1
00:00:28,486 --> 00:00:33,742
‫در شب ۱۷ ژوئن سال ۱۹۷۲،
‫دزدها وارد ادارات

2
00:00:33,825 --> 00:00:35,535
‫کمیته ملی دموکرات در

3
00:00:35,618 --> 00:00:38,955
‫مجتمع اداری واترگیت در واشینگتن دی‌سی شدن.

4
00:00:39,456 --> 00:00:41,833
‫این رسوایی به اسم واترگیت معروف شد

5
00:00:41,916 --> 00:00:45,628
‫و در نهایت منجر به استعفای نیکسون
‫از ریاست‌جمهوری شد.

6
00:00:46,087 --> 00:00:49,883
‫خبرنگارهای واشینگتن پست به نام
‫باب وودوارد و کارل برنستین با تحقیقات

7
00:00:49,966 --> 00:00:51,584
‫مفصلشون داستان رو منتشر کردن،

8
00:00:51,634 --> 00:00:53,303
‫ولی امکان نداشت بتونن این کار رو

9
00:00:53,386 --> 00:00:56,181
‫بدون کمک منبعی به نام «دیپ ثروت»
‫انجام بدن،

10
00:00:56,264 --> 00:01:00,518
‫که به صورت ناشناس در گاراژی در واشینگتن
‫اطلاعات رو بهشون لو می‌داد،

11
00:01:00,602 --> 00:01:04,230
‫و اسمش با انتشار فیلم همه مردان رئیس‌جمهور
‫موندگار شد.

12
00:01:04,814 --> 00:01:05,815
‫فیلم خیلی قشنگیه.

13
00:01:05,899 --> 00:01:08,943
‫و ما فهمیدیم دیپ ثروت خیلی حرف‌های
‫بیشتری از چیزی که

14
00:01:09,027 --> 00:01:11,696
‫وودوارد و برنستین منتشر کردن داره.

15
00:01:12,696 --> 00:01:22,696
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

16
00:01:39,933 --> 00:01:42,060
‫- به کجا رسیدین؟
‫- گیر کردیم.

17
00:01:42,602 --> 00:01:44,479
‫داستان سرعت پروسه رو آورد پایین.

18
00:01:45,897 --> 00:01:49,067
‫- و فکر کردی می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- هیچوقت ازت نقل‌قول نمی‌کنم.

19
00:01:49,984 --> 00:01:52,695
‫حتی به عنوان منبع ناشناس.

20
00:01:53,154 --> 00:01:54,948
‫اسمی ازت آورده نمیشه.

21
00:01:56,115 --> 00:01:57,242
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.

22
00:01:59,327 --> 00:02:00,453
‫ادامه بده.

23
00:02:00,536 --> 00:02:02,872
‫می‌تونی بگی درباره واترگیت چی می‌دونی؟

24
00:02:03,581 --> 00:02:06,709
‫- یه چیزهایی شنیدم.
‫- گوشم با توئه.

25
00:02:07,585 --> 00:02:09,379
‫شرکت سرمایه‌گذاری فرگوسن رو می‌شناسی؟

26
00:02:09,420 --> 00:02:11,589
‫تو طبقه پنجم کار می‌کنن.
‫دارن ورشکسته میشن.

27
00:02:11,673 --> 00:02:14,926
‫پدر و پسر دارن سر مالکیت شرکت
‫رقابت می‌کنن.

28
00:02:15,969 --> 00:02:20,390
‫- اوضاع داره بی‌ریخت میشه.
‫- و این چه ربطی به ورود دزدکی داره؟

29
00:02:20,807 --> 00:02:22,225
‫خودت می‌خواستی درباره ساختمون بدونی.

30
00:02:22,767 --> 00:02:25,061
‫فکر کردم منظورت به ساختمون واترگیته.

31
00:02:25,144 --> 00:02:28,231
‫نه، منظورم به ساختمون نیست.
‫رسوایی واترگیت رو میگم.

32
00:02:28,314 --> 00:02:29,857
‫کارزار انتخابات مجدد نیکسون

33
00:02:29,941 --> 00:02:33,194
‫و شنود ساختمون کمیته ملی دموکرات.

34
00:02:33,695 --> 00:02:35,029
‫آها.

35
00:02:38,408 --> 00:02:41,619
‫شنیدم جی. گوردون لیدی هم یه نقشی داره.
‫درباره لیدی برام بگو.

36
00:02:43,496 --> 00:02:46,708
‫خب، شنیدم دخترش قراره هفته بعد
‫بره ارتودنسیش رو دربیاره.

37
00:02:46,791 --> 00:02:49,002
‫و شنیدم می‌خوان یه دوچرخه جدید
‫براش بخرن.

38
00:02:49,585 --> 00:02:52,797
‫هم ارتودنسی شد، هم دوچرخه گیرش میاد.

39
00:02:53,715 --> 00:02:54,799
‫خب؟

40
00:02:55,091 --> 00:02:57,010
‫تازه شنیدم دوچرخه نمی‌خواد.

41
00:02:57,093 --> 00:02:58,302
‫اسبچه می‌خواد.

42
00:02:59,095 --> 00:03:00,304
‫خیلی گرونه.

43
00:03:01,014 --> 00:03:04,892
‫- آره، گرونه.
‫- فکر نکنم براش بخرن.

44
00:03:04,976 --> 00:03:08,229
‫یعنی داری میگی میشه به راحتی
‫گولش زد؟

45
00:03:08,312 --> 00:03:11,816
‫نه، دارم میگم نمی‌خواد برای دخترش
‫اسبچه بخره.

46
00:03:11,899 --> 00:03:13,317
‫چه ربطی به واترگیت داره؟

47
00:03:13,401 --> 00:03:15,319
‫دختر لیدی و اسبچه‌ش اهمیتی
‫برام نداره.

48
00:03:15,403 --> 00:03:17,488
‫یه چیز قابل استفاده بگو.

49
00:03:18,072 --> 00:03:21,242
‫شنیدم اوضاع خانواده هالدمن خوب نیست.

50
00:03:21,325 --> 00:03:22,452
‫از چه نظر؟

51
00:03:22,535 --> 00:03:25,371
‫دخترش جوآن که کمردرد داره رو می‌شناسی؟

52
00:03:25,455 --> 00:03:28,124
‫- آره.
‫- خب، رفته پیش ماساژور.

53
00:03:28,791 --> 00:03:33,171
‫و اگه متوجه منظورم بشی، حالش
‫خیلی بهتر شده.

54
00:03:34,046 --> 00:03:35,256
‫با ماساژورش قرار می‌ذاره.

55
00:03:35,757 --> 00:03:38,801
‫- که چی؟
‫- من پسره رو دیدم، قدش ۱۶۴ سانته.

56
00:03:39,469 --> 00:03:40,470
‫کوتوله‌ست.

57
00:03:41,262 --> 00:03:44,182
‫- و؟
‫- جوآن ده سانت ازش بلندتره.

58
00:03:44,265 --> 00:03:48,644
‫از اختلاف سنی هم بدتره.
‫البته، اگه مرد بزرگتر باشه خیلی بد میشه.

59
00:03:48,728 --> 00:03:53,107
‫- ولی اگه زن بزرگتر باشه داستان جالبی درمیاد.
‫- اینم ربطی به واترگیت نداره.

60
00:03:53,483 --> 00:03:55,026
‫این اطلاعات اهمیتی برام ندارن.

61
00:03:55,109 --> 00:03:57,737
‫فکر کردم...
‫آخه گفتی اطلاعات داری.

62
00:03:57,820 --> 00:04:00,698
‫اطلاعات دادم دیگه.
‫برات جالب نبودن؟

63
00:04:00,782 --> 00:04:03,326
‫یه چیزی می‌خوام که بتونه اطلاعاتی رو

64
00:04:03,409 --> 00:04:05,236
‫درباره اتفاقی که تو واترگیت افتاد و ربطش

65
00:04:05,286 --> 00:04:07,205
‫به رئیس‌جمهور نیکسون فاش کنه.

66
00:04:08,039 --> 00:04:10,374
‫یه چیز دیگه رو درباره جی. گوردون لیدی
‫میگم.

67
00:04:10,458 --> 00:04:11,667
‫باشه.

68
00:04:12,335 --> 00:04:13,544
‫کاخ سفید...

69
00:04:14,796 --> 00:04:18,257
‫نمی‌خواد کسی بدونه جی مخفف چیه.

70
00:04:18,800 --> 00:04:21,511
‫- چیه؟
‫- گوردون.

71
00:04:23,763 --> 00:04:25,431
‫کاخ سفید نمی‌خواد کسی بدونه

72
00:04:25,515 --> 00:04:27,058
‫که اسمش گوردون گوردون لیدیه؟

73
00:04:27,141 --> 00:04:29,685
‫آره، اسم مزخرفیه.
‫شاید اون جی مخفف گاس باشه.

74
00:04:29,769 --> 00:04:32,980
‫- الان داری اطلاع میدی یا ازم می‌پرسی؟
‫- جرج. گری.

75
00:04:33,064 --> 00:04:34,273
‫داری ایده میدی؟

76
00:04:34,357 --> 00:04:35,733
‫- جری با جی.
‫- می‌دونی چیه؟

77
00:04:35,816 --> 00:04:39,195
‫- داری وقتم رو تلف می‌کنی. من رفتم.
‫- وایسا. هی، وودوارد.

78
00:04:39,278 --> 00:04:42,031
‫- چیه؟
‫- پول پارکینگ رو بهم بدهکاری.

79
00:04:42,114 --> 00:04:45,159
‫- نخیر.
‫- بهت اطلاعات دادم.

80
00:04:45,243 --> 00:04:46,702
‫اطلاعات به درد نخور.

81
00:04:47,411 --> 00:04:49,705
‫خیلی خب، اینا چیزهایی هستن
‫که باید بدونی.

82
00:04:50,164 --> 00:04:51,165
‫گوشم با توئه.

83
00:04:51,249 --> 00:04:54,126
‫یه مردی اومده به شهر که اسم
‫خودش رو گذاشته، «دکتر چمن،»

84
00:04:54,627 --> 00:04:57,922
‫- ولی دکتر نیست.
‫- آره، باغبونه.

85
00:04:58,923 --> 00:05:01,717
‫مردم فکر می‌کنن دکتر واقعیه، ولی نیست.

86
00:05:01,801 --> 00:05:03,386
‫چیه؟ فکر کرده بودی دکتر واقعیه

87
00:05:03,469 --> 00:05:05,012
‫و الان فهمیدی دکتر واقعی نیست
‫و ناراحت شدی؟

88
00:05:05,096 --> 00:05:09,141
‫- در ازای هر نوبت چهارصد دلار می‌گیره.
‫- خب، چمن خونه‌ت چقدره؟

89
00:05:09,684 --> 00:05:12,186
‫- نمی‌تونم بگم.
‫- چرا من رو آوردی اینجا؟

90
00:05:12,270 --> 00:05:15,815
‫- شنیدم اطلاعات داری.
‫- خودت اطلاعات رو کنار هم بچین، وودوارد.

