1
00:00:05,380 --> 00:00:09,634
‫چهارم ژوئیه امسال که برسه،
‫آمریکا دویست و پنجاه ساله میشه.

2
00:00:10,593 --> 00:00:13,013
‫به افتخار این لحظه، می‌خوایم
‫یه نگاهی بندازیم

3
00:00:13,096 --> 00:00:16,016
‫به یه سری از وقایع، افراد
‫و ایده‌هایی

4
00:00:16,099 --> 00:00:20,103
‫که کمک کردن آزمون بزرگمون در زمینه
‫استقلال رو حفظ کنیم و شکل بدیم.

5
00:00:20,186 --> 00:00:23,189
‫پدران بنیان‌گذار ما منشوری رو نوشتن

6
00:00:23,273 --> 00:00:26,276
‫تا قانون مشروع بشه و انسان‌ها
‫حق و حقوقی داشته باشن.

7
00:00:26,359 --> 00:00:28,653
‫با همدیگه، کشور جدیدی رو تاسیس کردن،

8
00:00:29,154 --> 00:00:31,448
‫کشوری که قدرت در دست سلطنت نه،

9
00:00:32,032 --> 00:00:33,575
‫بلکه در دست شهروندان عادیه.

10
00:00:34,951 --> 00:00:37,954
‫نوشتن، «این حقایق را آشکار و بدیهی
‫در نظر می‌گیریم.»

11
00:00:38,538 --> 00:00:40,665
‫«که تمام انسان‌ها برابر خلق شدند.»

12
00:00:41,583 --> 00:00:44,794
‫ایده‌ی افراطی و حتی میشه گفت
‫جدیدی بود.

13
00:00:45,837 --> 00:00:48,298
‫اما چیزی که واقعاً آمریکا رو خاص کرده

14
00:00:48,381 --> 00:00:51,760
‫اینه که ما همیشه در حال پیشرفت بیشتریم.

15
00:00:51,843 --> 00:00:52,844
‫بی‌نقص نیستیم.

16
00:00:53,470 --> 00:00:58,433
‫می‌تونیم تندخو، حسود، خودخواه و
‫خسیس باشیم.

17
00:00:58,975 --> 00:01:00,268
‫و بیاید بپذیریم، یک سری‌هامون

18
00:01:00,351 --> 00:01:02,520
‫همیشه قراره یه بهونه برای غر زدن
‫پیدا کنیم.

19
00:01:02,604 --> 00:01:03,730
‫ولی به عنوان آمریکایی‌ها،

20
00:01:03,813 --> 00:01:06,941
‫همیشه یه راهی برای مقابله با
‫این افراد منفی‌باف،

21
00:01:07,025 --> 00:01:11,321
‫آدم‌های بداخلاقی که مانع راه پیشرفت
‫می‌شدن پیدا کردیم.

22
00:01:11,905 --> 00:01:15,700
‫این آدم‌های بدبخت و غیرقابل تحمل...
‫گفتم حسود؟

23
00:01:15,784 --> 00:01:18,078
‫- بدجنس...
‫- هی، اینایی که میگی تو فیلمنامه نیستن!

24
00:01:19,078 --> 00:01:29,078
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

25
00:01:41,059 --> 00:01:45,605
‫تا زمستون سال ۱۷۷۵، کنگره قاره‌ای
‫متوجه شد

26
00:01:45,688 --> 00:01:49,692
‫که استقلال از بریتانیایی‌ها تنها
‫راه نجاتمونه.

27
00:01:49,776 --> 00:01:52,946
‫به یه کمیته پنج نفره مسئولیت نوشتن
‫یه اعلامیه رو سپردن

28
00:01:53,029 --> 00:01:56,157
‫تا توش دلایل رد کردن سلطنت رو
‫توضیح بدن،

29
00:01:56,241 --> 00:01:58,701
‫یعنی اعلامیه استقلال.

30
00:01:59,202 --> 00:02:02,705
‫این کمیته شامل جان آدامز،
‫توماس جفرسون، بنجامین فرانکلین،

31
00:02:02,789 --> 00:02:05,792
‫راجر شرمن، و رابرت لیوینگستون بود.

32
00:02:06,334 --> 00:02:09,671
‫همه می‌دونن که اولین نسخه رو
‫توماس جفرسون نوشت.

33
00:02:09,754 --> 00:02:14,551
‫ولی در واقع، رابرت لیوینگستون بود
‫که اول از همه دست به قلم برد.

34
00:02:15,135 --> 00:02:20,265
‫و یه سری‌ها میگن وقتی شروع کرد
‫به نوشتن یه چیزی هم زده بود.

35
00:02:21,057 --> 00:02:23,393
‫آقایون کنگره قاره‌ای،

36
00:02:23,893 --> 00:02:28,064
‫بالاخره نسخه اولیه اعلامیه استقلال رو در
‫اختیار داریم،

37
00:02:28,148 --> 00:02:32,569
‫که توسط همکار محترمون، رابرت لیوینگستون
‫نوشته شده.

38
00:02:33,194 --> 00:02:35,321
‫- درود.
‫- آفرین.

39
00:02:36,197 --> 00:02:37,240
‫آفرین.

40
00:02:37,323 --> 00:02:39,993
‫زیاد طول نکشید.
‫همه‌ش از دوتا قلم پر استفاده کردم.

41
00:02:41,035 --> 00:02:43,538
‫- دوتا.
‫- ممنونیم.

42
00:02:43,621 --> 00:02:44,664
‫خجالت نده.

43
00:02:44,747 --> 00:02:49,460
‫ولی قرار شد همه‌ش بیست و هفت
‫مورد شکایت داشته باشیم.

44
00:02:50,378 --> 00:02:52,964
‫ولی یه دفعه کلی شکایت
‫دیگه هم اضافه کردی.

45
00:02:53,047 --> 00:02:57,051
‫موافقم. هم زیادن، هم نامفهوم.

46
00:02:57,135 --> 00:03:01,764
‫آقای جفرسون، کسی نمیاد رنگ‌های
‫رامبرانت رو از دستش بگیره

47
00:03:01,848 --> 00:03:04,434
‫که دیگه نتونه نقاشی کنه. درسته؟

48
00:03:05,935 --> 00:03:10,773
‫ولی درباره چیزهایی که نوشتید چندتا
‫سوال داریم.

49
00:03:10,857 --> 00:03:13,985
‫مثلاً، «اگر کسی شما را به یک
‫مهمانی شام دعوت کنید،

50
00:03:14,068 --> 00:03:17,697
‫شما به عنوان شهروند آمریکا به صورت
‫قانونی حق دارید

51
00:03:17,780 --> 00:03:23,119
‫که بپرسید دیگر چه کسی قرار است به
‫مهمانی بیاید، سپس دعوت را بپذیرید.»

52
00:03:23,203 --> 00:03:24,454
‫شماها نمی‌خواید بدونید

53
00:03:24,537 --> 00:03:27,832
‫قراره شب رو کنار کی بشینید؟

54
00:03:27,916 --> 00:03:30,793
‫من چند هفته پیش واسه شام دعوت
‫شدم خونه خانواده مدیسون.

55
00:03:30,877 --> 00:03:34,005
‫الکساندر همیلتون هم سر همون میز
‫نشسته بود.

56
00:03:34,088 --> 00:03:36,007
‫فرصت شد با همیلتون صحبت کنم؟

57
00:03:36,090 --> 00:03:39,385
‫نه، چون نشسته بودم کنار
‫عموی مدیسون،

58
00:03:39,469 --> 00:03:43,097
‫یه کشاورز تنباکو اهل ویرجینیا.

59
00:03:43,181 --> 00:03:45,141
‫نمی‌دونید چقدر وقتم تلف شد،

60
00:03:45,225 --> 00:03:47,268
‫تازه دو ساعت هم با کالسکه تو راه بودم.

61
00:03:47,352 --> 00:03:50,188
‫اصلاً چرا باید از خونه بیام بیرون؟
‫دو ساعت طول می‌کشه برسم به هر مقصدی.

62
00:03:50,271 --> 00:03:52,148
‫ای کاش می‌تونستم اینم تو سند بنویسم.

63
00:03:52,232 --> 00:03:56,110
‫رابرت، یعنی واقعاً می‌خوای به
‫اعلامیه استقلال اضافه کنی،

64
00:03:56,194 --> 00:04:00,031
‫«به اشتراک گذاشتن چتر با دیگران
‫غیرقانونی است.»

65
00:04:00,698 --> 00:04:05,119
‫خب وقتی داره بارون میاد، چتر خودت
‫رو بیار. چتر بقیه رو ازش نگیر.

66
00:04:05,203 --> 00:04:08,790
‫اگه خود صاحب چتر تعارف کنه چی؟

67
00:04:08,873 --> 00:04:11,501
‫خب، از روی مهربونیشه.

68
00:04:11,584 --> 00:04:13,878
‫ولی نمی‌خواد چترش رو به کسی بده.
‫کار درستی نیست.

