1
00:00:15,056 --> 00:00:19,686
‫مدت‌ها پیش یاد گرفتم که داستان‌ها
‫نه کاملا حقیقت دارن و نه دروغ هستن.

2
00:00:21,438 --> 00:00:23,773
‫با حقیقت‌های نصفه‌نیمه،

3
00:00:23,857 --> 00:00:27,152
‫دروغ‌های ماهرانه یا خاطرات مبهم تغذیه شدن.
‫[پیدراس نگراس]

4
00:00:31,865 --> 00:00:35,160
‫خاطراتی که در دودِ فر و گاز گم شده،

5
00:00:35,827 --> 00:00:39,748
‫با دود ادویه درآمیخته شده،
‫و مثل دستور پخت،

6
00:00:40,331 --> 00:00:43,209
‫به‌عنوان یه ماده‌ی دیگه با غذا ترکیب شده.

7
00:00:47,672 --> 00:00:51,134
‫این داستانِ عمه بزرگ من، تیتاست.

8
00:00:51,926 --> 00:00:54,471
‫از صحت و درست بودن ماجرا
‫به طور کل خبر ندارم.

9
00:00:54,846 --> 00:00:58,266
‫بخشیش رو تعریف کردن،
‫و باقیش رو در دفتر خاطرات

10
00:00:58,349 --> 00:01:00,143
‫و کتاب آشپزی آبی قدیمیش خوندم.

11
00:01:02,353 --> 00:01:05,190
‫هر چند، با گذر زمان،
‫به نوعی خاطره تبدیل شد،

12
00:01:06,608 --> 00:01:08,735
‫خاطره‌ی چیزی که من تجربه نکردم

13
00:01:08,818 --> 00:01:12,947
‫ولی به جهاتی، الان بخشی از زندگی منه.

14
00:01:27,253 --> 00:01:30,799
‫میگن تیتا با غذا رابطه نزدیکی داشته

15
00:01:31,382 --> 00:01:34,052
‫که حتی وقتی تو شکم مادرش بوده،

16
00:01:34,135 --> 00:01:36,429
‫موقع خرد کردن پیاز گریه می‌کرده.

17
00:01:38,973 --> 00:01:41,059
‫باید نصف پیاز رو روی سرت بذاری.

18
00:01:41,559 --> 00:01:42,852
‫بچه باز داره گریه می‌کنه.

19
00:01:44,187 --> 00:01:45,730
‫حرف الکی نزن، ناچا.

20
00:01:47,482 --> 00:01:52,862
‫یه روز، گریه‌اش انقدر شدید بود
‫که باعث شد زود زایمان کنه.

21
00:01:55,990 --> 00:01:58,660
‫نفس بکش، نفس بکش، گریه نکن.

22
00:02:03,581 --> 00:02:07,502
‫میگن اشک و گریه به حدی زیاد بوده،
‫وقتی تبخیر شدن،

23
00:02:07,836 --> 00:02:10,797
‫ناچا یه گونی پنج کیلویی نمک پر کرد

24
00:02:11,131 --> 00:02:14,008
‫که تا چندین سال توی غذاهاشون می‌ریختن.

25
00:02:24,269 --> 00:02:25,520
‫تیتا با گریه بدنیا اومد،

26
00:02:26,813 --> 00:02:29,691
‫شاید چون حس کرده بود
‫مادرش اونو نمی‌خواد،

27
00:02:31,067 --> 00:02:34,112
‫شاید چون زنی در دنیای مردسالار بود،

28
00:02:35,780 --> 00:02:40,660
‫یا شاید به خاطر اینکه می‌تونست حس کنه
‫تقدیرش از قبل نوشته شده،

29
00:02:41,327 --> 00:02:45,498
‫و زندگی دشوار و نبرد طولانی
‫برای خوشبختی خواهد داشت.

30
00:02:55,258 --> 00:02:56,509
‫یک...

31
00:02:57,594 --> 00:02:58,636
‫دو...

32
00:03:00,972 --> 00:03:02,307
‫سه...

33
00:03:03,558 --> 00:03:04,726
‫چهار...

34
00:03:08,563 --> 00:03:09,647
‫پنج...

35
00:03:11,566 --> 00:03:12,609
‫شش...

36
00:03:15,361 --> 00:03:16,571
‫هفت...

37
00:03:20,867 --> 00:03:22,118
‫هشت...

38
00:03:24,662 --> 00:03:25,705
‫نه...

39
00:03:26,748 --> 00:03:29,292
‫نه، اونجا نرو. اتاق مامانه.

40
00:03:29,375 --> 00:03:31,294
‫- خب که چی؟
‫- اجازه نداریم.

41
00:03:31,377 --> 00:03:33,504
‫اتفاقا عالیه،
‫به عقل گرترودیس نمیرسه بیاد اینجا.

42
00:03:37,634 --> 00:03:38,885
‫ده! من اومدم!

43
00:04:05,161 --> 00:04:06,412
‫کجایید؟

44
00:04:10,041 --> 00:04:12,919
‫- پیدات کردم!
‫- عادلانه نیست.

45
00:04:13,002 --> 00:04:14,337
‫کی توی اتاق من رفته؟

46
00:04:14,921 --> 00:04:16,172
‫تیتا، مامان.

47
00:04:16,256 --> 00:04:17,799
‫خبرچینی نکن، روسائورا.

48
00:04:27,392 --> 00:04:31,938
‫به چه حقی، تیتا دلا گارزا!
‫این دفعه بار آخره.

49
00:04:32,021 --> 00:04:33,273
‫مامان...

50
00:05:13,688 --> 00:05:14,772
‫تیتا!

51
00:05:19,569 --> 00:05:21,362
‫تیتا، ناراحت نباش.

52
00:05:21,446 --> 00:05:24,449
‫ناراحت نیستم. از دست روسائورا عصبی‌ام.

53
00:05:24,866 --> 00:05:27,577
‫می‌دونی که روسائورا دوست داره
‫جلوی مامان بچه خوب و حرف‌گوش‌کنی باشه.

54
00:05:28,411 --> 00:05:30,997
‫بیا بریم مزرعه ذرت
‫و با بچه‌ها بازی کنیم.

55
00:05:32,040 --> 00:05:33,249
‫لطفا، تیتا.

56
00:05:44,344 --> 00:05:45,428
‫اون کیه؟

57
00:05:46,596 --> 00:05:49,724
‫پدرو، پسر همسایه‌مون، خانواده موزکیز.

58
00:05:49,807 --> 00:05:51,768
‫تازه از مدرسه‌ شبانه‌روزی برگشته.

