1
00:03:45,600 --> 00:03:50,647
‫«ترجمه از رضا فتحی»

2
00:03:50,688 --> 00:03:53,733
‫«خوشا به حال اونایی که در راه خدا می‌میرن.»

3
00:03:54,400 --> 00:03:55,443
‫من، جان،

4
00:03:56,027 --> 00:03:57,904
‫صدایی از آسمون شنیدم که بهم گفت:

5
00:03:58,738 --> 00:04:00,531
‫«خوشا به حال کسانی...

6
00:04:00,782 --> 00:04:03,326
‫که در راه خدا می‌میرن.

7
00:04:03,868 --> 00:04:06,362
‫اونا می‌تونن بعد از کارهاشون برای همیشه استراحت کنن،

8
00:04:06,412 --> 00:04:08,873
‫چون اعمال نیکشون باهاشونه.»

9
00:04:10,083 --> 00:04:13,419
‫به پروردگارمون و عیسی مسیح دعا می‌کنیم.

10
00:04:13,878 --> 00:04:14,879
‫و می‌گیم...

11
00:04:14,963 --> 00:04:16,005
‫- آمین.
‫- آمین.

12
00:04:43,700 --> 00:04:47,829
‫اشک‌های تیتا به خاطر مُردن مادر کنترل‌گرش نبودن،

13
00:04:48,705 --> 00:04:49,956
‫بلکه به خاطر زنی بود...

14
00:04:50,331 --> 00:04:51,624
‫که مثل خودش...

15
00:04:52,041 --> 00:04:53,584
‫اجازه نداشت عاشق بشه.

16
00:04:55,503 --> 00:04:56,796
‫همون لحظه...

17
00:04:57,130 --> 00:04:59,257
‫فهمید که در نهایت،

18
00:04:59,716 --> 00:05:02,010
‫یه پیوندی بینشون وجود داشته.

19
00:05:10,810 --> 00:05:11,811
‫اون روز بعدازظهر،

20
00:05:11,978 --> 00:05:15,315
‫یه باد شدید خاک قبرستون رو بلند کرد،

21
00:05:16,524 --> 00:05:19,986
‫انگار النا داشت مقاومت می‌کرد
‫و نمی‌خواست دفن بشه.

22
00:05:42,550 --> 00:05:43,593
‫تیتا.

23
00:05:46,971 --> 00:05:48,473
‫می‌دونم ازت دور بودم.

24
00:05:57,982 --> 00:05:59,025
‫من رو ببخش.

25
00:06:00,693 --> 00:06:02,320
‫آمادگی دیدنت رو نداشتم.

26
00:06:05,406 --> 00:06:07,700
‫پس کاری کردی باور کنم هنوز مردی؟

27
00:06:10,244 --> 00:06:11,829
‫خیلی پیچیده‌ست.

28
00:06:15,083 --> 00:06:16,292
‫روبرتیتو رو از دست دادم.

29
00:06:18,711 --> 00:06:20,004
‫بعدش پدرم رو.

30
00:06:22,465 --> 00:06:23,591
‫به همه آسیب زدم.

31
00:06:26,803 --> 00:06:27,887
‫خودخواه بودم.

32
00:06:31,724 --> 00:06:33,393
‫این بار می‌خوام کار درست رو انجام بدم.

33
00:06:37,063 --> 00:06:38,523
‫این برای همه بهترین کاره.

34
00:07:24,819 --> 00:07:26,529
‫می‌دونی که می‌تونی همه‌چی رو بهم بگی.

35
00:07:37,248 --> 00:07:39,000
‫خیلی چیزها توی دلته تیتا.

36
00:07:41,002 --> 00:07:43,880
‫می‌خوام بدونی درک می‌کنم
‫داری با چی دست‌وپنجه نرم می‌کنی.

37
00:07:46,340 --> 00:07:47,508
‫حالم خوب می‌شه.

38
00:07:54,265 --> 00:07:56,225
‫می‌دونم پدرو چقدر برات ارزشمند بود.

39
00:07:58,478 --> 00:08:00,188
‫می‌دونم وقتی یکی رو دوست داری،

40
00:08:00,271 --> 00:08:02,273
‫عشقش یهو دود نمی‌شه بره هوا.

41
00:08:06,819 --> 00:08:09,530
‫منظورم اینه که اگه وقت بیشتری لازم داری،

42
00:08:10,531 --> 00:08:12,116
‫یا اگه نظرت عوض شده،

43
00:08:13,576 --> 00:08:14,702
‫درکت می‌کنم.

44
00:08:22,251 --> 00:08:23,753
‫من می‌خوام باهات ازدواج کنم جان.

45
00:08:25,379 --> 00:08:26,631
‫این هیچ تغییری نکرده.

46
00:08:28,549 --> 00:08:30,551
‫اما اینجا حس خوبی بهم نمی‌ده.

47
00:08:34,472 --> 00:08:35,681
‫پس بیا بریم.

48
00:08:37,099 --> 00:08:40,061
‫بعد از اینکه این نُه روز تموم شد،
‫برمی‌گردیم ایگل پس.

49
00:08:53,616 --> 00:08:54,700
‫ممنون فینا.

50
00:08:55,117 --> 00:08:56,869
‫- ممنون فینا.
‫- ممنون.

51
00:08:58,829 --> 00:08:59,830
‫نوش جان.

52
00:09:00,706 --> 00:09:02,208
‫- نوش جان.
‫- نوش جان.

53
00:09:07,088 --> 00:09:08,214
‫می‌خوری...؟

54
00:09:08,297 --> 00:09:09,549
‫- نه، ممنون.
‫- خیلی‌خب.

55
00:09:11,968 --> 00:09:13,344
‫می‌خوام ازت عذرخواهی کنم.

56
00:09:14,637 --> 00:09:16,722
‫مسئله‌ی مرگ مادرم...

57
00:09:16,806 --> 00:09:20,184
‫فرصت نداد بگم که چقدر از نامزدیتون خوشحالم.

58
00:09:22,019 --> 00:09:23,312
‫به افتخار شما.

59
00:09:23,646 --> 00:09:25,815
‫براتون تمام خوشبختی‌های دنیا رو آرزو می‌کنم.

60
00:09:26,440 --> 00:09:28,401
‫شما مرد خیلی خوش‌شانسی هستید دکتر.

61
00:09:28,484 --> 00:09:30,061
‫خیلی ممنون روسائورا.

62
00:09:30,111 --> 00:09:34,240
‫منم خیلی خوشحالم که بخشی از این خانواده‌ام.

63
00:09:36,450 --> 00:09:38,494
‫خیلی خوشحالم که بالاخره کسی رو پیدا کردی

64
00:09:38,578 --> 00:09:40,663
‫که بقیه‌ی عمرت رو باهاش بگذرونی تیتا.

65
00:09:40,955 --> 00:09:42,790
‫من و شوهرم...

66
00:09:43,874 --> 00:09:46,669
‫هر چیزی که نیاز داشته باشید در خدمتتون هستیم.

67
00:09:46,752 --> 00:09:49,171
‫- ممنون.
‫- عروسی کجا برگزار می‌شه؟

68
00:09:49,505 --> 00:09:51,299
‫قصد دخالت ندارم،

69
00:09:51,382 --> 00:09:54,677
‫اما به نظرم هرچه زودتر ازدواج کنید بهتره.

70
00:09:56,637 --> 00:09:59,348
‫هنوز در مورد تاریخش صحبت نکردیم.

71
00:10:00,808 --> 00:10:02,184
‫در مورد مکانش...

72
00:10:04,020 --> 00:10:05,021
‫ایگل پس.

73
00:10:06,230 --> 00:10:07,815
‫توی ایگل پس ازدواج می‌کنیم.

74
00:10:08,190 --> 00:10:09,191
‫درسته.

