1
00:01:16,910 --> 00:01:18,703
‫روز فوق العاده‌ای میشه، عزیزم.

2
00:01:19,703 --> 00:01:29,703
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

3
00:02:14,384 --> 00:02:16,386
‫دارم کار درست رو انجام میدم، آره؟

4
00:02:16,761 --> 00:02:18,763
‫اگه تصمیمت از قلبت بیاد،

5
00:02:20,056 --> 00:02:22,308
‫پس داری کاری درست رو انجام میدی.

6
00:03:20,241 --> 00:03:21,367
‫راه بیفت!

7
00:04:08,289 --> 00:04:10,708
‫گریس بهت علامت میده
‫که حلقه‌ها رو بیاری.

8
00:04:10,792 --> 00:04:11,793
‫- باشه؟
‫- باشه، بابا.

9
00:04:11,876 --> 00:04:12,877
‫آفرین.

10
00:04:15,296 --> 00:04:18,299
‫بابا گفت بهم میگی حلقه‌ها رو ببرم.

11
00:04:18,758 --> 00:04:20,927
‫- آره.
‫- ولی چطوری؟

12
00:04:21,010 --> 00:04:23,221
‫بهت میگم، نگران نباش.

13
00:04:33,815 --> 00:04:35,566
‫عروس اومد!

14
00:04:35,650 --> 00:04:36,818
‫قیافه‌ام خوبه؟

15
00:04:36,901 --> 00:04:39,404
‫شبیه پرنسس‌ها شده!

16
00:04:47,745 --> 00:04:48,746
‫ممنون، دلفینو.

17
00:04:54,502 --> 00:04:55,545
‫ممنون.

18
00:05:00,842 --> 00:05:02,218
‫کمک میدی، دلفینو؟

19
00:05:10,226 --> 00:05:11,227
‫ممنون.

20
00:06:21,589 --> 00:06:23,341
‫خوش آمدید، برادران.

21
00:06:24,217 --> 00:06:26,928
‫برکت خدای متعال

22
00:06:27,470 --> 00:06:29,514
‫بر شما باد.

23
00:06:31,516 --> 00:06:32,600
‫پروردگار فرمود:

24
00:06:34,310 --> 00:06:36,396
‫«خوب نیست انسان تنها باشد.

25
00:06:37,230 --> 00:06:40,733
‫یاوری مناسب برای او خواهم ساخت.»

26
00:06:42,360 --> 00:06:44,487
‫تو با این زن

27
00:06:44,862 --> 00:06:46,697
‫از روی هوس ازدواج نمی‌کنی،

28
00:06:47,281 --> 00:06:49,325
‫بلکه نیت خیری داری.

29
00:06:50,034 --> 00:06:51,536
‫خدای متعال،

30
00:06:52,370 --> 00:06:54,122
‫شفقت خود را به ما عطا کن

31
00:06:54,747 --> 00:06:57,250
‫بگذار در کنار همدیگه،

32
00:06:57,583 --> 00:06:59,127
‫و همزمان در سرزمین تو باشیم.

33
00:06:59,210 --> 00:07:02,046
‫این کلام پروردگاره.

34
00:07:02,130 --> 00:07:04,507
‫- خداوندا، حمد و ثنای تو را می‌گوییم.
‫- خداوندا، حمد و ثنای تو را می‌گوییم.

35
00:07:04,966 --> 00:07:06,467
‫بایستید.

36
00:07:09,220 --> 00:07:11,305
‫در اینجا، در محراب حضور داریم،

37
00:07:11,889 --> 00:07:15,935
‫زیرا خداوند، جلال بی‌کران،

38
00:07:16,561 --> 00:07:20,565
‫ورود شما به این ازدواج را تضمین می‌نماید.

39
00:07:22,316 --> 00:07:23,568
‫روبه‌روی همدیگه بایستید.

40
00:07:24,360 --> 00:07:25,903
‫به همدیگه نگاه کنید.

41
00:07:27,738 --> 00:07:29,115
‫سوال اینجاست...

42
00:07:29,866 --> 00:07:31,200
‫شما

43
00:07:31,784 --> 00:07:33,578
‫بدون هیچ فشاری،

44
00:07:33,661 --> 00:07:35,872
‫به خواست و اراده خود در اینجا هستید؟

45
00:07:37,165 --> 00:07:38,166
‫بله پدر.

46
00:07:38,749 --> 00:07:39,750
‫با اراده خودمون اومدیم.

47
00:07:46,174 --> 00:07:50,219
‫آیا مصمم هستید به همدیگه احترام بذارید

48
00:07:50,303 --> 00:07:54,557
‫و تا آخر عمرتون زن و شوهر باقی بمونید؟

49
00:08:08,529 --> 00:08:11,908
‫مصمم هستید به همدیگه عشق بورزید
‫و احترام بگذارید

50
00:08:12,533 --> 00:08:16,579
‫و تا آخر عمرتون زن و شوهر باقی بمونید؟

51
00:08:33,888 --> 00:08:34,931
‫متاسفم.

