1
00:00:00,458 --> 00:00:02,035
‫تو دیگه کی هستی؟

2
00:00:02,085 --> 00:00:03,662
‫اسمش آقای ناموئه.

3
00:00:03,712 --> 00:00:10,418
‫اون یه ماورایی عالیه که قدرت‌هاش
‫اونقدر قویه که نمی‌تونه یه جا بند بشه.

4
00:00:10,468 --> 00:00:14,264
‫قدرت‌های تو روی آدم‌های معمولی کار نمی‌کنه.

5
00:00:14,597 --> 00:00:19,477
‫دقیقاً به همین خاطره که هیولاها
‫نمی‌تونن بین آدما زندگی کنن.

6
00:01:50,026 --> 00:01:52,487
‫«قسمت نهم: آدمایی که می‌تونن
‫ببیننشون ترسناک نیستن؟»

7
00:01:52,529 --> 00:01:57,817
‫پدر و مادرم به خاطر متفاوت بودنم
‫منو رها کردن.

8
00:01:57,867 --> 00:02:01,738
‫این نامو کوچولوئه.
‫از امروز به ما ملحق می‌شه.

9
00:02:01,788 --> 00:02:03,915
‫بیاید همه بهش خوش‌آمد بگیم.

10
00:02:04,207 --> 00:02:06,417
‫از آشنایی باهات خوشوقتم، نامو.
‫اسم من...

11
00:02:06,459 --> 00:02:07,418
‫موموکوئه.

12
00:02:09,087 --> 00:02:11,956
‫اونی که پشتت آویزون شده
‫داره اینطوری صدات می‌زنه.

13
00:02:12,006 --> 00:02:13,591
‫موموکو. موموکو.

14
00:02:13,716 --> 00:02:16,678
‫اون به شونه‌هات آویزون شده.
‫باید وزنشون رو حس کنی.

15
00:02:17,053 --> 00:02:18,638
‫از شرش خلاصت می‌کنم.

16
00:02:21,141 --> 00:02:23,384
‫- خیلی عجیبه.
‫- اون یه آدم عجیب‌الخلقه‌ست.

17
00:02:23,434 --> 00:02:26,187
‫- شاید یه تختش کمه؟
‫- به خاطر همینه که پدر و مادرش ولش کردن.

18
00:02:33,319 --> 00:02:35,897
‫[اتاق تنبیه]
‫بودن کنار بقیه خیلی خسته‌کننده بود،

19
00:02:35,947 --> 00:02:39,701
‫واسه همین اتاق تنبیه برام عالی بود،
‫چون می‌تونستم اونجا تنها باشم.

20
00:02:39,742 --> 00:02:41,578
‫[دیگه به دوستام حرفای بد نمی‌زنم.]

21
00:02:49,794 --> 00:02:51,671
‫[واقعاً متأسفم برای....]

22
00:02:51,713 --> 00:02:56,718
‫- آدما چیزایی که نمی‌فهمن رو نمی‌بخشن.
‫- سر به سر من نذار! مشکلت چیه؟

23
00:02:57,135 --> 00:03:01,347
‫اونا هر جور ارزیابی‌ای روم انجام دادن
‫و انواع و اقسام داروها رو بهم دادن.

24
00:03:15,445 --> 00:03:17,021
‫اوه، منظورت اون شایعه‌ست؟

25
00:03:17,071 --> 00:03:20,608
‫اتاق ۳۱۳، درسته؟ همون اتاق طبقه بالا؟

26
00:03:20,658 --> 00:03:23,528
‫بله، دقیقاً. احیانا چیزی در موردش می‌دونی؟

27
00:03:23,578 --> 00:03:27,415
‫می‌گن بیمارایی که می‌رن اونجا
‫خودکشی می‌کنن.

28
00:03:28,833 --> 00:03:31,870
‫می‌گن، سرشون رو می‌کوبن به دیوار.

29
00:03:31,920 --> 00:03:35,373
‫که اینطور.
‫خیلی دوست دارم جزئیاتش رو بشنوم...

30
00:03:35,423 --> 00:03:37,000
‫پشت سرت! پشت سرت رو نگاه کن!

31
00:03:37,050 --> 00:03:37,842
‫هان؟

32
00:03:43,723 --> 00:03:46,351
‫هان؟ من هنوز زنده‌ام؟

33
00:03:46,726 --> 00:03:51,856
‫اوه، پس بیداری، هان؟ شانس آوردی
‫اون بوته‌ها جلوی افتادنت رو گرفتن.