75
00:10:10,651 --> 00:10:12,028
‫به افتخارتون!

76
00:10:12,987 --> 00:10:14,071
‫- به افتخارش.
‫- به افتخارش.

77
00:10:14,697 --> 00:10:15,698
‫به افتخارش.

78
00:10:15,906 --> 00:10:17,950
‫- چی شده؟
‫- ارتش اینجاست!

79
00:10:18,034 --> 00:10:19,660
‫قایم شو گرترودیس. زود باش!

80
00:10:20,870 --> 00:10:22,496
‫از این طرف! در.

81
00:10:23,789 --> 00:10:25,916
‫واسه چی اومدید اینجا، چطور اومدید تو؟

82
00:10:26,083 --> 00:10:28,961
‫من دستور دارم پدرو موزکیز رو دستگیر کنم.

83
00:10:29,587 --> 00:10:33,215
‫اون متهم به شورش و خیانت به کشوره.

84
00:10:33,549 --> 00:10:35,009
‫- بریم!
‫- راه بیفت آقا.

85
00:10:35,384 --> 00:10:36,886
‫- اشتباه می‌کنید.
‫- صبر کن.

86
00:10:37,094 --> 00:10:39,305
‫- ولم کن! به من عفونامه دادن!
‫- پدرو!

87
00:10:39,388 --> 00:10:40,681
‫ولم کن! فقط...

88
00:10:40,765 --> 00:10:42,516
‫- ولش کنید!
‫- ولم کن!

89
00:10:42,767 --> 00:10:44,435
‫- ولش کنید، لطفاً!
‫- ولم کن!

90
00:10:44,518 --> 00:10:45,728
‫تکون نخور!

91
00:10:46,937 --> 00:10:48,564
‫- بهش آسیب نزنید!
‫- بذار...!

92
00:10:48,814 --> 00:10:49,857
‫نزنیدش!

93
00:10:51,525 --> 00:10:53,527
‫روسائورا! مدارک!

94
00:10:55,780 --> 00:10:56,947
‫سر جات بمون!

95
00:10:57,365 --> 00:10:59,659
‫آروم باشید لطفاً. اون مرد مدرک داره.

96
00:10:59,742 --> 00:11:00,910
‫یالا!

97
00:11:00,993 --> 00:11:02,036
‫با روسائورا برو.

98
00:11:03,037 --> 00:11:04,372
‫یالا!

99
00:11:10,961 --> 00:11:12,171
‫روسائورا، چی شده؟

100
00:11:12,672 --> 00:11:13,673
‫فقط نفس بکش!

101
00:11:15,883 --> 00:11:17,009
‫چی شده؟

102
00:11:17,426 --> 00:11:18,469
‫حالت خوبه؟

103
00:11:19,345 --> 00:11:20,513
‫پدرو کجاست؟

104
00:11:20,680 --> 00:11:22,348
‫ارتش بردش.

105
00:11:22,431 --> 00:11:23,683
‫می‌رم عفونامه رو بیارم.

106
00:11:27,937 --> 00:11:29,563
‫لطفاً بشین.

107
00:11:31,607 --> 00:11:32,817
‫باشه، مراقب باش.

108
00:11:34,860 --> 00:11:36,153
‫داره بچه‌ش به دنیا میاد.

109
00:11:36,612 --> 00:11:37,905
‫- من می‌برمش.
‫- نه!

110
00:11:37,988 --> 00:11:39,031
‫چی؟

111
00:11:39,115 --> 00:11:40,700
‫گرترودیس، این رو بگیر، نجاتش بده!

112
00:11:40,783 --> 00:11:42,910
‫نه. اگه کسی ببینتش، دستگیر می‌شه.

113
00:11:46,414 --> 00:11:47,623
‫می‌برمت توی تختت.

114
00:12:05,933 --> 00:12:08,853
‫دوست داری نقش تولد دوباره‌ی عیسی رو بازی کنی.

115
00:12:11,105 --> 00:12:13,399
‫اما پدریتو، برگشتن به پیدراس نگراس؟

116
00:12:13,774 --> 00:12:15,276
‫پیش خودت چی فکر کردی؟

117
00:12:15,651 --> 00:12:18,654
‫باید پیش همون یانکی‌ها قایم می‌شدی.

118
00:12:18,946 --> 00:12:21,240
‫اشتباه شده عمو. من دیگه شورشی نیستم.

119
00:12:21,323 --> 00:12:22,366
‫لعنتی!

120
00:12:23,033 --> 00:12:24,410
‫چی؟ همین‌جوری الکیه؟

121
00:12:24,493 --> 00:12:26,287
‫رئیس‌جمهور بهم عفو داده.

122
00:12:26,370 --> 00:12:28,080
‫- کجاست؟
‫- توی مزرعه‌ست.

123
00:12:28,205 --> 00:12:30,499
‫رئیس‌جمهور خائن‌ها رو عفو نمی‌کنه!

124
00:12:32,793 --> 00:12:34,712
‫- روی زانوهاش بنشونیدش!
‫- بله ژنرال!

125
00:12:39,717 --> 00:12:42,762
‫این دفعه یه کاری می‌کنم قطعاً بمیری.

126
00:12:52,521 --> 00:12:53,606
‫صبر کنید!

127
00:12:57,777 --> 00:13:00,988
‫این نامه رو رئیس‌جمهور امضا کرده،
‫نمی‌تونید بهش دست بزنید!

128
00:13:12,500 --> 00:13:13,501
‫اینم آب.

129
00:13:14,043 --> 00:13:17,004
‫جعبه‌ی کمک‌های اولیه‌ام توی اتاقمه.
‫داره بچه‌ش به دنیا میاد.

130
00:13:22,718 --> 00:13:23,761
‫ممنون.

131
00:13:25,638 --> 00:13:26,931
‫تو دیگه شورشی نیستی.

132
00:13:28,766 --> 00:13:30,851
‫از کِی تا حالا داری از دولت حمایت می‌کنی؟

133
00:13:38,317 --> 00:13:39,902
‫بچه‌ت داره به دنیا میاد.

134
00:13:56,544 --> 00:13:57,837
‫حالت چطوره روسائورا؟

135
00:13:59,505 --> 00:14:01,340
‫خیلی خوشگله.

136
00:14:03,634 --> 00:14:05,427
‫گرترودیس، می‌تونن بیان تو.

137
00:14:14,061 --> 00:14:15,354
‫تیتا، حالت خوبه؟

138
00:14:18,566 --> 00:14:19,650
‫حال بچه چطوره؟

139
00:14:21,235 --> 00:14:22,236
‫شما خوبید؟

140
00:14:22,653 --> 00:14:23,654
‫آره.

141
00:14:25,614 --> 00:14:26,657
‫دختره.

142
00:14:29,118 --> 00:14:30,202
‫سلام.

143
00:14:32,997 --> 00:14:34,290
‫باهات چیکار کردن؟

144
00:14:35,624 --> 00:14:36,792
‫بعداً بهت می‌گم.

145
00:14:37,459 --> 00:14:39,044
‫اسمش چی می‌شه؟

146
00:14:40,337 --> 00:14:42,172
‫بیا اسپرانزا صداش کنیم.

147
00:14:45,050 --> 00:14:46,218
‫دوستش دارم.

148
00:14:49,513 --> 00:14:52,224
‫نمی‌دونم مامان از این اسم خوشش میومد یا نه.

149
00:14:53,142 --> 00:14:54,184
‫روسائورا.

150
00:14:54,685 --> 00:14:56,312
‫خانم النا دیگه نیست.

151
00:15:01,025 --> 00:15:02,610
‫بیا اسپرانزا صداش کنیم.

152
00:15:07,990 --> 00:15:09,033
‫اسپرانزا.

153
00:15:14,330 --> 00:15:15,623
‫سلام اسپرانزا.

