1
00:00:16,057 --> 00:00:19,436
‫بابا میگه مهم‌ترین چیز توی چاه کندن اینه که...

2
00:00:19,519 --> 00:00:20,812
‫حواسمون به هوای مسموم باشه.

3
00:00:21,354 --> 00:00:26,026
‫نه می‌تونی ببینیش، نه بوش رو بفهمی،
‫ولی اگه مراقب نباشی می‌تونه بکشتت.

4
00:00:27,694 --> 00:00:31,406
‫هر روز صبح، قبل از شروع کار،
‫یه شمع می‌فرستن پایین.

5
00:00:31,906 --> 00:00:34,367
‫اگه شعله خاموش بشه، کسی نمیره تو.

6
00:00:34,868 --> 00:00:36,244
‫قانونش اینه.

7
00:00:43,418 --> 00:00:44,586
‫بیا کار رو شروع کنیم.

8
00:00:52,594 --> 00:00:53,595
‫طناب.

9
00:00:54,595 --> 00:01:04,595
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

10
00:01:23,750 --> 00:01:25,085
‫قهوه رو آوردم.

11
00:01:25,794 --> 00:01:29,047
‫به کارولاین گفتم بیشتر بخوابه،
‫واسه همین تضمین نمی‌کنم مزه‌اش خوب باشه.

12
00:01:29,547 --> 00:01:31,174
‫کارمون رو راه میندازه.

13
00:01:32,300 --> 00:01:33,134
‫آدام؟

14
00:01:38,848 --> 00:01:39,724
‫آدام؟

15
00:01:40,308 --> 00:01:43,603
‫کارولاین! کارولاین!

16
00:02:17,178 --> 00:02:20,014
‫چی شده؟

17
00:02:29,440 --> 00:02:31,401
‫کارولاین! نگهش دار!

18
00:02:39,367 --> 00:02:42,912
‫آدام! آدام! آدام! آدام!

19
00:02:42,996 --> 00:02:45,665
‫- مُرده؟
‫- آدام. هی، آدام.

20
00:02:47,417 --> 00:02:50,712
‫اول شمع رو فرستادی پایین؟
‫من چی گفتم جرج؟

21
00:02:50,795 --> 00:02:53,214
‫- در مورد قانون‌هاش چی گفتم؟
‫- هی.

22
00:02:55,508 --> 00:02:56,968
‫ببخشید آقای اینگالز.

23
00:03:13,735 --> 00:03:18,907
‫«ترجمه از رضا فتحی»

24
00:03:19,699 --> 00:03:20,950
‫استرس داری؟

25
00:03:22,410 --> 00:03:23,995
‫برای انجمن بانوان؟

26
00:03:24,996 --> 00:03:25,830
‫نه.

27
00:03:28,750 --> 00:03:29,834
‫شاید یه کم.

28
00:03:31,669 --> 00:03:32,670
‫تو چی؟

29
00:03:33,379 --> 00:03:37,592
‫نه. خیلی دلم می‌خواد دخترهای خانواده‌ی جیمز رو ببینم.

30
00:03:38,301 --> 00:03:40,929
‫شاید اونا هم از دیکنز یا هاثورن خوششون بیاد.

31
00:03:41,012 --> 00:03:44,015
‫شاید کتاب‌هایی داشته باشن
‫که بتونم قرض بگیرم و برای بچه جدید بخونم.

32
00:03:44,098 --> 00:03:48,061
‫دلم می‌خواد بدونم چه گلدوزی‌هایی کردن
‫و چه شعرهایی بلدن.

33
00:03:51,231 --> 00:03:54,025
‫به نظرت به من می‌خوره کسی باشم که بخوان باهاش دوست بشن؟

34
00:03:56,194 --> 00:03:57,320
‫صد در صد.

35
00:04:03,201 --> 00:04:05,536
‫لورا، نوبت توئه.

36
00:04:16,798 --> 00:04:18,174
‫دلم برای «پت» و «پتی» تنگ شده.

37
00:04:19,842 --> 00:04:20,677
‫منم همینطور.

38
00:04:21,427 --> 00:04:23,346
‫فکر می‌کردم تا الان دیگه برگردن.

39
00:04:23,972 --> 00:04:26,432
‫اسب‌های خیلی‌ها توی دوران اون بیماری و تب گم شدن.

40
00:04:26,683 --> 00:04:29,227
‫هیچ ارتباطی به تو نداشت. قول می‌دم.

41
00:04:31,062 --> 00:04:32,897
‫میشه امروز توی ساختن کلیسا کمکت کنم؟

42
00:04:33,773 --> 00:04:37,110
‫می‌تونم ابزارهات رو بیارم،
‫یا آب بیارم، یا میخ‌ها رو نگه دارم.

43
00:04:37,193 --> 00:04:40,530
‫- قول می‌دم دست و پاگیر نباشم.
‫- تو با دخترهای خانواده‌ی جیمز برنامه داری.

44
00:04:41,197 --> 00:04:43,283
‫دخترهای شهری هیچ‌وقت از من خوششون نمیاد.

45
00:04:44,575 --> 00:04:46,035
‫همیشه مری رو دوست دارن.

46
00:04:47,829 --> 00:04:52,000
‫فقط کافیه خودت باشی،
‫اونوقت محاله که ازت خوششون نیاد.

47
00:04:53,334 --> 00:04:54,627
‫موهات، لطفاً.

48
00:04:59,090 --> 00:05:01,968
‫بیا این موهای آشفته رو یه کم مرتب و آبرومند کنیم.

49
00:05:08,224 --> 00:05:10,226
‫«سگ دیوونه» چطوره؟

50
00:05:10,310 --> 00:05:11,477
‫آبرومنده؟

51
00:05:21,279 --> 00:05:23,531
‫می‌خوام امروز بهترین رفتارتون رو داشته باشید.

52
00:05:23,614 --> 00:05:25,366
‫خانم جیمز آدم خیلی مهمیه.

53
00:05:25,450 --> 00:05:28,870
‫می‌خوایم بدونه که آماده‌ایم تا خودی نشون بدیم
‫و بخشی از این جامعه باشیم.

54
00:05:29,662 --> 00:05:31,873
‫- همه‌مون.
‫- چشم، مامان.

55
00:05:32,832 --> 00:05:34,625
‫با خوش‌رویی حرف بزنید،

56
00:05:34,709 --> 00:05:37,587
‫از میزبان‌هاتون تعریف کنید و هیچ بحث و دعوایی هم نباشه.

57
00:05:37,670 --> 00:05:39,422
‫- متوجه هستید؟
‫- چشم، مامان.

58
00:05:41,674 --> 00:05:44,635
‫مهمون‌ها باادب، خوش مشرب و با وقارن، باشه؟

59
00:05:44,719 --> 00:05:47,930
‫«لطفاً» و «ممنونم» یادتون نره.
‫لقمه‌های کوچیک بردارین و برای بار دوم غذا نکشین.

60
00:05:48,431 --> 00:05:50,641
‫- خوب خودتون رو نشون بدید.
‫- چشم مامان.

61
00:05:52,185 --> 00:05:55,271
‫اگه می‌خواستیم خوب خودمون رو نشون بدیم،
‫باید تو رو خونه می‌ذاشتیم.

62
00:05:55,855 --> 00:05:59,692
‫تو فقط ترسیدی که از من بیشتر خوششون بیاد.
‫شرط می‌بندم همین‌طور هم میشه.

63
00:05:59,776 --> 00:06:01,361
‫باشه، قبوله.

64
00:06:02,987 --> 00:06:04,947
‫اینگالز! عجب وقت‌شناسی‌ای.

65
00:06:05,782 --> 00:06:08,826
‫- نقشه‌هات رو همین‌جا گذاشتم.
‫- همسرم کارولاین رو که یادتونه.

66
00:06:08,910 --> 00:06:11,621
‫- دخترهامون، مری و لورا.
‫- البته. باعث افتخاره.

67
00:06:11,704 --> 00:06:16,376
‫- خونه‌ی خیلی قشنگی دارین آقای جیمز.
‫- بله، خیلی قشنگه آقای جیمز.

68
00:06:16,459 --> 00:06:20,671
‫خیلی لطف دارین. بفرمایین داخل. خونه‌ی خودتونه.

