1
00:00:15,348 --> 00:00:18,009
‫هوف، فکر کردم دارم می‌میرم.

2
00:00:18,059 --> 00:00:20,470
‫گرمای این روزها واقعاً غیرعادی شده.

3
00:00:20,520 --> 00:00:25,275
‫اما این باغ یه زمین مقدسه،
‫واسه همین همیشه هوای خوبی داره.

4
00:00:25,734 --> 00:00:27,819
‫آره، باید اینطور باشه.

5
00:00:28,445 --> 00:00:33,316
‫چطوره باغ رو یکم بازسازی کنم تا راحت‌تر بشه؟

6
00:00:33,366 --> 00:00:34,200
‫چی؟

7
00:00:34,242 --> 00:00:36,194
‫شاید بهتر باشه این کار رو نکنی.

8
00:00:36,244 --> 00:00:38,530
‫اگه دوباره بیش‌ازحد از قدرتت استفاده کنی...

9
00:00:38,580 --> 00:00:40,123
‫جای نگرانی نیست.

10
00:00:48,548 --> 00:00:49,799
‫وای!

11
00:00:50,050 --> 00:00:51,342
‫یه رود؟

12
00:00:51,926 --> 00:00:53,970
‫آب واقعاً توش جریان داره.

13
00:00:54,387 --> 00:00:56,473
‫واقعاً حال و هوای باغ رو عوض می‌کنه.

14
00:00:56,806 --> 00:00:59,509
‫نه، به نظرم یه چیز دیگه کم داره.

15
00:00:59,559 --> 00:01:01,603
‫واقعاً؟ به نظرم که عالیه.

16
00:01:05,482 --> 00:01:07,233
‫یه پل نیاز داریم.

17
00:01:10,153 --> 00:01:11,312
‫اونجا بهترین جا نیست.

18
00:01:11,362 --> 00:01:13,231
‫بذار ببرمش اینجا.

19
00:01:13,281 --> 00:01:17,110
‫آقای یاماگامی، اگه این‌طوری بی‌پروا
‫از قدرتت استفاده کنی...

20
00:01:17,160 --> 00:01:18,570
‫نه، اینجا بهتره.

21
00:01:18,620 --> 00:01:20,413
‫آقای یاماگامی، وایسا، وایسا!

22
00:01:20,663 --> 00:01:22,365
‫هنوز یه چیزی کمه.

23
00:01:22,415 --> 00:01:25,126
‫آهان فهمیدم! صدای آب.

24
00:01:25,543 --> 00:01:28,004
‫صدای آب؟ یعنی این همون چیزیه که کمه؟!

25
00:01:32,509 --> 00:01:35,011
‫وای، یه آبشار!

26
00:01:35,720 --> 00:01:38,890
‫صدای آبشار واقعاً آرامش‌بخشه.

27
00:01:39,891 --> 00:01:43,053
‫آقای یاماگامی، توی یک چشم به هم زدن
‫هوا چقدر خنک و دلپذیر شد.

28
00:01:43,103 --> 00:01:46,097
‫صبر کن، دوباره قد یه سگ شیواوا شدی؟!

29
00:01:46,147 --> 00:01:48,600
‫شیواوا؟ من اسطوره‌ی کوهستانم.

30
00:01:48,650 --> 00:01:50,819
‫بله، می‌دونم، اما...

31
00:01:53,696 --> 00:01:55,532
‫غرش کردنت هم بانمک شده.

32
00:01:56,532 --> 00:02:06,532
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

33
00:03:25,955 --> 00:03:30,960
‫[ارتباط باستانی با کوه مجاور]

34
00:03:31,252 --> 00:03:35,498
‫یاماگامی. بارها ازت خواستم
‫که از قدرتت بیش‌ازحد استفاده نکنی.

35
00:03:35,548 --> 00:03:39,093
‫چون جوگیر میشی، آخرش به این روز رقت‌انگیز میفتی.

36
00:03:39,302 --> 00:03:40,461
‫دقیقاً!

37
00:03:40,511 --> 00:03:42,922
‫حتی از ما هم کوچیک‌تر شدی.

38
00:03:42,972 --> 00:03:45,183
‫مسئله‌ی مهمی نیست.

39
00:03:45,600 --> 00:03:47,769
‫حتی توی این اندازه هم، هنوز خودمم.

40
00:03:48,186 --> 00:03:51,022
‫و به نظرم اتفاقاً این‌طوری خیلی هم برازنده‌ام.

41
00:03:51,481 --> 00:03:55,268
‫آقای یاماگامی، چرا این‌قدر گیر دادی
‫به بازسازی کردن این باغ؟

42
00:03:55,318 --> 00:03:57,187
‫سرگرمیمه.

43
00:03:57,237 --> 00:03:59,030
‫فقط می‌خواستم با فصل جدید هماهنگش کنم.

44
00:03:59,530 --> 00:04:03,276
‫با اینکه کوهستان خودت رو به امان خدا ول کردی
‫و اصلاً بهش نمی‌رسی؟

45
00:04:03,326 --> 00:04:07,447
‫زیبایی طبیعت به اینه که بذاری همون‌جوری که هست بمونه.

