238
00:15:24,547 --> 00:15:26,800
‫اوه، بابایی.

239
00:15:28,385 --> 00:15:30,253
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

240
00:15:30,303 --> 00:15:34,090
‫امروز عجله دارم،
‫پس بیا از یه راه میانبر بریم.

241
00:15:34,140 --> 00:15:35,475
‫راه میانبر؟

242
00:15:38,770 --> 00:15:43,975
‫هی! نباید از اون راه بری بیرون، کایا!

243
00:15:44,025 --> 00:15:45,693
‫بابام باهامه، پس مشکلی نیست.

244
00:15:46,236 --> 00:15:46,978
‫خداحافظ.

245
00:15:47,028 --> 00:15:49,030
‫چی؟! واقعاً از روی حصار پرید!

246
00:15:49,406 --> 00:15:51,900
‫اشکالی نداره. باباش باهاشه.

247
00:15:51,950 --> 00:15:54,527
‫هان؟ داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

248
00:15:54,577 --> 00:15:57,205
‫مگه ندیدی که تنها بود؟

249
00:15:59,457 --> 00:16:02,535
‫چرا کایا اینقدر طولش داد؟

250
00:16:02,585 --> 00:16:05,296
‫شاید چیزی جا گذاشته؟

251
00:16:05,755 --> 00:16:09,459
‫اوه، مربی چیه!
‫یه چیزی باید بهتون بگم!

252
00:16:09,509 --> 00:16:14,130
‫کایا همین الان تنهایی
‫از زمین بازی رفت بیرون!

253
00:16:14,180 --> 00:16:15,098
‫چی؟!

254
00:16:17,642 --> 00:16:20,937
‫مربی چیه امروز یه مرد رو پرت کرد.

255
00:16:21,271 --> 00:16:24,516
‫مرده خیلی هم ازش گنده‌تر بود.

256
00:16:24,566 --> 00:16:27,068
‫فهمیدم بهش میگن پرتاب از روی شونه.

257
00:16:27,360 --> 00:16:31,948
‫شاید تو رو هم یه راست پرت کنه فضا.

258
00:16:31,990 --> 00:16:33,408
‫[مهدکودک هاناموگی]

259
00:16:38,329 --> 00:16:40,115
‫بابایی؟

260
00:16:40,165 --> 00:16:41,124
‫کایا.

261
00:16:43,293 --> 00:16:47,213
‫با من میای، مگه نه کایا؟

262
00:16:52,427 --> 00:16:56,598
‫بازم داره شیطنت می‌کنه.
‫میرم دنبالش...

263
00:16:56,931 --> 00:16:58,883
‫اوه، مربی چیه!

264
00:16:58,933 --> 00:17:02,762
‫میرم پیداش کنم تا بدون شما نره خونه!

265
00:17:02,812 --> 00:17:04,347
‫اون در حال شیطنت نیست.

266
00:17:04,397 --> 00:17:07,267
‫کایا کوچولو بدون دلیل موجه از ما دور نمیشه.

267
00:17:07,317 --> 00:17:09,944
‫شاید دوباره داره یه اتفاق ترسناک
‫دور از چشم ما میفته.

268
00:17:11,112 --> 00:17:14,490
‫اگه کار همون مرده باشه چی؟

269
00:17:15,158 --> 00:17:18,203
‫نه. اون بابای من نیست.

270
00:17:18,912 --> 00:17:21,748
‫اون بابای من نیست. یه غریبه‌ست.

271
00:17:22,749 --> 00:17:25,460
‫یه غریبه.

272
00:17:26,210 --> 00:17:27,879
‫روشنش کن.

273
00:17:31,257 --> 00:17:33,968
‫بهش نیازی ندارم. چون...

274
00:17:35,845 --> 00:17:38,139
‫من قوی‌ترم!

275
00:17:38,932 --> 00:17:40,099
‫من می‌تونم شکستش...

276
00:17:40,975 --> 00:17:42,018
‫کایا.

