1
00:00:10,218 --> 00:00:15,473
‫«ترجمه از رضا فتحی»

2
00:00:15,515 --> 00:00:16,766
‫کریسپین.

3
00:00:18,685 --> 00:00:20,019
‫ببخشید، ارباب.

4
00:00:21,062 --> 00:00:22,355
‫می‌تونید بهم یه وام بدید؟

5
00:00:22,939 --> 00:00:24,315
‫بچه‌ام ذات‌الریه گرفته.

6
00:00:24,399 --> 00:00:26,776
‫باید داروهاش رو بخوره و بره دکتر.

7
00:00:35,827 --> 00:00:37,370
‫این رسید رو برام امضا کن.

8
00:00:43,084 --> 00:00:44,335
‫امیدوارم زودتر خوب بشه.

9
00:00:45,086 --> 00:00:46,671
‫خدا خیرتون بده ارباب.

10
00:00:55,430 --> 00:00:57,557
‫اجازه بدید خانم روسائورا.

11
00:00:57,640 --> 00:00:58,850
‫ممنون.

12
00:01:00,727 --> 00:01:01,853
‫حالت چطوره؟

13
00:01:01,936 --> 00:01:04,814
‫[دو سال قبل از عروسی]

14
00:01:04,898 --> 00:01:06,357
‫چرا این‌قدر طولش دادی؟

15
00:01:06,983 --> 00:01:09,110
‫داشتم نامه‌ها رو می‌گرفتم مامان.

16
00:01:13,740 --> 00:01:14,991
‫نامه‌ای برای من نبود؟

17
00:01:15,450 --> 00:01:16,493
‫نه.

18
00:01:43,811 --> 00:01:48,233
‫تیتای عزیزم، امروز صبح با یاد روزی که
‫از هم جدا شدیم از خواب بیدار شدم.

19
00:01:49,108 --> 00:01:51,194
‫گذاشتی روبان رو از روی موهای بافته شده‌ت باز کنم،

20
00:01:51,277 --> 00:01:53,279
‫و موهات روی کمرت رها شدن.

21
00:01:54,239 --> 00:01:58,534
‫هنوز هم عطر موهات رو حس می‌کنم.

22
00:02:00,370 --> 00:02:02,372
‫یادم میاد چطور نگاهم به نگاهت گره خورد،

23
00:02:02,455 --> 00:02:04,332
‫وقتی دست همدیگه رو گرفتیم.

24
00:02:05,959 --> 00:02:09,420
‫قسم می‌خورم توی اون لحظه حس کردم
‫دیگه دو نفر آدم جدا نیستیم

25
00:02:09,963 --> 00:02:11,506
‫و یکی شدیم.

26
00:02:12,799 --> 00:02:14,300
‫تو هم همین حس رو داشتی؟

27
00:02:15,677 --> 00:02:17,762
‫نیاز دارم دست‌هات رو توی دست‌هام،

28
00:02:18,471 --> 00:02:20,014
‫و کنارت بودن رو احساس کنم.

29
00:02:21,182 --> 00:02:23,968
‫هنوز دارم برای برگشتن به «پیدراس نگراس»
‫روزشماری می‌کنم،

30
00:02:24,018 --> 00:02:25,603
‫تا دوباره بتونیم همدیگه رو ببینیم.

31
00:02:28,064 --> 00:02:31,442
‫تا همیشه مال تو، پدرو موزکیز.

32
00:04:11,542 --> 00:04:13,294
‫بعد از مرگ «ناچا»،

33
00:04:13,377 --> 00:04:16,088
‫تیتا خودش رو آشپز مزرعه معرفی کرد.

34
00:04:16,631 --> 00:04:19,967
‫و با عشق و فداکاری، شروع به خلق طعم‌ها،

35
00:04:20,384 --> 00:04:21,385
‫بوها...

36
00:04:21,469 --> 00:04:24,222
‫و بافت‌هایی کرد که احساسات متفاوت زیادی رو...

37
00:04:24,305 --> 00:04:26,098
‫در کسانی که غذاش رو می‌چشیدن بیدار می‌کرد.

38
00:04:27,433 --> 00:04:28,434
‫صبح بخیر.

39
00:04:37,527 --> 00:04:38,736
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

40
00:04:44,033 --> 00:04:46,035
‫این وقتِ روز خیلی زیبا می‌شی.

41
00:04:53,793 --> 00:04:55,169
‫دوست داشتم منم بتونم همین رو بگم.

42
00:05:12,270 --> 00:05:15,481
‫از وقتی بچه بودم همیشه برامون روزنامه میومد.

