1
00:00:11,386 --> 00:00:13,763
‫[مستقیم از مزرعه، پرتقال‌های تابستونی]

2
00:00:13,805 --> 00:00:14,681
‫اینم از این.

3
00:00:15,098 --> 00:00:16,933
‫اون چیه، میناتو؟

4
00:00:17,308 --> 00:00:20,303
‫مامانم برام یه مقدار پرتقال تابستونی فرستاده.

5
00:00:20,353 --> 00:00:21,596
‫پرتقال تابستونی!

6
00:00:21,646 --> 00:00:23,765
‫وای، چه بوی خوبی می‌ده!

7
00:00:23,815 --> 00:00:25,350
‫چقدر هم زیادن!

8
00:00:25,400 --> 00:00:26,935
‫قشنگ حس تابستون رو دارن.

9
00:00:26,985 --> 00:00:30,405
‫آره. هر چقدر دلتون می‌خواد بخورید.

10
00:00:35,160 --> 00:00:37,746
‫هنوز به حالت عادی‌ش برنگشته.

11
00:00:38,079 --> 00:00:39,581
‫حالش خوبه؟

12
00:00:42,625 --> 00:00:45,170
‫انگار از همیشه بیشتر بی‌حاله.

13
00:00:45,920 --> 00:00:48,715
‫به‌خاطر باخت به تنکو حالش گرفته‌ست؟

14
00:00:57,849 --> 00:01:02,312
‫شاید چون حالش گرفته‌ست
‫نمی‌تونه به حالت عادی برگرده؟

15
00:01:06,816 --> 00:01:08,893
‫اوه، تازه یادم اومد!

16
00:01:08,943 --> 00:01:11,863
‫شیرینی‌های ژاپنیم تموم شده.

17
00:01:12,530 --> 00:01:18,078
‫آقای یاماگامی، دلت می‌خواد با من بیای بیرون
‫یه چیز خوشمزه بخوریم؟

18
00:01:18,703 --> 00:01:19,612
‫چه خوب.

19
00:01:19,662 --> 00:01:21,489
‫چی می‌خواید بخورید؟

20
00:01:21,539 --> 00:01:25,744
‫یاماگامی، شاید فکر بدی نباشه که با میناتو بری بیرون.

21
00:01:25,794 --> 00:01:27,754
‫تا شما نیستید، ما مراقب خونه هستیم.

22
00:01:28,088 --> 00:01:30,715
‫درسته. پس بریم.

23
00:01:31,715 --> 00:01:41,715
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

24
00:03:02,932 --> 00:03:07,896
‫[مهمان‌های ناخوانده در حین قدم زدن در شهر]

25
00:03:14,068 --> 00:03:16,696
‫آقای یاماگامی، می‌خوای روی شونم بشینی؟

26
00:03:17,071 --> 00:03:17,897
‫هوم؟

27
00:03:17,947 --> 00:03:20,325
‫برای راحت‌تر بودن یه اسطوره، هر کاری می‌کنم.

28
00:03:20,825 --> 00:03:23,244
‫که اینطور. پس در این صورت...

29
00:03:26,039 --> 00:03:27,707
‫چطوره؟

30
00:03:28,041 --> 00:03:30,043
‫هوم. بد نیست.

31
00:03:38,426 --> 00:03:40,386
‫[کتاب‌فروشی، عکاسیِ، ساساموتو]

32
00:03:43,890 --> 00:03:46,601
‫آقای یاماگامی، اون رستورانه چطوره؟

33
00:03:46,976 --> 00:03:48,228
‫هوم.

34
00:03:49,562 --> 00:03:52,774
‫اوه، اون یکی هم ظاهرش خوب به نظر می‌رسه.

35
00:03:55,944 --> 00:03:57,779
‫انتخاب کردن بین‌شون سخته.

36
00:03:58,196 --> 00:04:00,690
‫بیا همونجایی که بیشتر از همه‌جا دوست داری غذا بخوریم.

37
00:04:00,740 --> 00:04:01,491
‫باشه.

38
00:04:03,826 --> 00:04:05,328
‫چیزی توجهت رو جلب کرد؟

39
00:04:06,079 --> 00:04:07,780
‫اون تابلو.
‫[انتشارات موساشی]

40
00:04:07,830 --> 00:04:11,784
‫این همون انتشاراتیِ مجله‌ی محلیه که دوست داری بخونیش.

41
00:04:11,834 --> 00:04:15,079
‫درسته. صد سال پیش فقط یه آلونک بود.

42
00:04:15,129 --> 00:04:18,124
‫نمی‌دونستم این انتشاراتی چنین تاریخچه‌ی طولانی‌ای داره.

43
00:04:18,174 --> 00:04:19,842
‫آره. بیا بریم.

44
00:04:20,176 --> 00:04:23,421
‫صبر کن آقای یاماگامی! اونجا می‌خوایم چیکار کنیم؟
‫[انتشارات موساشی]

45
00:04:23,471 --> 00:04:25,882
‫باید یه چیزی بهشون بگم.