91
00:05:15,898 --> 00:05:17,942
‫خودت می‌دونی اینا چه ربطی
‫به هم دارن؟

92
00:05:18,526 --> 00:05:21,070
‫- برو دنبال پول.
‫- «برم دنبال پول؟»

93
00:05:21,737 --> 00:05:24,448
‫کدوم پول؟
‫نمی‌فهمم چی میگی.

94
00:05:24,532 --> 00:05:25,741
‫برنستین کجاست؟

95
00:05:25,825 --> 00:05:28,286
‫اگه ناراحت نمیشی باید بگم از تو
‫باهوش‌تر به نظر میاد.

96
00:05:28,369 --> 00:05:30,746
‫نه، نه. مزخرف نگو.
‫یه چیز قابل استفاده بگو.

97
00:05:30,830 --> 00:05:32,748
‫یه چیزی که مربوط به کاخ سفید باشه.

98
00:05:33,082 --> 00:05:36,294
‫- خیلی خب، ولی محرمانه‌ست.
‫- البته.

99
00:05:37,378 --> 00:05:39,422
‫شایعه شده که پت نیکسون

100
00:05:39,922 --> 00:05:42,883
‫موقع دزدی از پاساژ بندل دستگیر شده.

101
00:05:42,967 --> 00:05:48,306
‫یه کفش تو کیفش پیدا کردن.
‫یک لنگه. فکر کن.

102
00:05:48,389 --> 00:05:50,933
‫دارم فکر می‌کنم. یک لنگه؟

103
00:05:51,017 --> 00:05:53,561
‫- یک لنگه رو گم کرده بوده؟
‫- یک لنگه برداشته.

104
00:05:53,644 --> 00:05:56,063
‫چرا؟ یک لنگه رو که نمی‌تونه بپوشه.

105
00:05:56,605 --> 00:06:00,484
‫- دقیقاً. آماده‌ی شنیدنش هستی؟
‫- نه، فکر نکنم.

106
00:06:00,568 --> 00:06:02,987
‫جرالد فورد با نوه‌هاش رفته بود قاشق‌زنی.

107
00:06:03,070 --> 00:06:06,782
‫وقتی نشناختنش، به بچه‌ها گفت
‫شکلات‌ها رو پس بدن.

108
00:06:06,866 --> 00:06:09,618
‫- چی...
‫- نوه‌هاش باهاش قهر کردن.

109
00:06:10,161 --> 00:06:11,287
‫چی میگی واسه خودت؟

110
00:06:11,370 --> 00:06:13,497
‫خب به جهنم.
‫قاشق‌زنی دیگه چیه.

111
00:06:13,581 --> 00:06:16,042
‫اسبچه، ارتودنسی، عشق و عاشقی
‫برام مهم نیستن.

112
00:06:16,125 --> 00:06:18,753
‫هیچکدومشون برام مهم نیستن.
‫داری وقتم رو تلف می‌کنی!

113
00:06:18,836 --> 00:06:20,921
‫یه اطلاعات قابل استفاده داری یا نه؟

114
00:06:21,380 --> 00:06:23,674
‫چارلز کولسون برای جلسه‌ی کاخ سفید
‫با صندل اومده بود.

115
00:06:24,008 --> 00:06:26,927
‫نیکسون براش مهم نبود، ولی
‫هالدمن خیلی شلوغش کرد.

116
00:06:27,011 --> 00:06:30,389
‫- خیلی خب، دیگه بسه.
‫- منم... باید برم،

117
00:06:30,473 --> 00:06:34,435
‫چون دارم با خشک‌کن عمومی لباس‌هام
‫رو خشک می‌کنم،

118
00:06:34,518 --> 00:06:37,813
‫و می‌ترسم یکی لباس‌هام رو دزدیده باشه.

119
00:06:37,897 --> 00:06:39,940
‫خیلی خب، باشه. موفق باشی.

120
00:06:40,024 --> 00:06:42,151
‫ممنون بابت همه چیز.
‫واقعاً لطف کردی...

121
00:06:42,234 --> 00:06:44,528
‫کوارتر داری که اگه لازم شد دوباره
‫بندازم تو دستگاه؟

122
00:06:45,571 --> 00:06:47,698
‫هی، حالت بد به نظر میاد.
‫می‌تونی بری خونه؟

123
00:06:47,782 --> 00:06:48,949
‫ماشین داری؟

124
00:06:49,325 --> 00:06:51,535
‫- با اتوبوس اومدم.
‫- با اتوبوس؟

125
00:06:51,619 --> 00:06:53,120
‫همین الان گفتی پول پارکینگ بهت بدم.

126
00:06:53,621 --> 00:06:55,456
‫می‌خوای ازم پول پارکینگ اخاذی کنی؟

127
00:06:56,207 --> 00:06:59,001
‫- خودت باید بفهمی.
‫- گمشو بابا!

128
00:06:59,627 --> 00:07:02,171
‫بمیری! به من زنگ نزن!
‫خسته‌م کردی!

129
00:07:02,546 --> 00:07:07,384
‫- به برنستین بگو بهم زنگ بزنه.
‫- به برنستین زنگ نزن! دست از سرم بردار!

130
00:07:11,305 --> 00:07:12,556
‫عجب آدم عجیبی.

131
00:07:23,484 --> 00:07:28,656
‫در ۱۵ ژوئیه سال ۱۹۰۳، هنری فورد
‫اولین سفارش رو برای مدل آ گرفت،

132
00:07:28,739 --> 00:07:31,242
‫یه ماشینی که توسط شرکتش
‫به نام شرکت فورد موتور

133
00:07:31,325 --> 00:07:32,827
‫در دیترویت میشیگان تولید شده بود.

134
00:07:32,910 --> 00:07:35,955
‫تا آخر سال، شرکت هزار ماشین تولید کرده بود

135
00:07:36,038 --> 00:07:38,791
‫و دگرگونی ماشین‌ها آغاز شد.

136
00:07:39,250 --> 00:07:42,127
‫فورد فقط یه مخترع و کارخونه‌دار نبود،

137
00:07:42,211 --> 00:07:45,297
‫بلکه ضد یهود هم بود.

138
00:07:45,381 --> 00:07:49,260
‫فورد مالک دیربورن ایندیپندنت هم بود
‫و باهاش مقاله‌هایی رو مثل

139
00:07:49,343 --> 00:07:51,512
‫«یهودی بین‌المللی» منتشر می‌کرد.

140
00:07:52,137 --> 00:07:53,472
‫عجب آدم عجیبی.

141
00:07:54,265 --> 00:07:57,101
‫خیلی زود، در هر خیابون آمریکا
‫ماشین دیده میشد.

142
00:07:57,184 --> 00:07:58,978
‫فورد در اوج بود.

143
00:07:59,061 --> 00:08:04,483
‫اما به قول معروف،
‫سرنوشت خوب بلده که

144
00:08:04,567 --> 00:08:06,569
‫تو رو آدم کنه.

145
00:08:10,698 --> 00:08:13,158
‫- بله؟
‫- آقای فورد.

146
00:08:13,242 --> 00:08:15,369
‫سردسته‌های گروه‌های مدنی دیترویت اومدن.

147
00:08:15,452 --> 00:08:17,037
‫- بفرستشون داخل، کلیفتون جوون.
‫- چشم.

148
00:08:17,121 --> 00:08:20,666
‫آقایون محترم، لطفاً اجازه بدید آقای فورد
‫شما رو ببره بگردونه.

149
00:08:22,626 --> 00:08:26,672
‫آقایون... واو.

150
00:08:34,763 --> 00:08:36,181
‫- رئیس ماهونی.
‫- خوشبختم.

151
00:08:36,265 --> 00:08:37,641
‫- آقای هادسون.
‫- هنری.

152
00:08:38,767 --> 00:08:39,852
‫شما؟

153
00:08:39,935 --> 00:08:42,596
‫من خاخام اشمول بن‌یانکلوویتز هستم و

154
00:08:42,646 --> 00:08:45,399
‫تازه به عنوان عضو شورای شهر انتخاب شدم.

155
00:08:47,526 --> 00:08:48,652
‫تبریک میگم.

156
00:08:48,736 --> 00:08:53,907
‫خوشحالم که بخشی از این رویداد تاریخی هستم.

157
00:08:54,491 --> 00:08:57,286
‫بدنم مور مور شده.
‫اسمش چیه؟

158
00:08:57,369 --> 00:08:59,705
‫اسمش اتومبیله.

159
00:08:59,788 --> 00:09:01,165
‫- «اتومبیل.»
‫- فوق‌العاده‌ست.

160
00:09:01,248 --> 00:09:02,333
‫- بله.
‫- بله.

161
00:09:02,416 --> 00:09:04,084
‫- مدل آ.
‫- میشه یه نگاه بندازیم؟

162
00:09:04,168 --> 00:09:06,211
‫حتماً. دست نزنید ولی بفرمایید ببینید.

163
00:09:06,253 --> 00:09:08,547
‫- بله، بله.
‫- واقعاً باشکوهه.

164
00:09:08,922 --> 00:09:12,509
‫آقای فورد، شما واقعاً...

165
00:09:12,593 --> 00:09:14,970
‫دستاورد بی‌نظیریه، آقای فورد.

166
00:09:15,054 --> 00:09:16,472
‫- تاثیرگذاره، هنری.
‫- زیباست.

167
00:09:16,597 --> 00:09:18,724
‫طی یک دقیقه سرعتش از یک به شش می‌رسه

168
00:09:19,099 --> 00:09:22,353
‫و قدرت دوتا اسب بخار رو داره.

169
00:09:22,436 --> 00:09:24,021
‫- واو!
‫- تاثیرگذاره، هنری.

170
00:09:24,104 --> 00:09:25,564
‫- چقدر دستاورد...
‫- بی‌نظیره.

171
00:09:25,647 --> 00:09:28,317
‫- ...باشکوهی، آقای فورد.
‫- خیلی ممنونم.

172
00:09:28,400 --> 00:09:30,194
‫- می‌دونین، تو کراکوف...
‫- بله.

173
00:09:30,277 --> 00:09:32,980
‫یه هایمی فوردبرگ داریم. فامیلید؟

174
00:09:33,030 --> 00:09:35,824
‫شما فامیلیتون رو از فوردبرگ به فورد تغییر ندادید؟

175
00:09:36,909 --> 00:09:39,536
‫- کوتاهش نکردید؟
‫- نه. فامیلیم رو کوتاه نکردم.

176
00:09:39,620 --> 00:09:40,746
‫فکر کنم کوتاه کردید.

