
1
00:00:04.170 --> 00:00:06.047
‫- آنچه گذشت...
‫- هیلی.

2
00:00:06.131 --> 00:00:08.091
‫همکلاسی قدیمی‌ام از منطقه سرخ‌پوست‌ها.

3
00:00:08.174 --> 00:00:09.217
‫رفتارش یه جوری بود.

4
00:00:09.300 --> 00:00:10.593
‫کودکان گم شده

5
00:00:10.677 --> 00:00:12.512
‫مسئله فراگیری‌ای برای مردم ما شده.

6
00:00:12.595 --> 00:00:13.972
‫مامانش چهار ماه پیش
‫گم شدنش رو گزارش کرد.

7
00:00:14.139 --> 00:00:15.390
‫ممکنه قربانی قاچاق انسان باشه.

8
00:00:15.473 --> 00:00:17.058
‫هیلی، یه چیزی بهم بده، باشه؟

9
00:00:17.142 --> 00:00:18.518
‫باید کمکم کنی پیداتون کنم.

10
00:00:18.643 --> 00:00:19.853
‫یه ایستگاه دیگه هست که ما رو می‌برن.

11
00:00:19.978 --> 00:00:21.271
‫همونجا که درخت داره.
‫اونجا بیا دنبالمون.

12
00:00:21.354 --> 00:00:23.106
‫- چی...
‫- باید بذاری برم.

13
00:00:23.148 --> 00:00:24.607
‫هیلی افتاد دستمون و کیسی دوباره...

14
00:00:24.691 --> 00:00:26.109
‫- فرستادش پیش یه قاتل.
‫- جایی که...

15
00:00:26.151 --> 00:00:27.986
‫درخت داره، واقعا در مورد درخت نیست.

16
00:00:28.069 --> 00:00:29.362
‫یه لوگوئه.

17
00:00:29.446 --> 00:00:30.864
‫بلادسو با خودروهای کمپر
‫داره جابجاشون می‌کنه.

18
00:00:31.573 --> 00:00:33.533
‫بردنشون.

19
00:00:42.792 --> 00:00:48.131
‫[یک سال قبل]

20
00:01:16.117 --> 00:01:21.122
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

21
00:01:33.134 --> 00:01:35.678
‫چرا این موقع صبح داری تیراندازی می‌کنی؟

22
00:01:35.762 --> 00:01:37.680
‫فقط دارم اعصابم رو آروم می‌کنم.

23
00:01:37.764 --> 00:01:39.849
‫پس خبری از هیلی نشد؟

24
00:01:44.604 --> 00:01:46.397
‫خیلی هم با پیدا کردنش
‫یاد مامانش رو گرامی داشتی.

25
00:02:06.000 --> 00:02:09.379
‫حدس می‌زنم که این مشت‌های ترکیبی
‫به خاطر اینه که

26
00:02:09.462 --> 00:02:11.756
‫خبری جدیدی از دخترهای گم شده نیست، ها؟

27
00:02:11.840 --> 00:02:15.176
‫کورت بلادسو و نوچه‌های عوضیش
‫هنوز مُردن،

28
00:02:15.301 --> 00:02:16.761
‫و اف‌بی‌آی هنوزم خیلی کُند

29
00:02:16.845 --> 00:02:18.680
‫داره جواب درخواست اطلاعاتمون رو میده.

30
00:02:18.763 --> 00:02:20.932
‫دو روز 24 ساعته کار کردیم

31
00:02:20.974 --> 00:02:23.518
‫و هیچ سرنخ جدید عملیاتی‌ای گیر نیاوردیم.

32
00:02:25.019 --> 00:02:27.105
‫هی.
‫به اندازه کافی گذاشتم طفره بری.

33
00:02:27.147 --> 00:02:29.607
‫باشه؟
‫باید همین امروز به خانواده ایوا خبر بدی،

34
00:02:29.649 --> 00:02:31.067
‫تحت هر شرایطی.

35
00:02:31.151 --> 00:02:32.610
‫اولویت من پیدا کردن دخترهاست.

36
00:02:32.694 --> 00:02:34.362
‫چرا باید عجله کنیم که بدترین روز مامانش
‫رو براش محقق کنیم؟

37
00:02:34.487 --> 00:02:37.949
‫چون سارا حقشه حقیقت رو بدونه، مایلز

38
00:02:37.991 --> 00:02:41.536
‫پس اولویت جدیدت اینه که
‫فرصتی برای به فرجام رسیدن بهش بدی.

39
00:02:41.661 --> 00:02:43.496
‫شاید بهتره کیسی بهش بگه.

40
00:02:43.580 --> 00:02:45.957
‫بعد می‌تونه یه سر بره در خونه مامان هیلی،

41
00:02:46.040 --> 00:02:48.209
‫بهش بگه که چطور گذاشت
‫دخترش بره.

42
00:02:52.172 --> 00:02:54.465
‫فقط داره از روی احساساتش حرف می‌زنه.

43
00:02:55.258 --> 00:02:56.843
‫یه اطلاعات جدید دارم.

44
00:02:56.968 --> 00:02:59.888
‫بلادسو یکم قبلا از اینکه بکشیمش
‫به یه تعمیرگاه رفته بود.

45
00:03:00.013 --> 00:03:01.723
‫فکر می‌کنی دخترها رو اونجا گذاشته؟

46
00:03:01.848 --> 00:03:03.349
‫شاید.
‫به گوشی تعمیرکار...

47
00:03:03.433 --> 00:03:05.351
‫زنگ زده.
‫ایلای کریگ.

48
00:03:05.435 --> 00:03:09.731
‫یارو سابقه‌ای نداره،
‫ولی ارزش پیگیری کردن رو داره.

49
00:03:09.856 --> 00:03:11.357
‫با رفت و آمد توی سراسر منطقه

50
00:03:11.441 --> 00:03:14.277
‫هزاران کیلومتر از اون کمپر کار کشیده بودن،
‫منطقیه که

51
00:03:14.360 --> 00:03:15.737
‫هر از گاهی نیاز به تعمیر هم پیدا کرده.

52
00:03:15.737 --> 00:03:17.238
‫خب، من و مایلز که امروز
‫به خانواده ایوا خبر می‌دیم،

53
00:03:17.238 --> 00:03:19.365
‫پس بقیه شما پیگیر ارتباط...

54
00:03:19.449 --> 00:03:22.535
‫بین بلادسو و این یارو تعمیرکار کریگ بشید.

55
00:03:22.619 --> 00:03:24.537
‫باید بفهمیم که نُه‌تا دختر دیگه کی هستن.

56
00:03:24.621 --> 00:03:26.539
‫عکس‌شون رو پخش کنیم،
‫ببینیم کسی می‌بینتشون یا نه.

57
00:03:26.581 --> 00:03:28.499
‫- پیگیرش می‌شم.
‫- فقط در صورتی...

58
00:03:28.583 --> 00:03:31.127
‫که گزارش بدن جواب میده،
‫نه اینکه ولشون کنن برن.

59
00:04:09.123 --> 00:04:10.750
‫مادر ایوا سر کاره، پس...

60
00:04:10.833 --> 00:04:13.544
‫اونجا بهش خبر می‌دیم.

61
00:04:13.628 --> 00:04:16.047
‫عالیه.
‫توی دفتر رین‌واتر.

62
00:04:16.130 --> 00:04:18.591
‫باید به جای اینکه برم پُز شکستم
‫رو به رئیس منطقه بدم

63
00:04:18.633 --> 00:04:19.884
‫دنبال دخترها بگردم.

64
00:04:19.968 --> 00:04:21.427
‫نباید خودت رو مقصر مبارزه‌ای بدونی

65
00:04:21.511 --> 00:04:23.596
‫که حتی رین‌واتر هم گفت از پسش برنمیاد.

66
00:04:23.638 --> 00:04:26.307
‫حق مردم بروکن راک بیشتر از ایناست.

67
00:04:26.391 --> 00:04:28.810
‫و مادر ایوا هم حقشه که بدترین خبر رو

68
00:04:28.893 --> 00:04:30.812
‫از یکی که اهمیت میده بشنوه.

69
00:04:30.895 --> 00:04:34.190
‫با اینکه برات دردناکه، مایلز...

70
00:04:35.441 --> 00:04:37.568
‫به خاطر همین باید اونجا باشی.

