1
00:03:37,884 --> 00:03:39,677
‫[ارباب مگس‌ها]

2
00:03:40,011 --> 00:03:43,306
‫[قسمت سوم]
‫[سایمون]

3
00:05:01,301 --> 00:05:04,220
‫۱۵ دسامبر. تعطیلات اعلام شد.

4
00:05:05,096 --> 00:05:08,349
‫پدر و مادرا بچه‌ها رو بردن
‫تا اینکه فقط من و جک موندیم.

5
00:05:09,684 --> 00:05:11,477
‫تا شام باهام حرف نزد،

6
00:05:12,061 --> 00:05:15,106
‫ولی بعدش یه شوخی باحال
‫در مورد پودینگ نون و کره کرد.

7
00:05:15,565 --> 00:05:17,525
‫سعی کردم وقتی می‌خندم
‫نشون ندم که خیلی ازش ممنونم.

8
00:05:18,818 --> 00:05:20,320
‫از برنامه‌هاش گفت،

9
00:05:20,361 --> 00:05:23,323
‫از اینکه چطوری قراره امسال رو
‫به بهترین کریسمس تبدیل کنیم.

10
00:05:24,157 --> 00:05:25,658
‫من کم حرف زدم.

11
00:05:26,868 --> 00:05:29,746
‫بعدش صدام کردن دفتر،
‫برای یه تماس از خونه.

12
00:05:30,455 --> 00:05:33,041
‫مامان می‌خواست قبل از رفتن به سوئیس
‫باهام حرف بزنه.

13
00:05:33,374 --> 00:05:37,045
‫گفت بابا خسته‌ست
‫و سال جدید باهام حرف می‌زنه.

14
00:05:37,587 --> 00:05:39,088
‫صداش خیلی سرحال نبود.

15
00:05:59,442 --> 00:06:00,943
‫تازگی بیشتر از قبل باور دارم که حموم کردن

16
00:06:01,027 --> 00:06:03,071
‫تنها کار عاقلانه‌ایه
‫که میشه توی این جزیره کرد.

17
00:06:03,988 --> 00:06:05,490
‫تا کی؟

18
00:06:05,907 --> 00:06:07,909
‫چرا فقط ما باید بزرگسال باشیم؟

19
00:06:08,451 --> 00:06:10,912
‫من میگم بخور، بخواب و حموم کن.

20
00:06:12,413 --> 00:06:13,915
‫جدی نمیگی.

21
00:06:14,916 --> 00:06:16,417
‫می‌تونه جدی باشه.

22
00:06:17,001 --> 00:06:18,503
‫باید همین باشه.

23
00:06:22,423 --> 00:06:23,925
‫از اون ابرها خوشم نمیاد.

24
00:06:25,301 --> 00:06:27,303
‫اینجا بارون می‌باره.
‫شاید متوجه شده باشی.

25
00:06:39,190 --> 00:06:40,691
‫نگران بارون نیستم.

26
00:06:44,070 --> 00:06:45,571
‫نگران یه طوفانم.

27
00:06:57,583 --> 00:06:59,085
‫یه طوفان تو راهه!

28
00:06:59,544 --> 00:07:01,129
‫مواظب عینکم باش!

29
00:07:01,504 --> 00:07:04,215
‫اگه آب روی شیشه‌اش بریزه،
‫باید درش بیارم و تمیزش کنم.

30
00:07:04,382 --> 00:07:07,218
‫- خنده‌دار بود.
‫- فقط اگه حوصله‌ی خنده داشته باشی.

31
00:07:08,177 --> 00:07:09,679
‫سرم درد می‌کنه.

32
00:07:12,557 --> 00:07:14,475
‫رالف، نکن... رالف!

33
00:07:16,561 --> 00:07:18,062
‫بس کن!

34
00:07:25,611 --> 00:07:27,113
‫یه طوفان بزرگ شد.

35
00:07:28,030 --> 00:07:30,491
‫بزرگترین طوفانی که
‫سایمون کامبورن تا حالا دیده بود.

36
00:07:31,033 --> 00:07:32,535
‫براش خیلی هیجان‌انگیز بود.

37
00:07:33,327 --> 00:07:37,498
‫چکمه‌ها و کلاه بارونی و بارونیش رو پوشید

38
00:07:38,416 --> 00:07:39,917
‫و رفت توی طوفان.

39
00:07:40,543 --> 00:07:42,503
‫و از چیزی که دید شگفت‌زده شد.

40
00:07:43,546 --> 00:07:45,047
‫کل باغچه‌ی خونه‌ش

41
00:07:46,340 --> 00:07:47,842
‫یه برکه شده بود،

42
00:07:48,301 --> 00:07:49,802
‫و پر از ماهی بود.

43
00:07:51,304 --> 00:07:53,556
‫یه لحظه ترسید،

44
00:07:54,724 --> 00:07:59,604
‫ولی بعد ماهی‌ها سمتش شنا کردن،
‫لبخند زدن و گفتن...

45
00:08:00,897 --> 00:08:02,607
‫«اینجا قشنگ نیست؟»

46
00:08:04,734 --> 00:08:06,402
‫و سایمون حس خوبی پیدا کرد.

47
00:08:09,572 --> 00:08:12,658
‫ولی بعد سایمون کامبورن
‫یه مشکل دید.

48
00:08:13,451 --> 00:08:16,746
‫روی در باغچه‌ش پر از وزغ‌های نارنجی بود
‫که همه‌جاش نشسته بودن.

49
00:08:17,663 --> 00:08:20,875
‫مشکلی که فردا در موردش بهتون میگم.

50
00:08:22,418 --> 00:08:25,671
‫میگم، میگم، میگم، قول میدم.

51
00:08:27,298 --> 00:08:28,799
‫خب، همه رفتن دستشویی؟

52
00:08:29,258 --> 00:08:31,302
‫- آره.
‫- پرسیوال، تو چی؟

53
00:08:32,053 --> 00:08:35,264
‫شماره تلفنم رو یادم رفته.
‫باریتون ۶۲۳...

54
00:08:35,431 --> 00:08:36,933
‫پرسیوال؟

55
00:08:38,184 --> 00:08:40,770
‫آره، رفتم دستشویی.

56
00:08:41,646 --> 00:08:43,147
‫ممنون.

57
00:08:43,314 --> 00:08:46,400
‫خب، یه‌کم ساکت باشین.
‫یادتون باشه، اگه نمی‌تونین بخوابین،

58
00:08:46,567 --> 00:08:49,654
‫معنیش این نیست که بغل‌دستیتون هم نمی‌تونه.
‫پس سعی کنین بیدارشون نکنین.

59
00:08:50,530 --> 00:08:53,616
‫- مگه اینکه کار واجب داشته باشین.
‫- مگه اینکه کار واجب داشته باشین.

