1
00:00:04,337 --> 00:00:05,755
‫آنچه گذشت...

2
00:00:05,839 --> 00:00:07,507
‫دارم یه بمب‌گذار احتمالی رو می‌بینم.

3
00:00:08,466 --> 00:00:09,592
‫هرکسی که تلاش کرد ترور رو انجام بده

4
00:00:09,759 --> 00:00:12,637
‫ردش رو پوشونده.
‫تهدید هنوز وجود داره.

5
00:00:12,762 --> 00:00:13,930
‫معدن شغل‌های باارزشی رو فراهم می‌کنه

6
00:00:14,014 --> 00:00:15,140
‫که بروکن راک شدیدا بهش نیاز داره.

7
00:00:15,265 --> 00:00:16,099
‫کازینو

8
00:00:16,224 --> 00:00:18,018
‫20 هزار دلاری که بدهکاری رو می‌خواد.

9
00:00:18,143 --> 00:00:20,562
‫درد توی شانه‌ام نشونه‌ای از سرطانه.

10
00:00:20,645 --> 00:00:22,397
‫یه جایگاه خالی توی دفتر واشینگتن باز شده.

11
00:00:22,564 --> 00:00:23,398
‫تو تا اطلاع ثانوی

12
00:00:23,523 --> 00:00:24,649
‫تعلیق هستی.

13
00:00:24,774 --> 00:00:27,193
‫خیلی دوست دارم ایست کمپ رو

14
00:00:27,277 --> 00:00:28,528
‫بخشی از تشکیلاتم کنم.

15
00:00:28,653 --> 00:00:30,030
‫تا وقتی هرچیزی که

16
00:00:30,155 --> 00:00:31,448
‫روی دوشت سنگینی کرده رو برنداری،
‫آزاد نمیشی.

17
00:00:31,573 --> 00:00:33,658
‫و یه معامله چه شکلیه؟

18
00:02:05,291 --> 00:02:10,296
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

19
00:02:18,304 --> 00:02:20,348
‫[مونیکا لانگ - داتون]

20
00:03:27,457 --> 00:03:30,376
‫اومدی منو هم از کارم تعلیق کنی؟

21
00:03:30,501 --> 00:03:33,671
‫هی ببین، بخشی از وظیفه من اینه که
‫از مایلز در مقابل خودش محافظت کنم.

22
00:03:33,796 --> 00:03:36,341
‫و اونم نمی‌تونه سد راه خودش قرار نگیره.

23
00:03:37,467 --> 00:03:39,761
‫شاید تصمیم درستی گرفتی.

24
00:03:41,846 --> 00:03:43,473
‫در چه حاله؟

25
00:03:43,598 --> 00:03:45,141
‫بین سابرینا...

26
00:03:45,266 --> 00:03:46,851
‫و مبارزه سر معدن،

27
00:03:46,935 --> 00:03:48,645
‫داره خشمش رو توی بروکن راک خالی می‌کنه.

28
00:03:52,148 --> 00:03:54,150
‫نه خیر.
‫بهت گفته بودم،

29
00:03:54,317 --> 00:03:56,110
‫قراره به جای نوشیدنی و برگر
‫میوه و سبزیجات بخوریم.

30
00:03:56,319 --> 00:03:59,322
‫تنها چیزی که بی‌رحم‌تر از سرطانه
‫رژیم سرطانه.

31
00:03:59,447 --> 00:04:01,491
‫من توی سالت‌لیک‌سیتی

32
00:04:01,574 --> 00:04:03,826
‫یه نوبت از بهترین سرطان‌شناس منطقه
‫برات گرفتم.

33
00:04:03,910 --> 00:04:07,413
‫حالا، یه لیست از سوالاتی که باید بپرسی نوشتم.

34
00:04:10,375 --> 00:04:12,502
‫- چی شده؟
‫- سوزن خوردن...

35
00:04:12,585 --> 00:04:14,963
‫و دست خوردن و توی دستگاه‌ها دراز کشیدن،
‫می‌دونی...

36
00:04:15,088 --> 00:04:17,507
‫آدم یکم احساس تنهایی می‌کنه.

37
00:04:18,341 --> 00:04:19,884
‫تک بودن نداریم.

38
00:04:21,052 --> 00:04:22,512
‫به مدی بگو.

39
00:04:23,513 --> 00:04:25,473
‫اگه یکی رو همراهت داشته باشی

40
00:04:25,556 --> 00:04:27,517
‫ممکنه یکم زمان سریع‌تر بگذره.

41
00:04:27,642 --> 00:04:29,727
‫با عذاب وجدان وادارش نمی‌کنم
‫باهام رابطه‌ برقرار کنه.

42
00:04:29,811 --> 00:04:32,105
‫خب، من حاضرم باهات بیام
‫ولی سفر جاده‌ای رفتن ما دوتا باهم...

43
00:04:32,272 --> 00:04:36,109
‫حد و مرز کاری رو رعایت نمی‌کنه.

44
00:04:36,192 --> 00:04:38,403
‫آره، درسته.

45
00:04:38,528 --> 00:04:39,904
‫ممنون که داری همراهیم می‌کنی.

46
00:04:40,029 --> 00:04:43,157
‫به تنهایی از پسش برنمیام.

47
00:04:45,535 --> 00:04:46,703
‫حس می‌کنم هر بار که

48
00:04:46,786 --> 00:04:47,578
‫صدای اون دستگاه موسیقی رو می‌شنوم
‫باید تجهیزات شورش بپوشم.

49
00:04:49,539 --> 00:04:50,957
‫آره، فقط آندریا می‌تونه سر ظهر
‫توی کافه دعوا راه بندازه.

50
00:04:53,042 --> 00:04:55,295
‫- این براتون جوابه؟
‫- باشه.

51
00:04:55,420 --> 00:04:57,922
‫فکر کنم دخترمون محلی شده رفته.

52
00:04:58,006 --> 00:04:59,716
‫خوشحالم که داری مونتانا رو می‌پذیری

53
00:04:59,841 --> 00:05:01,426
‫چون می‌خوام تمام و کمال سر کار باشید.

54
00:05:01,551 --> 00:05:03,678
‫الان که مایلز نیست، همه باید بیشتر مایه بذارن.

55
00:05:06,180 --> 00:05:08,474
‫می‌تونی روم حساب کنی.

56
00:05:11,728 --> 00:05:13,354
‫سخنرانیت...

57
00:05:13,438 --> 00:05:14,814
‫واسه سناتورها چطور پیش میره؟

58
00:05:14,939 --> 00:05:17,775
‫دارم به تعادل بی‌نقصی

59
00:05:17,900 --> 00:05:20,945
‫بین خم شدن و زانو زدن می‌رسم.

60
00:05:21,029 --> 00:05:24,824
‫شاید عضو شورا آیرونز
‫راجع‌به من درست می‌گفت.

61
00:05:24,949 --> 00:05:26,868
‫دارم چاپلوسی ارباب‌هامون رو می‌کنم.

62
00:05:26,993 --> 00:05:30,079
‫قلم تو ثابت می‌کنه که

63
00:05:30,204 --> 00:05:32,373
‫به اندازه نیزه و کمان‌های اجدادمون

64
00:05:32,457 --> 00:05:34,876
‫در دور کردن معدن مواد کمیاب زمینی
‫از رودخونه‌مون قدرت داره.

65
00:05:35,001 --> 00:05:36,669
‫خب، من ممکنه با قوانین خودشون
‫شکستشون بشم،

66
00:05:36,836 --> 00:05:38,171
‫ولی کسی منو با درگینگ کانو اشتباه نمی‌گیره.
‫[فرمانده سرخ‌پوست چروکی]

67
00:05:45,178 --> 00:05:46,596
‫چی شده اومدی اینجا، مایلز؟

68
00:05:46,763 --> 00:05:48,848
‫گفتم چیزی که می‌خوای به کمیته سنا بگم

69
00:05:49,015 --> 00:05:50,266
‫رو مرور کنیم.

