1
00:00:03,837 --> 00:00:06,715
‫پرنده کوچولو هنوز بیدار نشده.

2
00:00:08,341 --> 00:00:12,095
‫اون موقع برای اینکه کمک بیاره به حالت اصلیش برگشت،

3
00:00:12,387 --> 00:00:14,639
‫برای همین شاید بیش از حد از قدرتش استفاده کرده.

4
00:00:15,140 --> 00:00:19,394
‫آره، ولی مطمئنم خیلی زود بیدار میشه.

5
00:00:19,686 --> 00:00:21,354
‫خوبه.

6
00:00:21,730 --> 00:00:25,817
‫هوئو از اونایی نیست که به این راحتی‌ها بمیره.

7
00:00:28,778 --> 00:00:29,487
‫درسته.

8
00:00:30,487 --> 00:00:40,487
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

9
00:00:42,208 --> 00:00:47,380
‫می‌خوام روی قدرت مهر و موم کردن چیزها که
‫الهه بهم داده مسلط بشم.

10
00:00:47,964 --> 00:00:54,345
‫اگه بتونم قدرت دفع ارواح رو مهر و موم کنم،
‫شاید به آقای هاریما و بقیه کمک بشه.

11
00:00:55,221 --> 00:00:59,300
‫هوم. چه ایده‌ی جالبی که قدرتی که ازت ساطع میشه رو...

12
00:00:59,350 --> 00:01:02,187
‫گیر بندازی و مهارش کنی.

13
00:01:02,312 --> 00:01:03,521
‫[نون‌های شاه‌بلوط]

14
00:01:04,022 --> 00:01:08,485
‫فکر کنم آماتراسو از یه جعبه چوبی مثل این
‫استفاده می‌کرد.

15
00:01:12,739 --> 00:01:13,573
‫جواب داد؟

16
00:01:14,282 --> 00:01:15,784
‫هوم.

17
00:01:17,368 --> 00:01:20,246
‫قدرت داره مثل دود ازش بیرون می‌زنه.

18
00:01:21,164 --> 00:01:22,415
‫که این‌طور؟

19
00:01:22,665 --> 00:01:26,419
‫آره. برای مهر و موم کردنش
‫باید اون «تاصویر» ذهنی رو داشته باشی.

20
00:01:26,669 --> 00:01:29,380
‫«تاصویر» ذهنی رو داشته باشم، ها؟

21
00:01:29,631 --> 00:01:32,000
‫یالا بخند، چرا نمی‌خندی؟

22
00:01:32,050 --> 00:01:33,593
‫من که نمی‌خندم!

23
00:01:36,805 --> 00:01:41,935
‫توریکا بهم گفت که تلفظم افتضاحه، خودم می‌دونم.

24
00:01:42,310 --> 00:01:44,395
‫توریکا واقعاً یاد گرفته که دیگه ملاحظه نکنه.

25
00:03:19,949 --> 00:03:24,954
‫[به باغ بهاری خوش آمدید]

26
00:03:25,580 --> 00:03:26,706
‫بفرمایید.

27
00:03:27,582 --> 00:03:30,577
‫تمرین قدرت مهر و موم کردن چطور پیش میره؟

28
00:03:30,627 --> 00:03:32,545
‫هنوز راه درازی دارم.

29
00:03:32,921 --> 00:03:35,748
‫راستی، یه‌کم پیش یه تماس داشتم.

30
00:03:35,798 --> 00:03:39,219
‫کسی که می‌خواست بیاد خونه رو ببینه بازم کنسل کرد.

31
00:03:39,886 --> 00:03:43,506
‫هوم. که این‌طور؟

32
00:03:43,556 --> 00:03:48,136
‫این سومین باره که لحظه‌ی آخر کنسل میشه.

33
00:03:48,186 --> 00:03:51,556
‫آدما معمولاً خیلی دمدمی‌مزاجن.

34
00:03:51,606 --> 00:03:53,516
‫موندم چرا.

35
00:03:53,566 --> 00:03:55,768
‫یه خونه‌ی روستایی یه خوابه با یه نشیمن،
‫ناهارخوری و آشپزخونه عالی

36
00:03:55,818 --> 00:04:00,281
‫با یه باغ ساکت و خوشگل که یه یاماگامی هم روشه.

37
00:04:00,531 --> 00:04:02,442
‫جزو خود ملکه.

38
00:04:02,492 --> 00:04:06,454
‫همه‌جا رو حسابی تمیز کرده بودم
‫و حتی شیرینی‌های ژاپنی هم آماده کرده بودم.

39
00:04:07,205 --> 00:04:09,782
‫در عوض، حالا اینا مال منن.

40
00:04:09,832 --> 00:04:12,710
‫مال شما رو جدا خریدم.