60
00:09:32,738 --> 00:09:34,240
‫چرا اسم من روشه؟

61
00:09:34,407 --> 00:09:35,483
‫کی؟

62
00:09:35,533 --> 00:09:37,368
‫پسری که خوکی در موردش قصه میگه.

63
00:09:37,535 --> 00:09:40,037
‫فکر کنم خوکی فقط داره
‫اسم همه‌ی بچه‌های توی لیست رو میگه.

64
00:09:41,122 --> 00:09:42,707
‫برای هر کدوم یه قصه‌ی متفاوت، می‌دونی؟

65
00:09:45,793 --> 00:09:47,420
‫می‌دونه آخرش چی میشه؟

66
00:09:48,296 --> 00:09:50,756
‫نمی‌دونم. فکر کنم همین‌طور که پیش میره
‫از خودش درمیاره.

67
00:09:50,965 --> 00:09:52,466
‫استعداد خیلی خوبی داره.

68
00:09:56,053 --> 00:09:58,264
‫حرفت جدی بود؟
‫چیزی که در مورد کمتر کار کردن گفتی؟

69
00:09:58,889 --> 00:10:02,018
‫چون باید پناهگاه دوم رو محکم کنیم،
‫آتیش علامت رو روشن نگه داریم...

70
00:10:02,184 --> 00:10:04,395
‫گروه جک اصلاً نگران همچین چیزایی نیست.

71
00:10:15,406 --> 00:10:18,075
‫یه روز بابام منو برد توی اتاق کارش.

72
00:10:19,869 --> 00:10:21,195
‫مامانم اونجا بود.

73
00:10:21,245 --> 00:10:22,747
‫داشت گریه می‌کرد.

74
00:10:24,081 --> 00:10:25,241
‫یه کبودی داشت

75
00:10:25,291 --> 00:10:26,792
‫درست همونجا.

76
00:10:27,418 --> 00:10:30,296
‫ازم پرسید کی رو ترجیح میدم،
‫اون یا مامانم رو.

77
00:10:30,421 --> 00:10:31,706
‫یه لحظه صبر کردم

78
00:10:31,756 --> 00:10:34,759
‫و بهشون گفتم نمی‌تونم تصمیم بگیرم
‫کی رو ترجیح میدم.

79
00:10:38,387 --> 00:10:39,889
‫- خیلی سخته...
‫- اونقدرا هم سخت نیست.

80
00:10:40,222 --> 00:10:42,683
‫مامانمو دوست داشتم،
‫و از اون متنفر بودم.

81
00:10:43,726 --> 00:10:47,146
‫ولی اینو نگفتم.
‫در عوض گفتم نمی‌تونم تصمیم بگیرم.

82
00:10:47,563 --> 00:10:49,065
‫یه ترسو بودم.

83
00:10:49,190 --> 00:10:52,276
‫بابام بهم گفت همه‌ی ما ترسوییم،
‫حداقل بعضی وقتا.

84
00:10:52,443 --> 00:10:55,404
‫موهای مامانمو کشید و گفت «می‌شنوی؟»

85
00:10:55,571 --> 00:10:58,199
‫«حتی پسر عزیزدردونه‌ت هم
‫درست و حسابی دوستت نداره.»

86
00:10:58,824 --> 00:11:01,702
‫و رفت و در رو کوبید به هم،
‫و مامانم نگاهم کرد،

87
00:11:03,079 --> 00:11:07,041
‫و بعد داد زد و رفت دنبالش،
‫و برای یه چیزی التماسش می‌کرد.

88
00:11:16,634 --> 00:11:18,719
‫منظورم... منظورم اینه که...

89
00:11:20,054 --> 00:11:21,555
‫من یه ترسو‌ ام.

90
00:11:22,139 --> 00:11:24,141
‫و می‌دونم جک هم ترسوئه.

91
00:11:24,308 --> 00:11:26,977
‫و از اینکه اینو بهت میگم ازم متنفر میشه،
‫ولی ترسوئه.

92
00:11:27,353 --> 00:11:28,854
‫- و تو نیستی، رالف.
‫- تو که نمی‌دونی.

93
00:11:28,979 --> 00:11:32,858
‫و همه‌ی ما، همه‌ی بچه‌های کوچیکتر،
‫بهت نیاز داریم. من بهت نیاز دارم.

94
00:11:47,623 --> 00:11:49,875
‫من، تو و جک رو نمی‌فهمم.

95
00:11:55,047 --> 00:11:58,008
‫توی تعطیلات طولانی خیلی تنها بودیم.

96
00:11:58,759 --> 00:12:00,845
‫وقتی هیچ‌کس اونجا نبود با هم رفیق بودیم.

97
00:12:01,470 --> 00:12:03,889
‫بعد بقیه برمی‌گشتن و
‫منو مثل یه تیکه سنگ می‌انداخت دور.

98
00:12:04,640 --> 00:12:06,142
‫هیچ‌وقت برام مهم نبود.

99
00:12:06,475 --> 00:12:07,977
‫اون مهربون‌تر از چیزیه که آدما می‌دونن.

100
00:12:09,437 --> 00:12:12,773
‫ولی... یه... چیزی هست.

101
00:12:12,857 --> 00:12:14,358
‫- رالف.
‫- رالف.

102
00:12:14,483 --> 00:12:17,361
‫- چیه؟ چیه؟
‫- دیدیمش! هیولا رو دیدیم!

103
00:12:17,945 --> 00:12:19,697
‫بالا پیش آتیش علامت بودیم.

104
00:12:20,489 --> 00:12:22,158
‫یه هیولا توی این جزیره‌ست.

105
00:14:05,678 --> 00:14:07,179
‫جک!

106
00:14:08,264 --> 00:14:10,808
‫جک! دارن میان.

107
00:14:22,653 --> 00:14:24,154
‫چرا یه برگ دستته؟

108
00:14:25,573 --> 00:14:27,074
‫ایده‌ی خوکی بود.

109
00:14:28,450 --> 00:14:30,828
‫می‌خواستیم نشون بدیم برای مذاکره اومدیم.

110
00:14:32,246 --> 00:14:34,081
‫در مورد چی می‌خواین مذاکره کنین؟

111
00:14:35,165 --> 00:14:37,626
‫هیولا. یکی دیدتش.

112
00:14:39,753 --> 00:14:42,923
‫- آتیش روشن بود.
‫- تازه روشنش کرده بودیم. آتیشو.

113
00:14:43,465 --> 00:14:46,135
‫- چوب‌های بیشتری گذاشتیم روی...
‫- طبق برنامه‌ی خوکی پیش رفتیم.

114
00:14:46,302 --> 00:14:49,138
‫- برای علامت.
‫- بعد چشماشو دیدیم.