46
00:04:25,932 --> 00:04:27,684
‫صبر کن!

47
00:04:32,188 --> 00:04:35,767
‫پسر، من واقعاً اصلاً شانسی ندارم.

48
00:04:35,817 --> 00:04:38,278
‫همه‌ش ارواح خبیث تسخیرم می‌کنن،

49
00:04:38,903 --> 00:04:41,823
‫فروش مجله‌ی محلی‌م هم اصلاً بالا نمیره.

50
00:04:42,365 --> 00:04:44,025
‫اوه، توادا.

51
00:04:44,075 --> 00:04:45,276
‫رئیس.

52
00:04:45,326 --> 00:04:46,694
‫می‌ری واسه جمع‌آوری اطلاعات؟

53
00:04:46,744 --> 00:04:49,656
‫بله، برای ویژه‌نامه‌ی شیرینی‌های ژاپنی.

54
00:04:49,706 --> 00:04:52,909
‫ویژه‌نامه‌ی ماه پیش
‫درباره‌ی خمیر لوبیای تیکه‌دار معرکه بود.

55
00:04:52,959 --> 00:04:56,871
‫اگه به دست آقای یاماگامی برسه،
‫شاید دوباره به شهرمون سر بزنه.

56
00:04:56,921 --> 00:04:58,373
‫آره...

57
00:04:58,423 --> 00:05:01,125
‫رئیس قبلی هم قطعاً خوشحال می‌شد.

58
00:05:01,175 --> 00:05:04,429
‫من یه جلسه‌ی دیگه دارم،
‫پس بهتره برم به کارم برسم.

59
00:05:07,765 --> 00:05:12,895
‫یعنی مقاله‌ی من واقعاً به دست
‫این به‌اصطلاح «آقای یاماگامی» می‌رسه...؟

60
00:05:17,608 --> 00:05:19,819
‫باز یه چیزی من رو تسخیر کرد؟!

61
00:05:26,993 --> 00:05:29,996
‫این خیلی بده!

62
00:05:42,508 --> 00:05:44,127
‫هی، آقای یاماگامی!

63
00:05:44,177 --> 00:05:45,595
‫نباید همین‌جوری سرت رو بندازی پایین بیای تو!

64
00:05:45,970 --> 00:05:47,555
‫آقای یاماگامی؟!

65
00:05:47,889 --> 00:05:49,841
‫واقعاً خودتی؟!

66
00:05:49,891 --> 00:05:52,385
‫تو می‌تونی آقای یاماگامی رو ببینی؟

67
00:05:52,435 --> 00:05:54,554
‫خودم بهش اجازه دادم من رو ببینه.

68
00:05:54,604 --> 00:05:56,973
‫تو واقعاً وجود داری!

69
00:05:57,023 --> 00:06:00,601
‫ولی خیلی بامزه‌ای.

70
00:06:00,651 --> 00:06:02,320
‫من یاماگامی‌ام، اسطوره‌ی کوهستان.

71
00:06:02,653 --> 00:06:05,189
‫تو نویسنده‌ی اون مقاله‌های شیرینی‌های ژاپنی هستی؟

72
00:06:05,239 --> 00:06:06,399
‫بله!

73
00:06:06,449 --> 00:06:09,577
‫من همیشه مشتاقانه منتظر
‫مقاله‌های مربوط به شیرینی‌های ژاپنی‌ام.

74
00:06:13,206 --> 00:06:16,626
‫آقای یاماگامی واقعاً داره مقاله‌هام رو می‌خونه...

75
00:06:18,503 --> 00:06:20,830
‫گوش کنید آقای یاماگامی!

76
00:06:20,880 --> 00:06:23,416
‫می‌شه لطفاً با رئیسمون ملاقات کنید؟!

77
00:06:23,466 --> 00:06:25,418
‫اون خیلی وقته که منتظر شماست!

78
00:06:25,468 --> 00:06:28,254
‫نه‌تنها رئیس، بلکه همه‌ی کارمندها منتظرتون بودن!

79
00:06:28,304 --> 00:06:32,392
‫من همه رو اینجا جمع می‌کنم،
‫پس می‌شه یه کم دیگه اینجا بمونید؟!

80
00:06:34,685 --> 00:06:37,013
‫رئیس! همگی! بیاید پایین!

81
00:06:37,063 --> 00:06:39,474
‫آقای یاماگامی اومده اینجا!

82
00:06:39,524 --> 00:06:42,151
‫رئیس!

83
00:06:42,485 --> 00:06:45,196
‫چی شده، توادا؟

84
00:06:45,446 --> 00:06:48,316
‫آقای یاماگامی همین الان اینجا پیش ماست!

85
00:06:48,366 --> 00:06:49,817
‫چی؟!
‫[انتشارات موساشی]

86
00:06:49,867 --> 00:06:50,993
‫کجا؟!

87
00:06:51,494 --> 00:06:52,787
‫من درست همین‌جام.

