1
00:00:03,878 --> 00:00:05,797
‫آنچه گذشت...

2
00:00:05,880 --> 00:00:07,507
‫اون عملیات آخری
‫همه‌چیز رو عوض کرد.

3
00:00:07,632 --> 00:00:09,384
‫به قدر کافی درگیری دارم که شب‌ها
‫فریاد زنان از خواب بیدار بشم.

4
00:00:09,467 --> 00:00:11,052
‫من دلتنگ چیزی‌ هستم که تو اینجا داری.

5
00:00:11,136 --> 00:00:12,887
‫هی. بیا بشین، کَل.
‫مهمون من.

6
00:00:12,971 --> 00:00:14,130
‫فکر کنم بندازمش واسه یه وقت دیگه.

7
00:00:14,180 --> 00:00:15,515
‫بعد از تمام سختی‌هایی که باهم کشیدیم،

8
00:00:15,640 --> 00:00:17,225
‫نمی‌تونی بشینی یه نوشیدنی باهام بخوری؟

9
00:00:17,350 --> 00:00:18,351
‫وقتی ازش خواستم باهم بیرون بریم

10
00:00:18,435 --> 00:00:19,803
‫نمی‌دونستم دختر توئه.

11
00:00:19,853 --> 00:00:21,020
‫ایزابل تورک، درسته؟

12
00:00:21,104 --> 00:00:22,138
‫تیم منو به فامیلیِ اسکینر می‌شناسن.

13
00:00:22,188 --> 00:00:23,356
‫دوست دارم همینطوری بمونه.

14
00:00:23,440 --> 00:00:24,849
‫می‌خوای دوباره سوار اون اسب بشی؟

15
00:00:24,899 --> 00:00:26,317
‫مطمئن نیستم آمادگیش رو داشته باشم.

16
00:00:26,401 --> 00:00:27,569
‫تو میگی که کلگ
‫داره این کارها رو به خاطر تو می‌کنه؟

17
00:00:27,652 --> 00:00:29,237
‫پس تمرکزت رو بذار روی نجات دادن دری.

18
00:00:29,320 --> 00:00:31,030
‫هنوزم نظرم در مورد اینجا قطعی نیست،
‫ولی...

19
00:00:31,114 --> 00:00:33,867
‫تا زمانی که اینجام،
‫خوشحالم با تو توی یه تیم هستم.

20
00:00:45,044 --> 00:00:50,049
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

21
00:00:54,053 --> 00:00:55,555
‫صبح بخیر، گاوچرون.

22
00:00:55,638 --> 00:00:57,098
‫نمی‌دونستم هنوزم اینجایی.

23
00:00:57,223 --> 00:01:01,227
‫من دختری نیستم که یواشکی بذارم برم.
‫قهوه می‌خوری؟

24
00:01:04,939 --> 00:01:07,275
‫یه وقت رو نگیری.

25
00:01:10,737 --> 00:01:13,239
‫خب، بذار یه چیزی رو بهت بگم، کایو.

26
00:01:13,323 --> 00:01:15,950
‫اگه توی نیروی دریایی
‫هم‌تیمی‌هایی مثل آندریا داشتیم،

27
00:01:16,034 --> 00:01:17,452
‫هنوزم تکاور دریایی بودم.

28
00:01:19,120 --> 00:01:21,748
‫گروگان گرفته شدن توسط خانواده کلگ
‫به قدر کافی شکنجه نبود؟

29
00:01:21,831 --> 00:01:24,626
‫کی می‌دونست که نمی‌تونم جلوی قدرت
‫یه خواننده کانتری مقاومت کنم؟

30
00:01:24,751 --> 00:01:26,127
‫خب، اگه می‌خوای هزینه اتاق و خوراک

31
00:01:26,211 --> 00:01:28,079
‫مهمونت رو بدی، باید امروز

32
00:01:28,129 --> 00:01:29,339
‫چراگاه‌های پایینی رو آماده کنی.

33
00:01:30,340 --> 00:01:32,634
‫خب، می‌خوای دست‌هات رو با من کثیف کنی؟

34
00:01:32,717 --> 00:01:35,879
‫اوه، نمی‌تونم.
‫روانشناس بهم مجوز برگشت به کار رو داد.

35
00:01:35,929 --> 00:01:37,380
‫بعد از دو هفته؟

36
00:01:37,430 --> 00:01:38,681
‫چی بگم خب؟
‫من آدم سرسختی‌ام.

37
00:01:38,932 --> 00:01:42,769
‫اگه اخیرا نگفتم،
‫بازم ممنون که جونم رو نجات دادی.

38
00:01:50,693 --> 00:01:52,403
‫- تو حالت خوبه؟
‫- آره.

39
00:01:52,487 --> 00:01:55,406
‫داری صورت مایلز رو
‫روی کیسه‌بوکس تصور می‌کنی؟

40
00:01:55,490 --> 00:01:56,616
‫نه.

41
00:01:56,741 --> 00:01:59,535
‫ناجور بودن قضیه کاریه که مدی می‌کنه.

42
00:01:59,619 --> 00:02:02,247
‫قرار گذاشتن با یه آدم خوب
‫کار ناجوریه؟

43
00:02:02,372 --> 00:02:04,532
‫چون حاضر نیست گذشته رو ببخشه

44
00:02:04,582 --> 00:02:05,867
‫نمی‌ذاره توی زندگیش دخیل باشم،

45
00:02:05,917 --> 00:02:08,745
‫بعد الان با یکی که برام کار می‌کنه
‫بیرون میره؟

46
00:02:08,795 --> 00:02:10,296
‫آره، معلومه که کار ناجوریه.

47
00:02:10,421 --> 00:02:12,799
‫خیلی‌خب، اینو به خودت ربط نده، باشه؟

48
00:02:12,924 --> 00:02:14,968
‫زمان طرف توئه.

49
00:02:16,386 --> 00:02:20,890
‫کَل، اگه می‌خوای فرصت دومی بهت بده،
‫الگوی اون باش.

50
00:02:20,974 --> 00:02:23,935
‫یکم بخشش به مایلز نشون بده.

51
00:02:24,018 --> 00:02:26,271
‫شاید مدی هم همین کارو واسه تو کرد.

52
00:02:28,773 --> 00:02:30,975
‫اداره فدرال زندان‌ها
‫ازمون می‌خواد چندتا زندانی رو...

53
00:02:31,025 --> 00:02:33,945
‫امروز عصر از یه زندان ایالتی
‫به یه زندان فدرال منتقل کنیم و...

54
00:02:34,028 --> 00:02:35,863
‫گمونم می‌خوان تخت‌هاشون خالی بشه
‫و...

55
00:02:35,989 --> 00:02:38,157
‫تو فکرم که تو و دری رو بفرستم
‫ولی...

56
00:02:38,282 --> 00:02:39,534
‫نظر تو چیه؟

57
00:02:39,659 --> 00:02:40,702
‫به نظرت بعد از مصیبتش با خانواده کلگ

58
00:02:40,827 --> 00:02:42,036
‫آماده برگشتن به میدان هست؟

59
00:02:42,120 --> 00:02:45,039
‫به نظرم اگه آماده نباشه،
‫باید بفهمیم.

60
00:02:46,374 --> 00:02:49,711
‫بهتره وقتی که آدم بدها زنجیر شدن
‫امتحانش کنیم.

61
00:02:50,711 --> 00:03:00,711
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

62
00:03:42,221 --> 00:03:45,675
‫اوه، اوه، اوه.
‫آروم باش. آروم.

63
00:03:45,725 --> 00:03:48,519
‫اوه، آروم، آروم باش.

64
00:03:53,399 --> 00:03:56,110
‫اوه، اوه، اوه.
‫آروم، آروم باش.

65
00:04:14,253 --> 00:04:17,131
‫پروژه‌های احیاءسازی منو باش.

66
00:04:17,215 --> 00:04:18,382
‫این اسب درکم می‌کنه.

67
00:04:19,634 --> 00:04:21,761
‫وقتی 450 کیلو خشم بهت تکیه کرده باشه

68
00:04:21,844 --> 00:04:23,304
‫به سختی میشه تو فکر گذشته بود، ها؟

69
00:04:23,429 --> 00:04:25,214
‫اسب‌های نر بهترین دفاعیه که

70
00:04:25,264 --> 00:04:26,974
‫در برابر طوفان‌های توی ذهنم پیدا کردم.

71
00:04:28,059 --> 00:04:29,760
‫هنوز گاوچرونت نکرده؟

72
00:04:29,810 --> 00:04:31,604
‫استتسون شروع خوبیه.

73
00:04:32,939 --> 00:04:34,398
‫بعد از تمام کارهایی که برام کردی،

74
00:04:34,482 --> 00:04:36,601
‫مطمئن نیستم که لیاقت همچین هدیه خوبی رو داشته باشم.

75
00:04:36,651 --> 00:04:38,653
‫راستش خودمم اونو هدیه گرفتم.

76
00:04:38,736 --> 00:04:41,606
‫یکی به من هدیه‌اش داد،
‫گفت مال من زیادی کثیفه.

77
00:04:41,656 --> 00:04:44,116
‫مشخصه نمی‌دونن واسه چیه.