46
00:04:07,497 --> 00:04:10,083
‫این رو می‌فهمم.

47
00:04:10,458 --> 00:04:12,493
‫اما این‌قدر کوچیک بودن حتماً دردسرسازه.

48
00:04:12,543 --> 00:04:14,162
‫باید برت گردونیم به حالت عادی...

49
00:04:14,212 --> 00:04:16,464
‫عجله‌ای نیست.

50
00:04:19,050 --> 00:04:21,970
‫اوه، اونجا رو دوست داری، اژدها؟

51
00:04:23,346 --> 00:04:25,682
‫به نظر میاد خیلی اونجا راحته.

52
00:04:29,018 --> 00:04:33,014
‫اون اسطوره‌ای که از قلمروی اساطیری نجات دادیم
‫اصلاً بیدار نشده.

53
00:04:33,064 --> 00:04:34,891
‫لازم نیست نگران باشی.

54
00:04:34,941 --> 00:04:37,560
‫درسته. فقط یه کم خسته‌ست، همین.

55
00:04:37,610 --> 00:04:39,646
‫به زودی بیدار میشه.

56
00:04:39,696 --> 00:04:43,032
‫پرنده کوچولو هم به نظر خسته میاد.

57
00:04:44,325 --> 00:04:45,526
‫وای!

58
00:04:45,576 --> 00:04:48,288
‫میناتو، بیا این رو ببین!

59
00:04:51,332 --> 00:04:54,419
‫ماهی کوی؟! چطوری با حضورشون مفتخرمون کردن؟

60
00:04:54,836 --> 00:04:56,504
‫انگار اینجا گم شدن.

61
00:04:56,879 --> 00:04:59,590
‫اون پایین بن‌بسته.

62
00:05:05,847 --> 00:05:07,640
‫کوی‌ها دارن از آبشار می‌رن بالا.

63
00:05:07,890 --> 00:05:09,851
‫از آبشار می‌رن بالا؟

64
00:05:10,101 --> 00:05:11,978
‫بیشتر شبیه اینه که دارن پرواز می‌کنن!

65
00:05:18,985 --> 00:05:20,812
‫خداحافظ!

66
00:05:20,862 --> 00:05:22,855
‫دیگه اینجا گم نشید ها.

67
00:05:22,905 --> 00:05:24,524
‫غافلگیر شدیم.

68
00:05:24,574 --> 00:05:25,566
‫راستی،

69
00:05:25,616 --> 00:05:27,610
‫مگه یه افسانه‌ای نبود که می‌گفت
‫اگه یه ماهی کوی بتونه از یه آبشار بره بالا،

70
00:05:27,660 --> 00:05:29,871
‫تبدیل به اژدها میشه؟

71
00:05:30,121 --> 00:05:32,323
‫اونا همچنین زیردست یه اسطوره هم هستن.

72
00:05:32,373 --> 00:05:34,375
‫به نظر میاد مال شهر بغلی باشن.

73
00:05:34,625 --> 00:05:37,795
‫وای، شهر بغلی، هان؟

74
00:05:38,796 --> 00:05:40,915
‫تسوموگی از کوه مجاور.

75
00:05:40,965 --> 00:05:44,335
‫از اون موقع ندیدمشون، اما امیدوارم حالشون خوب باشه.

76
00:05:44,385 --> 00:05:45,586
‫کی می‌دونه.

77
00:05:45,636 --> 00:05:47,555
‫هلویی که اون زیردست آورده بود...

78
00:05:50,016 --> 00:05:51,559
‫تلخ بود.

79
00:05:52,226 --> 00:05:55,722
‫چطور جرئت می‌کنن غذای بی‌کیفیت به خورد من بدن!

80
00:05:55,772 --> 00:05:58,733
‫زیردست به اربابش میره دیگه.

81
00:05:59,108 --> 00:06:03,488
‫یاماگامی. جسارتاً می‌پرسم،
‫مگه رابطه‌ت با اسطوره‌ی همسایه خوب نیست؟

82
00:06:03,863 --> 00:06:04,697
‫نه.

83
00:06:06,741 --> 00:06:08,534
‫دلم می‌خواد بدونم چه‌جور اسطوره‌ایه؟

84
00:06:11,996 --> 00:06:13,206
‫اژدها؟

85
00:06:18,461 --> 00:06:22,590
‫صبر کن، یعنی اون کوی‌هایی که از آبشار رفتن بالا
‫واقعاً تبدیل به اژدها شدن؟!

86
00:06:24,300 --> 00:06:25,676
‫داره میاد پایین!

87
00:06:28,763 --> 00:06:29,922
‫چقدر گنده‌ست!

88
00:06:29,972 --> 00:06:31,674
‫هول نشید.

89
00:06:31,724 --> 00:06:33,434
‫چطوری می‌تونی این‌قدر خونسرد باشی؟!

90
00:06:33,726 --> 00:06:35,887
‫اون دوست اوریوئه.

