1
00:03:10,481 --> 00:03:11,983
‫جک.

2
00:03:14,986 --> 00:03:16,487
‫جک، چیزی دیدی؟

3
00:03:29,083 --> 00:03:30,585
‫جک.

4
00:03:30,752 --> 00:03:32,336
‫اگه قرار نیست چیزی پیدا کنیم،
‫باید برگردیم.

5
00:03:32,503 --> 00:03:34,005
‫خفه شو، موریس!

6
00:03:35,882 --> 00:03:37,083
‫اون چی بود؟

7
00:03:37,133 --> 00:03:39,343
‫پدرم میگه تلاطم چیزی نیست که ازش بترسیم.

8
00:03:44,140 --> 00:03:47,101
‫هواست. یه جور شکاف توی هوا.

9
00:03:48,978 --> 00:03:50,480
‫هیچ معنی خاصی نداره.

10
00:04:39,070 --> 00:04:40,571
‫نیزه‌ت!

11
00:04:57,755 --> 00:05:00,049
‫- دفعه‌ی بعد، ساکت بمون.
‫- آره. متأسفم.

12
00:05:08,224 --> 00:05:10,142
‫تشنمه. بیا بقیه‌ رو پیدا کنیم.

13
00:05:11,936 --> 00:05:13,562
‫[ارباب مگس‌ها]

14
00:05:14,230 --> 00:05:16,732
‫[قسمت دوم]
‫[جک]

15
00:05:26,575 --> 00:05:30,288
‫بلوط تلاپ افتاد روی سر جوجه،

16
00:05:30,454 --> 00:05:33,082
‫و چیکن لیکن بلند فریاد زد،

17
00:05:33,249 --> 00:05:35,251
‫«آسمون داره میاد پایین!»

18
00:05:35,626 --> 00:05:38,462
‫و هر جا که می‌تونست داد زد.

19
00:05:39,255 --> 00:05:40,798
‫و بعد رعدوبرق شد.

20
00:05:42,842 --> 00:05:44,885
‫همه‌ی جوجه‌های دیگه فرار کردن.

21
00:05:46,345 --> 00:05:47,888
‫و چیکن لیکن تکرار کرد،

22
00:05:48,514 --> 00:05:50,016
‫«آسمون داره میاد پایین!»

23
00:05:50,850 --> 00:05:53,561
‫ولی کسی به حرف چیکن لیکن گوش داد؟

24
00:05:55,771 --> 00:05:57,273
‫نه.

25
00:05:58,232 --> 00:05:59,734
‫- باید گوش می‌دادن؟
‫- آره!

26
00:06:00,735 --> 00:06:02,236
‫شاید.

27
00:06:08,284 --> 00:06:10,244
‫اینجا اومدی که کمک کنی؟

28
00:06:14,915 --> 00:06:16,417
‫اومدم اینجا شنا کنم.

29
00:06:16,792 --> 00:06:18,294
‫کمک می‌کنی؟

30
00:06:18,502 --> 00:06:20,004
‫ببینیم مقاومت داره یا نه؟

31
00:06:26,761 --> 00:06:28,045
‫باید بهتر ببندیش.

32
00:06:28,095 --> 00:06:29,597
‫ممنون از این بینشت.

33
00:06:29,847 --> 00:06:31,348
‫انتظار نداری که من کمک کنم؟

34
00:06:31,724 --> 00:06:33,517
‫من شکارچی‌ام.
‫سازنده داری.

35
00:06:36,437 --> 00:06:37,722
‫یه جلسه تشکیل بده.

36
00:06:37,772 --> 00:06:39,732
‫میدم. میدم.
‫توی صدف فوت می‌کنم

37
00:06:39,899 --> 00:06:42,026
‫و همه بدو بدو میان چون عاشق جلسه‌ان.

38
00:06:42,193 --> 00:06:44,487
‫و همه خیلی جدی میشن
‫و از صدف اطاعت می‌کنن.

39
00:06:44,653 --> 00:06:46,781
‫و بعد یکی میگه باید یه جت بسازیم

40
00:06:46,947 --> 00:06:48,449
‫یا یه زیردریایی، یا یه تلویزیون.

41
00:06:48,783 --> 00:06:49,859
‫تلویزیون رو خیلی دوست دارم.

42
00:06:49,909 --> 00:06:51,152
‫و بعد، وقتی جلسه تموم بشه،

43
00:06:51,202 --> 00:06:52,995
‫همه پر از اشتیاق میشن

44
00:06:53,162 --> 00:06:56,624
‫و حداقل پنج دقیقه کار می‌کنن،
‫قبل از اینکه برن ولگردی یا شکار.

45
00:06:56,791 --> 00:06:58,375
‫منم شکارچی‌هایی که لازم دارم رو ندارم.

46
00:06:58,667 --> 00:07:00,169
‫ولی داریم همه‌ش بهش نزدیکتر میشیم.

47
00:07:00,294 --> 00:07:01,620
‫- اگه چند نفر دیگه داشتیم...
‫- اینو نمی‌دونستم.

48
00:07:01,670 --> 00:07:03,923
‫همه‌ش دارین نزدیکتر میشین؟
‫خیلی عالیه!

49
00:07:04,757 --> 00:07:07,551
‫به این چی میگی؟
‫این که نزدیکتر شدن نیست!

50
00:07:07,718 --> 00:07:09,220
‫صبر کن، ما خیلی سخت کار کردیم!

51
00:07:09,345 --> 00:07:10,846
‫ما هم همین‌طور، رالف.

52
00:07:16,727 --> 00:07:18,229
‫بیا با من آب‌تنی کن.

53
00:07:18,312 --> 00:07:19,814
‫وقتی آب‌تنی می‌کنیم همه‌چی بهتر میشه.

54
00:07:22,316 --> 00:07:23,818
‫تا آب مسابقه بدیم.

55
00:07:27,613 --> 00:07:30,616
‫پنج، چهار...

56
00:07:31,909 --> 00:07:33,410
‫سه...

57
00:07:34,245 --> 00:07:35,913
‫- دو!
‫- نه، این منصفانه نیست!

58
00:07:37,665 --> 00:07:39,166
‫صبر کن! هی!

59
00:07:59,812 --> 00:08:02,106
‫- من بردم!
‫- اصلاً هم نبردی.

60
00:08:02,523 --> 00:08:04,066
‫موریس، کی برد؟

61
00:08:04,483 --> 00:08:07,695
‫دقیق ندیدم، ولی میگم تو، جک.

62
00:08:07,861 --> 00:08:10,114
‫چی؟ ولی...

63
00:08:28,757 --> 00:08:30,634
‫باید برای نیزه‌هامون یه نوک تیز بسازم.

64
00:08:31,176 --> 00:08:32,678
‫یه خوک رو زخمی کردیم.

65
00:08:33,053 --> 00:08:35,681
‫اگه فقط از چوب استفاده نمی‌کردیم،
‫حتماً زخمش کاری می‌شد.

