1
00:00:01,626 --> 00:00:06,965
‫«ترجمه از رضا فتحی»

2
00:00:07,007 --> 00:00:08,049
‫پدرو.

3
00:00:08,675 --> 00:00:09,676
‫پدرو!

4
00:00:10,301 --> 00:00:11,511
‫بیدار شو!

5
00:00:13,555 --> 00:00:15,015
‫یه سورپرایز برات دارم.

6
00:00:25,817 --> 00:00:27,652
‫پدروئه، پسرت.

7
00:00:28,737 --> 00:00:29,946
‫اومده دیدنت.

8
00:00:41,249 --> 00:00:42,292
‫بابا...

9
00:00:44,961 --> 00:00:45,962
‫منم.

10
00:01:11,905 --> 00:01:13,323
‫فقط چند روز دیگه زنده‌ست.

11
00:01:15,200 --> 00:01:18,036
‫هر چقدر بخوای می‌تونی اینجا بمونی.

12
00:02:01,121 --> 00:02:03,748
‫بهم قول بده که سعی می‌کنی خوشحال باشی.

13
00:02:04,457 --> 00:02:05,708
‫مزرعه رو پس می‌گیرم.

14
00:02:06,793 --> 00:02:07,836
‫نه، پدرو.

15
00:02:09,254 --> 00:02:10,505
‫نزدیک بود کشته بشی.

16
00:02:12,632 --> 00:02:14,050
‫بچه‌ت رو از دست دادی.

17
00:02:16,803 --> 00:02:18,179
‫برگرد پیش زنت.

18
00:02:19,347 --> 00:02:20,598
‫قول می‌دم این کار رو بکنم بابا.

19
00:02:21,891 --> 00:02:24,018
‫کارهای عموت رو فراموش کن.

20
00:02:25,520 --> 00:02:27,105
‫قسم بخور که این کار رو می‌کنی پدرو.

21
00:02:28,106 --> 00:02:29,399
‫کار درست رو انجام می‌دم.

22
00:02:38,950 --> 00:02:39,993
‫پدرو!

23
00:02:42,370 --> 00:02:43,371
‫ولی...

24
00:02:44,122 --> 00:02:45,373
‫خدا رو شکر!

25
00:02:45,915 --> 00:02:46,958
‫حالت خوبه!

26
00:03:09,522 --> 00:03:12,025
‫بعد از مرگ آقای پدرو،

27
00:03:12,108 --> 00:03:14,652
‫ماه‌های بعد به شکل‌های مختلفی گذشتن.

28
00:03:15,695 --> 00:03:16,696
‫می‌گیرمت!

29
00:03:16,821 --> 00:03:20,491
‫ساعت‌های تیتا پر از خنده و بازی می‌گذشتن.

30
00:03:23,411 --> 00:03:24,954
‫یه حس آرامش درونی...

31
00:03:25,246 --> 00:03:27,916
‫و ناشناخته وجودش رو فرا گرفت.

32
00:03:28,333 --> 00:03:29,876
‫«در حالی که خواب‌هاش آشفته می‌شد،

33
00:03:30,043 --> 00:03:32,462
‫تنها گنجش رو چهار بار توی دستش گرفت،

34
00:03:32,545 --> 00:03:34,589
‫و چهار بار از لای انگشت‌هاش سُر خورد

35
00:03:34,672 --> 00:03:36,007
‫در حالی که رؤیاش دور می‌شد،

36
00:03:36,090 --> 00:03:38,176
‫و توی واقعیتِ تلخش از خواب بیدار می‌شد.

37
00:03:38,843 --> 00:03:40,386
‫کاملاً بیدار...»

38
00:03:42,972 --> 00:03:44,349
‫اما برای پدرو،

39
00:03:44,807 --> 00:03:47,602
‫زمان کندتر از همیشه می‌گذشت.

40
00:03:50,230 --> 00:03:51,481
‫هیچ عجله‌ای نبود.

41
00:03:54,692 --> 00:03:56,611
‫انگار که هیچ‌جا رو نداشت بره.

42
00:04:01,199 --> 00:04:02,742
‫برای گرترودیس و گروهش،

43
00:04:03,076 --> 00:04:04,786
‫هرج‌ومرج کشورشون...

44
00:04:04,869 --> 00:04:08,498
‫و خطری که فرار ناگهانی نیکولاس به همراه داشت،

45
00:04:08,915 --> 00:04:11,542
‫اونا رو مجبور کرده بود مبارزه‌شون رو متوقف کنن.

46
00:04:12,502 --> 00:04:13,503
‫فعلاً،

47
00:04:13,586 --> 00:04:18,216
‫باید قایم می‌شدن، غذا پیدا می‌کردن و زنده می‌موندن.

48
00:04:25,098 --> 00:04:26,432
‫در همین حین...

49
00:04:26,599 --> 00:04:29,978
‫بعد از اینکه النا به سختی از اون حمله وحشیانه
‫به مزرعه‌اش جون سالم به در برد،

50
00:04:30,353 --> 00:04:33,147
‫حالش داشت روزبه‌روز بدتر می‌شد.

51
00:04:41,281 --> 00:04:43,908
‫و فینا چاره‌ای نداشت

52
00:04:43,992 --> 00:04:47,203
‫جز اینکه فاجعه‌ای که برای خودش پیش اومده بود رو
‫فراموش کنه تا بتونه ازش مراقبت کنه.

53
00:04:51,624 --> 00:04:52,667
‫یه بشقاب بیار.

54
00:04:53,710 --> 00:04:55,878
‫زمان همین‌طور می‌گذشت.

55
00:04:56,754 --> 00:04:58,006
‫بعضی وقت‌ها کمک می‌کرد

56
00:04:58,339 --> 00:05:01,426
‫تا زخم‌ها التیام پیدا کنن،
‫تا دردها کمتر بشن.

57
00:05:08,641 --> 00:05:09,684
‫بعضی وقت‌های دیگه،

58
00:05:10,560 --> 00:05:12,729
‫ردِ زخم‌های عمیقی از خودش به جا می‌ذاشت.

59
00:05:21,904 --> 00:05:25,992
‫تنشی که فرار نیکولاس بین گرترودیس
‫و خوان ایجاد کرده بود،

60
00:05:26,951 --> 00:05:29,954
‫وقتی به یه جای امن رسیدن، کمتر شد.

61
00:05:31,998 --> 00:05:33,624
‫عروسی کِی هست دکتر؟

62
00:05:35,376 --> 00:05:37,795
‫هر وقت حال تیتا بهتر بشه، خودش می‌گه کِی.

63
00:05:39,130 --> 00:05:40,506
‫اصلاً عجله‌ای نداریم.

64
00:05:56,939 --> 00:05:58,649
‫با گذشتِ هر ماه،

65
00:05:59,817 --> 00:06:04,655
‫روسائورا سعی می‌کرد هر چیزی که باعث می‌شد
‫یاد تیتا بیفتن رو از بین ببره.