177
00:09:40,829 --> 00:09:42,790
‫- فوردبرگی در کار نیست. همون فورد...
‫- کوتاهش کردید؟

178
00:09:42,873 --> 00:09:46,668
‫- نه، قربان.
‫- خب، بریم دیگه.

179
00:09:46,752 --> 00:09:47,961
‫- اه، بله!
‫- حتماً.

180
00:09:48,003 --> 00:09:49,505
‫- بله.
‫- بله، عالیه.

181
00:09:49,588 --> 00:09:51,707
‫ولی متاسفانه به علاوه من فقط برای

182
00:09:51,757 --> 00:09:53,926
‫دو نفر دیگه جا داره، پس...

183
00:09:54,009 --> 00:09:56,720
‫ولی من دارم چهارتا صندلی می‌بینم.

184
00:09:57,221 --> 00:10:00,349
‫ولی محدودیت وزن داره.

185
00:10:00,974 --> 00:10:02,851
‫- محدودیت وزن.
‫- بله.

186
00:10:02,935 --> 00:10:04,019
‫- جالبه.
‫- آره.

187
00:10:04,103 --> 00:10:07,689
‫چیکار میشه کرد؟
‫محدودیت وزن داره دیگه. آره.

188
00:10:07,773 --> 00:10:08,982
‫چیکار میشه کرد؟

189
00:10:09,066 --> 00:10:12,152
‫پس انگار یه نفر قراره جا بمونه.

190
00:10:12,236 --> 00:10:17,866
‫- بله. پس باید یکی رو انتخاب کنیم...
‫- چطوری دو نفر رو انتخاب کنیم؟

191
00:10:17,950 --> 00:10:19,118
‫الان میگم.

192
00:10:19,201 --> 00:10:21,829
‫به سبک منصفانه‌ی آمریکایی.

193
00:10:21,912 --> 00:10:24,957
‫دارم به یه عدد بین صفر تا ده فکر می‌کنم.

194
00:10:25,040 --> 00:10:28,001
‫هر کی حدسش نزدیک‌تر باشه با من میاد،
‫هر کی نباشه حذف میشه.

195
00:10:28,085 --> 00:10:30,212
‫- منصفانه‌ست.
‫- قبول.

196
00:10:30,295 --> 00:10:31,255
‫خیلی منصفانه‌ست.

197
00:10:31,338 --> 00:10:32,548
‫- خوشم اومد. خوشم اومد.
‫- ممنون.

198
00:10:32,631 --> 00:10:34,383
‫آقای هادسون، میشه شروع کنید، قربان؟

199
00:10:34,967 --> 00:10:36,885
‫- پنج.
‫- عالیه. رئیس؟

200
00:10:36,969 --> 00:10:39,304
‫من سه‌تا بچه دارم.
‫عدد شانسم همون سه هست.

201
00:10:39,388 --> 00:10:42,349
‫عالیه. و شما، خاخام؟

202
00:10:42,432 --> 00:10:45,477
‫من هفت بار به خاطر یهودی بودنم
‫کتک خوردم،

203
00:10:45,561 --> 00:10:47,396
‫پس هفت.

204
00:10:47,604 --> 00:10:49,231
‫متاسفم. عدد منتخب من چهار بود.

205
00:10:49,314 --> 00:10:52,526
‫اگه چهار بار کتک خورده بودید، می‌تونستید
‫سوار ماشین بشید

206
00:10:52,609 --> 00:10:54,069
‫- و حذف نشید.
‫- چه بد.

207
00:10:54,152 --> 00:10:55,654
‫متاسفم. متاسفم. این چیزها...

208
00:10:55,737 --> 00:10:57,281
‫چطور تونستم اشتباه حدس بزنم؟

209
00:10:57,364 --> 00:10:58,615
‫ممنون که تشریف آوردید.

210
00:10:58,699 --> 00:10:59,950
‫- اوه، بله، البته.
‫- بله.

211
00:11:00,033 --> 00:11:02,786
‫- حیف شد، نه؟
‫- بله.

212
00:11:02,870 --> 00:11:03,954
‫رئیس ماهونی.

213
00:11:04,037 --> 00:11:06,248
‫تو حوزه هشتم یه نفر از زندان فرار کرده.

214
00:11:06,331 --> 00:11:09,084
‫آقایون، متاسفم، یه مورد فوری پلیس
‫پیش اومده.

215
00:11:09,167 --> 00:11:11,086
‫- نه. نه، نه.
‫- خیلی ممنون که وقت گذاشتید.

216
00:11:11,211 --> 00:11:13,005
‫- نه، نه، نه، برگرد، برگرد.
‫- ببین، متاسفم.

217
00:11:17,593 --> 00:11:21,388
‫انگار ما دوتا موندیم، آقای فورد.

218
00:11:21,471 --> 00:11:24,933
‫- آقای فورد.
‫- خیلی خب، بشینید بریم.

219
00:11:29,021 --> 00:11:30,063
‫خدای من!

220
00:11:31,023 --> 00:11:32,899
‫- اینجا رو.
‫- لطفاً آروم باشید.

221
00:11:33,317 --> 00:11:37,112
‫- سلام! سلام!
‫- نه، باهاشون حرف نزن.

222
00:11:37,195 --> 00:11:39,281
‫- تو مسیر خودشونن.
‫- چقدر جالبه!

223
00:11:39,364 --> 00:11:41,533
‫- ممنون. ممنون.
‫- عالیه.

224
00:11:41,617 --> 00:11:44,703
‫تا حالا یه غیر یهودی در این حد
‫باهوش ندیدم. چطوری اینقدر باهوشی؟

225
00:11:44,786 --> 00:11:46,788
‫- چطوری اینقدر باهوش شدی؟
‫- فکر کنم ژنم خوب بوده.

226
00:11:46,872 --> 00:11:48,790
‫- چی اینجا داریم؟ این...
‫- اون داشبوردمه.

227
00:11:48,874 --> 00:11:51,418
‫داشبورد. یه داشبورد کوچولو برای...

228
00:11:51,501 --> 00:11:55,172
‫برای دستکش و آدامس و شاید... سواستیکا؟

229
00:11:55,255 --> 00:11:59,509
‫سواستیکا یه نماد سرخپوستی باستانی از
‫قدرته، همین، قربان.

230
00:11:59,593 --> 00:12:01,970
‫به نظرم اینجا سواستیکا داری!

231
00:12:02,054 --> 00:12:04,931
‫- من سواستیکا ندارم!
‫- سواستیکا داره!

232
00:12:06,141 --> 00:12:07,142
‫هایمی!

233
00:12:08,977 --> 00:12:10,729
‫- اشمول!
‫- مویشه، فایول! نگه دار.

234
00:12:10,812 --> 00:12:12,689
‫- ماشین رو نگه دار!
‫- واسه همچین آدم‌هایی نگه نمی‌دارم.

235
00:12:13,065 --> 00:12:18,403
‫نیاید جلو! نیاید جلو!
‫واو، واو، واو!

236
00:12:24,201 --> 00:12:26,411
‫- اشمول!
‫- یکی به آقای فورد کمک کنه!

237
00:12:26,495 --> 00:12:27,788
‫چه تصادفی کرد!

238
00:12:27,871 --> 00:12:30,040
‫- ای وای!
‫- هنری فورد آسیب دید!

239
00:12:31,124 --> 00:12:32,125
‫ای وای!

240
00:12:35,212 --> 00:12:36,338
‫آقای فورد؟

241
00:12:38,965 --> 00:12:41,093
‫یه لحظه فکر کردیم از دستتون دادیم.

242
00:12:41,718 --> 00:12:44,554
‫- چی شد؟
‫- کالسکه بی‌اسب جدیدتون خورد به درخت،

243
00:12:44,638 --> 00:12:48,183
‫پرت شدید تو ویترین مغازه و
‫دچار کلی زخم و بریدگی شدید.

244
00:12:48,266 --> 00:12:49,684
‫خیلی خون از دست دادید

245
00:12:49,768 --> 00:12:52,270
‫و ترسیدیم از دستتون داده باشیم.

246
00:12:52,771 --> 00:12:54,598
‫خوشبختانه، همون نزدیکی یه اهداکننده خون

247
00:12:54,648 --> 00:12:56,566
‫پیدا کردیم که گروه خونیش با شما یکی بود.

248
00:12:56,817 --> 00:12:59,319
‫الان خونش در بدن شما جریان داره.

249
00:12:59,945 --> 00:13:02,322
‫این مرد شریف کیه؟

250
00:13:02,405 --> 00:13:07,702
‫♪ بیاید خوشحال باشیم، ♪
‫♪ بیاید خوشحال باشیم ♪

251
00:13:07,786 --> 00:13:11,665
‫♪ بیاید خوشحال باشیم ♪

252
00:13:11,748 --> 00:13:13,542
‫فرمان خدا بود!

253
00:13:14,709 --> 00:13:19,005
‫- نه!
‫- برادر خونی من!

254
00:13:19,089 --> 00:13:23,343
‫نه، چطور این اتفاق افتاد؟
‫و چرا اینقدر هوای اینجا باد داره؟

255
00:13:23,426 --> 00:13:24,803
‫مقداری سرده.

256
00:13:24,886 --> 00:13:27,264
‫- مقداری سرده.
‫- مقداری سرده.

257
00:13:27,347 --> 00:13:31,476
‫و من... غذا می‌خوام. خوراک سبک می‌خوام،
‫وگرنه دیوونه میشم.

258
00:13:31,560 --> 00:13:32,811
‫الان دیوونه می‌شیم.

259
00:13:32,894 --> 00:13:34,229
‫- آره، دیوونه می‌شیم.
‫- دیوونه می‌شیم.

260
00:13:34,312 --> 00:13:36,356
‫پرستار، میشه برای آقای فورد
‫نون تست خشک بیارید؟

261
00:13:36,439 --> 00:13:38,608
‫نه. نون تست خشک؟
‫نون بیگل می‌خوام با چربی.

262
00:13:38,692 --> 00:13:40,235
‫شاید چربی شاه‌ماهی؟

263
00:13:40,318 --> 00:13:43,530
‫آره، آره. چربی شاه‌ماهی ولی زیاد
‫شور نباشه.

264
00:13:43,613 --> 00:13:45,866
‫من چرا دارم اینجوری حرف میزنم؟

265
00:14:01,798 --> 00:14:03,917
‫در سال ۱۸۵۷، جیمز بیوکنن تبدیل به

266
00:14:03,967 --> 00:14:06,177
‫پونزدهمین رئیس‌جمهور کشور شد.

267
00:14:06,261 --> 00:14:10,599
‫جیمز هنوز هم تنها رئیس‌جمهوریه که
‫هیچوقت ازدواج نکرد.

