1
00:00:44,166 --> 00:00:46,650
این سریال، اثری تخیلی و هیچ بخشی
از آن، ارتباطی با وقایع تاریخی ندارد

2
00:00:46,700 --> 00:00:49,333
از کودکان و حیوانات، مطابق دستورالعمل
های تولید، فیلمبرداری شده است

3
00:01:07,600 --> 00:01:09,250
آیا تو

4
00:01:09,300 --> 00:01:11,116
میونگ یان

5
00:01:11,166 --> 00:01:16,400
مادر رو کُشتی؟

6
00:01:18,000 --> 00:01:19,766
آره

7
00:01:22,033 --> 00:01:23,900
درست می گی

8
00:01:24,933 --> 00:01:27,366
من کُشتمش

9
00:01:29,733 --> 00:01:32,850
بانوی من، حالت خوبه؟

10
00:01:32,900 --> 00:01:35,116
به خاطر علیاحضرت، ملکه‌ی مادر بود

11
00:01:35,166 --> 00:01:39,533
زن خودش رو به خاطر ملکه‌ی مادر کُشت

12
00:01:40,633 --> 00:01:42,433
بانوی من

13
00:01:43,400 --> 00:01:45,150
بانوی من

14
00:01:45,200 --> 00:01:48,533
اُ وول، اُ وول

15
00:01:49,666 --> 00:01:51,483
بانوی من

16
00:01:51,533 --> 00:01:53,533
"قسمت چهاردهم"

17
00:02:26,066 --> 00:02:29,983
یه روباه پیر تو قصر زندگی‌ می کنه و
داره چوسان رو به نابودی می کشونه

18
00:02:30,033 --> 00:02:33,650
امپراتور مریضه و صندلیِ
جانشینی خالی مونده

19
00:02:33,700 --> 00:02:38,316
چه غم‌ انگیز، آینده‌ی این مملکت
یعنی چوسان، مثل شب، تاریکه

20
00:02:38,366 --> 00:02:41,516
قطعاً همه‌ی این اتفاقات
زیر سر روباه پیره

21
00:02:41,566 --> 00:02:46,650
اگه غیرت مردانه دارید، باید با عصبانیت
قیام کنید و روباه پیر رو شکار کنید

22
00:02:46,700 --> 00:02:49,616
تا به درستی، از خاندان سلطنتی
و ملت، دفاع کنید

23
00:02:49,666 --> 00:02:52,450
چرا انقدر ناراحتی؟

24
00:02:52,500 --> 00:02:56,683
تو این برگه نوشته که روباه پیر
مملکت رو به نابودی کشونده

25
00:02:56,733 --> 00:02:59,500
روباه پیر؟

26
00:03:02,966 --> 00:03:05,083
منظورش، علیاحضرت ملکه‌ی مادره

27
00:03:05,133 --> 00:03:07,233
ملکه‌ی مادر؟

28
00:03:11,800 --> 00:03:16,383
مطمئنم که باقیمانده‌ی نیرو های شورشیِ
امپراتور عزل شده، هنوز بین مَردُمن

29
00:03:16,433 --> 00:03:18,500
همینی هست که می گی

30
00:03:19,233 --> 00:03:21,683
باید همه‌شون رو نابود می کردیم

31
00:03:21,733 --> 00:03:24,416
با این اوضاع بهم ریخته‌ی دربار

32
00:03:24,466 --> 00:03:27,816
نگرانم که یه وقت، بهونه برای
دردسر درست کردن داشته باشن

33
00:03:27,866 --> 00:03:29,783
وقتی‌ که قضیه‌ی ملکه‌ی مادر برملا شد

34
00:03:29,833 --> 00:03:33,916
حق شورش پدر، تو ساقط کردن
حکومت امپراتور قبلی، بی اعتبار می شه

35
00:03:33,966 --> 00:03:40,083
یعنی ممکنه که خائن ها، بهونه و هدفی
برای ایجاد یه شورش، پیدا کنن

36
00:03:40,133 --> 00:03:42,516
حالا می فهمی که به چه علت نمی‌ تونم

37
00:03:42,566 --> 00:03:46,583
ماجرای ارتباط نامشروع ملکه‌ی مادر و
چوی سانگ روک رو برملا کنم؟

38
00:03:46,633 --> 00:03:49,816
ـ بله
ـ ‌ماجرای ملکه‌ی مادر

39
00:03:49,866 --> 00:03:52,250
باید کاملاً مخفیانه رسیدگی بشه

40
00:03:52,300 --> 00:03:57,450
اگه الکی احساساتی بشیم و اول بهشون
حمله کنیم، حسابی آسیب می بینیم

41
00:03:57,500 --> 00:04:00,350
پس قشنگ به این نکته حواست باشه

42
00:04:00,400 --> 00:04:04,033
بله، چشم برادر

43
00:04:18,166 --> 00:04:21,650
وضعیت بهبودی اعلی حضرت
پیشرفت خاصی نکرده

44
00:04:21,700 --> 00:04:24,816
بهتره که یه مراسم برای خدایانِ
آسمان ها برگزار کنیم

45
00:04:24,866 --> 00:04:29,550
و در اون، با بخشیدن مجرم ها
خشم خدایان رو آروم کنیم

46
00:04:29,600 --> 00:04:32,683
نظر شاهزاده‌ی بزرگ چیه؟

47
00:04:32,733 --> 00:04:37,516
من مخالف این فکرم

48
00:04:37,566 --> 00:04:42,116
بخشیدن کسانی که ناعادلانه محکوم شدن
از طریق اختیارات قانونی‌، کار خوبیه

49
00:04:42,166 --> 00:04:44,250
اما اگه مجرم ها بخشیده بشن

50
00:04:44,300 --> 00:04:50,183
خشم و تنفر قربانی هاشون
قشنگ تا آسمان ها می رسه

51
00:04:50,233 --> 00:04:56,050
بهتره که به جاش، ندیمه های
مخصوص قصر رو اخراج کنیم

52
00:04:56,100 --> 00:05:00,016
امپراتور های قبل هم، تلاش کردن
که خشم خدایان و آسمان ها رو

53
00:05:00,066 --> 00:05:03,750
هر چند وقت، با اخراج تعدادی از
ندیمه های مخصوص، آروم کنن

54
00:05:03,800 --> 00:05:09,550
امپراتور های پیشین، تنها در زمان وقوع
بلایا، ندیمه ها رو اخراج می کردن

55
00:05:09,600 --> 00:05:12,133
پس نظرتون راجع به این چیه؟

56
00:05:15,566 --> 00:05:19,050
این گزارش فرماندار آن جوئه

57
00:05:19,100 --> 00:05:24,333
اما بنا به دلایلی، توسط دبیرخانه‌ی
دربار، تحویل داده نشده بود

58
00:05:27,366 --> 00:05:30,383
توش نوشته شده که مردم
بسیار ناراضی هستن

59
00:05:30,433 --> 00:05:33,583
علتش هم، عجله در ساخت مقبره‌ی گوانگ
چانگ، شاهزاده‌ی بزرگ و کاخ موقتیه

60
00:05:33,633 --> 00:05:35,750
اون هم موقعی که هوای منطقه‌ی
آن جو، بسیار سرده

61
00:05:35,800 --> 00:05:39,100
تو گزارش درخواست کردن که زمانِ
ساخت، افزایش پیدا کنه

62
00:05:39,900 --> 00:05:42,716
بعد از فکر کردن راجع به این موضوع

63
00:05:42,766 --> 00:05:46,316
به نظرم، ساخت مقبره‌ی شاهزاده‌ی بزرگ
گوانگ چانگ که ناعادلانه از دنیا رفت

64
00:05:46,366 --> 00:05:50,350
با توجه به این که ایشون، عضو خاندان
سلطنتی بودن، نباید به تعویق بیفته

65
00:05:50,400 --> 00:05:54,250
اگه تعدادی از ندیمه های مخصوص رو
اخراج کنیم، هزینه ها کم تر می شه

66
00:05:54,300 --> 00:06:00,066
و بهتره که این پول رو به آن جو بفرستیم
تا جبران زحمت های مردمش بشه

67
00:06:06,866 --> 00:06:09,616
نظرش، کاملاً درسته

68
00:06:09,666 --> 00:06:12,083
لطفاً بر اساس اون تصمیم‌ بگیرید

69
00:06:12,133 --> 00:06:16,466
لطفاً بر اساس اون تصمیم‌ بگیرید

70
00:06:27,466 --> 00:06:31,550
به نظر میاد که دیگه این پیرمرد
می تونه به شهر خودش برگرده

71
00:06:31,600 --> 00:06:33,816
اختیار داری

72
00:06:33,866 --> 00:06:40,883
اگه فقط ندیمه های رده بالای کاخ ملکه‌ی
مادر رو اخراج کنیم، عالی می شه

73
00:06:40,933 --> 00:06:44,483
به نظرت با دیدن حذف شدن آدم هاش
باز باهامون همکاری می کنه؟

74
00:06:44,533 --> 00:06:47,350
مطمئنم که مشاور دست چپ امپراتور
این موضوع رو حل می کنه

75
00:06:47,400 --> 00:06:51,150
ـ واقعاً؟
ـ ‌درسته که قدرت ملکه‌ی مادر خیلی زیاده

76
00:06:51,200 --> 00:06:55,966
ولی علیاحضرت ملکه
سرپرستِ اندرونی قصره

77
00:06:59,766 --> 00:07:01,150
نگران نباشید

78
00:07:01,200 --> 00:07:03,783
با معاون ندیمه‌ی مخصوص ارشد
ارتباط برقرار کردم

79
00:07:03,833 --> 00:07:08,183
اگه ندیمه‌ی ارشد بشه، حاضره
که با ما همکاری بکنه