52
00:08:37,058 --> 00:08:38,100
‫نمی‌تونم.

53
00:08:42,355 --> 00:08:43,397
‫نه...

54
00:08:49,237 --> 00:08:50,321
‫چی شد؟

55
00:09:02,833 --> 00:09:03,834
‫پدرو...

56
00:09:26,941 --> 00:09:28,109
‫مراقب باشید، خانم.

57
00:09:28,192 --> 00:09:29,193
‫ممنون، دلفینو.

58
00:09:45,251 --> 00:09:46,252
‫تیتا!

59
00:09:46,919 --> 00:09:47,962
‫تیتا!

60
00:09:48,421 --> 00:09:49,505
‫کجاست؟

61
00:09:49,880 --> 00:09:51,215
‫- چی شده؟
‫- تیتا!

62
00:09:51,882 --> 00:09:52,925
‫روسائورا!

63
00:09:55,636 --> 00:09:56,929
‫تو می‌دونستی، آره؟

64
00:09:57,388 --> 00:09:59,348
‫تو بهش گفتی بره، آره؟

65
00:09:59,432 --> 00:10:02,435
‫- نه... آروم باش...
‫- چیکار کردی؟ ولم کن!

66
00:10:10,234 --> 00:10:12,820
‫روسائورا، لطفا، باید آرامش‌تو حفظ کنی.

67
00:12:07,643 --> 00:12:08,769
‫برگشتی.

68
00:12:13,357 --> 00:12:14,483
‫روسائورا.

69
00:12:15,985 --> 00:12:16,986
‫چی شد؟

70
00:12:17,653 --> 00:12:19,029
‫کجا رفتی؟

71
00:12:19,613 --> 00:12:20,656
‫باید حرف بزنیم.

72
00:12:21,907 --> 00:12:22,908
‫نه.

73
00:12:23,409 --> 00:12:25,494
‫هیچی نگو، نمی‌خوام بشنوم.

74
00:12:37,673 --> 00:12:38,841
‫من دارم با تیتا میرم.

75
00:12:45,097 --> 00:12:46,807
‫نمی‌تونیم با این وضع زندگی کنیم.

76
00:12:49,059 --> 00:12:50,686
‫نه، نمیشه.

77
00:12:54,356 --> 00:12:56,484
‫جفت‌مون به‌قدر کافی عذاب نکشیدیم؟

78
00:12:58,569 --> 00:13:00,780
‫اگه قول و قرار مادرم رو قبول نکرده بودی،

79
00:13:00,863 --> 00:13:02,239
‫هیچ‌کس عذاب نمی‌کشید!

80
00:13:03,657 --> 00:13:05,242
‫من خیانت نکردم!

81
00:13:06,076 --> 00:13:08,120
‫باهات ازدواج کردم چون دوستت داشتم!

82
00:13:12,041 --> 00:13:13,417
‫من هرگز نمی‌تونم تو رو دوست داشته باشم.

83
00:13:19,465 --> 00:13:20,466
‫می‌دونم.

84
00:13:21,383 --> 00:13:22,510
‫خودم می‌دونم.

85
00:13:23,803 --> 00:13:25,054
‫اصلا واسم مهم نیست.

86
00:13:27,181 --> 00:13:30,142
‫چه بخوای یا نخوای،
‫تا آخر عمرم کنارتم.

87
00:13:33,813 --> 00:13:35,147
‫هنوز وقت داریم.

88
00:13:38,776 --> 00:13:40,402
‫تو هم می‌تونی خوشبخت بشی.

89
00:13:46,534 --> 00:13:48,244
‫من هیچ‌وقت خوشبخت نمیشم.

90
00:13:53,666 --> 00:13:55,584
‫اجازه نمیدم تو یا تیتا خوشبخت بشید.

91
00:13:57,628 --> 00:14:00,548
‫اگه از این خونه بری،
‫هیچ‌وقت اسپرانزا رو نمی‌بینی.

92
00:14:02,550 --> 00:14:03,926
‫یه بار پسرتو از دست دادی.

93
00:14:05,261 --> 00:14:06,762
‫می‌خوای دخترتو هم از دست بدی؟

94
00:14:16,897 --> 00:14:18,274
‫شما دو تا دارید میرید؟

95
00:14:18,357 --> 00:14:19,608
‫کجا زندگی می‌کنید؟

96
00:14:19,692 --> 00:14:21,318
‫الان، هیچی نمی‌دونم.

97
00:14:22,069 --> 00:14:24,238
‫فقط کاری که باید رو انجام دادم.

98
00:14:24,989 --> 00:14:26,782
‫می‌دونستم مطمئن نبودی.

99
00:14:27,324 --> 00:14:29,118
‫خیلی زمان برد تا تصمیم بگیرم.

100
00:14:30,536 --> 00:14:32,329
‫وظیفه داشتی با دکتر ازدواج کنی.

101
00:14:32,413 --> 00:14:33,873
‫فقط باید بله می‌گفتی!