277
00:17:42,602 --> 00:17:43,603
‫مامان؟

278
00:17:45,229 --> 00:17:46,556
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

279
00:17:46,606 --> 00:17:51,736
‫«چیکار می‌کنم»؟ صبح بهت گفتم که
‫امروز من میام دنبالت، یادت نیست؟

280
00:17:52,153 --> 00:17:54,322
‫بابا امروز تا دیروقت سر کاره.

281
00:17:54,364 --> 00:17:56,532
‫- نه...
‫- وای خدای من. موهات رو ببین.

282
00:17:57,575 --> 00:17:59,569
‫بابات موهات رو بسته، نه؟

283
00:17:59,619 --> 00:18:02,497
‫می‌بینی؟ واسه همینه که بهتره
‫مامان این کار رو بکنه.

284
00:18:03,122 --> 00:18:05,083
‫[ساتو کایا]

285
00:18:05,583 --> 00:18:10,254
‫حالا بیا قبل از اینکه تاریک بشه بریم خونه.

286
00:18:10,922 --> 00:18:13,633
‫باشه، کایا؟

287
00:18:16,511 --> 00:18:18,221
‫بیا پیش مامان.

288
00:18:19,389 --> 00:18:21,724
‫تو نباید گول بخوری!

289
00:18:29,357 --> 00:18:31,359
‫ببینید خانوم کایا!

290
00:18:32,694 --> 00:18:36,864
‫اون شبح کلاسیک بچه‌دزده
‫که بهش میگن «روحِ سارق».

291
00:18:37,198 --> 00:18:41,903
‫خودش رو به شکل یه آدم آشنا درمیاره
‫تا بچه‌ها رو گول بزنه.

292
00:18:41,953 --> 00:18:44,781
‫ولی هر چقدر هم که بی‌نقص
‫شکل یه انسان رو تقلید کنه،

293
00:18:44,831 --> 00:18:47,834
‫درست زیر پوستش یه هیولا
‫با یه روح شیطانی خوابیده.

294
00:18:48,459 --> 00:18:52,547
‫اون قطعاً مادر شما نیست، خانوم کایا.

295
00:19:05,476 --> 00:19:07,470
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم، خانوم کایا!

296
00:19:07,520 --> 00:19:08,346
‫هان؟

297
00:19:08,396 --> 00:19:12,984
‫روح‌کشی من با اسپری خوشبوکننده
‫حتی به گرد پای مال شما هم نمی‌رسه.

298
00:19:16,654 --> 00:19:20,908
‫این قدرتیه که لایق قوی‌ترین ماورایی‌هاست.

299
00:19:22,368 --> 00:19:23,077
‫هان؟

300
00:19:23,870 --> 00:19:26,956
‫این سومین باریه که همدیگه رو می‌بینیم.

301
00:19:27,707 --> 00:19:31,794
‫من عمو موب هستم.
‫همون مردی که اون روز نجاتش دادی.

302
00:19:34,088 --> 00:19:35,465
‫اون روز؟

303
00:19:36,132 --> 00:19:38,885
‫درسته. اون روز...

304
00:19:41,345 --> 00:19:42,889
‫غریبه.

305
00:19:46,976 --> 00:19:48,269
‫اون صدا...

306
00:19:49,854 --> 00:19:51,681
‫کایا کوچولو!

307
00:19:51,731 --> 00:19:52,398
‫اوه!

308
00:19:55,610 --> 00:19:57,687
‫خودشه!

309
00:19:57,737 --> 00:20:01,324
‫هی، تو! می‌دونستم داری تعقیبش می‌کنی...

310
00:20:02,533 --> 00:20:03,818
‫کایا کوچولو؟

311
00:20:03,868 --> 00:20:07,121
‫فرار نمی‌کنه،
‫پس آدم بدی نیست.

312
00:20:07,496 --> 00:20:09,574
‫اما...

313
00:20:09,624 --> 00:20:11,959
‫می‌دونم. منو یادت نمیاد.