80
00:07:08,233 --> 00:07:12,083
طرفدار های ملکه‌ی مادر رو لیست کن

81
00:07:12,133 --> 00:07:15,066
تا اون هایی که قراره
حذف بشن، مشخص بشن

82
00:07:15,666 --> 00:07:19,366
این پارچه‌ی ابریشمی، هدیه‌ی
علیاحضرت به شماست

83
00:07:20,533 --> 00:07:22,583
اگه این ماجرا با موفقیت انجام بشه

84
00:07:22,633 --> 00:07:26,050
شما ندیمه‌ی مخصوص ارشد می شی

85
00:07:26,100 --> 00:07:30,716
لیست افرادی که باید اخراج
بشن رو آماده کردی؟

86
00:07:30,766 --> 00:07:32,933
بفرما

87
00:07:39,833 --> 00:07:43,216
ندیمه‌ی مخصوص، کیم
توی لیست نیست

88
00:07:43,266 --> 00:07:46,083
با خودم گفتم که شاید ملکه‌ی مادر
بخواد به هوای اخراج ندیمه کیم

89
00:07:46,133 --> 00:07:49,833
باهامون مقابله به مثل بکنه
سر همون از لیست حذفش کردم

90
00:07:58,200 --> 00:08:00,666
چه کار می کنی؟

91
00:08:10,966 --> 00:08:13,266
خدای من

92
00:08:16,866 --> 00:08:22,000
این رو می سوزونم، چون که ناپاکه

93
00:08:28,700 --> 00:08:34,316
گویا انضباط ندیمه های مخصوص
حسابی ضعیف شده

94
00:08:34,366 --> 00:08:36,483
به نظرم دوباره باید تنبیه بشن

95
00:08:36,533 --> 00:08:38,616
درسته

96
00:08:38,666 --> 00:08:42,183
به همه بگو که امشب جلوی
تالار اصلی جمع بشن

97
00:08:42,233 --> 00:08:44,766
بله، بانو

98
00:08:49,900 --> 00:08:56,016
باید ندیمه کیم، که جرأت کرد هدیه‌ی
ابریشم شما رو بسوزونه، تنبیه کنی

99
00:08:56,066 --> 00:09:02,966
و به ندیمه های مخصوص یادآوری کنی
که شما سرپرست اندرونی قصری

100
00:09:03,900 --> 00:09:06,883
گفتم که خودت کارهاش رو انجام بده

101
00:09:06,933 --> 00:09:10,916
فقط خبر های مربوط به شاهزاده‌ی
بزرگ، سو سونگ رو برام بیار

102
00:09:10,966 --> 00:09:15,783
علیاحضرت، ندیمه کیم، نه تنها
پارچه‌ی ابریشمی رو سوزوند

103
00:09:15,833 --> 00:09:20,800
بلکه شاهزاده‌ی بزرگ، سو سونگ
رو جلوی بقیه مسخره کرد

104
00:09:24,333 --> 00:09:26,050
چی گفتی؟

105
00:09:26,100 --> 00:09:28,950
به چه جرأتی شاهزاده‌ی بزرگ
سو سونگ رو مسخره کرد؟

106
00:09:29,000 --> 00:09:30,416
مطمئنی که چنین کاری رو کرده؟

107
00:09:30,466 --> 00:09:33,450
مگه جرأت دارم که دروغ بگم؟

108
00:09:33,500 --> 00:09:36,016
ندیمه کیم، لیست اسامی رو پاره کرد

109
00:09:36,066 --> 00:09:40,000
که دربردارنده‌ی دستور
شاهزاده سو سونگ بوده

110
00:09:42,566 --> 00:09:45,833
علیاحضرت ملکه، وارد می شود

111
00:09:53,933 --> 00:09:57,966
کیم، ندیمه‌ی مخصوص ارشد کاخ
ملکه‌ی مادر، بیا جلو

112
00:10:07,166 --> 00:10:10,816
کیم یه بان، ندیمه مخصوص باید
صد ضربه تازیانه بخوره

113
00:10:10,866 --> 00:10:16,233
بابت رفتار گستاخانه‌ای که به پشتوانه‌ی
قدرت و اختیارات مافوقش، داشته

114
00:10:25,400 --> 00:10:29,233
منتظر چی هستی؟ دامنت رو ببر بالا

115
00:10:30,733 --> 00:10:33,283
جرأت کردی که ولیعهد رو مسخره کنی

116
00:10:33,333 --> 00:10:36,733
حالا هم از دستور من سرپیچی می کنی؟

117
00:11:07,566 --> 00:11:09,566
برو بیرون

118
00:11:14,533 --> 00:11:16,583
کوتاه می گم

119
00:11:16,633 --> 00:11:20,050
موقعی که به یکی از افرادم آسیب زدی
معلومه برای پیامدش هم آماده بودی

120
00:11:20,100 --> 00:11:22,616
ندیمه جو رو اخراج کن

121
00:11:22,666 --> 00:11:24,283
اصلاً

122
00:11:24,333 --> 00:11:27,216
ـ ملکه
ـ ‌اتفاقاً می خوام

123
00:11:27,266 --> 00:11:29,583
ندیمه کیم رو اخراج کنم

124
00:11:29,633 --> 00:11:31,516
کی گفته که می تونی؟

125
00:11:31,566 --> 00:11:33,816
فکر کردی که من می ذارم؟

126
00:11:33,866 --> 00:11:36,150
من سرپرست اندرونی قصرم

127
00:11:36,200 --> 00:11:39,483
مدیریت ندیمه های مخصوص
جزو اختیاراتمه

128
00:11:39,533 --> 00:11:45,016
مهم نیست که چی بگی، من
ندیمه کیم رو اخراج می کنم

129
00:11:45,066 --> 00:11:47,683
فکر کردی که می ذارم
تا همیشه برنده باشی؟

130
00:11:47,733 --> 00:11:50,616
تو هم باید درد از دست دادن
یکی از افرادت رو بکشی

131
00:11:50,666 --> 00:11:52,350
ملکه

132
00:11:52,400 --> 00:11:56,683
واقعاً می خوای باهام سرشاخ بشی؟

133
00:11:56,733 --> 00:12:00,450
بله، می خوام بشم

134
00:12:00,500 --> 00:12:05,633
من که دارم شوهر و بچه‌م رو از دست
می دم، دیگه چیزی برای ترسیدن ندارم

135
00:12:09,866 --> 00:12:13,716
گویا که حالت خوب نیست و
نمی تونی درست تصمیم‌ بگیری

136
00:12:13,766 --> 00:12:16,316
بذار بعداً صحبت کنیم

137
00:12:16,366 --> 00:12:18,883
وقتی که حالم خوبه، اَنگ مریضی بهم نزن

138
00:12:18,933 --> 00:12:23,150
بعد از این که یکم بخوابی
حالت سر جاش میاد

139
00:12:23,200 --> 00:12:26,233
و قطعاً نظرت عوض می شه

140
00:12:28,400 --> 00:12:30,283
فکر کردی که به حرفم عمل نمی کنم؟

141
00:12:30,333 --> 00:12:31,750
فقط وایسا و تماشا کن

142
00:12:31,800 --> 00:12:36,000
بدون شک، ندیمه کیم رو
از قصر اخراج می کنم

143
00:12:44,700 --> 00:12:46,400
بشین

144
00:12:51,433 --> 00:12:54,216
تقصیر تو نیست

145
00:12:54,266 --> 00:13:00,350
اشتباهت اینه که زود تر
از این ها، بهم نگفتی

146
00:13:00,400 --> 00:13:05,233
نمی تونستم بهت بگم چون
که می ترسیدم ارباب

147
00:13:07,533 --> 00:13:10,133
یه وقت بهت آسیب بزنه، بانوی من

148
00:13:10,900 --> 00:13:16,716
وقتی‌ که فکر می کنی پدرم آدمیه که
حتی به بچه‌ش می تونه آسیب بزنه

149
00:13:16,766 --> 00:13:21,766
چطور تونستی به عنوان اربابت، بهش
خدمت کنی و تو این خونه بمونی؟

150
00:13:27,266 --> 00:13:35,166
مادرت، کسی بود که من رو از یخ زدن
تا سر حد مرگ از خیابون ها، نجات داد

151
00:13:36,833 --> 00:13:42,066
بعد از یتیم شدنم، تا اون روز، چنین
محبتی رو حس نکرده بودم

152
00:14:20,833 --> 00:14:25,850
خانم هم قبل از فوتش، تو رو به من سپرد

153
00:14:25,900 --> 00:14:29,766
چطور می تونستم رهات کنم؟

154
00:14:30,766 --> 00:14:33,816
ـ اورابونی
ـ ‌حداقل به خاطر مادر مرحومت

155
00:14:33,866 --> 00:14:36,233
باید قوی بمونی

156
00:15:05,200 --> 00:15:06,716
برو کنار

157
00:15:06,766 --> 00:15:07,916
ـ همه‌شون رو بِکن
ـ ‌بله

158
00:15:07,966 --> 00:15:10,733
برید پی کارتون

159
00:15:13,433 --> 00:15:15,200
این جا رو ببین

160
00:15:16,100 --> 00:15:17,850
ـ یکی هم این جاست، بِکَنش
ـ ‌چشم

161
00:15:17,900 --> 00:15:20,366
برید دنبال کارتون

162
00:15:36,033 --> 00:15:39,766
چرا وقتی که ناراحتت می‌ کنه
بهش نگاه می‌ کنی؟

163
00:15:40,433 --> 00:15:43,966
فهمیدی کی پشت این ماجراست؟

164
00:15:47,066 --> 00:15:49,366
کار خودم بود

165
00:15:49,966 --> 00:15:51,466
چی؟

166
00:15:52,266 --> 00:15:54,633
چرا باید چنین کاری رو بکنی؟

167
00:15:57,066 --> 00:15:58,850
ـ یعنی به خاطر
ـ ‌بله

168
00:15:58,900 --> 00:16:03,300
تله گذاشتم تا شاهزاده‌ی بزرگ
سو سونگ رو گیر بندازم