154
00:15:21,503 --> 00:15:22,713
‫بیا تنهاشون بذاریم.

155
00:15:49,448 --> 00:15:50,991
‫حالا که همه‌مون دور همیم،

156
00:15:51,075 --> 00:15:53,452
‫می‌خواستم بهتون بگم که من و جان منتظریم

157
00:15:53,535 --> 00:15:55,621
‫تا این دوره‌ی عزاداری نه‌روزه بگذره

158
00:15:55,704 --> 00:15:56,914
‫تا برگردیم ایگل پس.

159
00:16:00,459 --> 00:16:01,460
‫نمی‌تونید برید.

160
00:16:05,673 --> 00:16:06,715
‫چرا که نه؟

161
00:16:10,135 --> 00:16:12,638
‫چون مزرعه‌های همسایه هنوز داره بهشون حمله می‌شه.

162
00:16:12,972 --> 00:16:16,600
‫جاده‌ها امن نیستن.
‫فقط صبر کنید تا اوضاع بهتر بشه.

163
00:16:16,850 --> 00:16:17,893
‫ریسک نکنید.

164
00:16:17,977 --> 00:16:20,270
‫موافقم که الان وقت خوبی برای رفتن نیست.

165
00:16:20,896 --> 00:16:23,315
‫ولی اگه توی روز سفر کنیم،
‫مشکلی پیش نمیاد.

166
00:16:24,191 --> 00:16:25,693
‫ممنون از نگرانیت.

167
00:16:26,527 --> 00:16:28,112
‫چرا همین‌جا ازدواج نمی‌کنید؟

168
00:16:28,612 --> 00:16:32,282
‫وقتی زن و شوهر شدید،
‫هر وقت اوضاع آروم شد برمی‌گردید ایگل پس.

169
00:16:32,366 --> 00:16:33,534
‫نه.

170
00:16:33,826 --> 00:16:34,827
‫من این‌جا ازدواج نمی‌کنم.

171
00:16:36,120 --> 00:16:37,162
‫صبر می‌کنیم.

172
00:16:38,163 --> 00:16:41,500
‫خب، بیاید یه دورهمی ترتیب بدیم
‫تا نشون بدیم مزرعه هنوز پابرجاست.

173
00:16:41,667 --> 00:16:44,086
‫و می‌تونیم نامزدی شما رو هم اعلام کنیم.

174
00:16:44,169 --> 00:16:47,047
‫- الان وقت خوبی نیست.
‫- موافقم، ما آمادگی جشن گرفتن رو نداریم.

175
00:16:47,131 --> 00:16:48,173
‫تیتا،

176
00:16:48,340 --> 00:16:50,759
‫بذار برای تو و برای خانواده‌مون یه کاری بکنم.

177
00:16:51,635 --> 00:16:52,845
‫مامان تازه فوت کرده.

178
00:16:54,096 --> 00:16:55,723
‫مجبور نیستیم همین الان این کار رو بکنیم.

179
00:16:55,806 --> 00:16:57,641
‫وقت لازم داریم تا این مزرعه رو سر و سامون بدیم.

180
00:16:58,017 --> 00:17:00,519
‫اما باید به پیدراس نگراس نشون بدیم

181
00:17:00,602 --> 00:17:03,230
‫که لاس پالوماس و این خانواده هنوز سرپان.

182
00:17:04,148 --> 00:17:07,026
‫پس در حالی که داریم هماهنگی‌هاش رو انجام می‌دیم،
‫شما برگردید ایگل پس.

183
00:17:24,710 --> 00:17:26,587
‫الان زمان مناسبی برای جشن گرفتن نیست.

184
00:17:26,879 --> 00:17:28,130
‫ما جشن نمی‌گیریم.

185
00:17:28,797 --> 00:17:30,591
‫یه دورهمیه که مهمون دعوت می‌کنیم.

186
00:17:32,509 --> 00:17:35,554
‫با یه شام کوچیک تا نشون بدیم کنار همیم و خوشحالیم.

187
00:17:36,263 --> 00:17:38,057
‫که یه دختر قشنگ داریم.

188
00:17:38,515 --> 00:17:40,309
‫نامزدی تیتا هم هست.

189
00:17:41,185 --> 00:17:44,271
‫این کاریه که به عنوان زمین‌دارهای جدید لاس پالوماس
‫باید انجام بدیم.

190
00:17:50,277 --> 00:17:51,737
‫مشکلت چیه؟

191
00:17:53,906 --> 00:17:54,948
‫نمی‌بینی؟

192
00:17:57,117 --> 00:17:58,368
‫جنگ تموم نشده.

193
00:18:00,579 --> 00:18:02,372
‫بیشتر داره به مزرعه‌ها حمله می‌شه.

194
00:18:02,873 --> 00:18:06,543
‫نمی‌تونیم مهمونی بگیریم،
‫پولی برای این کار نداریم.

195
00:18:14,051 --> 00:18:15,844
‫نامزدی تیتا ناراحتت می‌کنه؟

196
00:18:18,305 --> 00:18:19,848
‫مسخره‌بازی درنیار روسائورا.

197
00:18:21,391 --> 00:18:22,726
‫ما تازه صاحب یه دختر شدیم.

198
00:18:25,521 --> 00:18:26,855
‫من این رو ازت نپرسیدم.

199
00:18:30,734 --> 00:18:32,027
‫هنوز دوستش داری؟

200
00:18:38,200 --> 00:18:39,243
‫نه.

201
00:18:43,622 --> 00:18:45,207
‫ما دیگه مثل قبل نیستیم.

202
00:18:47,376 --> 00:18:49,503
‫الان تنها چیزی که برام مهمه این خانواده‌ست.

203
00:18:52,798 --> 00:18:55,300
‫قول می‌دم صبر کنم تا اوضاع آروم بشه.

204
00:18:56,051 --> 00:18:59,054
‫تا وقتی که وضعیتمون بهتر بشه،
‫اون‌وقت این دورهمی رو می‌گیریم.

205
00:19:07,396 --> 00:19:10,482
‫بی‌صبرانه منتظرم همه ببینن خانواده‌مون چقدر قشنگه.

206
00:19:20,784 --> 00:19:26,290
‫[مزرعه‌ی موزکیز]

207
00:19:32,212 --> 00:19:33,213
‫ماریا...

208
00:19:36,758 --> 00:19:37,759
‫ماریا!

209
00:19:40,971 --> 00:19:42,222
‫بله خانم.

210
00:19:42,306 --> 00:19:44,600
‫لباس‌های خولیو رو برای کلاس پیانوش عوض کن.

211
00:19:51,273 --> 00:19:52,316
‫ممنون بابا.

212
00:19:52,774 --> 00:19:53,775
‫بالاخره پسرم!

213
00:19:54,026 --> 00:19:55,194
‫مرد شدی.

214
00:19:55,819 --> 00:19:56,862
‫می‌تونی بری.

215
00:20:06,288 --> 00:20:08,081
‫تیراندازی یاد دادن بهش یه بحثه.

216
00:20:09,208 --> 00:20:11,168
‫اما خریدن یه تفنگ برای یه پسر ۱۱ ساله...

217
00:20:11,293 --> 00:20:13,378
‫خولیو باید یاد بگیره از خودش دفاع کنه.

218
00:20:13,712 --> 00:20:15,130
‫از داراییش دفاع کنه.

219
00:20:15,839 --> 00:20:18,258
‫تازه، اون تفنگ پر نیست.

220
00:20:18,842 --> 00:20:20,135
‫شاید حق با توئه.

221
00:20:20,802 --> 00:20:21,803
‫وقتی بزرگ شد،

222
00:20:21,929 --> 00:20:24,932
‫دشمن‌هاش همیشه نمی‌تونن از دستش فرار کنن،
‫برعکسِ دشمن‌های باباش.