71
00:04:39.195 --> 00:04:40.947
‫تو قبلا از این کارها کردی؟

72
00:04:43.241 --> 00:04:46.494
‫آره، چندتاشون برای افرادی بود که
‫به خاطر تصمیمات من مردن.

73
00:04:48.454 --> 00:04:50.540
‫حتما خیلی سخته.

74
00:04:51.624 --> 00:04:52.834
‫می‌دونی...

75
00:04:54.085 --> 00:04:57.046
‫من با هواپیمای حمل جسد
‫اولین هم‌تیمی‌ای که از دست دادم رفتم.

76
00:04:57.171 --> 00:04:59.799
‫و فرمانده دوم تیم و من،
‫خبرش رو

77
00:04:59.882 --> 00:05:02.176
‫به زن و بچه‌اش دادیم.

78
00:05:03.011 --> 00:05:04.554
‫و...

79
00:05:06.139 --> 00:05:08.391
‫یه کلمه هم از دهنم در نمیومد.

80
00:05:09.684 --> 00:05:11.102
‫و بعدش، اون فرمانده دوم

81
00:05:11.185 --> 00:05:13.229
‫منو کشید کنار و بهم گفت،

82
00:05:13.354 --> 00:05:17.567
‫"ما این شغل رو انجام می‌دیم
‫چون بقیه نمی‌تونن".

83
00:05:20.862 --> 00:05:22.822
‫بلادسو از همه ایستگاه‌های کامیونی که

84
00:05:22.864 --> 00:05:25.325
‫رفته بود، پیش مکانیک زمان کمتری مونده.

85
00:05:25.408 --> 00:05:28.328
‫پس میشه گفت که نرفته بود پیش مشتری.

86
00:05:28.411 --> 00:05:30.455
‫بالاخره باید یه جایی پیاده‌شون کرده باشه،

87
00:05:30.538 --> 00:05:32.874
‫و این آخرین نقطه توقف

88
00:05:32.999 --> 00:05:34.709
‫قبل از اینه که به بلادسو رسیدیم هست.

89
00:05:36.294 --> 00:05:40.006
‫پارکینگ اون طرف خیابون
‫دوربین امنیتی داره.

90
00:05:40.089 --> 00:05:43.051
‫مطمئنم که یکیشون رو به تعمیرگاهه.

91
00:05:49.265 --> 00:05:53.436
‫مسئول پذیرش زنگ زد،
‫گفت که مأمورهای مارشال اومدن.

92
00:05:53.519 --> 00:05:55.480
‫منم گفتم نمی‌تونه حقیقت داشته باشه،

93
00:05:55.563 --> 00:05:58.983
‫چون مطمئنم که اگه اطلاعاتی

94
00:05:59.025 --> 00:06:03.112
‫در مورد دخترهای گم شده‌مون داشته باشن
‫اول به من زنگ می‌زنن.

95
00:06:03.196 --> 00:06:05.406
‫خب، اشتباه من بود، جناب.

96
00:06:05.490 --> 00:06:06.699
‫فکر کردم بجاست که

97
00:06:06.783 --> 00:06:09.035
‫اول با مادر ایوا صحبت کنیم.

98
00:06:09.869 --> 00:06:11.204
‫با اون صحبت کنید؟

99
00:06:12.080 --> 00:06:13.581
‫در چه مورد؟

100
00:06:23.132 --> 00:06:24.884
‫متوجه‌ام.

101
00:06:26.427 --> 00:06:28.763
‫دوباره بدترین ترسم محقق شد.

102
00:06:29.889 --> 00:06:31.849
‫مصیبت از معدود چیزهاییه

103
00:06:31.933 --> 00:06:34.936
‫که بروکن راک خیلی ازش داره.

104
00:06:35.853 --> 00:06:38.189
‫چطور از سرنوشت ایوا خبردار شدید؟

105
00:06:38.231 --> 00:06:40.775
‫هیلی.
‫اون به کیسی گفته.

106
00:06:40.900 --> 00:06:42.485
‫که بعدش هم کیسی گذاشته بره.

107
00:06:44.570 --> 00:06:47.323
‫ولی جناب، هیلی کاملا واضح گفته که...

108
00:06:48.241 --> 00:06:50.827
‫اگه اون میومد، بقیه دخترها کشته می‌شدن.

109
00:06:50.910 --> 00:06:52.995
‫بنابراین کیسی،

110
00:06:53.079 --> 00:06:56.416
‫این ریسک رو کرد
‫تا از بقیه‌شون محافظت کنه.

111
00:06:56.499 --> 00:07:00.086
‫بعد وقتی که نمی‌تونید پیداشون کنید
‫چطور می‌تونه ازشون محافظت کنه؟

112
00:07:04.799 --> 00:07:06.217
‫طی دو سال گذشته

113
00:07:06.259 --> 00:07:08.553
‫مفقودی 43 دختر توی مناطق سرخ‌پوستی در مونتانا

114
00:07:08.636 --> 00:07:10.388
‫گزارش شده.

115
00:07:10.471 --> 00:07:12.098
‫43؟

116
00:07:12.223 --> 00:07:15.268
‫14تاشون با مظنون شما گرین‌آیز44 ارتباط داشتن.

117
00:07:15.393 --> 00:07:18.896
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم
‫تا بقیه شکارچی‌ها رو شناسایی کنم.

118
00:07:20.189 --> 00:07:22.859
‫43 نفر حتی به نظر ممکن نمیاد.

119
00:07:22.942 --> 00:07:25.486
‫تازه اینا فقط گزارش شده‌هاست.

120
00:07:30.783 --> 00:07:33.828
‫[فرد گم شده: هیلی چارلو]

121
00:07:36.998 --> 00:07:41.127
‫مایلز، انتظار نداشتم که دوباره
‫به این زودی ببینمت.

122
00:07:42.086 --> 00:07:45.423
‫اطلاعات حساب کاربری ایوا
‫مفید واقع شد؟

123
00:07:49.135 --> 00:07:50.887
‫عه...

124
00:07:50.970 --> 00:07:53.055
‫- مسئله اینه، خانم...
‫- خانم؟

125
00:07:53.681 --> 00:07:55.141
‫تو از وقتی پوشک پات بود
‫منو خاله صدا می‌زدی.

126
00:08:02.148 --> 00:08:04.650
‫مایلز، جریان چیه؟

127
00:08:09.822 --> 00:08:13.868
‫خانم...

128
00:08:13.910 --> 00:08:15.411
‫یعنی، خاله

129
00:08:15.578 --> 00:08:16.913
‫این...

130
00:08:17.038 --> 00:08:19.081
‫مسئله...

131
00:08:19.165 --> 00:08:20.791
‫چی شده؟

132
00:08:23.252 --> 00:08:25.588
‫خیلی متاسفم، خانم

133
00:08:25.671 --> 00:08:28.049
‫ولی ایوا دیگه پیش ما نیست.

134
00:08:28.132 --> 00:08:30.426
‫آدم‌هایی که قاچاقش می‌کردن کشتنش.

135
00:08:34.305 --> 00:08:35.765
‫نه.

136
00:08:37.558 --> 00:08:39.143
‫تو رو خدا.

137
00:08:39.936 --> 00:08:41.687
‫تو رو خدا.

138
00:08:45.525 --> 00:08:46.984
‫تو رو خدا.

139
00:08:48.528 --> 00:08:50.571
‫الان ایوا در سفر بهتری به سر می‌بره.

140
00:08:50.655 --> 00:08:52.615
‫نه، ایوا.

141
00:08:52.698 --> 00:08:54.951
‫از صمیم قلب تسلیت میگم.

142
00:08:55.034 --> 00:08:57.370
‫بچه‌ام...

143
00:09:03.042 --> 00:09:04.961
‫این بلادسوئه.

144
00:09:06.462 --> 00:09:08.047
‫اون می‌تونه کریگ باشه.

145
00:09:08.130 --> 00:09:10.132
‫خیلی‌خب، پس محدوده زمانی بلادسو
‫نشون میده که

146
00:09:10.216 --> 00:09:13.886
‫ساعت 3:48 بعد از ظهر
‫دو روز پیش اونجا بوده.

147
00:09:13.970 --> 00:09:17.515
‫هشت دقیقه اونجا بوده تا اینکه...

148
00:09:20.184 --> 00:09:21.769
‫این دیگه کیه؟

149
00:09:21.852 --> 00:09:23.354
‫یه جور قرار ملاقاته؟

150
00:09:23.479 --> 00:09:26.023
‫چه مدت داخل بودن؟

151
00:09:26.148 --> 00:09:27.483
‫کمتر از پنج دقیقه.