66
00:08:36,432 --> 00:08:38,517
‫- می‌تونی یه سنگ رو تیز کنی؟
‫- اون‌قدرها خوب جواب نمیده.

67
00:08:42,021 --> 00:08:43,522
‫یه چیزی شکار می‌کنم.

68
00:08:44,440 --> 00:08:46,859
‫آتیش علامت رو روشن نگه می‌دارم
‫و میرم یه چیزی شکار کنم.

69
00:08:47,401 --> 00:08:49,194
‫و بعد همه گوشت می‌خورن
‫و خوشحال میشن.

70
00:08:52,823 --> 00:08:54,325
‫متوجه شدی، نه؟

71
00:08:55,284 --> 00:08:56,869
‫بچه‌کوچولوها چقدر می‌ترسن؟

72
00:08:57,870 --> 00:08:59,371
‫شب‌ها بیدار موندی؟

73
00:09:00,247 --> 00:09:03,709
‫حرف می‌زنن و خواب می‌بینن
‫و جیغ می‌کشن، انگار که...

74
00:09:03,876 --> 00:09:05,377
‫انگار که این جزیره‌ی خوبی نیست.

75
00:09:08,756 --> 00:09:12,176
‫یادتون میاد. اون... هیولا، اون مار.

76
00:09:12,718 --> 00:09:15,512
‫فقط اون بچه‌های دیوونه رو یادمه. همین.

77
00:09:17,264 --> 00:09:18,766
‫حسش نمی‌کنی، جک؟

78
00:09:20,559 --> 00:09:22,061
‫وقتی توی جنگلی؟

79
00:09:24,897 --> 00:09:26,398
‫وقتی تنهایی؟

80
00:09:29,818 --> 00:09:31,320
‫یه چیزی...

81
00:09:32,404 --> 00:09:33,906
‫پشت سرته؟

82
00:09:38,786 --> 00:09:40,287
‫بهترین کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که پناهگاه‌ها رو تموم کنیم.

83
00:09:40,621 --> 00:09:42,623
‫بهترین کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که نجات پیدا کنیم. آتیش...

84
00:09:42,790 --> 00:09:44,917
‫آره، آره. با هر دوتاتون موافقم.

85
00:09:45,876 --> 00:09:47,711
‫هرچند دلم می‌خواد اول یه خوک شکار کنم.

86
00:09:48,921 --> 00:09:50,422
‫جدی میگم!

87
00:09:52,549 --> 00:09:54,760
‫عضو فوق‌العاده‌ای برای تیممون میشی، رالف.

88
00:09:54,927 --> 00:09:56,428
‫میشه تو رو با سایمون عوض کنیم؟

89
00:09:57,054 --> 00:09:59,014
‫چون به نظر میاد
‫کلاً وظایفش رو فراموش کرده.

90
00:09:59,181 --> 00:10:01,308
‫من و سایمون تنها کسایی هستیم
‫که پناهگاه می‌سازیم.

91
00:10:01,475 --> 00:10:02,976
‫اون می‌تونه اینجا بمونه.

92
00:10:03,018 --> 00:10:05,020
‫و تو می‌تونی با من بیای
‫بچه‌خوک‌ها رو پیدا کنیم.

93
00:10:06,271 --> 00:10:08,690
‫رئیس باید به‌خاطر بچه‌کوچولوها اینجا باشه.

94
00:10:09,566 --> 00:10:11,068
‫داریم جلسه می‌ذاریم؟

95
00:10:11,401 --> 00:10:13,070
‫ندیدم که اینجا باشی، جک.

96
00:10:13,737 --> 00:10:17,241
‫بچه‌کوچولوها از حوضچه‌ی جزرومد
‫برای دستشویی استفاده نمی‌کنن.

97
00:10:17,658 --> 00:10:20,077
‫بهشون یه جور دیگه میگم،
‫بعد میگن باشه، ولی بعدش...

98
00:10:20,244 --> 00:10:21,954
‫میشه توی جلسه‌ی بعدی
‫در مورد همه‌ش حرف بزنیم؟

99
00:10:24,873 --> 00:10:26,625
‫فکر کردم این یه جلسه‌ست،

100
00:10:26,792 --> 00:10:28,293
‫پیش‌جلسه.

101
00:10:29,378 --> 00:10:31,839
‫نه اینکه ما رهبر باشیم،
‫ولی خب یه‌جورایی...

102
00:10:32,840 --> 00:10:35,342
‫خب، هسته‌ی مرکزی رهبرهاییم، مگه نه؟

103
00:10:37,219 --> 00:10:38,720
‫نه.

104
00:11:54,254 --> 00:11:56,048
‫نگاه کن! درست همون‌جا.

105
00:11:56,757 --> 00:11:58,258
‫برق زدنش رو می‌بینی؟

106
00:12:01,511 --> 00:12:03,013
‫تیکه‌های هواپیماست.

107
00:12:04,348 --> 00:12:05,849
‫شاید به درد بخوره.

108
00:12:07,392 --> 00:12:08,894
‫لبه‌ش رو می‌بینی؟

109
00:14:31,411 --> 00:14:32,913
‫شاید بیفته.

110
00:14:32,954 --> 00:14:34,456
‫باید بیاد پایین.

111
00:14:35,457 --> 00:14:37,792
‫براش خیلی بلنده. خطرناکه.

112
00:14:49,095 --> 00:14:50,597
‫داره می‌افته.

113
00:14:52,599 --> 00:14:54,100
‫فکر کنم خیلی دوره.

114
00:14:55,393 --> 00:14:56,895
‫فکر کنم باید بیام پایین.

115
00:14:58,647 --> 00:15:00,148
‫موافقین؟

116
00:15:00,273 --> 00:15:02,067
‫- آره!
‫- آره!

117
00:15:53,535 --> 00:15:55,036
‫جک.

118
00:15:55,954 --> 00:15:57,455
‫اینجا جای پای خوبیه.

119
00:15:58,498 --> 00:16:00,875
‫و اینجا برای پای چپت خوبه.

120
00:16:01,459 --> 00:16:02,961
‫اون پای راستته.

121
00:16:04,379 --> 00:16:05,880
‫درست همین‌جا، جک.

122
00:16:07,090 --> 00:16:08,800
‫درست همین‌جا با پای راستت.

123
00:16:09,467 --> 00:16:12,679
‫و بذار پای چپت بیاد پایین.

124
00:16:15,723 --> 00:16:17,225
‫کارت خوبه.

125
00:16:19,727 --> 00:16:21,229
‫خب.

126
00:16:22,230 --> 00:16:23,731
‫درست همون‌جا، جک.

127
00:16:24,732 --> 00:16:26,693
‫- فقط اون پای راستت رو بیار...
‫- می‌دونم!

128
00:16:28,069 --> 00:16:30,113
‫حالا این پا. اونجا. خوبه.

129
00:16:30,280 --> 00:16:31,823
‫آفرین، جک. چیزی نمونده.

130
00:16:33,783 --> 00:16:36,369
‫خب، حالا هر دو تا پات رو بذار پایین.
‫آفرین، جک.