223
00:20:28,477 --> 00:20:30,187
‫چیزی که واقعاً دلم می‌خواد بدونم اینه که...

224
00:20:30,646 --> 00:20:34,608
‫لعنتی چطور از خود شخص رئیس‌جمهور عفو گرفته.

225
00:20:35,442 --> 00:20:38,779
‫به نظر من، تو بیش از حد به برادرزاده‌ت اهمیت می‌دی.

226
00:20:39,404 --> 00:20:41,281
‫اون نمی‌تونه این رو ازمون بگیره.

227
00:20:41,949 --> 00:20:43,158
‫ممکنه عفو داشته باشه،

228
00:20:43,200 --> 00:20:46,161
‫ولی هنوزم یه شورشیه
‫که هیچ سندی نداره ثابت کنه اینجا مال اونه.

229
00:20:46,620 --> 00:20:50,374
‫علاوه بر این، من کنترل شدیدی
‫روی شورشی‌های این منطقه دارم.

230
00:20:53,543 --> 00:20:54,962
‫اونا نه مهمات دارن.

231
00:20:55,671 --> 00:20:56,922
‫نه غذا.

232
00:21:00,509 --> 00:21:02,427
‫پس چرا برگشته؟

233
00:21:03,595 --> 00:21:05,722
‫تو اون‌قدر درگیر کشتن برادرزاده‌تی...

234
00:21:05,806 --> 00:21:08,058
‫که نمی‌تونی چیزهایی که واقعاً مهمن رو ببینی.

235
00:21:12,145 --> 00:21:15,941
‫کسب‌وکار مزرعه‌ها و بستن قرارداد با یانکی‌ها

236
00:21:16,566 --> 00:21:19,152
‫تنها چیزهایی هستن که باید نگرانشون باشی.

237
00:21:20,570 --> 00:21:22,990
‫توی این کشور هر روز همه‌چی تغییر می‌کنه.

238
00:21:23,824 --> 00:21:25,325
‫ما باید از این موضوع سود ببریم.

239
00:21:26,827 --> 00:21:28,537
‫تو همیشه یه ژنرال نمی‌مونی.

240
00:21:38,255 --> 00:21:40,048
‫این مزرعه باید مثل روز اولش به نظر برسه.

241
00:21:40,465 --> 00:21:43,719
‫نمی‌تونیم بذاریم مردم فکر کنن
‫توی بهترین حالت خودمون نیستیم.

242
00:21:44,261 --> 00:21:45,387
‫چی می‌خوای بپزی؟

243
00:21:45,721 --> 00:21:48,473
‫وقت زیاد داریم، نه؟
‫هنوز تاریخی تعیین نکردی.

244
00:21:48,557 --> 00:21:49,683
‫قبل از تعیین تاریخ،

245
00:21:49,766 --> 00:21:52,102
‫می‌خوام مطمئن شم که جایگاهمون رو...

246
00:21:52,185 --> 00:21:53,520
‫توی جامعه‌ی پیدراس نگراس دوباره به دست آوردیم.

247
00:21:54,062 --> 00:21:56,064
‫مگه اینکه یه جشن بدون مهمون بخوای.

248
00:21:56,148 --> 00:21:57,274
‫این یه شامه!

249
00:21:57,357 --> 00:21:59,401
‫با چند تا مهمون،
‫این چیزی بود که توافق کرده بودیم.

250
00:21:59,484 --> 00:22:00,485
‫آره، درسته.

251
00:22:00,819 --> 00:22:01,903
‫یه شام.

252
00:22:02,863 --> 00:22:06,450
‫ولی حدود ده پونزده نفر مهمون داریم.

253
00:22:08,910 --> 00:22:11,580
‫برای این‌همه آدم غذای کافی نداریم روسائورا.

254
00:22:12,956 --> 00:22:14,041
‫حالا می‌بینیم.

255
00:22:15,917 --> 00:22:17,502
‫بیا چامپاندونگو بپزیم.

256
00:22:18,003 --> 00:22:19,755
‫هم ارزونه هم به همه می‌رسه.

257
00:22:21,923 --> 00:22:23,050
‫خیلی هم خوشمزه می‌شه.

258
00:22:30,724 --> 00:22:31,767
‫کجا داری می‌ری؟

259
00:22:31,933 --> 00:22:32,976
‫باید برگردم.

260
00:22:33,935 --> 00:22:35,103
‫این‌طوری بهتره.

261
00:22:36,313 --> 00:22:37,439
‫اینجا خونه‌ی اونم هست.

262
00:22:38,190 --> 00:22:39,608
‫بد برداشت نکن.

263
00:22:40,233 --> 00:22:42,152
‫تا یه مدت من رو این‌جا نمی‌بینید.

264
00:22:42,736 --> 00:22:45,697
‫مسیری که توی زندگیت انتخاب کردی،
‫همه‌مون رو به خطر می‌ندازه.

265
00:22:46,114 --> 00:22:48,075
‫ما باید اعتبار خانواده‌مون رو ترمیم کنیم،

266
00:22:48,158 --> 00:22:50,702
‫و داشتن یه شورشیِ تحت تعقیبِ قانون بهمون کمکی نمی‌کنه.

267
00:22:51,203 --> 00:22:52,204
‫اما...

268
00:23:02,005 --> 00:23:03,006
‫صبر کن!

269
00:23:03,632 --> 00:23:04,633
‫نرو!

270
00:23:09,638 --> 00:23:11,306
‫من بچه‌ی خوان رو باردارم.

271
00:23:14,643 --> 00:23:16,061
‫چرا بهم نگفتی؟

272
00:23:16,144 --> 00:23:17,521
‫چون دلم نمی‌خواست.

273
00:23:17,938 --> 00:23:21,566
‫نمی‌تونی بری. تپه‌ها جای خوبی برای موندن
‫توی این وضعیت نیستن.

274
00:23:21,817 --> 00:23:23,777
‫تپه‌ها خونه‌ی منن، مشکلی برام پیش نمیاد تیتا.

275
00:23:23,860 --> 00:23:26,321
‫اینجا خونه‌ی توئه، جفتتون اینجا در امانید.

276
00:23:26,405 --> 00:23:28,365
‫من دیگه هیچ‌وقت اینجا احساس امنیت نکردم.

277
00:23:28,448 --> 00:23:31,243
‫روسائورا حق داره، من برای همه‌تون خطرناکم.

278
00:23:31,410 --> 00:23:32,744
‫نظر اون مهم نیست.

279
00:23:32,869 --> 00:23:34,079
‫خب، به نظر می‌رسه هست!

280
00:23:34,204 --> 00:23:36,873
‫اخیراً اون توی همه‌چی حرف آخر رو می‌زنه.

281
00:23:37,791 --> 00:23:39,042
‫به خودت نگاه کن تیتا.

282
00:23:39,418 --> 00:23:41,169
‫داری با مردی ازدواج می‌کنی که دوستش نداری.

283
00:23:42,087 --> 00:23:43,088
‫که چی بشه؟

284
00:23:44,256 --> 00:23:46,883
‫که به پدرو درس بدی
‫در حالی که خودش داره اشتباه می‌کنه؟

285
00:23:48,301 --> 00:23:49,594
‫مامان دیگه نیست.

286
00:23:51,179 --> 00:23:52,431
‫تو آزادی.

287
00:23:54,391 --> 00:23:56,935
‫دلم نمی‌خواد ببینم داری با یه دروغ زندگی می‌کنی.

288
00:23:57,769 --> 00:23:58,812
‫مثل روسائورا.

289
00:24:00,730 --> 00:24:02,357
‫نگاهت رو می‌فهمم.

290
00:24:03,400 --> 00:24:04,568
‫ولی این‌طوری نیست.

291
00:24:05,944 --> 00:24:07,320
‫من و جان همدیگه رو دوست داریم.

