1
00:00:05,714 --> 00:00:08,416
‫این همون مرد مشکوکه!

2
00:00:08,466 --> 00:00:14,055
‫دستت به شاگردهای من نخوره!

3
00:00:16,516 --> 00:00:17,559
‫کایا.

4
00:00:19,728 --> 00:00:21,396
‫بیا پیش مامان.

5
00:00:22,856 --> 00:00:24,858
‫نباید گول بخوری!

6
00:00:29,612 --> 00:00:31,481
‫ببینین، خانوم کایا.

7
00:00:31,531 --> 00:00:33,274
‫این ادای آدم‌ها رو درمیاره،

8
00:00:33,324 --> 00:00:36,369
‫اما درست زیر پوستش
‫یه هیولا با یه روح شیطانی خوابیده.

9
00:00:37,078 --> 00:00:40,915
‫این قطعاً مادرت نیست، خانوم کایا.

10
00:00:52,051 --> 00:00:54,045
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم، خانوم کایا!

11
00:00:54,095 --> 00:00:54,971
‫هان؟

12
00:00:55,430 --> 00:00:58,475
‫این سومین باریه که همدیگه رو می‌بینیم.

13
00:00:59,267 --> 00:01:03,313
‫من عمو موب هستم.
‫همون مردی که اون روز نجاتش دادی.

14
00:01:05,315 --> 00:01:06,649
‫اون روز؟

15
00:01:07,108 --> 00:01:09,277
‫می‌دونم. منو یادت نمیاد.

16
00:01:09,944 --> 00:01:16,034
‫جای تعجبم نداره،
‫چون اون موقع اینقدری بودی.

17
00:01:16,659 --> 00:01:21,489
‫ولی اون روح‌کشی!
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم فراموشش کنم.

18
00:01:21,539 --> 00:01:26,169
‫- بالاخره می‌تونم لطفت رو جبران کنم!
‫- «اون موقع»؟ «روح‌کُشی»؟ «جبران لطف»؟

19
00:01:26,503 --> 00:01:28,621
‫در مورد اینکه من کی هستم، لطفا اینو بگیر.
‫[روزنامه‌نگار امور ماوراءالطبیعه]

20
00:01:28,671 --> 00:01:30,423
‫کارت ویزیت؟

21
00:01:32,800 --> 00:01:37,347
‫موب اوسامو،
‫روزنامه‌نگار امور ماوراءالطبیعه؟

22
00:01:37,639 --> 00:01:41,009
‫یه چیزی هست که می‌خوام
‫در مورد خانوم کایا بهتون بگم.

23
00:01:41,059 --> 00:01:42,510
‫هان؟ در مورد کایا کوچولو؟!

24
00:01:42,560 --> 00:01:44,479
‫یه وقت دیگه دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

25
00:01:44,938 --> 00:01:47,849
‫لطفاً با شماره روی کارت ویزیتم
‫ تماس بگیرین.

26
00:01:47,899 --> 00:01:49,984
‫چی؟ من باید به تو زنگ بزنم؟

27
00:01:50,985 --> 00:01:52,237
‫اون...

28
00:01:52,779 --> 00:01:54,614
‫اون خیلی مشکوکه.

29
00:03:24,954 --> 00:03:27,457
‫«قسمت سوم: آینه‌ها ترسناک نیستن»
‫[مهدکودک هاناموگی]

30
00:03:27,623 --> 00:03:33,045
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

31
00:03:34,422 --> 00:03:35,173
‫[موب اوسامو]

32
00:03:35,214 --> 00:03:39,335
‫آخر همون شب، از اطلاعات روی
‫کارت ویزیت اون مرد مشکوک استفاده کردم

33
00:03:39,385 --> 00:03:42,138
‫تا بفهمم اون واقعاً کیه.
‫[موب اوسامو]

34
00:03:42,597 --> 00:03:44,891
‫واقعاً کارش به عنوانش می‌خورد.

35
00:03:45,391 --> 00:03:49,812
‫همین باعث شد برام سوال بشه
‫چطور کایا کوچولو رو می‌شناخت.

36
00:03:50,772 --> 00:03:52,023
‫این چیه؟

37
00:03:57,320 --> 00:04:03,284
‫بی‌خیال. مطمئنم کل اون قضیه
‫«جبران لطف» فقط توهم خودش بوده.

38
00:04:03,534 --> 00:04:07,613
‫به هر حال، من باید از
‫کایا کوچولو در برابر اون مرد محافظت کنم.

39
00:04:07,663 --> 00:04:10,249
‫هی، کایا کوچولو.
‫داری چی می‌کشی؟

40
00:04:14,879 --> 00:04:16,756
‫خیلی قشنگه!