91
00:06:35,937 --> 00:06:36,888
‫چی؟!

92
00:06:36,938 --> 00:06:38,773
‫میناتو، چشم‌هات رو ببند!

93
00:06:44,695 --> 00:06:45,863
‫آب رفت؟

94
00:06:48,282 --> 00:06:50,493
‫می‌خواد بدونه می‌تونه بیاد تو یا نه.

95
00:06:50,701 --> 00:06:52,662
‫خواهش می‌کنم، بفرمایید داخل.

96
00:06:54,414 --> 00:06:56,499
‫باعث افتخاره که اینجا هستین.

97
00:06:58,292 --> 00:06:58,960
‫هوم؟

98
00:07:00,920 --> 00:07:02,288
‫ام...

99
00:07:02,338 --> 00:07:04,207
‫میگه این یه نشان دوستی‌ئه.

100
00:07:04,257 --> 00:07:05,967
‫بگیرش.

101
00:07:06,717 --> 00:07:08,886
‫یک دنیا ممنون.

102
00:07:10,930 --> 00:07:12,557
‫ها؟ بازم هست؟

103
00:07:16,102 --> 00:07:17,804
‫صبر کن!

104
00:07:17,854 --> 00:07:21,023
‫خیلی ممنونم، ولی واقعاً کافیه.

105
00:07:28,489 --> 00:07:31,367
‫میگه دیگه باید بره.

106
00:07:32,702 --> 00:07:35,955
‫باشه. شرمنده که نتونستم بهتر ازتون پذیرایی کنم.

107
00:07:39,292 --> 00:07:40,793
‫بازم بهمون سر بزنید!

108
00:07:42,003 --> 00:07:44,956
‫راستی، اون چیه؟

109
00:07:45,006 --> 00:07:46,507
‫بازش کن.

110
00:07:48,551 --> 00:07:50,670
‫وای، خوشمزه به نظر میان!

111
00:07:50,720 --> 00:07:52,346
‫اینا کیک ماه هستن.

112
00:07:52,680 --> 00:07:55,224
‫که با خمیر لوبیای شیرین پر شدن.

113
00:07:56,225 --> 00:08:01,556
‫فهمیدم! آقای یاماگامی، شاید خوردن اینا
‫تو رو به اندازه‌ی طبیعی‌ت برگردونه.

114
00:08:01,606 --> 00:08:04,317
‫درسته. پس بی‌درنگ می‌خورمشون.

115
00:08:09,655 --> 00:08:10,523
‫نظرت چیه؟

116
00:08:10,573 --> 00:08:12,900
‫هوم. بد نیست.

117
00:08:12,950 --> 00:08:15,286
‫ولی به نظر نمیاد داری دوباره بزرگ می‌شی.

118
00:08:15,786 --> 00:08:18,030
‫این خوراکی کم‌یابیه.

119
00:08:18,080 --> 00:08:20,041
‫این چای چینی‌ئه!

120
00:08:21,626 --> 00:08:22,502
‫باشه!

121
00:08:24,170 --> 00:08:27,215
‫آقای یاماگامی، حسابی دلی از عزا دربیار!

122
00:08:34,722 --> 00:08:36,432
‫این دیگه آخریشه.

123
00:08:37,642 --> 00:08:38,843
‫باید جواب بده!

124
00:08:38,893 --> 00:08:40,136
‫ببینیم چی میشه!

125
00:08:40,186 --> 00:08:42,813
‫فوق‌العاده لذیذه.

126
00:08:45,149 --> 00:08:46,934
‫پس چرا برنمی‌گردی به حالت اولت؟

127
00:08:46,984 --> 00:08:51,147
‫باید بیشتر بخوره تا قدرتش رو پس بگیره.

128
00:08:51,197 --> 00:08:53,491
‫کاش می‌تونستم حداقل یکیشون رو بچشم.

129
00:09:02,667 --> 00:09:05,453
‫تمام شیرینی‌های درجه‌یک ژاپنی
‫که می‌شد با پول خرید رو گرفتیم.

130
00:09:05,503 --> 00:09:08,206
‫همینطوره. بی‌صبرانه منتظرم که طعمشون رو بچشم.

131
00:09:08,256 --> 00:09:10,883
‫من که دلم می‌خواد به اندازه طبیعیت برگردی.

132
00:09:11,801 --> 00:09:14,545
‫این همون کوهیه که تسوموگی اونجاست؟

133
00:09:14,595 --> 00:09:15,596
‫درسته.

134
00:09:15,972 --> 00:09:18,466
‫کوه کوچولو و بانمکیه.

135
00:09:18,516 --> 00:09:21,561
‫فکر می‌کردم اساطیر فقط توی کوه‌های بزرگ زندگی می‌کنن.

136
00:09:21,769 --> 00:09:23,596
‫اندازه که مهم نیست.

137
00:09:23,646 --> 00:09:26,265
‫ما همه‌جا هستیم، اما این یکی...

138
00:09:26,315 --> 00:09:27,266
‫وای!