69
00:04:13,962 --> 00:04:18,216
‫چترت رو جا گذاشتی؟ حیف. چه بد.

70
00:04:18,299 --> 00:04:22,387
‫خیس شو. زندگیه دیگه.
‫حالا چون اینقدر احمقی که

71
00:04:22,470 --> 00:04:25,390
‫چتر خودت رو نیاوردی نذار
‫یکی دیگه هم خیس بشه.

72
00:04:25,473 --> 00:04:27,892
‫جناب، «بعد از هفتم ژانویه،

73
00:04:27,976 --> 00:04:30,770
‫تبریک سال نو به دیگران
‫غیرقانونی است؟»

74
00:04:30,853 --> 00:04:32,647
‫دقیقاً، آدامز.

75
00:04:32,730 --> 00:04:34,190
‫حتی اگه از شروع سال نو،

76
00:04:34,274 --> 00:04:36,567
‫اولین باری باشه که طرف رو می‌بینی؟

77
00:04:36,651 --> 00:04:39,529
‫درسته، فرانکلین.
‫حتی اگه اولین بار باشه.

78
00:04:39,612 --> 00:04:43,700
‫این تبریکات سال نو تمومی ندارن.

79
00:04:43,783 --> 00:04:48,162
‫بیست ژانویه، «سال نو مبارک.»
‫بیست و پنج ژانویه، «سال نو مبارک.»

80
00:04:48,246 --> 00:04:50,999
‫سی و یک ژانویه، «سال...»
‫کی قراره بیخیال بشن؟

81
00:04:51,082 --> 00:04:52,166
‫این چرا اینجا نوشته شده؟

82
00:04:52,250 --> 00:04:54,919
‫«نفس عمیق و صدادار کشیدن در مکان‌های عمومی
‫غیرقانونی است.»

83
00:04:55,837 --> 00:04:57,171
‫خب باید باشه.

84
00:04:57,255 --> 00:04:58,756
‫دوست داری ببینی مردم از کنارت
‫رد میشن و اینجوری می‌کنن...

85
00:05:01,426 --> 00:05:02,593
‫«چه روز زیباییه.»

86
00:05:04,512 --> 00:05:07,181
‫یه مورد جالب دیگه.
‫«ممنوعیت تقسیم کردن دسر با دیگران.»

87
00:05:07,265 --> 00:05:11,019
‫«اگر دسر می‌خواهید، سفارش دهید.
‫حق ندارید به دیگران تعارف کنید.»

88
00:05:11,102 --> 00:05:14,272
‫آقای فرانکلین، ما که حیوون نیستیم همه
‫بیایم از یک ظرف چیزی بخوریم.

89
00:05:14,355 --> 00:05:15,982
‫خب هر کی یه چنگال شخصی داره.

90
00:05:16,065 --> 00:05:18,693
‫بعدش یه گاز می‌خوریم،
‫چنگال رو می‌ذاریم توی دهنمون،

91
00:05:18,776 --> 00:05:21,571
‫و بعد از اینکه از دهنمون دراومده
‫می‌ذاریمش توی کیک.

92
00:05:21,654 --> 00:05:23,614
‫خیلی کار چندشیه، آقای فرانکلین.

93
00:05:23,698 --> 00:05:26,284
‫مثلاً من گاهی اوقات یه قطعه
‫کامل پای نمی‌خوام.

94
00:05:26,367 --> 00:05:27,785
‫یه گاز می‌خوام.

95
00:05:27,869 --> 00:05:31,331
‫خب پای کوفتی خودت رو سفارش
‫بده، فرانکلین!

96
00:05:31,414 --> 00:05:33,082
‫«اگر صفی را انتخاب می‌کنید...

97
00:05:33,916 --> 00:05:35,418
‫باید در آن بمانید؟»

98
00:05:35,501 --> 00:05:39,505
‫البته که باید بمونید.
‫وگرنه... همه جا آشوب میشه.

99
00:05:39,589 --> 00:05:41,758
‫«اون صف داره سریع‌تر حرکت می‌کنه.
‫من میرم اونجا.»

100
00:05:41,841 --> 00:05:44,886
‫«وای نه. نمی‌خوام بیام اینجا.»
‫و تا چشم بهم بزنید،

101
00:05:44,969 --> 00:05:46,888
‫می‌بینید دارید با بقیه برخورد می‌کنید،
‫دعوا میشه،

102
00:05:46,971 --> 00:05:50,099
‫همه‌ش به خاطر اینکه می‌خواید برید
‫تو صفی که داره سریع‌تر میره جلو؟

103
00:05:50,183 --> 00:05:53,353
‫نه. وقتی یه صف انتخاب می‌کنید،
‫همونجا بمونید.

104
00:05:53,436 --> 00:05:55,605
‫- همینه که هست.
‫- مخالفم،

105
00:05:55,688 --> 00:05:57,357
‫و به نظرم باید از این سند حذف بشه.

106
00:05:57,440 --> 00:05:58,775
‫جدی؟ خوشت نیومد، هنکاک؟

107
00:05:58,858 --> 00:06:00,401
‫چون مجبور نیستی تو صف معطل بشی.

108
00:06:00,485 --> 00:06:02,737
‫خدمتکارهات زحمتش رو برات می‌کشن.
‫منم خدمتکار دارم.

109
00:06:02,820 --> 00:06:04,655
‫باهاشون خوب رفتار می‌کنم؟
‫امیدوارم.

110
00:06:04,739 --> 00:06:07,241
‫بهشون شلاق نمی‌زنم؟ گاهی اوقات می‌زنم.

111
00:06:07,325 --> 00:06:09,202
‫چون باحاله. شلاق زدن کار باحالیه.

112
00:06:09,285 --> 00:06:11,329
‫می‌زنی، می‌زنی، می‌زنی،

113
00:06:11,412 --> 00:06:13,456
‫یه صدای ناله از روی درد می‌شنوی
‫و بس می‌کنی.

114
00:06:13,539 --> 00:06:16,834
‫«آقایان حق ندارند در مکان‌های عمومی
‫خود را باد بزنند؟»

115
00:06:16,918 --> 00:06:19,462
‫کسی دلش می‌خواد همچین منظره‌ای
‫رو ببینه؟

116
00:06:19,504 --> 00:06:22,590
‫دوست دارید این حرکت رو از
‫یه مرد ببینید؟

117
00:06:22,673 --> 00:06:24,717
‫این؟ این کار رو؟

118
00:06:24,801 --> 00:06:28,596
‫آقای آدامز، از شما می‌پرسم،
‫دوست داری پسرت خودش رو باد بزنه؟

119
00:06:29,472 --> 00:06:30,807
‫حدس می‌زدم.

120
00:06:30,890 --> 00:06:34,602
‫اون نمی‌خواد پسرش خودش رو باد بزنه.
‫منم نمی‌خوام.

121
00:06:34,685 --> 00:06:38,398
‫فکر نکنم کسی بخواد پسرش خودش
‫رو باد بزنه.

122
00:06:38,481 --> 00:06:43,236
‫- کی موافقه؟ آری یا خیر؟
‫- خیر!

123
00:06:43,945 --> 00:06:46,155
‫این یکی هم باید حذف بشه.

124
00:06:46,239 --> 00:06:48,741
‫«تعریف کردن خوابی که دیدید برای
‫دیگران غیرقانونی است.

125
00:06:48,825 --> 00:06:52,412
‫مهم نیست برای خود شخص چقدر
‫جالب باشد،

126
00:06:52,495 --> 00:06:56,457
‫دیگران مایل به شنیدن آن نیستند.»

127
00:06:56,541 --> 00:07:01,629
‫آقایون، میانگین عمر ما کلاً سی و هشت ساله!

128
00:07:01,712 --> 00:07:05,800
‫قراره با گوش دادن به رویا و خواب‌های
‫بقیه تلفش کنیم؟

129
00:07:06,300 --> 00:07:07,427
‫از این خبرها نیست.

130
00:07:07,510 --> 00:07:11,514
‫- من هفتاد سالمه، احمق.
‫- هفتاد؟

131
00:07:11,597 --> 00:07:15,268
‫به نظر میاد ازدواج با یه زن فرانسوی
‫آدم رو جوون نگه می‌داره.

132
00:07:15,351 --> 00:07:18,563
‫جناب، شما سرچشمه جوونی رو پیدا کردی.

133
00:07:18,646 --> 00:07:20,440
‫تبریک میگم.

134
00:07:20,523 --> 00:07:23,401
‫«صحبت قبل از نوشیدن باید
‫ممنوع شود؟»

135
00:07:23,484 --> 00:07:24,861
‫«ممنوعیت پاداش بازنشستگی؟»

136
00:07:24,944 --> 00:07:30,324
‫«اگر رژیم غذایی سالمی را شروع کردید،
‫به دیگران چیزی نگویید؟»

137
00:07:30,408 --> 00:07:31,951
‫«اگر به انگلیس سفر کردید،

138
00:07:32,034 --> 00:07:35,329
‫به صورت ناگهانی با لهجه انگلیسی
‫به کشور بازنگردید؟»

139
00:07:35,413 --> 00:07:37,832
‫«دست زدن به ریش غیرقانونی است؟»

140
00:07:37,915 --> 00:07:39,417
‫اون یکی باید تو سند بمونه.

