1
00:01:28,880 --> 00:01:30,381
‫سلام؟

2
00:02:28,022 --> 00:02:29,524
‫سلام؟

3
00:02:34,404 --> 00:02:35,905
‫سلام؟

4
00:02:57,552 --> 00:02:59,053
‫♪ سلام ♪

5
00:02:59,137 --> 00:03:00,930
‫♪ دیگه باید برم ♪

6
00:03:01,472 --> 00:03:05,560
‫♪ نمی‌تونم بمونم ♪
‫♪ اومدم فقط بگم باید برم ♪

7
00:03:06,519 --> 00:03:08,980
‫♪ خوشحالم که اومدم ♪
‫♪ ولی بازم... ♪

8
00:03:09,147 --> 00:03:11,107
‫♪ باید برم ♪

9
00:03:46,726 --> 00:03:48,228
‫سلام!

10
00:03:57,904 --> 00:03:59,405
‫سلام؟

11
00:05:21,154 --> 00:05:23,189
‫[ارباب مگس‌ها]
‫(یکی از نام‌های شیطان در فرهنگ مسیحی)

12
00:05:23,239 --> 00:05:24,482
‫[قسمت اول]

13
00:05:24,532 --> 00:05:26,034
‫[خوکی]

14
00:06:40,650 --> 00:06:42,151
‫سلام؟

15
00:06:43,569 --> 00:06:45,071
‫یه لحظه صبر کن.

16
00:06:54,831 --> 00:06:56,332
‫سلام.

17
00:06:58,000 --> 00:06:59,502
‫سلام.

18
00:07:04,298 --> 00:07:06,175
‫- اسمت چیه؟
‫- رالف.

19
00:07:08,136 --> 00:07:09,637
‫چیز دیگه‌ای هم دیدی؟

20
00:07:10,054 --> 00:07:11,889
‫جاها یا آدم‌ها، رالف؟

21
00:07:12,306 --> 00:07:13,808
‫فکر کنم صدای یکی رو شنیدم.

22
00:07:14,142 --> 00:07:15,643
‫ولی می‌تونه صدای یه خوک بوده باشه.

23
00:07:15,685 --> 00:07:18,604
‫منم خوک‌ها رو دیدم.
‫میمون‌های بزرگی‌ان، آره؟

24
00:07:19,188 --> 00:07:21,107
‫خب، میمون نیستن. خوک‌ان.

25
00:07:21,441 --> 00:07:22,942
‫دنبال آب می‌گردم.

26
00:07:23,151 --> 00:07:24,652
‫تو تشنه‌ای؟

27
00:07:24,944 --> 00:07:26,446
‫من که تشنمه.

28
00:07:27,029 --> 00:07:28,531
‫اون نارگیل‌ها خوب‌ان.

29
00:07:28,823 --> 00:07:30,324
‫دلم می‌خواد حموم کنم.

30
00:07:30,533 --> 00:07:33,119
‫این جزیره جای فوق‌العاده‌ایه، ولی گرمه.

31
00:07:33,536 --> 00:07:35,037
‫- یادمه.
‫- چی رو؟

32
00:07:35,121 --> 00:07:36,622
‫بیا دیگه.

33
00:07:47,049 --> 00:07:48,551
‫حالت خوبه؟

34
00:07:49,177 --> 00:07:50,678
‫فقط یه‌کم...

35
00:07:51,721 --> 00:07:53,222
‫تند رفتم.

36
00:07:54,974 --> 00:07:56,476
‫آسم دارم.

37
00:08:00,813 --> 00:08:02,223
‫چی صدات کنم؟

38
00:08:02,273 --> 00:08:03,774
‫برام مهم نیست چی صدام کنی...

39
00:08:05,776 --> 00:08:07,945
‫تا وقتی همون اسمی رو
‫که قبلاً صدام می‌کردن نگی.

40
00:08:09,530 --> 00:08:11,032
‫چی بود؟

41
00:08:11,449 --> 00:08:12,950
‫قول میدی نخندی؟

42
00:08:13,451 --> 00:08:14,952
‫آره.

43
00:08:16,496 --> 00:08:17,997
‫خوکی.

44
00:08:18,372 --> 00:08:20,917
‫یعنی، خوکی؟ خوکی؟

45
00:08:21,083 --> 00:08:23,419
‫- رالف، تو گفتی...
‫- ولی اسم خنده‌داریه.

46
00:08:26,380 --> 00:08:27,882
‫اون‌قدرها هم خنده‌دار نیست.

47
00:08:36,599 --> 00:08:38,100
‫بیا.

48
00:08:38,434 --> 00:08:39,844
‫خب، کار هوشمندانه‌ای بود.

49
00:08:39,894 --> 00:08:41,395
‫مسیر جویبارها رو دنبال کن.

50
00:08:41,979 --> 00:08:43,481
‫در موردش خوندم.

51
00:09:07,880 --> 00:09:09,165
‫عالیه!

52
00:09:09,215 --> 00:09:10,716
‫نمی‌دونستی عمقش چقدره.

53
00:09:12,134 --> 00:09:13,719
‫ممکن بود سرت بخوره جایی.

54
00:09:35,366 --> 00:09:36,867
‫نمیای تو؟

55
00:09:38,369 --> 00:09:39,870
‫من شنا نمی‌کنم.

56
00:09:40,371 --> 00:09:41,872
‫به‌خاطر آسمم نمی‌تونم.

57
00:09:41,914 --> 00:09:43,416
‫لعنت به آسمت!

58
00:09:44,292 --> 00:09:45,793
‫من از پنج سالگی می‌تونستم شنا کنم.

59
00:09:46,502 --> 00:09:48,004
‫پدرم بهم یاد داد.

60
00:09:48,087 --> 00:09:50,881
‫افسر درجه‌دار نیروی دریاییه.

61
00:09:53,301 --> 00:09:54,802
‫مامان و بابای من مُردن.

62
00:10:04,145 --> 00:10:06,022
‫- فقط پا می‌زنم.
‫- فعلاً.

63
00:10:06,814 --> 00:10:08,649
‫و شاید قبل از اینکه بریم،
‫بتونم بهت یاد بدم.

64
00:10:09,900 --> 00:10:11,352
‫بهم یاد میدی؟

65
00:10:11,402 --> 00:10:13,571
‫البته. باعث افتخاره.

66
00:11:14,507 --> 00:11:16,801
‫هورا! هورا برای تو!

67
00:11:24,225 --> 00:11:25,726
‫خوبه.

68
00:11:30,064 --> 00:11:31,565
‫نامرد!

69
00:11:40,032 --> 00:11:41,534
‫بگیر که اومد!

70
00:12:11,063 --> 00:12:12,565
‫اون چیه؟

71
00:12:18,696 --> 00:12:20,197
‫این یه شروعه.

72
00:12:24,368 --> 00:12:26,704
‫ساموئل، دوست خاله جون،
‫یکی از اینا روی دیوارش داشت.

73
00:12:27,246 --> 00:12:28,748
‫صدف حلزونیه، آره؟

74
00:12:29,123 --> 00:12:31,125
‫توش فوت می‌کرد
‫و همه‌مون می‌خندیدیم.

75
00:12:31,792 --> 00:12:34,336
‫خاله‌م به‌خاطر آسمم نمی‌ذاشت فوت کنم.

76
00:12:36,422 --> 00:12:37,923
‫ساموئل یه جورایی تف می‌کرد.

77
00:12:39,341 --> 00:12:41,177
‫می‌گفت از این پایین فوت می‌کنی.

78
00:12:42,928 --> 00:12:45,264
‫تو امتحانش کن، رالف.
‫اون‌وقت بقیه میان.

79
00:12:45,514 --> 00:12:47,725
‫- بقیه؟
‫- هر کس دیگه‌ای که باهامون باشه.

80
00:12:47,892 --> 00:12:49,894
‫فکر خوبیه. یا می‌تونیم داد بزنیم.

81
00:12:54,356 --> 00:12:55,858
‫کار نمی‌کنه!

