1
00:01:38,389 --> 00:01:43,645
‫«ترجمه از رضا فتحی»

2
00:01:43,686 --> 00:01:45,563
‫- داری چی درست می‌کنی؟
‫- نون تست فرانسوی.

3
00:01:45,897 --> 00:01:47,190
‫می‌خوری؟

4
00:02:15,802 --> 00:02:16,845
‫چه اتفاقی داره میفته؟

5
00:02:18,471 --> 00:02:19,597
‫من مُردم.

6
00:02:38,741 --> 00:02:39,951
‫همچین خواب‌هایی...

7
00:02:40,201 --> 00:02:43,621
‫چندین صفحه از دفتر خاطرات خاله بزرگم تیتا رو پر کردن.

8
00:02:47,750 --> 00:02:50,879
‫حتی توی خواب هم بهش اجازه نمی‌دادن
‫از واقعیت تلخش فرار کنه.

9
00:02:57,677 --> 00:02:59,012
‫مرگ روبرتیتو،

10
00:02:59,888 --> 00:03:03,558
‫نفرت عمیقی که باعث شد مادرش
‫اون رو توی اون خراب‌شده زندانی کنه،

11
00:03:04,434 --> 00:03:08,479
‫و خبر تازه اعدام پدرو،

12
00:03:09,355 --> 00:03:11,191
‫بالاخره باعث شدن زبونش بند بیاد.

13
00:03:13,610 --> 00:03:15,153
‫می‌گن تیتا اون‌قدر گریه کرد،

14
00:03:15,695 --> 00:03:17,071
‫که دیگه اشکی براش نموند.

15
00:03:18,323 --> 00:03:19,532
‫پس به گریه کردن ادامه داد،

16
00:03:20,658 --> 00:03:22,202
‫تا از درون خشکید.

17
00:03:24,412 --> 00:03:27,081
‫توی اون روزها، حالا چه تصادفی بوده یا نه،

18
00:03:27,874 --> 00:03:31,002
‫پیدراس نگراس بدترین خشکسالی کل تاریخش رو گذروند.

19
00:03:42,388 --> 00:03:45,600
‫اما تیتا نمی‌دونست که چند کیلومتر دورتر از زندانش،

20
00:03:45,725 --> 00:03:47,268
‫یه معجزه اتفاق افتاده.

21
00:04:10,625 --> 00:04:13,086
‫بعضی‌ها می‌گن گلوله از ریه‌هاش رد شده،

22
00:04:13,169 --> 00:04:14,295
‫و به قلبش نخورده.

23
00:04:16,631 --> 00:04:19,425
‫بقیه می‌گن تفنگ سرباز گیر کرده،

24
00:04:19,509 --> 00:04:22,720
‫و فقط ترکش‌های گلوله به سینه‌ش رسیده.

25
00:04:25,556 --> 00:04:29,185
‫شخصاً، هنوز هم فکر می‌کنم سرنوشت پادرمیونی کرد

26
00:04:29,269 --> 00:04:32,146
‫تا پدرو موزکیز دور از تیتا نمیره.

27
00:04:49,414 --> 00:04:52,375
‫[مزرعه لاس پالوماس]

28
00:04:55,586 --> 00:04:57,422
‫- آدرس رو درست متوجه شدی؟
‫- آره.

29
00:04:57,505 --> 00:04:58,548
‫پس زود باش!

30
00:04:58,715 --> 00:04:59,757
‫الان برمی‌گردم.

31
00:04:59,882 --> 00:05:01,175
‫حق نداری وایسی.

32
00:05:01,301 --> 00:05:03,386
‫اگه خانم النا بفهمه، ما رو می‌کشه!

33
00:05:09,642 --> 00:05:14,188
‫[ایگل پس، تگزاس]

34
00:05:35,835 --> 00:05:38,004
‫- در مورد تیتا دلا گارزاست.
‫- چی شده؟

35
00:05:38,379 --> 00:05:39,547
‫به کمک نیاز داره.

36
00:05:40,006 --> 00:05:41,090
‫یه لحظه صبر کن.

37
00:05:43,968 --> 00:05:45,053
‫دکتر،

38
00:05:46,304 --> 00:05:47,555
‫چطور می‌تونیم کمکتون کنیم؟

39
00:05:47,764 --> 00:05:49,265
‫صبح بخیر مادر.

40
00:05:49,724 --> 00:05:51,434
‫اومدم تیتا دلا گارزا رو ببینم.

41
00:05:53,353 --> 00:05:54,896
‫- تیتا؟
‫- بله.

42
00:05:56,272 --> 00:06:00,026
‫می‌دونید، من با خانواده‌ش دوستم.
‫النا ازم خواست یه سری بهش بزنم.

43
00:06:00,943 --> 00:06:02,320
‫اون زن خیلی سرش شلوغه.

44
00:06:02,987 --> 00:06:05,031
‫می‌خواد مطمئن بشه حال تیتا خوبه.

45
00:06:07,742 --> 00:06:09,202
‫میشه من رو ببرید پیشش؟

46
00:06:11,412 --> 00:06:13,122
‫اون طفلکی غذا نمی‌خوره،

47
00:06:13,206 --> 00:06:15,750
‫پس ضرری نداره یه دکتر ببینتش.

48
00:06:30,056 --> 00:06:31,140
‫تیتا.

49
00:06:35,103 --> 00:06:37,438
‫- یا خدا!
‫- نمی‌دونیم دیگه باید چیکار کنیم.

50
00:06:38,356 --> 00:06:39,941
‫حتی دهنش رو هم باز نمی‌کنه.

51
00:06:40,441 --> 00:06:42,610
‫و النا حتی یه پاپاسی هم برامون نفرستاده،

52
00:06:42,777 --> 00:06:44,987
‫پس راستش رو بخواین، نمی‌دونیم باید چیکار کنیم.

53
00:06:45,613 --> 00:06:47,240
‫آب بدنش کاملاً خشک شده.

54
00:06:54,330 --> 00:06:57,333
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫به رضایت مادرش نیاز دارید دکتر.

55
00:06:57,500 --> 00:06:59,502
‫واقعاً فکر می‌کنید این زن می‌تونه صبر کنه؟

56
00:06:59,544 --> 00:07:01,746
‫حق ندارید اون رو هیچ‌جا ببرید.

57
00:07:01,796 --> 00:07:03,923
‫اگه تیتا بمیره، شما مسئولی!

58
00:07:04,590 --> 00:07:06,300
‫می‌خواین این بار رو به دوش بکشین؟

59
00:07:06,426 --> 00:07:09,345
‫من این مسئله رو به خانم النا می‌گم!

60
00:07:16,936 --> 00:07:18,062
‫اونجاست.

61
00:07:18,438 --> 00:07:19,522
‫اون پشت.

62
00:07:38,583 --> 00:07:39,625
‫پدرو...

63
00:07:51,179 --> 00:07:52,221
‫گریس!

64
00:07:53,181 --> 00:07:54,223
‫گریس!

65
00:08:01,063 --> 00:08:02,565
‫لطفاً سرم رو برام بیار.

66
00:08:13,034 --> 00:08:14,035
‫بابایی،

67
00:08:14,494 --> 00:08:15,661
‫این کیه؟

68
00:08:18,998 --> 00:08:20,082
‫اسمش تیتاست.

69
00:08:20,291 --> 00:08:22,084
‫- حالش خوب میشه؟
‫- آره.

70
00:08:25,546 --> 00:08:26,631
‫ممنون.

71
00:08:28,549 --> 00:08:30,927
‫- چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟
‫- نه، ممنون.

