1
00:00:12,042 --> 00:00:17,003
‫«ترجمه از رضا فتحی»

2
00:00:17,043 --> 00:00:19,724
‫خیلی‌خب آقای وکیل. من رو مستقیم ببر پیش دراگان.

3
00:00:19,804 --> 00:00:23,005
‫آره. به‌زودی دراگان رو می‌بینی.

4
00:00:39,489 --> 00:00:42,369
‫زندگی یعنی یه سری تصمیم‌ها.

5
00:00:42,449 --> 00:00:45,290
‫بعضی‌هاشون پیش‌پاافتاده‌ن. قهوه یا چای؟

6
00:00:45,370 --> 00:00:47,050
‫پله یا آسانسور؟

7
00:00:47,130 --> 00:00:49,011
‫بالی یا دریای شمال؟

8
00:00:54,132 --> 00:00:56,013
‫بقیه مهم‌ترن.

9
00:00:56,773 --> 00:01:01,854
‫بعضی وقتا زندگی‌ت به این بستگی داره که
‫کسی حاضر باشه نجاتت بده یا نه.

10
00:01:03,694 --> 00:01:05,535
‫- بله؟
‫- کسی تعقیبمون می‌کنه؟

11
00:01:05,615 --> 00:01:07,135
‫نه. هیچ‌کس.

12
00:01:07,215 --> 00:01:10,776
‫- خوبه.
‫- نباید از شرش خلاص بشیم؟

13
00:01:11,376 --> 00:01:12,496
‫نه.

14
00:01:12,576 --> 00:01:14,097
‫دیگه جسد بی‌جسد.

15
00:01:15,737 --> 00:01:18,898
‫اون روز، من برای بوریس همون ناجی بودم.

16
00:01:49,705 --> 00:01:50,705
‫آماده‌ای؟

17
00:01:51,345 --> 00:01:53,426
‫سؤال اینه که اون آماده‌ست یا نه.

18
00:02:12,350 --> 00:02:13,551
‫آقای وکیل!

19
00:02:13,631 --> 00:02:14,791
‫آقای وکیل!

20
00:02:37,156 --> 00:02:38,556
‫ای بابا.

21
00:03:21,326 --> 00:03:22,687
‫لعنتی.

22
00:03:25,447 --> 00:03:26,447
‫آره.

23
00:03:27,968 --> 00:03:28,968
‫لعنت بهش.

24
00:03:32,489 --> 00:03:34,529
‫باید می‌کشتیمش.

25
00:03:36,490 --> 00:03:38,970
‫بوریس که برگرده، کارمون تمومه.

26
00:03:39,050 --> 00:03:40,051
‫لعنتی.

27
00:03:42,651 --> 00:03:44,572
‫اصلاً چطوری از اینجا اومد بیرون؟

28
00:03:51,453 --> 00:03:52,454
‫نگاه کن.

29
00:03:53,854 --> 00:03:55,814
‫یکی از سنگ فرز استفاده کرده.

30
00:03:57,215 --> 00:04:00,495
‫یعنی یکی کمکش کرده.

31
00:04:04,816 --> 00:04:06,657
‫آخرین بار کی دیدیش؟

32
00:04:07,657 --> 00:04:10,898
‫دیشب حدود نه و نیم. براش یه بطری آب آوردم.

33
00:04:10,978 --> 00:04:13,778
‫پس می‌تونه تقریباً نُه ساعت باشه که فرار کرده.

34
00:04:13,859 --> 00:04:17,059
‫- اینکه خیلی زیاده.
‫- بی‌نهایت زیاده.

35
00:04:19,420 --> 00:04:20,420
‫باشه.

36
00:04:21,620 --> 00:04:23,101
‫فوراً به والتر خبر بده.

37
00:04:23,181 --> 00:04:26,742
‫باید برای امیلی، کاترینا، من و تو بادیگارد بذاره.

38
00:04:26,822 --> 00:04:29,182
‫جوری که کاترینا و امیلی نفهمن.

39
00:04:29,262 --> 00:04:30,422
‫بهش چی بگم؟

40
00:04:31,543 --> 00:04:33,983
‫نمی‌تونم بهش بگم بوریس رو زندانی کردیم.

41
00:04:34,063 --> 00:04:37,984
‫بگو... بگو بعداً خودم بهش زنگ می‌زنم
‫و همه‌چی رو توضیح می‌دم.

42
00:04:38,064 --> 00:04:40,225
‫- باشه؟
‫- بعد مهدکودک چی؟

43
00:04:41,585 --> 00:04:46,146
‫تا وقتی اوضاع تحت کنترل درنیومده،
‫نمی‌خوام هیچ بچه‌ای اینجا باشه.

44
00:04:47,866 --> 00:04:51,307
‫ولی چرا مهدکودک باید یهو تعطیل بشه؟

45
00:05:36,478 --> 00:05:38,318
‫[والدین گرامی، متأسفانه...]

46
00:05:44,280 --> 00:05:51,121
‫[مهدکودک امروز به دلیل وقوع دزدی تعطیل است.
‫از شما بابت...]

47
00:05:52,802 --> 00:05:53,762
‫خب؟

48
00:05:53,842 --> 00:05:55,242
‫[این مسئله عذرخواهی می‌کنیم.]

49
00:05:55,322 --> 00:05:57,203
‫آره، فکر کنم همین کافیه.

50
00:05:57,283 --> 00:05:59,283
‫الو؟ این کافی نیست.

51
00:05:59,363 --> 00:06:00,363
‫بیشتر!

52
00:06:06,045 --> 00:06:07,165
‫بیشتر!

53
00:06:09,445 --> 00:06:12,166
‫بیشتر! بیشتر!