88
00:06:54,831 --> 00:06:58,826
‫آقای یاماگامی، اونا توی این حالتت متوجه نمی‌شن که تویی.

89
00:06:58,876 --> 00:07:00,745
‫ما منتظرتون بودیم.

90
00:07:00,795 --> 00:07:03,956
‫مؤسس و رئیس قبلی، رئیس هیئت‌مدیره‌ی موساشی،

91
00:07:04,006 --> 00:07:07,343
‫خیلی چیزها درباره‌ی شما به من گفته بود.

92
00:07:07,677 --> 00:07:08,252
‫چی؟

93
00:07:08,302 --> 00:07:11,798
‫شنیدم بعد از اینکه به رئیس موساشی کمک کردید،

94
00:07:11,848 --> 00:07:15,927
‫اون شما رو به مغازه‌های شیرینی‌فروشی می‌برده.

95
00:07:15,977 --> 00:07:17,095
‫چی؟

96
00:07:17,145 --> 00:07:21,349
‫آره. من و اون پاتوقمون مغازه‌های شیرینی‌فروشی بود.

97
00:07:21,399 --> 00:07:23,601
‫پس خیلی با هم صمیمی بودید.

98
00:07:23,651 --> 00:07:27,105
‫هنوزم مطالب ما رو می‌خونید...؟

99
00:07:27,155 --> 00:07:28,106
‫بله.

100
00:07:28,156 --> 00:07:29,490
‫وای!

101
00:07:30,450 --> 00:07:33,119
‫امروز اومدم اینجا تا در همین مورد یه چیزی بگم.

102
00:07:35,079 --> 00:07:36,330
‫چی؟

103
00:07:36,581 --> 00:07:39,375
‫آره. ویژه‌نامه‌ی بعدی باید درباره‌ی...

104
00:07:40,543 --> 00:07:43,045
‫خمیر لوبیای یکدست باشه، نه تیکه‌دار.

105
00:07:46,299 --> 00:07:48,259
‫هر چی شما امر کنید!

106
00:07:48,759 --> 00:07:51,838
‫خیلی خب! توی شماره‌ی بعدی،
‫یه ویژه‌نامه برای خمیر لوبیای یکدست کار کنید!

107
00:07:51,888 --> 00:07:53,514
‫چشم، رئیس!

108
00:07:55,224 --> 00:07:57,385
‫خب، حالا بیا بریم یه چیز خوشمزه بخوریم.

109
00:07:57,435 --> 00:07:59,187
‫آره، بریم.

110
00:07:59,228 --> 00:08:01,898
‫تمام محصولاتِ خمیر لوبیای یکدستِ توی شهر رو بررسی کنید!

111
00:08:01,939 --> 00:08:02,932
‫بله! بریم!

112
00:08:02,982 --> 00:08:03,566
‫حله!

113
00:08:03,608 --> 00:08:04,692
‫همگی، عجله کنید!

114
00:08:06,444 --> 00:08:10,606
‫پس به‌جز صاحبِ «ایچیگویا»،
‫کس دیگه‌ای رو هم می‌شناختی.

115
00:08:10,656 --> 00:08:16,320
‫آره. اون موقع، آدم‌های بیشتری بودن
‫که می‌تونستن موجودات غیرانسان رو ببینن.

116
00:08:16,370 --> 00:08:17,864
‫واقعاً؟

117
00:08:17,914 --> 00:08:20,741
‫انگار روحیه‌ش عوض شده.

118
00:08:20,791 --> 00:08:22,001
‫بیا به راهمون ادامه بدیم.

119
00:08:23,586 --> 00:08:26,414
‫اوه، چه بوی خوبی از اون رستورانه میاد.
‫[غذاخوریِ میماساکا]

120
00:08:26,464 --> 00:08:27,915
‫بوی کاریه.

121
00:08:27,965 --> 00:08:30,084
‫کاری! عالیه!

122
00:08:30,134 --> 00:08:33,254
‫آقای یاماگامی، مطمئنم خیلی خوشمزه‌ست! بیا بریم.

123
00:08:33,304 --> 00:08:35,556
‫آره، بریم.

124
00:08:39,060 --> 00:08:40,269
‫خوش اومدید.

125
00:08:40,811 --> 00:08:43,890
‫هر وقت آماده بودید برای سفارش، لطفاً صدام کنید.

126
00:08:43,940 --> 00:08:45,399
‫ممنون.

127
00:08:48,611 --> 00:08:50,655
‫هان؟ چرا دو تا؟

128
00:08:51,113 --> 00:08:54,200
‫اون که نمی‌تونه شما رو ببینه، نه؟

129
00:08:54,242 --> 00:08:56,527
‫نه. نه‌تنها نمی‌تونه من رو ببینه،

130
00:08:56,577 --> 00:08:59,080
‫بلکه حتی تواناییِ حس کردن حضورم رو هم نداره.

