1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:28,069 --> 00:00:31,698
‫در سال ۱۸۰۳، توماس جفرسون ایالت
‫لوئیزیانا رو

3
00:00:31,781 --> 00:00:34,033
‫به قیمت پونزده میلیون دلار از ناپلئون خرید،

4
00:00:34,117 --> 00:00:36,119
‫و اندازه آمریکا رو با قیمت هجده دلار

5
00:00:36,202 --> 00:00:40,206
‫در ازای هر چهل و شش کیلومتر مربع
‫دو برابر کرد.

6
00:00:40,749 --> 00:00:43,126
‫رئیس‌جمهور جفرسون به مری‌وثر لوئیس سپرد

7
00:00:43,209 --> 00:00:46,713
‫سفری رو به سمت غرب آغاز کنه
‫و همه چیز رو درباره این منطقه جدید ثبت کنه.

8
00:00:46,796 --> 00:00:48,882
‫لوئیس دوست صمیمیش ویلیام کلارک رو

9
00:00:48,965 --> 00:00:51,092
‫به عنوان یکی دیگه از رهبرهای این
‫سفر اکتشافیش انتخاب کرد.

10
00:00:51,176 --> 00:00:54,053
‫انتظار داشتن این سفر دوازده هزار کیلومتری
‫دو سال طول بکشه،

11
00:00:54,137 --> 00:00:57,056
‫ولی قبل از اینکه بتونن این سفر
‫معروف رو شروع کنن،

12
00:00:57,557 --> 00:01:01,102
‫باید به بزرگترین مانع ممکن
‫غلبه می‌کردن.

13
00:01:01,644 --> 00:01:03,313
‫همسر لوئیس، میویس.

14
00:01:12,447 --> 00:01:13,865
‫عزیزم!

15
00:01:13,948 --> 00:01:18,286
‫خدای من. چقدر دلم برات تنگ شده بود.

16
00:01:18,369 --> 00:01:20,455
‫- وای خدا، دلم برات تنگ شده بود! من...
‫- خیلی خوشحالم برگشتی خونه.

17
00:01:20,538 --> 00:01:22,123
‫اون... کلاه جدیده؟

18
00:01:22,207 --> 00:01:24,083
‫آره. وقتی نبودی درستش کردم.

19
00:01:24,167 --> 00:01:25,752
‫- بهت میاد. آفرین.
‫- آره.

20
00:01:25,835 --> 00:01:27,253
‫- ممنون.
‫- خسته نباشی.

21
00:01:27,337 --> 00:01:28,671
‫خیاط فوق‌العاده‌ای هستی، مگه نه؟

22
00:01:28,755 --> 00:01:30,465
‫- تلاشم رو می‌کنم. عاشق خیاطی هستم.
‫- دست‌های کوچولوت رو

23
00:01:30,548 --> 00:01:31,799
‫- روی هر چی بذاری طلا میشه، نه؟
‫- می‌بینی؟

24
00:01:31,883 --> 00:01:34,677
‫- دلم برات تنگ شده بود. خیلی زیاد.
‫- آره.

25
00:01:35,929 --> 00:01:38,723
‫گوش کن، می‌دونم یه مدت نبودی،
‫ولی کلی کار

26
00:01:38,806 --> 00:01:40,517
‫- رو سرمون ریخته، خب؟
‫- باشه.

27
00:01:40,600 --> 00:01:42,143
‫- باید چاله‌های دستشویی رو...
‫- خب.

28
00:01:42,227 --> 00:01:44,020
‫قبل از بارش بارون حفر کنیم.

29
00:01:44,103 --> 00:01:46,147
‫یادت نره، از پارسال کلی پارچه چرمی مونده

30
00:01:46,231 --> 00:01:47,398
‫که هنوز دباغی نکردیم...

31
00:01:47,482 --> 00:01:49,025
‫- آره. باید دباغی کنیم. آره.
‫- ...پس باید اونا رو هم حل کنیم.

32
00:01:49,108 --> 00:01:50,777
‫- ولی خدا، خیلی کار روی سرمون ریخته، نه؟
‫- آره.

33
00:01:50,860 --> 00:01:53,655
‫جلسه‌ت با رئیس‌جمهور جفرسون
‫چطور بود؟

34
00:01:53,738 --> 00:01:55,240
‫حدس بزن همه دارن درباره چی صحبت می‌کنن؟

35
00:01:55,323 --> 00:01:58,076
‫- قتل‌عام مجدد سرخپوست‌ها؟
‫- نه.

36
00:01:58,159 --> 00:01:59,494
‫خرید لوئیزیانا.

37
00:02:00,119 --> 00:02:02,038
‫- خیلی اتفاق مهمیه.
‫- آره. مهمه.

38
00:02:02,121 --> 00:02:04,832
‫خب درباره جلسه برام بگو.
‫چی گفت؟

39
00:02:04,916 --> 00:02:06,000
‫خب...

40
00:02:06,501 --> 00:02:10,129
‫خیلی... باورنکردنیه، ولی...

41
00:02:11,381 --> 00:02:14,300
‫می‌دونی، گفت به...

42
00:02:15,009 --> 00:02:16,427
‫مسیر اورگن سفر کنم.

43
00:02:17,095 --> 00:02:18,554
‫- چی؟
‫- آره. خرید لوئیزیانا.

44
00:02:18,638 --> 00:02:20,348
‫- تو؟
‫- آره، آره. به نقشه نیاز داره

45
00:02:20,431 --> 00:02:21,683
‫- و...
‫- نقشه؟

46
00:02:21,766 --> 00:02:23,935
‫اون... می‌دونی، می‌خواد بدونه
‫که دقیقاً چی خریده.

47
00:02:24,894 --> 00:02:26,729
‫تازه رسیدی خونه و الان دوباره
‫داری میری؟

48
00:02:26,813 --> 00:02:29,274
‫می‌دونم. خب، فکر کردی از خدامه برم؟
‫من دلم می‌خواد اینجا کنار تو باشم.

49
00:02:29,357 --> 00:02:31,651
‫می‌خوام پوست حیوانات رو جدا کنم.
‫می‌خوام پوست‌ها رو دباغی کنم.

50
00:02:31,734 --> 00:02:34,362
‫می‌خوام کنسرو درست کنم،
‫خیارشور درست کنم.

51
00:02:34,445 --> 00:02:36,948
‫نوکرت هم هستم.

52
00:02:37,031 --> 00:02:38,241
‫تنها قراره بری؟

53
00:02:38,324 --> 00:02:40,410
‫قراره تنها بری به مسیر اورگن؟

54
00:02:40,493 --> 00:02:41,786
‫نه، نه.

55
00:02:42,704 --> 00:02:43,871
‫- نه.
‫- نه.

56
00:02:43,955 --> 00:02:45,039
‫همراه داری.

57
00:02:46,708 --> 00:02:47,959
‫کلارک...

58
00:02:48,042 --> 00:02:49,627
‫کلارک هم...

59
00:02:50,169 --> 00:02:51,462
‫کلارک هم میاد.

60
00:02:51,546 --> 00:02:53,923
‫- ویلیام کلارک؟
‫- آره، آره، ویلیام.

61
00:02:54,007 --> 00:02:55,633
‫آره، ویلیام هم میاد. آره.

62
00:02:55,717 --> 00:02:57,218
‫رفیق صمیمیت و رفیق ماهی‌گیریت؟

63
00:02:57,301 --> 00:02:58,761
‫جفرسون گفت.

64
00:02:58,845 --> 00:03:00,179
‫- فکر کردی خودم دوست دارم کلارک بیاد؟
‫- کلارک؟

65
00:03:00,263 --> 00:03:02,140
‫خیلی غرغروئه. یه سره وراجی می‌کنه.

66
00:03:02,223 --> 00:03:05,143
‫کوهنوردی بلد نیست.
‫انگشت شستش انحراف داره.

67
00:03:05,226 --> 00:03:06,728
‫- انحراف انگشت شست؟
‫- مدام میگه،

68
00:03:06,811 --> 00:03:08,813
‫«آخ، پام، انگشت‌هام، انگشتم...»

69
00:03:09,397 --> 00:03:10,940
‫زور زدم قسر در برم.

70
00:03:11,024 --> 00:03:12,025
‫- همین، عزیزم.
‫- تو... خدای من.

71
00:03:12,108 --> 00:03:14,193
‫نمی‌خوام با کلارک برم سفر.

72
00:03:14,277 --> 00:03:19,240
‫پس رئیس‌جمهور می‌خواست یه نقشه
‫از مسیر اورگن

73
00:03:19,323 --> 00:03:22,035
‫با دوست صمیمیت ویلیام کلارک بکشی.

74
00:03:22,118 --> 00:03:24,579
‫به معنای واقعی کلمه تصادفی بود.

75
00:03:24,662 --> 00:03:26,706
‫طرف دوست صمیمیمه،

76
00:03:26,789 --> 00:03:30,752
‫و بدون اینکه اسمش رو جلوی
‫رئیس‌جمهور جفرسون بیارم،

77
00:03:30,835 --> 00:03:32,628
‫گفت، «ویلیام کلارک هم باید باهات بیاد.»

78
00:03:32,754 --> 00:03:34,046
‫حتی خبر نداره ما با هم دوستیم.

79
00:03:34,130 --> 00:03:35,339
‫ببخشید.

80
00:03:35,965 --> 00:03:37,258
‫کی می‌تونه باشه؟

81
00:03:38,342 --> 00:03:40,178
‫- هی، ویلیام!
‫- سلام!

82
00:03:40,261 --> 00:03:42,013
‫- وای خدا، چه سورپرایزی!
‫- کلارک.

83
00:03:42,096 --> 00:03:43,347
‫خب، شنیدم تازه برگشتی.

84
00:03:43,431 --> 00:03:46,392
‫- آره! هی، عزیزم! ببین.
‫- ویلیام کلارک.

85
00:03:46,476 --> 00:03:47,894
‫اتفاقاً ذکر خیرت بود.

86
00:03:49,270 --> 00:03:51,105
‫- آره.
‫- ابیگیل چطوره؟

87
00:03:51,189 --> 00:03:52,732
‫- خوبه. آره.
‫- صحیح.

88
00:03:52,815 --> 00:03:54,901
‫انحراف انگشت شستت چطوره؟

89
00:03:55,902 --> 00:03:57,737
‫- چی؟ چی چیم؟
‫- انگشت شستت.

90
00:03:58,279 --> 00:04:00,114
‫انگشت‌های شستت؟

91
00:04:00,198 --> 00:04:01,240
‫- انگشت‌های شستم.
‫- مشکل انگشت شستم.

92
00:04:01,324 --> 00:04:02,325
‫- آره، خوبه.
‫- انحراف انگشت شست.

93
00:04:02,408 --> 00:04:03,576
‫- آره.
‫- خوبه.