268
00:14:10,891 --> 00:14:14,603
‫وقتی به ریاست‌جمهوری رسید،
‫بین ایالت‌های جنوبی و شمالی

269
00:14:14,686 --> 00:14:19,566
‫بحرانی شکل گرفته بود.
‫مشکل هم برده‌داری بود.

270
00:14:20,108 --> 00:14:23,862
‫بیوکنن حاضر نبود طرف کسی رو بگیره،

271
00:14:23,945 --> 00:14:26,740
‫و مورخ‌ها این منفعل بودنش رو

272
00:14:26,823 --> 00:14:29,701
‫یکی از عوامل اصلی جنگ داخلی می‌دونن.

273
00:14:30,201 --> 00:14:32,287
‫ولی موضوع این نبود که نمی‌تونست
‫تصمیم بگیره.

274
00:14:32,913 --> 00:14:36,416
‫بهتره بگیم حواسش پرت بود.

275
00:14:36,499 --> 00:14:39,252
‫حتی با وجود سرنوشت اتحادیه،

276
00:14:39,336 --> 00:14:42,297
‫فکرش پی اتحادهای دیگه‌ای بود.

277
00:14:45,842 --> 00:14:47,010
‫اومدن.

278
00:14:48,053 --> 00:14:49,220
‫چه مراسم خوبی.

279
00:14:50,013 --> 00:14:53,224
‫چقدر شیک.
‫اینجا رو. آفرین، اپلتون.

280
00:14:53,600 --> 00:14:56,561
‫فوق‌العاده‌ست.
‫باورم نمیشه اینهمه خانم اومدن.

281
00:14:56,645 --> 00:14:58,730
‫- باورنکردنیه.
‫- ممنون، قربان.

282
00:14:58,813 --> 00:15:01,483
‫- خدای من.
‫- یه سوال دارم.

283
00:15:01,566 --> 00:15:03,068
‫شام ساعت چنده؟

284
00:15:03,151 --> 00:15:06,613
‫نه، نه، نه. شامی در کار نیست.
‫پیش‌غذای چرخشی داریم.

285
00:15:06,696 --> 00:15:08,031
‫- «پیش‌غذای چرخشی؟»
‫- «پیش‌غذای چرخشی؟»

286
00:15:08,114 --> 00:15:09,491
‫آره، ایده‌ش رو از هنری کلی گرفتم.

287
00:15:09,574 --> 00:15:12,035
‫خوشش نمیومد سر میز بشینه و
‫کنار یه نفر گیر کنه،

288
00:15:12,118 --> 00:15:14,788
‫واسه همین ایده‌ی پیش‌غذای چرخشی
‫به ذهنش رسید.

289
00:15:14,871 --> 00:15:18,208
‫پیشخدمت‌ها با سینی راه میرن و
‫مهمون‌ها سرپا غذا می‌خورن.

290
00:15:18,583 --> 00:15:19,834
‫جناب رئیس‌جمهور، وقت شامه.

291
00:15:19,918 --> 00:15:21,878
‫فکر کنم اگه شام ندیم مردم ناراحت میشن.

292
00:15:22,003 --> 00:15:24,798
‫نه، اتفاقاً خوشحال میشن چون مجبور نیستن
‫سر میز گیر کنن

293
00:15:24,881 --> 00:15:27,258
‫و پیش کسی بشینن که دوست ندارن
‫باهاش صحبت کنن.

294
00:15:27,342 --> 00:15:29,469
‫ببینید، جناب رئیس‌جمهور،
‫من باید یه...

295
00:15:30,136 --> 00:15:31,963
‫وایسا ببینم. عجله نکن، اپلتون.

296
00:15:32,013 --> 00:15:35,892
‫شاید خانم بخواد با رئیس‌جمهور پونزدهم
‫صحبت کنه.

297
00:15:36,810 --> 00:15:38,853
‫من... جناب رئیس‌جمهور، ببخشید.

298
00:15:38,937 --> 00:15:41,564
‫- من نمی‌فهمم. کی قراره شام بدن؟
‫- «پیش‌غذای چرخشی؟»

299
00:15:42,399 --> 00:15:43,817
‫سلام، جناب رئیس‌جمهور.

300
00:15:43,900 --> 00:15:45,443
‫- جناب رئیس‌جمهور.
‫- شب بخیر.

301
00:15:45,527 --> 00:15:46,694
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

302
00:15:46,778 --> 00:15:49,155
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر، جناب رئیس‌جمهور.

303
00:15:49,906 --> 00:15:51,783
‫کجاست؟ نمی‌بینمش.
‫کجا رفت؟

304
00:15:51,866 --> 00:15:54,536
‫همونطور که صحبت کردیم،
‫جفرسون دیویس هم اومده.

305
00:15:54,619 --> 00:15:57,539
‫- آره، آره. دیو... آره.
‫- بحث جدایی از اتحادیه داغه.

306
00:15:57,622 --> 00:15:59,874
‫خیلی خوب میشه وقت بذارید و
‫باهاش صحبت کنید.

307
00:15:59,916 --> 00:16:01,835
‫- باشه، باشه.
‫- پس یادتون نره.

308
00:16:01,918 --> 00:16:07,590
‫- موضوع مهمیه.
‫- اوه، بو بو بو بو.

309
00:16:07,674 --> 00:16:09,300
‫بو بو بو.

310
00:16:09,384 --> 00:16:11,719
‫یادتون نره با جفرسون دیویس...

311
00:16:14,722 --> 00:16:16,558
‫- شب بخیر.
‫- جناب رئیس‌جمهور.

312
00:16:16,641 --> 00:16:19,978
‫می‌دونی کدوم بخش از ساس‌بند
‫رو خیلی دوست دارم؟ بخش پوشیدنش رو.

313
00:16:20,061 --> 00:16:23,273
‫چون اول آویزون میشن.
‫می‌دونی، این پایینن.

314
00:16:23,356 --> 00:16:26,818
‫و بعدش یه دستت رو می‌اندازی
‫داخلش و بعد هم اون یکی دستت رو...

315
00:16:27,735 --> 00:16:29,195
‫و بعد با شونه‌هات حرکتش میدی.

316
00:16:29,279 --> 00:16:30,321
‫- خیلی خب، آره.
‫- باحاله،

317
00:16:30,405 --> 00:16:32,240
‫و تا شب همینجوری راه میری.

318
00:16:32,323 --> 00:16:33,575
‫- با افتخار. بله.
‫- می‌دونی... آره.

319
00:16:33,658 --> 00:16:35,410
‫- حال شما؟ خوب هستید؟
‫- جناب رئیس‌جمهور.

320
00:16:35,493 --> 00:16:36,494
‫بله، سلام.

321
00:16:36,578 --> 00:16:37,912
‫- سلام.
‫- سلام. دیدی؟ آره.

322
00:16:37,996 --> 00:16:39,038
‫ساس‌بند.

323
00:16:40,081 --> 00:16:43,126
‫- لباس سبز خیلی زیباییه. آره.
‫- ممنون، ممنون.

324
00:16:43,751 --> 00:16:45,787
‫دیگه چی سبزه؟ چمن.

325
00:16:45,837 --> 00:16:47,964
‫چمن سبزه. پول.

326
00:16:48,047 --> 00:16:50,466
‫قراره چیزهای سبز رو نام ببرید؟

327
00:16:50,550 --> 00:16:52,927
‫- خیارشور.
‫- که اینطور. باشه.

328
00:16:53,595 --> 00:16:57,557
‫- باید موارد بیشتری هم باشه. آره.
‫- فکر کنم هست، ولی نیاز نیست بگید.

329
00:16:58,892 --> 00:17:01,561
‫- تا حالا خرمالو خوردی؟
‫- نه.

330
00:17:01,644 --> 00:17:04,439
‫میوه جالبیه.
‫انگار اسمش رو از روی اسم کسی برداشتن.

331
00:17:04,522 --> 00:17:06,357
‫مثلاً یکی که اسمش خرمالو بوده.

332
00:17:06,441 --> 00:17:08,067
‫- می‌دونی؟
‫- نوشیدنیم تموم شد.

333
00:17:08,151 --> 00:17:09,569
‫- برم نوشیدنی بردارم.
‫- جک خرمالو.

334
00:17:09,652 --> 00:17:13,281
‫نه؟ یا یکی به اسم ادگار...
‫ادگار خرمالو.

335
00:17:14,532 --> 00:17:15,825
‫استیون خرمالو.

336
00:17:24,334 --> 00:17:28,338
‫خب، خانم زیبایی مثل شما

337
00:17:28,421 --> 00:17:30,673
‫تنهایی تو همچین ضیافتی چیکار می‌کنه؟

338
00:17:31,341 --> 00:17:32,425
‫- دارم کار می‌کنم.
‫- ممنون.

339
00:17:32,508 --> 00:17:34,469
‫من جیمز بیوکنن هستم.

340
00:17:35,303 --> 00:17:38,014
‫رئیس‌جمهور ایالات متحده.

341
00:17:38,556 --> 00:17:43,186
‫- کاناپه میل دارید؟
‫- هسته مورد علاقه‌ت چیه؟

342
00:17:43,269 --> 00:17:46,356
‫- هسته؟
‫- هسته میوه. هسته مورد علاقه من هسته گیلاسه.

343
00:17:46,439 --> 00:17:48,942
‫- عالیه.
‫- بیرون تف کردنش خیلی کیف میده.

344
00:17:49,025 --> 00:17:50,026
‫گیلاس رو می‌جوی.

345
00:17:54,072 --> 00:17:56,908
‫تخم میوه چی؟
‫نظرت درباره‌ش چیه؟

346
00:17:56,991 --> 00:18:00,370
‫- نظر خاصی ندارم.
‫- تخم هندونه.

347
00:18:00,453 --> 00:18:03,831
‫خیلی لیز هستن.
‫یه حقه برای برداشتنشون بلدم.

348
00:18:04,415 --> 00:18:06,918
‫انگار دارم مگس می‌کشم، اینجوری
‫می‌زنم روشون.

349
00:18:07,001 --> 00:18:09,462
‫می‌چسبن به دست.
‫بعد می‌خورمشون.

350
00:18:09,545 --> 00:18:12,715
‫فکر نکنم درست باشه که تخم میوه‌ها
‫رو قورت بدید.

351
00:18:12,799 --> 00:18:14,384
‫این که افسانه‌ی زن‌های پیره.

352
00:18:14,467 --> 00:18:19,180
‫می‌دونی، صحبت از افسانه زن‌های پیر شد،
‫بدم نمیاد توی پیرزن رو بگیرم.

353
00:18:19,764 --> 00:18:20,848
‫بله؟

354
00:18:21,516 --> 00:18:23,935
‫- خوشت نیومد؟
‫- من برمی‌گردم سر کارم.