141
00:07:39,500 --> 00:07:43,713
‫الان یه حقیقتی رو میگم که به نظرم
‫خیلی واضحه. قربان، شما یه احمقی.

142
00:07:45,047 --> 00:07:47,049
‫آقایون، معلوم هست داریم چیکار می‌کنیم؟

143
00:07:47,842 --> 00:07:51,554
‫اینا که موارد شکایت نیستن.
‫غرهای کوچیک هستن،

144
00:07:51,637 --> 00:07:55,266
‫و هیچ ربطی به اعلامیه استقلال

145
00:07:55,349 --> 00:07:57,018
‫از انگلیس و استبداد ندارن.

146
00:07:57,101 --> 00:07:58,978
‫- درسته!
‫- بله!

147
00:08:00,897 --> 00:08:05,276
‫این که فقط اعلامیه استقلال نیست.

148
00:08:05,359 --> 00:08:10,239
‫اعلامیه عقل سلیمه.

149
00:08:10,323 --> 00:08:15,369
‫دویست و پنجاه سال دیگه،
‫نوادگان ما به خاطر

150
00:08:15,453 --> 00:08:17,705
‫زحماتی که کشیدیم ازمون
‫تشکر می‌کنن،

151
00:08:17,788 --> 00:08:21,417
‫چون ما بودیم که زندگیشون رو
‫بهتر کردیم.

152
00:08:21,501 --> 00:08:23,336
‫آقایون، موافقید؟

153
00:08:23,419 --> 00:08:26,130
‫- آری یا خیر؟
‫- خیر!

154
00:08:26,214 --> 00:08:28,007
‫هزاران بار خیر.

155
00:08:29,258 --> 00:08:34,388
‫آقای لیوینگستون، بابت زحماتت
‫ازت ممنونم،

156
00:08:34,472 --> 00:08:39,644
‫ولی فکر نکنم جای هیچکدوم از این
‫موارد تو اعلامیه باشه.

157
00:08:40,311 --> 00:08:43,147
‫- جفرسون، تو می‌خوای بنویسی؟
‫- چرا که نه.

158
00:08:43,231 --> 00:08:44,857
‫ولی از اینا استفاده نمی‌کنم،

159
00:08:44,941 --> 00:08:47,610
‫مخصوصاً، «دست نزدن برای موسیقی

160
00:08:47,693 --> 00:08:49,654
‫و انتظار داشتن از بقیه برای ملحق شدن به ما.»

161
00:08:51,322 --> 00:08:54,325
‫- مارشال‌ها، همراهیش کنید بیرون.
‫- لازم نکرده.

162
00:08:54,867 --> 00:08:59,914
‫چون من نمی‌خوام در کشوری زندگی کنم
‫که مردم چترشون رو به بقیه میدن،

163
00:08:59,997 --> 00:09:02,250
‫تو مکان‌های عمومی با صدای بلند نفس می‌کشن،

164
00:09:02,875 --> 00:09:05,211
‫سرخود میرن تو یه صف دیگه،

165
00:09:05,753 --> 00:09:09,799
‫خودشون رو باد می‌زنن، به ریششون
‫دست می‌زنن،

166
00:09:09,882 --> 00:09:12,677
‫خوابشون رو برای بقیه تعریف می‌کنن
‫و دسرشون رو میدن بقیه بخورن.

167
00:09:13,928 --> 00:09:15,930
‫سال نو مبارک، عوضی‌ها!

168
00:09:27,191 --> 00:09:29,527
‫در هفت مارس سال ۱۸۷۶،

169
00:09:29,610 --> 00:09:32,738
‫الکساندر گراهام بل با موفقیت
‫حق امتیاز

170
00:09:32,822 --> 00:09:36,200
‫دستگاهی که اسمش رو گذاشته بود
‫تلفن رو دریافت کرد.

171
00:09:36,284 --> 00:09:38,160
‫چند روز بعد، جلوی بقیه،

172
00:09:38,244 --> 00:09:42,999
‫اولین تماس تاریخ رو با دستیارش،
‫توماس واتسون گرفت.

173
00:09:43,666 --> 00:09:48,004
‫اولین تماس تلفنی روز باشکوهی
‫برای نوآوری آمریکایی بود.

174
00:09:48,129 --> 00:09:50,214
‫ولی برای خود بل نه.

175
00:10:00,057 --> 00:10:02,101
‫ظهر بخیر، خانم‌ها و آقایون.

176
00:10:02,184 --> 00:10:05,771
‫از طرف همسرم، میبل،
‫حضور شما رو به خونه‌مون خوش‌آمد میگم.

177
00:10:06,272 --> 00:10:07,398
‫ممنون که اومدید.

178
00:10:07,481 --> 00:10:11,736
‫چیزی که قراره ببینید هیچوقت در
‫تاریخ انسانی

179
00:10:12,403 --> 00:10:13,696
‫دیده نشده.

180
00:10:14,405 --> 00:10:15,698
‫تقدیم می‌کنم...

181
00:10:16,741 --> 00:10:17,783
‫تلفن.

182
00:10:20,411 --> 00:10:22,997
‫دستیارم واتسون تو یه ساختمون دیگه‌ست،

183
00:10:23,080 --> 00:10:24,915
‫نه می‌بینمش و نه صداش رو می‌شنوم.

184
00:10:25,583 --> 00:10:27,043
‫اما با این دستگاه،

185
00:10:28,419 --> 00:10:30,796
‫می‌تونم جوری باهاش صحبت کنم...

186
00:10:32,173 --> 00:10:34,884
‫که انگار همین بغل دستم نشسته.

187
00:10:36,594 --> 00:10:40,473
‫من تلفن خودم رو برمی‌دارم،
‫و تلفن اون زنگ می‌خوره.

188
00:10:40,556 --> 00:10:41,849
‫چه زنگی؟

189
00:10:42,558 --> 00:10:46,062
‫زنگ ساده. زنگه دیگه.

190
00:10:46,937 --> 00:10:48,272
‫زنگ معمولی.

191
00:10:48,356 --> 00:10:51,942
‫شاید بتونیم یه منوی زنگ داشته باشیم
‫که مردم بتونن ازش انتخاب کنن.

192
00:10:52,026 --> 00:10:54,278
‫آره. من دوست دارم تلفنم صدای
‫زنگ در بده.

193
00:10:54,362 --> 00:10:56,447
‫منم دوست دارم تلفنم صدای بوق
‫کلاسیک بده.

194
00:10:56,530 --> 00:10:58,574
‫یا شاید زنگ دوچرخه، می‌دونین؟

195
00:10:58,658 --> 00:11:02,370
‫همه‌شون ایده‌های فوق‌العاده‌ای هستن،
‫ولی ربطی ندارن.

196
00:11:03,079 --> 00:11:07,917
‫بحث اصلی اینه که من می‌تونم با کسی
‫که چندین کیلومتر ازم دوره صحبت کنم.

197
00:11:08,000 --> 00:11:09,919
‫مثلاً اگه من سر کلاس پیانو باشم چی؟

198
00:11:10,002 --> 00:11:12,546
‫و نخوام زنگ بخوره و فقط بلرزه چی؟

199
00:11:12,630 --> 00:11:14,882
‫مثل یه زنبورک تو جیبمون.

200
00:11:14,965 --> 00:11:16,509
‫اوه، بله.

201
00:11:16,592 --> 00:11:20,012
‫اینم ایده خیلی خوبیه.

202
00:11:20,096 --> 00:11:23,265
‫- اگه بشه یه پیغام...
‫- اگه بتونید تلفن خودتون رو اختراع کنید چی؟

203
00:11:23,349 --> 00:11:25,351
‫برید تلفن اختراع کنید.

204
00:11:25,434 --> 00:11:26,894
‫دست از سر این یکی بردارید.

205
00:11:26,977 --> 00:11:29,689
‫یه تلفن می‌خواید که بلرزه؟ برید!

206
00:11:29,772 --> 00:11:32,692
‫برید اختراعش کنید؟ مزخرف نگید!

207
00:11:32,775 --> 00:11:35,152
‫سوال دیگه‌ای ندارید؟

208
00:11:35,236 --> 00:11:38,948
‫- تلفن رنگی هم دارید؟
‫- یا می‌تونه آهنگ بزنه؟

209
00:11:39,824 --> 00:11:44,120
‫حرفتون تموم شد؟
‫می‌خواید نحوه کارش رو نشونتون بدم؟

210
00:11:44,203 --> 00:11:45,496
‫- بله.
‫- لطفاً.

211
00:11:45,579 --> 00:11:47,123
‫نمی‌دونیم چرا اینقدر دارید طولش می‌دید.

212
00:11:47,206 --> 00:11:49,542
‫میشه بری بیرون؟

213
00:11:49,625 --> 00:11:50,626
‫- من؟
‫- شما.