54
00:06:20,368 --> 00:06:23,129
‫[مدیریت مهدکودک]
‫[والدین گرامی، متأسفانه...]

55
00:06:23,209 --> 00:06:26,529
‫[مهدکودک امروز به دلیل وقوع دزدی تعطیل است.]

56
00:06:29,170 --> 00:06:30,930
‫چی شده مامان؟

57
00:06:31,891 --> 00:06:33,371
‫امروز مهدکودک تعطیله.

58
00:06:33,451 --> 00:06:36,012
‫آخ جون! هورا!

59
00:06:37,052 --> 00:06:39,052
‫هورا!

60
00:06:54,736 --> 00:06:56,256
‫می‌تونی مراقب امیلی باشی؟

61
00:06:57,617 --> 00:06:59,057
‫صبح بخیر کاترینا.

62
00:06:59,137 --> 00:07:02,578
‫گوش کن، امروز اینجا دزد اومده. پیام رو دیدی؟

63
00:07:02,658 --> 00:07:04,698
‫آره، می‌دونم. برای همین زنگ زدم.

64
00:07:04,778 --> 00:07:06,939
‫من امروز با یه همکار جلسه دارم.

65
00:07:07,019 --> 00:07:08,219
‫نمی‌خوام فقط به خاطر اینکه...

66
00:07:08,299 --> 00:07:10,620
‫مهدکودک نمی‌تونه اوضاع رو مدیریت کنه کنسلش کنم.

67
00:07:10,700 --> 00:07:14,380
‫همون‌طور که گفتم، اینجا دزد اومده و ما منتظر پلیسیم.

68
00:07:14,460 --> 00:07:18,101
‫حتی نمی‌دونم هنوز اینجا امن هست یا نه.

69
00:07:18,181 --> 00:07:20,462
‫فکر کنم دزدها دیگه رفتن، نه؟

70
00:07:20,542 --> 00:07:22,702
‫آره، احتمالاً. آره.

71
00:07:23,223 --> 00:07:27,383
‫فکر نمی‌کنی تحمل این اوضاع برای امیلی سخت باشه؟

72
00:07:27,464 --> 00:07:30,224
‫- فکر کنم براش هیجان‌انگیز هم باشه.
‫- نمی‌دونم.

73
00:07:30,304 --> 00:07:33,585
‫باشه، صبح امی پیش منه.
‫ساعت یازده و نیم میارمش پیش تو.

74
00:07:33,665 --> 00:07:36,386
‫- باشه؟
‫- آره، باشه. اگه دیگه چاره‌ای نیست.

75
00:07:36,466 --> 00:07:39,946
‫نه، چاره‌ای نیست. ممنون. خداحافظ!

76
00:07:47,428 --> 00:07:49,509
‫لعنتی. اون اینجا چی‌کار می‌کنه؟

77
00:07:54,310 --> 00:07:55,910
‫- سلام نیکول.
‫- سلام.

78
00:07:55,990 --> 00:07:58,351
‫- پیام رو ندیدی؟
‫- چرا، دیدم.

79
00:07:58,431 --> 00:08:01,791
‫گفتم بیام یه نگاهی بندازم.
‫مهدکودک خودمونه بالأخره. محل کارمه.

80
00:08:01,872 --> 00:08:03,512
‫آره، لطف کردی.

81
00:08:03,592 --> 00:08:06,833
‫- همکارهام اومدن؟
‫- نه، تازه می‌خواستیم زنگ بزنیم.

82
00:08:06,913 --> 00:08:09,393
‫نیازی نیست. من دیگه اینجام.

83
00:08:12,234 --> 00:08:13,634
‫مهدکودک آخه!

84
00:08:14,474 --> 00:08:16,355
‫کی همچین کاری می‌کنه؟

85
00:08:23,316 --> 00:08:26,077
‫خب، در جلویی و این...

86
00:08:26,157 --> 00:08:28,598
‫به نظر نمیاد کار یه حرفه‌ای باشه.

87
00:08:30,318 --> 00:08:32,359
‫گفتی فقط صندوق پول گم شده؟

88
00:08:35,599 --> 00:08:40,240
‫خب، می‌گم یا کار معتادا بوده یا...

89
00:08:41,041 --> 00:08:42,401
‫فقط یه خرابکاریه.

90
00:08:43,401 --> 00:08:44,801
‫خیلی خنگه.

91
00:08:44,882 --> 00:08:46,962
‫هیچی حالیش نیست!

92
00:08:49,002 --> 00:08:51,363
‫یا من چیزی رو از قلم انداختم بیورن؟

93
00:08:58,645 --> 00:09:01,365
‫بگو کار اون عوضی‌های توی پارک بوده.

94
00:09:02,526 --> 00:09:05,566
‫راستش یه مدته که چندتا پسر عجیب‌وغریب...

95
00:09:05,646 --> 00:09:08,167
‫شب‌ها توی پارک می‌چرخن.

96
00:09:08,247 --> 00:09:11,208
‫فکر می‌کنی ممکنه کار اونا باشه؟

97
00:09:13,128 --> 00:09:16,009
‫فقط چون شب‌ها توی پارک می‌چرخن،

98
00:09:16,089 --> 00:09:17,489
‫مظنونن؟

99
00:09:18,009 --> 00:09:19,049
‫نه.

100
00:09:19,810 --> 00:09:21,410
‫نمی‌خوای یه بررسی بکنی؟

101
00:09:22,410 --> 00:09:25,691
‫خب، از ظواهرش پیداست که این پرونده بسته شده.

102
00:09:25,771 --> 00:09:27,811
‫فردا می‌تونید مهدکودک رو باز کنید.

103
00:09:27,892 --> 00:09:31,732
‫ولی اگه جای شما بودم،
‫به فکر زدن یه قفل دوتایی روی در میفتادم.