34
00:03:52,273 --> 00:03:53,266
‫تو کی هستی؟

35
00:03:53,316 --> 00:03:56,945
‫معذرت می‌خوام.
‫این باید جواب سوالت رو بده.

36
00:03:58,529 --> 00:04:00,356
‫یه «ماورایی»؟

37
00:04:00,406 --> 00:04:05,236
‫آره. داشتم شایعه یه روح شیطانی
‫که این اتاقو تسخیر کرده رو بررسی می‌کردم.

38
00:04:05,286 --> 00:04:09,374
‫دقیقا موقعی که داشتی قربانی بعدی می‌شدی
‫باهات مواجه شدم.

39
00:04:11,584 --> 00:04:18,041
‫این بار شانس آوردی، اما اگه
‫تو این اتاق بمونی دوباره اتفاق می‌افته.

40
00:04:18,091 --> 00:04:24,806
‫اما نترس! من، ماورایی موب اوسامو،
‫ازت محافظت می‌کنم، آقای نامو.

41
00:04:24,931 --> 00:04:27,800
‫ببخشید!
‫بدون اجازه وارد جایی نشید!

42
00:04:27,850 --> 00:04:28,851
‫بندازینش بیرون.

43
00:04:29,185 --> 00:04:30,011
‫چشم.

44
00:04:30,061 --> 00:04:32,981
‫- صبر کن! وایسا! یه دقیقه صبر کن!
‫- بریم رفیق.

45
00:04:33,106 --> 00:04:36,317
‫اون قربانی یه تهدید ناشناخته‌ست!

46
00:04:37,568 --> 00:04:39,437
‫اون مرده چش بود؟

47
00:04:39,487 --> 00:04:42,323
‫فقط یه کم خل و چله، همین.

48
00:04:43,825 --> 00:04:45,034
‫درسته.

49
00:04:45,618 --> 00:04:49,455
‫اگه در مورد چیزایی که می‌بینم حرف بزنم،
‫آدما فقط بهم می‌گن دیوونه.

50
00:04:49,956 --> 00:04:53,042
‫و اون فکر کرد چون تسخیر شده بودم
‫ سعی کردم خودکشی کنم؟

51
00:04:53,376 --> 00:04:55,545
‫اصلاً اینطور نبود.

52
00:04:56,004 --> 00:04:59,791
‫با این حال، اسم سقوط روش گذاشتن هم
‫خیلی رقت‌انگیزه.

53
00:04:59,841 --> 00:05:03,094
‫اما فکر کنم به هر حال برای هیچکس
‫مهم نبود که زنده بمونم یا بمیرم.

54
00:05:03,636 --> 00:05:07,265
‫حتی برای خودمم مهم نیست.

55
00:05:07,390 --> 00:05:12,854
‫من، ماورایی موب اوسامو،
‫ازت محافظت می‌کنم، آقای نامو.

56
00:05:15,773 --> 00:05:17,775
‫هیچکس ازت نخواست این کارو بکنی.

57
00:05:20,194 --> 00:05:23,147
‫خوب گوش کن.
‫این یه طلسم محافظتیه.

58
00:05:23,197 --> 00:05:26,159
‫این و یه کم نمک رو بذار تو هر گوشه تخت!
‫[فوراً نابود شو]

59
00:05:26,242 --> 00:05:28,903
‫حداقلش اینه که
‫این منطقه محافظت می‌شه.

60
00:05:28,953 --> 00:05:34,158
‫اما! اگه نمک شکلش رو از دست داد،
‫تغییر رنگ داد، یا خاک گرفت،

61
00:05:34,208 --> 00:05:37,287
‫اثر معکوس می‌ذاره.
‫اگه اینطور شد، با نمک تازه عوضش کن...

62
00:05:37,337 --> 00:05:38,421
‫هی، آقا.

63
00:05:38,838 --> 00:05:39,872
‫بله؟

64
00:05:39,922 --> 00:05:43,835
‫همه دارن مسخره‌ت می‌کنن.
‫این اذیتت نمی‌کنه؟

65
00:05:43,885 --> 00:05:46,929
‫خدای من. ببین چی می‌گی.

66
00:05:47,305 --> 00:05:50,717
‫همه ما دنیا رو
‫به روش‌های کمی متفاوت درک می‌کنیم.

67
00:05:50,767 --> 00:05:53,386
‫وقتی این فاصله خیلی زیاد می‌شه،

68
00:05:53,436 --> 00:05:58,433
‫طبیعیه که آدما احساس ناراحتی کنن
‫یا بخوان چیزی که گفته می‌شه رو انکار کنن.