214
00:11:50,710 --> 00:11:52,712
‫- بله، خود شما!
‫- باشه. ممنون. خوشحال شدم.

215
00:11:52,795 --> 00:11:54,463
‫- برو بیرون!
‫- ممنون. خیلی ممنون.

216
00:11:54,547 --> 00:11:55,548
‫- برو بیرون!
‫- ممنون.

217
00:11:55,631 --> 00:11:57,258
‫این دیگه کدوم خریه؟

218
00:11:57,341 --> 00:11:59,927
‫- نمی‌شناسم...
‫- اینجا چیکار می‌کنه؟

219
00:12:00,010 --> 00:12:02,805
‫ازش متنفرم!
‫اصلاً دیگه نمی‌خوام نشونتون بدم.

220
00:12:03,389 --> 00:12:05,891
‫- خواهش می‌کنم!
‫- ذوقم کور شد.

221
00:12:05,975 --> 00:12:07,184
‫معلومه که می‌خوای نشون بدی.

222
00:12:07,268 --> 00:12:10,604
‫شبانه روزی به مدت چندین ماه
‫روش کار کردی.

223
00:12:10,688 --> 00:12:13,190
‫شرمنده، یه نکته جالب دیگه...

224
00:12:13,274 --> 00:12:14,442
‫خفه شو!

225
00:12:14,525 --> 00:12:16,444
‫- می‌خواید ببینید یا نه؟
‫- بله، خیلی.

226
00:12:16,527 --> 00:12:18,821
‫جدی؟ چون اینطور به نظر نمیاد.

227
00:12:18,904 --> 00:12:21,031
‫- دوستان...
‫- انگار نمی‌خواید ببینید.

228
00:12:21,115 --> 00:12:24,076
‫انگار فقط می‌خواید بلند بلند صحبت کنید.

229
00:12:24,618 --> 00:12:26,871
‫همین رو می‌خواید؟
‫واسه همین اومدید؟

230
00:12:27,997 --> 00:12:29,707
‫- خدا لعنتتون کنه!
‫- عزیزم.

231
00:12:30,249 --> 00:12:31,667
‫عوضی‌های نفهم!

232
00:12:40,676 --> 00:12:44,472
‫آقای واتسون، صدام رو می‌شنوی؟

233
00:12:45,514 --> 00:12:48,267
‫بله، الکساندر.

234
00:12:50,644 --> 00:12:54,190
‫می‌تونه بشنوه! می‌تونه صدام رو بشنوه!

235
00:12:54,273 --> 00:12:55,274
‫واتسون!

236
00:12:55,357 --> 00:13:00,905
‫این وسیله یه قدم رو به جلو در زمینه
‫علم و ارتباطاته.

237
00:13:00,988 --> 00:13:05,201
‫بدون دستیار قابلی مثل تو
‫از پسش برنمیومدم.

238
00:13:05,284 --> 00:13:08,037
‫وقتشه که جشن بگیریم.

239
00:13:08,120 --> 00:13:09,205
‫درسته.

240
00:13:10,998 --> 00:13:12,374
‫خب...

241
00:13:14,335 --> 00:13:15,920
‫الان... داری چیکار می‌کنی؟

242
00:13:17,379 --> 00:13:18,422
‫کار خاصی نمی‌کنم.

243
00:13:21,675 --> 00:13:23,344
‫نشستم روی صندلی.

244
00:13:24,303 --> 00:13:28,098
‫آره، آره. منم همینطور.
‫نشستم روی صندلی.

245
00:13:29,558 --> 00:13:30,684
‫خب...

246
00:13:31,977 --> 00:13:34,104
‫خیلی خب. باشه.

247
00:13:34,188 --> 00:13:38,108
‫الکساندر، اون همایش علمی که
‫توش شرکت کردیم رو یادته؟

248
00:13:38,192 --> 00:13:40,110
‫- کجا بود؟
‫- کلیولند.

249
00:13:40,194 --> 00:13:41,612
‫هتل بودیم.

250
00:13:41,695 --> 00:13:45,950
‫پرچین‌ها و هرس شکلی‌ها رو یادته؟

251
00:13:46,033 --> 00:13:48,077
‫منظره خیلی زیبایی بود.

252
00:13:48,828 --> 00:13:52,081
‫- آره...
‫- پر از فک و فیل،

253
00:13:52,164 --> 00:13:53,499
‫- و زرافه...
‫- آره.

254
00:13:53,582 --> 00:13:57,419
‫و فکر کنم با درخت گردن زرافه
‫رو درست کرده بودن،

255
00:13:57,503 --> 00:13:58,838
‫که به نظرم انصاف نیست.

256
00:13:58,921 --> 00:14:03,509
‫به نظرم تو انجام هرس شکلی،
‫نباید زیاده‌روی کرد.

257
00:14:03,592 --> 00:14:06,804
‫- کافیه از پرچین استفاده کنی.
‫- آره، خیلی خب...

258
00:14:06,887 --> 00:14:09,515
‫و باغچه‌ها!
‫خیلی زیبا بودن.

259
00:14:09,598 --> 00:14:12,852
‫چندتا گل سوسن چیدی ولی
‫من ناراحت شدم.

260
00:14:12,935 --> 00:14:14,603
‫آره، خیلی خب. باشه.

261
00:14:14,687 --> 00:14:16,522
‫- ولی آدم نباید از باغچه یه نفر دیگه...
‫- خیلی خب، بسه دیگه.

262
00:14:16,605 --> 00:14:19,441
‫- ...گل بچینه.
‫- بسه. من دیگه باید برم، ولی...

263
00:14:19,525 --> 00:14:21,402
‫می‌دونی می‌خواستم چی بهت بگم؟

264
00:14:21,485 --> 00:14:25,364
‫باشه بابا. واتسون، مهمون دارم.
‫باید برم.

265
00:14:25,447 --> 00:14:27,867
‫- پسرخاله‌م یه نامه برام فرستاده.
‫- وای خدا.

266
00:14:27,950 --> 00:14:30,828
‫چند نفر رو دیده که فامیلی اونا هم
‫گراهامه، ولی با دوتا «م».

267
00:14:30,911 --> 00:14:32,538
‫نامه رو گذاشتم کنار.

268
00:14:32,621 --> 00:14:34,957
‫تو که فامیلیت رو با دوتا «م» نمی‌نویسی، درسته؟

269
00:14:35,040 --> 00:14:37,501
‫- واتسون، خفه شو!
‫- نه. چرا...

270
00:14:37,585 --> 00:14:38,961
‫- خفه شو، واتسون.
‫- الکی فامیلی رو کش دادن.

271
00:14:39,044 --> 00:14:40,588
‫خیلی خب، دوتا «م» دارن.

272
00:14:40,671 --> 00:14:42,214
‫- آره، ولی...
‫- واتسون، مهمون دارم.

273
00:14:42,298 --> 00:14:44,049
‫- می‌دونی، فقط...
‫- باید قطع کنم.

274
00:14:44,133 --> 00:14:48,596
‫تو یه سری از کلمه‌های خاص باید از دوتا
‫«م» استفاده کرد، مثل ممتد یا هومم.

275
00:14:48,679 --> 00:14:50,890
‫تو گراهامی رو می‌شناسی که با دوتا
‫«م» نوشته بشه؟

276
00:14:50,973 --> 00:14:53,726
‫نه، نمی‌شناسم.
‫گراهامی با یک «م» نمی‌شناسم!

277
00:14:53,809 --> 00:14:55,394
‫با دوتا «م» هم همینطور!

278
00:14:55,477 --> 00:14:58,355
‫با سه‌تا «م» هم همینطور!

279
00:15:07,197 --> 00:15:08,490
‫فکر کنم تماسمون قطع شد.

280
00:15:08,574 --> 00:15:12,202
‫اون اردکی که بچه‌هاش دنبالش
‫بودن رو یادته؟

281
00:15:12,286 --> 00:15:15,122
‫خیلی بامزه بود.
‫یه دفعه یادم افتاد که ما...

282
00:15:28,427 --> 00:15:30,679
‫جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ شروع شد

283
00:15:30,763 --> 00:15:33,807
‫و قدرت‌های مرکزی،
‫یعنی آلمان، اتریش-مجارستان،

284
00:15:33,891 --> 00:15:37,519
‫بلغارستان و امپراتوری عثمانی رو به
‫جون قدرت‌های متفقین،

285
00:15:37,603 --> 00:15:40,689
‫یعنی فرانسه، روسیه، ایتالیا،
‫بریتانیای کبیر، رومانی،

286
00:15:40,773 --> 00:15:42,816
‫کانادا و ژاپن انداخت.

287
00:15:42,900 --> 00:15:46,070
‫ایالات متحده در سال ۱۹۱۷ بعد از
‫غرق شدن بسیاری از کشتی‌های آمریکا

288
00:15:46,153 --> 00:15:48,781
‫توسط آلمان به نیروهای متفقین ملحق شد،

289
00:15:48,864 --> 00:15:51,992
‫از جمله کشتی گردشگری لوکس، لوسیتانیا،

290
00:15:52,076 --> 00:15:54,662
‫که شامل صدها مسافر آمریکایی بود.