41
00:04:19,675 --> 00:04:20,968
‫می‌خوام رنگش کنم.

42
00:04:24,138 --> 00:04:24,555
‫[مداد شمعی‌های مانابی‌یا]

43
00:04:24,847 --> 00:04:25,515
‫اوه.

44
00:04:25,806 --> 00:04:26,766
‫[مداد شمعی‌های مانابی‌یا]

45
00:04:26,849 --> 00:04:28,142
‫چی شده؟

46
00:04:30,269 --> 00:04:31,521
‫مشکی نیست.

47
00:04:32,063 --> 00:04:34,640
‫راست میگی. همه‌ش رو استفاده کردی؟

48
00:04:34,690 --> 00:04:35,933
‫بازم داشتم.

49
00:04:35,983 --> 00:04:38,102
‫شاید یه جایی انداختیش؟

50
00:04:38,152 --> 00:04:40,521
‫مربی! رنگ مشکیِ مداد شمعی‌هام نیست.

51
00:04:40,571 --> 00:04:41,572
‫هان؟

52
00:04:46,327 --> 00:04:47,945
‫این عادی نیست.

53
00:04:47,995 --> 00:04:49,780
‫دقیقاً.

54
00:04:49,830 --> 00:04:51,407
‫کار دزدِ مداد شمعیه!

55
00:04:51,457 --> 00:04:53,084
‫کی دزدیدتشون؟

56
00:04:53,376 --> 00:04:56,045
‫- خب آروم باشید.
‫- مداد شمعی‌های ما کجاست؟

57
00:04:56,295 --> 00:04:57,630
‫چی شده، یوزو کوچولو؟

58
00:04:57,922 --> 00:05:01,717
‫هیچی! من خوبم.

59
00:05:02,677 --> 00:05:03,427
‫هان؟

60
00:05:10,476 --> 00:05:12,645
‫خب...

61
00:05:12,979 --> 00:05:19,310
‫من همین الان کان رو با
‫یه عالمه مداد شمعی دیدم.

62
00:05:19,360 --> 00:05:20,478
‫کان کوچولو؟

63
00:05:20,528 --> 00:05:22,154
‫رنگ، رنگ.

64
00:05:23,990 --> 00:05:25,408
‫یوزو!

65
00:05:25,700 --> 00:05:29,445
‫کان! روی آینه نقاشی نکش!

66
00:05:29,495 --> 00:05:31,697
‫دزد، برادر کوچولوی یوزو بود.

67
00:05:31,747 --> 00:05:35,451
‫اون تو کلاس سال اولی‌هاست.
‫فکر کنم نباید از دستش عصبانی باشیم.

68
00:05:35,501 --> 00:05:37,245
‫واقعاً ببخشید.

69
00:05:37,295 --> 00:05:39,672
‫خب ما مشکلی نداریم. اما...

70
00:05:40,506 --> 00:05:42,875
‫چرا داره روی آینه رو رنگ می‌کنه؟

71
00:05:42,925 --> 00:05:46,679
‫من اصلاً نمی‌دونم.
‫می‌دونم نباید اینو بگم،

72
00:05:47,013 --> 00:05:49,265
‫اما اون یه جورایی دردسرسازه

73
00:05:49,307 --> 00:05:50,683
‫- مثل کایا کوچولو.
‫- تَلسناکه.

74
00:05:54,437 --> 00:05:56,063
‫تَلسناکه.

75
00:05:57,523 --> 00:06:00,810
‫چی شده؟ چی «ترسناکه»؟

76
00:06:00,860 --> 00:06:02,194
‫من می‌تَلسم.

77
00:06:05,406 --> 00:06:08,317
‫اوه. همه‌ش همینو میگه.

78
00:06:08,367 --> 00:06:10,911
‫آینه کجاش اینقدر ترسناکه؟

79
00:06:12,621 --> 00:06:17,201
‫به خاطر اینه که برای این کلاس کوچیکه؟
‫خیلی بچه‌ست و واقعاً کلافه‌کننده‌ست.

80
00:06:17,251 --> 00:06:19,870
‫مربی مِل، نباید اینطوری بگی.

81
00:06:19,920 --> 00:06:25,543
‫ببخشید بچه‌ها. حتماً دعواش می‌کنم.
‫لطفاً ببخشیدش. باشه؟

82
00:06:25,593 --> 00:06:26,836
‫باشه!

83
00:06:26,886 --> 00:06:31,048
‫آخی، ممنونم. شما بچه‌ها خیلی مهربونید.

84
00:06:31,098 --> 00:06:34,769
‫حتی اگه بچه‌ها متوجه نشن،
‫اون نباید این‌طوری حرف بزنه.