104
00:09:33,053 --> 00:09:35,773
‫و حفاظ برای پنجره‌ها.

105
00:09:37,094 --> 00:09:39,334
‫آره دیگه، بیاید خودمون رو حبس کنیم.

106
00:09:39,934 --> 00:09:43,815
‫اینم یه راه برای کاهش آمار جرم و جنایت توی آلمانه.

107
00:09:43,895 --> 00:09:47,016
‫ممنون بابت راهنمایی و کمکتون.

108
00:09:49,336 --> 00:09:50,337
‫خواهش می‌کنم.

109
00:10:14,742 --> 00:10:16,503
‫حتماً یه چیزی رو از قلم انداختیم.

110
00:10:19,504 --> 00:10:20,464
‫شاید.

111
00:10:29,906 --> 00:10:31,626
‫کی همچین کاری می‌کنه؟

112
00:10:32,146 --> 00:10:33,947
‫این خیلی خطرناکه.

113
00:10:42,029 --> 00:10:43,149
‫ساشا!

114
00:10:45,590 --> 00:10:47,110
‫ساشا، اون رو ببین.

115
00:10:52,591 --> 00:10:53,952
‫این دیگه چیه...

116
00:10:58,112 --> 00:10:59,233
‫تو با خودت اسلحه حمل می‌کنی؟

117
00:10:59,313 --> 00:11:01,193
‫کاملاً کاریه.

118
00:11:01,273 --> 00:11:03,194
‫تو مدیر مهدکودکی.

119
00:11:03,274 --> 00:11:05,354
‫ترجیح می‌دادی گیتار با خودم ببرم؟

120
00:11:09,555 --> 00:11:10,635
‫مُرده؟

121
00:11:10,715 --> 00:11:12,356
‫نمی‌دونم.

122
00:11:19,117 --> 00:11:20,638
‫هی، داری چی‌کار می‌کنی؟

123
00:11:20,718 --> 00:11:22,838
‫چک می‌کنم ببینم هنوز نفس می‌کشه یا نه.

124
00:11:32,841 --> 00:11:33,961
‫خب، چی شد؟

125
00:11:34,481 --> 00:11:36,441
‫- هنوز زنده‌ست.
‫- لعنتی.

126
00:11:38,562 --> 00:11:42,283
‫فقط چون نمی‌خوایم کسی رو بکشیم
‫معنی‌ش این نیست که نمی‌تونیم...

127
00:11:42,963 --> 00:11:44,843
‫کادو قبول کنیم.

128
00:11:46,164 --> 00:11:47,404
‫این آشغال چیه؟

129
00:11:47,484 --> 00:11:48,604
‫میدازولام.

130
00:11:49,564 --> 00:11:50,885
‫برای خوابیدنه.

131
00:11:50,965 --> 00:11:52,125
‫بهش آرام‌بخش زدن.

132
00:11:53,005 --> 00:11:57,606
‫به نظر میاد بیمه دولتی داره.
‫این سرُم رو با عشق بهش وصل نکردن.

133
00:12:05,768 --> 00:12:06,928
‫یالا.

134
00:12:11,209 --> 00:12:13,330
‫لعنتی، چقدر سنگینه.

135
00:12:16,691 --> 00:12:17,731
‫- گرفتیش؟
‫- آره.

136
00:12:17,811 --> 00:12:19,651
‫- با شماره سه. یک، دو...
‫- وایستا!

137
00:12:22,772 --> 00:12:24,693
‫وای خدا. کمرم.

138
00:12:24,773 --> 00:12:25,893
‫لعنتی.

139
00:12:40,976 --> 00:12:43,177
‫الان یه مشکلمون کم شد یا یکی بهشون اضافه شد؟

140
00:12:43,257 --> 00:12:44,257
‫خب.

141
00:12:44,937 --> 00:12:48,018
‫خبر خوب اینه که احتمالاً امروز نمی‌میریم.

142
00:12:48,938 --> 00:12:50,499
‫بستگی داره کی آزادش کرده باشه.

143
00:12:51,579 --> 00:12:53,019
‫مشخصه که دوستش نبوده.

144
00:12:54,580 --> 00:12:55,500
‫لعنتی.

145
00:12:57,940 --> 00:12:59,421
‫- ساشا؟
‫- بله؟

146
00:12:59,501 --> 00:13:01,421
‫آوردن اسلحه توی مهدکودک ممنوعه.

147
00:13:01,501 --> 00:13:03,982
‫- باشه؟
‫- آره، حق با توئه.

148
00:13:08,103 --> 00:13:11,223
‫[مهدکودک امروز تعطیل است]

149
00:13:16,345 --> 00:13:17,985
‫[برای ساکنین ساختمان]

150
00:13:30,628 --> 00:13:33,549
‫چه لطف بزرگی کردید که کل مهدکودک رو تعطیل کردید

151
00:13:33,629 --> 00:13:36,309
‫فقط به‌خاطر اینکه من زیرزمین رو یه‌کم تمیز کردم.

152
00:13:36,389 --> 00:13:39,670
‫تا آخر هفته وقت دارید که مهمونتون رو بکشید.

153
00:13:42,951 --> 00:13:43,951
‫صبح جمعه...

154
00:13:44,031 --> 00:13:48,232
‫سر بوریس باید توی یه جعبه
‫روی دیوار پارک اون‌طرف خیابون باشه،

155
00:13:48,312 --> 00:13:54,674
‫وگرنه تا عصر سری بعدی عکس‌ها
‫می‌ره روی میز دوستت...

156
00:13:55,354 --> 00:13:56,994
‫توی اداره پلیس.

157
00:13:58,834 --> 00:14:00,115
‫نه!

158
00:14:00,195 --> 00:14:01,635
‫ما بوریس رو نمی‌کشیم.