94
00:04:03,659 --> 00:04:06,037
‫- خوبن.
‫- پوست درخت بید می‌خوردی دیگه؟

95
00:04:06,120 --> 00:04:07,163
‫- پوست درخت بید.
‫- پوست درخت بید؟

96
00:04:07,246 --> 00:04:08,331
‫- آره، پوست درخت بید خوردم.
‫- آره.

97
00:04:08,414 --> 00:04:09,540
‫باید بجوئیش.

98
00:04:09,624 --> 00:04:11,793
‫نه، باید بمالیش روی انگشتت.

99
00:04:11,876 --> 00:04:13,002
‫اون کار رو هم انجام میدم.

100
00:04:13,753 --> 00:04:15,421
‫هم می‌جوئم و هم می‌مالمش،

101
00:04:15,505 --> 00:04:17,924
‫چشم بهم زدم دیدم انگشتم اینجوری شد.

102
00:04:18,007 --> 00:04:19,300
‫- جدی؟
‫- آره.

103
00:04:19,383 --> 00:04:21,469
‫- معجزه شد.
‫- نه... انگار معجزه شد.

104
00:04:21,552 --> 00:04:24,555
‫خیلی خب. من برم شما به
‫صحبتتون برسید.

105
00:04:25,181 --> 00:04:26,933
‫کار دارم.

106
00:04:27,725 --> 00:04:29,101
‫کار داره.

107
00:04:29,185 --> 00:04:31,229
‫- اینهمه رخت چرک برای یک نفره؟
‫- آره.

108
00:04:34,941 --> 00:04:36,734
‫- خب، بهش گفتی؟
‫- آره.

109
00:04:36,817 --> 00:04:38,110
‫- موافقت کرد؟
‫- نه بابا.

110
00:04:38,194 --> 00:04:39,654
‫- اصلاً. نه.
‫- قبول نکرد؟

111
00:04:39,737 --> 00:04:41,405
‫- تو به ابیگیل گفتی؟
‫- آره.

112
00:04:41,489 --> 00:04:42,573
‫- اون چی گفت؟
‫- مخالفه.

113
00:04:42,657 --> 00:04:44,242
‫- آره.
‫- آره، ولی چیکار کنیم.

114
00:04:44,325 --> 00:04:45,493
‫- باید بریم. آره.
‫- باید بریم.

115
00:04:45,576 --> 00:04:47,203
‫- درسته.
‫- اصلاً جای سوال نداره.

116
00:04:47,286 --> 00:04:49,372
‫- باید بریم.
‫- آره. خیلی خب، خوبه.

117
00:04:49,455 --> 00:04:50,790
‫- چوب ماهی‌گیریت رو هم بیار.
‫- آره.

118
00:04:50,873 --> 00:04:51,874
‫- آره.
‫- من طعمه دارم.

119
00:04:51,958 --> 00:04:53,334
‫- زیباست. آره.
‫- تله دارم.

120
00:04:53,417 --> 00:04:54,710
‫تور چی؟ داری؟

121
00:04:54,794 --> 00:04:56,087
‫نه، ندارم.

122
00:04:56,212 --> 00:04:57,255
‫از کلاهم استفاده می‌کنم.

123
00:04:57,338 --> 00:04:58,464
‫- چی؟
‫- از کلاهم استفاده می‌کنم.

124
00:04:58,548 --> 00:04:59,924
‫- عالیه.
‫- پس کل سفر

125
00:05:00,007 --> 00:05:01,759
‫- به خوش گذرونی خلاصه میشه.
‫- آره.

126
00:05:01,842 --> 00:05:02,885
‫- خوش گذرونی.
‫- ماهی‌گیری.

127
00:05:02,969 --> 00:05:04,679
‫- آره.
‫- همین دیگه، نه؟

128
00:05:04,762 --> 00:05:06,347
‫می‌دونی، باید یه مقدار اونجا رو بگردیم.

129
00:05:06,889 --> 00:05:07,890
‫- آره.
‫- آره.

130
00:05:07,974 --> 00:05:09,308
‫اینی که میگی یعنی چی؟

131
00:05:09,392 --> 00:05:13,145
‫فکر کنم باید بریم به جاهایی که
‫تا حالا نرفتیم، و...

132
00:05:13,229 --> 00:05:15,147
‫- می‌دونی، یه نگاهی به اطرافش بندازیم.
‫- حله.

133
00:05:15,231 --> 00:05:16,524
‫- آره. آسونه.
‫- سخت نیست.

134
00:05:16,607 --> 00:05:17,692
‫- آسونه. آره.
‫- آره.

135
00:05:17,775 --> 00:05:18,818
‫- رفتی واشینگتن.
‫- آره.

136
00:05:18,901 --> 00:05:19,902
‫- جفرسون رو دیدی.
‫- آره.

137
00:05:19,986 --> 00:05:20,987
‫- چطور آدمیه؟
‫- یه آدم عوضی.

138
00:05:21,070 --> 00:05:22,071
‫- جدی؟
‫- آره.

139
00:05:22,154 --> 00:05:23,698
‫آدم عجیب و غریبیه.

140
00:05:23,781 --> 00:05:25,741
‫- یه سره می‌خواد فرار کنه بره فرانسه.
‫- آره.

141
00:05:25,825 --> 00:05:27,076
‫تو فرانسه چیکار داره؟

142
00:05:29,453 --> 00:05:30,454
‫- آره.
‫- هی، ما چی؟

143
00:05:30,538 --> 00:05:33,207
‫- می‌تونیم با خودمون زن سرخپوست ببریم؟
‫- دیگه نمی‌تونی بگی «زن سرخپوست.»

144
00:05:33,291 --> 00:05:34,625
‫فقط خودشون می‌تونن از این کلمه
‫استفاده کنن.

145
00:05:34,709 --> 00:05:36,419
‫- می‌تونن بگن زن سرخپوست.
‫- آره، ما نمی‌تونیم بگیم.

146
00:05:36,502 --> 00:05:38,379
‫- تیپی چی؟
‫- این یکی رو می‌تونیم بگیم.

147
00:05:38,462 --> 00:05:39,964
‫وامپوم؟ می‌تونیم بگیم؟

148
00:05:40,047 --> 00:05:42,133
‫- فکر کنم نگیم بهتره.
‫- حالا هر چی.

149
00:05:42,216 --> 00:05:43,384
‫سفر فوق‌العاده‌ای میشه.

150
00:05:43,467 --> 00:05:45,386
‫- عالی میشه.
‫- شگفت‌انگیز.

151
00:05:45,469 --> 00:05:46,887
‫چی شگفت‌انگیز میشه؟

152
00:05:46,971 --> 00:05:49,473
‫واقعاً... مسئولیت شگفت‌انگیزیه...

153
00:05:49,557 --> 00:05:52,310
‫- آره.
‫- ...که خانواده‌هامون رو رها کنیم

154
00:05:52,393 --> 00:05:55,021
‫و بریم سراغ یه ماموریت باورنکردنی.

155
00:05:55,104 --> 00:05:56,355
‫- آره.
‫- دلمون که نمی‌خواد بریم.

156
00:05:56,439 --> 00:05:59,775
‫ولی مسئولیتی که نسبت به رئیس‌جمهورمون
‫حس می‌کنیم...

157
00:05:59,859 --> 00:06:01,360
‫- رئیس‌جمهور، هم‌وطنانمون.
‫- ...هم‌وطنانمون،

158
00:06:01,444 --> 00:06:02,611
‫- دیگه...
‫- خدمت‌رسانی به کشور.

159
00:06:02,695 --> 00:06:03,988
‫- خدمت‌رسانی به کشور، درسته.
‫- آره.

160
00:06:04,071 --> 00:06:05,364
‫می‌دونی چیه؟ تو...

161
00:06:05,448 --> 00:06:07,324
‫- باید وسایلت رو جمع کنی، نه؟
‫- آره.

162
00:06:07,408 --> 00:06:08,492
‫- نه، نه.
‫- آره.

163
00:06:08,576 --> 00:06:09,785
‫فقط چندتا سوال دارم.

164
00:06:09,869 --> 00:06:12,246
‫خب، ویلیام، رئیس‌جمهور جفرسون...

165
00:06:13,205 --> 00:06:16,917
‫- تو رو برای این سفر انتخاب کرد؟
‫- آره.

166
00:06:17,001 --> 00:06:18,461
‫پس رئیس‌جمهور جفرسون رو دیدی؟

167
00:06:18,544 --> 00:06:20,254
‫- آره.
‫- چطور آدمیه؟

168
00:06:20,337 --> 00:06:21,297
‫یه آدم عوضی.

169
00:06:23,841 --> 00:06:25,926
‫تا حالا رفتی به سفر اکتشافی؟

170
00:06:26,010 --> 00:06:27,928
‫زنده بودن ما خودش یه جور اکتشافه.

171
00:06:28,012 --> 00:06:30,139
‫چون هر جایی میرم که تا حالا نرفتم،

172
00:06:30,639 --> 00:06:31,640
‫انگار دارم کشفش می‌کنم.

173
00:06:31,724 --> 00:06:32,725
‫- داری کشف می‌کنی؟
‫- آره.

174
00:06:32,808 --> 00:06:34,894
‫از وقتی به دنیا اومده در حال کشفه.

175
00:06:34,977 --> 00:06:36,729
‫- من مشاهده می‌کنم.
‫- ببین... چشم‌هاش رو ببین.

176
00:06:36,812 --> 00:06:38,314
‫- آره.
‫- ببین چه چشم‌های بزرگی داره...

177
00:06:38,397 --> 00:06:39,774
‫یه مرد چشم‌بزرگه.

178
00:06:39,857 --> 00:06:41,984
‫کنجکاویش حد و مرز نداره.

179
00:06:42,068 --> 00:06:45,529
‫پس وقتی رفتید، ماهی‌گیری هم
‫می‌کنید دیگه.

180
00:06:45,613 --> 00:06:47,239
‫- آره، ولی...
‫- آره، واسه بقا.

181
00:06:47,323 --> 00:06:48,574
‫- درسته.
‫- اوه، بقا؟

182
00:06:48,657 --> 00:06:50,117
‫- پس نه محض خوش‌گذرونی.
‫- نه، نه، نه.

183
00:06:50,201 --> 00:06:51,494
‫- واسه خوش‌گذرونی که نه.
‫- اصلاً.

184
00:06:51,577 --> 00:06:52,745
‫- واسه غذا ماهی‌گیری می‌کنیم.
‫- آره.

185
00:06:52,828 --> 00:06:54,872
‫خب، چقدر قراره طول بکشه؟

186
00:06:54,955 --> 00:06:56,373
‫- قراره...
‫- زیاد نه.

187
00:06:56,457 --> 00:06:57,917
‫- زیاد نه؟
‫- یکی دو سال.

188
00:06:58,000 --> 00:06:59,460
‫وایسا ببینم. «یکی دو سال؟»

189
00:07:00,002 --> 00:07:01,420
‫- یکی دو سال؟ اونم وقتی...
‫- نه.

