1
00:00:00,959 --> 00:00:04,629
‫[ساتو]

2
00:00:04,796 --> 00:00:07,082
‫دوباره! دوباره!

3
00:00:07,132 --> 00:00:09,542
‫آخه بابا خسته‌ست.

4
00:00:09,592 --> 00:00:11,594
‫فقط یه بار دیگه.

5
00:00:12,345 --> 00:00:14,597
‫باشه، فقط یه بار دیگه.

6
00:00:16,850 --> 00:00:18,643
‫بیا بالا!

7
00:00:18,977 --> 00:00:20,812
‫خب، دیگه کافیه.

8
00:00:21,646 --> 00:00:26,017
‫کایا، باید یه چیز مهم بهت بگیم.

9
00:00:26,067 --> 00:00:27,227
‫چی شده؟

10
00:00:27,277 --> 00:00:31,031
‫کایا، تو قراره به‌زودی خواهر بزرگه بشی.

11
00:00:31,448 --> 00:00:32,649
‫خواهر بزرگه؟

12
00:00:32,699 --> 00:00:37,078
‫یه نی‌نی کوچولو تو دل مامانه.

13
00:00:37,537 --> 00:00:42,751
‫نی‌نی هنوز خیلی کوچولوئه، پس بیا با هم
‫خوب ازش مراقبت کنیم. باشه؟

14
00:00:49,883 --> 00:00:52,510
‫مامان، اگه با نی‌نی مهربون باشیم
‫خوشحال می‌شی؟

15
00:00:53,928 --> 00:00:56,347
‫آره. خیلی خوشحال می‌شم.

16
00:01:02,353 --> 00:01:03,563
‫کایا.

17
00:01:07,817 --> 00:01:13,615
‫بدجنس؟ خودخواه؟ یا فقط متفاوت؟

18
00:01:14,240 --> 00:01:18,078
‫بچه‌هایی هستن که
‫بقیه این‌طوری بهشون نگاه می‌کنن.

19
00:01:18,578 --> 00:01:25,585
‫ولی نکنه اون بچه
‫چیزی رو می‌بینه که شما نمی‌تونین ببینین؟

20
00:01:26,419 --> 00:01:31,257
‫این داستان کایا کوچولوئه،
‫دختری که می‌تونست ارواح رو ببینه.

21
00:03:01,931 --> 00:03:05,435
‫«قسمت هفتم: بیمارستان‌ها ترسناک نیستن»

22
00:03:05,602 --> 00:03:07,937
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

23
00:03:07,979 --> 00:03:10,890
‫احتمال زایمان زودرس وجود داره.

24
00:03:10,940 --> 00:03:14,769
‫با توجه به اینکه زایمان قبلی‌تون
‫سزارین اورژانسی بوده،

25
00:03:14,819 --> 00:03:18,189
‫فکر می‌کنم بهتره امروز رو
‫تو بیمارستان بستری بشین،

26
00:03:18,239 --> 00:03:21,784
‫تا بتونیم وضعیت شما و بچه رو
‫دقیق تحت نظر داشته باشیم.

27
00:03:22,493 --> 00:03:23,703
‫باید بستری بشم؟

28
00:03:24,287 --> 00:03:26,614
‫بیا به حرف دکتر گوش بدیم.

29
00:03:26,664 --> 00:03:30,535
‫نگران کارای خونه نباش.
‫مگه نه، کایا؟

30
00:03:30,585 --> 00:03:31,294
‫هان؟

31
00:03:31,753 --> 00:03:32,503
‫آره.

32
00:03:41,638 --> 00:03:44,641
‫وقتی کایا رو باردار بودم
‫از استرس خوابم نمی‌برد.

33
00:03:45,141 --> 00:03:50,597
‫دکتر، لطفا هر کاری می‌تونید بکنید
‫تا این بچه سالم به دنیا بیاد.

34
00:03:50,647 --> 00:03:53,149
‫حتما. با هم از پسش برمیایم.

35
00:03:54,067 --> 00:03:56,069
‫[اتاق بچه‌ها]

36
00:03:57,695 --> 00:04:00,657
‫وای. خیلی عالیه، کایا کوچولو.

37
00:04:01,491 --> 00:04:03,576
‫ممنون که مراقبش هستید.