159
00:14:03,836 --> 00:14:05,716
‫دارن ازمون اخاذی می‌كنن.

160
00:14:07,196 --> 00:14:08,197
‫نگاه کن.

161
00:14:08,277 --> 00:14:11,277
‫یکی می‌خواسته مطمئن بشه
‫که ما اون پایین پیداش می‌کنیم.

162
00:14:11,958 --> 00:14:14,598
‫حالا... حالا دیگه بیچاره شدیم.

163
00:14:16,359 --> 00:14:19,919
‫مشخصه که می‌دونه کی رو توی زیرزمین زندانی کردیم.

164
00:14:19,999 --> 00:14:25,281
‫پس اخاذ با مهدکودک و بوریس ارتباط داره.

165
00:14:26,361 --> 00:14:27,881
‫ولی کی می‌تونه باشه؟

166
00:14:31,602 --> 00:14:32,442
‫هی.

167
00:14:32,962 --> 00:14:36,323
‫اگه بوریس رو ببریم و...

168
00:14:39,724 --> 00:14:40,604
‫نه!

169
00:14:40,684 --> 00:14:43,245
‫ما بوریس رو نمی‌کشیم.

170
00:14:45,205 --> 00:14:46,125
‫نه.

171
00:14:46,966 --> 00:14:49,166
‫نه. این‌طوری تا آخر عمر می‌تونن ازمون اخاذی کنن.

172
00:14:52,207 --> 00:14:53,287
‫خب.

173
00:14:53,367 --> 00:14:56,008
‫سه روز وقت داریم بفهمیم کار کیه.

174
00:14:56,088 --> 00:14:57,528
‫یالا.

175
00:14:57,608 --> 00:14:59,169
‫بیا این عوضی رو پیدا کنیم.

176
00:14:59,249 --> 00:15:01,449
‫[بیورن دیمل، وکیل]
‫[کشف سلاح در اواسط آوریل]

177
00:15:01,529 --> 00:15:04,370
‫[همدستان شناخته‌شده تا کنون]
‫[چه کسی از دیمل محافظت می‌کند؟]

178
00:15:04,450 --> 00:15:06,410
‫[خشم یا نقشه‌ی از پیش تعیین‌شده؟]
‫[انگیزه‌اش چیست؟]

179
00:15:06,490 --> 00:15:09,611
‫[دراگان سرگوویچ]
‫[کجاست؟]

180
00:15:17,173 --> 00:15:18,453
‫- سلام.
‫- سلام.

181
00:15:18,533 --> 00:15:20,894
‫رئیس گفت این رو بدم بهت.

182
00:15:21,654 --> 00:15:23,574
‫اتریشی‌ها کمک می‌خوان.

183
00:15:29,656 --> 00:15:33,536
‫تو اداره دست به دست می‌شد،
‫رئیس فکر کرد ممکنه برات جالب باشه.

184
00:15:35,577 --> 00:15:37,817
‫- چیز هیجان‌انگیزی هست؟
‫- بازجویی از یه شاهد.

185
00:15:38,578 --> 00:15:40,058
‫یه پیشخدمت افتاده توی یه دره.

186
00:15:41,538 --> 00:15:43,459
‫[پرونده]

187
00:15:45,539 --> 00:15:46,660
‫بابایی!

188
00:15:47,180 --> 00:15:48,980
‫بله. سلام.

189
00:15:49,060 --> 00:15:50,861
‫من باید برم دستشویی.

190
00:15:50,941 --> 00:15:54,061
‫- باشه، در بازه. تو برو.
‫- باشه.

191
00:15:56,502 --> 00:15:57,662
‫- سلام.
‫- سلام.

192
00:15:57,742 --> 00:15:58,662
‫خیلی دیرم شده.

193
00:15:59,262 --> 00:16:00,103
‫- باشه.
‫- بیا.

194
00:16:00,183 --> 00:16:03,063
‫چه‌جور جلسه‌ایه که این‌طوری تیپ زدی؟

195
00:16:03,824 --> 00:16:04,864
‫و این...

196
00:16:05,864 --> 00:16:08,905
‫ساعت چهار میام دنبال امیلی، باشه؟
‫مشکلی نیست؟

197
00:16:09,505 --> 00:16:11,625
‫ناهار کاری خیلی طولانی‌ایه.

198
00:16:13,106 --> 00:16:15,506
‫آره. خیلی چیزها هست که باید در موردشون بحث کنیم.

199
00:16:15,586 --> 00:16:17,547
‫تازه من هیچ‌وقت برات وقت نگرفتم.

200
00:16:17,627 --> 00:16:19,387
‫- بعداً می‌بینمت، خداحافظ.
‫- می‌بینمت.

201
00:16:21,508 --> 00:16:24,068
‫سعی کردم با همه‌چی فکرشده برخورد کنم.

202
00:16:24,148 --> 00:16:29,269
‫ولی خب معلومه که نگران بودم
‫چطوری از این مخمصه جون سالم به در ببریم.

203
00:16:29,830 --> 00:16:34,511
‫البته در گذشته هم،
‫مشکلاتم رو آگاهانه کُشته بودم.

204
00:16:35,031 --> 00:16:38,432
‫ولی اون‌موقع، می‌دونستم مشکلاتم کیا هستن،

205
00:16:38,512 --> 00:16:41,672
‫و همچنان حاضر بودم که فقط از شرشون خلاص شم.

206
00:16:41,752 --> 00:16:44,153
‫حالا یه چیزی اساسی تغییر کرده بود.

207
00:16:44,673 --> 00:16:47,474
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خواستم درگیر هیچ قتلی بشم.

208
00:16:47,554 --> 00:16:49,394
‫در زیرزمین درست شد.