78
00:04:45,910 --> 00:04:47,328
‫می‌دونی، من وقتی اومدم در خونه‌ات

79
00:04:47,453 --> 00:04:49,780
‫به ته خط رسیده بودم.

80
00:04:49,830 --> 00:04:51,791
‫حالا حس می‌کنم که شروع جدیدی پیدا کردم.

81
00:04:53,125 --> 00:04:54,502
‫ممنونم.

82
00:05:09,600 --> 00:05:11,686
‫امروز با اسب نیومدی؟

83
00:05:11,811 --> 00:05:13,971
‫سوارکاری توی برنامه‌ام نیست.

84
00:05:14,021 --> 00:05:15,806
‫کیسی ازم کمک خواست.

85
00:05:15,856 --> 00:05:17,525
‫کایو ترجیح میده با تمساح سرشاخ بشه

86
00:05:17,650 --> 00:05:18,935
‫ولی از کسی کمک نخواد.

87
00:05:18,985 --> 00:05:20,111
‫حتما مهمه.

88
00:05:20,194 --> 00:05:22,196
‫آره و فوق محرمانه هم هست.

89
00:05:22,280 --> 00:05:24,824
‫اوه، نمی‌دونستم مهمون دارید.

90
00:05:24,907 --> 00:05:25,992
‫سلام، من دالی‌ام.
‫توی کافه باهم آشنا شدیم.

91
00:05:26,075 --> 00:05:26,993
‫اوه، خوب می‌دونم کی هستی.

92
00:05:28,494 --> 00:05:29,662
‫می‌خوای با پروژه کیسی کمک کنی؟

93
00:05:29,745 --> 00:05:30,997
‫اوه، واقعا کاش می‌تونستم،

94
00:05:31,122 --> 00:05:34,000
‫ولی کَل زنگ زد.
‫امروز باید سر کار باشم.

95
00:05:34,125 --> 00:05:35,618
‫مطمئنی آماده‌ای؟

96
00:05:35,668 --> 00:05:37,954
‫یا باید غرق بشم یا شنا کنم،
‫درست میگم، ملوان؟

97
00:05:38,004 --> 00:05:39,330
‫بعدا توی کافه می‌بینمت؟

98
00:05:39,380 --> 00:05:40,790
‫یه میز دو نفره می‌گیرم.

99
00:05:40,840 --> 00:05:42,341
‫باشه.

100
00:05:43,426 --> 00:05:46,178
‫می‌تونی تنهایی به اسب‌ها برسی؟

101
00:05:46,304 --> 00:05:48,431
‫مثل آب خوردنه، کایو.

102
00:05:56,772 --> 00:05:57,940
‫هی، هی!

103
00:05:58,024 --> 00:05:59,942
‫- بنازم!
‫- خوش برگشتی.

104
00:06:00,026 --> 00:06:02,320
‫میشه لطفا بزرگش نکنید؟

105
00:06:02,403 --> 00:06:05,489
‫اوه، حالا دیگه نمی‌خواد خجالتی‌بازی در بیاری، دختر.

106
00:06:05,573 --> 00:06:07,616
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫دارید خجالت‌زده‌اش می‌کنید.

107
00:06:07,700 --> 00:06:09,318
‫زود باش، برگردید سر کار.

108
00:06:09,368 --> 00:06:10,870
‫خیلی‌خب.
‫آماده‌ای که برگردی به عملیات؟

109
00:06:10,995 --> 00:06:14,281
‫دو هفته ارزیابی روانی
‫پدرم رو در آورد.

110
00:06:14,331 --> 00:06:15,074
‫دلم لک زده واسه شکار رفتن.

111
00:06:15,124 --> 00:06:16,542
‫تو و بل قراره پنج‌تا زندانی

112
00:06:16,625 --> 00:06:19,336
‫که هنوز محاکمه نشدن رو از آتکینز
‫تا رکسبرگ اسکورت کنید، باشه؟

113
00:06:19,462 --> 00:06:22,456
‫قراره یه اختلاس‌گر،

114
00:06:22,506 --> 00:06:25,292
‫یه دکتر تعرض‌گر
‫و چندتا قاتل رو اسکورت کنیم.

115
00:06:25,342 --> 00:06:27,336
‫حداقل از خانواده کلگ بهتره.

116
00:06:27,386 --> 00:06:29,505
‫یه انتقال زندانی معمولیه، باشه؟

117
00:06:29,555 --> 00:06:32,558
‫باید برگشت دوباره راحتی برات باشه، دری.

118
00:06:34,310 --> 00:06:37,688
‫بهت هشدار دادم،
‫آشپزی من به پای بابام نمی‌رسه، ولی...

119
00:06:37,772 --> 00:06:39,640
‫خیلی خوبه که می‌خوای یه شام دورهمی
‫واسه تولد گرت بگیری.

120
00:06:39,690 --> 00:06:43,235
‫اون خیلی درگیر گذشته‌اش بوده.

121
00:06:43,319 --> 00:06:45,279
‫می‌خوام قدر زمان حال رو بدونه.

122
00:06:46,739 --> 00:06:50,076
‫چند نفر قراره از کیک وارونه‌ی مخصوص خانواده ویور
‫لذت ببرن؟

123
00:06:50,201 --> 00:06:51,869
‫فقط بچه‌های تیم هستن،
‫پس...

124
00:06:51,952 --> 00:06:54,080
‫شیش یا اگه کَل بیاد هفت نفر.

125
00:06:55,915 --> 00:06:58,033
‫پنج مأمور مارشال به علاوه گرت
‫می‌شید شیش نفر.

126
00:06:58,083 --> 00:07:00,536
‫فکر کردی ازت می‌خوام کیک بپزی
‫بعد به مهمونی دعوتت نمی‌کنم؟

127
00:07:00,586 --> 00:07:03,839
‫بعد از رفتارم توی شام قبلی‌ای که اینجا داشتیم،

128
00:07:03,923 --> 00:07:05,591
‫سرزنشت هم نمی‌کنم.

129
00:07:23,400 --> 00:07:24,735
‫گرت!

130
00:08:29,216 --> 00:08:32,553
‫گرت. گرت.

131
00:08:44,690 --> 00:08:46,191
‫خبری نشد؟

132
00:08:46,275 --> 00:08:48,694
‫دکترها هنوز مشغولن.

133
00:08:49,445 --> 00:08:50,446
‫تو دود زیادی استنشاق کردی.

134
00:08:50,529 --> 00:08:52,031
‫شاید بهتره معاینه بشی.

135
00:08:53,115 --> 00:08:53,991
‫من خوبم.

136
00:08:55,743 --> 00:08:57,828
‫گرت کسی رو داره که بهش خبر بدیم؟

137
00:08:59,163 --> 00:09:01,949
‫دری، الان آخرین فرصتت که انصراف بدی.

138
00:09:01,999 --> 00:09:04,335
‫بهت نمیاد عین این مامان‌های سختگیر رفتار کنی.

139
00:09:05,377 --> 00:09:07,212
‫من ردیفم.

140
00:09:07,296 --> 00:09:08,339
‫من که میگم عین سابق شده.

141
00:09:12,551 --> 00:09:14,003
‫هی کیسی، چه خبر؟

142
00:09:14,053 --> 00:09:15,471
‫یه بخاری قدیمی توی طویله

143
00:09:15,554 --> 00:09:17,056
‫اتصالی کرد و آتش‌سوزی راه افتاد.

144
00:09:18,098 --> 00:09:20,968
‫من توی بیمارستانم.
‫پیش گرت.

145
00:09:21,018 --> 00:09:22,344
‫چی؟

146
00:09:22,394 --> 00:09:23,812
‫چقدر حالش خرابه؟

147
00:09:23,896 --> 00:09:26,565
‫ناجوره.
‫به نظر سوختگی درجه دو میاد.

148
00:09:26,690 --> 00:09:29,685
‫حتی نمی‌خوام به ریه‌هاش فکر هم بکنم.

149
00:09:29,735 --> 00:09:33,188
‫بیام اونجا؟
‫چه کاری ازم برمیاد؟

150
00:09:33,238 --> 00:09:35,199
‫جز صبر کردن کاری نمیشه کرد.

151
00:09:35,282 --> 00:09:38,202
‫دعا کن، اگه اعتقادی داری.
‫در جریان قرارت میدم.

152
00:09:41,997 --> 00:09:43,824
‫- چیه؟
‫- چی شده؟

153
00:09:43,874 --> 00:09:45,709
‫گرت توی بیمارستانه.

154
00:09:45,834 --> 00:09:48,045
‫- چی؟
‫- توی مزرعه کیسی آتیش‌سوزی شده.

155
00:09:48,128 --> 00:09:49,505
‫سوختگی پیدا کرده.

156
00:09:49,588 --> 00:09:51,498
‫صبر کن، استنشاق دود داشته؟
‫یعنی،

157
00:09:51,548 --> 00:09:52,883
‫نگران ریه‌هاش هستن یا...

158
00:09:52,966 --> 00:09:54,218
‫مطمئنم که کیسی به تو هم توضیح میده.

159
00:09:54,301 --> 00:09:55,928
‫اگه می‌خوای بری بیمارستان

160
00:09:56,053 --> 00:09:57,513
‫من می‌تونم انتقال زندانی‌ها رو انجام بدم.