72
00:08:36,974 --> 00:08:40,811
‫[اردوگاه شورشی‌ها، دره سانتا النا]

73
00:08:51,447 --> 00:08:52,490
‫پدرو؟

74
00:08:55,493 --> 00:08:56,577
‫گرترودیس؟

75
00:08:56,994 --> 00:08:58,204
‫صبح بخیر.

76
00:09:00,164 --> 00:09:01,207
‫من کجام؟

77
00:09:01,499 --> 00:09:02,708
‫پیش مایی پدرو.

78
00:09:03,709 --> 00:09:06,170
‫- الان چند روزه که اینجایی.
‫- چند روز؟

79
00:09:06,921 --> 00:09:09,006
‫فکر کردیم دیگه هیچ‌وقت به‌هوش نمیای.

80
00:09:10,091 --> 00:09:12,093
‫خیلی خوش‌شانسی پدرو. تو زنده‌ای.

81
00:09:12,843 --> 00:09:15,179
‫توی تمام این مدت اون روبان همراهت بود.

82
00:09:16,681 --> 00:09:18,349
‫تیتا. من باید...

83
00:09:19,433 --> 00:09:20,476
‫باید تیتا رو پیدا کنم.

84
00:09:22,603 --> 00:09:23,688
‫گرترودیس.

85
00:09:25,773 --> 00:09:26,941
‫من رو ببر پیشش. لطفاً.

86
00:09:27,441 --> 00:09:29,277
‫ما نمی‌تونیم بریم لاس پالوماس پدرو.

87
00:09:30,361 --> 00:09:31,362
‫دیگه نمی‌تونیم.

88
00:09:31,654 --> 00:09:33,823
‫عموت الان ژنرال یا یه همچین چیزی شده.

89
00:09:34,115 --> 00:09:36,325
‫حالا اون صاحب مزرعه پدرته.

90
00:09:36,534 --> 00:09:39,495
‫همه‌جا سرباز ریخته،
‫برای همین مجبور شدیم اردوگاه رو ترک کنیم.

91
00:09:41,706 --> 00:09:42,790
‫پدرم چی؟

92
00:09:44,083 --> 00:09:45,126
‫خبر داره؟

93
00:09:45,501 --> 00:09:46,586
‫نمی‌دونم.

94
00:09:57,263 --> 00:09:58,514
‫سعی کن یه چیزی بخوری.

95
00:09:59,432 --> 00:10:01,350
‫اگه چیزی نخوری، هیچ‌وقت خوب نمی‌شی.

96
00:10:06,397 --> 00:10:07,732
‫می‌دونم صدام رو می‌شنوی.

97
00:10:09,609 --> 00:10:10,776
‫اشکالی نداره.

98
00:10:11,861 --> 00:10:13,571
‫پیش من و گریس جات امنه.

99
00:10:24,832 --> 00:10:25,916
‫ممنون.

100
00:10:40,389 --> 00:10:42,850
‫دیگه هرگز نمی‌ذارم بهت آسیب بزنن.

101
00:10:44,185 --> 00:10:45,227
‫قسم می‌خورم.

102
00:11:10,920 --> 00:11:11,962
‫حالت چطوره؟

103
00:11:12,505 --> 00:11:13,589
‫بهترم.

104
00:11:18,219 --> 00:11:19,303
‫مشکل چیه؟

105
00:11:20,137 --> 00:11:21,389
‫من یه احمقم.

106
00:11:24,850 --> 00:11:26,227
‫نزدیک بود کشته بشم،

107
00:11:26,811 --> 00:11:27,812
‫که چی بشه؟

108
00:11:30,231 --> 00:11:32,316
‫حتی نتونستم از مزرعه پدرم محافظت کنم.

109
00:11:36,404 --> 00:11:37,613
‫ناامیدت کردم.

110
00:11:39,657 --> 00:11:41,409
‫- تو کاری که از دستت برمیومد رو کردی.
‫- نه.

111
00:11:43,369 --> 00:11:45,246
‫پشت سر هم اشتباه کردم.

112
00:11:46,664 --> 00:11:47,790
‫خودخواه بودم.

113
00:11:52,586 --> 00:11:54,255
‫ببین چقدر آسیب زدم.

114
00:11:59,719 --> 00:12:01,470
‫دیگه هیچ‌وقت پسرم رو نمی‌بینم.

115
00:12:06,976 --> 00:12:08,018
‫لطفاً.

116
00:12:10,104 --> 00:12:11,355
‫کمک کن تیتا رو برگردونم.

117
00:12:18,362 --> 00:12:19,447
‫نگاهش کن.

118
00:12:20,114 --> 00:12:22,658
‫پسر، تو از یه گربه هم بیشتر جون داری.

119
00:12:23,701 --> 00:12:24,744
‫آره.

120
00:12:26,203 --> 00:12:27,371
‫حالا چی؟

121
00:12:28,581 --> 00:12:31,667
‫توی این روزهای پر از هرج‌ومرج و آشوب...

122
00:12:33,169 --> 00:12:34,587
‫ما دعا می‌کنیم

123
00:12:34,670 --> 00:12:37,631
‫برای همه کسایی که به مبارزه ادامه می‌دن

124
00:12:37,882 --> 00:12:40,676
‫تا صلح رو به پیدراس نگراس برگردونن.

125
00:12:42,303 --> 00:12:43,596
‫همین‌طور برای...

126
00:12:44,054 --> 00:12:46,640
‫صاحبان اون مزارعی که...

127
00:12:47,266 --> 00:12:49,685
‫مورد حمله شورشی‌ها قرار گرفتن دعا می‌کنیم،

128
00:12:50,394 --> 00:12:53,981
‫خلافکارهایی که از وضعیت شرم‌آور کشورمون
‫سوءاستفاده می‌کنن

129
00:12:54,315 --> 00:12:56,525
‫تا غارت کنن و وحشت به راه بندازن.

130
00:12:58,277 --> 00:12:59,570
‫دوران تاریکیه.

131
00:13:00,988 --> 00:13:02,782
‫اما ما هنوز به خدای مقدس‌مون ایمان داریم.

132
00:13:04,158 --> 00:13:06,786
‫همین‌طور به ارتش‌مون...

133
00:13:07,661 --> 00:13:11,665
‫به رهبری ژنرال فلیپه موزکیز اعتماد داریم.

134
00:13:13,042 --> 00:13:15,753
‫باشد که حضورش همه‌جا رو نورانی کنه،

135
00:13:16,504 --> 00:13:19,381
‫تا صلح به جامعه عزیزمون برگرده.

136
00:13:20,800 --> 00:13:22,051
‫بلند شید.

137
00:13:26,472 --> 00:13:28,474
‫کی همه‌چیز به حالت عادی برمی‌گرده؟

138
00:13:28,557 --> 00:13:30,017
‫بدون اینکه مادرو سر کار باشه،

139
00:13:30,100 --> 00:13:34,104
‫فکر می‌کردیم گروه‌های شورشی ویا عقب‌نشینی می‌کنن.

140
00:13:34,772 --> 00:13:38,150
‫فقط چند نفرشون موندن که توی کوهستان قایم شدن، درسته؟

141
00:13:38,442 --> 00:13:40,027
‫توی کوهستان و اینجا.

142
00:13:40,486 --> 00:13:43,489
‫دارن به مزرعه‌ها حمله می‌کنن و دام‌ها رو می‌دزدن.

143
00:13:43,781 --> 00:13:46,742
‫چند روز دیگه اون جنایتکارها رو می‌گیریم.

144
00:13:46,909 --> 00:13:48,786
‫ژنرال موزکیز، می‌تونم چند کلمه باهاتون حرف بزنم؟

145
00:13:54,583 --> 00:13:56,085
‫من خیلی روشن گفتم

146
00:13:56,335 --> 00:13:58,671
‫که ما باهم حرفی نداریم.