66
00:06:27,470 --> 00:06:29,138
‫روزای سختی بود،

67
00:06:29,597 --> 00:06:33,267
‫و اون سال، زمستون سخت‌تر از همیشه از راه رسید.

68
00:06:45,696 --> 00:06:47,281
‫جز توی یه سری جاها.

69
00:06:47,865 --> 00:06:51,452
‫به نظر می‌رسید تیتا داره یه شروع تازه رو تجربه می‌کنه.

70
00:06:56,249 --> 00:06:57,333
‫با این حال...

71
00:06:57,417 --> 00:07:02,171
‫دست خودش نبود و مدام با خودش فکر می‌کرد
‫که این زندگی واقعاً مال اونه یا نه.

72
00:07:05,299 --> 00:07:06,300
‫جان؟

73
00:07:08,386 --> 00:07:09,387
‫بله؟

74
00:07:11,556 --> 00:07:13,850
‫کِی زمان مناسبی برای ازدواج کردنه؟

75
00:07:16,352 --> 00:07:17,353
‫واقعاً؟

76
00:07:19,814 --> 00:07:20,857
‫واقعاً؟

77
00:07:21,524 --> 00:07:22,525
‫آره.

78
00:07:33,619 --> 00:07:34,662
‫دلفینو؟

79
00:07:35,288 --> 00:07:37,331
‫مادرتونه خانم تیتا.

80
00:08:09,030 --> 00:08:10,072
‫ممنون.

81
00:08:11,073 --> 00:08:12,074
‫ممنون.

82
00:08:22,168 --> 00:08:23,294
‫دلم برات تنگ شده بود.

83
00:08:23,377 --> 00:08:24,795
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت!

84
00:08:25,505 --> 00:08:26,506
‫منم همین‌طور.

85
00:09:06,796 --> 00:09:08,005
‫حالت خوبه؟

86
00:09:12,969 --> 00:09:14,053
‫بریم؟

87
00:09:15,304 --> 00:09:16,597
‫فقط برو یه سر بهش بزن.

88
00:09:17,098 --> 00:09:19,016
‫من هنوز آمادگی دیدنش رو ندارم.

89
00:09:42,331 --> 00:09:43,541
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

90
00:09:45,084 --> 00:09:46,127
‫کی خبرت کرده؟

91
00:09:47,753 --> 00:09:48,879
‫خانم النا،

92
00:09:49,297 --> 00:09:50,464
‫حالتون خوب نیست.

93
00:09:50,631 --> 00:09:52,008
‫به یه دکتر نیاز دارین.

94
00:09:52,174 --> 00:09:53,926
‫چطور جرئت می‌کنی پات رو توی خونه‌ی من بذاری؟

95
00:09:55,386 --> 00:09:57,471
‫تو حق نداشتی دخترم رو ببری.

96
00:10:03,519 --> 00:10:04,687
‫لطفاً.

97
00:10:08,983 --> 00:10:11,152
‫بدن تیتا کاملاً خشک شده بود.

98
00:10:11,527 --> 00:10:12,737
‫دمِ مرگ بود.

99
00:10:13,487 --> 00:10:15,740
‫نباید توی همچین وضعیتی قرار می‌گرفت.

100
00:10:16,574 --> 00:10:18,951
‫تیتا روح و روانش بیماره.

101
00:10:20,911 --> 00:10:22,371
‫تو هیچی نمی‌دونی.

102
00:10:27,752 --> 00:10:31,297
‫از کِی تا حالا یه دکتر اجازه داره
‫یه دختر جوون رو با خودش ببره؟

103
00:10:32,465 --> 00:10:35,009
‫تیتا به عنوان بیمارم پیش من می‌مونه.

104
00:10:35,176 --> 00:10:37,511
‫حالا، لطفاً، اجازه بدین معاینه‌تون کنم.

105
00:10:37,595 --> 00:10:40,139
‫خب، من مادرشم و هرگز همچین اجازه‌ای ندادم.

106
00:10:41,307 --> 00:10:44,852
‫به محض اینکه از اینجا برم بیرون،
‫برش می‌گردونم همون‌جایی که بود.

107
00:10:46,562 --> 00:10:48,939
‫تو هم باید جواب پس بدی.

108
00:10:51,192 --> 00:10:52,693
‫لطفاً بذارین دستتون رو ببینم.

109
00:10:59,492 --> 00:11:01,535
‫پس تو رو هم فریب داده.

110
00:11:04,372 --> 00:11:05,873
‫مراقب باش دکتر.

111
00:11:06,749 --> 00:11:09,126
‫تیتا می‌تونه زندگیت رو تبدیل به یه جهنم کنه.

112
00:11:11,337 --> 00:11:13,756
‫خودت می‌دونی عاقبت پدرو موزکیز چی شد.

113
00:11:14,298 --> 00:11:15,466
‫درسته.

114
00:11:15,549 --> 00:11:17,343
‫حیف شد که اون بلا سرش اومد.

115
00:11:17,593 --> 00:11:19,428
‫اون هیچ‌وقت دست از دوست داشتن پدرو برنمی‌داره.

116
00:11:27,395 --> 00:11:28,604
‫به من دست نزن!

117
00:11:29,313 --> 00:11:31,315
‫باید پاهاتون رو معاینه کنم.

118
00:11:33,901 --> 00:11:36,070
‫امروز ورم کردن. چیزی نیست.

119
00:11:37,905 --> 00:11:40,616
‫من سه بار بدون کمک زایمان کردم،
‫این که چیزی نیست.

120
00:12:02,388 --> 00:12:03,389
‫خانم النا.

121
00:12:04,765 --> 00:12:06,308
‫می‌تونین پاهاتون رو تکون بدین؟

122
00:12:18,487 --> 00:12:19,530
‫سلام.

123
00:12:22,867 --> 00:12:24,076
‫- کریسپین.
‫- بله؟

124
00:12:24,160 --> 00:12:25,453
‫خوان رو دیدی؟

125
00:12:25,745 --> 00:12:28,289
‫کل صبح مثل یه خروس جنگی اون بیرون بوده.

126
00:12:40,301 --> 00:12:41,343
‫حالت چطوره؟

127
00:12:43,637 --> 00:12:44,972
‫از فرار کردن خسته‌م.

128
00:12:46,557 --> 00:12:47,641
‫از قایم شدن خسته‌م.

129
00:12:48,934 --> 00:12:51,312
‫مطمئنم به زودی دستورات رو دریافت می‌کنیم.

130
00:12:52,396 --> 00:12:53,731
‫باید صبور باشیم.

131
00:12:55,024 --> 00:12:56,984
‫اصلاً نمی‌دونم برای چی داریم می‌جنگیم.

132
00:12:59,820 --> 00:13:01,864
‫این همه کشته چه فایده‌ای داره؟

133
00:13:03,491 --> 00:13:05,826
‫اوضاع برگشته به دوران پورفیریو.

