1
00:00:20,645 --> 00:00:21,896
‫نمی‌فهمم.

2
00:00:23,440 --> 00:00:24,566
‫اون منو دوست داره.

3
00:00:25,525 --> 00:00:26,776
‫می‌دونم.

4
00:00:28,069 --> 00:00:30,363
‫واسه همین مطمئنم
‫این‌کارش دلیل داشته.

5
00:00:30,780 --> 00:00:32,323
‫از اون طرفداری نکن، ناچا.

6
00:00:32,741 --> 00:00:34,784
‫پدرو بدون اینکه چیزی رو گردن بگیره رفت.

7
00:00:36,202 --> 00:00:39,039
‫چرا نمی‌تونم ازدواج کنم
‫و تشکیل خانواده بدم؟

8
00:00:40,749 --> 00:00:42,584
‫چرا مامان منو تنبیه می‌کنه؟

9
00:00:53,720 --> 00:00:54,929
‫خب، درک نمی‌کنم.

10
00:00:55,555 --> 00:00:57,557
‫چرا به حرف اون زن عوضی گوش دادی؟

11
00:00:57,891 --> 00:00:59,059
‫چاره دیگه‌ای داشتم؟

12
00:00:59,142 --> 00:01:02,103
‫خودت شنیدی که برگشت گفت
‫«تیتا هیچ‌وقت از این خونه نمیره!»

13
00:01:02,437 --> 00:01:04,189
‫آره، ولی شنیدم اینو هم گفتی

14
00:01:04,272 --> 00:01:06,691
‫چه اون زن راضی باشه یا نه،
‫با تیتا ازدواج می‌کنی.

15
00:01:06,775 --> 00:01:09,277
‫- گفتی یا اون یا هیچ‌کس.
‫- واسه همین، بابا.

16
00:01:10,445 --> 00:01:12,739
‫و فکر می‌کنی چنین مزخرفی جواب بده، پدرو؟

17
00:01:12,822 --> 00:01:15,158
‫نمی‌دونم، یه چیزی پروندم.

18
00:01:15,867 --> 00:01:18,411
‫هیچ مرد عاقلی کاری که تو می‌خوای
‫انجام بدی رو انجام نمیده.

19
00:01:18,495 --> 00:01:20,038
‫پس حتما دیوونه شدم.

20
00:01:24,250 --> 00:01:26,586
‫اما هیچ راه دیگه‌ای وجود نداشت
‫به تیتا نزدیک بشم.

21
00:01:42,811 --> 00:01:44,229
‫خیلی قشنگه، میگل.

22
00:01:46,898 --> 00:01:49,859
‫هفته دیگه میریم سن گابریل دلوس هورنس.

23
00:01:51,152 --> 00:01:52,362
‫به این زودی؟

24
00:01:53,988 --> 00:01:56,282
‫اگه هنوز قصد داریم ازدواج کنیم،

25
00:01:56,366 --> 00:01:57,992
‫باید با بابا و مامانم آشنا بشی.

26
00:02:01,538 --> 00:02:02,789
‫النا؟

27
00:02:02,872 --> 00:02:04,124
‫توجه کن.

28
00:02:05,250 --> 00:02:07,418
‫یاد بگیر از خونه دفاع کنی.

29
00:02:11,381 --> 00:02:14,884
‫[مزرعه لاس پالوماس]

30
00:02:15,260 --> 00:02:16,845
‫دو دل شدی؟

31
00:02:17,720 --> 00:02:20,515
‫نه، چطور می‌تونم؟

32
00:02:20,598 --> 00:02:23,518
‫ناچا! مگه کار نداری؟
‫زود برو آشپزخونه!

33
00:02:23,601 --> 00:02:27,147
‫ناچا! خواهش می‌کنم! قسم می‌خورم
‫اون میره و هیچ‌وقت نمیاد.

34
00:02:27,230 --> 00:02:29,691
‫چند بار بهت گفتم حق نداره اینجا بیاد؟

35
00:02:30,441 --> 00:02:31,609
‫برو آشپزخونه.

36
00:02:32,527 --> 00:02:33,945
‫و دخترم هم با خودت ببر.

37
00:02:48,877 --> 00:02:50,753
‫این هشدار آخره.

38
00:02:51,588 --> 00:02:52,922
‫ناچا اینجا بدنیا اومده.

39
00:02:53,006 --> 00:02:55,633
‫جای اون اینجاست،
‫و هیچ‌وقت از اینجا نمیره.

40
00:02:58,344 --> 00:02:59,470
‫مفهوم شد؟

41
00:03:52,899 --> 00:03:55,693
‫وقتی فهمید که پدرو
‫می‌خواد با خواهرش ازدواج کنه،

42
00:03:55,777 --> 00:03:58,112
‫زمستان به سرعت به قلب تیتا راه پیدا کرد.

43
00:03:59,739 --> 00:04:04,035
‫سرمایی که احساس می‌کرد
‫از نسیم بلندترین تپه‌ها بدتر بود.

44
00:04:05,787 --> 00:04:08,122
‫این سرما رو در استخوون‌هاش حس می‌کرد.

45
00:04:10,333 --> 00:04:12,210
‫بدون عشقِ پدرو، هیچ‌چیز نمی‌تونست

46
00:04:12,293 --> 00:04:13,753
‫اون رو دوباره گرم کنه.

47
00:04:16,756 --> 00:04:19,550
‫از خدا خواست تمام عشق و علاقه‌اش به پدرو

48
00:04:19,634 --> 00:04:21,261
‫به نفرت تبدیل بشه.

49
00:04:21,344 --> 00:04:24,430
‫اما مگه میشه از چیزی که
‫دوست داشت تنفر پیدا کرد؟

50
00:04:55,503 --> 00:04:58,172
‫نمی‌دونم چرا نمی‌تونیم
‫خودمون شوهرمون رو انتخاب کنیم.

51
00:04:58,673 --> 00:05:01,301
‫به نظرم وقتش رسیده
‫این سنت مسخره رو ریشه‌کن کنیم.

52
00:05:02,218 --> 00:05:03,636
‫من عاشق هر کی بخوام میشم.

53
00:05:04,262 --> 00:05:05,680
‫هیچ‌کس برای من تصمیم نمی‌گیره.

54
00:05:06,597 --> 00:05:08,891
‫حداقل یه روز ازدواج می‌کنی.

55
00:05:10,059 --> 00:05:11,311
‫متاسفم، تیتا.

56
00:05:17,150 --> 00:05:18,318
‫زود باش، بریم.

57
00:05:28,119 --> 00:05:29,162
‫خوان!

58
00:05:30,079 --> 00:05:31,122
‫خوان!

59
00:05:33,416 --> 00:05:34,709
‫این اسب رو بگیر.

60
00:05:34,792 --> 00:05:36,919
‫خوان! کجایی؟

61
00:05:39,339 --> 00:05:40,465
‫پاسکوال!