291
00:15:55,412 --> 00:15:57,790
‫هیچی نمی‌تونه خسارت‌های این جنگ رو

292
00:15:57,873 --> 00:15:59,541
‫مثل نبرد خندقی نشون بده،

293
00:15:59,625 --> 00:16:02,544
‫که مقدار بی‌سابقه‌ای از کشتار و
‫ویرانی رو بر جا گذاشت.

294
00:16:03,253 --> 00:16:07,633
‫تا آخر جنگ، بیش از شونزده میلیون نفر
‫مُردن.

295
00:16:08,717 --> 00:16:12,221
‫سربازهای زیادی شجاعانه برای
‫این کشور جنگیدن و جونشون رو از دست دادن.

296
00:16:12,763 --> 00:16:14,598
‫البته، استثنائاتی هم بودن.

297
00:16:28,737 --> 00:16:30,280
‫فکر نکنم از پسش بربیام.

298
00:16:30,864 --> 00:16:32,408
‫همین الانش هم کلی از دوستام
‫رو از دست دادم.

299
00:16:33,033 --> 00:16:35,828
‫خبر خوب اینه که دیگه آدم‌های زیادی
‫نموندن که بخوای براشون نامه بفرستی.

300
00:16:35,911 --> 00:16:39,707
‫هی، اگه زنده نموندم،
‫یه لطفی در حقم بکن.

301
00:16:40,290 --> 00:16:43,293
‫میشه... میشه این نامه رو به عشقم
‫گرتا تحویل بدی؟

302
00:16:43,377 --> 00:16:44,545
‫من؟

303
00:16:44,628 --> 00:16:46,547
‫چند خط ازش مونده.

304
00:16:46,630 --> 00:16:47,715
‫گوش کن، لطف داری.

305
00:16:47,798 --> 00:16:49,925
‫ممنون که اینقدر من رو دست بالا گرفتی،

306
00:16:50,009 --> 00:16:53,637
‫ولی اشتباه گرفتی.
‫من زیاد آدم مسئولیت‌پذیری نیستم.

307
00:16:53,721 --> 00:16:55,472
‫همیشه... همه چیز رو گم می‌کنم.

308
00:16:55,556 --> 00:16:57,808
‫یه روز دنبال عینکم بودم،

309
00:16:57,891 --> 00:16:59,351
‫ولی آخرش فهمیدم از اول روی سرم بوده.

310
00:16:59,435 --> 00:17:01,145
‫- چند ساعت بود داشتم دنبالش می‌گشتم.
‫- موشک!

311
00:17:04,148 --> 00:17:07,443
‫- خودت باید تحویلش بدی. خواهش می‌کنم.
‫- می‌تونم با پست بفرستمش دیگه؟

312
00:17:07,526 --> 00:17:10,154
‫نه، خودت تحویلش بده.

313
00:17:10,237 --> 00:17:12,031
‫- کجا زندگی می‌کنه؟
‫- البوکرکی.

314
00:17:12,114 --> 00:17:14,074
‫البوکرکی؟ گرفتی ما رو؟

315
00:17:14,158 --> 00:17:15,784
‫ممنون، دیوید.
‫برم تا آخر بنویسمش.

316
00:17:15,868 --> 00:17:17,745
‫هی! البوکرکی؟

317
00:17:17,828 --> 00:17:21,999
‫چرا نامه رو نمیدی به ووجوکوسکی؟
‫اون که سانتافه زندگی می‌کنه.

318
00:17:22,082 --> 00:17:24,334
‫- ووجو! کسی ووجو رو ندیده؟
‫- نه، شرمنده.

319
00:17:24,418 --> 00:17:25,753
‫- ووجو رو دیدی؟
‫- نه، نه.

320
00:17:25,836 --> 00:17:28,672
‫الان داشتم به بچه‌ها می‌گفتم منتظرم
‫برگردم خونه پیش خانمم دیزی.

321
00:17:30,883 --> 00:17:32,551
‫ایشون خونه منتظرمه.

322
00:17:33,469 --> 00:17:35,804
‫- آره.
‫- چرا اینجوری کردی؟

323
00:17:35,888 --> 00:17:37,723
‫آره. آره.

324
00:17:37,806 --> 00:17:39,516
‫- خوبه.
‫- به نظرت خوشگل نیست؟

325
00:17:39,600 --> 00:17:42,269
‫- نه. چرا، بدک نیست. آره.
‫- «بدک نیست؟»

326
00:17:42,352 --> 00:17:45,147
‫- آره، مهم اینه که خودت دوستش داشته باشی. داری؟
‫- آره، آره.

327
00:17:45,230 --> 00:17:46,565
‫- خوبه دیگه.
‫- خیلی خب.

328
00:17:46,648 --> 00:17:48,150
‫- خیلی خب.
‫- ولی به نظرت خوشگل نیست؟

329
00:17:48,233 --> 00:17:50,235
‫به شرطی می‌برمش سینما که خودش
‫پول بلیط رو حساب کنه.

330
00:17:50,319 --> 00:17:51,612
‫اگه حساب نکنه...

331
00:17:52,279 --> 00:17:53,405
‫فکر نکنم.

332
00:17:53,489 --> 00:17:55,324
‫نمی‌دونم. هی، به سلیقه من نمی‌خوره.

333
00:17:55,407 --> 00:17:56,742
‫- درسته.
‫- هر کسی یه سلیقه‌ای داره دیگه.

334
00:17:56,825 --> 00:17:57,951
‫- خیلی خب.
‫- این خانم به سلیقه تو می‌خوره.

335
00:17:58,035 --> 00:17:59,203
‫آره، سلیقه خودت چه شکلیه؟

336
00:18:00,537 --> 00:18:02,039
‫آره. آره.

337
00:18:02,581 --> 00:18:04,416
‫باز داری صدا درمیاری. چرا... چرا؟

338
00:18:04,500 --> 00:18:08,128
‫- گاهی اوقات با صدا منظور آدم می‌رسه.
‫- مگه موافقت کردن چقدر سخته؟

339
00:18:08,212 --> 00:18:10,464
‫ازت پرسیدم، «خوشگله؟»
‫کافی بود بگی آره تا بریم سر کارمون.

340
00:18:10,547 --> 00:18:13,175
‫آره، آره. می‌دونی، چون هول شدم
‫راستش رو گفتم.

341
00:18:13,258 --> 00:18:16,428
‫اگه ده دقیقه پیش میومدی و می‌گفتی،

342
00:18:16,512 --> 00:18:18,847
‫«هی، ده دقیقه دیگه می‌خوام عکس
‫خانمم رو نشونت بدم،»

343
00:18:18,931 --> 00:18:21,850
‫یه دروغی سرهم می‌کردم که
‫خوشحال بشی.

344
00:18:22,434 --> 00:18:23,727
‫پس داری میگی تقصیر منه؟

345
00:18:25,687 --> 00:18:28,440
‫- این صدا دیگه یعنی چی؟
‫- میشه گفت آره.

346
00:18:29,900 --> 00:18:33,028
‫- خیلی خب، آقایون. وقتشه.
‫- گروهبانه.

347
00:18:33,779 --> 00:18:38,117
‫دعا کنید و آماده‌ی حمله بشید.

348
00:18:39,493 --> 00:18:43,330
‫با دستور من، وارد منطقه بی‌طرف میشید.

349
00:18:43,413 --> 00:18:47,835
‫از بین بارون گلوله‌ها رد می‌شید،
‫می‌رسید به آلمانی‌ها

350
00:18:47,918 --> 00:18:50,671
‫و مثل دیوونه‌ها به اون کثافت‌ها...

351
00:18:50,754 --> 00:18:53,048
‫مثل دیوونه‌ها حمله می‌کنیم.
‫من یه مهاجم دیوونه‌م.

352
00:18:53,132 --> 00:18:55,926
‫- من یه مهاجم دیوونه‌م.
‫- همگی تایید می‌کنید؟

353
00:18:56,009 --> 00:18:57,511
‫- حمله دیوونه‌کننده.
‫- حمله دیوونه‌کننده!

354
00:18:57,594 --> 00:18:59,346
‫آماده سرنگون کردن امپراتوری آلمان هستید؟

355
00:19:00,472 --> 00:19:04,643
‫سرنگونش می‌کنم! یه جوری امپراتور رو
‫سرنگون می‌کنم نفهمه از کجا خورده.

356
00:19:04,726 --> 00:19:06,103
‫- حمله.
‫- حمله.

357
00:19:06,186 --> 00:19:08,939
‫بلند شید. وقتشه. یالا، افراد.

358
00:19:09,022 --> 00:19:11,900
‫- بریم.
‫- بفرمایید. اول شما.

359
00:19:11,984 --> 00:19:13,652
‫یالا، دیوید. برو بالا.

