1
00:00:08,550 --> 00:00:09,793
‫- کِو.
‫- ریچی داره...

2
00:00:09,843 --> 00:00:10,752
‫به همه‌مون حمله می‌کنه.

3
00:00:10,802 --> 00:00:12,178
‫آنچه گذشت...

4
00:00:12,595 --> 00:00:13,763
‫چی شده؟

5
00:00:13,888 --> 00:00:15,098
‫هری تامی رو پیدا کرده.

6
00:00:15,181 --> 00:00:17,142
‫یا خدا.

7
00:00:19,060 --> 00:00:20,311
‫چقدر بهت پول داد؟

8
00:00:20,395 --> 00:00:21,813
‫ده هزار پوند.

9
00:00:21,980 --> 00:00:23,023
‫عین سگ دروغ می‌گه.

10
00:00:23,148 --> 00:00:25,025
‫تبریک می‌گم.

11
00:00:25,191 --> 00:00:26,151
‫جنگ راه انداختی.

12
00:00:26,276 --> 00:00:28,361
‫ادی تامی استیونسون رو کشته؟

13
00:00:28,486 --> 00:00:30,405
‫ریچی هرچی خودم بخوام باور می‌کنه.

14
00:00:32,240 --> 00:00:33,158
‫یه راه‌حل داریم.

15
00:00:33,283 --> 00:00:34,743
‫ممکنه جواب بده.

16
00:00:34,868 --> 00:00:36,453
‫- بگو.
‫- ولجان دست ماست، مگه نه؟

17
00:00:37,912 --> 00:00:39,956
‫ممنون که این آدم رو بهم تحویل دادی.

18
00:00:40,040 --> 00:00:41,875
‫دیگه می‌تونی بری.

19
00:00:42,000 --> 00:00:43,168
‫من با این دوستمون صحبت می‌کنم.

20
00:00:43,251 --> 00:00:45,295
‫خیلی دقیق صحبت می‌کنم.

21
00:00:45,420 --> 00:00:47,380
‫اگه روایتش کوچک‌ترین مشکلی داشته باشه...

22
00:00:47,505 --> 00:00:49,174
‫و ذره‌ای شک کنم،

23
00:00:49,299 --> 00:00:50,675
‫دوباره باهاتون صحبت می‌کنم.

24
00:00:50,800 --> 00:00:51,968
‫باور کرد؟

25
00:00:52,093 --> 00:00:53,428
‫نمی‌دونم.

26
00:00:55,221 --> 00:00:57,098
‫همین الان یه تماس ناشناس
‫با خط اصلیمون برقرار کردن.

27
00:00:57,265 --> 00:01:00,101
‫محل جسد آرچی هاموند رو گزارش دادن.

28
00:01:01,853 --> 00:01:03,354
‫سلام آرچی.

29
00:01:29,047 --> 00:01:30,715
‫صبح به خیر خوشگله.

30
00:01:37,305 --> 00:01:39,599
‫یه چیزی دستته که می‌خوامش.

31
00:01:40,475 --> 00:01:42,685
‫کارت حافظه من دستته.

32
00:01:44,479 --> 00:01:46,189
‫نمی‌دونم چی رو می‌گی.

33
00:01:46,314 --> 00:01:49,192
‫عه، جدی؟ بیا، بذار بلندت کنم.
‫بلند شو ببینم.

34
00:01:49,359 --> 00:01:51,319
‫احتمالا تا حالا این کار رو نکردی، خب؟
‫ولی من کردم.

35
00:01:51,444 --> 00:01:53,113
‫بذار بهت بگم چی می‌شه، خب؟

36
00:01:53,196 --> 00:01:55,448
‫معمولا یه چیز عادی رو برمی‌دارم، خب؟

37
00:01:55,615 --> 00:01:57,575
‫بعدش دندون‌هات رو خرد می‌کنم،

38
00:01:57,742 --> 00:01:59,577
‫دنده‌هات رو می‌شکنم؛
‫پاهات رو می‌شکنم،

39
00:01:59,744 --> 00:02:01,079
‫ساعدت رو می‌شکنم، خب؟

40
00:02:01,204 --> 00:02:03,790
‫کاسه زانوت رو می‌کنم
‫و جفت پاهات رو خرد می‌کنم.

41
00:02:03,915 --> 00:02:06,626
‫پس چطوره الکی یه هفته
‫مراقبت‌های ویژه نخوابی...

42
00:02:06,793 --> 00:02:08,545
‫و چیزی که می‌خوام رو بهم بدی؟

43
00:02:12,715 --> 00:02:13,842
‫آفرین.

44
00:02:21,599 --> 00:02:23,259
‫ممنون. می‌شه کپیش رو هم بدی؟

45
00:02:23,309 --> 00:02:25,311
‫نه، همینه.

46
00:02:25,353 --> 00:02:26,855
‫غذای بیمارستان دوست داری؟

47
00:02:28,773 --> 00:02:30,567
‫دوست داری؟

48
00:02:38,366 --> 00:02:39,576
‫ممنون.

49
00:02:40,618 --> 00:02:42,287
‫خیلی‌خب، حالا ببین چی می‌گم.

50
00:02:42,412 --> 00:02:46,457
‫دیگه بدون اطلاع بلا هاریگان...

51
00:02:46,583 --> 00:02:50,628
‫کلاه‌برداری، معامله و جلسه‌ای
‫در کار نیست.

52
00:02:51,754 --> 00:02:53,965
‫- خب؟
‫- باشه.

53
00:02:54,090 --> 00:02:55,258
‫خیلی‌خب.

54
00:02:56,551 --> 00:02:58,261
‫روز خوبی داشته باشی.

55
00:03:00,597 --> 00:03:02,599
‫تو ثروتمندی؟

56
00:03:02,765 --> 00:03:04,434
‫جانم؟

57
00:03:04,517 --> 00:03:07,729
‫کارت حافظه رو نگه دار،
‫ولی این معامله انجام می‌شه.

58
00:03:09,147 --> 00:03:11,399
‫اگه کنار بکشی...

59
00:03:11,524 --> 00:03:13,735
‫این مال تو می‌شه.

60
00:03:13,902 --> 00:03:15,278
‫یا خدا، چقدره؟

61
00:03:15,445 --> 00:03:17,197
‫- چهل هزار پونده.
‫- چهل هزار پوند؟

62
00:03:17,280 --> 00:03:20,283
‫خونه من این‌قدر می‌ارزه رفیق.

63
00:03:20,408 --> 00:03:22,285
‫اگه اهل رشوه بودم،
‫می‌تونستم باهاش...

64
00:03:22,410 --> 00:03:24,204
‫دو هفته برم مالدیو.

65
00:03:25,121 --> 00:03:26,956
‫عجب.

66
00:03:27,081 --> 00:03:29,250
‫تو اگه جام بودی خرج چی می‌کردیش؟
‫خونه یا مالدیو؟

67
00:03:29,375 --> 00:03:32,629
‫خب...

68
00:03:32,795 --> 00:03:34,255
‫یا خدا!

69
00:03:34,339 --> 00:03:35,632
‫من نیومدم رشوه بگیرم.

70
00:03:35,757 --> 00:03:39,177
‫اومدم اطمینان حاصل کنم.

71
00:03:40,845 --> 00:03:44,265
‫این مال خودته. خب؟

72
00:05:04,512 --> 00:05:05,513
‫حرف بزن.

73
00:05:10,310 --> 00:05:12,020
‫خیلی‌خب.

74
00:05:29,996 --> 00:05:32,623
‫امان از دستت هری.

75
00:05:37,754 --> 00:05:40,173
‫امری داشتین؟

76
00:05:40,298 --> 00:05:43,634
‫عه، سلام. من از دوستان مایکم.

77
00:05:43,760 --> 00:05:45,762
‫آها، مایک اینجا نیست.
‫وندی هم...

78
00:05:45,887 --> 00:05:48,348
‫آره، اسپانیاست. آره.
‫من با زنم...

79
00:05:48,431 --> 00:05:50,558
‫و دخترم اومدم اینجا.
‫مواظب پیشی‌هاشیم.

80
00:05:50,725 --> 00:05:52,560
‫متوجه شدم.

81
00:05:52,727 --> 00:05:53,603
‫اسم شما چیه؟

82
00:05:53,770 --> 00:05:54,771
‫کرن هستم.

83
00:05:54,937 --> 00:05:56,731
‫- موفق باشین.
‫- ممنون.