147
00:13:58,838 --> 00:14:01,131
‫یعنی باید صدام رو ببرم بالا؟

148
00:14:01,674 --> 00:14:05,636
‫فکر نمی‌کنم این‌جوری توجه بیشتری بهت بشه.

149
00:14:06,720 --> 00:14:09,682
‫خانواده‌ت توی پیدراس نگراس حسابی آبروریزی کردن.

150
00:14:12,393 --> 00:14:13,477
‫چی می‌خوای؟

151
00:14:13,686 --> 00:14:16,063
‫من برای دخترم روسائورا یه مجوز ویژه می‌خوام.

152
00:14:17,273 --> 00:14:18,482
‫توی مزرعه بهش نیاز دارم.

153
00:14:18,566 --> 00:14:21,110
‫بیوه‌ی یه دلال اسلحه؟

154
00:14:21,360 --> 00:14:22,570
‫اون کاری نکرده.

155
00:14:24,613 --> 00:14:28,409
‫اگه دخترت برگرده، چاره‌ای جز دستگیر کردنش ندارم.

156
00:14:29,702 --> 00:14:32,371
‫بذار یادت بندازم که من خودم برادرزاده‌ت رو تحویل دادم.

157
00:14:32,705 --> 00:14:35,374
‫و در عوض گذاشتم اون یکی دخترت زنده بمونه،

158
00:14:35,499 --> 00:14:36,542
‫همون که شورشیه.

159
00:14:37,209 --> 00:14:38,294
‫ما بی‌حسابیم.

160
00:14:39,753 --> 00:14:41,422
‫- با اجازه.
‫- وایسا.

161
00:14:43,924 --> 00:14:45,467
‫یه قسمت از زمینم رو بهت می‌دم.

162
00:14:45,885 --> 00:14:47,428
‫یه پیشنهاد عالی بهت می‌دم.

163
00:14:48,888 --> 00:14:50,890
‫من اون زمین رو حتی به‌عنوان هدیه هم قبول نمی‌کنم.

164
00:14:51,348 --> 00:14:54,810
‫کلی پول لازمه تا بشه اونجا چیزی کاشت.

165
00:14:55,519 --> 00:14:56,687
‫اون زمین...

166
00:14:57,229 --> 00:14:58,731
‫کاملاً خشک شده.

167
00:14:59,440 --> 00:15:00,858
‫تو یه حیوونی.

168
00:15:02,484 --> 00:15:04,653
‫یادت نره تو یه زنی

169
00:15:05,404 --> 00:15:06,530
‫و تنهایی.

170
00:15:06,780 --> 00:15:07,990
‫اگه می‌خواستم،

171
00:15:08,240 --> 00:15:10,701
‫می‌تونستم تمام زمین‌هات رو ازت بگیرم.

172
00:15:11,160 --> 00:15:12,161
‫شیرفهم شد؟

173
00:15:13,287 --> 00:15:14,413
‫فلیپه.

174
00:15:15,080 --> 00:15:16,123
‫بله عزیزم؟

175
00:15:20,961 --> 00:15:22,755
‫مریم مقدس، خداوندا،

176
00:15:22,838 --> 00:15:25,925
‫برای ما گناهکاران اکنون و در هنگام مرگ ما دعا کن.

177
00:15:26,884 --> 00:15:30,054
‫سلام بر مریم، پر از فیض، خداوند با توست.

178
00:15:30,262 --> 00:15:32,014
‫تو در میان زنان خجسته‌ای،

179
00:15:32,097 --> 00:15:34,308
‫و خجسته است فرزندت، عیسی مسیح.

180
00:15:34,475 --> 00:15:35,976
‫مریم مقدس، خداوندا،

181
00:15:36,060 --> 00:15:37,686
‫برای ما گناهکاران دعا کن،

182
00:15:37,895 --> 00:15:39,813
‫اکنون و در هنگام مرگ ما.

183
00:15:57,706 --> 00:15:59,124
‫اون مال تو نیست نیکولاس.

184
00:16:02,795 --> 00:16:04,046
‫فقط دارم یه نگاه می‌ندازم.

185
00:16:16,475 --> 00:16:17,810
‫چرا نیکولاس هنوز اینجاست؟

186
00:16:18,769 --> 00:16:20,020
‫قرار شد بذاریم بره.

187
00:16:20,813 --> 00:16:21,897
‫ما آدم لازم داریم.

188
00:16:23,732 --> 00:16:24,984
‫قابل اعتماد نیست.

189
00:16:27,194 --> 00:16:29,780
‫اگه خائن بود، تا حالا ما رو لو داده بود.

190
00:16:31,323 --> 00:16:34,535
‫کمین موزکیز چی؟ فکر می‌کنی اون اتفاقی بود؟

191
00:16:35,703 --> 00:16:38,789
‫- ما قبلاً در این مورد بحث کردیم گرترودیس.
‫- اما به جایی نرسیدیم.

192
00:16:39,206 --> 00:16:42,418
‫می‌دونم نمی‌خوای حرف بزنی،
‫اما سکوت کردن چیزی رو پاک نمی‌کنه.

193
00:16:45,087 --> 00:16:47,881
‫- نمی‌تونیم بذاریم پدرو بره لاس پالوماس.
‫- چرا که نه؟

194
00:16:48,215 --> 00:16:50,592
‫اون همه ما رو به خطر می‌ندازه،
‫ممکنه تعقیبش کنن.

195
00:16:51,468 --> 00:16:53,721
‫تا کی می‌خوایم قایم بشیم؟

196
00:16:54,179 --> 00:16:56,306
‫نمی‌دونم. تا وقتی که دستور برسه.

197
00:16:59,518 --> 00:17:02,938
‫باید دست به کار بشیم. افرادمون منتظرن
‫و آذوقه‌مون داره تموم میشه.

198
00:17:17,745 --> 00:17:19,872
‫هر وقت تاسف خوردنت تموم شد خبرم کن.

199
00:17:24,543 --> 00:17:27,671
‫باقیمونده لوبیا و ذرت‌ها رو پخش می‌کنیم.

200
00:17:28,255 --> 00:17:29,715
‫گوشت رو هم نمک‌سود می‌کنیم.

201
00:17:30,924 --> 00:17:33,469
‫حداقل تا وقتی که مرغ‌ها دوباره مرتب تخم بذارن.

202
00:17:33,761 --> 00:17:36,764
‫دونه زیادی برای مرغ‌ها نمونده. انبارش کنیم؟

203
00:17:36,847 --> 00:17:39,349
‫بدید بهشون. ما تخم‌مرغ لازم داریم.

204
00:17:39,641 --> 00:17:41,143
‫آب زیادی نداریم خانم.

205
00:17:41,727 --> 00:17:43,187
‫برای یه هفته کافی نیست.

206
00:17:43,270 --> 00:17:44,813
‫پس هیچ‌کس حموم نمی‌کنه.

207
00:17:45,147 --> 00:17:46,732
‫منتظر فصل بارندگی می‌مونیم.

208
00:17:46,982 --> 00:17:49,318
‫یادتون باشه، خدا به اندازه تحملمون بهمون سختی میده.

209
00:17:50,360 --> 00:17:51,779
‫از پس اینم برمیایم.

210
00:17:52,404 --> 00:17:54,615
‫من درخواست وام دادم و بهم می‌دن،

211
00:17:54,698 --> 00:17:56,200
‫اما به کمک شما نیاز دارم.

212
00:17:57,409 --> 00:17:58,494
‫باشه؟

213
00:18:00,621 --> 00:18:02,956
‫دیگه اخم نکنید، همه‌چیز درست میشه.