62
00:05:41,007 --> 00:05:43,009
‫خوبی، ارباب؟ چی شده؟

63
00:05:43,092 --> 00:05:45,136
‫اون اسب لعنتی منو نقش زمین کرد!

64
00:05:45,219 --> 00:05:46,554
‫گفته بودم، ارباب.

65
00:05:46,637 --> 00:05:48,222
‫گفتم حالش خوب نیست.

66
00:05:48,306 --> 00:05:49,515
‫تقصیر منه؟

67
00:05:49,849 --> 00:05:53,269
‫- اگه اونو درست نعل کرده بودی...
‫- درست نعل شده بود، ارباب.

68
00:05:53,895 --> 00:05:55,063
‫چی؟

69
00:05:55,897 --> 00:05:56,981
‫خوان...

70
00:05:58,149 --> 00:06:00,693
‫اگه ارباب میگه، پس حق با ایشونه.

71
00:06:01,361 --> 00:06:02,528
‫عذرخواهی کن.

72
00:06:03,279 --> 00:06:04,947
‫من کار اشتباهی نکردم، بابا.

73
00:06:06,157 --> 00:06:08,242
‫می‌دونی مشکل از کجاست، پاسکوال؟

74
00:06:08,910 --> 00:06:11,287
‫مردهای جوون این دوره
‫فکر می‌کنن همیشه حق با اون‌هاست.

75
00:06:11,871 --> 00:06:13,081
‫عذرخواهی کن!

76
00:06:15,541 --> 00:06:16,959
‫گفتم عذرخواهی کن!

77
00:06:25,343 --> 00:06:27,178
‫از معذرت‌خواهی کردن خسته شدم!

78
00:06:37,939 --> 00:06:39,232
‫ببخشید، آقای پدرو.

79
00:06:39,857 --> 00:06:41,692
‫باهاش صحبت می‌کنم، عذرخواهی می‌کنه.

80
00:06:41,776 --> 00:06:43,194
‫لازم نیست.

81
00:06:44,612 --> 00:06:46,072
‫می‌خوام از خونه‌ام برید.

82
00:06:47,031 --> 00:06:49,659
‫- آقای پدرو...
‫- امروز با خانواده‌ات اینجا رو ترک کنید!

83
00:06:49,742 --> 00:06:51,744
‫نمی‌خوام توی مزرعه‌ام باشید.

84
00:06:56,124 --> 00:06:57,875
‫- بهش چیزی بگم؟
‫- نه.

85
00:06:57,959 --> 00:07:00,128
‫- تیتا!
‫- باید مثل گراز باهاش رفتار بشه.

86
00:07:01,170 --> 00:07:02,338
‫من میرم داخل.

87
00:07:03,131 --> 00:07:04,590
‫اگه کمک خواستی، داد بزن.

88
00:07:05,758 --> 00:07:06,926
‫تیتا!

89
00:07:07,635 --> 00:07:08,719
‫باید صحبت کنیم.

90
00:07:10,513 --> 00:07:12,557
‫تیتا، خواهش می‌کنم.
‫لطفا بهم گوش کن.

91
00:07:12,640 --> 00:07:15,268
‫گله رو آوردی مامانم راضی میشه.

92
00:07:16,936 --> 00:07:18,354
‫حداقل بذار توضیح بدم.

93
00:07:18,438 --> 00:07:21,774
‫مامان گفت من حق ازدواج ندارم
‫و تصمیم گرفتی با خواهرم ازدواج کنی.

94
00:07:22,108 --> 00:07:24,485
‫تمام ماجرا همینه،
‫کسی از من چیزی نپرسید.

95
00:07:24,569 --> 00:07:25,695
‫تموم شد و رفت.

96
00:07:25,778 --> 00:07:27,029
‫امیدوارم خوشبخت بشی.

97
00:07:43,838 --> 00:07:44,922
‫بیا.

98
00:07:45,631 --> 00:07:47,258
‫نگاهش کن، داری می‌لرزی.

99
00:07:48,426 --> 00:07:49,552
‫پدرو!

100
00:07:50,428 --> 00:07:52,221
‫اومدی نامزدت رو ببینی؟

101
00:07:55,183 --> 00:07:56,225
‫بله.

102
00:07:57,143 --> 00:07:58,478
‫واسه همین اومدم.

103
00:08:05,610 --> 00:08:07,570
‫النا، با نیکولاس حرف زدم.

104
00:08:08,112 --> 00:08:09,864
‫با سرکارگر من حرف زدی؟

105
00:08:09,947 --> 00:08:12,408
‫بابت حقوق و غذا راضی نیستن.

106
00:08:12,492 --> 00:08:14,744
‫کِی راضی بودن؟

107
00:08:15,161 --> 00:08:16,245
‫خسته شدن

108
00:08:16,996 --> 00:08:19,332
‫- می‌تونم باهاشون صحبت کنم...
‫- به خودم بسپر.

109
00:08:19,957 --> 00:08:21,792
‫و زیادی باهاشون گرم نگیر.

110
00:08:23,794 --> 00:08:25,087
‫تا بعد.

111
00:08:25,171 --> 00:08:27,006
‫بیا پدرو. تا قبل عروسی

112
00:08:27,089 --> 00:08:29,383
‫زیاد وقت نداریم همدیگه رو بشناسیم.

113
00:08:33,429 --> 00:08:34,597
‫- روسائورا.
‫- بله؟

114
00:08:35,973 --> 00:08:37,099
‫گوش کن...

115
00:08:38,434 --> 00:08:40,061
‫نمی‌خوام احساس کنی مجبور شدی.

116
00:08:40,937 --> 00:08:43,189
‫اگه نخوای باهام ازدواج کنی درک می‌کنم.

117
00:08:43,940 --> 00:08:45,399
‫نگران نباش، پدرو.

118
00:08:47,401 --> 00:08:49,946
‫می‌دونم یه روز خوشبخت میشیم.

119
00:08:53,699 --> 00:08:54,700
‫بریم؟

120
00:08:56,160 --> 00:08:57,203
‫بریم.

121
00:09:01,832 --> 00:09:04,293
‫از این خونه میرم. میرم یه جای دور.

122
00:09:04,377 --> 00:09:06,170
‫- کجا میری؟
‫- نمی‌دونم.

123
00:09:06,254 --> 00:09:07,505
‫هر جایی.

124
00:09:08,297 --> 00:09:09,882
‫دخترم، می‌دونم دوستش داری.

125
00:09:11,092 --> 00:09:12,677
‫و اونم تو رو دوست داره،

126
00:09:13,803 --> 00:09:15,304
‫عشق شما از بچگی جریان داره.

127
00:09:15,721 --> 00:09:16,931
‫و باید چیکار کنم؟

128
00:09:17,723 --> 00:09:18,808
‫چه کاری از دستم برمیاد؟

129
00:09:19,767 --> 00:09:21,143
‫اگه می‌خوای، برو.