102
00:14:34,248 --> 00:14:37,501
‫وظیفه، سنت، رفتار مودبانه.
‫عین مامان حرف میزنی.

103
00:14:38,335 --> 00:14:41,046
‫هیچ‌کدوم مهم نیست،
‫کِی می‌خوای بفهمی؟

104
00:14:41,130 --> 00:14:42,423
‫نزنش!

105
00:14:43,883 --> 00:14:46,468
‫اگه مامان اینجا بود،
‫هیچ‌کدوم از این اتفاق‌ها نمیفتاد.

106
00:14:46,552 --> 00:14:48,012
‫به حرفش گوش می‌دادی!

107
00:14:48,095 --> 00:14:50,347
‫بهمون دروغ گفت.
‫اون مجبور شده بود ازدواج کنه.

108
00:14:50,723 --> 00:14:52,016
‫یه مرد دیگه رو دوست داشت.

109
00:14:53,142 --> 00:14:54,393
‫حقیقت نداره.

110
00:14:54,476 --> 00:14:56,186
‫چقدر هم مودبی.

111
00:14:57,438 --> 00:14:59,273
‫دروغه، هر دوتون دیوونه‌اید.

112
00:14:59,356 --> 00:15:03,193
‫می‌خواید منو ناراحت کنید!
‫از بچگی با من دشمن بودید!

113
00:15:03,277 --> 00:15:05,154
‫تو فقط به ظاهر و وجه‌ات اهمیت میدی!

114
00:15:05,237 --> 00:15:06,780
‫هیچ‌وقت به ما اهمیت ندادی!

115
00:15:11,493 --> 00:15:14,538
‫از خونه‌ام گورتونو گم کنید
‫و دیگه نمی‌خوام شما رو ببینم!

116
00:15:28,427 --> 00:15:30,930
‫وقتی با پدرو تصمیم گرفتید، بهم خبر بده.

117
00:15:32,973 --> 00:15:34,141
‫مراقب خودت باش.

118
00:15:37,895 --> 00:15:38,938
‫دوستت دارم.

119
00:15:40,814 --> 00:15:41,899
‫دوستت دارم.

120
00:15:47,488 --> 00:15:50,950
‫اگه خوان نیومد،
‫خودم گوش‌شو می‌گیرم و میارمش.

121
00:15:51,617 --> 00:15:52,660
‫حتما این‌کار رو کن!

122
00:16:11,845 --> 00:16:12,888
‫جان.

123
00:16:14,723 --> 00:16:15,975
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

124
00:16:18,852 --> 00:16:20,270
‫اومدم خداحافظی کنم.

125
00:16:25,693 --> 00:16:26,735
‫واسه توئه.

126
00:16:28,070 --> 00:16:29,446
‫هدیه عروسیت بود.

127
00:16:44,128 --> 00:16:46,005
‫همه‌ی ما درون خودمونی یه جعبه کبریت داریم.

128
00:16:48,007 --> 00:16:50,592
‫فقط باید چاشنی پیدا کنیم.

129
00:16:51,802 --> 00:16:53,387
‫افسانه‌ها چیز دیگه‌ای میگن.

130
00:16:54,972 --> 00:16:56,557
‫باید مراقب باشیم

131
00:16:56,890 --> 00:16:58,392
‫و دونه دونه کبریت روشن کنیم.

132
00:17:00,269 --> 00:17:02,354
‫وگرنه، اگه احساسات خیلی عمیق بشه،

133
00:17:03,105 --> 00:17:04,940
‫و تمام کبریت‌ها روشن میشه،

134
00:17:05,024 --> 00:17:06,817
‫آتیش می‌گیره و خاموش نمیشه.

135
00:17:12,781 --> 00:17:14,158
‫قصد نداشتم دلتو بشکنم.

136
00:17:27,963 --> 00:17:28,964
‫می‌دونم.

137
00:17:33,719 --> 00:17:34,720
‫می‌دونم.

138
00:18:38,158 --> 00:18:41,245
‫اگه توضیح می‌خوای، حرفی ندارم،
‫حداقل امروز حوصله توضیح ندارم.

139
00:18:41,870 --> 00:18:42,871
‫نه.

140
00:18:43,956 --> 00:18:45,916
‫نمی‌تونم از شما دور باشم.

141
00:18:46,583 --> 00:18:47,668
‫الان اون پسر توئه.

142
00:18:48,335 --> 00:18:49,670
‫من عوضی‌ام.

143
00:18:49,753 --> 00:18:50,921
‫آره، عوضی هستی.

144
00:18:52,965 --> 00:18:54,007
‫ببخشید.

145
00:18:55,884 --> 00:18:56,885
‫خب؟

146
00:18:59,763 --> 00:19:01,098
‫تو به من وفادار بودی.

147
00:19:04,017 --> 00:19:05,686
‫قابل اعتمادی، گرترودیس.