115
00:14:49,430 --> 00:14:50,673
‫دندوناش. چنگالاش.

116
00:14:50,723 --> 00:14:54,143
‫یه چیزی بین گوریل و شیر،
‫ولی شبیه هیچ‌کدومشون نبود.

117
00:14:54,310 --> 00:14:55,811
‫تا جایی که تونستیم تند دویدیم.

118
00:14:56,061 --> 00:14:57,563
‫- خوردیم به همه‌چی.
‫- دنبالمون کرد.

119
00:14:58,022 --> 00:15:01,025
‫- این کارو کرد؟
‫- نه! اون یه بوته بود.

120
00:15:01,650 --> 00:15:03,986
‫حتماً دیدینش؟ هیولا رو؟

121
00:15:04,987 --> 00:15:06,488
‫دارین دستمون میندازین؟

122
00:15:07,698 --> 00:15:09,199
‫ما دیدیمش.

123
00:15:12,661 --> 00:15:14,163
‫من حرفشونو باور می‌کنم.

124
00:15:16,498 --> 00:15:18,584
‫آره. منم باورشون می‌کنم.

125
00:15:21,879 --> 00:15:24,006
‫پس سوال اینه که
‫عقب‌نشینی کنیم یا حمله.

126
00:15:24,173 --> 00:15:26,800
‫کجا می‌خوای عقب‌نشینی کنی، کاپیتان؟
‫یه جزیره‌ی دیگه؟

127
00:15:26,967 --> 00:15:28,335
‫جزیره‌ی دیگه‌ای دیدی، موریس؟

128
00:15:28,385 --> 00:15:31,013
‫یه بار فکر کردم دیدم،
‫ولی فقط یه مگس رفته بود توی چشمم.

129
00:15:31,680 --> 00:15:33,390
‫هیولا هیچ‌وقت نیومده اینجا.

130
00:15:33,891 --> 00:15:36,310
‫- اگه اینجا بمونیم، متحد...
‫- چی، و اینجا حبس بشیم؟

131
00:15:36,477 --> 00:15:37,978
‫غذامونو چطوری پیدا کنیم، راجر؟

132
00:15:38,062 --> 00:15:40,773
‫شاید اگه مودبانه ازشون بخوایم
‫خوک‌ها خودشون بیان پیشمون.

133
00:15:42,358 --> 00:15:45,361
‫وقت شکاره.
‫شکارچی‌ها میرن. ما سلاح داریم.

134
00:15:45,736 --> 00:15:47,237
‫اون نیزه‌ها فقط از چوب ساخته شدن.

135
00:15:48,113 --> 00:15:50,074
‫برای ما نگرانی. چقدر مهربون.

136
00:15:50,240 --> 00:15:53,202
‫فقط نمی‌فهمم حمله به یه هیولا با چوب‌کبریت
‫چیکار می‌تونه بکنه.

137
00:15:54,578 --> 00:15:57,373
‫پس با خوکت موافقی؟
‫میگی صبر کنیم تا هیولا بره؟

138
00:15:57,831 --> 00:15:59,708
‫من همچین چیزی گفتم؟
‫فقط میگم باید فکر کنیم!

139
00:15:59,875 --> 00:16:01,377
‫پیش به سوی جلو!
‫بریم سربازای مسیحی!

140
00:16:01,502 --> 00:16:03,003
‫و بچه‌های کوچیکتر، جک؟
‫به اونا فکر کن.

141
00:16:03,087 --> 00:16:06,298
‫- اگه ما بریم، و هیولا بیاد پایین...
‫- گور بابای بچه‌های کوچیکتر.

142
00:16:06,465 --> 00:16:08,092
‫بس کنین!
‫همه دارن داد می‌زنن.

143
00:16:08,550 --> 00:16:10,052
‫باید با صدف
‫یه جلسه‌ی درست و حسابی بگیریم.

144
00:16:10,177 --> 00:16:12,805
‫گور بابای صدف!
‫ما می‌دونیم کی باید حرف بزنه.

145
00:16:12,972 --> 00:16:16,225
‫حرف زدن سایمون تا حالا چیکار کرده؟
‫یا بیل؟

146
00:16:20,521 --> 00:16:23,565
‫وقتشه بعضیا تصمیم‌گیری رو
‫بسپارن به بقیه‌مون.

147
00:16:28,445 --> 00:16:29,947
‫این بی‌رحمانه بود.

148
00:16:30,823 --> 00:16:32,324
‫اون توی گروه کره.

149
00:16:32,866 --> 00:16:34,368
‫باید می‌اومد پیش من.

150
00:16:36,620 --> 00:16:39,623
‫تازه، خسته شدم از بس
‫نگران بی‌رحم بودن بودم.

151
00:16:40,582 --> 00:16:43,293
‫وقتشه عصبانی بشیم. خداحافظ!

152
00:16:43,460 --> 00:16:45,796
‫داری اشتباه می‌کنی.
‫کجا می‌تونه باشه؟

153
00:16:45,963 --> 00:16:48,048
‫کجا می‌تونه زندگی کنه که ما ندیدیمش؟

154
00:16:52,553 --> 00:16:54,972
‫ممنون، رالف.
‫نقطه‌ی شروع رو بهمون دادی.

155
00:16:55,764 --> 00:16:58,267
‫تنها جایی که نرفتیم.
‫یادت میاد، موریس؟

156
00:16:58,434 --> 00:17:01,729
‫اون سر جزیره،
‫همونجا که صخره‌ها روی هم تلنبار شدن.

157
00:17:01,895 --> 00:17:03,397
‫آره، می‌دونم کجاست.

158
00:17:04,523 --> 00:17:06,817
‫متوجه شدی بدترین چیز در مورد اینکه
‫هیولا روی کوهه چیه؟

159
00:17:06,984 --> 00:17:08,736
‫اینکه آتیش علامت خاموش شده؟

160
00:17:09,737 --> 00:17:11,405
‫وظیفه‌ی ماست که آتیشو دوباره روشن کنیم.

161
00:17:12,364 --> 00:17:14,241
‫یا دیگه بیخیال ایده‌ی نجات شدی؟

162
00:17:18,746 --> 00:17:20,247
‫پس همه‌مون میریم.

163
00:17:21,206 --> 00:17:22,708
‫همه‌ی ما بزرگترها میریم.

164
00:17:25,044 --> 00:17:26,628
‫همه‌مون باید هیولا رو بکشیم.

165
00:17:29,923 --> 00:17:31,425
‫خوبه.

166
00:18:05,250 --> 00:18:07,503
‫- هر جا که میریم!
‫- نه.

167
00:18:10,839 --> 00:18:12,341
‫با اینا نه.