85
00:06:35,186 --> 00:06:39,648
‫آره، کار خوبی نیست.
‫بعداً باهاش صحبت می‌کنم.

86
00:06:49,408 --> 00:06:50,818
‫اوه، مربی چیه.

87
00:06:50,868 --> 00:06:51,402
‫هان؟

88
00:06:51,452 --> 00:06:52,695
‫مربی مِل.

89
00:06:52,745 --> 00:06:55,156
‫امروز شیفت اضافه‌ای؟ سخت به نظر میرسه.

90
00:06:55,206 --> 00:06:57,033
‫داری اون آینه رو می‌شوری؟

91
00:06:57,083 --> 00:07:01,412
‫آره. کان کوچولو نمی‌تونه
‫گندکاریای خودشو تمیز کنه،

92
00:07:01,462 --> 00:07:04,882
‫واسه همین تمیزکاریش افتاد گردن من.
‫این من رو می‌کشه.

93
00:07:05,716 --> 00:07:09,670
‫فکر کنم فقط باید نهایت سعیمون رو با
‫این بچه‌های دردسرساز بکنیم، نه؟ می‌بینمت.

94
00:07:09,720 --> 00:07:12,515
‫[قول]

95
00:07:13,557 --> 00:07:15,684
‫مثل کایا کوچولو، هان؟

96
00:07:16,769 --> 00:07:18,345
‫تَلسناکه.

97
00:07:18,395 --> 00:07:20,014
‫می‌دونم نباید اینو بگم،

98
00:07:20,064 --> 00:07:24,276
‫اما اون یه جورایی مثل
‫کایا کوچولو دردسرسازه.

99
00:07:24,360 --> 00:07:26,987
‫مثل کایا کوچولو.

100
00:07:28,572 --> 00:07:29,490
‫هی!

101
00:07:30,866 --> 00:07:34,111
‫تنهایی از پسش برمیای؟ می‌تونم کمکت کنم.

102
00:07:34,161 --> 00:07:36,572
‫نگران نباش. تو شیفتی، مگه نه؟

103
00:07:36,622 --> 00:07:39,333
‫سه‌سوته برقش میندازم.

104
00:07:46,423 --> 00:07:48,167
‫ای بابا.

105
00:07:48,217 --> 00:07:50,594
‫حسابی سنگ تمام گذاشته.

106
00:07:50,719 --> 00:07:51,595
‫[خط‌خطی ممنوع]

107
00:07:51,804 --> 00:07:55,841
‫ولی ما بزرگترا کلی ترفند تو آستینمون داریم.

108
00:07:55,891 --> 00:07:58,352
‫پس با این، سه‌سوته...

109
00:08:01,689 --> 00:08:02,314
‫هان؟

110
00:08:03,649 --> 00:08:05,859
‫چی؟

111
00:08:06,235 --> 00:08:07,820
‫نه...

112
00:08:12,533 --> 00:08:13,784
‫اون صدایی که الان اومد...

113
00:08:20,332 --> 00:08:21,584
‫مربی مِل!

114
00:08:22,167 --> 00:08:23,043
‫نه!

115
00:08:23,586 --> 00:08:25,462
‫کمکم کن!

116
00:08:25,879 --> 00:08:27,256
‫کمکم کن!

117
00:08:34,513 --> 00:08:36,432
‫آخ.

118
00:08:38,183 --> 00:08:39,176
‫حالت خوبه؟

119
00:08:39,226 --> 00:08:41,020
‫من خوبم.

120
00:08:41,353 --> 00:08:45,024
‫چم شده؟ وقتی تصویرمو تو آینه دیدم،
‫فکر کردم یه چیزی دیدم.

121
00:08:45,607 --> 00:08:48,610
‫بعدش افتادم و هول کردم.

122
00:08:50,529 --> 00:08:52,698
‫ببخشید ترسوندمت.

123
00:08:54,033 --> 00:08:56,660
‫[مهدکودک هاناموگی]
‫صبح بخیر!

124
00:08:58,954 --> 00:09:00,789
‫کان کوچولو. یوزو کوچولو.

125
00:09:01,248 --> 00:09:03,242
‫مربی مِل.

126
00:09:03,292 --> 00:09:04,994
‫صبح بخیر، مربی!

127
00:09:05,044 --> 00:09:06,495
‫صبح بخیر.

128
00:09:06,545 --> 00:09:09,540
‫صبح بخیر.
‫بابت دیروز معذرت می‌خوام.

129
00:09:09,590 --> 00:09:10,124
‫هان؟

130
00:09:10,174 --> 00:09:13,093
‫جا خوردم و زیاده‌روی کردم.