152
00:09:33.781 --> 00:09:36.075
‫می‌تونی زوم کنی؟

153
00:09:41.956 --> 00:09:43.916
‫اون یه جلیقه‌ی باند نگهبانان آهنینـه.

154
00:09:44.000 --> 00:09:46.711
‫دخترها دست یه باند موتورسیکلت سوار خشن هستن.

155
00:09:52.216 --> 00:09:54.218
‫افسرهای شهرستان ویتلند
‫ایلای کریگ رو برامون بازداشت کردن،

156
00:09:54.343 --> 00:09:55.970
‫ولی اون وکیل گرفته و حرف نمی‌زنه.

157
00:09:56.053 --> 00:09:57.388
‫پس در بهترین حالت،

158
00:09:57.513 --> 00:09:59.223
‫دخترها تحت کنترل یه باند خلافکار موتورسوار هستن.

159
00:09:59.348 --> 00:10:01.809
‫نگهبانان آهنین
‫از اون باندهای رده‌بالا هستن.

160
00:10:01.892 --> 00:10:04.895
‫به شدت خشن و خیلی هم سازمان‌یافته هستن.

161
00:10:04.979 --> 00:10:06.522
‫توی قاچاق انسان دست دارن؟

162
00:10:06.606 --> 00:10:08.649
‫تشکیلات بزرگشون مواد و اسلحه‌ست،

163
00:10:08.733 --> 00:10:10.359
‫ولی اونا مافیای متحرکن.

164
00:10:10.484 --> 00:10:14.697
‫اگه ازش سود ببرن، انجامش میدن.

165
00:10:14.739 --> 00:10:16.490
‫اونا یه باشگاه در کووان دارن.

166
00:10:16.532 --> 00:10:18.868
‫یه کافه‌ی مخصوص موتورسوارهاست.

167
00:10:18.909 --> 00:10:22.121
‫همیشه شلوغه، خیلی هم محافظت شده‌ست.

168
00:10:22.246 --> 00:10:24.081
‫دری نیست که بخوای با لگد زیرش بیاری.

169
00:10:34.842 --> 00:10:36.844
‫باشه.
‫بیاید نظارت انجام بدیم،

170
00:10:37.011 --> 00:10:38.888
‫ببینیم می‌تونیم این دخترها رو
‫رویت کنیم یا نه.

171
00:10:42.850 --> 00:10:45.061
‫با مامان ایوا چطور گذشت؟

172
00:10:50.691 --> 00:10:53.903
‫اگه بعد از خبر مرگ دادن
‫فکر کنی خوب پیش رفته...

173
00:10:54.904 --> 00:10:56.781
‫پس درست انجامش ندادی.

174
00:10:59.992 --> 00:11:01.410
‫زبونم گرفت.

175
00:11:02.203 --> 00:11:03.371
‫همکار بابام

176
00:11:03.537 --> 00:11:05.706
‫بعد از کشتن شدنش
‫اومد به خانواده‌مون خبر داد.

177
00:11:06.499 --> 00:11:08.793
‫فقط داشت وظیفه‌اش رو انجام می‌داد
‫ولی...

178
00:11:08.876 --> 00:11:11.295
‫به خاطرش از اون متنفر شدم.

179
00:11:11.337 --> 00:11:12.838
‫پدرش رو در آوردم.

180
00:11:12.880 --> 00:11:15.257
‫تصور کردنش سخته.

181
00:11:19.637 --> 00:11:22.223
‫من توی تشییع جنازه‌ی بابام گریه نکردم.

182
00:11:24.183 --> 00:11:27.395
‫زیادی از مرگش شوکه بودم
‫که بخوام عزاداری کنم.

183
00:11:28.229 --> 00:11:30.690
‫اشک نمی‌تونه سوراخ توی قلبت رو رفع کنه.

184
00:11:30.731 --> 00:11:33.317
‫شاید نتونه، ولی...

185
00:11:34.360 --> 00:11:37.863
‫اون احساس راکد و پوچ...

186
00:11:37.905 --> 00:11:39.573
‫مدام داشت پخش می‌شد،

187
00:11:39.699 --> 00:11:42.910
‫تا اینکه غمم رو قبول کردم

188
00:11:43.077 --> 00:11:44.745
‫و بهش شکل دادم.

189
00:11:44.829 --> 00:11:46.372
‫اصلا به یه همچین دردی
‫چه‌جور شکلی

190
00:11:46.497 --> 00:11:47.748
‫باید بدی؟

191
00:11:47.873 --> 00:11:51.001
‫هر شکلی که باشه،
‫تا زمانی که خودت کنترلش کنی

192
00:11:51.085 --> 00:11:53.421
‫نه برعکس.

193
00:11:54.255 --> 00:11:57.007
‫شاید به آرومی نگهش داری.

194
00:11:57.842 --> 00:12:00.302
‫شاید ازش بگذری و به فرجام برسی.

195
00:12:02.930 --> 00:12:05.391
‫واسه هرکسی فرق می‌کنه.

196
00:12:09.270 --> 00:12:11.021
‫این جواب نمیده.

197
00:12:11.939 --> 00:12:14.775
‫اگه نمی‌تونیم بریم داخل،
‫شاید بتونیم بکشونیمشون بیرون.

198
00:12:14.859 --> 00:12:16.736
‫می‌خوای هشدار آتش‌سوزی ایجاد کنی؟

199
00:12:16.819 --> 00:12:18.612
‫زنگ بزنی بگی بمب کار گذاشته شده؟

200
00:12:18.696 --> 00:12:21.407
‫چطور می‌خوای اونا رو از پناهگاهشون
‫بکشونی بیرون؟

201
00:12:23.951 --> 00:12:25.745
‫با رفتن به سراغ چیزی که دوستش دارن.

202
00:13:04.450 --> 00:13:07.453
‫آدم‌های باشگاه دارن میان بیرون.
‫برید.

203
00:13:18.339 --> 00:13:19.840
‫دخترها اینجا نیستن.

204
00:13:23.677 --> 00:13:25.221
‫دارن برمی‌گردن داخل.

205
00:13:34.980 --> 00:13:36.315
‫خیلی‌خب، در امانید.

206
00:13:36.482 --> 00:13:38.150
‫هر اطلاعاتی که تونستی بردار.

207
00:13:55.209 --> 00:13:56.460
‫باید بریم. زود باش.

208
00:13:56.502 --> 00:13:57.878
‫تموم شد.

209
00:14:00.214 --> 00:14:02.341
‫گوشی‌ای که اطلاعاتش رو گرفتیم
‫نشون میده که دخترها ممکنه

210
00:14:02.466 --> 00:14:03.759
‫به یه گردهمایی نگهبانان آهنین

211
00:14:03.884 --> 00:14:05.219
‫در ناحیه دره‌ی رودخانه میلک برده بشن.

212
00:14:05.344 --> 00:14:07.346
‫و توی اون گردهمایی

213
00:14:07.388 --> 00:14:08.764
‫شاخه‌های باند در سراسر کشور
‫حضور پیدا می‌کنن.

214
00:14:08.889 --> 00:14:11.058
‫موتوسوارها دارن میرن توی دل طبیعت
‫و عجیب‌بازی در میارن...

215
00:14:11.225 --> 00:14:12.726
‫ممکنه خواهان دختر باشن.

216
00:14:12.852 --> 00:14:14.562
‫من یه پیام از گوشی‌ای که اطلاعاتش رو کشیدیم
‫در آوردم.

217
00:14:14.728 --> 00:14:17.189
‫نوشته بود، "بریمستون داره سرگرمی میاره".

218
00:14:17.648 --> 00:14:19.358
‫سرگرمی؟

219
00:14:19.483 --> 00:14:20.985
‫ممکنه منظورش مواد باشه، بچه‌ها.

220
00:14:21.068 --> 00:14:23.737
‫و تا جایی که ما می‌دونیم
‫بلادسو ممکنه یه جای دیگه ولشون کرده باشه.

221
00:14:23.863 --> 00:14:25.239
‫درسته؟

222
00:14:26.073 --> 00:14:27.533
‫منظورش دخترهاست.

223
00:14:28.242 --> 00:14:30.202
‫آره، این "بریمستون" کیه؟

224
00:14:30.244 --> 00:14:34.081
‫کیث استلتون، یه کوچ‌گر نگهبانان آهنینه.