148
00:19:06,895 --> 00:19:07,896
‫خب؟

149
00:19:10,649 --> 00:19:11,817
‫حرف دیگه‌ای نداری؟

150
00:19:14,361 --> 00:19:16,113
‫حسادت وجودمو گرفته بود.

151
00:19:17,156 --> 00:19:18,282
‫بیشعور بازی درآوردم.

152
00:19:18,365 --> 00:19:20,868
‫خیلی ناراحت شدم چون فکر می‌کردم که...

153
00:19:21,994 --> 00:19:23,579
‫که تو یکی دیگه رو دوست داری.

154
00:19:25,831 --> 00:19:26,832
‫خب؟

155
00:19:27,499 --> 00:19:28,750
‫منو ببخش.

156
00:19:30,919 --> 00:19:32,296
‫دلم واست لک زده بود.

157
00:19:33,797 --> 00:19:34,840
‫ببخشید.

158
00:19:37,176 --> 00:19:38,177
‫گرترودیس.

159
00:19:40,179 --> 00:19:42,014
‫میای یا نه؟

160
00:19:51,315 --> 00:19:52,816
‫می‌بریش بخوابه؟

161
00:20:14,504 --> 00:20:15,589
‫چی می‌خوای؟

162
00:20:17,507 --> 00:20:19,051
‫دیگه نمی‌خوام بچه‌دار بشم.

163
00:20:21,011 --> 00:20:23,138
‫اسپرانزا تا وقتی بمیرم کنار من می‌مونه.

164
00:20:27,601 --> 00:20:30,562
‫متوجه نیستی این سنت چقدر آسیب‌زا بوده؟

165
00:20:32,314 --> 00:20:33,857
‫تنها چیزیه که دارم.

166
00:20:37,694 --> 00:20:40,864
‫اسپرانزا حق داره طوری
‫که می‌خواد زندگی کنه.

167
00:20:57,631 --> 00:20:59,049
‫حاضرم قبول کنم.

168
00:21:03,428 --> 00:21:05,555
‫اما باباشو ازش نگیر.

169
00:21:08,517 --> 00:21:09,601
‫برو یه جای دور

170
00:21:09,685 --> 00:21:11,103
‫و هیچ‌وقت برنگرد.

171
00:21:59,443 --> 00:22:00,485
‫اینجایی.

172
00:22:18,879 --> 00:22:19,880
‫حاضری؟

173
00:22:23,675 --> 00:22:24,718
‫آره.

174
00:22:26,053 --> 00:22:27,220
‫چی شده؟

175
00:22:30,015 --> 00:22:31,433
‫روز پر ماجرایی بود.

176
00:22:34,978 --> 00:22:36,355
‫فوق العاده بود.

177
00:22:43,862 --> 00:22:45,030
‫شب بخیر.

178
00:22:47,282 --> 00:22:48,325
‫شب بخیر.

179
00:23:11,306 --> 00:23:12,307
‫پدرو،

180
00:23:13,517 --> 00:23:14,684
‫این نامه رو می‌نویسم

181
00:23:14,768 --> 00:23:18,271
‫چون اون‌قدر شجاع نیستم
‫توی صورتت نگاه کنم و خداحافظی کنم.

182
00:23:19,231 --> 00:23:21,066
‫من پیشنهاد روسائورا رو قبول کردم،

183
00:23:22,442 --> 00:23:23,860
‫و برای همیشه میرم.

184
00:23:27,489 --> 00:23:28,949
‫اگه با هم بمونیم،

185
00:23:29,950 --> 00:23:31,952
‫چه اینجا یا جای دیگه،

186
00:23:33,787 --> 00:23:36,581
‫روسائورا بهت اجازه نمیده اسپرانزا رو ببینی.

187
00:23:37,791 --> 00:23:40,335
‫از اون بدتر، اونو محکوم می‌کنه

188
00:23:40,419 --> 00:23:42,671
‫به رسم مزخرفی تن بده
‫که زندگی منو نابود کرد.

189
00:23:44,172 --> 00:23:45,799
‫اجازه نمیدم.

190
00:23:46,716 --> 00:23:48,385
‫این سنت باید با من نابود بشه.

191
00:23:50,887 --> 00:23:52,472
‫مراقب اسپرانزا باش.

192
00:23:52,556 --> 00:23:54,683
‫من تابستون‌ها ازش مراقبت می‌کنم.

193
00:23:55,350 --> 00:23:56,560
‫مطمئنم که

194
00:23:56,977 --> 00:23:58,103
‫من و تو

195
00:23:58,437 --> 00:24:00,772
‫بهش کمک می‌کنیم یه زن آزاد و مستقل بشه.

196
00:24:02,649 --> 00:24:04,651
‫امروز از خوشبختی خودم می‌گذرم

197
00:24:04,734 --> 00:24:06,945
‫تا اسپرانزا زندگی خوبی داشته باشه.

198
00:24:09,531 --> 00:24:11,241
‫از تو هم می‌گذرم

199
00:24:12,409 --> 00:24:14,286
‫و به دنبال آزادی خودم میرم.