131
00:17:02,687 --> 00:17:04,189
‫ممنون.

132
00:17:11,404 --> 00:17:12,906
‫به کسی در مورد این چیزی نگو.

133
00:17:13,489 --> 00:17:14,991
‫نمی‌فهمن.

134
00:17:45,730 --> 00:17:47,231
‫اونجا.

135
00:17:47,815 --> 00:17:49,317
‫اونجا!

136
00:17:53,905 --> 00:17:55,657
‫دیگه تابلوئه، حیوون‌های کثیف.

137
00:17:55,990 --> 00:17:58,201
‫جای استراحتشونه، مگه نه؟

138
00:17:58,952 --> 00:18:00,453
‫معلومه که جای استراحته.

139
00:18:01,287 --> 00:18:03,581
‫وقتی آفتاب خیلی داغه، میرن اونجا.

140
00:18:04,666 --> 00:18:07,043
‫- چیه؟
‫- خوک‌ها.

141
00:18:07,210 --> 00:18:10,004
‫معلومه مثل گاوها رفتار می‌کنن،
‫موقع گرما استراحت می‌کنن.

142
00:18:10,338 --> 00:18:12,507
‫فکر خوبیه.
‫ما هم باید همین کار رو بکنیم.

143
00:18:16,302 --> 00:18:19,305
‫موری، تو توی مسیریابی خوبی.

144
00:18:19,972 --> 00:18:21,474
‫می‌تونی نقشه‌ش رو بکشی؟

145
00:18:21,599 --> 00:18:23,393
‫می‌تونی اون نقطه رو روی زمین پیدا کنی؟

146
00:18:23,559 --> 00:18:25,061
‫می‌تونم تمام تلاشمو بکنم.

147
00:18:28,147 --> 00:18:29,557
‫باید بفهمیم کجا استراحت می‌کنن.

148
00:18:29,607 --> 00:18:31,109
‫صورتمون رو بپوشونیم.

149
00:18:31,776 --> 00:18:33,736
‫- صورتمون رو بپوشونیم؟
‫- صورتمون رو رنگ کنیم.

150
00:18:33,903 --> 00:18:35,822
‫خوک‌ها رو محاصره کنیم.
‫گیرشون بندازیم.

151
00:18:36,280 --> 00:18:38,366
‫حمله‌ی وسط روز؟ خوشم اومد.

152
00:18:38,533 --> 00:18:41,828
‫برای یه محاصره‌ی خوب، تا جایی که می‌تونیم
‫به بچه‌های بیشتری نیاز داریم.

153
00:18:41,994 --> 00:18:43,496
‫حمله‌ی کامل گروه کر.

154
00:19:16,320 --> 00:19:17,822
‫شبیه آجر شدی.

155
00:19:18,656 --> 00:19:20,575
‫قراره شبا یواشکی بچرخی؟

156
00:19:22,702 --> 00:19:25,663
‫- آرامش رو دوست دارم.
‫- ممکنه بچه‌کوچولوها رو بترسونی.

157
00:19:26,831 --> 00:19:30,376
‫من اونی نیستم که
‫مثل نیروهای ویژه صورتمو رنگ می‌مالم.

158
00:19:31,711 --> 00:19:34,839
‫- پدرم قبلاً...
‫- اگه شکارچی باشی فرق داره؟

159
00:19:36,591 --> 00:19:38,968
‫اگه شکارچی باشی،
‫ترسوندن بچه‌کوچولوها اشکالی نداره؟

160
00:19:39,886 --> 00:19:41,471
‫من صورتمو «رنگ» نمی‌کنم.

161
00:19:42,346 --> 00:19:43,848
‫دارم استتارش می‌کنم.

162
00:19:44,056 --> 00:19:46,517
‫باید همرنگ محیط بشم. برای شکار خوک.

163
00:19:49,562 --> 00:19:51,105
‫حسابی داره بهت خوش می‌گذره، نه؟

164
00:19:51,272 --> 00:19:53,107
‫سایمون، اگه حرف خوبی برای گفتن نداری،
‫برو پی کارت.

165
00:19:53,274 --> 00:19:54,775
‫فقط همینو میگم.

166
00:19:55,568 --> 00:19:58,237
‫چقدر داره بهت خوش می‌گذره.

167
00:20:06,704 --> 00:20:08,206
‫اونو از کجا آوردی؟

168
00:20:10,875 --> 00:20:12,376
‫سنگ چخماقه.
‫خودم درستش کردم.

169
00:20:13,836 --> 00:20:15,338
‫مدل انسان‌های اولیه.

170
00:20:18,007 --> 00:20:19,508
‫سنگ روی سنگ چخماق.

171
00:20:19,675 --> 00:20:21,260
‫برای بریدن پیچک‌ها خیلی به درد بخور بود.

172
00:20:27,391 --> 00:20:28,893
‫این «خوش‌گذرونی» نیست.

173
00:20:30,102 --> 00:20:31,646
‫فقط دارم همه چی رو جدی می‌گیرم.

174
00:20:35,399 --> 00:20:36,901
‫منم همین‌طور.

175
00:20:37,235 --> 00:20:39,195
‫پدرم همیشه یه داستانی تعریف می‌کرد
‫که چطور...

176
00:20:39,487 --> 00:20:40,988
‫وقتی ۱۸ سالش بود،

177
00:20:41,364 --> 00:20:43,574
‫اون و دوستش
‫پیاده کل اسکاتلند رو گشتن،

178
00:20:44,075 --> 00:20:45,785
‫از جان‌اوگروتز تا دیوار هادریان.

179
00:20:46,452 --> 00:20:47,954
‫هیچی با خودشون نبردن.

180
00:20:48,496 --> 00:20:50,039
‫می‌خواستن با طبیعت زندگی کنن.

181
00:20:50,665 --> 00:20:52,166
‫ده روز بارون بارید.

182
00:20:52,959 --> 00:20:54,285
‫ولی براشون مهم نبود.

183
00:20:54,335 --> 00:20:56,420
‫برای من مهمه.
‫از خیس شدن متنفرم.

184
00:20:56,879 --> 00:20:58,205
‫می‌گفت توی اون یه سفر چیزهایی یاد گرفت

185
00:20:58,255 --> 00:21:00,299
‫که توی کل دوران مدرسه‌ش یاد نگرفت.

186
00:21:00,675 --> 00:21:02,426
‫همون سفر برای دانشگاه آماده‌ش کرد.

187
00:21:02,593 --> 00:21:04,178
‫برای کارش آماده‌ش کرد.

188
00:21:04,428 --> 00:21:07,723
‫می‌گفت بدون اون سفر،
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمید چطور موفق بشه.

189
00:21:10,893 --> 00:21:13,145
‫فکر می‌کنی این یه امتحانه
‫که ما رو قوی‌تر می‌کنه؟

190
00:21:13,312 --> 00:21:14,597
‫معلومه که نه.

191
00:21:14,647 --> 00:21:17,024
‫امتحان چیز مثبتی نیست،
‫حالا هر طوری هم توش عمل کنی.