355
00:18:24,894 --> 00:18:27,397
‫اوه، جدی؟ جدی می‌فرمایید؟

356
00:18:33,069 --> 00:18:35,822
‫می‌دونی، من بانوی اول ندارم،

357
00:18:36,656 --> 00:18:39,450
‫ولی شما اولین بانویی هستی که
‫امشب دیدم.

358
00:18:39,534 --> 00:18:40,910
‫ما که یه بار همدیگه رو دیدیم.

359
00:18:42,203 --> 00:18:45,331
‫اوه، آره! آره، آره!

360
00:18:45,415 --> 00:18:47,542
‫- لباس سبزه!
‫- آره.

361
00:18:47,625 --> 00:18:50,545
‫خیلی خب، کیوی، هم سبزه هم قهوه‌ای.

362
00:18:50,628 --> 00:18:52,880
‫- بسه دیگه.
‫- میوه دو طرفه‌ست.

363
00:18:52,964 --> 00:18:54,090
‫دو...

364
00:18:56,884 --> 00:19:00,012
‫سلام. می‌دونی چطوری میشه با
‫کد مورس سلام رو نوشت؟

365
00:19:00,596 --> 00:19:03,466
‫نقطه نقطه نقطه نقطه... نقطه. خط تیره،

366
00:19:03,516 --> 00:19:06,477
‫خط تیره، خط تیره، خط تیره، خط تیره، خط تیره.

367
00:19:09,605 --> 00:19:11,566
‫- نقطه، نقطه، نقطه...
‫- باز هم منم.

368
00:19:17,488 --> 00:19:19,407
‫- سلام.
‫- سلام، جناب رئیس‌جمهور.

369
00:19:20,199 --> 00:19:22,618
‫شما تا حالا انبه خوردی؟

370
00:19:23,202 --> 00:19:24,745
‫خیلی خوشمزه‌ست. و آب‌دار.

371
00:19:24,829 --> 00:19:26,622
‫هر وقت خواستی بخوری یه حوله هم بردار.

372
00:19:26,706 --> 00:19:28,332
‫چون کل صورتت خیس میشه.

373
00:19:28,416 --> 00:19:30,126
‫- جالبه.
‫- هسته خیلی بزرگی داره.

374
00:19:30,209 --> 00:19:31,377
‫شما هسته بزرگ دوست داری؟

375
00:19:35,256 --> 00:19:38,134
‫- از شما خوشش نمیاد.
‫- آخه پاش رو لگد کردم.

376
00:19:38,217 --> 00:19:41,053
‫کاملاً اتفاقی بود.
‫ولی خب تقصیر خودش بود.

377
00:19:41,137 --> 00:19:42,972
‫- واو.
‫- ولی فکر کنم فلج بل داره.

378
00:19:43,055 --> 00:19:45,600
‫- چی؟
‫- چی داره؟

379
00:19:47,268 --> 00:19:50,104
‫فلج بل. فلج بل داره.
‫کنترلی روی حرکاتش نداره.

380
00:19:50,188 --> 00:19:51,647
‫اصلاً نمی‌دونم چطوری داره راه میره.

381
00:19:51,731 --> 00:19:54,817
‫- مطمئنید؟ سالم به نظر میاد.
‫- بگذریم، لباس شما چه رنگیه؟

382
00:19:54,901 --> 00:19:56,486
‫- حنایی.
‫- حنایی؟

383
00:19:57,695 --> 00:19:59,864
‫- چیزی به رنگ حنایی به ذهنم نمیاد.
‫- باشه، خوبه.

384
00:19:59,947 --> 00:20:01,532
‫من برم غذا پیدا کنم.

385
00:20:04,076 --> 00:20:05,411
‫سیب‌زمینی حنایی.

386
00:20:06,704 --> 00:20:08,664
‫من نمی‌فهمم.

387
00:20:08,748 --> 00:20:10,750
‫هر زوری که میشد زدم.
‫درباره میوه حرف زدم.

388
00:20:10,833 --> 00:20:12,877
‫بحث میوه‌ها رو وسط کشیدم،
‫انبه و پاپایا.

389
00:20:12,960 --> 00:20:14,587
‫درباره هسته و تخم میوه‌ها.

390
00:20:14,670 --> 00:20:15,922
‫- هسته!
‫- درباره هسته صحبت کردید؟

391
00:20:16,005 --> 00:20:17,089
‫آره، هسته.

392
00:20:17,173 --> 00:20:19,842
‫هسته بزرگ، کوچیک،
‫هسته هلو، آلو.

393
00:20:19,926 --> 00:20:21,844
‫به نظرم خیلی موضوع جالبیه.

394
00:20:21,928 --> 00:20:24,347
‫- ولی برای بقیه جالب نیست.
‫- براشون جالب نیست.

395
00:20:24,430 --> 00:20:28,184
‫براشون جالب نیست.
‫دارم دیوونه میشم.

396
00:20:28,267 --> 00:20:30,519
‫شاید بهتر باشه درباره چیزی جز
‫میوه باهاشون صحبت کنید.

397
00:20:30,603 --> 00:20:33,147
‫صحبت کردم.
‫از یکی پرسیدم دندون‌پزشکش کیه.

398
00:20:33,231 --> 00:20:34,899
‫دندون‌هاش داغون بودن.
‫سوال احمقانه‌ای بود.

399
00:20:34,982 --> 00:20:35,983
‫خجالت کشید.

400
00:20:36,067 --> 00:20:38,653
‫نباید می‌پرسیدم.
‫ولی خودمم باید برم پیش دندون‌پزشک.

401
00:20:38,736 --> 00:20:41,530
‫قربان، میشه الان با جفرسون دیویس
‫صحبت کنید؟

402
00:20:41,614 --> 00:20:45,243
‫من واسه همین وارد عرصه سیاست شدم،
‫که زن پیدا کنم.

403
00:20:45,326 --> 00:20:47,787
‫قربان، باید اتحادیه رو حفظ کنید.

404
00:20:47,870 --> 00:20:49,789
‫صحبت با ایالت‌های جنوبی
‫از همه چیز مهم‌تره.

405
00:20:49,872 --> 00:20:51,415
‫«از همه چیز مهم‌تره؟»

406
00:20:51,499 --> 00:20:52,750
‫- بله.
‫- خودشه.

407
00:20:52,875 --> 00:20:54,752
‫- خودشه. عالیه.
‫- ممنونم.

408
00:20:54,835 --> 00:20:56,420
‫- یه فکری به ذهنم رسید.
‫- خیلی خب.

409
00:20:56,504 --> 00:20:59,090
‫اون خانم لباس قرمز رو می‌بینی؟
‫دارم براش می‌میرم.

410
00:20:59,173 --> 00:21:00,591
‫فهمیدم چطوری می‌تونم دلش رو به دست بیارم.

411
00:21:00,675 --> 00:21:03,803
‫میرم باهاش صحبت کنم.
‫تو بیا و بگو،

412
00:21:03,886 --> 00:21:05,763
‫«قربان، باید یه سند رو امضا کنید.

413
00:21:05,846 --> 00:21:08,808
‫سرنوشت اتحادیه بهش بستگی داره.»

414
00:21:08,891 --> 00:21:11,227
‫- ولی واقعاً همینطوره.
‫- دوباره بگو.

415
00:21:11,310 --> 00:21:12,770
‫سرنوشت اتحادیه بهش بستگی داره.

416
00:21:12,853 --> 00:21:14,188
‫- عالیه.
‫- ولی، نه...

417
00:21:17,233 --> 00:21:18,442
‫جناب رئیس‌جمهور.

418
00:21:18,526 --> 00:21:20,277
‫- سلام.
‫- سلام.

419
00:21:20,361 --> 00:21:23,864
‫می‌دونی، من یه حس ششمی دارم.

420
00:21:23,948 --> 00:21:27,368
‫میشه گفت ذهن‌خوانم، بدون اینکه
‫چیزی درباره یه نفر بدونم

421
00:21:27,451 --> 00:21:29,578
‫اسمش رو حدس میزنم.

422
00:21:29,662 --> 00:21:32,081
‫- جدی؟
‫- به اسم خودت فکر کن.

423
00:21:32,164 --> 00:21:33,833
‫- تو ذهنت اسمت رو فریاد بزن.
‫- فریاد...

424
00:21:33,916 --> 00:21:35,292
‫- داری فریاد می‌زنی؟
‫- بله.

425
00:21:35,376 --> 00:21:41,257
‫خیلی خب. الان...
‫چشم‌هات رو باز کن... جنت.

426
00:21:41,757 --> 00:21:44,135
‫- نه، اسمم جنت نیست.
‫- گرترود؟

427
00:21:44,218 --> 00:21:47,012
‫نه، حتی نزدیک هم نشدید.

428
00:21:47,096 --> 00:21:49,306
‫- کورین؟
‫- نزدیک شدید. فقط...

429
00:21:49,390 --> 00:21:50,891
‫- ولی من...
‫- کلاریسا؟

430
00:21:50,975 --> 00:21:52,852
‫نه، فکر نکنم استعدادش رو داشته باشید.

431
00:21:52,935 --> 00:21:54,437
‫- فکر نکنم.
‫- جناب رئیس‌جمهور.

432
00:21:54,520 --> 00:21:56,355
‫باید یه سند مهم رو امضا کنید.

433
00:21:56,439 --> 00:21:58,691
‫سرنوشت اتحادیه بهش بستگی داره.

434
00:21:58,774 --> 00:22:01,110
‫الان، اپلتون؟
‫دارم با این خانم زیبا صحبت می‌کنم...

435
00:22:01,193 --> 00:22:03,070
‫- ترایمن.
‫- اسم من ترایمن نیست.

436
00:22:03,154 --> 00:22:04,530
‫خوشبختم، خانم ترایمن.

437
00:22:04,613 --> 00:22:07,700
‫اسم من ترایمن نیست.
‫ترایمن اصلاً اسم نیست. این...

438
00:22:07,783 --> 00:22:11,245
‫- درباره چیه؟
‫- خب، ما...

439
00:22:11,746 --> 00:22:14,957
‫- قراره با ایتالیا وارد جنگ بشیم.
‫- چرا؟

440
00:22:15,040 --> 00:22:16,083
‫سر گوجه.

441
00:22:16,167 --> 00:22:19,879
‫- دارن گوجه احتکار می‌کنن.
‫- مسئله مهمی نیست، خانم ترایمن.

442
00:22:19,962 --> 00:22:21,756
‫- خب، اون...
‫- باز هم تکرار می‌کنم، اسم من ترایمن نیست.

443
00:22:21,839 --> 00:22:23,966
‫تو که نمی‌دونی چه خبره، اپلتون.

444
00:22:24,049 --> 00:22:26,177
‫ولی واقعاً قراره سر گوجه وارد جنگ بشیم؟

445
00:22:26,260 --> 00:22:30,055
‫- و فلفل دلمه‌ای.
‫- فلفل دلمه‌ای چرا؟

446
00:22:30,139 --> 00:22:31,557
‫خب، دارن فلفل دلمه‌ای رو هم احتکار می‌کنن.