209
00:16:51,355 --> 00:16:54,635
‫لوله رو درآوردم و یه‌کم آب پاشیدم توی صورتش.

210
00:16:55,155 --> 00:16:56,756
‫هنوز مثل یه بچه خوابیده.

211
00:16:56,836 --> 00:16:58,396
‫توی این فاصله،

212
00:16:58,956 --> 00:17:01,717
‫رفتم سراغ پرونده‌های والدین مهدکودک

213
00:17:01,797 --> 00:17:04,598
‫تا ببینم ارتباطی با بوریس پیدا می‌کنم یا نه.

214
00:17:04,678 --> 00:17:05,518
‫خب؟

215
00:17:05,598 --> 00:17:08,559
‫چیز زیادی نیست. اینا والدینی هستن که دکترن.

216
00:17:08,639 --> 00:17:12,039
‫ممکنه اونا دستشون به داروی بی‌هوشی رسیده باشه.

217
00:17:15,760 --> 00:17:17,001
‫[مشخصات]
‫[اسم من: مکس]

218
00:17:17,081 --> 00:17:20,281
‫ولی مادر مکس سر بوریس رو برای چی می‌خواد؟

219
00:17:21,242 --> 00:17:23,242
‫قبول دارم، سرنخ دندون‌گیری نیست.

220
00:17:26,563 --> 00:17:28,323
‫اونا هنوز اینجان؟

221
00:17:36,445 --> 00:17:39,166
‫متأسفانه علف‌های هرز یه جا رو انتخاب می‌کنن
‫و همون‌جا می‌مونن.

222
00:17:39,846 --> 00:17:42,606
‫بابا، خیلی سروصدا می‌کنن. می‌شه بریم؟

223
00:17:42,687 --> 00:17:43,527
‫باشه.

224
00:17:44,407 --> 00:17:45,727
‫بریم.

225
00:17:48,328 --> 00:17:50,048
‫بیدار که شد خبرم کن.

226
00:17:53,769 --> 00:17:54,769
‫باشه.

227
00:17:55,489 --> 00:17:57,490
‫- می‌خوای یه‌کم اسکوترسواری کنی؟
‫- آره!

228
00:18:08,493 --> 00:18:10,693
‫- تندتر، مثل پروانه!
‫- ولی نه خیلی تند، خب؟

229
00:18:10,773 --> 00:18:12,493
‫مامان‌بزرگ توی زیرزمینه

230
00:18:12,573 --> 00:18:13,814
‫بابابزرگم پشت سرشه...

231
00:18:16,814 --> 00:18:17,775
‫لعنتی.

232
00:18:17,815 --> 00:18:18,815
‫وای نه.

233
00:18:20,095 --> 00:18:22,176
‫- حالت خوبه؟ صدمه دیدی؟
‫- نه.

234
00:18:23,696 --> 00:18:24,816
‫خیلی بد شد؟

235
00:18:29,097 --> 00:18:30,418
‫فقط سه‌تا کلمه بود،

236
00:18:30,498 --> 00:18:33,578
‫ولی با چنان شدتی بهم ضربه زد
‫که اصلاً آمادگیش رو نداشتم.

237
00:18:35,939 --> 00:18:38,419
‫یه خاطره‌ی خیلی قدیمی از اسکوتر محبوبم

238
00:18:38,499 --> 00:18:40,260
‫یهو برام زنده شد.

239
00:18:40,780 --> 00:18:44,461
‫دوستم میشا بهم داده بودش. همین‌جوری.

240
00:18:59,104 --> 00:19:04,305
‫خیلی از صاحب ماشین می‌ترسیدم.
‫بهش می‌گفتیم آقای بداخلاق.

241
00:19:04,386 --> 00:19:08,266
‫ولی به همون اندازه از واکنش پدرم هم می‌ترسیدم.

242
00:19:11,507 --> 00:19:12,707
‫خیلی بده؟

243
00:19:14,508 --> 00:19:15,748
‫خرجش زیاد می‌شه.

244
00:19:17,068 --> 00:19:21,029
‫ولی اون به‌جای اینکه ترسم رو از بین ببره،
‫اسکوترم رو ازم گرفت.

245
00:19:21,109 --> 00:19:24,230
‫پول فروشش رفت برای خسارت صاحب ماشین.

246
00:19:24,830 --> 00:19:27,591
‫تا مثلاً من بالأخره یاد بگیرم مسئولیت‌پذیر باشم.

247
00:19:31,552 --> 00:19:35,073
‫شاید دردناک‌ترین لحظه‌ی بچگی‌م بود.

248
00:19:35,153 --> 00:19:38,193
‫فهمیدم که چیزی که من می‌خوام اصلاً مهم نیست.

249
00:19:38,273 --> 00:19:40,074
‫خیلی بد شد؟

250
00:19:41,874 --> 00:19:45,435
‫نه عزیزدلم. اصلاً هم بد نشد. ببین.

251
00:19:45,515 --> 00:19:47,916
‫فقط یه خراش کوچولوئه.
‫تازه می‌دونی چیه؟

252
00:19:47,996 --> 00:19:50,836
‫هیچ‌وقت بابت چیزهایی که به من می‌گی دعوات نمی‌کنم.

253
00:19:50,916 --> 00:19:52,517
‫باشه؟ قول می‌دم.

254
00:19:52,597 --> 00:19:56,118
‫قول قوله، قول قوله.

255
00:19:58,038 --> 00:19:59,718
‫باشه. حالا بهتری؟

256
00:19:59,798 --> 00:20:01,279
‫- آره.
‫- باشه.

257
00:20:02,039 --> 00:20:03,319
‫- بریم؟
‫- بریم.

258
00:20:03,399 --> 00:20:04,439
‫بریم.