139
00:09:27,316 --> 00:09:29,986
‫این دیگه چیه؟! یه قلمرو اساطیری متروکه‌ی دیگه؟

140
00:09:31,696 --> 00:09:33,656
‫وای!

141
00:09:35,825 --> 00:09:38,119
‫چطور جرئت می‌کنی این‌قدر خودخواهانه رفتار کنی!

142
00:09:43,291 --> 00:09:45,826
‫این که خودت شخصاً جلوم ظاهر بشی؟

143
00:09:45,876 --> 00:09:48,120
‫کم پیش میاد.

144
00:09:48,170 --> 00:09:49,255
‫چی؟

145
00:09:50,506 --> 00:09:51,674
‫یه روباه؟

146
00:09:54,427 --> 00:09:56,345
‫نُه‌تا دم.

147
00:09:56,804 --> 00:09:57,797
‫یه یوکای؟

148
00:09:57,847 --> 00:09:59,799
‫نه، اون یه اسطوره‌ست.

149
00:09:59,849 --> 00:10:02,685
‫وایسا، اسطوره‌ی این کوهستان؟

150
00:10:02,935 --> 00:10:04,762
‫این تنکوئه.
‫[تنکو]

151
00:10:04,812 --> 00:10:06,897
‫تسوموگی زیردست اونه.

152
00:10:11,027 --> 00:10:14,855
‫آقای یاماگامی... پس رابطه‌ت با تنکو خوب نیست، مگه نه؟

153
00:10:14,905 --> 00:10:16,532
‫نه خوبه نه بد.

154
00:10:16,907 --> 00:10:19,360
‫هی، وایسا آقای یاماگامی!

155
00:10:19,410 --> 00:10:21,871
‫اون تو رو به اینجا دعوت کرده.

156
00:10:22,079 --> 00:10:23,155
‫ولی آخه چرا؟

157
00:10:23,205 --> 00:10:27,702
‫من تا امروز هرگز از اینجا رد نشده بودم
‫و قطعاً تا حالا ندیدمش.

158
00:10:27,752 --> 00:10:29,503
‫اون تو رو می‌شناسه.

159
00:10:29,754 --> 00:10:34,467
‫چون هر کاری که زیردستش می‌کنه رو می‌بینه.

160
00:10:34,800 --> 00:10:35,676
‫که این‌طور.

161
00:10:36,010 --> 00:10:41,182
‫نمی‌دونم می‌خواست شخصاً ببینتت
‫یا می‌خواست به اون سوشی‌هات دست پیدا کنه.

162
00:10:41,474 --> 00:10:43,426
‫یه دعوت نسبتاً خشن بود.

163
00:10:43,476 --> 00:10:46,395
‫اگه می‌تونست عادی دعوتم کنه، بدم نمیومد ببینمش.

164
00:10:47,021 --> 00:10:50,066
‫هیچ تضمینی وجود نداره که بتونی برگردی.

165
00:10:50,691 --> 00:10:53,444
‫شرمنده، فکر کنم بیخیالش بشم بهتره.
‫[معبد ایناری]

166
00:10:54,862 --> 00:10:57,481
‫چی؟ جن‌گیرِ شهر بغلی؟

167
00:10:57,531 --> 00:10:59,992
‫قبلاً که اون روح خبیث رو
‫توی اون بیمارستان متروکه نابود کردیم،

168
00:11:00,368 --> 00:11:02,745
‫یه مردی به اسم آنشو رو اونجا دیدم.

169
00:11:05,748 --> 00:11:08,200
‫اون یه جن‌گیر از شهر بغلیه، درسته؟

170
00:11:08,250 --> 00:11:10,286
‫چرا توی محدوده‌ی ما بود؟

171
00:11:10,336 --> 00:11:11,579
‫کی می‌دونه؟

172
00:11:11,629 --> 00:11:17,084
‫آقای سایگا، بررسیش کردم چون یه چیزیش اذیتم می‌کرد.

173
00:11:17,134 --> 00:11:19,045
‫کارت خوب بود. خب؟

174
00:11:19,095 --> 00:11:22,465
‫مردی به اسم آنشو بارها توی هوجو دیده شده،

175
00:11:22,515 --> 00:11:25,434
‫با کسی که به نظر میاد زیردستشه.

176
00:11:25,768 --> 00:11:27,970
‫هنوز نمی‌دونم داره چیکار می‌کنه.

177
00:11:28,020 --> 00:11:30,556
‫هوم. نگران‌کننده‌ست.

178
00:11:30,606 --> 00:11:32,892
‫باشه، بذار منم بررسیش کنم.

179
00:11:32,942 --> 00:11:34,235
‫ممنون.

180
00:11:34,610 --> 00:11:37,321
‫چی؟! مامان‌بزرگ، کمرت درد می‌کنه؟

181
00:11:37,655 --> 00:11:40,691
‫اوه، مطمئنم کار یه روح خبیثه.

182
00:11:40,741 --> 00:11:42,902
‫وای خدا، روح خبیث؟

183
00:11:42,952 --> 00:11:47,365
‫ما جن‌گیریم، واسه همین می‌تونیم این‌جور چیزها رو ببینیم.