168
00:18:43,038 --> 00:18:45,999
‫می‌تونی ببینی چرا اینجا
‫تنها تیکه‌ی جزیره‌ست که کسی کشفش نکرده.

169
00:19:06,687 --> 00:19:08,188
‫من رئیسم.

170
00:19:08,772 --> 00:19:09,848
‫من میرم.

171
00:19:09,898 --> 00:19:11,400
‫اینجا بمونین.

172
00:19:17,489 --> 00:19:18,991
‫قایم بشین.

173
00:19:19,449 --> 00:19:20,951
‫منتظر من بمونین.

174
00:19:34,381 --> 00:19:37,217
‫فکر می‌کنی هیچ‌کدوم از اینا
‫در مورد پیدا کردن هیولاست؟

175
00:20:50,749 --> 00:20:52,251
‫من رئیس شکارچی‌هام.

176
00:20:53,543 --> 00:20:55,045
‫نمی‌تونستم بذارم تنهایی این کارو بکنی.

177
00:22:52,371 --> 00:22:53,739
‫آره، جک!

178
00:22:53,789 --> 00:22:56,833
‫- آره!
‫- آره، جک!

179
00:23:15,602 --> 00:23:17,104
‫خب، اینجا هیچ هیولایی نیست.

180
00:23:17,187 --> 00:23:20,107
‫نه، ولی چه جای معرکه‌ای برای یه قلعه‌ست.

181
00:23:20,649 --> 00:23:23,026
‫ارزونی خودت.
‫من که هیچ‌وقت نمیام اینجا.

182
00:23:23,777 --> 00:23:25,570
‫وقتی بیای اینجا،
‫کی دلش می‌خواد بره؟

183
00:23:25,821 --> 00:23:28,532
‫- آب شیرین نداره.
‫- پس اون چیه؟

184
00:23:36,415 --> 00:23:38,458
‫می‌تونی یه پوست نارگیل بذاری اونجا،
‫که همیشه پر بشه.

185
00:23:38,750 --> 00:23:41,837
‫هیچ نارگیلی نیست!
‫نه میوه‌ای هست، نه خوکی.

186
00:23:42,379 --> 00:23:44,297
‫برای غذا باید کلی راه بریم.

187
00:23:50,262 --> 00:23:53,098
‫برمی‌گردیم و میریم بالای کوه.
‫موریس اشتباه می‌کرد.

188
00:23:53,765 --> 00:23:55,475
‫بهتره از همونجایی شروع کنیم
‫که دوقلوها اولین بار دیدنش.

189
00:23:55,642 --> 00:23:58,437
‫حیف که اول اونجا رو نگشتی.
‫به کمپ نزدیکتر بود.

190
00:23:59,020 --> 00:24:00,814
‫می‌خوای موریس رو تنبیه کنم؟

191
00:24:02,524 --> 00:24:04,317
‫فکر نمی‌کنم ایده‌ی موریس بوده باشه.

192
00:24:11,575 --> 00:24:13,201
‫شجاع بازی درمیاری، رئیس.

193
00:24:13,952 --> 00:24:16,788
‫ولی واقعاً مثل سگ ترسیدی. مگه نه؟

194
00:24:18,999 --> 00:24:21,460
‫و تو هم اونقدر که می‌خوای ما فکر کنیم
‫سرسخت نیستی.

195
00:24:25,046 --> 00:24:26,548
‫و کی اینو بهت گفته؟

196
00:25:32,531 --> 00:25:34,032
‫۱۸ دسامبر.

197
00:25:34,491 --> 00:25:38,828
‫تصمیم گرفتیم به بلوط بزرگ توی حیاط زائر
‫بگیم درخت سرنوشت.

198
00:25:40,163 --> 00:25:43,208
‫جک نقشه داره که
‫کل محوطه رو دوباره نقشه‌برداری کنه.

199
00:25:44,376 --> 00:25:48,380
‫هفته‌ی بعد قراره پیدایش باشه، پیدایش ما،

200
00:25:49,130 --> 00:25:52,551
‫و ما قراره روی همه‌چیز توی محوطه
‫یه اسم جدید بذاریم و از نو خلقشون کنیم

201
00:25:53,051 --> 00:25:54,678
‫انگار که تازه به دنیا اومدن.

202
00:25:56,763 --> 00:26:00,892
‫اون هر دومون رو برد روی تپه
‫پشت کلیسای جامع و گفت داد بزنیم،

203
00:26:01,059 --> 00:26:04,020
‫«باشد نور بتابد!»
‫اون فوق‌العاده به نظر می‌رسید،

204
00:26:04,271 --> 00:26:07,315
‫موهای زردش
‫مثل خود خورشید می‌درخشید.

205
00:26:07,899 --> 00:26:12,696
‫گفت «ما مثل خدایانیم، چون اگه خدا نباشیم»،

206
00:26:12,862 --> 00:26:15,282
‫«پس دنیا چطوری قراره ساخته بشه؟»

207
00:26:40,348 --> 00:26:43,226
‫این مسخره‌ست.
‫نمی‌دونیم داریم کجا میریم.

208
00:26:43,393 --> 00:26:45,353
‫خیلی چاق و بی‌عرضه‌ای.

209
00:27:04,456 --> 00:27:05,957
‫چرا وایسادیم؟

210
00:27:06,791 --> 00:27:08,293
‫- قبلاً اینجا بودیم.
‫- یادمه.

211
00:27:09,377 --> 00:27:11,379
‫اگه از این وسط بری...
‫مسیر خوک‌ها رو یادته؟

212
00:27:11,546 --> 00:27:13,048
‫کیلومترها ادامه داشت.

213
00:27:13,173 --> 00:27:16,051
‫پیداشون می‌کنیم و
‫یه مسیر تا آتیش علامت پیدا می‌کنیم.

214
00:27:38,073 --> 00:27:39,574
‫می‌دونیم داریم کجا میریم؟

215
00:27:40,158 --> 00:27:41,660
‫داریم دنبال جک میریم.

216
00:27:52,962 --> 00:27:55,757
‫مسیر خوک‌ها. مسیر خوک‌ها!

217
00:28:24,577 --> 00:28:27,455
‫جک! خورشید داره میره پایین.

218
00:28:28,540 --> 00:28:31,042
‫- همه‌مون خسته‌ایم.
‫- داریم دنبال هیولا می‌گردیم.

219
00:28:31,209 --> 00:28:33,169
‫- گشتن نور می‌خواد.
‫- من گشنمه.

220
00:28:33,336 --> 00:28:35,797
‫اگه الان بریم،
‫می‌تونیم قبل از تاریکی برگردیم کمپ.

221
00:28:36,089 --> 00:28:37,882
‫می‌خوابیم،
‫و فردا می‌تونیم بریم بالا.