214
00:18:04,333 --> 00:18:05,375
‫درها رو ببندید.

215
00:18:05,959 --> 00:18:07,169
‫چشم خانم النا.

216
00:18:07,586 --> 00:18:08,796
‫- بجنبید.
‫- بله.

217
00:18:31,693 --> 00:18:32,820
‫چی نوشته؟

218
00:18:32,986 --> 00:18:35,531
‫[دخترم، هر روز داره خطرناک‌تر میشه.]

219
00:18:35,614 --> 00:18:37,491
‫[توی لاس پالوماس جات امن نیست.]

220
00:18:37,574 --> 00:18:40,410
‫[همونجا که هستی بمون تا خبرت کنم. خدا به همراهت.]

221
00:18:46,708 --> 00:18:47,751
‫نمی‌تونم برگردم.

222
00:18:50,546 --> 00:18:52,506
‫خیلی خطرناکه.

223
00:18:54,591 --> 00:18:56,093
‫پس چی میشه؟

224
00:18:58,262 --> 00:18:59,680
‫کی ازت مراقبت می‌کنه؟

225
00:19:12,943 --> 00:19:14,319
‫بذار خودش رو خالی کنه.

226
00:19:14,987 --> 00:19:17,364
‫اون به یه قبر نیاز داره تا برای شوهرش گریه کنه.

227
00:19:18,657 --> 00:19:21,618
‫امیدوارم بتونه زودتر برگرده پیدراس نگراس.

228
00:19:22,744 --> 00:19:23,912
‫منم همین‌طور.

229
00:19:26,165 --> 00:19:27,166
‫از این طرف.

230
00:19:29,918 --> 00:19:31,670
‫لطفاً بشین.

231
00:19:45,559 --> 00:19:46,560
‫خب.

232
00:19:46,643 --> 00:19:48,854
‫آوردمت اینجا که بهت یه چیزی بگم.

233
00:19:49,396 --> 00:19:50,647
‫خیلی وقت پیش...

234
00:19:50,981 --> 00:19:54,193
‫یه کیمیاگر اولین عنصر شیمیایی تاریخ رو کشف کرد.

235
00:19:55,235 --> 00:19:56,236
‫فسفر.

236
00:19:57,362 --> 00:19:59,531
‫اون متوجه شد که وقتی با اکسیژن ترکیب بشه،

237
00:19:59,615 --> 00:20:00,866
‫مشتعل میشه.

238
00:20:01,867 --> 00:20:03,785
‫چیزی که اینجا می‌بینی اکسیژن خالصه.

239
00:20:04,244 --> 00:20:06,622
‫از تجزیه هیدروژن پراکسید به دستش آوردم.

240
00:20:30,103 --> 00:20:31,563
‫برای اینکه یه کبریت روشن بشه،

241
00:20:32,481 --> 00:20:34,316
‫به یه چاشنی نیاز داری.

242
00:20:38,737 --> 00:20:40,614
‫این تنها راهیه که بشه ازش نور...

243
00:20:41,114 --> 00:20:42,157
‫و گرما گرفت.

244
00:20:58,215 --> 00:21:00,676
‫اینا رو بهت می‌گم چون مادربزرگ کیکاپویی من...

245
00:21:00,842 --> 00:21:03,136
‫همیشه می‌گفت روح ما هم همین‌طوری کار می‌کنه.

246
00:21:03,887 --> 00:21:06,640
‫تصور کن توی وجود همه‌مون یه قوطی کبریت هست.

247
00:21:07,849 --> 00:21:09,059
‫توی مورد ما...

248
00:21:09,434 --> 00:21:12,020
‫اکسیژن همون نفسِ شخص مورد علاقه‌مونه.

249
00:21:12,604 --> 00:21:15,482
‫و چاشنی لذتیه که حضورشون به همراه میاره،

250
00:21:15,857 --> 00:21:16,900
‫گرمای وجودشون.

251
00:21:17,025 --> 00:21:19,278
‫این همون چیزیه که برای روشن کردن اون آتیش نیاز داریم.

252
00:21:20,654 --> 00:21:22,072
‫تیتا، خیلی مهمه...

253
00:21:22,155 --> 00:21:25,409
‫که عناصر درست رو برای روشن کردن
‫اون شعله درونی پیدا کنیم

254
00:21:26,118 --> 00:21:27,661
‫تا یه زندگی معنادار داشته باشیم.

255
00:21:28,870 --> 00:21:30,622
‫وگرنه، اون قوطی کبریت...

256
00:21:30,956 --> 00:21:33,333
‫ممکنه خیس بشه و دیگه هیچ‌وقت روشن نشه.

257
00:21:34,167 --> 00:21:35,460
‫لحظاتی تو زندگی هستن،

258
00:21:36,169 --> 00:21:38,797
‫که نیاز داریم یه چاشنی جدید پیدا کنیم.

259
00:21:39,381 --> 00:21:41,008
‫فقط توی اون حالته که می‌تونیم آتیش رو روشن کنیم

260
00:21:41,091 --> 00:21:42,884
‫تا نذاریم اون شعله خاموش بشه.

261
00:21:44,428 --> 00:21:46,555
‫تیتا، می‌دونم سختی‌های زیادی کشیدی.

262
00:21:48,390 --> 00:21:50,851
‫اما مادربزرگم بهم می‌گفت اگه یه کبریت برداریم

263
00:21:51,393 --> 00:21:54,604
‫و چیزی که داره آزارمون میده رو روش بنویسیم،
‫ممکنه به تسکین دردمون کمک کنه.

264
00:21:58,567 --> 00:22:01,403
‫چرا از اینجا شروع نکنیم که بفهمیم
‫چرا حرف نمی‌زنی؟

265
00:22:06,867 --> 00:22:07,993
‫ببین.

266
00:22:09,036 --> 00:22:11,580
‫دوست داری این‌جا بنویسیش؟

267
00:22:54,831 --> 00:22:55,874
‫آماده‌ای؟

268
00:22:57,376 --> 00:22:58,585
‫مراقب خواهرم باش.

269
00:23:01,546 --> 00:23:03,298
‫فکر می‌کنی من رو دوباره می‌پذیره؟

270
00:23:05,300 --> 00:23:06,426
‫امیدوارم.

271
00:23:40,502 --> 00:23:42,587
‫[حرف نمی‌زنم چون دلم نمی‌خواد.]

272
00:23:42,671 --> 00:23:44,881
‫براون این عمل عصیانگرانه رو...

273
00:23:45,215 --> 00:23:48,218
‫به‌عنوان اولین قدم در مسیر طولانی تیتا...

274
00:23:48,385 --> 00:23:49,553
‫به سوی آزادیش دید.

275
00:23:50,262 --> 00:23:53,181
‫پس جرأت کرد و با خودش فکر کرد که شاید اون...

276
00:23:53,682 --> 00:23:56,309
‫بتونه چاشنی زندگی تیتا باشه.

277
00:24:02,983 --> 00:24:04,025
‫این‌طوری.

278
00:24:05,026 --> 00:24:07,362
‫- نوش جان. غذاتون رو بخورید.
‫- شما هم همین‌طور.

279
00:24:08,113 --> 00:24:09,197
‫این چیه؟

280
00:24:09,448 --> 00:24:10,657
‫غذاست الکس.

281
00:24:10,907 --> 00:24:12,159
‫غذای خوشمزه.

282
00:24:12,409 --> 00:24:14,119
‫رست بیفه. عاشقشی.

283
00:24:14,744 --> 00:24:15,787
‫دیگه نه.

284
00:24:16,288 --> 00:24:17,581
‫چیز دیگه‌ای نداریم.