43
00:05:15,564 --> 00:05:16,691
‫قهوه می‌خورید خانم؟

44
00:05:18,276 --> 00:05:19,527
‫هنوزم برامون میاد.

45
00:05:20,403 --> 00:05:23,656
‫خب، بابای من روزنامه‌هایی رو می‌خونه
‫که برای من اصلاً مهم نیستن.

46
00:05:23,739 --> 00:05:25,783
‫سر این موضوع نمی‌تونیم با هم کنار بیایم.

47
00:05:27,618 --> 00:05:29,120
‫قبلاً برای ما هم میومد.

48
00:05:29,203 --> 00:05:32,331
‫تیتا، یادته چقدر خوندن سفرنامه‌ها رو دوست داشتیم؟

49
00:05:32,790 --> 00:05:33,833
‫آره.

50
00:05:34,333 --> 00:05:37,795
‫حالا خوندن کاریکاتورها رو دوست دارم،
‫چون همه‌چیز رو مسخره می‌کنن.

51
00:05:37,878 --> 00:05:38,921
‫بامزه‌ان.

52
00:05:39,922 --> 00:05:41,173
‫کدوم کاریکاتورها؟

53
00:05:42,300 --> 00:05:44,343
‫همون‌هایی که دولت رو مسخره می‌کنن.

54
00:05:48,264 --> 00:05:51,350
‫برام عجیب بود که خوندم «دُن پورفیریو» فرار کرده.

55
00:05:51,434 --> 00:05:55,229
‫تیتا، از کِی تا حالا کاریکاتورهایی
‫که دولت رو مسخره می‌کنن برات مهم شدن؟

56
00:05:55,688 --> 00:05:57,815
‫به نظر من روزنامه‌ها پر از دروغ...

57
00:05:58,316 --> 00:05:59,358
‫و اخبار بد هستن.

58
00:06:00,401 --> 00:06:02,361
‫هیچ‌وقت نیازی به خوندنشون نداشتم.

59
00:06:02,445 --> 00:06:05,990
‫روزنامه‌ها فقط خدمتکارها رو تشویق می‌کنن
‫تا از آدم‌های درستکار چیزهایی رو بگیرن

60
00:06:06,073 --> 00:06:09,702
‫که نسل‌ها با فداکاری و سخت‌کوشی به دست آوردن.

61
00:06:14,790 --> 00:06:17,084
‫بعداً باید به «سن آنتونیو» گل تقدیم کنیم،

62
00:06:17,168 --> 00:06:18,919
‫تا ازش معجزه‌ی عشق بخوایم.

63
00:06:19,003 --> 00:06:22,048
‫منم باهات میام، ولی معجزه برام مهم نیست.

64
00:06:22,131 --> 00:06:23,257
‫چی؟

65
00:06:26,343 --> 00:06:28,304
‫لطفاً اون یکی رو بهم نشون بده.

66
00:06:28,387 --> 00:06:30,014
‫قشنگه.

67
00:06:30,097 --> 00:06:31,640
‫- سبد رو بده به من.
‫- نه.

68
00:06:31,724 --> 00:06:34,852
‫می‌گفتی معجزه نمی‌خوای.
‫حالا چی شد گرترودیس؟

69
00:06:34,935 --> 00:06:36,854
‫- کریستینا! بده‌ش به من.
‫- گرترودیس!

70
00:06:37,688 --> 00:06:39,398
‫نه، خانم، خیلی گرونه.

71
00:06:39,857 --> 00:06:41,025
‫ببخشید!

72
00:06:42,276 --> 00:06:43,319
‫سلام.

73
00:06:46,197 --> 00:06:47,239
‫اشکالی نداره.

74
00:06:48,908 --> 00:06:50,534
‫چی، من رو نمی‌شناسی؟

75
00:06:51,577 --> 00:06:52,620
‫خدایا!

76
00:06:53,037 --> 00:06:54,455
‫خب، راستش...

77
00:06:55,664 --> 00:06:57,124
‫نه. قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

78
00:06:57,625 --> 00:07:00,211
‫پسر خیلی خوش‌تیپی بودی، بعد حالا ببین چی شدی.

79
00:07:01,170 --> 00:07:02,338
‫باشه.

80
00:07:02,713 --> 00:07:04,757
‫گوش کن، من همیشه...

81
00:07:05,382 --> 00:07:07,134
‫وقتی چشم‌هام برق می‌زنن خوش‌قیافه‌تر می‌شم.

82
00:07:08,552 --> 00:07:10,304
‫پس هم زشتی و هم فراموش‌کار.