192
00:21:17,441 --> 00:21:19,819
‫«توی ریاضی نمره‌ی دلتای منفی گرفتم.»

193
00:21:19,986 --> 00:21:22,738
‫عالیه. چه چیزهایی که ازش یاد نگرفتی!

194
00:21:23,906 --> 00:21:25,408
‫امتحان رو باید قبول شد.

195
00:21:25,950 --> 00:21:28,160
‫پدرم و دوستش
‫توی امتحان‌هاشون قبول شدن.

196
00:21:28,619 --> 00:21:30,121
‫ما هم باید توی این یکی قبول بشیم.

197
00:21:31,205 --> 00:21:32,707
‫البته قبل از اینکه نجات پیدا کنیم.

198
00:21:36,252 --> 00:21:37,328
‫چیه؟

199
00:21:37,378 --> 00:21:41,007
‫- می‌دونم پدرم الان...
‫- پدرت نمیاد دنبالت، جک.

200
00:21:42,675 --> 00:21:44,260
‫هر چی در مورد اسکاتلند بگی،

201
00:21:44,927 --> 00:21:46,512
‫اون نمیاد.

202
00:21:49,724 --> 00:21:51,225
‫تو در مورد پدرم هیچی نمی‌دونی.

203
00:21:51,851 --> 00:21:53,686
‫نه، ولی پدر خودمو می‌شناسم.

204
00:21:55,146 --> 00:21:58,023
‫و شک دارم که پدر تو هم همین‌طوری باشه.

205
00:22:06,699 --> 00:22:08,325
‫ولی پدرهای اونا بهترن.

206
00:22:09,535 --> 00:22:11,162
‫برای همین موافقم،
‫تو نجات پیدا می‌کنی.

207
00:22:12,246 --> 00:22:14,081
‫از این جزیره میری، جک.

208
00:22:14,832 --> 00:22:16,333
‫همه‌مون میریم.

209
00:22:16,500 --> 00:22:17,868
‫می‌دونم.

210
00:22:17,918 --> 00:22:20,629
‫فقط باید تا وقتی میان دووم بیاریم.

211
00:22:22,590 --> 00:22:25,342
‫این یه امتحان نیست.
‫نیازی نیست چیزی رو ثابت کنیم.

212
00:22:26,260 --> 00:22:27,336
‫نیازی نیست شجاع باشیم.

213
00:22:27,386 --> 00:22:29,764
‫- نیازی نیست بترسیم.
‫- من نمی‌ترسم.

214
00:22:31,932 --> 00:22:34,268
‫نمی‌خوام امتحان بشم.
‫نمی‌خوام این یه امتحان باشه.

215
00:22:34,435 --> 00:22:35,936
‫فقط حس می‌کنم هست.

216
00:22:39,106 --> 00:22:40,900
‫و نمی‌ترسم، فقط...

217
00:22:44,236 --> 00:22:45,738
‫نگران میشم.

218
00:22:46,489 --> 00:22:47,990
‫این کلمه‌ی بهتریه.

219
00:23:12,515 --> 00:23:14,892
‫می‌خوای صورتتو درست کنم؟

220
00:23:16,727 --> 00:23:18,229
‫شاید چشمم برای این کار بهتر باشه،

221
00:23:18,395 --> 00:23:21,190
‫چون چشمم
‫به صورتی که داره رنگ میشه وصل نیست.

222
00:23:24,151 --> 00:23:25,653
‫آره.

223
00:23:26,820 --> 00:23:28,322
‫چرا که نه؟

224
00:23:43,254 --> 00:23:44,755
‫جنگجوی نگران.

225
00:26:09,650 --> 00:26:14,154
‫[خوک رو بکش]

226
00:26:43,308 --> 00:26:45,978
‫اولین چیزی که باید در موردش حرف بزنیم
‫دستشویی‌هاست.

227
00:26:47,938 --> 00:26:50,482
‫ما اون صخره‌های اونجا رو

228
00:26:50,649 --> 00:26:52,150
‫روی حوضچه‌ی آب‌تنی
‫به‌عنوان دستشویی انتخاب کردیم.

229
00:26:53,277 --> 00:26:54,778
‫تصمیم منطقی‌ای بود.

230
00:26:55,862 --> 00:26:57,531
‫جزر و مد اونجا رو تمیز می‌کنه.

231
00:26:58,699 --> 00:27:00,200
‫شما بچه‌کوچولوها اینو می‌دونین.

232
00:27:01,827 --> 00:27:04,371
‫ولی انگار همه‌جا کارتون رو می‌کنین،
‫حتی توی پناهگاه.

233
00:27:04,538 --> 00:27:06,039
‫بابت اون متأسفم!

234
00:27:08,458 --> 00:27:12,296
‫وقتی میوه می‌چینین،
‫اگه... بهتون فشار اومد...

235
00:27:17,175 --> 00:27:18,377
‫خنده‌دار نیست.

236
00:27:18,427 --> 00:27:19,928
‫یه کم خنده‌داره.

237
00:27:20,053 --> 00:27:21,555
‫اگه بهت فشار اومد،

238
00:27:21,930 --> 00:27:23,598
‫از میوه‌ها دور بمونین.

239
00:27:24,349 --> 00:27:25,676
‫کار کثیفیه.

240
00:27:25,726 --> 00:27:27,135
‫بعدی، آب.

241
00:27:27,185 --> 00:27:29,604
‫قرار بود از رودخونه‌ها آب بیاریم

242
00:27:29,771 --> 00:27:32,107
‫و بریزیم توی اون نارگیل‌های
‫زیر برگ‌های تازه.

243
00:27:32,274 --> 00:27:33,817
‫خوردن آب از رودخونه چه ایرادی داره؟

244
00:27:33,984 --> 00:27:35,485
‫- آره!
‫- صدف دست منه.

245
00:27:36,028 --> 00:27:38,697
‫خوردن آب از رودخونه هیچ ایرادی نداره.

246
00:27:38,864 --> 00:27:40,365
‫تمومش کن!

247
00:27:40,532 --> 00:27:43,660
‫ولی ما یه سیستم دیگه داشتیم
‫تا بچه‌ها مجبور نشن تا رودخونه پیاده برن.

248
00:27:43,827 --> 00:27:44,903
‫آدمای تنبل.

249
00:27:44,953 --> 00:27:46,955
‫کل این اردوگاه مال تنبل‌هاست.

250
00:27:47,122 --> 00:27:48,407
‫رالف، میشه لطفاً بهشون بگی که...

251
00:27:48,457 --> 00:27:51,835
‫بچه‌ها، این مهمه!
‫خوکی یه صدف دستشه.

252
00:27:52,002 --> 00:27:54,588
‫به هر حرف مهمی که می‌زنه گوش بدین.

253
00:27:58,091 --> 00:27:59,501
‫- هنوز حرفم... رالف...
‫- گوش بدین.

254
00:27:59,551 --> 00:28:01,094
‫- گوش بدین!
‫- حرفم...