200
00:24:16,246 --> 00:24:17,247
‫لطفا...

201
00:24:18,165 --> 00:24:20,375
‫هیچ‌وقت به عشق من نسبت به خودت شک نکن.

202
00:24:23,253 --> 00:24:26,506
‫ما از بچگی از دور همدیگه رو دوست داشتیم.

203
00:24:29,384 --> 00:24:32,679
‫فکر می‌کنم اگه به همین شکل بمونه
‫به نفع همه باشه.

204
00:24:38,101 --> 00:24:39,352
‫خداحافظ، پدرو.

205
00:24:58,497 --> 00:25:03,460
‫اون روز، زندگی زن‌های دلاگارزا
‫برای همیشه دستخوش تغییر شد.

206
00:25:34,407 --> 00:25:37,244
‫زمانی که تیتا با شورش درونی خودش مبارزه می‌کرد،

207
00:25:37,327 --> 00:25:38,703
‫شورشیان،

208
00:25:38,787 --> 00:25:41,373
‫با وجود اینکه ضعیف‌تر می‌شدن،

209
00:25:41,456 --> 00:25:42,916
‫به مبارزه ادامه می‌دادن.

210
00:25:42,999 --> 00:25:45,252
‫گرترودیس! یه سوارکار اومده!

211
00:25:45,335 --> 00:25:46,378
‫کیه؟

212
00:25:46,461 --> 00:25:48,129
‫- کمکم کن.
‫- بده به من.

213
00:25:49,714 --> 00:25:51,800
‫من مراقبشم. برو، زود باش!

214
00:26:58,491 --> 00:27:00,035
‫زمان گذشت،

215
00:27:00,118 --> 00:27:01,995
‫و روسائورا سر حرفش موند.

216
00:27:02,078 --> 00:27:04,748
‫تابستون هر سال اسپرانزا رو پیش تیتا می‌برد.

217
00:27:09,502 --> 00:27:10,670
‫مراقب باش.

218
00:27:19,137 --> 00:27:20,180
‫سلام، اسپرانزا!

219
00:27:20,263 --> 00:27:21,848
‫سلام، خاله تیتا!

220
00:27:21,931 --> 00:27:23,808
‫بیا تو. کمک می‌خوای؟

221
00:27:35,111 --> 00:27:37,113
‫تیتا به قرارشون پایبند بود.

222
00:27:37,447 --> 00:27:39,115
‫هیچ‌وقت دنبال پدرو نرفت.

223
00:27:39,866 --> 00:27:42,911
‫در عوض، شاهد بزرگ شدن اسپرانزا بود.

224
00:27:45,664 --> 00:27:47,040
‫در نهایت،

225
00:27:47,582 --> 00:27:50,251
‫تیتا آرامشی رو بدست آورد
‫که مدت‌ها به‌دنبالش بود.

226
00:27:51,711 --> 00:27:53,755
‫زندگی آرومی رو پیش گرفت،

227
00:27:54,339 --> 00:27:55,840
‫با بافندگی،

228
00:27:55,924 --> 00:27:57,258
‫آشپزی،

229
00:27:57,342 --> 00:28:00,553
‫و فرصت اینکه می‌تونست با اسپرانزا باشه.

230
00:28:06,685 --> 00:28:09,312
‫و درست مثل ناچا،

231
00:28:09,396 --> 00:28:12,315
‫تیتا تمام رازهای آشپزیش رو به اسپرانزا یاد داد.

232
00:28:12,399 --> 00:28:14,859
‫و این گیاه بوی خاصی داره...

233
00:28:15,735 --> 00:28:16,820
‫گیاهِ چیه؟

234
00:28:17,529 --> 00:28:18,571
‫نعنا!

235
00:28:19,906 --> 00:28:21,074
‫آره، نعنا!

236
00:28:27,247 --> 00:28:30,417
‫نازک‌تر برش بده تا راحت‌تر بپزه.

237
00:28:34,504 --> 00:28:37,257
‫پدرو دیگه هیچ‌وقت با روسائورا صمیمی نشد.

238
00:28:37,924 --> 00:28:39,384
‫اون یه پدر نمونه بود.

239
00:28:40,135 --> 00:28:42,846
‫جسم و روحش رو وقف دخترش

240
00:28:42,929 --> 00:28:46,266
‫و جنگیدن برای حق و حقوق
‫افراد محروم کرد.

241
00:28:47,559 --> 00:28:50,812
‫به‌عنوان یه مالک زمین، او از ایجاد قوانین

242
00:28:50,895 --> 00:28:55,150
‫برای بهبود شرایط کارگران کشور حمایت کرد.

243
00:29:03,366 --> 00:29:04,701
‫سفر بخیر، عزیزم.

244
00:29:04,784 --> 00:29:05,827
‫ممنون، خاله.

245
00:29:07,245 --> 00:29:08,663
‫زود برگرد.

246
00:29:09,998 --> 00:29:12,000
‫روزگار همچنان سپری می‌شد.