69
00:05:58,483 --> 00:06:02,987
‫تقصیر هیچکس نیست، و چیزی نیست که
‫بخوام بابتش خجالت بکشم.

70
00:06:03,571 --> 00:06:06,366
‫این یه جورایی
‫یه نگاه خودخواهانه به قضیه‌ست.

71
00:06:09,160 --> 00:06:13,706
‫با این حال، آقای نامو،
‫تو حضور من رو رد نمی‌کنی. چرا؟

72
00:06:14,832 --> 00:06:16,209
‫دلیل خاصی نداره.

73
00:06:16,626 --> 00:06:18,002
‫فقط دارم وقت می‌کشم.

74
00:06:18,920 --> 00:06:22,548
‫- باز هم تو؟ چطوری هی میای تو؟
‫- چطوری؟ خب، راستش، اوه...

75
00:06:22,673 --> 00:06:26,127
‫برو بیرون! جدی جدی زنگ می‌زنم پلیس بیاد!

76
00:06:26,177 --> 00:06:27,879
‫قوی بمون!

77
00:06:27,929 --> 00:06:31,758
‫- قول می‌دم ازت محافظت کنم...
‫- یالا دیگه. به اندازه کافی چرت و پرت گفتی.

78
00:06:31,808 --> 00:06:33,726
‫تو خیلی قوی هستی، نه؟

79
00:06:34,894 --> 00:06:38,731
‫«همه ما دنیا رو
‫به روش‌های کمی متفاوت درک می‌کنیم.»

80
00:06:39,482 --> 00:06:45,279
‫تا قبل از اینکه اینو بگه، فکر می‌کردم
‫فقط منم که یه دنیای متفاوت رو می‌بینم.

81
00:06:45,488 --> 00:06:47,990
‫[فوراً نابود شو]

82
00:06:48,282 --> 00:06:51,911
‫اینا دیگه چیه؟ کاملاً الکی‌ان.

83
00:06:54,372 --> 00:06:57,200
‫با این حال، باید از تبدیل شدن این
‫به یه مبارزه طولانی جلوگیری کنیم.

84
00:06:57,250 --> 00:06:59,961
‫بیا کشیک بدیم و سریع کارو تموم کنیم.

85
00:07:01,629 --> 00:07:04,090
‫نقشه‌ی ساده و سرراستیه.

86
00:07:10,054 --> 00:07:12,340
‫من تو اتاق بغلی آماده‌باش می‌مونم.

87
00:07:12,390 --> 00:07:16,427
‫اگه اتفاقی افتاد، دیوار رو می‌زنه
‫تا بهم علامت بده، و من یهو میرم داخل.

88
00:07:16,477 --> 00:07:19,856
‫بعد، با اسپری روح‌کُش دست‌سازم...

89
00:07:21,399 --> 00:07:22,984
‫وقتشه مهارت‌هام رو به کار بگیرم!

90
00:07:27,238 --> 00:07:29,740
‫[پاکسازی]

91
00:07:41,252 --> 00:07:43,463
‫خاک به سرم!

92
00:07:44,505 --> 00:07:47,008
‫داری چیکار می‌کنی، آقا؟

93
00:07:48,801 --> 00:07:52,255
‫- آقای نامو! خداروشکر حالت خوبه!
‫- قرارمون این نبود.

94
00:07:52,305 --> 00:07:53,589
‫واقعاً معذرت می‌خوام!

95
00:07:53,639 --> 00:07:56,843
‫قول داده بودم وقتی صدای زدن رو
‫دیوار رو شنیدم فوراً بیام. پس من خیلی...

96
00:07:56,893 --> 00:07:58,060
‫آره، خب...

97
00:07:58,436 --> 00:08:00,513
‫پس چرا تو داشتی می‌کوبیدی به دیوار؟

98
00:08:00,563 --> 00:08:03,316
‫هان؟ اوه، نه.

99
00:08:04,066 --> 00:08:06,819
‫من نبودم...

100
00:08:20,124 --> 00:08:22,827
‫آقای نامو اینجا چه اتاقیه؟

101
00:08:22,877 --> 00:08:23,878
‫هان؟

102
00:08:25,546 --> 00:08:27,999
‫اتاق ۳۱۳.

103
00:08:28,049 --> 00:08:29,959
‫اوه، منظورت اون شایعه‌ست؟

104
00:08:30,009 --> 00:08:32,503
‫اتاق ۳۱۳، درسته؟

105
00:08:32,553 --> 00:08:36,549
‫می‌گن بیمارایی که می‌رن
‫اونجا خودکشی می‌کنن.