38
00:04:04,285 --> 00:04:08,031
‫بابا می‌ره لباسای مامان
‫و یه سری وسایل که لازم داره رو بیاره،

39
00:04:08,081 --> 00:04:10,283
‫پس تو همینجا بمون
‫و دختر خوبی باش. باشه، کایا؟

40
00:04:10,333 --> 00:04:11,042
‫باشه.

41
00:04:11,626 --> 00:04:13,586
‫جاش پیش ما امنه.

42
00:04:15,255 --> 00:04:17,382
‫خداحافظ، بابا.

43
00:04:22,178 --> 00:04:24,130
‫چی شده، کایا کوچولو؟

44
00:04:24,180 --> 00:04:25,340
‫دستشویی.

45
00:04:25,390 --> 00:04:26,674
‫می‌خوای باهات بیام؟

46
00:04:26,724 --> 00:04:27,934
‫خودم می‌تونم برم.

47
00:04:44,158 --> 00:04:46,911
‫نه!

48
00:04:50,206 --> 00:04:53,918
‫بچه‌ام! بچه‌ام! بچه‌ام!

49
00:04:54,669 --> 00:05:00,250
‫بچه‌ام کجاست؟! بچه‌ام!

50
00:05:00,300 --> 00:05:03,177
‫بچه‌ام کجا رفت؟!

51
00:05:04,262 --> 00:05:08,182
‫این نیست! این نیست!
‫این نیست! این نیست!

52
00:05:08,725 --> 00:05:09,684
‫کمک!

53
00:05:10,101 --> 00:05:11,519
‫خواهش می‌کنم، یکی کمک کنه!

54
00:05:12,020 --> 00:05:12,979
‫بچه‌ام!

55
00:05:13,479 --> 00:05:16,983
‫بچه‌ام رو بیارید!

56
00:05:19,652 --> 00:05:23,940
‫وای، باز شروع شد. چیکار کنیم؟
‫بریم بهش سر بزنیم؟

57
00:05:23,990 --> 00:05:26,442
‫کاری از دستمون برنمیاد.

58
00:05:26,492 --> 00:05:30,863
‫اگه بچه‌اش سالم به دنیا اومده بود،
‫اوضاع فرق می‌کرد.

59
00:05:30,913 --> 00:05:33,624
‫واقعاً دلم براش می‌سوزه.

60
00:06:25,760 --> 00:06:28,880
‫نه! نه! نه! هیچکدومشون مال من نیستن!

61
00:06:28,930 --> 00:06:32,475
‫بچه‌ی من این شکلی نیست!

62
00:06:38,564 --> 00:06:43,569
‫برو گم شو! بچه‌ی من... بچه‌ی من...

63
00:06:44,946 --> 00:06:49,826
‫بچه‌ام کجا رفت؟ بچه‌ام...

64
00:07:07,718 --> 00:07:10,138
‫روح‌ها دیگه رفتن.

65
00:07:10,972 --> 00:07:13,683
‫ممنون.

66
00:07:14,475 --> 00:07:17,311
‫تو دل تو هم یه نی‌نی هست؟

67
00:07:18,521 --> 00:07:20,390
‫آره، هست.

68
00:07:20,440 --> 00:07:21,432
‫معلومه که هست.

69
00:07:21,482 --> 00:07:24,068
‫من مطمئنم که یه بچه دارم!

70
00:07:24,152 --> 00:07:26,270
‫[در حال جراحی]
‫داره خونریزی می‌کنه!

71
00:07:26,320 --> 00:07:27,313
‫انتقال خون رو آماده کنید!

72
00:07:27,363 --> 00:07:28,398
‫ضربان قلب داره میاد پایین!

73
00:07:28,448 --> 00:07:30,575
‫سرم رو تا آخر باز کنید
‫و داروی تنگ‌کننده عروق بزنید!

74
00:07:31,784 --> 00:07:34,237
‫بچه‌ام کجاست؟ بچه‌ام کجا رفت؟

75
00:07:34,287 --> 00:07:37,240
‫بچه‌ام!

76
00:07:37,290 --> 00:07:38,875
‫کجایی؟

77
00:07:53,055 --> 00:07:53,681
‫ایناهاش...

78
00:07:54,515 --> 00:07:55,433
‫اینجاست.

