1
00:00:07,924 --> 00:00:10,969
‫تو مرا ملامت کردی،
‫من همچو گوساله‌ای سرکش بودم.

2
00:00:11,428 --> 00:00:12,429
‫و...

3
00:00:13,054 --> 00:00:14,723
‫ملامت شدم،

4
00:00:15,557 --> 00:00:16,975
‫رفتم،

5
00:00:17,308 --> 00:00:18,435
‫اما خجالت کشیدم،

6
00:00:18,852 --> 00:00:20,061
‫و توبه کردم.

7
00:00:20,895 --> 00:00:22,355
‫به خود آمدم،

8
00:00:22,814 --> 00:00:24,566
‫و سینه خود را می‌کوبم.

9
00:00:25,233 --> 00:00:27,235
‫آیه ۱۹ از باب ۳۱ کتاب ارمیا.

10
00:00:28,528 --> 00:00:31,614
‫به همین دلیل، خواهران و برادرانم،

11
00:00:32,615 --> 00:00:36,453
‫وقتی به گناهان خود اعتراف می‌کنیم،

12
00:00:36,953 --> 00:00:38,872
‫سه بار به سینه‌مان می‌کوبیم.

13
00:00:39,914 --> 00:00:41,624
‫این عمل ندامته.

14
00:00:42,834 --> 00:00:44,002
‫از سوی تقصیر من،

15
00:00:44,127 --> 00:00:45,170
‫از سوی تقصیر من،

16
00:00:45,462 --> 00:00:47,130
‫از سوی شدیدترین تقصیر من.

17
00:00:48,631 --> 00:00:51,051
‫متاسفانه، برادران و خواهران،

18
00:00:51,885 --> 00:00:54,345
‫این روزها فکر می‌کنیم
‫می‌تونیم گناهان رو فراموش کنیم.

19
00:00:55,680 --> 00:00:57,432
‫اما گناهان قابل بخشش نیست.

20
00:00:58,141 --> 00:01:02,979
‫گنا‌هان و اشتباهات تنها از طریق
‫درد و عذاب پاک میشه

21
00:01:03,271 --> 00:01:07,025
‫به همون شکل که پروردگار ما، عیسی‌مسیح،
‫به خاطر گناهان ما شکنجه شد.

22
00:01:08,276 --> 00:01:10,361
‫کتاب مقدس بیان می‌دارد

23
00:01:11,446 --> 00:01:13,698
‫که تا زمانی که گناهی
‫برای اعتراف باقی مانده باشد

24
00:01:14,115 --> 00:01:17,494
‫خداوند دست سنگین خود را
‫بر ما نگاه خواهد داشت.

25
00:01:18,078 --> 00:01:19,245
‫ولی به یاد داشته باشید.

26
00:01:20,121 --> 00:01:22,949
‫تنها اگر خالصانه توبه کنیم

27
00:01:22,999 --> 00:01:24,834
‫و به گناهانمان اعتراف کنیم،

28
00:01:25,251 --> 00:01:27,003
‫بخشیده خواهیم شد.

29
00:01:27,587 --> 00:01:28,630
‫و گفتم

30
00:01:29,672 --> 00:01:31,132
‫گناهانم را

31
00:01:32,383 --> 00:01:35,428
‫به سوی پروردگار اعتراف می‌کنم.

32
00:01:37,305 --> 00:01:38,431
‫و شما،

33
00:01:38,848 --> 00:01:40,058
‫پدر مقدس،

34
00:01:41,142 --> 00:01:42,435
‫رذالت

35
00:01:42,852 --> 00:01:44,020
‫و گناهانم را

36
00:01:44,729 --> 00:01:45,980
‫از من بگیر.

37
00:01:46,898 --> 00:01:48,024
‫دعا کنیم.

38
00:02:00,036 --> 00:02:01,496
‫اگه می‌خوای جای من وایسا.

39
00:02:01,788 --> 00:02:03,498
‫انگار عجله داری.

40
00:02:04,249 --> 00:02:06,000
‫نه. نه، ممنون.

41
00:02:06,126 --> 00:02:07,460
‫بعدا برمی‌گردم.

42
00:02:39,576 --> 00:02:41,035
‫نمی‌تونم بخوابونمش.

43
00:02:41,161 --> 00:02:44,038
‫بهش غذا دادم
‫و بردمش بیرون چرخیده.

44
00:02:44,164 --> 00:02:45,790
‫عادیه، کم‌کم می‌خوابه.

45
00:02:46,040 --> 00:02:48,042
‫خوابوندنش خیلی دردسر داره.

46
00:02:48,251 --> 00:02:50,003
‫داری خوب پیش میری، روسائورا.

47
00:02:52,297 --> 00:02:53,339
‫بده من.

48
00:03:01,389 --> 00:03:03,474
‫بریم آشپزخونه تا اونو بخوابونم.

49
00:03:03,641 --> 00:03:05,685
‫کالسکه و پوشک بیار

50
00:03:30,501 --> 00:03:31,628
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

51
00:03:32,337 --> 00:03:34,047
‫صدای اسپرانزا رو شنیدم و اومدم.

52
00:03:36,758 --> 00:03:37,884
‫حالت خوبه؟

53
00:03:39,135 --> 00:03:42,639
‫نمی‌فهمم چرا اسپرانزا می‌خواد اینجا باشه
‫و توی اتاقش نمی‌مونه.

54
00:03:47,435 --> 00:03:49,854
‫شاید مثل من، قابلمه و گرما رو دوست داره.

55
00:04:10,250 --> 00:04:11,709
‫پدر، یه دقیقه وقت داری؟

56
00:04:11,834 --> 00:04:13,419
‫بله فرزندم.

57
00:04:14,379 --> 00:04:16,130
‫می‌خوام آیین دینی رو تدارک ببینم.

58
00:04:17,465 --> 00:04:19,467
‫البته. بفرما فرزندم.

59
00:04:29,811 --> 00:04:32,230
‫فکر می‌کنم این گونی آرد
‫واسه پخت نون کافی باشه.

60
00:04:32,313 --> 00:04:33,439
‫فکر کنم.