222
00:28:38,049 --> 00:28:39,551
‫ایده‌ی خوبیه.

223
00:28:40,260 --> 00:28:41,761
‫اگه ترسیدین،
‫معلومه که می‌تونیم برگردیم.

224
00:28:41,886 --> 00:28:43,213
‫حتماً باید همه‌چی رو
‫تبدیل کنی به یه رقابت...؟

225
00:28:43,263 --> 00:28:44,514
‫ولش کن.

226
00:28:48,059 --> 00:28:49,602
‫سایمونِ تو میگه ولم کنی.

227
00:28:50,478 --> 00:28:52,605
‫خوکت بهت یه دلیل برای برگشتن میده.

228
00:28:53,815 --> 00:28:55,316
‫تصمیم توئه.

229
00:28:55,692 --> 00:28:57,193
‫پادشاه رالف.

230
00:29:05,660 --> 00:29:08,913
‫یه گروه کوچیکتر تندتر حرکت می‌کنه.
‫بقیه باید برگردن کمپ.

231
00:29:09,080 --> 00:29:11,416
‫خوبه. داوطلب می‌خوایم.

232
00:29:12,709 --> 00:29:14,210
‫ممنون.

233
00:29:16,921 --> 00:29:19,299
‫بیخیال چاقالو.
‫تو به اندازه‌ی کافی سریع نیستی.

234
00:29:20,925 --> 00:29:22,552
‫بچه‌های کوچیکتر توی کمپ بهت نیاز دارن.

235
00:29:23,136 --> 00:29:24,637
‫آره، نیاز دارن.

236
00:29:28,725 --> 00:29:30,977
‫ما با هم راگبی بازی کردیم.
‫می‌دونی که از پسش برمیام.

237
00:29:33,813 --> 00:29:35,315
‫قول میدی غش نکنی؟

238
00:29:39,986 --> 00:29:41,488
‫پنج تا عدد خوبیه.

239
00:30:16,815 --> 00:30:18,316
‫پسش بده.

240
00:30:19,526 --> 00:30:21,027
‫چی رو پس بدم؟

241
00:30:21,069 --> 00:30:22,570
‫اصلاً یادم نمیاد چی نوشتم.

242
00:30:27,158 --> 00:30:29,118
‫غمناک‌ترین قصه‌ایه که تا حالا خوندم.

243
00:30:30,328 --> 00:30:31,830
‫این چیزیه که نوشتی.

244
00:30:44,342 --> 00:30:45,844
‫تو خسته‌ای.

245
00:30:46,177 --> 00:30:48,179
‫اگه نمی‌خوای ادامه بدی،
‫خودم تنهایی میرم بالا.

246
00:30:48,346 --> 00:30:49,848
‫من باهاتم، جک.

247
00:30:51,224 --> 00:30:54,060
‫منم همین‌طور.
‫خسته نیستم.

248
00:30:56,354 --> 00:30:58,940
‫- هر چی بخوای رو انجام میدن؟
‫- افراد تو انجام نمیدن؟

249
00:30:59,566 --> 00:31:01,276
‫سایمون. تو یه سگ خوبی.

250
00:31:01,985 --> 00:31:04,028
‫همه‌جا دنبال رالف میری، مگه نه؟

251
00:31:05,822 --> 00:31:07,949
‫پس برین. شما سه تا، برین.

252
00:31:09,617 --> 00:31:11,119
‫با هیولا بجنگین.

253
00:31:20,795 --> 00:31:24,007
‫می‌بینی؟
‫نمی‌خوای این کارو بدون من انجام بدی.

254
00:31:45,612 --> 00:31:47,155
‫رالف، نیازی به این کار نیست.

255
00:31:49,824 --> 00:31:51,326
‫حالا تو سگ منی.

256
00:31:53,161 --> 00:31:54,662
‫رالف...

257
00:32:12,138 --> 00:32:13,640
‫ایده‌ی خوبیه.

258
00:32:39,958 --> 00:32:41,459
‫چیزی می‌بینی؟

259
00:32:43,711 --> 00:32:46,297
‫اونجا هیچ صخره‌ای نبود.
‫درست میگم؟

260
00:33:24,585 --> 00:33:26,087
‫جک، بچه‌ها رو نترسون.

261
00:33:26,421 --> 00:33:28,923
‫نترسونمشون؟! حق دارن که بترسن.

262
00:33:38,641 --> 00:33:40,727
‫- من این جلسه رو تشکیل دادم...
‫- هیچ جلسه‌ای در کار نیست.

263
00:33:40,893 --> 00:33:42,395
‫صدف دست منه!

264
00:33:42,895 --> 00:33:44,397
‫تو از صدف متنفری.

265
00:33:47,025 --> 00:33:50,194
‫اول از همه، باید بدونین...
‫ما هیولا رو دیدیم.

266
00:33:51,779 --> 00:33:53,322
‫فقط چند متر باهاش فاصله داشتیم.

267
00:33:53,906 --> 00:33:55,783
‫نشست و نگاهمون کرد.

268
00:33:56,159 --> 00:33:59,787
‫میشه ساکت باشین؟!
‫خیلی مهمه، و صدف دست منه!

269
00:34:04,333 --> 00:34:06,044
‫ما نمی‌دونیم این هیولا چیکار می‌کنه.

270
00:34:06,711 --> 00:34:08,212
‫حتی نمی‌دونیم چی هست.

271
00:34:08,546 --> 00:34:10,506
‫- از دریا میاد.
‫- شکار می‌کنه.

272
00:34:11,716 --> 00:34:14,594
‫- شاید هیولا...
‫- آره. داره شکار می‌کنه.

273
00:34:14,761 --> 00:34:15,878
‫این کاریه که داره می‌کنه.

274
00:34:15,928 --> 00:34:18,723
‫هیولا یه شکارچیه
‫و فقط یه کار میشه با شکارچی‌ها کرد.

275
00:34:19,265 --> 00:34:21,851
‫شکارشون کنی. بکش یا کشته شو.

276
00:34:22,935 --> 00:34:25,271
‫اینو کسی میگه که از همه تندتر می‌دوید.

277
00:34:28,107 --> 00:34:30,276
‫پس رالف فکر می‌کنه
‫همه‌ی شکارچی‌های من به‌دردنخورن.

278
00:34:30,443 --> 00:34:31,811
‫چی؟ من هیچ‌وقت اینو نگفتم. دروغگو!

279
00:34:31,861 --> 00:34:33,613
‫رالف فکر می‌کنه
‫همه‌ی شکارچی‌های من ترسو‌ان!

280
00:34:34,530 --> 00:34:36,491
‫- ترسوها فرار می‌کنن!
‫- جک، می‌ذاری حرف بزنم؟

281
00:34:36,657 --> 00:34:38,159
‫رالف همون خوکیه.