82
00:12:57,276 --> 00:12:58,903
‫- کار می‌کنه.
‫- نمی‌کنه.

83
00:12:59,987 --> 00:13:01,489
‫دوباره امتحان کن.

84
00:13:01,781 --> 00:13:03,282
‫به خاطر من.

85
00:13:03,741 --> 00:13:05,242
‫لطفاً.

86
00:13:09,497 --> 00:13:10,998
‫وای!

87
00:13:11,791 --> 00:13:13,292
‫معرکه‌ست.

88
00:13:26,514 --> 00:13:28,015
‫رالف.

89
00:13:28,098 --> 00:13:29,934
‫رالف! فوت کن!

90
00:13:36,774 --> 00:13:38,275
‫فکر می‌کنی این احضارشون می‌کنه؟

91
00:13:38,734 --> 00:13:40,694
‫بیایید پیش مردی که بلند باد درمی‌کند!

92
00:13:43,572 --> 00:13:45,074
‫دوباره!

93
00:13:52,081 --> 00:13:53,582
‫وای!

94
00:14:11,600 --> 00:14:13,102
‫سلام!

95
00:14:19,024 --> 00:14:21,193
‫دوباره فوت کن.
‫مطمئن شو همه می‌شنون.

96
00:14:37,001 --> 00:14:38,502
‫دوباره!

97
00:15:25,966 --> 00:15:27,843
‫سم، اریک. اریک، سم.

98
00:15:28,886 --> 00:15:30,387
‫شما دقیقاً شبیه همدیگه‌این!

99
00:15:30,846 --> 00:15:32,348
‫خودمون هم متوجهش شدیم.

100
00:15:32,556 --> 00:15:34,058
‫میوه رو امتحان کردی؟

101
00:15:34,433 --> 00:15:35,935
‫شاید باید برای همه آب بیاریم.

102
00:15:36,644 --> 00:15:38,812
‫تعداد بچه‌کوچولوها
‫بیشتر از چیزیه که توی هواپیما یادمه.

103
00:15:39,563 --> 00:15:41,231
‫شاید بهتر باشه به همه بگیم
‫برای چی جمعشون کردیم.

104
00:15:42,399 --> 00:15:43,901
‫آها، آره.

105
00:15:45,277 --> 00:15:46,779
‫رالف.

106
00:15:56,455 --> 00:15:57,957
‫توجه کنین!

107
00:15:58,123 --> 00:15:59,625
‫اینجا رو ببینین!

108
00:16:00,918 --> 00:16:02,628
‫توجه کنین! گوش بدین!

109
00:16:06,131 --> 00:16:07,633
‫صدف رو دوباره فوت کن.

110
00:16:09,843 --> 00:16:11,512
‫- لطفاً.
‫- فوتش می‌کنم!

111
00:16:25,526 --> 00:16:27,027
‫توجه کنین!

112
00:16:27,778 --> 00:16:29,279
‫اینجا!

113
00:16:31,198 --> 00:16:32,741
‫همه توجه کنن!

114
00:16:35,202 --> 00:16:36,787
‫رالف این جلسه رو تشکیل داده

115
00:16:37,329 --> 00:16:39,915
‫تا بفهمه همه‌مون چی می‌دونیم
‫و تصمیم بگیریم چیکار کنیم.

116
00:16:42,126 --> 00:16:45,170
‫- بزرگترها کجان؟
‫- سوال خوبیه.

117
00:16:45,379 --> 00:16:48,090
‫کسی بزرگترهای توی هواپیما رو دیده؟

118
00:16:48,257 --> 00:16:49,416
‫من هیچی نمی‌دونم!

119
00:16:49,466 --> 00:16:51,719
‫کی به مامانم میگه کجاییم؟

120
00:16:51,885 --> 00:16:53,087
‫حتماً دنبالمون می‌گردن.

121
00:16:53,137 --> 00:16:56,306
‫کاری که باید بکنیم اینه که
‫دقیقاً بفهمیم چی می‌دونیم.

122
00:16:59,351 --> 00:17:01,603
‫حالا، اگه می‌تونین دستتون رو ببرین بالا

123
00:17:01,770 --> 00:17:04,064
‫و در مورد هر چیزی که دیدین برامون بگین...

124
00:18:28,857 --> 00:18:30,359
‫مرد شیپورزن کجاست؟

125
00:18:31,318 --> 00:18:33,654
‫مرد شیپورزنی اینجا نیست. فقط منم.

126
00:18:39,284 --> 00:18:40,786
‫پس کشتی‌ای در کار نیست؟

127
00:18:41,036 --> 00:18:42,538
‫هیچ مردی اینجا نیست؟

128
00:18:42,913 --> 00:18:44,414
‫نه. داریم جلسه برگزار می‌کنیم.

129
00:18:45,415 --> 00:18:46,917
‫بیاین و بهمون ملحق بشین.

130
00:18:48,877 --> 00:18:50,379
‫گروه کر، بی‌حرکت وایسین.

131
00:18:55,843 --> 00:18:57,845
‫باید توی این آفتاب مراقب باشیم.

132
00:18:58,345 --> 00:19:00,681
‫خیلی گرمه و ممکنه از درون بجوشی.

133
00:19:01,890 --> 00:19:03,342
‫چه مزخرفاتی.

134
00:19:03,392 --> 00:19:04,893
‫سایمون همیشه غش می‌کنه.

135
00:19:05,227 --> 00:19:08,939
‫توی جبل‌الطارق و آدیس این کار رو کرد،
‫سر نیایش صبح روی سر کشیش هم همین‌طور.

136
00:19:14,319 --> 00:19:15,821
‫ولش کنین.

137
00:19:22,202 --> 00:19:23,704
‫همه‌تون توی هواپیما بودین؟

138
00:19:24,204 --> 00:19:25,831
‫- بیشتر از چیزی هستین که یادمه.
‫- آره، بودیم.

139
00:19:25,998 --> 00:19:27,241
‫و حالا داریم سعی می‌کنیم یه نظمی پیدا کنیم

140
00:19:27,291 --> 00:19:28,792
‫تا بتونیم دقیقاً بفهمیم چی به چیه.

141
00:19:28,834 --> 00:19:30,244
‫داری خیلی حرف می‌زنی.

142
00:19:30,294 --> 00:19:31,795
‫خفه شو، چاقالو!

143
00:19:34,631 --> 00:19:36,133
‫اون چاقالو نیست.

144
00:19:36,216 --> 00:19:37,718
‫اسم واقعیش خوکیه.

145
00:19:41,054 --> 00:19:42,556
‫خوشم اومد.

146
00:19:42,806 --> 00:19:44,007
‫ولی حق با اونه.

147
00:19:44,057 --> 00:19:45,642
‫حتماً باید چند تا تصمیم مهم بگیریم.

148
00:19:46,101 --> 00:19:47,769
‫به نظرم باید یه رئیس داشته باشیم.

149
00:19:47,936 --> 00:19:50,439
‫مهم‌تر از اون اینه که
‫دقیقاً بفهمیم کجاییم.

150
00:19:50,606 --> 00:19:52,107
‫رئیس در مورد اون تصمیم می‌گیره.

151
00:19:56,069 --> 00:19:57,571
‫من می‌تونم رئیس بشم.

152
00:19:58,155 --> 00:19:59,823
‫من رهبر گروه کر و مبصر ارشدم.

153
00:19:59,990 --> 00:20:01,533
‫می‌تونم نت دو دیز بالا رو بخونم.

154
00:20:03,702 --> 00:20:04,778
‫همه کسایی که با من موافقن...

155
00:20:04,828 --> 00:20:08,498
‫فکر کنم اگه قراره رئیسی انتخاب بشه،
‫باید بیشتر از یه نفر رو در نظر بگیریم.

156
00:20:14,296 --> 00:20:17,341
‫من نمی‌تونم دو دیز بخونم،
‫ولی آره، دلم می‌خواد رئیس بشم.

157
00:20:21,553 --> 00:20:23,055
‫معلومه که دلت می‌خواد.