41
00:04:14,712 --> 00:04:19,459
‫رنگ سسک‌های ژاپنی
‫و رنگ صورتی روشن شکوفه‌های گیلاسِ این شیرینی‌ها.

42
00:04:19,509 --> 00:04:24,555
‫این رنگ‌های ملایم و لطیف واقعاً نشون دهنده‌ی بهارن.

43
00:04:36,985 --> 00:04:39,112
‫وای! باغ رو ببین!

44
00:04:39,821 --> 00:04:43,658
‫بهار بدون شکوفه‌های گیلاس شروع نمیشه.

45
00:04:44,284 --> 00:04:46,869
‫ای وای! دوباره کوچولو شدی که!

46
00:04:47,203 --> 00:04:48,279
‫هوف!

47
00:04:48,329 --> 00:04:49,872
‫بدنت خوبه؟

48
00:04:50,790 --> 00:04:54,460
‫ممکنه یکم طول بکشه تا دوباره
‫به اندازه‌ی طبیعیِ خودم برگردم.

49
00:04:56,879 --> 00:04:59,165
‫الان چطوری این کار رو کردی؟

50
00:04:59,215 --> 00:05:02,176
‫از چشم‌هام استفاده کردم.

51
00:05:02,510 --> 00:05:03,636
‫چشم‌هات؟

52
00:05:03,928 --> 00:05:08,016
‫بله. برای من، این راحت‌ترین روشه.

53
00:05:08,808 --> 00:05:12,312
‫برای تو راحت‌ترین روشه.

54
00:05:12,687 --> 00:05:16,607
‫می‌تونی هر چیزی که به دردت می‌خوره رو پیدا کنی.

55
00:05:17,650 --> 00:05:20,111
‫چیزی که... به درد من بخوره.

56
00:05:20,820 --> 00:05:21,654
‫آها! فهمیدم!

57
00:05:22,780 --> 00:05:26,826
‫با دفترچه‌های یادداشت معمولیم،
‫شاید بتونم قدرت دفع ارواحم رو مهر و موم کنم!

58
00:05:27,285 --> 00:05:33,541
‫کاملاً طبیعیه که بعضی چیزها
‫برات جواب بدن و بعضی چیزها نه.

59
00:05:40,256 --> 00:05:41,716
‫[کیک موچی اوگویسو]

60
00:05:44,135 --> 00:05:48,089
‫صدای این پرنده‌ها دقیقاً مناسب این باغ بهاریه.

61
00:05:48,139 --> 00:05:49,182
‫کاملاً.

62
00:05:57,357 --> 00:05:59,942
‫استاد! بهتون نیاز دارن!

63
00:06:23,132 --> 00:06:24,759
‫منم باید کلی تلاش کنم.

64
00:06:31,391 --> 00:06:34,260
‫میناتو! یالا دیگه، بجنب!

65
00:06:34,310 --> 00:06:36,604
‫هی، خودت رو جمع و جور کن.

66
00:06:38,606 --> 00:06:41,726
‫چرا الان داریم میریم بامبو بکنیم؟

67
00:06:41,776 --> 00:06:44,604
‫ربطی به قدرت مهر و موم کردن داره؟

68
00:06:44,654 --> 00:06:47,865
‫کوه یاماگامی پر از جوونه‌های بامبوئه.

69
00:06:48,157 --> 00:06:52,620
‫وقتی طعم اون غذای لذیذ و تازه بهاری رو بچشی،
‫ممکنه قدرت بیشتری بهت بده.

70
00:06:53,204 --> 00:06:54,997
‫امیدوارم همین‌طور باشه.

71
00:07:01,546 --> 00:07:05,166
‫اون آدم‌هایی که می‌خواستن این خونه رو بخرن،

72
00:07:05,216 --> 00:07:09,011
‫قبل از اینکه ولشون کنم،
‫یه مدت انداختمشون توی قلمروی اساطیری خودم.

73
00:07:09,220 --> 00:07:11,714
‫آها، پس کار تو بود.

74
00:07:11,764 --> 00:07:14,092
‫یه جورهایی بدجنسی کردی.

75
00:07:14,142 --> 00:07:16,010
‫خب ببخشید ها!

76
00:07:16,060 --> 00:07:19,355
‫خودتم اون یارویی که می‌خواست
‫به در لگد بزنه رو گیر انداختی.

77
00:07:20,565 --> 00:07:22,642
‫خب، حقش بود.

78
00:07:22,692 --> 00:07:25,436
‫هر آدمی که جرأت کنه به در خونه‌ی یه اسطوره لگد بزنه

79
00:07:25,486 --> 00:07:29,357
‫باید از اینکه جونش رو بخشیدیم
‫بیفته به پامون و تشکر کنه.

80
00:07:29,407 --> 00:07:30,533
‫دقیقاً.

