1
00:01:01,600 --> 00:01:07,480
‫«ترجمه از رضا فتحی»

2
00:01:07,520 --> 00:01:08,520
‫خب؟

3
00:01:09,400 --> 00:01:13,080
‫خب، گربه که هولگرسون‌ها رو هل نداده جلوی ون.

4
00:01:13,720 --> 00:01:16,080
‫پاتولوژیست تایید کرده

5
00:01:16,160 --> 00:01:20,640
‫که گوش یارو بعد از اینکه جفتشون مردن بریده شده.

6
00:01:20,720 --> 00:01:21,920
‫عجب پرونده عجیبیه.

7
00:01:22,000 --> 00:01:25,600
‫و دوست من، بیورن دیمل، درست وسط این ماجراست.

8
00:01:25,680 --> 00:01:29,280
‫بیورن هفته‌هاست که با این دو تا هولگرسون مشکل داره.

9
00:01:29,800 --> 00:01:32,000
‫و حالا یکیشون یه گوش نداره،

10
00:01:32,080 --> 00:01:37,360
‫که اونم توی دهن همون گربه‌ای پیدا می‌شه
‫که ساشا ایوانوف دیروز داشت نازش می‌کرد؟

11
00:01:41,240 --> 00:01:44,440
‫بعدش هم این یارو فریلینگ میاد وسط.
‫با مهدکودک ارتباط داره.

12
00:01:44,520 --> 00:01:48,440
‫و ون اون بوده که از روی این دو نفر رد شده.

13
00:01:49,360 --> 00:01:51,360
‫بعضی وقت‌ها دنیا خیلی کوچیک می‌شه، نه؟

14
00:01:52,560 --> 00:01:54,080
‫نه، اون‌قدرها هم کوچیک نه.

15
00:01:59,480 --> 00:02:02,520
‫باشه، کورت و بوریس می‌خوان همدیگه رو بکشن.

16
00:02:02,600 --> 00:02:04,720
‫این منطقیه، ولی بیورن،

17
00:02:05,240 --> 00:02:07,600
‫واقعاً آتیش‌سوزی لازمه؟

18
00:02:07,680 --> 00:02:08,680
‫آره.

19
00:02:09,400 --> 00:02:12,880
‫ببین، کورت باید اون‌قدر مستأصل بشه
‫که چشم‌بسته بهم اعتماد کنه،

20
00:02:12,960 --> 00:02:16,520
‫وقتی یه چیزی شبیه به راه‌حل می‌ذارم جلوش.

21
00:02:18,720 --> 00:02:21,080
‫ایجاد حریق عمدی برای جلب اعتماد.

22
00:02:21,640 --> 00:02:22,640
‫دقیقاً.

23
00:02:23,320 --> 00:02:27,400
‫بعد چرا راحت نمی‌ره پیش پلیس که باهاشون حرف بزنه؟

24
00:02:27,480 --> 00:02:30,120
‫چون این‌طوری نمی‌تونه از بوریس انتقام بگیره.

25
00:02:30,640 --> 00:02:35,200
‫تازه، احتمالاً خیلی زود می‌فهمه
‫که پلیس‌ها به هر حال حرفش رو باور نمی‌کنن.

26
00:02:36,040 --> 00:02:39,280
‫لاورا بهم گفت که وضع شرکتش خیلی خرابه.

27
00:02:39,360 --> 00:02:42,640
‫کورت هم داشت پز می‌داد که چقدر بیمه‌ش خوبه.

28
00:02:42,720 --> 00:02:46,000
‫پس منطقیه فرض کنیم که خودش پشت این آتیش‌سوزیه.

29
00:02:46,080 --> 00:02:47,080
‫خب...

30
00:02:47,640 --> 00:02:50,400
‫حالا که حرفش شد، یه سؤال فنی دارم.