83
00:07:11,972 --> 00:07:13,974
‫هنوز توی مزرعه‌ی «موزکیز» زندگی می‌کنی؟

84
00:07:14,850 --> 00:07:15,893
‫نه.

85
00:07:16,560 --> 00:07:18,020
‫دیگه خدمتکار نیستم.

86
00:07:18,854 --> 00:07:20,648
‫ما نباید برای دشمن کار کنیم.

87
00:07:22,817 --> 00:07:23,818
‫عصر بخیر.

88
00:07:26,111 --> 00:07:28,656
‫پسر، چقدر احمقم! تازه فهمیدم!

89
00:07:30,783 --> 00:07:32,576
‫- تویی؟
‫- فکر نکنم.

90
00:07:33,327 --> 00:07:34,370
‫من فکر کنم خودتی.

91
00:07:34,912 --> 00:07:36,038
‫من کی‌ام؟

92
00:07:36,872 --> 00:07:38,249
‫پسر، خب...

93
00:07:38,332 --> 00:07:40,751
‫چطور می‌تونم اون دختر کوچولوی توی دشت رو فراموش کنم؟

94
00:07:42,753 --> 00:07:45,214
‫فقط راستش رو بخوای،

95
00:07:46,257 --> 00:07:48,217
‫خیلی فرق کردی گرترودیس.

96
00:07:49,927 --> 00:07:52,638
‫خب، تو که مثل قبلی.
‫هنوز همون آدم احمقی.

97
00:07:53,180 --> 00:07:54,348
‫پسر...

98
00:07:54,431 --> 00:07:56,267
‫زشت، فراموش‌کار و احمق.

99
00:07:56,850 --> 00:07:58,310
‫پس آینده‌ای ندارم.

100
00:07:58,394 --> 00:07:59,436
‫خب...

101
00:08:02,064 --> 00:08:03,566
‫اون عوضی‌ها...

102
00:08:05,025 --> 00:08:06,026
‫بیا.

103
00:08:06,110 --> 00:08:07,653
‫- برو بیرون!
‫- گم شو!

104
00:08:10,155 --> 00:08:11,198
‫آره، برو اونجا.

105
00:08:11,282 --> 00:08:12,575
‫برو بیرون!

106
00:08:13,158 --> 00:08:14,994
‫بیرون! برو گم شو!

107
00:08:15,077 --> 00:08:17,288
‫- بیرون!
‫- از اینجا برو بیرون!

108
00:08:18,664 --> 00:08:21,041
‫گم شید بیرون!

109
00:08:22,459 --> 00:08:24,795
‫- برو!
‫- برو!

110
00:08:28,924 --> 00:08:30,843
‫مامان، چطور باید شکمشون رو سیر کنیم؟

111
00:08:31,468 --> 00:08:34,513
‫ما حتی برای خدمتکارهامون و خانواده‌هاشون هم
‫به‌اندازه‌ی کافی غذا نداریم.

112
00:08:34,847 --> 00:08:36,765
‫لوبیا و نخود میارن.

113
00:08:37,099 --> 00:08:39,101
‫یه هفته‌ست منتظریم.

114
00:08:39,184 --> 00:08:41,478
‫همه‌ی مزرعه‌های این منطقه
‫دارن این وضعیت رو تجربه می‌کنن،

115
00:08:42,062 --> 00:08:43,939
‫به‌خاطر وجود اون آشوبگرها.

116
00:08:49,570 --> 00:08:51,196
‫اگه چند تا گاو بکشیم چی؟

117
00:08:51,280 --> 00:08:53,198
‫احمق نباش تیتا.

118
00:08:53,782 --> 00:08:56,201
‫این راهِ پول درآوردن نیست.

119
00:08:56,910 --> 00:08:59,830
‫- پس نمی‌دونم باید چی‌کار کنیم.
‫- این‌قدر غصه نخور!

120
00:09:00,414 --> 00:09:01,999
‫این موضوع به تو ربطی نداره.

121
00:09:12,885 --> 00:09:15,346
‫- همینه.
‫- خوبه.

122
00:09:16,388 --> 00:09:20,100
‫یه کانال می‌زنیم تا آب رو برسونیم
‫به حیوون‌های توی اصطبل.

123
00:09:20,684 --> 00:09:23,187
‫نوآوری‌های زیادی قراره توی این مزرعه انجام بشه.

124
00:09:24,313 --> 00:09:25,731
‫کسی کیک می‌خواد؟

125
00:09:25,939 --> 00:09:27,066
‫سلام.

126
00:09:27,107 --> 00:09:28,233
‫خانم...

127
00:09:28,984 --> 00:09:31,403
‫- شما آدم خیلی خوبی هستید.
‫- ممنون کریسپین.