131
00:08:59,372 --> 00:09:01,040
‫پس چطور...؟

132
00:09:06,045 --> 00:09:08,372
‫آقای یاماگامی، بقیه متوجهت می‌شن!

133
00:09:08,422 --> 00:09:10,374
‫نگران نگاهِ بقیه نباش.

134
00:09:10,424 --> 00:09:11,876
‫خوب نگاه کن.

135
00:09:11,926 --> 00:09:12,760
‫چی؟

136
00:09:17,306 --> 00:09:19,008
‫اون چیه؟

137
00:09:19,058 --> 00:09:21,852
‫با اینکه کوچیکه، ولی اونم یه اسطوره‌ست.

138
00:09:21,894 --> 00:09:23,229
‫یه اسطوره؟

139
00:09:26,816 --> 00:09:28,234
‫باز هم می‌خوای؟

140
00:09:28,901 --> 00:09:31,195
‫باشه. پس بذار یکی دیگه سفارش بدم.

141
00:09:32,029 --> 00:09:36,909
‫یعنی... اونجایی که اون مرده نشسته، یه اسطوره هست؟

142
00:09:37,368 --> 00:09:39,695
‫ولی من که چیزی حس نمی‌کنم.

143
00:09:39,745 --> 00:09:41,280
‫یوکایه؟

144
00:09:41,330 --> 00:09:42,323
‫درسته.

145
00:09:42,373 --> 00:09:44,951
‫در واقع، کلی از اونا دور اون مرد رو گرفتن.

146
00:09:45,001 --> 00:09:46,661
‫واقعاً؟

147
00:09:46,711 --> 00:09:49,455
‫ولی من قاعدتاً باید بتونم یوکای‌ها رو ببینم.

148
00:09:49,505 --> 00:09:52,500
‫خیلی وقته که از خونه‌ی پدری‌ت اومدی بیرون،

149
00:09:52,550 --> 00:09:54,210
‫واسه همین لابد حس‌هات ضعیف شدن.

150
00:09:54,260 --> 00:09:55,920
‫راست می‌گی.

151
00:09:55,970 --> 00:09:57,922
‫اسطوره‌ها و یوکای‌ها اینجا وقت می‌گذرونن.

152
00:09:57,972 --> 00:09:59,757
‫اینجا دیگه چه جور جاییه؟

153
00:09:59,807 --> 00:10:02,802
‫خودت هم که همه‌ش با اسطوره‌هایی.

154
00:10:02,852 --> 00:10:04,929
‫آره خب، راست می‌گی.

155
00:10:04,979 --> 00:10:07,557
‫خب، می‌خوای کاری سفارش بدی؟

156
00:10:07,607 --> 00:10:09,191
‫اوه، نزدیک بود یادم بره.

157
00:10:09,775 --> 00:10:10,943
‫ببخشید!

158
00:10:16,365 --> 00:10:17,742
‫چقدر خوشمزه‌ست!

159
00:10:20,828 --> 00:10:24,081
‫تندیش کاملاً اندازه‌ست. بد نیست.

160
00:10:24,290 --> 00:10:27,293
‫خوشحالم که آقای یاماگامی خوشش اومده.

161
00:10:29,258 --> 00:10:39,258
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

162
00:10:41,223 --> 00:10:45,177
‫یاماگامی، قیچی اون خیاطه
‫داره خودبه‌خود حرکت می‌کنه، درسته؟

163
00:10:45,227 --> 00:10:47,305
‫اون دیگه تبدیل به یه «تسوکوماگامی» شده.

164
00:10:47,355 --> 00:10:48,973
‫تسوکوماگامی؟

165
00:10:49,023 --> 00:10:51,142
‫وقتی از یه وسیله برای مدت خیلی طولانی نگهداری بشه،

166
00:10:51,192 --> 00:10:55,696
‫یه روح توش دمیده می‌شه و تبدیل به تسوکوماگامی می‌شه.

167
00:10:56,072 --> 00:10:57,565
‫توی خونه‌ی خودت هم یکی هست.

168
00:10:57,615 --> 00:10:58,774
‫متوجهش نشدی؟

169
00:10:58,824 --> 00:11:00,660
‫چی؟ هست؟

170
00:11:01,285 --> 00:11:03,037
‫آره. همون زنگوله‌ی بادی.

171
00:11:03,579 --> 00:11:07,116
‫چی؟ ولی اون زنگوله بادی هیچ‌وقت خودش تکون نخورده.

172
00:11:07,166 --> 00:11:10,661
‫اون فقط دلش می‌خواد در حد یه زنگوله‌ی بادی باشه.

173
00:11:10,711 --> 00:11:14,081
‫واسه همینه که بهش اجازه می‌دم اینجا زندگی کنه.

174
00:11:14,131 --> 00:11:15,750
‫اصلاً نمی‌دونستم.

175
00:11:15,800 --> 00:11:18,177
‫امسال هم حسابی ازش استفاده کن.

176
00:11:18,511 --> 00:11:20,721
‫هر از گاهی هم بهش برس و تمیزش کن، این کار رو دوست داره.