447
00:22:31,640 --> 00:22:34,101
‫- مگه خیلی بهشون نیاز داریم؟
‫- آره، داریم.

448
00:22:34,185 --> 00:22:35,936
‫و می‌دونی، گوجه سبزیجات نیست.

449
00:22:36,020 --> 00:22:37,897
‫- میوه‌ست. و...
‫- خب.

450
00:22:37,980 --> 00:22:39,356
‫و قرمزه.

451
00:22:39,440 --> 00:22:40,733
‫- دیگه چی قرمزه؟
‫- وایسا.

452
00:22:40,816 --> 00:22:43,068
‫خواهش می‌کنم به خاطر گوجه
‫تو کشور جنگ راه ننداز.

453
00:22:43,152 --> 00:22:46,030
‫- اونقدرا هم جدی نیست، خانم ترایمن.
‫- من ترایمن نیستم!

454
00:22:47,781 --> 00:22:49,450
‫خیلی خب، عالی بود.

455
00:22:49,533 --> 00:22:52,786
‫با زن بعدی که آشنا شدم باید جلو جلو
‫اسمش رو یاد بگیریم،

456
00:22:52,870 --> 00:22:55,748
‫و بعد برم جلو و حدس بزنم.
‫می‌خوام شوکه‌ش کنم.

457
00:22:55,831 --> 00:22:59,168
‫قربان، اصرار می‌کنم که با جفرسون دیویس
‫صحبت کنید.

458
00:22:59,251 --> 00:23:01,420
‫باشه بابا. بریم.

459
00:23:01,504 --> 00:23:03,631
‫سینی به دست راه میرن.

460
00:23:03,714 --> 00:23:05,299
‫- من نمی‌فهمم.
‫- «پیش‌غذای چرخشی؟»

461
00:23:05,382 --> 00:23:07,760
‫- حتی نمی‌تونم تصور کنم...
‫- ببخشید آقایون.

462
00:23:07,843 --> 00:23:10,095
‫- جناب رئیس‌جمهور.
‫- سناتور دیویس...

463
00:23:10,179 --> 00:23:13,090
‫درباره کانزاس چندتا ایده دارم که

464
00:23:13,140 --> 00:23:16,101
‫می‌تونه همه رو راضی کنه.

465
00:23:16,185 --> 00:23:19,939
‫چند ساعته دارن به همه پیش‌غذا
‫تعارف می‌کنن.

466
00:23:20,022 --> 00:23:21,232
‫کِی قراره شام بدید؟

467
00:23:21,315 --> 00:23:23,567
‫- آره، نه. شامی در کار نیست.
‫- شامی در کار نیست؟ چی...

468
00:23:23,651 --> 00:23:25,194
‫- نه، آره.
‫- جدی میگی؟

469
00:23:25,277 --> 00:23:28,030
‫آره، آره.
‫بهش میگن پیش‌غذای چرخشی.

470
00:23:28,113 --> 00:23:29,240
‫ببین...

471
00:23:30,574 --> 00:23:32,910
‫منم همین رو میگم.
‫سینی‌های چرتی هستن.

472
00:23:32,993 --> 00:23:35,371
‫یه بار انگشتش رو لگد کردم.
‫فکر کنم یه مشکلی داره.

473
00:23:35,454 --> 00:23:38,123
‫به جهنم.

474
00:23:38,207 --> 00:23:39,708
‫دارم از گشنگی می‌میرم.

475
00:23:39,792 --> 00:23:42,753
‫یه ساندویچ خوردم که اندازه
‫غذای بچه‌ست.

476
00:23:42,836 --> 00:23:45,005
‫بیسکوئیتی خوردم که روش چندتا
‫چیز مزخرف بود.

477
00:23:45,089 --> 00:23:46,215
‫خیلی خب.

478
00:23:46,298 --> 00:23:48,300
‫مطمئنم یه پنیر خوردم که دورش
‫بیکن پیچیدن.

479
00:23:48,384 --> 00:23:51,553
‫خب الان مُد شده دیگه، خب؟
‫بهش میگن پیش‌غذای چرخشی.

480
00:23:51,637 --> 00:23:54,723
‫می‌چرخوننش و شما هم می‌خورید.

481
00:23:54,807 --> 00:23:57,017
‫نه، پیش‌غذا شام نیست.

482
00:23:57,101 --> 00:24:01,063
‫مقدمه‌ی شامه.
‫نمیشه با شام جایگزینش کرد.

483
00:24:01,146 --> 00:24:02,356
‫اگه به اندازه کافی بخوری جایگزین هم میشه.

484
00:24:02,439 --> 00:24:04,525
‫- اگه به اندازه کافی بخورم؟
‫- جایگزینش میشه.

485
00:24:04,608 --> 00:24:06,110
‫من دوست دارم با شامم سالاد بخورم.

486
00:24:06,193 --> 00:24:07,653
‫- نه، سالاد...
‫- سالاد هم میدن؟

487
00:24:07,736 --> 00:24:10,281
‫اینجوری نیست.
‫باید سرپا با چنگال بخوری.

488
00:24:10,364 --> 00:24:11,490
‫- نه، نمیشه.
‫- خیلی خب.

489
00:24:11,573 --> 00:24:13,784
‫حداقل نون و کره می‌دید؟

490
00:24:13,867 --> 00:24:15,995
‫می‌دونی، منم خیلی نون و کره دوست دارم.

491
00:24:16,078 --> 00:24:17,579
‫مخصوصاً اگه نون گرم باشه.

492
00:24:17,621 --> 00:24:19,415
‫- البته.
‫- و کره‌ی ذوب شده.

493
00:24:19,498 --> 00:24:20,666
‫- البته.
‫- حرف نداره.

494
00:24:20,749 --> 00:24:22,126
‫کره رو می‌ذاری روش...

495
00:24:22,209 --> 00:24:24,169
‫- خدای من!
‫- ...و به خورد نون میره.

496
00:24:24,253 --> 00:24:26,714
‫- بی‌نظیره.
‫- آره، حالا نون و کره کجاست؟

497
00:24:27,297 --> 00:24:29,299
‫- جزو برنامه ما نیست.
‫- نیست.

498
00:24:29,383 --> 00:24:31,385
‫حالا شاید جای غذا رو نگیره.

499
00:24:31,468 --> 00:24:33,804
‫قبول. ولی مزایای خودش رو داره.

500
00:24:33,887 --> 00:24:36,515
‫اگه شام بدیم، مردم خیلی سر میز
‫معطل می‌کنن.

501
00:24:36,598 --> 00:24:39,059
‫زیادی می‌مونن.
‫من از معطلی خوشم نمیاد.

502
00:24:39,143 --> 00:24:40,928
‫خب، شاید تو ایالت‌های شمالی نه.

503
00:24:40,978 --> 00:24:42,813
‫ولی تو جنوب ما عاشق جا خوش کردنیم.

504
00:24:42,896 --> 00:24:45,399
‫ترجیح میدیم غذا رو یواش‌تر تموم کنیم.

505
00:24:45,482 --> 00:24:46,650
‫بخشی از پروسه‌ست.

506
00:24:46,734 --> 00:24:49,945
‫خب، تو شمال، ما از معطل کردن
‫غذا لذت نمی‌بریم.

507
00:24:50,029 --> 00:24:54,783
‫می‌خوایم بخوریم و بریم خونه،
‫پیژامه‌مون رو بپوشیم و یه کتاب برداریم

508
00:24:54,867 --> 00:24:55,951
‫- و ریلکس کنیم.
‫- خب...

509
00:24:56,035 --> 00:24:59,329
‫خوشمون نمیاد بشینیم سر میز و
‫مزخرف ببافیم...

510
00:24:59,413 --> 00:25:00,372
‫شبیه مراسمات خانوادگیه دیگه!

511
00:25:00,456 --> 00:25:02,207
‫اصلاً دلم نمی‌خواد با اون افراد
‫صحبت کنم.

512
00:25:02,291 --> 00:25:04,001
‫اتفاقاً من از خدامه.

513
00:25:04,084 --> 00:25:06,003
‫- جدی؟ خب پس...
‫- با فک و فامیل‌ها.

514
00:25:06,086 --> 00:25:09,590
‫من نمی‌خوام با کسی صمیمی بشم.
‫می‌خوام دسرم رو بخورم و برم خونه.

515
00:25:09,673 --> 00:25:11,050
‫- ببین چی میگم.
‫- چیه؟

516
00:25:11,133 --> 00:25:15,471
‫نمی‌تونم تصور کنم تو کشوری زندگی کنم
‫که نصف جمعیتش...

517
00:25:16,180 --> 00:25:18,015
‫بعد از تموم شدن غذا بلند میشن و میرن.

518
00:25:18,098 --> 00:25:21,101
‫منم نمی‌تونم کشوری رو تصور کنم که
‫مردمش همه چیز رو کش میدن.

519
00:25:21,769 --> 00:25:24,354
‫ایالت‌های جنوبی سه روز دیگه
‫جلسه دارن.

520
00:25:24,438 --> 00:25:26,398
‫- شب خوش.
‫- اوه، آره.

521
00:25:26,482 --> 00:25:28,150
‫برید. برید و از اتحادیه جدا بشید.

522
00:25:28,233 --> 00:25:30,527
‫- میرم و جدا میشم.
‫- جدا بشید.

523
00:25:30,611 --> 00:25:32,362
‫- شاید جدا بشیم.
‫- شما... وای که چقدر ترسیدیم.

524
00:25:32,446 --> 00:25:34,531
‫- باید هم بترسید. به من نزدیک نشو!
‫- خب جدا بشید.

525
00:25:34,615 --> 00:25:37,951
‫آره. اوه، آره. به این میگن غذا.
‫این شامه!

526
00:25:38,035 --> 00:25:40,954
‫حق نداری به من بگی اون شامه،
‫چون شام نیست.

527
00:25:41,038 --> 00:25:44,291
‫- این شامه!
‫- زر نزن!

528
00:25:44,917 --> 00:25:46,034
‫بی‌تربیت!

529
00:25:46,084 --> 00:25:48,871
‫[سه روز بعد، یازده ایالت جنوبی
‫از اتحادیه جدا شدند.]

530
00:25:48,921 --> 00:25:50,255
‫جناب رئیس‌جمهور.

531
00:25:55,761 --> 00:25:58,263
‫در اواخر قرن نوزدهم و اوایل
‫قرن بیستم،

532
00:25:58,347 --> 00:26:02,059
‫فلج اطفال یکی از ترسناک‌ترین بیماری‌های
‫جهان بود،

533
00:26:02,142 --> 00:26:05,979
‫و شیوعش به صورت روزمره هزاران نفر رو
‫می‌کشت و فلج می‌کرد،

534
00:26:06,063 --> 00:26:09,191
‫از جمله رئیس‌جمهور فرانکلین دی. روزولت رو.