158
00:20:34,775 --> 00:20:36,610
‫- پس رأی‌گیری می‌کنیم.
‫- اسمت چیه؟

159
00:20:39,446 --> 00:20:40,948
‫جک.

160
00:20:41,740 --> 00:20:43,825
‫همه کسایی که جک رو می‌خوان
‫دستشون رو ببرن بالا.

161
00:21:00,050 --> 00:21:01,718
‫همه کسایی که رالف رو می‌خوان...

162
00:21:13,855 --> 00:21:15,899
‫این منصفانه نیست.
‫اونا از قبل می‌شناختنت.

163
00:21:16,108 --> 00:21:18,193
‫- اونا اصلاً منو نمی‌شناختن.
‫- رأی‌گیری انجام شد.

164
00:21:18,986 --> 00:21:20,487
‫نمی‌تونیم دوباره رأی‌گیری کنیم.

165
00:21:20,821 --> 00:21:22,322
‫رالف رئیسه.

166
00:21:28,412 --> 00:21:30,622
‫البته گروه کر مال توئه.

167
00:21:31,456 --> 00:21:33,041
‫ما می‌تونیم ارتش باشیم!

168
00:21:34,167 --> 00:21:35,669
‫یا شکارچی‌ها!

169
00:21:35,836 --> 00:21:37,546
‫آره! آره!

170
00:21:39,298 --> 00:21:40,841
‫رهبر شکارچی‌ها؟

171
00:21:41,508 --> 00:21:43,302
‫آره، این خیلی خوب میشه.

172
00:21:44,094 --> 00:21:46,054
‫خیلی خب، گروه کر.
‫لباس‌هاتون رو دربیارین.

173
00:21:46,471 --> 00:21:47,973
‫- آره!
‫- بالاخره!

174
00:21:49,433 --> 00:21:52,436
‫اولین کاری که باید بکنیم
‫اینه که دقیقاً بفهمیم کجاییم.

175
00:21:52,853 --> 00:21:56,106
‫همه باید همین دور و بر بمونن
‫و منتظر باشن و به صدای صدف گوش بدن.

176
00:21:57,107 --> 00:22:00,068
‫یه گروه کوچیک. جک، البته. تو...

177
00:22:01,278 --> 00:22:02,779
‫- سایمون.
‫- اگه به اندازه‌ی کافی آماده‌ای.

178
00:22:03,488 --> 00:22:05,032
‫اون از همه ضعیف‌تره.

179
00:22:07,576 --> 00:22:11,788
‫تو... و من می‌ریم بالا
‫و می‌بینیم اینجا کجاست.

180
00:23:40,085 --> 00:23:42,337
‫فکر نمی‌کنی کسی اینجا باشه، نه؟

181
00:23:43,213 --> 00:23:44,714
‫فکر می‌کنی کاملاً تنهاییم.

182
00:23:48,135 --> 00:23:49,719
‫خب، در اون صورت،

183
00:23:50,220 --> 00:23:53,014
‫مهم‌ترین چیز اینه که
‫به فکر بچه‌کوچولوها باشیم.

184
00:23:53,682 --> 00:23:55,475
‫چرا باید نگران بچه‌کوچولوها باشیم، خوکی؟

185
00:23:55,851 --> 00:23:58,270
‫چون نمی‌تونن مراقب خودشون باشن، جک.

186
00:23:59,396 --> 00:24:03,358
‫باید به فکر غذا و سرپناه،
‫و البته توالت باشیم.

187
00:24:03,525 --> 00:24:05,777
‫- توالت؟ ما توی یه جزیره‌ایم.
‫- نمی‌دونیم جزیره‌ست.

188
00:24:05,944 --> 00:24:07,446
‫ما توی یه جزیره‌ی جادویی هستیم.

189
00:24:07,612 --> 00:24:10,031
‫استوایی، دلپذیر.

190
00:24:10,449 --> 00:24:13,535
‫و خوکی می‌خواد در مورد اینکه آدم‌کوچولوها
‫چطور از مستراح استفاده کنن حرف بزنه.

191
00:24:14,161 --> 00:24:16,496
‫باید بهترین نقطه رو
‫برای آتیش علامت دادن انتخاب کنیم.

192
00:24:16,913 --> 00:24:19,166
‫اگه بزرگتری قراره بیاد،
‫حتماً باید بتونه ما رو ببینه.

193
00:24:19,332 --> 00:24:21,877
‫- معلومه که بزرگترها میان.
‫- پدرم میاد.

194
00:24:22,043 --> 00:24:24,337
‫اون افسر درجه‌دار نیروی دریاییه.

195
00:24:24,463 --> 00:24:26,214
‫پدر من فرمانده‌ی گردان
‫توی نیروی هوایی سلطنتیه.

196
00:24:27,090 --> 00:24:28,633
‫نمی‌تونم بهتون بگم پدرم چیکار می‌کنه،

197
00:24:28,884 --> 00:24:30,385
‫ولی آدم خیلی مهمی برای کشوره.

198
00:24:30,594 --> 00:24:32,846
‫- خب، چه جمع خفنی.
‫- نمی‌بینین؟

199
00:24:33,221 --> 00:24:34,973
‫پدرهاتون هر چقدر هم فوق‌العاده باشن،

200
00:24:35,807 --> 00:24:38,393
‫باید حس بویایی خارق‌العاده‌ای داشته باشن

201
00:24:39,352 --> 00:24:42,981
‫پونصد برابر یه سگ ماستیف،

202
00:24:43,523 --> 00:24:45,066
‫وگرنه نمی‌تونن پیدامون کنن.

203
00:24:45,317 --> 00:24:46,818
‫اون کمیک رو خوندم.

204
00:24:46,902 --> 00:24:50,280
‫«مرد ماستیفی. بوی هر جُرمی رو حس می‌کنه.»

205
00:24:53,200 --> 00:24:55,452
‫♪ مرد ماستیفی ♪
‫♪ اون یه مرد ماستیفیه ♪

206
00:24:55,702 --> 00:24:57,162
‫♪ مرد ماستیفی ♪

207
00:24:58,455 --> 00:24:59,956
‫بوی هر جرمی رو حس می‌کنه.

208
00:25:00,040 --> 00:25:01,241
‫خوشم اومد.

209
00:25:01,291 --> 00:25:03,919
‫- مرد ماستیفی!
‫- مرد ماستیفی!

210
00:25:06,254 --> 00:25:10,217
‫♪ مرد ماستیفی ♪
‫♪ اون یه مرد ماستیفیه ♪

211
00:25:10,800 --> 00:25:12,302
‫و همکارش، پاپی.

212
00:25:46,378 --> 00:25:48,338
‫مال من داره می‌بره! سبزه.

213
00:26:22,914 --> 00:26:24,416
‫باید خودتو برسونی!

214
00:26:25,166 --> 00:26:26,668
‫نمی‌تونم.

215
00:26:27,502 --> 00:26:29,004
‫آسم.

216
00:26:30,755 --> 00:26:33,550
‫- اگه نمی‌خوای اینجا باشی...
‫- تنهایی که نمی‌تونم برگردم.

217
00:26:35,719 --> 00:26:38,179
‫ببین، اون‌قدرها هم سخت نیست.
‫واقعاً آسون‌تر میشه.

218
00:26:38,346 --> 00:26:39,848
‫تو بهشون گفتی.

219
00:26:42,684 --> 00:26:44,052
‫رالف!

220
00:26:44,102 --> 00:26:46,396
‫بعد از اینکه گفتم
‫نمی‌خوام خوکی صدام کنن.

221
00:26:47,147 --> 00:26:48,648
‫خوکی بهتر از چاقالوئه.

222
00:26:50,358 --> 00:26:52,319
‫رالف! باید اینو ببینی!

223
00:26:53,737 --> 00:26:55,238
‫داریم میایم!

224
00:26:56,197 --> 00:26:57,699
‫من تو رو انتخاب کردم، مگه نه؟

225
00:26:57,991 --> 00:26:59,442
‫برای این مأموریت انتخابت کردم.
‫خوش‌شانسی.

226
00:26:59,492 --> 00:27:00,994
‫و تو هم خوش‌شانسی.