131
00:09:13,427 --> 00:09:18,924
‫و یوزو کوچولو، تو صادق بودی،
‫اما من ازت تشکر نکردم.

132
00:09:18,974 --> 00:09:20,309
‫پس ممنونم.

133
00:09:23,020 --> 00:09:24,063
‫خواهش می‌کنم!

134
00:09:25,064 --> 00:09:27,024
‫دوستت دارم، مربی مل!

135
00:09:27,274 --> 00:09:31,103
‫چه تغییر رفتاری. دمت گرم، مربی آکیرا.

136
00:09:31,153 --> 00:09:32,813
‫اما بهش چی گفتی؟

137
00:09:32,863 --> 00:09:36,742
‫خب می‌خواستم امروز باهاش حرف بزنم، اما...

138
00:09:38,202 --> 00:09:41,163
‫فقط منم یا کلاً فازش عوض شده؟

139
00:09:42,539 --> 00:09:44,500
‫انگار یه آدم دیگه شده.

140
00:10:07,731 --> 00:10:09,725
‫کنار استخر دویدن ممنوعه!

141
00:10:09,775 --> 00:10:11,393
‫اوه. ببخشید.

142
00:10:11,443 --> 00:10:15,147
‫اینجا برای ما وقت بازی نیست.
‫حالش خوبه؟

143
00:10:15,197 --> 00:10:17,316
‫خب، ما اینجاییم، پس مشکلی پیش نمیاد.

144
00:10:17,366 --> 00:10:20,069
‫مایوت خیلی نازه، ساکو.

145
00:10:20,119 --> 00:10:23,238
‫مگه نه؟ مامانم برام خریده.

146
00:10:23,288 --> 00:10:24,706
‫مال تو چی، کایا؟

147
00:10:26,124 --> 00:10:27,000
‫[ساتو کایا]

148
00:10:28,085 --> 00:10:30,120
‫نمی‌خوام برنزه بشم.

149
00:10:30,170 --> 00:10:32,956
‫آره، چون تو خیلی سفیدی، کایا.

150
00:10:33,006 --> 00:10:35,959
‫وای، مایوی کایا رو ببین! چه ضایعه!

151
00:10:36,009 --> 00:10:38,011
‫اینجوری نگو، کله‌پوک!

152
00:10:38,846 --> 00:10:42,307
‫دست از سر بقیه بردار، کِن‌کِن.

153
00:10:44,434 --> 00:10:48,013
‫کایا، باید حالشو بگیری.
‫مثل یه بوم!

154
00:10:48,063 --> 00:10:49,139
‫«بوم»؟

155
00:10:49,189 --> 00:10:51,600
‫خیلی خب، بچه‌ها. بیاید گرم کنیم.

156
00:10:51,650 --> 00:10:53,560
‫باشه.

157
00:10:53,610 --> 00:10:55,354
‫بریم، کایا.

158
00:10:55,404 --> 00:10:56,280
‫باشه.

159
00:11:09,001 --> 00:11:12,379
‫کایا! میای؟

160
00:11:12,880 --> 00:11:14,298
‫بگیر که اومد!

161
00:11:17,759 --> 00:11:19,795
‫به نظر میاد به همه داره خوش می‌گذره.

162
00:11:19,845 --> 00:11:22,389
‫ها؟ کایا کوچولو کجاست؟

163
00:11:23,223 --> 00:11:25,175
‫چی شده؟

164
00:11:25,225 --> 00:11:26,552
‫من از استخر خوشم نمیاد.

165
00:11:26,602 --> 00:11:30,272
‫خوشت نمیاد؟ اگه نمی‌خوای،
‫مجبور نیستی بیای تو.

166
00:11:31,231 --> 00:11:34,610
‫یعنی کایا کوچولو شنا بلد نیست، ها؟
‫یه کم عجیبه.

167
00:11:39,031 --> 00:11:41,283
‫چیکار می‌کنی، کایا؟

168
00:11:41,742 --> 00:11:45,579
‫اوه، به خاطر اینه که شنا بلد نیستی؟ ضایع!

169
00:11:47,039 --> 00:11:49,241
‫هی، بیا منو بگیر.

170
00:11:49,291 --> 00:11:51,418
‫می‌خوای بفرستمش زیر آب؟

171
00:11:52,210 --> 00:11:54,871
‫ساکو، این کار خوبی نیست.

172
00:11:54,921 --> 00:11:56,456
‫می‌خوای از تخته شنا استفاده کنی؟

173
00:11:56,506 --> 00:11:56,873
‫باشه.

174
00:11:56,923 --> 00:11:58,417
‫هورا!