61
00:04:39,445 --> 00:04:41,072
‫پدر ایگناسیو اینجا چیکار می‌کنه؟

62
00:04:41,531 --> 00:04:42,657
‫نمی‌دونم.

63
00:04:46,786 --> 00:04:49,998
‫[حکومت ایالات متحده، ونوستیانو کارانزا را به‌عنوان

64
00:04:50,081 --> 00:04:52,583
‫رئيس‌جمهور مکزیک
‫به رسمیت می‌شناسد.]

65
00:04:56,170 --> 00:04:58,006
‫پدر ایگناسیو توی اتاق نشیمنه.

66
00:04:58,089 --> 00:04:59,549
‫می‌خواد با ما صحبت کنه.

67
00:05:01,884 --> 00:05:02,927
‫پدرو.

68
00:05:03,136 --> 00:05:04,220
‫عجله داره.

69
00:05:06,556 --> 00:05:08,808
‫[ژنرال موزکیز قول داد

70
00:05:08,891 --> 00:05:11,269
‫به غارت مزارع توسط پیروان ویا پایان دهد.]

71
00:05:13,438 --> 00:05:16,649
‫گفتم جناب کشیش تشریف بیارن
‫و تدارکات عروسی رو انجام بدن.

72
00:05:16,941 --> 00:05:19,444
‫اول از همه، تبریک میگم.

73
00:05:19,527 --> 00:05:20,987
‫زوج خیلی خوبی میشید.

74
00:05:21,321 --> 00:05:23,531
‫برای برگزاری مراسم عروسی،

75
00:05:23,614 --> 00:05:25,450
‫باید گام‌هایی برداشته بشه.

76
00:05:25,783 --> 00:05:28,077
‫صرفا فرمالیته‌ست.

77
00:05:28,619 --> 00:05:30,830
‫به گواهی‌های غسل تعمید شما نیاز داریم،

78
00:05:31,914 --> 00:05:34,250
‫همچنین گواهی عشای ربانی اول و تصدیق.

79
00:05:36,127 --> 00:05:37,295
‫بعلاوه،

80
00:05:38,004 --> 00:05:40,340
‫باید این رو در کلیسا بذاریم.

81
00:05:41,007 --> 00:05:43,384
‫حتما واستون سوال شده این چیه.

82
00:05:45,011 --> 00:05:47,555
‫دفتر هشداره.

83
00:05:48,473 --> 00:05:52,810
‫اگه کسی فکر کنه این ازدواج مانعی داره،

84
00:05:53,061 --> 00:05:55,396
‫باید اینجا ثبت کنن.

85
00:05:56,064 --> 00:06:00,234
‫این دفتر به مدت یک ماه
‫در کلیسا در دسترس عموم قرار داره.

86
00:06:00,860 --> 00:06:02,987
‫اگه تا روز عروسی اعتراضی وجود نداشته باشه،

87
00:06:03,613 --> 00:06:06,449
‫جشن بدون مشکل برگزار خواهد شد.

88
00:06:08,284 --> 00:06:11,829
‫پدر، واقعا این کارها لازمه؟

89
00:06:12,246 --> 00:06:14,207
‫تشریفات کلیساست.

90
00:06:15,041 --> 00:06:17,543
‫فقط پروردگار از رازهای پنهان خبر داره.

91
00:06:20,004 --> 00:06:22,590
‫بعلاوه، شما دو نفر بایست اعتراف کنید.

92
00:06:23,049 --> 00:06:24,967
‫برای دریافت این آیین دینی، ابتدا باید...

93
00:06:25,426 --> 00:06:28,221
‫در فیض الهی باشید،
‫طبق چیزی که کلیسا مقرر می‌کنه.

94
00:06:29,806 --> 00:06:34,185
‫اگه سوالی دارید، اینجا هستم که پاسخ بدم.

95
00:06:34,936 --> 00:06:37,563
‫نه، به نظرم همه‌چی واضحه.

96
00:06:37,647 --> 00:06:39,774
‫بله، واضحه، خیلی ممنون.

97
00:06:40,191 --> 00:06:43,236
‫خب، در این صورت، باید برم.

98
00:06:43,319 --> 00:06:45,738
‫- همراه‌تون میام.
‫- ممنون. و مبارک باشه.

99
00:06:45,822 --> 00:06:46,823
‫ممنون.

100
00:06:46,906 --> 00:06:48,908
‫- کوکی برای جاده.
‫- ممنون.

101
00:06:50,701 --> 00:06:51,953
‫بفرمایید.

102
00:07:00,878 --> 00:07:03,297
‫خیلی ممنون که زود تشریف آوردید، پدر.

103
00:07:05,550 --> 00:07:06,634
‫و...

104
00:07:08,469 --> 00:07:11,681
‫هیچ‌کاری نمیشه کرد
‫که یک ماه تمام صبر نکنیم؟

105
00:07:13,433 --> 00:07:16,644
‫وقتی پای رویه دینی وسط باشه،
‫کلیسا خیلی سخت‌گیره، فرزندم.

106
00:07:16,727 --> 00:07:18,479
‫ولی اگه در روز مردگان

107
00:07:19,105 --> 00:07:21,399
‫دفتر رو مرور کنم،

108
00:07:21,858 --> 00:07:23,317
‫و ده درصد درآمد رو دریافت کنم،

109
00:07:23,443 --> 00:07:26,279
‫شکلات داغ و نان روز مردگان رو بدید،

110
00:07:26,946 --> 00:07:28,865
‫می‌تونیم یه‌کم این رویه رو سرعت ببخشیم.

111
00:07:29,657 --> 00:07:31,701
‫اگه تشریف بیارید باعث افتخار ماست.

112
00:07:35,246 --> 00:07:36,789
‫برای توی مسیر.

113
00:07:37,999 --> 00:07:39,083
‫ممنون، فرزندم.

114
00:07:39,292 --> 00:07:40,710
‫سفر بخیر.

115
00:07:48,092 --> 00:07:49,552
‫بالاخره خوابید.

116
00:07:50,511 --> 00:07:52,138
‫انگار جواب داد.

117
00:07:52,972 --> 00:07:54,015
‫ممنون، تیتا.