59
00:05:56,189 --> 00:05:59,609
‫هی، اگه جرئت دارید برید اون طرفِ مزرعه،

60
00:05:59,692 --> 00:06:02,612
‫و برنده می‌تونه به بقیه ده تا چَک بزنه.

61
00:06:02,695 --> 00:06:04,781
‫- من دخترا رو نمیزنم.
‫- خب، من میزنم.

62
00:06:44,445 --> 00:06:48,116
‫مثل شکلات که با فلفل خشک
‫آب میشه تا سس درست بشه،

63
00:06:48,699 --> 00:06:53,079
‫روح تیتا در اون لحظه بی‌پایان
‫با پدرو ادغام شده بود.

64
00:06:56,499 --> 00:06:58,918
‫بدون کلامی،

65
00:06:59,502 --> 00:07:03,297
‫تیتا و پدرو به‌هم قول دادن
‫تا ابد عاشق و دوستدار یکدیگه بمونن.

66
00:07:17,854 --> 00:07:19,313
‫بدون مراقبتِ مادرش،

67
00:07:19,730 --> 00:07:22,024
‫تیتا در کنار ناچا توی آشپزخونه بزرگ شد،

68
00:07:22,775 --> 00:07:25,611
‫که تمام علم آشپزیش رو به اون یاد داد.

69
00:07:28,281 --> 00:07:31,075
‫میراثی که از قرن‌ها پیش میاد.

70
00:07:31,617 --> 00:07:33,161
‫دو قاشق غذاخوری خامه.

71
00:07:35,872 --> 00:07:39,292
‫توی کتاب آشپزی اومده
‫برای درست کردن فریترز خامه،

72
00:07:39,375 --> 00:07:41,752
‫باید زرده‌ها رو از سفیده‌ها جدا کنی

73
00:07:41,836 --> 00:07:46,215
‫و با خامه هَم بزنی،
‫تا وقتی مایع رقیق بشه.

74
00:07:48,718 --> 00:07:51,220
‫آروم.
‫آروم هَم بزن تا خوب ترکیب بشه.

75
00:07:54,724 --> 00:07:59,312
‫بعد، اجازه میدی چند دقیقه
‫توی ظرف کره استراحت کنه.

76
00:07:59,812 --> 00:08:01,314
‫یادت باشه، فقط دو تا، خب؟

77
00:08:02,273 --> 00:08:06,152
‫سفیده‌های باقی‌مونده رو
‫با شکر، پوست پرتقال،

78
00:08:06,527 --> 00:08:08,863
‫رازیانه و میخک ترکیب میشه
‫تا شیره درست بشه.

79
00:08:19,415 --> 00:08:20,458
‫آره.

80
00:08:24,378 --> 00:08:25,421
‫خوب شده؟

81
00:08:26,380 --> 00:08:29,383
‫ناچا تمام رازهایی که
‫بلد بود رو به تیتا یاد داد.

82
00:08:43,105 --> 00:08:44,649
‫هیچ‌کدوم از این موضوع اطلاع نداشتن

83
00:08:45,650 --> 00:08:48,027
‫که تیتا مهارت بی‌نظیری

84
00:08:48,110 --> 00:08:51,364
‫در انتقال احساساتش
‫به غذاهایی که می‌پزه، داره.

85
00:08:53,991 --> 00:08:56,035
‫این فریترز رو واسه کی می‌پزی؟

86
00:09:01,082 --> 00:09:04,919
‫چه شادی بود یا غم،
‫همه‌چی با اون ادغام می‌شد.

87
00:09:05,920 --> 00:09:09,340
‫انگار تیتا ماده دیگه بود.

88
00:09:24,272 --> 00:09:26,816
‫[فریترز خامه]

89
00:09:36,409 --> 00:09:37,660
‫ببین واست چی آوردم.

90
00:09:45,084 --> 00:09:47,128
‫از کجا می‌دونستی این غذا رو دوست دارم؟

91
00:09:48,212 --> 00:09:51,090
‫یه بار بهم گفتی، و یادم موند.

92
00:10:01,142 --> 00:10:03,352
‫وقتی رفتی شهر، نامه می‌نویسی؟

93
00:10:04,228 --> 00:10:06,397
‫البته! چرا ننویسم؟

94
00:10:12,153 --> 00:10:14,322
‫- هر روز؟
‫- هر روز، تیتا.

95
00:10:15,156 --> 00:10:16,240
‫هر روز خدا.

96
00:10:23,497 --> 00:10:25,333
‫این فریترز داره دیوونه‌ام می‌کنه.

97
00:10:34,967 --> 00:10:37,094
‫اون فریترز ترکیب تمام چیزهایی بود

98
00:10:37,178 --> 00:10:39,180
‫که تیتا نمی‌تونست به زبون بیاره.

99
00:10:46,062 --> 00:10:48,898
‫وقتی برگردم، هیچی ما رو از هم جدا نمی‌کنه.

100
00:11:05,498 --> 00:11:08,376
‫[پوئبلا سیتی]

101
00:11:08,459 --> 00:11:10,961
‫دیروز، دیکتاتور پورفیریو دیاز

102
00:11:11,045 --> 00:11:13,964
‫به خودش اجازه دادآقای فرانسیسکو مادرو رو
‫در مونتری دستگیر کنه،

103
00:11:15,007 --> 00:11:19,512
‫دیاز فکر می‌کنه با بازداشتِ اون، قدرت‌نمایی می‌کنه. در اشتباهه.
‫[دو سال بعد]

104
00:11:20,262 --> 00:11:24,850
‫نشون میده از جنبش ما واهمه داره،
‫و باید همه‌مون رو زندانی کنه

105
00:11:24,892 --> 00:11:28,354
‫تا مطالبه‌ی ما برای حق رای
‫و بدون برگزاری انتخابات مجدد رو خفه کنه.

106
00:11:28,437 --> 00:11:31,065
‫حق رای، عدم برگزاری انتخابات مجدد!

107
00:11:31,148 --> 00:11:35,111
‫دوستان، در دستان ماست
‫تا جانشین دیاز قانون باشه.

108
00:11:35,986 --> 00:11:40,324
‫قانون انتخابات آزاد.
‫قانون رای‌گیری برای حاکمیت.

109
00:11:41,867 --> 00:11:46,747
‫قانون رای مردم.
‫حق رای، بدون انتخابات مجدد!

110
00:11:46,831 --> 00:11:48,874
‫حق رای، بدون انتخابات مجدد!

111
00:11:51,377 --> 00:11:53,671
‫شما به جرم ایجاد شورش بازداشت هستید.