360
00:19:13,735 --> 00:19:16,738
‫- بجنبید. بزنید بریم!
‫- مامانی!

361
00:19:38,177 --> 00:19:40,053
‫سرباز دیوید، تکون بخور دیگه!

362
00:19:41,680 --> 00:19:43,432
‫یالا، افراد! بریم!

363
00:19:45,392 --> 00:19:46,560
‫تکون بخورید!

364
00:19:59,781 --> 00:20:03,243
‫سرباز والاس،
‫وقت تلف نکن و راه بیفت.

365
00:20:03,327 --> 00:20:04,453
‫چشم، قربان.

366
00:20:04,536 --> 00:20:05,746
‫یه لحظه، گروهبان.

367
00:20:06,788 --> 00:20:07,873
‫باشه.

368
00:20:25,265 --> 00:20:26,600
‫من زنده‌م!

369
00:20:28,393 --> 00:20:29,811
‫وای خدا!

370
00:20:29,895 --> 00:20:33,690
‫- من زنده‌م! خدا رو شکر!
‫- چی شد؟

371
00:20:33,774 --> 00:20:37,027
‫- چی شد؟
‫- چی؟ تیر خوردم! تیر خوردم!

372
00:20:37,110 --> 00:20:39,321
‫کجات؟ من که... جای گلوله نمی‌بینم.

373
00:20:42,741 --> 00:20:43,951
‫واو.

374
00:20:44,034 --> 00:20:47,162
‫حتماً گلوله از وسط بدنم رد شده.
‫معجزه شده.

375
00:20:47,246 --> 00:20:49,873
‫- الان دکتر خبر می‌کنم.
‫- دکتر؟ نه، نه.

376
00:20:49,957 --> 00:20:52,876
‫لازم نکرده.
‫دکتر باید دست و پای بقیه رو وصله بزنه.

377
00:20:52,960 --> 00:20:55,921
‫کلی کار داره.
‫دکتر می‌خوام چیکار.

378
00:20:56,004 --> 00:20:57,673
‫از منم سالم‌تری.

379
00:20:57,756 --> 00:20:59,258
‫می‌دونی چی شده؟

380
00:20:59,758 --> 00:21:02,636
‫فکر کنم یه گلوله با سرعت از
‫کنار سرم رد شده.

381
00:21:03,887 --> 00:21:05,055
‫آره.

382
00:21:05,138 --> 00:21:07,015
‫- و بیهوش شدم.
‫- واو.

383
00:21:07,099 --> 00:21:09,518
‫خیلی سرحال و سالم به نظر میای.

384
00:21:09,601 --> 00:21:12,396
‫مُرده بودم. فکر می‌کردم مُردم.

385
00:21:12,479 --> 00:21:14,147
‫- تیر نخوردی ولی فکر کردی مُردی.
‫- آره.

386
00:21:14,231 --> 00:21:15,983
‫می‌دونی، فکر کردم رفتم اون دنیا.

387
00:21:16,066 --> 00:21:18,402
‫چون وقتی میری اون دنیا هنوز
‫تو افکار خودت گیر کردی.

388
00:21:18,485 --> 00:21:21,655
‫خود سابقت هستی،
‫همون نکبت قبلی.

389
00:21:21,738 --> 00:21:23,615
‫واسه همین زندگی پس از مرگ
‫پاداش خاصی به حساب نمیاد.

390
00:21:23,699 --> 00:21:27,119
‫زندگی پس از مرگ وجود داره،
‫ولی اونقدرا که فکر می‌کنی خوب نیست.

391
00:21:27,202 --> 00:21:30,038
‫- یه فرضیه دیگه بدم؟
‫- بگو.

392
00:21:30,122 --> 00:21:33,208
‫به نظرم وانمود کردی تیر خوردی و
‫اینجا دراز کشیدی

393
00:21:33,292 --> 00:21:35,002
‫و بقیه رفتیم تو دل تیر و گلوله.

394
00:21:35,085 --> 00:21:40,632
‫بدون شک حال بهم زن‌ترین و
‫توهین‌آمیزترین چیزیه

395
00:21:40,716 --> 00:21:42,676
‫که تو زندگیم کسی بهم گفته.

396
00:21:43,176 --> 00:21:45,137
‫به چه حقی؟ به چه جرئتی
‫این حرف رو میزنی؟

397
00:21:45,220 --> 00:21:47,848
‫خیلی خب. فهمیدم چی شد.

398
00:21:47,931 --> 00:21:50,475
‫به خاطر حرفی که درباره دیزی
‫زدم اینجوری می‌کنی، نه؟

399
00:21:50,559 --> 00:21:53,353
‫آره، صد در صد. نشستم کلی فکر کردم.

400
00:21:53,895 --> 00:21:56,857
‫و درباره کل ماجرا تجدید نظر کردم.

401
00:21:56,940 --> 00:21:59,651
‫دیدم ارزیابیم غلط بود.

402
00:21:59,735 --> 00:22:01,486
‫اصلاً حالیم نبود داشتم چی می‌گفتم.

403
00:22:01,570 --> 00:22:04,573
‫زنت خیلی خوشگله.
‫می‌فهمی چقدر خوش‌شانسی؟

404
00:22:04,656 --> 00:22:06,700
‫نه تنها وقتی همچین زنی رو ببرم
‫سینما خودم بلیط رو می‌خرم،

405
00:22:06,783 --> 00:22:08,327
‫بلکه به شام هم مهمونش می‌کنم.

406
00:22:08,410 --> 00:22:11,246
‫براش نوشیدنی می‌خرم و تا
‫دم در می‌رسونمش.

407
00:22:11,330 --> 00:22:13,623
‫و اگه دعوتم کرد داخل،
‫شک نکن که...

408
00:22:13,707 --> 00:22:15,542
‫- نه، نه. شورش رو درنیار دیگه.
‫- ...با کله میرم داخل.

409
00:22:15,625 --> 00:22:17,336
‫- شورش رو درآوردی دیگه. بسه.
‫- من...

410
00:22:17,419 --> 00:22:20,714
‫اصلاً می‌تونم یه کپی از اون عکس بگیرم؟

411
00:22:20,797 --> 00:22:23,508
‫نه. پس الکی وانمود نکردی تیر خوردی
‫و مثل بچه‌ها

412
00:22:23,592 --> 00:22:25,093
‫- افتادی روی زمین؟
‫- من غلط بکنم.

413
00:22:25,177 --> 00:22:26,678
‫این چه حرفیه! بیخیال.

414
00:22:26,762 --> 00:22:27,888
‫- هر وقت لازم باشه حمله می‌کنم.
‫- جدی؟

415
00:22:27,971 --> 00:22:29,056
‫- من عاشق جنگم.
‫- جدی؟

416
00:22:29,139 --> 00:22:31,266
‫اینجا... به این میگن زندگی.

417
00:22:31,767 --> 00:22:33,101
‫- این شد زندگی دیگه.
‫- صحیح.

418
00:22:33,185 --> 00:22:34,895
‫- حس سرزندگی دارم.
‫- می‌دونی چیه؟ عالیه.

419
00:22:34,978 --> 00:22:36,480
‫برای رهبری حمله بعدی
‫داوطلب شو.

420
00:22:36,563 --> 00:22:38,357
‫نه، من... مهاجمم، رهبر که نیستم.

421
00:22:38,440 --> 00:22:39,858
‫- هی، گروهبان.
‫- هی، چیکار می‌کنی؟

422
00:22:39,941 --> 00:22:42,903
‫- دیوید می‌خواد مسئولیت حمله بعدی رو قبول کنه.
‫- من... نه، از من رهبر خوبی درنمیاد.

423
00:22:42,986 --> 00:22:44,279
‫- عالیه.
‫- من مهاجم خوبیم.

424
00:22:44,363 --> 00:22:46,281
‫- رهبر نیستم.
‫- فکر نمی‌کردم جرئتش رو داشته باشی.

425
00:22:46,365 --> 00:22:48,116
‫- خب ندارم.
‫- ولی انگار داری.

426
00:22:48,200 --> 00:22:50,035
‫نه، جرئتش رو ندارم.
‫اون... حرف مفت می‌زنه.

427
00:22:50,118 --> 00:22:51,787
‫- یالا. بیا ببینم چی تو چنته داری.
‫- من...

428
00:22:51,870 --> 00:22:53,205
‫- یالا.
‫- من... چی؟

429
00:22:53,288 --> 00:22:54,873
‫- دیوونه شدی؟
‫- بیا بریم. بیا.

430
00:22:54,956 --> 00:22:56,458
‫من نمی‌تونم رهبری یه حمله رو
‫به عهده بگیرم.

431
00:22:56,541 --> 00:23:00,337
‫هم چون لنگ می‌زنم هم
‫چون مشکل ریوی دارم.

432
00:23:01,963 --> 00:23:03,048
‫یواش.

433
00:23:04,007 --> 00:23:07,219
‫سرباز دیوید، انگار دست کم
‫گرفته بودمت.

434
00:23:07,719 --> 00:23:09,346
‫بگیر.
‫تو قراره طلایه‌دار نبرد باشی.