314
00:20:12,710 --> 00:20:18,758
‫جای تعجبم نداره،
‫چون اون موقع اینقدری بودی.

315
00:20:19,383 --> 00:20:24,213
‫ولی اون روح‌کشی!
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم فراموشش کنم.

316
00:20:24,263 --> 00:20:28,843
‫- بالاخره می‌تونم لطفت رو جبران کنم!
‫- «اون موقع»؟ «روح‌کُشی»؟ «جبران لطف»؟

317
00:20:28,893 --> 00:20:31,512
‫هان؟ تو دیگه کی هستی؟

318
00:20:31,562 --> 00:20:33,389
‫کایا کوچولو رو از کجا می‌شناسی؟

319
00:20:33,439 --> 00:20:37,435
‫من؟ داستانش طولانیه.

320
00:20:37,485 --> 00:20:38,694
‫کایا!

321
00:20:39,820 --> 00:20:42,531
‫ولی به نظر میاد پدرش منتظرشه.

322
00:20:43,407 --> 00:20:45,026
‫برو، خانوم کایا.

323
00:20:45,076 --> 00:20:46,452
‫بابایی!

324
00:20:48,287 --> 00:20:49,330
‫کایا.

325
00:20:49,664 --> 00:20:50,281
‫بابایی.

326
00:20:50,331 --> 00:20:51,657
‫خیلی نگرانت شدم.

327
00:20:51,707 --> 00:20:52,708
‫سلام، بابایی.

328
00:20:53,918 --> 00:20:55,127
‫خداحافظ.

329
00:20:59,090 --> 00:21:01,500
‫من دیگه برای امروز رفع زحمت می‌کنم.

330
00:21:01,550 --> 00:21:02,385
‫هان؟

331
00:21:02,760 --> 00:21:04,837
‫در مورد اینکه من کی هستم، لطفا اینو بگیر.
‫[روزنامه‌نگار امور ماوراءالطبیعه]

332
00:21:04,887 --> 00:21:06,639
‫کارت ویزیت؟

333
00:21:08,933 --> 00:21:13,270
‫موب اوسامو،
‫روزنامه‌نگار امور ماوراءالطبیعه؟

334
00:21:13,854 --> 00:21:17,183
‫یه چیزی هست که می‌خوام
‫در مورد خانوم کایا بهتون بگم.

335
00:21:17,233 --> 00:21:18,768
‫هان؟ در مورد کایا کوچولو؟!

336
00:21:18,818 --> 00:21:20,569
‫یه وقت دیگه دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

337
00:21:21,779 --> 00:21:24,690
‫لطفاً با شماره روی کارت ویزیتم
‫ تماس بگیرین.

338
00:21:24,740 --> 00:21:26,826
‫چی؟ من باید به تو زنگ بزنم؟

339
00:21:27,827 --> 00:21:28,744
‫اون...

340
00:21:29,578 --> 00:21:31,455
‫اون واقعاً مشکوکه.

341
00:21:31,497 --> 00:21:36,377
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

342
00:23:11,514 --> 00:23:13,007
‫توی این قسمت،

343
00:23:13,057 --> 00:23:18,646
‫کایا کوچولو و ساکو کوچولو گفتن
‫که تو پیاده‌رویشون یه روح دیدن،

344
00:23:18,979 --> 00:23:20,105
‫ولی معلوم شد که حقیقت

345
00:23:20,147 --> 00:23:22,274
‫چیز دیگه‌ایه.
‫[نزدیک نشوید]

346
00:23:22,650 --> 00:23:26,570
‫شاید اتفاقاتی مثل این،
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم رخ میدن.

347
00:23:26,946 --> 00:23:30,441
‫اگه بچه‌ها ادعا می‌کنن که یه روح دیدن،

348
00:23:30,491 --> 00:23:36,288
‫بهتره به جای اینکه سریع ردش کنیم،
‫ به طور جدی بررسیش کنیم.