128
00:09:31,487 --> 00:09:32,529
‫من یکی می‌خورم.

129
00:09:38,035 --> 00:09:39,161
‫شما چطور پدرو؟

130
00:10:04,770 --> 00:10:06,063
‫خوشمزه‌ست.

131
00:10:06,605 --> 00:10:07,606
‫ممنون.

132
00:10:11,527 --> 00:10:13,779
‫- آمانسیو. بیا، یکی بردار.
‫- بله خانم.

133
00:10:35,050 --> 00:10:36,093
‫ببخشید.

134
00:10:36,969 --> 00:10:38,220
‫می‌تونم یه کیک بردارم؟

135
00:10:38,303 --> 00:10:39,847
‫- البته.
‫- تیتا!

136
00:10:42,975 --> 00:10:45,060
‫چیزی روی اجاق جا نذاشتی؟

137
00:10:45,143 --> 00:10:46,186
‫نه.

138
00:10:47,729 --> 00:10:50,232
‫بوی سوختگی میومد.

139
00:10:51,692 --> 00:10:52,860
‫- یکی می‌خوای؟
‫- نه.

140
00:10:56,530 --> 00:10:58,073
‫خیلی ممنون خانم.

141
00:10:58,740 --> 00:10:59,908
‫خواهش می‌کنم.

142
00:11:00,242 --> 00:11:01,702
‫این کیک‌ها خیلی خوشمزه‌ان.

143
00:11:01,785 --> 00:11:03,078
‫ممنون.

144
00:11:04,913 --> 00:11:06,039
‫ممنون تیتا.

145
00:11:16,133 --> 00:11:17,551
‫برگردید سر کارتون!

146
00:11:27,019 --> 00:11:28,061
‫آماده!

147
00:11:32,608 --> 00:11:33,942
‫هدفگیری کنید!

148
00:12:04,222 --> 00:12:05,223
‫وایسا!

149
00:12:05,307 --> 00:12:06,308
‫بکشش!

150
00:12:06,391 --> 00:12:07,976
‫- اون یکی رو بسپار به من!
‫- نه!

151
00:12:08,060 --> 00:12:09,686
‫نه! لطفاً من رو نکش!

152
00:12:12,022 --> 00:12:13,190
‫من رو نکش.

153
00:12:17,235 --> 00:12:19,571
‫برو به ژنرالت بگو اینجا چه اتفاقی افتاده.

154
00:12:20,322 --> 00:12:23,450
‫و بعدش بهش بگو که سمت ما هیچ‌کس تسلیم نمی‌شه!

155
00:12:25,285 --> 00:12:27,287
‫و بهش بگو خیلی مراقب باشه،

156
00:12:27,829 --> 00:12:29,706
‫وگرنه ممکنه خیلی زود نوبتش برسه.

157
00:12:31,166 --> 00:12:32,167
‫بریم!

158
00:13:36,314 --> 00:13:38,233
‫همیشه گشنیز رو یادت می‌ره.

159
00:13:38,650 --> 00:13:40,318
‫تو هم همیشه این رو بهم یادآوری می‌کنی.

160
00:13:40,402 --> 00:13:41,820
‫و اون گل‌ها؟

161
00:13:43,697 --> 00:13:45,824
‫می‌ندازمشون دور.
‫اگه مامان پیداشون کنه...

162
00:13:45,907 --> 00:13:47,200
‫اون گل‌ها مال توئن.

163
00:13:48,451 --> 00:13:50,954
‫یه هدیه از طرف کسیه که واقعاً دوستت داره.

164
00:13:51,913 --> 00:13:53,623
‫اونا دیگه ازدواج کردن ناچا.

165
00:13:54,166 --> 00:13:55,417
‫اون که ازدواج نیست.

166
00:13:56,209 --> 00:13:57,419
‫مرده زنش رو دوست نداره.

167
00:13:58,920 --> 00:14:01,214
‫اگه جای من باشی می‌تونی همه‌چیز رو ببینی.

168
00:14:02,549 --> 00:14:04,342
‫پیوند بین تو و پدرو...

169
00:14:05,093 --> 00:14:06,678
‫هیچ‌وقت از بین نمی‌ره.

170
00:14:09,681 --> 00:14:11,057
‫خیلی پیچیده‌ست.

171
00:14:11,725 --> 00:14:13,393
‫زندگی واقعاً چیز سختیه.

172
00:14:15,270 --> 00:14:16,646
‫هیچ‌وقت آسون نبوده.

173
00:14:20,775 --> 00:14:22,360
‫واقعاً نمی‌دونم چی‌کار کنم.