130
00:09:22,019 --> 00:09:23,354
‫ولی اول باهاش حرف بزن.

131
00:09:24,730 --> 00:09:26,023
‫به حرف‌هاش گوش بده.

132
00:09:29,777 --> 00:09:31,404
‫حرفت دلت رو بهش بزن.

133
00:09:35,408 --> 00:09:36,867
‫به منِ پیرزن گوش بده.

134
00:10:04,437 --> 00:10:05,438
‫چی شده؟

135
00:10:07,023 --> 00:10:08,316
‫بابات دستور داد.

136
00:10:08,983 --> 00:10:10,192
‫از خودش بپرس.

137
00:10:11,360 --> 00:10:12,445
‫بابای من؟

138
00:10:13,237 --> 00:10:14,280
‫چرا؟

139
00:10:16,240 --> 00:10:17,700
‫ارباب ما رو بیرون کرد.

140
00:10:18,576 --> 00:10:19,577
‫امکان نداره.

141
00:10:20,786 --> 00:10:21,871
‫برای چی؟

142
00:10:23,914 --> 00:10:27,001
‫چون پسر من خودخواهه
‫و جایگاه‌شو نمی‌دونه.

143
00:10:28,419 --> 00:10:31,213
‫- بهت گفته بودم با ارباب بحث نکن!
‫- نه، بابا!

144
00:10:33,507 --> 00:10:35,134
‫بحث کردم چون حق با من بود!

145
00:10:38,012 --> 00:10:40,765
‫خسته شدم از بس ازم سوء استفاده شد.

146
00:10:43,934 --> 00:10:45,978
‫وقتش رسیده تو مسئولیت رو گردن بگیری!

147
00:10:50,566 --> 00:10:51,817
‫بریم، مامان.

148
00:10:52,652 --> 00:10:54,028
‫اینجا کاری نداریم.

149
00:10:58,783 --> 00:10:59,825
‫خوان!

150
00:11:01,077 --> 00:11:02,161
‫خوان!

151
00:11:02,703 --> 00:11:04,163
‫بذار با بابام حرف بزنم.

152
00:11:04,246 --> 00:11:05,581
‫ضررش رو دیدیم.

153
00:11:06,248 --> 00:11:07,416
‫اجازه بده بهت کمک کنم.

154
00:11:08,334 --> 00:11:09,418
‫ما دوست هستیم.

155
00:11:09,877 --> 00:11:10,961
‫دوست؟

156
00:11:12,338 --> 00:11:14,090
‫تو آینه نگاه بنداز، پدرو.

157
00:11:16,342 --> 00:11:17,593
‫و بعد به من نگاه کن.

158
00:11:19,261 --> 00:11:21,055
‫وقتی بچه بودیم دوست بودیم.

159
00:11:27,853 --> 00:11:29,063
‫می‌تونم با النا حرف بزنم!

160
00:11:29,772 --> 00:11:31,816
‫می‌تونی با من بیای مزرعه!

161
00:11:32,733 --> 00:11:33,943
‫نه، ممنون.

162
00:11:35,444 --> 00:11:36,987
‫دیگه ارباب نمی‌خوام.

163
00:11:38,406 --> 00:11:39,740
‫من متعلق به کسی نیستم!

164
00:11:50,042 --> 00:11:52,878
‫امروز مقدمات عروسی رو شروع می‌کنیم.

165
00:11:53,921 --> 00:11:56,590
‫به خیاط گفتم زود بیاد.

166
00:11:56,674 --> 00:11:59,844
‫گرترودیس، تو مسئول دوختن ملافه عروسی هستی.

167
00:11:59,927 --> 00:12:01,053
‫روسائورا بهت کمک می‌کنه.

168
00:12:02,221 --> 00:12:03,973
‫یه جشن ساده و خلوت می‌گیریم.

169
00:12:04,473 --> 00:12:06,767
‫کشور در آستانه‌ی جنگ قرار داره،

170
00:12:06,851 --> 00:12:08,519
‫پول ارزش زیادی داره.

171
00:12:09,562 --> 00:12:11,188
‫خدا می‌دونه چه اتفاقی بیفته.

172
00:12:12,022 --> 00:12:14,442
‫تیتا، دعوت‌نامه‌ها به عهده توئه.

173
00:12:14,942 --> 00:12:18,154
‫و توی غذای عروسی به ناچا کمک می‌کنی.

174
00:12:19,071 --> 00:12:20,698
‫مامان، می‌تونم یه سوال بپرسم؟

175
00:12:22,199 --> 00:12:23,576
‫می‌خوای چی بدونی؟

176
00:12:25,453 --> 00:12:26,871
‫تو واقعا مادر من هستی؟

177
00:12:29,498 --> 00:12:32,460
‫چون مادر آدم اینطوری باهات رفتار کنه
‫قابل باور نیست.

178
00:12:32,543 --> 00:12:33,753
‫بس کن، تیتا.

179
00:12:34,670 --> 00:12:36,130
‫چرا می‌خوای منو ناراحت کردی؟

180
00:12:36,213 --> 00:12:38,966
‫- مگه من چیکار کردم؟
‫- کافیه، تیتا! خفه شو!

181
00:12:40,468 --> 00:12:41,552
‫دهنتو ببند.

182
00:12:43,846 --> 00:12:44,972
‫باشه، مامان.

183
00:12:45,598 --> 00:12:46,766
‫من دیگه اینجا کاری ندارم.

184
00:13:18,714 --> 00:13:21,133
‫تیتا همیشه تحقیر مادرش رو احساس کرده بود.

185
00:13:21,801 --> 00:13:24,678
‫اما هیچ‌کس دلیل این تنفر رو
‫به اون نگفته بود.

186
00:13:28,766 --> 00:13:31,143
‫در قلب مادر النا رازی مدفون بود

187
00:13:31,227 --> 00:13:33,813
‫که قادر به دوست داشتن دختر خودش نبود.

188
00:13:33,896 --> 00:13:36,106
‫رازی که با خودش به گور می‌بره.

189
00:13:38,567 --> 00:13:40,110
‫باز اومدی اینجا، تیتا؟

190
00:13:41,695 --> 00:13:43,072
‫بیا بیرون.

191
00:13:46,283 --> 00:13:47,785
‫بیا بیرون!

192
00:13:56,335 --> 00:14:00,047
‫آه و ناله کافیه.
‫هر چقدر می‌خوای گریه کن،

193
00:14:00,130 --> 00:14:02,550
‫و وقتی خسته شدی آستین‌هاتو بالا بزن،

194
00:14:02,633 --> 00:14:04,093
‫یه عالمه کار داریم.

195
00:14:04,468 --> 00:14:05,636
‫گریه نمی‌کنم.

196
00:14:06,637 --> 00:14:08,222
‫تصمیمم رو گرفتم.

197
00:14:09,306 --> 00:14:12,643
‫توی کلیسا کنار خواهرت می‌ایستی.
‫ساقدوش اون میشی.