292
00:24:09,865 --> 00:24:10,907
‫بهم اعتماد کن.

293
00:24:12,367 --> 00:24:13,577
‫به خودت مطمئنی؟

294
00:24:19,124 --> 00:24:21,084
‫مراقب خودت باش خواهر. لطفاً.

295
00:24:25,755 --> 00:24:26,882
‫تو هم مراقب خودت باش.

296
00:25:04,336 --> 00:25:06,796
‫تیتا و دکتر براون در اولین فرصتی که تونستن

297
00:25:06,880 --> 00:25:08,256
‫به ایگل پس برگشتن.

298
00:25:09,049 --> 00:25:12,719
‫تیتا مطمئن بود که فارغ از نقشه‌های روسائورا،

299
00:25:13,178 --> 00:25:15,722
‫دیگه هیچ‌وقت به لاس پالوماس برنمی‌گرده.

300
00:25:16,473 --> 00:25:22,270
‫نزدیک بودن به پدرو، روسائورا
‫و اسپرانزا واقعاً مثل شکنجه بود.

301
00:25:25,357 --> 00:25:27,275
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر. اسم؟

302
00:25:27,484 --> 00:25:28,527
‫در نهایت...

303
00:25:28,902 --> 00:25:31,571
‫پدرو شرایط کاریِ کارگرها رو تغییر داد.

304
00:25:32,697 --> 00:25:37,077
‫دستمزدهای روزانه و ماهانه‌ی عادلانه‌تر باعث شدن
‫مردم دوباره به مزرعه برگردن.

305
00:25:42,123 --> 00:25:45,043
‫کم‌کم، همه‌چی داشت به حالت عادی برمی‌گشت.

306
00:25:47,921 --> 00:25:48,922
‫ممنون آقا.

307
00:26:07,732 --> 00:26:09,901
‫هنوز به مزرعه‌ها حمله می‌شه.

308
00:26:10,360 --> 00:26:12,612
‫مردم می‌گن کار پیروان ویاست.

309
00:26:12,904 --> 00:26:16,775
‫بله، اوضاع به‌هم‌ریخته‌ست،
‫اما من واقعاً ازتون ممنونم که...

310
00:26:16,825 --> 00:26:19,035
‫اما فقط بعد از چند ماه...

311
00:26:19,244 --> 00:26:23,707
‫روسائورا دوباره توی جامعه‌ی پیدراس نگراس پذیرفته شد.

312
00:26:24,207 --> 00:26:26,042
‫ولی قبل از هرچیز...

313
00:26:26,126 --> 00:26:29,296
‫می‌خواستم دعوتتون کنم
‫تا با عضو جدید این خانواده آشنا بشید.

314
00:26:38,555 --> 00:26:40,849
‫به خاطر اصرارهای بی‌وقفه‌ی روسائورا...

315
00:26:41,308 --> 00:26:43,852
‫تیتا بالاخره به لاس پالوماس برگشت.

316
00:26:44,728 --> 00:26:45,854
‫اون توی دفتر خاطراتش نوشت

317
00:26:45,937 --> 00:26:48,523
‫که این موضوع برای آینده‌ی مزرعه مهم بوده.

318
00:26:48,607 --> 00:26:50,150
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم آقا.

319
00:26:51,151 --> 00:26:54,195
‫اما من معتقدم که چیزی که واقعاً اون رو برگردوند،

320
00:26:54,404 --> 00:26:56,364
‫این بود که می‌خواست دوباره پدرو رو ببینه.

321
00:26:56,698 --> 00:26:57,782
‫ممنون.

322
00:27:03,997 --> 00:27:05,874
‫چیزی که نمی‌دونست این بود که...

323
00:27:06,124 --> 00:27:09,044
‫برخلاف انتظاری که داشت،

324
00:27:09,127 --> 00:27:10,378
‫قرار نبود یه دیدار کوتاه باشه.

325
00:27:16,384 --> 00:27:17,594
‫تیتا استرس داشت.

326
00:27:18,553 --> 00:27:21,723
‫اون شب، می‌خواست نامزدیش رو با دکتر براون اعلام کنه.

327
00:27:21,806 --> 00:27:24,476
‫بالاخره می‌خواست به اون سنت مسخره‌ای...

328
00:27:24,559 --> 00:27:26,561
‫که بهش اجازه‌ی ازدواج نمی‌داد پایان بده.

329
00:27:27,979 --> 00:27:29,689
‫قرار بود خوشحال باشه.

330
00:27:31,316 --> 00:27:32,442
‫اما خوشحال نبود.

331
00:27:56,966 --> 00:27:59,844
‫تیتا، خیلی مهمه که عناصر درست رو...

332
00:27:59,928 --> 00:28:01,846
‫برای روشن کردن اون شعله درونی پیدا کنیم

333
00:28:02,514 --> 00:28:04,224
‫تا یه زندگی معنادار داشته باشیم.

334
00:28:05,308 --> 00:28:06,976
‫وگرنه، اون قوطی کبریت...

335
00:28:07,352 --> 00:28:09,813
‫ممکنه خیس بشه و دیگه هیچ‌وقت روشن نشه.

336
00:28:17,237 --> 00:28:21,032
‫یکی از دستور پخت‌های مورد علاقه‌ی ناچا چامپاندونگو بود،

337
00:28:21,408 --> 00:28:24,160
‫که معمولاً به اسم «کیک آدم فقیر» شناخته می‌شد

338
00:28:24,369 --> 00:28:26,454
‫چون از ته‌مونده‌ی غذاها درست می‌شد.

339
00:28:27,163 --> 00:28:32,711
‫یه غذای ساده که توش با استفاده از تورتیلا
‫یه جور کیک درست می‌شد.

340
00:28:37,173 --> 00:28:41,970
‫برای درست کردن این کیک،
‫گوشت چرخ‌کرده‌ی گاو و خوک با هم مخلوط می‌شن.

341
00:28:43,012 --> 00:28:45,932
‫یه پیاز با آسیترون و زیره سرخ می‌شه.

342
00:28:46,725 --> 00:28:49,060
‫توی یه ظرف دیگه، خامه هست،

343
00:28:49,185 --> 00:28:51,855
‫و تیکه‌های کوچیک پنیر کهنه برای تزئین.

344
00:28:52,188 --> 00:28:54,733
‫اما راز این غذای خوشمزه...

345
00:28:55,024 --> 00:28:56,401
‫سس موله است.

346
00:29:00,113 --> 00:29:01,197
‫شام در چه حاله؟

347
00:29:03,199 --> 00:29:05,785
‫- سلام!
‫- تیتا، دست‌هات کثیفه.

348
00:29:05,994 --> 00:29:07,829
‫دلم نمی‌خواد بهت عادت کنه.

349
00:29:07,912 --> 00:29:09,998
‫چون تو برمی‌گردی ایگل پس.

350
00:29:12,751 --> 00:29:15,587
‫مواد لازم برای درست کردن چامپاندونگو آماده‌ن.

351
00:29:16,129 --> 00:29:19,132
‫موله باید یکم بیشتر حرارت ببینه
‫تا طعمش کامل دربیاد.

352
00:29:22,677 --> 00:29:24,053
‫خب، آره، بی‌مزه‌ست.

353
00:29:25,138 --> 00:29:27,098
‫توی این فاصله، چرا نمی‌ری لباست رو عوض کنی؟

354
00:29:29,726 --> 00:29:30,727
‫برو حاضر شو.

355
00:29:30,977 --> 00:29:32,353
‫من حواسم به موله هست.

356
00:29:32,479 --> 00:29:33,646
‫ممنون فینا.

357
00:29:34,314 --> 00:29:37,233
‫می‌رم از باغچه برگ بو بیارم،
‫بعد لباسام رو عوض می‌کنم.

358
00:30:01,007 --> 00:30:02,050
‫دوستت دارم.