106
00:08:36,599 --> 00:08:39,310
‫می‌گن، سرشون رو می‌کوبن به دیوار.

107
00:08:53,032 --> 00:08:55,868
‫آقا، چی می‌بینی؟

108
00:08:57,328 --> 00:08:59,530
‫همه چی درست می‌شه.

109
00:08:59,580 --> 00:09:05,586
‫من یه ما...
‫یه ماورایی‌ام و اینجام تا ازت محافظت کنم.

110
00:09:09,507 --> 00:09:11,133
‫آقای نامو، فرار...

111
00:09:18,099 --> 00:09:19,183
‫آقا؟

112
00:09:27,233 --> 00:09:32,480
‫چی باعث شد فکر کنم می‌تونم
‫از پس همچین چیزی بربیام؟

113
00:09:32,530 --> 00:09:34,282
‫کمکم کنین!

114
00:09:35,825 --> 00:09:39,912
‫نه، آقای نامو! این اتاق خطرناکه!
‫باید فوراً بری!

115
00:09:49,531 --> 00:09:59,531
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

116
00:10:09,150 --> 00:10:11,736
‫ممنون که مراقبم بودی.

117
00:10:12,194 --> 00:10:15,231
‫اوه، نه، حرفشم نزن!

118
00:10:15,281 --> 00:10:20,286
‫اما به عنوان کسی که به خودش می‌گه ماورایی،
‫تو برخورد با ارواح خیلی افتضاحی، آقا.

119
00:10:20,995 --> 00:10:22,204
‫پس...

120
00:10:22,747 --> 00:10:26,459
‫از امروز به بعد،
‫من استادت می‌شم و تو شاگردم می‌شی.

121
00:10:29,503 --> 00:10:32,089
‫فهمیدی، اوسامو؟

122
00:10:33,591 --> 00:10:37,053
‫[مربی چیه ترسناک نیست]

123
00:10:40,222 --> 00:10:46,187
‫نمی‌تونم همینطور بشینم و تماشا کنم که
‫شاگردم درگیر همچین چیز خطرناکی بشه.

124
00:10:46,562 --> 00:10:48,522
‫- کایا کوچولو!
‫- کایا!

125
00:10:49,315 --> 00:10:52,643
‫متاسفم. من حواسم بهش نبود.

126
00:10:52,693 --> 00:10:55,813
‫نه، تقصیر منه که
‫نگهت داشتم تا حرف بزنیم.

127
00:10:55,863 --> 00:10:57,773
‫من اونجارو می‌گردم.

128
00:10:57,823 --> 00:10:59,325
‫من هم اون سمت رو می‌گردم.

129
00:11:08,709 --> 00:11:11,295
‫اون...

130
00:11:16,676 --> 00:11:17,927
‫وایسا!

131
00:11:20,388 --> 00:11:25,092
‫تو نامو هستی، درسته؟
‫کایا کوچولو رو کجا می‌بری؟

132
00:11:25,142 --> 00:11:27,178
‫می‌دونی، من خیلی قوی‌ام.

133
00:11:27,228 --> 00:11:29,063
‫خیلی هم پررویی.

134
00:11:29,772 --> 00:11:32,358
‫تو کسی هستی که این دختر رو
‫تو جمعیت رها کرد.

135
00:11:36,070 --> 00:11:38,989
‫اگه کسی اون رو این شکلی می‌دید
‫می‌خواستی چیکار کنی؟

136
00:11:39,573 --> 00:11:44,070
‫فکر کنم تا حالا با مشکلی روبرو نشده
‫که نتونه با زور بازو حلش کنه.

137
00:11:44,120 --> 00:11:47,490
‫حتی نمی‌دونه
‫چطوری چنگال‌هاش رو جمع کنه.

138
00:11:47,540 --> 00:11:50,451
‫مشخصه. اون هیولاییه
‫که تازه از تخم دراومده.

139
00:11:50,501 --> 00:11:51,585
‫کایا کوچولو!

140
00:11:53,546 --> 00:11:56,874
‫مشکلی نیست. من همینجا پیشتم.

141
00:11:56,924 --> 00:12:00,503
‫لازم نیست بترسی.
‫بیا برگردیم پیش بابات، باشه؟

142
00:12:00,553 --> 00:12:03,305
‫اشکالی نداره. جات امنه.

143
00:12:05,224 --> 00:12:08,678
‫این طرز فکر «هر اتفاقی بیفته،
‫ازت محافظت می‌کنمِ» تو دیگه چیه؟

144
00:12:08,728 --> 00:12:10,680
‫عقده‌شو داری؟

145
00:12:10,730 --> 00:12:14,775
‫یا اینطوری رامش می‌کنی؟

146
00:12:15,526 --> 00:12:17,319
‫خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتم، مربی.