81
00:07:30,825 --> 00:07:33,786
‫خدای من، شماها خیلی ترسناکین!

82
00:07:36,539 --> 00:07:38,416
‫یه قلمروی اساطیری متروکه‌ی دیگه.

83
00:07:40,042 --> 00:07:42,370
‫داره به سمت کوه حرکت می‌کنه.

84
00:07:42,420 --> 00:07:44,380
‫انگار میناتو داره اون رو جذب می‌کنه.

85
00:07:44,630 --> 00:07:46,457
‫ای بابا، از دست این پسر.

86
00:07:46,507 --> 00:07:47,717
‫بیا!

87
00:07:50,219 --> 00:07:56,684
‫هوف. من قبلاً آدم‌های زیادی رو دیدم،
‫ولی جذب کردن قلمروهای اساطیری اصلاً طبیعی نیست.

88
00:07:58,644 --> 00:08:00,847
‫با اینکه یه انسانه، اما توی یه قلمروی اساطیری
‫زندگی می‌کنه و همه‌ش دور و بر ماست،

89
00:08:00,897 --> 00:08:03,900
‫که حتماً تأثیرات عجیبی روش گذاشته.

90
00:08:04,233 --> 00:08:06,402
‫تعجبی نداره که به اسطوره‌ها نزدیک‌تره.

91
00:08:07,862 --> 00:08:12,108
‫درسته. اون روز هم کشیده شد توی یه قلمروی اساطیری.

92
00:08:12,158 --> 00:08:14,277
‫شاید بهتر باشه یکم قدرت بیشتری بهش بدم

93
00:08:14,327 --> 00:08:16,821
‫تا دیگه همچین اتفاقی براش نیفته.

94
00:08:16,871 --> 00:08:22,001
‫این کار رو نکن. اگه بیشتر بهش قدرت بدی،
‫دیگه انسان باقی نمی‌مونه.

95
00:08:22,376 --> 00:08:26,506
‫چیزی که مهمه اینه که از این به بعد
‫چطور از قدرت‌هاش استفاده می‌کنه، درسته؟

96
00:08:32,553 --> 00:08:34,472
‫میناتو، دیگه تقریباً رسیدیم.

97
00:08:34,680 --> 00:08:36,933
‫یکم دیگه مونده تا برسیم به بامبوها!

98
00:08:37,850 --> 00:08:41,604
‫نگاه کن! یه عالمه اینجاست، آماده برای کندن!

99
00:08:42,188 --> 00:08:43,806
‫راست میگی!

100
00:08:43,856 --> 00:08:48,611
‫اوه، ولی این‌قدر یهویی شد که وقت نکردم بیلچه بیارم.

101
00:08:55,535 --> 00:08:56,661
‫هان؟

102
00:09:06,712 --> 00:09:08,881
‫کاملاً توی چشم‌هاش نگاه کردم!

103
00:09:11,092 --> 00:09:14,262
‫چیکار باید بکنم؟! خودم رو بزنم به مردن؟ الان؟

104
00:09:15,221 --> 00:09:16,806
‫جای نگرانی نیست.

105
00:09:17,390 --> 00:09:19,509
‫چیزی برای ترسیدن وجود نداره.

106
00:09:19,559 --> 00:09:20,176
‫چی؟!

107
00:09:20,226 --> 00:09:24,388
‫این همونیه که بهش میگن یه غول مهربون.

108
00:09:24,438 --> 00:09:27,233
‫شمایی، آقای یاماگامی؟

109
00:09:27,441 --> 00:09:28,559
‫دقیقاً.

110
00:09:28,609 --> 00:09:30,861
‫می‌تونی بری توی بدن اوتسوگی؟

111
00:09:31,237 --> 00:09:35,066
‫بهت که گفتم، اینا زیردست‌های منن.

112
00:09:35,116 --> 00:09:37,034
‫این کار برام مثل آب خوردنه.

113
00:09:41,789 --> 00:09:45,209
‫میگه: «ممنون که هوای رئیسمون رو داری.»

114
00:09:46,043 --> 00:09:47,745
‫رئیس؟

115
00:09:47,795 --> 00:09:49,255
‫منظورش کرینه.

116
00:09:51,716 --> 00:09:53,759
‫«دوست دارم قدردانیم رو نشون بدم.»

117
00:09:54,093 --> 00:09:56,971
‫خب، ام...

118
00:10:04,895 --> 00:10:07,565
‫واقعاً خوشحالم که اون طرف ماست.

119
00:10:16,824 --> 00:10:19,535
‫داره بهم میگه اینا رو بردارم؟

120
00:10:21,579 --> 00:10:24,824
‫آره! حالا می‌تونی زبون حیوون‌ها رو بفهمی؟

121
00:10:24,874 --> 00:10:27,418
‫خب، یه جورایی.