175
00:11:58,467 --> 00:11:59,551
‫اوخ.

176
00:11:59,926 --> 00:12:01,428
‫اوه، تقصیر من بود.

177
00:12:03,472 --> 00:12:04,431
‫هان؟

178
00:12:06,391 --> 00:12:09,853
‫فکر کردم همین الان خوردم به یکی.

179
00:12:14,983 --> 00:12:16,184
‫هی، رفت زیر آب!

180
00:12:16,234 --> 00:12:18,028
‫قایم‌موشک نداریم، کِن‌کِن!

181
00:12:18,362 --> 00:12:20,030
‫بیا بیرون!

182
00:12:20,739 --> 00:12:22,491
‫بچه‌ها معمولاً بی‌سروصدا غرق میشن.

183
00:12:22,949 --> 00:12:25,944
‫این به عنوان «واکنش غریزی غرق‌شدگی»
‫شناخته میشه.

184
00:12:25,994 --> 00:12:27,988
‫با اینکه کاملاً شناخته شده است،

185
00:12:28,038 --> 00:12:33,752
‫دلیل دقیقش هنوز
‫کاملاً مشخص نیست.

186
00:12:34,294 --> 00:12:39,666
‫تو محیط‌های نگهداری از کودکان، آب‌بازی شدید
‫می‌تونه غرق شدن یه بچه رو پنهان کنه،

187
00:12:39,716 --> 00:12:46,056
‫و گاهی اوقات متوجه شدنش رو
‫تا خالی شدن استخر به تأخیر بندازه.

188
00:12:49,017 --> 00:12:51,478
‫کِن‌کِن در رفت.

189
00:13:10,622 --> 00:13:11,823
‫اون چی بود؟

190
00:13:11,873 --> 00:13:15,085
‫کایا با تخته شنا پرید تو آب!

191
00:13:17,379 --> 00:13:20,457
‫دماغم درد می‌کنه! فکر کردم دارم می‌میرم!

192
00:13:20,507 --> 00:13:23,168
‫اون یه بوم گنده بود!
‫کارت عالی بود، کایا!

193
00:13:23,218 --> 00:13:24,803
‫نه، اصلاً خوب نبود!
‫اگه غرق می‌شدی چی؟

194
00:13:25,137 --> 00:13:28,215
‫کِن‌کِن! کایا کوچولو!
‫جفتتون بیاید بیرون از استخر!

195
00:13:28,265 --> 00:13:29,558
‫باشه.

196
00:13:33,562 --> 00:13:38,275
‫کایا، تو اومدی که منو نجات بدی، مگه نه؟

197
00:13:39,526 --> 00:13:40,819
‫چرا اینو میگی؟

198
00:13:42,404 --> 00:13:43,405
‫چون...

199
00:13:45,282 --> 00:13:46,533
‫خب، بی‌خیال.

200
00:13:47,200 --> 00:13:49,995
‫وقتی حتی شنا بلد نیستی،
‫کارت خیلی احمقانه بود.

201
00:13:52,664 --> 00:13:54,708
‫ببخشید که باهات بدجنسی کردم!

202
00:13:58,795 --> 00:14:00,088
‫چند بار باید بهتون بگم؟
‫تو استخر شوخی خرکی نداریم!

203
00:14:00,130 --> 00:14:01,248
‫ممکن بود واقعاً صدمه ببینید!
‫تخته شنا که سلاح نیست!

204
00:14:01,298 --> 00:14:02,966
‫[مهدکودک هاناموگی]

205
00:14:05,260 --> 00:14:07,379
‫خداحافظ مربی.

206
00:14:07,429 --> 00:14:09,347
‫خداحافظ.

207
00:14:11,016 --> 00:14:11,725
‫هان؟

208
00:14:14,769 --> 00:14:18,273
‫مربی چیه، داری بدجنسی می‌کنی!

209
00:14:19,316 --> 00:14:21,101
‫الان داری تعقیبم می‌کنی؟

210
00:14:21,151 --> 00:14:23,945
‫قیافه‌ام به آدمایی می‌خوره
‫که از این کارا بکنن؟

211
00:14:26,573 --> 00:14:27,732
‫صددرصد.

212
00:14:27,782 --> 00:14:28,984
‫بی‌خیال اون.

213
00:14:29,034 --> 00:14:31,444
‫بهت گفتم بهم زنگ بزن. یادت نیست؟

214
00:14:31,494 --> 00:14:33,738
‫چی باعث شد فکر کنی باهات تماس می‌گیرم؟

215
00:14:33,788 --> 00:14:37,742
‫اگه همین الان باهام قرار نذاری،
‫بازم پا میشم میام اینجا!