79
00:07:57,518 --> 00:08:00,471
‫- من بچه رو می‌گیرم.
‫- درسته. بچه‌ی من...

80
00:08:00,521 --> 00:08:03,024
‫- اونقدر کوچیک بود که نمی‌تونست گریه کنه.
‫- تنفس رو شروع کنید. ماساژ قلبی بدید.

81
00:08:05,151 --> 00:08:08,404
‫قبل از اینکه بتونم
‫صورت بچه‌ام رو درست ببینم، من...

82
00:08:14,494 --> 00:08:18,247
‫خدا رو شکر. بالاخره پیدات کردم.

83
00:08:19,540 --> 00:08:21,125
‫خدا رو شکر.

84
00:08:25,254 --> 00:08:27,965
‫اوه؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

85
00:08:29,675 --> 00:08:31,919
‫نباید تنهایی بری تو اتاقا.

86
00:08:31,969 --> 00:08:33,262
‫ببخشید.

87
00:08:33,930 --> 00:08:37,675
‫تو از مهدکودک اومدی، نه؟
‫بیا برگردیم اونجا.

88
00:08:37,725 --> 00:08:38,559
‫باشه.

89
00:08:39,101 --> 00:08:41,479
‫خداحافظ... هان؟

90
00:08:44,482 --> 00:08:45,775
‫چی شده؟

91
00:08:46,317 --> 00:08:48,227
‫اون نی‌نی که پیش مامانش بود کجاست؟

92
00:08:48,277 --> 00:08:48,986
‫چی؟

93
00:08:49,362 --> 00:08:51,989
‫سعی نکن این‌طوری منو بترسونی.

94
00:08:52,323 --> 00:08:53,991
‫هیچکس...

95
00:08:57,870 --> 00:08:59,789
‫...تو این اتاق بستری نیست.

96
00:09:02,375 --> 00:09:03,910
‫ممنون که مراقبش بودید.

97
00:09:03,960 --> 00:09:05,419
‫عصر خوبی داشته باشین.

98
00:09:08,589 --> 00:09:12,635
‫بله. مجبور شدن بستریش کنن.

99
00:09:13,135 --> 00:09:14,011
‫درسته.

100
00:09:15,096 --> 00:09:16,297
‫آره.

101
00:09:16,347 --> 00:09:20,643
‫گفتم فردا با مربی کایا صحبت کنم.

102
00:09:21,310 --> 00:09:24,146
‫باشه. ممنون از کمکتون.

103
00:09:28,276 --> 00:09:31,237
‫نمی‌دونیم چقدر طول می‌کشه
‫تا وضعیتش پایدار بشه.

104
00:09:31,654 --> 00:09:34,240
‫برای همین آره مامان،
‫می‌تونم ازت بخوام که...

105
00:09:35,533 --> 00:09:37,743
‫می‌دونم خیلی یهوییه.

106
00:09:38,411 --> 00:09:39,537
‫فردا چی؟

107
00:09:41,539 --> 00:09:46,294
‫اون هنوز حتی مدرسه هم نمی‌ره.
‫نمی‌تونم تو خونه تنها ولش کنم.

108
00:09:49,297 --> 00:09:50,423
‫باشه.

109
00:09:51,716 --> 00:09:54,627
‫بی‌خیال. خودم یه کاریش می‌کنم.

110
00:09:54,677 --> 00:09:57,847
‫[ابیسوموری نانا]

111
00:09:57,930 --> 00:10:03,886
‫[کایا کوچولو ترسناک نیست]

112
00:10:03,936 --> 00:10:09,775
‫[کایا کوچولو ترسناک نیست]

113
00:10:09,942 --> 00:10:13,446
‫[وسایل بازی ترسناک نیستن]
‫[پارک موری‌نواوکا]

114
00:10:14,697 --> 00:10:17,950
‫بچه‌ها، حواستون باشه به خودتون صدمه نزنید.

115
00:10:18,367 --> 00:10:21,529
‫وقتی با وسایل بازی می‌کنید،
‫تمام قوانین رو رعایت کنید.

116
00:10:21,579 --> 00:10:22,955
‫به حرف مربی‌هاتون گوش بدید!

117
00:10:23,247 --> 00:10:26,576
‫کایا، بیا بریم رو اون میله‌ی بازی!
‫همون که می‌چرخه!