198
00:14:15,354 --> 00:14:17,106
‫و دعوت‌نامه‌ها رو یادت نره.

199
00:14:20,985 --> 00:14:22,278
‫وقتی تیتا بدنیا اومد،

200
00:14:22,361 --> 00:14:24,780
‫قلب مادر النا عاری از عشق و عاطفه بود.

201
00:14:34,498 --> 00:14:37,710
‫روزهای قبل از عروسی
‫برای تیتا خیلی سخت بود.

202
00:14:39,253 --> 00:14:41,380
‫نه تنها باید این موضوع رو می‌پذیرفت

203
00:14:41,422 --> 00:14:43,173
‫که پدرو با خواهرش ازدواج می‌کنه،

204
00:14:43,591 --> 00:14:45,718
‫بلکه باید با این واقعیت کنار می‌اومد

205
00:14:45,759 --> 00:14:48,387
‫که سرنوشت اون مراقبت از مادرشه.

206
00:14:50,055 --> 00:14:54,560
‫روزها سپری شد،
‫ولی این سوال در ذهنش نقش بسته بود.

207
00:14:55,936 --> 00:14:57,479
‫چرا حق ازدواج نداشت؟

208
00:14:58,439 --> 00:15:00,733
‫چرا حق نداشت مثل خواهرهاش خوشبخت بشه؟

209
00:15:02,151 --> 00:15:04,653
‫چرا پدرو قبول کرد با روسائورا ازدواج کنه؟

210
00:15:05,571 --> 00:15:08,198
‫سس دونه‌های کدو تنبل، کرم‌نخود،

211
00:15:08,282 --> 00:15:10,868
‫سیب‌زمینی شیرین له‌شده، دنده مزه‌دار شده.

212
00:15:11,243 --> 00:15:12,953
‫بلدرچین با سس سبزیجات،

213
00:15:13,037 --> 00:15:15,289
‫خوراک ماهی آکسولوتل، و کیک عروسی چابلا.

214
00:15:15,748 --> 00:15:17,082
‫بیست نوع غذا می‌خوام، ناچا.

215
00:15:17,625 --> 00:15:19,585
‫درست عین عروسی خودم.

216
00:16:20,562 --> 00:16:21,897
‫تیتا، صبر کن! گوش کن!

217
00:16:21,939 --> 00:16:24,566
‫- فقط و فقط به من دروغ گفتی.
‫- من هیچ‌وقت به تو دروغ نگفتم.

218
00:16:24,650 --> 00:16:26,518
‫منو دوست داشتی، می‌خواستی باهام ازدواج کنی.

219
00:16:26,568 --> 00:16:29,738
‫این مدت که نبودی هر روز واسم نامه نوشتی.
‫همه‌اش دروغ بود.

220
00:16:34,660 --> 00:16:36,954
‫شاتگانِ مامان‌بزرگ پره، مامان؟

221
00:16:37,037 --> 00:16:38,455
‫نه، دخترم.

222
00:16:38,539 --> 00:16:39,999
‫خیلی خطرناکه.

223
00:16:40,082 --> 00:16:41,750
‫می‌خوام تیراندازی یاد بگیرم.

224
00:16:44,336 --> 00:16:45,504
‫باشه.

225
00:16:45,963 --> 00:16:47,214
‫بِکش.

226
00:16:51,260 --> 00:16:54,096
‫قراره ملافه ‌تون باشه، روسائورا.

227
00:16:58,308 --> 00:17:00,060
‫این مدل،

228
00:17:00,602 --> 00:17:03,605
‫سنت خانوادگی ماست.

229
00:17:10,404 --> 00:17:11,739
‫اذیت نمیشم، مامان؟

230
00:17:13,907 --> 00:17:16,785
‫- می‌خندی؟
‫- به خواهرت نخند، گرترودیس.

231
00:17:16,869 --> 00:17:19,621
‫شاید اذیت بشی.

232
00:17:20,372 --> 00:17:22,958
‫این پارچه مناسبه

233
00:17:24,126 --> 00:17:26,879
‫اینطوری، از یه چیزایی دوری میکنیم

234
00:17:26,962 --> 00:17:28,589
‫که باعث بدبختی و بدبیاری میشه.

235
00:17:30,090 --> 00:17:31,550
‫قشنگ بدوز.

236
00:17:55,949 --> 00:17:58,118
‫بعد از سه روز آشپزی،

237
00:17:58,202 --> 00:18:00,287
‫ناچا به‌شدت خسته بود.

238
00:18:01,747 --> 00:18:03,791
‫مدت زیادی بود خسته بود.

239
00:18:05,292 --> 00:18:06,794
‫این سال‌ها به دوشش سنگینی کرده بود،

240
00:18:07,127 --> 00:18:11,632
‫و همین‌طور آماده‌سازی جشن
‫و ضیافت برای خانواده دلاگارزا.

241
00:18:12,299 --> 00:18:15,594
‫اما چیزی که به دوش اون شدیدا سنگینی می‌کرد،
‫خاطره عشق مشابه‌ای بود

242
00:18:15,677 --> 00:18:17,721
‫که هیچ‌وقت جرئت جنگیدن واسش رو نداشت.

243
00:18:26,480 --> 00:18:28,107
‫برای لایه کیک چابلا،

244
00:18:28,190 --> 00:18:30,692
‫چهار تا ماده لازمه.

245
00:18:31,944 --> 00:18:33,195
‫آب،

246
00:18:33,987 --> 00:18:35,030
‫شکر،

247
00:18:36,406 --> 00:18:38,617
‫چند قطره لیمو و رنگ قرمز.

248
00:18:39,618 --> 00:18:41,995
‫آماده‌سازی لعاب راحت به نظر میاد،

249
00:18:42,788 --> 00:18:44,706
‫ولی باید خیلی مراقب بود،

250
00:18:44,790 --> 00:18:46,959
‫چون ممکنه هر لحظه خراب بشه.

251
00:18:48,293 --> 00:18:51,505
‫رازش اینه که رنگ رو در وقت مناسب اضافه کنی،

252
00:18:51,839 --> 00:18:54,133
‫و حواست باشه این ترکیب آلوده نشه.

253
00:18:58,262 --> 00:18:59,513
‫ناچا.

254
00:18:59,596 --> 00:19:01,014
‫بعد از میگل...

255
00:19:02,015 --> 00:19:03,308
‫عاشق شدی؟

256
00:19:04,852 --> 00:19:06,687
‫نه، بعدِ میگل هیچ‌کس نبود.

257
00:19:15,195 --> 00:19:16,905
‫عاقبت منم همین میشه.

258
00:19:18,615 --> 00:19:19,783
‫نه، دخترم.

259
00:19:20,284 --> 00:19:21,535
‫این حرف رو نزن.

260
00:19:22,619 --> 00:19:23,745
‫گوش کن.

261
00:19:24,913 --> 00:19:27,291
‫اجازه نده خانواده‌ات همین بلا رو سرت بیارن.