227
00:27:03,371 --> 00:27:05,498
‫چون بدون من، اون رئیس می‌شد.

228
00:27:29,105 --> 00:27:30,607
‫همه‌شون رو روی کوه پیدا می‌کنیم.

229
00:27:31,066 --> 00:27:32,984
‫اونا مثل ما توی کابین مسافرها نبودن.

230
00:27:34,152 --> 00:27:35,654
‫باید بریم به بقیه بگیم.

231
00:27:36,446 --> 00:27:37,947
‫باید بدونن که فقط ماییم.

232
00:27:42,077 --> 00:27:43,745
‫- اول دفنش کنیم؟
‫- نه.

233
00:27:44,579 --> 00:27:46,623
‫- چرا نه؟
‫- چون اشتباه کرد.

234
00:27:47,499 --> 00:27:49,084
‫باید مسئولیتش رو قبول کنه.

235
00:27:50,293 --> 00:27:52,170
‫خاکسپاری مسیحی کار اشتباهیه.

236
00:27:54,673 --> 00:27:56,174
‫می‌تونیم بندازیمش توی دریا.

237
00:27:56,758 --> 00:27:59,844
‫توی نیروی دریایی همین کار رو می‌کنن،
‫مهم نیست طرف چقدر مسیحی باشه.

238
00:28:00,887 --> 00:28:02,389
‫آره.

239
00:28:02,722 --> 00:28:04,224
‫بیاین بندازیمش توی دریا.

240
00:28:06,768 --> 00:28:09,020
‫- به نظر من باید دفنش کنیم.
‫- بیاین رأی‌گیری کنیم.

241
00:28:10,271 --> 00:28:12,190
‫کیا با خاکسپاری نیروی دریایی موافقن؟

242
00:28:14,234 --> 00:28:15,735
‫آره.

243
00:28:16,111 --> 00:28:17,612
‫از دریا خوشش میاد.

244
00:28:17,737 --> 00:28:20,198
‫تصویب شد.
‫یه حمل چهارنفره‌ی ساده کافیه.

245
00:28:34,087 --> 00:28:35,839
‫چهارنفره چهار نفر می‌خواد.

246
00:28:47,225 --> 00:28:48,727
‫لعنتی‌ها.

247
00:28:54,858 --> 00:28:56,651
‫- و دوباره.
‫- زورمون نمی‌رسه.

248
00:28:56,943 --> 00:28:58,445
‫تو این‌طوری میگی.

249
00:28:59,571 --> 00:29:01,239
‫من میگم دفنش کنیم.

250
00:29:04,117 --> 00:29:05,618
‫یه راه سریع‌تر برای پایین رفتن هست.

251
00:29:09,080 --> 00:29:10,407
‫این قطعاً رسم نیروی دریایی نیست.

252
00:29:10,457 --> 00:29:12,292
‫- کمکم کن!
‫- یا مسیح.

253
00:29:16,254 --> 00:29:17,756
‫بس کنین!

254
00:29:18,923 --> 00:29:21,259
‫نه، نه!

255
00:29:26,139 --> 00:29:27,640
‫نه!

256
00:29:44,157 --> 00:29:46,326
‫مهمه آدم چیکار می‌کنه
‫و چطوری اون کار رو انجام میده.

257
00:29:47,660 --> 00:29:49,537
‫یه خلبان بهتر، یه مرد بهتر،

258
00:29:49,954 --> 00:29:51,790
‫همچین اشتباهی نمی‌کرد.

259
00:29:55,084 --> 00:29:56,586
‫در پناه مسیح.

260
00:29:57,337 --> 00:29:58,838
‫کسی که مُرد و حالا زنده‌ست.

261
00:29:59,339 --> 00:30:00,965
‫باشد که در پادشاهی تو رستگار شوند.

262
00:30:01,716 --> 00:30:03,468
‫جایی که تمام اشک‌هایمان پاک می‌شود.

263
00:30:04,677 --> 00:30:07,263
‫ما را دوباره در یک خانواده متحد کن.

264
00:30:08,181 --> 00:30:10,475
‫تا تو را ستایش کنیم.
‫برای همیشه و تا ابد.

265
00:30:12,393 --> 00:30:13,895
‫آمین.

266
00:30:15,730 --> 00:30:17,232
‫آمین.

267
00:30:19,317 --> 00:30:20,819
‫آمین.

268
00:31:12,412 --> 00:31:13,913
‫نگاه کن.

269
00:31:20,503 --> 00:31:22,005
‫نگاه کن. همه‌جا هستن.

270
00:31:22,755 --> 00:31:24,424
‫خیلی نزدیکی!

271
00:31:27,051 --> 00:31:28,553
‫وای، گرفتیش.

272
00:31:29,846 --> 00:31:32,390
‫نگاهش کن! یه گِل‌خورک گرفتی.

273
00:31:32,557 --> 00:31:34,058
‫می‌دونم!

274
00:31:34,350 --> 00:31:35,852
‫سلام!

275
00:31:36,436 --> 00:31:37,937
‫خیلی لزج به نظر میاد، نه؟!

276
00:31:42,817 --> 00:31:45,111
‫- این چیه؟
‫- نمی‌دونم.

277
00:32:17,435 --> 00:32:19,145
‫داره از توی درخت‌ها میاد.

278
00:32:20,897 --> 00:32:22,398
‫چیه؟

279
00:32:58,168 --> 00:33:08,168
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

280
00:33:43,938 --> 00:33:45,440
‫توجه کنین!

281
00:33:45,815 --> 00:33:47,316
‫توجه کنین!

282
00:33:48,359 --> 00:33:50,528
‫ما روی کوه بودیم. اون کوه.

283
00:33:52,113 --> 00:33:53,614
‫دور تا دورمون آب دیدیم.

284
00:33:53,698 --> 00:33:55,283
‫نه خونه‌ای، نه قایقی،

285
00:33:56,200 --> 00:33:57,785
‫نه دودی، نه رد پایی.

286
00:33:58,661 --> 00:34:01,080
‫ما توی یه جزیره‌ایم
‫و هیچ آدمی اینجا نیست.

287
00:34:02,165 --> 00:34:03,666
‫نه اینکه کاملاً هیچ‌کس نباشه.

288
00:34:05,835 --> 00:34:07,336
‫نه.

289
00:34:07,670 --> 00:34:09,172
‫ما خلبان رو دیدیم.

290
00:34:09,839 --> 00:34:10,915
‫مُرده بود.

291
00:34:10,965 --> 00:34:12,467
‫مُرده؟

292
00:34:12,592 --> 00:34:16,095
‫ممکنه بقیه کسایی که توی
‫اون قسمت هواپیما بودن هم، همون بالا باشن.

293
00:34:16,554 --> 00:34:18,723
‫ما تیکه‌هایی از هواپیما رو پیدا کردیم
‫و نمی‌تونیم مطمئن باشیم،

294
00:34:18,890 --> 00:34:22,351
‫ولی فکر می‌کنیم تمام کسایی که
‫توی کابین مسافرها نبودن،

295
00:34:22,518 --> 00:34:24,187
‫و اونم یعنی تمام بزرگترها...

296
00:34:25,980 --> 00:34:27,482
‫خب، همه‌شون مُردن.

297
00:34:29,525 --> 00:34:31,402
‫گوش بدین، گوش بدین!

298
00:34:33,404 --> 00:34:34,906
‫گوش بدین.

299
00:34:35,114 --> 00:34:36,616
‫گوش بدین!

300
00:34:37,617 --> 00:34:40,203
‫وقت حرف زدن وقتیه که
‫بیرون از جلسه باشین.

301
00:34:40,703 --> 00:34:42,663
‫وقتی جلسه در جریانه،
‫هیچ‌کس حرف نمی‌زنه.

302
00:34:42,955 --> 00:34:45,333
‫چقدر خسته‌کننده.
‫مثل کلاس یا پیش‌دبستانی.

303
00:34:45,500 --> 00:34:47,752
‫حالا وقتشه که ارتشم رو جمع کنم، رالف.