112
00:11:53,754 --> 00:11:55,923
‫اینجا چیکار می‌کنید؟
‫کسی به شما زنگ نزد.

113
00:12:11,564 --> 00:12:13,232
‫سزار!

114
00:12:15,526 --> 00:12:18,946
‫سزار! سزار! کمک!

115
00:12:19,739 --> 00:12:22,199
‫سزار! سزار، جواب بده! سزار!

116
00:12:23,284 --> 00:12:25,953
‫فرار کنیم. پدرو!

117
00:12:35,880 --> 00:12:37,006
‫ببخشید.

118
00:12:38,048 --> 00:12:40,009
‫نوبت توئه، گرترودیس.

119
00:12:45,806 --> 00:12:47,057
‫گرترودیس...

120
00:12:49,518 --> 00:12:51,771
‫به نظرم برای امروز
‫به اندازه کافی تمرین کردی.

121
00:12:52,229 --> 00:12:53,898
‫- چشم مامان.
‫- در حقیقت، پی‌یر،

122
00:12:54,398 --> 00:12:56,692
‫فکر می‌کنم دخترم می‌تونه تنها تمرین کنه.

123
00:12:57,276 --> 00:12:59,403
‫اگه بازم کلاس خواستیم بهت میگم.

124
00:12:59,487 --> 00:13:01,071
‫- مامان...
‫- نه...

125
00:13:02,573 --> 00:13:04,825
‫آموزش به شما باعث افتخار بود، گرترودیس.

126
00:13:06,410 --> 00:13:08,954
‫بانو. مادمازل.

127
00:13:09,663 --> 00:13:12,208
‫- تا بیرون همراهی‌تون می‌کنم.
‫- نه، نیاز نیست.

128
00:13:12,291 --> 00:13:13,542
‫اصرار دارم. از این سمت.

129
00:13:16,003 --> 00:13:18,756
‫- می‌خوای باهاشون برم، مامان؟
‫- تیتا، تو برو.

130
00:13:22,593 --> 00:13:24,053
‫و یه لحظه ازشون غافل نشو.

131
00:13:35,856 --> 00:13:37,233
‫مورو اسب نجیبیـه.

132
00:13:38,359 --> 00:13:40,528
‫و هر کاری ازش برمیاد.

133
00:13:41,320 --> 00:13:44,365
‫اما اگه بهش استراحت ندید
‫و مدام سوارش بشید...

134
00:13:44,448 --> 00:13:47,076
‫اگه نتونم سوارش بشم
‫اسب به چه دردم می‌خوره، خوان؟

135
00:13:47,159 --> 00:13:48,285
‫ببینید.

136
00:13:49,703 --> 00:13:51,789
‫این استخوون داره به یه طرف رشد می‌کنه.

137
00:13:51,872 --> 00:13:55,459
‫مطمئنی اشتباه نعل نشده
‫یا سُم‌هاشو درست تمیز کردی؟

138
00:13:55,543 --> 00:13:57,586
‫وقتی بحث اسب باشه
‫با خوان یکی‌به‌دو نمی‌کنم.

139
00:13:57,670 --> 00:13:59,129
‫- پسرم!
‫- پدرو.

140
00:13:59,213 --> 00:14:00,256
‫صبح بخیر.

141
00:14:01,215 --> 00:14:03,425
‫حال شما، عمو؟ خوشحالم می‌بینمتون.

142
00:14:04,301 --> 00:14:05,678
‫منم از دیدنت خوشحالم.

143
00:14:05,761 --> 00:14:07,805
‫می‌بینی وکیل‌جماعت اول صبح بیدار میشه؟

144
00:14:08,347 --> 00:14:10,891
‫به خاطر سفر این‌دفعه رو چیزی نمیگم،
‫ولی فردا...

145
00:14:10,975 --> 00:14:14,270
‫با طلوع‌خورشید بیدار میشی
‫وگرنه با سطل آب میام سراغت.

146
00:14:14,353 --> 00:14:15,563
‫باشه.

147
00:14:15,646 --> 00:14:17,523
‫خب، می‌مونی؟

148
00:14:18,148 --> 00:14:21,652
‫توقع داری کجا بره؟
‫پسرم قانون‌های زیادی توی سرش داره.

149
00:14:21,735 --> 00:14:23,863
‫وقتش رسیده همین‌جا پیش باباش باشه،

150
00:14:23,946 --> 00:14:25,406
‫مزرعه رو بگردونه، مگه نه؟

151
00:14:25,489 --> 00:14:26,490
‫بله.

152
00:14:27,491 --> 00:14:31,370
‫خوان! کِی با اسب بریم تپه رو بگردیم؟

153
00:14:32,454 --> 00:14:34,582
‫- فردا.
‫- خوبه.

154
00:14:35,249 --> 00:14:38,419
‫به بابات بگو انبار رو باز بذاره
‫و چند تا عقرب نقاشی کنه.

155
00:14:38,502 --> 00:14:41,422
‫خب، اگه بهش بگم
‫خیلی خوشحال میشه، پدرو.

156
00:14:46,218 --> 00:14:48,929
‫از دیدنت خوشحال شدم، عمو.
‫به زن عمو سلام برسون.

157
00:14:49,722 --> 00:14:52,266
‫حتما، پدریتو. میگم سلام رسوندی.

158
00:14:59,440 --> 00:15:02,651
‫کافیه، خوان.
‫به مورو استراحت بده.

159
00:15:03,652 --> 00:15:06,363
‫کاراملو و اون مادیون رو برای داداشم زین کن.

160
00:15:09,283 --> 00:15:13,704
‫خوان، نه پسرم و نه تو
‫دیگه بچه نیستید،

161
00:15:14,371 --> 00:15:17,249
‫از الان به بعد، می‌خوام مثل من
‫اون رو آقای پدرو صدا بزنی.

162
00:15:17,333 --> 00:15:19,126
‫یا حداقل بگو رئیس، باشه؟

163
00:15:21,712 --> 00:15:22,922
‫چشم رئيس.

164
00:16:16,600 --> 00:16:19,186
‫فکر کنم شما و دخترهای زیباتون رو

165
00:16:19,269 --> 00:16:21,480
‫در رقص صد سالگی استقلال می‌بینم.

166
00:16:22,022 --> 00:16:25,651
‫از اون رقص‌های وامونده بدم میاد،
‫ولی آره، باید بریم.

167
00:16:25,734 --> 00:16:26,735
‫مگه میشه نیای؟

168
00:16:26,819 --> 00:16:29,655
‫اونجا پر از مردهای برجسته و سرشناسه
‫که آماده هستن زن بگیرن.