216
00:14:37,792 --> 00:14:40,495
‫این دقیقاً تعریف یه آدم مزاحمه!

217
00:14:40,545 --> 00:14:42,873
‫ها؟ چه قراری؟

218
00:14:42,923 --> 00:14:46,343
‫باید در مورد خانوم کایا صحبت کنیم.
‫[فوق محرمانه]

219
00:14:46,384 --> 00:14:48,803
‫در مورد کایا کوچولو؟

220
00:14:49,596 --> 00:14:52,474
‫[عمو موب ترسناک نیست؟]
‫[رستوران خانوادگی]

221
00:14:52,557 --> 00:14:54,017
‫این...

222
00:14:54,351 --> 00:14:58,221
‫بله. همه اینا بخشی از اطلاعاتیه
‫که در مورد خانوم کایا به دست آوردم.

223
00:14:58,271 --> 00:15:00,181
‫هان؟ واقعاً داره اعتراف می‌کنه؟

224
00:15:00,231 --> 00:15:03,935
‫اسم، سن، آدرس خونه، و شماره تلفنش؟

225
00:15:03,985 --> 00:15:06,237
‫اینا مربی‌هان که دارن در موردش حرف می‌زنن؟

226
00:15:06,529 --> 00:15:07,906
‫اینا رو از کجا آوردی؟

227
00:15:08,239 --> 00:15:10,617
‫اونو می‌سپارم به تخیل خودتون.

228
00:15:11,451 --> 00:15:13,653
‫صدامونو ضبط کردی
‫و یواشکی ازش عکس گرفتی؟

229
00:15:13,703 --> 00:15:15,697
‫همه اینا کاملاً غیرقانونیه!

230
00:15:15,747 --> 00:15:18,408
‫همونجا بمون. به پلیس زنگ می‌زنم.

231
00:15:18,458 --> 00:15:21,161
‫چی؟ لطفاً این کارو نکنید!

232
00:15:21,211 --> 00:15:23,997
‫اگه ریگی به کفشم بود،
‫حرفی نمی‌زدم.

233
00:15:24,047 --> 00:15:26,499
‫مخصوصاً به کسی که باهاش در ارتباطه.

234
00:15:26,549 --> 00:15:28,418
‫لطفاً اول حرفامو بشنوید.

235
00:15:28,468 --> 00:15:31,471
‫بعدش می‌تونید گزارشمو بدید.

236
00:15:34,391 --> 00:15:37,886
‫من خیلی به خانوم کایا مدیونم.

237
00:15:37,936 --> 00:15:39,896
‫اگه معنیش این باشه
‫که می‌تونم لطفشو جبران کنم،

238
00:15:39,938 --> 00:15:42,565
‫برام مهم نیست کار غیرقانونی بکنم.

239
00:15:42,857 --> 00:15:47,946
‫جبران کنی؟ کایا کوچولوی پنج ساله
‫چه کاری می‌تونسته برات کرده باشه؟

240
00:15:49,697 --> 00:15:53,151
‫این قضیه مال چهار سال پیشه.

241
00:15:53,201 --> 00:15:54,327
‫هان؟ یادآوری گذشته؟

242
00:15:56,204 --> 00:15:57,956
‫بابایی!

243
00:15:58,706 --> 00:16:01,626
‫بیا بریم پارک ماجراجویی!

244
00:16:02,210 --> 00:16:04,462
‫[پارک ماجراجویی]

245
00:16:13,012 --> 00:16:16,057
‫من یه زن و یه دختر داشتم.

246
00:16:16,474 --> 00:16:17,884
‫من رفتم!

247
00:16:17,934 --> 00:16:20,061
‫روز خوبی داشته باشی، کیوکو.

248
00:16:21,521 --> 00:16:23,565
‫کیوکو!

249
00:16:40,999 --> 00:16:45,170
‫همه برامون دلسوزی می‌کردن
‫و سعی می‌کردن روحیه‌مونو عوض کنن،

250
00:16:45,753 --> 00:16:49,374
‫اما من اونقدرام که فکر می‌کردن
‫داغون نبودم.

251
00:16:49,424 --> 00:16:50,550
‫بابایی.

252
00:16:51,342 --> 00:16:54,470
‫چون می‌تونستم یه چیزایی رو ببینم.

253
00:16:56,014 --> 00:16:57,473
‫متأسفم.

254
00:16:59,726 --> 00:17:02,437
‫کاریه که شده.

255
00:17:03,396 --> 00:17:06,024
‫پس حداقل پیشمون بمون، باشه؟

256
00:17:06,900 --> 00:17:08,276
‫بابایی!