122
00:10:28,210 --> 00:10:29,337
‫ممنونم.

123
00:10:31,672 --> 00:10:36,260
‫میگه: «هرچی تازه‌تر باشه بهتره، پس همین الان بخورش.»

124
00:10:36,802 --> 00:10:38,796
‫خیلی ممنونم.

125
00:10:38,846 --> 00:10:41,891
‫پس بریم از این بامبوهای تازه‌کنده شده لذت ببریم؟

126
00:10:42,141 --> 00:10:43,593
‫همین جا؟

127
00:10:43,643 --> 00:10:48,764
‫خوردن غذای تازه برداشت شده
‫لذتیه که با هیچی نمیشه عوضش کرد.

128
00:10:48,814 --> 00:10:50,650
‫این لذت محصولات فصلیه.

129
00:10:52,526 --> 00:10:54,362
‫تکون خوردن توی این جسم سخته.

130
00:10:54,695 --> 00:10:56,739
‫خب، مطمئنم که بهش عادت می‌کنم.

131
00:10:57,031 --> 00:10:59,116
‫ممنون آقا خرسه.

132
00:11:01,952 --> 00:11:05,364
‫اگه قراره بامبوی خام بخوریم،
‫پس باید هرچه زودتر بخوریم‌شون.

133
00:11:05,414 --> 00:11:07,583
‫پس همین واسابی آماده کارمون رو راه میندازه.

134
00:11:08,000 --> 00:11:09,960
‫بفرمایید، آقای یاماگامی.

135
00:11:10,336 --> 00:11:12,004
‫هوم. خیلی ممنون.

136
00:11:12,505 --> 00:11:13,456
‫آقای یاماگامی.

137
00:11:13,506 --> 00:11:14,540
‫هوم؟

138
00:11:14,590 --> 00:11:18,085
‫کندن بامبو چه ربطی به قدرت من داره؟

139
00:11:18,135 --> 00:11:20,429
‫کی گفته ربطی بهش داره؟

140
00:11:20,721 --> 00:11:23,683
‫نگو که فقط دلت می‌خواست بامبو بخوری!

141
00:11:25,184 --> 00:11:27,303
‫به نظر می‌رسید خیلی داری به خودت فشار میاری.

142
00:11:27,353 --> 00:11:30,022
‫فکر کردم این می‌تونه تنوع خوبی برات باشه.

143
00:11:30,898 --> 00:11:34,652
‫واقعاً بعد از بودن تو این هوای پاک و تازه
‫احساس آرامش بیشتری می‌کنم.

144
00:11:35,236 --> 00:11:38,906
‫علاوه‌بر این، فکر کنم تونستم
‫با حیوون‌ها ارتباط برقرار کنم.

145
00:11:39,323 --> 00:11:42,201
‫تو هم باید این بامبوها رو امتحان کنی.

146
00:11:43,119 --> 00:11:45,121
‫آره، بذار یه کم بچشم.

147
00:11:46,789 --> 00:11:47,873
‫فوق‌العاده‌ست.

148
00:11:48,124 --> 00:11:49,417
‫بابت غذا ممنون.

149
00:11:53,421 --> 00:11:54,330
‫خب؟

150
00:11:54,380 --> 00:11:55,965
‫بی‌نظیره!

151
00:12:01,721 --> 00:12:03,089
‫شروع شد.

152
00:12:03,139 --> 00:12:04,298
‫چطور شد به این فکر افتادی؟

153
00:12:04,348 --> 00:12:07,009
‫هرازگاهی بازی کردن خیلی هم خوبه.

154
00:12:07,059 --> 00:12:11,355
‫فکر کنم بتونی فرو ریختن
‫مهره‌های شوگی رو بازی بکنی، پس بیا امتحانش کنیم.

155
00:12:11,856 --> 00:12:12,723
‫اوه؟

156
00:12:12,773 --> 00:12:14,650
‫بهت نشون میدم.

157
00:12:16,235 --> 00:12:16,977
‫خوبه.

158
00:12:17,027 --> 00:12:20,106
‫فقط کافیه این‌طوری یه مهره رو بکشی بیرون.

159
00:12:20,156 --> 00:12:23,109
‫ولی نباید صدایی در بیاد.

160
00:12:23,159 --> 00:12:24,985
‫اگه صدا بده، نوبتمون عوض میشه.

161
00:12:25,035 --> 00:12:26,153
‫که این‌طور.

162
00:12:26,203 --> 00:12:28,989
‫کسی که آخر سر مهره‌های بیشتری داشته باشه برنده‌ست.

163
00:12:29,039 --> 00:12:30,332
‫به اندازه کافی راحت به نظر میاد.

164
00:12:31,459 --> 00:12:33,669
‫اما به طرز عجیبی سخته.