69
00:06:20,755 --> 00:06:23,383
‫جما و دوقلوها منتظرتونن.

70
00:06:23,883 --> 00:06:26,469
‫من و چارلز هم می‌ریم که کلیسا رو بسازیم.

71
00:06:26,552 --> 00:06:28,137
‫- برامون آرزوی موفقیت کنین.
‫- موفق باشین.

72
00:06:29,722 --> 00:06:31,557
‫- یه کلوچه واسه من نگه دار.
‫- چشم، بابا.

73
00:06:35,436 --> 00:06:36,646
‫خانواده‌ی زیباییه.

74
00:06:42,026 --> 00:06:44,862
‫کارولاین! دخترها!

75
00:06:44,946 --> 00:06:46,656
‫ممنون از دعوتتون.

76
00:06:46,739 --> 00:06:50,410
‫- من... یه کم مربای شاه‌توت آوردم.
‫- کار خیلی خوبی کردی.

77
00:06:50,493 --> 00:06:52,703
‫میشه لطفاً اینا رو کنار کلوچه‌ها بذارین؟

78
00:06:53,287 --> 00:06:55,289
‫دخترها، بیاین لطفاً!

79
00:06:55,373 --> 00:06:58,584
‫- اینا برای شماست خانم جیمز.
‫- دختر عزیزم.

80
00:06:59,836 --> 00:07:03,464
‫مری، لورا، می‌خوام با دوقلوهام آشنا بشین،
‫رومانزی و ایدیت.

81
00:07:03,548 --> 00:07:04,674
‫می‌خواین اتاقمون رو ببینین؟

82
00:07:07,093 --> 00:07:08,094
‫خیلی عالی میشه.

83
00:07:09,637 --> 00:07:11,222
‫آره، عالیه.

84
00:07:15,643 --> 00:07:17,228
‫بی‌صبرانه منتظرم با بقیه هم آشنا بشین.

85
00:07:17,311 --> 00:07:20,064
‫همه چیز رو در مورد شما بهشون گفتم.

86
00:07:20,148 --> 00:07:22,150
‫- امیدوارم چیزهای خوبی گفته باشین.
‫- معلومه.

87
00:07:22,233 --> 00:07:26,779
‫ما عین همیم، مگه نه؟
‫فکر کنم تیم فوق‌العاده‌ای بشیم.

88
00:07:26,863 --> 00:07:28,990
‫مطمئنم همین‌طور میشه.

89
00:07:29,991 --> 00:07:32,410
‫فکر کنم دنبال یه جفت اسب جدید باشی.

90
00:07:32,493 --> 00:07:35,580
‫هنوز آماده نیستم که بی‌خیالشون بشم.
‫پت و پتی مثل خانواده‌م هستن.

91
00:07:35,663 --> 00:07:36,497
‫هوم.

92
00:07:36,581 --> 00:07:39,625
‫خب، اسب یه مرد بخشی از وجودشه.

93
00:07:39,709 --> 00:07:42,295
‫انگار یه دست یا پاش رو دزدیدن.

94
00:07:43,546 --> 00:07:46,966
‫باید می‌دونستم که ایندیپندنس
‫دزدهای اسب رو جذب می‌کنه.

95
00:07:47,800 --> 00:07:51,053
‫متأسفانه، هرجا که آدمیزاد باشه،
‫جرم و جنایت هم هست.

96
00:07:52,138 --> 00:07:54,974
‫فکر می‌کردم شاید رفتن، ولی همین دیروز...

97
00:07:55,057 --> 00:07:58,394
‫یکی از اسب‌های راسل کایند رو از زیر پاش دزدیدن.

98
00:07:59,020 --> 00:08:01,856
‫این فقط یه بار دیگه یادآوری می‌کنه
‫که هرچی شهرمون بزرگتر میشه،

99
00:08:01,939 --> 00:08:04,275
‫نیازمون به قانون و نظم هم بیشتر میشه،

100
00:08:05,026 --> 00:08:07,653
‫واسه همینم درخواست یه مارشال فدرال دادم.

101
00:08:07,737 --> 00:08:09,822
‫ما به قانون نیاز داریم، چارلز.

102
00:08:10,323 --> 00:08:12,950
‫قانون‌ها هستن که یه جامعه رو سر پا نگه می‌دارن.

103
00:08:14,160 --> 00:08:16,287
‫- صبح بخیر، آقایون.
‫- صبح بخیر.

104
00:08:17,914 --> 00:08:19,707
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

105
00:08:19,790 --> 00:08:21,000
‫و قول می‌دم،

106
00:08:21,834 --> 00:08:23,169
‫دیگه هیچ‌وقت اون اشتباه رو تکرار نکنم.

107
00:08:24,253 --> 00:08:25,087
‫خوشحالم این رو می‌شنوم.

108
00:08:25,171 --> 00:08:27,381
‫داشته واسه همه تعریف می‌کرده
‫که چطور اون قهرمان بزرگ...

109
00:08:27,465 --> 00:08:30,134
‫چارلز اینگالز، جونش رو نجات داده.

110
00:08:34,639 --> 00:08:36,724
‫آقایون، میشه لطفاً توجه کنین؟

111
00:08:36,807 --> 00:08:38,100
‫قبل از اینکه شروع کنیم،

112
00:08:38,184 --> 00:08:40,311
‫می‌خوام از چارلز اینگالز تشکر کنم

113
00:08:40,394 --> 00:08:43,439
‫که همچین طرحی برای این کلیسا کشیده.

114
00:08:43,523 --> 00:08:45,066
‫- احسنت.
‫- احسنت.

115
00:08:45,691 --> 00:08:47,109
‫ممنون، آقای اینگالز.

116
00:08:47,193 --> 00:08:51,531
‫وقتی اولین بار پام رو توی این زمین گذاشتم،
‫من... یه حسی داشتم.

117
00:08:52,782 --> 00:08:56,744
‫احساس الهام‌بخشی می‌کردم. احساس آرامش می‌کردم.

118
00:08:56,827 --> 00:08:58,454
‫اما بیشتر از همه...

119
00:08:58,955 --> 00:09:00,331
‫حضور خدا رو حس کردم.

120
00:09:01,415 --> 00:09:04,877
‫بیاید برای این شهر یه عبادتگاه بسازیم!

121
00:09:04,961 --> 00:09:06,754
‫- احسنت.
‫- احسنت.

122
00:09:06,837 --> 00:09:08,047
‫بریم سر کار.

123
00:09:09,590 --> 00:09:10,424
‫سلام.

124
00:09:12,009 --> 00:09:13,761
‫ولی یه جا بند نمیشه.

125
00:09:14,595 --> 00:09:15,638
‫کارولاین،

126
00:09:15,721 --> 00:09:20,059
‫می‌خوام با مارگارت پارکر آشنا بشی،
‫شوهرش صاحب کارخونه‌ست،

127
00:09:20,142 --> 00:09:22,395
‫سارا گریوز، خواهر کوچیکتر کلارنس گریوز،

128
00:09:22,478 --> 00:09:24,480
‫که روزنامه‌ی «ایندیپندنس پایونیر» مال اون...

129
00:09:24,564 --> 00:09:26,148
‫و وینی ریچاردسونه.

130
00:09:26,232 --> 00:09:28,234
‫شوهرش توی کار وارداته.

131
00:09:28,317 --> 00:09:31,988
‫خانم‌ها، کارولاین اینگالز همون معلمیه که بهتون گفتم.

132
00:09:32,071 --> 00:09:33,364
‫از آشناییتون خوشوقتم.

133
00:09:33,447 --> 00:09:36,075
‫شوهر شما همون کلیسایی
‫که داره ساخته میشه رو طراحی کرده، درسته؟

134
00:09:36,158 --> 00:09:38,119
‫- اوهوم.
‫- اوه، حتماً بهش افتخار می‌کنید.

135
00:09:38,202 --> 00:09:39,245
‫همینطوره.

136
00:09:39,328 --> 00:09:42,999
‫داشتم فکر می‌کردم شاید بهار بتونیم
‫از اون کلیسا به عنوان مدرسه هم استفاده کنیم.

137
00:09:43,082 --> 00:09:44,125
‫اوه بله.

138
00:09:44,208 --> 00:09:48,588
‫نمی‌دونید چقدر ذوق کردم وقتی شنیدم
‫یه معلم باتجربه بینمون هست.