282
00:34:38,242 --> 00:34:40,745
‫مثل خوکی حرف می‌زنه
‫چون خوکی بهش میگه چی بگه.

283
00:34:43,247 --> 00:34:44,999
‫شما خوکی رو
‫به عنوان رهبرتون انتخاب می‌کنین؟

284
00:34:45,208 --> 00:34:46,876
‫نه. معلومه که نه.

285
00:34:47,043 --> 00:34:50,755
‫همه‌ش حرف، حرف، حرف.
‫کی اینو می‌خواست؟ کی جلسه رو تشکیل داد؟

286
00:34:50,922 --> 00:34:52,632
‫رالف نباید رئیس شما باشه!
‫می‌شنوین؟!

287
00:34:52,799 --> 00:34:55,468
‫تو همین الانش هم کمپ خودتو داری.
‫صدف رو بده به من.

288
00:34:56,469 --> 00:34:57,970
‫بس کن.

289
00:35:40,263 --> 00:35:42,890
‫فقط یه نفر هست که می‌تونه
‫شما رو از دست هیولا نجات بده،

290
00:35:43,516 --> 00:35:45,017
‫و اون رئیستون نیست.

291
00:35:45,893 --> 00:35:47,395
‫بیاین بریم!

292
00:35:47,603 --> 00:35:49,105
‫هیچ‌وقت نباید می‌اومدیم!

293
00:36:09,250 --> 00:36:12,753
‫♪ هر جا که میریم ♪

294
00:36:13,004 --> 00:36:16,966
‫♪ آدما همیشه ازمون می‌پرسن ♪

295
00:36:17,133 --> 00:36:20,761
‫♪ ما کی هستیم ♪

296
00:36:20,928 --> 00:36:24,849
‫♪ از کجا اومدیم... ♪

297
00:39:50,429 --> 00:39:51,972
‫«۲۶ دسامبر.»

298
00:39:53,015 --> 00:39:54,558
‫«جک هنوز مریضه.»

299
00:39:55,142 --> 00:39:56,936
‫«دارم براش هاکلبری فین می‌خونم.»

300
00:39:57,103 --> 00:39:59,480
‫«یه جاش بود که شروع کردم به
‫درآوردن صداهای خنده‌دار،»

301
00:39:59,897 --> 00:40:02,400
‫«و جک واقعاً خندید،
‫برای همین ادامه‌ش دادم.»

302
00:40:03,609 --> 00:40:05,111
‫«گفتن خنک نگهش دارم،»

303
00:40:05,277 --> 00:40:07,196
‫«ولی بعدش از اینکه سردشه شکایت کرد،»

304
00:40:07,363 --> 00:40:10,908
‫«برای همین پتوها رو انداختم روش.
‫ترجیح دادم راحت باشه.»

305
00:40:11,575 --> 00:40:13,619
‫«عادت کردم پرده‌هام رو بکشم»

306
00:40:14,036 --> 00:40:16,122
‫«تا اگه بهم نیاز داشت،
‫بتونم براش اونجا باشم.»

307
00:40:17,957 --> 00:40:19,458
‫«اون خیلی به چیزی نیاز نداره،»

308
00:40:19,583 --> 00:40:22,044
‫«فقط یه کلمه‌ی آرامش‌بخش اگه بترسه.»

309
00:40:22,211 --> 00:40:24,046
‫«دیشب اتفاقی بهم گفت مامان»

310
00:40:24,255 --> 00:40:26,257
‫«و هردومون از ته دل خندیدیم.»

311
00:40:27,716 --> 00:40:29,385
‫«پیشش دراز کشیدم تا خوابش برد.»

312
00:40:34,306 --> 00:40:36,851
‫اگه اینجا نبودی کجا بودی؟

313
00:40:37,017 --> 00:40:38,894
‫توی یه کلبه لبه‌ی دارتمور.

314
00:40:39,437 --> 00:40:41,063
‫بابام روی قایق‌های پلیموث کار می‌کرد.

315
00:40:41,272 --> 00:40:44,150
‫یه کلبه؟
‫قشنگ به نظر میاد.

316
00:40:44,900 --> 00:40:47,111
‫فکر کنم هم‌اندازه‌ی
‫اتاقک نگهبانی سایمون باشه.

317
00:40:48,195 --> 00:40:49,738
‫ما یه اتاقک نگهبانی داشتیم.

318
00:40:50,739 --> 00:40:52,616
‫وقتی برف می‌اومد،
‫باید خیلی سخت کار می‌کردیم،

319
00:40:52,950 --> 00:40:54,535
‫مطمئن می‌شدیم که زیر برف گیر نمی‌کنیم.

320
00:40:55,244 --> 00:40:58,414
‫من و بابا تا دیروقت اونجا بودیم و
‫مسیر رو تمیز می‌کردیم و نمک می‌پاشیدیم.

321
00:40:58,873 --> 00:41:00,282
‫ولی وقتی کارمون تموم می‌شد،

322
00:41:00,332 --> 00:41:03,127
‫جلوی آتیش
‫کورن‌فلکس با شکر و خامه می‌خوردیم.

323
00:41:03,294 --> 00:41:05,254
‫کورن‌فلکس با شکر و خامه؟

324
00:41:07,047 --> 00:41:08,757
‫هر چیزی میدم که اونو بخورم.

325
00:41:12,303 --> 00:41:13,804
‫فکر کنم الان اونجا بودم.

326
00:41:15,014 --> 00:41:16,515
‫تو کجا بودی، سایمون؟

327
00:41:17,683 --> 00:41:18,759
‫من می‌دونم کجا بودم.

328
00:41:18,809 --> 00:41:20,853
‫پشت پیشخون توی شیرینی‌فروشی
‫داشتی به خاله‌ت کمک می‌کردی؟

329
00:41:21,020 --> 00:41:23,689
‫در حالی که داشتی
‫چندتا پاستیل ماری می‌خوردی

330
00:41:23,856 --> 00:41:25,357
‫و پاستیل‌های نواری توت‌فرنگی.

331
00:41:25,399 --> 00:41:27,735
‫شکلات‌های چرخ‌دنده‌ای.
‫شیرینی‌های پرنده.

332
00:41:29,487 --> 00:41:30,988
‫بگو دیگه، سایمون.

333
00:41:36,869 --> 00:41:39,413
‫فکر کنم، در کل...

334
00:41:40,498 --> 00:41:42,416
‫اگه می‌تونستم هر جایی باشم...

335
00:41:44,126 --> 00:41:45,628
‫اینجا رو انتخاب می‌کردم.

336
00:41:53,761 --> 00:41:55,262
‫من اینجا خوشحال بودم.