304
00:34:47,919 --> 00:34:49,420
‫اگه می‌خوایم یه خوک بگیریم،
‫باید همین الان بریم.

305
00:34:49,545 --> 00:34:51,756
‫دو تا تیله باهات شرط می‌بندم که
‫قبل از غروب آفتاب یه خوک می‌گیریم.

306
00:34:51,923 --> 00:34:53,633
‫یه لحظه صبر کنین!

307
00:34:53,800 --> 00:34:56,010
‫جک! یه لحظه صبر کن، لطفاً.

308
00:35:00,264 --> 00:35:02,058
‫واقعاً خوشم میاد وقتی میگی «لطفاً».

309
00:35:08,689 --> 00:35:11,275
‫شاید بهتر باشه هیچ‌کس حرف نزنه
‫مگه اینکه صدف حلزونی رو دستش گرفته باشه.

310
00:35:11,818 --> 00:35:13,019
‫صدف حلزونی چیه؟

311
00:35:13,069 --> 00:35:14,570
‫این چیزی که دستمه.

312
00:35:15,238 --> 00:35:16,739
‫پس من شروع می‌کنم.

313
00:35:17,698 --> 00:35:19,108
‫- چیزهای مهم غذا هستن...
‫- می‌خوایم بریم غذا بگیریم دیگه!

314
00:35:19,158 --> 00:35:20,660
‫- و سرپناه‌ها...
‫- زیر درخت‌ها می‌خوابیم!

315
00:35:20,743 --> 00:35:22,745
‫- و توالت‌ها.
‫- اون یه اردک سخنگوئه.

316
00:35:25,665 --> 00:35:27,033
‫- حرفش منطقیه!
‫- هیس!

317
00:35:27,083 --> 00:35:28,284
‫به حرف خوکی گوش بدین!

318
00:35:28,334 --> 00:35:31,212
‫پس فکر می‌کنم باید تقریباً همین الان
‫سه تا نقطه رو انتخاب کنیم.

319
00:35:32,130 --> 00:35:34,799
‫یک، توالت، که همه ازش استفاده کنن.

320
00:35:35,550 --> 00:35:37,051
‫حتی بچه‌کوچولوها.

321
00:35:37,718 --> 00:35:39,387
‫دو، جایی که آتیش علامت دادن باید باشه.

322
00:35:39,929 --> 00:35:41,764
‫و سه، جایی که کلبه‌ها رو می‌سازیم.

323
00:35:44,267 --> 00:35:45,768
‫صدف رو می‌خوای؟

324
00:35:46,102 --> 00:35:47,770
‫چرا داره میده به اون؟

325
00:35:55,653 --> 00:35:57,155
‫وقت برای این کارها داریم؟

326
00:35:57,238 --> 00:35:58,739
‫بیا کارها رو تقسیم کنیم.

327
00:35:58,823 --> 00:36:00,533
‫اگه می‌خوان حرف بزنن،
‫باید بهشون اجازه بدیم.

328
00:36:05,830 --> 00:36:07,832
‫اگه دلت می‌خواد در گوشم بگو.

329
00:36:15,006 --> 00:36:17,508
‫می‌خواد بدونه در مورد اون ماره
‫می‌خواین چیکار کنین.

330
00:36:23,472 --> 00:36:24,924
‫رالف!

331
00:36:24,974 --> 00:36:26,475
‫متأسفم. ببخشید.

332
00:36:28,269 --> 00:36:29,937
‫در مورد اون ماره برامون بگو.

333
00:36:33,858 --> 00:36:35,359
‫اون هیولائه.

334
00:36:37,361 --> 00:36:38,863
‫میگه یه هیولا بوده.

335
00:36:39,947 --> 00:36:41,149
‫هیولا؟

336
00:36:41,199 --> 00:36:43,910
‫یه مار گنده!
‫اون دیدتش. بهشون بگو.

337
00:36:45,036 --> 00:36:46,537
‫کجا؟

338
00:36:46,746 --> 00:36:48,247
‫توی جنگل.

339
00:36:48,623 --> 00:36:51,000
‫نه، هیچ هیولایی در کار نیست.
‫اینجا یه جزیره‌ست.

340
00:36:51,584 --> 00:36:53,628
‫هیولاها رو فقط میشه توی کشورهای بزرگی
‫مثل استرالیا پیدا کرد.

341
00:36:54,128 --> 00:36:55,630
‫نیازی نیست نگران باشین.

342
00:36:56,422 --> 00:36:57,924
‫من دیدمش.

343
00:37:03,346 --> 00:37:05,723
‫و امشب برمی‌گرده.

344
00:37:08,851 --> 00:37:10,353
‫چرا یکی باید همچین حرفی بزنه؟

345
00:37:12,396 --> 00:37:15,233
‫امکان نداره.
‫امکان نداره یه هیولا اینجا باشه.

346
00:37:26,410 --> 00:37:28,913
‫البته که رالف راست میگه.
‫هیولایی در کار نیست.

347
00:37:29,622 --> 00:37:31,749
‫ولی اگه باشه، بهتون قول میدم،

348
00:37:32,333 --> 00:37:35,002
‫شکارچی‌ها پیداش می‌کنن و می‌کشنش.

349
00:37:35,169 --> 00:37:36,329
‫آره!

350
00:37:36,379 --> 00:37:39,340
‫حالا می‌خوایم بریم خوک شکار کنیم
‫و برای همه گوشت بیاریم،

351
00:37:39,966 --> 00:37:41,759
‫و همه‌تون رو در امان نگه می‌داریم.

352
00:37:43,052 --> 00:37:44,462
‫پدر من توی نیروی دریاییه،

353
00:37:44,512 --> 00:37:47,765
‫و گفته هیچ جزیره‌ی ناشناخته‌ای باقی نمونده.

354
00:37:48,516 --> 00:37:51,310
‫میگه ملکه یه اتاق بزرگ پر از نقشه داره،

355
00:37:51,936 --> 00:37:54,605
‫و تمام جزیره‌های دنیا اونجا کشیده شدن.

356
00:37:55,815 --> 00:37:57,650
‫پس ملکه عکسی از این جزیره داره،

357
00:37:57,817 --> 00:38:01,570
‫و دیر یا زود، موقع گشتن این جزیره‌ها،
‫یه کشتی میاد اینجا.

358
00:38:01,904 --> 00:38:05,116
‫حتی ممکنه کشتی پدرم باشه.
‫پس حتماً نجات پیدا می‌کنیم.

359
00:38:05,283 --> 00:38:08,494
‫خب، امیدوارم حداقل یه هفته طول بکشه
‫تا بتونیم اولش یه‌کم خوش بگذرونیم.

360
00:38:08,661 --> 00:38:10,871
‫خوش‌گذرونی لازمه،
‫ولی بیاین خودمون رو تقسیم کنیم.

361
00:38:11,038 --> 00:38:13,457
‫برای ساختن یه آتیش علامت دادن
‫به یه گروه نیاز داریم،

362
00:38:13,624 --> 00:38:15,376
‫که پیشنهاد می‌کنم بالای کوه باشه.

363
00:38:15,793 --> 00:38:17,503
‫شکارچی‌ها بهترین آتیش رو درست می‌کنن.

364
00:38:17,670 --> 00:38:19,338
‫یالا! دنبالم بیاین.

365
00:38:20,840 --> 00:38:23,009
‫نه، نه، ببینین،
‫به گروه‌های دیگه‌ای هم نیاز داریم

366
00:38:23,175 --> 00:38:26,012
‫تا سرپناه و مستراح بسازن و...

367
00:38:26,178 --> 00:38:27,763
‫شکار خوک!

368
00:38:31,517 --> 00:38:33,019
‫بچه‌ها.

369
00:39:03,299 --> 00:39:05,593
‫«ملکه عکسی از این جزیره داره.»

370
00:39:08,220 --> 00:39:10,306
‫روی دیوار بالای توالتش.

371
00:39:11,682 --> 00:39:15,102
‫شب و روز بهش خیره میشه.