535
00:26:09,608 --> 00:26:13,820
‫ولی در اوایل دهه پنجاه، پزشک آمریکایی
‫به اسم جوناس سالک اولین

536
00:26:13,904 --> 00:26:16,198
‫واکسن موفق فلج اطفال رو درست کرد.

537
00:26:16,740 --> 00:26:18,534
‫اون واکسن همه چیز رو زیر و رو کرد.

538
00:26:18,951 --> 00:26:21,245
‫در سال‌های بعدی، دکتر آلبرت سابین

539
00:26:21,328 --> 00:26:23,956
‫یه واکسن خوراکی تولید کرد که
‫هزینه تولیدش کمتر بود

540
00:26:24,039 --> 00:26:25,290
‫و راحت‌تر مصرف میشد.

541
00:26:25,374 --> 00:26:30,212
‫و تا سال ۱۹۷۹، فلج اطفال از ایالات متحده
‫ریشه‌کن شد،

542
00:26:30,295 --> 00:26:32,589
‫اونم به لطف این واکسن سراسری.

543
00:26:33,090 --> 00:26:37,636
‫بذارید تکرار کنم.
‫به لطف این واکسن سراسری.

544
00:26:38,136 --> 00:26:41,348
‫جوناس سالک به لطف زحمات
‫پیشگامانه‌ش جون افراد بی‌شماری رو

545
00:26:41,431 --> 00:26:44,726
‫در تمام دنیا نجات داد، و مادرش رو
‫سربلند کرد.

546
00:26:44,810 --> 00:26:47,646
‫بسیار سربلند.

547
00:26:47,938 --> 00:26:50,941
‫[سال ۱۹۵۵، محله کویینز، نیویورک]

548
00:26:54,570 --> 00:26:59,032
‫- سلام، اولین.
‫- ظهر بخیر، دورا. چطوری؟

549
00:26:59,116 --> 00:27:04,997
‫عالیم. اولین.
‫نمی‌دونم گفتم یا نه...

550
00:27:05,080 --> 00:27:07,249
‫- باز شروع شد.
‫- که پسرم جوناس

551
00:27:08,041 --> 00:27:10,711
‫هفته بعد قراره بره کنگره.

552
00:27:10,794 --> 00:27:14,047
‫آره، هزار بار گفتی.

553
00:27:14,131 --> 00:27:16,466
‫و می‌دونی چرا؟

554
00:27:16,550 --> 00:27:20,637
‫- آره.
‫- چون درمان فلج اطفال رو پیدا کرد!

555
00:27:20,721 --> 00:27:23,890
‫- آره، دورا.
‫- جوناس من درمان فلج اطفال رو کشف کرد.

556
00:27:23,974 --> 00:27:25,976
‫- آره.
‫- خیلی باهوشه.

557
00:27:26,059 --> 00:27:27,394
‫- نابغه‌ست.
‫- جوناس...

558
00:27:27,477 --> 00:27:29,721
‫جوناس، بیا پایین و به اولین بگو

559
00:27:29,771 --> 00:27:32,107
‫چطوری درمان فلج اطفال رو کشف کردی.

560
00:27:32,190 --> 00:27:34,401
‫الان وقت ندارم، مامان. سرم شلوغه.

561
00:27:34,484 --> 00:27:36,028
‫- خیلی کار رو سرم ریخته.
‫- البته.

562
00:27:36,111 --> 00:27:39,448
‫- خیلی خب، ولی سلام، اولین. چطوری؟
‫- جوناس، خوشحالم می‌بینمت.

563
00:27:39,531 --> 00:27:41,575
‫- مشتاق دیدار. عالی به نظر میای.
‫- ممنون، جوناس.

564
00:27:41,658 --> 00:27:43,368
‫خیلی خب، خیلی کار دارم.

565
00:27:43,452 --> 00:27:45,037
‫- می‌فهمم.
‫- پس عذر می‌خوام، خب؟

566
00:27:45,120 --> 00:27:46,288
‫- بسیار خب.
‫- ممنون.

567
00:27:46,371 --> 00:27:48,707
‫- موفق باشی.
‫- جوناس، روی سرطان کار کن.

568
00:27:48,790 --> 00:27:51,543
‫سرطان داره مردم رو می‌کشه.
‫حلش می‌کنه.

569
00:27:51,626 --> 00:27:53,295
‫- درمان سرطان رو پیدا می‌کنه.
‫- شاید.

570
00:27:53,378 --> 00:27:54,713
‫- شاید سرطان رو حل کنه.
‫- شاید.

571
00:27:54,796 --> 00:27:55,839
‫- می‌دونی چیه؟
‫- چیه؟

572
00:27:55,922 --> 00:27:57,591
‫از همون بچگیش می‌دونستم...

573
00:27:57,674 --> 00:27:58,967
‫جدی؟

574
00:27:59,051 --> 00:28:00,510
‫...که قراره موفق بشه.

575
00:28:00,635 --> 00:28:04,681
‫بهش تجهیزات شیمی دادیم.
‫و البته که آتیش روشن کرد.

576
00:28:04,765 --> 00:28:06,892
‫دنیل خیلی غر میزد.

577
00:28:06,975 --> 00:28:08,810
‫- عصبانی بود. داشت دیوونه میشد.
‫- چه بامزه.

578
00:28:08,935 --> 00:28:10,979
‫گفت، «نمی‌دونم باید با این بچه
‫چیکار کنم.»

579
00:28:11,063 --> 00:28:12,147
‫خب، آره.

580
00:28:12,272 --> 00:28:14,816
‫منم گفتم، «دنیل، وایسا چون یک روز،

581
00:28:14,900 --> 00:28:17,069
‫این پسر قراره سربلندت کنه.»

582
00:28:17,152 --> 00:28:18,904
‫یه مادر این چیزها رو می‌دونه.

583
00:28:18,987 --> 00:28:21,531
‫و اگه امسال بهش جایزه نوبل رو ندن،

584
00:28:21,615 --> 00:28:24,493
‫میرم سوئد و اونجا رو روی سرشون
‫خراب می‌کنم.

585
00:28:24,576 --> 00:28:28,205
‫- جدی؟
‫- از گردنشون می‌گیرم تا خفه بشن و بمیرن.

586
00:28:28,288 --> 00:28:32,501
‫- می‌کشمشون.
‫- خیلی خب، دورا. ولش کن.

587
00:28:32,584 --> 00:28:36,129
‫می‌دونستی جوناس از این واکسن
‫پول درنیاورده؟

588
00:28:36,213 --> 00:28:37,798
‫حتی امتیازش رو هم نگرفت.

589
00:28:37,881 --> 00:28:40,634
‫- فقط می‌خواد به بشریت خدمت کنه.
‫- پسر خیلی خوبیه.

590
00:28:40,717 --> 00:28:42,761
‫اتفاقاً برام سوال بود چرا هنوز
‫اینجا زندگی می‌کنه،

591
00:28:42,844 --> 00:28:46,348
‫- ولی الان فهمیدم چرا.
‫- ما بچه‌های فوق‌العاده‌ای داریم. نعمت خدان.

592
00:28:46,431 --> 00:28:48,809
‫- آره. می‌دونم.
‫- درسته! نعمت خدا هستن.

593
00:28:48,892 --> 00:28:52,646
‫- تیموتی چطوره؟
‫- خب، ممنون که پرسیدی، دورا.

594
00:28:52,729 --> 00:28:54,397
‫- البته.
‫- می‌دونم برات سخت بود.

595
00:28:54,815 --> 00:28:56,691
‫اون... خوبه. اون...

596
00:28:56,775 --> 00:28:59,569
‫- هنوز تو شرکت تولید کت‌وشلوار و کراوات کار می‌کنه؟
‫- اسم برندش رابرت هاله.

597
00:28:59,694 --> 00:29:01,238
‫همین چند روز پیش ترفیع گرفت،

598
00:29:01,321 --> 00:29:06,159
‫و جوون‌ترین مدیر تاریخ شرکته.

599
00:29:06,243 --> 00:29:07,369
‫چیه؟

600
00:29:07,452 --> 00:29:12,707
‫جوون‌ترین مدیر تاریخ شرکت.

601
00:29:12,791 --> 00:29:14,501
‫- آره.
‫- هی، جوناس.

602
00:29:15,335 --> 00:29:16,419
‫- جوناس!
‫- بله، مامان؟

603
00:29:16,503 --> 00:29:17,546
‫- تیموتی...
‫- خب.

604
00:29:17,629 --> 00:29:20,924
‫مدیر رابرت هال شده.
‫می‌تونه برای کنگره یه کت‌وشلوار جدید برات بیاره.

605
00:29:21,007 --> 00:29:23,009
‫- چه فکر خوبی.
‫- مگه نه؟

606
00:29:23,093 --> 00:29:26,805
‫جوناس هم تبدیل به جوون‌ترین مدیر
‫تاریخ شرکت شد.

607
00:29:26,888 --> 00:29:28,265
‫چی چی؟

608
00:29:28,348 --> 00:29:32,060
‫جوون‌ترین مدیر تاریخ شرکتشون.

609
00:29:32,143 --> 00:29:33,478
‫چه عالی. فوق‌العاده‌ست.

610
00:29:33,562 --> 00:29:36,481
‫بذار واسه رفتنت به کنگره یه
‫کت‌وشلوار جدید برات بیاره، جوناس.

611
00:29:36,565 --> 00:29:38,024
‫من کت‌وشلوار دارم، مامان.
‫چندتا دارم.

612
00:29:38,108 --> 00:29:40,360
‫جوناس، مگه چند بار دیگه قراره
‫بری کنگره؟

613
00:29:40,443 --> 00:29:42,404
‫کت‌وشلوار نمی‌خوام.
‫ولی لطف داری.

614
00:29:42,487 --> 00:29:44,072
‫- ممنون، مامان.
‫- از رابرت هاله‌ها.

615
00:29:44,155 --> 00:29:46,241
‫همونجا مناسب سایز خودت می‌دوزن!

616
00:29:46,324 --> 00:29:47,951
‫فکرهام رو می‌کنم.
‫میشه فکر کنم؟

617
00:29:48,034 --> 00:29:49,202
‫- فکرهات رو بکن.
‫- خیلی خب.

618
00:29:49,286 --> 00:29:51,705
‫- عمراً اگه بهش فکر کنی.
‫- فکرهام رو می‌کنم، مامان.

619
00:29:51,788 --> 00:29:53,915
‫- نه، فکر نمی‌کنی.
‫- به اندازه کافی کت‌وشلوار دارم.

620
00:29:53,999 --> 00:29:55,166
‫- من می‌شناسمت.
‫- خدای من.