174
00:14:22,986 --> 00:14:24,821
‫شاید اوضاع به هم ریخته به نظر برسه.

175
00:14:26,990 --> 00:14:28,867
‫اما شاید اون‌قدرها هم سخت نباشه.

176
00:14:31,745 --> 00:14:34,623
‫چرا با اون گل‌ها براش یه چیزی نمی‌پزی؟

177
00:14:35,206 --> 00:14:37,459
‫این‌جوری، هیچ‌کس نمی‌تونه اونا رو ازت بگیره.

178
00:14:38,043 --> 00:14:39,961
‫و مجبور نیستی بندازیشون دور.

179
00:15:29,135 --> 00:15:32,681
‫کتاب آشپزی می‌گه برای آماده کردن بلدرچین
‫با سس گلبرگ رز،

180
00:15:33,056 --> 00:15:35,934
‫باید گلبرگ‌ها رو خیلی با دقت جدا کنی.

181
00:15:36,518 --> 00:15:39,270
‫این‌جوری، طعم و عطرشون حفظ می‌شه.

182
00:16:17,767 --> 00:16:20,186
‫بعد از اینکه گلبرگ‌ها از رزها جدا شدن،

183
00:16:20,270 --> 00:16:22,605
‫اون‌ها رو با رازیانه تو هاون می‌کوبن.

184
00:16:29,487 --> 00:16:31,656
‫جداگانه، شاه‌بلوط‌ها رو توی ماهیتابه تفت می‌دن،

185
00:16:32,157 --> 00:16:34,826
‫پوستشون رو می‌گیرن و توی آب می‌پزن‌شون.

186
00:16:45,295 --> 00:16:47,422
‫بعد از اینکه پرهای بلدرچین‌ها کنده و تمیز شدن،

187
00:16:47,505 --> 00:16:51,843
‫پاهاشون رو به هم می‌بندن
‫تا ظاهر شکیلی پیدا کنن.

188
00:17:11,576 --> 00:17:21,576
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

189
00:17:41,309 --> 00:17:42,602
‫وقتی سس آماده شد،

190
00:17:42,685 --> 00:17:45,897
‫چهار قطره عصاره‌ی گل سرخ اضافه کنید.

191
00:17:45,980 --> 00:17:46,981
‫بیشتر از چهار تا نه،

192
00:17:47,065 --> 00:17:50,652
‫چون در غیر این صورت ممکنه
‫طعم و بوی خیلی تندی بگیره.

193
00:17:54,155 --> 00:17:57,909
‫[بلدرچین با گلبرگ‌های رز]

194
00:17:58,618 --> 00:18:00,286
‫بوی خیلی خوبی می‌ده تیتا.

195
00:18:04,040 --> 00:18:05,249
‫ممنون.

196
00:18:14,759 --> 00:18:15,802
‫نوش جان.

197
00:18:37,365 --> 00:18:38,991
‫تیتا، این یه شاهکاره.

198
00:19:00,263 --> 00:19:01,472
‫خیلی شور شده.

199
00:19:05,017 --> 00:19:06,519
‫آره، خیلی شوره.

200
00:19:08,729 --> 00:19:11,065
‫- پس چرا داری می‌خوریش؟
‫- گشنمه.

201
00:19:30,918 --> 00:19:33,796
‫انگار یه فرآیند کیمیاگریِ عجیب...

202
00:19:33,880 --> 00:19:37,341
‫خودِ تیتا رو توی سس گلبرگ رز...

203
00:19:37,425 --> 00:19:39,510
‫و گوشت نرم بلدرچین‌ها حل کرده بود.

204
00:19:40,261 --> 00:19:42,346
‫پدرو هیچ مقاومتی نشون نداد.

205
00:19:43,181 --> 00:19:46,100
‫انگار خودِ تیتا داشت توی بدنش با هر لقمه...

206
00:19:46,184 --> 00:19:47,477
‫نفوذ می‌کرد.

207
00:20:00,531 --> 00:20:01,949
‫حالم زیاد خوب نیست.

208
00:20:43,491 --> 00:20:44,867
‫باید یه هوایی بخورم.

209
00:21:04,011 --> 00:21:06,514
‫عطر رزی که از گرترودیس پخش می‌شد
‫با باد سفر می‌کرد،

210
00:21:06,597 --> 00:21:09,976
‫و شور و شوق غیرمنتظره‌ای رو
‫توی کسانی که بوش می‌کردن بیدار می‌کرد.

211
00:21:28,411 --> 00:21:30,454
‫این میل چنان شدید بود،

212
00:21:30,538 --> 00:21:32,748
‫که از ایمان یا طبقه‌ی اجتماعی فراتر می‌رفت.