84
00:05:59,817 --> 00:06:01,569
‫زهره‌ترک شدم.

85
00:06:01,652 --> 00:06:04,364
‫اینجا خیلی قشنگه، مگه نه؟
‫وای، بوی چیه؟

86
00:06:04,447 --> 00:06:06,074
‫فضولات پیشی.

87
00:06:06,199 --> 00:06:08,451
‫- کجا بودی؟
‫- سرم شلوغ بود.

88
00:06:08,618 --> 00:06:11,245
‫- دیشب کجا بودی؟
‫- منظورت چیه؟

89
00:06:11,371 --> 00:06:13,456
‫یعنی کجا خوابیدی هری؟

90
00:06:13,623 --> 00:06:16,626
‫وای، امان از دستت جَن،
‫کاش یه فنجون چای بهم بدی. ممنون.

91
00:06:16,793 --> 00:06:18,628
‫- هری.
‫- جایی نبودم.

92
00:06:18,753 --> 00:06:20,630
‫- جایی نبودی؟
‫- آره.

93
00:06:20,755 --> 00:06:21,964
‫هنوز نخوابیدم.

94
00:06:22,131 --> 00:06:24,801
‫- پس کجا بودی؟
‫- کار می‌کردم.

95
00:06:30,890 --> 00:06:32,934
‫غیبت می‌زنه،
‫مجبوریم جابه‌جا بشیم،

96
00:06:33,059 --> 00:06:34,811
‫بعدش سر صبح پیدات می‌شه
‫و انگار هیچی نشده.

97
00:06:34,936 --> 00:06:36,604
‫ببین چی می‌گم.
‫چطوره بری بیرون...

98
00:06:36,687 --> 00:06:38,106
‫و زیر آفتاب بشینی، ها؟

99
00:06:38,231 --> 00:06:40,400
‫من هم یه فنجون چای خوشمزه برات دم می‌کنم.

100
00:06:40,566 --> 00:06:42,318
‫چطوره؟

101
00:06:49,450 --> 00:06:51,786
‫عه. خوش گذشت؟

102
00:06:51,911 --> 00:06:54,455
‫نه بابا. هیچی نگرفتم.

103
00:06:54,539 --> 00:06:56,249
‫دفعه بعد بهتر می‌شه.

104
00:06:56,374 --> 00:06:58,543
‫- یه تماس داشتم.
‫- هوم؟

105
00:06:58,626 --> 00:07:02,547
‫هوم. مسئول کفن و دفنمون تماس گرفته بود.

106
00:07:02,672 --> 00:07:04,841
‫پیت بندرگاه

107
00:07:04,966 --> 00:07:07,343
‫چیکار داشت؟

108
00:07:08,469 --> 00:07:10,555
‫ظاهرا آرچی رو پیدا کردن.

109
00:07:12,765 --> 00:07:14,642
‫زیر کتری رو روشن می‌کنم.

110
00:07:14,767 --> 00:07:18,438
‫فکر خوبیه.
‫بیا ببینم.

111
00:07:20,106 --> 00:07:23,109
‫بفرمایین.

112
00:07:26,154 --> 00:07:30,575
‫چهار شب پیش، ادی هاریگان
‫تامی استیونسون رو به قتل رسوند.

113
00:07:30,658 --> 00:07:31,742
‫آره.

114
00:07:31,868 --> 00:07:34,495
‫ادی شصت بار به تامی چاقو زد...

115
00:07:34,620 --> 00:07:37,623
‫و بعدش به ولجان نامی پول داد
‫که تکه‌تکه‌اش کنه.

116
00:07:37,748 --> 00:07:39,459
‫آخ.

117
00:07:39,625 --> 00:07:41,169
‫ریچی استیونسون،

118
00:07:41,294 --> 00:07:45,548
‫بابای تامی، یه شبانه‌روز بهم فرصت داد
‫تامی رو پیدا کنم.

119
00:07:45,673 --> 00:07:48,134
‫ادی انکار می‌کرد،
‫کوین دیوانه شده بود.

120
00:07:48,259 --> 00:07:50,219
‫بعدش باهام تماس گرفتن
‫و گفتن کانرد...

121
00:07:50,344 --> 00:07:52,889
‫آرچی، دوست دوران بچگیش رو
‫به ضرب گلوله کشته، خب؟

122
00:07:53,055 --> 00:07:55,683
‫جلوی کل خانواده طرف رو کشته.

123
00:07:55,808 --> 00:07:58,394
‫هوم. خلاصه من رفتم اونجا،
‫تمیزکاری کردم،

124
00:07:58,561 --> 00:08:00,938
‫برگشتم، بازداشت شدم،
‫آزاد شدم،

125
00:08:01,105 --> 00:08:03,524
‫تا اون موقع هم فرصت پیدا کردن تامی
‫تموم شده بود.

126
00:08:03,691 --> 00:08:05,818
‫ریچی دیوانه شد...

127
00:08:05,902 --> 00:08:07,987
‫و خونه کِو رو منفجر کرد.

128
00:08:08,154 --> 00:08:10,823
‫اومدم دنبال شما و اومدیم اینجا.
‫برگشتم کارگاه...

129
00:08:10,948 --> 00:08:13,743
‫و ولجان رو قانع کردم
‫قتل تامی رو...

130
00:08:13,910 --> 00:08:15,995
‫گردن بگیره.

131
00:08:16,162 --> 00:08:17,914
‫بردمش پیش ریچی...

132
00:08:18,122 --> 00:08:19,874
‫و الان همون‌جاست.

133
00:08:23,711 --> 00:08:25,671
‫آها، راستی، آسایشگاهه رو
‫قانع کردم یه تخت...

134
00:08:25,796 --> 00:08:28,549
‫به مامان ماریا اختصاص بدن.

135
00:08:34,764 --> 00:08:36,849
‫هری...

136
00:08:40,603 --> 00:08:43,439
‫طی این بیست سال زندگی مشترکمون...

137
00:08:44,732 --> 00:08:47,610
‫سر سه چیز توافق کردیم.

138
00:08:47,735 --> 00:08:50,613
‫اولا، من با تمام وجود
‫از گربه متنفرم.

139
00:08:50,738 --> 00:08:54,200
‫دوما، من شنا بلد نیستم.

140
00:08:54,325 --> 00:08:55,535
‫سوما...

141
00:08:56,327 --> 00:08:58,871
‫نمی‌خوام بدونم صبح تا شب
‫چیکار می‌کنی.

142
00:09:00,581 --> 00:09:03,000
‫برام فرقی نداره دکتری،

143
00:09:03,209 --> 00:09:06,629
‫رفتگری یا نظافتچی‌ای.

144
00:09:06,754 --> 00:09:10,007
‫کار تو کار خودته.

145
00:09:10,174 --> 00:09:13,803
‫ازش خوشم نمیاد. باهاش کنار میام.

146
00:09:18,099 --> 00:09:20,017
‫هری.

147
00:09:21,769 --> 00:09:23,980
‫می‌خوام برم خونه.

148
00:09:27,775 --> 00:09:29,360
‫خب، برو ساکت رو جمع کن.

149
00:09:33,656 --> 00:09:34,991
‫چه‌جوری قانعشون کردی؟

150
00:09:35,116 --> 00:09:36,367
‫کی؟ ولجان رو می‌گی؟

151
00:09:36,492 --> 00:09:37,785
‫نه.

152
00:09:39,579 --> 00:09:41,289
‫آسایشگاه رو می‌گم.

153
00:09:41,414 --> 00:09:43,457
‫چه‌جوری قانعشون کردی
‫مامان ماریا رو پذیرش کنن؟

154
00:09:44,375 --> 00:09:47,003
‫خب، کارم همینه دیگه، مگه نه؟

155
00:09:50,172 --> 00:09:51,799
‫مطمئنن؟

156
00:09:51,924 --> 00:09:54,510
‫- از چی مطمئنن؟
‫- که آرچیه.

157
00:09:54,635 --> 00:09:56,929
‫آرچیه.

158
00:09:57,054 --> 00:09:59,974
‫باشه، ولی صد در صد مطمئنی کانرد؟

159
00:10:01,058 --> 00:10:04,061
‫تو یه جعبه کوچولو
‫کنار یه خانم اسکاتلندی ریزجثه پیداش کردن،

160
00:10:04,186 --> 00:10:06,814
‫لباس آرچی تنش بود،
‫دستش دست آرچی بود،

161
00:10:06,897 --> 00:10:09,609
‫اثرانگشتش مال آرچی بود
‫و دی‌ان‌ایش هم مال آرچی بود!