169
00:16:29,738 --> 00:16:31,782
‫درسته. به درد همین می‌خورن.

170
00:16:35,995 --> 00:16:37,204
‫اومدش.

171
00:16:37,788 --> 00:16:39,999
‫تیتا، میشه حرف بزنیم؟

172
00:16:42,292 --> 00:16:43,460
‫حالت چطوره، پدرو؟

173
00:16:44,712 --> 00:16:46,463
‫خانم النا. خوب هستید؟

174
00:16:47,047 --> 00:16:50,092
‫- بله. بابات چطوره؟
‫- خوبه، ممنون.

175
00:16:51,135 --> 00:16:53,012
‫- سلام برسون.
‫- حتما.

176
00:17:02,146 --> 00:17:03,272
‫کاری که گفتم رو انجام بده.

177
00:17:09,903 --> 00:17:13,782
‫به خاطر رقص صد سالگی مسخره
‫شهر زیر و رو شده.

178
00:17:16,035 --> 00:17:18,162
‫رقص حوصله‌ی آدمو سر می‌بره، مامان.

179
00:17:18,245 --> 00:17:21,331
‫ولی اگه شما اصرار دارید، خب میریم.

180
00:17:21,957 --> 00:17:24,251
‫اگه بریم، به خاطر روسائورا میریم،

181
00:17:24,334 --> 00:17:25,586
‫پس زیاد خوشحال نباشید.

182
00:17:29,131 --> 00:17:31,717
‫چرا موزکیز جوان می‌خواست باهات صحبت کنه؟

183
00:17:32,676 --> 00:17:33,927
‫نمی‌دونم، مامان.

184
00:17:34,511 --> 00:17:36,055
‫و راستش واسم مهم نیست.

185
00:17:55,074 --> 00:17:59,661
‫- با این لباس شبیه مادربزرگ شدم.
‫- خب، لباس مادربزرگ لولا بود.

186
00:18:00,037 --> 00:18:02,748
‫مامان حدود ۲۰ باری ترمیم و رفو کرده.

187
00:18:02,831 --> 00:18:04,666
‫چرا نباید لباس جدید داشته باشیم؟

188
00:18:05,125 --> 00:18:08,212
‫به همون دلیل که مامان نمی‌تونه
‫سقف‌های انبار غله رو درست کنه،

189
00:18:08,295 --> 00:18:10,714
‫نمی‌تونه حقوق کارگرها رو بده.

190
00:18:11,131 --> 00:18:15,469
‫لباس قدیمی و کهنه فرق نداره،
‫واسه پوشیدن همین لباس میرم مجلس رقص.

191
00:18:16,512 --> 00:18:19,723
‫شاید یکی پیدا شد
‫و گفت بیا واست لباس جدید بخرم.

192
00:18:20,349 --> 00:18:22,601
‫- هی، فینا!
‫- چرا الان نپوشی؟

193
00:18:23,977 --> 00:18:24,937
‫- نه...
‫- کمک.

194
00:18:25,938 --> 00:18:28,190
‫- این مدلیه.
‫- برعکسه.

195
00:18:29,066 --> 00:18:30,859
‫مطمئنا پدرو واسه رقص میاد.

196
00:18:31,360 --> 00:18:33,654
‫- خب که چی؟
‫- ماجرای پدرو چیه؟

197
00:18:34,321 --> 00:18:36,698
‫قول داده بود نامه می‌نویسه، اما ننوشت.

198
00:18:37,783 --> 00:18:40,327
‫شهر از دخترهای جوون زیبا پره، تیا.

199
00:18:40,953 --> 00:18:43,664
‫خب؟ منم خوشگلم.

200
00:18:44,957 --> 00:18:48,418
‫حتی اگه زشت بودم،
‫دو سال آزگار یه نامه نگرفتم.

201
00:18:49,294 --> 00:18:52,798
‫- پدرو دوستت داره، تیتا.
‫- از کجا می‌دونی؟

202
00:18:52,881 --> 00:18:56,426
‫خب، چون دیدم چطوری نگاهش می‌کنه.

203
00:18:58,428 --> 00:18:59,805
‫هنوز آماده نشدید؟

204
00:19:01,557 --> 00:19:04,977
‫این چه لباسیه، فینا؟
‫زود دربیار.

205
00:19:05,060 --> 00:19:06,103
‫چشم خانم.

206
00:19:07,396 --> 00:19:08,981
‫شب بزرگ و مهم خواهر شماست.

207
00:19:10,732 --> 00:19:13,527
‫پس خوب می‌دونید اگه کسی پیشنهاد رقص داد،

208
00:19:13,610 --> 00:19:16,280
‫جواب منفی می‌دید
‫و میگید به خواهرتون پیشنهاد بده.

209
00:19:19,491 --> 00:19:22,369
‫خیلی خوشگل شدی، عزیزم. فهمیدید؟

210
00:19:23,203 --> 00:19:24,454
‫- بله مامان.
‫- بله مامان.

211
00:20:10,125 --> 00:20:11,335
‫روسائورا.

212
00:20:21,511 --> 00:20:25,307
‫اخباری رسیده که مردم دارن قیام می‌کنن.

213
00:20:26,016 --> 00:20:27,142
‫راست میگم.

214
00:20:27,601 --> 00:20:29,978
‫خبر خوب اینه که مادرو زندانه.

215
00:20:30,062 --> 00:20:32,648
‫شاید زندان باشه، اما اون مادریستاهای شورشگر

216
00:20:32,731 --> 00:20:34,483
‫هنوز دارن ذهن مردم رو مسموم می‌کنن.

217
00:20:35,150 --> 00:20:37,444
‫خیر سرشون دموکراسی می‌خواستن، آره؟

218
00:20:37,527 --> 00:20:40,489
‫دنبال انتخابات بودن،
‫الان باید شکست رو قبول کنن.

219
00:20:41,823 --> 00:20:43,951
‫نظر موزکیز جوان چیه؟

220
00:20:46,370 --> 00:20:48,997
‫فکر می‌کنم دیاز با نتیجه بدست اومده
‫به خودش لطف نکرد.

221
00:20:49,915 --> 00:20:52,960
‫از نظر شما مفتضحانه نیست
‫که اون با ۱۸ هزار رای برنده شد

222
00:20:53,043 --> 00:20:54,878
‫و مادرو حتی ۲۰۰ رای هم نگرفت؟

223
00:20:55,420 --> 00:20:59,675
‫راست میگه.
‫نمایش مفتضحانه‌ی قدرت بود.

224
00:21:00,926 --> 00:21:02,261
‫شب بخیر، آقایون.