337
00:42:02,061 --> 00:42:04,855
‫تو برمی‌گردی به... به همون کلبه.

338
00:42:06,273 --> 00:42:07,858
‫برمی‌گردی همونجا که ازش اومدی.

339
00:42:12,321 --> 00:42:14,114
‫یه کشتی توی جیبت داری؟

340
00:42:19,495 --> 00:42:20,996
‫صدف!

341
00:42:23,916 --> 00:42:25,417
‫فرار کنین!

342
00:42:46,689 --> 00:42:48,983
‫همه‌تون به من گوش کنین.

343
00:42:49,984 --> 00:42:52,278
‫شماها دزدین، ولگردین.

344
00:42:52,695 --> 00:42:54,196
‫موجودات ترحم‌انگیز.

345
00:42:55,406 --> 00:42:56,949
‫امشب یه مهمونی داریم.

346
00:42:57,366 --> 00:42:59,660
‫یه خوک کشتیم،
‫و آتیش هم داریم که باهاش بپزیمش.

347
00:43:00,160 --> 00:43:01,662
‫می‌تونین بیاین و با ما غذا بخورین.

348
00:43:13,090 --> 00:43:14,883
‫رئیس حرفش رو زد!

349
00:43:21,015 --> 00:43:23,267
‫این یعنی دارین یه آتیش علامت رو
‫روشن نگه می‌دارین؟

350
00:43:25,102 --> 00:43:26,512
‫دزدیدن آتیش ما

351
00:43:26,562 --> 00:43:28,814
‫یعنی مسئولیتِ
‫علامت دادن توی ساحل رو گردن می‌گیرین

352
00:43:29,023 --> 00:43:31,108
‫حالا که نمی‌تونیم بریم بالای کوه؟ جک!

353
00:43:32,818 --> 00:43:34,320
‫- جک!
‫- رالف.

354
00:43:35,154 --> 00:43:36,655
‫تو خل‌وضعی، سایمون.

355
00:45:29,226 --> 00:45:30,728
‫بقیه کجان؟

356
00:45:30,769 --> 00:45:32,646
‫شاید توی پناهگاه دراز کشیدن.

357
00:45:33,480 --> 00:45:34,982
‫نه.

358
00:45:35,023 --> 00:45:37,860
‫پس دریاچه. یا دستشویی.

359
00:45:38,026 --> 00:45:40,070
‫- سم و اریک کجان؟
‫- مهمونی جک.

360
00:45:41,739 --> 00:45:44,867
‫- چرا باید اینو می‌گفتی؟
‫- چرا ما باید بدونیم و اون نه؟

361
00:45:45,451 --> 00:45:46,952
‫بذار برن.

362
00:45:47,244 --> 00:45:48,746
‫برام مهم نیست.

363
00:45:51,248 --> 00:45:52,958
‫- اگه ما هم...؟
‫- یه تله‌ست.

364
00:45:54,585 --> 00:45:55,911
‫گوشته.

365
00:45:55,961 --> 00:45:58,630
‫- تو ازش متنفری.
‫- آره، ولی از گوشت متنفر نیستم.

366
00:45:59,465 --> 00:46:02,468
‫لازم نیست کار دیگه‌ای بکنیم
‫جز اینکه بگیریم و بخوریم.

367
00:46:02,634 --> 00:46:04,044
‫اینطوری قوی‌تر میشیم.

368
00:46:04,094 --> 00:46:06,638
‫قلدرها فقط در صورتی کنترل دارن
‫که تو بهشون کنترل بدی.

369
00:46:06,805 --> 00:46:10,768
‫- فکر کنم اتفاقای بدی می‌افته.
‫- ولی تو خل‌وضعی، و رالف رئیسه.

370
00:46:12,394 --> 00:46:13,896
‫تو چی فکر می‌کنی، رئیس؟

371
00:46:17,065 --> 00:46:18,567
‫من فکر می‌کنم...

372
00:46:19,401 --> 00:46:20,903
‫فکر می‌کنم...

373
00:46:23,280 --> 00:46:26,950
‫فکر کنم کاش می‌دونستم چی باعث میشه
‫همه‌چی اینطوری از هم بپاشه.

374
00:46:29,369 --> 00:46:31,455
‫- اونا فقط... اونا فقط... می‌پاشن.
‫- ببخشید.

375
00:46:31,830 --> 00:46:33,332
‫اشکالی نداره اگه از نیکی بپرسم؟

376
00:46:35,000 --> 00:46:36,627
‫- نیکی کیه؟
‫- من.

377
00:46:38,378 --> 00:46:39,880
‫من نیکی‌ام.

378
00:46:42,758 --> 00:46:44,259
‫اسمم اینه.

379
00:46:48,347 --> 00:46:49,848
‫واقعاً نمی‌دونم، رالف.

380
00:46:51,099 --> 00:46:52,601
‫فکر کنم کار اونه.

381
00:46:54,144 --> 00:46:55,854
‫- جک؟
‫- جک.

382
00:46:56,355 --> 00:47:00,108
‫- و اون همه‌چیزه؟ همه‌ش تقصیر اونه؟
‫- نه.

383
00:47:00,400 --> 00:47:03,070
‫ببین، ما فقط باید ادامه بدیم، رالف، همین.

384
00:47:03,612 --> 00:47:05,364
‫بزرگترها این کارو می‌کنن.

385
00:48:11,179 --> 00:48:14,099
‫- می‌خوایم بگیم ممنون!
‫- ممنون!

386
00:48:14,266 --> 00:48:17,060
‫- برای هدیه‌ی این خوک.
‫- ممنون!

387
00:48:17,644 --> 00:48:19,938
‫- این آتیش خروشان!
‫- ممنون!

388
00:48:20,397 --> 00:48:23,442
‫- این گوشت لذیذ.
‫- ممنون!

389
00:48:23,859 --> 00:48:26,653
‫- که خوردنش اینقدر می‌چسبه!
‫- ممنون!

390
00:48:31,700 --> 00:48:33,619
‫می‌خوایم بگیم ممنون!

391
00:48:34,036 --> 00:48:35,537
‫ممنون!

392
00:48:41,877 --> 00:48:44,296
‫رالف، تیکه‌ی اول گوشت رو می‌خوای؟

393
00:48:44,630 --> 00:48:46,715
‫همونطور که مامان میگه،
‫همیشه اول به مهمونا غذا بده.

394
00:48:46,882 --> 00:48:49,301
‫و مامانت عجب خانومی بود.

395
00:48:57,684 --> 00:48:59,186
‫زود باش!

396
00:49:12,115 --> 00:49:13,617
‫هیولا رو بکش!

397
00:49:13,992 --> 00:49:17,287
‫آره، زود باش! هیولا رو بکش!