372
00:39:19,190 --> 00:39:20,983
‫♪ هورا برای کاپیتان اسپالدینگ! ♪

373
00:39:22,276 --> 00:39:24,236
‫♪ کاوشگر آفریقا! ♪

374
00:39:24,695 --> 00:39:26,364
‫♪ کسی منو سنورر صدا زد؟ ♪

375
00:39:27,573 --> 00:39:30,534
‫♪ برای اسمش شهرت ابدی آورد ♪

376
00:39:31,410 --> 00:39:33,329
‫♪ و برای همینه که ما میگیم ♪

377
00:39:34,330 --> 00:39:35,831
‫♪ هورا ♪

378
00:39:36,165 --> 00:39:37,625
‫♪ هورا ♪

379
00:39:37,958 --> 00:39:39,418
‫♪ هورا ♪

380
00:40:35,307 --> 00:40:36,809
‫یالا.

381
00:40:44,942 --> 00:40:46,444
‫یالا.

382
00:40:53,826 --> 00:40:55,327
‫چرا این کار رو کردی؟

383
00:40:56,078 --> 00:40:57,830
‫- چیکار کردم؟
‫- گذاشتی فرار کنه.

384
00:40:57,997 --> 00:40:59,498
‫باید نزدیک می‌شدی.

385
00:41:01,792 --> 00:41:03,419
‫خوک توی پیچک‌ها گیر کرده بود.

386
00:41:04,628 --> 00:41:05,996
‫فقط ترسیدی، همین.

387
00:41:06,046 --> 00:41:07,840
‫ولی نگران نباش.
‫بازم پیدا می‌کنیم.

388
00:41:08,090 --> 00:41:09,592
‫حرفتو پس بگیر.

389
00:41:11,969 --> 00:41:14,096
‫- چی رو پس بگیرم؟
‫- من نترسیدم.

390
00:41:17,266 --> 00:41:18,767
‫داشتم یه جایی رو انتخاب می‌کردم.

391
00:41:19,101 --> 00:41:21,812
‫منتظر یه فرصت بودم
‫تا تصمیم بگیرم کجاش ضربه بزنم.

392
00:41:23,272 --> 00:41:24,473
‫داشتی این کار رو می‌کردی؟

393
00:41:24,523 --> 00:41:26,108
‫داشتم سعی می‌کردم گلوش رو پیدا کنم.

394
00:41:26,275 --> 00:41:27,776
‫گلوی خوک رو می‌بُری
‫تا خونش بیاد بیرون.

395
00:41:27,860 --> 00:41:30,237
‫- مطمئن نیستم درست باشه.
‫- وگرنه نمی‌تونی گوشتش رو بخوری.

396
00:41:30,404 --> 00:41:31,906
‫برای همین نیاز داشتم بهش نزدیک بشی.

397
00:41:32,114 --> 00:41:34,408
‫- ولی نشدی.
‫- پس تقصیر منه؟

398
00:41:34,575 --> 00:41:36,702
‫- معلومه که هست.
‫- دروغگو!

399
00:41:37,870 --> 00:41:38,946
‫اونم پس بگیر.

400
00:41:38,996 --> 00:41:41,499
‫فکر می‌کردم یه شکارچی هستی.
‫اون بچه‌کوچولوها به اون گوشت نیاز دارن.

401
00:41:41,665 --> 00:41:42,867
‫من یه شکارچی‌ام.

402
00:41:42,917 --> 00:41:46,504
‫- فکر می‌کنی اون شکار بود؟
‫- داشتم شکار می‌کردم، و تو گند زدی بهش.

403
00:41:49,131 --> 00:41:50,925
‫اصلاً پدرت جاسوسه؟

404
00:41:54,553 --> 00:41:57,306
‫داشتی همینو می‌رسوندی، نه؟

405
00:41:57,932 --> 00:41:59,433
‫با اون حرف‌های گنده‌ت.

406
00:42:00,643 --> 00:42:02,144
‫«من یه شکارچی‌ام.»

407
00:42:02,645 --> 00:42:04,730
‫«پدرم جاسوسه.»

408
00:42:05,940 --> 00:42:08,359
‫حرف‌های خیلی گنده.

409
00:42:25,960 --> 00:42:27,461
‫دیگه ازت خوشش نمیاد،

410
00:42:27,628 --> 00:42:29,129
‫بعد از یه مدت که باهات بگذرونه.

411
00:42:29,588 --> 00:42:31,090
‫رالف عزیزت.

412
00:42:32,508 --> 00:42:35,719
‫پاچه‌خوارهایی مثل تو رو
‫همیشه چند روزی تحویل می‌گیرن.

413
00:42:36,095 --> 00:42:37,930
‫بعدش میرن روی اعصاب.

414
00:42:49,733 --> 00:42:51,235
‫به کسی نمیگم...

415
00:42:52,111 --> 00:42:53,612
‫در مورد خوک.

416
00:42:54,780 --> 00:42:56,282
‫بهت قول میدم.

417
00:42:57,449 --> 00:42:58,817
‫نباید در مورد پدرت
‫اون حرف رو می‌زدم.

418
00:42:58,867 --> 00:43:01,745
‫به کسی نمیگی چون تقصیر خودت بود.

419
00:43:04,623 --> 00:43:07,418
‫خوکی‌ای که از بچه خوک‌ها می‌ترسه.

420
00:43:08,836 --> 00:43:10,337
‫رقت‌انگیزه.

421
00:43:12,590 --> 00:43:15,009
‫حالا بهتره بریم هیزم جمع کنیم.

422
00:43:15,593 --> 00:43:17,094
‫فکر نمی‌کنی؟

423
00:43:17,177 --> 00:43:21,265
‫آسمون داره تاریک میشه
‫و هیولا همین نزدیکی‌هاست.

424
00:43:58,969 --> 00:44:00,512
‫♪ کاپیتان آدمِ بااصولیه ♪

425
00:44:01,430 --> 00:44:03,223
‫♪ بعضی وقت‌ها کار باهاش سخت میشه ♪

426
00:44:04,725 --> 00:44:06,727
‫♪ می‌خوام روی این حقیقت خیلی تأکید کنم. ♪

427
00:44:07,436 --> 00:44:11,265
‫♪ من هیچ‌وقت نمی‌نوشم ♪
‫♪ مگه اینکه یکی دیگه پولشو بده ♪

428
00:44:11,315 --> 00:44:14,068
‫- یک، دو، یک، دو. یک، دو.
‫- سلام.

429
00:44:14,777 --> 00:44:16,278
‫- این یه...
‫- خوب نیست؟

430
00:44:16,403 --> 00:44:18,989
‫کاملاً پوسیده‌ست،
‫ولی حسابی می‌سوزه.

431
00:44:19,156 --> 00:44:21,575
‫دیوونه. اون پایین
‫پر از چوب‌های به دردنخوره.

432
00:44:21,742 --> 00:44:23,243
‫از این طرف آسون‌تره.

433
00:44:23,619 --> 00:44:24,737
‫چی؟

434
00:44:24,787 --> 00:44:26,914
‫بالا اومدن از این طرف آسون‌تر از...

435
00:44:27,331 --> 00:44:28,999
‫از اون طرف،
‫جایی که خلبان رو پیدا کردیم.

436
00:44:31,335 --> 00:44:32,453
‫کمک کنین!

437
00:44:32,503 --> 00:44:34,004
‫چی داشتی می‌خوندی؟

438
00:44:34,588 --> 00:44:36,423
‫- چی؟
‫- قبل از اینکه دوقلوها برسن.

439
00:44:36,799 --> 00:44:38,300
‫داشتم گوش می‌دادم.

440
00:44:39,093 --> 00:44:40,594
‫چرا سلام نکردی؟

441
00:44:40,844 --> 00:44:43,514
‫خب، فکر کردم اگه سلام کنم دیگه نمی‌خونی.

442
00:44:44,807 --> 00:44:46,308
‫گروچو مارکسه.

443
00:44:47,643 --> 00:44:50,562
‫آقای هندرسون،
‫که به مغازه‌ی خاله‌م رسیدگی می‌کنه،

444
00:44:51,730 --> 00:44:53,232
‫اون بهم یادش داد.