118
00:07:56,142 --> 00:07:57,310
‫چرا به ما نگفتی؟

119
00:07:59,270 --> 00:08:01,230
‫- منظورت چیه؟
‫- عروسی‌مون رو میگم.

120
00:08:01,939 --> 00:08:05,151
‫چرا نگفتی با پدر حرف زدی؟
‫این عجله برای چیه؟

121
00:08:05,443 --> 00:08:07,111
‫فکر کردم به صلاح همه باشه.

122
00:08:07,695 --> 00:08:11,032
‫اگه جلو جلو برنامه‌ریزی کردم عذر می‌خوام،
‫ولی می‌خوام کمک کنم.

123
00:08:13,701 --> 00:08:14,869
‫تیتا، چی شده؟

124
00:08:15,745 --> 00:08:18,706
‫اگه نمی‌خوای ازدواج کنی، بگو، من خواهرتم.

125
00:08:19,415 --> 00:08:21,042
‫می‌خوام ازدواج کنم.

126
00:08:21,334 --> 00:08:22,919
‫از نگرانیت ممنونم.

127
00:08:23,419 --> 00:08:24,879
‫دفعه بعد، اول با خودم حرف بزن.

128
00:08:25,463 --> 00:08:26,797
‫تصمیمش با منه.

129
00:08:45,483 --> 00:08:46,526
‫بذار کمکت کنم.

130
00:08:52,532 --> 00:08:53,533
‫ممنون.

131
00:09:08,756 --> 00:09:10,132
‫لطفا اینجا بذار.

132
00:09:28,943 --> 00:09:31,028
‫میشه جوری تظاهر نکنی
‫که انگار اتفاقی نیفتاده؟

133
00:09:32,572 --> 00:09:33,573
‫تیتا...

134
00:09:33,656 --> 00:09:34,907
‫ولم کن، پدرو.

135
00:09:37,910 --> 00:09:39,704
‫اون شب واقعی بود.

136
00:09:41,706 --> 00:09:43,082
‫نه، اشتباه بود.

137
00:09:44,125 --> 00:09:45,334
‫حواسمون نبود.

138
00:09:46,586 --> 00:09:47,587
‫نه.

139
00:09:48,296 --> 00:09:50,590
‫ازدواج با آدمی که دوستش نداری اشتباهه.

140
00:09:53,676 --> 00:09:54,677
‫می‌دونم.

141
00:09:55,636 --> 00:09:57,763
‫و هر روز عمرم پشیمونم.

142
00:10:00,057 --> 00:10:01,767
‫ازدواج می‌کنی تا منو عذاب بدی؟

143
00:10:07,648 --> 00:10:09,442
‫فقط در مورد احساسات خودت حرف میزنی.

144
00:10:10,526 --> 00:10:12,528
‫هیچ‌وقت به احساسات من فکر کردی؟

145
00:10:14,488 --> 00:10:18,159
‫اون شب، خودخواه بودیم.
‫بازم به خودت فکر می‌کنی.

146
00:10:18,242 --> 00:10:19,994
‫تیتا، ما هنوز همدیگه رو دوست داریم.

147
00:10:21,370 --> 00:10:22,496
‫هیچی عوض نشده.

148
00:10:23,581 --> 00:10:25,583
‫باید چیکار می‌کردیم؟

149
00:10:30,504 --> 00:10:31,714
‫همین فکر رو می‌کردم.

150
00:10:36,093 --> 00:10:37,637
‫با تمام وجودم دوستت دارم.

151
00:10:39,096 --> 00:10:40,514
‫واست جونمم میدم.

152
00:10:42,600 --> 00:10:44,894
‫خب، دفعه بعد که عاشق شدی،

153
00:10:45,561 --> 00:10:47,938
‫باید برای اون آدم
‫واقعا جونتو بدی، نه حرف بزنی.

154
00:11:20,054 --> 00:11:21,889
‫بازم به گل میخک مردگان نیاز داریم.

155
00:11:22,264 --> 00:11:23,766
‫و چراغ نفتی.

156
00:11:24,308 --> 00:11:25,476
‫گرونه، می‌دونم،

157
00:11:25,559 --> 00:11:27,812
‫ولی باید زیباترین نذر ممکن باشه.

158
00:11:27,895 --> 00:11:29,939
‫واسه مامانه، باید ویژه باشه.

159
00:11:31,357 --> 00:11:32,733
‫میرم بازم کوپال بیارم.

160
00:11:38,614 --> 00:11:40,491
‫این قاب روبرتیتو چطوره؟

161
00:11:43,411 --> 00:11:45,413
‫نه، عکس روبرتیتو رو نمی‌ذاریم.

162
00:11:48,708 --> 00:11:50,167
‫ببین، تقصیر تو نبود...

163
00:11:50,251 --> 00:11:52,336
‫لطفا عکس مامان وسط باشه.

164
00:12:31,375 --> 00:12:33,085
‫خانم گرترودیس.

165
00:12:39,925 --> 00:12:41,218
‫زحمت نکشید، من انجام میدم.

166
00:12:41,302 --> 00:12:42,720
‫ممنون، دلفینو!

167
00:12:46,515 --> 00:12:47,767
‫خواهرزاده‌ات.

168
00:12:49,727 --> 00:12:52,354
‫بچه‌ی خوانه، قسم می‌خورم،
‫اما حرفمو باور نکرد.

169
00:12:52,438 --> 00:12:53,564
‫واسه همین ترکش کردم.

170
00:12:54,690 --> 00:12:55,983
‫لازم به توضیح نیست.

171
00:12:56,734 --> 00:12:57,777
‫باور می‌کنم.

172
00:13:00,571 --> 00:13:01,739
‫اینجا جات امنه.

173
00:13:03,616 --> 00:13:05,367
‫گرترودیس، بچه‌ی کیه؟

174
00:13:05,951 --> 00:13:08,788
‫قبول کردیم اگه نباشی به نفع همه‌ست.

175
00:13:12,291 --> 00:13:13,375
‫نمی‌تونی بمونی.

176
00:13:13,459 --> 00:13:14,877
‫معلومه چت شده؟

177
00:13:16,962 --> 00:13:18,130
‫خونه‌ی اونم هست.