259
00:20:10,261.5 --> 00:20:20,261.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

260
00:20:26,084 --> 00:20:28,485
‫اینم برای تو، آقای بداخلاق.

261
00:20:39,568 --> 00:20:43,048
‫[ساشا، پیام جدید]

262
00:20:43,128 --> 00:20:45,249
‫[داره به‌هوش میاد!]

263
00:20:45,889 --> 00:20:48,170
‫- مامان!
‫- سلام! سلام!

264
00:20:48,770 --> 00:20:51,250
‫- بستنی چندمته؟
‫- دوم.

265
00:20:51,330 --> 00:20:53,011
‫- بستنی یخی دومته؟
‫- آره.

266
00:20:54,931 --> 00:20:57,452
‫- خب؟ چطور بود؟
‫- سلام. چی؟

267
00:20:59,012 --> 00:21:00,172
‫جلسه‌ت.

268
00:21:00,813 --> 00:21:02,533
‫آهان، درسته. آره.

269
00:21:03,053 --> 00:21:04,413
‫خیلی مفید بود.

270
00:21:05,334 --> 00:21:06,454
‫عالیه.

271
00:21:07,934 --> 00:21:09,415
‫- خوبه.
‫- بگو پخ.

272
00:21:10,255 --> 00:21:11,895
‫- پخ.
‫- دوستت دارم.

273
00:21:12,535 --> 00:21:13,856
‫منم دوستت دارم.

274
00:21:15,096 --> 00:21:17,136
‫- بعدازظهر خوبی داشته باشین، خب؟
‫- ممنون.

275
00:21:19,737 --> 00:21:21,097
‫- می‌بینمت.
‫- خداحافظ.

276
00:21:22,098 --> 00:21:28,099
‫- خب، شما چی‌کارا کردین؟
‫- بازی کردیم، نفس کشیدیم، بستنی خوردیم...

277
00:21:41,102 --> 00:21:43,222
‫- فکر کردم بیدار شده.
‫- آره، منم همین فکر رو کردم.

278
00:21:43,302 --> 00:21:46,263
‫همین الان داشت حرف می‌زد،
‫ولی باز خوابش برد.

279
00:21:47,743 --> 00:21:49,624
‫بوریس. هی!

280
00:21:51,424 --> 00:21:52,305
‫بوریس!

281
00:21:55,105 --> 00:21:57,746
‫فکر کنم نمک بویایی یا آمونیاک می‌خوایم.

282
00:21:57,826 --> 00:21:59,306
‫الان برمی‌گردم.

283
00:22:47,437 --> 00:22:51,478
‫امیدوار بودم بوریس با گذشت زمان، سندرم استکهلم بگیره،

284
00:22:51,558 --> 00:22:55,159
‫و من و ساشا رو فقط به‌عنوان آدم‌رباهاش نبینه،

285
00:22:55,239 --> 00:22:57,200
‫بلکه ما رو دوست خودش بدونه.

286
00:22:58,600 --> 00:23:00,800
‫متأسفانه، این‌طوری نشد.

287
00:23:16,284 --> 00:23:17,924
‫ولش کن!

288
00:23:23,726 --> 00:23:25,766
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم.

289
00:23:26,366 --> 00:23:27,367
‫تقصیر من بود.

290
00:23:27,447 --> 00:23:29,047
‫بی‌دقتی کردم.

291
00:23:29,767 --> 00:23:32,528
‫لعنت بهت بوریس.
‫فکر می‌کردم از این مرحله رد شدیم.

292
00:23:34,088 --> 00:23:36,649
‫یه روز جفت‌تون رو می‌کشم، سگ‌صفت‌ها.

293
00:23:36,729 --> 00:23:40,650
‫حتماً، چرا که نه. ولی تا اون‌موقع، باید با هم راه بیایم.

294
00:23:41,250 --> 00:23:43,570
‫حالا می‌خوام بدونم کی تو رو از اینجا بُرد بیرون.

295
00:23:43,650 --> 00:23:45,411
‫- بُرد بیرون؟
‫- آره.

296
00:23:45,491 --> 00:23:48,852
‫دیشب یکی بهت دارو داد و بُردت بیرون. کی؟

297
00:23:49,812 --> 00:23:51,532
‫- دارین در مورد چی حرف می‌زنین؟
‫- هی.

298
00:23:51,612 --> 00:23:54,693
‫سعی کن قبل از اینکه بیهوش بشی یادت بیاد چی شد، خب؟

299
00:23:54,773 --> 00:23:56,974
‫این همون چیزیه که می‌خوام بهم بگید!

300
00:23:57,494 --> 00:23:59,294
‫عوضی‌های کثافت.

301
00:24:00,174 --> 00:24:03,095
‫اون قضیه‌ی مسخره‌ی نور رو هم باید توضیح بدین.

302
00:24:03,175 --> 00:24:04,735
‫کدوم نور؟ قضیه چیه؟

303
00:24:04,815 --> 00:24:09,176
‫- دقیقاً می‌دونین دارم در مورد چی حرف می‌زنم.
‫- نه، نمی‌دونیم. بهمون بگو.

304
00:24:09,256 --> 00:24:13,057
‫شبا نور چراغ‌قوه میندازین توی صورتم، آشغال‌ها.

305
00:24:16,298 --> 00:24:17,138
‫دیشب؟

306
00:24:17,218 --> 00:24:18,218
‫آره.

307
00:24:18,979 --> 00:24:20,459
‫هفته‌ی پیش هم همینطور.

308
00:24:21,059 --> 00:24:22,740
‫دقیقاً بعد از اون یکی مسخره‌بازی.

309
00:24:23,780 --> 00:24:25,220
‫کدوم مسخره‌بازی؟

310
00:24:29,181 --> 00:24:31,462
‫اون سوت زدن احمقانه.