139
00:09:48,671 --> 00:09:50,006
‫یکم تمرینم کم شده،

140
00:09:50,089 --> 00:09:52,675
‫اما الان دارم توی خونه به دخترها درس می‌دم.

141
00:09:52,758 --> 00:09:55,177
‫اوه، دخترهاش ماهن. باهوش هم هستن.

142
00:09:55,261 --> 00:09:58,472
‫خب، اگه جما شما رو دعوت کرده،
‫حتماً قدر طلا ارزش دارید.

143
00:09:58,556 --> 00:10:01,017
‫- فکر کنم همین‌طوره.
‫- دانش‌آموز هم قبول می‌کنین؟

144
00:10:01,100 --> 00:10:03,352
‫آخه من توی حساب‌وکتاب و گرامر افتضاحم،

145
00:10:03,436 --> 00:10:05,438
‫پسرهامم دارن پاک دیوونه‌م می‌کنن.

146
00:10:05,521 --> 00:10:06,564
‫اوه...

147
00:10:06,647 --> 00:10:09,609
‫- اوه، نمی‌دونم.
‫- لطفاً، میشه روش فکر کنین؟

148
00:10:09,692 --> 00:10:12,361
‫جما گفت که همین الانم حداقل یه دانش‌آموز اضافه دارین.

149
00:10:12,445 --> 00:10:15,990
‫همین رو نگفتین؟ یه دختر همسایه؟
‫البته مطمئن نیستم گفتین کی.

150
00:10:16,073 --> 00:10:17,074
‫اوه...

151
00:10:17,575 --> 00:10:19,076
‫چیز رسمی‌ای نیست.

152
00:10:19,577 --> 00:10:23,205
‫منم دوتا توی خونه دارم که بیشتر از یه ساله مدرسه نرفتن.

153
00:10:23,289 --> 00:10:26,292
‫به نظر میاد خیلی حرف‌ها برای گفتن دارین.
‫تنهاتون می‌ذارم.

154
00:10:31,922 --> 00:10:35,968
‫- این همه لباس رو از کجا آوردین؟
‫- مادرم همیشه یه صندوقچه واسه خاله‌بازی داشته.

155
00:10:36,052 --> 00:10:39,555
‫میگه این کار حس شیک‌پوشی و اصالت رو القا می‌کنه.

156
00:10:39,639 --> 00:10:43,851
‫من «بانو فرانچسکای یومزفورد» میشم،
‫وارث مخفی تاج و تخت.

157
00:10:43,934 --> 00:10:46,854
‫شما دوتا هم می‌تونین «النور» و «کاترین» بشین،

158
00:10:46,937 --> 00:10:50,524
‫افراد وفادار و معتمد من،
‫که قسم خوردن به هر قیمتی از رازم محافظت کنن.

159
00:10:50,608 --> 00:10:51,984
‫حالا یالا. یه چیزی انتخاب کنین.

160
00:10:59,116 --> 00:10:59,950
‫اوه!

161
00:11:00,034 --> 00:11:01,744
‫- چقدر باوقاره.
‫- ممنون.

162
00:11:01,827 --> 00:11:03,162
‫حالا تو، لورا.

163
00:11:15,424 --> 00:11:16,676
‫ام... اون نه.

164
00:11:17,176 --> 00:11:18,886
‫- ولی تو گفتی...
‫- اون مال منه.

165
00:11:18,969 --> 00:11:21,597
‫پدرم اون رو از یه گاوچرون واقعی برام خریده.

166
00:11:23,391 --> 00:11:24,475
‫از گردنبندت خوشم میاد.

167
00:11:24,558 --> 00:11:26,852
‫پدرم این رو برای تولدم از نیویورک آورد.

168
00:11:26,936 --> 00:11:30,815
‫گفت از انگلیسه و احتمالاً مال خود ملکه ویکتوریا بوده.

169
00:11:32,441 --> 00:11:34,110
‫خیلی اصالت داره،

170
00:11:34,902 --> 00:11:37,530
‫و واسه چای عصرونه با بانو فرانچسکا عالیه.

171
00:11:38,030 --> 00:11:40,574
‫پدر تو واسه تولد قبلیت چی بهت داد؟

172
00:11:40,658 --> 00:11:43,077
‫برام با چوب افرا یه قلاب‌سنگ درست کرد.

173
00:11:43,869 --> 00:11:44,745
‫تیرکمان سنگی؟

174
00:11:45,246 --> 00:11:47,206
‫می‌تونم از بیست قدمی یه خرگوش رو بزنم.

175
00:11:47,289 --> 00:11:49,250
‫بزنی؟ منظورت اینه که بکشی؟

176
00:11:49,333 --> 00:11:50,793
‫خورشتش خیلی خوشمزه میشه.

177
00:11:51,544 --> 00:11:54,380
‫بانو فرانچسکا، لطفاً بی‌سلیقگی خواهرم رو ببخشین.

178
00:11:54,964 --> 00:11:57,216
‫اما شما واقعاً معرکه شدین.

179
00:11:57,299 --> 00:11:59,343
‫دوک مرد خیلی خوش‌شانسیه.

180
00:11:59,427 --> 00:12:00,553
‫همین‌طوره، مگه نه؟

181
00:12:03,723 --> 00:12:07,059
‫اون کلاه بهت خیلی میاد، النور.

182
00:12:07,560 --> 00:12:10,146
‫بذار ببینم می‌تونیم
‫یه جفت دستکش توری هم برات پیدا کنیم یا نه.

183
00:12:13,941 --> 00:12:15,901
‫صورتی رو ترجیح میدی یا سفید؟

184
00:12:18,904 --> 00:12:21,949
‫آماده، بکشید!

185
00:12:22,032 --> 00:12:24,577
‫آماده، بکشید!

186
00:12:26,579 --> 00:12:28,956
‫آماده، بکشید!

187
00:12:31,792 --> 00:12:34,420
‫بکشید!

188
00:12:34,503 --> 00:12:37,423
‫آماده، بکشید!

189
00:12:38,007 --> 00:12:40,176
‫آماده، بکشید!

190
00:12:42,011 --> 00:12:47,433
‫آماده، بکشید! آماده، بکشید!

191
00:12:48,768 --> 00:12:50,644
‫نگه دارید، نگه دارید، نگه دارید، نگه دارید!

192
00:13:08,329 --> 00:13:10,998
‫- گفتم یه سر بزنم و سلامی عرض کنم.
‫- از دیدنت خوشحالم.

193
00:13:11,832 --> 00:13:15,336
‫اون کار ترجمه‌م،
‫بیشتر از چیزی که انتظار داشتم طول کشید.

194
00:13:16,796 --> 00:13:20,591
‫ممنون که توی دوران اون تب و بیماری
‫به خانواده‌م سر زدی.

195
00:13:20,674 --> 00:13:23,093
‫کار من نبود. خودم بدجور مریض بودم.

196
00:13:23,177 --> 00:13:26,347
‫- همه‌ش کار لورا بود.
‫- دخترم هم همین رو بهم میگه.

197
00:13:28,265 --> 00:13:31,977
‫- سفرت چطور بود؟
‫- مسئول جدید امور سرخ‌پوست‌ها، «آیزاک گیبسون» رو دیدم.

198
00:13:32,478 --> 00:13:34,647
‫- کوئیکره.
‫- چطور پیش رفت؟

199
00:13:34,730 --> 00:13:35,648
‫هنوز مطمئن نیستم.

200
00:13:36,357 --> 00:13:40,110
‫ولی به نظر میاد مصممه که یه قرارداد جابجایی...

201
00:13:40,194 --> 00:13:41,529
‫توی اولین فرصت تنظیم کنه.

202
00:13:42,404 --> 00:13:43,781
‫قرارداد جابجایی؟

203
00:13:43,864 --> 00:13:45,366
‫یه معامله برای زمین.

204
00:13:49,161 --> 00:13:51,038
‫امیدوارم منصفانه باشه.

205
00:13:51,539 --> 00:13:55,376
‫هفت تا رئیس قبیله باید با شرایط موافقت کنن.
‫هنوز خیلی چیزها هست که باید در موردشون بحث بشه.