213
00:21:34,166 --> 00:21:37,044
‫مقاومت در برابر این میل شدید غیرممکن بود.

214
00:22:16,625 --> 00:22:17,918
‫آتیش!

215
00:22:19,044 --> 00:22:22,339
‫آتیش! آتیش گرفته! آتیش!

216
00:22:22,673 --> 00:22:24,383
‫آتیش! آتیش گرفته!

217
00:22:45,529 --> 00:22:46,822
‫نمک‌نشناس.

218
00:23:22,316 --> 00:23:23,609
‫همه‌ش همین بود.

219
00:23:23,692 --> 00:23:24,777
‫هیچی نمونده.

220
00:23:30,991 --> 00:23:32,076
‫بیا اینجا.

221
00:23:37,915 --> 00:23:39,583
‫اوضاع زندگی مشترک‌تون خوبه؟

222
00:23:42,461 --> 00:23:43,629
‫نه.

223
00:23:48,133 --> 00:23:50,552
‫فکر کنم در موردت اشتباه می‌کردم روسائورا.

224
00:23:53,639 --> 00:23:56,892
‫فکر نمی‌کنم بتونی برام نوه بیاری.

225
00:23:59,478 --> 00:24:02,606
‫خواهرت هیچ‌چیزی نداره که تو نداشته باشی.

226
00:24:05,150 --> 00:24:06,360
‫چشم مامان.

227
00:25:44,666 --> 00:25:45,959
‫تیتا غافلگیر نشد.

228
00:25:46,585 --> 00:25:49,546
‫به دلیل عجیبی، حسودی هم نمی‌کرد.

229
00:25:50,672 --> 00:25:52,549
‫شاید چون از همون اول می‌دونست

230
00:25:52,633 --> 00:25:54,968
‫که خواهرش پدرو رو به دست میاره.

231
00:25:55,052 --> 00:25:56,762
‫اما قلب پدرو مال اون می‌موند.

232
00:26:15,614 --> 00:26:17,658
‫ماه‌های بعد از فرار گرترودیس...

233
00:26:17,741 --> 00:26:19,076
‫خیلی سخت بودن.

234
00:26:19,576 --> 00:26:21,203
‫بدون همدستیِ خواهرش،

235
00:26:21,286 --> 00:26:23,914
‫و بدون خنده‌هایی که تسکین‌دهنده‌ی غم‌هاش بود،

236
00:26:23,997 --> 00:26:25,541
‫تیتا احساس می‌کرد گم شده.

237
00:26:38,470 --> 00:26:41,598
‫[چهار ماه بعد]

238
00:26:44,851 --> 00:26:45,978
‫خانم تیتا.

239
00:26:46,812 --> 00:26:48,188
‫این برای شماست.

240
00:26:48,272 --> 00:26:49,231
‫برای من؟

241
00:26:49,773 --> 00:26:51,400
‫از طرف خواهرتون گرترودیس.

242
00:26:59,449 --> 00:27:02,286
‫یه ساعته منتظریم تا ارباب رو ببینیم.

243
00:27:03,787 --> 00:27:05,163
‫هنوزم منتظریم.

244
00:27:05,747 --> 00:27:07,499
‫مادرم چیزی به من نگفت.

245
00:27:08,041 --> 00:27:09,710
‫ازتون خواست به کار ما رسیدگی کنید؟

246
00:27:10,669 --> 00:27:12,087
‫بگید چی لازم دارید.

247
00:27:12,170 --> 00:27:14,256
‫لوبیایی که قولش رو داده بود.

248
00:27:15,424 --> 00:27:17,259
‫هنوز نرسیده. ببینید.

249
00:27:18,218 --> 00:27:19,553
‫انبار خالیه.

250
00:27:20,012 --> 00:27:22,347
‫پس ذرت و کمی نخود بگیرید.

251
00:27:22,723 --> 00:27:26,184
‫ما قبلاً تورتیلا رو با لوبیا می‌خوردیم،
‫الان حتی همون لوبیا رو هم نداریم.

252
00:27:27,185 --> 00:27:28,854
‫روزهای سختی برای مزرعه‌ست.

253
00:27:28,937 --> 00:27:30,355
‫اما ازتون می‌خوام بهم اعتماد کنید.

254
00:27:30,731 --> 00:27:32,482
‫قول می‌دم اوضاع بهتر می‌شه.

255
00:27:33,817 --> 00:27:35,569
‫ولی اوضاع داره عوض می‌شه.