435
00:23:09,429 --> 00:23:11,056
‫- کی؟ من؟
‫- آره.

436
00:23:11,139 --> 00:23:13,225
‫نمی‌تونم پرچم رو بیارم.
‫از بس صبحونه خوردم شکمم پره.

437
00:23:13,308 --> 00:23:14,351
‫- مزخرف نگو.
‫- چی؟

438
00:23:14,434 --> 00:23:16,186
‫تو یه پرچم‌دار استاندارد هنگی.

439
00:23:16,269 --> 00:23:17,729
‫- پرچم رو بیارم؟
‫- درسته.

440
00:23:17,813 --> 00:23:20,023
‫فرقی با این نداره که یه تابلو دستم
‫بگیرم که روش نوشته، «به من شلیک کنید.»

441
00:23:20,107 --> 00:23:21,233
‫- افتخار بزرگیه.
‫- چی؟ این...

442
00:23:21,316 --> 00:23:23,610
‫من نیازی به افتخار ندارم.
‫یه آدم ساده‌م دیگه.

443
00:23:23,693 --> 00:23:25,654
‫- پرچم رو بگیر.
‫- نه، شما بگیر.

444
00:23:25,737 --> 00:23:27,114
‫- خودت بگیر. تو!
‫- نه، نه.

445
00:23:27,197 --> 00:23:29,116
‫- گروهبان گفت یه نگاه بندازم.
‫- باشه.

446
00:23:29,199 --> 00:23:31,701
‫ای بابا! عجب بزدلی هستی‌ها، عوضی!
‫پرچم رو بگیر،

447
00:23:31,785 --> 00:23:34,246
‫وگرنه فرو می‌کنمش تو حلقت.

448
00:23:34,329 --> 00:23:35,497
‫خیلی خب.

449
00:23:37,416 --> 00:23:38,583
‫والاس رو زدن.

450
00:24:06,987 --> 00:24:08,530
‫[به گرتا بیکر]
‫خودت تحویلش بده.

451
00:24:22,294 --> 00:24:24,713
‫در یک دسامبر سال ۱۹۵۵،

452
00:24:24,796 --> 00:24:28,675
‫رزا پارکس داشت با اتوبوسی در
‫مونتگومریِ آلاباما برمی‌گشت خونه،

453
00:24:28,758 --> 00:24:31,303
‫و قانون «سیاه‌پوست‌ها باید عقب بشینن»
‫و جلوی اتوبوس

454
00:24:31,386 --> 00:24:34,890
‫برای سفیدپوست‌ها بود رو با بلند نشدن

455
00:24:34,973 --> 00:24:38,310
‫و ندادن صندلیش به یه مرد
‫سفیدپوست نقض کرد.

456
00:24:38,393 --> 00:24:40,937
‫اما رزا حاضر نبود تکون بخوره.

457
00:24:41,021 --> 00:24:42,481
‫دستگیر شد،

458
00:24:42,564 --> 00:24:44,357
‫و کاری که کرد باعث شد جامعه
‫سیاه‌پوستان

459
00:24:44,441 --> 00:24:47,102
‫تحریم اتوبوس‌های مونتگمری رو به رهبری

460
00:24:47,152 --> 00:24:49,863
‫مارتین لوتر کینگ جونیور جوون سازمان‌دهی کنن.

461
00:24:49,946 --> 00:24:51,740
‫این تحریم بیشتر از یک سال طول کشید

462
00:24:51,823 --> 00:24:54,276
‫تا وقتی که دیوان عالی ایالات متحده
‫جداسازی نژادی

463
00:24:54,326 --> 00:24:56,828
‫[تحریم به پایان رسید]
‫اتوبوس‌ها رو خلاف قانون اساسی اعلام کرد.

464
00:24:56,912 --> 00:24:58,830
‫کاری که رزا پارکس در اون اتوبوس انجام داد

465
00:24:58,914 --> 00:25:02,501
‫اون رو تبدیل به نماد ملی
‫شرافت و قدرتی کرد

466
00:25:02,584 --> 00:25:05,086
‫که پایان‌بخش مبارزات برای اتمام
‫تبعیض نژادی بود.

467
00:25:05,837 --> 00:25:09,591
‫ولی تعداد افراد کمی می‌دونن که قبلاً هم
‫یک بار این کار رو امتحان کرده بود.

468
00:25:12,594 --> 00:25:15,597
‫[خیابان کلیولند]

469
00:25:33,532 --> 00:25:34,741
‫ببخشید؟

470
00:25:41,122 --> 00:25:42,123
‫راننده.

471
00:25:43,291 --> 00:25:45,544
‫- برو اون پشت بشین.
‫- نه.

472
00:25:46,461 --> 00:25:50,382
‫- میگم برو پشت اتوبوس بشین.
‫- منم گفتم، «نه.»

473
00:25:51,132 --> 00:25:52,676
‫پس مجبور میشم بگم بیان
‫دستگیرت کنن.

474
00:25:52,759 --> 00:25:54,844
‫- راحت باش.
‫- باشه.

475
00:25:54,928 --> 00:25:58,306
‫حق نداری همچین کاری کنی، شنیدی؟
‫جای من اینجا راحته.

476
00:25:58,390 --> 00:26:00,392
‫اگه این خانم بلند شه، اون وقت منم
‫مجبورم بلند شم.

477
00:26:00,475 --> 00:26:03,144
‫اون وقت این آقا باید بره داخل بشینه.
‫اصلاً شاید صندلی من رو بخواد.

478
00:26:03,228 --> 00:26:05,730
‫شاید منم باهاش دعوا کنم.
‫مسخره‌ست.

479
00:26:05,814 --> 00:26:07,857
‫خانم همینجا می‌شینه.
‫برید پشت. یالا.

480
00:26:07,941 --> 00:26:11,861
‫تکون بخور. تو هم برو.
‫برو. برو بشین بریم.

481
00:26:11,945 --> 00:26:13,280
‫درست صحبت کن. گاز بده.

482
00:26:20,370 --> 00:26:22,831
‫- لطف کردی.
‫- باید یه چیزی می‌گفتم.

483
00:26:22,914 --> 00:26:24,374
‫آمین.

484
00:26:28,295 --> 00:26:29,421
‫کجا میری؟

485
00:26:30,005 --> 00:26:32,424
‫- بازار.
‫- بازار؟

486
00:26:33,008 --> 00:26:36,052
‫واسه یه خرید حسابی. خرید زیادی داری؟

487
00:26:36,136 --> 00:26:38,013
‫- نه.
‫- چی می‌خوای بخری؟

488
00:26:38,638 --> 00:26:40,640
‫سبزیجات، یه مقدار هلو.

489
00:26:40,724 --> 00:26:42,183
‫اسمت چیه؟

490
00:26:42,684 --> 00:26:44,311
‫- رزا.
‫- من موری هستم.

491
00:26:44,394 --> 00:26:46,271
‫- خوشبختم.
‫- همچنین، رزا.

492
00:26:46,354 --> 00:26:48,148
‫می‌دونی، من یه خاله به اسم رزا داشتم.

493
00:26:48,857 --> 00:26:52,611
‫زن دوست‌داشتنی بود.
‫خیلی شیطون‌بلا بود.

494
00:26:52,694 --> 00:26:55,238
‫جوک‌هاش واسه بچه‌ها مناسب نبودن.

495
00:26:55,322 --> 00:26:59,284
‫یه جوری خوشگل بود که دوست داشتم
‫بزرگ شدم یه زن اون شکلی بگیرم.

496
00:27:00,952 --> 00:27:02,162
‫خاله خودت رو میگی؟

497
00:27:03,371 --> 00:27:05,915
‫- آره.
‫- خاله‌ت بود یا زن‌داییت؟

498
00:27:05,999 --> 00:27:07,792
‫نه بابا. خواهر مامانم.

499
00:27:11,004 --> 00:27:13,757
‫میشه یه لطفی در حقم بکنی؟
‫می‌خوام این کتم رو دربیارم.

500
00:27:13,840 --> 00:27:14,924
‫میشه آستینم رو بکشی؟

501
00:27:17,177 --> 00:27:18,386
‫آقا، این...

502
00:27:18,470 --> 00:27:20,138
‫- تو...
‫- یه مقدار عرق کردی.

503
00:27:20,221 --> 00:27:22,265
‫- ممنون. خیلی بهتر شد.
‫- خیلی خب. بفرما.

504
00:27:23,099 --> 00:27:24,142
‫ممنون.

505
00:27:24,768 --> 00:27:27,646
‫یه سوال دارم. فکر کن
‫رفتی خونه کسی،

506
00:27:27,729 --> 00:27:29,606
‫و کمرت می‌خاره.

507
00:27:29,689 --> 00:27:31,983
‫اگه یه وسیله واسه خاروندن کمرت ببینی،
‫ازش استفاده می‌کنی،

508
00:27:32,067 --> 00:27:35,862
‫یا کمرت رو می‌کِشی روی یه گوشه
‫و سعی می‌کنی، می‌دونی...