178
00:13:19,006 --> 00:13:21,967
‫اجازه نمیدم گرترودیس و پسرش جایی برن.

179
00:13:27,139 --> 00:13:29,558
‫[ژنرال موزکیز قول داد به غارت مزارع
‫توسط پیروان ویا پایان دهد.]

180
00:13:29,642 --> 00:13:30,643
‫برگشتی!

181
00:13:32,978 --> 00:13:34,230
‫ما چنین کاری نکردیم!

182
00:13:35,523 --> 00:13:38,818
‫هیچ‌کدوم از پیروان ویا به مزارع حمله نکردن،
‫ما توی تپه‌ها زندگی می‌کنیم.

183
00:13:40,569 --> 00:13:41,737
‫می‌دونستم.

184
00:13:42,822 --> 00:13:44,323
‫کار یکی دیگه‌ست.

185
00:13:45,157 --> 00:13:48,536
‫مزارعی که بهشون حمله شده
‫عمدتا توی تجارت دباغی هستن.

186
00:13:49,453 --> 00:13:52,248
‫کارگرها و خانواده‌شون هیچ محافظتی ندارن.

187
00:13:54,458 --> 00:13:57,878
‫پس «یکی دیگه» داره به خوبی
‫از کار و بار خودش مراقبت می‌کنه.

188
00:14:19,233 --> 00:14:20,234
‫اون چیه؟

189
00:14:21,861 --> 00:14:23,195
‫خودت ببین.

190
00:15:13,662 --> 00:15:15,873
‫اسپانیایی حرف نزنیم.

191
00:15:15,956 --> 00:15:18,083
‫باشه، حلش می‌کنیم!

192
00:15:18,167 --> 00:15:19,793
‫گفتم که، نگاه کن!

193
00:15:20,336 --> 00:15:22,171
‫مرده و قولش.

194
00:15:23,297 --> 00:15:26,800
‫سر قولم هستم و بهتون میگم، خب...

195
00:15:27,509 --> 00:15:29,845
‫من اطلاعات مهمی دارم.

196
00:15:30,179 --> 00:15:33,057
‫در این مناطق شورشی‌ها هستن،

197
00:15:33,140 --> 00:15:35,225
‫در موقعیت خیلی خوبی قرار دارن.

198
00:15:35,309 --> 00:15:37,269
‫ولی می‌تونم کنترل‌شون کنم.

199
00:15:37,561 --> 00:15:41,565
‫اجازه نمیدم غذا و مهمات برگرده.

200
00:15:42,149 --> 00:15:43,734
‫همه‌چیز مهیاست.

201
00:15:44,109 --> 00:15:47,905
‫در عوض، می‌خوام خز بیشتری بخرید.

202
00:15:48,197 --> 00:15:49,198
‫باشه؟

203
00:15:49,281 --> 00:15:52,493
‫خز! خز بخرید! خب؟

204
00:15:57,373 --> 00:16:00,209
‫نه، ما دشمن رو محاصره می‌کنیم.
‫می‌دونیم روال چطور پیش میره.

205
00:16:08,300 --> 00:16:09,927
‫مامان می‌دونست عشق چیه.

206
00:16:10,970 --> 00:16:12,471
‫عشق واقعی اون بود.

207
00:16:15,307 --> 00:16:17,643
‫حالا می‌دونیم تو چرا سوگلیش بودی.

208
00:16:22,189 --> 00:16:24,650
‫ولی زندگی برای تو خیلی ناعادلانه بوده.

209
00:16:25,442 --> 00:16:27,569
‫حالا که دلیلشو فهمیدم، ناعادلانه‌تره.

210
00:16:28,237 --> 00:16:29,405
‫تقصیر تو نیست.

211
00:16:31,073 --> 00:16:32,408
‫و من عشق دریافت کردم.

212
00:16:32,992 --> 00:16:34,535
‫تو و ناچا رو داشتم.

213
00:16:41,000 --> 00:16:42,543
‫خیلی دوست دارم به روسائورا بگم

214
00:16:42,626 --> 00:16:44,336
‫مامان نه بی‌عیب بوده

215
00:16:44,920 --> 00:16:46,213
‫و نه فرشته.

216
00:16:51,176 --> 00:16:52,553
‫اینکه می‌دونم به خاطر این موضوع

217
00:16:53,804 --> 00:16:56,223
‫تو رو انقدر اذیت کرده،
‫بیشتر عصبانی میشم.

218
00:17:01,645 --> 00:17:03,147
‫شاید من از اون بدترم.

219
00:17:06,942 --> 00:17:08,402
‫کار خیلی بدی کردم.

220
00:17:12,156 --> 00:17:13,949
‫خز بیشتری بذار!

221
00:17:14,033 --> 00:17:15,117
‫یالا!

222
00:17:33,469 --> 00:17:34,720
‫این یارو به‌درد ما نمی‌خوره.

223
00:17:36,305 --> 00:17:38,015
‫ببرش خونه کارگرا.

224
00:17:38,098 --> 00:17:39,683
‫چند روز دیگه خوب میشه.

225
00:17:46,815 --> 00:17:48,650
‫چی سرت اومده؟

226
00:17:58,786 --> 00:18:00,913
‫تو پدرو رو دوست داری،
‫برای همین اون اتفاق افتاد.

227
00:18:01,789 --> 00:18:03,123
‫داری خودتو گول میزنی.

228
00:18:05,417 --> 00:18:06,543
‫جان ازم مراقبت می‌کنه.

229
00:18:07,377 --> 00:18:08,420
‫بهم احترام می‌ذاره.

230
00:18:09,630 --> 00:18:11,006
‫بهم آرامش میده.

231
00:18:13,967 --> 00:18:15,010
‫همدیگه رو دوست داریم.

232
00:18:17,096 --> 00:18:19,890
‫اگه واقعا اونو دوست داری،
‫و می‌خوای عذاب وجدانت از بین بره،

233
00:18:19,973 --> 00:18:21,600
‫بهتره حقیقت رو بهش بگی.

234
00:18:21,934 --> 00:18:23,227
‫نه. نمی‌دونم.