169
00:16:04,600 --> 00:16:12,600
دیگه شاهزاده سو سونگ نمی تونه
درباره‌ی ماجرای ما حرفی بزنه

170
00:16:14,166 --> 00:16:18,666
حالا هم که مشغول این موضوعیم

171
00:16:20,700 --> 00:16:23,100
باید کاخ ملکه رو پاکسازی کنیم

172
00:16:34,566 --> 00:16:35,950
والاحضرت

173
00:16:36,000 --> 00:16:37,983
وقتشه که به جلسه‌‌ی صبحتون بری

174
00:16:38,033 --> 00:16:39,766
باشه

175
00:16:43,033 --> 00:16:45,500
مجرم رو بیارید

176
00:16:59,966 --> 00:17:01,983
ایشون، طبیب دربار، کیم دال سنگه

177
00:17:02,033 --> 00:17:05,766
که مرگ مسئول چشیدن غذا
رو تأیید کرده

178
00:17:12,966 --> 00:17:16,750
ایشون کسیه که مرگ مسئول چشیدن
غذا رو صحنه سازی کرده

179
00:17:16,800 --> 00:17:19,000
چون که اون زن، هنوز زنده‌ست

180
00:17:26,166 --> 00:17:27,583
من می پرسم

181
00:17:27,633 --> 00:17:32,816
چرا با وجود زنده بودن مسئول چشیدن
غذا، به دروغ گفتی که زنده‌ست؟

182
00:17:32,866 --> 00:17:35,000
حقیقت رو بگو

183
00:17:36,366 --> 00:17:38,600
والاحضرت، شاهزاده‌ی بزرگ سو سونگ

184
00:17:40,133 --> 00:17:42,833
دستور به انجام این کار رو داد

185
00:17:49,166 --> 00:17:52,116
چطور جرأت می کنی؟
فکر کردی که کجایی؟

186
00:17:52,166 --> 00:17:55,133
شاهزاده‌ی بزرگ، صدات رو بیار پایین

187
00:17:57,333 --> 00:17:59,366
ادامه‌ بده

188
00:18:02,500 --> 00:18:04,916
بذارید که از شاهزاده‌ی بزرگ
سو سونگ بپرسم

189
00:18:04,966 --> 00:18:09,483
روز سوم ماه قبل، آیا با این مرد
تو درمانگاه دربار

190
00:18:09,533 --> 00:18:13,566
قبل از مخفیانه خارج شدن ازقصر
ملاقات داشتی، شاهزاده‌ی بزرگ؟

191
00:18:17,533 --> 00:18:20,816
باهاش ملاقات داشتم، اما

192
00:18:20,866 --> 00:18:22,416
بابت موضوع دیگه‌ای بود

193
00:18:22,466 --> 00:18:27,533
ممکنه که بهم بگی چرا با
این مرد دیدار کردی؟

194
00:18:32,300 --> 00:18:34,483
این چیه؟

195
00:18:34,533 --> 00:18:39,466
والاحضرت، این جعبه‌ی سوزن رو
طبیب دربار بهم هدیه داده

196
00:18:42,933 --> 00:18:44,083
یه مسأله‌ی شخصی بود

197
00:18:44,133 --> 00:18:50,633
می شه بگی اون مسأله‌ی شخصی
چه چیزی بوده؟

198
00:19:06,500 --> 00:19:12,533
والاحضرت، حتی اگه عصبانی و ناراحت
هم بودی، جلوی خودت رو بگیر

199
00:19:23,800 --> 00:19:28,100
چون که یه موضوع شخصی بوده
نمی تونم بهت توضیح بدم

200
00:19:30,233 --> 00:19:31,783
شاهزاده بی گناهه

201
00:19:31,833 --> 00:19:37,283
دیدار شاهزاده با این مرد، نمی تونه ثابت
کنه که این دو، قصد شورش داشتن

202
00:19:37,333 --> 00:19:42,050
درسته، این فقط یه ادعای بی اساسه
که هیچ مدرک فیزیکی هم نداره

203
00:19:42,100 --> 00:19:43,650
لطفاً این موضوع رو مدنظر قرار بدید

204
00:19:43,700 --> 00:19:48,416
البته، به نظرتون این ماجرا
عجیب به نظر نمیاد؟

205
00:19:48,466 --> 00:19:53,083
اگه با این مرد برای قتل
اعلی حضرت تبانی نکردی

206
00:19:53,133 --> 00:19:56,033
پس بگو چرا با این مجرم دیدار کردی؟

207
00:19:56,533 --> 00:19:59,733
بگو و خودت رو خلاص کن

208
00:20:09,266 --> 00:20:12,283
ادعای این مرد، تنها چیزیه که داریم

209
00:20:12,333 --> 00:20:15,750
به نظرم مناسبه که بازجویی
ازش رو آغاز کنیم

210
00:20:15,800 --> 00:20:20,050
و به روشنی بفهمیم که آیا این
مرد راست می گه یا نه

211
00:20:20,100 --> 00:20:25,650
من هم شروع به بازجویی
رو مناسب می دونم

212
00:20:25,700 --> 00:20:28,016
لطفاً این موضوع رو مدنظر قرار بدید

213
00:20:28,066 --> 00:20:32,133
لطفاً این موضوع رو مدنظر قرار بدید

214
00:20:44,600 --> 00:20:46,750
همین الان جون خودم رو می گیرم

215
00:20:46,800 --> 00:20:48,483
نه، نمی تونی

216
00:20:48,533 --> 00:20:50,950
ترجیح می دم که بگم خودم کشتمش

217
00:20:51,000 --> 00:20:53,183
اگه خودت رو بکشی

218
00:20:53,233 --> 00:20:56,650
تو مظنون انجام هر اتفاقی
می شی که تا الان افتاده

219
00:20:56,700 --> 00:20:58,383
اولش هم اتفاقیه که برای پدر افتاد

220
00:20:58,433 --> 00:21:00,583
فکر کردی که خودم نمی دونم؟

221
00:21:00,633 --> 00:21:02,916
خب شما که همه چیز رو می‌ دونی

222
00:21:02,966 --> 00:21:05,316
چطور تونستی که این کار رو بکنی

223
00:21:05,366 --> 00:21:07,283
چون که هیچ وقت دلم نمی‌ خواد
مادر بدی باشم

224
00:21:07,333 --> 00:21:12,250
که به دروغ، مجدد به بچه‌ی خودش
تهمت می‌ زنه تا خودش رو نجات بده

225
00:21:12,300 --> 00:21:16,850
وقتی که شاهزاده سو سونگ اون شکلی
از آب دراومد، دوست داشتم که بمیرم

226
00:21:16,900 --> 00:21:19,150
حالا هم می‌خوای که
همین کارو با تو بکنم؟

227
00:21:19,200 --> 00:21:21,283
ترجیح می دم که بمیرم تا این که
بخوام اون کار رو دوباره انجام بدم

228
00:21:21,333 --> 00:21:23,183
مادر

229
00:21:23,233 --> 00:21:26,216
در نهایت، همه چیز مشخص می شه

230
00:21:26,266 --> 00:21:28,850
اون خنجر نقره‌ای که توی سلول
زندان انداختم هم هست

231
00:21:28,900 --> 00:21:30,650
با این مدرک مهم

232
00:21:30,700 --> 00:21:33,950
حرف تو هیچ تاثیری نمی ذاره

233
00:21:34,000 --> 00:21:39,133
خنجر، پیش برادره پس نیازی
نیست که نگران باشی

234
00:21:54,233 --> 00:21:58,333
حسابی سوخته، معلومه

235
00:22:00,866 --> 00:22:03,266
این جا چه کار می کنی؟

236
00:22:05,100 --> 00:22:09,400
شاهزاده بزرگ، سو سونگ گفته
که می خواد مجدداً اعتراف کنه؟

237
00:22:10,533 --> 00:22:15,783
منظورم اینه که شاهزاده سو سونگ
حسابی تو مخمصه گیر کرده

238
00:22:15,833 --> 00:22:19,016
شاهزاده بزرگ همین جوری
بیکار نمی شینیه و تماشا کنه

239
00:22:19,066 --> 00:22:21,383
می خوای هیزم تو آتش بریزی؟

240
00:22:21,433 --> 00:22:23,150
مسأله این نیست

241
00:22:23,200 --> 00:22:26,783
علت این اتفاق، رابطه‌ی نزدیک
این دو برادر با همه

242
00:22:26,833 --> 00:22:28,016
فکر کردی که خودم نمی دونم؟

243
00:22:28,066 --> 00:22:31,950
حالا که می دونی، وقتشه که
بینشون تفرقه بندازیم

244
00:22:32,000 --> 00:22:35,983
تفرقه انداختن بین اون ها
هیچ مشکلی رو حل نمی کنه

245
00:22:36,033 --> 00:22:39,633
حتی اگه جلوی اعتراف شاهزاده
سو سونگ رو بگیرم

246
00:22:40,300 --> 00:22:46,033
علیاحضرت ملکه، درجا میاد و مدعی
می شه که قاتل، خودشه

247
00:22:47,033 --> 00:22:50,550
داری زیاده خواهی می کنی

248
00:22:50,600 --> 00:22:56,950
یعنی می گی که می تونی از دختر
و نوه‌ت، تو این ماجرا مراقبت کنی؟

249
00:22:57,000 --> 00:22:59,283
وقتی‌ که شاهزاده‌ی بزرگ، سو سونگ
امپراتور بشه

250
00:22:59,333 --> 00:23:03,083
مشکلش هم با ملکه به طور خودکار
حل و فصل می‌ شه

251
00:23:03,133 --> 00:23:07,983
برای همین هم الان، باید تمام تمرکزت رو

252
00:23:08,033 --> 00:23:12,616
تو امپراتور شدن شاهزاده بزرگ
سو سونگ بذاری

253
00:23:12,666 --> 00:23:14,850
مگه همین کار رو نمی کردم؟

254
00:23:14,900 --> 00:23:17,416
هر کمک و پشتیبانی که می‌تونستم
بکنم رو براش انجام دادم