161
00:09:57,596 --> 00:09:59,431
‫کیسی گفت که کاری جز صبر کردن
‫نمی‌تونیم انجام بدیم.

162
00:10:03,185 --> 00:10:04,887
‫نباید کاری کنم که گیفورد فکر کنه
‫برای برگشت به کار

163
00:10:04,937 --> 00:10:05,929
‫آماده نیستم.

164
00:10:05,979 --> 00:10:07,022
‫کار حواس‌پرتی خوبیه.

165
00:10:07,106 --> 00:10:09,900
‫باشه. مایلز، تو اینجا بمون.

166
00:10:18,992 --> 00:10:22,830
‫می‌دونم که تو کلی کار داری،
‫پس اگه باید بری...

167
00:10:23,580 --> 00:10:26,625
‫نمی‌ذارم تنهایی با این جریان رو به رو بشی.

168
00:10:30,712 --> 00:10:32,089
‫خبر چی داری؟

169
00:10:32,965 --> 00:10:33,966
‫هیچی نگفتن.

170
00:10:34,091 --> 00:10:35,634
‫هوم.
‫آره، به نظر همه چیزی به کسی نمیگن.

171
00:10:35,759 --> 00:10:37,302
‫خب، تو حاضر نشدی یه نوشیدنی
‫با دابل‌جی بخوری.

172
00:10:37,386 --> 00:10:40,138
‫گفتم نمی‌خوای براش انتظار هم بکشی.

173
00:10:44,685 --> 00:10:46,061
‫خب، چه اتفاقی افتاد؟

174
00:10:47,271 --> 00:10:48,647
‫یه آتیش‌سوزی توی طویله رخ داد.

175
00:10:48,730 --> 00:10:52,943
‫گرت دوید داخل تا اسب‌ها رو نجات بده.
‫خیلی قهرمانانه بود.

176
00:10:55,445 --> 00:10:56,738
‫آره، اینجا بودن دابل‌جی

177
00:10:56,822 --> 00:10:58,615
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی
‫برام پیچیده‌ست.

178
00:10:58,699 --> 00:11:01,827
‫من آوردمش توی براوو.

179
00:11:01,910 --> 00:11:03,120
‫من بهش روحیه دادم،

180
00:11:03,203 --> 00:11:04,663
‫و پرورشش دادم تا یکی از اعضای تیم‌ها بشه.

181
00:11:04,746 --> 00:11:06,623
‫که بعد با گرفتن درجه‌اش
‫همه اینا رو ازش گرفتی.

182
00:11:08,750 --> 00:11:10,285
‫آقای گاروی توی بخش ریکاوری هستن.

183
00:11:10,335 --> 00:11:11,879
‫الان می‌تونید ببینیدش.

184
00:11:12,963 --> 00:11:15,173
‫حس می‌کنم فقط شما تکاورهای دریایی
‫باید برید دیدنش.

185
00:11:15,299 --> 00:11:16,842
‫باشه.

186
00:11:30,147 --> 00:11:31,481
‫بهم گفتن که قراره پنج‌تا زندانی منتقل کنیم.

187
00:11:31,565 --> 00:11:33,692
‫لحظه آخری یکی اضافه شد.
‫سامانتا کلارکسون.

188
00:11:33,817 --> 00:11:35,319
‫توی زندان ایالتی حبس گرفته،

189
00:11:35,402 --> 00:11:37,613
‫ولی دستیار دادستان کل ازمون خواست
‫برای یه قرار ملاقات بفرستیمش.

190
00:11:37,696 --> 00:11:39,823
‫به قدر کافی توی اتوبوس جا هست.

191
00:11:39,906 --> 00:11:42,200
‫- ممنون که جلوتر خبر دادید.
‫- یه مشت...

192
00:11:42,284 --> 00:11:43,485
‫آدم‌کش بین اینا هست.

193
00:11:43,535 --> 00:11:44,870
‫بعد تو نگران یه پیرزنی؟

194
00:11:44,995 --> 00:11:46,496
‫- از شانس تو، من مسلح نیستم.
‫- صحیح.

195
00:11:46,580 --> 00:11:48,373
‫سوارشون کنید.

196
00:12:04,556 --> 00:12:08,310
‫زنه رو ببرید عقب ماشین.
‫من جلو پیش مَردها می‌شینم.

197
00:12:12,606 --> 00:12:14,316
‫اون چی بود؟

198
00:12:14,399 --> 00:12:15,859
‫حالت خوبه؟

199
00:12:15,942 --> 00:12:17,361
‫آره، خوبم.

200
00:12:17,444 --> 00:12:19,521
‫اونی که ذهنش باید نظارت بشه من نیستم.
‫تو خوبی؟

201
00:12:19,571 --> 00:12:21,031
‫از این بهتر نمی‌شم.

202
00:12:33,126 --> 00:12:35,712
‫اسب‌ها چطورن، کایو؟

203
00:12:35,796 --> 00:12:37,873
‫نجاتشون دادی، برادر.

204
00:12:37,923 --> 00:12:40,175
‫اون اسب نر می‌دونست که
‫می‌تونه بهت اعتماد کنه.

205
00:12:40,258 --> 00:12:44,012
‫ظاهرم چطوره، افسر ارشد؟

206
00:12:44,846 --> 00:12:46,390
‫ما رو بدجور ترسوندی، دابل‌جی.

207
00:12:46,515 --> 00:12:50,936
‫آره، کم کم دارم قدر غریزهٔ بقام رو می‌دونم.

208
00:12:53,146 --> 00:12:55,349
‫آقای گاروی.
‫من دکتر رابرتز هستم.

209
00:12:55,399 --> 00:12:58,518
‫یه جراح تروما این بیمارستان.
‫حالتون چطوره؟

210
00:12:58,568 --> 00:13:02,781
‫به سرحالی صبح که بیدار شدم نیستم.

211
00:13:03,949 --> 00:13:05,784
‫کِی می‌تونه بره خونه؟

212
00:13:05,909 --> 00:13:07,569
‫هنوز به اونجا نرسیدیم.

213
00:13:07,619 --> 00:13:10,455
‫آزمایشات خون آقای گاوری
‫پروتئین‌های التهابی بالا رو نشون میدن.

214
00:13:10,580 --> 00:13:11,790
‫دقیقا یعنی چی؟

215
00:13:11,915 --> 00:13:14,084
‫نشون میده که سوختگی‌هاش

216
00:13:14,167 --> 00:13:17,796
‫نسبت به نتیجه معاینهٔ بصری‌‌ توی اورژانس
‫شدیدتر هستن.

217
00:13:17,879 --> 00:13:19,589
‫می‌خوام شما رو برای جراحی دبریدمان آماده کنم.

218
00:13:19,673 --> 00:13:22,592
‫الان ریه‌هاش تحمل جراحی رو دارن؟

219
00:13:22,717 --> 00:13:25,595
‫ظرفیت ریوی آقای گاروی
‫نگرانی درستیه،

220
00:13:25,679 --> 00:13:28,557
‫اما برنداشتن بافت درحال مرگ
‫اطراف زخم‌هاش،

221
00:13:28,640 --> 00:13:32,310
‫احتمال عفونت و سپسیس رو افزایش میده.

222
00:13:38,817 --> 00:13:40,443
‫تصمیم با خودته.

223
00:13:41,236 --> 00:13:44,397
‫وقتی دوتا برادرهام پیشم باشن...

224
00:13:44,447 --> 00:13:46,783
‫با هر نبردی مواجه می‌شم.

225
00:13:51,830 --> 00:13:53,748
‫تو از پسش برمیای، برادر.

226
00:13:56,334 --> 00:13:57,619
‫هی.

227
00:13:57,669 --> 00:14:00,505
‫هیچوقت خارج از مبارزه نیستی، دابل‌جی.

228
00:14:41,504 --> 00:14:44,716
‫اون موقع داشتی یه جوری به همکارم نگاه می‌کردی؟

229
00:14:45,550 --> 00:14:47,719
‫چیزی بهت نگفت؟

230
00:14:47,802 --> 00:14:49,846
‫بل آدم سربسته‌ایه.

231
00:14:49,929 --> 00:14:52,223
‫پس نمی‌خواد سعی کنی ازش سر در بیاری.

232
00:14:55,018 --> 00:14:57,562
‫شاید سامانتا اونو از نای شناخته.

233
00:14:58,480 --> 00:15:00,181
‫نای چیه؟

234
00:15:00,231 --> 00:15:03,518
‫همه در مورد فاجعه معدن نای
‫در سال 2007 خبر دارن.

235
00:15:03,568 --> 00:15:08,073
‫دختری که من می‌شناختم
‫رویاهای بزرگتری نسبت به مأمور شدن داشت.

236
00:15:25,590 --> 00:15:27,384
‫صدام رو می‌شنوی؟

237
00:15:29,052 --> 00:15:30,929
‫حالت خوبه؟

238
00:15:32,263 --> 00:15:34,599
‫بل؟ صدام رو می‌شنوی؟

239
00:15:35,725 --> 00:15:36,476
‫خوبی؟

240
00:15:36,518 --> 00:15:38,228
‫وای، خدای من.

241
00:15:38,853 --> 00:15:40,271
‫بل.