206
00:13:56,544 --> 00:14:00,047
‫احتمالاً تا قبل از بهار چیزی امضا نمیشه.

207
00:14:03,801 --> 00:14:05,302
‫اشکالی نداره بگم وقت نهاره؟

208
00:14:06,095 --> 00:14:08,806
‫- اختیار دارین.
‫- می‌مونین با ما نهار بخورین، آقای میچل؟

209
00:14:08,889 --> 00:14:11,350
‫خیلی غذا آوردم که با هم بخوریم. یه عادت قدیمیه.

210
00:14:11,433 --> 00:14:12,935
‫وقتی جوون بودم، کسی زیاد از من خوشش نمیومد،

211
00:14:13,018 --> 00:14:15,771
‫واسه همین کیفم رو پر از خوراکی می‌کردم
‫تا موقع نهار به بقیه بدم.

212
00:14:16,272 --> 00:14:19,316
‫- همیشه هم جواب می‌داد.
‫- ممنون. می‌مونم.

213
00:14:22,778 --> 00:14:24,113
‫وقت نهاره آقایون!

214
00:14:24,613 --> 00:14:28,158
‫مادرم میگه آدام اسکات
‫از یه خانواده بانکدار توی بوستونه.

215
00:14:28,242 --> 00:14:29,827
‫میگه اونا خیلی پولدارن.

216
00:14:29,910 --> 00:14:33,414
‫ولی با این حال، نامزدش اون رو پای سفره عقد ول کرده.

217
00:14:33,497 --> 00:14:36,208
‫- حسابی رسوایی به بار آورد.
‫- خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

218
00:14:36,792 --> 00:14:37,793
‫طفلکی آدام.

219
00:14:37,877 --> 00:14:39,712
‫منظورت آدامِ پولداره.

220
00:14:39,795 --> 00:14:43,132
‫حالا اون جذاب‌ترین مرد مجرد توی ایندیپندنسه.

221
00:14:43,215 --> 00:14:45,968
‫مادرم میگه همین روزها یه زن پیدا می‌کنه.
‫اون ارث و میراث داره.

222
00:14:46,051 --> 00:14:48,220
‫خیلی هم خوش‌قیافه‌ست.

223
00:14:48,304 --> 00:14:50,723
‫اون... همین‌طوره، مگه نه؟

224
00:14:51,724 --> 00:14:55,144
‫- تو نظرت چیه لورا؟
‫- در مورد چی؟

225
00:14:55,227 --> 00:14:56,395
‫آدام.

226
00:14:57,813 --> 00:14:59,481
‫اون نزدیک بود توی چاه ما بمیره.

227
00:15:01,233 --> 00:15:02,401
‫لورا!

228
00:15:02,985 --> 00:15:06,488
‫اینقدر حرف‌های وحشتناک نزن.
‫لطفاً رفتار خواهرم رو ببخشین.

229
00:15:11,994 --> 00:15:13,412
‫با اجازه‌تون می‌شه من برم؟

230
00:15:14,121 --> 00:15:15,164
‫راحت باش.

231
00:15:19,877 --> 00:15:22,922
‫مری، به نظرت دیگه هیچ‌کدوم از پسرهای شهر خوش‌تیپ هستن؟

232
00:15:24,340 --> 00:15:26,342
‫به نظرت هستن! کی؟

233
00:15:27,968 --> 00:15:29,303
‫کیلب رو می‌شناسی؟

234
00:15:29,386 --> 00:15:34,433
‫کیلب؟ همون پسر یتیم خنگ
‫که توی فروشگاه کار می‌کنه؟

235
00:15:36,310 --> 00:15:37,937
‫اوه! نه.

236
00:15:38,562 --> 00:15:42,942
‫داشتم به پسری فکر می‌کردم
‫که چند تا مزرعه اون‌ورتر از ما زندگی می‌کنه.

237
00:15:43,817 --> 00:15:47,237
‫فکر می‌کردم اسمش کیلبه. حتماً جیکوبه.

238
00:15:47,738 --> 00:15:51,200
‫می‌دونستی، پدر و مادر کیلب اون رو توی جاده ول کردن.

239
00:15:51,283 --> 00:15:54,912
‫یهو نصفه‌شب پا شدن رفتن
‫و اون رو به حال خودش رها کردن.

240
00:15:55,496 --> 00:15:56,872
‫چرا باید همچین کاری بکنن؟

241
00:15:56,956 --> 00:16:00,084
‫- شاید نمی‌خواستنش.
‫- یا شایدم گرگ‌ها خوردنشون.

242
00:16:00,167 --> 00:16:02,127
‫یا شاید یه مشکلی داره.

243
00:16:02,211 --> 00:16:04,129
‫شاید اون فراریشون داده.

244
00:16:09,677 --> 00:16:13,013
‫حالا که کلیسا داره ساخته میشه،
‫نمی‌دونم، باید یه کشیش بیاریم؟

245
00:16:13,097 --> 00:16:13,973
‫هوم.

246
00:16:14,056 --> 00:16:17,518
‫من با خونه خیلی فاصله دارم، ولی مطمئنم
‫یکی از شما توی این منطقه آشنا داره.

247
00:16:17,601 --> 00:16:20,312
‫من یه کاندیدای عالی از «اِلک سیتی» می‌شناسم. والتر ایتون.

248
00:16:20,396 --> 00:16:23,148
‫توی کل ایالت سفر می‌کرده
‫و برای فقیرها صندوق کمک مالی راه می‌نداخته،

249
00:16:23,232 --> 00:16:25,359
‫ولی می‌دونم دوست داره واسه یه مدتی هم که شده
‫یه جا ساکن بشه.

250
00:16:25,442 --> 00:16:29,154
‫خب، من خودم دست به کار شدم
‫و ترتیبی دادم که کشیش دنیل فرانکلین...

251
00:16:29,238 --> 00:16:30,447
‫از سنت لوئیس بیاد.

252
00:16:30,948 --> 00:16:34,201
‫اوه، اون مرد با ایمانیه و شخصیت فوق‌العاده‌ای داره.

253
00:16:34,284 --> 00:16:37,663
‫و از یکی از محترم‌ترین خانواده‌های شهر میاد.

254
00:16:37,746 --> 00:16:40,040
‫سنت لوئیس خیلی دوره.

255
00:16:40,124 --> 00:16:43,836
‫مهمه که فقط یه نفر رو نیاریم،
‫بلکه شخص مناسبی رو بیاریم.

256
00:16:43,919 --> 00:16:45,796
‫مطمئنم کارولاین هم موافقه.

257
00:16:50,175 --> 00:16:51,218
‫البته.

258
00:16:52,136 --> 00:16:53,095
‫هوم.

259
00:16:56,181 --> 00:16:57,016
‫هر وقت آماده بودی.

260
00:16:58,934 --> 00:17:00,686
‫- انجامش بده.
‫- با شماره سه.

261
00:17:01,186 --> 00:17:02,229
‫یک...

262
00:17:02,312 --> 00:17:03,772
‫بیا، تموم شد.

263
00:17:09,528 --> 00:17:12,990
‫- باز برادرم چیکار کرده؟
‫- پاش لیز خورد و خورد زمین.

264
00:17:14,199 --> 00:17:15,492
‫ولی حالش خوب میشه.

265
00:17:15,576 --> 00:17:18,912
‫شاید بهتر باشه واسه یکی دو هفته
‫کارهای سنگین رو بسپاری به کیلب.

266
00:17:18,996 --> 00:17:20,622
‫قرار بود یه ساعت پیش برگردی

267
00:17:20,706 --> 00:17:22,416
‫تا من بتونم برم جلسه‌ی انجمن بانوان.

268
00:17:22,499 --> 00:17:24,209
‫فکر کنم زمان از دستم در رفت.

269
00:17:24,293 --> 00:17:25,461
‫فکر کنم همینطوره.

270
00:17:25,961 --> 00:17:27,838
‫پس من دیگه رفع زحمت می‌کنم.

271
00:17:27,921 --> 00:17:29,923
‫ممنون دکتر تان.

272
00:17:30,674 --> 00:17:31,508
‫بله.

273
00:17:37,723 --> 00:17:41,351
‫کلوچه درست کردم. به نظرم ساختن یه کلیسا شیرینی می‌خواد.