359
00:30:10,683 --> 00:30:13,019
‫تو باعث می‌شی من خوشبخت‌ترین مرد زمین باشم تیتا.

360
00:30:27,867 --> 00:30:29,452
‫بشقاب‌های بیشتری بیارید!

361
00:30:30,954 --> 00:30:32,372
‫گل‌ها لطفاً!

362
00:31:23,131 --> 00:31:24,382
‫دیگه چی شده؟

363
00:31:28,803 --> 00:31:30,722
‫فکر نمی‌کنی فلفلش یکم زیاده تیتا؟

364
00:31:31,639 --> 00:31:32,682
‫نه.

365
00:31:36,477 --> 00:31:37,896
‫موقع آشپزی،

366
00:31:38,021 --> 00:31:40,899
‫تیتا نمی‌تونست به اون تصویر فکر نکنه.

367
00:31:41,858 --> 00:31:44,819
‫به انگشت‌های پدرو که دکمه‌های لباس روسائورا رو می‌بست.

368
00:31:45,778 --> 00:31:47,864
‫جفتشون داشتن به دخترشون نگاه می‌کردن.

369
00:31:48,698 --> 00:31:49,741
‫یک بار دیگه،

370
00:31:50,408 --> 00:31:52,619
‫خانواده‌ای که همیشه دلش می‌خواست داشته باشه.

371
00:31:53,661 --> 00:31:56,539
‫می‌گن اون روز رنگ موله تیره بود.

372
00:31:57,540 --> 00:31:59,626
‫تیره‌تر از تهِ یه چاه.

373
00:32:00,668 --> 00:32:04,714
‫تیره‌تر از حسادت کور تیتا.

374
00:32:22,190 --> 00:32:23,483
‫طعمش خوبه تیتا.

375
00:32:25,902 --> 00:32:27,236
‫می‌رم یکم آب بیارم.

376
00:32:37,288 --> 00:32:46,422
‫[چامپاندونگو]

377
00:32:49,509 --> 00:32:51,219
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

378
00:32:52,428 --> 00:32:55,139
‫جان، چک کن ببین از مهمون‌ها درست پذیرایی می‌شه یا نه.

379
00:32:55,223 --> 00:32:57,308
‫من می‌رم توی آشپزخونه همه‌چی رو چک کنم.

380
00:32:58,017 --> 00:32:59,811
‫«یه شام با چند تا از دوستان»؟

381
00:32:59,894 --> 00:33:01,896
‫- شب بخیر پدرو.
‫- سلام شب بخیر.

382
00:33:01,980 --> 00:33:03,856
‫- بفرمایید تو، خوش اومدید.
‫- خوش اومدید.

383
00:33:04,524 --> 00:33:07,360
‫- کل پیدراس نگراس رو دعوت کردی.
‫- شلوغش نکن.

384
00:33:07,777 --> 00:33:09,320
شب بخیر پدریتو.

385
00:33:10,822 --> 00:33:12,365
‫از دوباره دیدنت خوشحالم.

386
00:33:12,740 --> 00:33:14,534
‫ژنرال، والنتینا،

387
00:33:14,909 --> 00:33:17,578
‫حضور شما اینجا باعث افتخاره. خوش اومدید.

388
00:33:17,662 --> 00:33:19,989
‫- ممنون که ما رو دعوت کردی روسائورا.
‫- شب بخیر.

389
00:33:20,039 --> 00:33:21,366
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

390
00:33:21,416 --> 00:33:24,502
‫خیلی خوشحالم که می‌بینم اوضاع‌تون بهتر شده.

391
00:33:25,253 --> 00:33:26,337
‫با اجازه‌تون.

392
00:33:27,588 --> 00:33:28,840
‫بفرمایید تو.

393
00:33:30,800 --> 00:33:34,303
‫باورم نمی‌شه دعوتش کردی.
‫اون می‌خواست من رو بکشه، حالا مهمونمه؟

394
00:33:34,387 --> 00:33:36,681
‫آروم باش... خوش اومدید، شبتون بخیر.

395
00:33:37,473 --> 00:33:38,725
‫آروم باش پدرو.

396
00:33:38,933 --> 00:33:41,978
‫خیلی مهمه که ببینه ما چیزی برای پنهان کردن
‫یا ترسیدن نداریم.

397
00:33:42,311 --> 00:33:44,313
‫و عالیه که ببینه اوضاع مزرعه خوبه.

398
00:33:44,397 --> 00:33:45,898
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

399
00:33:45,982 --> 00:33:47,108
‫حالتون چطوره؟

400
00:33:47,191 --> 00:33:49,152
‫- سفرتون چطور بود؟
‫- خوب بود.

401
00:33:49,318 --> 00:33:51,654
‫- از دیدنتون خوشحالم...
‫- خوش اومدید...

402
00:34:05,334 --> 00:34:07,045
‫همینطوری، همینطوری، زور بزن.

403
00:34:19,015 --> 00:34:20,058
‫زور بزن.

404
00:34:25,438 --> 00:34:28,024
‫- خیلی جوونه، چقدر حیف.
‫- آره، چقدر حیف.

405
00:34:28,107 --> 00:34:30,568
‫خانم برنیس، حال شوهرتون چطوره؟

406
00:34:30,777 --> 00:34:31,819
‫داره بهتر می‌شه.

407
00:34:32,653 --> 00:34:35,406
‫خیلی خوشحالم که می‌بینم دوباره تلاش کردید!

408
00:34:35,865 --> 00:34:37,241
‫بچه‌ها یه موهبتن.

409
00:34:37,325 --> 00:34:39,035
‫درسته. ممنون.

410
00:34:39,118 --> 00:34:41,537
‫احیاناً می‌دونید شام کِی سرو می‌شه؟

411
00:34:41,621 --> 00:34:43,289
‫بذارید برم ببینم اوضاع چطوره.

412
00:34:43,664 --> 00:34:45,750
‫راستی عزیزم، بهت تبریک می‌گم.

413
00:34:45,833 --> 00:34:47,293
‫همه‌چی فوق‌العاده به نظر می‌رسه.

414
00:34:48,002 --> 00:34:49,253
‫خیلی ممنون.

415
00:34:51,255 --> 00:34:52,965
‫چطوری می‌خوایم پول همه‌ی اینا رو بدیم؟

416
00:34:53,216 --> 00:34:55,468
‫همه‌چی مرتبه. بهم اعتماد کن.

417
00:34:55,676 --> 00:34:57,220
‫- اما روسائورا...
‫- بهم اعتماد کن.

418
00:34:57,678 --> 00:34:59,305
‫برادرزاده‌ی عزیزم.

419
00:35:02,809 --> 00:35:04,435
‫خیلی دل‌وجرئت داری که اومدی اینجا.

420
00:35:05,228 --> 00:35:06,562
‫من دل‌وجرئت دارم؟

421
00:35:07,063 --> 00:35:10,608
‫تو خیلی دل‌وجرئت داری که برگشتی پیدراس نگراس پدریتو.

422
00:35:12,902 --> 00:35:15,696
‫بالاخره می‌فهمم دقیقاً برای چی اومدی اینجا.

423
00:35:15,780 --> 00:35:17,698
‫- خب، من...
‫- شب همگی بخیر!

424
00:35:17,949 --> 00:35:19,158
‫ممنون که تشریف آوردید.

425
00:35:19,367 --> 00:35:21,494
‫می‌تونید بشینید، شام حاضره.

426
00:35:40,805 --> 00:35:43,808
‫دوستان عزیز.
‫قبل از هر چیزی، می‌خوام ازتون تشکر کنم

427
00:35:43,891 --> 00:35:46,102
‫که توی این مناسبت خاص کنار ما هستید.