118
00:10:26,626 --> 00:10:27,460
‫باشه.

119
00:10:28,961 --> 00:10:30,630
‫چی؟!

120
00:10:31,839 --> 00:10:35,418
‫میله‌بازی چرخون نیست!

121
00:10:35,468 --> 00:10:37,253
‫چرا اینجا نیست، مربی؟!

122
00:10:37,303 --> 00:10:38,721
‫اوه، راست می‌گی.

123
00:10:39,013 --> 00:10:42,425
‫این روزا تا یه اتفاقی می‌افته
‫سریع وسیله‌ها رو برمی‌دارن.

124
00:10:42,475 --> 00:10:45,928
‫ناراحت‌کننده‌ست که همش وسایل رو برمی‌دارن
‫و هیچ چیز جدیدی اضافه نمی‌شه.

125
00:10:45,978 --> 00:10:48,814
‫خب اشکال نداره.
‫بیا بریم یه جای دیگه بازی کنیم.

126
00:10:53,110 --> 00:10:55,488
‫سرسره‌ی تو پارک رو از همه بیشتر دوست دارم!

127
00:10:55,780 --> 00:10:57,773
‫بیا با هم سوارش بشیم، کایا.

128
00:10:57,823 --> 00:10:58,566
‫باشه.

129
00:10:58,616 --> 00:11:00,451
‫قام! قام! برین کنار!

130
00:11:02,953 --> 00:11:06,499
‫هی، کن‌کن! نپر تو صف!

131
00:11:09,377 --> 00:11:12,880
‫هی! اینجا نوشته نباید این کارو بکنی!

132
00:11:13,130 --> 00:11:16,083
‫می‌بینی؟ نوشته: «بیاین قوانین رو
‫رعایت کنیم و قشنگ بازی کنیم.»

133
00:11:16,133 --> 00:11:18,803
‫هوف. من به معلم می‌گـ...

134
00:11:21,639 --> 00:11:22,932
‫ساکو؟

135
00:11:27,520 --> 00:11:28,688
‫چی شده؟

136
00:11:31,946 --> 00:11:41,946
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

137
00:11:45,204 --> 00:11:47,031
‫ساکو، حالت خوبه؟

138
00:11:47,081 --> 00:11:48,666
‫ها؟ چرا می‌پرسی؟

139
00:11:49,041 --> 00:11:51,786
‫من فقط دارم به تابلو نگاه می‌کنم.

140
00:11:51,836 --> 00:11:53,829
‫اوه، هی، کایا.

141
00:11:53,879 --> 00:11:54,547
‫هان؟

142
00:11:54,880 --> 00:11:57,583
‫یه فکر عالی دارم!

143
00:11:57,633 --> 00:12:00,886
‫اگه با سر از این سرسره
‫بریم پایین خیلی بیشتر حال می‌ده!

144
00:12:00,928 --> 00:12:01,796
‫نه!

145
00:12:01,846 --> 00:12:04,256
‫نگاه کن. دقیقا همینجا نوشته.

146
00:12:04,306 --> 00:12:06,842
‫می‌بینی؟ «قبل از سر خوردن بشینید.»

147
00:12:06,892 --> 00:12:11,389
‫دیدن این فقط باعث می‌شه
‫بیشتر دلم بخواد انجامش بدم.

148
00:12:11,439 --> 00:12:13,149
‫اوه، ساکو!

149
00:12:16,527 --> 00:12:18,571
‫به نظر باحال میاد!

150
00:12:22,450 --> 00:12:24,827
‫نگاه کن چطوری میرم، کایا!

151
00:12:26,579 --> 00:12:27,747
‫ساکو!

152
00:12:32,668 --> 00:12:36,422
‫بیا به روش خودمون انجامش بدیم.
‫سر خوردنِ معمولی خسته‌کننده‌ست.

153
00:12:36,505 --> 00:12:39,458
‫- آره، مگه نه؟
‫- بالا رفتن از پایین سرسره خیلی خفن نمی‌شه؟

154
00:12:39,508 --> 00:12:40,710
‫خیلی خفن می‌شه.

155
00:12:40,760 --> 00:12:42,211
‫به نظر خیلی باحال میاد!