134
00:13:09,205 --> 00:13:11,081
‫برگشتیم سر خونه‌ی اول.

135
00:13:12,416 --> 00:13:14,668
‫مردم هنوز راضی نیستن، هنوز نه.

136
00:13:15,836 --> 00:13:17,963
‫گرسنگی و فقر خیلی زیاده.

137
00:13:20,299 --> 00:13:24,303
‫باید سازماندهی بشیم و دوباره مبارزه کنیم، خودت می‌بینی.

138
00:13:26,263 --> 00:13:28,641
‫از شانس بدمون، اون موزکیزِ عوضی...

139
00:13:30,142 --> 00:13:32,478
‫تموم اون عوضیا رو گذاشته دنبالمون بگردن.

140
00:13:36,524 --> 00:13:38,359
‫اگه بدون مهمات پیدامون کنن،

141
00:13:39,902 --> 00:13:41,779
‫بدون غذا، کارمون تمومه.

142
00:13:44,740 --> 00:13:46,826
‫من بارِ این همه کشته رو به دوش می‌کشم.

143
00:13:46,909 --> 00:13:48,035
‫ما این بار رو به دوش می‌کشیم.

144
00:13:48,869 --> 00:13:50,371
‫چرا همه‌چی رو می‌ندازی تقصیر خودت؟

145
00:13:51,080 --> 00:13:52,832
‫گفتنش برای تو خیلی راحته.

146
00:13:54,625 --> 00:13:56,252
‫باز هم شروع شد!

147
00:13:57,837 --> 00:14:00,756
‫گذاشتن اینکه پدرو بره اشتباه بود،
‫ولی نتونستم جلوش رو بگیرم.

148
00:14:00,840 --> 00:14:02,800
‫اون از آدم‌های خودته، چرا نتونستی؟

149
00:14:02,925 --> 00:14:04,343
‫آدم‌های من؟

150
00:14:07,221 --> 00:14:10,216
‫اگه پدرو از آدم‌های منه،
‫اون نیکولاس خائن هم از آدم‌های توئه،

151
00:14:10,266 --> 00:14:11,642
‫پس منظورت چیه؟

152
00:14:11,684 --> 00:14:15,437
‫ما شاید توی یه جبهه بجنگیم،
‫ولی مثل هم نیستیم گرترودیس.

153
00:14:16,564 --> 00:14:17,690
‫خودت رو گول نزن.

154
00:14:18,858 --> 00:14:21,735
‫به دنیا اومدن توی یه مزرعه من رو از اونا نمی‌کنه،

155
00:14:21,819 --> 00:14:22,820
‫خودتم این رو می‌دونی.

156
00:14:22,987 --> 00:14:26,365
‫من رو به خاطر اینکه اشراف‌زاده‌م
‫و از یه خانواده‌ی فقیر نیستم تحقیر نکن.

157
00:14:56,770 --> 00:15:00,024
‫بچه‌ها، اگه جرئت دارین از مزرعه ذرت رد بشین!

158
00:15:59,583 --> 00:16:00,709
‫تیتا!

159
00:16:07,174 --> 00:16:08,258
‫تیتا!

160
00:16:12,221 --> 00:16:13,222
‫تیتا!

161
00:16:16,183 --> 00:16:17,184
‫تیتا!

162
00:16:22,106 --> 00:16:23,232
‫باید بیای.

163
00:16:35,786 --> 00:16:36,954
‫حالش خیلی بد به نظر می‌رسه.

164
00:16:38,205 --> 00:16:39,456
‫بهش آرام‌بخش دادم.

165
00:16:39,707 --> 00:16:40,874
‫بیدار نمی‌شه.

166
00:16:55,597 --> 00:16:57,850
‫ستون فقرات مادرت شکسته.

167
00:16:59,184 --> 00:17:01,061
‫متأسفانه نخاعش آسیب دیده.

168
00:17:04,314 --> 00:17:05,315
‫تیتا.

169
00:17:06,108 --> 00:17:07,693
‫اون دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه راه بره.

170
00:17:08,986 --> 00:17:11,780
‫و به احتمال خیلی زیاد عفونت کلیه هم داره.

171
00:17:13,574 --> 00:17:14,992
‫چطوری می‌تونیم کمکش کنیم؟

172
00:17:17,953 --> 00:17:21,999
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که
‫بریم ایگل پس و یکم مرفین بگیریم.

173
00:17:22,583 --> 00:17:24,209
‫این می‌تونه دردش رو تسکین بده.

174
00:17:24,752 --> 00:17:28,047
‫باید کمک کنیم جون بگیره و اگه بشه، ببریمش بیمارستان

175
00:17:28,130 --> 00:17:29,798
‫تا کلیه‌هاش رو معاینه کنن.

176
00:17:34,386 --> 00:17:35,387
‫من این کارو می‌کنم.

177
00:17:36,680 --> 00:17:38,348
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی تیتا.

178
00:17:38,432 --> 00:17:39,808
‫فینا می‌تونه بهش غذا بده.

179
00:17:40,059 --> 00:17:42,561
‫و می‌تونه تمام داروهایی که تجویز می‌کنم رو بهش بده.

180
00:17:44,229 --> 00:17:45,814
‫اون مادرمه، به من نیاز داره.

181
00:17:48,025 --> 00:17:49,068
‫من انجامش می‌دم.

182
00:17:51,528 --> 00:17:53,197
‫در اسرع وقت برمی‌گردم.

183
00:17:54,823 --> 00:17:55,866
‫یالا!

184
00:17:56,658 --> 00:17:57,659
‫یالا!

185
00:18:00,579 --> 00:18:01,580
‫دلفینو.

186
00:18:02,122 --> 00:18:03,332
‫این موضوع رو به روسائورا بگو.

187
00:18:03,415 --> 00:18:05,459
‫- می‌دونی گرترودیس کجاست؟
‫- آره، می‌دونم.

188
00:18:05,667 --> 00:18:07,294
‫- ممنون.
‫- خانم...

189
00:18:08,337 --> 00:18:09,338
‫ببخشید.

190
00:18:10,714 --> 00:18:13,050
‫فرصت نشد باهاتون صحبت کنم.

191
00:18:13,967 --> 00:18:16,178
‫من نمی‌خواستم شما رو ببرم اونجا.

192
00:18:16,345 --> 00:18:18,097
‫خانم النا بهم دستور داده بود.

193
00:18:18,347 --> 00:18:20,015
‫من همیشه این رو می‌دونستم دلفینو.

194
00:18:20,182 --> 00:18:21,308
‫نگران نباش.

195
00:18:23,685 --> 00:18:24,895
‫یه چیز دیگه هم هست.

196
00:18:25,437 --> 00:18:27,189
‫- آقای...
‫- اگه درباره‌ی گذشته‌ست...