262
00:19:28,917 --> 00:19:31,003
‫اجازه نده برای عشقت کسی تصمیم‌گیری کنه.

263
00:19:33,297 --> 00:19:35,424
‫ترجیح میدم تو رو دور و شاد ببینم،

264
00:19:37,176 --> 00:19:39,219
‫تا اینکه اینجا باشی
‫و دردت رو پنهان کنی.

265
00:19:42,097 --> 00:19:43,640
‫ولی لطفا، اگه رفتی،

266
00:19:43,724 --> 00:19:45,767
‫چون خودت می‌خوای برو.

267
00:19:46,602 --> 00:19:48,020
‫به پشت سرت نگاه نکن.

268
00:19:49,313 --> 00:19:51,732
‫عشق از دست‌رفته همین‌جا باقی می‌مونه.

269
00:19:54,443 --> 00:19:56,278
‫نمی‌دونی چه حسی داره.

270
00:19:57,321 --> 00:19:59,156
‫قلبت رو از درد خفه می‌کنه.

271
00:20:03,327 --> 00:20:04,453
‫گریه نکن.

272
00:20:33,857 --> 00:20:35,776
‫برو بخواب، بسپر به من.

273
00:20:37,361 --> 00:20:38,904
‫تو خسته‌ای.

274
00:20:39,488 --> 00:20:41,490
‫برو. من درست می‌کنم.

275
00:20:43,116 --> 00:20:45,035
‫فردا باید خوشگل باشی.

276
00:21:45,220 --> 00:21:46,847
‫اسلحه رو بندازید، آقای پدرو.

277
00:21:47,222 --> 00:21:49,016
‫نیومدیم به کسی صدمه بزنیم.

278
00:21:49,391 --> 00:21:50,642
‫برید بیرون.

279
00:21:51,435 --> 00:21:52,519
‫برید بیرون!

280
00:21:54,604 --> 00:21:55,731
‫چی شده؟

281
00:21:56,440 --> 00:21:58,650
‫خوان، اینجا چیکار می‌کنی؟

282
00:21:58,734 --> 00:22:00,986
‫دوستت مجرم و دزده.

283
00:22:01,069 --> 00:22:02,612
‫فقط یه دزد اینجا وجود داره.

284
00:22:04,072 --> 00:22:06,199
‫چندین سال سلامتی ما رو دزدیدی.

285
00:22:06,700 --> 00:22:08,035
‫و زندگی‌مون رو.

286
00:22:08,118 --> 00:22:09,244
‫و در ازای چی؟

287
00:22:09,661 --> 00:22:11,830
‫یه مشت تورتیلا و آمارانت.

288
00:22:12,748 --> 00:22:14,666
‫وقتش رسیده جبران کنی.

289
00:22:15,459 --> 00:22:16,835
‫از روی گرسنگی اومدیم

290
00:22:16,918 --> 00:22:18,879
‫- می‌کشمت، عوضی!
‫- آروم باش!

291
00:22:18,962 --> 00:22:20,339
‫می‌خوای منو آروم کنی؟

292
00:22:21,882 --> 00:22:23,967
‫نصفه‌شب اومدن تا همه‌چی رو بگیرن.

293
00:22:24,051 --> 00:22:25,344
‫اومدن ما رو بکشن!

294
00:22:25,427 --> 00:22:26,720
‫کسی کشته نمیشه.

295
00:22:28,138 --> 00:22:30,515
‫هر چی می‌خواید بردارید و برید.

296
00:22:44,321 --> 00:22:45,489
‫بریم!

297
00:22:50,118 --> 00:22:51,203
‫بابا. بابا!

298
00:22:52,037 --> 00:22:53,163
‫لعنتی...

299
00:22:53,705 --> 00:22:54,748
‫خدای من!

300
00:22:58,126 --> 00:23:00,087
‫- دیوونه شدی؟
‫- چی می‌خوای؟

301
00:23:00,504 --> 00:23:01,630
‫حموم خون راه بیفته؟

302
00:23:02,255 --> 00:23:04,007
‫باید برای اموالت ایستادگی کنی!

303
00:23:04,049 --> 00:23:07,344
‫اگه باهاشون عادل بودی، این اتفاق نمیفتاد.

304
00:23:07,427 --> 00:23:08,512
‫پاشو.

305
00:23:10,222 --> 00:23:11,515
‫تو چه مرگت شده؟

306
00:23:13,725 --> 00:23:15,268
‫خائن شدی!

307
00:23:16,061 --> 00:23:17,562
‫مایه شرمساری هستی!

308
00:23:18,897 --> 00:23:21,566
‫خدا رو شکر فردا
‫برای همیشه از این خونه میری!

309
00:24:29,426 --> 00:24:33,972
‫[کیک چابلا]

310
00:24:51,072 --> 00:24:53,158
‫می‌خوای گره موهاتو باز کنم؟

311
00:24:56,703 --> 00:24:57,787
‫قیافه‌ات یه جوری شده.

312
00:24:58,371 --> 00:24:59,956
‫چی شده؟ حالت خوب نیست؟

313
00:25:00,749 --> 00:25:03,335
‫تا صبح کار کردم خسته‌ام.

314
00:25:05,587 --> 00:25:07,422
‫امروز حوصله سر و کله زدن با کسی رو ندارم.

315
00:25:08,298 --> 00:25:09,925
‫می‌خوام کل روز رو استراحت کنم.

316
00:25:11,760 --> 00:25:13,470
‫کاش منم می‌تونستم.

317
00:25:15,222 --> 00:25:16,389
‫پاشو.

318
00:25:16,473 --> 00:25:18,475
‫لباس بپوش، وقتش شده.

319
00:25:27,776 --> 00:25:30,654
‫ناچا، بدون تو چیکار کنم؟

320
00:25:33,740 --> 00:25:34,950
‫زود باش، دخترم.

321
00:25:35,784 --> 00:25:37,202
‫استخوونمو می‌شکنی.

322
00:25:45,335 --> 00:25:47,337
‫امروز باید روز عروسی تو می‌بود.

323
00:25:50,757 --> 00:25:52,425
‫قول بده قوی می‌مونی.

324
00:25:58,181 --> 00:25:59,266
‫باشه.

325
00:26:00,725 --> 00:26:01,810
‫برو استراحت کن.

326
00:26:18,034 --> 00:26:19,661
‫خوشگل شدی، دخترم.

327
00:26:23,999 --> 00:26:25,083
‫چی شده؟

328
00:26:26,001 --> 00:26:27,002
‫اضطراب داری؟

329
00:26:27,711 --> 00:26:28,795
‫آره.

330
00:26:29,713 --> 00:26:30,880
‫نمی‌دونم.

331
00:26:33,508 --> 00:26:35,969
‫تو و بابا وقتی ازدواج کردید
‫عاشق همدیگه بودید؟

332
00:26:39,264 --> 00:26:41,641
‫ازدواج و عشق دو مسئله جداست، روسائورا.