242
00:15:42,232 --> 00:15:44,017
‫حالت خوبه؟

243
00:15:44,067 --> 00:15:46,611
‫چه اتفاقی افتاد؟

244
00:15:46,736 --> 00:15:49,364
‫سنگ ریزش کرد.
‫نگهبان و راننده مردن،

245
00:15:49,447 --> 00:15:50,440
‫و سه‌تا زندانی هم فرار کردن.

246
00:15:50,490 --> 00:15:51,533
‫زندانی‌های باقی مونده

247
00:15:51,616 --> 00:15:56,413
‫بدجور صدمه دیدن
‫و سنگ‌های ریزش کرده مانع کار تیم‌های امداد و نجات می‌شن.

248
00:15:58,456 --> 00:16:00,208
‫باید درخواست کمک بدیم.

249
00:16:02,085 --> 00:16:03,420
‫این یارو با من.

250
00:16:10,343 --> 00:16:12,137
‫عکس فراری‌ها رو

251
00:16:12,220 --> 00:16:13,763
‫برای پخش به رسانه‌ها بفرستید،

252
00:16:13,847 --> 00:16:16,716
‫و مطمئن شید که اطلاعات تماس گیرنده‌ها رو بگیرن.

253
00:16:16,766 --> 00:16:18,226
‫باورت نمیشه.

254
00:16:18,309 --> 00:16:19,936
‫اون اتوبوس زندانی‌هایی که بل و آندریا
‫داشتن اسکورت می‌کردن

255
00:16:20,061 --> 00:16:21,938
‫زیر ریزش سنگ‌ گیر کرده.

256
00:16:22,021 --> 00:16:23,098
‫حال اون و بل خوبه؟

257
00:16:23,148 --> 00:16:24,274
‫دارن به زخمی‌ها رسیدگی می‌کنن،

258
00:16:24,357 --> 00:16:26,601
‫ولی سه مرد خشن فرار کردن.

259
00:16:26,651 --> 00:16:28,236
‫زمان‌بندیش افتضاحه.

260
00:16:28,319 --> 00:16:30,321
‫هی ببین، مایلز داره میاد اینجا،
‫پس...

261
00:16:30,447 --> 00:16:33,108
‫به قدر کافی نفر داریم.

262
00:16:33,158 --> 00:16:34,067
‫گرت اینجا بهت نیاز داره.

263
00:16:34,117 --> 00:16:36,161
‫کسی جا گذاشته نمیشه.

264
00:16:43,793 --> 00:16:44,911
‫حالش چطوره؟

265
00:16:44,961 --> 00:16:49,507
‫خب، ضربه ناجوری خورده،
‫ولی...

266
00:16:49,632 --> 00:16:51,342
‫حالش خوب میشه.

267
00:16:51,467 --> 00:16:53,628
‫صدمه مغزی خفیف.

268
00:16:53,678 --> 00:16:57,632
‫اوه درسته، درک ریورز،
‫همون متخصص زنان و زایمان کثیف.

269
00:16:57,682 --> 00:17:00,852
‫مجوزت رو به خاطر سوءاستفاده از بیمارها
‫موقع بیهوشی...

270
00:17:00,977 --> 00:17:01,928
‫ازت گرفتن.

271
00:17:01,978 --> 00:17:04,522
‫آره، فکر کنم...
‫دستبندهاش رو باز نمی‌کنیم.

272
00:17:04,647 --> 00:17:07,609
‫من اصلا بدترین هیولایی که توی این اتوبوس مونده نیستم.

273
00:17:07,692 --> 00:17:09,485
‫به نظر بی‌طرفانه‌ تو که آره.

274
00:17:09,569 --> 00:17:11,988
‫هیئت منصفه سامانتا رو

275
00:17:12,071 --> 00:17:14,532
‫به جرم نابودی زندگی صدها نفر محکوم کرد.

276
00:17:14,657 --> 00:17:16,985
‫بریم به بقیه رسیدگی کنیم.

277
00:17:17,035 --> 00:17:18,995
‫داری میگی که اون یه قاتل زنجیره‌ای چیزی بوده؟

278
00:17:19,078 --> 00:17:22,373
‫اون توی معدنش
‫قوانین ایمنی رو نادیده گرفت.

279
00:17:23,541 --> 00:17:26,002
‫وضعیت اونا چیه؟

280
00:17:27,337 --> 00:17:29,380
‫پای سامانتا درد شدید داره.

281
00:17:31,299 --> 00:17:34,177
‫باشه.
‫خب، خودت بهش رسیدگی کن.

282
00:17:36,679 --> 00:17:38,723
‫در نبودتون بهتر نشده.

283
00:17:40,350 --> 00:17:42,060
‫شاید شکسته باشه؟

284
00:17:44,687 --> 00:17:45,980
‫چه ناجور.

285
00:17:46,064 --> 00:17:49,901
‫مأمورهای مارشال
‫آموزش‌های پزشکی اضطراری دیدن.

286
00:17:50,026 --> 00:17:53,571
‫برخلاف بعضی‌ها، وقتی پای امنیت وسط باشه
‫ما اهل ماست مالی کردن نیستیم.

287
00:17:55,615 --> 00:17:57,408
‫همکارت اینو بهت گفته؟

288
00:17:57,533 --> 00:18:00,361
‫نه، ولی اینکه مدام داره از تو دوری می‌کنه

289
00:18:00,411 --> 00:18:03,748
‫یعنی احتمالا تو خانواده‌اش رو نابود کردی.

290
00:18:06,626 --> 00:18:10,505
‫محض اطلاعت، تقصیر مدیرعامل بود.

291
00:18:10,588 --> 00:18:12,256
‫اون از راه راحت
‫خودش رو خلاص کرد.

292
00:18:12,340 --> 00:18:14,092
‫بازپرس‌ها به یه سپر بلا نیاز داشتن.

293
00:18:14,217 --> 00:18:18,262
‫من مدیر اجرایی ارشد بودم،
‫بنابراین اومدن سراغ من.

294
00:18:23,768 --> 00:18:26,062
‫پلیس‌های کوروین اسپرینگز میگن
‫که کسی از فراری‌ها هست

295
00:18:26,145 --> 00:18:28,272
‫- که توی شهر آشنا داشته باشن؟
‫- هیچ دوست شناخته شده...

296
00:18:28,356 --> 00:18:31,234
‫یا خانواده‌ای اونجا ندارن.
‫فقط وانتی که

297
00:18:31,317 --> 00:18:34,112
‫از کمپ شکارچی نزدیک محل چپ شدن اتوبوس
‫دزدیده شده بود رو پیدا کردن.

298
00:18:34,237 --> 00:18:36,522
‫زندانی‌ یه خودرو واسه فرار دزدیده،
‫پس چرا ولش کرده؟

299
00:18:36,572 --> 00:18:39,400
‫شاید واسه اینکه با یه وسیله نقلیه متفاوت فرار کنه.

300
00:18:39,450 --> 00:18:42,403
‫می‌دونی، قطارهای باری از کوروین اسپرینگز می‌گذرن.

301
00:18:42,453 --> 00:18:44,956
‫می‌تونی سوار یکی از اونا بشی،
‫از ایست‌ بازرسی‌ها اجتناب کنی،

302
00:18:45,081 --> 00:18:46,908
‫راحت به سمت آزادی فرار کنی.

303
00:18:46,958 --> 00:18:49,127
‫هوشمندانه‌ست.

304
00:18:55,883 --> 00:18:57,552
‫می‌دونی، اگه احترام گذاشتن به حد و مرز اون
‫برام مهم نبود

305
00:18:57,635 --> 00:19:00,304
‫می‌پرسیدم که اوضاع بین تو و مدی چطوره.

306
00:19:02,557 --> 00:19:05,218
‫حس می‌کنم یه چیز واقعی‌ای بین‌مون وجود داره.

307
00:19:05,268 --> 00:19:08,721
‫خب، این شغل خیلی سریع خرابش می‌کنه.

308
00:19:08,771 --> 00:19:09,981
‫خیلی سنگدلانه‌ست.

309
00:19:10,106 --> 00:19:11,732
‫خب می‌دونی، حقایق سخت معمولا همینطورن.

310
00:19:11,816 --> 00:19:12,984
‫کار منو می‌فرستاد عملیات.

311
00:19:13,025 --> 00:19:14,652
‫مامان مدی رو تحت فشار قرار داد،

312
00:19:14,735 --> 00:19:16,729
‫و با گذر زمان، ترک‌های توی زندگی مشترک

313
00:19:16,779 --> 00:19:18,064
‫بی برو برگرد به شکستگی تبدیل شدن.

314
00:19:18,114 --> 00:19:19,949
‫اگه من یه تکاور دریایی بودم
‫این اطلاعات به دردم می‌خورد.

315
00:19:20,032 --> 00:19:23,619
‫شغل متفاوتی بود،
‫ولی خسارت جانبیش فرقی نداره.

316
00:19:23,703 --> 00:19:24,904
‫پس خوبه.

317
00:19:24,954 --> 00:19:26,781
‫یعنی خوبه که هنوز برای تموم کردنش دیر نشده؟

318
00:19:26,831 --> 00:19:28,624
‫خوبه که من مثل تو نیستم.