225
00:14:34.164 --> 00:14:37.751
‫کوچ‌گرها ترسناک‌ترین اعضای باندهای موتوسوار هستن.

226
00:14:37.835 --> 00:14:39.962
‫به شاخه‌ای تعلق ندارن
‫و ترکیبی از...

227
00:14:40.087 --> 00:14:42.923
‫حلال مشکلات و اجرا کننده‌ی دستورات خشن باشگاه هستن.

228
00:14:43.007 --> 00:14:45.342
‫با توجه به سوابق بریمستون
‫همچین آوازه‌ای حقشونه.

229
00:14:45.384 --> 00:14:47.428
‫حمله، ضرب و شتم، سرقت مسلحانه،

230
00:14:47.553 --> 00:14:49.471
‫و اون به جرم اسلحه

231
00:14:49.555 --> 00:14:51.223
‫و توزیع مواد مخدر هم تحت پیگرد بوده.

232
00:14:51.265 --> 00:14:52.558
‫اون کسیه که می‌تونه چیزها رو آب کنه.

233
00:14:52.600 --> 00:14:53.893
‫آره، ولی می‌تونید اون رو

234
00:14:53.976 --> 00:14:55.102
‫به هر اتفاقی که توی تعمیرگاه افتاد
‫ربط بدید؟

235
00:14:55.185 --> 00:14:56.687
‫پیام‌ها نشون میده که اون

236
00:14:56.770 --> 00:14:58.898
‫یک ساعت قبل از اینکه وَن به تعمیرگاه کریگ بیاد
‫رسیده اونجا.

237
00:14:58.981 --> 00:15:00.774
‫هنوزم ارتباط ضعیفی با دخترها داره، دری.

238
00:15:00.858 --> 00:15:02.401
‫باشه؟
‫و گیفورد...

239
00:15:02.484 --> 00:15:04.737
‫بدجور بهم گیر داده که این همه زمان
‫صرف این مسئله کردیم.

240
00:15:04.778 --> 00:15:06.405
‫پس خوشحال میشه که بفهمه
‫اگه دخترها

241
00:15:06.447 --> 00:15:09.658
‫توی گردهمایی نبودن،
‫دیگه ردشون رو از دست دادیم.

242
00:15:16.874 --> 00:15:18.459
‫باشه.
‫با پلیس ایالتی و محلی تماس بگیرید،

243
00:15:18.584 --> 00:15:20.294
‫ببینید که می‌تونیم نیروهامون رو تقویت کنیم یا نه.
‫هی.

244
00:15:20.419 --> 00:15:24.798
‫و اگه بهمون کمک کردن،
‫اونوقت به گردهمایی حمله می‌کنیم.

245
00:15:54.828 --> 00:15:56.455
‫چی شده؟

246
00:15:56.538 --> 00:15:58.040
‫مزاحم‌مون رو ببخش.

247
00:15:58.999 --> 00:16:00.751
‫تیت منتظر ما بود.

248
00:16:01.502 --> 00:16:04.463
‫اومدیم کمکش کنیم برای مراسم آماده بشه،

249
00:16:04.463 --> 00:16:06.090
‫ولی اسبش نیست.

250
00:16:06.173 --> 00:16:09.176
‫تو داری از تحقیقات فاصله می‌گیری؟

251
00:16:09.301 --> 00:16:12.429
‫چون حتما زمان داره از دست میره،

252
00:16:12.471 --> 00:16:14.348
‫همینطورم امیدمون.

253
00:16:14.473 --> 00:16:17.017
‫من اومدم خونه به پسرم سر بزنم.

254
00:16:17.851 --> 00:16:19.395
‫خبر هیلی خیلی براش سنگین بود.

255
00:16:19.478 --> 00:16:21.647
‫لابد زمانش براش سخته،

256
00:16:21.730 --> 00:16:23.482
‫گذشتن یک سال بدون مادرش،

257
00:16:23.607 --> 00:16:25.859
‫و دوستی که گرگ‌ها بردنش.

258
00:16:25.943 --> 00:16:29.029
‫و پدری که اون رو به همون گله گرگ برگردوند.

259
00:16:29.154 --> 00:16:31.240
‫اومدید بهم سرکوفت بزنید؟

260
00:16:31.365 --> 00:16:33.367
‫چون خودم خیلی دارم این کارو می‌کنم.

261
00:16:33.492 --> 00:16:34.868
‫خب، اونطور که مو بهم گفته،

262
00:16:34.994 --> 00:16:37.329
‫خودت تنها رو مجازات نمی‌کردی.

263
00:16:39.456 --> 00:16:43.377
‫گوش کن، تلافی کردن یه نوع عدالته.

264
00:16:44.211 --> 00:16:46.880
‫ولی انتقام رو با فرجام اشتباه نگیر.

265
00:16:47.006 --> 00:16:48.507
‫فقط یکیشون به آدم آرامش میده.

266
00:16:48.549 --> 00:16:51.051
‫خب، من به انتقام باور دارم.

267
00:16:51.218 --> 00:16:53.178
‫هرچه ما محکم‌تر سوگ‌مون رو بگیریم،

268
00:16:53.303 --> 00:16:57.016
‫غم‌مون سایه‌ بزرگتری پشت سرمون ایجاد می‌کنه.

269
00:16:57.850 --> 00:16:59.393
‫پیدا کردن دخترهامون

270
00:16:59.518 --> 00:17:04.606
‫از اونجور فرجام‌هاییه که حتی تو هم
‫می‌تونی بهش باور داشته باشی، کیسی.

271
00:17:20.372 --> 00:17:23.250
‫وقتی این آرامش رو برامون به ارمغان آوردی،

272
00:17:23.333 --> 00:17:25.044
‫و اگه گله گرگی که

273
00:17:25.085 --> 00:17:26.962
‫بچه‌هامون رو شکار کردن
‫رو پیدا کردی...

274
00:17:27.796 --> 00:17:29.590
‫همه‌شون رو بکش.

275
00:17:39.808 --> 00:17:41.393
‫خیلی‌خب، مأمورهای فدرال به کجا رسید؟

276
00:17:41.435 --> 00:17:44.021
‫به همونجایی که مأمورهای محلی رسید: هیچ‌جا.

277
00:17:44.104 --> 00:17:45.773
‫یا منابعش رو ندارن

278
00:17:45.898 --> 00:17:47.274
‫یا در اختیارشون نمی‌ذارن.

279
00:17:47.399 --> 00:17:49.109
‫کم کم دارم درد رئیس رین‌واتر رو حس می‌کنم.

280
00:17:49.193 --> 00:17:50.778
‫پس اگه قراره به اون گردهمایی باند موتورسوارها حمله کنیم،

281
00:17:50.944 --> 00:17:52.112
‫خودمون تنهاییم.

282
00:17:52.279 --> 00:17:54.114
‫نه.
‫ما نمی‌تونیم فقط با پنج‌ نفر مسلح

283
00:17:54.281 --> 00:17:56.075
‫مستقیم به اون گردهمایی حمله کنیم.

284
00:17:56.158 --> 00:17:58.077
‫ولی ما توی گردهمایی آدم می‌فرستیم،

285
00:17:58.118 --> 00:17:59.369
‫دخترها رو پیدا می‌کنیم،

286
00:17:59.453 --> 00:18:01.413
‫اینطوری شاید تونستیم سازمان‌های دیگه
‫رو قانع کنیم بیان،

287
00:18:01.497 --> 00:18:03.040
‫نیروهامون رو افزایش بدن.

288
00:18:03.123 --> 00:18:04.750
‫اون یه گردهمایی مخصوص اعضاست، باشه؟

289
00:18:04.875 --> 00:18:06.752
‫اگه توی این باند گیرمون بندازن،

290
00:18:06.919 --> 00:18:08.587
‫توی بد مهلکه‌ای گیر می‌کنیم.

291
00:18:08.670 --> 00:18:11.215
‫یه مأمور ماشال به چشم میاد،
‫ولی یه موتوسوار نه.

292
00:18:11.298 --> 00:18:13.092
‫باشه.

293
00:18:13.133 --> 00:18:15.969
‫میشه بهم بگی که منظورت چیه؟

294
00:18:16.970 --> 00:18:18.305
‫من چند سال پیش

295
00:18:18.388 --> 00:18:20.307
‫یه مأموریت مخفی
‫علیه نگهبانان آهنین انجام دادم.