274
00:17:45,439 --> 00:17:47,733
‫- کلوچه‌های زنجبیلی مورد علاقه‌ی منن.
‫- می‌دونم.

275
00:17:51,904 --> 00:17:53,572
‫نمی‌خوام تو رو از جلسه‌ت بندازم.

276
00:17:53,655 --> 00:17:56,283
‫من هیچوقت بدم نمیاد یه‌کمی بیشتر پیش شما باشم دکتر.

277
00:17:58,452 --> 00:18:00,621
‫خب، روز خوبی داشته باشی. مراقب باش.

278
00:18:30,150 --> 00:18:31,151
‫هوم.

279
00:18:31,235 --> 00:18:33,612
‫ببخشید که دیر کردم.

280
00:18:37,324 --> 00:18:38,450
‫کلوچه آوردم.

281
00:18:38,951 --> 00:18:41,120
‫آهان... بله.

282
00:18:44,540 --> 00:18:46,667
‫انجمن بانوان امروزه، مگه نه؟

283
00:18:46,750 --> 00:18:50,003
‫حس می‌کنم هفته‌هاست
‫دارم به اون آگهی توی فروشگاهم خیره میشم.

284
00:18:50,087 --> 00:18:55,008
‫اوه، راستش انجمن بانوان برای زنان متأهل ایندیپندنسه.

285
00:18:56,260 --> 00:18:57,344
‫زنان متأهل؟

286
00:18:58,679 --> 00:18:59,805
‫- درسته.
‫- هوم.

287
00:19:00,848 --> 00:19:01,932
‫قانونش اینه.

288
00:19:02,432 --> 00:19:03,976
‫مطمئنم درک می‌کنین.

289
00:19:05,894 --> 00:19:07,062
‫بله، کاملاً درک می‌کنم.

290
00:19:09,273 --> 00:19:11,733
‫بابت سوءتفاهم پیش اومده عذر می‌خوام.

291
00:19:20,159 --> 00:19:22,286
‫شنیدی چطور آقای اینگالز جونم رو نجات داد؟

292
00:19:22,786 --> 00:19:24,830
‫ته یه چاه داشتم می‌مردم،

293
00:19:24,913 --> 00:19:26,456
‫و اون پرید تو تا من رو بکشه بیرون.

294
00:19:27,040 --> 00:19:28,208
‫همه شنیدن.

295
00:19:29,001 --> 00:19:33,088
‫برام مهم نیست که مردم مسخره کنن.
‫فقط شکرگزارم که زنده‌م. اون یه قهرمانه.

296
00:19:34,006 --> 00:19:35,132
‫واقعیت داره.

297
00:19:35,215 --> 00:19:37,676
‫توی جنگ چطور آقای اینگالز؟ کجا جنگیدین؟

298
00:19:38,635 --> 00:19:40,470
‫شرط می‌بندم اونجا هم یه قهرمان واقعی بودین.

299
00:19:40,554 --> 00:19:43,682
‫می‌خواستم اسم بنویسم،
‫ولی پدربزرگ گفت زیادی جوونم.

300
00:19:46,977 --> 00:19:50,272
‫پدرم به کمکم نیاز داشت.
‫موندم تا باهاش توی مزرعه‌ها کار کنم.

301
00:19:51,148 --> 00:19:52,232
‫اوه.

302
00:19:53,066 --> 00:19:54,735
‫نمی‌دونستم می‌شه همچین کاری کرد.

303
00:19:55,694 --> 00:19:56,570
‫نمی‌شه.

304
00:19:57,821 --> 00:20:00,115
‫ظاهراً بعضی‌ها فکر می‌کنن
‫قانون شامل حالشون نمی‌شه.

305
00:20:08,707 --> 00:20:10,042
‫دزد اسب‌ها رو گرفتم.

306
00:20:13,712 --> 00:20:15,214
‫قضیه چیه، راسل؟

307
00:20:15,839 --> 00:20:18,800
‫خب، وقتی تو بیکار نشسته بودی و هیچ‌کاری نمی‌کردی،

308
00:20:19,343 --> 00:20:21,303
‫ما رد این بی‌همه‌چیز رو زدیم.

309
00:20:32,522 --> 00:20:36,109
‫- ادواردز دزد نیست و خودتم می‌دونی.
‫- من که این‌طور فکر نمی‌کنم.

310
00:20:36,193 --> 00:20:38,362
‫بهت گفتم این رو بسپر به من، کایند.

311
00:20:38,445 --> 00:20:41,240
‫تو اینجا قانون نیستی، هیچ مدرکی هم نداری.

312
00:20:41,323 --> 00:20:44,910
‫هفته‌هاست که نصفه‌شب‌ها توی دشت‌ها پرسه می‌زنه،

313
00:20:44,993 --> 00:20:47,579
‫زاغ‌سیاه ما رو چوب می‌زنه و کمین کرده.

314
00:20:47,663 --> 00:20:50,791
‫- همه‌مون دیدیمش.
‫- درسته. منم دیدمش.

315
00:20:50,874 --> 00:20:52,876
‫و تا اسب‌ها گم می‌شن،

316
00:20:52,960 --> 00:20:55,879
‫یهو سر و کله‌اش با یه مشت پول نقد پیدا می‌شه.

317
00:20:55,963 --> 00:20:59,883
‫کار و کاسبی نوشیدنیش که خراب شد،
‫یه‌راست رفت سراغ اسب‌ها،

318
00:20:59,967 --> 00:21:02,135
‫درست مثل کاری که توی «تنسی» کرد.

319
00:21:02,219 --> 00:21:04,096
‫یالا، ازش بپرس.

320
00:21:04,179 --> 00:21:05,514
‫انکارش نمی‌کنه.

321
00:21:05,597 --> 00:21:07,849
‫ادواردز، یه چیزی بگو.

322
00:21:09,434 --> 00:21:10,936
‫بازش کنید!

323
00:21:11,812 --> 00:21:15,607
‫بازش کن، مرتیکه‌ی چندش!

324
00:21:15,691 --> 00:21:18,193
‫تنها پولی که داره پزش رو می‌ده پول‌های شماست،

325
00:21:18,277 --> 00:21:20,821
‫بعد از اینکه توی کارت‌بازی،
‫کل دارایی‌تون رو از چنگتون درآورد.

326
00:21:22,698 --> 00:21:24,157
‫تو هم همین‌طور، برانسون.

327
00:21:25,325 --> 00:21:28,829
‫یا بهتره از زنت بپرسم؟
‫راجع به اون‌همه پولی که توی کافه‌ی من باختی؟

328
00:21:28,912 --> 00:21:30,289
‫دخالت نکن.

329
00:21:31,331 --> 00:21:34,293
‫بار آخریه که می‌گم. همین الان بازش کن.

330
00:21:35,252 --> 00:21:36,420
‫لیسی!

331
00:21:36,503 --> 00:21:38,297
‫نمی‌ذارم این‌جوری بندازینش جلوی گرگ‌ها.

332
00:21:38,380 --> 00:21:41,675
‫تا وقتی من اینجام، کسی حق نداره
‫خودسرانه قانون رو اجرا کنه.

333
00:21:41,758 --> 00:21:44,344
‫تا وقتی مارشال بیاد و قضیه رو روشن کنه،

334
00:21:44,428 --> 00:21:46,555
‫آقای ادواردز رو توی هتل نگه می‌داریم.

335
00:21:48,181 --> 00:21:49,016
‫راه بیفت.

336
00:21:50,475 --> 00:21:52,352
‫برای امنیت خودته.

337
00:21:59,151 --> 00:22:00,152
‫لیسی.

338
00:22:01,528 --> 00:22:03,947
‫- کجا می‌ری؟
‫- که بی‌گناهیش رو ثابت کنم.

339
00:22:04,448 --> 00:22:06,450
‫واقعاً فکر می‌کنی ایلای می‌تونه جلوی کایند

340
00:22:06,533 --> 00:22:08,660
‫و نوچه‌های احمقش رو بگیره که دست از پا خطا نکنن؟

341
00:22:08,744 --> 00:22:11,371
‫اگه بخوای می‌تونی باهام بیای بریم پیش اوسیج‌ها.

342
00:22:11,455 --> 00:22:15,083
‫یا می‌تونی همین‌جا بمونی
‫و عروسک خیمه‌شب‌بازیِ ایلای باشی.