255
00:23:17,466 --> 00:23:20,183
ولی تقصیر خودشه که هیچ کدوم
رو قبول نمی‌ کنه

256
00:23:20,233 --> 00:23:23,616
پس باید تو موقعیتی قرارش بدی

257
00:23:23,666 --> 00:23:28,316
که چه دلش بخواد و چه نخواد
به امپراتوری برسه

258
00:23:28,366 --> 00:23:35,200
علیاحضرت ملکه، قاتل مسئول چشیدن
غذاست، نه شاهزاده‌ی بزرگ سو سونگ

259
00:23:37,800 --> 00:23:39,683
مراقب حرف زدنت باش، بازرس دربار

260
00:23:39,733 --> 00:23:45,316
عذرخواهی می‌ کنم ولی یه مدرک فیزیکی
رو تو صحنه جرم پیدا کردیم

261
00:23:45,366 --> 00:23:47,766
مدرک رو بیار

262
00:24:10,133 --> 00:24:11,383
این چیه؟

263
00:24:11,433 --> 00:24:13,816
این خنجر نقره‌ای، متعلق به
علیاحضرت، ملکه‌ست

264
00:24:13,866 --> 00:24:17,233
که در کنار جنازه‌ی مسئول
چشیدن غذا پیدا شده

265
00:24:23,333 --> 00:24:28,350
چطور ثابت می‌ کنی که خنجر نقره‌ای
متعلق به علیاحضرت، ملکه بوده؟

266
00:24:28,400 --> 00:24:35,450
خیاط دربار تأیید کرده که این خنجر
نقره‌ای رو برای ملکه ساخته

267
00:24:35,500 --> 00:24:41,433
شواهد دیگه‌ای هم هست که شاهزاده‌
سو سونگ، مسئول چشیدن غذا رو نکشته

268
00:24:46,366 --> 00:24:49,850
لی گاب سوک هستم، افسر دربار
در کاخ ولیعهد

269
00:24:49,900 --> 00:24:54,150
شب قبل وقتی که مسئول چشیدن
غذا کشته شد، ولیعهد

270
00:24:54,200 --> 00:25:02,200
یعنی شاهزاده بزرگ، سو سونگ
همراه من در کاخ ولیعهد بود

271
00:25:06,366 --> 00:25:09,583
نه تنها من، بلکه همه‌ی افراد کاخ ولیعهد
این موضوع رو می دونن

272
00:25:09,633 --> 00:25:15,000
اگه حرفم دروغ باشه، من رو بکُشید

273
00:25:16,200 --> 00:25:21,816
اگه بخوای دروغ بگی تا آبروی
علیاحضرت ملکه رو ببری

274
00:25:21,866 --> 00:25:25,583
طبق حرف خودت، کُشته می شی

275
00:25:25,633 --> 00:25:27,266
بله

276
00:25:32,266 --> 00:25:35,116
حرف های این مرد درسته؟

277
00:25:35,166 --> 00:25:37,083
کافیه

278
00:25:37,133 --> 00:25:41,616
این ها رو می پرسید چون واقعاً
از این موضوع بی خبرید؟

279
00:25:41,666 --> 00:25:45,450
همه‌ی حاضرین مظنون هستن که
شاهزاده‌ی بزرگ سو سونگ

280
00:25:45,500 --> 00:25:51,533
شهادت دروغ داده تا از علیاحضرت
ملکه، محافظت بکنه

281
00:25:52,866 --> 00:25:54,983
علیاحضرت، ملکه‌ی مادر

282
00:25:55,033 --> 00:26:02,783
حالا مشخص شده که کاخ ملکه
پشت تمامی این اتفاقات بوده

283
00:26:02,833 --> 00:26:06,683
درست می گه، مگه زمانی که
اعلی حضرت از حال رفت

284
00:26:06,733 --> 00:26:11,016
همون افراد کاخ ملکه‌ شهادت
ندادن که ولیعهد

285
00:26:11,066 --> 00:26:13,866
غذای مسموم رو آماده کرده؟

286
00:26:15,300 --> 00:26:19,116
تا زمانی که به درستی درباره‌ی جرم های
کاخ ملکه‌ تحقیق و بررسی‌ بشه

287
00:26:19,166 --> 00:26:22,216
لطفاً دستور بدید تا ملکه‌ رو حبس کنن

288
00:26:22,266 --> 00:26:25,866
لطفاً دستور بدید تا ملکه‌ رو حبس کنن

289
00:26:57,166 --> 00:26:59,116
از کجا می دونستی که
خنجر نقره‌ای کجاست؟

290
00:26:59,166 --> 00:27:03,483
یعنی اتاق من رو گشتی؟

291
00:27:03,533 --> 00:27:06,233
لطفاً من رو ببخشید

292
00:27:07,133 --> 00:27:10,966
برو و گاب سوک رو بیار

293
00:27:11,433 --> 00:27:13,233
چشم

294
00:27:13,933 --> 00:27:16,983
والاحضرت، گاب سوکم

295
00:27:17,033 --> 00:27:19,133
بیا داخل

296
00:27:28,333 --> 00:27:30,533
زبونت رو موش خورده؟

297
00:27:33,000 --> 00:27:36,450
می گم چرا مخفیانه علیه من
این کار رو کردی؟

298
00:27:36,500 --> 00:27:39,616
چرا جواب نمی دی؟

299
00:27:39,666 --> 00:27:42,333
پدربزرگ تو رو فرستاده؟

300
00:27:45,966 --> 00:27:48,916
باشه، هر کاری که دلت می‌ خواد بکن

301
00:27:48,966 --> 00:27:53,233
حرکت سانگ سو رو درک می کنم ولی
فکر نمی کردم که بهم خیانت بکنی

302
00:27:54,800 --> 00:27:57,833
دیگه حتی دوستم هم نیستی

303
00:27:58,966 --> 00:28:02,150
خب چه کار باید می کردم؟

304
00:28:02,200 --> 00:28:07,866
وایسم تماشا کنم تا بهت تهمت دروغ
بزنن و دوباره عزل بشی؟

305
00:28:09,133 --> 00:28:14,216
ترجیح می دم که بمیرم
اما این کار رو نکنم

306
00:28:14,266 --> 00:28:17,083
گفتن این تنها راه نجات شماست

307
00:28:17,133 --> 00:28:20,033
برای همین هم خودم داوطلب و
آماده‌ی کشته شدن شدم

308
00:28:21,233 --> 00:28:25,550
گفتن اگه با این کار موافقت کنم
شما نجات پیدا می کنی

309
00:28:25,600 --> 00:28:29,516
اگه اون کار رو نمی کردم و
اتفاقی برای شما میفتاد

310
00:28:29,566 --> 00:28:31,983
چطور خودم رو می بخشیدم؟

311
00:28:32,033 --> 00:28:34,933
مَرد گنده که نباید این جوری گریه کنه

312
00:28:35,966 --> 00:28:38,466
بسه، اشک نریز

313
00:28:41,100 --> 00:28:43,550
حتی دلم نمی خواد که ببینمت
همین الان جمع کن و برو

314
00:28:43,600 --> 00:28:49,650
تا زمانی که حرفت رو درباره‌ی دوست
نبودنمون پس نگیری، نمی رم

315
00:28:49,700 --> 00:28:51,616
پس نمی گیرم، پدر سوخته

316
00:28:51,666 --> 00:28:55,283
اگه دوستم بودی، حداقل جلو تر
بهم اطلاع می دادی

317
00:28:55,333 --> 00:28:58,250
اگه اطلاع می دادم، جلوم رو می گرفتی

318
00:28:58,300 --> 00:29:00,533
این رو می دونستی و باز هم
کار خودت رو کردی

319
00:29:04,300 --> 00:29:06,333
ولش کن

320
00:29:09,700 --> 00:29:16,100
چه بلایی سر علیاحضرت ملکه میاد؟

321
00:29:21,666 --> 00:29:26,633
بین کجا کیم دال سنگ رو زندانی کردن

322
00:30:04,700 --> 00:30:08,300
ایشون همین الان کاخ ملکه رو ترک کرد

323
00:30:11,900 --> 00:30:13,933
مادر

324
00:30:20,966 --> 00:30:22,850
تو درمانگاه دربار زندانی‌ش کردن

325
00:30:22,900 --> 00:30:24,533
بریم

326
00:30:45,066 --> 00:30:48,366
چی شده؟ کیم دال سنگ کجاست؟

327
00:30:51,033 --> 00:30:52,383
فرار کرده؟

328
00:30:52,433 --> 00:30:54,083
روم سیاه

329
00:30:54,133 --> 00:30:58,166
انقدر سریع اتفاق افتاد که هیچ
کاری از دستمون بر نیومد

330
00:31:03,133 --> 00:31:06,083
باید هر جور که شده، قبل از فرار کردن
از قصر، گیرش بندازیم

331
00:31:06,133 --> 00:31:09,483
آره، خیلی دور نشده، احتمالاً
بتونیم بگیریمش

332
00:31:09,533 --> 00:31:11,583
اگه بخوایم حبس مادر رو لغو کنیم

333
00:31:11,633 --> 00:31:15,633
باید ثابت کنیم که چوی سانگ روک
اون رو تحریک به این کار کرده

334
00:31:18,066 --> 00:31:21,283
والاحضرت، اون جاست

335
00:31:21,333 --> 00:31:23,066
وایسا

336
00:31:24,800 --> 00:31:26,633
وایسا

337
00:31:31,266 --> 00:31:33,833
فرار نکن

338
00:31:51,466 --> 00:31:53,783
نباید بمیری، پاشو

339
00:31:53,833 --> 00:31:56,933
به خودت مسلط باش

340
00:31:58,000 --> 00:32:01,316
دیگه کاری‌ش نمی شه کرد، ولش کن

341
00:32:01,366 --> 00:32:05,450
حتماً کار چوی سانگ روکه

342
00:32:05,500 --> 00:32:09,066
مسمومش کرده بودن، دویدن هم باعث
شده که زود تر تو بدنش پخش بشه