70
00:05:52,101 --> 00:05:55,438
‫که اینطور.
‫دیگه منفعتی برای هدف ندارم.

71
00:05:55,563 --> 00:05:56,814
‫یه مأمور مارشال قهرمان

72
00:05:56,981 --> 00:05:59,400
‫تابع منطقه سرخ‌پوست‌ها
‫احترام میاره.

73
00:05:59,484 --> 00:06:03,613
‫یه مأمور مارشال تعلیق شده
‫زیر ذره‌بین قرار می‌گیره.

74
00:06:04,655 --> 00:06:06,532
‫می‌دونم که ما رو مفتخر می‌کنی، قربان.

75
00:06:08,534 --> 00:06:11,829
‫هی. ما فردا می‌ریم.

76
00:06:11,996 --> 00:06:14,624
‫چطوره تا فرودگاه باهامون بیای؟

77
00:06:14,707 --> 00:06:17,043
‫شاید جناب رئیس نظرش عوض شد.

78
00:06:25,843 --> 00:06:27,970
‫نمی‌تونم انگشت‌هام رو حس کنم.

79
00:06:28,054 --> 00:06:31,140
‫خدا اینطوری داره بهت میگه که
‫بیشتر کار کنی.

80
00:06:31,265 --> 00:06:34,060
‫یا خدا اینطوری داره بهم میگه که این
‫کار کارگرهای مزرعه‌ست.

81
00:06:39,273 --> 00:06:41,692
‫- سلام.
‫- سلام.

82
00:06:43,194 --> 00:06:45,780
‫یه هدیه برات آوردم، تیت.

83
00:06:45,863 --> 00:06:49,033
‫خیلی‌ها باهاش صید محشری کردن.

84
00:06:49,117 --> 00:06:51,119
‫یه چوب ماهیگیری از جنس بامبو؟

85
00:06:51,202 --> 00:06:53,204
‫ممنون.

86
00:06:53,287 --> 00:06:54,247
‫ما بهش شیرین‌کنِ معامله می‌گیم.

87
00:06:54,455 --> 00:06:55,790
‫میرم بهش نخ و قلاب ببندم.

88
00:06:57,583 --> 00:06:58,876
‫اوه این جب هست، سرکارگر مزرعه‌مون.

89
00:06:59,001 --> 00:07:00,044
‫زمین قشنگیه.

90
00:07:00,211 --> 00:07:02,130
‫ممنون.

91
00:07:02,255 --> 00:07:05,550
‫آقای ویور فکر می‌کنه که می‌تونه هزار جفت گاو
‫اینجا بچرونه.

92
00:07:05,675 --> 00:07:07,677
‫همچین گله بزرگی فشار زیادی به خاک میاره.

93
00:07:07,802 --> 00:07:11,431
‫زمین بیشتر، گاو بیشتر، سود بیشتر.

94
00:07:11,556 --> 00:07:14,267
‫اجازه هست یه نگاهی بندازم؟

95
00:07:14,434 --> 00:07:15,852
‫بفرما.

96
00:07:16,018 --> 00:07:17,603
‫ممنون.

97
00:07:19,981 --> 00:07:22,358
‫پیشنهاد رسمی.
‫فکر می‌کنم...

98
00:07:22,567 --> 00:07:24,569
‫به نظرت خیلی سخاوتمندانه باشه.

99
00:07:24,694 --> 00:07:26,821
‫می‌دونم که دوست نداری بهت فشار بیارن،

100
00:07:26,946 --> 00:07:29,323
‫ولی با این همه سرمایه‌ای که بابا گرفته،
‫مشتاق جوش دادن معامله‌ست.

101
00:07:29,490 --> 00:07:31,617
‫گسترش بده یا بمیر.

102
00:07:41,586 --> 00:07:44,797
‫خانواده من تقریبا 150 سال
‫این زمین رو داشتن.

103
00:07:44,922 --> 00:07:48,968
‫کلی خون و درد و دل‌شکستی به همراه داشت.

104
00:07:49,093 --> 00:07:50,761
‫خدا شاهده که شامل حال خودمم شده.

105
00:07:50,887 --> 00:07:52,388
‫با تمام سختی‌ای که اینجا کشیدی،

106
00:07:52,555 --> 00:07:56,934
‫همچین پیشنهادی بختت رو عوض می‌کنه.

107
00:08:00,521 --> 00:08:03,774
‫پاکسازی خاکستر آتیشی که دوستم رو کشت.

108
00:08:05,818 --> 00:08:09,655
‫وایسادن زیر سایه خونه‌ای که
‫همسرم توش مرد.

109
00:08:11,199 --> 00:08:14,702
‫قطعا ابر تاریکی روی ایست کمپ بوده.

110
00:08:15,828 --> 00:08:17,747
‫ولی بهار که میشه،

111
00:08:17,872 --> 00:08:20,082
‫علف‌ها رشد می‌کنن،

112
00:08:20,166 --> 00:08:21,584
‫گوساله‌ها به دنیا میان،

113
00:08:21,751 --> 00:08:23,794
‫این مزرعه دوباره سرشار از حیات میشه.

114
00:08:23,920 --> 00:08:25,254
‫منظورت چیه؟

115
00:08:26,506 --> 00:08:30,218
‫زندگی من با چیزهایی که از دست دادم معین شده.

116
00:08:31,385 --> 00:08:34,680
‫و ایست کمپ تنها چیزیه که می‌تونم نگهش دارم.

117
00:08:41,771 --> 00:08:43,689
‫نمی‌تونم بگم که ناامید نشدم، کیسی.

118
00:08:43,773 --> 00:08:46,984
‫ولی اگه خواسته‌ات همینه،

119
00:08:47,151 --> 00:08:48,778
‫برات خوشحالم.

120
00:08:50,905 --> 00:08:51,989
‫جب!

121
00:08:57,745 --> 00:08:59,830
‫نمی‌خواستم الکی امیدوارش کنم.

122
00:09:00,665 --> 00:09:02,416
‫تو رو هم همینطور.

123
00:09:02,583 --> 00:09:03,960
‫وقتی مسئله خانواده داتون باشه،
‫امید من هرگز...

124
00:09:04,043 --> 00:09:06,003
‫بابت ایست کمپ نبود.

125
00:09:16,430 --> 00:09:18,641
‫چطورین؟

126
00:09:19,850 --> 00:09:22,645
‫گیج شدم که داری سر گفتگو باز می‌کنی.

127
00:09:22,728 --> 00:09:23,980
‫چی تو رو...

128
00:09:24,063 --> 00:09:25,565
‫اینقدر شنگول کرده، گاوچرون؟

129
00:09:25,690 --> 00:09:27,858
‫به گمونم آرامش‌ خاطر.

130
00:09:27,984 --> 00:09:29,819
‫یعنی قراره ایست کمپ رو نگه داری؟

131
00:09:29,944 --> 00:09:31,445
‫آره.

132
00:09:31,654 --> 00:09:34,240
‫بنازم.
‫بالاخره می‌تونی منو واسه اسب‌سواری ببری.

133
00:09:34,407 --> 00:09:36,492
‫احتمالا قراره سوارکاری زیادی درکار باشه.

134
00:09:36,617 --> 00:09:38,202
‫می‌خوام بخشی از مزرعه رو

135
00:09:38,286 --> 00:09:39,870
‫یه مرکز اسب درمانی برای کهنه‌سربازها بکنم.

136
00:09:41,747 --> 00:09:43,874
‫اوه.

137
00:09:44,000 --> 00:09:46,669
‫وقت گذروندن با اسب‌ها
‫برای گرت التیام‌بخش بود.

138
00:09:47,712 --> 00:09:49,046
‫می‌خوام اسم اونو روش بذارم.

139
00:09:49,171 --> 00:09:52,049
‫راه بهتری برای گرامی‌داشت اون نیست.