343
00:22:16,376 --> 00:22:19,254
‫- کار اوسیج‌ها نبوده.
‫- نگفتم که کار اونا بوده.

344
00:22:19,338 --> 00:22:21,923
‫اما هیچ‌چیزی از زیر دستِ اون برادرزنت قسر درنمی‌ره.

345
00:22:22,007 --> 00:22:24,051
‫ماه پیش از یه داستانی نجاتش دادم. بهم مدیونه.

346
00:22:24,134 --> 00:22:26,053
‫نمی‌ذارم تنهایی بره اونجا.

347
00:22:26,136 --> 00:22:28,555
‫می‌تونی اسب من رو ببری.
‫من می‌رم حواسم به ادواردز باشه.

348
00:22:49,159 --> 00:22:53,747
‫حالا که ناهارمون رو خوردیم،
‫بهتره بریم سر اصل مطلب.

349
00:22:54,456 --> 00:22:57,959
‫میای اون جلو پیشم بشینی؟
‫شاید یه‌کم یادداشت برداری؟

350
00:22:58,752 --> 00:23:00,837
‫اشکالی نداره قبل از شروع برم امیلی رو بیارم؟

351
00:23:00,921 --> 00:23:02,255
‫دلم نمی‌خواد چیزی رو از دست بده.

352
00:23:02,339 --> 00:23:05,592
‫حتماً زمان از دستش در رفته.
‫خیلی زود برمی‌گردم. قول می‌دم.

353
00:23:05,675 --> 00:23:08,178
‫اوه، پس واسه همین بود که به سرش زد بیاد.

354
00:23:09,846 --> 00:23:10,972
‫اومد اینجا؟

355
00:23:11,056 --> 00:23:11,890
‫بله.

356
00:23:11,973 --> 00:23:15,936
‫و همون‌طور که براش توضیح دادم،
‫این انجمن مخصوص زنان متأهله.

357
00:23:16,019 --> 00:23:19,272
‫البته، بابت این سوءتفاهم حسابی عذرخواهی کردم.

358
00:23:19,356 --> 00:23:20,565
‫منم متأهل نیستم.

359
00:23:22,359 --> 00:23:26,571
‫بله، اما شما یه نویسنده‌ای
‫و از یه خانواده‌ی بسیار محترمی.

360
00:23:26,655 --> 00:23:30,117
‫کجای اداره کردنِ بزرگ‌ترین فروشگاه
‫توی «ایندیپندنس» محترم نیست؟

361
00:23:31,201 --> 00:23:33,954
‫این انجمن قوانینی داره، کارولاین.

362
00:23:34,538 --> 00:23:36,998
‫خب خانم‌ها، اگه سر جاتون بشینید،

363
00:23:37,082 --> 00:23:40,460
‫به نظرم می‌تونیم بحثمون رو با رأی‌گیری شروع کنیم.

364
00:23:40,544 --> 00:23:43,964
‫زن‌ها بیش از نیمی از جمعیت این کشور رو تشکیل می‌دن،

365
00:23:44,047 --> 00:23:47,592
‫ولی با این حال حق نداریم توی تعیین
‫سرنوشت کشورمون مشارکت کنیم.

366
00:23:48,385 --> 00:23:50,846
‫فکر کنم وقتشه که این رو تغییر بدیم،

367
00:23:50,929 --> 00:23:53,223
‫و از همین‌جا، توی ایندیپندنس شروع کنیم.

368
00:23:56,143 --> 00:23:57,227
‫کارولاین.

369
00:24:06,903 --> 00:24:08,113
‫حالا، رأی بدید.

370
00:24:08,196 --> 00:24:09,906
‫کلمه‌ی رأی با حرف وی شروع می‌شه.

371
00:24:09,990 --> 00:24:11,908
‫دیگه چی با حرف وی شروع می‌شه؟ صدا.

372
00:24:16,705 --> 00:24:19,541
‫داری چی‌کار می‌کنی؟
‫اونا مال کلکسیون ویژه‌ی پدره،

373
00:24:19,624 --> 00:24:21,084
‫و ما نباید بازشون کنیم.

374
00:24:21,751 --> 00:24:22,586
‫چرا؟

375
00:24:22,669 --> 00:24:25,505
‫چون درست نیست
‫به نقاشیِ مردها با این لباس‌ها نگاه کنیم.

376
00:24:25,589 --> 00:24:27,924
‫ولی اونا همین‌طوری لباس می‌پوشن.

377
00:24:28,717 --> 00:24:32,053
‫هر چیزی که می‌پوشن یه معنی‌ای داره، حتی رنگ‌هاش.

378
00:24:32,554 --> 00:24:33,388
‫می‌بینی؟

379
00:24:35,056 --> 00:24:35,891
‫لورا،

380
00:24:37,559 --> 00:24:38,852
‫بذارش سر جاش.

381
00:24:40,812 --> 00:24:42,772
‫متأسفم. خواهرم یکم سرکشه.

382
00:24:48,612 --> 00:24:50,030
‫بهترین دوست من یه اوسیجه.

383
00:24:51,114 --> 00:24:52,491
‫اسمش «عقاب خوب»ئه.

384
00:24:53,158 --> 00:24:55,076
‫سرخ‌پوست‌ها اومدن خونه‌ی شما؟

385
00:24:55,160 --> 00:24:56,536
‫البته.

386
00:24:57,037 --> 00:24:58,371
‫فقط هم عقاب خوب نیومده.

387
00:25:00,373 --> 00:25:01,833
‫می‌خوای یه قصه بشنوی؟

388
00:25:08,298 --> 00:25:12,052
‫یه روز صبح که بابا رفته بود
‫تا توی ساختن خونه به آقای اسکات کمک کنه،

389
00:25:12,135 --> 00:25:14,930
‫من و جک از نهر برگشتیم خونه

390
00:25:15,013 --> 00:25:19,142
‫و با یه سری مهمون ناخونده روبه‌رو شدیم.

391
00:25:23,522 --> 00:25:25,815
‫قبلاً بهت گفتم،

392
00:25:25,899 --> 00:25:28,693
‫من اسب‌ها رو نبردم.

393
00:25:29,819 --> 00:25:31,988
‫می‌شنوی چی می‌گم؟ من اسب‌های شما رو نبردم.

394
00:25:32,072 --> 00:25:36,243
‫منم نگفتم تو بردیشون.

395
00:25:36,826 --> 00:25:39,329
‫حدس می‌زنم یکی دو جا رو بشناسی

396
00:25:39,412 --> 00:25:42,916
‫که بشه چندتا اسب رو بدون جلب توجه توش قایم کرد.

397
00:25:43,416 --> 00:25:48,255
‫بذار رفقای زمین‌خوارت خودشون یه فکری به حالش بکنن.

398
00:25:51,091 --> 00:25:53,802
‫وقتی اونا می‌تونن شکارهای ما رو بزنن،

399
00:25:53,885 --> 00:25:56,888
‫می‌تونن دنبال اسب‌های خودشون هم بگردن.

400
00:25:56,972 --> 00:26:03,228
‫لوییس هفته پیش یه اسب گم کرد.

401
00:26:04,062 --> 00:26:07,983
‫چقدر طول می‌کشه تا اسب‌های شما هم غیبشون بزنه؟

402
00:26:14,197 --> 00:26:16,449
‫باشه. نشونت می‌دم.

403
00:26:38,346 --> 00:26:40,348
‫گفتم یه نگاهی به اون کبودی بندازم.

404
00:26:42,434 --> 00:26:44,728
‫- اجازه می‌دی؟
‫- من خوبم.

405
00:26:53,429 --> 00:27:03,429
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

406
00:27:12,130 --> 00:27:14,799
‫نمی‌فهمم چرا از خودت دفاع نکردی.

407
00:27:15,300 --> 00:27:18,386
‫تو هرچی که باشی جان، دزد نیستی.

408
00:27:21,640 --> 00:27:23,683
‫می‌تونیم حرف بزنیم، یا فقط بشینیم.

409
00:27:31,941 --> 00:27:35,153
‫چند هفته‌ی اخیر رو توی ایوون لیسی گذروندم تا ترک کنم.

410
00:27:37,238 --> 00:27:39,532
‫پاک شدن قاعدتاً باید چیز خوبی باشه، ولی...