184
00:11:47,415 --> 00:11:50,910
‫واقعاً؟ حالا باید چیکار کرد؟

185
00:11:50,960 --> 00:11:51,869
‫اصلاً نگران نباش!

186
00:11:51,919 --> 00:11:55,831
‫این طلسم اون روح خبیث رو براتون نابود می‌کنه!

187
00:11:55,881 --> 00:11:57,333
‫مثل معجزه عمل می‌کنه!

188
00:11:57,383 --> 00:12:00,795
‫همین الان می‌تونید یازده تا طلسم رو
‫به قیمت ده تا بخرید!

189
00:12:00,845 --> 00:12:03,806
‫وای! می‌خرمشون.

190
00:12:05,266 --> 00:12:06,425
‫از خریدتون متشکریم!

191
00:12:06,475 --> 00:12:08,102
‫ممنون.

192
00:12:15,276 --> 00:12:18,404
‫هوم، عجب طعم اصیل و درستی.

193
00:12:20,072 --> 00:12:22,783
‫نهایت استفاده رو از طعم شاه‌بلوط برده.

194
00:12:23,075 --> 00:12:26,412
‫با این همه غذایی که خوردی بازم بزرگ نشدی.

195
00:12:28,122 --> 00:12:30,958
‫بهت که گفتم نیازی به عجله نیست.

196
00:12:33,294 --> 00:12:34,628
‫ای بابا.

197
00:12:35,129 --> 00:12:36,213
‫هوم؟

198
00:12:37,423 --> 00:12:39,500
‫کلی شاخه افتاده پایین.

199
00:12:39,550 --> 00:12:43,053
‫آره. این نشون میده که این کوسونوکی داره رشد می‌کنه.

200
00:12:43,387 --> 00:12:45,055
‫یه فکری دارم!

201
00:12:50,519 --> 00:12:52,271
‫این...؟

202
00:13:01,739 --> 00:13:03,983
‫از چی این‌قدر می‌ترسی؟

203
00:13:04,033 --> 00:13:06,861
‫اون یه سلاح مرگباره!

204
00:13:06,911 --> 00:13:10,072
‫اصلاً می‌دونی انسان‌ها از آغاز تاریخ تا حالا...

205
00:13:10,122 --> 00:13:11,407
‫چند تا جونور رو باهاش کشتن و زخمی کردن؟

206
00:13:11,457 --> 00:13:15,995
‫نکنه ارباب می‌خواد با اون اسکنه
‫هم‌نوعان خودش رو قتل‌عام کنه؟!

207
00:13:16,045 --> 00:13:19,006
‫سروصدا نکن. دارم سعی می‌کنم اینجا چرت بزنم.

208
00:13:19,507 --> 00:13:21,133
‫داری چی می‌سازی؟

209
00:13:21,467 --> 00:13:25,212
‫این؟ این یه جاکلیدی واسه کلید اتاق...

210
00:13:25,262 --> 00:13:27,381
‫مشتری‌های مسافرخونه‌ی چشمه‌ی آب‌گرم پدر و مادرمه.

211
00:13:27,431 --> 00:13:29,842
‫اوه، چه ایده‌ی جالبی.

212
00:13:29,892 --> 00:13:34,138
‫با خودم گفتم امتحان کنم ببینم می‌تونم
‫با شاخه‌های کوسونوکی چند تا بسازم.

213
00:13:34,188 --> 00:13:35,606
‫که این‌طور.

214
00:13:39,026 --> 00:13:42,146
‫خوبه. قدرت پاک‌سازی رو توش مهر و موم کردم.

215
00:13:42,196 --> 00:13:43,322
‫دیگه تموم شد.

216
00:13:44,615 --> 00:13:46,325
‫این واسه دفع ارواح خبیث حرف نداره.

217
00:13:46,784 --> 00:13:49,695
‫اینم واسه شما، آقای یاماگامی.

218
00:13:49,745 --> 00:13:50,871
‫واسه من؟

219
00:13:51,455 --> 00:13:52,540
‫به عنوان چشم‌زخم.

220
00:13:52,957 --> 00:13:55,793
‫البته مطمئن نیستم که به دردت بخوره.

221
00:13:57,044 --> 00:13:58,504
‫بدک نیست.

222
00:13:58,963 --> 00:14:01,165
‫امیدوارم زودتر دوباره بزرگ بشی.

223
00:14:01,215 --> 00:14:02,007
‫آره.

224
00:14:09,682 --> 00:14:12,968
‫یکی از اون چوب‌هایی که تراشیدی می‌خواد.

225
00:14:13,018 --> 00:14:14,345
‫جدی؟

226
00:14:14,395 --> 00:14:17,815
‫ولی اونی که دادم به شما آخریش بود.

227
00:14:19,942 --> 00:14:22,186
‫میگه با یه خراب‌شده‌اش هم راضیه.

228
00:14:22,236 --> 00:14:23,195
‫باشه.

229
00:14:23,696 --> 00:14:26,407
‫بیا، اگه این به دردت می‌خوره.