162
00:10:09,692 --> 00:10:13,029
‫دقیقا همون‌جایی که بهشون خبر داده بودن
‫پیداش کردن!

163
00:10:13,195 --> 00:10:16,949
‫من تخصصی ندارم،
‫ولی ظاهرا خیلی شبیه آرچیه.

164
00:10:20,745 --> 00:10:24,832
‫پال، لطف می‌کنی تو راهرو منتظر بمونی؟

165
00:10:24,957 --> 00:10:26,459
‫حتما.

166
00:10:29,045 --> 00:10:32,340
‫درسته که آرچی مخبر بوده،

167
00:10:32,423 --> 00:10:35,718
‫ولی عمرا اگه آرچی محل جسد خودش رو
‫لو داده باشه.

168
00:10:35,885 --> 00:10:37,845
‫یکی که دیشب اونجا بوده،

169
00:10:37,970 --> 00:10:41,265
‫یکی علاوه بر آرچی، مخبره.

170
00:10:50,608 --> 00:10:54,737
‫ممکنه هر کسی که اون شب
‫اونجا بوده به پلیس‌ها گفته باشه...

171
00:10:54,904 --> 00:10:58,658
‫و دو نفر بیشتر از محل دفن آرچی خبر ندارن.

172
00:10:58,783 --> 00:11:01,285
‫- کدوم دو نفر؟
‫- من و هری.

173
00:11:01,452 --> 00:11:05,122
‫- یعنی کار آرچی تموم می‌شه...
‫- اوهوم.

174
00:11:05,247 --> 00:11:06,874
‫هری می‌بردش بندرگاه...

175
00:11:06,999 --> 00:11:10,127
‫و با اون خانم مجهول‌الهویه
‫تو تابوت می‌ذاره.

176
00:11:10,294 --> 00:11:11,545
‫بعدش چی می‌شه؟

177
00:11:11,671 --> 00:11:13,589
‫دوباره به هری زنگ می‌زنن بره اونجا.

178
00:11:13,673 --> 00:11:16,092
‫خیلی سریع.

179
00:11:16,217 --> 00:11:18,844
‫فردا صبحش.

180
00:11:18,969 --> 00:11:20,054
‫هوم.

181
00:11:21,847 --> 00:11:24,517
‫- کار هری نیست.
‫- بی‌خیال کان.

182
00:11:24,684 --> 00:11:26,560
‫بهانه خیلی خوبیه.

183
00:11:26,727 --> 00:11:29,939
‫- کار هری نیست.
‫- خب، پس کار کدوم خریه؟

184
00:11:30,064 --> 00:11:35,403
‫کار... هری... نیست.

185
00:11:35,528 --> 00:11:38,114
‫خودت گفتی دو نفر بیشتر خبر نداشتن،
‫خودت و هری.

186
00:11:38,239 --> 00:11:40,950
‫گمون نکنم کار خودت باشه.

187
00:11:42,660 --> 00:11:44,704
‫پال!

188
00:11:47,581 --> 00:11:48,999
‫بله کانرد؟

189
00:11:49,125 --> 00:11:51,502
‫باید یه کاری برام بکنی.

190
00:12:29,123 --> 00:12:30,666
‫خب، در چه حالیم؟

191
00:12:30,791 --> 00:12:32,585
‫هنوز منتظریم رفیق.

192
00:12:32,710 --> 00:12:34,462
‫از ریچی خبری نشد؟

193
00:12:34,587 --> 00:12:36,672
‫هیچ خبری نشده.

194
00:12:37,465 --> 00:12:39,967
‫الان دارن ولجان رو سین‌جیم می‌کنن.

195
00:12:40,134 --> 00:12:42,344
‫اگه کم بیاره چی؟

196
00:12:44,597 --> 00:12:46,891
‫اون‌جوری هیچی معلوم نیست، مگه نه؟

197
00:13:04,700 --> 00:13:06,702
‫صبح به خیر.

198
00:13:06,827 --> 00:13:09,205
‫امری داشتین؟

199
00:13:09,371 --> 00:13:11,916
‫آره. دنبال یکی از دوستانم می‌گردم.

200
00:13:11,999 --> 00:13:13,584
‫هری دا سوزا؟

201
00:13:15,002 --> 00:13:16,086
‫شرمنده، نمی‌شناسمش.

202
00:13:16,212 --> 00:13:18,088
‫براش خبر خوشی دارم.

203
00:13:18,214 --> 00:13:19,215
‫برای اون؟

204
00:13:21,008 --> 00:13:23,552
‫آره، مطمئن باشین
‫از شنیدنش خوشحال می‌شه.

205
00:13:23,719 --> 00:13:28,182
‫تو هم مطمئن باش نمی‌شناسمش
‫و بزن به چاک.

206
00:13:30,059 --> 00:13:32,269
‫خیلی‌خب...

207
00:13:32,394 --> 00:13:36,065
‫چطوره بهش بگین یه زنگی به دانی بزنه؟

208
00:13:36,190 --> 00:13:37,900
‫عذر می‌خوام. این دانی کثافت کیه؟

209
00:13:41,946 --> 00:13:43,906
‫- من می‌رم.
‫- وایستا ببینم.

210
00:13:44,031 --> 00:13:46,033
‫لبخند بزن دانی.

211
00:13:49,161 --> 00:13:50,120
‫مرسی.

212
00:13:51,247 --> 00:13:53,290
‫روز خوبی داشته باشی زوشا.

213
00:14:06,011 --> 00:14:07,096
‫الو؟

214
00:14:07,263 --> 00:14:08,806
‫دانی می‌شناسی؟

215
00:14:08,889 --> 00:14:10,140
‫نه. کیه؟

216
00:14:11,267 --> 00:14:13,060
‫فردی به نام دانی الان اومد اینجا.

217
00:14:13,185 --> 00:14:15,229
‫گفت دوستته و خبر خوشی داره.

218
00:14:15,312 --> 00:14:17,231
‫شماره‌اش رو گذاشت.

219
00:14:17,314 --> 00:14:18,774
‫چه شکلی بود؟

220
00:14:18,858 --> 00:14:19,984
‫وایستا.

221
00:14:23,320 --> 00:14:24,864
‫عجب.

222
00:14:26,156 --> 00:14:30,452
‫نه، آشنا نیست.
‫ببین چی می‌گم. می‌شه...

223
00:14:30,578 --> 00:14:32,830
‫می‌شه اگه باز پیداش شد
‫بهمون زنگ بزنی؟

224
00:14:32,955 --> 00:14:34,748
‫مرسی. فعلا.

225
00:14:35,541 --> 00:14:38,127
‫خب، این هفته چطور بود؟

226
00:14:39,253 --> 00:14:41,213
‫چطوره تو اول بگی هری؟

227
00:14:42,256 --> 00:14:45,175
‫عه، وایستا ببینم. اینجا نیستی.

228
00:14:48,137 --> 00:14:50,764
‫آها، خب...

229
00:14:50,931 --> 00:14:52,141
‫اتفاقات زیادی افتاد.

230
00:14:52,308 --> 00:14:54,602
‫واقعا خیلی زیاد.

231
00:14:56,395 --> 00:15:00,065
‫اتفاقاتی که باید واقعا ناراحت...

232
00:15:00,190 --> 00:15:03,110
‫یا حداقل نگرانم بکنه، ولی...

233
00:15:04,820 --> 00:15:06,447
‫ولی چی؟

234
00:15:11,285 --> 00:15:12,912
‫هیچ حسی ندارم.

235
00:15:13,037 --> 00:15:15,247
‫- چون...؟
‫- چون...

236
00:15:15,331 --> 00:15:17,541
‫هیچ انتظاری ندارم.

237
00:15:19,335 --> 00:15:21,295
‫هیچی ندارم.

238
00:15:23,964 --> 00:15:26,425
‫از هری می‌ترسی؟

239
00:15:27,551 --> 00:15:29,637
‫بذار یه چیز رو واضح رو روشن بگم.

240
00:15:30,930 --> 00:15:35,351
‫هری حاضره خودش تکه‌تکه بشه،
‫ولی دست روی من...

241
00:15:35,476 --> 00:15:37,603
‫یا جینا بلند نکنه.