343
00:32:11,033 --> 00:32:12,616
باز هم نادیده‌ش می گیری؟

344
00:32:12,666 --> 00:32:13,983
چه کار می تونیم بکنیم؟

345
00:32:14,033 --> 00:32:15,850
مدرکی نداریم که ثابت کنه کار اون بوده

346
00:32:15,900 --> 00:32:19,550
خدایا، امان از مدرک لعنتی

347
00:32:19,600 --> 00:32:22,383
ـ بریم
ـ ‌تو برو

348
00:32:22,433 --> 00:32:26,283
همین امروز این قضیه رو باید تموم کنم
حتی اگه یکی از ما، بمیره

349
00:32:26,333 --> 00:32:29,650
فکر کردی من از تو عصبانی تر
و ناراحت تر نیستم؟

350
00:32:29,700 --> 00:32:32,000
منم که الان می خوام

351
00:32:33,133 --> 00:32:34,816
سرش رو گوش به گوش ببرم

352
00:32:34,866 --> 00:32:37,283
برای همین می گم که باید بکشمش

353
00:32:37,333 --> 00:32:42,233
یادت رفته که چوی سانگ روک تنها
کسیه که می تونه پدرم رو نجات بده؟

354
00:32:47,100 --> 00:32:52,900
احتمالاً مادر تا الان، به یسان دانگ رسیده

355
00:33:08,200 --> 00:33:18,200
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

356
00:33:33,500 --> 00:33:39,350
ـ یسان دانگ
ـ ‌هنوز هم به برادرت اعتماد داری

357
00:33:39,400 --> 00:33:42,850
و می خوای که صبر کنی؟ فعلاً
این جا زندانی‌‌ش کردن

358
00:33:42,900 --> 00:33:46,616
ولی در نهایت ملکه بودن
رو ازش می گیرن

359
00:33:46,666 --> 00:33:50,316
و از قصر بیرونش می کنن

360
00:33:50,366 --> 00:33:55,116
تنها راهی که باهاش می تونی
ملکه رو نجات بدی

361
00:33:55,166 --> 00:34:01,200
اینه که الان، ولیعهد بشی

362
00:34:19,533 --> 00:34:24,550
مگه نگفتی یه پسر وفاداره که حتی
حاضره به خاطر مادرش بمیره؟

363
00:34:24,600 --> 00:34:26,883
فعلاً دو دل شده، کم کم راه می ده

364
00:34:26,933 --> 00:34:30,816
اگه می خوای بگی که باز باید
صبر کنیم، بهتره چیزی نگی

365
00:34:30,866 --> 00:34:35,133
این رو وقتی باید بگیم که زمان
باهامون یار باشه، ولی الان

366
00:34:37,366 --> 00:34:40,733
شاید لازم باشه که از کارتِ
آخرمون استفاده کنیم

367
00:35:08,600 --> 00:35:11,866
منم، هستی؟

368
00:35:12,833 --> 00:35:14,433
دو سونگ

369
00:35:19,733 --> 00:35:23,016
ـ دو سونگ
ـ ‌شرمنده

370
00:35:23,066 --> 00:35:26,000
ولی دلم می خواد که تنها باشم

371
00:35:31,866 --> 00:35:34,750
من فقط نگرانت شدم

372
00:35:34,800 --> 00:35:38,383
حداقل بذار یکم ببینمت

373
00:35:38,433 --> 00:35:41,000
می ترسم اگه الان من رو ببینی

374
00:35:43,166 --> 00:35:47,133
دوباره اون روی زشتم رو نشونت بدم
پس لطفاً برو

375
00:35:50,033 --> 00:35:52,800
بعداً همدیگه رو می بینیم

376
00:35:55,000 --> 00:35:56,766
باشه

377
00:35:57,633 --> 00:36:01,633
هر وقت که نوشیدنی‌ خواستی
صدام بزن

378
00:36:35,000 --> 00:36:38,516
داروساز ها و عطار هایی که خیلی وقته
با چوی سانگ روک کار می کنن

379
00:36:38,566 --> 00:36:40,683
باید به درمانگاهش سر بزنن

380
00:36:40,733 --> 00:36:43,583
چشم، خیالت راحت

381
00:36:43,633 --> 00:36:48,383
هر کدوم که به چوی سانگ روک مربوط
باشه رو پیدا و آمارش رو در میارم

382
00:36:48,433 --> 00:36:52,783
آمار گیاهان و دارو‌ هایی که ممکنه به عنوان
پادزهر استفاده بشه رو در میارم

383
00:36:52,833 --> 00:36:57,383
تو فقط ببین که تاحالا چوی سانگ روک
چه موادی رو استفاده و یا سفارش داده

384
00:36:57,433 --> 00:36:59,733
تا جایی که ممکنه آمارش رو دربیار

385
00:37:07,933 --> 00:37:09,816
ـ عطار هستی؟
ـ ‌بله

386
00:37:09,866 --> 00:37:13,033
ـ بذار ببینم
ـ ‌چی شده؟

387
00:37:20,566 --> 00:37:22,983
خدای من

388
00:37:23,033 --> 00:37:26,350
باید خونه بمونه، چرا به درمانگاه اومده؟

389
00:37:26,400 --> 00:37:29,333
آهای، می گم چه مرگته؟

390
00:37:30,733 --> 00:37:32,583
وایسا ببینم

391
00:37:32,633 --> 00:37:35,200
این جا چه کار می کنه؟

392
00:37:36,466 --> 00:37:39,666
مگه نباید به همراه بانوش
از این جا می رفت؟

393
00:38:05,966 --> 00:38:09,333
خدایا، این ها دیگه چیه نوشته؟

394
00:38:33,633 --> 00:38:35,700
اون جا چه خبره؟

395
00:39:08,866 --> 00:39:13,066
تو افسر ولیعهدی

396
00:39:20,800 --> 00:39:26,283
ولیعهد، توی دفتر پدرم، دنبال
چه چیزی می گرده؟

397
00:39:26,333 --> 00:39:32,816
دنبال اینه که هر سرنخ ممکنی رو

398
00:39:32,866 --> 00:39:35,150
درباره‌ی سمی که روی اعلی حضرت
استفاده شده و یا پادزهرش، پیدا کنه

399
00:39:35,200 --> 00:39:38,616
والاحضرت گفت که تنها راه حل
برای این شرایط فعلی

400
00:39:38,666 --> 00:39:42,183
بهبودی اعلی حضرته

401
00:39:42,233 --> 00:39:46,833
پس اگه یه مقدار هم برای
اعلی حضرت اهمیت قائلی

402
00:39:50,233 --> 00:39:53,100
کمک کن که اون دفتر رو پیدا کنم

403
00:39:57,333 --> 00:40:01,133
دوشیزه میونگ یان خونه بود؟

404
00:40:03,733 --> 00:40:06,250
چند بار بهش گفتم، آخه چی
با خودش فکر کرده؟

405
00:40:06,300 --> 00:40:09,150
والاحضرت، الان وقت نگرانی نیست

406
00:40:09,200 --> 00:40:11,716
حالش خوب بود؟

407
00:40:11,766 --> 00:40:13,583
آره

408
00:40:13,633 --> 00:40:17,100
نمی دونم حال دلش چطوره
ولی ظاهرش که خوبه

409
00:40:17,933 --> 00:40:20,383
چقدر به دوشیزه میونگ یان گفتی؟

410
00:40:20,433 --> 00:40:23,450
همه چیز رو صادقانه بهش گفتم

411
00:40:23,500 --> 00:40:26,883
از زندانی شدن علیاحضرت ملکه گرفته

412
00:40:26,933 --> 00:40:29,483
تا کشته شدن کیم دال سنگ توسط
چوی سانگ روک

413
00:40:29,533 --> 00:40:30,916
چرا همه‌ی این چیز ها رو بهش گفتی؟

414
00:40:30,966 --> 00:40:34,916
باید می گفتم که به خاطر
دفتر پدرش اومدم؟

415
00:40:34,966 --> 00:40:36,783
باید می گفتم که چرا
دنبال اون چیز می گشتم

416
00:40:36,833 --> 00:40:38,783
درباره‌ی دفتر هم بهش گفتی؟

417
00:40:38,833 --> 00:40:40,766
آره

418
00:40:41,633 --> 00:40:44,150
به نظر میومد که خیلی نگرانته

419
00:40:44,200 --> 00:40:48,283
بهش گفتم اگه خیلی نگران شماست
بهتره که اون دفتر رو برام پیدا کنه

420
00:40:48,333 --> 00:40:52,316
چطور از دوشیزه درخواست کردی که
این کار خطرناک رو انجام بده؟

421
00:40:52,366 --> 00:40:54,900
عقل از سرت پریده

422
00:41:14,433 --> 00:41:15,900
چهار

423
00:41:23,833 --> 00:41:25,800
سه

424
00:41:36,333 --> 00:41:39,500
یک

425
00:41:56,333 --> 00:41:58,966
ارباب، برگشت

426
00:42:14,500 --> 00:42:16,766
اومدی که من رو ببینی؟

427
00:42:17,466 --> 00:42:21,483
ـ بریم داخل
ـ ‌باز، یکی از کاخ ملکه‌ی مادر اومد

428
00:42:21,533 --> 00:42:26,600
برای همین، می خوام تا با علیاحضرت
تو قصر ملاقات کنم

429
00:42:28,666 --> 00:42:31,250
خوشحالم که این رو می‌ شنوم

430
00:42:31,300 --> 00:42:33,566
خب دیگه، من برگردم

431
00:42:44,533 --> 00:42:49,250
به جز اونی که از کاخ ملکه‌
اومده بود، خبر دیگه‌ای نبود؟