156
00:12:42,261 --> 00:12:43,879
‫می‌خوام انجامش بدم!

157
00:12:43,929 --> 00:12:45,055
‫برو! برو!

158
00:12:46,098 --> 00:12:52,471
‫- ساکو، نه!
‫- هان؟ چیه، کایا؟

159
00:12:52,521 --> 00:12:53,639
‫وایسا!

160
00:12:53,689 --> 00:12:55,516
‫می‌خوری بهش!

161
00:12:55,566 --> 00:12:58,527
‫صداتو نمی‌شنوم!

162
00:12:59,945 --> 00:13:02,615
‫الان می‌خوریم به هم!

163
00:13:11,290 --> 00:13:14,326
‫اوه! دهنم پر از شن شد!

164
00:13:14,376 --> 00:13:16,962
‫درس عبرت شد برات، ساکو؟

165
00:13:17,671 --> 00:13:23,219
‫رو تابلو نوشته بود، مگه نه؟
‫در مورد با سر پایین رفتن چی نوشته بود؟

166
00:13:24,053 --> 00:13:26,764
‫نوشته بود این کارو نکنید.

167
00:13:28,098 --> 00:13:29,550
‫و برعکس بالا رفتن!

168
00:13:29,600 --> 00:13:32,561
‫با خوردن به یکی دیگه ممکنه
‫بدجوری صدمه ببینین!

169
00:13:33,854 --> 00:13:36,015
‫ببخشید.

170
00:13:36,065 --> 00:13:38,809
‫دیگه هیچ‌وقت این کارو نکنید!

171
00:13:38,859 --> 00:13:40,728
‫باشه.

172
00:13:40,778 --> 00:13:42,071
‫چقدر قوی.

173
00:13:43,072 --> 00:13:47,026
‫هوف. اتفاقی که تو پارک افتاد
‫یه لحظه منو ترسوند.

174
00:13:47,076 --> 00:13:51,447
‫بچه‌ها واقعاً از روی هیجان
‫کارای خطرناکی می‌کنن.

175
00:13:51,497 --> 00:13:53,908
‫حالا می‌فهمم چرا وسایل رو برمی‌دارن.

176
00:13:53,958 --> 00:13:55,117
‫واقعا؟

177
00:13:55,167 --> 00:13:55,826
‫هان؟

178
00:13:55,876 --> 00:13:59,255
‫مگه برداشتن وسایل بازی
‫جلوی حوادث رو می‌گیره؟

179
00:14:00,464 --> 00:14:04,668
‫همینجوری پیش بره، قبل از اینکه تصادفی بشه
‫همه وسایل رو جمع می‌کنن.

180
00:14:04,718 --> 00:14:06,545
‫موافقم.

181
00:14:06,595 --> 00:14:10,224
‫هر کاری هم بکنی، بچه‌ها باز هم
‫لحظات هیجانی خودشون رو دارن.

182
00:14:13,519 --> 00:14:16,730
‫نگاه کن، بابا! خیلی خفن نیستم؟

183
00:14:17,356 --> 00:14:19,183
‫آره. خیلی خفنی.

184
00:14:19,233 --> 00:14:20,684
‫واقعا؟

185
00:14:20,734 --> 00:14:24,947
‫ببین، حتی می‌تونم بدون اینکه
‫جایی رو بگیرم وایسم...

186
00:14:28,117 --> 00:14:30,786
‫برای همینه که بزرگترا باید
‫شیش‌دنگ حواسشون بهشون باشه.

187
00:14:31,245 --> 00:14:33,948
‫[خونه موندن ترسناک نیست؟]
‫خداحافظ، مربی.

188
00:14:33,998 --> 00:14:35,574
‫فردا می‌بینمت.

189
00:14:35,624 --> 00:14:37,493
‫اومدم دنبال ساتو کایا.

190
00:14:37,543 --> 00:14:40,629
‫اوه، سلام... خب...

191
00:14:41,630 --> 00:14:43,374
‫واقعاً اومدی.

192
00:14:43,424 --> 00:14:45,292
‫سلام، خاله نانا.

193
00:14:45,342 --> 00:14:47,795
‫فقط بهم بگو نانا. سلام.

194
00:14:47,845 --> 00:14:51,090
‫از طرف پدرش اومدم.
‫من خاله‌ی کایا، نانا هستم.