296
00:18:20.432 --> 00:18:23.519
‫هدفم یکی از اعضای شاخه سنت لوئیس بود.

297
00:18:23.602 --> 00:18:25.104
‫آره، راجع‌به اون عملیات شنیدم.

298
00:18:25.145 --> 00:18:26.897
‫بیشتر اعضای ارشد نگهبانان آهنین دستگیر شدن.

299
00:18:26.980 --> 00:18:28.607
‫اگه بل دوباره پوششش رو فعال کنه،

300
00:18:28.690 --> 00:18:30.275
‫اونوقت توی گردهمایی آدم داریم.

301
00:18:30.317 --> 00:18:32.069
‫آره و وقتی تو یهو سر و کله‌ات پیدا بشه،

302
00:18:32.152 --> 00:18:33.570
‫بهت شک می‌کنن.

303
00:18:33.612 --> 00:18:35.280
‫نه اگه یه چیزی که می‌خوان ببره.

304
00:18:35.322 --> 00:18:37.157
‫هنوزم اون شیشه‌ای که چند ماه پیش گرفتیم
‫رو داریم؟

305
00:18:37.282 --> 00:18:39.618
‫مواد فروختن یکی از

306
00:18:39.701 --> 00:18:41.662
‫سودآورترین منابع درآمد نگهبانان آهنینـه.

307
00:18:43.413 --> 00:18:45.332
‫باشه، اگه رابطتت فهمید چی به چیه،

308
00:18:45.457 --> 00:18:47.793
‫فکر کرد که داری با مواد
‫گیرشون می‌ندازی چی؟

309
00:18:47.835 --> 00:18:49.294
‫هوم، بر اساس گذشته‌مون،

310
00:18:49.336 --> 00:18:52.631
‫وقتی منو ببینه
‫کلا ذهنش یه جای دیگه میره.

311
00:18:55.634 --> 00:18:58.262
‫باشه.

312
00:18:59.346 --> 00:19:02.641
‫اگه بتونی مطمئن بشی که
‫رابطتت هم میاد اونجا،

313
00:19:02.766 --> 00:19:04.893
‫من اجازه این عملیات رو میدم.

314
00:19:45.434 --> 00:19:46.560
‫هی، رفیق.

315
00:19:57.362 --> 00:20:00.824
‫به این امید اومدم اینجا که
‫مامان منو سرحال بیاره.

316
00:20:01.700 --> 00:20:03.493
‫معمولا سر حالم میاره.

317
00:20:11.251 --> 00:20:13.587
‫باورش سخته که یک سال گذشت.

318
00:20:17.341 --> 00:20:19.426
‫می‌دونم چه حسی داری.

319
00:20:20.886 --> 00:20:24.264
‫از دست دادن مامانت حفره‌ای توی دلم ایجاد کرد
‫که هیچوقت خوب نمیشه.

320
00:20:25.682 --> 00:20:28.727
‫من نمی‌خوام به خاطر سالروزش سرحال بیام.

321
00:20:28.852 --> 00:20:30.604
‫اونی که ازش اجتناب می‌کنه
‫من نیستم.

322
00:20:36.777 --> 00:20:39.363
‫فقط همش دارم به این فکر می‌کنم که
‫اگه همون موقع که دیدیمش

323
00:20:39.446 --> 00:20:42.449
‫یه کاری می‌کردیم، الان در امان بود.

324
00:20:43.700 --> 00:20:45.911
‫تو تقصیری نداری، پسرم.

325
00:20:47.412 --> 00:20:49.790
‫تقصیرش گردن منه.

326
00:20:52.542 --> 00:20:55.128
‫مامان ما رو به اون ایستگاه کامیون هدایت کرد...

327
00:20:56.380 --> 00:20:58.799
‫و ما کاری نکردیم.

328
00:21:00.175 --> 00:21:02.261
‫من ناامیدش کردم.

329
00:21:03.345 --> 00:21:06.139
‫نه، تو هیچوقت چنین کاری نکردی.

330
00:21:08.642 --> 00:21:10.936
‫تو کل دنیاش رو روشن می‌کردی.

331
00:21:12.854 --> 00:21:16.316
‫دقیقا به همین خاطره که فردا شب
‫باید به مراسم بیای.

332
00:21:24.324 --> 00:21:27.536
‫من باید مشغول پیدا کردن هیلی باشم.

333
00:21:30.789 --> 00:21:33.333
‫رین‌واتر هم مو هنوز اینجان؟

334
00:21:35.794 --> 00:21:38.797
‫نمی‌خوام فردا هم مامان رو ناامید کنم.

335
00:21:40.757 --> 00:21:43.302
‫بالاخره یکی باید یادش رو گرامی بداره.

336
00:21:48.807 --> 00:21:51.518
‫می‌دونم بعد از شیطنتی که توی باشگاه

337
00:21:51.643 --> 00:21:53.353
‫نگهبانان آهنین انجام دادی
‫داری ازم طفره میری.

338
00:21:53.478 --> 00:21:55.022
‫شیطنت سودی هم داشت؟

339
00:21:55.147 --> 00:21:57.441
‫آره، ولی ممکنه با نابودی اموال

340
00:21:57.524 --> 00:22:01.028
‫و ورود غیرمجاز
‫یکم زیاده‌روی کرده باشید.

341
00:22:01.194 --> 00:22:03.322
‫خب، ما قبلا بهش "تاکتیک‌های حواس‌پرتی" می‌گفتیم.

342
00:22:03.363 --> 00:22:05.324
‫حیف شد که دیگه توی میدان نبرد نیستیم.

343
00:22:05.365 --> 00:22:07.492
‫چیزی که داریم براش می‌جنگیم
‫همونقدر مهمه.

344
00:22:07.534 --> 00:22:09.786
‫پسر، مدام دارم بهت هشدار میدم که
‫اگه همینطوری خارج از چارچوب قانون اقدام کنی

345
00:22:09.828 --> 00:22:11.455
‫آخر باعث اخراج‌مون میشی.

346
00:22:11.538 --> 00:22:13.832
‫تو نگران اخراج شدنی یا پیدا کردن این دخترها؟

347
00:22:16.460 --> 00:22:17.836
‫این چه کوفتیه؟

348
00:22:18.003 --> 00:22:21.256
‫داریم آماده می‌شیم تا بل رو به عنوان مأمور مخفی
‫به گردهمایی موتورسوارها بفرستیم.

349
00:22:21.381 --> 00:22:22.632
‫15 کیلو هستن.

350
00:22:22.716 --> 00:22:24.509
‫واسه وسوسه کردن نگهبانان آهنین
‫خیلی هم زیادن.

351
00:22:24.593 --> 00:22:26.011
‫تایید شد که سنجاب،

352
00:22:26.136 --> 00:22:28.722
‫رابط قدیمی‌‌ام
‫قراره توی گردهمایی حضور داشته باشه.

353
00:22:28.805 --> 00:22:30.057
‫ایول.

354
00:22:30.223 --> 00:22:32.392
‫اگه لو رفتی، خودتی و خودت.

355
00:22:34.519 --> 00:22:36.897
‫این اولین بارم نیست.

356
00:22:37.022 --> 00:22:38.523
‫اگه بتونی بهم اعتماد کنی
‫خوب میشه.

357
00:22:38.565 --> 00:22:42.444
‫آخه هیچوقت دوست نداشتم که هم‌تیمی‌ام
‫توی میدان تنها باشه.

358
00:22:43.320 --> 00:22:44.696
‫خوشحال می‌شم برای این دخترها انجامش بدم.

359
00:22:44.780 --> 00:22:46.865
‫و اگه اینو امتحان نکنیم
‫دیگه باید مرده حسابشون کنیم.

360
00:22:46.990 --> 00:22:48.867
‫خیلی‌خب، کیسی، آندریا،
‫یه مقر متحرک نیاز داریم

361
00:22:48.909 --> 00:22:51.203
‫تا گردهمایی‌شون رو زیر نظر داشته باشیم
‫و مایلز،

362
00:22:51.286 --> 00:22:52.913
‫همه جلیقه‌های ضد گلوله
‫و تفنگ‌ها رو جمع کن،

363
00:22:53.038 --> 00:22:54.331
‫شاید یه وقت اوضاع ناجور شد، باشه؟

364
00:22:54.414 --> 00:22:56.625
‫واسه مجلس رقص آماده شو، سیندرلا.