140
00:09:52,216 --> 00:09:54,343
‫حالا که حرف از شانس دوباره شد،

141
00:09:54,468 --> 00:09:55,386
‫گیر من و تو هم اومد.

142
00:09:55,511 --> 00:09:57,513
‫رودی کارپنتر.

143
00:09:57,680 --> 00:10:00,266
‫فراری‌ای که روی کوه ولش کردید؟

144
00:10:00,391 --> 00:10:01,934
‫انگار...

145
00:10:02,059 --> 00:10:03,394
‫می‌تونه یه دستاورد بزرگ رو بو بکشه
‫تا بیاد به اسم خودش تمومش کنه.

146
00:10:03,477 --> 00:10:05,479
‫چی شده اومدی اینجا، هری؟

147
00:10:05,646 --> 00:10:07,106
‫خب...

148
00:10:07,273 --> 00:10:08,816
‫باید یه سری رزومه رو مرور کنیم

149
00:10:08,941 --> 00:10:10,484
‫تا خلاء توی تیم‌مون رو پر کنیم.

150
00:10:10,693 --> 00:10:12,945
‫مایلز موقتا تعلیق شده.

151
00:10:13,070 --> 00:10:15,239
‫- در نهایت برمی‌گرده.
‫- منظورم مایلز نیست.

152
00:10:15,323 --> 00:10:17,867
‫الان که آندریا داره به واشینگتن برمی‌گرده،
‫باید جای مأمور بزرگی رو پر کنیم.

153
00:10:19,827 --> 00:10:21,412
‫داری از پیشمون میری؟

154
00:10:21,537 --> 00:10:23,664
‫شرمنده.

155
00:10:23,748 --> 00:10:24,832
‫نمی‌دونستم چطور بهتون بگم.

156
00:10:24,957 --> 00:10:27,043
‫آره، فردا میره.

157
00:10:27,126 --> 00:10:28,085
‫اوه.

158
00:10:28,210 --> 00:10:29,712
‫دستت درد نکنه، هری.

159
00:10:29,837 --> 00:10:31,464
‫خب،

160
00:10:31,672 --> 00:10:33,257
‫به خواسته‌ات رسیدی.

161
00:10:34,383 --> 00:10:35,551
‫تبریک میگم.

162
00:10:35,676 --> 00:10:37,303
‫مقاومت در مقابل

163
00:10:37,428 --> 00:10:39,305
‫نیروی گرانشی خونه سخته.

164
00:10:47,229 --> 00:10:49,482
‫باید بشه یه جوری

165
00:10:49,649 --> 00:10:51,484
‫از کار انداختن یه کارتل توی بروکن راک
‫رو به نفع خودمون شرح داد.

166
00:10:51,651 --> 00:10:53,402
‫قصد و نیت من خالصانه بود.

167
00:10:54,737 --> 00:10:58,199
‫خب، در واشینگتن،
‫ظواهر از نیت بالاتره.

168
00:10:58,324 --> 00:11:01,494
‫تو از دستور سرپیچی و از نشانت سوءاستفاده کردی.

169
00:11:03,079 --> 00:11:06,540
‫بعضی اوقات آدم‌های خوب
‫باید کارهای بد انجام بدن.

170
00:11:06,749 --> 00:11:10,002
‫تو مثل کیسی داتون حرف می‌زنی.

171
00:11:10,169 --> 00:11:12,546
‫مطمئن نیستم که باید بهت افتخار کنم
‫یا وحشت کنم.

172
00:11:12,713 --> 00:11:14,215
‫کارهای خوب زیادی برای بروکن راک انجام داده، مایلز.

173
00:11:15,675 --> 00:11:17,134
‫مراقب باش!

174
00:11:19,011 --> 00:11:20,137
‫اسلحه!

175
00:11:33,025 --> 00:11:34,860
‫گرگ‌ها برگشتن.

176
00:11:37,571 --> 00:11:39,865
‫خب، به نظر برازنده میاد که آخرین کارم
‫پاکسازیِ...

177
00:11:40,032 --> 00:11:41,951
‫گندی هست که تو و کَل
‫وقتی رودی کارپنتر رو...

178
00:11:42,076 --> 00:11:43,369
‫روی اون کوه ول کردید زدید.

179
00:11:43,494 --> 00:11:45,204
‫خب، یا باید می‌افتادیم دنبال اون
‫یا تام ویور رو نجات می‌دادیم.

180
00:11:45,371 --> 00:11:47,415
‫فکر می‌کنی وقتی اونطوری توی برجک ویور زدی

181
00:11:47,581 --> 00:11:49,250
‫حاضره لطفت رو جبران کنه؟

182
00:11:49,375 --> 00:11:52,294
‫اگه اون یه مزرعه‌دار واقعیه،
‫می‌دونه که چرا نمی‌تونم بفروشم.

183
00:11:52,420 --> 00:11:54,213
‫نمی‌دونم والا.

184
00:11:54,380 --> 00:11:56,424
‫خصومت خانواده داتون و ویور
‫یه حس و حال رومئو و ژولیت‌طور...

185
00:11:56,549 --> 00:11:58,300
‫به تو و دالی میده.

186
00:11:58,384 --> 00:12:00,094
‫باشه، من دلتنگ این تیکه‌هات نمی‌شم.

187
00:12:00,219 --> 00:12:01,470
‫تصمیم راحتی نبود.

188
00:12:02,513 --> 00:12:05,182
‫خب کاش نظرت رو عوض کنی،

189
00:12:05,349 --> 00:12:08,894
‫ولی من خوب می‌دونم که نمیشه شهری‌ها
‫رو سر عقل آورد.

190
00:12:09,019 --> 00:12:10,646
‫سلام، مو.

191
00:12:10,771 --> 00:12:12,815
‫صبر کن. چی؟

192
00:12:15,317 --> 00:12:16,560
‫الان میام.

193
00:12:16,610 --> 00:12:17,903
‫چی شده؟

194
00:12:18,028 --> 00:12:19,405
‫به ماشین رئیس رین‌واتر توی راه فرودگاه...

195
00:12:19,613 --> 00:12:20,656
‫- تیراندازی شده.
‫- یه حمله دیگه؟

196
00:12:20,781 --> 00:12:22,283
‫- زنده مونده؟
‫- باید برم...

197
00:12:22,450 --> 00:12:23,659
‫توی خونه‌ام از خطر دور نگهش دارم.

198
00:12:33,794 --> 00:12:35,671
‫مزرعه ساکته.

199
00:12:35,838 --> 00:12:38,424
‫احتمالش هست که تعقیب شده باشید؟

200
00:12:38,591 --> 00:12:41,093
‫سه بار دور زدم تا مطمئن بشم
‫کسی تعقیب‌مون نمی‌کنه.

201
00:12:42,136 --> 00:12:44,180
‫کی می‌دونه اومدید اینجا؟

202
00:12:45,222 --> 00:12:47,099
‫فقط کمرون استندینگ بِر.

203
00:12:47,224 --> 00:12:49,101
‫یه افسر قبیله‌ای کار درسته.

204
00:12:49,226 --> 00:12:50,978
‫لب مرز زمینت مستقر شده.

205
00:12:51,103 --> 00:12:54,523
‫معذرت می‌خوام کیسی
‫که مشکلاتم رو به زمین تو کشوندم.

206
00:12:54,690 --> 00:12:56,817
‫توی حرفت یکم کنایه حس می‌کنم.

207
00:12:57,902 --> 00:12:59,403
‫کسی رو بیرون دارید

208
00:12:59,487 --> 00:13:00,821
‫تا رد حمله کننده‌ها رو بزنه؟

209
00:13:00,946 --> 00:13:03,741
‫حمله توی زمین قبیله‌ای رخ نداده.

210
00:13:03,908 --> 00:13:06,076
‫پلیس ما اختیاری نداره.

211
00:13:09,246 --> 00:13:10,664
‫فکر می‌کردم وقتی کارگرها رو فرستادم خونه

212
00:13:10,831 --> 00:13:12,458
‫رفتی خونه‌ بابابزرگ لانگ.