319
00:19:34,130 --> 00:19:36,416
‫شریان‌بند سامانتا رو بررسی کردی؟

320
00:19:36,466 --> 00:19:38,676
‫من یه جورایی اینجا مشغول بودم.

321
00:19:38,801 --> 00:19:41,963
‫فکر می‌کردم فقط منم که درگیری‌های ذهنی‌ام رو
‫با خودم به عملیات آوردم.

322
00:19:42,013 --> 00:19:43,514
‫منظورت چیه؟

323
00:19:43,598 --> 00:19:45,850
‫تو داری عصبانیتت نسبت به سامانتا رو
‫به انجام وظیفه‌ات ترجیح میدی.

324
00:19:45,933 --> 00:19:47,593
‫اونوقت چرا باید از دستش عصبانی باشم؟

325
00:19:47,643 --> 00:19:50,188
‫معدنش شهری که اهلشی رو نابود کرد.

326
00:19:51,105 --> 00:19:53,691
‫اگه اونی که به بابام شلیک کرد
‫توی این اتوبوس بود،

327
00:19:53,816 --> 00:19:55,485
‫منم عصبانی می‌شدم.

328
00:19:55,568 --> 00:19:57,111
‫ولی لطفا، به خودت بیا.

329
00:19:57,195 --> 00:19:59,780
‫دیگه چی گفت؟

330
00:19:59,864 --> 00:20:01,824
‫ادعا کرد بی‌گناهه.

331
00:20:01,908 --> 00:20:04,535
‫ادعا کرد که حادثه تقصیر مدیرعامل بود،

332
00:20:04,660 --> 00:20:06,871
‫"اون از راه راحت خودش رو خلاص کرد".

333
00:20:08,122 --> 00:20:10,499
‫از راه راحت
‫خودش رو خلاص کرد.

334
00:20:17,215 --> 00:20:19,834
‫اون از جیب خودش
‫به قربانی‌ها...

335
00:20:19,884 --> 00:20:21,677
‫و خانواده‌هاشون پول داد.

336
00:20:21,761 --> 00:20:23,387
‫بعد هم که پول تموم کرد،

337
00:20:23,471 --> 00:20:25,181
‫خودش رو اعدام کرد.

338
00:20:25,264 --> 00:20:29,602
‫اونم دقیقا به اندازه پدرم
‫دست‌هاش به خون آلوده‌ست.

339
00:20:31,437 --> 00:20:33,856
‫بابای تو مدیرعامل معدن بود؟

340
00:20:35,149 --> 00:20:37,401
‫اون همه دفعاتی که از بابای مُرده‌ام گفتم،

341
00:20:37,526 --> 00:20:39,904
‫اصلا به ذهنت خطور نکرد که بگی
‫بابای تو هم مرده؟

342
00:20:40,029 --> 00:20:43,991
‫خب، بابای تو به عنوان یه قهرمان مرد.

343
00:20:44,075 --> 00:20:48,196
‫من مجبور شدم به خاطر پدرم
‫از شهر برم و زندگی جدیدی رو شروع کنم.

344
00:20:48,246 --> 00:20:51,707
‫عادیه که اینقدر دارم خونریزی می‌کنم؟

345
00:20:54,710 --> 00:20:57,204
‫- اوه.
‫- وای خدا.

346
00:20:57,254 --> 00:20:58,422
‫باید پاش رو جا بندازیم

347
00:20:58,547 --> 00:21:00,333
‫و وضعیتش رو پایدار کنیم،
‫اگه نمی‌خوایم...

348
00:21:00,383 --> 00:21:02,426
‫تا قبل از رسیدن کمک
‫از شدت خونریزی بمیره.

349
00:21:05,763 --> 00:21:07,598
‫این باید کفایت کنه.

350
00:21:08,599 --> 00:21:10,559
‫آماده‌ای؟

351
00:21:20,069 --> 00:21:21,520
‫قراره دردت بگیره.

352
00:21:21,570 --> 00:21:24,907
‫حتما درد تحمیل کردن برات ارثیه.

353
00:21:30,287 --> 00:21:31,580
‫چطور پیش رفت؟

354
00:21:31,664 --> 00:21:33,833
‫یکم بهش وقت بده.
‫داروها قوی هستن.

355
00:21:44,135 --> 00:21:47,471
‫فکر کنم ممکنه روی اون تخت مرده باشم.

356
00:21:48,889 --> 00:21:50,641
‫رونر رو دیدم.

357
00:21:51,600 --> 00:21:52,393
‫تو روبراهی، پسر.

358
00:21:52,643 --> 00:21:54,895
‫من هوات رو دارم.

359
00:21:54,979 --> 00:21:56,981
‫کَل کجاست؟

360
00:21:58,649 --> 00:22:03,771
‫از سر کار خواستنش.
‫می‌خواست بمونه.

361
00:22:03,821 --> 00:22:05,865
‫مطمئنم که می‌خواست بمونه.

362
00:22:07,032 --> 00:22:09,285
‫فقط به کَل بگو...

363
00:22:10,995 --> 00:22:12,613
‫بهش بگو...

364
00:22:12,663 --> 00:22:14,999
‫متاسفم.

365
00:22:16,167 --> 00:22:18,836
‫بابت چی متاسفی؟

366
00:22:33,350 --> 00:22:35,311
‫چقدر اینجا هوا سرده.

367
00:22:35,394 --> 00:22:36,854
‫طوفان سرما داره نزدیک میشه.

368
00:22:36,937 --> 00:22:38,639
‫آره.
‫خب، اگه این فراری‌ها رو نگیریم

369
00:22:38,689 --> 00:22:40,808
‫طوفان در مقابل خشم هری هیچی نیست.

370
00:22:40,858 --> 00:22:41,809
‫هی. کلانتر هالینگز؟

371
00:22:41,859 --> 00:22:42,902
‫بله. آره.

372
00:22:43,027 --> 00:22:44,862
‫مأمورهای مارشال کلوین و کیتل.

373
00:22:44,987 --> 00:22:47,198
‫- خوشوقتم.
‫- شکارچی گزارش کرده...

374
00:22:47,281 --> 00:22:48,866
‫یه کلت برتا و 1911 توی وانت بوده
‫که دزدیده بود.

375
00:22:49,033 --> 00:22:50,493
‫ما هیچ اسلحه‌ای توی وانت پیدا نکردیم.

376
00:22:50,576 --> 00:22:53,037
‫بقیه افرادم رفته ریل‌های قطار رو می‌گردن.

377
00:22:53,162 --> 00:22:55,706
‫فراری‌های مسلح و خطرناک.

378
00:22:55,789 --> 00:22:56,916
‫همچین اتفاقاتی اینجا رخ نمیده.

379
00:22:57,041 --> 00:22:59,160
‫آره. پس چرا اینجا؟

380
00:22:59,210 --> 00:23:03,047
‫چرا اینجا وایسادن؟
‫اون وانت بلیط فرارشون بوده.

381
00:23:03,130 --> 00:23:05,382
‫ممکنه خبر اومدن طوفان سرما رو شنیدن،

382
00:23:05,466 --> 00:23:07,843
‫خواستن آذوقه بگیرن.

383
00:23:08,969 --> 00:23:11,172
‫هی، ما یه نگاهی به اون فروشگاه می‌ندازیم.

384
00:23:11,222 --> 00:23:13,557
‫- شاید بهتره همینجا منتظر بمونی؟
‫- حله.

385
00:23:19,271 --> 00:23:20,731
‫هی.

386
00:23:20,856 --> 00:23:23,108
‫بیا نگیم مأموریم.

387
00:23:23,234 --> 00:23:24,401
‫اوهوم.

388
00:23:25,694 --> 00:23:27,279
‫فقط هرکاری کردم بکن.

389
00:24:02,022 --> 00:24:04,608
‫می‌دونم تو کی هستی.
‫توی تلوزیون دیدمت.

390
00:24:04,775 --> 00:24:05,943
‫زنگ می‌زنم پلیس.

391
00:24:06,026 --> 00:24:07,569
‫رفیق.

392
00:24:10,781 --> 00:24:13,117
‫همه بخوابید روی زمین!
‫کسی نمیره!

393
00:24:13,242 --> 00:24:15,995
‫صبر کن، نه. نمی‌تونیم.
‫خیلی‌ها وسط درگیری‌ان.

394
00:24:16,120 --> 00:24:17,655
‫بخوابید روی زمین!

395
00:24:17,705 --> 00:24:19,290
‫گوشی‌هاتون رو می‌خوام!

396
00:24:19,456 --> 00:24:21,834
‫اگه کسی دست از پا خطا بکنه،
‫کارش تمومه.

397
00:24:24,503 --> 00:24:25,796
‫چیکار کنیم؟

398
00:24:25,963 --> 00:24:27,006
‫حرکت کنید.
‫فورا!

399
00:24:27,131 --> 00:24:28,549
‫بجنبید!

400
00:24:30,426 --> 00:24:32,219
‫هرکاری که گفتن.

401
00:24:45,315 --> 00:24:48,152
‫حالش چطوره؟

402
00:24:48,235 --> 00:24:51,271
‫بیدار میشه و می‌خوابه.
‫بیشتر خوابه.

403
00:24:51,321 --> 00:24:53,323
‫گفت که روی میز جراحی مرده.

404
00:24:54,324 --> 00:24:55,659
‫به خاطر مُسکن‌هاست.