365
00:22:56.750 --> 00:22:58.085
‫دست به کار بشید.

366
00:22:59.086 --> 00:23:00.462
‫هی.

367
00:23:06.176 --> 00:23:08.261
‫به شوهرت چی می‌خوای بگی؟

368
00:23:09.179 --> 00:23:12.432
‫خب، فکر نکنم به تو ربطی داشته باشه.

369
00:23:12.599 --> 00:23:13.600
‫ربط نداره.

370
00:23:13.767 --> 00:23:17.270
‫فقط تصور می‌کنم که خیلی نگران میشه.

371
00:23:20.482 --> 00:23:23.652
‫بهش میگم که هیچ جای نگرانی‌ای نداره.

372
00:23:25.278 --> 00:23:27.989
‫آخه تو هوام رو داری.

373
00:23:41.962 --> 00:23:43.672
‫بیرون بدجور داره شلوغ پلوغ میشه.

374
00:23:43.797 --> 00:23:45.090
‫حالا صبر کن تا بعد از غروب...

375
00:23:45.215 --> 00:23:47.551
‫نئشه بشن.

376
00:23:48.385 --> 00:23:49.803
‫180 درجه عوض شدی، دختر.

377
00:23:50.011 --> 00:23:52.139
‫پنج دقیقه دیگه با رابط ‌ام قرار دارم.

378
00:23:52.180 --> 00:23:54.015
‫خیلی‌خب.
‫فقط می‌خوایم بریمستون رو پیدا کنی،

379
00:23:54.099 --> 00:23:56.017
‫به امید اینکه تو رو به دخترها برسونه.

380
00:23:57.227 --> 00:23:59.396
‫نمی‌تونی صدامون رو بشنوی...

381
00:24:00.856 --> 00:24:03.275
‫ولی توی این میکروفون هست.

382
00:24:04.901 --> 00:24:06.528
‫مراقب خودت باش، دختر.

383
00:24:21.793 --> 00:24:23.879
‫هـو!

384
00:24:26.131 --> 00:24:27.591
‫ممکنه این کار اشتباه باشه.

385
00:24:27.632 --> 00:24:29.468
‫خیلی‌ها دارن نگاهش می‌کنن.

386
00:24:29.509 --> 00:24:30.886
‫اگه یه مشت موتوسوار

387
00:24:31.011 --> 00:24:32.179
‫بهش نگاه نمی‌کردن
‫بیشتر نگران می‌شدم.

388
00:24:32.304 --> 00:24:35.432
‫من که اثری از دخترها نمی‌بینم.

389
00:24:35.515 --> 00:24:37.392
‫اگه دیدینشون، آماده اقدام بشید.

390
00:24:38.226 --> 00:24:40.145
‫سنجاب رو دیدم.

391
00:24:40.187 --> 00:24:41.897
‫خیلی‌خب، شروع شد.

392
00:24:43.523 --> 00:24:44.941
‫خیلی پررویی که اومدی اینجا، برندی.

393
00:24:45.025 --> 00:24:48.069
‫بعد از اینکه دیگه جوابم رو ندادی
‫مأمورها ریختن سرمون.

394
00:24:48.153 --> 00:24:49.821
‫نصف شاخه‌مون رو گرفتن.

395
00:24:49.946 --> 00:24:51.406
‫منم گیر افتادم.

396
00:24:51.490 --> 00:24:55.368
‫توی آیداهو سیتی با یک کیلو کریستال.

397
00:24:55.494 --> 00:24:58.246
‫هوم. داستان می‌بافی.

398
00:24:58.330 --> 00:25:00.332
‫اوه، جدی؟

399
00:25:02.667 --> 00:25:04.002
‫اوه، جواب اینکه

400
00:25:04.127 --> 00:25:06.004
‫لوت ندادم اینه؟

401
00:25:06.129 --> 00:25:07.422
‫فکر کردی که می‌تونی همینطوری بیای

402
00:25:07.506 --> 00:25:09.633
‫و دقیقا از همون اوضاع سابق ادامه بدی؟

403
00:25:09.758 --> 00:25:12.385
‫من الان زن دارم.
‫شارلین رو یادته؟

404
00:25:12.511 --> 00:25:14.471
‫من واسه کار اومدم.

405
00:25:14.596 --> 00:25:15.639
‫هوم.

406
00:25:15.722 --> 00:25:17.766
‫جنس‌های تازه‌ای دارم که باید آب کنم.

407
00:25:18.725 --> 00:25:20.185
‫من ترفیع گرفتم.

408
00:25:20.310 --> 00:25:21.978
‫دیگه معامله‌های کوچیک نمی‌کنم.

409
00:25:22.020 --> 00:25:23.813
‫اوه، عزیزم.

410
00:25:24.606 --> 00:25:26.107
‫کوچیک، ها؟

411
00:25:26.191 --> 00:25:27.817
‫این شیشه‌ی خالصه.

412
00:25:27.901 --> 00:25:29.819
‫پنج کیلو دستمه، ده کیلو دیگه هم آماده دارم.

413
00:25:29.903 --> 00:25:31.363
‫دنبال یه شریکم.

414
00:25:31.905 --> 00:25:33.949
‫یکی می‌شناسم که کارش همینه، عزیزم.

415
00:25:35.784 --> 00:25:37.619
‫این یارو یکی از کله‌گنده‌هاست.

416
00:25:37.744 --> 00:25:39.037
‫- آها.
‫- بذار من حرف بزنم.

417
00:25:39.120 --> 00:25:41.081
‫نه بابا.
‫بل کارش درسته.

418
00:25:41.206 --> 00:25:43.166
‫اگه بهترین دروغ‌ها
‫90 درصدشون حقیقت داره،

419
00:25:43.291 --> 00:25:44.960
‫من سوالاتی از بل دارم.

420
00:25:45.085 --> 00:25:47.379
‫اگه قاچاقچی‌ای که قراره ببینتش
‫بریمستون نباشه،

421
00:25:47.462 --> 00:25:49.256
‫باید ابتکار به خرج بدیم.

422
00:25:52.259 --> 00:25:55.428
‫یه پیشنهاد کاری برات داره.

423
00:26:03.270 --> 00:26:05.397
‫- چی برام داری؟
‫- نمی‌دونم،

424
00:26:05.480 --> 00:26:07.232
‫بستگی داره.

425
00:26:07.315 --> 00:26:08.733
‫تو دیگه کی هستی؟

426
00:26:08.775 --> 00:26:11.194
‫کوچ‌گر.

427
00:26:12.779 --> 00:26:15.365
‫منو بریمستون صدا می‌کنن، عزیز جان.

428
00:26:20.495 --> 00:26:22.205
‫شوخی نمی‌کردی.

429
00:26:22.289 --> 00:26:23.582
‫چقدر داری؟

430
00:26:23.707 --> 00:26:25.750
‫15 کیلو،

431
00:26:25.875 --> 00:26:27.252
بسته بندی شده

432
00:26:28.128 --> 00:26:29.796
‫و می‌خوای برات آبش کنم؟

433
00:26:29.879 --> 00:26:31.965
‫درسته.

434
00:26:32.048 --> 00:26:34.926
‫من درست می‌کنم، تو می‌فروشی.

435
00:26:35.760 --> 00:26:37.429
‫قرارمون همینه.

436
00:26:38.263 --> 00:26:39.806
‫هوم.

437
00:26:39.889 --> 00:26:43.685
‫از اونجایی که یه چیزی جور در نمیاد،
‫خیلی مطمئن نیستم بتونیم شریک بشیم.

438
00:26:47.897 --> 00:26:50.233
‫چرا با این سنجاب بدبخت بیچاره می‌گردی؟

439
00:26:51.026 --> 00:26:52.652
‫نمی‌دونم.

440
00:26:52.777 --> 00:26:56.281
‫به گمونم همیشه به چشم یه سکوی پرتاب
‫بهش نگاه کردم،

441
00:26:56.281 --> 00:26:57.782
‫تا به یه چیز...

442
00:26:58.658 --> 00:27:00.035
بهتر برسم

443
00:27:03.580 --> 00:27:06.374
‫امشب داریم با یه مقدار محصول دیگه
‫به کلگری قاچاق انجام می‌دیم.

444
00:27:06.416 --> 00:27:08.168
‫خریدار جنس تو رو هم می‌خره.