165
00:12:33,794 --> 00:12:35,504
‫[شاه، سرباز]

166
00:12:37,298 --> 00:12:39,125
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

167
00:12:39,175 --> 00:12:41,051
‫من یه دست دیگه می‌خوام بازی کنم!

168
00:12:42,303 --> 00:12:44,547
‫ای تیکه چوب!

169
00:12:44,597 --> 00:12:48,100
‫یه مهره ناچیز چطور جرأت می‌کنه، با من مخالفت کنه؟

170
00:12:49,685 --> 00:12:52,680
‫تو! کی بهت اجازه داد صدا بدی؟!

171
00:12:52,730 --> 00:12:55,266
‫آقای یاماگامی، نشکونش، باشه؟

172
00:12:55,316 --> 00:12:56,442
‫می‌دونم.

173
00:12:59,820 --> 00:13:00,855
‫آخ!

174
00:13:00,905 --> 00:13:03,482
‫آقای یاماگامی، نباید تقلب کنی.

175
00:13:03,532 --> 00:13:04,909
‫از قدرتت استفاده کردی، نه؟

176
00:13:05,201 --> 00:13:06,235
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

177
00:13:06,285 --> 00:13:07,987
‫این بخشی از تمرینته.

178
00:13:08,037 --> 00:13:09,497
‫حالا نوبت منه.

179
00:13:09,914 --> 00:13:12,249
‫اگه این‌طوری می‌خوای بازی کنی...

180
00:13:15,211 --> 00:13:17,663
‫اون چیه، آقای یاماگامی؟

181
00:13:17,713 --> 00:13:21,675
‫بعضی چیزها ممکنه گم بشن و راهشون رو
‫به اینجا پیدا کنن، احتمالاً اینم یکی از اوناست.

182
00:13:22,134 --> 00:13:24,044
‫این اولین باره که همچین چیزی می‌شنوم.

183
00:13:24,094 --> 00:13:25,755
‫نباید مشکلی باشه.

184
00:13:25,805 --> 00:13:27,431
‫مطمئنی؟

185
00:13:33,771 --> 00:13:36,182
‫برو بریم.

186
00:13:36,232 --> 00:13:38,392
‫ببخشید که مزاحم میشم!

187
00:13:38,442 --> 00:13:41,312
‫قول میدم که شخص ناجوری نیستم.

188
00:13:41,362 --> 00:13:43,030
‫درسته.

189
00:13:43,405 --> 00:13:48,369
‫احتمالاً نیازی نیست خودم رو معرفی کنم،
‫ولی من رو ابیسو صدا می‌زنن.
‫[ابیسو]

190
00:13:50,579 --> 00:13:53,916
‫تو باید همونی باشی که قدرت‌ها رو دریافت کرده.

191
00:13:54,500 --> 00:13:58,629
‫اوه... ام... هان؟

192
00:13:59,672 --> 00:14:01,040
‫اوه، تقصیر من بود.

193
00:14:01,090 --> 00:14:04,877
‫می‌تونی ابی صدام کنی.

194
00:14:04,927 --> 00:14:07,338
‫از دیدنت خوشحالم، آقای ابی.

195
00:14:07,388 --> 00:14:09,715
‫چطور من رو می‌شناسی؟

196
00:14:09,765 --> 00:14:15,221
‫یه شایعه‌ای در مورد یه انسان عجیب شنیدم
‫که داشته قدرت‌های اسطوره‌ها رو می‌گرفته.

197
00:14:15,271 --> 00:14:17,181
‫برای همین خواستم ببینمش.

198
00:14:17,231 --> 00:14:18,482
‫باعث افتخارمه.

199
00:14:18,774 --> 00:14:23,312
‫به هر حال، عجب باغ شیک و قشنگیه.

200
00:14:23,362 --> 00:14:24,905
‫خیلی ممنونم.

201
00:14:27,199 --> 00:14:28,158
‫هان؟

202
00:14:35,082 --> 00:14:36,784
‫این چه حسیه؟

203
00:14:36,834 --> 00:14:40,037
‫تحت هیچ شرایطی نمی‌خوام به اون موجود ببازم.

204
00:14:40,087 --> 00:14:43,173
‫این اشتیاق سوزان چیه؟!

205
00:14:43,757 --> 00:14:45,509
‫کی می‌دونه؟

206
00:14:46,176 --> 00:14:48,345
‫صبر کن، ممکنه این...؟

207
00:14:49,763 --> 00:14:51,307
‫عشق باشه؟

208
00:14:51,724 --> 00:14:55,511
‫یعنی بالاخره بهار منم فرا رسیده؟

209
00:14:55,561 --> 00:14:58,606
‫من... فکر نمی‌کنم معنیش این باشه.