333
00:26:43,226 --> 00:26:44,227
‫هیچ‌وقت؟

334
00:26:44,853 --> 00:26:47,147
‫هیچ‌کدوم از زن‌های طبقه ما

335
00:26:47,230 --> 00:26:48,898
‫که ازدواج کردن از روی عشق نبوده.

336
00:26:49,983 --> 00:26:51,693
‫عشق توهمی بیش نیست.

337
00:26:53,695 --> 00:26:55,530
‫و تمام توهمات از بین میره.

338
00:26:56,906 --> 00:26:59,367
‫ازدواج وصلت دو خانواده‌ست.

339
00:26:59,909 --> 00:27:01,369
‫تجارته.

340
00:27:01,745 --> 00:27:03,872
‫موزکیز یه خانواده محترم هستن.

341
00:27:04,539 --> 00:27:05,790
‫قدرت زیادی دارن.

342
00:27:06,875 --> 00:27:08,710
‫به پسرهاشون ارث هنگفتی میرسه،

343
00:27:08,793 --> 00:27:11,921
‫و دو تا از بزرگ‌ترین مزارع کوآهویلا رو دارن.

344
00:27:12,547 --> 00:27:14,758
‫اگه تیتا هم عروس می‌شد، نتیجه‌اش همین بود.

345
00:27:14,841 --> 00:27:16,885
‫به خواهرت فکر نکن، روسائورا.

346
00:27:17,927 --> 00:27:20,547
‫جای تیتا کنار منه تا ازم مراقبت کنه،

347
00:27:20,597 --> 00:27:22,015
‫ولی جای تو کنار پدروئه.

348
00:27:23,391 --> 00:27:24,601
‫داری ازدواج می‌کنی.

349
00:27:25,060 --> 00:27:26,186
‫بچه‌دار میشی.

350
00:27:26,561 --> 00:27:28,980
‫و به لاس پالوماس کمک می‌کنی
‫رشد کنه و بقا پیدا کنه.

351
00:27:30,774 --> 00:27:32,275
‫این همیشه وظیفه‌ی من بوده.

352
00:27:33,234 --> 00:27:34,569
‫و وظیفه‌ی تو هم هست.

353
00:27:36,613 --> 00:27:37,739
‫چشم مامان.

354
00:27:39,991 --> 00:27:41,284
‫وظیفه‌ی منه.

355
00:27:43,745 --> 00:27:47,040
‫ولی به نظرت هیچ‌وقت می‌تونم عاشق پدرو بشم؟

356
00:27:57,342 --> 00:27:58,885
‫تو حاضری، دخترم.

357
00:30:02,050 --> 00:30:03,051
‫قوی باش، تیتا.

358
00:30:06,054 --> 00:30:07,680
‫اصلا به اون بی‌شرف نگاه نکن.

359
00:30:45,176 --> 00:30:46,261
‫پدرو موزکیز،

360
00:30:47,011 --> 00:30:51,975
‫آیا روسائورا دلاگارزا را
‫به همسری خود برمی‌گزینی،

361
00:30:52,058 --> 00:30:53,560
‫او را در سلامتی و بیماری

362
00:30:54,185 --> 00:30:55,812
‫دوست بداری و به او وفادار بمانی،

363
00:30:56,229 --> 00:31:01,359
‫و از همه جز او دور کنی،
‫تا زمانی که زنده هستید؟

364
00:31:08,408 --> 00:31:09,492
‫بله،

365
00:31:10,034 --> 00:31:11,077
‫می‌پذیرم.

366
00:31:12,328 --> 00:31:13,621
‫روسائورا دلاگارزا،

367
00:31:14,414 --> 00:31:17,792
‫آیا پدرو موزکیز را
‫به همسری خود برمی‌گزینی،

368
00:31:18,418 --> 00:31:21,963
‫او را در سلامتی و بیماری
‫دوست بداری و به او وفادار بمانی،

369
00:31:22,881 --> 00:31:26,968
‫و از همه جز او دور کنی،
‫تا زمانی که زنده هستید؟

370
00:31:27,051 --> 00:31:28,261
‫بله.

371
00:31:30,179 --> 00:31:31,639
‫لطفا حلقه‌ها رو بیارید.

372
00:31:47,697 --> 00:31:49,490
‫روسائورا، این حلقه را

373
00:31:50,325 --> 00:31:51,743
‫به‌عنوان سوگند عشق

374
00:31:53,244 --> 00:31:54,245
‫و وفاداری من بپذیر.

375
00:31:55,371 --> 00:31:56,414
‫پدرو،

376
00:31:57,123 --> 00:31:59,459
‫این حلقه را به‌عنوان سوگند عشق

377
00:32:00,001 --> 00:32:01,127
‫و وفاداری من بپذیر.

378
00:32:02,295 --> 00:32:03,838
‫لطفا همه در جای خود بایستند.

379
00:32:13,056 --> 00:32:16,309
‫با این زنجیر مقدس،

380
00:32:17,018 --> 00:32:18,144
‫اکنون شما را

381
00:32:18,603 --> 00:32:20,313
‫زن و شوهر اعلام می‌دارم.

382
00:32:57,183 --> 00:32:58,434
‫کم و کسری ندارید؟

383
00:33:04,023 --> 00:33:05,108
‫خوشمزه‌ست.

384
00:33:05,817 --> 00:33:06,818
‫نوش جان.

385
00:33:06,901 --> 00:33:07,944
‫ممنون.

386
00:33:09,654 --> 00:33:10,738
‫خانم النا،

387
00:33:11,072 --> 00:33:12,532
‫چه ضیافت بی‌نظیری برگزار کردید!

388
00:33:12,991 --> 00:33:15,410
‫غذاها محشره.

389
00:33:15,493 --> 00:33:16,661
‫زحمت ناچاست.

390
00:33:17,161 --> 00:33:18,830
‫تمامی غذاها رو اون درست کرده.

391
00:33:21,582 --> 00:33:23,126
‫لطفا ازش تشکر کنید.

392
00:33:23,543 --> 00:33:24,585
‫حتما.

393
00:33:25,461 --> 00:33:27,463
‫ببخشید. میرم نوشیدنی بیارم.

394
00:33:28,131 --> 00:33:29,590
‫همراهت میام.

395
00:33:32,010 --> 00:33:33,094
‫ببخشید.

396
00:33:36,305 --> 00:33:37,765
‫ناچا هنوز خوابه.

397
00:33:37,849 --> 00:33:39,726
‫چه روزی واسه مریض شدن انتخاب کرده.

398
00:33:40,184 --> 00:33:42,228
‫تا صبح کار کرده و مریض شده.

399
00:33:42,562 --> 00:33:43,730
‫باید واسشون بیشتر نوشیدنی بریزیم.

400
00:33:43,813 --> 00:33:46,941
‫نوشیدنی؟ باید هر چی می‌تونیم
‫به خوردشون بدیم تا بخوابن.