31
00:02:50,920 --> 00:02:54,640
‫می‌شه با یه لیوان شیشه‌ای چندبارمصرف
‫کوکتل مولوتف درست کرد؟

32
00:02:56,280 --> 00:02:58,080
‫آره، فکر کنم بشه.

33
00:02:58,600 --> 00:02:59,720
‫چطور؟

34
00:03:00,240 --> 00:03:03,400
‫چون اثر انگشتش روی منبع احتراق می‌مونه.

35
00:03:06,680 --> 00:03:07,720
‫باشه.

36
00:03:08,680 --> 00:03:10,720
‫و وقتی که من دارم انبار رو آتیش می‌زنم

37
00:03:10,800 --> 00:03:12,720
‫کورت کجا قراره باشه؟

38
00:03:13,480 --> 00:03:15,040
‫پیش خواهرزاده‌اش.

39
00:03:16,360 --> 00:03:18,600
‫چون خواهرش قراره پیش من باشه.

40
00:03:23,600 --> 00:03:26,000
‫راستش فکر می‌کردم نقشه‌ام خیلی حساب‌شده‌ست.

41
00:03:26,080 --> 00:03:27,360
‫می‌خواستم مطمئن بشم

42
00:03:27,440 --> 00:03:30,920
‫کورت یه وقت تصادفاً با انبارش خاکستر نشه.

43
00:03:31,000 --> 00:03:35,280
‫البته، این واقعیت هم هست که برای این کار
‫باید پیش یک مامان خیلی جذاب مهدکودکی می‌بودم،

44
00:03:35,360 --> 00:03:37,720
‫که قطعاً به مذاق زنم خوش نمی‌اومد.

45
00:03:37,800 --> 00:03:40,520
‫ولی خب قصد نداشتم بهش بگم.

46
00:03:40,600 --> 00:03:45,800
‫در عوض، می‌خواستم یه راهی پیدا کنم
‫که بتونیم به عنوان پدر و مادر با هم کنار بیایم.

47
00:03:45,880 --> 00:03:47,440
‫مخصوصاً به خاطر امیلی.

48
00:03:47,960 --> 00:03:49,920
‫وضعیت احساسی کودک درون شما...

49
00:03:50,000 --> 00:03:52,720
‫دلیل مشکلات شما در بزرگسالیه.

50
00:03:53,360 --> 00:03:58,440
‫تأثیر پدر و مادرتون هم دلیل همون وضعیت احساسی
‫کودک درون شماست.

51
00:03:58,520 --> 00:04:01,360
‫ولی چطوری با این کینه‌ای
‫که از پدر و مادرم دارم کنار بیام؟

52
00:04:01,880 --> 00:04:02,880
‫با بخشش.

53
00:04:05,320 --> 00:04:09,240
‫پدر و مادر من توی بچگیم
‫تقریباً هرکاری رو اشتباه انجام دادن.

54
00:04:09,320 --> 00:04:10,560
‫اونوقت باید ببخشمشون؟

55
00:04:12,160 --> 00:04:16,080
‫تصور کنین یه فراری صفر کیلومتر بهتون می‌دادم

56
00:04:16,160 --> 00:04:19,760
‫و بعد با یه کلید، کنارش رو یه خط حسابی می‌انداختم.

57
00:04:20,360 --> 00:04:22,000
‫از دستم عصبانی می‌شدین؟

58
00:04:22,720 --> 00:04:24,680
‫این چه ربطی به پدر و مادر من داره؟

59
00:04:26,040 --> 00:04:28,680
‫پدر و مادرتون بهتون زندگی دادن.

60
00:04:29,200 --> 00:04:32,880
‫و توی بزرگ کردنتون، چند تا خط و خش هم
‫روی روحتون انداختن.

61
00:04:32,960 --> 00:04:34,640
‫و ما اینجاییم تا درستشون کنیم.

62
00:04:35,200 --> 00:04:39,600
‫این جلسات مشاوره در واقع
‫معادل همون صافکاری ماشین فراریه.