197
00:18:28,232 --> 00:18:29,608
‫لطفاً هیچی نگو.

198
00:18:30,567 --> 00:18:31,860
‫- باشه.
‫- ممنون.

199
00:18:45,457 --> 00:18:47,751
‫چت شده فینا؟
‫هیچ‌وقت این‌قدر جدی نبودی.

200
00:18:48,460 --> 00:18:50,337
‫چون سرم خیلی شلوغه.

201
00:18:51,630 --> 00:18:53,173
‫اصلاً آسون نبوده.

202
00:18:53,382 --> 00:18:55,050
‫خب، من اینجام تا کمک کنم.

203
00:18:55,551 --> 00:18:57,219
‫ولی تو دوباره می‌ری، مگه نه؟

204
00:18:59,930 --> 00:19:02,015
‫چرا با ما نمیای ایگل پس؟

205
00:19:04,685 --> 00:19:05,727
‫بی‌خیال تیتا...

206
00:19:07,062 --> 00:19:09,439
‫خودت می‌دونی اوضاع مزرعه چطوره.

207
00:19:12,609 --> 00:19:14,570
‫بالاخره یکی باید مراقب خانم النا باشه.

208
00:19:15,320 --> 00:19:17,030
‫اوضاع اینجا خیلی پیچیده شده.

209
00:19:19,158 --> 00:19:20,409
‫مشکل چیه فینا؟

210
00:19:22,578 --> 00:19:23,620
‫هیچی.

211
00:19:26,456 --> 00:19:28,167
‫- بریم همون غرفه‌ی همیشگی.
‫- نه!

212
00:19:28,250 --> 00:19:30,627
‫صبر کن، تیتا، گوشت‌هایی که اونجا می‌فروشن خیلی بده.

213
00:19:30,711 --> 00:19:32,754
‫اونا همیشه بهترین بودن، بیا بریم.

214
00:19:38,385 --> 00:19:39,803
‫ممنون، روز خوبی داشته باشین.

215
00:19:42,472 --> 00:19:43,849
‫سلام، صبح بخیر!

216
00:19:44,057 --> 00:19:45,267
‫صبح بخیر خانم.

217
00:19:45,642 --> 00:19:46,685
‫چی دارین؟

218
00:19:47,644 --> 00:19:49,146
‫خب، تقریباً همه‌چی.

219
00:19:49,313 --> 00:19:50,314
‫چی می‌خواید؟

220
00:19:52,941 --> 00:19:54,234
‫لطفاً این رو بهم بدین.

221
00:19:54,735 --> 00:19:55,777
‫دم گاوه.

222
00:19:56,695 --> 00:19:57,738
‫چنده؟

223
00:19:58,322 --> 00:19:59,656
‫ده پزوعه.

224
00:20:01,283 --> 00:20:03,076
‫برای شما همیشه تخفیف داره.

225
00:20:04,328 --> 00:20:05,370
‫بفرمایید.

226
00:20:05,454 --> 00:20:06,955
‫- ممنون.
‫- ممنون!

227
00:20:09,374 --> 00:20:10,500
‫صبر کن!

228
00:20:21,220 --> 00:20:22,262
‫همونیه که دوست داری.

229
00:20:30,896 --> 00:20:31,897
‫اون چی بود؟

230
00:20:32,314 --> 00:20:33,523
‫چی، چی بود؟

231
00:20:33,649 --> 00:20:34,733
‫همون بسته‌هه دیگه.

232
00:20:35,484 --> 00:20:36,610
‫فقط یکم دل و جگره.

233
00:20:36,693 --> 00:20:37,861
‫بی‌خیال فینا!

234
00:20:37,945 --> 00:20:40,489
‫اون مرده نمی‌تونست چشم ازت برداره.

235
00:20:40,572 --> 00:20:41,949
‫بین تو و اون چه خبره؟

236
00:20:45,077 --> 00:20:46,411
‫ازم خواستگاری کرد.

237
00:20:47,412 --> 00:20:48,622
‫ولی من گفتم نه.

238
00:20:48,705 --> 00:20:51,124
‫فینا! چرا بهم نگفتی؟

239
00:20:51,625 --> 00:20:54,461
‫چون اتفاقات مهم‌تری داره میفته تیتا.

240
00:20:56,880 --> 00:20:58,298
‫چرا ردش کردی؟

241
00:20:58,924 --> 00:21:02,386
‫به نظر می‌رسه خیلی دوستت داره.
‫تو هم که سرخ شدی!

242
00:21:03,345 --> 00:21:04,888
‫شاید به خاطر اینه که هوا گرمه.

243
00:21:05,555 --> 00:21:06,765
‫نگاه کن! سبزیجات!

244
00:21:17,651 --> 00:21:18,860
‫بیا تو عزیزم.

245
00:21:23,156 --> 00:21:24,366
‫از تپه‌ها میای.

246
00:21:25,284 --> 00:21:26,326
‫از کجا فهمیدی؟

247
00:21:27,577 --> 00:21:29,913
‫بوی اقاقیا و خاک خیس می‌دی.

248
00:21:32,332 --> 00:21:33,625
‫چه کمکی می‌تونم بکنم؟

249
00:21:43,760 --> 00:21:45,095
‫چند وقتشه؟

250
00:21:46,680 --> 00:21:48,307
‫راستش رو بخوای، نمی‌دونم.

251
00:21:52,811 --> 00:21:55,856
‫اومدم اینجا ببینم می‌تونم
‫جلوی این مسئله رو بگیرم یا نه.

252
00:22:41,610 --> 00:22:43,278
‫اون یارو اذیتت کرد؟

253
00:22:44,154 --> 00:22:45,155
‫نه.

254
00:22:45,864 --> 00:22:47,282
‫اون اذیتم نکرد.

255
00:22:49,409 --> 00:22:50,535
‫پس کس دیگه‌ای اذیتت کرده؟

256
00:23:04,674 --> 00:23:05,675
‫راستش...

257
00:23:05,759 --> 00:23:07,636
‫وقتی اون مردها ریختن توی مزرعه،

258
00:23:11,807 --> 00:23:13,183
‫من رو گرفتن.

259
00:23:18,438 --> 00:23:20,607
‫با اینکه خانم النا ازم دفاع کرد،

260
00:23:21,608 --> 00:23:22,859
‫کتک خورد.

261
00:23:24,820 --> 00:23:25,987
‫منو کشون‌کشون بردن...

262
00:23:30,534 --> 00:23:32,702
‫و همه‌شون کتکم زدن...

263
00:23:39,918 --> 00:23:41,086
‫ولی الان خوبی؟

264
00:23:41,962 --> 00:23:43,338
‫جان می‌تونه معاینه‌ت کنه.

265
00:23:46,550 --> 00:23:48,218
‫جسمم خیلی وقته خوب شده.

266
00:23:54,182 --> 00:23:55,559
‫خسوس دوستم داشت.