235
00:18:24,019 --> 00:18:25,062
‫نمی‌تونم.

236
00:18:26,105 --> 00:18:27,689
‫نمی‌خوام به کسی صدمه بزنم.

237
00:18:29,024 --> 00:18:32,361
‫پس رازهاتو قورت بده
‫و مثل مامان بد اخلاق میشی.

238
00:18:39,952 --> 00:18:41,078
‫میرم بخوابم.

239
00:18:49,211 --> 00:18:50,212
‫دلفینو!

240
00:18:56,927 --> 00:18:58,178
‫به کمکت نیاز دارم.

241
00:18:59,346 --> 00:19:00,556
‫چشم ارباب.

242
00:19:00,639 --> 00:19:01,765
‫ممنون. بیا.

243
00:19:02,891 --> 00:19:04,726
‫هیچ‌کس نباید بفهمه اون اینجاست.

244
00:19:10,774 --> 00:19:11,942
‫یالا، دلفینو.

245
00:19:13,944 --> 00:19:15,279
‫آروم.

246
00:19:15,863 --> 00:19:17,156
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

247
00:20:01,074 --> 00:20:02,075
‫پدر.

248
00:20:05,204 --> 00:20:06,830
‫من در برابر وسوسه‌ام تسلیم شدم

249
00:20:06,914 --> 00:20:08,790
‫با مردی که از بچگی دوستش دارم.

250
00:20:10,626 --> 00:20:11,835
‫دچار گناه شدیم.

251
00:20:13,629 --> 00:20:14,963
‫و خیلی پشیمونم.

252
00:20:16,131 --> 00:20:17,591
‫تو از هیچی پشیمون نیستی.

253
00:20:19,092 --> 00:20:20,177
‫دوست داشتی!

254
00:20:21,595 --> 00:20:23,430
‫تو ریاکاری، تیتا!

255
00:20:29,811 --> 00:20:31,939
‫همه‌چی مرتبه؟ برو تو اتاق.

256
00:20:32,022 --> 00:20:34,274
‫حالم خوب نیست. برمی‌گردم.

257
00:20:34,524 --> 00:20:36,360
‫اما تیتا...

258
00:20:42,366 --> 00:20:44,660
‫فکر می‌کردم ناراحتی معده باشه،

259
00:20:45,661 --> 00:20:46,787
‫اما تموم نمیشه.

260
00:20:48,747 --> 00:20:49,957
‫لطفا دکمه‌تو ببند.

261
00:20:51,083 --> 00:20:53,460
‫روده‌هات ملتهب شده.

262
00:20:54,503 --> 00:20:57,089
‫بهت ضد انقباض میدم.

263
00:20:57,714 --> 00:21:00,634
‫دردت رو تسکین میده
‫و التهابت کاهش پیدا می‌کنه.

264
00:21:02,678 --> 00:21:03,762
‫دکتر.

265
00:21:06,139 --> 00:21:07,808
‫احیانا شما چیزی...

266
00:21:08,642 --> 00:21:10,060
‫برای نفخ ندارید؟

267
00:21:12,020 --> 00:21:15,941
‫انقدر وضعیتم وخیمه که به پدرو گفتم
‫شب‌ها تو اتاق مهمون بخوابه.

268
00:21:17,734 --> 00:21:21,196
‫می‌تونی بابونه یا چایی نعنا بخوری.

269
00:21:21,321 --> 00:21:24,366
‫تاثیر داره. ولی از همه مهم‌تر،
‫حواست به خورد و خوراکت باشه.

270
00:21:27,703 --> 00:21:30,247
‫از وقتی چامپاندونگو رو خوردم
‫حالم خوب نیست.

271
00:21:30,664 --> 00:21:31,665
‫بگذریم،

272
00:21:32,165 --> 00:21:33,750
‫انتخاب بین بد و بدتر بود.

273
00:21:35,419 --> 00:21:36,420
‫صحیح.

274
00:21:37,129 --> 00:21:40,882
‫خب، وقتی عاشق باشی حسادت عادیه.

275
00:21:41,425 --> 00:21:42,676
‫- درست میگم؟
‫- نه.

276
00:21:44,469 --> 00:21:46,513
‫من زیاده‌روی کردم و...

277
00:21:48,265 --> 00:21:50,684
‫تیتا فاصله گرفته و حق با اونه.

278
00:21:51,727 --> 00:21:53,270
‫نه دکتر، تیتا شما رو دوست داره.

279
00:21:53,854 --> 00:21:55,897
‫نمی‌خواد به شک بیفتید.

280
00:21:56,481 --> 00:21:58,150
‫شاید واسه همین فاصله گرفته.

281
00:21:59,401 --> 00:22:00,569
‫امیدوارم.

282
00:22:01,778 --> 00:22:03,447
‫لطفا، مراقب غذا خوردنت باش.

283
00:22:04,072 --> 00:22:05,365
‫ممنون، دکتر.

284
00:22:15,834 --> 00:22:18,795
‫تیتا باید عذاب‌وجدانش رو تسکین می‌داد
‫و سر خودش رو گرم می‌کرد.

285
00:22:20,464 --> 00:22:24,259
‫موقع آشپزی، کم‌کم آروم می‌شد.

286
00:22:27,262 --> 00:22:28,889
‫بعد شروع کرد به فکر کردن

287
00:22:28,972 --> 00:22:31,767
‫شاید دست آخر همه‌چیز درست بشه.

288
00:22:33,810 --> 00:22:35,062
‫با پنهان کردن حقیقت،

289
00:22:35,187 --> 00:22:37,981
‫باعث نمیشه جان و روسائورا عذاب بکشن،

290
00:22:38,190 --> 00:22:41,276
‫و جشن عروسی رو برگزار می‌کنه.

291
00:22:46,490 --> 00:22:49,701
‫و اتفاقی که بین اون و پدرو رخ داد

292
00:22:49,910 --> 00:22:52,537
‫به یه خاطره قدیمی تبدیل شد.

293
00:23:01,296 --> 00:23:03,256
‫تیتا به خودش قول داد

294
00:23:03,340 --> 00:23:05,592
‫از اون وسوسه دور می‌مونه.