225
00:21:02,344 --> 00:21:03,679
‫- شب بخیر.
‫- فلیپه.

226
00:21:04,888 --> 00:21:07,849
‫- از دیدنت خوشحالم، برادر شوهر.
‫- همچنین، عروس.

227
00:21:08,892 --> 00:21:11,395
‫پدرو، شنیدم از دانشگاه انصراف دادی.

228
00:21:11,478 --> 00:21:14,189
‫- مطمئنی؟
‫- وقت مناسبی بود.

229
00:21:14,273 --> 00:21:15,691
‫الان اینجا بهم احتیاج دارن.

230
00:21:16,650 --> 00:21:19,945
‫خوبه. فلیپه، فکر کنم رقص شروع شده.

231
00:21:20,404 --> 00:21:23,532
‫فکر می‌کنم داره شروع میشه. آقایون.

232
00:21:24,950 --> 00:21:26,326
‫- ببخشید.
‫- راحت باشید.

233
00:21:28,620 --> 00:21:30,455
‫اون می‌خواد تو مزرعه بمونه.

234
00:21:31,456 --> 00:21:33,083
‫مشخص بود یه روزی به اینجا میرسه.

235
00:21:33,917 --> 00:21:36,712
‫یه روز، تمام اموالی که
‫واسه تو هست رو بالا می‌کشه.

236
00:21:38,213 --> 00:21:39,214
‫بریم برقصیم.

237
00:21:39,298 --> 00:21:40,507
‫پدرو؟

238
00:21:41,550 --> 00:21:42,801
‫باید صحبت کنم.

239
00:21:43,468 --> 00:21:44,636
‫بعدا.

240
00:21:45,637 --> 00:21:47,139
‫خوشحالم می‌بینمت، سانتیاگو.

241
00:21:47,222 --> 00:21:50,100
‫و اون شورشی‌ها
‫تا همین چند وقت پیش کارگر بودن.

242
00:21:50,684 --> 00:21:53,562
‫نظرت درباره اون مردی که سبیل داره چیه؟

243
00:21:54,271 --> 00:21:57,399
‫ریش بیشتر بهش میاد،
‫صورتش رو قایم می‌کنه.

244
00:21:57,941 --> 00:22:00,319
‫خانم‌های جوان، شما عیب‌های همه رو می‌بینید.

245
00:22:02,571 --> 00:22:03,822
‫دکتر براون اومد.

246
00:22:06,241 --> 00:22:07,492
‫کی فکرشو می‌کرد؟

247
00:22:07,868 --> 00:22:10,579
‫تا همین چند وقت قبل،
‫دختر بچه بودی و الان...

248
00:22:11,621 --> 00:22:14,750
‫خب، الان خانم بسیار زیبایی شدی.

249
00:22:15,334 --> 00:22:16,585
‫لطف دارید، دکتر براون.

250
00:22:31,641 --> 00:22:32,893
‫اجازه همراهی هست؟

251
00:22:46,365 --> 00:22:48,575
‫- بریم، دکتر براون.
‫- ببخشید؟

252
00:22:48,700 --> 00:22:50,827
‫می‌خوام با شما راه برم. یالا.

253
00:22:50,869 --> 00:22:52,662
‫- گرترودیس...
‫- خواهش می کنم.

254
00:23:04,341 --> 00:23:06,676
‫- اینطوری به حرفم گوش میدی؟
‫- من کار اشتباهی نکردم.

255
00:23:06,760 --> 00:23:07,803
‫کار اشتباهی نکردی؟

256
00:23:08,387 --> 00:23:10,013
‫می‌دونستی نباید بری

257
00:23:10,097 --> 00:23:13,141
‫و تمام پیشنهادات رو به خواهرت بدی.

258
00:23:13,225 --> 00:23:16,019
‫- پدرو به من گفت، نه به روسائورا.
‫- و تو قبول کردی.

259
00:23:17,646 --> 00:23:19,898
‫اجازه نداری به مجلس برگردی، تیتا.

260
00:23:19,981 --> 00:23:22,901
‫- گرترودیس هم همینکار رو کرد.
‫- پای خواهرتو باز نکن.

261
00:23:24,194 --> 00:23:27,072
‫همین‌جا می‌مونی،
‫و وا‌ی به حالت، تیتا دلا گارزا،

262
00:23:27,155 --> 00:23:29,074
‫اگه برگردی و دوباره منو تحقیر کنی.

263
00:23:30,867 --> 00:23:31,910
‫چشم مامان.

264
00:23:39,751 --> 00:23:40,794
‫پدرو.

265
00:23:41,962 --> 00:23:43,088
‫بیا.

266
00:23:49,553 --> 00:23:52,222
‫- خوشحالم می‌بینمت.
‫- روابط‌مون چطور پیش میره؟

267
00:23:52,305 --> 00:23:55,183
‫خوبه. با چند تا گروه تماس گرفتم.

268
00:23:55,684 --> 00:23:57,477
‫رعیت و کارگر هستن،

269
00:23:57,561 --> 00:24:00,147
‫آدم‌هایی که مزارع صاحب‌خونه‌هاشون رو ترک کردن.

270
00:24:00,230 --> 00:24:02,691
‫کارد بزنی خونشون درنمیاد،
‫چیزی برای از دست دادن ندارن.

271
00:24:02,774 --> 00:24:05,068
‫هدف ما بدون کارگرها ارزش نداره.

272
00:24:06,153 --> 00:24:08,989
‫با خشم تنها و بدون اسلحه
‫کاری از دستشون ساخته نیست.

273
00:24:09,448 --> 00:24:11,575
‫همین روزا، عازم تگزاس میشم.

274
00:24:11,658 --> 00:24:13,618
‫میرم پول و سلاح جمع کنم.

275
00:24:14,119 --> 00:24:16,580
‫مسلما در یه مقطع،
‫به کمکت نیاز دارم، پدرو.

276
00:24:16,663 --> 00:24:20,500
‫می‌دونم، واسه همین برگشتیم. نگاهشون کن.

277
00:24:22,210 --> 00:24:25,338
‫فکر می‌کنن می‌تونن ۳۰ سال دیگه
‫به همین شکل حکمرانی کنن.

278
00:24:26,465 --> 00:24:29,509
‫مادرو درست میگه.
‫باید مردم رو راهنمایی و مسلح کنم.

279
00:24:32,220 --> 00:24:33,263
‫به خاطر سزار.

280
00:24:33,847 --> 00:24:35,056
‫به خاطر سزار.

281
00:24:35,140 --> 00:24:36,391
‫مراقب خودت باش.