242
00:15:37,728 --> 00:15:40,147
‫هر کسی رومون دست بلند کنه رو
‫هم تکه‌تکه می‌کنه.

243
00:15:40,314 --> 00:15:45,069
‫ولی زندگی با هری...

244
00:15:45,194 --> 00:15:46,695
‫گاهی ترسناکه.

245
00:15:49,657 --> 00:15:51,408
‫می‌شه سوال نسبتا سختی
‫ازت بپرسم؟

246
00:15:51,575 --> 00:15:53,243
‫کل سوالاتت سخته.

247
00:15:56,038 --> 00:15:58,415
‫رابطه کوین و هری...

248
00:15:58,624 --> 00:15:59,875
‫باعث می‌شه احساس خطر کنی؟

249
00:16:00,000 --> 00:16:03,087
‫نه. با کوین حال می‌کنم.
‫همیشه می‌کردم.

250
00:16:03,253 --> 00:16:06,715
‫خودش بهم احساس خطر نمی‌ده.
‫احساس خطرم از...

251
00:16:06,799 --> 00:16:08,050
‫از چیه؟

252
00:16:09,760 --> 00:16:14,056
‫یادته خیلی تحت فشار بودیم؟

253
00:16:14,181 --> 00:16:16,392
‫کار آدم کثافتی بود.

254
00:16:16,517 --> 00:16:19,895
‫این‌جوری یادم نمیاد، خب؟

255
00:16:20,062 --> 00:16:20,980
‫همه‌شون کثافت بودن.

256
00:16:21,063 --> 00:16:23,774
‫آره، ولی اسم اون رازبی بود.

257
00:16:25,109 --> 00:16:26,276
‫رازبی؟

258
00:16:28,821 --> 00:16:30,406
‫دست از سرم بردار.

259
00:16:37,371 --> 00:16:39,206
‫خب، اصلا برام آشنا نیست.

260
00:16:39,373 --> 00:16:40,874
‫بی‌شوخی یادت نمیاد؟

261
00:16:41,000 --> 00:16:42,501
‫باید یادم بیاد؟

262
00:16:42,668 --> 00:16:44,086
‫رازبی.

263
00:16:46,422 --> 00:16:48,048
‫گفتم نمی‌شناسمش دیگه.

264
00:16:48,132 --> 00:16:50,926
‫وقتی نشناسمش،
‫اصلا نمی‌شناسمش دیگه.

265
00:16:52,594 --> 00:16:54,430
‫امان از دستت.

266
00:16:59,059 --> 00:17:00,477
‫مامان؟

267
00:17:00,644 --> 00:17:01,395
‫در چه حالیم؟

268
00:17:01,520 --> 00:17:03,230
‫هنوز منتظریم.

269
00:17:03,355 --> 00:17:04,314
‫هری اونجاست؟

270
00:17:04,440 --> 00:17:06,150
‫آره، اینجاست.

271
00:17:06,316 --> 00:17:08,444
‫- چطور؟ کارش داری؟
‫- نه، نه.

272
00:17:08,569 --> 00:17:10,529
‫فقط بگو میو سلام می‌رسونه.

273
00:17:14,908 --> 00:17:17,036
‫مامان سلام می‌رسونه.

274
00:17:20,080 --> 00:17:22,916
‫خانواده‌ای که شوهرم
‫براشون کار می‌کنه...

275
00:17:26,336 --> 00:17:28,505
‫اگه اهل این حوالی بودین...

276
00:17:28,589 --> 00:17:31,925
‫به دکتر بودن یا شغلتون ربطی نداره...

277
00:17:32,092 --> 00:17:34,261
‫اگه این حوالی بزرگ شده باشین...

278
00:17:34,386 --> 00:17:38,515
‫و فامیلیشون رو بهتون بگم،
‫درجا می‌شناسینشون.

279
00:17:38,682 --> 00:17:41,643
‫ببینین، هری دو خانواده داره...

280
00:17:41,685 --> 00:17:44,313
‫و مطمئن نیستم کدومشون در اولویته.

281
00:17:46,732 --> 00:17:48,150
‫راستش، می‌دونم.

282
00:17:49,735 --> 00:17:51,945
‫مشکل اصلیم هم همینه.

283
00:17:52,071 --> 00:17:55,157
‫آخه الان کجاست؟

284
00:17:55,282 --> 00:17:57,534
‫رفته مشکلات اون‌ها رو حل کنه.

285
00:17:59,745 --> 00:18:02,164
‫ولی این مشکل چی می‌شه؟

286
00:18:02,289 --> 00:18:04,541
‫این مشکل ما چی می‌شه؟

287
00:18:06,251 --> 00:18:16,637
‫[به آلیس: کمک می‌خوام]
‫[وقت داری قهوه بخوریم؟]

288
00:18:16,678 --> 00:18:17,805
‫[آلیس: دارم میام]

289
00:18:22,267 --> 00:18:24,019
‫کانرد؟ داره می‌ره.

290
00:18:24,812 --> 00:18:27,189
‫بهت می‌گم کجا می‌ره.

291
00:18:27,314 --> 00:18:29,149
‫هوم، باشه.

292
00:18:29,274 --> 00:18:31,193
‫آدرسش رو برام بفرست.

293
00:18:34,696 --> 00:18:37,157
‫با بلا حرف زدی؟

294
00:18:37,241 --> 00:18:40,619
‫آره. هنوز هتله.

295
00:18:40,828 --> 00:18:43,580
‫ازش خواستم بیاد خونه بابا.
‫قبول نکرد.

296
00:18:44,957 --> 00:18:46,542
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم.

297
00:18:46,667 --> 00:18:49,336
‫شاید چون بابا قبلا
‫بهش ابراز علاقه کرده بود.

298
00:18:49,966.5 --> 00:18:59,966.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

299
00:19:00,597 --> 00:19:02,474
‫تو می‌دونستی؟

300
00:19:03,684 --> 00:19:05,561
‫می‌دونستم؟ یا خدا.

301
00:19:05,686 --> 00:19:07,104
‫خب، از کجا فهمیدی؟

302
00:19:07,229 --> 00:19:09,982
‫مامان یه شب که عصبانی بود
‫بهم گفت.

303
00:19:12,025 --> 00:19:14,194
‫من درجا رفتم از بلا پرسیدم.

304
00:19:15,362 --> 00:19:17,197
‫گفت حقیقت داره.

305
00:19:25,706 --> 00:19:28,542
‫آره، تو چلتنهام آشنا شده بودن...

306
00:19:28,625 --> 00:19:30,252
‫مسابقه ماشین‌رانی بود.

307
00:19:30,377 --> 00:19:35,716
‫بابا پنجاه ساله بود
‫و اون بیست یا بیست و یک ساله.

308
00:19:35,841 --> 00:19:40,470
‫اون قدیم‌ها به خیلی‌ها ابراز علاقه می‌کرد.

309
00:19:40,596 --> 00:19:44,224
‫اون هم یکی از همون خیلی‌ها بود.

310
00:19:44,308 --> 00:19:49,188
‫بعدش به مرور زمان براش عزیزتر شد.

311
00:19:49,271 --> 00:19:51,148
‫بعدش مامان خبردار شد.

312
00:19:52,399 --> 00:19:54,651
‫بابا چیکار کرد؟

313
00:19:54,860 --> 00:19:56,195
‫با من آشناش کرد.

314
00:20:04,411 --> 00:20:06,705
‫ولی من خیلی عاشقش بودم.

315
00:20:08,373 --> 00:20:10,459
‫این چیزها رو نادیده گرفتم.

316
00:20:10,584 --> 00:20:13,086
‫مجبور بودم، می‌فهمی؟

317
00:20:13,212 --> 00:20:15,756
‫تقریبا همه‌چی رو نادیده گرفتم.

318
00:20:18,884 --> 00:20:21,678
‫تازه، بعدش ادی به دنیا اومد.

319
00:20:23,555 --> 00:20:26,141
‫هنوز هری رو دوست داری؟

320
00:20:26,266 --> 00:20:29,144
‫آره. از لحاظ نظری دوستش دارم.

321
00:20:29,269 --> 00:20:31,230
‫چیه؟

322
00:20:31,355 --> 00:20:33,815
‫خب، جَن، از اول تاریخ،

323
00:20:33,941 --> 00:20:37,694
‫بشر تو غار، چادر و خونه
‫درگیر عشق و عاشقی بوده.