401
00:33:47,734 --> 00:33:48,776
‫یالا.

402
00:33:50,486 --> 00:33:53,156
‫واقعیت داره
‫دیروز به مزرعه برادرت حمله کردن؟

403
00:33:53,239 --> 00:33:55,700
‫سومین حمله این هفته بود.

404
00:33:56,492 --> 00:33:59,328
‫- تلفات هم داشته؟
‫- فقط توی یکی از مزارع.

405
00:34:01,122 --> 00:34:03,583
‫و چه اتفاقی افتاده، جناب سرهنگ؟ تعریف کنید!

406
00:34:04,917 --> 00:34:06,377
‫یه زن شلیک کرده.

407
00:34:07,378 --> 00:34:08,546
‫به افتخارش.

408
00:34:09,505 --> 00:34:12,467
‫یه زن مُسن مزرعه‌دار رو کشته
‫و تو جشن می‌گیری؟

409
00:34:13,051 --> 00:34:16,304
‫اینکه می‌بینم زن‌ها دارن یاد می‌گیرن
‫از اسلحه استفاده و از خودشون دفاع کنن خوشم میاد.

410
00:34:16,387 --> 00:34:19,057
‫از خودش دفاع نمی‌کرد،
‫مرتکب جرم شده.

411
00:34:19,432 --> 00:34:20,725
‫ولی اون رو دستگیر کردیم.

412
00:34:21,184 --> 00:34:22,602
‫بزودی اعدام میشه.

413
00:34:23,144 --> 00:34:25,938
‫پس واقعیته داره انقلاب میشه؟

414
00:34:26,981 --> 00:34:29,650
‫سرخ‌پوست‌ها رو چه به انقلاب.

415
00:34:30,193 --> 00:34:31,652
‫تبل تو خالی هستن.

416
00:34:33,029 --> 00:34:35,698
‫- به افتخار عروس و داماد بنوشیم!
‫- بله!

417
00:34:36,157 --> 00:34:37,450
‫- بله!
‫- به افتخارشون!

418
00:34:37,533 --> 00:34:39,827
‫- به افتخار عروس و داماد!
‫- به افتخار عروس و داماد!

419
00:34:39,911 --> 00:34:41,913
‫داماد صحبت کن!

420
00:34:41,996 --> 00:34:43,289
‫آره، داماد حرف بزن!

421
00:34:43,372 --> 00:34:45,041
‫عروس صحبت کنه!

422
00:34:45,124 --> 00:34:47,293
‫نه، نه! داماد صحبت کنه!

423
00:34:47,376 --> 00:34:48,795
‫چند کلمه حرف بزن، پدریتو!

424
00:34:48,878 --> 00:34:50,713
‫آره! داماد صحبت کنه!

425
00:34:51,047 --> 00:34:52,548
‫آره! صحبت کن!

426
00:35:00,515 --> 00:35:01,766
‫خب،

427
00:35:01,849 --> 00:35:03,184
‫چون مجبورم کردید...

428
00:35:05,686 --> 00:35:07,230
‫به افتخار همه‌تون می‌نوشیم!

429
00:35:07,772 --> 00:35:10,274
‫و ممنون که امروز کنار ما حضور دارید.

430
00:35:13,528 --> 00:35:14,946
‫و اگه ممکنه،

431
00:35:16,322 --> 00:35:17,740
‫مایلم از ناچا تشکر کنم،

432
00:35:18,407 --> 00:35:20,034
‫آشپز لاس پالوماس.

433
00:35:24,497 --> 00:35:27,708
‫و تمام افرادی که توی پختن
‫این غذاهای خوشمزه کمک کردن.

434
00:35:31,379 --> 00:35:32,421
‫ممنون.

435
00:35:35,800 --> 00:35:37,135
‫به افتخار همه!

436
00:35:37,218 --> 00:35:39,220
‫- نوش جان!
‫- نوش جان!

437
00:35:39,554 --> 00:35:41,055
‫بابا، بخور.

438
00:35:42,682 --> 00:35:44,267
‫یه چیزی بگو، آقا پدرو!

439
00:35:47,019 --> 00:35:48,354
‫به افتخار همه!

440
00:35:48,437 --> 00:35:50,189
‫- نوش جان!
‫- نوش جان!

441
00:35:57,697 --> 00:35:59,157
‫اگه مامانت زنده بود،

442
00:35:59,240 --> 00:36:01,534
‫مثل من ناامید می‌شد.

443
00:36:17,049 --> 00:36:19,260
‫چونه‌تو بالا بگیر.

444
00:36:19,635 --> 00:36:20,720
‫آماده؟

445
00:36:36,485 --> 00:36:37,612
‫- آفرین!
‫- آفرین!

446
00:36:58,049 --> 00:36:59,759
‫ناچا، واست کیک آوردم.

447
00:37:01,677 --> 00:37:03,721
‫فینا از صبح فقط فحش می‌داد.

448
00:37:03,804 --> 00:37:06,641
‫اگه بیدار نشی، یه سطل آب یخ میاره‌ها.

449
00:37:12,521 --> 00:37:13,564
‫ناچا.

450
00:37:17,235 --> 00:37:18,277
‫ناچا؟

451
00:37:30,456 --> 00:37:31,499
‫نه!

452
00:37:31,958 --> 00:37:33,042
‫ناچا!

453
00:38:16,168 --> 00:38:17,962
‫وقتی کیک رو خوردن،

454
00:38:18,045 --> 00:38:21,132
‫حسرت و دلتنگی عظیمی مهمون‌ها رو فرا گرفت.

455
00:38:22,466 --> 00:38:24,593
‫افرادی که از عشق آسیب دیده بودن،

456
00:38:24,677 --> 00:38:27,263
‫از تاثیر اشک‌های تیتا به زانو دراومدن.

457
00:39:10,014 --> 00:39:11,640
‫توی کیک چی ریختی؟

458
00:39:12,183 --> 00:39:14,810
‫عروسی خواهرتو خراب کردی، تیتا دلاگارزا!

459
00:39:16,354 --> 00:39:17,646
‫ناچا مُرده!

460
00:39:19,648 --> 00:39:22,443
‫- چی گفتی؟
‫- ناچا مُرده!

461
00:40:05,653 --> 00:40:08,406
‫مرگ ناچا قلب تیتا رو از تنهایی پر کرد.

462
00:40:09,865 --> 00:40:11,283
‫خیلی ناراحت بود،

463
00:40:12,118 --> 00:40:14,995
‫که حتی اون روز آسمون لاس پالوماس
‫با اون گریه کرد.

464
00:40:24,547 --> 00:40:26,132
‫ببخشید، خیلی اضطراب دارم.

465
00:40:28,008 --> 00:40:29,468
نمیدونم چی بگم

466
00:40:31,929 --> 00:40:33,347
زیاد خوب نمیتونم صحبت کنم

467
00:40:38,894 --> 00:40:41,522
‫خوبه.مشکلی نیست

468
00:40:41,605 --> 00:40:42,731
‫- آره.
‫- آره.