282
00:24:51,573 --> 00:24:56,661
‫تیتا، اون روز که کلیسا بودیم،
‫جوری باهام رفتار کردی انگار غریبه‌ام.

283
00:24:58,914 --> 00:25:00,165
‫ولی الان،

284
00:25:03,502 --> 00:25:05,337
‫وقتی می‌رقصیدیم، خودِ ما بودیم،

285
00:25:06,755 --> 00:25:08,006
‫مثل همیشه.

286
00:25:10,342 --> 00:25:11,635
‫من عوض نشدم، پدرو.

287
00:25:13,428 --> 00:25:14,679
‫منم.

288
00:25:15,305 --> 00:25:16,556
‫مطمئنی؟

289
00:25:16,890 --> 00:25:19,017
‫چون پدرویی که من می‌شناختم سر قولش می‌موند.

290
00:25:21,895 --> 00:25:24,773
‫- گفت واسم نامه می‌نویسه.
‫- آره.

291
00:25:25,649 --> 00:25:28,527
‫- یه دونه نامه هم ننوشتی.
‫- تیتا، من هزار تا نامه فرستادم.

292
00:25:28,985 --> 00:25:30,111
‫هزار تا؟

293
00:25:31,363 --> 00:25:32,697
‫هرروز نامه فرستادم.

294
00:25:34,824 --> 00:25:38,703
‫تمام هفته،
‫تا اینکه از جواب ندادنت خسته شدم.

295
00:25:42,958 --> 00:25:44,042
‫پس،

296
00:25:46,211 --> 00:25:48,046
‫با دختری توی شهر آشنا نشدی.

297
00:25:55,637 --> 00:25:58,098
‫یه روز، توی بازار زوکالو قدم میزدم،

298
00:26:00,183 --> 00:26:01,518
‫یه بوی آشنا به مشمامم خورد.

299
00:26:04,604 --> 00:26:06,815
‫توی غرفه، فریترز خامه‌ای می‌فروختن.

300
00:26:08,817 --> 00:26:10,068
‫یکی‌شو خوردم.

301
00:26:11,319 --> 00:26:14,823
‫بهشون گفتم بلد نیستن
‫فریترز خامه‌ای درست کنن.

302
00:26:23,582 --> 00:26:26,960
‫تیتا، بدونِ تو هیچی مزه نداره.

303
00:26:31,423 --> 00:26:32,674
‫هیچی منطقی نیست.

304
00:26:57,782 --> 00:26:59,701
‫اون دختر همیشه عجله داره.

305
00:27:02,621 --> 00:27:03,705
‫ناچا!

306
00:27:04,331 --> 00:27:05,790
‫پدرو دوستم داره.

307
00:27:05,874 --> 00:27:07,250
‫پدرو موزکیز دوستم داره.

308
00:27:07,626 --> 00:27:08,752
‫چی شده، دختر؟

309
00:27:08,835 --> 00:27:11,504
‫واسم نامه‌های زیادی نوشته بود،
‫اما هیچ‌وقت به دستم نرسید.

310
00:27:12,088 --> 00:27:13,173
‫خب؟

311
00:27:14,507 --> 00:27:15,759
‫می‌خواد باهام ازدواج کنه.

312
00:27:17,886 --> 00:27:21,931
‫قراره خوشبخت بشیم،
‫و توی میای با ما زندگی می‌کنی.

313
00:27:25,185 --> 00:27:26,436
‫امیدوارم.

314
00:27:39,908 --> 00:27:43,328
‫بین وظایف زیادی که جد مادریم
‫به تیتا سپرده بود...

315
00:27:43,411 --> 00:27:45,989
‫مزیت مبهم کمک به اون
‫برای حمام وجود داشت.

316
00:27:46,039 --> 00:27:48,083
‫پدرو موزکیز و باباش می‌خوان تو رو ببینن.

317
00:27:48,166 --> 00:27:49,334
‫برای چی؟

318
00:27:51,544 --> 00:27:52,671
‫نمی‌دونم.

319
00:27:52,754 --> 00:27:55,006
‫یه نامه فرستادن که گفتن
‫می‌خوان شما رو ببینن.

320
00:27:55,090 --> 00:27:57,050
‫خب، بهشون بگو به خودشون زحمت ندن.

321
00:27:58,677 --> 00:28:00,679
‫- چرا؟
‫- خاندان موزکیز حق ندارن پاشون رو

322
00:28:00,720 --> 00:28:02,305
‫توی این خونه بذارن، فهمیدی؟

323
00:28:03,223 --> 00:28:04,808
‫خاندان موزکیز آدم‌های بدی‌ان.

324
00:28:05,934 --> 00:28:08,103
‫ازم سوء استفاده کردن، دزدن.

325
00:28:09,229 --> 00:28:10,271
‫از ما دزدی کردن.

326
00:28:13,441 --> 00:28:15,902
‫- چی دزدیدن؟
‫- آب سرد شد.

327
00:28:19,989 --> 00:28:21,241
‫رزاریو، حالت چطوره؟

328
00:28:22,659 --> 00:28:24,160
‫صبح بخیر، آمانسیو.

329
00:28:24,244 --> 00:28:26,037
‫- صبح بخیر، خانم.
‫- صبح بخیر.

330
00:28:29,582 --> 00:28:30,667
‫رمدیوس.

331
00:28:30,750 --> 00:28:33,128
‫- خانم تیتا.
‫- سوپی که فرستادم خوشمزه بود؟

332
00:28:33,211 --> 00:28:35,630
‫- آره، دخترم خوابید.
‫- خوبه.

333
00:28:35,714 --> 00:28:36,965
‫ببخشید.

334
00:28:39,843 --> 00:28:41,720
‫دلفینو، حالت چطوره؟

335
00:28:42,137 --> 00:28:44,848
‫خوبم، دوشیزه تیتا.
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

336
00:28:45,432 --> 00:28:48,601
‫هیچی، خواستم باهات گپ بزنم.

337
00:28:49,769 --> 00:28:50,937
‫حتما.

338
00:28:52,939 --> 00:28:54,107
‫جانم؟

339
00:28:54,649 --> 00:28:57,485
‫می‌دونی جریان بین مامانم
‫و خانواده موزکیز چیه؟

340
00:28:59,487 --> 00:29:02,323
‫گله رو یادتون میاد؟

341
00:29:03,908 --> 00:29:07,579
‫خب، اون حیوون‌ها غرور و افتخار مزرعه بودن.

342
00:29:08,246 --> 00:29:10,290
‫مامانت پول زیادی نداشت.

343
00:29:10,915 --> 00:29:16,254
‫آقای پدرو فهمید و در ازای مبلغی
‫پیشنهاد خرید گله رو داد.