285
00:24:17,873 --> 00:24:19,624
‫بخور الکس. خیلی خوشمزه‌ست.

286
00:24:19,833 --> 00:24:21,835
‫- اما ظاهرش حال‌به‌هم‌زنه.
‫- پسرم...

287
00:24:22,919 --> 00:24:24,087
‫من این رو نمی‌خورم.

288
00:24:24,337 --> 00:24:26,006
‫پس دیگه اینجا کاری نداری.

289
00:24:26,339 --> 00:24:27,632
‫می‌تونی بری توی اتاقت.

290
00:24:32,971 --> 00:24:34,055
‫دکتر،

291
00:24:34,723 --> 00:24:35,932
‫خوب می‌شه.

292
00:25:15,096 --> 00:25:16,223
‫میشه اون رو بدی به من؟

293
00:25:31,363 --> 00:25:32,531
‫از وقتی بچه بود،

294
00:25:32,656 --> 00:25:35,742
‫تیتا نمی‌تونست گرسنگی کسی رو تحمل کنه.

295
00:25:52,259 --> 00:25:54,094
‫بهش کمک کردی! اون اسبت رو برد!

296
00:25:54,469 --> 00:25:56,680
‫اگه بگیرنش، بدبخت می‌شیم.
‫بهت که گفته بودم!

297
00:25:56,763 --> 00:25:58,306
‫نمی‌تونستم جلوش رو بگیرم خوان.

298
00:25:58,974 --> 00:26:01,393
‫نکنه الان پدرو اینجا رئیسه؟

299
00:26:02,519 --> 00:26:04,020
‫از کی تا حالا در مقابل من وایمیسی؟

300
00:26:04,396 --> 00:26:06,022
‫من مقابلت نیستم!

301
00:26:06,648 --> 00:26:09,484
‫اما نوشیدنی و شکست مغزت رو به هم ریختن!

302
00:26:09,859 --> 00:26:10,944
‫خوان!

303
00:26:11,236 --> 00:26:12,362
‫- خوان!
‫- چیه؟

304
00:26:12,445 --> 00:26:13,530
‫نیکولاس!

305
00:26:13,613 --> 00:26:16,032
‫اسب و تفنگت رو برداشت و رفت!

306
00:26:16,658 --> 00:26:18,493
‫بهت گفتم که اون خائنه!

307
00:26:18,868 --> 00:26:20,870
‫باید هر چه زودتر از اینجا بریم.

308
00:26:22,372 --> 00:26:23,748
‫کثافت!

309
00:26:25,917 --> 00:26:27,627
‫اردوگاه رو جمع کنید! داریم می‌ریم!

310
00:26:27,919 --> 00:26:29,671
‫- چشم!
‫- بجنبید!

311
00:26:30,088 --> 00:26:31,840
‫زود باشید! همه‌چیز رو بردارید!

312
00:26:31,965 --> 00:26:33,258
‫یالا!

313
00:26:45,520 --> 00:26:46,563
‫عصر بخیر.

314
00:26:48,982 --> 00:26:50,317
‫ببخشید،

315
00:26:51,067 --> 00:26:53,945
‫اما یادم اومد که چقدر آشپزی رو دوست داری.

316
00:26:56,114 --> 00:26:59,159
‫فعال کردن چاشنی برای بهبودیت مهمه،

317
00:27:00,035 --> 00:27:02,495
‫برای همین فکر کردم
‫شاید آماده باشی تا امتحانش کنی.

318
00:27:03,413 --> 00:27:05,665
‫آشپزخونه ما در اختیار شماست.

319
00:27:12,631 --> 00:27:13,715
‫هر وقت که دلت خواست.

320
00:28:09,854 --> 00:28:10,939
‫چاشنی.

321
00:29:10,582 --> 00:29:11,875
‫تو غمگینی بچه جون.

322
00:29:13,293 --> 00:29:14,294
‫طبیعیه.

323
00:29:15,128 --> 00:29:16,212
‫چیزهای زیادی رو از دست دادی.

324
00:29:18,715 --> 00:29:21,342
‫اگه دلت راضی نیست، مجبور نیستی آشپزی کنی.

325
00:29:24,471 --> 00:29:26,681
‫یادت نره که دوباره شاد بودن
‫فقط به خودت بستگی داره.

326
00:29:29,768 --> 00:29:32,270
‫نذار شادیت به کس دیگه‌ای وابسته باشه.

327
00:29:50,330 --> 00:29:51,414
‫دکتر!

328
00:29:52,165 --> 00:29:53,750
‫چوب به اندازه کافی داریم.

329
00:29:54,375 --> 00:29:55,460
‫داری چیکار می‌کنی؟

330
00:29:56,252 --> 00:29:58,213
‫دارم سعی می‌کنم ساختن رو یادم بیاد.

331
00:29:59,506 --> 00:30:00,882
‫الکس، می‌تونی کمکم کنی؟

332
00:30:01,508 --> 00:30:02,509
‫آره.

333
00:30:02,592 --> 00:30:03,843
‫مراقب باش، الکس.

334
00:30:03,927 --> 00:30:05,929
‫می‌خوایم برای تیتا یه سورپرایز درست کنیم.

335
00:30:06,346 --> 00:30:07,680
‫بیا. بااحتیاط.

336
00:30:32,831 --> 00:30:33,915
‫- چیزی پیدا کردید؟
‫- بله.

337
00:30:33,998 --> 00:30:35,166
‫- چندتا؟
‫- دوتا.

338
00:30:35,959 --> 00:30:37,043
‫ژنرال!

339
00:30:37,585 --> 00:30:39,671
‫اینجا یه اردوگاه بوده، اما رفتن.

340
00:30:39,796 --> 00:30:41,506
‫احتمالاً چند روز پیش رفتن.

341
00:30:42,924 --> 00:30:45,885
‫برین توی تپه‌ها و اون خائن رو پیدا کنید.

342
00:30:46,177 --> 00:30:47,846
‫بدون اون برنگردید اینجا.

343
00:30:48,596 --> 00:30:50,849
‫این دفعه، خودم از یه درخت حلق‌آویزش می‌کنم.

344
00:30:51,683 --> 00:30:52,809
‫بریم!

345
00:30:53,643 --> 00:30:55,562
‫بذارین این یکی بره.

346
00:31:00,775 --> 00:31:03,069
‫من شاید دهن‌لق باشم، اما دروغگو نیستم.

347
00:31:03,444 --> 00:31:05,572
‫بهتون گفتم برادرزاده‌تون زنده‌ست.

348
00:31:09,367 --> 00:31:11,035
‫من پول شما رو نمی‌خوام ژنرال.

349
00:31:11,494 --> 00:31:12,495
‫پس چی می‌خوای؟

350
00:31:12,662 --> 00:31:16,249
‫خب، خیلی دلم می‌خواد به گروه گوشت‌خوارهای شما ملحق بشم.

351
00:31:19,252 --> 00:31:20,545
‫همچین چیزی وجود نداره.

352
00:31:21,504 --> 00:31:23,923
‫همه‌ش شایعه و حرف مردمه.

353
00:31:24,716 --> 00:31:25,717
‫درسته.

354
00:31:26,384 --> 00:31:28,136
‫فقط یه مشت شورشی‌ان که...

355
00:31:28,678 --> 00:31:30,388
‫دوست دارن مزرعه‌ها رو غارت کنن.

356
00:31:30,889 --> 00:31:34,309
‫شما احیاناً چیزی در موردش نمی‌دونید، درسته؟

357
00:33:51,696 --> 00:33:52,697
‫ممنون.

358
00:33:57,452 --> 00:33:59,620
‫شنیدن صدات خیلی خوشحالم می‌کنه.