255
00:28:01,720 --> 00:28:03,680
‫ما به این دورهمی‌ها نیاز داریم.

256
00:28:04,306 --> 00:28:07,225
‫نه برای شوخی، نه برای خنده،
‫و نه برای جوک ساختن.

257
00:28:07,392 --> 00:28:08,894
‫و نه برای زرنگی،

258
00:28:09,478 --> 00:28:11,146
‫بلکه برای اینکه اوضاع رو روبراه کنیم.

259
00:28:11,313 --> 00:28:12,814
‫تمومش می‌کنین یا نه؟!

260
00:28:13,899 --> 00:28:16,068
‫باید انجامش بدیم.
‫امروز بعدازظهر یه سفر اکتشافی بزرگ داریم.

261
00:28:16,234 --> 00:28:18,445
‫- لازمه.
‫- می‌خوایم یه خوک شکار کنیم، رالف.

262
00:28:19,237 --> 00:28:21,656
‫ادامه بده، خوکی.
‫دیگه در مورد چی باید حرف بزنیم؟

263
00:28:23,575 --> 00:28:25,077
‫پناهگاه‌ها.

264
00:28:26,578 --> 00:28:28,580
‫همه‌تون توشون می‌خوابین.
‫کی ساختشون؟

265
00:28:28,747 --> 00:28:29,823
‫- ما.
‫- ما!

266
00:28:29,873 --> 00:28:31,833
‫- همه‌مون.
‫- ما ساختیمشون!

267
00:28:32,000 --> 00:28:33,502
‫نه، اولی رو همه‌مون با هم ساختیم.

268
00:28:33,627 --> 00:28:35,837
‫برای دومی بهتون کمک کردم.
‫چهار نفرمون دومی رو ساختیم.

269
00:28:36,046 --> 00:28:37,547
‫و من و سایمون هم آخری رو اونجا ساختیم.

270
00:28:38,090 --> 00:28:40,175
‫- و حسابی هم گند زدین!
‫- نه، نه، نه، نه.

271
00:28:41,593 --> 00:28:42,836
‫نه، نخندین!

272
00:28:42,886 --> 00:28:45,430
‫اون... اون پناهگاه ممکنه
‫با اومدن بارون خراب بشه.

273
00:28:45,597 --> 00:28:47,766
‫- خیلی ضعیفه!
‫- پس به اون پناهگاه‌ها نیاز داریم.

274
00:28:48,892 --> 00:28:51,478
‫ببینید، من... من رئیسم،
‫و می‌خوام رئیس خوبی باشم،

275
00:28:51,645 --> 00:28:53,522
‫ولی اوضاع داره به هم می‌ریزه...

276
00:28:53,688 --> 00:28:55,015
‫و نمی‌فهمم چرا.

277
00:28:55,065 --> 00:28:56,566
‫خوب شروع کردیم.

278
00:28:57,859 --> 00:28:59,611
‫به‌خاطر اینه که می‌ترسین؟
‫دلیلش... دلیلش اینه؟

279
00:28:59,778 --> 00:29:01,279
‫فکر می‌کنن هیولا می‌گیردشون!

280
00:29:03,782 --> 00:29:05,575
‫راجر، صدف دست رالفه.

281
00:29:05,742 --> 00:29:08,036
‫بعضی وقتا خودم هم می‌ترسم.

282
00:29:08,203 --> 00:29:10,539
‫بعضی وقتا صدایی می‌شنوم
‫که اصلاً منطقی نیست.

283
00:29:10,705 --> 00:29:12,207
‫فقط می‌دونم که چرت‌وپرته.

284
00:29:12,916 --> 00:29:14,751
‫برای همین این افکار رو متوقف می‌کنم.
‫دیدین؟

285
00:29:14,918 --> 00:29:16,670
‫باید هم‌اردوگاهی‌های خوبی باشیم،

286
00:29:17,128 --> 00:29:20,340
‫باید به هم کمک کنیم،
‫و باید گریه کردن رو تموم کنیم. باشه؟

287
00:29:21,299 --> 00:29:23,009
‫خب، کسی می‌خواد چیزی بگه؟

288
00:29:23,176 --> 00:29:24,719
‫- می‌تونین بگین.
‫- من حرفم تموم شد.

289
00:29:26,847 --> 00:29:29,099
‫اوه، آره، جک! برو، جک!

290
00:29:30,725 --> 00:29:32,227
‫یالا، جک.

291
00:29:32,936 --> 00:29:34,437
‫با رالف موافقم.

292
00:29:34,771 --> 00:29:37,274
‫شما بچه‌کوچولوها... همه‌تون ننر هستین.

293
00:29:38,692 --> 00:29:40,235
‫تو، تو، و مخصوصاً تو!

294
00:29:40,986 --> 00:29:42,487
‫نه شکار می‌کنین، نه چیزی می‌سازین،
‫نه کمک می‌کنین.

295
00:29:43,530 --> 00:29:45,323
‫فقط الکی سر هیچی جوش می‌زنین.

296
00:29:46,783 --> 00:29:49,411
‫هیچ هیولایی توی این جزیره نیست.
‫فقط خوکه.

297
00:29:50,245 --> 00:29:52,205
‫و هیچ حیوون تاریک و خطرناکی وجود نداره.

298
00:29:52,372 --> 00:29:54,374
‫فکر نکنم کسی در مورد حیوون
‫حرفی زده باشه.

299
00:29:54,541 --> 00:29:57,377
‫- صدف دست منه!
‫- آره، خفه شو، رالف!

300
00:29:57,544 --> 00:30:00,130
‫- من شکارچی هستم یا نه؟
‫- شکارچی هستی!

301
00:30:00,297 --> 00:30:01,965
‫من خودم تنهایی کل این جزیره رو گشتم.

302
00:30:02,674 --> 00:30:05,260
‫اگه هیولایی بود، حتماً می‌دیدمش.

303
00:30:06,303 --> 00:30:07,804
‫نیست.

304
00:30:08,096 --> 00:30:09,598
‫و بحث همین‌جا تموم میشه.

305
00:30:11,016 --> 00:30:12,517
‫- ایول.
‫- ایول، جک.

306
00:30:12,809 --> 00:30:14,728
‫- آره، جک!
‫- خوب گفتی، جک.

307
00:30:17,105 --> 00:30:18,607
‫خوب گفتی، جک.

308
00:30:23,862 --> 00:30:25,989
‫اوه، بذارین حرف بزنه. صدف.

309
00:30:29,784 --> 00:30:31,828
‫دیشب، خواب بودم.

310
00:30:33,246 --> 00:30:35,165
‫- خب که چی؟
‫- داشتم با یه چیزهایی می‌جنگیدم.

311
00:30:35,540 --> 00:30:37,625
‫تنهایی بیرون پناهگاه بودم،

312
00:30:38,168 --> 00:30:39,669
‫با یه چیزهایی می‌جنگیدم.

313
00:30:39,711 --> 00:30:41,921
‫اون چیزهای پیچ‌درپیچ توی درخت‌ها.