257
00:17:08,902 --> 00:17:11,271
‫باشه، حتماً!

258
00:17:11,321 --> 00:17:14,440
‫همیشه پیش تو و مامانی می‌مونم.

259
00:17:14,490 --> 00:17:18,494
‫برای من، انگار دخترم هنوز زنده بود.

260
00:17:20,496 --> 00:17:23,124
‫بابایی، بیا بریم پارک ماجراجویی.

261
00:17:23,374 --> 00:17:25,577
‫باشه. بیا دوباره بریم اونجا.

262
00:17:25,627 --> 00:17:29,505
‫عزیزم... می‌دونم سخته.

263
00:17:29,881 --> 00:17:31,207
‫اما مجبوریم...

264
00:17:31,257 --> 00:17:34,085
‫کاملاً اشتباه می‌کنی.
‫بگو، کیوکو.

265
00:17:34,135 --> 00:17:35,887
‫ما رفتیم!

266
00:17:36,304 --> 00:17:38,806
‫گفت: «ما رفتیم!»

267
00:17:41,225 --> 00:17:45,647
‫نگران نباش.
‫از شدت غم عقلمو از دست ندادم.

268
00:17:48,650 --> 00:17:50,018
‫[هر وقت حالم بهتر شد برمی‌گردم]
‫مامانی کجاست؟

269
00:17:50,068 --> 00:17:52,403
‫هوم؟ سرش با کارش شلوغه.

270
00:17:52,779 --> 00:17:55,899
‫متأسفانه، همسرم نمی‌تونست کیوکو رو ببینه.

271
00:17:55,949 --> 00:17:57,408
‫بابایی!

272
00:17:57,951 --> 00:18:00,028
‫اون مرده همیشه اینجاست.

273
00:18:00,078 --> 00:18:01,412
‫خیلی چندش‌آوره.

274
00:18:01,746 --> 00:18:03,239
‫خیلی متاسفم.

275
00:18:03,289 --> 00:18:08,077
‫اون فقط اونجا نشسته،
‫پس کار خاصی از دستمون برنمیاد.

276
00:18:08,127 --> 00:18:10,672
‫امن‌ترین کار اینه که
‫آدمایی مثل اونو به حال خودشون رها کنیم.

277
00:18:12,340 --> 00:18:15,001
‫پارک تا لحظاتی دیگه بسته میشه.

278
00:18:15,051 --> 00:18:17,011
‫چقدر زود وقت تموم شد؟

279
00:18:17,887 --> 00:18:20,264
‫باشه، بیا بریم خونه، کیوکو.

280
00:18:23,685 --> 00:18:26,888
‫باشه، خسته‌ام.

281
00:18:26,938 --> 00:18:29,682
‫نمی‌دونستم ارواح هم خسته میشن.

282
00:18:29,732 --> 00:18:30,892
‫آره.

283
00:18:30,942 --> 00:18:34,395
‫کیوکو گفت خسته‌ست،

284
00:18:34,445 --> 00:18:40,201
‫اما این از اون خستگی‌هایی نبود که
‫مثل آدما با خوابیدن برطرف بشه.

285
00:18:40,827 --> 00:18:42,078
‫با گذشت روزها،

286
00:18:42,328 --> 00:18:44,205
‫ظاهر کیوکو تغییر کرد.

287
00:18:44,580 --> 00:18:47,208
‫و تنها کاری که از دستم برمیومد
‫تماشا کردن بود.

288
00:18:47,583 --> 00:18:48,835
‫و...

289
00:18:49,877 --> 00:18:52,664
‫کیوکو تبدیل به یه شبح شد.

290
00:18:52,714 --> 00:18:54,090
‫بابایی.

291
00:18:54,924 --> 00:18:58,670
‫«موجودات آگاهی که مقصد خودشون رو
‫گم می‌کنن و تو این دنیا می‌مونن

292
00:18:58,720 --> 00:19:01,347
‫در نهایت به شبح تجزیه میشن.»

293
00:19:01,764 --> 00:19:06,386
‫«کسانی که جسمشون رو از دست دادن،
‫باید سریعاً به سمت نیستی برن.»

294
00:19:06,436 --> 00:19:09,013
‫این چیزیه که تو کتاب خودم نوشته بودم.

295
00:19:09,063 --> 00:19:13,109
‫پس چرا فکر می‌کردم دخترم استثناست؟

296
00:19:13,526 --> 00:19:15,103
‫بابایی.

297
00:19:15,153 --> 00:19:16,562
‫پارک.

298
00:19:16,612 --> 00:19:17,530
‫کیوکو.

299
00:19:17,947 --> 00:19:20,658
‫بابایی. پارک.