359
00:35:20,701 --> 00:35:22,411
‫گل‌های آمارانت شگفت‌انگیزن.

360
00:35:23,621 --> 00:35:24,622
‫آره.

361
00:35:24,747 --> 00:35:25,957
‫خیلی قشنگن.

362
00:35:26,290 --> 00:35:27,917
‫اگه می‌خوای می‌تونی بچینیشون.

363
00:35:28,793 --> 00:35:31,212
‫می‌دونستی که مردم هویچول بهشون میگن «واوی»

364
00:35:32,088 --> 00:35:34,966
‫و براشون مقدسه،
‫چون در برابر خشکسالی مقاومن؟

365
00:35:36,425 --> 00:35:39,345
‫اسم عمومیشون از کلمه یونانی «آمارانتوس» میاد،

366
00:35:39,428 --> 00:35:41,639
‫که یعنی «گلی که پژمرده نمی‌شه».

367
00:35:43,349 --> 00:35:45,184
‫- شیرینی.
‫- دقیقاً.

368
00:35:45,852 --> 00:35:47,687
‫می‌تونی ازشون برای درست کردن شیرینی هم استفاده کنی.

369
00:35:50,565 --> 00:35:51,983
‫میشه از آشپزخونه‌تون استفاده کنم؟

370
00:35:53,359 --> 00:35:54,527
‫در اختیار شماست.

371
00:35:55,528 --> 00:35:56,571
‫ممنون.

372
00:36:08,499 --> 00:36:09,750
‫برای آماده کردن شیرینی‌ها،

373
00:36:09,834 --> 00:36:11,961
‫اول باید خوشه‌ها رو خشک کنی

374
00:36:12,044 --> 00:36:13,880
‫تا بتونی دونه‌های آمارانت رو بگیری.

375
00:36:20,511 --> 00:36:22,847
‫باید کشمش، گردو،

376
00:36:23,097 --> 00:36:26,559
‫تخم کدو و بادوم‌زمینی رو توی یه قابلمه بریزی

377
00:36:26,642 --> 00:36:28,603
‫و بذاری روی حرارت کم بپزه.

378
00:36:32,356 --> 00:36:33,399
‫توی یه ظرف دیگه،

379
00:36:33,482 --> 00:36:36,152
‫باید مقدار زیادی شکر قهوه‌ای رو آب کنی.

380
00:36:36,777 --> 00:36:39,780
‫بعد، عسل و چند قطره آب‌لیمو بهش اضافه می‌کنی.

381
00:36:42,158 --> 00:36:45,161
‫دونه‌های برشته‌شده رو به این ترکیب اضافه کن،

382
00:36:45,244 --> 00:36:47,205
‫به همراه آمارانت‌های پاک‌شده.

383
00:36:48,748 --> 00:36:50,666
‫تمام مواد رو مخلوط کن

384
00:36:51,000 --> 00:36:53,461
‫و توی قالب‌ها بریز تا به شیرینی‌ها شکل بدی.

385
00:37:04,305 --> 00:37:08,267
‫وقتی طعم شیرین شکر قهوه‌ای و عسل رو چشید،

386
00:37:08,684 --> 00:37:11,312
‫تیتا احساس کرد گرما قلبش رو در آغوش گرفته.

387
00:37:11,771 --> 00:37:14,023
‫تسکین. یه نوازش.

388
00:37:14,649 --> 00:37:17,860
‫شاید این یه نشونه بود که سرنوشتش...

389
00:37:18,110 --> 00:37:19,320
‫برای اولین بار،

390
00:37:19,528 --> 00:37:21,155
‫توی دست‌های خودش بود.

391
00:37:22,531 --> 00:37:25,409
‫[شیرینی‌های آمارانت]

392
00:37:41,342 --> 00:37:45,304
‫جیرجیرک اورشلیم...

393
00:37:45,471 --> 00:37:49,600
‫جیرجیرک اورشلیم...

394
00:37:49,684 --> 00:37:52,770
‫♪ نور ستاره ♪

395
00:37:54,063 --> 00:37:57,316
‫♪ نور ستاره ♪

396
00:37:58,734 --> 00:38:02,822
‫♪ جیرجیرک اورشلیم... ♪

397
00:38:03,155 --> 00:38:07,159
‫♪ جیرجیرک اورشلیم... ♪

398
00:38:07,994 --> 00:38:09,620
‫♪ بخواب ♪

399
00:38:10,329 --> 00:38:12,081
‫♪ بخواب ♪

400
00:38:12,790 --> 00:38:14,709
‫♪ بخواب ♪

401
00:39:04,467 --> 00:39:05,676
‫اسمش اما بود.

402
00:39:09,263 --> 00:39:10,806
‫موقع به دنیا آوردن الکس از دنیا رفت.

403
00:39:12,683 --> 00:39:15,853
‫جفت به رحم چسبیده بود و نتونستم نجاتش بدم.

404
00:39:20,733 --> 00:39:21,859
‫زن فوق‌العاده‌ای بود.

405
00:39:26,322 --> 00:39:28,157
‫حالا، هر بار که کسی رو درمان می‌کنم،

406
00:39:28,240 --> 00:39:30,368
‫احساس می‌کنم تکه‌ای
‫از چیزی که از دست دادم رو پس می‌گیرم.

407
00:39:33,454 --> 00:39:34,705
‫باید اعتراف کنم

408
00:39:35,206 --> 00:39:38,501
‫که وقتی اومدی اینجا می‌ترسیدم تو رو هم از دست بدم.

409
00:39:41,587 --> 00:39:42,671
‫تیتا،

410
00:39:43,172 --> 00:39:45,383
‫می‌دونم چه حسی به پدرو موزکیز داشتی.

411
00:39:46,884 --> 00:39:48,302
‫و می‌دونم که داری غصه می‌خوری.

412
00:39:50,304 --> 00:39:51,472
‫اما بهم اعتماد کن،

413
00:39:52,014 --> 00:39:53,057
‫هر دردی...

414
00:39:53,974 --> 00:39:55,726
‫مهم نیست چقدر بزرگ باشه،

415
00:39:57,269 --> 00:39:58,312
‫از بین می‌ره.

416
00:40:01,482 --> 00:40:02,858
‫زندگی بخشنده‌ست.

417
00:40:04,485 --> 00:40:07,321
‫همیشه بهمون فرصت می‌ده تا شاد باشیم.

418
00:40:14,995 --> 00:40:16,080
‫شب بخیر.

419
00:40:40,271 --> 00:40:41,355
‫دلفینو.

420
00:40:46,610 --> 00:40:47,862
‫تو اعدام شده بودی.

421
00:40:49,697 --> 00:40:51,240
‫اگه کسی بفهمه زنده‌ام،

422
00:40:51,907 --> 00:40:53,200
‫مطمئن می‌شن که بمیرم.

423
00:40:56,162 --> 00:40:57,329
‫اومدم تیتا رو پیدا کنم.

424
00:40:59,290 --> 00:41:00,749
‫اون خانم دیگه اینجا نیست.

425
00:41:06,797 --> 00:41:11,010
‫[سن آنتونیو، تگزاس]

426
00:41:17,391 --> 00:41:18,934
‫- عصر بخیر.
‫- خوش اومدید.

427
00:41:26,233 --> 00:41:27,276
‫ممنون.

428
00:41:31,238 --> 00:41:32,823
‫خوش اومدی روسائورا.

429
00:41:33,574 --> 00:41:36,160
‫ملاقات‌های تو برای دوستم خیلی خوبه.

430
00:41:36,994 --> 00:41:38,245
‫- بفرمایید تو.
‫- ممنون.