314
00:30:42,839 --> 00:30:44,341
‫و بعد از خواب بیدار شدم...

315
00:30:45,216 --> 00:30:47,677
‫و دیدم یه چیزی
‫داره لای درخت‌ها حرکت می‌کنه.

316
00:30:50,347 --> 00:30:51,973
‫و بعد...

317
00:30:53,266 --> 00:30:54,976
‫همه‌ش توی سرته. ممنون.

318
00:31:00,648 --> 00:31:03,860
‫بعد ترسیدم،
‫و شروع کردم به صدا زدن رالف.

319
00:31:04,027 --> 00:31:07,447
‫و بعد یه چیز بزرگ و وحشتناک دیدم
‫که لای درخت‌ها حرکت می‌کرد.

320
00:31:11,826 --> 00:31:13,536
‫شاید خواب بودی؟

321
00:31:13,703 --> 00:31:17,665
‫نه، نه. وقتی چیزهای پیچ‌درپیچ
‫داشتن می‌جنگیدن خواب بودم.

322
00:31:17,832 --> 00:31:22,545
‫و بعد بیدار شدم و یه چیز بزرگ و وحشتناک رو
‫دیدم که لای درخت‌ها حرکت می‌کرد.

323
00:31:37,936 --> 00:31:39,562
‫تو هم چیزی برای گزارش دادن داری؟

324
00:31:40,021 --> 00:31:41,523
‫آره.

325
00:31:44,150 --> 00:31:45,652
‫راجر.

326
00:31:46,402 --> 00:31:49,072
‫الان وقتشه که بگی چیزی می‌ترسوندت یا نه.

327
00:31:57,622 --> 00:31:59,124
‫اسمت چیه؟

328
00:31:59,749 --> 00:32:01,668
‫پرسیوال ویمس مدیسون.

329
00:32:01,918 --> 00:32:06,798
‫خانه‌ی کشیش، خیابان هارکورت،
‫بوریتون، هانتس.

330
00:32:08,383 --> 00:32:12,470
‫تلفن، بوریتون ۶۳۲۴.

331
00:32:28,945 --> 00:32:31,781
‫من عاشق این جلسه‌هام، رالف.
‫باعث میشن همه حس بهتری پیدا کنن.

332
00:32:32,991 --> 00:32:35,326
‫پرسیوال! تمومش کن...

333
00:32:39,581 --> 00:32:42,375
‫منو نگاه کنین. من میگم...

334
00:32:47,213 --> 00:32:50,341
‫حتی به خندیدن هم فکر نکن...

335
00:33:20,997 --> 00:33:22,874
‫بستنی! بستنی!

336
00:33:38,890 --> 00:33:40,850
‫رالف، شاید یه مشکلی داشته باشیم.

337
00:33:42,769 --> 00:33:44,395
‫میگه از طرف دریا میاد.

338
00:35:26,581 --> 00:35:28,082
‫فکر کنم بدونم باید کجا بریم.

339
00:35:28,416 --> 00:35:29,492
‫بهت اعتماد دارم.

340
00:35:29,542 --> 00:35:31,460
‫ولی ممکنه همون جای قبلی نباشن.
‫خوک‌ها...

341
00:35:31,627 --> 00:35:33,129
‫موریس، کارنامه‌ت رو دیدم.

342
00:35:33,379 --> 00:35:36,299
‫آلفای دو مثبت
‫توی جغرافی و علوم انسانی.

343
00:35:36,924 --> 00:35:38,426
‫بهت اعتماد دارم.

344
00:35:41,470 --> 00:35:43,973
‫اگه امروز پیداشون نکنیم،
‫فردا پیداشون می‌کنیم.

345
00:41:40,662 --> 00:41:43,207
‫همه از دستت خیلی راضی میشن.

346
00:41:55,177 --> 00:41:57,429
‫این یعنی... حالا که اون مُرده...

347
00:41:58,555 --> 00:42:00,641
‫یعنی بچه‌هاش هم می‌میرن؟

348
00:42:17,950 --> 00:42:19,910
‫اگه چوب رو بلندتر کنیم، اونوقت...

349
00:42:20,077 --> 00:42:21,578
‫به دو تا چوب نیاز داریم.

350
00:42:21,828 --> 00:42:24,039
‫خب، می‌تونیم خوک رو
‫به یه چوب بلندتر ببندیم و بعد بیشتر...

351
00:42:24,206 --> 00:42:27,084
‫با جک موافقم.
‫دو تا چوب موازی باید جواب بده.

352
00:42:38,178 --> 00:42:42,265
‫♪ هر جا که میریم ♪

353
00:42:42,432 --> 00:42:46,395
‫♪ مردم همیشه ازمون می‌پرسن ♪

354
00:42:46,561 --> 00:42:50,524
‫♪ که ما کی هستیم ♪

355
00:42:50,691 --> 00:42:54,695
‫♪ و از کجا اومدیم ♪

356
00:42:54,861 --> 00:42:58,490
‫♪ ما از پیکتونیم! ♪

357
00:42:58,657 --> 00:43:02,703
‫♪ پیکتون قدرتمند، قدرتمند! ♪

358
00:43:02,869 --> 00:43:06,873
‫♪ و اگه صدامون رو نمی‌شنون ♪

359
00:43:07,040 --> 00:43:11,128
‫♪ یه کم بلندتر می‌خونیم ♪

360
00:43:11,294 --> 00:43:14,881
‫♪ هر جا که میریم ♪

361
00:43:15,048 --> 00:43:18,844
‫♪ مردم همیشه ازمون می‌پرسن ♪

362
00:43:22,889 --> 00:43:24,391
‫آره!

363
00:44:00,594 --> 00:44:01,878
‫ببینین چی پیدا کردم!

364
00:44:01,928 --> 00:44:03,889
‫- مال خودمونه؟
‫- چیه؟

365
00:44:04,639 --> 00:44:07,184
‫نه، فکر نکنم.

366
00:44:07,809 --> 00:44:09,311
‫بازش کن، بازش کن!

367
00:44:12,564 --> 00:44:14,065
‫این چیه؟

368
00:44:14,608 --> 00:44:16,109
‫یه فلوته.

369
00:44:19,488 --> 00:44:20,989
‫خمیردندون.

370
00:44:24,159 --> 00:44:25,660
‫خوبه.

371
00:44:26,786 --> 00:44:29,539
‫یه دفترچه خاطراته.
‫مال خودمونه!

372
00:44:30,248 --> 00:44:32,209
‫مال سایمونه. اسمش روشه.

373
00:44:32,375 --> 00:44:34,294
‫- بذار ببینمش.
‫- خنده‌دار میشه.

374
00:44:34,419 --> 00:44:36,463
‫میشه... سایمونه دیگه.

375
00:44:37,088 --> 00:44:39,466
‫«امروز خواب یه ابر خاکستری بزرگ رو دیدم.»

376
00:44:39,966 --> 00:44:42,469
‫«که وسطش سیب سبز شده بود.»