195
00:14:51,140 --> 00:14:52,975
‫[کارت شناسایی والدین برای: ساتو کایا]
‫کسی در مورد من بهتون چیزی نگفته بود؟

196
00:14:53,350 --> 00:14:55,386
‫اوه، ببخشید.

197
00:14:55,436 --> 00:14:59,014
‫من هاسومی چیه هستم
‫و مسئول کلاس سال دومی‌هام.

198
00:14:59,064 --> 00:15:00,057
‫بذارید چک کنم.

199
00:15:00,107 --> 00:15:01,191
‫«چیه»؟

200
00:15:02,318 --> 00:15:06,146
‫خاله‌اش؟ خب، خیلی شبیه کایا کوچولوئه.

201
00:15:06,196 --> 00:15:10,234
‫اسمتون تو دفتر بازدیدکنندگان
‫خانه سالمندان مادرم بود.

202
00:15:10,284 --> 00:15:11,076
‫هان؟

203
00:15:12,036 --> 00:15:15,998
‫در مورد کایا چقدر می‌دونید؟

204
00:15:20,461 --> 00:15:23,163
‫نه!

205
00:15:23,213 --> 00:15:24,164
‫هان؟

206
00:15:24,214 --> 00:15:25,966
‫الان فهمیدم!

207
00:15:29,219 --> 00:15:30,421
‫چقدر وحشتناک!

208
00:15:30,471 --> 00:15:31,922
‫خانوم ابیسوموری؟

209
00:15:31,972 --> 00:15:33,140
‫چرا؟

210
00:15:34,725 --> 00:15:38,679
‫مادربزرگ؟ اون...

211
00:15:38,729 --> 00:15:39,980
‫[ساتو کایا]

212
00:15:40,230 --> 00:15:43,400
‫نانا... چه بلایی سر نانا اومد؟

213
00:15:43,984 --> 00:15:50,065
‫اون... اون هیچ کار اشتباهی نکرده!
‫همه‌اش تقصیر منه!

214
00:15:50,115 --> 00:15:54,528
‫پس اگه می‌خوای کسی رو بکشی، منو بکش!

215
00:15:54,578 --> 00:15:56,322
‫فقط منو ببر!

216
00:15:56,372 --> 00:15:57,740
‫نانا...

217
00:15:57,790 --> 00:16:00,960
‫چطور می‌تونی یه همچین چیزی
‫به یه بچه بگی؟!

218
00:16:01,502 --> 00:16:04,254
‫چقدر؟ خب...

219
00:16:06,799 --> 00:16:09,718
‫نمی‌دونم داره چی می‌پرسه،
‫ولی نباید چیزی که دیدم رو بگم.

220
00:16:12,972 --> 00:16:18,811
‫اوه، منظورتون وضعیتش تو مدرسه‌ست؟
‫می‌تونم چیزی که می‌دونم رو بهتون بگم.

221
00:16:19,186 --> 00:16:23,983
‫یه معلم مهدکودک بی‌دلیل نمیره
‫دیدن مادربزرگ شاگردش.

222
00:16:24,817 --> 00:16:28,771
‫واسه نزدیک شدن به بستگانش
‫یه انگیزه‌ای داشتی، نه؟

223
00:16:28,821 --> 00:16:31,815
‫ببخشید، ولی متوجه منظورتون نمی‌شم.

224
00:16:31,865 --> 00:16:34,410
‫احتمالا منو با کس دیگه‌ای اشتباه گرفتید.

225
00:16:35,995 --> 00:16:37,538
‫خب، مهم نیست.

226
00:16:37,997 --> 00:16:42,376
‫با این حال، عاقلانه‌ست که فضولی نکنی.

227
00:16:43,711 --> 00:16:47,756
‫تو این دنیا، چیزایی هست که آدمای معمولی
‫نمی‌تونن در موردشون کاری کنن.

228
00:16:48,173 --> 00:16:51,093
‫دخالت کردن فقط برات بدبختی میاره.

229
00:17:13,157 --> 00:17:14,742
‫بهش نگاه نکن.

230
00:17:15,284 --> 00:17:16,702
‫جذبش می‌کنی.