147
00:12:17,737 --> 00:12:19,480
‫تمومش کن دیگه!

148
00:12:19,530 --> 00:12:23,025
‫«تازه از تخم دراومده»؟ «رامش می‌کنی»؟
‫اون یه حیوون نیست.

149
00:12:23,075 --> 00:12:26,987
‫در ضمن،
‫مگه خودتم یه ماورایی نیستی؟

150
00:12:27,037 --> 00:12:30,249
‫خب، در این مورد چیزی نمی‌دونم.

151
00:12:30,583 --> 00:12:31,450
‫هان؟

152
00:12:31,500 --> 00:12:38,174
‫مربی، واقعاً از همون اول
‫هر چی اون بچه گفت رو باور کردی؟

153
00:12:39,133 --> 00:12:45,681
‫اگه خودت «اونا» رو ندیده بودی،
‫چطوری باهاش رفتار می‌کردی؟

154
00:12:46,140 --> 00:12:47,842
‫بازم داری می‌گی «نه».

155
00:12:47,892 --> 00:12:50,811
‫نمی‌تونی به همه‌چی بگی «نه».

156
00:12:50,895 --> 00:12:54,398
‫وقتی یه نفر
‫خیلی از حالت عادی فاصله می‌گیره،

157
00:12:54,774 --> 00:12:57,526
‫به‌عنوان یه آدم مشکل‌دار
‫علامت‌گذاری می‌شه و طرد می‌شه.

158
00:12:58,277 --> 00:13:02,907
‫بعدش بهشون یه برچسب قابل‌قبول
‫مثل «ماورایی» می‌زنن.

159
00:13:03,282 --> 00:13:05,818
‫اما انحراف هم درجات مختلفی داره.

160
00:13:05,868 --> 00:13:07,369
‫اون یه طیف داره.

161
00:13:07,787 --> 00:13:12,750
‫و وقتی از یه حدی بگذره،
‫تو عملاً با یه دیو سروکار داری.

162
00:13:13,501 --> 00:13:19,165
‫حتی برای منم سخته که
‫اونو به‌عنوان یه انسان بشناسم.

163
00:13:19,215 --> 00:13:22,001
‫اوسامو جوری می‌پرستتش انگار یه الهه‌ست،

164
00:13:22,051 --> 00:13:25,888
‫اما چیزی که توی اون خانواده
‫زاده شده باشه، نمی‌تونه انقدر خیر باشه.

165
00:13:26,388 --> 00:13:29,517
‫بلکه یه چیزیه بسیار شوم‌تر.

166
00:13:29,892 --> 00:13:31,727
‫منظورت چیه؟

167
00:13:32,353 --> 00:13:35,231
‫و تو از کجا می‌دونی؟

168
00:13:35,731 --> 00:13:36,899
‫چون...

169
00:13:37,775 --> 00:13:40,986
‫گمونم من ابیسوموری نامو باشم.

170
00:13:42,321 --> 00:13:43,689
‫ابیسوموری؟

171
00:13:43,739 --> 00:13:45,241
‫بهم بگو، مربی.

172
00:13:45,616 --> 00:13:48,402
‫اون چیزی که اینقدر سفت چسبیدیش...

173
00:13:48,452 --> 00:13:52,456
‫مطمئنی همون چیزیه که
‫باور داری هست؟

174
00:13:53,249 --> 00:13:54,366
‫داری چیکار می‌کنی؟!

175
00:13:54,416 --> 00:13:56,752
‫خوب دقت کن، مربی.

176
00:13:57,211 --> 00:14:01,257
‫ یه زن از خانواده ابیسوموری
‫واقعاً اینجوریه.

177
00:14:09,515 --> 00:14:14,019
‫این چیزیه که درون ساتو کایاست.

178
00:14:17,022 --> 00:14:22,027
‫[کایا کوچولو ترسناک نیست]

179
00:14:32,454 --> 00:14:34,240
‫کایا کوچولو طاقت بیار.

180
00:14:34,290 --> 00:14:35,374
‫کایا کوچولو!

181
00:14:36,959 --> 00:14:38,911
‫باهاش چیکار کردی؟

182
00:14:38,961 --> 00:14:41,205
‫داری با چی حرف می‌زنی؟

183
00:14:41,255 --> 00:14:43,415
‫این ساتو کایاست.