432
00:42:49,300 --> 00:42:50,933
نه

433
00:42:58,666 --> 00:43:02,966
ـ خدایا، اون کتاب از کجا اومده؟
ـ ‌چهار

434
00:43:03,866 --> 00:43:06,583
بجنب، یکم کاغذ و قلم آماده کن

435
00:43:06,633 --> 00:43:08,900
کاغذ و قلم؟

436
00:43:17,533 --> 00:43:22,066
صدات زدم که بیای تا
یه چیزی رو بهت بدم

437
00:43:24,033 --> 00:43:26,433
بیا نزدیک تر

438
00:43:41,066 --> 00:43:43,350
پنج

439
00:43:43,400 --> 00:43:47,816
این رو بیش تر از همه دوست دارم
چیزیه که برای زمان قبل از ازدواجمه

440
00:43:47,866 --> 00:43:53,183
امیدوارم این رو به نشونه‌ی
قدردانی من، قبول کنی

441
00:43:53,233 --> 00:43:55,633
دستت رو بده به من

442
00:43:56,600 --> 00:44:00,083
خیلی از زیورآلات خوشم نمیاد

443
00:44:00,133 --> 00:44:04,400
اگه صحبت دیگه‌ای نیست، از
خدمت شما مرخص می شم

444
00:44:10,100 --> 00:44:13,950
می شه تلاش کنی تا یه ذره
پدرت رو درک کنی؟

445
00:44:14,000 --> 00:44:16,450
ـ پدرت
ـ ‌من

446
00:44:16,500 --> 00:44:18,933
پدری ندارم

447
00:44:20,266 --> 00:44:22,716
عجب

448
00:44:22,766 --> 00:44:24,850
می دونم که نمی شه
همین الان ببخشی‌ش

449
00:44:24,900 --> 00:44:28,083
ولی، همه چیز تقصیر منه

450
00:44:28,133 --> 00:44:32,383
اگه لازمه، از من متنفر شو
ولی پدرت رو ببخش

451
00:44:32,433 --> 00:44:36,150
خودت که بهتر می دونی
زندگی‌ پدرت چطور بوده

452
00:44:36,200 --> 00:44:39,383
ـ بعد از دست دادن مادرت
ـ ‌منظور شما اینه

453
00:44:39,433 --> 00:44:42,033
بعد از این که مادرم رو کُشت
نه این که از دستش داد

454
00:44:43,433 --> 00:44:45,733
منظورت چیه؟

455
00:44:47,466 --> 00:44:53,983
مادرم، وحشیانه توسط شوهری که به
خاطر معشوقه‌ش، کر و کور شده بود

456
00:44:54,033 --> 00:44:58,700
اون هم جلوی یه نوزاد، کشته شد

457
00:45:00,200 --> 00:45:02,233
واقعیت نداره

458
00:45:02,933 --> 00:45:06,083
حقیقت نداره، حتماً اشتباهی شده

459
00:45:06,133 --> 00:45:09,133
پدر خودش بهم گفت

460
00:45:09,833 --> 00:45:11,683
آره، درست می گی

461
00:45:11,733 --> 00:45:14,700
آره، درست می گی

462
00:45:15,333 --> 00:45:17,666
ـ من کشتمش
ـ ‌من کشتمش

463
00:45:19,733 --> 00:45:25,250
پس دیگه هیچ وقت بهم نگو
که پدرم رو ببخشم

464
00:45:25,300 --> 00:45:33,000
هیچ بچه‌‌ای تو دنیا نمی تونه پدری که
مادرش رو کشته، ببخشه

465
00:46:03,200 --> 00:46:04,283
چی شده؟

466
00:46:04,333 --> 00:46:08,366
دوشیزه میونگ یان، الان تو
کاخ ملکه‌ی مادر حضور داره

467
00:46:21,766 --> 00:46:23,566
دوشیزه

468
00:46:24,300 --> 00:46:26,066
والاحضرت

469
00:46:34,500 --> 00:46:39,500
والاحضرت، اومدم که موضوع
مهمی رو به شما بگم

470
00:46:42,600 --> 00:46:45,783
می شه چند لحظه منتظر بمونی؟

471
00:46:45,833 --> 00:46:47,683
بله، والاحضرت

472
00:46:47,733 --> 00:46:53,933
سانگ سو، جایی هست که دوشیزه میونگ
یان، مدت کمی رو بدون اطلاع کسی بره؟

473
00:46:55,000 --> 00:46:58,116
تو قسمت مخصوص زنان
یه اتاقی هست

474
00:46:58,166 --> 00:47:00,800
بجنب و ایشون رو تا اون جا ببر

475
00:47:01,933 --> 00:47:03,516
اون جا منتظرم بمون

476
00:47:03,566 --> 00:47:06,283
من هم به زودی میام پیشت

477
00:47:06,333 --> 00:47:08,566
بله، والاحضرت

478
00:47:27,166 --> 00:47:32,816
بانوی من، می‌ فهمم که چقدر دلت
می خواد به ولیعهد کمک کنی

479
00:47:32,866 --> 00:47:36,066
ولی پدر، باز هم پدره

480
00:47:36,833 --> 00:47:39,016
منظورم اینه که

481
00:47:39,066 --> 00:47:44,183
اگه امپراتور رو درمان و نجات بدی
بعدش ارباب

482
00:47:44,233 --> 00:47:46,483
برای جرایمی که انجام داده
مجازات می شه

483
00:47:46,533 --> 00:47:49,750
بانوی من، چرا انقدر ترسناک شدی؟

484
00:47:49,800 --> 00:47:52,050
قشنگ گوش بده

485
00:47:52,100 --> 00:47:53,850
خونه که بودیم هم این حرف رو بهت زدم

486
00:47:53,900 --> 00:47:58,416
به قصر اومدم تا کار های شیطانی پدرم
رو متوقف کنم، برای مردن هم آماده‌ام

487
00:47:58,466 --> 00:48:01,483
ولی تو لازم نیست که مثل من عمل کنی

488
00:48:01,533 --> 00:48:04,183
ـ هنوز هم دیر نشده
ـ ‌من هم بهت گفتم

489
00:48:04,233 --> 00:48:09,400
آسمون به زمین بیاد، باز هم
کنارت می مونم، بانوی من

490
00:48:12,733 --> 00:48:15,200
اُ وول، هستی؟

491
00:48:22,566 --> 00:48:24,866
بیرون نیا

492
00:48:26,233 --> 00:48:27,650
قشنگ حواست باشه

493
00:48:27,700 --> 00:48:29,466
بله

494
00:48:38,600 --> 00:48:43,516
والاحضرت، گویا از دیدنم
اصلاً خوشحال نیستی

495
00:48:43,566 --> 00:48:46,500
فکر کردم که دیگه هیچ وقت‌
نمی تونم ببینمت

496
00:48:47,366 --> 00:48:50,000
وقتی‌ که دیدمت

497
00:48:50,633 --> 00:48:53,366
فکر که دارم خواب می بینم

498
00:48:54,066 --> 00:48:58,450
خب، پس چرا اون جوری نگاهم می کنی؟

499
00:48:58,500 --> 00:49:01,633
چرا شبیه ندیمه های قصر لباس پوشیدی؟

500
00:49:02,733 --> 00:49:05,116
تا توی قصر باشم و بهت کمک کنم

501
00:49:05,166 --> 00:49:09,766
بهتر نیست که از دید مردم دور باشی؟

502
00:49:12,866 --> 00:49:14,516
دفتر گزارش درمانی پدرم رو آوردم

503
00:49:14,566 --> 00:49:17,316
دوشیزه، به کمکت نیاز ندارم

504
00:49:17,366 --> 00:49:20,033
همین الان از قصر برو

505
00:49:21,033 --> 00:49:24,566
ـ والاحضرت
ـ ‌لباست رو عوض کن و بیا بیرون

506
00:49:28,366 --> 00:49:30,916
اول بشنو چی می گم

507
00:49:30,966 --> 00:49:33,550
نه، نمی خوام بشنوم

508
00:49:33,600 --> 00:49:37,316
اگه بدونی که برای بیرون فرستادنت
چه پدری ازم در اومد

509
00:49:37,366 --> 00:49:40,033
نمی شه که این شکلی برگردی

510
00:49:41,033 --> 00:49:43,133
پدرم

511
00:49:47,200 --> 00:49:49,866
مادرم رو کُشته

512
00:49:55,066 --> 00:50:00,083
چطور می تونم اون رو پدرم بدونم وقتی
که به خاطر ملکه‌ی مادر، مادرم رو کُشته

513
00:50:00,133 --> 00:50:05,566
برای همین، تصمیم گرفتم که رابطه‌م
رو باهاش کاملاً قطع کنم

514
00:50:06,966 --> 00:50:11,183
الان، من بیک گو هستم
نه چوی میونگ یان

515
00:50:11,233 --> 00:50:14,933
تا روز مرگم، به عنوان بیک گو
زندگی می کنم

516
00:50:18,866 --> 00:50:20,766
منم

517
00:50:23,133 --> 00:50:25,133
بیا داخل

518
00:50:32,700 --> 00:50:34,716
حالت خوبه؟

519
00:50:34,766 --> 00:50:36,016
آره

520
00:50:36,066 --> 00:50:39,483
باید راجع به یه موضوعی
باهات حرف بزنم

521
00:50:39,533 --> 00:50:41,466
بهتره که بشینیم

522
00:50:42,666 --> 00:50:45,733
چول دو هستم، خبر مهمی دارم

523
00:50:48,466 --> 00:50:50,366
بیا داخل

524
00:50:54,700 --> 00:50:56,050
چی شده؟

525
00:50:56,100 --> 00:50:58,216
گفتن که به عالیجناب، مشاور
دست چپ امپراتور، حمله‌ شده