267
00:23:58,019 --> 00:23:59,187
‫ولی حالا...

268
00:24:13,493 --> 00:24:14,870
‫اگه یه مرد واقعاً دوستت داشته باشه،

269
00:24:16,037 --> 00:24:18,123
‫تو رو با تمام زخم‌ها و دردهات می‌پذیره.

270
00:24:23,086 --> 00:24:25,714
‫حالا که آفتاب دراومده،
‫لباس‌ها رو پهن می‌کنم.

271
00:24:25,797 --> 00:24:26,798
‫ببخشید.

272
00:24:42,397 --> 00:24:43,607
‫کجا بودی؟

273
00:24:44,274 --> 00:24:45,942
‫به کریسپین گفتم دنبالت بگرده.

274
00:24:46,067 --> 00:24:47,277
‫داشتم لباس می‌شستم.

275
00:24:48,528 --> 00:24:49,988
‫و می‌خواستم حموم بکنم.

276
00:24:50,989 --> 00:24:53,283
‫- خب اون لباس‌ها کجان؟
‫- پهنشون کردم.

277
00:24:54,826 --> 00:24:57,913
‫از کِی تا حالا باید برای هر کاری که می‌کنم جواب پس بدم؟

278
00:24:58,079 --> 00:25:00,123
‫از وقتی که رفتارهای مرموز از خودت درمیاری.

279
00:25:02,000 --> 00:25:03,210
‫لباس می‌شوری،

280
00:25:04,002 --> 00:25:05,587
‫ولی لباس‌ها کجان؟

281
00:25:10,509 --> 00:25:12,427
‫بهتره بهم بگی چه خبره.

282
00:25:14,262 --> 00:25:15,514
‫هفته‌هاست که...

283
00:25:18,600 --> 00:25:20,435
‫حتی نمی‌ذاری پیشت باشم.

284
00:25:23,188 --> 00:25:24,397
‫قضیه اینه که...

285
00:25:26,024 --> 00:25:28,276
‫من نگران کمبود غذام خوان.

286
00:25:29,277 --> 00:25:30,529
‫مثل بقیه.

287
00:25:31,696 --> 00:25:33,615
‫آب گرم می‌کنم تا یکم قهوه درست کنم.

288
00:26:22,539 --> 00:26:23,748
‫فینا!

289
00:26:32,549 --> 00:26:33,633
‫فینا!

290
00:26:51,818 --> 00:26:53,486
‫اینجا چی‌کار می‌کنی تیتا؟

291
00:26:55,196 --> 00:26:57,365
‫چقدر پررویی که با اون دکتره پاشدی اومدی.

292
00:27:00,410 --> 00:27:01,453
‫بذار کمکت کنم.

293
00:27:01,536 --> 00:27:03,622
‫- فینا کجاست؟
‫- رفته، من کمکت می‌کنم.

294
00:27:03,705 --> 00:27:05,332
‫- بهم دست نزن!
‫- اجازه نخواستم.

295
00:27:05,415 --> 00:27:06,541
‫چی؟

296
00:27:09,586 --> 00:27:10,670
‫این چیه؟

297
00:27:12,005 --> 00:27:14,883
‫- من با جان ازدواج می‌کنم.
‫- من که گفتم تو نمی‌تونی ازدواج کنی!

298
00:27:15,425 --> 00:27:18,219
‫برگشتی که فقط این رو بکوبی توی صورتم.

299
00:27:19,012 --> 00:27:21,765
‫با وجود همه‌ی کارهایی که کردی
‫من اینجام، دارم کمکت می‌کنم.

300
00:27:21,848 --> 00:27:23,099
‫«با وجود همه‌ی کارها.»

301
00:27:23,308 --> 00:27:25,685
‫تو آبروی این خونه رو بردی.

302
00:27:26,061 --> 00:27:27,937
‫هیچ‌وقت به خاطر اینکه من رو مقصر...

303
00:27:28,021 --> 00:27:29,773
‫مرگ نوه خودم دونستی نمی‌بخشمت.

304
00:27:29,856 --> 00:27:31,441
‫بیا گذشته رو فراموش کنیم.

305
00:27:31,524 --> 00:27:33,568
‫از مریضی من سوءاستفاده می‌کنی.

306
00:27:33,652 --> 00:27:34,861
‫تو خیلی دورویی.

307
00:27:35,945 --> 00:27:37,822
‫- حق من این نیست.
‫- برو بیرون!

308
00:27:39,407 --> 00:27:41,117
‫خیلی نمک‌نشناسی. برو بیرون!

309
00:27:41,409 --> 00:27:43,411
‫می‌رم و دیگه هیچ‌وقت من رو نمی‌بینی.

310
00:27:43,495 --> 00:27:44,496
‫ازدواج می‌کنم.

311
00:27:44,579 --> 00:27:47,207
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه دستت رو بذارم
‫توی دست یکی دیگه برای ازدواج.

312
00:27:47,499 --> 00:27:50,418
‫تو من رو از سرت باز کردی،
‫پس هر کاری دلم بخواد می‌کنم.

313
00:27:50,627 --> 00:27:52,962
‫من مثل تو تنها و تلخ نمی‌شم.

314
00:28:18,279 --> 00:28:19,447
‫این دفعه دیگه چی شده؟

315
00:28:28,665 --> 00:28:29,999
‫از من خسته شدی؟

316
00:28:32,585 --> 00:28:34,212
‫یه زمین‌دار پیدا کردی.

317
00:28:39,634 --> 00:28:41,094
‫یکی از آدم‌های جنس خودت.

318
00:28:41,261 --> 00:28:43,012
‫تو هیچی نمی‌دونی خوان.

319
00:28:44,973 --> 00:28:46,057
‫بگیر بخواب.

320
00:28:48,268 --> 00:28:50,770
‫چی رو باید بدونم؟ تو که چیزی بهم نمی‌گی.

321
00:28:53,648 --> 00:28:54,649
‫بگو.

322
00:28:57,277 --> 00:28:58,778
‫دیگه معما بازی درنیار.

323
00:29:06,536 --> 00:29:07,871
‫رفتم پیش یه قابله.

324
00:29:12,584 --> 00:29:13,752
‫چی؟ چرا؟

325
00:29:15,462 --> 00:29:17,130
‫چون من باردارم خوان.

326
00:29:20,675 --> 00:29:21,718
‫چی؟

327
00:29:26,681 --> 00:29:28,767
‫و نمی‌دونم این بچه رو می‌خوام یا نه.

328
00:29:37,776 --> 00:29:40,236
‫من برای مادر شدن ساخته نشدم.

329
00:30:16,856 --> 00:30:18,149
‫برو...

330
00:30:19,359 --> 00:30:20,568
‫فقط برو بیرون...

331
00:30:56,646 --> 00:30:58,982
‫اون عوضی‌ها نابودم کردن.