311
00:24:40,304 --> 00:24:42,104
‫اصلاً شماها چند سالتونه؟

312
00:24:42,864 --> 00:24:44,104
‫پنج؟

313
00:24:45,345 --> 00:24:47,065
‫خب بعدش چی شد؟

314
00:24:47,145 --> 00:24:51,266
‫گفتم اگه اون سوت زدن کوفتی رو تموم نکنین
‫لب و لوچه‌تون رو پاره می‌کنم.

315
00:24:51,346 --> 00:24:52,306
‫خب، بعدش؟

316
00:24:53,067 --> 00:24:56,907
‫بعدش اون سوت زدن لعنتی قطع شد،
‫و من منتظر شام موندم.

317
00:24:56,987 --> 00:24:58,628
‫شما اونجا بودین.

318
00:24:59,508 --> 00:25:03,709
‫نه، متأسفانه نبودیم.
‫دقیقاً هم مشکلمون همینه.

319
00:25:04,949 --> 00:25:05,950
‫خیلی‌خب.

320
00:25:06,750 --> 00:25:10,071
‫پس هفته‌ی پیش دو بار ملاقاتی داشتی.

321
00:25:10,751 --> 00:25:14,231
‫یکی با چراغ‌قوه و یکی که سوت می‌زده.

322
00:25:14,311 --> 00:25:17,312
‫و دیروز هم باز یکی نور انداخته توی صورتت؟

323
00:25:19,313 --> 00:25:20,753
‫بعدش چی شد؟

324
00:25:22,353 --> 00:25:23,594
‫رفتم سمت در.

325
00:25:23,674 --> 00:25:24,674
‫خب بعد؟

326
00:25:28,435 --> 00:25:30,475
‫- از لای در نگاه کردم.
‫- خب.

327
00:25:31,435 --> 00:25:32,276
‫خب؟

328
00:25:33,476 --> 00:25:34,636
‫بعدش...

329
00:25:38,437 --> 00:25:39,757
‫بیهوش شدم.

330
00:25:43,358 --> 00:25:46,519
‫پاکت رو داری؟
‫نامه و عکس‌ها رو بهش نشون بده.

331
00:25:49,440 --> 00:25:51,280
‫ولی خطاب به ما نوشته شده.

332
00:25:51,360 --> 00:25:54,361
‫خب، عملاً، اونم اینجا زندگی می‌کنه.

333
00:25:56,561 --> 00:25:59,522
‫- بیا.
‫- امروز صبح جلوی در پیداش کردیم.

334
00:26:02,963 --> 00:26:05,723
‫چه لطف بزرگی کردید که کل مهدکودک رو تعطیل کردید.

335
00:26:05,803 --> 00:26:09,844
‫تا آخر هفته وقت دارید که مهمونتون رو بکشید.

336
00:26:19,487 --> 00:26:21,607
‫من توی اون خونه‌بازی کوفتی بودم؟

337
00:26:24,208 --> 00:26:27,889
‫فکر کردم بیشتر نگران قسمت بریدن سرت باشی.

338
00:26:30,889 --> 00:26:34,290
‫شما دوتا هیچی رو نمی‌بُرین. جربزه‌ش رو ندارین.

339
00:26:34,370 --> 00:26:36,811
‫ترجیح می‌دیم همه‌ی گزینه‌ها رو روی میز نگه داریم.

340
00:26:36,891 --> 00:26:39,691
‫ولی اول، می‌خوام بدونم با کی طرفیم.

341
00:26:39,771 --> 00:26:43,412
‫این شخص ازت متنفره، می‌دونه توی زیرزمینی،

342
00:26:43,492 --> 00:26:48,213
‫می‌تونه بی‌سروصدا وارد مهدکودک بشه
‫و مشخصه که عقل درست و حسابی نداره.

343
00:26:48,293 --> 00:26:49,854
‫خب معلومه شمایین.

344
00:26:50,414 --> 00:26:51,454
‫بوریس.

345
00:26:53,014 --> 00:26:54,455
‫ما ازت متنفر نیستیم.

346
00:26:55,815 --> 00:26:57,896
‫فقط نمی‌دونیم باهات چی‌کار کنیم.

347
00:26:58,416 --> 00:26:59,576
‫آقای وکیل.

348
00:26:59,656 --> 00:27:02,857
‫چرا فکر می‌کنی طرف عقل درست و حسابی نداره؟

349
00:27:03,497 --> 00:27:06,858
‫از نظر من، اینکه بخوای سر یکی رو قطع کنی
‫قویاً نشون می‌ده

350
00:27:06,938 --> 00:27:09,618
‫که یه جای عقلت می‌لنگه.

351
00:27:09,698 --> 00:27:13,979
‫چرا؟ قطع کردن سر یه نفر
‫می‌تونه خیلی حس رهایی‌بخشی بده.

352
00:27:14,579 --> 00:27:15,900
‫کثیف‌کاری داره؟ آره.

353
00:27:15,980 --> 00:27:17,940
‫خیلی هم کثیف‌کاری داره. همه‌جا پر خون می‌شه.

354
00:27:18,020 --> 00:27:19,060
‫ولی...

355
00:27:20,861 --> 00:27:23,021
‫بالأخره یه جایی سرش توی دستته.

356
00:27:24,502 --> 00:27:25,742
‫و این...

357
00:27:27,302 --> 00:27:29,943
‫حس فوق‌العاده‌ای داره، می‌فهمی؟

358
00:27:32,224 --> 00:27:34,624
‫آره، حالا خودتون رو ببینید.

359
00:27:36,224 --> 00:27:39,665
‫اینم نتیجه‌ش. آره، خودت این بلا رو سر خودت آوردی.