231
00:17:19,580 --> 00:17:23,208
‫اون خیلی کوچیکه
‫و حتی قوانین اشباح رو هم نمی‌دونه.

232
00:17:23,625 --> 00:17:26,253
‫تعجب می‌کنم تا الان طوریش نشده.

233
00:17:27,880 --> 00:17:29,631
‫من اومدم.

234
00:17:31,091 --> 00:17:32,259
‫دنبالمون اومد.

235
00:17:35,345 --> 00:17:36,797
‫[شیطان قوی
‫کشتن فوری شیطان]

236
00:17:36,847 --> 00:17:39,675
‫کایا، اتاق مادرت کجاست؟

237
00:17:39,725 --> 00:17:41,852
‫هان؟ طبقه‌ی بالاست.

238
00:17:42,186 --> 00:17:43,929
‫ممنون.

239
00:17:43,979 --> 00:17:46,857
‫دنبال یه چیزی می‌گردم،
‫برای همین میرم اتاقش رو بگردم.

240
00:17:47,149 --> 00:17:48,142
‫باشه.

241
00:17:48,192 --> 00:17:51,695
‫به من توجه نکن.
‫همون کارایی که همیشه می‌کنی رو بکن. ضمناً...

242
00:17:56,492 --> 00:17:58,694
‫در حال حاضر نمی‌تونیم در رو باز کنیم.

243
00:17:58,744 --> 00:18:01,030
‫لطفا نام و پیامتون رو بذارید.

244
00:18:01,080 --> 00:18:01,905
‫بله؟

245
00:18:01,955 --> 00:18:05,826
‫نانا، ممنون که امروز رفتی دنبال کایا.

246
00:18:05,876 --> 00:18:07,252
‫شیزوئو؟

247
00:18:08,837 --> 00:18:12,674
‫خیلی ممنون که رفتید دنبالش.

248
00:18:12,758 --> 00:18:16,336
‫مگه تو همین الان بهم پیام ندادی که
‫داری می‌ری بیمارستان؟

249
00:18:16,386 --> 00:18:19,139
‫خب، اون...

250
00:18:20,182 --> 00:18:24,428
‫کایا، ممکنه آدمایی که می‌شناسی
‫مثل همین الان بیان دم در.

251
00:18:24,478 --> 00:18:26,472
‫ولی لطفا به هیچ‌کدومشون محل نذار.

252
00:18:26,522 --> 00:18:27,439
‫می‌تونی؟

253
00:18:28,023 --> 00:18:29,149
‫آره.

254
00:18:31,860 --> 00:18:33,946
‫♪ گربه‌ی دراز ♪

255
00:18:36,949 --> 00:18:39,451
‫[گربه‌ی دراز]

256
00:18:41,245 --> 00:18:43,122
‫♪ گربه‌، گربه، میو ♪

257
00:18:43,455 --> 00:18:45,374
‫♪ دراز، دراز، میو ♪

258
00:18:46,333 --> 00:18:48,827
‫در حال حاضر نمی‌تونیم در رو باز کنیم.

259
00:18:48,877 --> 00:18:51,380
‫لطفا نام و پیامتون رو بذارید.

260
00:18:53,048 --> 00:18:54,842
‫کایا جان!

261
00:18:54,883 --> 00:18:57,719
‫♪ گربه‌ی دراز، بیا با هم بازی کنیم ♪

262
00:18:58,303 --> 00:18:59,513
‫موبوئو؟

263
00:19:00,013 --> 00:19:03,675
‫اوه، کایا جان! یه موقعیت اورژانسیه!

264
00:19:03,725 --> 00:19:05,344
‫می‌تونی در رو...

265
00:19:05,394 --> 00:19:06,261
‫تو موبوئو نیستی.

266
00:19:06,311 --> 00:19:07,146
‫هان؟

267
00:19:08,313 --> 00:19:10,732
‫موبوئو منو «خانوم کایا» صدا می‌کنه.

268
00:19:13,735 --> 00:19:16,029
‫آخه کدوم آدم بالغ عجیبی...

269
00:19:19,032 --> 00:19:21,276
‫♪ گربه، گربه، میو ♪

270
00:19:21,326 --> 00:19:23,036
‫♪ دراز، دراز، میو ♪

271
00:19:25,873 --> 00:19:27,499
‫دوباره؟

272
00:19:28,000 --> 00:19:30,369
‫در حال حاضر نمی‌تونیم در رو باز کنیم.