332
00:31:02,527 --> 00:31:04,988
‫با این حال، سعی کردی به فینا کمک کنی
‫وقتی بهش حمله شد.

333
00:31:05,613 --> 00:31:06,990
‫بی‌فایده بود.

334
00:31:08,533 --> 00:31:10,285
‫به هر حال کتکش زدن.

335
00:31:12,871 --> 00:31:14,038
‫حیوون‌ها...

336
00:31:20,879 --> 00:31:23,882
‫کاش مرد به دنیا اومده بودم.

337
00:31:28,553 --> 00:31:31,514
‫مردها هر وقت هر کاری دلشون بخواد می‌کنن.

338
00:31:33,850 --> 00:31:35,476
‫اونا مجازن هر کاری بکنن.

339
00:31:41,983 --> 00:31:44,068
‫اونا من رو از وسط دو نیم کردن تیتا.

340
00:31:54,120 --> 00:31:56,623
‫تو قوی‌ای مامان، همیشه قوی بودی.

341
00:32:06,132 --> 00:32:08,217
‫یه لیوان دمنوش گل ساعتی بهم بده.

342
00:32:57,392 --> 00:32:58,810
‫صبح بخیر خانم.

343
00:32:59,143 --> 00:33:00,228
‫صبح بخیر.

344
00:33:05,525 --> 00:33:08,027
‫تا کِی می‌خوای غمگین باشی؟

345
00:33:10,321 --> 00:33:12,824
‫تو تنها زنی نیستی که این اتفاق براش افتاده.

346
00:33:15,368 --> 00:33:16,369
‫بله خانم.

347
00:33:18,579 --> 00:33:19,872
‫تیتا کجاست؟

348
00:33:21,416 --> 00:33:22,500
‫بگو بیاد.

349
00:33:37,598 --> 00:33:39,976
‫می‌خوام دوباره آشپزی رو به عهده بگیری.

350
00:33:40,226 --> 00:33:41,894
‫یه چیز خوشمزه برام بپز.

351
00:33:43,187 --> 00:33:45,023
‫این دختره هیچ‌چیز خوبی نمی‌پزه.

352
00:33:46,024 --> 00:33:47,233
‫چشم مامان.

353
00:33:49,610 --> 00:33:51,320
‫منتظر چی هستی؟ آشپزی کن!

354
00:33:57,493 --> 00:34:01,205
‫این تأیید از طرف النا حرکت کوچیکی بود،

355
00:34:02,123 --> 00:34:03,291
‫اما برای تیتا،

356
00:34:03,833 --> 00:34:06,085
‫یه دنیا ارزش داشت.

357
00:34:07,295 --> 00:34:11,841
‫اون واقعاً نیاز داشت یه چیز خاص برای مادرش بپزه.

358
00:34:12,592 --> 00:34:16,262
‫نیاز به یه دستور پخت داشت تا عشقش،

359
00:34:17,138 --> 00:34:19,974
‫و همدردی عمیقش رو بهش نشون بده.

360
00:34:23,061 --> 00:34:26,105
‫تیتا، یه آبگوشت خوب مثل یه نوازش خوبه.

361
00:34:27,398 --> 00:34:28,858
‫مثل یه آغوش گرم.

362
00:34:29,192 --> 00:34:31,944
‫مثل بیدار شدن توی سپیده‌دم بعد از یه کابوسه.

363
00:34:32,820 --> 00:34:34,113
‫مثل برگشتن به خونه‌ست.

364
00:34:34,739 --> 00:34:36,074
‫پناهگاه امنِ ما.

365
00:34:36,949 --> 00:34:40,369
‫من این آبگوشت رو وقتی مریض بودی برات می‌پختم...

366
00:34:42,455 --> 00:34:44,165
‫یا وقتی ناراحت بودی.

367
00:34:45,625 --> 00:34:46,918
‫آبگوشت می‌تونه شفا بده.

368
00:34:51,881 --> 00:34:54,175
‫برای پختن این آبگوشت، مواد لازم ایناست:

369
00:34:54,258 --> 00:34:56,719
‫دو تا دم گاو، یه پیاز،

370
00:34:57,053 --> 00:34:59,889
‫دو حبه سیر، گوجه‌فرنگی و ذرت.

371
00:35:07,855 --> 00:35:09,941
‫وقتی سیر و پیاز رو خرد کردین،

372
00:35:10,024 --> 00:35:13,069
‫باید اونا رو با دم گاو که از قبل خرد شده تفت بدین.

373
00:35:17,824 --> 00:35:21,828
‫دم گاو باید توی مقدار مناسبی آب پخته بشه.

374
00:35:22,120 --> 00:35:25,206
‫اگه آبش خیلی زیاد باشه،
‫آبگوشت در نهایت آبکی می‌شه.

375
00:35:25,706 --> 00:35:28,626
‫یه آبگوشت حسابی باید غلیظ و سوپ‌مانند باشه.

376
00:35:30,002 --> 00:35:33,172
‫وقتی آب جوش اومد، سبزیجات رو اضافه می‌کنیم.

377
00:35:53,401 --> 00:35:59,407
‫[سوپ دم گاو]

378
00:36:02,577 --> 00:36:05,454
‫[سن آنتونیو، تگزاس]

379
00:36:09,500 --> 00:36:10,626
‫بفرمایید.

380
00:36:11,669 --> 00:36:15,131
‫یه عفونامه که توسط خودِ رئیس‌جمهور مکزیک امضا شده.

381
00:36:15,214 --> 00:36:16,674
‫[ایالات متحده مکزیک]

382
00:36:16,799 --> 00:36:18,092
‫بلیط برگشتت.

383
00:36:20,303 --> 00:36:22,305
‫پول توی کشور شما معجزه می‌کنه.

384
00:36:26,100 --> 00:36:28,895
‫ما از شر یه دیکتاتوری خلاص شدیم
‫و دوباره برگشتیم سر همون جای اول.

385
00:36:29,937 --> 00:36:32,648
‫شرایط زندگی افتضاحه، هیچ‌چیزی عوض نشده.

386
00:36:32,815 --> 00:36:37,195
‫بهت عفو دادن، ولی هنوزم براشون یه شورشی هستی.

387
00:36:39,280 --> 00:36:41,866
‫مطمئنی می‌خوای برگردی پیدراس نگراس؟

388
00:36:42,074 --> 00:36:43,409
‫مزرعه رو پس می‌گیرم.

389
00:36:44,410 --> 00:36:46,537
‫و عموم تقاص کارهایی که کرده رو پس می‌ده.

390
00:36:46,662 --> 00:36:47,663
‫عموت...

391
00:36:48,539 --> 00:36:51,417
‫من فکر می‌کنم عموت داره کارهای غیرقانونی می‌کنه.

392
00:36:52,126 --> 00:36:53,586
‫از وقتی ترفیع گرفته،

393
00:36:53,669 --> 00:36:58,674
‫مزارع همسایه‌ی پدرت مورد حمله‌ی پیروان ویا قرار گرفتن.