445
00:27:09.169 --> 00:27:12.964
‫همینجا بمون.
‫بعدا برمی‌گردم تا شراکت‌مون رو رسمی کنم.

446
00:27:13.048 --> 00:27:14.549
‫بیشتر می‌خوره مواد باشه تا دختر.

447
00:27:14.591 --> 00:27:16.718
‫- توی کلگری چه خبره؟
‫- یه نقطه توزیعه.

448
00:27:16.801 --> 00:27:18.970
‫اگه چیزی توی کانادا غیرقانونی باشه،
‫از اونجا قاچاقش می‌کنن.

449
00:27:19.095 --> 00:27:20.930
‫اگه دخترها از مرکز توزیع سر در بیارن،

450
00:27:21.056 --> 00:27:22.849
‫از همدیگه جداشون می‌کنن
‫و می‌فروشنشون.

451
00:27:22.932 --> 00:27:25.226
‫و برای همیشه ناپدید می‌شن.

452
00:27:33.276 --> 00:27:36.112
‫من میرم یه قدمی بزنم...

453
00:27:36.237 --> 00:27:38.740
‫آره، من می‌شناسمت.

454
00:27:39.616 --> 00:27:42.369
‫موهات فرق کرده، ولی قبلا دیدمت.

455
00:27:43.244 --> 00:27:44.913
‫ها.

456
00:27:44.996 --> 00:27:46.706
‫توی شهر استورجیس منو دیدی؟

457
00:27:47.582 --> 00:27:49.250
‫نه.

458
00:27:49.292 --> 00:27:51.252
‫- توی لون استار منو دیدی.
‫- نه،

459
00:27:51.294 --> 00:27:53.338
‫فکر کنم چند هفته پیش
‫روی صندلی سوم

460
00:27:53.463 --> 00:27:56.716
‫میز بلک‌جکِ کافه لفینگ الک دیدمت.

461
00:27:56.800 --> 00:27:58.134
‫اوهوم.

462
00:27:58.259 --> 00:28:00.261
‫اسمت تورک یا همچین چیزیه.

463
00:28:02.263 --> 00:28:03.515
‫بیا بریم.

464
00:28:03.640 --> 00:28:05.684
‫بریمستون خوشش نمیاد که داری

465
00:28:05.809 --> 00:28:08.144
‫- دست به خانم جدیدش می‌زنی.
‫- لو رفته.

466
00:28:08.269 --> 00:28:09.896
‫تورک؟
‫نه، اونو...

467
00:28:09.979 --> 00:28:11.272
‫با یکی دیگه اشتباه گرفته.

468
00:28:11.314 --> 00:28:13.233
‫خودش حلش می‌کنه.

469
00:28:13.316 --> 00:28:15.235
‫اگه وارد عمل بشیم، دخترها ناپدید می‌شن.
‫خودش از پسش برمیاد.

470
00:28:15.318 --> 00:28:16.611
‫اگه این یارو بل رو گیر بندازه،

471
00:28:16.695 --> 00:28:18.446
‫عمرا دیگه بریمستون رو ببینیم.

472
00:28:18.530 --> 00:28:19.823
‫ولم کن.

473
00:28:19.948 --> 00:28:21.116
‫آره؟

474
00:28:21.157 --> 00:28:23.118
‫و باشگاه هم به افراد نفوذی...

475
00:28:23.159 --> 00:28:25.954
‫روی خوش نشون نمیده، پس راه بیفت.

476
00:28:26.663 --> 00:28:28.832
‫باشه، برو.
‫توجه جلب نکن.

477
00:28:36.756 --> 00:28:38.591
‫هی. نوشیدنی نداری؟

478
00:28:48.017 --> 00:28:51.062
‫بریمستون محموله‌اش رو کجا نگه می‌داره؟

479
00:28:56.651 --> 00:28:58.778
‫- اینجا چه خبر شده؟
‫- عزیزم،

480
00:28:58.862 --> 00:29:00.155
‫داشت بهم دست‌درازی می‌کرد.

481
00:29:00.238 --> 00:29:02.323
‫- ای عوضی.
‫- آه...

482
00:29:10.540 --> 00:29:12.375
‫الان دیگه پشت جبهه‌ی دشمن هستیم.

483
00:29:12.459 --> 00:29:15.128
‫و اون دخترها هم قراره ناپدید بشن.

484
00:29:21.092 --> 00:29:22.635
‫- بریمستون کجاست؟
‫- بعد از دورانی که داشتیم،

485
00:29:22.719 --> 00:29:24.304
‫تو یه مأمور کثیفی؟

486
00:29:24.345 --> 00:29:26.139
‫جوابت اشتباه بود.

487
00:29:26.264 --> 00:29:28.349
‫یالا سنجاب، کمکمون کن.

488
00:29:28.475 --> 00:29:29.976
‫- برو به درک.
‫- تو زندگی‌ای با شارلین می‌‌خوای،

489
00:29:30.059 --> 00:29:31.811
‫یا می‌خوای باقی عمرت رو
‫توی زندان بگذرونی؟

490
00:29:31.895 --> 00:29:36.232
‫بگو بریمستون چطور داره
‫دخترها رو قاچاق می‌کنه.

491
00:29:39.402 --> 00:29:41.070
‫من از هیچ دختری خبر ندارم.

492
00:29:42.238 --> 00:29:43.490
‫باشه، باشه!

493
00:29:43.573 --> 00:29:45.825
‫داره با کامیون پشت اینجا
‫قاچاق انجام میده.

494
00:29:47.994 --> 00:29:50.163
‫خیلی‌خب، دنبال کامیون بریمستون بگردید.

495
00:29:50.288 --> 00:29:52.999
‫عمرا از اینا بگذریم.

496
00:29:53.124 --> 00:29:55.877
‫مأمورهای مارشال هستیم!
‫پراکنده بشید!

497
00:29:56.002 --> 00:29:57.378
‫بجنبید!

498
00:29:59.714 --> 00:30:01.925
‫دیدمشون.

499
00:30:03.384 --> 00:30:05.303
‫دارن حرکت می‌کنن.

500
00:30:06.679 --> 00:30:09.307
‫هی!
‫بریمستون.

501
00:30:10.099 --> 00:30:12.101
‫می‌خوام دوباره مذاکره کنیم.

502
00:30:12.185 --> 00:30:15.396
‫می‌دونستم که دردسرت زیاده.

503
00:30:15.522 --> 00:30:16.564
‫هی! هی!

504
00:30:16.689 --> 00:30:18.233
‫مأمورهای فدرال اومدن!
‫مأمورهای فدرال اومدن!

505
00:30:25.990 --> 00:30:27.575
‫منو پوشش بده.

506
00:31:07.699 --> 00:31:10.577
‫مواده.

507
00:31:15.623 --> 00:31:18.251
‫ما مأمورهای مارشال هستیم.
‫شما در امانید.

508
00:31:24.382 --> 00:31:26.426
‫موفق شدی.
‫تو ما رو به اینجا کشوندی.

509
00:31:26.551 --> 00:31:28.428
‫جایی که درخت داره.

510
00:31:28.553 --> 00:31:30.638
‫آره.

511
00:31:35.852 --> 00:31:37.645
‫ممنون.

512
00:31:40.607 --> 00:31:43.026
‫رئیس رین‌واتر می‌خواست ازتون تشکر کنم.

513
00:31:43.109 --> 00:31:46.154
‫همه دخترها توی بیمارستان سرخ‌پوست‌ها
‫تحت مراقبت هستن.

514
00:31:46.237 --> 00:31:48.406
‫برگشتن پیش خانواده‌شون.

515
00:31:48.531 --> 00:31:50.366
‫ممنونم که توی مبارزه شرکت کردی.

516
00:31:50.450 --> 00:31:52.035
‫این تیم هم برای همین ایجاد شده.

517
00:31:52.076 --> 00:31:53.286
‫برای همین علت‌هایی.

518
00:31:53.369 --> 00:31:55.163
‫ما این شغل رو انجام می‌دیم
‫چون بقیه نمی‌تونن.

519
00:31:57.957 --> 00:32:00.460
‫بدون ماتا هاری از پسش برنمیومدیم.

520
00:32:00.668 --> 00:32:02.879
درمورد کافه چی می گفت؟

521
00:32:03.713 --> 00:32:04.923
‫چه می‌دونم.

522
00:32:05.006 --> 00:32:07.675
‫اون یارو یه چیزی زده بود.