445
00:44:54,441 --> 00:44:56,402
‫دلت براش تنگ شده؟ برای خونه؟

446
00:44:58,612 --> 00:45:00,114
‫معلومه که تنگ شده.

447
00:45:00,989 --> 00:45:02,491
‫تو چی؟

448
00:45:03,742 --> 00:45:05,244
‫برای خونه نه.

449
00:45:05,744 --> 00:45:07,413
‫من فقط برای تعطیلات طولانی می‌رفتم خونه.

450
00:45:08,122 --> 00:45:10,499
‫تنهایی خیلی راحتم. جک هم همینطور.

451
00:45:11,458 --> 00:45:13,961
‫کریسمس رو با هم جشن می‌گرفتیم،
‫ما و سرپرست خوابگاه.

452
00:45:15,379 --> 00:45:16,922
‫ژامبون سرد، هویج،

453
00:45:18,006 --> 00:45:19,508
‫کلم بروکسل، سیب‌زمینی آب‌پز.

454
00:45:19,717 --> 00:45:22,010
‫خاله جون توی کریسمس
‫سفره‌ی خوبی پهن می‌کرد.

455
00:45:23,637 --> 00:45:25,139
‫بهم یاد میدی؟

456
00:45:25,806 --> 00:45:27,307
‫آهنگ رو؟

457
00:45:27,599 --> 00:45:29,643
‫- آهنگ احمقانه‌ایه.
‫- می‌دونم.

458
00:45:30,102 --> 00:45:31,645
‫شنیدمش. خوشم اومد.

459
00:45:35,107 --> 00:45:38,318
‫♪ هورا برای کاپیتان اسپالدینگ! ♪
‫♪ کاوشگر آفریقا! ♪

460
00:45:42,906 --> 00:45:44,491
‫♪ اون برای اسمش شهرت ابدی آورد ♪

461
00:45:44,658 --> 00:45:49,246
‫♪ و برای همینه که ما میگیم ♪
‫♪ هورا، هورا، هورا ♪

462
00:45:49,371 --> 00:45:50,914
‫♪ اون برای اسمش شهرت ابدی آورد ♪

463
00:45:51,081 --> 00:45:55,169
‫♪ و برای همینه که ما میگیم ♪
‫♪ هورا، هورا، هورا ♪

464
00:45:55,502 --> 00:45:59,173
‫♪ اون رفت توی جنگل، ♪
‫♪ جایی که تمام میمون‌ها آجیل پرت می‌کنن ♪

465
00:46:02,301 --> 00:46:05,304
‫♪ اگه اینجا بمونم، دیوونه میشم! ♪
‫♪ هورا، هورا، هورا ♪

466
00:46:05,679 --> 00:46:07,139
‫♪ هورا، هورا، هورا ♪

467
00:46:07,389 --> 00:46:08,891
‫♪ هورا، هورا، هورا ♪

468
00:46:09,141 --> 00:46:10,684
‫♪ هورا، هورا، هورا ♪

469
00:46:10,976 --> 00:46:12,436
‫♪ هورا، هورا، هورا ♪

470
00:46:12,728 --> 00:46:15,773
‫♪ هورا، هورا، هورا ♪

471
00:46:45,886 --> 00:46:47,596
‫می‌تونی صخره‌ی مرجانی رو ببینی؟

472
00:46:50,724 --> 00:46:52,226
‫آره.

473
00:46:52,309 --> 00:46:56,230
‫شبیه یه غوله که خم شده
‫تا با گچ دور جزیره خط بکشه.

474
00:46:57,773 --> 00:46:59,858
‫«اوه، نه. دیگه بس می‌کنم.»

475
00:47:00,692 --> 00:47:02,611
‫«توی دریا دراز می‌کشم.»

476
00:47:07,616 --> 00:47:09,284
‫هیچ خشکی دیگه‌ای نمی‌بینم.

477
00:47:10,285 --> 00:47:11,912
‫بیرون از انگلیس نمی‌تونی ببینی
‫مگه اینکه نور مناسب باشه،

478
00:47:12,579 --> 00:47:14,289
‫و فرانسه هم اون‌قدرها دور نیست.

479
00:47:16,458 --> 00:47:17,960
‫کمکم کن!

480
00:47:18,961 --> 00:47:20,462
‫سریع انجامش بده!

481
00:47:21,129 --> 00:47:23,507
‫سرپناه و توالت.
‫این چیزی بود که گفتی، مگه نه؟

482
00:47:23,882 --> 00:47:25,384
‫و یه منبع برای آب،

483
00:47:25,717 --> 00:47:27,636
‫که هیچ‌کس حق نداره
‫برای توالت ازش استفاده کنه.

484
00:47:27,845 --> 00:47:29,972
‫چون اون بچه‌کوچولوها
‫هر جایی کارشون رو می‌کنن،

485
00:47:30,556 --> 00:47:32,266
‫و نباید چیزی رو که می‌خوریم کثیف کنیم.

486
00:47:35,519 --> 00:47:37,020
‫بندازش!

487
00:47:38,313 --> 00:47:40,023
‫می‌خوام رئیس خوبی باشم.

488
00:47:45,529 --> 00:47:47,239
‫اسم واقعیت چیه؟

489
00:47:48,907 --> 00:47:50,409
‫نیکولاس.

490
00:47:50,742 --> 00:47:52,244
‫خاله جونم بهم میگه نیکی.

491
00:47:52,744 --> 00:47:54,246
‫بهت میاد.

492
00:47:54,705 --> 00:47:56,498
‫سنت نیکولاس، هدیه‌دهنده.

493
00:47:57,416 --> 00:48:01,169
‫و قدیس حامی ملوان‌ها و دزدهای توبه‌کار.

494
00:48:03,130 --> 00:48:05,841
‫خاله جون اینو نمی‌دونه،
‫ولی من در موردش خوندم.

495
00:48:07,134 --> 00:48:11,722
‫راست، چپ، راست، چپ، راست!

496
00:48:12,180 --> 00:48:15,392
‫چپ، راست، چپ، راست.

497
00:48:15,642 --> 00:48:17,269
‫مطمئن نیستم به این‌همه چوب
‫نیاز داشته باشیم.

498
00:48:17,603 --> 00:48:19,104
‫بذار امشب یه آتیش بزرگ داشته باشن.

499
00:48:19,187 --> 00:48:20,689
‫باعث میشه همه حس بهتری پیدا کنن.

500
00:48:20,731 --> 00:48:23,525
‫بکش! بکش! بکش!

501
00:48:23,692 --> 00:48:25,193
‫هو!

502
00:48:26,403 --> 00:48:28,572
‫بکش، بکش، هو!

503
00:48:32,200 --> 00:48:35,120
‫و... چوب‌ریزه!

504
00:48:37,706 --> 00:48:39,249
‫رئیس، بیا،

505
00:48:39,875 --> 00:48:41,376
‫آتیش رو روشن کن!

506
00:48:42,461 --> 00:48:44,004
‫این خیلی چوبه.

507
00:48:44,171 --> 00:48:45,497
‫همه‌ش پوسیده‌ست.

508
00:48:45,547 --> 00:48:47,049
‫کسی کبریت داره؟

509
00:48:47,674 --> 00:48:49,301
‫کی کبریت داره؟

510
00:48:53,138 --> 00:48:54,640
‫اگه چوب‌ها رو به هم بمالیم...

511
00:48:54,848 --> 00:48:57,476
‫یه کمان درست می‌کنی
‫و بعد تیر رو می‌چرخونی.

512
00:48:58,018 --> 00:49:00,812
‫- چطوری کار می‌کنه؟
‫- مطمئن نیستم. توی یه مجله کمیک دیدمش.

513
00:49:02,272 --> 00:49:04,316
‫سنگ چخماق. کسی سنگ چخماق داره؟

514
00:49:05,400 --> 00:49:07,027
‫نه، ندارم.

515
00:49:09,112 --> 00:49:10,614
‫عینک خوکی.