394
00:36:59,634 --> 00:37:01,969
‫وقتی به مزارع حمله می‌شه، متروکه می‌شن.

395
00:37:02,470 --> 00:37:04,722
‫زمین‌دارها هم از روی ترس، اونا رو ارزون می‌فروشن.

396
00:37:05,806 --> 00:37:07,266
‫کی داره اون مزارع رو می‌خره؟

397
00:37:10,811 --> 00:37:14,357
‫من به پدرت قول دادم پات رو توی این قضایا باز نکنم.

398
00:37:16,400 --> 00:37:18,569
‫ولی می‌دونم این جلوت رو نمی‌گیره.

399
00:37:30,748 --> 00:37:34,627
‫اگه یه وقتی به کمک دولت نیاز داشتی،

400
00:37:36,295 --> 00:37:40,841
‫توی تماس گرفتن با ژنرال وارگاس توی مونکلووا شک نکن.

401
00:37:42,510 --> 00:37:43,844
‫اون دوست قدیمیمه.

402
00:37:47,306 --> 00:37:48,307
‫ببخشید.

403
00:37:48,891 --> 00:37:50,393
‫پدرو، کالسکه آماده‌ست.

404
00:37:50,643 --> 00:37:51,644
‫بریم.

405
00:37:56,983 --> 00:37:57,984
‫موفق باشی.

406
00:37:58,901 --> 00:37:59,902
‫ممنون.

407
00:38:07,785 --> 00:38:09,203
‫ببخشید خانم.

408
00:38:12,540 --> 00:38:13,624
‫یکم دیگه برام چای بیار.

409
00:38:14,375 --> 00:38:15,376
‫بله.

410
00:38:31,267 --> 00:38:32,977
‫همون‌طور که ناچا گفته بود.

411
00:38:33,144 --> 00:38:37,523
‫سوپ دم گاو محبت عمیقی برای النا بود.

412
00:38:42,903 --> 00:38:45,031
‫آغوشی پر از محبت،

413
00:38:45,323 --> 00:38:48,326
‫لطافتی که سال‌ها بود حسش نکرده بود.

414
00:39:28,407 --> 00:39:29,450
‫خوسه.

415
00:39:32,328 --> 00:39:37,416
‫النا همدردیِ تیتا رو از نگاه خوسه تروینیو حس کرد.

416
00:39:40,753 --> 00:39:43,172
‫بعد فهمید که تیتا چقدر ممکنه از دیدن اون...

417
00:39:43,255 --> 00:39:45,091
‫توی همچین وضعیتی ناراحت بشه.

418
00:39:54,100 --> 00:39:57,019
‫و النا نمی‌تونست این رو تحمل کنه.

419
00:40:12,576 --> 00:40:14,328
‫توی اون آبگوشت چیه؟

420
00:40:16,789 --> 00:40:17,998
‫فینا!

421
00:40:21,168 --> 00:40:22,670
‫دارن من رو مسموم می‌کنن.

422
00:40:24,130 --> 00:40:25,381
‫دارن من رو مسموم می‌کنن.

423
00:40:26,340 --> 00:40:28,467
‫- توی اون آبگوشت چی ریختی؟!
‫- هیچی.

424
00:40:28,551 --> 00:40:31,262
‫- تیتا می‌خواد من رو بکشه!
‫- هیشکی نمی‌خواد شما رو بکشه...

425
00:40:31,303 --> 00:40:33,013
‫من نمی‌خوام کشته بشم، مفهومه؟

426
00:40:33,931 --> 00:40:35,266
‫چی شده؟

427
00:40:35,850 --> 00:40:37,476
‫توی اون آبگوشت چی بود تیتا؟

428
00:40:37,560 --> 00:40:39,437
‫- هیچی مامان.
‫- تو می‌خوای من رو مسموم کنی!

429
00:40:39,520 --> 00:40:40,938
‫هیشکی نمی‌خواد شما رو مسموم کنه.

430
00:40:41,063 --> 00:40:42,064
‫نمک‌نشناس!

431
00:40:42,148 --> 00:40:45,067
‫- یکم آب بیار...
‫- تا من رو نکشی دست برنمی‌داری، مگه نه؟

432
00:40:45,526 --> 00:40:48,946
‫فکر می‌کنی تقصیر منه که نذاشتم پیش موزکیز باشی.

433
00:40:49,029 --> 00:40:52,158
‫ولی اون خودش روسائورا رو انتخاب کرد!

434
00:40:52,408 --> 00:40:54,535
‫تو اون عشق رو نابود کردی، نه من!

435
00:40:54,618 --> 00:40:56,120
‫خیلی‌خب حالا، آروم باشین.

436
00:40:56,203 --> 00:40:58,122
‫چرا شما دو تا فرار نکردین؟

437
00:40:59,540 --> 00:41:02,668
‫عشق من کشته شد، چرا تو با اون فرار نکردی؟

438
00:41:03,002 --> 00:41:04,003
‫احمق!

439
00:41:05,713 --> 00:41:06,755
‫دکتر...

440
00:41:07,298 --> 00:41:08,549
‫اون می‌خواد من رو مسموم کنه.

441
00:41:09,508 --> 00:41:12,636
‫- اون آبگوشت رو مسموم کرده.
‫- عفونت باعث شده هذیون بگه.

442
00:41:13,179 --> 00:41:14,263
‫بیرون منتظر باش.

443
00:41:15,014 --> 00:41:16,432
‫دخترهام کجان؟

444
00:41:16,515 --> 00:41:19,226
‫حرفم رو باور کن دکتر،
‫اون آبگوشت رو مسموم کرده.

445
00:41:19,310 --> 00:41:20,895
‫دخترم می‌خواد من رو مسموم کنه.

446
00:41:20,978 --> 00:41:22,646
‫مزه‌اش خوب نبود.

447
00:41:22,813 --> 00:41:24,273
‫خانم النا...

448
00:41:28,444 --> 00:41:29,695
‫چی شد فینا؟

449
00:41:30,279 --> 00:41:31,405
‫نمی‌دونم.

450
00:41:32,865 --> 00:41:35,534
‫شاید من اشتباه کردم و مزه‌اش خوب نشده.

451
00:41:54,220 --> 00:41:55,262
‫نه، تیتا.

452
00:41:56,889 --> 00:41:58,015
‫برعکس.

453
00:42:01,810 --> 00:42:03,145
‫کجا می‌ری فینا؟

454
00:42:03,771 --> 00:42:04,813
‫فینا!

455
00:42:22,206 --> 00:42:25,000
‫فکر می‌کردم میونه‌مون داره بهتر می‌شه.

456
00:42:29,421 --> 00:42:31,799
‫تیتا، باید مادرت رو ببریم بیمارستان.

457
00:42:33,050 --> 00:42:36,512
‫داروها بالاخره اثر می‌کنن،
‫اما باید زودتر بره بیمارستان.