428
00:35:46,227 --> 00:35:50,022
‫امروز، علاوه بر ادای احترام به خانم النا دلا گارزا،

429
00:35:50,189 --> 00:35:52,525
‫زن بی‌نظیری...

430
00:35:52,608 --> 00:35:54,318
‫که زندگیش رو برای این مزرعه گذاشت

431
00:35:54,402 --> 00:35:56,571
‫و سال‌ها اون رو سرپا نگه داشت،

432
00:35:56,904 --> 00:35:59,615
‫ما داریم عصر جدیدی رو
‫توی لاس پالوماس جشن می‌گیریم.

433
00:36:00,199 --> 00:36:02,660
‫من و شوهرم، پدرو موزکیز،

434
00:36:03,077 --> 00:36:05,621
‫شکوه رو به این مزرعه برمی‌گردونیم.

435
00:36:05,913 --> 00:36:09,417
‫دوم، به افتخار وارث زیبامون،

436
00:36:09,917 --> 00:36:11,711
‫اسپرانزا موزکیز دلا گارزا.

437
00:36:13,337 --> 00:36:14,380
‫در نهایت...

438
00:36:15,131 --> 00:36:17,675
‫به افتخار خواهر کوچیکِ عزیزم...

439
00:36:18,259 --> 00:36:19,677
‫و عشق ابدیش،

440
00:36:20,720 --> 00:36:21,971
‫دکتر جان براون،

441
00:36:22,597 --> 00:36:26,017
‫که امشب رسماً نامزدیشون رو اعلام می‌کنن.

442
00:36:27,101 --> 00:36:28,227
‫به افتخارشون!

443
00:36:28,686 --> 00:36:30,980
‫امیدوارم اونا هم به اندازه‌ی ما خوشبخت بشن.

444
00:36:31,522 --> 00:36:33,566
‫- به افتخارش.
‫- به افتخارش!

445
00:36:33,733 --> 00:36:35,484
‫- آفرین.
‫- آفرین!

446
00:36:35,568 --> 00:36:37,111
‫زنده‌باد عروس و داماد!

447
00:36:44,493 --> 00:36:46,037
‫- نوش جان!
‫- ممنون!

448
00:37:22,323 --> 00:37:26,410
‫احساسات تیتا، که لابه‌لای تورتیلاهای چامپاندونگو
‫گیر افتاده بود،

449
00:37:26,661 --> 00:37:29,372
‫روی هر کسی که از غذاش می‌خورد تأثیر می‌ذاشت.

450
00:37:29,830 --> 00:37:32,166
‫هرچی زمان بیشتری می‌گذشت،

451
00:37:32,250 --> 00:37:34,335
‫تندی غذا کمتر به نظر می‌رسید،

452
00:37:34,418 --> 00:37:37,838
‫اما باعث ایجاد حملات غیرقابل کنترل حسادت می‌شد.

453
00:37:37,922 --> 00:37:39,423
‫- تو، احمق.
‫- حواسم بهت هست.

454
00:37:39,507 --> 00:37:40,675
‫خیلی خوشمزه‌ست.

455
00:37:41,342 --> 00:37:43,261
‫- واقعاً خوشمزه‌ست.
‫- ولی یکم تنده.

456
00:37:43,344 --> 00:37:44,428
‫یکم تنده، آره.

457
00:38:10,955 --> 00:38:11,998
‫پدرو!

458
00:38:12,665 --> 00:38:13,749
‫آقا!

459
00:38:13,916 --> 00:38:15,001
‫ببخشید.

460
00:38:15,167 --> 00:38:16,377
‫چی شده؟

461
00:38:18,379 --> 00:38:19,588
‫برمی‌گردم.

462
00:38:27,430 --> 00:38:29,181
‫- بذار معاینه‌ت کنم.
‫- من خوبم!

463
00:38:32,184 --> 00:38:34,812
‫اون شیشه نزدیک تاندونته، مراقب باش.

464
00:38:36,105 --> 00:38:38,316
‫تو می‌تونی همه رو گول بزنی، اما من رو نه.

465
00:38:40,276 --> 00:38:41,319
‫نمی‌فهمم.

466
00:38:41,402 --> 00:38:43,404
‫تو از تیتا سوءاستفاده کردی که گولش بزنی.

467
00:38:43,487 --> 00:38:45,114
‫من از تیتا سوءاستفاده نکردم!

468
00:38:45,281 --> 00:38:48,409
‫من ازش مراقبت کردم،
‫توی تیمارستان هیچ‌کسِ دیگه‌ای این کار رو نکرد!

469
00:38:48,492 --> 00:38:50,369
‫تو می‌دونی ما همدیگه رو دوست داریم.

470
00:38:53,289 --> 00:38:54,999
‫پس چرا با روسائورا ازدواج کردی؟

471
00:38:55,082 --> 00:38:56,375
‫مسئله جدیه دکتر؟

472
00:38:58,210 --> 00:38:59,295
‫نه.

473
00:38:59,587 --> 00:39:01,589
‫- فقط یه خراشه.
‫- حالت خوبه؟

474
00:39:01,714 --> 00:39:02,715
‫آره، خوبم.

475
00:39:29,158 --> 00:39:30,785
‫فکر نمی‌کنی خیلی زود بود؟

476
00:39:32,703 --> 00:39:35,456
‫من مرده بودم و تو نامزد کردی.

477
00:39:35,998 --> 00:39:38,334
‫حق نداری در مورد چیزهایی که نمی‌دونی حرف بزنی.

478
00:39:38,459 --> 00:39:39,668
‫تازه...

479
00:39:39,919 --> 00:39:43,130
‫توقع داشتی تا بچه‌ی سومت با روسائورا عزاداری کنم؟

480
00:39:44,507 --> 00:39:46,175
‫حداقل اون منتظرم موند.

481
00:39:58,479 --> 00:39:59,522
‫دیگه خسته شدم.

482
00:39:59,897 --> 00:40:02,024
‫نه، واقعاً، ببین، اینجا یه مزرعه‌ی واقعیه.

483
00:40:03,859 --> 00:40:05,611
‫لطفاً یه لحظه توجه کنید!

484
00:40:06,487 --> 00:40:08,280
‫امیدوارم تا الان بهتون خوش گذشته باشه.

485
00:40:11,033 --> 00:40:13,994
‫من و جان می‌خوایم شما رو به یه مراسمی دعوت کنیم.

486
00:40:15,079 --> 00:40:18,124
‫دلمون می‌خواد به عروسیمون بیاین
‫که به‌زودی برگزار می‌شه

487
00:40:18,332 --> 00:40:19,542
‫همینجا، توی پیدراس نگراس.

488
00:40:26,298 --> 00:40:27,299
‫ممنونم.

489
00:41:07,590 --> 00:41:09,425
‫چقدر نگاه می‌کنی بهش!

490
00:41:09,550 --> 00:41:11,093
‫حواسم بهت هست!

491
00:41:20,853 --> 00:41:22,855
‫واقعاً سنگ‌تموم گذاشتن.

492
00:41:23,022 --> 00:41:24,398
‫با پول یکی دیگه.

493
00:41:24,482 --> 00:41:26,901
‫آره، با پول ما.

494
00:41:26,984 --> 00:41:29,278
‫امیدوارم بتونن پسش بدن.

495
00:41:29,820 --> 00:41:32,656
‫لعنتی، منم دارم همین رو می‌گم دیگه!
‫چرا این‌قدر لجبازی؟

496
00:41:37,244 --> 00:41:38,287
‫مشکل از مردم نیست،

497
00:41:38,370 --> 00:41:40,456
‫دولته که نمی‌ذاره ما پیشرفت کنیم.

498
00:41:40,539 --> 00:41:43,584
‫مراقب حرف‌هاتون باشید آقای خوزه!
‫وگرنه ممکنه توی دردسر بیفتید، مفهومه؟

499
00:41:44,001 --> 00:41:45,961
‫تیتا خیلی زود نامزد کرد.