177
00:11:21,055 --> 00:11:22,598
‫حتماً خوب ازش مراقبت می‌کنم.

178
00:11:27,144 --> 00:11:29,063
‫ممنون که تشریف آوردید!

179
00:11:29,855 --> 00:11:31,941
‫باز هم منتظرتون هستیم.

180
00:11:34,151 --> 00:11:34,935
‫هان؟

181
00:11:34,985 --> 00:11:35,978
‫چی شده؟

182
00:11:36,028 --> 00:11:37,688
‫زنگوله صدا نداد.

183
00:11:37,738 --> 00:11:40,358
‫چرا؟ قبلش که صدا داد، نه؟

184
00:11:40,408 --> 00:11:42,401
‫اون زنگوله هم یه تسوکوماگامیه.

185
00:11:42,451 --> 00:11:43,944
‫واقعاً؟

186
00:11:43,994 --> 00:11:49,450
‫فکر کنم وقتی یه موجود غیرانسان وارد می‌شه،
‫زنگ می‌زنه تا به کارمندها خبر بده.

187
00:11:49,500 --> 00:11:55,665
‫آهان. واسه همین دو تا منو بهمون داد.

188
00:11:55,715 --> 00:11:56,549
‫درسته.

189
00:11:57,425 --> 00:12:02,221
‫پس اینجا غذاخوری‌ایه که اسطوره‌ها و یوکای‌ها
‫اجازه دارن واردش بشن.

190
00:12:06,851 --> 00:12:08,894
‫یاماگامی. یاماگامی!

191
00:12:09,687 --> 00:12:12,106
‫سری. چی شده؟

192
00:12:17,611 --> 00:12:19,780
‫مهمون‌های ناخوانده اومدن اینجا.

193
00:12:20,448 --> 00:12:21,365
‫که اینطور.

194
00:12:21,741 --> 00:12:23,609
‫خیلی بوی گند می‌دن!

195
00:12:23,659 --> 00:12:25,695
‫تا حالا هیچ‌کس رو این‌قدر بوگندو ندیده بودم!

196
00:12:25,745 --> 00:12:27,363
‫این که چیزی رو توضیح نمی‌ده.

197
00:12:27,413 --> 00:12:29,031
‫البته حرفت غلط هم نیست.

198
00:12:29,081 --> 00:12:30,950
‫همگی حواستون بهشون باشه.

199
00:12:31,000 --> 00:12:31,659
‫چشم!

200
00:12:31,709 --> 00:12:33,369
‫پسر، هوا چقدر شرجیه!

201
00:12:33,419 --> 00:12:35,413
‫هوا بدجوری نمناکه.

202
00:12:35,463 --> 00:12:37,673
‫واقعاً افتضاحه.

203
00:12:40,092 --> 00:12:43,045
‫بدون شک، این خونه‌ی همونیه که اون پلاک چوبی رو ساخته.

204
00:12:43,095 --> 00:12:45,214
‫شالیزار این طرف بوی بدی میده.

205
00:12:45,264 --> 00:12:47,717
‫اصلاً نمی‌تونم این بوی گند رو تحمل کنم.

206
00:12:47,767 --> 00:12:49,852
‫باید کلاً این شالیزارها رو نابود کنیم.

207
00:12:50,186 --> 00:12:53,347
‫اونوقت دیگه نمی‌تونی غذای موردعلاقه‌ت
‫یعنی برنج رو بخوری‌ها.

208
00:12:53,397 --> 00:12:54,765
‫نه، اینجوری که نمی‌شه.

209
00:12:54,815 --> 00:12:58,686
‫بیا بریم با این یارو حرف بزنیم
‫که بتونیم این پلاک‌های چوبی رو مفت ازش بخریم.

210
00:12:58,736 --> 00:13:01,522
‫این دو نفر تا مغز استخونشون فاسدن.

211
00:13:01,572 --> 00:13:03,699
‫انگار دنبال پلاک‌های چوبیِ میناتو هستن.

212
00:13:06,744 --> 00:13:08,454
‫آقای کوسونوکی!

213
00:13:10,706 --> 00:13:12,124
‫خونه نیست؟

214
00:13:12,541 --> 00:13:16,504
‫بوی گند شما از این شالیزارها هم بیشتره.

215
00:13:16,837 --> 00:13:20,082
‫شما همونایی هستید که خودتون رو جای یاماگامی جا زدید؟

216
00:13:20,132 --> 00:13:24,587
‫می‌گن روحِ آدم‌های فاسد بوی وحشتناکی می‌ده،

217
00:13:24,637 --> 00:13:27,014
‫حتی چشم‌هام هم می‌تونه حسش کنه، بدجوری تنده.

218
00:13:27,807 --> 00:13:29,975
‫تا حالا لنگه‌ی اینا رو ندیده بودم.

219
00:13:30,267 --> 00:13:31,852
‫انگار چاره‌ای نداریم.