63
00:04:40,320 --> 00:04:45,120
‫و وقتی کارمون تموم بشه،
‫فراریتون، یعنی همون زندگیتون رو پس می‌گیرین.

64
00:04:45,200 --> 00:04:47,440
‫برای اولین بار، بدون هیچ خط و خشی.

65
00:04:51,560 --> 00:04:55,320
‫هنوز برام سؤاله که چرا پدر و مادرم
‫از همون اول گذاشتن اون خط و خش‌ها بیفته.

66
00:04:55,400 --> 00:04:58,880
‫دختر شما هم حدود ۳۰ سال دیگه
‫همین سؤال رو ازتون می‌پرسه.

67
00:04:59,560 --> 00:05:01,800
‫و جواب جفت این سؤال‌ها چیه؟

68
00:05:03,200 --> 00:05:05,000
‫زندگی همیشه رد پاش رو می‌ذاره.

69
00:05:05,600 --> 00:05:07,960
‫فقط کسایی اشتباه نمی‌کنن که اصلاً زندگی نمی‌کنن.

70
00:05:08,520 --> 00:05:12,040
‫چیزی که احمقانه‌ست اینه که
‫شما هم همون اشتباهات پدر و مادرتون رو تکرار کنین.

71
00:05:12,120 --> 00:05:16,080
‫قدردان اشتباهاتی باشین
‫که پدر و مادرتون در قبال شما مرتکب شدن.

72
00:05:16,160 --> 00:05:19,880
‫چون اینا دقیقاً همون اشتباهاتی هستن
‫که شما با دخترتون تکرار نمی‌کنین.

73
00:05:22,360 --> 00:05:26,040
‫حس می‌کنم همین دوری و جدایی فیزیکی
‫به اندازه کافی برای امیلی سخت هست.

74
00:05:26,920 --> 00:05:30,480
‫شاید این یکی از همون کارهایی باشه
‫که همین الان دارین بهتر از پدر و مادرتون انجام می‌دین.

75
00:05:33,240 --> 00:05:35,600
‫منظورتون اینه که باید برای همیشه از هم جدا بشیم؟

76
00:05:35,680 --> 00:05:36,920
‫این رو دیگه من نمی‌تونم بهتون بگم.

77
00:05:37,760 --> 00:05:42,040
‫ولی اگه پدر و مادر با عشق از هم جدا بشن،
‫می‌تونه برای بچه بهتر از این باشه

78
00:05:42,120 --> 00:05:44,480
‫که با هم بمونن و از هم متنفر باشن.

79
00:05:48,960 --> 00:05:52,080
‫همیشه فکر می‌کردم پدر و مادرم می‌تونستن بهتر عمل کنن.

80
00:05:52,160 --> 00:05:55,120
‫ولی شاید اونا بهترین کاری
‫که از دستشون برمی‌اومد رو انجام دادن.

81
00:05:56,640 --> 00:05:59,840
‫درست مثل من و کاتارینا که توی تمام این سال‌ها
‫سعی کردیم همین کار رو بکنیم.

82
00:06:07,320 --> 00:06:09,160
‫راستش، خیلی وقت بود که حس کرده بودم

83
00:06:09,240 --> 00:06:13,360
‫ازدواج ما بالاخره سر چیزهای مسخره
‫و پیش‌پاافتاده از هم می‌پاشه.

84
00:06:13,440 --> 00:06:15,160
‫اصول و قوانین غیرمنطقی،

85
00:06:16,520 --> 00:06:20,080
‫بحث‌های بی‌پایان سر ارزش‌ها و اتهام زدن‌های مداوم.

86
00:06:20,680 --> 00:06:23,080
‫[در حال تماس با بیورن]

87
00:06:23,880 --> 00:06:27,120
‫ولی شاید هم همه‌ش
‫فقط یه زنجیره‌ از سوءتفاهم‌های بی‌شمار بود.

88
00:06:27,200 --> 00:06:31,680
‫و هیچ‌کدوممون دیگه انرژی این رو نداشتیم که بپرسیم
‫منظور طرف مقابل واقعاً چی بود.