295
00:23:06,468 --> 00:23:07,677
‫از پدرو دور می‌مونه.

296
00:23:10,055 --> 00:23:13,266
‫تا یه مدت، احساس گناه نداشت.

297
00:23:15,352 --> 00:23:20,857
‫ولی مثل هر احساس دیگه‌ای،
‫عذاب وجدان درون ما نهفته

298
00:23:21,316 --> 00:23:24,152
‫و هنگامی که انتظار نداریم
‫خودش رو نشون میده.

299
00:23:41,336 --> 00:23:42,963
‫وقتی خمیر آماده شد،

300
00:23:43,130 --> 00:23:46,508
‫باید تیکه‌های کوچیک رو جدا کرد
‫و به شکل نخ درآورد.

301
00:23:46,842 --> 00:23:48,844
‫اون نخ‌ها نماد چرخه زندگی

302
00:23:48,927 --> 00:23:50,554
‫و استخوون اجداد ماست.

303
00:24:12,200 --> 00:24:13,243
‫در نهایت،

304
00:24:13,326 --> 00:24:15,036
‫هر قرص نون قبل پخت

305
00:24:15,078 --> 00:24:17,038
‫باید به زرده تخم‌مرغ آغشته بشه.

306
00:24:22,711 --> 00:24:25,088
‫اگه فرصتش پیش بیاد، بازم انجام میدی.

307
00:24:26,506 --> 00:24:28,091
‫بی شرم!

308
00:24:31,928 --> 00:24:33,513
‫به خانواده‌ات فکر کن، تیتا.

309
00:24:34,389 --> 00:24:35,849
‫داری بهشون خیانت می‌کنی.

310
00:24:36,475 --> 00:24:38,602
‫به خواهرت، دخترش،

311
00:24:38,685 --> 00:24:40,228
‫به نامزدیت فکر کن.

312
00:24:57,579 --> 00:24:58,622
‫جان!

313
00:25:04,711 --> 00:25:06,046
‫دنبالت بودم.

314
00:25:07,547 --> 00:25:08,632
‫میشه حرف بزنیم؟

315
00:25:11,343 --> 00:25:14,763
‫می‌دونم باید صحبت کنیم،
‫ولی یه مورد فوری توی شهر پیش اومده.

316
00:25:15,555 --> 00:25:18,600
‫میشه شب در آرامش صحبت کنیم؟

317
00:25:48,255 --> 00:25:51,132
‫دلفینو! اسبم رو حاضر کن،
‫باید برم کلیسا!

318
00:25:51,383 --> 00:25:52,384
‫چشم ارباب!

319
00:26:14,030 --> 00:26:16,658
‫مگه قرار نبود بری کلیسا
‫و آب مقدس بیاری؟

320
00:26:16,741 --> 00:26:19,411
‫به آقای پدرو گفتم بیارن، رفتن کلیسا.

321
00:27:10,670 --> 00:27:13,373
‫نون دستپختِ تیتا عذاب‌وجدانی

322
00:27:13,423 --> 00:27:16,760
‫که روسائورا تونسته بود مدت طولانی
‫ازش فرار کنه رو پدیدار کرد.

323
00:27:25,894 --> 00:27:31,024
‫احساس نیاز فوری به اون دست داد
‫تا از پسرش درخواست بخشش کنه.

324
00:28:19,489 --> 00:28:22,117
‫شام رو می‌مونم.
‫بعدا بیا، آرنولدو.

325
00:28:22,283 --> 00:28:23,368
‫چشم، پدر.

326
00:28:27,580 --> 00:28:29,374
‫- فرزندم.
‫- حالتون چطوره، پدر؟

327
00:28:30,208 --> 00:28:31,459
‫راه بیفت!

328
00:28:31,751 --> 00:28:35,547
‫هر چی سنم بالاتر میره
‫سفر بیشتر خسته‌ام می‌کنه.

329
00:28:35,630 --> 00:28:37,257
‫به هر حال، کاری نمیشه کرد.

330
00:28:38,967 --> 00:28:41,720
‫می‌دونم این زوج آیین مقدس رو دریافت کردن.

331
00:28:42,512 --> 00:28:46,141
‫روسائورا لطف کرد
‫و یه تاریخ در کلیسا رزرو کرد.

332
00:28:46,433 --> 00:28:48,852
‫همچنین چندین فرم رو تکمیل کردن.

333
00:28:49,519 --> 00:28:53,773
‫الان فقط باید دفتر هشدار رو مرور کنید

334
00:28:54,107 --> 00:28:55,650
‫و ببین آیا چیزی وجود داره

335
00:28:55,734 --> 00:28:58,069
‫که ممکنه مانع عروسی شما بشه.

336
00:28:59,279 --> 00:29:01,656
‫تو، روسائورا، و تو، پدرو،

337
00:29:02,866 --> 00:29:04,868
‫بزرگ خانواده هستید،

338
00:29:05,910 --> 00:29:08,288
‫باید شاهد همه‌چیز باشید.

339
00:29:09,038 --> 00:29:10,165
‫همه‌چیز

340
00:29:10,540 --> 00:29:12,000
‫به نام خدا صورت می‌گیره.

341
00:29:13,251 --> 00:29:14,419
‫شروع می‌کنیم.

342
00:29:40,987 --> 00:29:42,238
‫هیچ اعتراضی وجود نداره.

343
00:29:46,034 --> 00:29:48,620
‫بنابراین برنامه عروسی ادامه پیدا می‌کنه.

344
00:29:48,870 --> 00:29:52,123
‫بله، ولی الان من به زمان نیاز دارم.

345
00:29:52,832 --> 00:29:55,293
‫از خاله‌ام ماری که ساکن سن آنتونیو هست
‫خبر به دستم رسیده.

346
00:29:55,376 --> 00:29:56,878
‫بابت عروسی هیجان داره.

347
00:29:57,045 --> 00:30:00,256
‫تنها خانواده‌ی منه.
‫دوست دارم برای عروسی باشه.

348
00:30:00,465 --> 00:30:05,220
‫زود میرم و میام،
‫و می‌تونم دنبال الکس و گریس هم برم.