360
00:27:40,425 --> 00:27:41,666
‫منم دوستت داشتم.

361
00:27:43,626 --> 00:27:44,466
‫هی!

362
00:27:44,546 --> 00:27:46,147
‫آهنگ رو شناختی؟

363
00:27:46,827 --> 00:27:50,428
‫به نظر من شبیه آهنگ پی‌پی جوراب‌بلند بود.

364
00:27:53,228 --> 00:27:54,949
‫- کمکی بهمون می‌کنه؟
‫- نوچ.

365
00:27:56,349 --> 00:27:59,110
‫تا حالا وقتی اون پایین بودی این رو خوندی؟

366
00:28:01,950 --> 00:28:03,591
‫فقط یه حدس بود.

367
00:28:09,192 --> 00:28:10,993
‫- سلام بیورن!
‫- سلام.

368
00:28:11,593 --> 00:28:12,593
‫سلام.

369
00:28:13,113 --> 00:28:14,353
‫اینجا چی‌کار می‌کنید؟

370
00:28:15,274 --> 00:28:18,994
‫جلسه نماینده‌های والدین قبل از جلسه هیئت‌مدیره؟

371
00:28:20,555 --> 00:28:21,555
‫یادت میاد؟

372
00:28:22,915 --> 00:28:25,596
‫آره، معلومه. داشتم شوخی می‌کردم.

373
00:28:29,117 --> 00:28:30,637
‫خوش بگذره.

374
00:28:30,717 --> 00:28:33,638
‫مطمئن نبودیم امروز هنوز جلسه رو داریم یا نه.

375
00:28:33,718 --> 00:28:35,478
‫آره، حتماً. معلومه. بیاید تو.

376
00:28:35,558 --> 00:28:37,599
‫- بریم بالا اتاق من، باشه؟
‫- عالیه.

377
00:28:38,119 --> 00:28:39,079
‫ممنون.

378
00:28:46,561 --> 00:28:50,882
‫- کلاودیا، یوگای کف لگن چطور پیش می‌ره؟
‫- خوبه، ولی هنوز یه‌کم مشکل دارم.

379
00:28:50,962 --> 00:28:52,162
‫زغال‌اخته رو امتحان کردی...

380
00:28:52,242 --> 00:28:54,203
‫زمان‌بندیش از این بدتر نمی‌شد.

381
00:28:54,283 --> 00:28:57,283
‫ولی به‌عنوان نماینده‌ی تازه‌انتخاب‌شده‌ی
‫والدین برای گروه نمو،

382
00:28:57,363 --> 00:28:58,764
‫نمی‌تونستم از زیرش در برم.

383
00:28:59,444 --> 00:29:01,524
‫به جای اینکه بیفتم دنبال اخاذمون،

384
00:29:01,604 --> 00:29:04,325
‫یهو افتادم وسط یه مشت والدین هلی‌کوپتری،

385
00:29:04,405 --> 00:29:07,126
‫که من ترجیح می‌دادم بهشون بگم والدین نارنجکی.

386
00:29:07,206 --> 00:29:11,007
‫از نظر من، بچه‌ها فقط ضامن این والدین بودن.

387
00:29:11,527 --> 00:29:14,647
‫اشتباه باهاشون تا کنی، منفجر می‌شن.

388
00:29:14,727 --> 00:29:18,328
‫من اون روش آسانسور رو امتحان کردم،
‫ولی واسه درد من جواب نمی‌ده.

389
00:29:18,408 --> 00:29:21,929
‫با اینکه زخمم خودش باز شد و برش نخورد،
‫هنوز باید بهش پماد بزنم.

390
00:29:22,929 --> 00:29:24,730
‫ولی انفجار اون شب

391
00:29:24,810 --> 00:29:28,691
‫از یه سمت دیگه و کاملاً غیرمنتظره اتفاق افتاد.

392
00:29:28,771 --> 00:29:30,331
‫نوشیدنی می‌خوری؟

393
00:29:30,411 --> 00:29:33,532
‫بهتر از داستان دردهای کلاودیاست.

394
00:29:35,252 --> 00:29:38,373
‫آره، یه لیوان می‌خورم. نوشیدنی موردعلاقه‌مه.

395
00:29:38,453 --> 00:29:41,454
‫واقعاً؟ چه تصادف جالبی.

396
00:29:41,534 --> 00:29:44,454
‫- نه، برای همین آوردمش.
‫- اوه. ببخشید.

397
00:29:44,534 --> 00:29:48,775
‫پس خیلی خوشحالم که این نوشیدنی با پای خودش نیومده.

398
00:29:51,936 --> 00:29:53,936
‫- لیوان‌ها؟
‫- آره، اون بالان.

399
00:30:07,460 --> 00:30:08,460
‫ممنون.

400
00:30:09,060 --> 00:30:11,981
‫خب، بیاید شروع کنیم بچه‌ها.

401
00:30:12,061 --> 00:30:14,501
‫بیورن! لاورا!

402
00:30:14,581 --> 00:30:16,502
‫بله! الان میایم.

403
00:30:20,303 --> 00:30:21,703
‫می‌تونیم بعداً به گپ زدنمون ادامه بدیم.

404
00:30:21,783 --> 00:30:26,824
‫من هنوز یه سؤال در مورد
‫اون هیولای لبی توی زیرزمینت دارم.

405
00:30:29,145 --> 00:30:30,465
‫کدوم هیولای لبی؟

406
00:30:31,785 --> 00:30:33,706
‫همونی که لب و لوچه‌ت رو پاره می‌کنه.

407
00:30:33,786 --> 00:30:35,906
‫اگه آهنگ پی‌پی جوراب‌بلند رو سوت بزنی.

408
00:30:38,547 --> 00:30:43,468
‫«ترجمه از رضا فتحی»