500
00:41:46,795 --> 00:41:48,714
‫بارداره؟

501
00:41:50,591 --> 00:41:51,842
‫کاملاً برعکس.

502
00:41:52,635 --> 00:41:54,845
‫تیتا همیشه عاشق دکتر بوده،

503
00:41:54,929 --> 00:41:57,014
‫ولی بروز نمی‌داد.

504
00:42:24,625 --> 00:42:26,252
‫زور بزن، زور بزن! آره!

505
00:42:27,002 --> 00:42:29,004
‫همینطور زور بزن. زور بزن!

506
00:42:33,092 --> 00:42:34,260
‫همینطوری!

507
00:42:42,393 --> 00:42:44,478
‫تموم شد.

508
00:43:22,016 --> 00:43:23,017
‫چی شده فینا؟

509
00:43:24,935 --> 00:43:25,936
‫هیچی.

510
00:43:27,563 --> 00:43:28,731
‫دلم گرفته.

511
00:43:30,566 --> 00:43:32,860
‫شروع کنم به تمیزکاری، حالم بهتر می‌شه.

512
00:43:33,235 --> 00:43:35,237
‫به‌خاطر خسوس، نامزدته؟

513
00:43:39,116 --> 00:43:41,410
‫رفتم بازار و با هم حرف زدیم.

514
00:43:42,494 --> 00:43:45,497
‫بهش گفتم اگه تصمیم گرفت کنارم باشه بیاد دنبالم.

515
00:43:48,792 --> 00:43:50,169
‫ولی نیومد دنبالت.

516
00:43:55,466 --> 00:43:56,925
‫پاشو، برو بخواب.

517
00:43:57,635 --> 00:43:59,511
‫نه، کلی تمیزکاری داریم.

518
00:43:59,678 --> 00:44:00,721
‫من انجامش می‌دم.

519
00:44:00,888 --> 00:44:01,930
‫تو برو بخواب.

520
00:44:06,101 --> 00:44:07,186
‫ممنون تیتا.

521
00:44:10,731 --> 00:44:11,732
‫شب‌بخیر.

522
00:44:12,358 --> 00:44:13,484
‫شب‌بخیر.

523
00:44:31,418 --> 00:44:32,628
‫من بابا شدم.

524
00:44:34,004 --> 00:44:35,047
‫آره.

525
00:45:01,865 --> 00:45:02,866
‫خوان؟

526
00:45:48,120 --> 00:45:49,121
‫سلام.

527
00:45:55,502 --> 00:45:57,254
‫من و تیتا قراره ازدواج کنیم،

528
00:45:57,880 --> 00:45:59,173
‫و تقاضا دارم،

529
00:45:59,256 --> 00:46:01,800
‫که مثل یه مرد، به نامزدیمون احترام بذاری

530
00:46:01,884 --> 00:46:03,469
‫و از نامزد من دور بمونی!

531
00:46:03,594 --> 00:46:06,263
‫من باید ازش در برابر آدم فرصت‌طلبی مثل تو محافظت کنم!

532
00:46:06,597 --> 00:46:10,225
‫تنها فرصت‌طلب اینجا،
‫که از دوتا زن سوءاستفاده کرده، تویی!

533
00:46:10,517 --> 00:46:14,062
‫من تیتا رو به‌عنوان بیمارم قبول نکردم
‫که با یه حلقه‌ی نامزدی درمانش کنم!

534
00:46:14,146 --> 00:46:16,523
‫- پدرو!
‫- با همسر سابقت هم همین کار رو کردی؟

535
00:46:17,024 --> 00:46:19,526
‫آروم باش، جان! جان!

536
00:46:19,610 --> 00:46:20,652
‫تمومش کنید!

537
00:46:21,028 --> 00:46:22,654
‫کافیه! لطفاً آروم باشید!

538
00:46:22,780 --> 00:46:24,656
‫چتون شده؟ دیوونه شدید؟

539
00:46:24,740 --> 00:46:28,035
‫تو کجا بودی وقتی تیتا توی تیمارستان داشت می‌مرد؟

540
00:46:28,118 --> 00:46:31,455
‫داشتم از یه گور دسته‌جمعی بیرون می‌اومدم،
‫همه فکر می‌کردن من مُردم.

541
00:46:32,998 --> 00:46:36,084
‫به‌محض اینکه تونستم راه برم،
‫یه راست رفتم ایگل پس.

542
00:46:39,379 --> 00:46:40,506
‫و اون اونجا بود.

543
00:46:42,132 --> 00:46:43,133
‫خوشحال.

544
00:46:46,887 --> 00:46:48,096
‫ولی تنها نبود.

545
00:46:54,770 --> 00:46:57,147
‫-  چرا پیشش بودی؟
‫-  داشتم وسایل رو جمع می‌کردم.

546
00:46:57,231 --> 00:46:59,149
‫-  قسم بخور!
‫-  توی حال خودت نیستی جان.

547
00:46:59,233 --> 00:47:02,653
‫فکر می‌کردم می‌تونم با این قضیه کنار بیام.
‫ولی نمی‌تونم تحمل کنم چطوری بهش نگاه می‌کنی.

548
00:47:02,861 --> 00:47:05,072
‫واسه همین می‌خواستی بیای؟ که اون رو ببینی؟

549
00:47:06,698 --> 00:47:07,991
‫تیتا، دارم با تو حرف می‌زنم!

550
00:47:17,251 --> 00:47:19,169
‫خوان، لطفاً آروم باش.

551
00:47:19,920 --> 00:47:22,631
‫چطوری آروم باشم؟
‫من رو احمق فرض کردی!

552
00:47:25,259 --> 00:47:26,802
‫من بابای اون پسر نیستم.

553
00:47:39,273 --> 00:47:42,901
‫داری می‌گی این پسر یکی دیگه‌ست؟

554
00:47:44,236 --> 00:47:45,445
‫خب، نمی‌دونم.

555
00:47:45,529 --> 00:47:46,530
‫تو بگو.

556
00:47:52,369 --> 00:47:54,454
‫اگه این‌طوری فکر می‌کنی، ما می‌ریم.

557
00:47:55,289 --> 00:47:56,415
‫نگران نباش.

558
00:48:38,457 --> 00:48:40,876
‫چرا نگفتی که دنبالم می‌گشتی؟

559
00:48:47,925 --> 00:48:49,710
‫چون دیدم با جان خوشحالی.

560
00:48:49,760 --> 00:48:54,932
‫«ترجمه از رضا فتحی»

561
00:50:06,920 --> 00:50:08,296
‫تو زن فوق‌العاده‌ای هستی تیتا.

562
00:50:08,630 --> 00:50:10,966
‫[آنچه در قسمت بعد خواهید دید...]

563
00:50:11,299 --> 00:50:13,427
‫می‌شه دیگه تظاهر نکنی که هیچ اتفاقی نیفتاده؟

564
00:50:13,593 --> 00:50:15,053
‫کاملاً واقعی بود.

565
00:50:15,137 --> 00:50:16,555
‫کاملاً اشتباه بود.

566
00:50:16,888 --> 00:50:18,265
‫من کار خیلی بدی کردم.

567
00:50:19,016 --> 00:50:21,143
‫-  همه‌ش دنبالت می‌گشتم.
‫-  می‌تونیم حرف بزنیم؟

568
00:50:21,351 --> 00:50:24,187
‫از کشیش خواستم بیاد و ترتیب کارهای عروسی رو بده.

569
00:50:24,354 --> 00:50:28,150
‫اگه کسی فکر می‌کنه ممکنه
‫مانعی برای این ازدواج وجود داشته باشه،

570
00:50:28,400 --> 00:50:29,901
‫باید اینجا ثبتش کنه.

571
00:50:31,901 --> 00:50:41,901
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M