190
00:07:01,462 --> 00:07:03,464
‫این حالیش نیست چی میگه، خب؟

191
00:07:03,547 --> 00:07:04,924
‫- ته تهش دیگه.
‫- نه، دارید می‌گید

192
00:07:05,007 --> 00:07:06,842
‫این سفر اکتشافی کلارک و لوئیس

193
00:07:06,926 --> 00:07:08,636
‫- قراره یکی دو سال طول بکشه؟
‫- کی؟ چی گفته؟

194
00:07:08,719 --> 00:07:10,679
‫کلارک و لوئیس نه.
‫لوئیس و کلارک.

195
00:07:10,763 --> 00:07:11,889
‫- نه، کلارک و لوئیس.
‫- چی...

196
00:07:11,972 --> 00:07:13,516
‫- خواهش می‌کنم. میشه... لطفاً.
‫- از نظر الفبایی میشه کلارک و لوئیس.

197
00:07:13,599 --> 00:07:15,851
‫ما لوئیس و کلارکیم، نقطه سر خط.

198
00:07:15,935 --> 00:07:17,102
‫ولی جالبه که

199
00:07:17,812 --> 00:07:20,231
‫- از دیدگاه الفبایی بهش نگاه کنیم.
‫- آره.

200
00:07:20,314 --> 00:07:23,484
‫هر جور می‌خوای نگاه کن،
‫ولی جالب نمیشه.

201
00:07:23,567 --> 00:07:25,236
‫- شبیه گوشت و تخم‌مرغه.
‫- درسته.

202
00:07:25,319 --> 00:07:27,655
‫تو حروف الفبا اول تخم‌مرغ میاد بعد گوشت

203
00:07:27,738 --> 00:07:32,493
‫ولی اگه بگیم «گوشت و تخم‌مرغ»
‫ترکیب قشنگ‌تریه.

204
00:07:32,576 --> 00:07:34,078
‫ولی مزه‌ش فرقی نمی‌کنه،

205
00:07:34,161 --> 00:07:36,539
‫حالا چه «گوشت و تخم‌مرغ» باشه
‫یا «تخم‌مرغ و گوشت.»

206
00:07:36,622 --> 00:07:38,582
‫کسی قرار نیست ما رو بخوره، کلارک.

207
00:07:38,666 --> 00:07:39,917
‫ولی یه چیزی فکرم رو درگیر کرده.

208
00:07:40,709 --> 00:07:42,878
‫هم‌سفر دیگه‌ای هم دارید؟

209
00:07:43,003 --> 00:07:44,922
‫- نه، نه، نه.
‫- نه.

210
00:07:45,005 --> 00:07:46,048
‫- نه؟
‫- نه، چرا.

211
00:07:46,131 --> 00:07:48,551
‫- چندتا دخترخانم سرخپوست.
‫- «دخترخانم؟»

212
00:07:48,634 --> 00:07:50,719
‫زن‌های سرخپوست هم میان؟

213
00:07:50,803 --> 00:07:51,887
‫ولی سنشون بالاست.

214
00:07:51,971 --> 00:07:54,557
‫- دخترخانم‌های پیر سرخپوست؟
‫- سرخپوست‌های پیر. آره.

215
00:07:54,640 --> 00:07:56,308
‫- پیر و ضعیف.
‫- آره.

216
00:07:56,392 --> 00:07:57,518
‫- ضعیف؟
‫- آره.

217
00:07:57,601 --> 00:07:59,103
‫- با پوست چروک.
‫- «با پوست چروک؟»

218
00:07:59,186 --> 00:08:00,938
‫- آره، با پوست چروک.
‫- بسه! چرا دارن زن‌های سرخپوست رو

219
00:08:01,021 --> 00:08:02,022
‫باهاتون می‌فرستن؟

220
00:08:02,106 --> 00:08:03,607
‫- نمی‌تونی این کلمه رو به زبون بیاری.
‫- اینجوری نگو.

221
00:08:03,691 --> 00:08:04,775
‫- نمی‌تونم بگم زن سرخپوست؟
‫- نمی‌تونم بگم.

222
00:08:04,858 --> 00:08:06,527
‫- نه.
‫- خیلی خب. می‌خوان چیکار کنن؟

223
00:08:06,610 --> 00:08:07,611
‫مسیریابی.

224
00:08:07,695 --> 00:08:09,029
‫- ما به آدرس نیاز داریم. آره.
‫- آدرس.

225
00:08:09,113 --> 00:08:10,698
‫کی مسیرها رو بهتر از پیرزن‌های
‫سرخپوست می‌شناسه؟

226
00:08:10,781 --> 00:08:12,283
‫- درسته. آره.
‫- نه، آره، راست میگی.

227
00:08:12,366 --> 00:08:14,076
‫در ضمن، می‌خوان از منطقه اختصاصی
‫بندازنشون بیرون...

228
00:08:14,159 --> 00:08:15,411
‫- آره.
‫- ...چون خیلی بی‌ریختن.

229
00:08:15,494 --> 00:08:17,204
‫- نمی‌خوان...
‫- زشتن؟

230
00:08:17,288 --> 00:08:19,081
‫- خیلی خب. می‌دونی چیه؟
‫- خیلی کنجکاو شدم.

231
00:08:19,164 --> 00:08:20,958
‫تو باید... چمدون ببندی. نه؟

232
00:08:21,041 --> 00:08:23,043
‫- آره. لباس‌هام رو جمع نکردم. من...
‫- برو وسایلت رو جمع کن.

233
00:08:23,127 --> 00:08:25,170
‫- آره. خیلی خب. به سلامت.
‫- آره.

234
00:08:25,254 --> 00:08:26,922
‫خیلی خب. به زودی می‌بینمت.

235
00:08:29,717 --> 00:08:31,093
‫- باورت میشه؟
‫- باورت میشه؟

236
00:08:31,176 --> 00:08:32,344
‫یعنی باورش شد؟

237
00:08:32,428 --> 00:08:33,637
‫- باور کرد.
‫- همه چیز رو باور کرد.

238
00:08:33,721 --> 00:08:34,722
‫همه چیز رو. حتی انحراف انگشت شست رو.

239
00:08:34,805 --> 00:08:36,098
‫- من اصلاً نمی‌دونم انحراف انگشت چی هست.
‫- انحراف انگشت شست.

240
00:08:36,181 --> 00:08:37,600
‫- من تا حالا انحراف انگشت شست نداشتم.
‫- خب، نظرت درباره...

241
00:08:37,683 --> 00:08:39,476
‫- استفاده از پوست درخت بید چیه؟
‫- هی، گوش کن.

242
00:08:39,560 --> 00:08:41,979
‫میای بریم خونه ما با ابیگیل صحبت کنیم

243
00:08:42,062 --> 00:08:43,814
‫که اونم مثل زن تو دیگه گیر نده؟

244
00:08:43,897 --> 00:08:45,065
‫- آره.
‫- عالیه.

245
00:08:45,149 --> 00:08:47,276
‫- آره. حتماً.
‫- یالا. بیا بریم خونه ما.

246
00:08:48,193 --> 00:08:49,528
‫- کجا میری؟
‫- خودت کجا میری؟

247
00:08:49,611 --> 00:08:50,612
‫خونه ما.

248
00:08:50,696 --> 00:08:52,489
‫- آره، این سمتیه.
‫- نه، نیست.

249
00:08:52,573 --> 00:08:54,283
‫پایین جاده‌ست.

250
00:08:54,366 --> 00:08:56,368
‫آره، اون جاده.

251
00:08:56,910 --> 00:08:58,329
‫مطمئنی؟

252
00:08:58,412 --> 00:08:59,747
‫آره فکر کنم.

253
00:09:02,416 --> 00:09:04,335
‫ها؟ پس من دارم به چی فکر می‌کنم؟

254
00:09:04,835 --> 00:09:06,587
‫- فکر کردم...
‫- منم...

255
00:09:19,016 --> 00:09:20,851
‫دموکراسی ما از این نظر

256
00:09:20,934 --> 00:09:23,604
‫با بقیه متفاوته که یه کاندید ریاست‌جمهوری

257
00:09:23,687 --> 00:09:26,106
‫حتی بدون آوردن بیشترین رای هم
‫می‌تونه انتخاب بشه.

258
00:09:26,607 --> 00:09:27,858
‫عجیبه، نه؟

259
00:09:28,400 --> 00:09:29,860
‫به دلایلی که با منطق جور درنمیان،

260
00:09:29,943 --> 00:09:34,031
‫پدران بنیان‌گذار در قانون اساسی درباره
‫الکترال کالج نوشتن که

261
00:09:34,114 --> 00:09:37,076
‫به شکل عجیبی اسم یه دانشگاه نیست.

262
00:09:37,159 --> 00:09:39,828
‫حتی یه مکان هم نیست، یه پروسه‌ست،

263
00:09:39,912 --> 00:09:42,289
‫که هر ایالت یه تعداد خاصی گزیننده داره

264
00:09:42,372 --> 00:09:43,957
‫که طبق جمعیت انتخاب میشن.

265
00:09:44,041 --> 00:09:47,211
‫به خاطر این پروسه عجیب،
‫پنج بار در تاریخ آمریکا،

266
00:09:47,294 --> 00:09:49,755
‫کسی که بیشترین رای رو ‌آورده نتونسته
‫رئیس‌جمهور بشه.

267
00:09:50,380 --> 00:09:52,883
‫در سال ۱۸۷۶، ساموئل جی. تیلدنِ دموکرات

268
00:09:52,966 --> 00:09:55,552
‫با رادرفورد بی. هیزِ جمهوری‌خواه
‫در انتخابات رقابت می‌کرد.

269
00:09:55,636 --> 00:10:01,183
‫در شب انتخابات، تیلدن حساس تو
‫اتاق هتلش منتظر نتایج بود.

270
00:10:01,266 --> 00:10:03,227
‫عالیه.

271
00:10:03,310 --> 00:10:05,187
‫- ممنون.
‫- چه سخنرانی زیبایی.

272
00:10:05,270 --> 00:10:06,730
‫- ممنونم!
‫- ممنون، فرماندار.

273
00:10:06,814 --> 00:10:07,981
‫این خط مثلاً.

274
00:10:08,065 --> 00:10:10,484
‫«از سواحل هادسون

275
00:10:10,567 --> 00:10:13,278
‫تا تپه‌های پیچیده‌ی سرزمین شمالی،

276
00:10:13,362 --> 00:10:17,116
‫- صدای شما شنیده شد.»
‫- «شنیده شد.»

277
00:10:17,199 --> 00:10:19,118
‫- امیدوارم بتونم با تمام احساسات بیانش کنم.
‫- لطف دارید، قربان.

278
00:10:19,910 --> 00:10:23,997
‫تو فکرشم بگم سی‌برن بشه
‫وزیر خزانه‌داری.