349
00:30:06,012 --> 00:30:07,514
‫چرا انقدر تعلل کنیم؟

350
00:30:07,722 --> 00:30:08,807
‫می‌تونید اینجا ازدواج کنید،

351
00:30:08,932 --> 00:30:11,100
‫بعد با خانواده‌ات جشن بگیری.

352
00:30:11,810 --> 00:30:12,977
‫درسته.

353
00:30:13,061 --> 00:30:15,605
‫ولی برای من خیلی مهمه که پسرم

354
00:30:15,855 --> 00:30:17,982
‫و خاله‌ام توی عروسیم باشن.

355
00:30:18,483 --> 00:30:20,401
‫امیدوارم ناراحت نشی، روسائورا.

356
00:30:25,907 --> 00:30:26,908
‫ببخشید.

357
00:30:26,991 --> 00:30:28,076
‫عذر می‌خوام، پدر.

358
00:30:28,159 --> 00:30:29,285
‫راحت باش، فرزندم.

359
00:30:30,662 --> 00:30:33,498
‫اینکه بخوایم ازدواج کنیم تصمیمش با ماست،

360
00:30:34,249 --> 00:30:35,708
‫نه روسائورا.

361
00:30:41,756 --> 00:30:42,799
‫ببخشید.

362
00:30:45,343 --> 00:30:47,345
‫پدر، بریم اتاق غذاخوری؟

363
00:30:47,470 --> 00:30:49,722
‫بله، عالیه فرزندم، ضعف کردم.

364
00:31:35,852 --> 00:31:37,061
‫باید چیکار کنم، ناچا؟

365
00:31:41,274 --> 00:31:44,903
‫پس بد نیست فکر کنیم اصلا درد و رنج چیه.

366
00:31:45,361 --> 00:31:48,406
‫درد و بیماری ما

367
00:31:48,990 --> 00:31:53,244
‫در مقایسه با درد و رنج‌های
‫این شخصیت بزرگ کتاب مقدس، یعنی ایوب،

368
00:31:53,870 --> 00:31:57,457
‫که توسط آن موجود وحشتناک و شرور…
‫یعنی شیطان،

369
00:31:58,333 --> 00:31:59,542
‫درهم شکسته شد، واقعا چیست؟

370
00:32:00,376 --> 00:32:03,046
‫چیزهای زیادی وجود داره که مردم
‫باید در مورد ایمان یاد بگیرن.

371
00:32:04,130 --> 00:32:05,590
‫- ممنون.
‫- دعا کنیم.

372
00:32:06,925 --> 00:32:08,960
‫پدر ما، با دست محافظت‌کننده‌ات

373
00:32:09,010 --> 00:32:11,763
‫این نانی را که به ما می‌بخشی برکت بده،
‫همان‌گونه که در بهشت است، بر زمین نیز باشد.

374
00:32:12,055 --> 00:32:16,434
‫روزی ما را گرد میزی چنین
‫در بهشت نیز گرد هم آور.

375
00:32:17,101 --> 00:32:18,478
‫- آمین.
‫- آمین.

376
00:32:18,895 --> 00:32:20,563
‫- نوش جان.
‫- نوش جان.

377
00:32:40,792 --> 00:32:45,296
‫احساسات تیتا به نون آغشته شده بود،

378
00:32:46,339 --> 00:32:49,592
‫که باعث شد اون شب
‫عیب‌های همه مشخص بشه.

379
00:32:50,927 --> 00:32:52,178
‫خطاهای زیاد

380
00:32:52,553 --> 00:32:53,888
‫و عمیقی وجود داشت

381
00:32:54,555 --> 00:32:56,557
‫که هیچ‌کس نمی‌دونست
‫چطوری باهاشون مواجه بشه.

382
00:33:50,653 --> 00:33:51,696
‫سلام.

383
00:33:53,614 --> 00:33:54,615
‫سلام.

384
00:33:56,325 --> 00:33:57,785
‫خواستم عذرخواهی کنم.

385
00:33:59,996 --> 00:34:01,998
‫باید قبلا می‌گفتم اما...

386
00:34:02,957 --> 00:34:04,000
‫نمی‌دونم،

387
00:34:04,083 --> 00:34:05,835
‫امیدوار بودم بعد یه مدت،

388
00:34:05,918 --> 00:34:08,588
‫بفهمم دلیل واکنشم توی مهمونی چی بود.

389
00:34:10,256 --> 00:34:11,340
‫نگران نباش.

390
00:34:12,216 --> 00:34:13,926
‫می‌دونم این وضعیت راحت نیست.

391
00:34:17,138 --> 00:34:18,431
‫برای رفتار اون شبم

392
00:34:18,890 --> 00:34:21,059
‫هیچ بهونه‌ای ندارم.

393
00:34:22,101 --> 00:34:23,102
‫نه، راست میگم.

394
00:34:23,644 --> 00:34:24,687
‫ناراحت نباش.

395
00:34:25,188 --> 00:34:26,189
‫تموم شد.

396
00:34:33,112 --> 00:34:34,614
‫تو زن خیلی خوبی هستی، تیتا.

397
00:34:36,532 --> 00:34:38,367
‫بخت به من رو کرده که با تو هستم.

398
00:34:51,005 --> 00:34:53,257
‫امروز صبح می‌خواستی چی بگی؟

399
00:34:54,550 --> 00:34:55,551
‫هیچی.

400
00:34:56,385 --> 00:34:57,470
‫موضوع مهمی نبود.

401
00:35:00,515 --> 00:35:01,516
‫می‌دونی...

402
00:35:03,810 --> 00:35:05,978
‫هیچ‌کس مثل تو منو دوست نداشته.

403
00:35:10,233 --> 00:35:11,275
‫حالت خوبه؟

404
00:35:13,528 --> 00:35:14,529
‫آره.

405
00:35:15,780 --> 00:35:16,906
‫باید برم اتاقم.

406
00:35:48,479 --> 00:35:51,107
‫بهم قول بده تلاش می‌کنی شاد باشی.

407
00:35:53,234 --> 00:35:54,694
‫برو پیش زنت.