523
00:32:07.759 --> 00:32:09.093
‫آره، واقعا.

524
00:32:09.218 --> 00:32:11.596
‫من بیشتر باورم میشه یه موتورسوار خوشگل باشی
‫تا اهل شرط ‌بندی.

525
00:32:11.721 --> 00:32:14.307
‫حتما آماده‌ای که از این شخصیت در بیای.

526
00:32:19.228 --> 00:32:20.438
‫من بهتر بلدم دخترهای گم شده پیدا کنم

527
00:32:20.563 --> 00:32:22.857
‫تا اینکه دوباره با دختر خودم ارتباط بگیرم.

528
00:32:26.152 --> 00:32:28.446
‫ببین، اگه می‌خوای،
‫امشب همراهیت می‌کنم.

529
00:32:28.571 --> 00:32:30.657
‫می‌تونیم بریم کافه...

530
00:32:31.407 --> 00:32:33.576
‫فقط مجبورش کن تصمیمش رو بگیره.

531
00:32:36.871 --> 00:32:39.248
‫به نظرم بهتره از پیروزی‌مون لذت ببرم

532
00:32:39.332 --> 00:32:43.836
‫تا اینکه با یه شکست دیگه با مدی مواجه بشم.

533
00:32:45.338 --> 00:32:46.547
‫آره.

534
00:32:48.216 --> 00:32:50.385
‫حالا که دخترها رو پیدا کردیم...

535
00:32:51.219 --> 00:32:53.137
‫گفتم اینو بهت نشون بدم.

536
00:32:53.262 --> 00:32:55.431
‫ساختمون روبروی آپارتمان من
‫یه واحد خالی داره.

537
00:32:55.515 --> 00:32:57.475
‫اگه می‌خوای از بروکن راک بری،

538
00:32:57.600 --> 00:32:59.227
‫اونجا جای بدکی نیست.

539
00:33:00.436 --> 00:33:02.772
‫باشه. مرسی.

540
00:33:30.925 --> 00:33:32.010
‫عصبانی نشو.

541
00:33:32.135 --> 00:33:34.345
‫این بار فاصله‌ام رو حفظ کردم.

542
00:33:35.805 --> 00:33:38.307
‫آدم‌خوار واقعا خوشگله.

543
00:33:39.100 --> 00:33:41.394
‫برای مادرت حرف نداشت.

544
00:33:42.854 --> 00:33:45.314
‫امروز عجیب خوشحال می‌زنی.

545
00:33:45.356 --> 00:33:47.191
‫یعنی با هیلی پیشرفتی حاصل کردی؟

546
00:33:50.611 --> 00:33:52.447
‫برش گردوندیم، پسرم.

547
00:33:54.073 --> 00:33:56.826
‫کل ده‌تا دختر
‫برگشتن پیش خانواده‌هاشون.

548
00:34:05.084 --> 00:34:07.795
‫و تو هم شیوه خودت رو پیدا کنی
‫که یاد مامان رو گرامی بداری.

549
00:34:39.994 --> 00:34:43.790
‫[پیدا شد]

550
00:35:16.405 --> 00:35:18.282
‫عجیبه که می‌بینم به منطقه سرخ‌پوست‌ها برگشتی.

551
00:35:20.326 --> 00:35:22.620
‫فقط خوشحالم که تصمیم گرفتی
‫این کارو کنی.

552
00:35:23.412 --> 00:35:25.081
‫من اومدم از تو حمایت کنم، پسرم.

553
00:35:27.834 --> 00:35:30.837
‫فقط ای کاش گردنبند مامان رو پیدا می‌کردم.

554
00:35:30.920 --> 00:35:32.672
‫ولی به گمونم
‫اینجا بودن تو رو ترجیح میدم.

555
00:35:34.966 --> 00:35:36.467
‫بابابزرگ!

556
00:35:41.514 --> 00:35:43.141
‫از دیدنت خوشحالم.

557
00:35:43.266 --> 00:35:45.476
‫اینم روحیه که فکر نمی‌کردم امروز ببینیم.

558
00:35:47.812 --> 00:35:51.983
‫از دست دادن مونیکا
‫به قدر کافی سخت بود.

559
00:35:52.108 --> 00:35:55.903
‫حضورت باعث میشه احساس کنم که...

560
00:35:57.155 --> 00:35:59.782
‫یه پسر رو هم از دست ندادم.

561
00:36:00.825 --> 00:36:02.869
‫متاسفانه حالا حالاها گیر من افتادی، آقا.

562
00:36:05.496 --> 00:36:07.248
‫ممنون.

563
00:36:08.708 --> 00:36:10.168
‫ممنون، پسرم.

564
00:36:13.838 --> 00:36:15.965
‫زود باش نوه، بیا بریم.

565
00:36:23.014 --> 00:36:25.600
‫این واقعا یه سورپرایزه.

566
00:36:26.475 --> 00:36:29.020
‫امروز سرشار از سورپرایز بوده.
‫سورپرایزهای خوب.

567
00:36:29.937 --> 00:36:33.107
‫پیدا کردن هیلی و اون دخترها
‫درمانی بود که همه‌مون بهش نیاز داشتیم.

568
00:36:33.941 --> 00:36:35.902
‫آره، من یه بار به مونیکا گفتم

569
00:36:35.985 --> 00:36:39.906
‫که اون به خاطر اینکه همه‌چیزش رو به خطر انداخت
‫تفاوتی ایجاد کرد.

570
00:36:40.740 --> 00:36:42.950
‫شاید اینو از تو یاد گرفته بود.

571
00:36:44.577 --> 00:36:47.663
‫یاد کردن از عزیزان‌مون مایه‌ی افتخاره.

572
00:36:55.755 --> 00:36:57.256
‫اگه ما می‌تونیم باهم زخمی بشیم،

573
00:36:57.381 --> 00:36:59.217
‫خب، می‌تونیم باهم سوگواری هم کنیم.

574
00:36:59.342 --> 00:37:01.344
‫از اومدن همه‌تون ممنونم.

575
00:37:01.385 --> 00:37:04.555
‫تو می‌خوای بری وایسی؟
‫برای مونیکا؟

576
00:37:04.680 --> 00:37:07.225
‫نه، اینو به تیت و پدربزرگش می‌سپارم.

577
00:37:08.351 --> 00:37:09.435
‫ممنون، مایلز.

578
00:37:11.854 --> 00:37:13.689
‫خیلی خوشحالیم که اومدی.

579
00:37:14.690 --> 00:37:17.068
‫بهت افتخار می‌کنیم، مایلز.

580
00:37:17.193 --> 00:37:19.528
‫به نظر نمیاد که کسی از خونه‌ات بیرونت کنه.

581
00:37:20.696 --> 00:37:22.365
‫من هیچ‌جا نمیرم.

582
00:37:30.081 --> 00:37:31.457
‫ما رو ببخشید.

583
00:37:40.925 --> 00:37:42.343
‫خاله.

584
00:37:44.262 --> 00:37:46.389
‫متاسفم که تو و ایوا رو ناامید کردم.

585
00:37:46.472 --> 00:37:48.015
‫بس کن، مایلز.

586
00:37:49.725 --> 00:37:54.397
‫به لطف تو، بالاخره می‌تونم سوگواری کنم.

587
00:37:54.480 --> 00:37:57.275
‫همه‌تون خوش اومدید.

588
00:37:57.400 --> 00:37:59.443
‫این روش ما...

589
00:37:59.568 --> 00:38:01.612
‫برای قدردانی از ارواح

590
00:38:01.737 --> 00:38:04.198
‫خانواده‌ی بروکن راک ماست

591
00:38:04.282 --> 00:38:07.451
‫که طی سال گذشته از دنیا رفتن.

592
00:38:07.576 --> 00:38:10.121
‫اونا در اینجا آماده...

593
00:38:10.246 --> 00:38:13.165
‫و برای سفرشون محافظت می‌شن.

594
00:38:14.458 --> 00:38:16.711
‫میشه اعضای خانواده جلو بیان؟

595
00:39:00.796 --> 00:39:02.340
‫پیداش کردی؟

596
00:39:03.215 --> 00:39:05.676
‫از وقتی مامانت ترکمون کرد
‫نگهش داشته بودم.

597
00:39:06.635 --> 00:39:09.388
‫شاید دیگه وقتشه که ازش دل بکنم.

598
00:39:36.040 --> 00:39:41.003
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