256
00:27:36,069 --> 00:27:38,238
‫چرا مزرعه‌های دیگه دارن شورش می‌کنن؟

257
00:27:38,655 --> 00:27:40,198
‫اتفاقاتی که توی مزرعه‌های دیگه میفته

258
00:27:40,282 --> 00:27:41,742
‫قرار نیست اینجا هم بیفته.

259
00:27:42,242 --> 00:27:44,578
‫آقا پدرو داره دوشادوش شما کار می‌کنه.

260
00:27:44,661 --> 00:27:46,038
‫تمنا می‌کنم حرفم رو باور کنید.

261
00:27:47,664 --> 00:27:50,125
‫قبرستون‌ها پر از آدم‌های زودباوره.

262
00:27:51,293 --> 00:27:52,627
‫- بریم.
‫- نیکولاس.

263
00:27:52,711 --> 00:27:53,754
‫- بریم.
‫- بریم.

264
00:27:54,296 --> 00:27:56,298
‫- حرکت کن.
‫- یالا.

265
00:28:00,844 --> 00:28:02,888
‫من می‌رم جایی که بهم واقعاً پول بدن.

266
00:28:06,349 --> 00:28:07,726
‫باید بریم.

267
00:28:11,021 --> 00:28:12,773
‫ادواردو. کریسپین.

268
00:28:16,443 --> 00:28:19,154
‫نرید! اینجا خونه‌ی شماست!

269
00:28:20,030 --> 00:28:21,239
‫اینجا چه خبره؟

270
00:28:21,656 --> 00:28:23,283
‫خدمتکارها دارن می‌رن.

271
00:28:25,494 --> 00:28:27,537
‫اون بیرون اوضاع خیلی بدتره!

272
00:28:28,371 --> 00:28:30,791
‫فقط مرگ نصیبتون می‌شه نمک‌نشناس‌ها!

273
00:28:30,874 --> 00:28:34,002
‫- نمی‌بینی گشنه‌ان مامان؟
‫- خفه شو تیتا!

274
00:28:35,754 --> 00:28:38,090
‫- تو چی از این چیزها می‌دونی؟
‫- خانم النا...

275
00:28:39,091 --> 00:28:40,217
‫حق با تیتاست.

276
00:28:42,761 --> 00:28:44,971
‫بحث کردن با شما دوتا بی‌فایده‌ست.

277
00:28:56,441 --> 00:28:58,443
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت رفیق.

278
00:28:58,527 --> 00:29:00,320
‫- حالت چطوره سانتیاگو؟
‫- خوبم.

279
00:29:00,403 --> 00:29:01,988
‫من به نقشه‌مون ایمان دارم.

280
00:29:02,072 --> 00:29:03,281
‫خوبه.

281
00:29:03,365 --> 00:29:04,574
‫چی لازم داری؟

282
00:29:04,991 --> 00:29:07,744
‫فردا با پول پرداختی‌ها از مرز رد می‌شم.

283
00:29:08,411 --> 00:29:10,956
‫بعدش، فقط باید اسلحه‌ها رو پخش کنیم.

284
00:29:11,039 --> 00:29:14,459
‫بهم دستور دادن که گروه‌های جنوب ایالت رو مسلح کنم.

285
00:29:14,543 --> 00:29:16,294
‫پس بریم سمت جنوب.

286
00:29:16,378 --> 00:29:20,340
‫- من توی یه موقعیت استراتژیک زندگی می‌کنم.
‫- آره، «لاس پالوماس» جای استراتژیکیه.

287
00:29:20,423 --> 00:29:23,385
‫- اما این برای تو خطرناکه پدرو.
‫- هیچ‌کس به من شک نمی‌کنه.

288
00:29:23,468 --> 00:29:27,055
‫پس فکر کنم تا یه مدت طولانی همدیگه رو نبینیم.

289
00:29:27,138 --> 00:29:28,390
‫باشه.

290
00:29:28,473 --> 00:29:31,017
‫مهم اینه که من یه راهی برای گرفتن اون اسلحه‌ها دارم،

291
00:29:31,101 --> 00:29:33,103
‫و خیلی خوب می‌دونم باید به کی بدمشون.

292
00:29:33,728 --> 00:29:34,854
‫می‌بینمت سانتیاگو.

293
00:29:34,938 --> 00:29:36,940
‫می‌بینمت پدرو. بریم.

294
00:29:55,584 --> 00:29:56,710
‫سلام.

295
00:29:57,419 --> 00:29:58,628
‫چی می‌خوای؟

296
00:29:59,754 --> 00:30:02,299
‫من تیتا دلا گارزا هستم، خواهر گرترودیس.