431
00:41:45,711 --> 00:41:47,087
‫حالتون چطوره آقای پدرو؟

432
00:41:53,052 --> 00:41:54,678
‫این بیماری لعنتی.

433
00:41:58,724 --> 00:42:00,976
‫می‌گفتن فقط کارگرهای مزرعه بیمار می‌شن.

434
00:42:02,228 --> 00:42:03,437
‫حالا به من نگاه کن.

435
00:42:04,813 --> 00:42:06,273
‫دارم مثل یه کارگر می‌میرم.

436
00:42:08,567 --> 00:42:10,194
‫حصبه بین آدم‌ها فرق نمی‌ذاره.

437
00:42:18,869 --> 00:42:20,037
‫شما چطور؟

438
00:42:22,623 --> 00:42:23,832
‫حال شما چطوره؟

439
00:42:29,838 --> 00:42:31,590
‫دیدنت توی این وضع ناراحتم می‌کنه.

440
00:42:36,220 --> 00:42:38,430
‫وقتشه که بری دنبال زندگیت.

441
00:42:41,892 --> 00:42:43,477
‫نه، من هرگز پدرو رو فراموش نمی‌کنم.

442
00:42:45,271 --> 00:42:46,981
‫تمام عمرم عزاداری می‌کنم.

443
00:42:47,815 --> 00:42:49,066
‫درست همون کاری که مادرم کرد.

444
00:42:53,237 --> 00:42:54,321
‫متأسفم.

445
00:42:54,863 --> 00:42:56,574
‫نمی‌خوام ناراحتتون کنم.

446
00:42:59,910 --> 00:43:00,995
‫این...

447
00:43:02,413 --> 00:43:04,206
‫ملاقات‌های تو حالم رو بهتر می‌کنن.

448
00:43:13,716 --> 00:43:14,758
‫روسائورا،

449
00:43:15,593 --> 00:43:16,677
‫تو خیلی جوونی.

450
00:43:19,430 --> 00:43:20,598
‫برو دنبال زندگیت.

451
00:43:24,560 --> 00:43:26,562
‫می‌دونم که فقط خیر و صلاحم رو می‌خواین.

452
00:43:30,316 --> 00:43:31,567
‫اما نمی‌دونم چطوری.

453
00:43:39,908 --> 00:43:41,160
‫عصر بخیر.

454
00:43:44,872 --> 00:43:45,998
‫عصر بخیر.

455
00:43:50,628 --> 00:43:51,712
‫خوشتون میاد؟

456
00:43:52,796 --> 00:43:53,797
‫عاشقشم.

457
00:43:55,299 --> 00:43:56,675
‫الکس خیلی خوشحال میشه.

458
00:44:01,013 --> 00:44:02,681
‫من بابت خیلی چیزها باید ازتون تشکر کنم.

459
00:44:04,683 --> 00:44:07,686
‫باید بابت تمام کارهایی که برام کردید
‫ازتون تشکر کنم دکتر.

460
00:44:12,650 --> 00:44:14,777
‫اشکالی نداره اگه باهاتون خودمونی حرف بزنم؟

461
00:44:16,779 --> 00:44:17,821
‫اصلاً.

462
00:44:22,618 --> 00:44:23,702
‫آره.

463
00:44:53,565 --> 00:44:54,900
‫داشتم فکر می‌کردم.

464
00:44:57,111 --> 00:44:59,154
‫دلم نمی‌خواد برگردم لاس پالوماس.

465
00:45:10,749 --> 00:45:12,167
‫اینجا احساس خوشحالی می‌کنم.

466
00:45:14,586 --> 00:45:15,629
‫احساس آزادی می‌کنم.

467
00:45:18,215 --> 00:45:21,343
‫شاید همون حس خوشحالی بود

468
00:45:21,427 --> 00:45:23,387
‫که تیتا توی اون شیرینی‌ها ریخته بود

469
00:45:23,470 --> 00:45:26,265
‫که دکتر براون رو تشویق کرد تا دست به کار بشه.

470
00:45:27,641 --> 00:45:32,604
‫حالا دیگه مطمئن بود که می‌تونه
‫همون چاشنی‌ای باشه که تیتا بهش نیاز داره.

471
00:45:34,106 --> 00:45:35,399
‫هر چقدر که دوست داری بمون.

472
00:45:37,901 --> 00:45:39,027
‫ممنون.

473
00:45:40,654 --> 00:45:42,823
‫اون احساس می‌کرد دوباره آماده عاشق شدنه.

474
00:46:12,895 --> 00:46:13,896
‫تیتا،

475
00:46:14,271 --> 00:46:15,397
‫می‌تونم باهات حرف بزنم؟

476
00:46:16,106 --> 00:46:17,107
‫البته.

477
00:46:18,400 --> 00:46:19,443
‫بیا.

478
00:46:27,075 --> 00:46:28,452
‫نمی‌خوام ناراحتت کنم،

479
00:46:29,745 --> 00:46:32,372
‫اما یه چیزی هست که خیلی وقته می‌خوام بهت بگم.

480
00:46:37,503 --> 00:46:38,587
‫خنده داره.

481
00:46:39,671 --> 00:46:40,923
‫اول که اومدی اینجا،

482
00:46:41,256 --> 00:46:43,091
‫قرار بود من ازت مراقبت کنم.

483
00:46:45,135 --> 00:46:47,262
‫اما این تو بودی که من رو به زندگی برگردوندی.

484
00:46:50,307 --> 00:46:54,645
‫من حاضرم با مادرت
‫و عواقبی که ممکنه داشته باشه روبرو بشم،

485
00:46:54,728 --> 00:46:57,189
‫چون می‌دونم تو لیاقت شاد بودن رو داری.

486
00:46:58,857 --> 00:47:00,818
‫فکر می‌کنم می‌تونم اون شادی رو بهت بدم.

487
00:47:07,950 --> 00:47:09,034
‫تیتا.

488
00:47:16,250 --> 00:47:17,709
‫با من ازدواج می‌کنی؟

489
00:47:19,419 --> 00:47:20,462
‫اون بعدازظهر،

490
00:47:20,671 --> 00:47:23,841
‫تمام اون امنیت، مراقبت و لطافتی...

491
00:47:23,966 --> 00:47:26,301
‫که قبلاً هرگز نداشت،

492
00:47:27,010 --> 00:47:29,429
‫به تیتا کمک کرد تا تصمیمش رو بگیره.

493
00:47:31,265 --> 00:47:32,349
‫بله.

494
00:47:33,058 --> 00:47:34,434
‫- بله؟
‫- بله!

495
00:47:35,018 --> 00:47:36,103
‫بله.

496
00:47:37,312 --> 00:47:38,438
‫بله.

497
00:49:19,456 --> 00:49:20,832
‫کی می‌خواد کشته بشه؟

498
00:49:22,000 --> 00:49:23,251
‫از اینجا برو گمشو نیکولاس!

499
00:49:23,335 --> 00:49:25,295
‫نه. اول حق خودم رو برمی‌دارم.

500
00:49:25,379 --> 00:49:26,838
‫هیچ‌کس حق نداره پاش رو توی این مزرعه بذاره!

501
00:49:27,923 --> 00:49:31,426
‫من با شجاعتی پای این خونه وایسادم
‫که تو تا آخر عمرت نخواهی داشت!

502
00:49:32,260 --> 00:49:33,345
‫آروم باش.

503
00:49:33,845 --> 00:49:34,888
‫خانم!

504
00:49:35,180 --> 00:49:36,348
‫خانم!

505
00:49:36,807 --> 00:49:38,392
‫به دختره دست نزنید!

506
00:49:42,896 --> 00:49:44,523
‫- ببرینش.
‫- ولم کن!