213
00:13:12,541 --> 00:13:14,335
‫ترجیح دادم پیش تو بمونم.

214
00:13:14,460 --> 00:13:16,754
‫نمی‌تونه اتفاقی باشه

215
00:13:16,879 --> 00:13:18,672
‫که این اتفاق دقیقا موقعی رخ داده که
‫داریم آخرین گلوله‌مون رو

216
00:13:18,798 --> 00:13:20,758
‫علیه معدن شلیک می‌کنیم.

217
00:13:20,925 --> 00:13:22,802
‫نیروهای تاریک پشت بمب‌گذاری

218
00:13:22,885 --> 00:13:24,178
‫دوباره از سایه‌ها بیرون اومدن.

219
00:13:24,303 --> 00:13:26,013
‫شاید عضو شورا آیرونز

220
00:13:26,138 --> 00:13:27,765
‫نگران بوده که مقاله‌هاش کاری از پیش نمی‌بردن

221
00:13:27,890 --> 00:13:29,016
‫و تصمیم گرفته که به جای کلمات
‫از گلوله استفاده کنه؟

222
00:13:29,099 --> 00:13:32,436
‫نه، نیتن آیرونز همش لب و دهنه.

223
00:13:32,520 --> 00:13:34,104
‫در بهترین حالت یه فرصت‌طلبه.

224
00:13:34,188 --> 00:13:36,565
‫اون می‌دونست که امروز داری به فرودگاه میری.

225
00:13:38,692 --> 00:13:39,735
‫من به بروکن راک میرم،

226
00:13:39,860 --> 00:13:41,862
‫ببینم می‌تونم چیزی بفهمم یا نه.

227
00:13:57,336 --> 00:13:59,004
‫خیلی‌خب.
‫مسئول پذیرش تایید کرد

228
00:13:59,129 --> 00:14:00,297
‫که پل دنیلز کل روز از اتاقش بیرون نرفته.

229
00:14:00,464 --> 00:14:01,882
‫کسی هم بهش سر نزده.

230
00:14:01,966 --> 00:14:03,509
‫خب، اطلاعات میگه که رودی کارپنتر

231
00:14:03,676 --> 00:14:06,595
‫امروز اینجا با دنیلز قرار داره،
‫بنابراین می‌شینیم و منتظر می‌مونیم.

232
00:14:07,847 --> 00:14:10,558
‫این همون هیجان زیادیه که امیدوار بودی
‫دم آخری راهیت کنی؟

233
00:14:10,724 --> 00:14:12,518
‫آره، باید خودت رو واسه کم شدن عملیات میدانی‌ای...

234
00:14:12,601 --> 00:14:14,979
‫قراره توی واشینگتن ببینی
‫آماده کنی.

235
00:14:15,104 --> 00:14:18,524
‫می‌فهمی که این چاقوی همه‌کاره تاکتیکی
‫یه چیز نادره.

236
00:14:19,608 --> 00:14:22,027
‫یکم داری دلخور میشی‌ها.

237
00:14:22,152 --> 00:14:23,779
‫خب، به گمونم حقمه که بهتون نگفتم

238
00:14:23,946 --> 00:14:26,031
‫- دارم میرم.
‫- ببین، می‌دونم...

239
00:14:26,198 --> 00:14:28,951
‫که می‌خوای کارت توی واشینگتن رو پس بگیری، دری
‫ولی از کجا معلوم.

240
00:14:29,076 --> 00:14:30,536
‫شاید شرایط اینجا عوض شد.

241
00:14:30,703 --> 00:14:32,371
‫ممکنه زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کنی
‫این تیم رو اداره کردی.

242
00:14:32,496 --> 00:14:33,781
‫اوه، جدی؟

243
00:14:33,831 --> 00:14:35,124
‫جایی تشریف می‌بری؟

244
00:14:38,168 --> 00:14:40,379
‫ببین، مطمئنی که می‌خوای

245
00:14:40,504 --> 00:14:43,716
‫دوباره کت و شلوار فدرالی بپوشی،
‫با سیاست‌ها سروکله بزنی،

246
00:14:43,841 --> 00:14:45,843
‫24 ساعته حواست به حرف زدنت باشه؟

247
00:14:45,968 --> 00:14:49,221
‫مأمور مارشال کروزی که من می‌شناسم
‫عاشق فضای بازه.

248
00:14:49,346 --> 00:14:50,472
‫طاقت نداره که یه جا حبس بشه.

249
00:14:50,598 --> 00:14:52,016
‫همچنین طاقت

250
00:14:52,141 --> 00:14:54,643
‫حشرات، حیوانات
‫یا دزدیده شدن و شکنجه شدن رو هم ندارم.

251
00:14:54,810 --> 00:14:56,645
‫خیلی‌خب، هرچقدر که میخوای طفره برو،

252
00:14:56,854 --> 00:14:59,231
‫ولی مونتانا به دلت نشسته.

253
00:14:59,356 --> 00:15:00,774
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم که داری

254
00:15:00,900 --> 00:15:02,443
‫به سمت چیزی که می‌خوای میری،

255
00:15:02,610 --> 00:15:04,570
‫نه از جایی که نمی‌خوای دور میشی.

256
00:15:14,371 --> 00:15:16,999
‫حس می‌کنم این خونه...

257
00:15:17,124 --> 00:15:19,209
‫نسبت به دفعه قبل که اومده بودم
‫آروم‌تر شده.

258
00:15:21,170 --> 00:15:23,172
‫تو و تیت توی شروع جدیدتون

259
00:15:23,297 --> 00:15:25,174
‫پیشرفت زیادی کردید.

260
00:15:26,550 --> 00:15:28,928
‫اگه راهنمایی تو نبود
‫هرگز تغییر مسیر نمی‌دادم.

261
00:15:29,053 --> 00:15:31,597
‫خب، اگه اولین سوءقصد به جونم
‫داتون‌ها رو اینجا کشوند،

262
00:15:31,764 --> 00:15:33,557
‫فقط می‌تونم تصور کنم...

263
00:15:33,641 --> 00:15:36,018
‫که دومین بار چه اقبال نیکی
‫براتون به ارمغان میاره.

264
00:15:38,812 --> 00:15:40,856
‫کمرون سر ساعت گزارش دادن
‫تماس نگرفت.

265
00:15:41,607 --> 00:15:43,984
‫گوشیش هم نمی‌گیره.

266
00:15:45,861 --> 00:15:47,196
‫هیچی.

267
00:15:48,447 --> 00:15:50,240
‫وای‌فای قطعه.

268
00:15:50,366 --> 00:15:53,118
‫ممکنه یکی داره توی سیگنال‌مون اختلال ایجاد می‌کنه.

269
00:15:54,203 --> 00:15:56,580
‫من میرم به افسرتون سر بزنم.

270
00:15:56,705 --> 00:15:58,415
‫تنها؟

271
00:16:00,459 --> 00:16:02,169
‫نیاز دارم که شم حواستون به تیت باشه.

272
00:16:38,539 --> 00:16:39,999
‫هی کایو، چه خبر؟

273
00:16:40,124 --> 00:16:41,417
‫اونا دوباره اومدن سراغ رین‌واتر.

274
00:16:41,542 --> 00:16:42,960
‫توی ایست کمپ؟

275
00:16:43,085 --> 00:16:45,087
‫افسرِ نگهبان رو کشتن،

276
00:16:45,170 --> 00:16:47,297
‫سیگنال‌های ارتباطی‌ ما توی کلبه رو مختل کردن.

277
00:16:47,423 --> 00:16:49,049
‫کجان؟

278
00:16:50,592 --> 00:16:52,094
‫دارن به سمت کلبه میرن.

279
00:16:53,345 --> 00:16:55,973
‫به چندتا مأمور مسلح دیگه نیاز دارم.

280
00:17:16,243 --> 00:17:19,246
‫هیا، هیا.
‫هیا. هیا!