297
00:30:02,799 --> 00:30:04,426
‫- بیا تو.
‫- می‌تونی مراقب این باشی؟

298
00:30:35,290 --> 00:30:36,291
‫تیتا؟

299
00:30:38,043 --> 00:30:40,670
‫فکر می‌کردم نامه‌ام به دستت نمی‌رسه! سلام!

300
00:30:40,754 --> 00:30:41,796
‫سلام.

301
00:30:42,797 --> 00:30:45,008
‫- چقدر خوشگل شدی!
‫- خوشت میاد؟

302
00:30:45,383 --> 00:30:46,509
‫عاشقشم.

303
00:30:47,761 --> 00:30:48,803
‫بیا.

304
00:30:48,887 --> 00:30:51,014
‫اینا رو تونستم نجات بدم.

305
00:30:51,097 --> 00:30:52,807
‫مامان همه‌ی وسایلت رو سوزوند.

306
00:30:52,891 --> 00:30:55,185
‫اما یه چیزی برات آوردم که عاشقش می‌شی.

307
00:30:57,854 --> 00:30:59,356
‫تورخاس خامه‌ای!

308
00:30:59,773 --> 00:31:01,316
‫هنوز هم گرمه!

309
00:31:01,900 --> 00:31:03,151
‫همراه من بیا.

310
00:31:04,194 --> 00:31:05,695
‫دور هم می‌شینن تا درد زخم‌هاشون رو حس نکنن.

311
00:31:13,036 --> 00:31:15,747
‫باورم نمی‌شه این‌قدر به «لاس پالوماس» نزدیکی.

312
00:31:16,456 --> 00:31:17,582
‫اوضاعت چطوره؟

313
00:31:18,124 --> 00:31:20,627
‫تیتا، مبارزه‌ی مسلحانه زندگی منه.

314
00:31:21,586 --> 00:31:22,629
‫و خوان...

315
00:31:23,213 --> 00:31:25,256
‫ما عاشق همیم، باورت می‌شه؟

316
00:31:26,257 --> 00:31:28,051
‫من از زندگی جدیدت حمایت می‌کنم.

317
00:31:28,134 --> 00:31:29,803
‫همین‌طور از ایده‌های انقلاب.

318
00:31:30,220 --> 00:31:31,971
‫ولی من هیچ‌وقت نمی‌تونم کسی رو بکشم.

319
00:31:32,347 --> 00:31:34,599
‫برای انقلابی بودن مجبور نیستی آدم بکشی.

320
00:31:35,058 --> 00:31:38,228
‫اگه می‌خوای دنیا رو تغییر بدی،
‫باید از یه جایی شروع کنی.

321
00:31:38,311 --> 00:31:39,687
‫تغییر دنیا...

322
00:31:43,441 --> 00:31:44,651
‫خب، آره...

323
00:31:48,404 --> 00:31:49,656
‫ببین.

324
00:31:50,657 --> 00:31:52,233
‫دوست داشتم به اندازه‌ی اونا بی‌پروا باشم.

325
00:31:52,283 --> 00:31:53,409
‫و کی جلوت رو گرفته؟

326
00:32:01,376 --> 00:32:02,377
‫باید برم.

327
00:32:02,752 --> 00:32:03,753
‫دیگه باید برم.

328
00:32:07,132 --> 00:32:08,258
‫دوستت دارم.

329
00:32:17,892 --> 00:32:20,270
‫تیتا، سرشار از حس سرکشی،

330
00:32:20,687 --> 00:32:23,106
‫شروع کرد به زندگی کردنِ انقلاب خودش.

331
00:32:24,232 --> 00:32:26,985
‫می‌دونست که اونم می‌تونه دنیا رو تغییر بده.

332
00:32:27,735 --> 00:32:28,778
‫دنیای خودش رو.

333
00:32:52,427 --> 00:32:55,054
‫- عمراً حدس بزنی کجا بودم!
‫- باید با هم حرف بزنیم.

334
00:32:55,138 --> 00:32:56,264
‫بذار من حرف بزنم.

335
00:32:56,347 --> 00:32:58,725
‫پدرو، بیا با هم از اینجا بریم.

336
00:32:59,058 --> 00:33:01,477
‫تیتا، من نمی‌تونم هیچ‌جا بیام.

337
00:33:04,564 --> 00:33:06,691
‫خبر خوب رو به تیتا دادی؟

338
00:33:08,151 --> 00:33:09,444
‫چه خبری؟

339
00:33:12,447 --> 00:33:14,399
‫من و پدرو قراره بچه‌دار بشیم.

340
00:33:14,449 --> 00:33:19,537
‫«ترجمه از رضا فتحی»

341
00:33:21,537 --> 00:33:31,537
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M