184
00:14:43,465 --> 00:14:44,542
‫هان؟

185
00:14:44,592 --> 00:14:47,044
‫اون چیزی که بهش می‌گی «کایا کوچولو»

186
00:14:47,094 --> 00:14:51,015
‫یه شبح از خانواده ابیسوموریه
‫که تو پوست یه انسان پیچیده شده.

187
00:14:51,724 --> 00:14:54,718
‫برای نسل‌ها، دختر بزرگ ابیسوموری،
‫که همون دوشیزه معبده،

188
00:14:54,768 --> 00:14:57,304
‫قدرتی فراتر از حد معمول داشته.

189
00:14:57,354 --> 00:15:00,349
‫با اینکه شدتش متفاوته،
‫این قدرت وقتی خودشو نشون می‌ده

190
00:15:00,399 --> 00:15:03,485
‫که یه شبح جایگزین
‫خودِ درونی دوشیزه معبد بشه.

191
00:15:04,153 --> 00:15:08,991
‫و من می‌تونم این تغییر رو ببینم.
‫برای همین می‌دونم.

192
00:15:09,617 --> 00:15:12,995
‫«خود درونی» اون چیز، کاملاً جایگزین شده.

193
00:15:13,454 --> 00:15:16,040
‫حتی یه ذره هم از
‫عنصر انسانیت توش نمونده.

194
00:15:17,082 --> 00:15:20,044
‫این خانواده برای نسل‌ها ادعا می‌کردن
‫که این قدرت غیرعادی مال خودشونه،

195
00:15:20,461 --> 00:15:23,839
‫و هر چیزی که به دردشون نمی‌خورد رو
‫دور می‌نداختن.

196
00:15:24,048 --> 00:15:27,718
‫و انگار در نهایت،
‫خودشونم تبدیل به شبح شدن.

197
00:15:27,968 --> 00:15:28,552
‫[هاسومی چیه]

198
00:15:28,636 --> 00:15:30,254
‫اگه خودشون رو نابود می‌کردن

199
00:15:30,304 --> 00:15:33,549
‫ و کل خانواده رو هم با خودشون
‫می‌کشیدن پایین اصلاً برام مهم نبود.

200
00:15:33,599 --> 00:15:37,895
‫مشکل اینه که اوسامو کاملاً مثل تو،
‫شیفته‌ی این چیز شده.

201
00:15:38,312 --> 00:15:43,108
‫و برای محافظت از جون اون،
‫من این شبح رو از بین می‌برم.

202
00:15:44,026 --> 00:15:49,949
‫حالا می‌فهمی؟ اون «ساتو کایا»ـسیی
‫که می‌خوای ازش محافظت کنی...

203
00:15:52,368 --> 00:15:54,620
‫اصلاً از اولشم وجود نداشته.

204
00:15:55,329 --> 00:15:57,957
‫تو هم قربانی این ماجرایی، مربی.

205
00:15:58,415 --> 00:16:01,043
‫تا حالا چیزای ترسناک زیادی
‫رو از سر گذروندی، نه؟

206
00:16:01,961 --> 00:16:07,007
‫من حلش می‌کنم.
‫اگه اون جسم رو می‌خوای، می‌تونی برش داری.

207
00:16:07,299 --> 00:16:11,220
‫هرچند که زدنش تو لیست «گمشده‌ها»
‫احتمالاً راحت‌ترین کاره...

208
00:16:20,396 --> 00:16:22,648
‫عقلت رو از دست دادی؟

209
00:16:23,107 --> 00:16:24,391
‫حرفت رو پس بگیر.

210
00:16:24,441 --> 00:16:25,317
‫هان؟

211
00:16:26,193 --> 00:16:27,736
‫حرفت رو پس بگیر!

212
00:16:28,737 --> 00:16:30,572
‫کایا کوچولو انسان نیست؟

213
00:16:31,115 --> 00:16:33,492
‫تو هیچی درموردش نمی‌دونی!

214
00:16:34,243 --> 00:16:35,494
‫کایا کوچولو...

215
00:16:36,245 --> 00:16:37,287
‫اون...

216
00:16:40,207 --> 00:16:41,959
‫من نمی‌خوام لباسم رو عوض کنم.

217
00:16:42,376 --> 00:16:45,454
‫اما نمی‌تونی با اون لباسای کثیف
‫ناهار بخوری.

218
00:16:45,504 --> 00:16:46,622
‫باشه، پس نمی‌خورم.

219
00:16:46,672 --> 00:16:48,382
‫اوه، بی‌خیال. لطفاً؟

220
00:16:48,674 --> 00:16:51,961
‫حسابی لجبازی می‌کنه.
‫کوتاه بیا نیست.