89
00:06:32,920 --> 00:06:34,640
‫بیورن، خونه‌ای؟

90
00:06:36,040 --> 00:06:37,120
‫کاتارینا؟

91
00:06:38,040 --> 00:06:40,120
‫- کجایی؟
‫- توی حمامم.

92
00:06:40,200 --> 00:06:41,840
‫ما وقت مشاوره داریم!

93
00:06:42,440 --> 00:06:43,480
‫آره، ساعت ۴.

94
00:06:43,560 --> 00:06:45,080
‫نه، ۳ و نیم.

95
00:06:47,640 --> 00:06:48,480
‫نه، ۴.

96
00:06:48,560 --> 00:06:49,560
‫سه و نیم.

97
00:06:51,200 --> 00:06:52,200
‫لعنتی.

98
00:06:53,000 --> 00:06:56,840
‫ببخشید. برو توی پذیرایی بشین.
‫الان میام پیشت، باشه؟

99
00:07:22,800 --> 00:07:23,880
‫«واقعاً متأسفم.»

100
00:07:24,840 --> 00:07:27,120
‫«خیلی وقته که نادیده‌ت گرفتم و اصلاً نمی‌دونستم

101
00:07:27,200 --> 00:07:29,520
‫توی تمام این سال‌ها دارم زندگیم رو با کی شریک می‌شم.»

102
00:07:30,120 --> 00:07:34,240
‫«تازه الان فهمیدم که چقدر
‫زندگی رو برای همدیگه سخت کرده بودیم.»

103
00:07:35,280 --> 00:07:36,760
‫«می‌خوام آزادت کنم.»

104
00:07:37,440 --> 00:07:39,800
‫«خیلی وقته که بی‌خودی داریم دست و پا می‌زنیم.»

105
00:07:39,880 --> 00:07:43,560
‫«امیدوارم توی این آزادی جدید، خوشبختی رو پیدا کنی.»

106
00:07:43,640 --> 00:07:48,480
‫«شاید بار و سنگینی گذشته،
‫بتونه پایه و اساس یه زندگی جدید و آزاد بشه.»

107
00:07:55,120 --> 00:07:56,120
‫سلام.

108
00:07:56,200 --> 00:07:57,120
‫سلام.

109
00:07:58,880 --> 00:08:02,280
‫با کلید خودم اومدم تو.
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشه؟

110
00:08:02,360 --> 00:08:04,360
‫نه، اصلاً. کلید واسه همین کارهاست دیگه.

111
00:08:05,880 --> 00:08:07,000
‫همه‌چی مرتبه؟

112
00:08:07,080 --> 00:08:08,040
‫آره.

113
00:08:09,280 --> 00:08:10,240
‫آره.

114
00:08:12,200 --> 00:08:16,120
‫این محبت‌آمیزترین چیزی بود که تاحالا برام نوشته بودی.

115
00:08:22,080 --> 00:08:25,400
‫نامه‌ات دقیقاً همون چیزی رو می‌گه که منم حس می‌کنم.

116
00:08:27,360 --> 00:08:28,440
‫کلمه به کلمه.

117
00:08:30,360 --> 00:08:31,560
‫این...

118
00:08:31,640 --> 00:08:32,880
‫این...

119
00:08:33,800 --> 00:08:34,800
‫خوشحالم می‌کنه.

120
00:08:35,920 --> 00:08:38,760
‫من حق ندارم به خاطر وفادار نبودنت
‫از دستت عصبانی باشم.

121
00:08:38,840 --> 00:08:40,360
‫خب، من که بهت وفادارم.

122
00:08:43,400 --> 00:08:44,640
‫منم یکی دیگه رو دوست دارم.

123
00:08:45,800 --> 00:08:47,120
‫الان سه ماهه.

124
00:08:47,200 --> 00:08:49,840
‫توی اون لحظه، خونم به جوش اومده بود.