509
00:27:35,945 --> 00:27:37,155
‫بدون کمک ردیفش کنی؟

510
00:27:38,114 --> 00:27:40,575
‫- نه... ازش استفاده نمی‌کنم.
‫- آره.

511
00:27:40,659 --> 00:27:42,452
‫شبیه استفاده از مسواک بقیه می‌مونه.

512
00:27:42,535 --> 00:27:45,080
‫مخالفم، رزا. کمر با دهن
‫فرق داره.

513
00:27:46,873 --> 00:27:48,958
‫این ایده چطوره؟
‫اگه وسیله‌ای نداشتن،

514
00:27:49,042 --> 00:27:52,462
‫می‌دونی چیکار می‌کنم؟
‫میرم آشپزخونه، یه چنگال برمی‌دارم،

515
00:27:52,587 --> 00:27:54,506
‫- میرم تو دستشویی...
‫- نه.

516
00:27:54,589 --> 00:27:55,757
‫پشتم رو می‌خارونم...

517
00:27:56,424 --> 00:27:58,051
‫- خدای من.
‫- با همون چنگال، پسش میدم،

518
00:27:58,134 --> 00:28:02,055
‫چطور بگم، رزا، تو دنیا هیچ حسی بهتر از

519
00:28:02,138 --> 00:28:04,349
‫خاروندن کمر با چنگال وجود نداره.

520
00:28:04,432 --> 00:28:07,602
‫- حله دیگه. مشکل حل شد.
‫- چیزی برای خوندن نداری؟

521
00:28:07,686 --> 00:28:08,895
‫نه.

522
00:28:08,978 --> 00:28:11,189
‫گمونم باید یه چیزی واسه خوندن
‫با خودم بیارم تو اتوبوس، نه؟

523
00:28:11,272 --> 00:28:13,274
‫جای اینکه مثل احمق‌ها بیکار بشینم.

524
00:28:13,358 --> 00:28:15,443
‫- از مطالعه خوشم میاد.
‫- تنها زندگی می‌کنی؟

525
00:28:15,527 --> 00:28:17,320
‫می‌دونی چیه، رزا، آره.

526
00:28:18,488 --> 00:28:20,073
‫یه عالمه گل و گیاه دارم.

527
00:28:21,241 --> 00:28:23,618
‫بیشترشون پژمرده شدن چون بهشون
‫رسیدگی نمی‌کنم.

528
00:28:23,702 --> 00:28:25,995
‫یه طوطی هم دارم که اسمم رو
‫صدا می‌کنه.

529
00:28:26,079 --> 00:28:31,376
‫«موری! موری! موری! موری!

530
00:28:32,168 --> 00:28:34,462
‫موری! موری!

531
00:28:35,380 --> 00:28:38,007
‫- موری چطوره؟»
‫- خیلی از صدای خودت خوشت میاد؟

532
00:28:38,091 --> 00:28:39,342
‫خیلی.

533
00:28:40,844 --> 00:28:42,846
‫هی، رزا، پل بونیان کیه؟

534
00:28:42,929 --> 00:28:45,014
‫ازش خوشمون میاد یا نه؟
‫می‌دونم خیلی غول‌پیکره.

535
00:28:45,098 --> 00:28:47,225
‫مردم میگن نباید همه بخش‌های
‫خرچنگ رو بخوریم،

536
00:28:47,308 --> 00:28:50,645
‫- ولی به نظر من اشتباه می‌کنن.
‫- چی؟

537
00:28:50,729 --> 00:28:53,398
‫هیچکس نمیاد مثل فیلم‌ها یه پای رو بذاره

538
00:28:53,481 --> 00:28:54,691
‫کنار پنجره تا خنک بشه.

539
00:28:54,774 --> 00:28:57,736
‫و باور کن من لبه‌ی پنجره خیلی‌ها رو دیدم.

540
00:28:57,819 --> 00:29:00,613
‫خب چرا؟ واسه یه پای؟

541
00:29:00,697 --> 00:29:04,868
‫دیشب سریال دام رو دیدی؟
‫من از همون اول فهمیدم مجرم کیه.

542
00:29:13,543 --> 00:29:16,379
‫- میشه یه سوال بپرسم؟
‫- وای خدا.

543
00:29:16,463 --> 00:29:18,548
‫اگه ازت دزدی کنن،

544
00:29:18,631 --> 00:29:22,635
‫ترجیح میدی مجرم یه مرد سیاه‌پوست باشه
‫یا یه مرد سفیدپوست؟

545
00:29:24,471 --> 00:29:27,182
‫سوال خوبیه، نه؟
‫خیلی سوال جالبیه. بهش فکر کن.

546
00:29:27,807 --> 00:29:29,392
‫به جنبه‌های جامعه‌شناسانه‌ش فکر کن.

547
00:29:29,476 --> 00:29:31,978
‫چرا باید بیام درباره مورد سرقت
‫قرار گرفتن فکر کنم؟

548
00:29:32,061 --> 00:29:35,023
‫- می‌دونم، ولی فکر کن مجبوری. جالبه...
‫- اصلاً چرا به همچین چیزهایی فکر می‌کنی؟

549
00:29:35,106 --> 00:29:37,233
‫- یه دفعه... به ذهنم رسید.
‫- اهل دعا و نیایش هستی؟

550
00:29:37,317 --> 00:29:40,695
‫- به نظرم دعا کردن وقت آدم رو تلف می‌کنه.
‫- بیا برای افکارت دعا کنیم.

551
00:29:40,779 --> 00:29:42,280
‫- برای افکارم؟
‫- آره.

552
00:29:42,363 --> 00:29:46,826
‫- شاید به آرامش و صلح برسی.
‫- به نظرت به آرامش نیاز دارم؟

553
00:29:46,910 --> 00:29:48,995
‫- آره.
‫- چی باعث شد اینطور فکر می‌کنی؟

554
00:29:49,078 --> 00:29:50,622
‫همه چی.

555
00:29:50,705 --> 00:29:52,040
‫- خیلی خب.
‫- بیا.

556
00:29:52,123 --> 00:29:54,000
‫- میای چشم‌هامون رو ببندیم؟ یالا.
‫- چشمم رو ببندم؟

557
00:29:54,083 --> 00:29:56,044
‫- خیلی خب. بستم. باشه.
‫- چشمت رو ببند.

558
00:29:56,127 --> 00:29:59,214
‫خداوند بزرگ، امروز برای آقای موری
‫دعا می‌کنیم.

559
00:29:59,297 --> 00:30:01,382
‫روح الهیت رو بفرست سراغش.
‫مراقبش باش.

560
00:30:01,466 --> 00:30:03,551
‫بهش آرامش خاطر بده، خدای من.

561
00:30:03,635 --> 00:30:05,720
‫- آره.
‫- افکارش رو آروم کن.

562
00:30:05,804 --> 00:30:09,224
‫خب، موری، نمی‌خوای چیزی به
‫خداوند بگی؟

563
00:30:09,307 --> 00:30:11,976
‫- چرا. باشه.
‫- آره، شروع کن.

564
00:30:12,060 --> 00:30:13,937
‫آره، می‌دونی، خدا، باید در جریان باشی

565
00:30:14,020 --> 00:30:16,439
‫که هشت سالی میشه با یه خانم
‫نرفتم سر قرار، پس...

566
00:30:16,523 --> 00:30:18,650
‫- پناه بر خدا.
‫- می‌دونی دیگه.

567
00:30:18,733 --> 00:30:22,153
‫شاید بتونی یه کوچولو کمکم کنی،
‫یکی رو بفرست باهاش آشنا بشم.

568
00:30:22,237 --> 00:30:25,114
‫می‌دونی، زیاد سخت‌گیر نیستم.
‫چاق هم باشه عیبی نداره.

569
00:30:25,198 --> 00:30:27,617
‫ولی دیگه یه آدم خیلی چاق نفرست،
‫می‌دونی،

570
00:30:27,700 --> 00:30:29,619
‫به صورت منطقی اضافه وزن داشته باشه.
‫برام مهم نیست.

571
00:30:29,702 --> 00:30:31,871
‫مو قرمز هم باشه که چه بهتر.

572
00:30:31,955 --> 00:30:34,916
‫می‌دونی، من... آره، مو قرمز باشه.

573
00:30:34,999 --> 00:30:37,252
‫هی، رزا. هی، کجا میری؟

574
00:30:37,335 --> 00:30:39,462
‫میرم پشت اتوبوس بشینم،
‫ولی تو باز هم دعا کن، موری.

575
00:30:39,587 --> 00:30:40,755
‫رفقا. یه دست کارت به من هم بدید.

576
00:30:41,422 --> 00:30:45,301
‫بگذریم، داشتم می‌گفتم،
‫یه مو قرمز باشه خیلی خوشحال میشم.

577
00:30:45,802 --> 00:30:48,263
‫عالی میشه. ولی زیاد کک و مک نداشته باشه.

578
00:30:50,263 --> 00:31:00,263
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M