405
00:24:55,784 --> 00:24:57,611
‫از فردا دیگه بهش اکسی‌کدون نمی‌دیم.

406
00:24:57,661 --> 00:24:58,946
‫پس خطر رو پشت سر گذاشته؟

407
00:24:58,996 --> 00:25:00,664
‫سطح اشباع اکسیژنش

408
00:25:00,748 --> 00:25:02,207
‫همچنان پایینه.

409
00:25:02,332 --> 00:25:04,952
‫ریه‌هاش دچار صدمات گرمایشی و دودی زیادی شدن.

410
00:25:05,002 --> 00:25:08,172
‫این مجاری تنفسی و قلبش رو
‫تحت فشار زیادی قرار میده.

411
00:25:20,267 --> 00:25:21,635
‫عه...

412
00:25:21,685 --> 00:25:25,230
‫بابا فردا قراره یه پیشنهاد سرمایه‌گذاری بده
‫که می‌خواد باهاش کمک بدم.

413
00:25:25,355 --> 00:25:28,025
‫می‌خواستم امشب کاریم نداشته باشه
‫تا پیش تو منتظر بمونم.

414
00:25:28,108 --> 00:25:31,145
‫خب، گرت به این زودی‌ها مرخص نمیشه.

415
00:25:31,195 --> 00:25:33,480
‫یعنی منم همینجا موندنی‌ام.
‫برو.

416
00:25:33,530 --> 00:25:36,408
‫اگه نظرت عوض شد
‫بهم زنگ بزن.

417
00:26:06,647 --> 00:26:08,398
‫من باید برم به یه کاری رسیدگی کنم، برادر.

418
00:26:08,482 --> 00:26:09,733
‫تو تحمل کن.

419
00:26:10,567 --> 00:26:13,070
‫من برمی‌گردم.

420
00:26:14,071 --> 00:26:16,615
‫ممنون.

421
00:26:16,740 --> 00:26:18,859
‫به خاطر اینکه راجع‌به بابات بهم گفتی.

422
00:26:18,909 --> 00:26:20,244
‫هوم.

423
00:26:21,245 --> 00:26:23,705
‫خب، با خودم گفتم که بعد از این قضیه

424
00:26:23,789 --> 00:26:26,416
‫- حتما توی اینترنت راجع‌بهش جستجو می‌کنی.
‫- منو خوب می‌شناسی.

425
00:26:27,751 --> 00:26:29,086
‫این بین خودمون می‌مونه.

426
00:26:29,253 --> 00:26:31,255
‫و اگه یه وقت خواستی راجع‌بهش حرف بزنی...

427
00:26:36,426 --> 00:26:39,763
‫معدن فلزات تورک...

428
00:26:39,888 --> 00:26:43,642
‫به مدت چهار نسل
‫یکی از ستون‌های نای بود.

429
00:26:45,310 --> 00:26:48,272
‫تا اینکه طمع باعث ریزشش شد.

430
00:26:50,774 --> 00:26:52,150
‫تموم شد رفت.

431
00:26:53,443 --> 00:26:55,696
‫آخرین بار کِی سامانتا رو دیدی؟

432
00:26:59,283 --> 00:27:00,993
‫توی جلسه حکم‌دهیش.

433
00:27:05,289 --> 00:27:07,082
‫من حواسم بهش هست.

434
00:27:07,165 --> 00:27:10,127
‫تو فقط سعی کن
‫اونو از ذهنت بیرون کنی.

435
00:27:13,797 --> 00:27:15,799
‫سینه‌ام درد می‌کنه.

436
00:27:15,924 --> 00:27:18,343
‫هی، میشه بیای معاینه‌اش کنی؟

437
00:27:18,468 --> 00:27:20,137
‫دکتر؟

438
00:27:24,808 --> 00:27:27,477
‫اون جعبه کمک‌های اولیه
‫گوشی پزشکی داره؟

439
00:27:37,487 --> 00:27:40,274
‫شاهرگ گردنش متورم شده.

440
00:27:40,324 --> 00:27:42,609
‫توی فضای جنب اون مایع وجود داره.

441
00:27:42,659 --> 00:27:43,527
‫احتمالا خون هست.

442
00:27:43,577 --> 00:27:44,494
‫باید تخلیه‌اش کنم،

443
00:27:44,619 --> 00:27:46,446
‫تا فشار روی ریه‌هاش رو برطرف کنم.

444
00:27:46,496 --> 00:27:48,949
‫می‌تونی راهنمایی کنی، ولی دستبندت رو باز نمی‌کنم.

445
00:27:48,999 --> 00:27:51,877
‫توی این کار نباید خطایی ازت سر بزنه.

446
00:27:53,628 --> 00:27:56,289
‫بل، باید خالی کردن ذهنت رو
‫بذاری واسه بعدا.

447
00:27:56,339 --> 00:27:57,507
‫عه...

448
00:27:57,591 --> 00:27:59,718
‫هموتوراکس درمان نشده می‌تونه کشنده بشه.

449
00:28:01,720 --> 00:28:02,963
‫داره می‌میره؟

450
00:28:03,013 --> 00:28:05,307
‫اگه ما دست به کار بشیم نمی‌میره.

451
00:28:08,018 --> 00:28:11,021
‫انتخاب‌های تو اینه که الان بهم کمک کنی
‫یا بعدا توضیح بدی

452
00:28:11,188 --> 00:28:14,357
‫که چرا مجبور شدیم
‫دستبند‌های یه زندانی تحت بازداشت‌مون رو باز کنیم.

453
00:28:18,028 --> 00:28:19,738
‫نمی‌تونم.

454
00:28:22,866 --> 00:28:24,818
‫تو موظفی درمانش کنی،

455
00:28:24,868 --> 00:28:26,828
‫حتی اگه زندگیت رو نابود کرده باشه.

456
00:28:27,829 --> 00:28:28,997
‫تو اینقدر تنفر توی دلت نداری...

457
00:28:29,081 --> 00:28:31,324
‫بل، نه حتی در قبال بدترین دشمنت.

458
00:28:31,374 --> 00:28:34,086
‫اون دشمن من نیست.

459
00:28:39,174 --> 00:28:41,718
‫اون مادرمه.

460
00:28:50,936 --> 00:28:52,395
‫اگه قراره به من شلیک کنید،

461
00:28:52,521 --> 00:28:53,855
‫اول باید این آدم‌ها رو قربانی کنید.

462
00:28:53,939 --> 00:28:55,515
‫باید دست به کار بشیم.

463
00:28:55,565 --> 00:28:57,400
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم دوتا قاتل دستور بدن.

464
00:28:57,526 --> 00:29:00,020
‫پلیس‌ها دارن وظیفه‌شون رو انجام میدن.
‫باشه؟

465
00:29:00,070 --> 00:29:02,522
‫و کاری می‌کنیم حرف بزنه،
‫خواسته‌هاش رو بگه،

466
00:29:02,572 --> 00:29:05,025
‫و بعد قانع‌شون می‌کنیم تا گروگان‌ها رو آزاد کنه.

467
00:29:05,075 --> 00:29:06,693
‫اول بچه‌ها.

468
00:29:06,743 --> 00:29:08,862
‫تو خیلی مطمئنی که اینطوری میشه.
‫اصلا تو از کجا می‌دونی؟

469
00:29:08,912 --> 00:29:10,247
‫ببین پسر، ما باید...

470
00:29:10,413 --> 00:29:13,750
‫با آروم نگه داشتن اوضاع توی اینجا کمک بدیم.
‫بهم اعتماد کن.

471
00:29:14,960 --> 00:29:16,294
‫من بهت که گفتم چی می‌خوام
‫ولی تو...

472
00:29:16,419 --> 00:29:18,255
‫مدام داری لفتش میدی، پس دیگه تا وقتی که...

473
00:29:18,380 --> 00:29:20,757
‫خواسته‌هام رو برآورده نکردی
‫حرفی ندارم.

474
00:29:20,841 --> 00:29:21,758
‫هی.

475
00:30:06,469 --> 00:30:10,473
‫من سر عقدۀ کنترل داشتن
‫خیلی اذیتت کردم،

476
00:30:10,557 --> 00:30:12,100
‫ولی اینکه همینطوری وایسی

477
00:30:12,183 --> 00:30:14,644
‫و مردن مامانت رو تماشا کنی...

478
00:30:14,728 --> 00:30:16,313
‫از کنترل خارجت می‌کنه.

479
00:30:17,731 --> 00:30:21,651
‫تو خیلی تلاش کردی تا زندگی قبلیت رو پاک کنی.

480
00:30:22,652 --> 00:30:24,988
‫واقعا می‌خوای که سامانتا
‫توی زندگی جدیدت عذابت بده؟

481
00:30:30,535 --> 00:30:31,828
‫چطوری نجاتش بدیم؟

482
00:30:31,995 --> 00:30:34,614
‫باید با قیچی بزرگ، الکل و یه سوزنِ...

483
00:30:34,664 --> 00:30:36,750
‫کیت فشار زدایی انجام بگیره که
‫توی اون کیسه هست.

484
00:30:37,667 --> 00:30:40,795
‫آره، دستکش بپوش.
‫قیچی رو بردار.