210
00:15:03,110 --> 00:15:05,312
‫اینجا چشمه‌ی آب گرم هم داره؟

211
00:15:05,362 --> 00:15:06,856
‫خیلی خوبه.

212
00:15:06,906 --> 00:15:09,316
‫اگه دوست دارین، راحت باشین و استفاده کنین.

213
00:15:09,366 --> 00:15:11,819
‫اوه، پس پیشنهادت رو قبول می‌کنم.

214
00:15:11,869 --> 00:15:14,955
‫اسطوره‌ی کوهستان، اجازه‌ست؟

215
00:15:15,247 --> 00:15:16,782
‫هر طور میلته.

216
00:15:16,832 --> 00:15:18,375
‫یه دنیا ممنون.

217
00:15:18,709 --> 00:15:21,453
‫به عنوان تشکر، اینا رو بهتون میدم.

218
00:15:21,503 --> 00:15:22,755
‫چی؟

219
00:15:23,255 --> 00:15:24,790
‫اینا تایاکی هستن.

220
00:15:24,840 --> 00:15:26,926
‫بعداً با بقیه تقسیمشون کنین.

221
00:15:27,801 --> 00:15:28,836
‫با خمیر نرم؟

222
00:15:28,886 --> 00:15:30,838
‫انواع مختلفش رو براتون گرفتم.

223
00:15:30,888 --> 00:15:33,090
‫البته با خمیر نرم هم توش هست.

224
00:15:33,140 --> 00:15:35,342
‫خیلی ممنون.

225
00:15:35,392 --> 00:15:38,095
‫بسیار خب، پس برم توی چشمه‌ی آب گرم یه تنی به آب بزنم.

226
00:15:38,145 --> 00:15:40,689
‫بله، خواهش می‌کنم راحت باشین.

227
00:15:47,154 --> 00:15:48,689
‫که این‌طور.

228
00:15:48,739 --> 00:15:49,406
‫هان؟

229
00:15:49,990 --> 00:15:52,693
‫داره یه جورایی از مسیر خارج میشه.

230
00:15:52,743 --> 00:15:56,705
‫هان؟ از مسیر خارج میشه؟ چی؟

231
00:16:13,847 --> 00:16:18,852
‫حس می‌کنم کم‌کم قلق قدرت مهر و موم کردن داره دستم میاد.

232
00:16:22,773 --> 00:16:23,607
‫هوم؟

233
00:16:24,274 --> 00:16:26,852
‫عروسی روباه، یا همون بارون آفتابی، تموم شد.

234
00:16:26,902 --> 00:16:28,445
‫اوه، بی‌خیال بابا!

235
00:16:28,946 --> 00:16:32,366
‫ما که عروسمون رو به خاطر آب و هوا شوهر نمیدیم بره.

236
00:16:32,700 --> 00:16:34,326
‫یه مهمون دیگه؟

237
00:16:34,576 --> 00:16:41,583
‫اصلاً نمی‌دونستم... که یه چشمه‌ی آب گرم
‫به این فوق‌العاده‌ای این‌قدر نزدیکه!

238
00:16:42,209 --> 00:16:44,662
‫اینجا اقامتگاه شماست؟

239
00:16:44,712 --> 00:16:47,206
‫نه، من در حال حاضر سرپرست اینجام.

240
00:16:47,256 --> 00:16:49,842
‫اوه، فهمیدم.

241
00:16:51,593 --> 00:16:53,012
‫می‌خواین برین توی چشمه آب گرم؟

242
00:16:53,345 --> 00:16:55,472
‫نه دقیقاً.

243
00:16:55,806 --> 00:16:59,476
‫وسط انجام یه کار مهم هستم.

244
00:16:59,685 --> 00:17:00,928
‫فوریه؟

245
00:17:00,978 --> 00:17:06,066
‫من... دقیقاً نمی‌تونم بگم... که فوریه.

246
00:17:07,109 --> 00:17:09,361
‫چرا روراست نیستی؟

247
00:17:09,653 --> 00:17:12,614
‫ناهار امروز سوشیه.

248
00:17:14,575 --> 00:17:15,985
‫دوست دارین با ما همراه بشین؟

249
00:17:16,035 --> 00:17:19,780
‫مطمئنین می‌تونم از ناهارتون سهمی ببرم؟!

250
00:17:19,830 --> 00:17:21,623
‫البته. بیاین با ما غذا بخورین.

251
00:17:21,874 --> 00:17:23,667
‫خیلی ممنونم!

252
00:17:24,710 --> 00:17:26,704
‫من زیردست اسطوره‌ی کوهستان هستم

253
00:17:26,754 --> 00:17:29,506
‫که توی کوه بغلیِ این کوه ساکنه.