324
00:20:37,778 --> 00:20:40,614
‫به عمرم نشنیدم کسی
‫از لحاظ نظری عاشق باشه.

325
00:20:40,739 --> 00:20:43,242
‫خب، من اصلا اهل این کارها نبودم.

326
00:20:43,367 --> 00:20:46,578
‫کدوم کارها؟ بگو ببینم.

327
00:20:46,745 --> 00:20:49,665
‫همیشه باید طرف رو
‫خوب می‌شناختم...

328
00:20:49,831 --> 00:20:52,042
‫که بخوام عاشقش بشم.

329
00:20:52,167 --> 00:20:54,044
‫من این‌جوری نیستم.

330
00:20:54,127 --> 00:20:56,171
‫اگه حالم بد باشه عاشق همون مرده هم می‌شم.

331
00:20:58,423 --> 00:21:00,259
‫نمی‌دونم چرا بهت گفتم.
‫فقط خیلی...

332
00:21:00,384 --> 00:21:03,345
‫چه بدونم، شاید بهتر بود
‫چندین سال پیش بهت می‌گفتم.

333
00:21:03,470 --> 00:21:06,932
‫باید بارش رو سبک می‌کردم
‫و خودم رو خالی می‌کردم.

334
00:21:09,434 --> 00:21:11,311
‫لابد خجالت می‌کشیدم، مگه نه؟

335
00:21:11,436 --> 00:21:13,689
‫راستش رو بخوای، اصلا تعجب نکردم.

336
00:21:13,814 --> 00:21:18,235
‫تراپیستم می‌گه یه سری آدم‌ها
‫دنبال پیوند عاطفی‌ان.

337
00:21:18,360 --> 00:21:20,487
‫یعنی فقط عاشق یه نفر می‌شن...

338
00:21:20,612 --> 00:21:23,699
‫و نیاز دارن باهاش
‫ارتباط مستحکمی داشته باشن.

339
00:21:23,865 --> 00:21:26,576
‫ظاهرا خیلی وحشتناکه.

340
00:21:26,785 --> 00:21:30,247
‫خلاصه، یعنی اگه حس کنم
‫به هری نزدیک نیستم،

341
00:21:30,372 --> 00:21:31,915
‫عاشقش هم نیستم.

342
00:21:32,082 --> 00:21:36,086
‫آها، گمون نکنم اسم خاصی لازم داشته باشه.

343
00:21:36,253 --> 00:21:39,548
‫وقتی آدم بهش فکر می‌کنه،
‫خیلی مسخره است، مگه نه؟

344
00:21:40,882 --> 00:21:45,012
‫عین کارهای هنری هشتم می‌مونه.

345
00:21:48,056 --> 00:21:50,142
‫گمون نکنم هنری هشتم
‫نصف کارهای کانرد رو...

346
00:21:50,267 --> 00:21:51,935
‫باور کنه.

347
00:21:52,019 --> 00:21:53,478
‫آره، کاملا درست می‌گی.

348
00:21:55,272 --> 00:21:58,942
‫چشم‌اندازش خیلی نفس‌گیره جَن.

349
00:21:59,026 --> 00:22:01,611
‫خونه‌تون خیلی قشنگه.
‫شغل هری چیه؟

350
00:22:01,737 --> 00:22:04,072
‫حراست.

351
00:22:04,197 --> 00:22:05,866
‫گمون نکنم حراست فروشگاه مواد غذایی باشه.

352
00:22:05,991 --> 00:22:10,245
‫نه، مشاور یه کسب‌وکار خانوادگیه.

353
00:22:10,370 --> 00:22:12,164
‫- شغل...
‫- جیسون.

354
00:22:12,247 --> 00:22:14,750
‫جیسون، آره، ببخشید.
‫شغل جیسون چیه؟

355
00:22:14,875 --> 00:22:16,293
‫تو کار متره و برآورده.

356
00:22:16,418 --> 00:22:19,629
‫نگران نباش، من هم نمی‌فهمم یعنی چی.

357
00:22:19,755 --> 00:22:23,133
‫- خب، به افتخارش.
‫- به افتخارش.

358
00:22:25,594 --> 00:22:27,220
‫کانرد.

359
00:22:27,346 --> 00:22:30,015
‫هری. خبری نشد؟

360
00:22:30,182 --> 00:22:31,600
‫نه. هنوز خبری نشده.

361
00:22:31,767 --> 00:22:33,352
‫خیلی‌خب.

362
00:22:33,518 --> 00:22:35,395
‫بی‌خبرم نذار.

363
00:22:35,520 --> 00:22:37,189
‫چرا این‌قدر می‌ترسی
‫کنار عشقت بشینی...

364
00:22:37,314 --> 00:22:39,399
‫و راستش رو بگی؟

365
00:22:39,524 --> 00:22:41,193
‫از خودش بپرس.

366
00:22:47,199 --> 00:22:48,575
‫خودت از جیسون پرسیدی؟

367
00:22:48,784 --> 00:22:50,744
‫آره، داشت بازی فولام رو
‫از تلویزیون تماشا می‌کرد.

368
00:22:50,952 --> 00:22:52,704
‫احتمالا بهترین فرصت پرسش نبود.

369
00:22:52,829 --> 00:22:54,414
‫چی گفت؟

370
00:22:54,539 --> 00:22:57,167
‫گفت: «آل، امان از دستت،
‫سه‌تا عقبیم.»

371
00:23:05,342 --> 00:23:07,094
‫این دیگه چه وضعشه؟

372
00:23:15,894 --> 00:23:17,187
‫کانرد.

373
00:23:17,354 --> 00:23:18,855
‫امیدوارم بد موقع مزاحم نشده باشم.

374
00:23:18,897 --> 00:23:19,898
‫بفرما تو.

375
00:23:21,900 --> 00:23:25,028
‫ایشون دوستم آلیسه.
‫آلیس، ایشون کانرده.

376
00:23:25,195 --> 00:23:27,030
‫- از دوستان خانوادگیمونه.
‫- آها.

377
00:23:27,155 --> 00:23:29,741
‫- خیلی خوش‌وقتم.
‫- من هم خیلی خوش‌وقتم.

378
00:23:29,866 --> 00:23:32,536
‫چه کار خوبی. جمعه است.
‫گلویی تازه می‌کنین.

379
00:23:32,661 --> 00:23:34,371
‫الان هم غریبه خوش‌قیافه‌ای
‫بهمون سر زده.

380
00:23:34,454 --> 00:23:38,166
‫ای بابا. آلیس، بذار تا چیز دیگه‌ای نگفتی،

381
00:23:38,333 --> 00:23:40,043
‫بهت هشدار بدم...

382
00:23:40,210 --> 00:23:43,213
‫که من خیلی پولدارم.

383
00:23:43,380 --> 00:23:44,840
‫آلیس دیگه داشت می‌رفت.

384
00:23:45,006 --> 00:23:46,842
‫هوم. خداحافظی کنیم؟

385
00:23:47,926 --> 00:23:48,885
‫اِم...

386
00:23:49,010 --> 00:23:51,096
‫خب، خیلی خوش گذشت.

387
00:23:51,263 --> 00:23:53,181
‫باید باز هم دوباره دیدار کنیم.

388
00:23:53,265 --> 00:23:55,851
‫من مزاحمتون نمی‌شم.

389
00:24:02,107 --> 00:24:04,943
‫چند وقته می‌شنوم
‫زندگی مشترکت با هری...

390
00:24:05,068 --> 00:24:07,028
‫چندان خوش‌آیند نیست، هوم؟

391
00:24:07,154 --> 00:24:08,447
‫از کی شنیدی؟

392
00:24:08,530 --> 00:24:10,866
‫در این حد بگم که کلاغه برام خبر آورده.

393
00:24:11,032 --> 00:24:12,033
‫یعنی کوین گفته؟

394
00:24:12,159 --> 00:24:13,493
‫راستش، نه.

395
00:24:16,872 --> 00:24:17,873
‫جَن.

396
00:24:20,041 --> 00:24:22,461
‫کوین و هری برادرن.

397
00:24:24,463 --> 00:24:27,132
‫یعنی هری پسر منه.

398
00:24:27,299 --> 00:24:30,377
‫عین باقی پدرها،
‫صلاحش رو می‌خوام.

399
00:24:30,427 --> 00:24:32,345
‫احتمالا صلاح هری
‫در طلاقمون باشه.