279
00:10:24,081 --> 00:10:25,415
‫آره.

280
00:10:25,499 --> 00:10:27,709
‫- کلمن هم وزیر امور خارجه.
‫- چه خلاقانه.

281
00:10:27,793 --> 00:10:30,379
‫زیاد تو امور خارجه تجربه نداره، ولی...

282
00:10:30,420 --> 00:10:31,547
‫نه، ولی قابل کنترله.

283
00:10:31,630 --> 00:10:33,090
‫- آره، دقیقاً.
‫- بله.

284
00:10:33,173 --> 00:10:34,383
‫بذار بگم دیگه دارم به چی فکر می‌کنم.

285
00:10:34,466 --> 00:10:36,468
‫می‌خوام تو رو تبدیل به...

286
00:10:37,719 --> 00:10:39,721
‫اولین عضو سیاه‌پوست هیئت وزیران کنم.

287
00:10:39,805 --> 00:10:42,140
‫- وزیر پست، شما، جناب!
‫- واو.

288
00:10:42,224 --> 00:10:43,225
‫نمی‌دونم چی بگم.

289
00:10:43,308 --> 00:10:44,601
‫- عالیه.
‫- بله، قربان!

290
00:10:44,685 --> 00:10:47,437
‫- ناامیدتون نمی‌کنم.
‫- ناامیدم نمی‌کنی! خوشحال شدم.

291
00:10:47,521 --> 00:10:48,605
‫خوشم اومد!

292
00:10:50,649 --> 00:10:52,693
‫تو فکرش بودم برم کاخ سفید زندگی کنم.

293
00:10:52,776 --> 00:10:54,236
‫اول از همه باید تشک‌ها رو عوض کنیم.

294
00:10:54,319 --> 00:10:56,989
‫گرنت... من نمی‌تونم روی اون
‫تخت کثیف بخوابم...

295
00:10:57,072 --> 00:10:59,408
‫- یارو روی تخت می‌نوشه و سیگار می‌کشه.
‫- آره.

296
00:10:59,491 --> 00:11:01,118
‫مطمئنم خودشون حلش می‌کنن.

297
00:11:01,201 --> 00:11:02,286
‫یعنی تشک جدید میارن؟

298
00:11:02,369 --> 00:11:03,537
‫- صد در صد.
‫- از کجا معلوم.

299
00:11:03,620 --> 00:11:05,372
‫می‌دونی چیکار می‌کنن؟
‫تشک رو برمی‌گردونن.

300
00:11:05,455 --> 00:11:06,623
‫این کار رو می‌کنن.

301
00:11:06,707 --> 00:11:08,750
‫صد سال کثیفی روشه.

302
00:11:08,834 --> 00:11:10,711
‫باید ملحفه‌های جدید بگیریم.

303
00:11:10,794 --> 00:11:12,462
‫کی پولش رو میده؟
‫خودم؟

304
00:11:12,546 --> 00:11:15,257
‫- مالیات‌دهنده‌ها.
‫- هزینه اسباب‌کشی چی؟

305
00:11:15,340 --> 00:11:17,092
‫افرادمون آماده هستن.

306
00:11:17,175 --> 00:11:18,343
‫انعام چی؟

307
00:11:18,427 --> 00:11:19,511
‫- به بر و بچه‌های اسباب‌کشی...
‫- انعام؟

308
00:11:19,595 --> 00:11:21,013
‫چقدر بهشون انعام میدی؟

309
00:11:21,096 --> 00:11:23,098
‫چون گاهی اوقات وقتی پول خرد نباشه،
‫باید یک دلاری بهشون بدیم.

310
00:11:23,181 --> 00:11:24,641
‫ما به کسی یک دلار نمیدیم.

311
00:11:24,725 --> 00:11:27,644
‫کاخ سفید سرای مردمه.

312
00:11:27,728 --> 00:11:29,438
‫- مردم هزینه‌ش رو میدن.
‫- پس نیاز نیست هزینه چیزی رو بدم؟

313
00:11:29,521 --> 00:11:31,398
‫نیاز نیست.

314
00:11:31,481 --> 00:11:33,025
‫- خوشم اومد.
‫- آره.

315
00:11:33,108 --> 00:11:36,278
‫فرماندار، نتیجه انتخابات اومد.

316
00:11:38,113 --> 00:11:40,532
‫هشتاد و دو درصد کشور رای دادن.

317
00:11:40,616 --> 00:11:42,618
‫تقریباً کل کشور.

318
00:11:44,161 --> 00:11:45,829
‫بیشترین رای‌آورنده،

319
00:11:46,663 --> 00:11:49,124
‫با دویست و پنجاه هزار رای،

320
00:11:49,708 --> 00:11:51,543
‫فرماندار تیلدنه.

321
00:11:57,215 --> 00:11:58,300
‫ولی...

322
00:11:59,885 --> 00:12:00,886
‫ولی...

323
00:12:01,803 --> 00:12:03,305
‫- ولی...
‫- یه سیگار روشن کنید.

324
00:12:03,388 --> 00:12:04,640
‫- بذارید یه چیزی پیدا کنم.
‫- من سیگار خودم رو نیاوردم.

325
00:12:04,723 --> 00:12:06,099
‫حرفم تموم نشده.

326
00:12:07,643 --> 00:12:08,935
‫- جان؟
‫- چی؟

327
00:12:09,019 --> 00:12:11,980
‫رای الکترال کالج.

328
00:12:13,440 --> 00:12:16,234
‫صد و هشتاد و چهار رای، تیلدن.

329
00:12:17,069 --> 00:12:19,988
‫صد و هشتاد و پنج رای، هیز.

330
00:12:21,198 --> 00:12:22,407
‫- چی فرمودی؟
‫- چی؟

331
00:12:22,491 --> 00:12:23,617
‫هیز بُرد.

332
00:12:24,117 --> 00:12:26,036
‫- وایسا ببینم، چی؟
‫- اون رئیس‌جمهور شد.

333
00:12:28,872 --> 00:12:30,415
‫وایسا ببینم، چی؟ ها؟

334
00:12:32,334 --> 00:12:33,418
‫شما باختی.

335
00:12:33,502 --> 00:12:35,837
‫نه! نه! من بردم! من بردم!

336
00:12:35,921 --> 00:12:37,881
‫من بردم! من بیشتر رای آوردم!

337
00:12:37,964 --> 00:12:40,258
‫- الکترال کالج دیگه چه کوفتیه؟
‫- آره! نمی‌تونید رای‌هاش رو ازش بگیرید!

338
00:12:40,342 --> 00:12:43,053
‫- چرا مزخرف میگی؟
‫- تو قانون اساسی نوشته شده.

339
00:12:43,136 --> 00:12:45,806
‫نه، نه، نه! انصاف نیست!
‫انصاف نیست! من بردم!

340
00:12:45,889 --> 00:12:47,265
‫این کشور چرا اینجوریه؟

341
00:12:47,349 --> 00:12:49,518
‫- دموکراسیه دیگه.
‫- نه، دموکراسی نیست!

342
00:12:49,601 --> 00:12:50,727
‫من بیشتر رای آوردم!

343
00:12:50,811 --> 00:12:52,729
‫این الکترال کالج رو کی از خودش درآورده؟

344
00:12:52,813 --> 00:12:56,316
‫پدران بنیان‌گذار آشغال؟
‫یه مشت نفهم!

345
00:12:56,400 --> 00:12:58,527
‫مدیسون، می‌خوام یه مشت بخوابونم
‫تو صورتت.

346
00:12:58,610 --> 00:13:01,780
‫عوضی! اونی که بیشتر از همه
‫رای میاره می‌بره!

347
00:13:01,863 --> 00:13:03,198
‫یا خدا!

348
00:13:03,281 --> 00:13:06,535
‫- فرماندار، خواهش می‌کنم آروم باشید.
‫- کدوم ایالت همه چی رو خراب کرد؟

349
00:13:06,618 --> 00:13:09,079
‫لوئیزیانا، کارولینای جنوبی و فلوریدا.

350
00:13:09,162 --> 00:13:11,665
‫فلوریدا! خدا لعنتشون کنه!

351
00:13:13,542 --> 00:13:15,043
‫- همه چی مرتبه؟
‫- چی می‌خوای؟

352
00:13:15,127 --> 00:13:16,837
‫- جناب رئیس‌جمهور!
‫- گمشو بیرون!

353
00:13:16,878 --> 00:13:18,964
‫گمشو بیرون، چاپلوس!

354
00:13:19,047 --> 00:13:20,799
‫اصلاً الکترال کالج به چه دردی می‌خوره؟

355
00:13:20,882 --> 00:13:23,510
‫چون جمهوری‌خواه‌ها حاضر نیستن
‫اصلاحیه‌های قانون اساسی رو قبول کنن

356
00:13:23,593 --> 00:13:25,971
‫چون می‌دونن در این صورت هر چی
‫انتخاباته رو می‌بازن،

357
00:13:26,054 --> 00:13:27,430
‫خدا لعنتشون کنه!

358
00:13:27,514 --> 00:13:29,141
‫تنها رقابت دنیاست

359
00:13:29,224 --> 00:13:31,893
‫که اگه ببری، در واقع باختی!

360
00:13:31,977 --> 00:13:34,479
‫باختی! باختی!

361
00:13:34,563 --> 00:13:37,107
‫- باختی!
‫- وای خدا.

362
00:13:39,151 --> 00:13:41,778
‫- انصاف نیست.
‫- با عقل جور درنمیاد.

363
00:13:42,737 --> 00:13:45,365
‫باید روی سخنرانی پذیرش شکستتون
‫کار کنیم.

364
00:13:46,992 --> 00:13:48,076
‫فرماندار، نه!

365
00:13:50,328 --> 00:13:51,872
‫وایسید! وایسید!

366
00:13:51,955 --> 00:13:53,582
‫نه! فرماندار، نه! وایسید!

367
00:13:53,665 --> 00:13:56,001
‫- وای خدا، قربان!
‫- فرماندار، نه!

368
00:13:56,084 --> 00:13:58,086
‫- من رئیس‌جمهورم! من رئیس‌جمهورم!
‫- خودتون رو نکشید!

369
00:13:58,211 --> 00:14:00,005
‫- فرماندار، ارزشش رو نداره!
‫- من بُردم!

370
00:14:00,088 --> 00:14:03,383
‫- ارزشش رو نداره!
‫- من بردم! من رئیس‌جمهورم!

371
00:14:12,309 --> 00:14:14,895
‫رکود بزرگ با سقوط بازار سهام

372
00:14:14,978 --> 00:14:17,480
‫در اکتبر سال ۱۹۲۹ شروع شد.

373
00:14:17,564 --> 00:14:20,525
‫قیمت سهام طی ده هفته
‫پنجاه درصد اومد پایین،

374
00:14:20,609 --> 00:14:22,652
‫و ثروت‌های میلیاردی رو به باد داد.