220
00:13:33,521 --> 00:13:36,307
‫وای! دارن سعی می‌کنن درِ حیاط رو به زور باز کنن!

221
00:13:36,357 --> 00:13:40,269
‫نمی‌دونستم همچین آدم‌های بی‌ارزشی هم وجود دارن، ای بابا.

222
00:13:40,319 --> 00:13:42,321
‫هر کاری که فکر می‌کنی درسته انجام بده.

223
00:13:42,696 --> 00:13:43,647
‫آخ جون!

224
00:13:43,697 --> 00:13:44,982
‫آره، حتماً.

225
00:13:45,032 --> 00:13:47,243
‫کاری می‌کنم از اومدنشون به اینجا پشیمون بشن.

226
00:13:57,503 --> 00:13:59,705
‫لعنتی! این در اصلاً باز نمی‌شه!

227
00:13:59,755 --> 00:14:02,500
‫پسر، چرا این‌قدر طولش می‌دی؟

228
00:14:02,550 --> 00:14:04,752
‫اصلاً تکون نمی‌خوره!

229
00:14:04,802 --> 00:14:05,761
‫بذار من امتحان کنم.

230
00:14:13,060 --> 00:14:15,221
‫این که خودش بازه.

231
00:14:15,271 --> 00:14:17,064
‫واقعاً؟ ولی چرا؟

232
00:14:18,065 --> 00:14:20,776
‫دیگه زندگی توی روستا همینه، خیلی بی‌خیال و بی‌مبالاتن.

233
00:14:21,986 --> 00:14:23,279
‫آقای کوسونوکی.

234
00:14:23,529 --> 00:14:26,115
‫ببخشید، آقای کوسونوکی!

235
00:14:28,033 --> 00:14:30,160
‫آقای کوسونوکی!

236
00:14:30,744 --> 00:14:33,289
‫بدون شک اینجا نیست.

237
00:14:37,167 --> 00:14:38,327
‫جدی؟

238
00:14:38,377 --> 00:14:42,623
‫نه‌تنها درِ حیاط، بلکه درِ خونه رو هم قفل نکرده؟

239
00:14:42,673 --> 00:14:44,500
‫چقدر آخه می‌تونه یه نفر بی‌خیال باشه؟

240
00:14:44,550 --> 00:14:45,676
‫دقیقاً.

241
00:14:45,926 --> 00:14:48,095
‫هوم؟ بوی پرتقال میاد؟

242
00:14:49,638 --> 00:14:51,048
‫اینطور فکر می‌کنی؟

243
00:14:51,098 --> 00:14:54,009
‫ولی این دوروبر که پرتقال نیست.

244
00:14:54,059 --> 00:14:54,969
‫بی‌خیال.

245
00:14:55,019 --> 00:14:57,688
‫حالا که نیست، بیا داخل خونه رو بگردیم.

246
00:15:10,492 --> 00:15:12,536
‫چه خونه‌ی بزرگیه.

247
00:15:28,052 --> 00:15:31,096
‫این خونه چشه آخه؟!
‫چقدر راهرو داره!

248
00:15:32,097 --> 00:15:33,883
‫چرا ایستادی؟

249
00:15:33,933 --> 00:15:35,593
‫هنوز متوجه نشدی؟!

250
00:15:35,643 --> 00:15:37,686
‫هر جور نگاه کنی، این قضیه عجیبه!

251
00:15:38,437 --> 00:15:41,891
‫نمی‌شه‌ توی این خونه
‫همچین راهروی طولانی‌ای وجود داشته باشه!

252
00:15:41,941 --> 00:15:43,609
‫راست می‌گی.

253
00:15:43,901 --> 00:15:45,436
‫و این بو...

254
00:15:45,486 --> 00:15:48,447
‫بوی پرتقال داره هی تندتر می‌شه.

255
00:15:49,406 --> 00:15:51,609
‫چه بوی خوبی میده!

256
00:15:51,659 --> 00:15:54,153
‫آره، واقعاً شانس آوردیم اینا رو داریم.

257
00:15:54,203 --> 00:15:58,449
‫شما دو تا، وقتی حرف می‌زنید
‫اون رو از جلوی دماغتون بردارید.

258
00:15:58,499 --> 00:16:01,035
‫این پرتقال‌های تابستونی واقعاً نجاتمون دادن.

259
00:16:01,085 --> 00:16:04,922
‫اگه نبودن، بوی گند این ارواح دماغ‌مون رو نابود می‌کرد.

260
00:16:06,674 --> 00:16:09,343
‫بوی پرتقال قوی‌تر شد.

261
00:16:12,554 --> 00:16:14,256
‫راهرو داره غیب می‌شه؟!

262
00:16:14,306 --> 00:16:17,009
‫داداش، اگه همین‌جوری پیش بره، ما...

263
00:16:17,059 --> 00:16:19,269
‫انو، فرار کن!

264
00:16:21,063 --> 00:16:23,315
‫صبر کن!

265
00:16:26,485 --> 00:16:28,812
‫چه بلایی داره سر این خونه میاد؟!