273
00:19:30,419 --> 00:19:33,005
‫لطفا نام و پیامتون رو بذارید.

274
00:19:33,714 --> 00:19:36,300
‫کایا، باید از اونجا بیای بیرون.

275
00:19:36,842 --> 00:19:40,470
‫الان یه شبح که خودشو شبیه من کرده
‫باهات تو خونه‌ست. [دفترچه]

276
00:19:40,804 --> 00:19:44,349
‫اون خونه خطرناکه.
‫باید فورا بیای بیرون.

277
00:19:46,226 --> 00:19:47,886
‫خودم یه کاریش می‌کنم.

278
00:19:47,936 --> 00:19:49,688
‫پس لطفا در رو برام باز کن.

279
00:19:55,319 --> 00:19:58,780
‫ممنون که گذاشتی بیام تو.

280
00:20:06,330 --> 00:20:10,033
‫این آخریشه.
‫باید برای دور کردنش کافی باشه.

281
00:20:10,083 --> 00:20:11,126
‫کایا، برو عقب.

282
00:20:24,890 --> 00:20:26,892
‫خاله نانا.

283
00:20:29,102 --> 00:20:31,063
‫اشتباهی در رو باز کردم.

284
00:20:32,564 --> 00:20:33,941
‫ببخشید.

285
00:20:36,360 --> 00:20:37,694
‫گفتم بهم بگو نانا.

286
00:20:38,528 --> 00:20:39,988
‫خوشحالم که صدمه ندیدی.

287
00:20:41,281 --> 00:20:43,033
‫اون چی بود؟

288
00:20:43,575 --> 00:20:48,247
‫قدرت اون فراتر از چیزیه
‫که من یا مادرم داریم.

289
00:20:54,336 --> 00:20:55,879
‫می‌دونستم، کایا.

290
00:20:56,505 --> 00:20:57,547
‫تو...

291
00:21:05,889 --> 00:21:08,392
‫[هاسومی چیه]

292
00:21:09,101 --> 00:21:11,887
‫آقای موب؟ تو دردسر افتادیم.

293
00:21:11,937 --> 00:21:15,399
‫خاله‌ی کایا می‌دونست که
‫ما رفتیم دیدن مادربزرگش.

294
00:21:15,941 --> 00:21:19,311
‫یه چیزای ترسناکی در مورد
‫بدبختی و اینجور چیزا گفت.

295
00:21:19,361 --> 00:21:22,356
‫مطمئناً تو خونه‌ی مامان کایا
‫یه مشکلی هست.

296
00:21:22,406 --> 00:21:24,783
‫نباید زیاد خودمونو قاطی کنیم.

297
00:21:25,409 --> 00:21:28,278
‫واسه همین بهش هشدار دادم.

298
00:21:28,328 --> 00:21:31,456
‫خب، آقای موبو؟
‫صدامو می‌شنوی؟ آقای موب...

299
00:21:31,498 --> 00:21:32,374
‫[تماس پایان یافت]

300
00:21:32,708 --> 00:21:37,462
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

301
00:23:10,013 --> 00:23:10,806
‫[پارک موری‌نواوکا]

302
00:23:10,889 --> 00:23:14,634
‫تو این قسمت، ساکو کوچولو و بقیه
‫بچه‌هایی که تو پارک بازی می‌کردن

303
00:23:14,684 --> 00:23:16,261
‫تسخیر یه شبح شده بودن.

304
00:23:16,311 --> 00:23:20,607
‫اونا کارای خطرناکی کردن
‫و قوانین وسایل بازی رو نادیده گرفتن.

305
00:23:20,899 --> 00:23:24,111
‫بچه‌ها گاهی از روی هیجان یه کارایی می‌کنن.

306
00:23:24,653 --> 00:23:29,441
‫برای همینه که خیلی مهمه بزرگترا
‫شیش‌دنگ حواسشون بهشون باشه.

307
00:23:29,491 --> 00:23:34,529
‫مراقب باشید در حالی که حواستون به گوشیتونه

308
00:23:34,579 --> 00:23:38,083
‫اتفاق غیرقابل جبرانی نیفته.