375
00:14:22,736 --> 00:14:26,072
‫مردم شغل‌هاشون، ذخیره‌هاشون
‫و خونه‌هاشون رو از دست دادن.

376
00:14:26,698 --> 00:14:30,911
‫بی‌پولی و بیکاری منجر به
‫بدبختی سراسری شد،

377
00:14:30,994 --> 00:14:33,413
‫و آمار خودکشی رفت بالا.

378
00:14:33,496 --> 00:14:36,583
‫صف نوانخانه‌ها تا چند محل
‫ادامه داشت.

379
00:14:36,666 --> 00:14:40,211
‫مردم ممنونِ هر صدقه‌ای بودن
‫که ممکن بود گیرشون بیاد.

380
00:14:40,712 --> 00:14:42,547
‫خب، بیشتر مردم.

381
00:14:43,632 --> 00:14:44,716
‫فوق‌العاده، فوق‌العاده.

382
00:14:44,799 --> 00:14:47,344
‫هوور میگه اسم این رکود، رکود کولیجه.

383
00:14:47,427 --> 00:14:48,928
‫اینجا درباره‌ش بخونید.

384
00:14:49,012 --> 00:14:50,805
‫هوور میگه اسم این رکود، رکود کولیجه.

385
00:14:50,889 --> 00:14:52,223
‫چرا امروز اینقدر طولش میدن؟

386
00:14:57,562 --> 00:14:58,563
‫اینجا رو باش.

387
00:14:58,647 --> 00:15:00,190
‫صف ته نداره، می‌دونی؟

388
00:15:00,273 --> 00:15:01,483
‫- واقعاً عجیبه.
‫- باورنکردنیه.

389
00:15:01,566 --> 00:15:03,234
‫آره. وحشتناکه.

390
00:15:03,818 --> 00:15:05,028
‫هی، رالف. چطوری، رفیق؟

391
00:15:05,111 --> 00:15:06,988
‫- خیلی وقت بود ندیده بودمت.
‫- هی، رفیق.

392
00:15:07,072 --> 00:15:09,324
‫- یه سیگار میدی؟
‫- چیکار می‌کنی؟

393
00:15:09,407 --> 00:15:11,368
‫دارم با رفیقم رالف صحبت می‌کنم.

394
00:15:11,451 --> 00:15:13,536
‫بیخیال بابا. مطمئنم اولین باریه
‫که دارید همدیگه رو می‌بینید.

395
00:15:13,620 --> 00:15:14,954
‫یه رفاقت قدیمی بین ماست.
‫قبلاً با هم بیسبال بازی می‌کردیم.

396
00:15:15,038 --> 00:15:17,332
‫ایشون رفیق تو نیست. داری دروغ میگی.
‫کاملاً مشخصه.

397
00:15:17,415 --> 00:15:19,000
‫داری با صحبت صف رو بهم می‌زنی.
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

398
00:15:19,084 --> 00:15:20,335
‫اصلاً نمی‌دونم اینی که میگی یعنی چی.

399
00:15:20,418 --> 00:15:22,003
‫یعنی وقتی وانمود می‌کنی یکی رو

400
00:15:22,087 --> 00:15:23,963
‫زیادی می‌شناسی که یواشکی
‫بیای تو صف.

401
00:15:24,047 --> 00:15:25,131
‫ما با هم بزرگ شدیم.

402
00:15:25,215 --> 00:15:26,966
‫بهم زدن صف با صحبت برای
‫اعضای خانواده‌ست.

403
00:15:27,050 --> 00:15:28,301
‫حتی بچه‌های خاله و دایی هم اجازه ندارن بیان.

404
00:15:28,385 --> 00:15:29,594
‫کی تو رو به عنوان وزیر

405
00:15:29,678 --> 00:15:31,179
‫- این صف انتخاب کرده؟
‫- بابام.

406
00:15:31,262 --> 00:15:33,682
‫الان که مُرده، من شدم وزیر.

407
00:15:33,765 --> 00:15:36,017
‫بابات غلط اضافه کرده بود،
‫تو هم همینطور.

408
00:15:36,101 --> 00:15:38,061
‫اگه بیست سال پیش بود،
‫یه جوری می‌زدمت صدای سگ بدی.

409
00:15:38,144 --> 00:15:40,313
‫- جون خودت. سوپت نوش جونت باشه.
‫- برو ته صف!

410
00:15:40,397 --> 00:15:42,148
‫مزخرف گفتم.

411
00:15:42,232 --> 00:15:43,650
‫من نمی‌تونستم کسی رو کتک بزنم،

412
00:15:43,733 --> 00:15:45,527
‫- ولی خب گفتنش حال میده. باور کن.
‫- آره.

413
00:15:45,610 --> 00:15:46,611
‫- آره.
‫- حرف باحالیه.

414
00:15:46,694 --> 00:15:48,988
‫خیلی خوب میشه یکی رو تهدید کنی
‫و سر حرفت هم وایسی.

415
00:15:49,072 --> 00:15:51,032
‫- می‌دونی؟ آره.
‫- می‌دونم. حتماً حس خوبی داره.

416
00:15:51,116 --> 00:15:52,492
‫- آره، جالب میشه.
‫- آره.

417
00:15:52,575 --> 00:15:54,577
‫راستی، قضیه استو مکی رو شنیدی؟

418
00:15:54,661 --> 00:15:56,996
‫خودکشی کرد. از پل پرید پایین.

419
00:15:57,080 --> 00:15:58,206
‫- وای خدا.
‫- می‌دونم.

420
00:15:58,289 --> 00:15:59,541
‫خیلی خوب می‌شناسمش.

421
00:15:59,624 --> 00:16:02,335
‫آره، یه نامه خودکشی گذاشت، با همه
‫خداحافظی کرد،

422
00:16:02,419 --> 00:16:04,671
‫اسم زن و خانواده و دوستان نزدیکش رو آورد،

423
00:16:04,754 --> 00:16:07,507
‫مارتی، باب، مل، جف سالسیدو.

424
00:16:07,590 --> 00:16:10,635
‫اسم منم... آورده بود؟

425
00:16:11,553 --> 00:16:12,637
‫فکر نکنم.

426
00:16:12,720 --> 00:16:15,098
‫- اسمی از من نیاورد؟
‫- نه.

427
00:16:15,181 --> 00:16:17,350
‫من که خیلی بهتر از جف سالسیدو
‫می‌شناسمش.

428
00:16:17,434 --> 00:16:19,602
‫آخه چرا. همین هفته پیش دیدمش.

429
00:16:19,686 --> 00:16:23,022
‫با هم تو صف نون بودیم.
‫کلی با هم درد دل کردیم، خب؟

430
00:16:23,106 --> 00:16:24,441
‫- از بدبختی‌هام براش گفتم.
‫- درسته.

431
00:16:24,524 --> 00:16:27,569
‫راز بیرون زدنم از جنگ بزرگ
‫رو بهش گفتم.

432
00:16:27,652 --> 00:16:29,279
‫- جدی؟
‫- آره، وانمود کردم دیوونه‌م.

433
00:16:29,362 --> 00:16:31,990
‫- جدی؟
‫- آره. رفتم و اینجوری کردم...

434
00:16:32,532 --> 00:16:35,952
‫«این... من پنج ساله از خونه‌م
‫نرفتم بیرون.

435
00:16:36,035 --> 00:16:37,412
‫- این اولین بارمه.»
‫- خدای من.

436
00:16:37,495 --> 00:16:39,831
‫«من نمی‌تونم با کسی بجنگم. من...»
‫آره.

437
00:16:39,914 --> 00:16:42,250
‫نمی‌دونستم خرفت بودن هم جزو
‫شرایط معافیت از جنگه.

438
00:16:42,333 --> 00:16:43,459
‫- جالبه.
‫- راستی،

439
00:16:43,543 --> 00:16:45,962
‫این قضیه بین خودمون بمونه.

440
00:16:46,045 --> 00:16:47,755
‫باشه. من بهشون گفته بودم بیماری
‫واگیردار دارم.

441
00:16:47,839 --> 00:16:49,632
‫- اینجوری خودم رو نجات دادم. آره.
‫- چه هوشمندانه.

442
00:16:49,716 --> 00:16:51,384
‫ولی بیماری ندارم، می‌دونی؟

443
00:16:51,467 --> 00:16:52,886
‫البته گفتن نداره.

444
00:16:52,969 --> 00:16:55,722
‫- خب پس چرا گفتی؟
‫- خب، گفتم که...

445
00:16:55,805 --> 00:16:57,140
‫اگه نیاز به گفتن نداشت،

446
00:16:57,223 --> 00:16:59,058
‫نیازی نبود بگی.

447
00:16:59,142 --> 00:17:00,685
‫گاهی اوقات که نیاز به گفتن نیست،

448
00:17:00,768 --> 00:17:02,604
‫باید بگی گفتن نداره که

449
00:17:02,687 --> 00:17:04,522
‫- مطمئن بشی کسی به زبون نمیاردش.
‫- صحیح.

450
00:17:04,606 --> 00:17:06,024
‫ولی تو هم به کسی نگو که این کار رو کردم.

451
00:17:06,107 --> 00:17:07,317
‫- تا از ارتش بیای بیرون.
‫- دقیقاً.

452
00:17:07,400 --> 00:17:08,484
‫- حتماً.
‫- خب؟ آره.

453
00:17:08,568 --> 00:17:09,903
‫اونم گفتن نداشت دیگه؟

454
00:17:10,445 --> 00:17:12,614
‫- باز که گفتی.
‫- این یه بحث دیگه‌ست.

455
00:17:13,281 --> 00:17:14,490
‫- می‌دونی چی میگم؟
‫- آره.

456
00:17:15,074 --> 00:17:16,201
‫بیاید جلو.

457
00:17:16,284 --> 00:17:18,828
‫نمی‌دونم چرا تو نامه‌ش اسمی
‫از من نیاورده بود.

458
00:17:18,912 --> 00:17:22,582
‫نکنه... بهش توهین کردم و خبر ندارم؟

459
00:17:22,665 --> 00:17:24,292
‫چی گفتی؟ چیز خاصی بهش گفتی؟

460
00:17:24,375 --> 00:17:27,921
‫خب... گفتم کیسه سیب‌زمینی که تنش
‫بود بهش میاد.

461
00:17:28,004 --> 00:17:30,340
‫- چیکار کردی؟
‫- آره، کیسه سیب‌زمینی تنش بود،

462
00:17:30,423 --> 00:17:33,635
‫و منم حس کردم نسبت به بقیه کیسه‌ها
‫بیشتر بهش میاد.

463
00:17:33,718 --> 00:17:35,470
‫کیسه قشنگی بود.

464
00:17:35,553 --> 00:17:37,388
‫گفتم، «هی، چه کیسه سیب‌زمینی قشنگی.»