398
00:49:27,005 --> 00:49:28,507
‫خوک خوبه.

399
00:49:48,986 --> 00:49:53,907
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

400
00:50:03,208 --> 00:50:05,544
‫تو یه پسر کوچولوی احمقی.

401
00:50:07,587 --> 00:50:11,633
‫فقط یه پسر کوچولوی نادون و احمق.

402
00:50:12,926 --> 00:50:16,263
‫بهتره بری و با بقیه بازی کنی.

403
00:50:17,139 --> 00:50:19,558
‫همین الانشم فکر می‌کنن خل‌وضعی.

404
00:50:20,308 --> 00:50:23,854
‫نمی‌خوای رالف فکر کنه خل‌تر شدی، مگه نه؟

405
00:50:26,273 --> 00:50:27,899
‫از من نمی‌ترسی؟

406
00:50:28,316 --> 00:50:29,985
‫من هیولام.

407
00:50:30,152 --> 00:50:33,321
‫نه! تو فقط یه کله‌ی خوک روی یه چوبی.

408
00:50:33,697 --> 00:50:35,198
‫خوک خوب بود!

409
00:50:36,950 --> 00:50:39,536
‫برای کسایی که به قبیله‌ی من ملحق بشن
‫خوک بیشتری هست.

410
00:50:40,078 --> 00:50:41,830
‫کی به قبیله‌ی من ملحق میشه
‫تا خوش بگذرونه؟

411
00:50:44,499 --> 00:50:46,001
‫من رئیس‌ام!

412
00:50:46,168 --> 00:50:48,003
‫شما شکارچی هستین.
‫این کار شما بود.

413
00:50:53,967 --> 00:50:56,511
‫ما تصمیم گرفتیم از هیولا نترسیم.

414
00:50:57,054 --> 00:50:59,222
‫تصمیم گرفتیم به اندازه‌ی کافی قوی باشیم
‫که بکشیمش!

415
00:51:01,266 --> 00:51:03,268
‫کی به قبیله‌ی من ملحق میشه و نمی‌ترسه؟

416
00:51:04,978 --> 00:51:06,980
‫کی به قبیله‌ی من ملحق میشه و نمی‌ترسه؟

417
00:51:07,814 --> 00:51:09,099
‫هیولا رو بکش!

418
00:51:09,149 --> 00:51:11,610
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

419
00:51:12,319 --> 00:51:13,820
‫نادون.

420
00:51:14,029 --> 00:51:16,323
‫خیلی نادون.

421
00:51:16,740 --> 00:51:18,241
‫همه‌تون.

422
00:51:18,450 --> 00:51:22,913
‫خیال کردین هیولا یه چیزیه که
‫بتونین شکارش کنین و بکشینش.

423
00:51:23,955 --> 00:51:25,582
‫- تو می‌دونستی.
‫- بس کن!

424
00:51:26,208 --> 00:51:27,834
‫ولی کاری نکردی که گوش بدن،

425
00:51:29,336 --> 00:51:30,962
‫چون ضعیفی.

426
00:51:31,713 --> 00:51:34,049
‫حالا برو، سایمون کامبورن.

427
00:51:34,299 --> 00:51:35,801
‫فرار کن!

428
00:51:51,483 --> 00:51:52,984
‫یه طوفان تو راهه!

429
00:51:53,944 --> 00:51:55,946
‫از پناهگاهت راضی هستی، جک؟

430
00:51:58,573 --> 00:52:00,075
‫این کمپ بدیه.

431
00:52:00,408 --> 00:52:03,120
‫یه کمپ بد برای آدمای بده!

432
00:52:05,580 --> 00:52:07,082
‫رقصمون رو انجام بدین!

433
00:52:08,542 --> 00:52:10,043
‫یالا!

434
00:54:07,118 --> 00:54:10,455
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

435
00:54:10,622 --> 00:54:13,583
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

436
00:54:13,750 --> 00:54:16,795
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

437
00:54:16,962 --> 00:54:19,881
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

438
00:54:20,048 --> 00:54:23,635
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

439
00:54:30,684 --> 00:54:33,853
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

440
00:54:34,020 --> 00:54:37,065
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

441
00:54:37,232 --> 00:54:39,818
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

442
00:54:40,193 --> 00:54:43,154
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

443
00:54:43,321 --> 00:54:44,823
‫هیولا رو بکش!

444
00:54:49,160 --> 00:54:51,079
‫اونجا! اونجا!

445
00:54:51,246 --> 00:54:52,747
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

446
00:54:53,498 --> 00:54:57,919
‫هیولا رو بکش! گلوشو ببر!
‫خونشو بریز! هیولا رو بکش!

447
00:54:58,086 --> 00:55:00,088
‫- نه!
‫- گلوشو ببر! خونشو بریز!

448
00:55:00,255 --> 00:55:03,258
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

449
00:55:03,425 --> 00:55:06,011
‫هیولا رو بکش!
‫گلوشو ببر! خونشو بریز!

450
00:57:04,838 --> 00:57:06,339
‫چهارم ژانویه.

451
00:57:06,923 --> 00:57:08,466
‫ترم زمستانه فردا شروع میشه،

452
00:57:08,967 --> 00:57:11,803
‫پس یواش‌یواش بچه‌ها برمی‌گردن
‫همونجا که باید باشن.

453
00:57:12,846 --> 00:57:14,848
‫جک موقع صبحونه مهربون بود،

454
00:57:15,056 --> 00:57:18,435
‫ولی تا موقع ناهار داشت خودشو
‫برای رسیدن بقیه آماده می‌کرد.

455
00:57:19,227 --> 00:57:22,021
‫ازش خواستم پیش درخت سرنوشت
‫منو ببینه،

456
00:57:22,981 --> 00:57:25,442
‫و گفت نمی‌دونه دارم در مورد
‫کدوم درخت حرف می‌زنم.

457
00:57:26,317 --> 00:57:27,861
‫سعی کردم خیلی عکس‌العمل نشون ندم.

458
00:57:29,279 --> 00:57:31,906
‫موریس اولین نفر از گروهش بود
‫که پیداش شد.

459
00:57:32,574 --> 00:57:34,075
‫از آشپزش یه کیک گرفته بود،

460
00:57:34,200 --> 00:57:35,276
‫که هر دوشون با هم قسمتش کردن

461
00:57:35,326 --> 00:57:38,872
‫در حالی که با صدای بلند در مورد
‫ماجراهای کریسمس موریس حرف می‌زدن.

462
00:57:40,665 --> 00:57:42,167
‫اونقدر نزدیک نشستم که گوش بدم

463
00:57:43,001 --> 00:57:45,128
‫و بعد تنهایی برگشتم خوابگاه.

464
00:57:47,128 --> 00:57:57,128
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M