344
00:29:16,880 --> 00:29:20,592
‫پیشنهادش تحقیرآمیز بود،
‫مثل پیشنهادهایی که اول مذاکرات میدن.

345
00:29:20,675 --> 00:29:21,760
‫بعدش چی شد؟

346
00:29:21,843 --> 00:29:24,763
‫مامانت به اون پول نیاز داشت،
‫پیشنهادش رو قبول کرد.

347
00:29:24,846 --> 00:29:26,514
‫گله رو زیر قیمت فروخت،

348
00:29:26,598 --> 00:29:28,850
‫ولی حقیقت امر اینه اون پیشنهاد رو قبول کرد.

349
00:29:30,101 --> 00:29:34,147
‫آقای پدرو می‌تونست به یه زن بیوه رحم کنه،
‫ولی اونو خودت خوب می‌شناسی.

350
00:29:34,230 --> 00:29:37,025
‫مرد حریص و خودخواهیه.

351
00:29:41,279 --> 00:29:43,114
‫ممنون، دلفینو. روز خوبی داشته باشی.

352
00:29:43,198 --> 00:29:44,449
‫خواهش می‌کنم.

353
00:29:48,912 --> 00:29:51,956
‫هر بار تیتا نیاز داشت
‫افکارش رو سر و سامون بده،

354
00:29:52,040 --> 00:29:53,374
‫آشپزی می‌کرد.

355
00:29:58,296 --> 00:30:02,926
‫رایجه و طعم‌های گاز
‫وقتی که با آتش ترکیب می‌شد

356
00:30:03,384 --> 00:30:06,596
‫موضوعی بود که به تیتا کمک می‌کرد
‫تا تصمیم‌گیری کنه.

357
00:30:38,086 --> 00:30:39,963
‫- سلام.
‫- کسادیا آوردم.

358
00:30:40,839 --> 00:30:42,090
‫بیا.

359
00:30:45,301 --> 00:30:46,344
ای وای

360
00:30:59,148 --> 00:31:01,234
‫تیتا، معرکه‌ست.

361
00:31:05,446 --> 00:31:07,031
‫با مامانم حرف زدم،

362
00:31:08,408 --> 00:31:10,034
‫وضعیت واسمون رو سخت می‌کنه.

363
00:31:10,535 --> 00:31:13,121
‫انگار یه سری مشکلات حل‌نشده با بابات داره.

364
00:31:13,830 --> 00:31:14,998
‫می‌دونم.

365
00:31:16,457 --> 00:31:21,045
‫اگه وقتی واسه خواستگاریم میای،
‫به‌عنوان هدیه نامزدی،

366
00:31:21,754 --> 00:31:24,215
‫به مامانم پیشنهاد بدی گله‌ای
‫که به بابات فروخته رو بهش بدی چطوره؟

367
00:31:24,674 --> 00:31:27,218
‫گله؟ نه، نه، تیتا، زیاده‌رویه.

368
00:31:27,302 --> 00:31:30,346
‫می‌دونم. ولی مامانم نه نمیاره.

369
00:31:30,430 --> 00:31:32,056
‫مطمئنم بابای من نه میاره.

370
00:31:32,140 --> 00:31:34,934
‫ولی اگه ازدواج کنیم،
‫اون گله توی خانواده می‌مونه.

371
00:31:35,018 --> 00:31:37,186
‫فکر نمی‌کنی راه‌حل مناسبی باشه؟

372
00:31:43,651 --> 00:31:45,486
‫- می‌دونی چیه؟
‫- جان؟

373
00:31:47,113 --> 00:31:48,364
‫به نظرم ممکنه جواب بده.

374
00:31:48,823 --> 00:31:50,241
‫حتما باید از خانواده دلاگارزا باشه؟

375
00:31:51,117 --> 00:31:53,453
‫من تحمل اون زن خبیث رو ندارم، نمی‌تونم.

376
00:31:53,828 --> 00:31:56,873
‫نمی‌تونم اجازه بدم عضوی از خانواده‌مون باشه.
‫مضحکه.

377
00:31:57,290 --> 00:32:00,084
‫دختر آقای گنارو، فرماندار، خوشگله.

378
00:32:00,168 --> 00:32:04,130
‫یا خواهرزاده آقای مائورو.
‫دخترهای خوشگل زیادی با خانواده‌های خوبی وجود دارن، پدرو.

379
00:32:04,213 --> 00:32:05,506
‫من تصمیمم رو گرفتم.

380
00:32:05,590 --> 00:32:08,134
‫آره، با مال و دارایی بقیه تصمیم‌گیری راحته.

381
00:32:08,217 --> 00:32:11,596
‫ببین، من بابت اون گله
‫به خانم النا پیشنهاد دادم،

382
00:32:11,679 --> 00:32:13,723
‫- اونم قبول کردم.
‫- مشکل این نیست.

383
00:32:13,806 --> 00:32:15,016
‫اتفاقا مشکل همین‌جاست.

384
00:32:15,099 --> 00:32:18,728
‫اون باید با دخترش و جهیزیه‌ی خوب بیاد.

385
00:32:18,811 --> 00:32:21,564
‫باید خوشحال باشه دخترش
‫با خانواده موزکیز وصلت می‌کنه.

386
00:32:21,648 --> 00:32:23,316
‫ولی در عوض، من باید چیکار کنم؟

387
00:32:24,108 --> 00:32:26,069
‫از یه گله بگذرم؟ گله‌ی خودم؟

388
00:32:27,070 --> 00:32:29,072
‫اصلا قابل درک نیست.

389
00:32:33,785 --> 00:32:34,869
‫- بابا.
‫- چیه؟

390
00:32:34,953 --> 00:32:37,288
‫چه بخوای یا نخوای،
‫من با تیتا ازدواج می‌کنم.

391
00:32:38,039 --> 00:32:40,166
‫نمی‌خوای از شر اون گاوها خلاص بشی؟

392
00:32:40,249 --> 00:32:42,043
‫عیب نداره، یه راهی پیدا می‌کنم.

393
00:32:42,460 --> 00:32:44,420
‫- چقدر خوشمزه‌ست.
‫- دستپخت تیتاست.

394
00:32:51,636 --> 00:32:54,097
‫بابا، من فقط تیتا رو دوست دارم.

395
00:32:55,556 --> 00:32:56,766
‫فقط اون.

396
00:33:12,365 --> 00:33:14,993
‫می‌تونیم اون زن بدجنس رو
‫از معامله خارج کنیم

397
00:33:15,076 --> 00:33:18,204
‫و گله به شما و بچه‌هاتون برسه.