465
00:17:37,472 --> 00:17:38,848
‫بهش گفتی قشنگه؟

466
00:17:38,932 --> 00:17:41,601
‫آخه به خیلی‌ها نمیاد.
‫به اون میومد. خوشتیپ شده بود.

467
00:17:41,684 --> 00:17:44,771
‫کسی سعی نمی‌کنه با کیسه سیب‌زمینی
‫تیپ بزنه. مشخص بود خجالت کشیده.

468
00:17:44,854 --> 00:17:47,065
‫ازش پرسیدم کیسه رو از کجا گرفته

469
00:17:47,148 --> 00:17:48,441
‫که شاید خودمم برم بگیرم.

470
00:17:48,524 --> 00:17:50,526
‫یه تعریف بود.
‫این کیسه سیب‌زمینی رو ببین.

471
00:17:50,610 --> 00:17:51,694
‫حاضری بپوشیش؟ نه.

472
00:17:51,778 --> 00:17:53,488
‫- اون یکی رو. خیلی زشته.
‫- نه...

473
00:17:53,571 --> 00:17:55,114
‫اصلاً بهش نمیاد.
‫می‌دونی، سلیقه‌ایه دیگه.

474
00:17:55,198 --> 00:17:57,909
‫یه سری کیسه‌ها خیلی زشتن.
‫یه سری‌هاش قشنگن.

475
00:17:57,992 --> 00:17:59,535
‫- نه.
‫- کیسه تن اون قشنگ بود.

476
00:17:59,619 --> 00:18:01,287
‫پس گفتی کیسه سیب‌زمینی زیبا؟

477
00:18:01,371 --> 00:18:03,998
‫نسبت به بقیه آره، همین.

478
00:18:04,082 --> 00:18:05,500
‫می‌دونی چیه؟ بهرحال،

479
00:18:05,583 --> 00:18:09,587
‫دلیل نمیشه اسم من رو تو
‫نامه خودکشیش نیاره.

480
00:18:09,671 --> 00:18:11,089
‫انصاف نیست.

481
00:18:11,172 --> 00:18:12,882
‫بعدی. بفرمایید.

482
00:18:14,842 --> 00:18:16,010
‫ممنون.

483
00:18:19,347 --> 00:18:20,556
‫- ممنون.
‫- اول از همه،

484
00:18:20,640 --> 00:18:22,475
‫- ممنون بابت سوپ.
‫- نوش جان.

485
00:18:22,558 --> 00:18:23,851
‫میشه یه پیشنهاد بدم؟

486
00:18:24,519 --> 00:18:26,979
‫- بفرما.
‫- یه مقدار بی‌مزه‌ست.

487
00:18:27,063 --> 00:18:28,856
‫- سوپ خوبیه.
‫- یه کم نمک بزنی بد نمیشه.

488
00:18:28,940 --> 00:18:30,608
‫- آره، نمک نمی‌زنیم.
‫- نمی‌زنید؟

489
00:18:30,692 --> 00:18:31,734
‫ما به سوپ نمک نمی‌زنیم.

490
00:18:31,818 --> 00:18:33,945
‫چه عجیب. چون همه به سوپ
‫نمک می‌زنن.

491
00:18:34,028 --> 00:18:35,446
‫هی، رفیق، گدا گشنه‌ها نمی‌تونن
‫سختگیر باشن.

492
00:18:35,530 --> 00:18:37,156
‫می‌دونی چیه؟ من یکی سختگیرم.

493
00:18:37,240 --> 00:18:38,241
‫می‌خوای سوپ رو پس بدی؟

494
00:18:38,324 --> 00:18:39,992
‫کلی آدم اینجاست که اون
‫سوپ رو می‌خورن.

495
00:18:40,076 --> 00:18:42,578
‫- خودم می‌خورمش.
‫- باشه.

496
00:18:42,662 --> 00:18:43,663
‫بعدش.

497
00:18:46,290 --> 00:18:47,583
‫یه سوپ، یه نون.

498
00:18:48,584 --> 00:18:50,837
‫هی، نون گرفتی؟
‫به من نون ندادن.

499
00:18:50,920 --> 00:18:53,840
‫نون، نون، نون، نون.
‫همه نون دارن.

500
00:18:53,923 --> 00:18:56,008
‫آدمی بدشانس‌تر از من تا حالا دیدی؟

501
00:18:56,092 --> 00:18:57,176
‫استو مکی.

502
00:18:59,929 --> 00:19:01,931
‫- من برم نون بگیرم.
‫- بعدی!

503
00:19:04,392 --> 00:19:05,977
‫- من نون برنداشتم.
‫- هی!

504
00:19:06,769 --> 00:19:08,187
‫هی، چیکار می‌کنی؟

505
00:19:08,271 --> 00:19:10,189
‫نه، نه، نه. می‌خوام یه تیکه
‫نون بردارم.

506
00:19:10,940 --> 00:19:12,191
‫برو تو صف.

507
00:19:12,275 --> 00:19:14,318
‫- ولی من که تو صف بودم.
‫- نون گرفتی دیگه.

508
00:19:14,402 --> 00:19:15,403
‫نگرفتم.

509
00:19:15,486 --> 00:19:17,780
‫عوضی دزد!
‫داری صف رو بهم می‌زنی.

510
00:19:17,864 --> 00:19:20,074
‫- نه.
‫- چرا. با صحبت داری بهم می‌زنیش. برو ته صف.

511
00:19:20,158 --> 00:19:21,784
‫کی واسه نون میره ته صف؟

512
00:19:21,868 --> 00:19:24,120
‫- برو. برو ته صف.
‫- برو اون ته.

513
00:19:24,203 --> 00:19:26,456
‫خفه شو! خفه شو.

514
00:19:26,539 --> 00:19:28,791
‫اعصاب خرد کن! برو ته صف.

515
00:19:28,875 --> 00:19:29,876
‫برو به جهنم!

516
00:19:30,001 --> 00:19:32,879
‫بمیرید بابا، عوضی‌های کثیف.

517
00:19:32,962 --> 00:19:34,964
‫اگه بیست سال پیش بود یه جوری می‌زدم
‫صدای سگ بدید.

518
00:19:35,047 --> 00:19:37,383
‫- بشین بابا.
‫- آره، بیست سال پیش.

519
00:19:37,467 --> 00:19:38,468
‫الان نه.

520
00:19:38,551 --> 00:19:40,470
‫الان نه، ولی بیست سال پیش زورم می‌رسید.

521
00:19:40,553 --> 00:19:42,722
‫- یا بشین یا برو بیرون.
‫- آره، بیست سال پیش.

522
00:19:44,140 --> 00:19:46,142
‫- نون نگرفتی؟
‫- نه.

523
00:19:46,225 --> 00:19:49,228
‫هی. اون بیوه استو مکیه؟

524
00:19:49,312 --> 00:19:51,439
‫آره، گلوریا. طفلک.

525
00:19:52,899 --> 00:19:54,525
‫برم درباره نامه ازش بپرسم.

526
00:19:54,609 --> 00:19:55,902
‫فکر خوبی نیست.

527
00:19:55,985 --> 00:19:57,778
‫- الان برمی‌گردم.
‫- بعدی!

528
00:19:58,279 --> 00:19:59,280
‫گلوریا.

529
00:19:59,363 --> 00:20:01,407
‫- سلام.
‫- سلام.

530
00:20:02,033 --> 00:20:03,576
‫شنیدم چه اتفاقی برای استو افتاده.

531
00:20:03,659 --> 00:20:05,203
‫- تسلیت میگم.
‫- ممنون.

532
00:20:05,286 --> 00:20:08,039
‫می‌دونستی قراره اینجوری بشه؟

533
00:20:08,122 --> 00:20:09,332
‫نه.

534
00:20:09,415 --> 00:20:12,293
‫گفته بود افسردگی داره؟

535
00:20:12,376 --> 00:20:14,045
‫نه، خیلی خوشحال به نظر میومد.

536
00:20:14,128 --> 00:20:17,256
‫تازه یه کیسه سیب‌زمینی جدید
‫خریده بود.

537
00:20:17,340 --> 00:20:19,675
‫می‌دونی، از کیسه‌ش تعریف کردم.

538
00:20:19,759 --> 00:20:21,177
‫به نظرم بهش میومد.

539
00:20:21,260 --> 00:20:24,305
‫آدم کیسه یه سری‌ها رو می‌بینه
‫حالش بهم می‌خوره.

540
00:20:24,388 --> 00:20:26,140
‫کیسه اون خیلی بهتر بود.

541
00:20:26,224 --> 00:20:27,642
‫با دیدنش یادش میفتم.

542
00:20:27,725 --> 00:20:29,268
‫- با دیدن کیسه سیب‌زمینی؟ آره.
‫- آره.

543
00:20:29,352 --> 00:20:31,312
‫هر وقت سیب‌زمینی می‌خوری
‫یادش میفتی؟

544
00:20:31,395 --> 00:20:32,730
‫می‌دونی چیه؟

545
00:20:32,813 --> 00:20:35,733
‫یه کم حسودیم شده بود.
‫اگه یه روز کیسه سیب‌زمینی بخوام،

546
00:20:35,816 --> 00:20:37,693
‫دلم می‌خواد یه کیسه اون شکلی بگیرم.

547
00:20:37,777 --> 00:20:39,570
‫کیسه رو هنوز داری؟

548
00:20:40,321 --> 00:20:42,114
‫با اون کیسه خودکشی کرد.

549
00:20:43,324 --> 00:20:44,367
‫دیگه نداریمش.

550
00:20:44,450 --> 00:20:47,119
‫آخه چرا با کیسه به اون قشنگی
‫خودکشی کرد؟

551
00:20:47,203 --> 00:20:49,163
‫- هیچوقت قرار نیست بفهمیم.
‫- استو.

552
00:20:49,705 --> 00:20:50,831
‫می‌دونی، ما با هم صمیمی بودیم.

553
00:20:51,832 --> 00:20:53,250
‫- درباره من صحبت می‌کرد؟
‫- نه.

554
00:20:53,376 --> 00:20:55,795
‫- هیچی؟
‫- گفت یه مقدار صحبت کردید.

555
00:20:55,878 --> 00:20:58,547
‫گفت خودت رو به جنون زدی که مجبور نباشی

556
00:20:58,631 --> 00:21:00,383
‫تو جنگ شرکت کنی.

557
00:21:00,466 --> 00:21:02,760
‫اون یه مسئله شخصی بود.
‫نباید بهت می‌گفت.

558
00:21:02,843 --> 00:21:05,429
‫خب، رازی بین ما نبود، لری.
‫ناسلامتی زن و شوهر بودیم.

559
00:21:05,513 --> 00:21:06,681
‫مشخصه یه رازهایی بینتون بوده.

560
00:21:06,764 --> 00:21:08,808
‫چون نگفت چرا خودش رو کشته.