400
00:24:32,512 --> 00:24:35,724
‫- هری بهت نیاز داره.
‫- هری به خانواده هاریگان نیاز داره.

401
00:24:35,891 --> 00:24:40,270
‫همیشه گفته خانواده هاریگان
‫خانواده خودشه.

402
00:24:40,395 --> 00:24:43,732
‫در همین حین،
‫یه خانواده دیگه هم داره...

403
00:24:43,857 --> 00:24:45,484
‫که خانواده واقعی خودشه.

404
00:24:45,567 --> 00:24:47,736
‫ما دختر خوشگلی براش به دنیا نیاوردیم.

405
00:24:47,861 --> 00:24:49,237
‫ما براش خونه و زندگی نساختیم.

406
00:24:50,363 --> 00:24:53,283
‫هری بهت نیاز داره،

407
00:24:53,450 --> 00:24:55,452
‫من هم نیاز دارم حواس هری جمع باشه.

408
00:24:55,535 --> 00:24:58,205
‫آها، خب، من فقط به هری نیاز دارم.

409
00:24:58,955 --> 00:25:00,123
‫هوم.

410
00:25:00,290 --> 00:25:02,367
‫دارم وقتم رو تلف می‌کنم جَن؟

411
00:25:02,417 --> 00:25:04,628
‫من و تو...

412
00:25:04,753 --> 00:25:07,881
‫یه وجه اشتراک داریم جَن.

413
00:25:08,006 --> 00:25:09,466
‫ازم بپرس چیه.

414
00:25:10,842 --> 00:25:12,135
‫راحت باش.

415
00:25:13,303 --> 00:25:14,930
‫ازم بپرس.

416
00:25:18,225 --> 00:25:20,227
‫گفتم ازم بپرس.

417
00:25:22,020 --> 00:25:23,855
‫چیه؟

418
00:25:23,939 --> 00:25:26,233
‫جفتمون عاشق هری‌ایم.

419
00:25:28,902 --> 00:25:30,820
‫حالا یه لطفی در حقم بکن.

420
00:25:30,946 --> 00:25:33,615
‫هیچ‌وقت، به هیچ وجه...

421
00:25:33,740 --> 00:25:37,911
‫خارج از خانواده راجع به هری حرف نزن.

422
00:25:39,162 --> 00:25:40,580
‫به هیچ‌کس چیزی نگو.

423
00:25:43,625 --> 00:25:45,585
‫منظورم رو درست رسوندم؟

424
00:25:47,963 --> 00:25:50,090
‫آره. آره.

425
00:25:50,173 --> 00:25:51,424
‫خوبه.

426
00:25:54,844 --> 00:25:58,765
‫آها، راستی، این دیدار رو هم اصلا
‫واسه هری تعریف نکن، باشه؟

427
00:26:00,016 --> 00:26:01,768
‫راحت باش.

428
00:26:15,949 --> 00:26:17,617
‫الو؟

429
00:26:17,742 --> 00:26:19,286
‫هری، منم، ریچی.

430
00:26:20,537 --> 00:26:22,330
‫سلام ریچی.

431
00:26:24,207 --> 00:26:27,252
‫نیمه‌شب امشب تو «مانکی» می‌بینمت.

432
00:26:27,335 --> 00:26:30,046
‫- راستی، هری؟
‫- بله ریچی؟

433
00:26:30,171 --> 00:26:31,715
‫تنها بیا.

434
00:26:38,346 --> 00:26:39,306
‫هری.

435
00:26:39,431 --> 00:26:41,016
‫«سینفول مانکی.»

436
00:26:41,099 --> 00:26:43,935
‫امشب. نیمه‌شب.

437
00:26:44,019 --> 00:26:45,437
‫کی؟

438
00:26:45,645 --> 00:26:47,230
‫فقط خودم.

439
00:26:48,148 --> 00:26:49,899
‫فقط خودت، ها؟

440
00:26:52,402 --> 00:26:53,361
‫خیلی‌خب.

441
00:27:04,748 --> 00:27:07,917
‫از پسش بر میای هری؟
‫اگه بر نمیای بگو.

442
00:27:08,084 --> 00:27:09,419
‫به خودم بسپارش.

443
00:27:14,674 --> 00:27:16,426
‫برات کافیه عزیز دلم؟

444
00:27:16,551 --> 00:27:18,261
‫حرف نداره.

445
00:27:20,221 --> 00:27:22,974
‫- چی شده ادی؟
‫- هیچی.

446
00:27:23,099 --> 00:27:25,101
‫- فقط...
‫- فقط چی؟

447
00:27:26,478 --> 00:27:28,271
‫همه خیال می‌کنن من عوضی‌ام.

448
00:27:28,355 --> 00:27:30,440
‫کسی گمون نمی‌کنه
‫تو عوضی‌ای ادی.

449
00:27:30,523 --> 00:27:32,400
‫کل این خانواده برات احترام قائلن.

450
00:27:32,525 --> 00:27:33,610
‫بابا قائل نیست.

451
00:27:33,735 --> 00:27:35,487
‫بابات خیلی دوستت داره
‫و برات احترام قائله.

452
00:27:35,612 --> 00:27:37,530
‫هری. هری برام احترام قائل نیست.

453
00:27:37,572 --> 00:27:40,533
‫هری. مگه نظر اون دیوانه
‫واسه کسی مهمه؟

454
00:27:41,701 --> 00:27:45,330
‫شوخی کردم. هری رو خیلی دوست دارم.
‫همه‌مون هری رو خیلی دوست داریم.

455
00:27:45,455 --> 00:27:47,415
‫اگه اون نبود، الان کجا بودیم؟

456
00:27:49,417 --> 00:27:52,045
‫اگه یه سوال ازت بپرسم،
‫راستش رو بهم می‌گی؟

457
00:27:53,880 --> 00:27:55,590
‫آره. معلومه.

458
00:28:02,430 --> 00:28:04,307
‫اشتباه بود؟

459
00:28:05,517 --> 00:28:06,768
‫کارمون اشتباه بود؟

460
00:28:09,771 --> 00:28:13,650
‫همه دقیقا همون‌جایی‌ان
‫که مد نظر ماست.

461
00:28:15,610 --> 00:28:17,987
‫تو از نظر خانواده استیونسون...

462
00:28:18,154 --> 00:28:19,989
‫آدم قدرتمندی هستی.

463
00:28:20,115 --> 00:28:22,575
‫خیلی زیاد قدرتمندی.

464
00:28:23,368 --> 00:28:25,161
‫راستش، پدربزرگت...

465
00:28:25,286 --> 00:28:28,289
‫کل عمرش، سه «میم» رو
‫خیلی قبول داشت:

466
00:28:28,373 --> 00:28:30,375
‫ماهی‌گیری، مهرورزی و مبارزه.

467
00:28:30,458 --> 00:28:33,336
‫یه زمانی بدون تفنگ یا تیزی
‫از خونه بیرون نمی‌رفت.

468
00:28:33,461 --> 00:28:35,505
‫الان آیفون جدیدش دستشه...

469
00:28:35,630 --> 00:28:37,757
‫و سبد سهامش رو بررسی می‌کنه.

470
00:28:37,882 --> 00:28:41,720
‫آخه نگاهی به اینجا بنداز.
‫با خودش خیال کرده کیه؟

471
00:28:41,886 --> 00:28:44,973
‫خیال کرده لرد سر کانرد
‫از عوضی‌شایره؟

472
00:28:45,056 --> 00:28:48,059
‫در همین حین،
‫خانواده استیونسون...

473
00:28:48,184 --> 00:28:49,602
‫دارن پولدارتر و چاق‌تر می‌شن.

474
00:28:49,811 --> 00:28:52,689
‫عین جن ظاهر شد.

475
00:28:54,441 --> 00:28:56,276
‫هنوز خیلی چیزها رو یاد نگرفتی ادی.

476
00:28:56,443 --> 00:29:00,029
‫ولی وقتی کار تامی رو تموم کردی،
‫پیغامی بهشون رسوندی.

477
00:29:02,449 --> 00:29:05,160
‫به زودی یه پیغام دیگه هم می‌رسونیم.

478
00:29:06,661 --> 00:29:07,829
‫سلام.

479
00:29:10,415 --> 00:29:11,374
‫حالت خوبه؟

480
00:29:11,541 --> 00:29:13,168
‫اِم...