485
00:30:40,879 --> 00:30:42,289
‫فهمیدم.

486
00:30:42,339 --> 00:30:44,049
‫خیلی‌خب، باید بغل لباسش رو ببُری.

487
00:30:45,300 --> 00:30:49,179
‫و بعد با الکل
‫پوست بالای دنده‌هاش رو تمیز کن.

488
00:30:52,557 --> 00:30:54,768
‫خوبه، خوبه.

489
00:30:55,685 --> 00:30:57,562
‫سوزن و کاتتر رو آماده کن.

490
00:31:04,361 --> 00:31:05,478
‫پس باید سوزن رو...

491
00:31:05,528 --> 00:31:07,314
‫بین دنده پنجم و دنده ششمش وارد کنی.

492
00:31:07,364 --> 00:31:10,367
‫- چقدر عمیق باشه؟
‫- تا وقتی که بگم بسه.

493
00:31:11,993 --> 00:31:14,037
‫مطمئنم که این کارو دوست داری.

494
00:31:14,204 --> 00:31:17,040
‫از کل این کار متنفرم.

495
00:31:17,165 --> 00:31:18,283
‫بسه.

496
00:31:18,333 --> 00:31:19,959
‫خیلی‌خب، حالا سوزن رو در بیار،

497
00:31:20,210 --> 00:31:21,661
‫بذار کاتتر داخل بمونه.

498
00:31:21,711 --> 00:31:23,213
‫دستت هم همونجا بذار.

499
00:31:25,465 --> 00:31:27,342
‫به پشتش فشار بیار.

500
00:31:30,720 --> 00:31:33,006
‫من تقریبا 20 سال رو
‫با این فکر گذروندم

501
00:31:33,056 --> 00:31:35,266
‫که دخترم هنوز ازم متنفره یا نه.

502
00:31:36,392 --> 00:31:39,646
‫امیدوار بودم قبل از اینکه جوابی بگیرم
‫وقت بیشتری داشته باشم.

503
00:31:55,912 --> 00:31:58,414
‫حالا ایزیِ خوشگلم پیداش شد.

504
00:32:03,878 --> 00:32:05,872
‫من بهت که گفتم چی می‌خوام
‫ولی تو مدام داری لفتش میدی،

505
00:32:05,922 --> 00:32:10,093
‫پس دیگه تا وقتی که خواسته‌هام رو برآورده نکردی
‫حرفی ندارم.

506
00:32:10,218 --> 00:32:12,470
‫باید نشونشون بدیم که شوخی نداریم.

507
00:32:12,595 --> 00:32:14,047
‫اون یکی.

508
00:32:14,097 --> 00:32:16,766
‫- بیارش، بیارش.
‫- نه، کاریش نداشته باشید!

509
00:32:16,933 --> 00:32:19,602
‫- جلوی خودت رو بگیر، مَرد.
‫- فورا! بجنب!

510
00:32:19,769 --> 00:32:21,145
‫بیا اینجا. بیا اینجا.

511
00:32:22,564 --> 00:32:24,941
‫اینو می‌بینید؟
‫اینو می‌بینید؟

512
00:32:25,024 --> 00:32:27,777
‫- همین الان بهش شلیک می‌کنم.
‫- هی.

513
00:32:27,944 --> 00:32:28,895
‫داره لاف می‌زنه. لاف می‌زنه.

514
00:32:28,945 --> 00:32:29,445
‫اون به دردت نمی‌خوره،

515
00:32:29,487 --> 00:32:31,281
‫باید منو بگیری.

516
00:32:31,364 --> 00:32:34,067
‫من یه مأمور مارشال‌ام.
‫منو به جاش بگیر.

517
00:32:34,117 --> 00:32:35,451
‫بچسب به دیوار.

518
00:32:35,618 --> 00:32:37,737
‫فورا. بجنب!

519
00:32:37,787 --> 00:32:41,124
‫مأمور فدرال گروگان خیلی خوبیه.
‫اسلحه‌ام رو بگیر.

520
00:32:41,249 --> 00:32:42,792
‫آره، من...

521
00:32:47,297 --> 00:32:49,465
‫دست‌هات رو بذار پشت سرت.

522
00:32:49,591 --> 00:32:51,301
‫اون یه انتخاب بود.

523
00:33:32,008 --> 00:33:33,960
‫کیسی داتون؟

524
00:33:34,010 --> 00:33:35,628
‫من نیل لمب‌ام.

525
00:33:35,678 --> 00:33:37,388
‫می‌دونم کی هستی.

526
00:33:38,514 --> 00:33:40,133
‫یکی از دوستان خانواده‌ام.

527
00:33:40,183 --> 00:33:41,976
‫یادت میاد؟

528
00:33:42,810 --> 00:33:44,520
‫ما دوست نیستیم.

529
00:33:49,192 --> 00:33:50,318
‫ممنون.

530
00:33:55,990 --> 00:33:57,984
‫توی فروشگاه کارهای خطرناکی کردی.

531
00:33:58,034 --> 00:33:59,994
‫اعتماد نکردن به روند کار مقدس جواب داد.

532
00:34:00,078 --> 00:34:02,538
‫ول کن بابا،
‫شانس آوردی که یه هفت‌تیرکش همراهت بود.

533
00:34:03,790 --> 00:34:05,208
‫هی ولی می‌دونی،
‫سوال واقعی اینه که

534
00:34:05,333 --> 00:34:06,834
‫می‌خوای به اونی یکی شریکت چی بگی؟

535
00:34:07,960 --> 00:34:09,545
‫همه‌چیز رو میگی؟

536
00:34:09,629 --> 00:34:11,547
‫مدی فقط می‌شنوه که چیزی نمونده بود
‫امروز کشته بشی.

537
00:34:11,672 --> 00:34:13,007
‫آره، هر لحظه که سر کاری

538
00:34:13,091 --> 00:34:14,500
‫ذهنش درگیرت میشه.

539
00:34:14,550 --> 00:34:16,386
‫ولی هی، یه سری دیوار بنا کن.

540
00:34:17,220 --> 00:34:18,721
‫ازش مخفیش کن.

541
00:34:19,889 --> 00:34:21,724
‫اونوقت نصف زندگیت دروغ میشه.

542
00:34:22,934 --> 00:34:24,727
‫پس هرکار بکنم گاوم زاییده.

543
00:34:26,396 --> 00:34:28,731
‫هی، خودت گفتی پسر.

544
00:34:28,815 --> 00:34:30,683
‫تو مثل من نیستی.

545
00:34:30,733 --> 00:34:35,238
‫پس شاید یه‌جور تعادل جادویی‌ای
‫که من نتونستم رو پیدا کردی.

546
00:34:43,413 --> 00:34:45,748
‫اگه مامانت تقاص کار بابات رو به جون خرید،

547
00:34:45,873 --> 00:34:48,334
‫چرا اینقدر از دستش عصبانی‌ای؟

548
00:34:49,752 --> 00:34:53,372
‫چون اونم دقیقا به اندازه پدرم گناهکار بود،

549
00:34:53,422 --> 00:34:57,593
‫و بعد با وانمود کردن به قربانی بودن
‫به پدرم خیانت کرد.

550
00:34:57,677 --> 00:35:00,263
‫ببین، من به خاطر کاری که خانواده‌ام

551
00:35:00,429 --> 00:35:03,216
‫با شهرمون کردن بهشون پشت کردم،

552
00:35:03,266 --> 00:35:08,221
‫ولی به مامانم
‫به خاطر کاری که با پدرم کرد پشت کردم.

553
00:35:08,271 --> 00:35:13,226
‫شاید اگه به قدر کافی
‫جنایتکارها رو بندازم گوشه زندان،

554
00:35:13,276 --> 00:35:16,112
‫بتونم کار جنایتکارهایی که منو بزرگ کردن
‫رو جبران کنم.

555
00:35:17,280 --> 00:35:19,490
‫مامانت چیزی نمونده بود بمیره،
‫ولی شرط می‌بندم که

556
00:35:19,615 --> 00:35:21,826
‫بهترین روز 20 سال اخیر عمرش بود.

557
00:35:25,037 --> 00:35:27,073
‫- سلام، کَل.
‫- سلام.

558
00:35:27,123 --> 00:35:28,666
‫خبری از کیسی نشنیدی؟

559
00:35:28,791 --> 00:35:30,293
‫از وقتی که گرت از اتاق جراحی بیرون اومد
‫دیگه خبری نگرفتم.

560
00:35:30,459 --> 00:35:32,503
‫سعی کردم بهش زنگ بزنم
‫تا خبری ازش بگیرم،

561
00:35:32,628 --> 00:35:34,255
‫و یه راست رفت روی پیغام‌گیر،
‫واسه همین

562
00:35:34,338 --> 00:35:36,132
‫با بیمارستان تماس گرفتم
‫و گفتن که رفته.

563
00:35:36,257 --> 00:35:37,583
‫گرت رو ول کرده؟

564
00:35:37,633 --> 00:35:38,968
‫حتما قضیه جدی‌ای هست.

565
00:35:39,135 --> 00:35:40,419
‫آره، منم همین فکر رو می‌کنم،

566
00:35:40,469 --> 00:35:42,088
‫واسه همین به اداره گفتم که گوشیش رو ردیابی کنن،

567
00:35:42,138 --> 00:35:43,931
‫و یه جایی توی رشته‌کوه مدیسون ردیابی شده.