247
00:29:12,959 --> 00:29:15,462
‫فکر می‌کنم در همین حین،

248
00:29:15,545 --> 00:29:18,798
‫تیتا و پدرو هیچ‌وقت از فکر همدیگه درنیومدن.

249
00:29:19,758 --> 00:29:22,927
‫ته‌دلشون، می‌دونستن دوری اون‌ها از همدیگه

250
00:29:23,011 --> 00:29:25,013
‫به نفع همه‌ست.

251
00:29:45,617 --> 00:29:46,868
‫و اسپرانزا؟

252
00:29:56,377 --> 00:29:57,587
‫دخترم کجاست؟

253
00:29:58,880 --> 00:29:59,923
‫نمی‌دونم.

254
00:30:09,182 --> 00:30:10,558
‫مهمون داریم.

255
00:30:10,642 --> 00:30:11,768
‫اومدم، مامان.

256
00:30:12,769 --> 00:30:13,812
‫خداحافظ، الکس.

257
00:30:13,895 --> 00:30:14,938
‫خداحافظ.

258
00:30:20,527 --> 00:30:21,694
‫خداحافظ، خانم.

259
00:30:24,614 --> 00:30:26,908
‫با پسر دکتر براون چیکار داشتی؟

260
00:30:28,618 --> 00:30:31,162
‫این رفتار واسه یه خانم جوان مناسب نیست.

261
00:30:31,704 --> 00:30:33,164
‫تازه، حالم خوب نیست.

262
00:30:33,248 --> 00:30:34,916
‫ازم مراقبت کن.

263
00:30:55,812 --> 00:30:58,231
‫درد روسائورا بدتر می‌شد.

264
00:30:59,482 --> 00:31:01,025
‫اینکه پدرو اون رو پس میزد،

265
00:31:03,027 --> 00:31:06,739
‫میل پنهانش جهت اینکه
‫اسپرانزا عشق رو پیدا نکنه،

266
00:31:08,241 --> 00:31:11,244
‫و تمام نفرت و کینه‌ای که
‫در دلش نگه داشته بود

267
00:31:11,661 --> 00:31:13,413
‫باعث شده بود ذره‌ذره

268
00:31:13,746 --> 00:31:15,748
‫از درون فاسد بشه.

269
00:31:51,284 --> 00:31:52,410
‫مامان!

270
00:31:52,493 --> 00:31:53,494
‫مامان!

271
00:31:53,912 --> 00:31:54,996
‫چی شده، مامان؟

272
00:31:55,371 --> 00:31:56,414
‫مامان!

273
00:31:57,040 --> 00:31:58,791
‫مامان، مامان...

274
00:32:04,714 --> 00:32:06,049
‫مُرده.

275
00:32:18,144 --> 00:32:19,771
‫بعد از فوتِ روسائورا،

276
00:32:20,229 --> 00:32:25,360
‫اسپرانزا از تیتا خواست توی آماده‌سازی غذا
‫جهت مراسم پیش‌رو بهش کمک کنه.

277
00:32:27,028 --> 00:32:28,062
‫تیتا قبول کرد

278
00:32:28,112 --> 00:32:32,283
‫چون می‌دونست پدرو توی شهر کار داره و نیست.

279
00:32:43,670 --> 00:32:45,088
‫با برگشتن به مزرعه

280
00:32:45,171 --> 00:32:48,466
‫خاطرات دردناکی به یاد تیتا اومد.

281
00:32:49,092 --> 00:32:54,597
‫همچنین خاطرات زیبایی که مدت‌ها بود
‫فراموش شده بودن رو زنده کرد.

282
00:33:28,172 --> 00:33:31,300
‫اون روز فلفل با سس گردو درست کردن.

283
00:33:31,718 --> 00:33:32,844
‫غذایی که

284
00:33:32,927 --> 00:33:36,597
‫در روز استقلال مکزیک
‫به طور سنتی پخته می‌شد.

285
00:33:42,770 --> 00:33:45,648
‫گفته میشه اگه فلفل‌ها به درستی پخته بشه،

286
00:33:46,232 --> 00:33:48,901
‫می‌تونه روح افرادی که
‫اون غذا رو می‌خورن رو روشن کنه.

287
00:34:13,301 --> 00:34:15,511
‫پخت غذا با اسپرانزا

288
00:34:16,012 --> 00:34:17,847
‫توی آشپزخونه‌ای که بدنیا اومده بود،

289
00:34:18,306 --> 00:34:21,184
‫جایی که بزرگ شده بود
‫و چیزهای زیادی یاد گرفته بود،

290
00:34:21,601 --> 00:34:24,979
‫تیتا رو به‌شدت تحت تاثیر قرار داد.

291
00:34:28,524 --> 00:34:29,609
‫و بعد،

292
00:34:29,692 --> 00:34:32,904
‫احساس عمیق آزادی رو حس کرد
‫که درونش رشد کرد

293
00:34:33,446 --> 00:34:37,742
‫و بار دیگه، این احساس به درون
‫تمام غذاهایی که پخته شد وارد شد.