398
00:33:19,664 --> 00:33:20,999
‫فکر کنم. آره.

399
00:33:21,082 --> 00:33:23,167
‫خب، در این‌صورت،

400
00:33:24,293 --> 00:33:26,295
‫تحت هر شرایطی، توی خانواده می‌مونه.

401
00:33:31,342 --> 00:33:34,637
‫واقعا فکر می‌کنی چند تا گاو بیشتر

402
00:33:34,721 --> 00:33:36,431
‫واسه من از خوشبختیت ارزش‌شون بیشتره، پدرو؟

403
00:33:40,143 --> 00:33:43,438
‫این همه سال کار کردم و جون کندم
‫اگه به تو ندم، به کی بدم؟

404
00:33:43,521 --> 00:33:44,856
‫تمام اموال من برای توئه.

405
00:33:46,357 --> 00:33:47,608
‫مطمئنی؟

406
00:33:51,821 --> 00:33:53,072
‫- نوش جان.
‫- نوش جان.

407
00:34:02,206 --> 00:34:03,875
‫طوری که خانواده‌ام داستان رو تعریف کردن،

408
00:34:03,916 --> 00:34:06,794
‫هیچ‌وقت مشخص نشد حرف‌های پدرو

409
00:34:06,878 --> 00:34:09,088
‫در نهایت پدرش رو متقاعد کرد،

410
00:34:09,422 --> 00:34:13,468
‫یا اینکه میل و علاقه‌ی عمیق تیتا
‫به کسادیاها تزریق شده بود.

411
00:34:18,014 --> 00:34:20,892
‫تیتا نه تنها رویای خواستگاری پدرو رو داشت،

412
00:34:20,975 --> 00:34:23,186
‫بلکه اینو هم می‌دید، با برگشتن گله دام،

413
00:34:23,269 --> 00:34:26,606
‫برای اولین بار،
‫مادرش بهش افتخار می‌کنه.

414
00:34:38,326 --> 00:34:40,953
‫خانم، آقای پدرو موزکیز و پسرشون اومدن.

415
00:34:41,037 --> 00:34:43,539
‫- می‌خوان شما رو ببینن.
‫- مگه بهت نگفتم، تیتا؟

416
00:34:44,082 --> 00:34:45,500
‫نمی‌دونم چی می‌خوان.

417
00:34:48,419 --> 00:34:51,714
‫خیلی‌خب، فینا، بگو بیان اتاق مهمان.

418
00:35:10,024 --> 00:35:11,275
‫فریترز خامه.

419
00:35:17,031 --> 00:35:21,869
‫خب، آقای پدرو، این ملاقات غیر منتظره رو
‫مدیون چه چیزی هستم؟

420
00:35:25,498 --> 00:35:26,749
‫خب، خانم النا،

421
00:35:28,918 --> 00:35:31,045
‫شما منو می‌شناسید، اهل حاشیه رفتن نیستم.

422
00:35:32,130 --> 00:35:34,757
‫پسرم پدرو، عاشق دختر شما تیتاست،

423
00:35:34,841 --> 00:35:36,592
‫و برای خواستگاری اومدیم.

424
00:35:38,469 --> 00:35:40,972
‫متاسفانه سفرتون بیهوده بوده.

425
00:35:41,389 --> 00:35:43,683
‫قصد ندارم دخترم، تیتا رو شوهر بدم.

426
00:35:43,766 --> 00:35:46,978
‫چون اون دختر کوچک منه،
‫برنامه‌ها و نقشه‌های دیگه‌ای واسش دارم.

427
00:35:49,355 --> 00:35:52,567
‫خانم النا، من تیتا رو دوست دارم
‫و می‌خوام باهاش ازدواج کنم.

428
00:35:52,692 --> 00:35:55,069
‫بهتون اطمینان میدم
‫تمام نیازهای اون محقق میشه.

429
00:35:55,153 --> 00:35:58,364
‫حرفشم نزنید، این عروسی ممکن نیست.

430
00:35:58,447 --> 00:36:00,783
‫عذرخواهی می‌کنم، باید به کارهام برسم.

431
00:36:01,784 --> 00:36:03,077
‫خانم النا، درک می‌کنم،

432
00:36:03,161 --> 00:36:06,789
‫ولی برای نفع خودتون هم شده،
‫باید به پیشنهاد پدرم گوش بدید.

433
00:36:07,206 --> 00:36:08,958
‫بله، پسرم...

434
00:36:09,667 --> 00:36:14,088
‫خب، پیشنهاد ما اینه،

435
00:36:14,463 --> 00:36:17,049
‫بابت هزینه عروس شدن دخترتون تیتا،
‫گله‌مون رو به شما میدیم.

436
00:36:18,217 --> 00:36:22,305
‫گله‌ای که در گذشته از شما خریدم.

437
00:36:24,724 --> 00:36:26,225
‫پیشنهادتون بسیار سخاوتمندانه‌ست.

438
00:36:28,769 --> 00:36:33,399
‫ولی در حال حاضر، قصد دارم
‫اولین دخترم، روسائورا رو شوهر بدم.

439
00:36:36,360 --> 00:36:37,820
‫بهترین تصمیم ممکنه.

440
00:36:39,488 --> 00:36:41,115
‫خانم النا، فکر می‌کنم هوشمندانه‌ست...

441
00:36:41,199 --> 00:36:43,409
‫حرفشم نزنید،
‫تیتا از این خونه نمیره.

442
00:36:43,868 --> 00:36:47,163
‫ولی می‌تونیم یه راه‌حل پیدا کنیم.

443
00:36:56,422 --> 00:36:57,840
‫چرا انقدر لِفتش دادن؟

444
00:37:04,972 --> 00:37:06,224
‫موزکیزها دارن میرن.

445
00:37:07,475 --> 00:37:09,227
‫اومدن تیتا رو خواستگاری کردن.

446
00:37:10,478 --> 00:37:12,271
‫و بله، عروسی برگزار میشه.

447
00:37:14,815 --> 00:37:17,026
‫ولی بهشون توضیح دادم، مدت‌ها پیش،

448
00:37:17,109 --> 00:37:19,570
‫تصمیم گرفتم که تیتا توی خونه می‌مونه

449
00:37:19,654 --> 00:37:21,239
‫تا آخر عمرم از من مراقبت کنه.

450
00:37:22,406 --> 00:37:23,783
‫چی میگی، مامان؟

451
00:37:26,827 --> 00:37:28,829
‫پدرو موزکیز قراره با روسائورا ازدواج کنه.

452
00:37:30,829 --> 00:37:40,829
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M