408
00:35:57,113 --> 00:35:58,239
‫قول میدم، بابا.

409
00:35:58,948 --> 00:36:00,199
‫کار درست رو انجام میدم.

410
00:36:10,084 --> 00:36:12,170
‫گفته میشه در اون شب،

411
00:36:12,295 --> 00:36:14,630
‫هیچ‌کس برای صرف شام
‫در لاس پالوماس ننشست.

412
00:36:15,131 --> 00:36:17,425
‫هر چند، هیچ غذایی باقی نموند.

413
00:39:00,296 --> 00:39:02,173
‫مردی که آوردید بهوش اومد.

414
00:39:27,239 --> 00:39:28,282
‫آروم باش.

415
00:39:31,285 --> 00:39:32,745
‫خودتو اذیت نکن.

416
00:39:34,997 --> 00:39:36,374
‫ممنون که جونمو نجات دادی.

417
00:39:39,752 --> 00:39:41,253
‫ولی خانواده‌ام هنوز اونجا هستن.

418
00:39:42,338 --> 00:39:43,547
‫اون‌ها رو می‌کشن.

419
00:39:45,132 --> 00:39:46,217
‫اسمت چیه؟

420
00:39:46,467 --> 00:39:47,510
‫سانتوس.

421
00:39:48,344 --> 00:39:49,929
‫امیلیو سانتوس دلاکروز.

422
00:39:51,389 --> 00:39:52,431
‫گوش کن، سانتوس.

423
00:39:54,100 --> 00:39:55,393
‫به کمکت نیاز دارم.

424
00:39:56,769 --> 00:40:00,147
‫باید اون زمین رو پس بگیریم،
‫و خانواده‌ات و بقیه رو نجات بدیم.

425
00:40:01,065 --> 00:40:02,108
‫ژنرال.

426
00:40:02,650 --> 00:40:03,776
‫فلیپه موزکیز.

427
00:40:03,859 --> 00:40:05,736
‫اونو می‌شناسی؟ دیدیش؟

428
00:40:05,820 --> 00:40:06,904
‫آره.

429
00:40:07,947 --> 00:40:10,116
‫افرادش تظاهر می‌کنن پیروان ویا هستن

430
00:40:10,574 --> 00:40:12,993
‫به مزارع حمله می‌کنن
‫و اون‌ها رو اسیر می‌کنن.

431
00:40:14,412 --> 00:40:17,540
‫بعد مردم رو مثل حیوون مجبور به کار می‌کنن.

432
00:40:19,458 --> 00:40:20,918
‫وادارشون می‌کنن پوست بز دباغی کنن.

433
00:40:25,923 --> 00:40:27,591
‫ماجرا خزها چیه؟

434
00:40:27,925 --> 00:40:29,468
‫فقط خدا می‌دونه چیکار می‌کنه.

435
00:40:30,970 --> 00:40:32,430
‫به هیچ‌کس نمیگه.

436
00:40:36,892 --> 00:40:37,935
‫اون سربازها...

437
00:40:39,311 --> 00:40:40,813
‫همراه اون هستن. واسه چی؟

438
00:40:42,606 --> 00:40:43,858
‫آمریکایی هستن.

439
00:40:45,776 --> 00:40:50,322
‫اهالی مزرعه میگن ژنرال بهشون
‫کمک می‌کنه ویا رو بگیره.

440
00:40:52,825 --> 00:40:54,076
‫استراحت کن، سانتوس.

441
00:40:54,952 --> 00:40:56,996
‫باید همراه من بیای این موضوع رو اطلاع بدیم.

442
00:40:57,329 --> 00:40:58,456
‫باشه، حتما.

443
00:40:59,874 --> 00:41:01,876
‫ولی کمکم کن خانواده‌مو نجات بدم.

444
00:41:08,174 --> 00:41:10,593
‫قول میدم برای کمک به اون‌ها
‫از هیچ کاری دریغ نمی‌کنم.

445
00:41:11,260 --> 00:41:12,303
‫ممنون.

446
00:41:26,484 --> 00:41:29,153
‫شهامت نداشتی به گناهانت اعتراف کنی.

447
00:41:31,322 --> 00:41:33,157
‫شب آرومی دارم، مزاحمم نشو.

448
00:41:33,240 --> 00:41:35,784
‫وقتی گناه می‌کنی آروم و قرار نداری.

449
00:41:36,577 --> 00:41:37,828
‫وقتی اغفال می‌کنی.

450
00:41:40,247 --> 00:41:43,375
‫بخششی که دنبالش هستی رو پیدا نمی‌کنی.

451
00:41:47,922 --> 00:41:51,509
‫بچه‌ی تو شکمت ناخواسته بوده

452
00:41:54,970 --> 00:41:56,138
‫چی گفتی؟

453
00:41:57,890 --> 00:41:59,058
‫حقیقت نداره!

454
00:42:15,115 --> 00:42:16,158
‫چی شده؟

455
00:42:20,538 --> 00:42:22,414
‫من باردارم.

456
00:43:47,750 --> 00:43:50,085
‫[آنچه در قسمت بعد خواهید دید...]

457
00:43:50,377 --> 00:43:53,172
‫با دکتر ازدواج کن و بگو ازش بچه‌دار شدی.

458
00:43:53,297 --> 00:43:54,381
‫می‌خوای دروغ بگم.

459
00:43:54,506 --> 00:43:56,467
‫تو هنوز ازدواج نکردی، تیتا.

460
00:43:56,759 --> 00:43:59,136
‫اگه دروغ بگی، آبروی خانواده رو حفظ می‌کنی.

461
00:43:59,219 --> 00:44:00,346
‫اونو دوست داری؟

462
00:44:01,347 --> 00:44:04,141
‫اگه پدرو رو انتخاب کردی،
‫امیدوارم ازت مراقبت کنه.

463
00:44:04,391 --> 00:44:06,185
‫هر کاری که خوشحالت می‌کنه رو انجام بده، تیتا.

464
00:44:07,519 --> 00:44:09,271
‫اگه پدرو رو ببری، من می‌میرم.

465
00:44:11,271 --> 00:44:21,271
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M