481
00:29:15,545 --> 00:29:17,088
‫آره، خوبم.

482
00:29:18,506 --> 00:29:19,924
‫امروز چطور بود؟

483
00:29:20,008 --> 00:29:21,468
‫رفتم تراپی.

484
00:29:21,593 --> 00:29:22,969
‫همون تراپی‌ای...

485
00:29:24,387 --> 00:29:26,598
‫که توش از خودمون می‌گی؟

486
00:29:26,723 --> 00:29:28,099
‫آره.

487
00:29:30,310 --> 00:29:32,103
‫چی می‌گی؟

488
00:29:34,230 --> 00:29:35,523
‫چیزهای معمولی.

489
00:29:37,233 --> 00:29:38,485
‫جَن.

490
00:29:41,738 --> 00:29:44,282
‫چی می‌گی؟

491
00:29:50,955 --> 00:29:53,666
‫از خانواده هاریگان هم می‌گی؟

492
00:29:53,833 --> 00:29:56,836
‫نه. معلومه که نه.

493
00:30:00,215 --> 00:30:01,841
‫دیگه نباید بری.

494
00:30:01,966 --> 00:30:03,676
‫چرا؟

495
00:30:04,761 --> 00:30:07,263
‫چون کانرد خبردار می‌شه.

496
00:30:12,769 --> 00:30:14,020
‫جَن؟

497
00:30:15,396 --> 00:30:16,481
‫چیه؟

498
00:30:18,650 --> 00:30:20,068
‫چیزی نشده.

499
00:30:21,569 --> 00:30:24,280
‫چی رو بهم نمی‌گی؟

500
00:30:29,744 --> 00:30:31,913
‫کانرد امروز اومده بود اینجا.

501
00:30:37,877 --> 00:30:39,337
‫یا خدا.

502
00:30:52,058 --> 00:30:53,685
‫آفرین.

503
00:30:54,811 --> 00:30:57,730
‫خب، کانرد اومده بود.
‫یه‌کم شانس آوردی.

504
00:30:57,897 --> 00:30:59,482
‫شانس؟ چیزی نمونده بود
‫شلوارم رو خراب کنم.

505
00:30:59,607 --> 00:31:00,692
‫حالت خوبه؟

506
00:31:00,859 --> 00:31:02,193
‫آره.

507
00:31:02,318 --> 00:31:03,820
‫به نظرت می‌تونی
‫باهاش صمیمی‌تر بشی؟

508
00:31:03,945 --> 00:31:06,948
‫آروم بگیرین. اگه فشار بیاریم،
‫کارم تمومه.

509
00:31:06,990 --> 00:31:09,200
‫خیلی‌خب. قبوله.

510
00:31:09,325 --> 00:31:10,827
‫ببین، من تو رو به خطر نمی‌اندازم.

511
00:31:10,994 --> 00:31:12,745
‫ازت نمی‌خوام کاری بکنی
‫که خودم حاضر به انجامش نباشم.

512
00:31:12,954 --> 00:31:15,665
‫پس خودت برو با کانرد هاریگان صمیمی شو.

513
00:31:22,130 --> 00:31:23,673
‫هری.

514
00:31:26,801 --> 00:31:28,970
‫- هری.
‫- نه. هیچی نگو.

515
00:31:29,137 --> 00:31:31,014
‫- چی نگم؟
‫- اصلا می‌دونی...

516
00:31:31,139 --> 00:31:32,724
‫چه غلطی کردی؟

517
00:31:32,891 --> 00:31:35,602
‫من که کاری نکردم.
‫من که چیزی نگفتم.

518
00:31:35,727 --> 00:31:37,604
‫مهم نیست.

519
00:31:37,770 --> 00:31:38,980
‫واسه کسی مهم نیست
‫کاری کردی یا چیزی گفته باشی.

520
00:31:39,147 --> 00:31:41,774
‫مهم اینه که چه‌جوری جلوه می‌کنه.

521
00:31:41,983 --> 00:31:44,402
‫ببین چی می‌گی.

522
00:31:44,527 --> 00:31:46,321
‫اینجا کجاست؟
‫مگه عضو طالبانیم؟

523
00:31:46,487 --> 00:31:47,697
‫نه. نه، نه بابا.

524
00:31:47,780 --> 00:31:49,782
‫نه، خانواده هاریگان طالبان نیستن.

525
00:31:50,992 --> 00:31:53,036
‫ولی خوب گوش کن
‫ببین چی می‌گم جَن.

526
00:31:53,161 --> 00:31:54,662
‫وقتی کانرد عصبانی بشه...

527
00:31:54,871 --> 00:31:58,458
‫یعنی واقعا بدجوری عصبانی بشه...

528
00:32:00,209 --> 00:32:02,712
‫آرزو می‌کنی کاش طالبان بودن.

529
00:32:02,879 --> 00:32:04,297
‫هوم؟

530
00:32:04,881 --> 00:32:06,758
‫من باید برم.

531
00:32:19,437 --> 00:32:20,772
‫- سلام.
‫- سلام.

532
00:32:20,939 --> 00:32:22,106
‫بفرما تو.

533
00:32:23,566 --> 00:32:26,486
‫- چیزی میل داری؟
‫- نه، ممنون. میل ندارم.

534
00:32:26,569 --> 00:32:28,529
‫خیلی‌خب.

535
00:32:28,613 --> 00:32:29,739
‫از طرف آنتوانه.

536
00:32:29,822 --> 00:32:33,076
‫این یکی... این هم دوتا.

537
00:32:33,201 --> 00:32:35,453
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

538
00:32:37,121 --> 00:32:39,624
‫- خب، دیگه تموم شد، ها؟
‫- هوم؟

539
00:32:39,791 --> 00:32:41,751
‫تموم شد.

540
00:32:41,918 --> 00:32:43,670
‫چرا چنین خیالی کردی؟

541
00:32:45,421 --> 00:32:48,174
‫بلا، خنگ نباش، خب؟
‫تموم شد. تمومه.

542
00:32:48,257 --> 00:32:50,218
‫فقط ازت خواستم فیلم‌ها رو ازش بگیری.

543
00:32:50,343 --> 00:32:52,637
‫ازت نخواستم کل معامله رو به هم بزنی.

544
00:32:52,804 --> 00:32:54,764
‫به نظرم خودت به همش زدی.

545
00:32:54,931 --> 00:32:57,517
‫به من کسب‌وکار یاد نده هری.

546
00:33:03,690 --> 00:33:04,899
‫به کی زنگ می‌زنی؟

547
00:33:05,066 --> 00:33:06,901
‫- هوم؟
‫- به کی زنگ می‌زنی بلا؟

548
00:33:07,026 --> 00:33:09,904
‫آنتوان، سلام. بلا هستم.

549
00:33:11,406 --> 00:33:13,950
‫داری پات رو از گلیمت درازتر می‌کنی هری.

550
00:33:14,158 --> 00:33:16,786
‫تو واسه خانواده هاریگان کار می‌کنی،
‫یعنی واسه من کار می‌کنی.

551
00:33:16,911 --> 00:33:18,788
‫یا نکنه یادت رفته؟

552
00:33:26,671 --> 00:33:28,464
‫کار دیگه‌ای نداری؟

553
00:33:40,601 --> 00:33:42,270
‫- هری؟
‫- سلام رفیق.

554
00:33:42,395 --> 00:33:43,855
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

555
00:33:43,980 --> 00:33:45,481
‫یه سر...

556
00:33:45,606 --> 00:33:47,942
‫رفتم پیش بلا.

557
00:33:48,109 --> 00:33:49,819
‫بهش گفتم بهتره باهات بیاد.

558
00:33:49,902 --> 00:33:52,572
‫خیلی‌خب. خودت ردیفی؟

559
00:33:52,697 --> 00:33:53,573
‫آره.

560
00:33:53,656 --> 00:33:55,700
‫چی گفت؟

561
00:33:55,825 --> 00:33:57,952
‫خب، خوشحال نیست رفیق.

562
00:34:00,663 --> 00:34:02,915
‫خب، آدم باید با شرایط
‫کنار بیاد، مگه نه؟

563
00:34:03,041 --> 00:34:05,835
‫درست می‌گی، آره.
‫گل گفتی رفیق. خیلی‌خب.

564
00:34:05,960 --> 00:34:07,920
‫- مواظب خودت باش.
‫- باشه، تو هم مواظب باش رفیق.