281
00:17:21,665 --> 00:17:24,251
‫به خاطر کیسی می‌ریم یا نه؟

282
00:17:26,253 --> 00:17:27,963
‫اگه دوباره بذاریم این مجرم مهم فرار کنه

283
00:17:28,088 --> 00:17:29,465
‫گیفورد بد کُفری میشه.

284
00:17:29,548 --> 00:17:30,716
‫آره.
‫خب، ترجیح میدم با خشم گیفورد روبرو بشم

285
00:17:30,883 --> 00:17:32,051
‫تا پشت یه هم‌تیمی دیگه رو خالی کنم.

286
00:17:32,134 --> 00:17:33,761
‫توی این مبارزه
‫کمک مایلز رو داشته باشیم بهتره.

287
00:17:33,927 --> 00:17:35,971
‫بهش زنگ بزن.

288
00:17:43,187 --> 00:17:45,397
‫کیسی داره بهمون علامت میده.

289
00:17:45,522 --> 00:17:47,900
‫- چه علامتی؟
‫- یه هشداره.

290
00:17:48,025 --> 00:17:49,735
‫شما دوتا، برید طبقه بالا.

291
00:17:50,986 --> 00:17:52,571
‫الان وقت لجبازی داتونی نیست.

292
00:17:52,696 --> 00:17:55,699
‫این افراد می‌خوان ما رو بکشن.

293
00:17:57,326 --> 00:17:59,328
‫پس باید مسلح و آماده باشیم.

294
00:18:00,662 --> 00:18:03,040
‫کار به همینجا کشیده.

295
00:18:03,165 --> 00:18:05,793
‫خاک اینجا به خوبی با خون و خونریزی آشناست.

296
00:18:13,592 --> 00:18:14,968
‫برید بالا، بجنبید!

297
00:19:21,373 --> 00:19:31,373
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

298
00:20:37,778 --> 00:20:39,696
‫برید، برید، برید!

299
00:20:56,213 --> 00:20:58,548
‫اون کیسیـه. پوششش بدید.
‫داره میاد!

300
00:21:04,471 --> 00:21:06,098
‫کیسی به مبارزه برگشت.

301
00:21:19,695 --> 00:21:21,238
‫با تیراندازی پوشش بدید!

302
00:21:23,699 --> 00:21:26,868
‫خیلی‌خب آندریا، می‌خوام از چپ دورشون بزنی.
‫باشه؟

303
00:21:26,994 --> 00:21:29,204
‫زود باشید بچه‌ها، از جناح بیاید!

304
00:23:32,994 --> 00:23:35,622
‫کایو، تو خوبی؟

305
00:24:44,566 --> 00:24:48,904
‫شرمنده، پسرم.
‫هرگز نباید توی این موقعیت قرار می‌گرفتی.

306
00:24:51,531 --> 00:24:53,492
‫ما همیشه برای خانواده می‌جنگیم، درسته؟

307
00:24:53,617 --> 00:24:55,494
‫به نظر میاد که معصوم‌ترین‌های ما

308
00:24:55,619 --> 00:24:56,995
‫تلفات جانبی نبردهای ما می‌شن.

309
00:24:57,120 --> 00:24:59,039
‫هرجا سیاستمدارها میرن،

310
00:24:59,164 --> 00:25:01,541
‫مصیبت دنبالشون می‌کنه.

311
00:25:03,460 --> 00:25:05,629
‫ده‌تا دشمن شمردم که بیرون مردن.

312
00:25:05,754 --> 00:25:07,172
‫تیم داره اثرانگشت‌شون رو می‌گیره.

313
00:25:07,255 --> 00:25:09,508
‫امیدوارم بفهمیم اینا کی هستن.

314
00:25:09,633 --> 00:25:11,718
‫تاکتیک و تجهیزاتشون نشون میده که
‫افراد حرفه‌ای هستن.

315
00:25:11,885 --> 00:25:15,472
‫احتمالا همون نیروهای تاریک پشت بمب‌گذاری
‫اجیرشون کردن.

316
00:25:15,597 --> 00:25:17,265
‫هرکسی که هستن، ممکنه...

317
00:25:17,432 --> 00:25:18,633
‫دارن یه گروه دیگه می‌فرستن این سمت.

318
00:25:18,683 --> 00:25:19,935
‫اینجا امن نیست.

319
00:25:21,061 --> 00:25:22,521
‫آره.
‫بیاید برگردیم به مقر.

320
00:25:22,646 --> 00:25:23,855
‫در مورد این حمله کننده‌ها تحقیق کنیم.

321
00:25:24,022 --> 00:25:25,440
‫بفهمیم از کجا می‌دونستن که رئیس اینجاست.

322
00:25:49,214 --> 00:25:51,800
‫خیلی‌خب، رین‌واتر، مو و تیت جاگیر شدن.

323
00:25:51,883 --> 00:25:53,510
‫چی فهمیدید؟

324
00:25:53,635 --> 00:25:55,470
‫خیلی‌خب، ما مشخصات تیمی که به ایست کمپ حمله کرد
‫رو در آوردم.

325
00:25:55,595 --> 00:25:57,097
‫همه‌شون کهنه‌سربازهای عملیات‌های ویژه‌ان.

326
00:25:57,222 --> 00:25:59,724
‫و اسم واقعی فرمانده‌شون، لنس بلینـه.

327
00:25:59,891 --> 00:26:00,976
‫اهل آفریقای جنوبیه.

328
00:26:01,101 --> 00:26:03,103
‫بقیه مُرده‌ها هم خارجی‌ان.

329
00:26:03,228 --> 00:26:04,187
‫پس مزدورهای بین‌المللی

330
00:26:04,271 --> 00:26:05,522
‫افتادن دنبال رین‌واتر؟

331
00:26:05,647 --> 00:26:06,856
‫وقتی تمام مهارتت آدم کشتن باشه،

332
00:26:06,982 --> 00:26:08,233
‫کار پیدات می‌کنه.

333
00:26:08,316 --> 00:26:10,110
‫سوابق خدمتی‌شون باهم تداخل نداره.

334
00:26:10,235 --> 00:26:12,487
‫نمی‌تونم ارتباطی بین‌شون پیدا کنم.

335
00:26:12,571 --> 00:26:14,573
‫آره، امور مالی‌شون همون پرداختی‌های مرموزی
‫رو نشون میدن

336
00:26:14,739 --> 00:26:16,783
‫که بعد از بمب‌گذاری گردهمایی
‫نگهبانان مسیر داشتن.

337
00:26:16,908 --> 00:26:18,785
‫آره، که ما رو به جایی نرسوند.

338
00:26:18,910 --> 00:26:22,163
‫سوابق سیمکارت افسر قبیله‌ای که
‫توی ایست کمپ کشته شد.

339
00:26:22,330 --> 00:26:23,957
‫بعد از اینکه نگهبانش کردن

340
00:26:24,124 --> 00:26:25,834
‫با دفتر عضو شورا آیرونز تماس گرفته.

341
00:26:25,959 --> 00:26:28,712
‫اونو در جریان امنیت رئیس قرار داده؟

342
00:26:28,795 --> 00:26:32,716
‫یا داشته اونو می‌فروخته.
‫آیرونز هفته پیش اون مقاله در حمایت از معدن رو نوشت.

343
00:26:32,841 --> 00:26:35,594
‫یه عضو شورای قبیله
‫پشت این حملات باشه؟

344
00:26:35,760 --> 00:26:37,971
‫ممکنه فرد داخلی‌ای باشه که یه آدم بد گنده‌تر
‫داره ازش سوءاستفاده می‌کنه.

345
00:26:38,096 --> 00:26:39,764
‫آره.
‫خب، حالا نقشش هرچی که هست،

346
00:26:39,931 --> 00:26:41,182
‫بهترین سرنخ‌مون اونه.