300
00:19:21,492 --> 00:19:22,869
‫پارک ماجراجویی، هان؟

301
00:19:24,454 --> 00:19:26,531
‫[باجه بلیت‌فروشی]
‫یه بزرگسال و یه بچه، لطفاً.

302
00:19:26,581 --> 00:19:27,156
‫باشه.

303
00:19:27,206 --> 00:19:30,042
‫بابایی. پارک.

304
00:19:31,002 --> 00:19:33,413
‫من همینجا می‌شینم.

305
00:19:33,463 --> 00:19:34,964
‫بابا.

306
00:19:35,882 --> 00:19:37,383
‫اونجا.

307
00:19:38,134 --> 00:19:40,595
‫بیا مامانی رو هم ببریم اونجا.

308
00:19:44,432 --> 00:19:49,854
‫بابات رو سرزنش کن. همش تقصیر منه.

309
00:19:51,189 --> 00:19:55,151
‫بیا و منو با خودت ببر. اما...

310
00:19:58,029 --> 00:19:59,155
‫مامانی رو نه.

311
00:20:04,869 --> 00:20:05,862
‫کایا!

312
00:20:05,912 --> 00:20:08,706
‫خیلی ببخشید. تازه راه افتاده.

313
00:20:09,165 --> 00:20:11,159
‫کاری که باهاتون نکرد؟

314
00:20:11,209 --> 00:20:13,452
‫اوه، اصلاً.

315
00:20:13,502 --> 00:20:14,704
‫خدا رو شکر.

316
00:20:14,754 --> 00:20:17,506
‫به آقا بگو «بای‌بای». بای‌بای.

317
00:20:18,007 --> 00:20:19,342
‫بای‌بای.

318
00:20:20,176 --> 00:20:22,303
‫کیوکو.

319
00:20:25,014 --> 00:20:26,766
‫[آرامگاه خانوادگی موب]

320
00:20:37,109 --> 00:20:39,904
‫اگه خانوم کایا اونجا نبود،

321
00:20:40,321 --> 00:20:43,032
‫کل خانواده‌م از بین می‌رفتن.

322
00:20:43,699 --> 00:20:46,861
‫می‌فهمم چرا اینقدر پیگیر کایا کوچولویی.

323
00:20:46,911 --> 00:20:53,367
‫اما اگه اینقدر بهش مدیونی،
‫همین دلیل خوبی نیست که تعقیبش نکنی؟

324
00:20:53,417 --> 00:20:55,661
‫می‌فهمم چی میگی.

325
00:20:55,711 --> 00:21:00,299
‫و تا چند سال،
‫هیچ خبری ازش نداشتم.

326
00:21:01,175 --> 00:21:04,595
‫اما اوضاع عوض شده.

327
00:21:05,388 --> 00:21:08,424
‫چند ماه پیش،
‫وقتی داشتم روی کارای ماورایی کار می‌کردم،

328
00:21:08,474 --> 00:21:11,302
‫یه اطلاعاتی در مورد
‫یه خونه خیلی ترسناک به دستم رسید.

329
00:21:11,352 --> 00:21:12,812
‫یه خونه ترسناک؟

330
00:21:13,229 --> 00:21:17,942
‫بعد از یه کم تحقیق،
‫فهمیدم که اونجا خونه‌ی خانوم کایاست.

331
00:21:18,401 --> 00:21:19,402
‫و...

332
00:21:20,486 --> 00:21:22,697
‫یه «چیزی»...

333
00:21:23,948 --> 00:21:24,949
‫اون توئه.

334
00:21:25,366 --> 00:21:29,495
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

335
00:22:57,374 --> 00:23:01,295
‫تو این قسمت،
‫یه شبح توی آینه کلاس سال اولی‌ها ظاهر شد،

336
00:23:01,629 --> 00:23:04,757
‫و سعی کرد مربی مل رو بکشه اون تو.

337
00:23:05,466 --> 00:23:10,137
‫به لطف کایا کوچولو که شبح رو از بین برد،
‫اتفاق بدی نیفتاد،

338
00:23:10,513 --> 00:23:13,757
‫اما از اون روز به بعد،
‫شخصیت مربی مل جوری شده

339
00:23:13,807 --> 00:23:17,895
‫که انگار کاملاً یه آدم دیگه‌ست.

340
00:23:18,187 --> 00:23:22,816
‫تا حالا شده در مورد اطرافیانتون فکر کنید:
‫«وای، فلانی چقدر عوض شده»؟

341
00:23:23,067 --> 00:23:25,778
‫اگه اینطوره، شاید اونا...

342
00:23:27,778 --> 00:23:37,778
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M