377
00:44:42,636 --> 00:44:45,805
‫«یکی رو خوردم و تبدیل شدم به یه شست.»

378
00:44:45,972 --> 00:44:47,933
‫نکن! نخونش!

379
00:44:52,646 --> 00:44:54,147
‫یکی دیگه!

380
00:44:55,982 --> 00:44:58,652
‫- امیدوارم توش شکلات باشه.
‫- اوه، آره.

381
00:45:01,947 --> 00:45:03,448
‫غذایی هست؟

382
00:45:10,956 --> 00:45:13,917
‫یه لباس. چه شیک!

383
00:45:17,963 --> 00:45:20,090
‫«کی یه تیکه پای مارماهی می‌خواد؟»

384
00:45:23,426 --> 00:45:25,011
‫خیلی خنک‌کننده‌ست!

385
00:45:26,930 --> 00:45:28,340
‫بیل رو نگاه کنین!

386
00:45:28,390 --> 00:45:29,891
‫نرمه.

387
00:45:43,697 --> 00:45:45,198
‫هیولا رو بکش.

388
00:45:45,824 --> 00:45:47,325
‫گلوش رو ببر.

389
00:45:48,743 --> 00:45:50,453
‫خونش رو بریز.

390
00:45:51,830 --> 00:45:53,331
‫هیولا رو بکش.

391
00:45:53,915 --> 00:45:55,417
‫گلوش رو ببر.

392
00:45:55,709 --> 00:45:57,419
‫خونش رو بریز.

393
00:45:58,295 --> 00:45:59,796
‫هیولا رو بکش.

394
00:45:59,921 --> 00:46:02,799
‫گلوش رو ببر. خونش رو بریز.

395
00:46:03,091 --> 00:46:04,592
‫هیولا رو بکش.

396
00:46:05,010 --> 00:46:07,846
‫گلوش رو ببر. خونش رو بریز.

397
00:46:15,895 --> 00:46:18,982
‫خونش رو بریز. هیولا رو بکش.

398
00:46:19,274 --> 00:46:20,775
‫گلوش رو ببر.

399
00:46:21,067 --> 00:46:22,569
‫خونش رو بریز.

400
00:46:22,736 --> 00:46:24,145
‫هیولا رو بکش.

401
00:46:24,195 --> 00:46:27,032
‫گلوش رو ببر. خونش رو بریز.

402
00:46:27,282 --> 00:46:28,650
‫هیولا رو بکش.

403
00:46:28,700 --> 00:46:31,161
‫گلوش رو ببر. خونش رو بریز.

404
00:46:31,327 --> 00:46:33,747
‫هیولا رو بکش! گلوش رو ببر!

405
00:46:33,955 --> 00:46:35,457
‫خونش رو بریز!

406
00:46:35,540 --> 00:46:36,741
‫هیولا رو بکش.

407
00:46:36,791 --> 00:46:39,085
‫گلوش رو ببر. خونش رو بریز.

408
00:46:39,252 --> 00:46:40,662
‫هیولا رو بکش.

409
00:46:40,712 --> 00:46:43,214
‫گلوش رو ببر. خونش رو بریز.

410
00:46:45,967 --> 00:46:47,469
‫کمک!

411
00:46:48,887 --> 00:46:50,388
‫کمک!

412
00:46:52,098 --> 00:46:53,600
‫کمک!

413
00:46:55,226 --> 00:46:56,895
‫کمک! کمک!

414
00:46:57,061 --> 00:46:58,855
‫مطمئن بشین خوک می‌رسه به اردوگاه.

415
00:47:05,028 --> 00:47:06,529
‫کمکمون کنین!

416
00:47:09,949 --> 00:47:11,451
‫- چی شده؟
‫- یه کشتی اونجاست.

417
00:47:11,576 --> 00:47:13,077
‫ما رو دیده؟

418
00:47:13,828 --> 00:47:15,330
‫من... نمی‌دونیم.

419
00:47:16,498 --> 00:47:17,999
‫آتیش علامت خاموش شده.

420
00:48:26,734 --> 00:48:28,236
‫عینک خوکی.

421
00:48:29,195 --> 00:48:30,697
‫می‌تونیم انجامش بدیم!

422
00:48:31,364 --> 00:48:33,449
‫- خوکی!
‫- نیازی نیست.

423
00:48:35,743 --> 00:48:37,245
‫رفته.

424
00:48:37,579 --> 00:48:40,456
‫نه! نه، با دوربین دوچشمی،
‫این کشتی‌ها می‌تونن تا کیلومترها رو ببینن.

425
00:48:41,541 --> 00:48:43,042
‫دور شده.

426
00:48:55,388 --> 00:48:57,473
‫ما چیدیمش. واقعاً چیدیمش.

427
00:48:57,890 --> 00:48:59,517
‫اون‌قدر چوب گذاشتیم
‫که برای سه روز بسوزه.

428
00:48:59,684 --> 00:49:01,811
‫قرار نبود ولش کنین!

429
00:49:02,854 --> 00:49:05,148
‫مجبور بودیم.
‫کل گروه کر رو نیاز داشتیم.

430
00:49:06,357 --> 00:49:08,443
‫رالف، تونستیم! خوک رو گرفتیم.

431
00:49:08,860 --> 00:49:10,987
‫- یه خوک کامل و چاق.
‫- اینا دیگه چیه پوشیدی؟

432
00:49:13,364 --> 00:49:14,440
‫کشتی‌های دیگه‌ای هم میان.

433
00:49:14,490 --> 00:49:17,910
‫جزیره رو سوزوندین و خاکستر کردین،
‫الان حتی نمی‌تونین
‫یه آتیش رو روشن نگه دارین!

434
00:49:18,995 --> 00:49:21,664
‫بی‌خیال دیگه، این منصفانه نیست.

435
00:49:21,831 --> 00:49:25,376
‫- اگه آتیش این‌قدر برات مهم بود...
‫- خودت داوطلب شدی!

436
00:49:25,543 --> 00:49:27,837
‫در کنار پناهگاه‌ها و مراقبت از بچه‌کوچولوها.

437
00:49:28,004 --> 00:49:29,080
‫و برگزاری جلسه‌ها.

438
00:49:29,130 --> 00:49:31,257
‫- من شکارچی‌ام. تو رئیسی.
‫- تو یه بازنده‌ای!

439
00:49:32,967 --> 00:49:34,469
‫گند زدی!

440
00:49:35,011 --> 00:49:37,472
‫یه کشتی رد شد و ما رو ندید.
‫این یعنی گند زدن!

441
00:49:42,101 --> 00:49:43,770
‫حق با توئه، رالف،
‫باید فکرش رو می‌کردیم.

442
00:49:44,103 --> 00:49:45,605
‫نباید آتیش رو ول می‌کردیم.

443
00:49:45,688 --> 00:49:47,190
‫ما... ما واقعاً متأسفیم.

444
00:50:03,122 --> 00:50:06,459
‫اصلاً تو کی هستی؟
‫نشستی اونجا، به بقیه میگی چیکار کنن.