221
00:16:52,011 --> 00:16:54,755
‫این اواخر که خیلی خوب بود.

222
00:16:54,805 --> 00:16:56,465
‫چقدر کثیف.

223
00:16:56,515 --> 00:16:57,725
‫هیس.

224
00:16:59,810 --> 00:17:02,062
‫حداقل بهم بگو چرا
‫نمی‌خوای لباست رو عوض کنی.

225
00:17:03,022 --> 00:17:04,306
‫تو درک نمی‌کنی.

226
00:17:04,356 --> 00:17:05,149
‫چی؟

227
00:17:05,983 --> 00:17:08,485
‫تو که به هر حال درک نمی‌کنی!

228
00:17:08,819 --> 00:17:09,653
‫هان؟

229
00:17:16,410 --> 00:17:17,745
‫کایا کوچولو.

230
00:17:19,121 --> 00:17:20,489
‫مربی چیه؟

231
00:17:20,539 --> 00:17:22,574
‫من یه کم فکر کردم.

232
00:17:22,624 --> 00:17:27,705
‫نکنه چون واقعاً اون تیپ رو دوست داری
‫نمی‌خوای لباست رو عوض کنی؟

233
00:17:27,755 --> 00:17:29,381
‫هان؟ اشتباهه.

234
00:17:29,715 --> 00:17:31,709
‫پس، از لباس عوض کردن خجالت می‌کشی؟

235
00:17:31,759 --> 00:17:32,626
‫نه.

236
00:17:32,676 --> 00:17:35,045
‫یعنی فقط دلت می‌خواد کل روز گلی بمونی؟

237
00:17:35,095 --> 00:17:36,547
‫اصلاً اینطوری نیست.

238
00:17:36,597 --> 00:17:38,348
‫نیست؟

239
00:17:39,099 --> 00:17:41,643
‫چرا داری از من می‌پرسی؟

240
00:17:47,566 --> 00:17:50,903
‫چون می‌خوام که تو رو درک کنم، کایا کوچولو.

241
00:17:52,404 --> 00:17:54,615
‫اما حتی نزدیکم نبودم، نه؟

242
00:17:56,366 --> 00:17:57,701
‫مربی...

243
00:17:59,495 --> 00:18:03,449
‫تو از من متنفر نیستی؟

244
00:18:03,499 --> 00:18:09,213
‫چرا باید باشم؟
‫من تو رو خیلی دوست دارم، کایا کوچولو.

245
00:18:16,220 --> 00:18:17,846
‫آستین بلند.

246
00:18:19,723 --> 00:18:22,434
‫من می‌خوام آستین بلند بپوشم. چون...

247
00:18:24,103 --> 00:18:25,854
‫سیاه می‌شم.

248
00:18:26,814 --> 00:18:31,351
‫اما اون یکی مربی
‫بهم گفت خودخواهم.

249
00:18:31,401 --> 00:18:33,562
‫نمی‌دونستم منظورش چیه.

250
00:18:33,612 --> 00:18:36,231
‫اما تا وقتی که می‌تونستم
‫ کشمکش درونیش رو حس کنم،

251
00:18:36,281 --> 00:18:38,450
‫معنی حرفاش مهم نبود.

252
00:18:39,201 --> 00:18:43,288
‫تو احتمالاً نمی‌فهمی چون
‫فقط به ظاهر توجه می‌کنی.

253
00:18:43,914 --> 00:18:45,958
‫حالا گیریم که اون از درون یه شبح باشه،
‫که چی؟

254
00:18:46,291 --> 00:18:49,620
‫هر چی هم که بگی،
‫این حقیقت رو تغییر نمی‌ده

255
00:18:49,670 --> 00:18:53,549
‫که کایا کوچولو عصبانی می‌شه، تقلا می‌کنه،
‫خوشحال می‌شه و می‌خنده، مثل هر کس دیگه‌ای.

256
00:18:54,424 --> 00:18:58,554
‫اون یه قلب انسانی داره.

257
00:18:59,012 --> 00:19:03,767
‫و اگه بازم بخوای باهاش مثل یه هیولا
‫رفتار کنی، مجبورت می‌کنم تقاصشو پس بدی.

258
00:19:04,309 --> 00:19:06,562
‫من هر چی که بشه،
‫از کایا کوچولو محافظت می‌کنم!

259
00:19:08,063 --> 00:19:11,358
‫من کسی می‌شم که از تو محافظت می‌کنه،
‫کایا کوچولو.