347
00:26:41,308 --> 00:26:42,726
‫بیاید بفهمیم آیرونز کجاست.
‫باشه؟

348
00:26:42,851 --> 00:26:44,811
‫آماده بشیم؟

349
00:26:44,936 --> 00:26:47,105
‫پسر، فکر کنم امروز تیت به قدر کافی
‫سختی کشیده. باشه؟

350
00:26:47,230 --> 00:26:48,481
‫تو همینجا بمون.

351
00:26:52,694 --> 00:26:55,238
‫از کِی تا حالا پلیس‌ها
‫یه اتاق بازی دارن؟

352
00:26:55,322 --> 00:26:58,074
‫کَل اینجا رو راه انداخت
‫تا اتاق رفع فشار ما باشه.

353
00:26:58,199 --> 00:26:59,868
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم که تو بهش نیاز پیدا کنی.

354
00:27:02,746 --> 00:27:05,832
‫می‌دونی، دفعه قبلی‌ای که جون یه نفر رو گرفتی،

355
00:27:05,999 --> 00:27:07,542
‫چیزی نمونده بود که من و مادرت رو داغون کنه.

356
00:27:09,169 --> 00:27:11,796
‫این بار دیگه زیر تخت قایم نمی‌شم.

357
00:27:11,880 --> 00:27:15,216
‫فکر می‌کردم که می‌تونم به چرخه‌ی خشونت خانواده‌مون پایان بدم.

358
00:27:16,843 --> 00:27:18,845
‫همیشه از یه جای آشنا سر در میاره.

359
00:27:23,099 --> 00:27:26,186
‫هی. ممنون که امروز باهامون به دل آتیش زدی.

360
00:27:26,353 --> 00:27:28,146
‫همونطور که بهم گفتی،
‫همیشه یه ماری وجود داره.

361
00:27:28,271 --> 00:27:30,982
‫و تو خطرناک‌تر بودی.

362
00:27:31,107 --> 00:27:32,817
‫تاثیرگذار بودن حس خوبی داشت.

363
00:27:32,901 --> 00:27:34,736
‫فقط امیدوارم که فرصت بیشتری نصیبم بشه.

364
00:27:36,071 --> 00:27:37,238
‫بازی "ندای وظیفه" دارید؟

365
00:27:40,283 --> 00:27:41,826
‫فوتبال دستی بهترین چیزیه که داریم.

366
00:27:41,993 --> 00:27:43,119
‫پس بیا بزنیم.

367
00:28:00,220 --> 00:28:02,722
‫سیگنال سیمکارت آیرونز
‫مختصات اینجا رو نشون داده.

368
00:28:04,474 --> 00:28:06,518
‫چیز زیادی این بیرون نیست.

369
00:28:06,601 --> 00:28:09,688
‫جای خوبی برای ملاقات‌های مخفیانه‌ست.

370
00:28:09,813 --> 00:28:12,107
‫خب، برای یه روز
‫به قدر کافی سورپرایز داشتم،

371
00:28:12,190 --> 00:28:14,859
‫پس بیاید حواس‌مون رو جمع کنیم.

372
00:28:15,068 --> 00:28:17,654
‫هی، اون ماشین آیرونزه.

373
00:28:20,782 --> 00:28:22,117
‫آیرونز، اسلحه‌ رو بنداز.

374
00:28:25,036 --> 00:28:26,454
‫ماشین امنه.

375
00:28:39,968 --> 00:28:42,220
‫وقتی حمله ناموفق شده،

376
00:28:42,345 --> 00:28:44,472
‫حتما حس کرده که داره لای منگنه قرار می‌گیره.

377
00:28:44,556 --> 00:28:46,891
‫آره.
‫خودش رو فرستاده اون دنیا.

378
00:28:53,440 --> 00:28:55,483
‫نیتن آیرونز خودکشی کرد؟

379
00:28:55,650 --> 00:28:57,152
‫قبل از اینکه کس دیگه‌ای بتونه

380
00:28:57,277 --> 00:28:58,945
‫خودش خودشو به خاطر خون‌هایی که گردنشه
‫مجازات کرد.

381
00:28:59,070 --> 00:29:01,823
‫خب، من و اون باهم مشکل داشتیم،
‫ولی اینو باور نمی‌کنم.

382
00:29:01,948 --> 00:29:03,908
‫هر دومون می‌دونیم که
‫وقتی پای زمین آدم وسط باشه

383
00:29:03,992 --> 00:29:05,660
‫مردم دست به چه کارهایی که نمی‌زنن.

384
00:29:05,827 --> 00:29:08,371
‫اگه آیرونز نقش داشته،
‫دستور یکی دیگه رو انجام داده.

385
00:29:08,538 --> 00:29:10,874
‫پس باید بفهمیم که افسارش دست کی بوده.

386
00:29:10,999 --> 00:29:13,168
‫هی، جناب رئیس.

387
00:29:13,293 --> 00:29:16,171
‫- هوم؟
‫- کاروان اسکورت‌تون رسید.

388
00:29:21,593 --> 00:29:24,596
‫سگ گله‌مون امروز از گله‌مون محافظت کرد.

389
00:29:24,721 --> 00:29:26,639
‫ممنون، رفیق.

390
00:29:28,808 --> 00:29:31,895
‫بابت فداکاریت ممنونم، کیسی.

391
00:29:32,020 --> 00:29:33,646
‫باعث افتخارمه که تو رو برادرم خطاب کنم.

392
00:29:33,772 --> 00:29:35,815
‫برو به این مبارزه پایان بده.

393
00:29:42,697 --> 00:29:44,407
‫امروز محکم بودی، پسر.

394
00:29:44,491 --> 00:29:45,492
‫هوای هم‌تیمی‌هات رو داشتی.

395
00:29:45,617 --> 00:29:48,119
‫من هیچوقت با این مشکلی نداشتم.

396
00:29:48,244 --> 00:29:50,413
‫با کنترل کردن قضاوتم مشکل دارم.

397
00:29:50,538 --> 00:29:53,458
‫پسر، زمان می‌بره که در آشوب
‫آروم باشی.

398
00:29:53,625 --> 00:29:57,253
‫من بیشتر زندگیم رو سعی کردم
‫تاثیرگذار باشم.

399
00:29:57,378 --> 00:29:58,922
‫بالاخره رسالتم رو پیدا کردم
‫و خرابش کردم.

400
00:29:59,047 --> 00:30:01,341
‫تو تنها مأمور مارشال اینجا نیستی

401
00:30:01,508 --> 00:30:04,177
‫که سر خود عمل کرده.

402
00:30:04,302 --> 00:30:06,971
‫و این یگان دیگه اونقدر زبده نیست...

403
00:30:07,180 --> 00:30:09,557
‫اگه دوتا شکارچی‌اش رو از دست بده.

404
00:30:10,975 --> 00:30:12,393
‫تعلیق‌ام رو برداشتی؟

405
00:30:13,520 --> 00:30:14,813
‫به کار اداری.

406
00:30:14,938 --> 00:30:18,066
‫می‌تونم باهاش کنار بیام، رئیس.

407
00:30:19,359 --> 00:30:20,568
‫آره، خیلی‌خب.

408
00:30:25,031 --> 00:30:28,326
‫باورم نمیشه که مسئول اون حملات

409
00:30:28,451 --> 00:30:30,537
‫رقیب سیاسی رین‌واتر بود.

410
00:30:30,662 --> 00:30:33,540
‫پول زیادیه که یه عضو بروکن راک خرج کرده باشه.

411
00:30:33,706 --> 00:30:35,667
‫خب، ما پیگیر امور مالی آیرونز می‌شیم.

412
00:30:35,792 --> 00:30:37,460
‫ببینیم می‌تونیم به اون حمله کننده‌ها
‫ارتباطش بدیم یا نه.

413
00:30:37,585 --> 00:30:39,462
‫آره.

414
00:30:43,216 --> 00:30:45,051
‫شما امروز مونتانا رو سرافراز کردید،

415
00:30:45,218 --> 00:30:49,347
‫و این یگان حتی از انتظارات منم فراتر رفته.