254
00:17:29,757 --> 00:17:32,960
‫وای، تو کوه بغلی هم یه اسطوره هست؟

255
00:17:33,010 --> 00:17:37,006
‫بله. اسم من تسوموگیه.
‫[تسوموگی]

256
00:17:37,056 --> 00:17:39,216
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم.
‫[تسوموگی]

257
00:17:39,266 --> 00:17:41,510
‫باعث افتخار منه.

258
00:17:41,560 --> 00:17:44,972
‫جسارتاً می‌تونم بپرسم...

259
00:17:45,022 --> 00:17:47,349
‫سوشی‌تون خونگیه یا نه؟

260
00:17:47,399 --> 00:17:50,894
‫یعنی... اونایی که از بیرون می‌خرین هم همون‌قدر عالی‌ان.

261
00:17:50,944 --> 00:17:54,523
‫ولی می‌دونین که، هیچ‌چیز به پای سوشی خونگی نمی‌رسه.

262
00:17:54,573 --> 00:17:57,693
‫فکر کنم بشه گفت خونگیه، با سبزیجات وحشی.

263
00:17:57,743 --> 00:17:59,319
‫نگو!

264
00:17:59,369 --> 00:18:01,780
‫البته نمی‌تونم تضمین کنم که خوشتون بیاد.

265
00:18:01,830 --> 00:18:04,033
‫با دست‌های یه انسان و با عشق درست شده...

266
00:18:04,083 --> 00:18:06,869
‫همین باعث میشه خیلی ارزشمند باشه.

267
00:18:06,919 --> 00:18:07,619
‫می‌فهمم.

268
00:18:07,669 --> 00:18:10,130
‫اگه شکلش مثلثی بود که دیگه عالی می‌شد.

269
00:18:10,881 --> 00:18:11,924
‫اوه!

270
00:18:12,424 --> 00:18:15,836
‫اسطوره‌ی کوهستان، چقدر از دیدنتون خوشحالم.

271
00:18:15,886 --> 00:18:19,298
‫آره. اول غذا بخور و بعد برو توی چشمه‌ی آب گرم.

272
00:18:19,348 --> 00:18:20,507
‫هر طور میلته.

273
00:18:20,557 --> 00:18:22,559
‫بی‌نهایت سپاسگزارم.

274
00:18:23,018 --> 00:18:26,063
‫آقای یاماگامی... شبیه یه اسطوره شدی!

275
00:18:26,355 --> 00:18:27,556
‫چقدر بی‌ادب.

276
00:18:27,606 --> 00:18:30,017
‫من یه اسطوره‌ی کوهستان بزرگم.

277
00:18:30,067 --> 00:18:33,570
‫باید بدونی که اون یه اسطوره‌ی نسبتاً بلندمرتبه‌ست.

278
00:18:34,738 --> 00:18:36,281
‫بابت غذا ممنون!

279
00:18:41,537 --> 00:18:42,946
‫این سوشی...

280
00:18:42,996 --> 00:18:46,283
‫تا دندون‌هات رو توش فرو می‌کنی،
‫آبش از پوست توفوی سرخ‌شده بیرون می‌زنه.

281
00:18:46,333 --> 00:18:49,328
‫نه خیلی زیاد، نه خیلی کم، دقیقاً به اندازه.

282
00:18:49,378 --> 00:18:51,964
‫خیلی خوشمزه‌ست!

283
00:18:53,257 --> 00:18:54,917
‫عالی بود!

284
00:18:54,967 --> 00:18:56,376
‫خوشحالم که خوشتون اومد.

285
00:18:56,426 --> 00:18:59,346
‫خلاف اصول منه که زیر دین کسی بمونم.

286
00:18:59,596 --> 00:19:02,800
‫بنابراین، اصرار دارم که این هدیه رو
‫به عنوان تشکر از من قبول کنین.

287
00:19:02,850 --> 00:19:04,226
‫باشه.

288
00:19:04,601 --> 00:19:06,345
‫این هلوییه که توی خونه برداشت کردم.

289
00:19:06,395 --> 00:19:07,721
‫بفرمایید، یکی برای شما.

290
00:19:07,771 --> 00:19:09,439
‫توی کوه خودتون برداشت کردین؟

291
00:19:09,690 --> 00:19:10,766
‫از نظر فنی بخوام بگم،

292
00:19:10,816 --> 00:19:15,187
‫توی باغی برداشت شده که خیلی بهش افتخار می‌کنیم،
‫باغی به خوبیِ همین باغ.

293
00:19:15,237 --> 00:19:19,116
‫این فقط مخصوص اساطیره، پس شاید بهتر باشه نخورینش.

294
00:19:19,491 --> 00:19:21,276
‫که اینطور؟

295
00:19:21,326 --> 00:19:23,570
‫این هیچ‌وقت خراب نمیشه.