266
00:16:28,862 --> 00:16:30,489
‫فایده نداره! الانه که ما رو بگیره!

267
00:16:37,663 --> 00:16:40,157
‫چه اتفاقی افتاد؟

268
00:16:40,207 --> 00:16:42,626
‫من از کجا بدونم؟ فرار کن!

269
00:16:44,795 --> 00:16:46,664
‫جواب داد، توریکا.

270
00:16:46,714 --> 00:16:49,208
‫آره. کاری کردیم هر وقت...

271
00:16:49,258 --> 00:16:51,418
‫بوی پرتقال تابستونی به مشامشون رسید، بترسن.

272
00:16:51,468 --> 00:16:54,630
‫اگه دوباره سر و کله‌شون پیدا بشه،
‫با یه حمله‌ی مرکباتی ازشون پذیرایی می‌کنیم.

273
00:16:54,680 --> 00:16:57,174
‫شاید به میناتو پیشنهاد بدم که...

274
00:16:57,224 --> 00:16:59,184
‫یه خوشبوکننده‌ی هوا با بوی پرتقال بذاره دمِ ورودی.

275
00:17:03,355 --> 00:17:04,306
‫عجله کن!

276
00:17:04,356 --> 00:17:06,350
‫من رو جا نذار!

277
00:17:06,400 --> 00:17:08,360
‫[غذاخوریِ میماساکا]

278
00:17:08,652 --> 00:17:10,896
‫کاریِ نسبتاً خوشمزه‌ای بود.

279
00:17:10,946 --> 00:17:13,107
‫چه خوب. بیا باز هم بیایم اینجا.

280
00:17:13,157 --> 00:17:14,575
‫حتماً.

281
00:17:14,992 --> 00:17:19,747
‫فکر می‌کردم تونستم یاماگامی رو خوشحال کنم،
‫ولی هنوز به حالت عادی‌ش برنگشته.

282
00:17:19,997 --> 00:17:22,616
‫خب دیگه، برگردیم خونه؟

283
00:17:22,666 --> 00:17:23,867
‫اوه، آره.

284
00:17:23,917 --> 00:17:25,786
‫سری و بقیه منتظرمونن.

285
00:17:25,836 --> 00:17:30,457
‫مثل اینکه تا ما نبودیم،
‫از شر چندتا مهمون ناخوانده خلاص شدن.

286
00:17:30,507 --> 00:17:31,291
‫چی؟

287
00:17:31,341 --> 00:17:34,136
‫کی فکرش رو می‌کرد
‫پرتقال‌های تابستونی‌ت این‌قدر به کار بیان؟

288
00:17:34,386 --> 00:17:35,888
‫پرتقال‌های تابستونی؟

289
00:17:36,805 --> 00:17:40,309
‫[ایستگاه اتوبوس]

290
00:17:48,692 --> 00:17:50,728
‫از سواری روی شونم خوشت میاد؟

291
00:17:50,778 --> 00:17:53,405
‫آره. جای نسبتاً راحتیه.

292
00:17:58,786 --> 00:18:01,246
‫اوه، همون پیرزنه‌ست.

293
00:18:16,762 --> 00:18:18,180
‫اسطوره‌ی بزرگ.

294
00:18:19,223 --> 00:18:21,308
‫هان؟ «اسطوره‌ی بزرگ»؟

295
00:18:24,603 --> 00:18:25,896
‫سلام.

296
00:18:26,146 --> 00:18:28,232
‫اوه، سلام.

297
00:18:28,649 --> 00:18:31,485
‫اومدید برای مجسمه‌ی جیزو پیشکش بیارید؟

298
00:18:31,819 --> 00:18:33,979
‫اوه، خب...

299
00:18:34,029 --> 00:18:35,823
‫مامان!

300
00:18:36,365 --> 00:18:38,609
‫نگرانت شدم.

301
00:18:38,659 --> 00:18:41,286
‫باز دوباره تک و تنها اومدی اینجا.

302
00:18:41,578 --> 00:18:43,614
‫بیا برگردیم خونه، مادر.

303
00:18:43,664 --> 00:18:44,706
‫باشه، باشه.

304
00:18:44,957 --> 00:18:46,792
‫ببخشید.

305
00:18:47,793 --> 00:18:48,627
‫بله؟

306
00:18:49,503 --> 00:18:51,839
‫«اسطوره‌ی بزرگ» چیه؟

307
00:18:52,047 --> 00:18:56,418
‫اوه، اون اسطوره‌ی کوهستانیه که مادرم دوستش داره.

308
00:18:56,468 --> 00:19:02,266
‫همیشه بهم می‌گفت
‫که اسطوره‌ی بزرگ روی اون کوه زندگی می‌کنه.

309
00:19:02,599 --> 00:19:04,635
‫واسه همین هنوز هم میاد تا به مجسمه‌ی جیزویی...

310
00:19:04,685 --> 00:19:08,555
‫که به اسطوره‌ی بزرگ تقدیم شده ادای احترام کنه.