230
00:14:56,228 --> 00:14:57,396
‫حاضره!

231
00:15:00,024 --> 00:15:01,358
‫ظاهرش خوبه، نه؟

232
00:15:01,734 --> 00:15:05,479
‫زود بخور، وگرنه ممکنه اون روباهه
‫دوباره اینجا پیداش بشه.

233
00:15:05,529 --> 00:15:06,730
‫منظورت تسوموگی‌ئه؟

234
00:15:06,780 --> 00:15:09,525
‫بعید می‌دونم این‌قدر تندتند پیداشون بشه.

235
00:15:09,575 --> 00:15:11,277
‫خیله خب، بیاید دلی از عزا دربیاریم!

236
00:15:11,327 --> 00:15:13,329
‫ببخشید!

237
00:15:14,788 --> 00:15:16,540
‫حلال‌زاده‌ست...

238
00:15:17,041 --> 00:15:19,410
‫بوی سوشی کشوندت اینجا؟

239
00:15:19,460 --> 00:15:22,463
‫اوه؟ اصلاً نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی.

240
00:15:24,340 --> 00:15:25,916
‫اجازه هست بیام تو؟

241
00:15:25,966 --> 00:15:27,259
‫بفرمایید.

242
00:15:28,510 --> 00:15:31,922
‫اینا یه مدل ساده‌ست که فقط کنجد سفید قاطیش داره.

243
00:15:31,972 --> 00:15:32,673
‫یکم می‌خوری؟

244
00:15:32,723 --> 00:15:34,383
‫عالیه!

245
00:15:34,433 --> 00:15:36,435
‫از اونا که توش نودل سوبا داره هم دارم.

246
00:15:36,810 --> 00:15:37,895
‫اوه؟

247
00:15:38,354 --> 00:15:41,724
‫به‌جای برنج سرکه‌ای، توشون با نودل سوبا پر شده.

248
00:15:41,774 --> 00:15:43,809
‫واسه همین بهشون میگن سوبا ایناری.

249
00:15:43,859 --> 00:15:46,604
‫تا حالا همچین چیزی ندیدم و نخوردم.

250
00:15:46,654 --> 00:15:48,981
‫خیلی دلم می‌خواد امتحان کنم!

251
00:15:49,031 --> 00:15:50,366
‫بفرما، تعارف نکن.

252
00:15:50,783 --> 00:15:52,910
‫ممنون بابت غذا!

253
00:15:53,869 --> 00:15:58,624
‫اوه! راستش، امروز اومدم اینجا تا عذرخواهی کنم.

254
00:15:58,999 --> 00:16:00,084
‫واسه چی؟

255
00:16:00,334 --> 00:16:03,996
‫اون روز، ارباب من، تنکو، توی دعوت کردنش یه کم تند رفت.

256
00:16:04,046 --> 00:16:06,215
‫خیلی متأسفم.

257
00:16:07,091 --> 00:16:09,126
‫من ناراحت نشدم، پس نگران نباش.

258
00:16:09,176 --> 00:16:10,636
‫خوشحالم که این رو می‌شنوم.

259
00:16:10,970 --> 00:16:15,341
‫فکر کنم خیلی شانس آوردم
‫که یه اسطوره‌ی روباه با اون همه دم رو دیدم.

260
00:16:15,391 --> 00:16:18,469
‫تعداد دم‌ها با میزان قدرتشون رابطه مستقیم داره.

261
00:16:18,519 --> 00:16:19,895
‫واقعاً؟

262
00:16:20,270 --> 00:16:28,103
‫ارباب من تنکو خیلی قدرتمنده، چون معبد کوهستانیِ...

263
00:16:28,153 --> 00:16:31,190
‫محل اقامتش، بیشترین عبادت‌کننده رو توی این منطقه داره.

264
00:16:31,240 --> 00:16:35,953
‫ما از اومدنشون خیلی ممنونیم،
‫ولی خب بدیش اینه که یکم پرسروصدا میشه...

265
00:16:42,418 --> 00:16:47,456
‫حتی اگه بیرون سروصدا باشه،
‫قلمرو اساطیری من آروم و ساکته.

266
00:16:47,506 --> 00:16:51,385
‫چرا نمیای بهم سر بزنی؟

267
00:16:51,635 --> 00:16:54,880
‫البته باید اون سوشی‌ها رو هم با خودت بیاری.

268
00:16:54,930 --> 00:16:58,550
‫من خیلی به اون سوبا ایناری‌هات علاقه‌مند شدم.

269
00:16:58,600 --> 00:17:00,344
‫نکنه تویی، روباه؟

270
00:17:00,394 --> 00:17:02,596
‫تنکو هستم، احمق جون.

271
00:17:02,646 --> 00:17:05,099
‫چقدر شکمویی.

272
00:17:05,149 --> 00:17:07,226
‫واقعاً روباه حریصی هستی.

273
00:17:07,276 --> 00:17:09,728
‫ببین کی داره به من میگه شکمو.