621
00:29:55,250 --> 00:29:56,543
‫- بهش...
‫- سرش شلوغه.

622
00:29:56,626 --> 00:29:58,044
‫دلشون نمی‌خواد به حرف مادرشون
‫گوش بدن.

623
00:29:58,128 --> 00:30:01,631
‫هیچ اهمیتی به لباس نمیده.
‫فقط بشریت براش مهمه.

624
00:30:01,715 --> 00:30:04,509
‫- درسته.
‫- پسرم داره دنیا رو درمان می‌کنه.

625
00:30:04,593 --> 00:30:06,886
‫جوناس من. جوناس!

626
00:30:07,596 --> 00:30:10,640
‫- بله، مامان؟
‫- داری دنیا رو درمان می‌کنی!

627
00:30:10,724 --> 00:30:14,227
‫- دارم نهایت تلاشم رو می‌کنم، مامان.
‫- من به دنیا آوردمت!

628
00:30:14,311 --> 00:30:15,729
‫- من به دنیا آوردمت!
‫- خیلی خب.

629
00:30:15,812 --> 00:30:19,065
‫واقعاً زحمت کشیدی.

630
00:30:19,149 --> 00:30:23,737
‫- پسر گلیه، دورا.
‫- تیموتی تو هم همینطور.

631
00:30:23,820 --> 00:30:25,947
‫موندم چرا هیچوقت با هم دوست نشدن.

632
00:30:26,031 --> 00:30:28,742
‫- خب، تیموتی خیلی ورزشی بود.
‫- ورزشی؟

633
00:30:28,825 --> 00:30:31,619
‫می‌خواست پیچرِ تیم بیسبال یانکیز بشه،

634
00:30:31,703 --> 00:30:34,456
‫ولی بعدش تصمیم گرفت که یه زندگی
‫ساده رو ترجیح میده.

635
00:30:34,539 --> 00:30:36,416
‫می‌خواد تو رابرت هال کار کنه.

636
00:30:36,916 --> 00:30:38,001
‫آره.

637
00:30:38,084 --> 00:30:43,214
‫هنوز با اون دختره‌ی زشت و بد ترکیب قرار می‌ذاره

638
00:30:43,298 --> 00:30:47,218
‫- که چند هفته پیش جلوی در خونه‌تون بود؟
‫- دختر خیلی دوست داشتنی‌ایه، دورا.

639
00:30:47,302 --> 00:30:48,928
‫- دختر نازیه.
‫- چه خوب.

640
00:30:49,012 --> 00:30:55,018
‫می‌دونی، از یه جا خوندم آلبرت سابین قراره
‫واکسن خوراکی فلج اطفال رو تولید کنه.

641
00:30:55,810 --> 00:30:59,856
‫خاک تو سر سابین.
‫اسمش رو جلوی من نیار.

642
00:30:59,939 --> 00:31:01,232
‫«واکسن خوراکی؟»

643
00:31:01,316 --> 00:31:05,111
‫اون پسری که اون بالاست تا ساعت
‫دو تو آزمایشگاه بود...

644
00:31:05,195 --> 00:31:07,364
‫- خیلی خب.
‫- هر روز هفته، تا خود صبح!

645
00:31:07,447 --> 00:31:09,032
‫سابین یه شیاده.

646
00:31:09,115 --> 00:31:10,450
‫- کلاهبرداره.
‫- باشه.

647
00:31:10,533 --> 00:31:13,411
‫یه بار دیگه اسمش رو جلوی من بیاری،
‫به خدمتت می‌رسم.

648
00:31:13,495 --> 00:31:14,954
‫- باشه.
‫- بیچاره‌ت می‌کنم، اولین.

649
00:31:15,038 --> 00:31:20,126
‫- می‌تونیم بیشتر از یه دانشمند داشته باشیم.
‫- نه، فقط یه دانشمند داریم. اونم ایشونه.

650
00:31:20,210 --> 00:31:21,878
‫دانشمند اصلی!

651
00:31:21,961 --> 00:31:26,382
‫اون واکسن مردم رو می‌کشه.
‫مردم رو سکته میده.

652
00:31:26,466 --> 00:31:29,135
‫برو بمیر، بابی.
‫امیدوارم مثل سگ بمیری.

653
00:31:29,219 --> 00:31:33,640
‫- شنیدم معده آدم رو کوچیک می‌کنه.
‫- اوه، ولم کن، خب؟

654
00:31:33,723 --> 00:31:35,850
‫تو هیچی درباره علم نمی‌دونی.

655
00:31:35,934 --> 00:31:37,519
‫- بیشتر از تو بلدم.
‫- تو که دکتر نیستی.

656
00:31:37,602 --> 00:31:41,272
‫اگه من کاره‌ای بودم، نمی‌ذاشتم بچه‌ها
‫اون واکسن رو بزنن.

657
00:31:41,356 --> 00:31:44,776
‫- واکسن سرخک رو هم همینطور.
‫- اگه کاره‌ای بودی؟

658
00:31:44,859 --> 00:31:46,444
‫- درسته.
‫- خدا به دادمون برسه.

659
00:31:46,486 --> 00:31:49,948
‫اگه یه احمقی اومد به تو رای داد،

660
00:31:50,031 --> 00:31:52,075
‫پس مطمئنم روز تاریکی برای
‫بشریت خواهد بود.

661
00:31:52,158 --> 00:31:53,827
‫- مامان! مامان، مامان. آروم باش.
‫- اون...

662
00:31:53,910 --> 00:31:56,121
‫باهاش حرف نزن.
‫اون که از چیزی سر درنمیاره...

663
00:31:56,204 --> 00:31:57,956
‫تو از هیچی سر درنمیاری، بابی.

664
00:31:58,081 --> 00:31:59,457
‫من سر درنمیارم؟

665
00:31:59,624 --> 00:32:01,292
‫شما و اون واکسنتون دیوونه شدین.

666
00:32:01,376 --> 00:32:03,545
‫- آره، حق با توئه، ما دیوونه شدیم، بابی.
‫- آره، درسته.

667
00:32:03,628 --> 00:32:05,505
‫- خل شدیم.
‫- آره، ما دیوونه شدیم.

668
00:32:05,588 --> 00:32:08,049
‫به لطف شماها، همه مجبورن
‫واکسن بزنن.

669
00:32:08,133 --> 00:32:10,343
‫شبیه آلمان نازی شده، آدولف.

670
00:32:10,426 --> 00:32:12,470
‫- آدولف؟ به چه حقی به پسر من میگی آدولف!
‫- بله؟

671
00:32:12,554 --> 00:32:14,472
‫- آدولفه دیگه!
‫- چرا میگی شبیه آلمان نازی شدیم؟

672
00:32:14,556 --> 00:32:16,140
‫به چه حقی پسر من رو با اون
‫هیولا مقایسه می‌کنی؟

673
00:32:16,266 --> 00:32:17,684
‫- جوناس داره جون مردم رو نجات میده، بابی!
‫- ببخشید؟

674
00:32:17,767 --> 00:32:18,810
‫خودت رو ناراحت نکن.

675
00:32:18,893 --> 00:32:20,353
‫جای اینکه وقتت رو سر واکسن تلف کنی...

676
00:32:20,436 --> 00:32:21,479
‫ببخشید؟

677
00:32:21,604 --> 00:32:23,940
‫- اینجا خیابون شصت و نهم و پلاک ۴۳۷ب هست؟
‫- ...مواد شیمیایی رو از آب استخراج کن!

678
00:32:24,023 --> 00:32:26,818
‫ما پلاک ۴۳۹ هستیم.
‫اونی که شما می‌خواید همسایه بغلیه.

679
00:32:26,901 --> 00:32:30,405
‫و در ضمن، فلورید آدم‌ها رو گیج می‌کنه.

680
00:32:30,488 --> 00:32:32,615
‫- من اونقدری باهوشم که...
‫- باشه. ممنون، دوستان.

681
00:32:32,699 --> 00:32:34,033
‫...شیر غیرپاستوریزه بنوشم.

682
00:32:34,117 --> 00:32:37,662
‫درست از خود گاو.
‫به صورت مستقیم. همه می‌دونن اینجوری مفیدتره.

683
00:32:37,745 --> 00:32:39,747
‫- واقعاً همه می‌دونن، باب؟
‫- همه می‌دونن.

684
00:32:39,831 --> 00:32:44,002
‫در ضمن، آنفلوانزای اسپانیایی یه
‫سلاح زیستیه، یه جوری طراحیش کردن

685
00:32:44,085 --> 00:32:47,088
‫که چینی‌ها رو آلوده نکنه.

686
00:32:47,171 --> 00:32:49,757
‫و دولت نمی‌خواد این رو بدونید.

687
00:32:49,841 --> 00:32:51,175
‫بله، خودشه.

688
00:32:51,259 --> 00:32:53,344
‫آره، با اره سر نهنگ رو قطع کردم،

689
00:32:53,428 --> 00:32:57,265
‫ولی سرش رو آویزون کردم روی دیوار خونه‌م
‫که مورد استفاده قرار بگیره.

690
00:32:57,348 --> 00:32:59,475
‫- هی، چیکار می‌کنید؟ من دیوونه نیستم.
‫- خیلی خب، بابی، بیا بریم.

691
00:32:59,559 --> 00:33:01,144
‫- بندازینش زندان.
‫- چیکار می‌کنید؟

692
00:33:01,227 --> 00:33:02,478
‫- هی!
‫- مغزش رو کرم خورده!

693
00:33:02,562 --> 00:33:05,064
‫یه خرس مُرده تو هم صندوق عقب ماشینشه!

694
00:33:05,148 --> 00:33:08,192
‫- می‌خوام اون خرس رو بخورم!
‫- روانیه!

695
00:33:08,276 --> 00:33:10,069
‫- می‌خوام اون خرس رو بخورم!
‫- خیلی خب. بیا بریم.

696
00:33:10,194 --> 00:33:11,321
‫چی؟

697
00:33:11,404 --> 00:33:13,656
‫شاید وقتی کارتون تموم شد،
‫بتونید بیاید ایشونم ببرید.

698
00:33:14,282 --> 00:33:18,369
‫امان از دست تو جوناس! خیلی بامزه‌ست.
‫از همه کمدین‌ها بامزه‌تره.

699
00:33:18,453 --> 00:33:20,747
‫- چی؟
‫- هنری یانگمن و میلتون برل.

700
00:33:20,830 --> 00:33:23,666
‫می‌تونست کمدین بشه ولی دانش رو
‫انتخاب کرد.

701
00:33:23,750 --> 00:33:26,210
‫چون جوناسه علم و دانش رو انتخاب کرد!

702
00:33:26,294 --> 00:33:32,216
‫جوناسه! جوناس منه!

703
00:33:34,216 --> 00:33:44,216
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M