526
00:50:58,266 --> 00:50:59,750
ـ پدربزرگ؟
ـ ‌بله

527
00:50:59,800 --> 00:51:01,416
دارن تو درمانگاه دربار، درمانش می کنن

528
00:51:01,466 --> 00:51:04,000
خیلی آسیب دیده؟

529
00:51:13,066 --> 00:51:15,483
پدربزرگ، حالت خوبه؟

530
00:51:15,533 --> 00:51:17,666
آره

531
00:51:18,600 --> 00:51:22,016
شرمنده که غافلگیرتون کردم

532
00:51:22,066 --> 00:51:27,716
فقط یه زخم کوچک شمشیره
نگران نباشید

533
00:51:27,766 --> 00:51:30,083
استخوان و عضلاتش آسیب ندیده؟

534
00:51:30,133 --> 00:51:33,616
نه، خوشبختانه زخمش عمیق نیست
به زودی حالش خوب می شه

535
00:51:33,666 --> 00:51:36,800
آفرین، می تونی بری

536
00:51:40,233 --> 00:51:42,083
چی شده؟

537
00:51:42,133 --> 00:51:44,566
آخه کی چنین کاری رو ممکنه انجام بده؟

538
00:51:45,800 --> 00:51:48,400
ببخشید

539
00:51:49,233 --> 00:51:52,883
ولی ترجیح می دم که با شاهزاده‌ی
بزرگ، دو سونگ صحبت کنم

540
00:51:52,933 --> 00:51:54,800
پدربزرگ

541
00:51:56,800 --> 00:51:58,983
عیبی نداره

542
00:51:59,033 --> 00:52:00,966
بعداً می‌ بینمت

543
00:52:14,433 --> 00:52:20,116
چه چیزی‌ می خواستی بهم بگی
که امکان گفتنش جلوی برادر نبود؟

544
00:52:20,166 --> 00:52:24,316
به خاطر خود شاهزاده سو سونگ
ازش خواست که تنهامون بذاره

545
00:52:24,366 --> 00:52:29,283
اگه بفهمه که افسر خودش کسیه که به
جناب مشاور دست چپ، حمله کرده

546
00:52:29,333 --> 00:52:33,250
ممکنه چقدر برآشفته بشه؟

547
00:52:33,300 --> 00:52:35,050
افسر خودش؟

548
00:52:35,100 --> 00:52:38,850
یعنی کار گاب سوک بوده؟

549
00:52:38,900 --> 00:52:42,816
بله، درسته

550
00:52:42,866 --> 00:52:45,116
مزخرفه

551
00:52:45,166 --> 00:52:47,350
آخه چرا باید گاب سوک
چنین کاری رو بکنه؟

552
00:52:47,400 --> 00:52:51,533
اونی که اجیرش کرده، بهتر می دونه

553
00:52:54,200 --> 00:52:56,850
مگه یادت رفته؟

554
00:52:56,900 --> 00:53:02,083
عالیجناب مون هیونگ اولین کسی بود که
پیشنهاد زندانی‌ شدن ملکه رو داد

555
00:53:02,133 --> 00:53:04,783
انقدر کِشِش نده

556
00:53:04,833 --> 00:53:07,033
بیا داخل

557
00:53:22,700 --> 00:53:25,116
محافظ ارشد دربار هم

558
00:53:25,166 --> 00:53:28,150
زمان حمله، همراه عالیجناب بود

559
00:53:28,200 --> 00:53:33,250
بجنب و هر چیزی‌ رو
که دیدی بهش بگو

560
00:53:33,300 --> 00:53:38,833
کسی که به جناب مشاور دست چپ
حمله کرد، افسر ولیعهد بود

561
00:53:40,466 --> 00:53:46,250
مطمئنی که کار گاب سوک بوده؟

562
00:53:46,300 --> 00:53:48,066
بله

563
00:54:03,266 --> 00:54:05,066
دو سونگ

564
00:54:17,600 --> 00:54:20,916
فهمیدی که چه اتفاقی افتاده؟

565
00:54:20,966 --> 00:54:24,250
گفتن که کار گاب سوک بوده

566
00:54:24,300 --> 00:54:27,000
تو هم باورش کردی؟

567
00:54:27,833 --> 00:54:30,566
محافظ ارشد دربار، شاهد ماجرا بوده

568
00:54:56,233 --> 00:54:59,633
اعلی حضرت، اعلی حضرت

569
00:55:00,966 --> 00:55:04,783
پس شما ها چه کار می کنید؟
سریعاً طبیب دربار رو خبر کنید

570
00:55:04,833 --> 00:55:08,533
اعلی حضرت، اعلی حضرت

571
00:55:13,700 --> 00:55:16,650
گویا اصلاً حال اعلی حضرت خوب نیست

572
00:55:16,700 --> 00:55:18,966
لطفاً سریعاً معاینه‌ش کن

573
00:55:20,200 --> 00:55:25,150
ـ منتظر چی هستی؟
ـ ‌قول بده که اول یه کاری رو برام بکنی

574
00:55:25,200 --> 00:55:26,416
منظورت چیه؟

575
00:55:26,466 --> 00:55:31,016
اگه به حرفم گوش بدی
اعلی حضرت زنده می مونه

576
00:55:31,066 --> 00:55:35,916
وگرنه، می میره

577
00:55:35,966 --> 00:55:38,300
مگه نه؟

578
00:55:42,000 --> 00:55:44,750
از این به بعد، از تو کار های
بزرگی رو انتظار دارم

579
00:55:44,800 --> 00:55:46,383
نیاز به گفتنش نبود

580
00:55:46,433 --> 00:55:50,033
کم و بیش، با همدیگه تو یه تیم هستیم

581
00:55:57,866 --> 00:55:59,216
خیال بَرِتون نداره

582
00:55:59,266 --> 00:56:03,616
نه، ما فقط ازت ممنونیم

583
00:56:03,666 --> 00:56:08,266
من نه برای تو کار نمی کنم

584
00:56:09,066 --> 00:56:10,883
و نه برای بازرس کل

585
00:56:10,933 --> 00:56:13,783
من برای شخص اعلی حضرت کار می کنم

586
00:56:13,833 --> 00:56:15,850
می دونم

587
00:56:15,900 --> 00:56:20,116
ولی تو هم تا به این جای کار، از شاهزاده‌ی
بزرگ، دو سونگ حمایت کردی

588
00:56:20,166 --> 00:56:25,616
این کار هم به خاطر اعلی حضرت
بود و نه شاهزاده‌ی بزرگ

589
00:56:25,666 --> 00:56:31,116
اگه بخواید یه بار دیگه، بخاطر سلامتی
اعلی حضرت از من باج بگیرید

590
00:56:31,166 --> 00:56:34,766
جفتتون، تاوانش رو با جونتون می دید

591
00:56:45,166 --> 00:56:51,150
راستی، چطور شد که به این زودی
به فکر اتحاد با بازرس کل افتادی؟

592
00:56:51,200 --> 00:56:57,616
تو سیاست، اگه هدفت مشترک باشه
با دشمنت هم متحد می شی

593
00:56:57,666 --> 00:57:03,500
واقعاً، سیاست همینه

594
00:57:27,633 --> 00:57:30,666
لطفاً بنده رو ببخش، والاحضرت

595
00:57:31,600 --> 00:57:34,066
این کار ها، به خاطر پدره

596
00:57:38,366 --> 00:57:42,500
هر کاری که لازمه، انجام بده

597
00:57:50,266 --> 00:57:53,200
من هم اون چه که لازمه، انجام می دم

598
00:58:12,466 --> 00:58:14,233
اعلی حضرت

599
00:58:16,133 --> 00:58:18,566
ارباب بعدی که بهش خدمت می کنم

600
00:58:20,400 --> 00:58:22,866
والاحضرت، ولیعهده

601
00:58:43,433 --> 00:58:46,950
بازرس کل، همه چیز طبق برنامه‌ ریزی‌
شما پیش رفت

602
00:58:47,000 --> 00:58:49,916
به نظرت شاهزاده‌ی بزرگ، دو سونگ
نسبت به برادرش دچار شک شد؟

603
00:58:49,966 --> 00:58:52,450
بله، قشنگ دو دل شد

604
00:58:52,500 --> 00:58:57,316
این که از قبل، محافظ ارشد دربار رو با
خودت هماهنگ کردی، هوشمندانه بود

605
00:58:57,366 --> 00:58:59,416
چطور چنین فکر خوبی به ذهنت رسید؟

606
00:58:59,466 --> 00:59:04,616
ممنون که برای اجرای نقشه‌ی من
حسابی به زحمت افتادی

607
00:59:04,666 --> 00:59:07,300
این کار ها که زحمتی نبود

608
00:59:08,100 --> 00:59:14,350
من، یون جونگ ده، فقط ازت می خوام
که کمک های من رو فراموش نکنی

609
00:59:14,400 --> 00:59:19,450
وقتی که کار ها رو تموم کردیم، اون
موقع زحمات و کمک ها تشخیص داده می شه

610
00:59:19,500 --> 00:59:24,866
درسته که شاهزاده دو سونگ به شک افتاد
اما کاملاً هم، به برادرش پشت نکرد

611
00:59:25,533 --> 00:59:29,083
بله، درسته

612
00:59:29,133 --> 00:59:31,016
اون چه که در آینده اتفاق میفته، مهم تره

613
00:59:31,066 --> 00:59:33,883
خیلی حواست به شاهزاده‌ی
بزرگ، دو سونگ باشه

614
00:59:33,933 --> 00:59:38,400
برای همین، لازمه که
همیشه، در کنارش باشی

615
00:59:45,966 --> 00:59:48,216
یون جونگ ده هستم

616
00:59:48,266 --> 00:59:51,133
می تونم چند لحظه مزاحم بشم؟

617
00:59:53,800 --> 00:59:55,700
بیا داخل

618
01:00:03,766 --> 01:00:07,850
می دونم که ذهنت بابت حادثه‌ی مشاور
دست چپ امپراتور، خیلی درگیره

619
01:00:07,900 --> 01:00:11,216
نشد که از خیر این قضیه بگذرم، پس گفتم
که دیداری کوتاهی با شما داشته باشم