296
00:19:23,620 --> 00:19:26,832
‫بوی خیلی خوبی داره،
‫پس می‌تونین به عنوان دکور بذارینش یه جا.

297
00:19:27,124 --> 00:19:30,494
‫مطمئنین می‌تونم برش دارم؟

298
00:19:30,544 --> 00:19:34,373
‫بله. در واقع اسطوره‌ی اربابم این رو به من سپرده بود.

299
00:19:34,423 --> 00:19:36,049
‫اسطوره‌ی اربابتون؟

300
00:19:36,258 --> 00:19:39,511
‫گفتن این ثابت می‌کنه که باغ ما برتره.

301
00:19:40,888 --> 00:19:42,381
‫بابتش ممنونم.

302
00:19:42,431 --> 00:19:44,842
‫آقای یاماگامی، چیکار کنم؟

303
00:19:44,892 --> 00:19:46,476
‫بعداً می‌خورمش.

304
00:19:46,810 --> 00:19:50,105
‫اسطوره‌ی اربابِ تسوموگی رو می‌شناسی؟

305
00:19:50,480 --> 00:19:51,773
‫کی می‌دونه؟

306
00:19:59,239 --> 00:20:01,733
‫اوه، چرا نمیرین توی چشمه آب گرم یه تنی به آب بزنین؟

307
00:20:01,783 --> 00:20:03,911
‫حتماً، خیلی ممنونم!

308
00:20:04,369 --> 00:20:07,573
‫تو هم اونجا حموم می‌کنی؟

309
00:20:07,623 --> 00:20:09,366
‫هر روز این کار رو می‌کنم.

310
00:20:09,416 --> 00:20:11,034
‫منطقیه.

311
00:20:11,084 --> 00:20:13,503
‫برای همینه که حس یه انسان رو به آدم نمیدی.

312
00:20:13,712 --> 00:20:14,379
‫چی؟

313
00:20:22,930 --> 00:20:24,932
‫دوباره می‌بینمتون!

314
00:20:27,935 --> 00:20:32,272
‫آقای یاماگامی، فکر کنم من دیگه شبیه انسان‌ها نیستم.

315
00:20:32,856 --> 00:20:35,776
‫خودم یه جورایی می‌دونستم، اما...

316
00:20:36,193 --> 00:20:38,862
‫داری یه جورایی از مسیر خارج میشی.

317
00:20:39,071 --> 00:20:43,075
‫منظورش این بود که دارم از انسان بودن فاصله می‌گیرم، نه؟

318
00:20:43,742 --> 00:20:44,534
‫آره.

319
00:20:45,160 --> 00:20:50,540
‫من فقط یه آدمیزاد فانی‌ام، پس مگه میشه روم تأثیر نذاره؟

320
00:20:53,335 --> 00:20:57,464
‫من می‌خوام بتونم روی قدرت مهر و موم کردن چیزها مسلط بشم،

321
00:20:57,839 --> 00:21:01,510
‫اما از تغییر کردن می‌ترسم.

322
00:21:02,010 --> 00:21:03,378
‫ترس به دلت راه نده.

323
00:21:03,428 --> 00:21:06,765
‫حتی با داشتن این قدرت‌ها، تو هنوزم خودتی.

324
00:21:07,307 --> 00:21:08,850
‫من، خودمم.

325
00:21:09,351 --> 00:21:11,687
‫می‌تونم به عنوان یه انسان بمیرم؟

326
00:21:12,271 --> 00:21:13,355
‫بهت قول میدم.

327
00:21:14,606 --> 00:21:18,735
‫پس تمام تلاشت رو برای تمرینت بکن
‫و یاد بگیر چطور از قدرت‌هات استفاده کنی.

328
00:21:19,736 --> 00:21:20,696
‫باشه.

329
00:21:20,988 --> 00:21:25,492
‫نکته‌ی قدرت مهر و موم کردن چیزها
‫ممکنه توی گذشته‌ت باشه.

330
00:21:25,826 --> 00:21:27,244
‫گذشته‌ی من؟

331
00:21:28,078 --> 00:21:30,872
‫تو از همون بچگی می‌تونستی یه چیزهایی رو ببینی، مگه نه؟

332
00:21:31,373 --> 00:21:33,000
‫چیزهایی که انسان نیستن.

333
00:21:45,470 --> 00:21:48,015
‫اولین باری که دیدمش...

334
00:21:48,640 --> 00:21:49,433
‫اوه!

335
00:21:50,225 --> 00:21:51,393
‫این...؟

336
00:21:54,771 --> 00:21:56,732
‫وقتی پنج سالم بود اتفاق افتاد.

337
00:23:32,160 --> 00:23:36,248
‫قسمت 7: «کلید باز شدن قفل قدرت در خاطرات است»