294
00:34:43,289 --> 00:34:49,253
‫[فلفل با سس گردو]

295
00:35:20,159 --> 00:35:21,160
‫بابا!

296
00:35:21,244 --> 00:35:23,329
‫بیا به دوستام معرفیت کنم.

297
00:35:23,412 --> 00:35:24,705
‫- بیا.
‫- باشه.

298
00:35:27,750 --> 00:35:28,918
‫حالت چطوره؟

299
00:35:30,336 --> 00:35:32,171
‫- ایشون بتوئه.
‫- سلام.

300
00:35:32,255 --> 00:35:33,756
‫- سلام!
‫- و همسرش.

301
00:35:33,840 --> 00:35:34,841
‫حالتون چطوره؟

302
00:35:40,054 --> 00:35:41,264
‫از زندگی ممنونم

303
00:35:42,014 --> 00:35:45,101
‫که مدت‌ها پیش
‫ما رو در مسیر یکدیگه قرار داد.

304
00:35:46,269 --> 00:35:47,520
‫امروز می‌خوام

305
00:35:48,354 --> 00:35:49,397
‫ به خاطر تو،

306
00:35:49,897 --> 00:35:51,649
‫اسپرانزای قشنگم بنوشم.

307
00:35:53,693 --> 00:35:55,111
‫و به افتخار همه‌ی شما!

308
00:35:55,194 --> 00:35:56,320
‫به افتخارتون!

309
00:35:56,487 --> 00:35:58,322
‫و قبل اینکه غذا بخوریم!

310
00:35:59,240 --> 00:36:00,283
‫چیزه...

311
00:36:01,117 --> 00:36:02,785
‫البته اگه احساساتم بهم غلبه نکنه.

312
00:36:04,662 --> 00:36:06,247
‫می‌خوام از پدرم تشکر کنم،

313
00:36:07,707 --> 00:36:08,958
‫مادرم،

314
00:36:10,168 --> 00:36:11,752
‫پدر شوهر عزیزم،

315
00:36:14,338 --> 00:36:15,506
‫و تو، الکس،

316
00:36:16,132 --> 00:36:18,426
‫بابت اینکه منو خوشبخت‌ترین زن دنیا می‌کنی.

317
00:36:19,385 --> 00:36:20,386
‫ضمنا...

318
00:36:21,012 --> 00:36:23,598
‫می‌خوام از یه فرد بی‌نظیر تشکر کنم.

319
00:36:26,017 --> 00:36:28,144
‫این شخص به من یاد و نشون داد

320
00:36:28,936 --> 00:36:31,230
‫که می‌تونم در زندگی
‫به هر چیزی دست پیدا کنم،

321
00:36:33,024 --> 00:36:34,567
‫که هیچ نوع محدودیتی وجود نداره،

322
00:36:36,027 --> 00:36:37,945
‫و اینکه آزادی موهبت نیست،

323
00:36:38,946 --> 00:36:41,073
‫باید هر روز واسش بجنگی.

324
00:36:43,826 --> 00:36:46,287
‫می‌دونم امروز که اینجا هستم...

325
00:36:49,832 --> 00:36:50,833
‫به لطف توئه،

326
00:36:51,667 --> 00:36:52,668
‫تیتا.

327
00:36:53,544 --> 00:36:55,463
‫خیلی خوشحالم کنارم هستی.

328
00:36:57,298 --> 00:36:58,299
‫صادقانه بگم،

329
00:36:59,342 --> 00:37:01,636
‫مثل مادر دوم من هستی.

330
00:37:10,770 --> 00:37:11,854
‫نوش جان!

331
00:37:12,605 --> 00:37:13,689
‫نوش جان!

332
00:37:18,986 --> 00:37:20,655
‫- نوش جان.
‫- آفرین!

333
00:37:35,586 --> 00:37:37,088
‫- اون کیه؟
‫- نمی‌دونم.

334
00:37:37,171 --> 00:37:39,382
‫- دعوت‌شون کردی؟
‫- خوسسیتو نیست؟

335
00:37:43,010 --> 00:37:44,220
‫خاله گرترودیسه.

336
00:37:45,554 --> 00:37:46,681
‫خاله‌ی منه!

337
00:37:51,477 --> 00:37:52,770
‫خواهر!

338
00:37:56,315 --> 00:37:58,150
‫خیلی خوشگل شدید!

339
00:37:58,484 --> 00:37:59,527
‫فینا!

340
00:38:00,152 --> 00:38:01,153
‫سلام!

341
00:38:01,904 --> 00:38:04,407
‫- از آشناییت خوشوقتم، من تیتا هستم.
‫- از آشناییت خوشوقتم.

342
00:38:04,490 --> 00:38:05,950
‫خوسه، خیلی بزرگ شدی!

343
00:38:06,993 --> 00:38:09,036
‫خیلی خوشحالم بالاخره می‌بینمت.