561
00:21:10,101 --> 00:21:12,228
‫آخه خودت گفتی رازی بینتون نیست،

562
00:21:12,311 --> 00:21:13,854
‫چون زن و شوهر بودید،
‫ولی این یکی رو نگفته بود.

563
00:21:13,938 --> 00:21:15,564
‫می‌دونی، من دارم سعی می‌کنم
‫روزهای خوبمون رو

564
00:21:15,648 --> 00:21:16,941
‫به یاد بیارم.

565
00:21:17,024 --> 00:21:20,778
‫به نظرت چون خودم رو به دیوونگی زده بودم
‫نظرش درباره من عوض شده بود؟

566
00:21:20,861 --> 00:21:21,862
‫این چه سوالیه؟

567
00:21:21,946 --> 00:21:26,033
‫آخه شنیدم یه نامه خودکشی
‫طولانی نوشته بود.

568
00:21:26,117 --> 00:21:27,201
‫نامه.

569
00:21:27,284 --> 00:21:29,328
‫ولی اسم خیلی از کسایی که می‌شناسم رو

570
00:21:29,412 --> 00:21:30,496
‫- تو نامه آورده بود.
‫- اسم خیلی‌ها رو.

571
00:21:30,579 --> 00:21:31,580
‫ولی اسم من رو نه.

572
00:21:31,664 --> 00:21:33,249
‫نه. بهت اشاره نکرد.

573
00:21:33,332 --> 00:21:35,626
‫می‌خوام بدونم چرا اسمی از یکی مثل من

574
00:21:35,710 --> 00:21:37,920
‫- نیاورده بود؟
‫- چرا اینقدر برات مهمه؟

575
00:21:38,546 --> 00:21:39,714
‫آخه انصاف نیست.

576
00:21:39,797 --> 00:21:42,299
‫پس شوهرم از پل می‌پره پایین
‫و خودکشی می‌کنه،

577
00:21:42,383 --> 00:21:44,927
‫ولی چون اسمی از تو توی نامه‌ش
‫نیاورده میگی انصاف نیست؟

578
00:21:45,010 --> 00:21:47,847
‫آخه دلم شکست.

579
00:21:47,930 --> 00:21:49,306
‫خدا بهت صبر بده.

580
00:21:49,807 --> 00:21:50,975
‫ممنون.

581
00:21:51,684 --> 00:21:53,519
‫بگذریم، دیگه آبیه که از زیر پل رد شده.
‫[گذشته‌ها گذشته]

582
00:21:54,562 --> 00:21:56,689
‫- وای خدا.
‫- آره، خیلی خب.

583
00:21:56,772 --> 00:21:59,692
‫آب و... آب و پل رو فراموش کن.

584
00:22:00,401 --> 00:22:02,528
‫بیا فراموشش کنیم.

585
00:22:02,611 --> 00:22:05,197
‫- واقعاً اتفاق سختیه.
‫- گمونم سخته. آره.

586
00:22:05,281 --> 00:22:07,366
‫- واقعاً غم‌انگیزه.
‫- من واقعاً... واقعاً...

587
00:22:07,450 --> 00:22:09,243
‫واقعاً متاسفم. تسلیت میگم.

588
00:22:09,326 --> 00:22:11,203
‫- ممنون.
‫- خودت خوبی؟

589
00:22:11,287 --> 00:22:12,705
‫- خودت...
‫- نه، اصلاً خوب نیستم.

590
00:22:12,788 --> 00:22:14,457
‫هیچوقت تا حالا اینقدر ناراحت نبودم.

591
00:22:14,540 --> 00:22:17,668
‫- به زور خودم رو سرپا نگه داشتم.
‫- یه پیشنهاد برات دارم، خب؟

592
00:22:17,752 --> 00:22:21,422
‫تو مرکز شهر یه نوانخانه‌ست.
‫از این یکی خیلی بهتره.

593
00:22:21,505 --> 00:22:24,008
‫صفش کوتاهه.
‫قهوه‌شون عالیه.

594
00:22:24,091 --> 00:22:25,551
‫بیا بریم یه کم قهوه بگیریم.

595
00:22:25,634 --> 00:22:27,386
‫- چی؟
‫- یالا. میریم می‌شینیم.

596
00:22:27,887 --> 00:22:28,971
‫میگیم و می‌خندیم.

597
00:22:29,054 --> 00:22:30,347
‫- من و تو؟
‫- آره.

598
00:22:30,431 --> 00:22:33,100
‫لری، من... عزادارم.

599
00:22:33,184 --> 00:22:35,352
‫آره، البته. خب عزاداری کن.

600
00:22:35,436 --> 00:22:37,938
‫من که نمیگم ناراحت نباش.

601
00:22:38,022 --> 00:22:39,982
‫ولی می‌دونی، عزادارها هم می‌تونن
‫بخورن و بنوشن.

602
00:22:40,065 --> 00:22:41,775
‫عزادارها درست مثل یه آدم
‫عادی زندگی می‌کنن،

603
00:22:41,859 --> 00:22:43,986
‫ولی یه مقدار یواش‌تر و غمگین‌تر.

604
00:22:44,069 --> 00:22:45,654
‫عزادارها هم مثل آدم‌های عادی هستن،

605
00:22:45,738 --> 00:22:47,698
‫فقط زیاد سرحال نیستن.

606
00:22:47,781 --> 00:22:50,534
‫من قبلاً با عزادارها راه رفتم،
‫خیلی غمگین راه میرن.

607
00:22:50,618 --> 00:22:51,660
‫بعد از ده دقیقه،

608
00:22:51,744 --> 00:22:53,704
‫برگشتم دیدم عزادار از من چهل و پنج
‫متر عقب‌تره.

609
00:22:53,787 --> 00:22:57,541
‫گفتم، «بجنب، عزادار، دست بجنبون.
‫بیا دیگه، عزادار.»

610
00:22:57,625 --> 00:23:00,920
‫هی، من اگه بخوام آدمی که عزادار نیست
‫رو نصیحت کنم، میگم،

611
00:23:01,003 --> 00:23:03,672
‫«هیچوقت با یه عزادار نرو پیاده‌روی
‫چون آخرش پشیمون میشی.»

612
00:23:03,756 --> 00:23:05,049
‫خیلی خب، لری، گوش کن.

613
00:23:05,132 --> 00:23:06,675
‫- بذار شفاف‌سازی کنم، خب؟
‫- باشه.

614
00:23:06,759 --> 00:23:08,761
‫- اگه من عزادار نبودم...
‫- خیلی خب، فکر کن نبودی.

615
00:23:08,844 --> 00:23:11,639
‫اگه عزادار نبودم، اگه مجرد بودم

616
00:23:11,722 --> 00:23:13,641
‫و تو آخرین مرد روی زمین بودی،

617
00:23:14,391 --> 00:23:18,062
‫نه باهات میومدم پیاده‌روی، نه
‫میومدم نوشیدنی...

618
00:23:18,145 --> 00:23:19,939
‫- آره.
‫- یا قهوه بگیریم.

619
00:23:20,022 --> 00:23:22,525
‫خیلی خب، می‌فهمم. شانسیه دیگه.

620
00:23:22,608 --> 00:23:25,194
‫اگه سکه پرت کنی، یا قهوه می‌گیری،

621
00:23:25,277 --> 00:23:26,862
‫- یا قهوه...
‫- خفه شو، لری.

622
00:23:26,946 --> 00:23:28,447
‫برو ته صف کوفتی.

623
00:23:29,490 --> 00:23:30,491
‫خیلی خب.

624
00:23:31,575 --> 00:23:32,910
‫اوه، هی.

625
00:23:32,993 --> 00:23:35,579
‫می‌دونی چیه؟
‫میشه یه تیکه نون اضافی هم بگیری؟

626
00:23:35,663 --> 00:23:37,498
‫- چون من نون نگرفتم...
‫- برو ته صف.

627
00:23:37,581 --> 00:23:39,541
‫- با حرف زدن صف رو بهم نریز.
‫- من ته صف بودم.

628
00:23:39,625 --> 00:23:41,335
‫- ته صف بودم.
‫- ته صف.

629
00:23:41,418 --> 00:23:43,587
‫- ته صف بودم دیگه.
‫- ببینیدش!

630
00:23:43,671 --> 00:23:46,048
‫- باز همون غلط اضافی رو کردی که.
‫- از دست این یارو.

631
00:23:46,131 --> 00:23:48,834
‫- میگم ته صف بودم.
‫- عادت داره با حرف زدن صف رو بهم بریزه.

632
00:23:48,884 --> 00:23:50,427
‫برو ته صف!

633
00:23:50,511 --> 00:23:51,845
‫برو ته صف کوفتی.

634
00:23:51,929 --> 00:23:53,639
‫به من نون ندادن!

635
00:24:05,067 --> 00:24:08,404
‫جرج واشینگتن داشت به اواخر دور دوم
‫ریاست‌جمهوریش نزدیک میشد.

636
00:24:08,487 --> 00:24:11,573
‫و با اینکه قانون اساسی اجازه می‌داد
‫یک نفر چند بار در انتخابات شرکت کنه،

637
00:24:11,657 --> 00:24:14,076
‫واشینگتن فکر می‌کرد به صلاح کشوره

638
00:24:14,159 --> 00:24:17,454
‫که بره کنار و به شهروندان ثابت کنه

639
00:24:17,538 --> 00:24:19,790
‫که تعهدش به دموکراسی

640
00:24:19,873 --> 00:24:21,458
‫بیشتر از علاقه‌ش به قدرته.

641
00:24:21,542 --> 00:24:25,254
‫واشینگتن درباره ظهور حزب‌های
‫سیاسی هم هشدار داده بود.

642
00:24:25,337 --> 00:24:28,674
‫می‌ترسید که اگه رای‌دهی مردم
‫بر اساس وفاداریشون به حزب‌ها

643
00:24:28,757 --> 00:24:31,885
‫به جای علاقه‌شون به کشور باشه،

644
00:24:31,969 --> 00:24:34,179
‫ممکنه روحیه انتقام برانگیخته بشه،

645
00:24:34,263 --> 00:24:39,101
‫و منجر به به قدرت رسیدن مردهای حقه‌باز،
‫جاه‌طلب و بی‌مرامی بشه

646
00:24:39,184 --> 00:24:41,729
‫که سکان دولت رو به دست می‌گیرن،

647
00:24:41,812 --> 00:24:44,523
‫ولی این اتفاق نباید بیفته.

648
00:24:45,315 --> 00:24:46,942
‫شهروندان عزیز،

649
00:24:47,693 --> 00:24:51,989
‫امروز به عنوان رئیس‌جمهورتون
‫مقابل شما می‌ایستم تا اعلام کنم

650
00:24:52,531 --> 00:24:56,285
‫که برای دور سوم ریاست‌جمهوری
‫کاندید نمیشم.

651
00:24:58,620 --> 00:25:00,122
‫کشور به شما نیاز داره!