568
00:35:44,015 --> 00:35:45,808
‫اونجا دقیقا کنار محل چپ کردن ماست.

569
00:35:45,975 --> 00:35:47,426
‫آره، یه جای کار می‌لنگه،

570
00:35:47,476 --> 00:35:48,978
‫پس میرم اونجا تا سعی کنم پیداش کنم.

571
00:35:49,103 --> 00:35:50,187
‫می‌خوای بیایم کمکت؟

572
00:35:50,313 --> 00:35:51,931
‫نه، هنوز یه زندانی گم شده داریم،

573
00:35:51,981 --> 00:35:53,766
‫و هری هم افتاده به جونم.

574
00:35:53,816 --> 00:35:56,435
‫باشه؟
‫پس می‌خوام تو، بل و مایلز دنبالش بگردید.

575
00:35:56,485 --> 00:35:57,695
‫دریافت شد.

576
00:35:58,905 --> 00:36:00,823
‫هی، من...

577
00:36:00,990 --> 00:36:03,993
‫می‌دونم که لابد تو هم نگران گرت هستی.

578
00:36:05,411 --> 00:36:07,613
‫اون یه بازمانده‌ست.

579
00:36:07,663 --> 00:36:09,540
‫بعدا بهت زنگ می‌زنم.

580
00:36:15,087 --> 00:36:17,957
‫اون نشان رو دور کمربندت دیدم.

581
00:36:18,007 --> 00:36:19,759
‫مأمور مارشال.

582
00:36:20,760 --> 00:36:24,639
‫گمون کنم دستگیری من اتفاقی برعهده تو نیفتاده.

583
00:36:24,722 --> 00:36:26,515
‫لوید قدیما کارگرهای یلواستون رو

584
00:36:26,599 --> 00:36:27,850
‫واسه شکار میاورد اینجا.

585
00:36:28,017 --> 00:36:30,303
‫شانسی حدس زدم از مسیری اومدی
‫که می‌دونستی

586
00:36:30,353 --> 00:36:31,971
‫به وایومینگ می‌رسه.

587
00:36:32,021 --> 00:36:34,140
‫بعد یه تیم مأمور با خودت نیاوردی؟

588
00:36:34,190 --> 00:36:37,860
‫آخرین باری که دیدمت،
‫داشتی روانه جنگ می‌شدی.

589
00:36:37,985 --> 00:36:40,196
‫بابات فکر نمی‌کرد که دیگه ببینتت.

590
00:36:41,405 --> 00:36:45,284
‫به نظر میاد چیزهای زیادی از دوران
‫بودنت توی یلواستون یادت میاد.

591
00:36:47,161 --> 00:36:49,705
‫نگران بودم دختری که ما با ناز بزرگ کردیم

592
00:36:49,830 --> 00:36:52,041
‫وقتی توی سن 17 سالگی
‫همه‌چیز رو از دست داد

593
00:36:52,208 --> 00:36:55,161
‫توسط دنیا یه لقمه بشه.

594
00:36:55,211 --> 00:36:56,837
‫ولی تو اینجایی،

595
00:36:56,921 --> 00:36:59,048
‫یه جین کلامتی معمولی هستی.
‫[مجری قانون و اسطوره غرب وحشی]

596
00:36:59,131 --> 00:37:00,499
‫خب، وقتی پدرت رو پیدا کنی

597
00:37:00,549 --> 00:37:03,344
‫که خودش رو دار زده

598
00:37:03,427 --> 00:37:05,388
‫آدم پوست‌کلفت میشه.

599
00:37:08,933 --> 00:37:11,727
‫من زمان زیادی توی سلولم دارم
‫که بهت فکر کنم.

600
00:37:13,020 --> 00:37:16,273
‫همیشه تو رو سوار بر اسب توی پاتاگونیا،

601
00:37:16,399 --> 00:37:18,401
‫شایدم توی آوت‌بک تصورت می‌کردم،

602
00:37:18,484 --> 00:37:21,737
‫یه دنیا دورتر از تمام زجری که کشیدی.

603
00:37:23,656 --> 00:37:26,617
‫معلوم شد که همش نیم ساعت باهام فاصله داشتی.

604
00:37:26,742 --> 00:37:29,412
‫نیاز من برای جبران کردنم به مونتانا

605
00:37:29,495 --> 00:37:33,874
‫مهم‌تر از میل‌ام برای فرار از تو بود.

606
00:37:38,087 --> 00:37:41,757
‫اونقدر دردی که ما بهت تحمیل کردیم.

607
00:37:41,882 --> 00:37:43,759
‫خیلی متاسفم، ایزی.

608
00:37:48,597 --> 00:37:51,100
‫امروز فهمیدم که یه مأمور مارشال

609
00:37:51,183 --> 00:37:55,604
‫و چنان زن بهتری از من هستی که
‫حتی نمی‌تونستم امیدوار باشم بهش تبدیل بشم.

610
00:37:56,480 --> 00:37:59,608
‫اگه بگم نمی‌خوام بیشتر راجع‌بهت بدونم
‫دروغ گفتم.

611
00:38:05,489 --> 00:38:07,575
‫نمی‌تونم اجازه بدم که پسرم...

612
00:38:08,784 --> 00:38:11,078
‫به خاطر...

613
00:38:11,162 --> 00:38:14,123
‫کاری که تو و بابا کردید لطمه ببینه.

614
00:38:16,125 --> 00:38:17,626
‫من مادربزرگ شدم؟

615
00:38:25,134 --> 00:38:28,888
‫ما نمی‌تونیم از گذشته فرار کنیم،
‫ولی میشه سعی کنیم رو به آینده حرکت کنیم؟

616
00:38:31,765 --> 00:38:35,261
‫پیداشون کردیم. اینجان.

617
00:38:35,311 --> 00:38:38,022
‫زندگی من خیلی منظمه.

618
00:38:38,147 --> 00:38:39,648
‫جعبه کمک‌های اولیه رو بیار.

619
00:38:42,234 --> 00:38:44,486
‫حس می‌کنم که این بهم می‌پاشتش.

620
00:38:46,822 --> 00:38:48,699
‫نگفتی نه.

621
00:38:50,826 --> 00:38:52,661
‫آمبولانس منتظره.

622
00:38:56,999 --> 00:39:00,711
‫علامت یلواستون نشونه‌ای از وفاداریه، یادت نره.

623
00:39:02,087 --> 00:39:05,841
‫همین هم باعث شد خودم از نزدیک شاهد این باشم که
‫خانواده‌ام چطور کسب و کار رو اداره می‌کردن.

624
00:39:06,008 --> 00:39:09,136
‫شنیدم می‌خوای با بازپرس‌ها معامله کنی.

625
00:39:09,219 --> 00:39:11,722
‫کنجکاوم کرده که در عوض
‫چی می‌خوای بهشون پیشنهاد دادی.

626
00:39:13,015 --> 00:39:16,685
‫همه کسانی که می‌تونم لوشون بدم مُردن.

627
00:39:16,810 --> 00:39:20,306
‫پس چرا سعی داری از میراث یه مُرده محافظت کنی؟

628
00:39:20,356 --> 00:39:23,192
‫چون اگه تو رازهای خانواده‌ام رو فاش کنی،

629
00:39:23,275 --> 00:39:27,196
‫زندگی‌ای که من برای خودم و پسرم درست کردم
‫رو در خطر مختل شدن قرار میدی.

630
00:39:30,199 --> 00:39:32,368
‫حق با توئه.

631
00:39:32,534 --> 00:39:33,819
‫احتمالا اونقدر از خانواده داتون اطلاعات دارم

632
00:39:33,869 --> 00:39:35,537
‫که نذاره زیاد حبس بکشم.

633
00:39:36,830 --> 00:39:38,916
‫ولی اگه منو از اون مرز رد کنی،

634
00:39:39,041 --> 00:39:43,003
‫تمام چیزهایی که تا حالا فهمیدم
‫رو فراموش می‌کنم.

635
00:39:43,963 --> 00:39:46,882
‫این تنها در صورتی جواب میده که
‫قانون هرگز دستش بهت نرسه.

636
00:39:46,966 --> 00:39:49,093
‫در این زمینه سابقه خوبی نداری.

637
00:39:51,679 --> 00:39:53,055
‫پس سنارویی نمی‌بینی

638
00:39:53,180 --> 00:39:54,890
‫که بتونی به ساکت موندنم اعتماد کنی؟

639
00:39:56,517 --> 00:40:00,521
‫تا جایی که می‌دونم، فقط یه سناریو هست.

640
00:40:03,148 --> 00:40:05,684
‫حتی توی بچگی،

641
00:40:05,734 --> 00:40:08,320
‫تو نسبت به پدرت مرد متفاوتی بودی.

642
00:40:09,822 --> 00:40:13,033
‫مجبور نیستی مثل اون
‫این مشکل رو حل کنی.

643
00:40:21,542 --> 00:40:24,920
‫کایو.
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

644
00:40:25,170 --> 00:40:30,175
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

645
00:40:30,801 --> 00:40:34,263
‫[ادامه دارد...]

646
00:40:36,263 --> 00:40:46,263
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M