260
00:19:17,114 --> 00:19:18,532
‫هام؟ چه اتفاقی داره میفته؟

261
00:19:29,585 --> 00:19:31,120
‫وای. زیادی به بدن نزدیک شد.

262
00:19:31,170 --> 00:19:33,255
‫بعد از اینکه بالاخره تونستم جداش کنم...

263
00:19:34,131 --> 00:19:35,757
‫می‌تونم دوباره بکشمش بیرون؟

264
00:19:38,552 --> 00:19:39,845
‫این...

265
00:19:49,229 --> 00:19:51,106
‫مربی چیه.

266
00:19:51,398 --> 00:19:54,401
‫کایا کوچولو! خودتی، مگه نه، کایا کوچولو؟

267
00:19:56,195 --> 00:19:57,279
‫من...

268
00:19:59,072 --> 00:20:00,115
‫من...

269
00:20:09,333 --> 00:20:11,752
‫گم شدم!

270
00:20:15,005 --> 00:20:18,508
‫حتماً تنهایی خیلی ترسیده بودی.
‫الان دیگه جات امنه.

271
00:20:19,551 --> 00:20:22,137
‫بیا با هم بریم بابات رو پیدا کنیم، باشه؟

272
00:20:24,139 --> 00:20:25,299
‫بابایی!

273
00:20:25,349 --> 00:20:26,058
‫کایا!

274
00:20:26,475 --> 00:20:29,094
‫بابت این دردسرها متاسفم.
‫ممنون که پیداش کردید.

275
00:20:29,144 --> 00:20:31,513
‫اصلاً این حرفو نزنید.
‫خوشحالم که حالش خوبه.

276
00:20:31,563 --> 00:20:33,523
‫خداحافظ، مربی چیه.

277
00:20:33,857 --> 00:20:35,692
‫خیلی ازتون ممنونم.

278
00:20:36,068 --> 00:20:37,694
‫خداحافظ.

279
00:20:38,904 --> 00:20:42,065
‫نگو که هنوزم می‌خوای
‫یه بلایی سر کایا کوچولو بیاری.

280
00:20:42,115 --> 00:20:44,868
‫نمی‌خوام. یا بهتره بگم، نمی‌تونم.

281
00:20:45,827 --> 00:20:49,081
‫من فقط می‌تونم با چیزای روحانی مقابله کنم.

282
00:20:49,498 --> 00:20:52,584
‫اگه شبح از کنترل خارج شه
‫و کامل نمایان بشه، می‌تونم دخالت کنم.

283
00:20:53,001 --> 00:20:56,338
‫اما وقتی توی یه ظرف مهار شده باشه،
‫هیچ کاری از دستم برنمیاد.

284
00:20:57,089 --> 00:21:00,959
‫چطوری برش گردوندی سر جاش؟
‫تو این کار سررشته داری؟

285
00:21:01,009 --> 00:21:02,628
‫معلومه که نه.

286
00:21:02,678 --> 00:21:07,557
‫حتماً یه چیزی باعث شده
‫که واقعاً بخواد به این دنیا برگرده.

287
00:21:08,892 --> 00:21:11,103
‫من هر چی که بشه
‫از کایا کوچولو محافظت می‌کنم!

288
00:21:11,436 --> 00:21:16,441
‫من، ماورایی موب اوسامو،
‫از تو محافظت می‌کنم، آقای نامو.

289
00:21:17,901 --> 00:21:21,947
‫این حرف دقیقاً شبیه حرفِ یه آدم معمولیه.

290
00:21:26,410 --> 00:21:30,998
‫انگار باید یه کم بیشتر تحقیق کنم.

291
00:21:34,918 --> 00:21:39,423
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

292
00:23:11,348 --> 00:23:15,218
‫دلیل اینکه وقتی کایا کوچولو
‫یه شبح رو شکست می‌ده پوستش سیاه می‌شه

293
00:23:15,268 --> 00:23:19,773
‫اینه که اون چیزی که درونشه
‫پوستش رو می‌شکافه و دیده می‌شه.

294
00:23:20,941 --> 00:23:24,236
‫اون نمی‌فهمه چرا این اتفاق می‌افته،

295
00:23:24,528 --> 00:23:27,614
‫اما متوجه می‌شه که پوستش تیره می‌شه.

296
00:23:28,448 --> 00:23:31,985
‫به خاطر همینه که تو تمام طول سال
‫پیراهن و شلوار آستین‌بلند می‌پوشه،

297
00:23:32,035 --> 00:23:36,248
‫و حتی مایوش هم پوشیده‌تر از بقیه‌ست.

298
00:23:38,248 --> 00:23:48,248
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M