458
00:42:43,185 --> 00:42:44,687
‫خیلی‌خب. بیا اینجا.

459
00:42:56,073 --> 00:42:57,074
‫خسوس!

460
00:42:59,243 --> 00:43:00,244
‫خسوس...

461
00:43:00,327 --> 00:43:01,412
‫فینا، این...

462
00:43:04,748 --> 00:43:06,333
‫می‌خوام توضیح بدم چرا رفتم.

463
00:43:07,376 --> 00:43:10,671
‫ولی حرفم رو قطع نکن،
‫وگرنه ممکنه نتونم ادامه بدم.

464
00:43:48,751 --> 00:43:50,002
‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟

465
00:43:52,171 --> 00:43:53,213
‫چی؟

466
00:43:58,552 --> 00:44:00,471
‫من فکر می‌کنم اون بچه خیلی خوشبخته.

467
00:44:03,390 --> 00:44:04,975
‫چون تو قراره مادرش بشی.

468
00:44:12,066 --> 00:44:14,109
‫و من می‌جنگم تا اوضاع رو تغییر بدم.

469
00:44:17,821 --> 00:44:18,989
‫برای تو. برای این بچه.

470
00:44:28,666 --> 00:44:29,708
‫گرترودیس.

471
00:44:35,214 --> 00:44:36,382
‫بیا این بچه رو نگه داریم.

472
00:44:48,686 --> 00:44:50,396
‫خوان، تو من رو خیلی خوب می‌شناسی.

473
00:44:51,980 --> 00:44:53,649
‫من همیشه هر کاری دلم بخواد می‌کنم.

474
00:44:54,483 --> 00:44:56,235
‫مادرم نمی‌تونست حریف من بشه.

475
00:45:00,406 --> 00:45:02,282
‫ولی اگه این بچه رو به دنیا بیارم،

476
00:45:02,533 --> 00:45:03,784
‫همه‌چی عوض می‌شه.

477
00:45:04,993 --> 00:45:06,954
‫نمی‌دونم می‌تونم باهاش کنار بیام یا نه.

478
00:45:19,800 --> 00:45:22,594
‫ولی از صمیم قلب دلم می‌خواد تلاش کنم.

479
00:45:25,514 --> 00:45:27,516
‫- چیه؟
‫- ببخشید سرهنگ.

480
00:45:28,142 --> 00:45:29,601
‫- خانم گرترودیس.
‫- بله؟

481
00:45:29,810 --> 00:45:31,186
‫من از پیدراس نگراس میام.

482
00:45:31,395 --> 00:45:32,855
‫مادرتون بهتون نیاز داره.

483
00:45:52,458 --> 00:45:54,543
‫یکی می‌خواد من رو مسموم کنه.

484
00:45:56,378 --> 00:45:58,088
‫هیشکی من رو مسموم نمی‌کنه...

485
00:46:27,159 --> 00:46:29,369
‫تیتا! تیتا!

486
00:46:43,091 --> 00:46:44,092
‫زنده‌ست.

487
00:46:53,393 --> 00:46:54,770
‫تموم داروی قی‌آور رو سر کشیده.

488
00:46:56,772 --> 00:46:57,940
‫چی‌کار کنیم؟

489
00:46:59,024 --> 00:47:00,818
‫متأسفانه کاری از دستمون برنمیاد.

490
00:47:02,361 --> 00:47:05,239
‫وقتی با دوز بالا مصرف بشه،
‫در واقع تبدیل به یه سم می‌شه.

491
00:47:43,443 --> 00:47:45,195
‫تیتا توی دفتر خاطراتش نوشت

492
00:47:45,445 --> 00:47:48,824
‫که ارتباطش با پدرو اون‌قدر قوی بود

493
00:47:49,700 --> 00:47:54,705
‫که اون روز، خیلی قبل از رسیدنش، حضورش رو حس کرد.

494
00:49:12,741 --> 00:49:13,742
‫ممنون.

495
00:49:23,126 --> 00:49:25,379
‫دلفینو، وسایلمون رو ببر توی اتاقم.

496
00:49:26,254 --> 00:49:27,297
‫ممنون.

497
00:50:11,550 --> 00:50:12,551
‫ولی...

498
00:50:14,845 --> 00:50:15,846
‫چطوری...؟

499
00:50:22,269 --> 00:50:23,645
‫چرا دنبالم نگشتی؟

500
00:50:25,397 --> 00:50:26,481
‫تیتا...

501
00:50:29,151 --> 00:50:30,235
‫وقتشه.

502
00:51:02,601 --> 00:51:03,602
‫مامان...

503
00:51:05,270 --> 00:51:06,313
‫دخترم...

504
00:51:21,536 --> 00:51:23,413
‫تو بارداری.

505
00:51:26,249 --> 00:51:27,501
‫آره مامان.

506
00:51:53,819 --> 00:51:54,986
‫گرترودیس...

507
00:51:57,864 --> 00:51:59,241
‫به خودت فشار نیار مامان.

508
00:52:03,787 --> 00:52:05,455
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

509
00:52:05,622 --> 00:52:06,748
‫منم دلم برات تنگ شده بود.

510
00:52:08,416 --> 00:52:09,626
‫روسائورا...

511
00:52:11,002 --> 00:52:13,213
‫تو بزرگِ خانواده‌ای.

512
00:52:15,382 --> 00:52:17,759
‫سنت‌هامون رو حفظ کن.

513
00:52:19,928 --> 00:52:22,514
‫شکوه و جلال رو به «لاس پالوماس» برگردون.

514
00:52:26,518 --> 00:52:27,519
‫چشم مامان.

515
00:52:28,520 --> 00:52:29,554
‫قول می‌دم این کار رو بکنم.

516
00:52:29,604 --> 00:52:34,734
‫«ترجمه از رضا فتحی»

517
00:54:33,353 --> 00:54:35,689
‫[آنچه در قسمت بعد خواهید دید...]

518
00:54:35,772 --> 00:54:39,192
‫می‌دونم وقتی یکی رو دوست داری،
‫عشقش یهو دود نمی‌شه بره هوا.

519
00:54:39,401 --> 00:54:40,610
‫به افتخارتون!

520
00:54:40,694 --> 00:54:42,862
‫تو از تیتا سوءاستفاده کردی تا فریبش بدی.

521
00:54:42,946 --> 00:54:44,572
‫من از تیتا سوءاستفاده نکردم!

522
00:54:44,656 --> 00:54:46,616
‫خودت می‌دونی که ما همدیگه رو دوست داریم.

523
00:54:47,409 --> 00:54:50,078
‫دستور دارم پدرو موزکیز رو دستگیر کنم.

524
00:54:50,203 --> 00:54:54,165
‫- ولم کن!
‫- یه کاری می‌کنم قطعاً بمیری.

525
00:54:56,165 --> 00:55:06,165
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M