507
00:49:44,898 --> 00:49:45,941
‫ولش کنید!

508
00:49:46,233 --> 00:49:47,734
‫ولش کنید حیوون‌ها!

509
00:49:48,068 --> 00:49:49,111
‫ولش کن!

510
00:50:02,082 --> 00:50:03,875
‫ببینم این یکی رو شنیدی یا نه.

511
00:50:04,251 --> 00:50:05,544
‫به اندازه‌ی یه جاده درازم،

512
00:50:06,128 --> 00:50:08,547
‫از توی مزرعه‌ها و آسیاب‌های بادی رد می‌شم،

513
00:50:09,047 --> 00:50:10,799
‫اما نه مَردم، نه زن.

514
00:50:11,174 --> 00:50:12,342
‫پا داره؟

515
00:50:12,884 --> 00:50:14,970
‫پا نداره، ولی خوب بلده بدوه.

516
00:50:15,178 --> 00:50:16,430
‫جریان آب؟

517
00:50:17,055 --> 00:50:18,140
‫نزدیک بود!

518
00:50:18,306 --> 00:50:20,183
‫-رودخونه؟
‫-درسته الکس!

519
00:50:20,267 --> 00:50:21,893
‫می‌دونستم، من بردم!

520
00:50:22,728 --> 00:50:24,479
‫می‌دونستم می‌تونی حدس بزنی.

521
00:50:25,480 --> 00:50:27,024
‫این شیرینی‌ها خیلی خوشمزه‌ن!

522
00:50:27,107 --> 00:50:29,776
‫خیلی خوشمزه‌ن تیتا. ممنون.

523
00:50:29,860 --> 00:50:31,319
‫-ممنون تیتا.
‫-مرسی.

524
00:50:31,820 --> 00:50:33,864
‫- ممنون که این کار رو کردی.
‫- بازم چای می‌خوری؟

525
00:50:34,322 --> 00:50:35,574
‫نه صرف شده، ممنون.

526
00:50:37,034 --> 00:50:39,911
‫خیلی‌خب، خداحافظی کن الکس. وقت خوابه.

527
00:50:40,746 --> 00:50:42,289
‫می‌تونم آخریش رو بردارم؟

528
00:50:42,372 --> 00:50:44,374
‫قرار بود این برای همه‌مون باشه!

529
00:50:44,458 --> 00:50:46,543
‫توی آشپزخونه بازم هست، برو یه کم بیار.

530
00:50:47,044 --> 00:50:48,879
‫اما اول، قلقلکت می‌دم!

531
00:50:48,962 --> 00:50:50,338
‫گریس، کمکم کن!

532
00:50:50,422 --> 00:50:52,507
‫اومدم! بیا اینجا!

533
00:50:54,885 --> 00:50:56,303
‫فک کنم دیگه دیر وقته.

534
00:50:56,386 --> 00:50:57,721
‫لطفاً!

535
00:51:03,351 --> 00:51:04,394
‫سرما نخوری.

536
00:51:09,775 --> 00:51:10,859
‫بابا! بابا!

537
00:51:11,485 --> 00:51:13,445
‫گریس می‌گه دیگه باید بخوابم.

538
00:51:13,528 --> 00:51:15,739
‫باید بری بخوابی چون بچه‌ای.

539
00:51:16,823 --> 00:51:18,200
‫ولی فردا بازی می‌کنیم.

540
00:51:18,492 --> 00:51:20,368
‫- قول می‌دی؟
‫- آره.

541
00:51:21,536 --> 00:51:24,539
‫می‌رم می‌خوابم،
‫ولی به شرطی که تو هم باهام بیای.

542
00:51:26,208 --> 00:51:27,542
‫باشه. بریم.

543
00:51:28,502 --> 00:51:29,586
‫حالت خوبه؟

544
00:51:30,504 --> 00:51:32,130
‫آره. خوبم.

545
00:51:33,632 --> 00:51:34,883
‫بغلت کنم؟

546
00:51:34,966 --> 00:51:36,134
‫- بغلم کن.
‫- آره؟

547
00:51:36,635 --> 00:51:37,677
‫بیا.

548
00:51:37,844 --> 00:51:39,096
‫الان برمی‌گردم.

549
00:51:39,971 --> 00:51:42,682
‫- بابا، یه معما برات دارم.
‫- بگو ببینم.

550
00:51:42,933 --> 00:51:44,768
‫از توی آسیاب بادی رد می‌شه...

551
00:51:45,102 --> 00:51:46,269
‫این‌طوری نبود که.

552
00:51:46,478 --> 00:51:48,271
‫خیلی‌خب، دوباره شروع می‌کنم.

553
00:51:48,396 --> 00:51:50,232
‫از توی مزرعه‌ها رد می‌شه...

554
00:51:55,904 --> 00:51:59,533
‫می‌گن پدرو نمی‌تونست تیتا رو کنار یکی دیگه ببینه.

555
00:52:00,826 --> 00:52:03,328
‫همون شب، قلبش شکست.

556
00:52:03,995 --> 00:52:06,331
‫و تمام عشقی که بهش داشت

557
00:52:06,414 --> 00:52:08,625
‫تبدیل به حسادت و کینه شد.

558
00:52:12,838 --> 00:52:14,673
‫اما من می‌دونم که هیچ‌کدوم از اینا راست نیست.

559
00:52:15,590 --> 00:52:17,425
‫درست همون شب بود

560
00:52:17,884 --> 00:52:19,761
‫که فهمید حضورش...

561
00:52:19,845 --> 00:52:22,389
‫فقط رنج بیشتری رو وارد زندگی تیتا می‌کنه.

562
00:52:25,308 --> 00:52:26,476
‫توی اون لحظه...

563
00:52:26,893 --> 00:52:28,478
‫با قلبی که تیکه‌تیکه شده بود،

564
00:52:29,479 --> 00:52:32,399
‫پدرو تصمیم سختی رو گرفت که از عشقش بگذره،

565
00:52:32,983 --> 00:52:34,484
‫و بذاره تیتا خوشبخت بشه.

566
00:52:34,943 --> 00:52:35,986
‫بریم!

567
00:52:38,238 --> 00:52:39,281
‫بریم!

568
00:52:40,574 --> 00:52:41,658
‫بریم!

569
00:52:41,783 --> 00:52:43,076
‫یالا، بریم!

570
00:52:45,162 --> 00:52:46,154
‫بریم!

571
00:52:46,204 --> 00:52:51,918
‫«ترجمه از رضا فتحی»

572
00:54:08,286 --> 00:54:10,538
‫- دلفینو.
‫- در مورد مادرتونه خانم تیتا.

573
00:54:11,081 --> 00:54:13,458
‫[آنچه در قسمت بعد خواهید دید...]

574
00:54:13,583 --> 00:54:17,337
‫یه عفو که شخصِ رئیس‌جمهور مکزیک امضاش کرده.

575
00:54:17,545 --> 00:54:19,965
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی تیتا؟
‫- بذار کمکت کنم.

576
00:54:20,048 --> 00:54:22,342
‫- فینا کجاست؟ بهم دست نزن!
‫- ازت اجازه نخواستم.

577
00:54:22,467 --> 00:54:23,510
‫چی؟

578
00:54:25,262 --> 00:54:26,554
‫مراقب باش دکتر.

579
00:54:26,930 --> 00:54:29,224
‫تیتا می‌تونه زندگیت رو تبدیل به جهنم کنه.

580
00:54:29,933 --> 00:54:31,726
‫اون هیچ‌وقت از دوست‌داشتنش دست برنمی‌داره.

581
00:54:33,726 --> 00:54:43,726
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M