565
00:34:08,129 --> 00:34:09,380
‫موفق باشی.

566
00:34:13,801 --> 00:34:16,429
‫ببین آنتوان، گذشته‌ها گذشته.

567
00:34:17,472 --> 00:34:19,265
‫[تماس از طرف هری]

568
00:34:19,307 --> 00:34:19,974
‫[رد تماس]

569
00:34:20,016 --> 00:34:21,676
‫[آنتوان]

570
00:34:21,726 --> 00:34:22,643
‫نه، کاملا درک می‌کنم.

571
00:34:30,568 --> 00:34:32,570
‫پدرم هنوز پایه است،
‫خودم هم هنوز پایه‌ام.

572
00:34:39,118 --> 00:34:40,286
‫معلومه.

573
00:34:43,915 --> 00:34:45,917
‫آنتوان، باید قطع کنم.

574
00:34:49,921 --> 00:34:51,923
‫- سلام.
‫- سلام.

575
00:34:52,090 --> 00:34:53,549
‫بفرما تو.

576
00:34:57,970 --> 00:34:59,347
‫چیزی میل داری؟

577
00:35:00,765 --> 00:35:02,975
‫حداقل قبلش بهم خوش‌آمد نمی‌گی؟

578
00:35:05,812 --> 00:35:08,356
‫ممنون می‌شم برام نوشیدنی بیاری.

579
00:35:08,523 --> 00:35:09,565
‫حتما.

580
00:35:13,569 --> 00:35:14,904
‫هری رو دیدم که داشت می‌رفت.

581
00:35:15,029 --> 00:35:16,447
‫آره.

582
00:35:17,615 --> 00:35:20,743
‫می‌خواست یه چیزی واسه جَن بخره،
‫واسه همین ازم نظر پرسید.

583
00:35:20,910 --> 00:35:22,578
‫نمی‌تونست تلفنی بپرسه؟

584
00:35:22,703 --> 00:35:24,580
‫من هم همین رو گفتم.

585
00:35:24,664 --> 00:35:27,959
‫گمون کردم می‌خواست
‫بهم سر بزنه.

586
00:35:28,126 --> 00:35:30,545
‫خیال کردم تو بهش گفتی.

587
00:35:30,670 --> 00:35:33,256
‫- نه، من نگفته بودم.
‫- آها، خب...

588
00:35:33,381 --> 00:35:35,758
‫واسه همین بهش پول می‌دی
‫که در مواقع...

589
00:35:35,883 --> 00:35:38,553
‫خیلی نامناسب پیداش بشه.

590
00:35:38,678 --> 00:35:41,055
‫دیگه چی گفتین؟

591
00:35:41,180 --> 00:35:43,099
‫چرا رفتارت عجیب شده کوین؟

592
00:35:45,017 --> 00:35:46,185
‫رفتارم عجیب نیست.

593
00:35:47,562 --> 00:35:50,690
‫فقط می‌خوام باهام بیای خونه بابا.

594
00:35:50,815 --> 00:35:52,066
‫باید بدونم در امانی.

595
00:35:54,026 --> 00:35:56,612
‫ببین، خودت می‌دونی نمی‌تونم.

596
00:35:56,737 --> 00:35:58,489
‫خانواده خودته.

597
00:36:00,867 --> 00:36:02,743
‫ببخشید، من...

598
00:36:03,870 --> 00:36:05,580
‫باید یه مدتی تنها باشم.

599
00:36:34,192 --> 00:36:35,610
‫دست از سرم بردار.

600
00:36:36,736 --> 00:36:37,904
‫خواهش می‌کنم.

601
00:36:38,196 --> 00:36:39,405
‫نه! نه، خواهش می‌کنم!

602
00:37:24,909 --> 00:37:26,285
‫هری.

603
00:37:26,410 --> 00:37:28,204
‫ریچی.

604
00:37:28,371 --> 00:37:30,289
‫بهت گفتم فکرهام رو می‌کنم.

605
00:37:30,414 --> 00:37:33,000
‫خب، امروز صبح رفتم خونه
‫و فکرم خیلی درگیر بود.

606
00:37:33,125 --> 00:37:36,754
‫ببین، به نظرم یه جای کار...

607
00:37:36,921 --> 00:37:38,506
‫این ماجرا می‌لنگه.

608
00:37:39,715 --> 00:37:41,175
‫ببین، من ازت خوشم میاد اِچ.

609
00:37:42,468 --> 00:37:44,845
‫واسه همین حاضرم حرفت رو قبول کنم.

610
00:37:46,389 --> 00:37:48,849
‫خب، ولجان می‌دونست چیکار کرده،

611
00:37:49,058 --> 00:37:51,644
‫واسه همین گمون کنم
‫می‌دونست چه بلایی سرش میاد.

612
00:37:54,855 --> 00:37:56,482
‫خوشحال می‌شم کاری در حقم بکنی.

613
00:37:56,565 --> 00:37:58,401
‫چه کاری؟

614
00:37:58,526 --> 00:38:01,654
‫رفیقت ولجان اون پشته.

615
00:38:02,822 --> 00:38:05,366
‫عه. هنوز زنده است؟

616
00:38:05,491 --> 00:38:07,660
‫بیا ببین.

617
00:38:07,743 --> 00:38:09,036
‫اُلی.

618
00:38:13,082 --> 00:38:15,126
‫- سلام هری.
‫- سلام اُلی.

619
00:38:16,377 --> 00:38:17,753
‫خوشحال می‌شم ردیفش کنی.

620
00:38:18,713 --> 00:38:19,714
‫منظورت چیه؟

621
00:38:19,839 --> 00:38:22,341
‫مشکلمون رو حل کن.

622
00:38:22,383 --> 00:38:25,219
‫من تماشات می‌کنم.
‫دوستت رو تماشا می‌کنم.

623
00:38:26,470 --> 00:38:30,558
‫در حین تماشا هم
‫فقط به حرف دلم...

624
00:38:30,725 --> 00:38:32,351
‫گوش می‌دم.

625
00:38:34,061 --> 00:38:36,314
‫بعدش حرف دلم هرچی باشه...

626
00:38:36,439 --> 00:38:38,607
‫- حقیقت از همون قراره.
‫- هوم.

627
00:38:38,899 --> 00:38:40,026
‫خیلی‌خب. کجاست؟

628
00:38:40,067 --> 00:38:41,569
‫اُل.

629
00:38:52,830 --> 00:38:53,789
‫آها.

630
00:39:35,456 --> 00:39:37,917
‫من برات جمعش می‌کنم.

631
00:39:37,958 --> 00:39:41,087
‫نه، نمی‌خواد.
‫خودمون ردیفش می‌کنیم اِچ.

632
00:39:41,212 --> 00:39:43,714
‫نه، نمی‌خواد ریچی.
خودم جمعش میکنم

633
00:39:45,841 --> 00:39:47,635
‫سرویس بهداشتی دارین؟

634
00:39:47,760 --> 00:39:49,303
‫اُلی.

635
00:39:50,679 --> 00:39:51,472
‫چشم.

636
00:39:54,642 --> 00:39:55,684
‫راستی، هری.

637
00:39:57,978 --> 00:39:59,980
‫یه مسئله دیگه هم هست.

638
00:40:07,113 --> 00:40:08,697
‫چیه؟ بگو هری.

639
00:40:08,864 --> 00:40:12,159
‫کِو، باور کرد.

640
00:40:12,284 --> 00:40:17,415
‫نه بابا. وای، خدای بزرگ رو شکر!

641
00:40:17,540 --> 00:40:19,375
‫ایول. دمت گرم.

642
00:40:19,500 --> 00:40:20,668
‫بابا خبر داره؟

643
00:40:20,835 --> 00:40:22,044
‫خودت بهش بگو.

644
00:40:22,169 --> 00:40:25,506
‫وای رفیق. باورش شد؟

645
00:40:25,631 --> 00:40:28,592
‫واقعا نابغه‌ای هری.

646
00:40:28,717 --> 00:40:30,845
‫دمت گرم پسر.

647
00:40:30,928 --> 00:40:32,471
‫یه مسئله دیگه هم هست.

648
00:40:32,638 --> 00:40:33,764
‫بگو.

649
00:40:35,641 --> 00:40:38,018
‫ریچی می‌خواد خانواده هاریگان
‫تو مراسم ختم تامی شرکت کنن.

650
00:40:40,271 --> 00:40:41,730
‫برو بابا.