344
00:38:10,288 --> 00:38:11,956
‫بیا، با خانواده‌ام آشنا شو.

345
00:38:14,166 --> 00:38:15,584
‫خیلی ممنون.

346
00:38:33,644 --> 00:38:35,521
‫خیلی خوشمزه‌ست!

347
00:38:36,230 --> 00:38:38,316
‫بافت لطیفی داره!

348
00:38:40,026 --> 00:38:41,610
‫نه، دستپخت تیتا دلاگارزاست!

349
00:38:41,694 --> 00:38:43,738
‫توی یه چشم‌بهم‌زدن،

350
00:38:43,821 --> 00:38:46,615
‫فلفل‌ها از سینی محو شدن.

351
00:38:47,783 --> 00:38:50,828
‫مهمون‌ها با ولع خوردن.

352
00:38:51,287 --> 00:38:53,331
‫و وقتی می‌خوردن، دونه‌به‌دونه،

353
00:38:53,414 --> 00:38:56,625
‫به خودشون اجازه دادن آزادی رو حس کنن

354
00:38:56,709 --> 00:38:59,670
‫که تیتا موقع پخت غذا داشت.

355
00:39:04,759 --> 00:39:06,010
‫- لئو!
‫- بله قربان؟

356
00:39:06,510 --> 00:39:08,054
‫- یه آهنگ دیگه بزن!
‫- چشم!

357
00:39:09,138 --> 00:39:10,514
‫آفرین!

358
00:40:03,984 --> 00:40:06,237
‫بعد از بیست سال

359
00:40:06,320 --> 00:40:10,241
‫پدرو و تیتا بالاخره احساس آزادی کردن
‫تا کنار همدیگه باشن.

360
00:40:11,867 --> 00:40:14,787
‫تمام عمر منتظر این لحظه بودن.

361
00:40:22,086 --> 00:40:23,254
‫اون روز،

362
00:40:23,754 --> 00:40:26,340
‫عشق‌شون گذر زمان رو به چالش کشید.

363
00:40:33,764 --> 00:40:35,558
‫اشتیاق، بعد از سال‌های بسیار،

364
00:40:36,475 --> 00:40:38,060
‫انتظار بی‌پایان،

365
00:40:39,311 --> 00:40:41,522
‫شور و حرارت دیدار مجدد.

366
00:40:43,315 --> 00:40:45,359
‫احساسات بسیاری وجود داشت،

367
00:40:45,776 --> 00:40:47,820
‫عشق زیادی در اون تجدید دیدار وجود داشت

368
00:40:48,571 --> 00:40:51,323
‫که تمام کبریت‌های درونشون

369
00:40:51,782 --> 00:40:53,701
‫به‌طور همزمان روشن شد.

370
00:41:51,008 --> 00:41:52,551
‫مدت‌ها پیش،

371
00:41:52,635 --> 00:41:56,305
‫فهمیدم که داستان‌ها
‫نه کاملا حقیقت دارن و نه دروغ هستن.

372
00:41:57,598 --> 00:41:59,683
‫چون با حقیقت‌های نصفه‌نیمه،

373
00:42:00,100 --> 00:42:01,685
‫دروغ‌های ماهرانه

374
00:42:02,144 --> 00:42:03,854
‫یا خاطرات مبهم تغذیه شدن.

375
00:42:05,773 --> 00:42:07,066
‫خاطراتی...

376
00:42:07,399 --> 00:42:09,735
‫که در دود آتش گم شده

377
00:42:10,361 --> 00:42:12,905
‫یا به بوی ادویه آغشته‌ست،

378
00:42:13,322 --> 00:42:14,949
‫و مثل هر دستور پختی،

379
00:42:15,032 --> 00:42:18,661
‫با مواد دیگه‌ای ترکیب شده.

380
00:42:28,754 --> 00:42:31,215
‫این داستان تیتاست،

381
00:42:31,257 --> 00:42:33,008
‫خاله بزرگم.

382
00:42:33,676 --> 00:42:37,263
‫داستانِ اسپرانزا، مادرِ مادربزرگم،
‫که کتاب آشپزی اون رو نجات داد،

383
00:42:37,721 --> 00:42:42,309
‫ داستانِ تک‌تک زنان دیگه
‫خانواده‌ی دلاگارزا که پس از اون‌ها اومدن.

384
00:42:43,978 --> 00:42:46,522
‫داستانی که، چه واقعی باشه یا ساختگی،

385
00:42:47,439 --> 00:42:51,110
‫یادآوری می‌کنه که ما زن‌ها
‫صاحب سرنوشت خودمون هستیم.

386
00:42:56,115 --> 00:42:58,442
‫داستانی که تا وقتی

387
00:42:58,492 --> 00:43:00,077
‫کسی باشه با دستور پختش غذا درست کنه

388
00:43:00,244 --> 00:43:01,912
‫به حیات ادامه میده.

389
00:43:03,912 --> 00:43:13,912
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M