445
00:50:06,626 --> 00:50:08,127
‫نمی‌تونی شکار کنی.
‫نمی‌تونی بخونی.

446
00:50:08,252 --> 00:50:09,796
‫ما یه قانون داشتیم.
‫که آتیش رو روشن نگه داریم.

447
00:50:09,962 --> 00:50:11,330
‫گور بابای قانون‌ها!

448
00:50:11,380 --> 00:50:13,424
‫ما قوی هستیم، شکار می‌کنیم،
‫گوشت پیدا می‌کنیم.

449
00:50:13,591 --> 00:50:15,968
‫حتی براتون لباس تمیز
‫و خمیردندون هم پیدا کردیم.

450
00:50:17,804 --> 00:50:19,305
‫خوکی قانون می‌خواد...

451
00:50:19,972 --> 00:50:21,808
‫ولی تو از خوکی بهتری.

452
00:50:23,142 --> 00:50:24,644
‫ولی تو بهترینی، جک.

453
00:50:24,936 --> 00:50:26,437
‫چرا تو رهبر نیستی؟

454
00:50:27,438 --> 00:50:28,940
‫محشر میشی.

455
00:50:29,857 --> 00:50:32,568
‫- کل روز شکار می‌کردیم تا وقتی اینجا بمیریم.
‫- خفه شو، چاقالو!

456
00:50:33,027 --> 00:50:34,612
‫گوشت نیاز داشتیم و گوشت گیر آوردیم.

457
00:50:34,779 --> 00:50:36,063
‫ناراحتم که آتیش خاموش شد،

458
00:50:36,113 --> 00:50:38,825
‫ولی امیدوارم به‌خاطر پیدا کردن گوشت
‫شایسته‌ی یه تشکر باشیم.

459
00:50:39,283 --> 00:50:40,485
‫ممنون.

460
00:50:40,535 --> 00:50:42,036
‫ممنون که منو توی جزیره‌ت
‫زندانی نگه داشتی.

461
00:50:42,203 --> 00:50:44,497
‫- کشتی‌های دیگه‌ای هم میان!
‫- اگه نیومدن چی، احمق؟!

462
00:50:44,914 --> 00:50:46,707
‫اگه اون تنها شانسمون برای نجات بود چی؟

463
00:50:47,250 --> 00:50:49,460
‫نه! نه! جک! جک!

464
00:50:49,961 --> 00:50:51,504
‫چرا تو همیشه باید حرف بزنی؟!

465
00:50:51,671 --> 00:50:53,506
‫حرف، حرف، حرف!

466
00:50:53,673 --> 00:50:55,249
‫صدفت اینجا نیست!
‫هیچ‌کس مجبور نیست بهت گوش بده.

467
00:50:55,299 --> 00:50:56,801
‫دیگه نزنش!

468
00:50:59,512 --> 00:51:01,013
‫عینکم.

469
00:51:13,359 --> 00:51:14,861
‫حالا فقط یه چشم دارم.

470
00:51:16,070 --> 00:51:17,230
‫فقط صبر کن.

471
00:51:17,280 --> 00:51:18,781
‫«فقط صبر کن.»

472
00:51:19,574 --> 00:51:21,075
‫این خسته‌کننده‌ست!

473
00:51:21,450 --> 00:51:23,744
‫مودب بودن؟
‫خسته‌کننده‌ست.

474
00:51:24,370 --> 00:51:27,498
‫یه جزیره‌ی ماجراجویی. توش چیکار می‌کنیم؟
‫هیچ‌کاری به‌جز کارهای خسته‌کننده!

475
00:51:27,665 --> 00:51:29,292
‫دستشویی. آب.

476
00:51:29,458 --> 00:51:31,377
‫ساختن کلبه. خسته‌کننده!

477
00:51:31,544 --> 00:51:32,912
‫خب، من اینو نمی‌خوام!

478
00:51:32,962 --> 00:51:35,673
‫هیچ‌وقت اینو نمی‌خواستم.
‫یه اردوگاه جدید می‌سازم.

479
00:51:36,716 --> 00:51:40,094
‫یه اردوگاه باحال. اردوگاهی که شکار می‌کنه
‫و می‌خونه، و می‌رقصه.

480
00:51:40,595 --> 00:51:42,096
‫کی با من میاد؟

481
00:51:44,181 --> 00:51:45,683
‫کی با من میاد؟!

482
00:51:49,645 --> 00:51:51,147
‫پس خودم تنهایی انجامش میدم.

483
00:51:52,648 --> 00:51:54,150
‫فقط ببینین.

484
00:53:01,759 --> 00:53:03,260
‫کاش خاله‌م اینجا بود.

485
00:53:04,386 --> 00:53:05,888
‫کاش پدرم بود.

486
00:53:08,057 --> 00:53:11,477
‫آدم‌بزرگ‌ها فقط... چیزها رو می‌دونن.

487
00:53:12,645 --> 00:53:17,233
‫دور هم جمع میشن و
‫چای می‌خورن، و بحث می‌کنن...

488
00:53:18,692 --> 00:53:20,402
‫بعد همه‌چی درست می‌شد.

489
00:53:25,241 --> 00:53:27,827
‫- دعوا نمی‌کردن.
‫- یا عینک منو نمی‌شکستن.

490
00:53:28,536 --> 00:53:30,037
‫یا در مورد یه هیولا حرف نمی‌زدن.

491
00:53:38,170 --> 00:53:39,672
‫یه کشتی می‌ساختن.

492
00:53:39,755 --> 00:53:42,216
‫آره. ما نمی‌دونیم چطور یه کشتی بسازیم.

493
00:53:48,931 --> 00:53:53,018
‫رالف. تو به رئیس بودن ادامه میدی، نه؟

494
00:53:54,562 --> 00:53:56,564
‫دیگه مطمئن نیستم رئیسی وجود داشته باشه.

495
00:53:58,357 --> 00:53:59,859
‫باید ادامه بدی.

496
00:54:02,403 --> 00:54:03,904
‫من آدمایی مثل جک رو می‌شناسم.

497
00:54:05,239 --> 00:54:06,740
‫نمی‌تونه بهت آسیبی بزنه.

498
00:54:07,366 --> 00:54:08,993
‫ولی اگه بری کنار،

499
00:54:09,159 --> 00:54:10,953
‫با خوشحالی به نفر بعدی آسیب می‌زنه.

500
00:54:13,622 --> 00:54:15,124
‫و نفر بعدی منم.

501
00:54:20,337 --> 00:54:21,839
‫نمی‌ذارم بهت آسیبی بزنه.

502
00:54:41,025 --> 00:54:42,526
‫سلام.

503
00:54:45,029 --> 00:54:46,530
‫سلام.

504
00:54:50,409 --> 00:54:52,661
‫فکر می‌کردم قرار بود
‫اینجا اردوگاه باحال باشه.

505
00:54:57,541 --> 00:55:00,085
‫- خیلی داغه!
‫- خیلی داغه!

506
00:55:02,085 --> 00:55:12,085
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M