274
00:17:09,778 --> 00:17:14,400
‫کسی که به خاطر چند تا شیرینی مسخره
‫جلوی یه فوران رو می‌گیره.

275
00:17:14,450 --> 00:17:15,401
‫خفه شو.

276
00:17:15,451 --> 00:17:20,572
‫من مثل تو اون‌قدر پست نیستم
‫که واسه غذا یواشکی برم توی قلمروی اساطیری یکی دیگه.

277
00:17:20,622 --> 00:17:23,075
‫من بهت اجازه ندادم که پات رو بذاری اینجا.

278
00:17:23,125 --> 00:17:24,118
‫گم شو بیرون!

279
00:17:24,168 --> 00:17:26,412
‫تو به زیردست من اجازه دادی بیاد تو.

280
00:17:26,462 --> 00:17:28,831
‫یعنی من هم اجازه دارم بیام تو.

281
00:17:28,881 --> 00:17:29,498
‫بی‌خیال بابا.

282
00:17:29,548 --> 00:17:32,042
‫بس کن این‌قدر همه‌چی رو به نفع خودت تفسیر می‌کنی!

283
00:17:32,092 --> 00:17:36,547
‫اصلاً من برای اومدن به اینجا نیازی به اجازه‌ی تو ندارم.

284
00:17:36,597 --> 00:17:39,800
‫اگه این پسر اجازه بده، هر کسی می‌تونه وارد این باغ بشه.

285
00:17:39,850 --> 00:17:41,385
‫مگه نه؟

286
00:17:41,435 --> 00:17:42,811
‫بله...؟

287
00:17:43,020 --> 00:17:46,523
‫چقدر آزاردهنده‌ست که تو این‌طوری
‫از بالا به آدم نگاه کنی.

288
00:17:53,614 --> 00:17:56,734
‫خیلی ضعیفی. رقت‌انگیزه.

289
00:17:56,784 --> 00:17:59,695
‫در حال حاضر قدرتت حتی از یه پشه هم کمتره،
‫از یه مگس که هیچی.

290
00:17:59,745 --> 00:18:01,038
‫چطور جرئت می‌کنی!

291
00:18:04,625 --> 00:18:08,162
‫با این وضعی که داری، بدن تسوموگی من
‫برای مقابله باهات کافیه.

292
00:18:08,212 --> 00:18:10,831
‫من حتماً شکستت میدم.

293
00:18:10,881 --> 00:18:11,957
‫چقدر گستاخ!

294
00:18:12,007 --> 00:18:13,926
‫بهت نشون می‌دم چند مرده حلاجم!

295
00:18:15,260 --> 00:18:16,553
‫روباهِ فسقلی!

296
00:18:16,804 --> 00:18:19,423
‫با این ظاهری که برای خودت ساختی،
‫شنیدن این حرف از تو خیلی خنده‌داره!

297
00:18:19,473 --> 00:18:21,216
‫چه وضع اسفناکی!

298
00:18:21,266 --> 00:18:22,843
‫یه نگاهی به خودت توی آینه بنداز!

299
00:18:22,893 --> 00:18:24,019
‫ببند دهنت رو!

300
00:18:28,816 --> 00:18:29,892
‫آقای یاماگامی!

301
00:18:29,942 --> 00:18:30,943
‫بسه، بسه!

302
00:18:31,235 --> 00:18:32,936
‫خیلی کُندی!

303
00:18:32,986 --> 00:18:34,363
‫ببین چقدر تنبلی.

304
00:18:34,655 --> 00:18:36,273
‫این واقعاً ترحم‌انگیزه.

305
00:18:36,323 --> 00:18:38,776
‫می‌خوام بیشتر سرگرمم کنی.

306
00:18:38,826 --> 00:18:39,485
‫کور خوندی!

307
00:18:39,535 --> 00:18:43,197
‫باورم نمیشه این‌قدر ضعیف شدی.

308
00:18:43,247 --> 00:18:45,999
‫حتی بدتر از ۵۰۰ سال پیش.

309
00:18:46,667 --> 00:18:49,912
‫پس بذار قدرت واقعیم رو بهت نشون بدم!

310
00:18:49,962 --> 00:18:51,130
‫دیگه دیره!

311
00:19:02,266 --> 00:19:03,225
‫آقای یاماگامی؟!

312
00:19:04,935 --> 00:19:09,556
‫خب، فکر کنم این ۳۳.۳۳۲امین مبارزه‌مون باشه.

313
00:19:09,606 --> 00:19:14,019
‫و ۲۲.۲۲۲امین پیروزی من.

314
00:19:14,069 --> 00:19:16,864
‫آخه کی آمار یه همچین چیز احمقانه‌ای رو نگه می‌داره؟!

315
00:19:17,072 --> 00:19:18,816
‫داری از روی حسادت حرف می‌زنی؟

316
00:19:18,866 --> 00:19:22,736
‫نکنه به خاطر گشتن با این انسانه که این‌قدر ضعیف شدی؟

317
00:19:22,786 --> 00:19:26,281
‫بعد کیه که داره کاهن‌های معبد خودش رو گول می‌زنه؟

318
00:19:26,331 --> 00:19:28,542
‫قبل از اینکه توی کار من دخالت کنی،
‫اول خودت رو جمع و جور کن!