416
00:30:49,472 --> 00:30:51,683
‫خیلی حیفه که داریم یکی از بهترین‌هامون
‫رو از دست می‌دیم.

417
00:30:51,808 --> 00:30:54,811
‫موفق باشی، مأمور مارشال کروز.

418
00:30:59,399 --> 00:31:02,026
‫- مایلز، بیا آخرین بازی رو بکنیم. زود باش.
‫- شوکر رو میارم.

419
00:31:04,362 --> 00:31:06,698
‫- منم می‌خوام بازی کنم.
‫- فکر می‌کردم...

420
00:31:06,823 --> 00:31:07,657
‫تو امشب یه کاری توی مدرسه پسرت داشتی.

421
00:31:07,782 --> 00:31:09,033
‫دقیقا،

422
00:31:09,158 --> 00:31:11,578
‫پس می‌دونید، بذارید خوش بگذرونم.

423
00:31:13,454 --> 00:31:14,831
‫در چه حالی، تیت؟

424
00:31:14,956 --> 00:31:16,499
‫روز راحتی بود.

425
00:31:19,752 --> 00:31:20,628
‫رو کن ببینم.

426
00:31:20,753 --> 00:31:23,214
‫منو یاد خوابگاه کارگارهای قدیمی می‌ندازه.

427
00:31:23,339 --> 00:31:24,966
‫آره، فرقش اینه که اینجا
‫احساس خونه بودن می‌کنم.

428
00:31:25,049 --> 00:31:29,012
‫گفتم که.
‫پادزهر همینه، کایو.

429
00:31:31,139 --> 00:31:33,766
‫- خیلی‌خب، بزنید بریم.
‫- بیا بریم، رفیق.

430
00:31:33,892 --> 00:31:35,894
‫زود باشید.

431
00:31:35,977 --> 00:31:39,180
‫اوه.
‫اوه، اوه، اوه، اوه!

432
00:31:39,230 --> 00:31:40,148
‫خیلی‌خب.
‫حالا شد، بزن بریم.

433
00:31:42,066 --> 00:31:45,570
‫خب، به گمونم وقت خداحافظیه، گاوچرون.

434
00:31:46,487 --> 00:31:49,073
‫اصلا نمی‌دونم چی بگم.

435
00:31:49,198 --> 00:31:51,242
‫خب، اولین باره که حرفی نداری.

436
00:32:24,400 --> 00:32:28,363
‫چرا مراسم‌های گلریزان مدرسه
‫همیشه...

437
00:32:28,446 --> 00:32:29,822
‫اینقدر کسل کننده‌ان؟

438
00:32:29,989 --> 00:32:31,366
‫حداقل توی این یکی مراسم،

439
00:32:31,449 --> 00:32:34,243
‫در یه مزایده بدون اعلام مبلغ
‫برنده یه سفر گردشی به آسپن شدم.

440
00:32:34,369 --> 00:32:37,288
‫چی؟ چند آب خورد؟

441
00:32:37,413 --> 00:32:39,082
‫اوه، مبلغی نیست که پولش رو نداشته باشم.

442
00:32:43,461 --> 00:32:46,381
‫شاید نداشته باشی.

443
00:32:46,464 --> 00:32:50,218
‫من یکم خودم رو توی مخمصه انداختم.

444
00:32:51,678 --> 00:32:53,262
‫نگو دوباره بلک‌جک بازی کردی.

445
00:32:53,429 --> 00:32:57,266
‫تو فعالیت‌های فوق برنامه خودت رو داری،
‫منم مال خودم رو دارم.

446
00:32:57,392 --> 00:32:59,686
‫- چقدره؟
‫- 20تا.

447
00:32:59,852 --> 00:33:04,440
‫20 هزار دلار؟
‫بعد انتظار داری کمکت کنم؟

448
00:33:04,524 --> 00:33:07,652
‫ما شریک زندگی هستیم، غیر از اینه؟

449
00:33:07,819 --> 00:33:09,487
‫تنهایی از پسش برنمیام.

450
00:33:09,612 --> 00:33:11,155
‫آره، شاید بهتره تنهایی حلش کنی.

451
00:33:52,822 --> 00:33:54,365
‫مایلز چی شد؟

452
00:33:54,532 --> 00:33:55,992
‫رفت فرودگاه.

453
00:33:56,117 --> 00:33:59,454
‫مثل تو، رین‌واتر فرصت دومی بهش داد.

454
00:33:59,579 --> 00:34:03,041
‫هوم.
‫به نظر میاد تو هم دوباره بهش فرصت دادی.

455
00:34:03,124 --> 00:34:04,917
‫خوشحالم که دونستم تواناییش رو داری.

456
00:34:05,043 --> 00:34:07,503
‫این تقریبا خنده‌دار بود.

457
00:34:07,587 --> 00:34:09,464
‫آره. وقتی شما دوتا می‌رقصیدید
‫به ذهنم رسید.

458
00:34:09,589 --> 00:34:10,465
‫هوم.

459
00:34:21,684 --> 00:34:23,770
‫صبر کن، داری چیکار می‌کنی؟

460
00:34:23,895 --> 00:34:26,139
‫تو همینو می‌خواستی، درسته؟

461
00:34:26,189 --> 00:34:28,483
‫یه فرصت واسه حرف زدن؟

462
00:34:31,986 --> 00:34:33,446
‫آره. عه...

463
00:34:33,529 --> 00:34:36,908
‫راجع‌به چی حرف بزنیم؟

464
00:34:37,075 --> 00:34:41,037
‫با خودته... بابا.

465
00:34:52,673 --> 00:34:55,176
‫می‌دونستم که نمی‌تونی از پیشمون بری، دری.

466
00:34:55,343 --> 00:34:58,721
‫به نظر نمیاد که عجله‌ای واسه رفتن داشته باشی.

467
00:34:58,805 --> 00:35:00,389
‫دودل شدی؟

468
00:35:00,515 --> 00:35:02,892
‫فقط سر اینکه کی پشت این حمله
‫به رین‌واتر بوده.

469
00:35:02,975 --> 00:35:04,894
‫پزشک قانونی میگه آیرون خودکشی نکرده.

470
00:35:05,019 --> 00:35:06,354
‫بیخیال.

471
00:35:08,773 --> 00:35:13,986
‫خیلی‌خب.
‫پس سوختگی‌ای بر اثر باروت روی دست‌ها نبوده، ولی...

472
00:35:14,153 --> 00:35:16,614
‫زخم‌های دفاعی داره.

473
00:35:16,697 --> 00:35:18,866
‫- پس به قتل رسیده؟
‫- خب، تماسِ...

474
00:35:18,991 --> 00:35:20,743
‫افسر پلیس قبیله‌ای به دفتر آیرونز بوده،
‫ولی دستیارش

475
00:35:20,868 --> 00:35:22,453
‫تایید کرد که خودش اونجا نبود.

476
00:35:22,578 --> 00:35:24,622
‫آیرونز و افسر پلیس قبلیه‌ای
‫وسیله یکی دیگه‌ان.

477
00:35:24,747 --> 00:35:25,998
‫آره، ولی باشه، پس کی گفته

478
00:35:26,124 --> 00:35:27,917
‫که رین‌واتر توی ایست کمپ بوده؟

479
00:35:28,042 --> 00:35:30,086
‫اینو داشته باش.

480
00:35:32,171 --> 00:35:34,090
‫یکی از دوربین‌های کیسی اینو گرفته،

481
00:35:34,215 --> 00:35:37,426
‫یه کارگر مزرعه ایست کمپ
‫دقیقا بعد از رسیدن رین‌واتر.

482
00:35:38,553 --> 00:35:41,472
‫باشه، پس کیسی اونو زودتر فرستاده خونه.

483
00:35:41,597 --> 00:35:43,015
‫یعنی، احتمالا به عشقش زنگ زده
‫یا همچین چیزی.