469
00:40:48,696 --> 00:40:49,822
‫خسته‌ای؟

470
00:40:50,364 --> 00:40:51,532
‫نه، اما...

471
00:40:52,283 --> 00:40:53,784
‫با فوتِ ناچا...

472
00:40:55,661 --> 00:40:59,290
‫بچه‌دار شدن بعد مرگ یه نفر
‫بدشگونی داره، اینطور نیست؟

473
00:41:07,548 --> 00:41:08,674
‫هر طور بخوای.

474
00:41:12,094 --> 00:41:13,554
مشکلی نیست

475
00:42:00,392 --> 00:42:01,644
‫شب بخیر، شوهرم.

476
00:42:07,024 --> 00:42:08,067
‫شب بخیر.

477
00:42:26,126 --> 00:42:27,294
‫کجا میری؟

478
00:42:28,712 --> 00:42:29,880
‫چی فکر می‌کنی؟

479
00:42:30,631 --> 00:42:32,174
‫میرم ختم ناچا.

480
00:42:33,050 --> 00:42:36,679
‫مراسم واسه خدمتکارهاست، تیتا،
‫نه خانواده‌ی ما.

481
00:42:38,722 --> 00:42:40,641
‫- به هر حال میرم.
‫- اجازه نمیدم.

482
00:42:43,477 --> 00:42:45,229
‫این دفعه به حرفت گوش نمیدم.

483
00:42:46,105 --> 00:42:47,773
‫دلت می‌خواد پنج تا شلاق بخوری؟

484
00:42:49,149 --> 00:42:51,735
‫پنج یا پونصد، هر چقدر می‌خوای بزن.
‫من میرم.

485
00:42:51,819 --> 00:42:54,572
‫اجازه نمیدم
‫از این خونه خارج بشی، تیتا دلاگارزا!

486
00:42:56,907 --> 00:42:58,450
‫من میرم.

487
00:43:04,540 --> 00:43:05,708
‫ناچا منو بزرگ کرد.

488
00:43:08,252 --> 00:43:09,545
‫بهم غذا داد.

489
00:43:11,297 --> 00:43:13,048
‫وقتی مریض بودم ازم مراقبت کرد.

490
00:43:14,258 --> 00:43:15,467
‫هیچ‌وقت منو کتک نزد.

491
00:43:17,344 --> 00:43:19,305
‫همیشه ازم تعریف می‌کرد.

492
00:43:20,681 --> 00:43:22,391
‫وقتی می‌ترسیدم واسم آواز می‌خوند،

493
00:43:23,392 --> 00:43:25,102
‫و هزار تا قصه واسم تعریف کرد.

494
00:43:29,356 --> 00:43:31,734
‫ناچار منو دوست داشت
‫مثل مادری که دخترشو دوست داره.

495
00:43:35,154 --> 00:43:36,947
‫پس، حتی اگه می‌خوای جلوی منو بگیری،

496
00:43:37,781 --> 00:43:39,450
‫یا بعدا تنبیه‌ام کنی،

497
00:43:40,868 --> 00:43:43,037
‫با خدمتکارها میرم جوری که لیاقتش رو داره

498
00:43:43,120 --> 00:43:44,288
‫باهاش خداحافظی کنم.

499
00:44:35,547 --> 00:44:39,468
‫♪ دفن میشن ♪

500
00:44:39,551 --> 00:44:44,598
‫♪ به درون روح من ♪

501
00:44:45,557 --> 00:44:48,143
‫♪ مثل خاری ♪

502
00:44:48,227 --> 00:44:53,357
‫♪ پیدا شده در بیابان ♪

503
00:44:54,441 --> 00:44:58,529
‫♪ آخر قصه رو می‌دونم ♪

504
00:44:59,905 --> 00:45:02,408
‫♪ ادامه میدم ♪

505
00:45:02,449 --> 00:45:05,452
‫♪ بدون دیدن تو ♪

506
00:45:07,162 --> 00:45:12,960
‫♪ مسیرم جلوی منه ♪

507
00:45:13,961 --> 00:45:19,383
‫♪ باید دنبالش برم ♪

508
00:45:21,385 --> 00:45:26,014
‫♪ من اینجا هستم ♪

509
00:45:27,057 --> 00:45:33,021
‫♪ نتونستم جلوی تو رو بگیرم ♪

510
00:45:45,659 --> 00:45:46,869
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

511
00:45:48,746 --> 00:45:50,164
‫می‌دونم ناچا رو دوست داشتی.

512
00:45:50,873 --> 00:45:52,082
‫می‌خوام کنارت باشم.

513
00:45:52,666 --> 00:45:56,545
‫هر چی می‌خوای بگو،
‫اما هیچ حرفی باعث نمیشه تو رو ببخشم.

514
00:45:59,715 --> 00:46:01,425
‫مامانت چاره‌ای واسم نذاشت.

515
00:46:01,759 --> 00:46:04,052
‫گفت سرنوشتت اینه کنارش باشی،

516
00:46:04,136 --> 00:46:07,306
‫اینکه نمی‌تونی کسی رو دوست داشته باشی،
‫یا ازدواج کنی یا بچه‌دار بشی.

517
00:46:08,140 --> 00:46:10,225
‫با روسائورا ازدواج کنم می‌تونم کنار تو باشم.

518
00:46:11,101 --> 00:46:12,561
‫و همین تصمیم رو گرفتم.

519
00:46:12,978 --> 00:46:15,230
‫و فکر کردی من ناراحت نمیشم؟

520
00:46:15,314 --> 00:46:17,649
‫پیش خودت فکر نکردی
‫نقشه احمقانه‌تو بهم بگی؟

521
00:46:17,733 --> 00:46:18,859
‫تیتا...

522
00:46:20,778 --> 00:46:21,820
‫من دوستت دارم.

523
00:46:23,572 --> 00:46:26,200
‫می‌خوام هر روز از عمرت رو کنارت باشم.

524
00:46:28,327 --> 00:46:30,829
‫اونوقت زندگی با خواهرم
‫و بچه‌دار شدن ازش رو چی میگی؟

525
00:46:31,830 --> 00:46:33,332
‫من روسائورا رو دوست ندارم!

526
00:46:34,291 --> 00:46:35,334
‫تیتا.

527
00:46:37,503 --> 00:46:38,754
‫شاید اشتباه کنم.

528
00:46:40,756 --> 00:46:43,300
‫اما وقتی پیشم نیستی، زندگی معنی نداره.

529
00:46:46,470 --> 00:46:48,972
‫می‌خوام برم،
‫تا دیگه هیچ‌وقت نبینمت.

530
00:46:54,228 --> 00:46:55,604
‫کاش می‌تونستم ازت متنفرم باشم.

531
00:46:57,604 --> 00:47:07,604
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M