319
00:19:29,585 --> 00:19:35,040
‫گول می‌زنم؟! آدما بدون اینکه من کاری کنم
‫شیفته‌م میشن، همین.

320
00:19:35,090 --> 00:19:36,375
‫جدی؟

321
00:19:36,425 --> 00:19:39,753
‫من قبلاً با انسان‌های بی‌شماری در ارتباط بودم.

322
00:19:39,803 --> 00:19:41,672
‫واسه همین می‌تونم بفهمم.

323
00:19:41,722 --> 00:19:46,810
‫اگه خودت رو بیش‌ازحد درگیر انسان‌ها کنی،
‫در نهایت نابود میشی.

324
00:19:48,353 --> 00:19:50,222
‫آقای یاماگامی، حالت خوبه؟

325
00:19:50,272 --> 00:19:51,598
‫جای نگرانی نیست.

326
00:19:51,648 --> 00:19:53,392
‫این چیزی جز یه شوخی نیست.

327
00:19:53,442 --> 00:19:56,528
‫ولی دوباره از قدرتت زیاد استفاده کردی.

328
00:19:57,070 --> 00:20:00,824
‫بابت اون چشم‌زخمی که بهم دادی متأسفم.

329
00:20:01,950 --> 00:20:04,077
‫اوه، خواهش می‌کنم نگرانش نباش.

330
00:20:04,703 --> 00:20:06,330
‫همیشه می‌تونم یکی دیگه بسازم.

331
00:20:06,788 --> 00:20:08,624
‫برم یه کم استراحت کنم.

332
00:20:14,046 --> 00:20:17,499
‫راجع به حرفی که تنکو زد.

333
00:20:17,549 --> 00:20:18,508
‫هوم؟

334
00:20:18,717 --> 00:20:21,336
‫گفت اگه خودت رو بیش‌ازحد درگیر انسان‌ها کنی،

335
00:20:21,386 --> 00:20:23,722
‫در نهایت باعث نابودیت میشه.

336
00:20:25,307 --> 00:20:26,475
‫یعنی چی؟

337
00:20:26,892 --> 00:20:29,094
‫چیزی نیست که لازم باشه ذهن خودت رو درگیرش کنی.

338
00:20:29,144 --> 00:20:30,896
‫نذار گیجت کنه.

339
00:20:32,272 --> 00:20:33,357
‫می‌تونم...

340
00:20:34,441 --> 00:20:38,612
‫می‌تونم به موندن پیشت ادامه بدم؟

341
00:20:40,197 --> 00:20:41,440
‫البته.

342
00:20:41,490 --> 00:20:43,784
‫و منم به میل خودم اینجام.

343
00:20:44,159 --> 00:20:45,494
‫نه هیچ چیز دیگه‌ای.

344
00:20:51,250 --> 00:20:53,869
‫نمی‌تونم جلوی خنده‌م رو بگیرم. مگه نه، داداش؟

345
00:20:53,919 --> 00:20:56,330
‫فقط با یه تیکه کاغذ گول می‌خورن.

346
00:20:56,380 --> 00:20:58,507
‫پیرهای احمق.

347
00:21:03,971 --> 00:21:05,130
‫چه خبره؟!

348
00:21:05,180 --> 00:21:06,556
‫اینجا چی داریم؟

349
00:21:06,807 --> 00:21:11,303
‫جن‌گیرها، به نظر میاد دارین
‫توی شهر ما کلی پول به جیب می‌زنین.

350
00:21:11,353 --> 00:21:12,512
‫لعنتی!

351
00:21:12,562 --> 00:21:13,355
‫بیا جیم شیم!

352
00:21:13,605 --> 00:21:16,350
‫ما از همه‌ی کارهای پلیدتون خبر داریم.

353
00:21:16,400 --> 00:21:18,568
‫از این شهر گم شید بیرون!

354
00:21:20,821 --> 00:21:23,407
‫اه. دیگه حق ندارید پاتون رو توی این شهر بذارین!

355
00:21:26,326 --> 00:21:27,869
‫این باید براشون درس عبرت شده باشه.

356
00:21:28,161 --> 00:21:29,955
‫امیدوارم.

357
00:21:34,167 --> 00:21:37,829
‫لعنتی، اون عوضی‌های اونمیوجی!

358
00:21:37,879 --> 00:21:42,042
‫واسه همین بهت گفتم
‫که درافتادن با این شهر فکر بدیه داداش.

359
00:21:42,092 --> 00:21:42,793
‫خفه شو!

360
00:21:42,843 --> 00:21:45,012
‫الان دیگه برای جا زدن خیلی دیره!

361
00:21:45,429 --> 00:21:46,346
‫هوم؟

362
00:21:50,434 --> 00:21:52,311
‫چی شده، داداش؟

363
00:23:29,825 --> 00:23:35,038
‫قسمت نهم: «مهمان‌های ناخوانده در حین قدم زدن در شهر.»