652
00:25:00,205 --> 00:25:01,999
‫نه، برای اینکه مطمئن بشیم

653
00:25:02,624 --> 00:25:06,712
‫دموکراسی نوپامون به موفقیت می‌رسه،

654
00:25:07,212 --> 00:25:10,049
‫به نظر من هیچ کسی نباید

655
00:25:10,132 --> 00:25:13,343
‫بیشتر از دو دوره رئیس‌جمهور باشه.

656
00:25:14,386 --> 00:25:19,349
‫و امیدوارم رئیس‌جمهورهای آینده
‫از همین الگو پیروی کنن.

657
00:25:19,433 --> 00:25:23,353
‫اگه رئیس‌جمهورهای بعدی از این الگو
‫پیروی نکنن

658
00:25:23,437 --> 00:25:25,856
‫و برای دور سوم هم کاندید بشن چی؟

659
00:25:27,024 --> 00:25:28,525
‫این مسئله یه راه‌حل داره.

660
00:25:28,609 --> 00:25:33,363
‫کنگره می‌تونه یه اصلاحیه قانون اساسی
‫رو تصویب کنه

661
00:25:33,447 --> 00:25:35,199
‫که جلوی این کار رو می‌گیره.

662
00:25:35,866 --> 00:25:38,327
‫خب، اگه یه رئیس‌جمهور عوضی،

663
00:25:38,410 --> 00:25:40,412
‫یه خودخواه به درد نخور،

664
00:25:40,954 --> 00:25:42,706
‫از قانون اساسی پیروی نکنه چی؟

665
00:25:42,790 --> 00:25:43,957
‫آره!

666
00:25:44,041 --> 00:25:45,209
‫- آره.
‫- اون وقت چی؟

667
00:25:45,292 --> 00:25:47,085
‫شور و اشتیاق شما رو درک می‌کنم، جناب،

668
00:25:47,169 --> 00:25:50,297
‫ولی شاید بهتر باشه که درست صحبت کنید.

669
00:25:50,380 --> 00:25:52,049
‫عذر می‌خوام، جناب رئیس‌جمهور.

670
00:25:52,132 --> 00:25:54,760
‫می‌دونید، من... اینجور حرفا واقعاً
‫عصبانیم می‌کنن.

671
00:25:54,843 --> 00:25:55,886
‫- می‌دونید؟
‫- می‌فهمم.

672
00:25:55,969 --> 00:26:00,057
‫ولی نگران نباشید، حتی اگه
‫رئیس‌جمهور آینده

673
00:26:00,140 --> 00:26:02,476
‫قانون اساسی رو نقض کنه،

674
00:26:02,559 --> 00:26:05,187
‫کنگره ایالات متحده

675
00:26:05,270 --> 00:26:09,107
‫و دیوان عالی ایالات متحده بهش
‫اجازه نمیدن.

676
00:26:09,191 --> 00:26:12,569
‫ولی اگه اعضای دیوان عالی یه مشت
‫پخمه باشن

677
00:26:13,070 --> 00:26:16,073
‫و اعضای کنگره هم یه مشت بزدل باشن

678
00:26:16,156 --> 00:26:19,576
‫که بیشتر از کشور به احزاب اهمیت میدن چی؟

679
00:26:20,452 --> 00:26:24,581
‫فکر نکنم همچین افرادی وجود داشته باشن.

680
00:26:24,665 --> 00:26:27,376
‫ولی برای اطمینان از موفقیت کامل

681
00:26:27,459 --> 00:26:29,294
‫این ایده بزرگ،

682
00:26:29,378 --> 00:26:33,632
‫پیشنهادم اینه که بعد از هر انتخابات
‫ریاست‌جمهوری،

683
00:26:33,715 --> 00:26:38,345
‫- یه انتقال قدرت مسالمت‌آمیز داشته باشیم...
‫- بله، بله، بله.

684
00:26:38,428 --> 00:26:42,099
‫که بازنده نتیجه انتخابات رو می‌پذیره

685
00:26:42,182 --> 00:26:46,061
‫و با تمام وجودش از برنده انتخابات
‫حمایت می‌کنه.

686
00:26:46,144 --> 00:26:47,437
‫درستش هم همینه!

687
00:26:47,521 --> 00:26:50,983
‫هر کسی که نتیجه یه انتخابات
‫آزاد و منصفانه رو نپذیره

688
00:26:51,066 --> 00:26:52,109
‫یه روانیه.

689
00:26:52,192 --> 00:26:53,735
‫یه دیوونه‌ست.

690
00:26:53,819 --> 00:26:56,780
‫ممکنه همچین مردی به جای اعتراف به باختش

691
00:26:56,863 --> 00:26:59,700
‫باعث شروع یه شورش بشه.

692
00:26:59,783 --> 00:27:01,952
‫- عجب آشغالی!
‫- عوضی!

693
00:27:02,035 --> 00:27:05,998
‫می‌تونه با ریاست‌جمهوری خودش و
‫خانواده‌ش رو ثروتمند کنه.

694
00:27:06,623 --> 00:27:07,749
‫نه، نه.

695
00:27:07,833 --> 00:27:10,377
‫ممکنه نیروهاش رو بفرسته به شهرهای
‫آمریکایی

696
00:27:10,460 --> 00:27:13,297
‫که آمریکایی‌ها رو بترسونن یا حتی بکشن،

697
00:27:13,380 --> 00:27:17,968
‫که مردم حواسشون از دوست و رفیق‌های
‫ناباب این رئیس‌جمهور پرت بشه!

698
00:27:19,886 --> 00:27:22,597
‫ممکنه به دانشگاه‌ها، حتی مطبوعات
‫آزاد حمله کنه،

699
00:27:22,681 --> 00:27:26,852
‫و هر کسی که جرئت داره ازش انتقاد کنه رو
‫ساکت کنه.

700
00:27:27,561 --> 00:27:30,022
‫بیخیال. هیچوقت همچین اتفاقی نمیفته.

701
00:27:30,105 --> 00:27:32,399
‫- از کجا معلوم.
‫- یعنی داری میگی

702
00:27:32,482 --> 00:27:35,402
‫رئیس‌جمهور اینقدر وقت می‌ذاره

703
00:27:35,485 --> 00:27:38,655
‫که هر کسی که مسخره‌ش می‌کنه
‫رو به چالش بکشه؟

704
00:27:38,739 --> 00:27:40,532
‫درست مثل یه بچه لوس؟

705
00:27:40,615 --> 00:27:41,742
‫یه بچه لوس.

706
00:27:42,826 --> 00:27:43,827
‫بعیده.

707
00:27:43,910 --> 00:27:45,996
‫- ممکنه این اتفاق توی این کشور بیفته؟
‫- کدوم رئیس‌جمهور منتخبی

708
00:27:46,079 --> 00:27:47,080
‫همچین کاری می‌کنه؟

709
00:27:47,164 --> 00:27:50,083
‫یه عوضی دروغگو و بزدل!

710
00:27:50,167 --> 00:27:51,835
‫که حتی تو گلف هم تقلب می‌کنه!

711
00:27:52,669 --> 00:27:53,712
‫تو گلف!

712
00:27:54,629 --> 00:27:56,298
‫- باورنکردنیه!
‫- وحشتناکه.

713
00:27:56,381 --> 00:27:57,382
‫گلف چیه؟

714
00:27:57,466 --> 00:28:00,010
‫یه بازی که تو اسکاتلند ساخته شده.
‫خیلی باحاله.

715
00:28:00,093 --> 00:28:03,930
‫کدوم آدمی میاد تو گلف تقلب کنه؟

716
00:28:05,098 --> 00:28:06,892
‫- یه آدم عوضی.
‫- یه آدم مریض!

717
00:28:06,975 --> 00:28:11,104
‫و گفته بودم دوستش یه آدم نابابه؟

718
00:28:11,188 --> 00:28:13,565
‫شهروندان، لطفاً آروم باشید.

719
00:28:13,648 --> 00:28:16,151
‫ایشون داره به صورت فرضی صحبت می‌کنه.

720
00:28:16,234 --> 00:28:21,406
‫در واقع، همچین مرد وحشتناکی

721
00:28:21,490 --> 00:28:24,868
‫هیچوقت به عنوان رئیس‌جمهور
‫رای نمیاره.

722
00:28:25,410 --> 00:28:27,579
‫حالا یه ایده‌ی ساده‌ست دیگه،
‫جناب رئیس‌جمهور،

723
00:28:27,662 --> 00:28:31,333
‫ولی اگه طرف یه شیاد فاسد باشه چی؟

724
00:28:31,416 --> 00:28:34,795
‫یه دروغگوی بیمارگونه که تعصبات
‫مردم رو تغذیه می‌کنه؟

725
00:28:34,878 --> 00:28:36,630
‫- آره!
‫- یعنی داری میگی

726
00:28:36,713 --> 00:28:40,634
‫که رای‌دهنده‌های ما یه مشت احمق هستن

727
00:28:40,717 --> 00:28:43,094
‫که گول همچین شیادی رو می‌خورن؟

728
00:28:43,178 --> 00:28:47,182
‫بله، جناب رئیس‌جمهور!
‫دقیقاً منظورم همینه.

729
00:28:47,808 --> 00:28:50,352
‫اگه بهش رای بدن یعنی ازش
‫خوششون میاد دیگه!

730
00:28:50,435 --> 00:28:51,853
‫به این میگن آزادی و اراده مردمی!

731
00:28:51,937 --> 00:28:54,606
‫- احمقانه‌ست!
‫- اسمش دموکراسیه!

732
00:28:54,689 --> 00:28:58,485
‫رای دادن به همچین آشغالی دموکراسی
‫ما رو به پایان می‌رسونه!

733
00:28:58,568 --> 00:29:00,070
‫آشغال خودتی!

734
00:29:00,153 --> 00:29:02,197
‫- خودتی!
‫- آشغال! تو و تو!

735
00:29:02,280 --> 00:29:03,949
‫نه، خودتی! خودت!

736
00:29:04,032 --> 00:29:05,242
‫خفه شو، عوضی!

737
00:29:09,830 --> 00:29:11,373
‫شهروندان، خواهش می‌کنم!

738
00:29:15,961 --> 00:29:18,296
‫بس کنید! دیوونه‌بازی درنیارید!

739
00:29:19,381 --> 00:29:20,841
‫شهروندان!

740
00:29:22,342 --> 00:29:24,261
‫- به درد نخور!
‫- آره!

741
00:29:25,178 --> 00:29:28,348
‫- بس کنید! التماس می‌کنم!
‫- جنگ داخلی.

742
00:29:28,431 --> 00:29:30,934
‫باورنکردنیه! شهروندان!

743
00:29:33,311 --> 00:29:34,563
‫بدبخت شدیم.

744
00:29:39,276 --> 00:29:42,237
‫[به یاد راب راینر]

745
00:29:44,237 --> 00:29:54,237
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M