516
00:49:11,949 --> 00:49:13,275
‫چی؟

517
00:49:13,325 --> 00:49:15,452
‫آره، خودشه. عینک خوکی.

518
00:49:15,786 --> 00:49:17,788
‫مثل وقتایی که
‫زنگ تفریح مورچه‌ها رو می‌کشتیم.

519
00:49:18,497 --> 00:49:20,207
‫«سوزوندن مورچه‌ها خیلی چرته»

520
00:49:20,374 --> 00:49:22,417
‫«چون اون‌طوری که باید جیغ نمی‌کشن.»

521
00:49:22,584 --> 00:49:25,170
‫نه، نه، من بدون اونا نمی‌تونم ببینم!

522
00:49:27,339 --> 00:49:28,415
‫نه...

523
00:49:28,465 --> 00:49:29,541
‫- خوکی.
‫- نه!

524
00:49:29,591 --> 00:49:32,386
‫- عینکت.
‫- مراقب باش! بهش نیاز دارم.

525
00:49:32,552 --> 00:49:34,054
‫یالا دیگه، مرد باش.

526
00:49:39,559 --> 00:49:41,061
‫نه!

527
00:49:41,520 --> 00:49:43,021
‫رالف!

528
00:50:07,421 --> 00:50:08,922
‫آره! تونستی!

529
00:50:09,047 --> 00:50:10,799
‫آره! آره، رالف.

530
00:50:12,926 --> 00:50:14,845
‫کی فکرش رو می‌کرد که
‫سوزوندن مورچه‌ها بعد از زنگ تفریح

531
00:50:15,012 --> 00:50:17,139
‫یه همچین تمرین مفیدی بشه؟

532
00:50:22,269 --> 00:50:23,812
‫داره سریع می‌گیره.

533
00:50:33,905 --> 00:50:36,033
‫- داره سریع پخش میشه.
‫- واقعاً داره گرما میده.

534
00:50:37,409 --> 00:50:39,536
‫چون تمام چوب‌ها خشک و پوسیده‌ان.

535
00:50:39,703 --> 00:50:41,204
‫چیز معرکه‌ایه.

536
00:50:43,206 --> 00:50:45,208
‫رالف. اگه اجازه بدی، رئیس،

537
00:50:45,584 --> 00:50:47,502
‫شکارچی‌ها مسئول آتیش هم میشن.

538
00:50:48,003 --> 00:50:49,755
‫ما مسئولیت آتیش علامت دادن رو
‫به عهده می‌گیریم.

539
00:50:50,172 --> 00:50:52,215
‫فکر می‌کنی می‌تونین
‫هم به شکار برسین هم به آتیش؟

540
00:50:52,632 --> 00:50:54,134
‫ناامیدت نمی‌کنیم، رئیس.

541
00:50:57,929 --> 00:50:59,431
‫موفق شدیم!

542
00:51:04,936 --> 00:51:06,263
‫داره بزرگ میشه.

543
00:51:06,313 --> 00:51:07,556
‫حتماً به‌خاطر هواست.

544
00:51:07,606 --> 00:51:10,358
‫به‌خاطر چوب‌هاست!
‫به‌خاطر چوب‌های پوسیده‌ست.

545
00:51:19,826 --> 00:51:21,620
‫برین عقب!

546
00:51:26,666 --> 00:51:28,251
‫حسابی گند زدین.

547
00:51:28,418 --> 00:51:29,961
‫علامت داره بزرگتر میشه، همین.

548
00:51:30,504 --> 00:51:32,506
‫درخت‌ها خیلی نزدیک‌ان. پخش میشه.

549
00:51:32,672 --> 00:51:34,341
‫خیلی پخش نمیشه.

550
00:51:37,469 --> 00:51:38,970
‫افتاده به جون درخت‌ها!

551
00:51:39,262 --> 00:51:41,473
‫- اریک، مراقب باش!
‫- سم!

552
00:51:43,934 --> 00:51:45,435
‫چیکار کنیم؟

553
00:51:45,519 --> 00:51:47,562
‫- کجا داری میری؟
‫- برو عقب!

554
00:51:51,441 --> 00:51:53,318
‫- فرار کنین! داره پخش میشه!
‫- می‌تونیم متوقفش کنیم؟

555
00:51:53,485 --> 00:51:56,905
‫آتش‌بُر. توی آتش‌سوزی بزرگ لندن
‫آتش‌بُر درست کردن.

556
00:51:59,449 --> 00:52:01,076
‫باید این درخت‌ها رو قطع کنیم
‫تا متوقفش کنیم.

557
00:52:01,409 --> 00:52:02,911
‫با چی قطعشون کنیم؟

558
00:52:04,079 --> 00:52:05,530
‫برین! برین!

559
00:52:05,580 --> 00:52:07,582
‫برین پایین کوه! زود باشین!

560
00:52:25,809 --> 00:52:26,885
‫بچه‌کوچولوها کجان؟

561
00:52:26,935 --> 00:52:28,937
‫حسابی کلافه و گرمشون بود.
‫بیشترشون دراز کشیده بودن.

562
00:52:29,938 --> 00:52:31,439
‫توی سایه‌ی درخت‌ها.

563
00:52:32,649 --> 00:52:34,151
‫عجله کنین!

564
00:54:05,158 --> 00:54:06,660
‫همین‌جا بمون.

565
00:54:08,245 --> 00:54:10,121
‫کاری که بهت گفتن رو بکن
‫و دقیقاً همین‌جا بمون!

566
00:54:12,415 --> 00:54:13,783
‫همه‌شون خوابن.

567
00:54:13,833 --> 00:54:16,962
‫نمی‌دونم چرا بیدارشون نمی‌کنه.
‫همه‌شون خوابن!

568
00:54:23,760 --> 00:54:25,262
‫کمک!

569
00:55:07,512 --> 00:55:09,014
‫یالا!

570
00:55:33,997 --> 00:55:35,498
‫یالا!

571
00:55:35,874 --> 00:55:37,375
‫بیدار بشین!

572
00:55:38,626 --> 00:55:40,253
‫بیدار بشین!

573
00:55:41,338 --> 00:55:42,839
‫همه رو بیارین اینجا.

574
00:56:17,916 --> 00:56:19,417
‫جاسپر!

575
00:56:29,344 --> 00:56:31,304
‫ببین، آتش‌بُرت رو داری.

576
00:56:32,389 --> 00:56:33,465
‫چی؟

577
00:56:33,515 --> 00:56:36,434
‫اون نصفه‌ی جزیره.
‫اون طرف، آتیش نگرفته.

578
00:56:36,601 --> 00:56:38,686
‫- هنوز.
‫- نمی‌گیره. مطمئنم.

579
00:56:38,853 --> 00:56:40,355
‫صخره‌ها سر راهن.

580
00:56:42,065 --> 00:56:43,566
‫من...

581
00:56:45,944 --> 00:56:48,071
‫گفتی لیست حضور غیاب درست کنم،
‫ولی نکردم.

582
00:56:48,655 --> 00:56:50,156
‫مطمئن نیستی همه‌شون اینجان؟

583
00:56:50,824 --> 00:56:52,575
‫بیشترشون. فکر کنم.

584
00:56:53,034 --> 00:56:54,994
‫- دارم از روی ظاهر یادم میاد.
‫- کی رو نداریم؟

585
00:57:02,460 --> 00:57:03,787
‫کی رو نداریم؟!

586
00:57:03,837 --> 00:57:07,090
‫اون بچه‌کوچولو که ماه‌گرفتگی داشت
‫و در مورد هیولا حرف زد.

587
00:57:25,442 --> 00:57:28,611
‫کسی اون بچه‌کوچولو رو که
‫روی صورتش ماه‌گرفتگی داشت ندیده؟

588
00:57:33,450 --> 00:57:34,951
‫هیچ اثری ازش نیست.

589
00:57:36,077 --> 00:57:39,080
‫کسی اون بچه‌کوچولو رو که
‫روی صورتش ماه‌گرفتگی داشت ندیده؟

590
00:57:41,080 --> 00:57:51,080
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M