484
00:35:43,141 --> 00:35:46,185
‫برای گرفتن حکم واسه سوابق گوشیش کافی نیست.

485
00:35:46,352 --> 00:35:48,104
‫یه جورایی داری وقت تلف می‌کنی.

486
00:35:48,229 --> 00:35:50,523
‫اگه بدونم کی به خونه کیسی شلیک کرده
‫حس خوبی واسه رفتن پیدا می‌کنم.

487
00:35:50,606 --> 00:35:51,983
‫این یارو آدرسی

488
00:35:52,108 --> 00:35:53,693
‫در حومه بوزمن داره، باشه؟
‫می‌تونم یه سر برم اونجا...

489
00:35:53,860 --> 00:35:55,653
‫- و ببینم به کی زنگ زده.
‫- نه، نمیری.

490
00:35:55,820 --> 00:35:57,822
‫تو میری به پروازت برسی.

491
00:35:57,947 --> 00:36:00,408
‫باشه؟
‫ما می‌ریم به کارگر مزرعه سر بزنیم.

492
00:36:00,658 --> 00:36:01,951
‫بیا بغلم.

493
00:36:05,830 --> 00:36:07,498
‫هی.

494
00:36:09,458 --> 00:36:11,794
‫باعث افتخارمون باش، دری.
‫باشه؟

495
00:36:16,883 --> 00:36:19,468
‫خیلی‌خب.
‫غریبه نباشی‌ها.

496
00:36:20,720 --> 00:36:22,430
‫می‌دونی، فکر نکنم بتونم بدون تو

497
00:36:22,555 --> 00:36:24,265
‫از پس این مکان مردونه بربیام.

498
00:36:24,432 --> 00:36:27,018
‫شوخی می‌کنی؟
‫تو ممکنه گردن‌کلفت‌ترین مأمور این یگان باشی.

499
00:36:27,101 --> 00:36:29,854
‫بس کن.
‫می‌دونم که فکر می‌کنی من خانم کوچولوی بی‌نقصی‌ام.

500
00:36:29,979 --> 00:36:31,939
‫نه، تو می‌خواستی اینطوری فکر کنم.

501
00:36:32,106 --> 00:36:34,901
‫ولی بعد از اینکه فهمیدم
‫چه اوضاع خانوادگی ناجوری رو پشت سر گذاشتی،

502
00:36:35,067 --> 00:36:38,279
‫بهت احترام می‌ذارم که هیچوقت
‫نسبت به چیزی کمتر از حقت بسنده نکردی.

503
00:36:40,114 --> 00:36:41,699
‫هوم...

504
00:36:47,455 --> 00:36:49,832
‫بنازم، چه خوشمزه به نظر میاد.

505
00:36:52,710 --> 00:36:56,005
‫مو گفت که سخنرانی رین‌واتر جواب داده.

506
00:36:56,088 --> 00:36:57,465
‫جلوی ساخت معدن رو گرفت؟

507
00:36:57,590 --> 00:36:59,133
‫تعلیق ۶۰ روزه کار

508
00:36:59,258 --> 00:37:01,552
‫برای بررسی کامل مکان‌های جایگزین.

509
00:37:01,677 --> 00:37:03,930
‫به نظر من که تموم شده‌ست.

510
00:37:04,055 --> 00:37:06,891
‫به گمونم برای نجات بروکن راک
‫چیزی بیشتر از عکس مامان طلبید.

511
00:37:07,058 --> 00:37:09,135
‫تو هیچوقت تسلیم نشدی.

512
00:37:09,185 --> 00:37:11,270
‫اگه مادرت بود بهت افتخار می‌کرد.

513
00:37:11,437 --> 00:37:13,064
‫به تو هم همینطور.

514
00:37:13,147 --> 00:37:14,523
‫خب، ولی مطمئن نیستم اگه بود

515
00:37:14,649 --> 00:37:16,234
‫از تیربارون شدن خونه خوشش میومد.

516
00:37:16,442 --> 00:37:18,903
‫قبل از اینکه تو مارشال بشی،

517
00:37:19,028 --> 00:37:22,114
‫ایست کمپ فقط ما و ارواح خانواده‌مون بود.

518
00:37:22,240 --> 00:37:26,285
‫ولی با هم‌تیمی‌هات، مو، رین‌واتر،
‫خانواده ویور،

519
00:37:26,452 --> 00:37:29,080
‫تو دوباره بهش زندگی بخشیدی.

520
00:37:32,250 --> 00:37:34,126
‫تو قوی‌تر از منی، پسرم.

521
00:37:34,293 --> 00:37:37,255
‫بایدم همینطور باشه.

522
00:37:38,714 --> 00:37:39,924
‫دوستت دارم.

523
00:37:43,594 --> 00:37:46,013
‫بفرمایید داخل.

524
00:37:47,139 --> 00:37:50,559
‫ببخشید مزاحم شدیم...

525
00:37:50,685 --> 00:37:54,188
‫ولی راجع‌به اتفاقی که اینجا افتاد شنیدیم.

526
00:37:54,313 --> 00:37:56,816
‫آره، شانس آوردیم، مگه نه؟

527
00:37:56,941 --> 00:37:59,986
‫با نخریدن اینجا گلوله‌ای رو جاخالی دادی، آقای ویور.

528
00:38:00,069 --> 00:38:01,988
‫به معنای واقعی کلمه.

529
00:38:02,071 --> 00:38:04,198
‫همچین شرایطی باعث میشه
‫آدم همه جوانب رو در نظر بگیره.

530
00:38:04,323 --> 00:38:06,826
‫تیت، بابام می‌خواست بدونه

531
00:38:06,951 --> 00:38:08,953
‫که می‌خوای برید ماهی باس بگیرید؟

532
00:38:09,120 --> 00:38:11,914
‫توی تگزاس؟

533
00:38:12,039 --> 00:38:13,666
‫با خودم گفتم که یه حال و هوا عوض کردن
‫ممکنه برات خوب باشه.

534
00:38:15,126 --> 00:38:16,911
‫خیال منو که آروم می‌کنه،

535
00:38:16,961 --> 00:38:18,754
‫اگه درخواستِ زیادی نباشه.

536
00:38:18,838 --> 00:38:20,673
‫اوه، به هیچ‌وجه.
‫و تو هم وقتی...

537
00:38:20,798 --> 00:38:22,049
‫این ریخت و پاش رو جمع کردی
‫بیا بهمون ملحق شو.

538
00:38:22,174 --> 00:38:23,592
‫میرم وسایلم رو جمع کنم.

539
00:38:27,763 --> 00:38:31,017
‫تو چی؟
‫تو هم داری میری ماهیگیری؟

540
00:38:31,142 --> 00:38:36,314
‫اوه، کی به تگزاس اهمیت میده؟
‫دل من توی مونتاناست.

541
00:38:42,570 --> 00:38:46,073
‫داشتم فکر می‌کردم،
‫من باهات به سالت‌لیک‌ میام.

542
00:38:46,198 --> 00:38:49,035
‫احترام گذاشتن به حد و مرز کاری چی شد؟

543
00:38:49,160 --> 00:38:50,736
‫می‌دونی، ایالت یوتا مبل و نوشیدنی داره.

544
00:38:50,786 --> 00:38:52,413
‫ممکنه کار به جای باریک بکشه.

545
00:38:52,580 --> 00:38:55,791
‫خب، بهم یادآوری شده که از پس وضعیت‌های باریک برمیام.

546
00:38:58,127 --> 00:39:01,714
‫تازشم، هر دومون لایق شریکی هستیم
‫که هوامون رو داشته باشه.

547
00:39:18,147 --> 00:39:19,899
‫مأمورین مارشال!
‫باز کن!

548
00:39:20,066 --> 00:39:22,735
‫کارگر مزرعه داخل افتاده.

549
00:40:24,463 --> 00:40:26,465
‫حل شد، قربان.

550
00:40:51,157 --> 00:40:56,120
‫«ترجمه از تورج پاکاری»