411
00:27:41,159 --> 00:27:44,621
‫هیچ‌کس بهت نمی‌گه که مجبوری
‫ساعت‌ها با افکارت تنها بمونی.

412
00:27:49,542 --> 00:27:52,879
‫امروز دقیقاً شش سال می‌شه که برگشتم خونه
‫و دیدم دخترام دیگه نیستن.

413
00:27:54,798 --> 00:27:55,674
‫وبا.

414
00:27:58,510 --> 00:28:01,304
‫و از اون موقع هر روزش مثل خنجری توی قلبمه.

415
00:28:03,556 --> 00:28:04,641
‫که چی بشه؟

416
00:28:07,644 --> 00:28:10,647
‫به خاطر ترجیح دادن جنگ به خانواده‌م، چی گیرم اومد؟

417
00:28:13,608 --> 00:28:16,236
‫کایند اومد سراغم. با خودم گفتم
‫خب، حتماً وقتش رسیده.

418
00:28:16,319 --> 00:28:19,155
‫شاید بالاخره بتونم دوباره پیش دخترهام باشم.

419
00:28:21,116 --> 00:28:24,619
‫جنگ یه تیکه از وجود هر مرد و زنِ این کشور رو با خودش برد.

420
00:28:27,080 --> 00:28:29,207
‫و با وجود اینکه دلیلمون بر حق بود،

421
00:28:30,792 --> 00:28:33,920
‫هر کسی چیزی رو از دست داد
‫که دیگه نمی‌تونه برش گردونه.

422
00:28:37,340 --> 00:28:41,469
‫من فقط می‌دونم آدم‌هایی توی این شهر هستن
‫که بهت اهمیت می‌دن.

423
00:28:42,971 --> 00:28:44,889
‫شاید بهتر باشه بذاری این کار رو بکنن.

424
00:28:46,599 --> 00:28:48,852
‫شاید بهتر باشه به فکر آینده باشی.

425
00:29:12,000 --> 00:29:13,501
‫پت و پتی من اونجان.

426
00:29:13,585 --> 00:29:14,753
‫می‌بینی؟

427
00:29:14,836 --> 00:29:17,964
‫اونا هم اسب‌های اوسیج‌ها هستن.

428
00:29:18,715 --> 00:29:21,134
‫یه مشت بچه‌ی احمق.

429
00:29:21,801 --> 00:29:26,473
‫بچه‌های احمقی که کارهای احمقانه می‌کنن.

430
00:29:26,556 --> 00:29:30,268
‫می‌شناسمشون.

431
00:29:33,563 --> 00:29:34,689
‫حالا چی؟

432
00:29:37,734 --> 00:29:39,569
‫سرِ صحبت رو باز می‌کنیم.

433
00:29:44,157 --> 00:29:44,991
‫می‌خونم.

434
00:29:45,909 --> 00:29:48,036
‫دوتا جفت. بی‌بی.

435
00:29:51,372 --> 00:29:52,457
‫اینجان.

436
00:29:53,458 --> 00:29:55,543
‫سلام، پسرها. چقدر از دیدنتون خوشحالم.

437
00:29:56,044 --> 00:29:57,879
‫همه‌جا رو دنبال این اسب‌ها گشتیم.

438
00:29:59,339 --> 00:30:02,717
‫راستش رو بخواین،
‫خیلی‌ها بابت پیدا کردنشون بهتون مدیونن.

439
00:30:08,097 --> 00:30:10,642
‫همه‌چیز مرتبه. وقتشه برگردن خونه.

440
00:30:22,612 --> 00:30:24,155
‫هی، وایسا.

441
00:30:24,239 --> 00:30:26,658
‫هی.

442
00:30:26,741 --> 00:30:29,577
‫اگه الان راه بیفتیم،
‫تا قبل از غروب می‌رسونیمشون.

443
00:30:31,162 --> 00:30:32,497
‫فکر کنم باید بذاریم برن،

444
00:30:33,957 --> 00:30:36,626
‫به شرطی که قول بدن دیگه پیداشون نشه.

445
00:30:38,336 --> 00:30:39,754
‫داری اشتباه می‌کنی.

446
00:30:41,089 --> 00:30:43,049
‫شما چی فکر می‌کنین پسرها؟ اشتباه می‌کنم؟

447
00:30:45,635 --> 00:30:46,970
‫چون ممکنه دفعه‌ی بعد اینجا نباشم...

448
00:30:47,053 --> 00:30:49,138
‫تا جلوی لیسی رو بگیرم که سرتون رو سوراخ‌سوراخ نکنه.

449
00:30:49,222 --> 00:30:50,765
‫دیگه ریختمون رو نمی‌بینید.

450
00:30:51,266 --> 00:30:52,642
‫پس یالا، برین.

451
00:31:01,943 --> 00:31:05,280
‫- از درگیری خوشت نمیاد؟
‫- هیچ‌وقت نتیجه‌ی خوبی نداشته.

452
00:31:07,365 --> 00:31:08,366
‫من مخالفم.

453
00:31:11,786 --> 00:31:12,954
‫منم همین‌طور.

454
00:31:13,621 --> 00:31:15,081
‫اما تو مرد خوبی هستی.

455
00:31:21,880 --> 00:31:22,922
‫اینم از پت من.

456
00:31:24,507 --> 00:31:26,843
‫- بازم برامون بگو، لورا.
‫- لطفاً، لورا؟

457
00:31:27,427 --> 00:31:30,722
‫بانو فرانچسکا، شما نباید به این چرت‌وپرت‌ها گوش بدین،

458
00:31:30,805 --> 00:31:32,348
‫اونم الان که دوک داره برمی‌گرده خونه.

459
00:31:32,432 --> 00:31:35,435
‫مجبور نیستی گوش کنی، مری.
‫می‌تونی برگردی توی اون اتاق.

460
00:31:41,065 --> 00:31:44,193
‫می‌خواین قصه‌ی اون موقعی رو بشنوین
‫که سعی کردیم از رودخونه رد شیم...

461
00:31:44,944 --> 00:31:47,071
‫و نزدیک بود غرق بشیم؟

462
00:31:47,739 --> 00:31:50,783
‫تک‌تکمون، حتی سگمون.

463
00:31:50,867 --> 00:31:52,493
‫آره!

464
00:31:53,244 --> 00:31:55,955
‫کالسکه‌های زیادی قبل از ما رد شده بودن،

465
00:31:56,039 --> 00:31:59,751
‫اما بارون‌های بهاری باعث شده بود
‫رودخونه عمیق و پرسرعت بشه.

466
00:32:00,251 --> 00:32:02,921
‫یهو اسب‌ها دیگه پاشون به کف رودخونه نرسید،

467
00:32:03,004 --> 00:32:06,799
‫و جریان آب شروع کرد
‫به کشیدنِ همه‌مون به سمت پایین رودخونه.

468
00:32:06,883 --> 00:32:09,218
‫و اگه قرار باشه ایندیپندنس پیشرفت کنه،

469
00:32:09,302 --> 00:32:12,013
‫باید سنت‌های قوی‌ای برای شهر پایه‌گذاری کنیم...

470
00:32:12,096 --> 00:32:14,474
‫قبل از اینکه حتی یه خط راه‌آهن کشیده بشه،

471
00:32:14,557 --> 00:32:16,643
‫واسه همین من و ایلای تصمیم گرفتیم

472
00:32:16,726 --> 00:32:19,896
‫تابستون آینده
‫جشنواره‌ی روزِ بنیان‌گذاران رو برگزار کنیم.

473
00:32:19,979 --> 00:32:21,731
‫- عالیه.
‫- فکر خوبیه.

474
00:32:23,608 --> 00:32:25,818
‫کارولاین، من عاشق این اشتیاقتم.

475
00:32:27,904 --> 00:32:30,239
‫اگه قرار باشه یه انجمن زنانه باشیم،

476
00:32:30,323 --> 00:32:32,784
‫نباید همه‌ی زن‌های جامعه‌مون رو شامل بشه،

477
00:32:32,867 --> 00:32:35,036
‫نه فقط اونایی که به نظر شما محترمن؟

478
00:32:37,330 --> 00:32:39,749
‫شاید بهتر باشه این بحث رو بذاریم برای یه وقت دیگه.