311
00:19:08,605 --> 00:19:09,982
‫نمی‌دونستم.

312
00:19:10,941 --> 00:19:12,776
‫با اجازه‌تون.

313
00:19:21,076 --> 00:19:24,613
‫مردم خیلی دوست‌تون دارن، آقای یاماگامی.

314
00:19:24,663 --> 00:19:25,405
‫آره.

315
00:19:25,455 --> 00:19:26,373
‫هان؟

316
00:19:29,334 --> 00:19:31,954
‫برگشتی به حالت عادی‌ت!

317
00:19:32,004 --> 00:19:32,746
‫آره.

318
00:19:32,796 --> 00:19:35,249
‫حتی با ابهت‌تر از قبل!

319
00:19:35,299 --> 00:19:38,252
‫طبیعیه. من اسطوره‌ی کوهستانم.

320
00:19:38,302 --> 00:19:40,796
‫آقای یاماگامی، لطفاً یه کم نورش رو کم کن!

321
00:19:40,846 --> 00:19:42,723
‫چشم‌هام!

322
00:19:46,185 --> 00:19:49,304
‫مگه بهت نگفتم که بالاخره به حالت عادی‌م برمی‌گردم؟

323
00:19:49,354 --> 00:19:52,141
‫خوشحالم که حالت خوب شده.

324
00:19:52,191 --> 00:19:54,059
‫منظورت چیه؟

325
00:19:54,109 --> 00:19:57,187
‫صبر کن، فکر می‌کردم اصلاً دوباره بزرگ نمی‌شی

326
00:19:57,237 --> 00:19:59,356
‫چون به‌خاطر باختن به تنکو افسرده شدی.

327
00:19:59,406 --> 00:20:00,732
‫اصلاً اینطور نیست.

328
00:20:00,782 --> 00:20:05,696
‫همون‌طور که همیشه بهت می‌گم،
‫فقط بیش از حد از قدرتم استفاده کرده بودم.

329
00:20:05,746 --> 00:20:08,740
‫واقعاً؟ پس امروز صبح که توی لک بودی چون...

330
00:20:08,790 --> 00:20:10,159
‫امروز صبح؟

331
00:20:10,209 --> 00:20:15,706
‫آهان، ویژه‌نامه‌ی مجله
‫درباره‌ی خمیر لوبیای تیکه‌دار بود،

332
00:20:15,756 --> 00:20:18,008
‫واسه همین حالم گرفته بود.

333
00:20:18,842 --> 00:20:20,711
‫ویژه‌نامه خمیر لوبیای تیکه‌دار؟!

334
00:20:20,761 --> 00:20:22,471
‫پس قضیه این بود.

335
00:20:22,804 --> 00:20:24,473
‫خب، حالا بیا بریم خونه.

336
00:20:38,028 --> 00:20:39,279
‫چی شده؟

337
00:20:39,529 --> 00:20:42,991
‫هیچی، فقط خوشحالم که حالت خوب شده.

338
00:20:45,911 --> 00:20:48,914
‫شاید آقای یاماگامی برای این به حالت عادی برگشت

339
00:20:49,498 --> 00:20:54,294
‫چون مردم این شهر به وجود آقای یاماگامی باور دارن.

340
00:21:10,435 --> 00:21:12,012
‫چی گفتی؟

341
00:21:12,062 --> 00:21:15,148
‫آنشو و اون یکی یارو توی خونه‌ی میناتو کوسونوکی بودن؟

342
00:21:17,025 --> 00:21:18,819
‫بعدش چی شد؟

343
00:21:19,027 --> 00:21:20,270
‫هول نکن.

344
00:21:20,320 --> 00:21:23,315
‫ظاهراً اون جنگیرها بدجوری رودست خوردن.

345
00:21:23,365 --> 00:21:24,983
‫چه خوب.

346
00:21:25,033 --> 00:21:27,744
‫[منطقه‌ی کارگاهی، ورود افراد متفرقه ممنوع]

347
00:21:30,998 --> 00:21:33,659
‫اون خونه دیگه چه جهنمی بود؟

348
00:21:33,709 --> 00:21:37,079
‫داداش، بیا فقط برگردیم خونه.

349
00:21:37,129 --> 00:21:40,173
‫از وقتی اومدیم به این شهر،
‫هیچ اتفاق خوبی برامون نیفتاده.

350
00:21:40,465 --> 00:21:43,252
‫نه، من هنوز تسلیم نمی‌شم.

351
00:21:43,302 --> 00:21:45,762
‫تا وقتی که توی این شهر
‫یه پول قلمبه به جیب نزنم، ول‌کن نیستم.

352
00:21:51,393 --> 00:21:52,511
‫هان؟

353
00:21:52,561 --> 00:21:54,354
‫اون دیگه چیه؟

354
00:23:31,451 --> 00:23:36,498
‫قسمت دهم: «تمرین ناخواسته با یک اسطوره‌ی خشمگین»