620
01:00:11,266 --> 01:00:16,050
از من متنفری، شهردار؟

621
01:00:16,100 --> 01:00:21,350
ـ متوجه نشدم؟
ـ ‌فکر کردی یه مگس کوچکم

622
01:00:21,400 --> 01:00:23,216
که روی هر چیز شیرینی می شینه و
هر چه که تلخه رو بیرون میندازه؟

623
01:00:23,266 --> 01:00:26,850
این حرف کاملاً بی اساسه

624
01:00:26,900 --> 01:00:32,650
یه زمانی ناراحت بودم چون به نظر
میومد که شما از من فاصله گرفتی

625
01:00:32,700 --> 01:00:37,816
ولی حتی یه بار هم
این جوری فکر نکردم

626
01:00:37,866 --> 01:00:40,483
واقعاً؟

627
01:00:40,533 --> 01:00:45,433
مگه جرأت دروغ گفتن هم دارم؟

628
01:00:46,666 --> 01:00:48,233
هب حالا که این طوره

629
01:00:49,233 --> 01:00:53,183
می شه که یه بار دیگه بهت اعتماد و
ازت درخواست کمک بکنم؟

630
01:00:53,233 --> 01:00:57,850
قبلاً هم که گفتم، اگه
بگی بمیر، می میرم

631
01:00:57,900 --> 01:01:00,883
اگه دستور بدی، زنده می مونم

632
01:01:00,933 --> 01:01:05,050
هر چه که باشه، فقط دستور بده، همین

633
01:01:05,100 --> 01:01:07,216
حواست به عالیجناب مون هیونگ باشه

634
01:01:07,266 --> 01:01:09,983
ببین چه کار می کنه و با چه کسانی
و تو کجا ملاقات می کنه؟

635
01:01:10,033 --> 01:01:13,466
باید از هر حرکتی که می خواد
انجام بده، مطلع باشم

636
01:01:15,300 --> 01:01:20,150
فکر می کردم که دیگه والاحضرت
تمایلی به دیدار من نداشته باشه

637
01:01:20,200 --> 01:01:23,016
ولی شما خیلی با درک و شعوری

638
01:01:23,066 --> 01:01:27,416
این پیرمرد نمی دونه که چه کار بکنه

639
01:01:27,466 --> 01:01:34,416
کی بیش تر از همه می‌ خواد که با شما
مخالفت کنم و بینمون تفرقه بیفته؟

640
01:01:34,466 --> 01:01:37,183
من نمی تونم طبق خواست
این آدم ها، عمل کنم

641
01:01:37,233 --> 01:01:41,216
این مهم ترین علت حرف نزدنم
و پنهان کردن تنفرم

642
01:01:41,266 --> 01:01:45,516
و احساس خیانت از
جانب شماست، پدربزرگ

643
01:01:45,566 --> 01:01:50,966
البته، هنوز عذاب وجدان
این رو دارم که نتونستم

644
01:01:52,133 --> 01:01:56,166
از زندانی‌ شدن مادر، جلوگیری کنم

645
01:01:57,400 --> 01:02:05,316
پس، حتی اگه به خاطر من باشه، آخرین
باریه که بدون اطلاعم، کاری رو می‌ کنی

646
01:02:05,366 --> 01:02:07,850
بله

647
01:02:07,900 --> 01:02:10,016
البته، در رابطه با مشاور
دست چپ امپراتور

648
01:02:10,066 --> 01:02:13,416
می دونم که دخالتی توش نداشتی

649
01:02:13,466 --> 01:02:17,183
اتفاقاً خودم هم تعجب کردم

650
01:02:17,233 --> 01:02:20,950
از این که محافظ ارشد دربار، کسی
نیست که به راحتی رشوه بگیره

651
01:02:21,000 --> 01:02:22,983
و یا در عجبم که چطور
تونستن راضی‌ش بکنن؟

652
01:02:23,033 --> 01:02:26,900
اتفاقاً، کاری که کردن
خیلی هم مشخص بود

653
01:02:27,800 --> 01:02:30,783
نگران دو سونگم

654
01:02:30,833 --> 01:02:35,350
مطمئنم که همین جوری، با اتفاقی که
برای مادر افتاده، به سختی کنار اومده

655
01:02:35,400 --> 01:02:38,300
حتی الان، به پدربزرگش هم حمله کردن

656
01:02:39,166 --> 01:02:41,800
یعنی حالش چقدر خرابه؟

657
01:03:20,900 --> 01:03:23,416
اُ وول، هستی؟

658
01:03:23,466 --> 01:03:25,266
بله

659
01:03:32,966 --> 01:03:35,100
چند لحظه بریم داخل

660
01:03:43,266 --> 01:03:46,616
تقریباً می شه گفت همسر شاهزاده‌ی
بزرگ، دو سونگ شده

661
01:03:46,666 --> 01:03:49,783
درست بعد از درمان اعلی حضرت
کاخ رو ترک خواهد کرد

662
01:03:49,833 --> 01:03:51,416
تا اون موقع، مخفی‌ش می کنم

663
01:03:51,466 --> 01:03:55,716
هیچ کس نمی دونه که چه اتفاقی
ممکنه بین یه زن و مرد بیفته

664
01:03:55,766 --> 01:04:00,716
اگه یه وقت باردار بشه
می خوای که چه کنی؟

665
01:04:00,766 --> 01:04:05,083
تازه، اگه چوی سانگ روک بفهمه
از دخترش استفاده می کنه

666
01:04:05,133 --> 01:04:09,316
تا والاحضرت رو بازی بِده

667
01:04:09,366 --> 01:04:12,316
خب، الان باید چه کار کنیم؟

668
01:04:12,366 --> 01:04:18,400
باید هر جور که شده، از
والاحضرت دورش کنیم

669
01:04:38,400 --> 01:04:41,083
عالیجناب مون هیونگ، به دیدن
فرمانده‌ی محافظ های دربار رفته؟

670
01:04:41,133 --> 01:04:46,216
بله، به نظرم مشکوک بود که این وقت شب
تو قصر بمونه و تنهایی، به جایی بره

671
01:04:46,266 --> 01:04:49,516
برای همین، تعقیبش کردم و دیدم که
به دفتر محافظ های دربار رفت

672
01:04:49,566 --> 01:04:51,216
مطمئنی که با فرمانده‌ی محافظ های
دربار ملاقات کرده؟

673
01:04:51,266 --> 01:04:55,566
خب، من ایشون رو می شناسم
برای همین هم، سریع شناختمش

674
01:05:18,266 --> 01:05:20,316
از این طرف ها، شاهزاده‌ی بزرگ؟

675
01:05:20,366 --> 01:05:22,216
عالیجناب مون هیونگ چه
دستوری بهت داد؟

676
01:05:22,266 --> 01:05:26,450
یعنی، دستور داد که چه کسی بکُشی؟

677
01:05:26,500 --> 01:05:30,033
نمی دونم که درباره‌ی چه
موضوعی صحبت می کنی

678
01:05:30,866 --> 01:05:33,616
همین الان حقیقت رو بگو

679
01:05:33,666 --> 01:05:34,750
موضوع این نیست

680
01:05:34,800 --> 01:05:38,283
دستور داد چه کسی رو بکشی
و کجا فرستادنت؟

681
01:05:38,333 --> 01:05:42,516
قسمتِ زنانِ تو کاخ ولیعهد

682
01:05:42,566 --> 01:05:44,316
گفت که یه ندیمه‌ی دربار رو بکُشی؟

683
01:05:44,366 --> 01:05:46,816
مسأله این نیست

684
01:05:46,866 --> 01:05:50,300
مسأله، دختر بازرس کُله که

685
01:05:51,100 --> 01:05:55,500
گفتی دختر بازرس کل؟

686
01:06:06,666 --> 01:06:08,566
تو کی هستی؟

687
01:06:09,366 --> 01:06:12,466
بانوی من، بانوی من

688
01:06:16,966 --> 01:06:18,700
اُ وول، اُ وول

689
01:06:22,766 --> 01:06:25,400
بانوی من، لطفاً فرار کنید

690
01:06:58,833 --> 01:07:00,466
اُ وول

691
01:07:12,200 --> 01:07:14,366
تو کی هستی؟

692
01:07:22,766 --> 01:07:24,933
دوشیزه، حالت خوبه؟

693
01:07:30,400 --> 01:07:32,233
آسیب دیدی؟

694
01:07:33,033 --> 01:07:36,666
چیزی نیست، حالم خوبه

695
01:07:42,300 --> 01:07:45,933
ـ دو سونگ
ـ ‌از کسایی که برام مهمن، محافظت می کنم

696
01:07:47,300 --> 01:07:50,783
ـ چرا این کار رو می کنی؟
ـ ‌تا ازش محافظت کنم

697
01:07:50,833 --> 01:07:53,566
من باید ولیعهد بشم

698
01:08:02,500 --> 01:08:10,500


699
01:08:42,033 --> 01:08:43,950
آنچه خواهید دید

700
01:08:44,000 --> 01:08:47,850
ملکه‌ی مادر پیغام فرستاد که تو مراسمِ
چون دو جائه، شرکت می‌ کنه

701
01:08:47,900 --> 01:08:50,916
بی شک، کتاب رو می دزدم

702
01:08:50,966 --> 01:08:52,750
کسی داخل کاخ ملکه‌ی مادره؟

703
01:08:52,800 --> 01:08:57,016
برادر، آدمکش هایی هستن که پدربزرگ
برای قتل دوشیزه میونگ یان فرستاده

704
01:08:57,066 --> 01:08:58,616
دوشیزه میونگ یان کجاست؟

705
01:08:58,666 --> 01:09:02,683
باید پیداش کنی، حتی اگه لازم
باشه کل قصر رو بگردی

706
01:09:02,733 --> 01:09:06,183
اگه اعلی حضرت بهبود
پیدا نکنه، می میره

707
01:09:06,233 --> 01:09:10,933
اگه از سم بیش تری
استفاده کنی، می میره

708
01:09:12,933 --> 01:09:22,933
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M