479
00:32:40,917 --> 00:32:42,794
‫مگه اینکه کسی مخالف باشه؟

480
00:32:51,761 --> 00:32:53,096
‫ادامه بدیم؟

481
00:32:58,226 --> 00:32:59,686
‫بابت ناهار ممنون.

482
00:33:03,940 --> 00:33:04,774
‫هوم.

483
00:33:07,402 --> 00:33:08,736
‫کیلب، صبر کن!

484
00:33:10,905 --> 00:33:12,323
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

485
00:33:12,824 --> 00:33:16,411
‫- ما اومدیم تا با ایدیت و رومانزی چای بخوریم.
‫- اوه.

486
00:33:16,494 --> 00:33:18,621
‫- چطور پیش می‌ره؟
‫- خیلی خوب نیستن.

487
00:33:19,706 --> 00:33:21,666
‫هیچ‌کدومشون تا حالا یه کلمه هم با من حرف نزدن،

488
00:33:21,749 --> 00:33:23,918
‫حتی وقتی من اول سرِ صحبت رو باز می‌کنم،

489
00:33:24,002 --> 00:33:27,630
‫یا حتی وقتی شب‌ها براشون کلوچه می‌برم،
‫وقتی که هوس کلوچه می‌کنن.

490
00:33:29,632 --> 00:33:33,428
‫- طوری رفتار می‌کردن انگار تو رو می‌شناسن.
‫- چرا؟ چی گفتن؟

491
00:33:36,055 --> 00:33:38,266
‫گفتن پدر و مادرت تو رو توی جاده ولت کردن.

492
00:33:41,019 --> 00:33:44,272
‫- دروغه.
‫- من فقط چیزی رو گفتم که اونا بهم گفتن.

493
00:33:44,355 --> 00:33:46,149
‫پس چرا تکرارش می‌کنی؟

494
00:33:46,232 --> 00:33:47,191
‫متأسفم.

495
00:33:51,821 --> 00:33:55,825
‫مری عاشق شده!
‫مری عاشق شده!

496
00:33:55,908 --> 00:33:59,746
‫پس، همون کیلبه.
‫تو از این پسره‌ی یتیمِ زشت خوشت میاد.

497
00:34:09,047 --> 00:34:10,923
‫وایسا! کیلب!

498
00:34:13,801 --> 00:34:14,761
‫دخترها.

499
00:34:15,303 --> 00:34:17,305
‫همه‌جا رو دنبالتون گشتم. بیاین بریم.

500
00:34:17,388 --> 00:34:19,348
‫از ایدیت و رومانزی خداحافظی کنین.

501
00:34:36,407 --> 00:34:38,534
‫خداحافظ، لورا. خداحافظ، مری.

502
00:34:40,036 --> 00:34:41,204
‫چی شده، مامان؟

503
00:34:42,038 --> 00:34:42,872
‫مشکل چیه؟

504
00:34:46,584 --> 00:34:48,211
‫همین‌جا بمونین. مراقب خودتون باشین.

505
00:35:22,620 --> 00:35:23,663
‫متأسفم.

506
00:35:26,457 --> 00:35:28,000
‫جما همینطوریه.

507
00:35:29,377 --> 00:35:31,629
‫احمقانه‌ست که انتظار دیگه‌ای ازش داشته باشیم.

508
00:35:32,922 --> 00:35:34,173
‫احمقانه نیست.

509
00:35:37,969 --> 00:35:40,972
‫بعضی جنگ‌ها ارزش جنگیدن دارن،
‫اما جما جیمز جزوشون نیست.

510
00:35:44,934 --> 00:35:46,060
‫ولش کردی اومدی بیرون؟

511
00:35:49,105 --> 00:35:50,439
‫فکر کنم آره.

512
00:36:08,416 --> 00:36:09,876
‫- ممنون.
‫- اوهوم.

513
00:36:14,213 --> 00:36:15,506
‫هوم.

514
00:36:27,226 --> 00:36:28,060
‫مامان!

515
00:36:28,936 --> 00:36:30,563
‫مامان، پت و پتی‌ان!

516
00:36:35,943 --> 00:36:37,612
‫همون‌طور که همیشه می‌گم،

517
00:36:37,695 --> 00:36:41,532
‫صلح و عدالت یه جامعه‌ی منظم رو می‌سازه.

518
00:36:48,331 --> 00:36:50,041
‫- بابا، پیداشون کردی.
‫- آره.

519
00:36:51,000 --> 00:36:52,251
‫خیلی دلم براتون تنگ شده بود.

520
00:36:52,752 --> 00:36:53,961
‫اونا هم دلتنگت بودن.

521
00:37:00,843 --> 00:37:02,720
‫فکر کردم داری کلیسا می‌سازی.

522
00:37:02,803 --> 00:37:03,721
‫داشتم می‌ساختم.

523
00:37:04,305 --> 00:37:05,890
‫کار دیگه‌ای پیش اومد.

524
00:37:13,314 --> 00:37:15,149
‫خواهش می‌کنم، کله‌پوک.

525
00:37:24,492 --> 00:37:27,411
‫- فردا کله‌ی سحر؟
‫- بقیه‌ش رو سه‌سوته تموم می‌کنیم.

526
00:37:32,291 --> 00:37:33,542
‫من آماده‌م برم خونه.

527
00:37:36,420 --> 00:37:38,589
‫فقط یه جای دیگه باید سر بزنیم.
‫خیلی زود برمی‌گردم.

528
00:37:57,108 --> 00:37:58,651
‫- مراقب خودت باش.
‫- باشه.

529
00:38:20,548 --> 00:38:21,716
‫بیا با ما شام بخور.

530
00:38:22,717 --> 00:38:23,634
‫تو و لیسی.

531
00:38:27,555 --> 00:38:29,223
‫دخترها خیلی دلشون برات تنگ شده.

532
00:38:32,351 --> 00:38:34,770
‫نه، نباید بذارم من رو توی این وضعیت ببینن.

533
00:38:38,232 --> 00:38:39,066
‫خواهش می‌کنم بیا.

534
00:39:09,930 --> 00:39:12,933
‫- یکی دیگه هم بزن.
‫- اوه، نمی‌دونم. داره دیر می‌شه.

535
00:39:13,017 --> 00:39:16,645
‫خواهش می‌کنم آقای ادواردز؟
‫هر روز به یادتون بودیم، حالا بالاخره اینجایین.

536
00:39:19,440 --> 00:39:21,692
‫خب، نظرتون درمورد آهنگی که
‫همیشه برای دخترهام می‌خوندم چیه؟

537
00:39:22,401 --> 00:39:24,862
‫«بهشت شیرین موعود». بلدیش چارلز؟

538
00:39:24,945 --> 00:39:25,905
‫هوم.

539
00:39:39,085 --> 00:39:43,089
‫♪ سرزمینی هست زیباتر از روز... ♪

540
00:39:44,799 --> 00:39:49,303
‫♪ و با ایمان می‌توان آن را از دوردست دید ♪

541
00:39:50,304 --> 00:39:54,558
‫♪ که پدر آن‌سوی راه منتظر است ♪

542
00:39:55,643 --> 00:39:58,437
‫♪ تا خانه‌ای برایمان... ♪

543
00:39:58,521 --> 00:39:59,772
‫ببخشید.

544
00:40:01,315 --> 00:40:05,820
‫♪ در آن بهشت شیرین موعود... ♪

545
00:40:06,779 --> 00:40:11,325
‫♪ در آن ساحل زیبا هم‌دیگر را خواهیم دید ♪

546
00:40:12,493 --> 00:40:16,789
‫♪ در آن بهشت شیرین موعود... ♪

547
00:40:17,957 --> 00:40:22,044
‫♪ در آن ساحل زیبا هم‌دیگر را خواهیم دید ♪

548
00:40:34,098 --> 00:40:34,932
‫یکی دیگه.

549
00:40:35,433 --> 00:40:36,350
‫آره.

550
00:41:03,127 --> 00:41:06,622
‫حداقل دیدنِ اون دخترهای احمق یه فایده‌ای داشت.

551
00:41:06,672 --> 00:41:11,760
‫«ترجمه از رضا فتحی»

552
00:41:13,760 --> 00:41:23,760
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M