125
00:08:50,360 --> 00:08:54,480
‫ولی عصبانیتم مثل یه جرقه بود. سریع و تند.

126
00:08:55,000 --> 00:08:56,880
‫و بعد شنیدم که دارم می‌گم...

127
00:08:57,400 --> 00:08:58,560
‫اشکالی نداره.

128
00:08:59,680 --> 00:09:00,640
‫چی؟

129
00:09:00,720 --> 00:09:02,400
‫اشکالی نداره. بیا اینجا.

130
00:09:04,400 --> 00:09:07,320
‫یهو فهمیدم که دیگه دوستش ندارم.

131
00:09:07,400 --> 00:09:09,640
‫و حتی نیازی نبود ببخشمش.

132
00:09:09,720 --> 00:09:12,760
‫چون با اون نامه‌ای که اشتباه برداشت شده بود،
‫این کار رو کرده بودم.

133
00:09:13,840 --> 00:09:14,880
‫ممنونم.

134
00:09:16,080 --> 00:09:17,520
‫وای خدای من، مرسی.

135
00:09:24,880 --> 00:09:26,480
‫نمی‌خوای بدونی کیه؟

136
00:09:27,120 --> 00:09:28,320
‫نه.

137
00:09:28,400 --> 00:09:29,840
‫اهمیتی نداره.

138
00:09:30,400 --> 00:09:33,120
‫تو هیچ توضیحی به من بدهکار نیستی. تو آزادی.

139
00:09:35,160 --> 00:09:37,840
‫ولی اگه دوست داری به عنوان یه دوست
‫در موردش باهام حرف بزنی،

140
00:09:37,920 --> 00:09:39,840
‫البته که می‌تونی.

141
00:09:47,880 --> 00:09:49,040
‫بهم بگو.

142
00:09:50,480 --> 00:09:51,560
‫اولیوره.

143
00:09:52,960 --> 00:09:54,680
‫همکارم توی شرکت بیمه.

144
00:09:55,360 --> 00:09:57,680
‫همون پسری که چند روز پیش باهاش رفتم بیرون.

145
00:09:58,280 --> 00:10:01,280
‫یه حس خیلی خاصی بین ماست.

146
00:10:01,360 --> 00:10:02,200
‫پس که این‌طور...

147
00:10:02,280 --> 00:10:05,200
‫کاتارینا سفره‌ی دلش رو درباره‌ی علاقه‌ش باز کرد.

148
00:10:05,280 --> 00:10:07,360
‫و من واقعاً برام مهم نبود.

149
00:10:13,280 --> 00:10:18,480
‫ولی هیچ‌کس دلسوزتر و با درک‌تر از کسی به نظر نمیاد
‫که اصلاً براش مهم نیست.

150
00:10:19,840 --> 00:10:22,240
‫- پس، کدورتی بینمون نیست؟
‫- نه.

151
00:10:22,320 --> 00:10:23,840
‫هیچ کدورتی نیست.

152
00:10:25,000 --> 00:10:30,520
‫بیا همین چیزی که هستیم بمونیم. یه پدر و مادر خوب.
‫و بشیم همون چیزی که باید باشیم.

153
00:10:31,200 --> 00:10:32,400
‫دو تا دوست خوب.

154
00:10:32,480 --> 00:10:33,800
‫باشه.

155
00:11:03,680 --> 00:11:04,840
‫آقای فریلینگ؟

156
00:11:22,680 --> 00:11:24,040
‫شما کی هستید؟

157
00:11:24,640 --> 00:11:25,760
‫پلیس.

158
00:11:31,400 --> 00:11:33,760
‫خب، خودتون هستین یا نه؟

159
00:11:35,080 --> 00:11:36,360
‫بستگی داره.

160
00:11:36,920 --> 00:11:39,480
‫خبر خوب دارین یا بد؟

161
00:11:44,280 --> 00:11:45,400
‫بریم بالا؟

162
00:11:53,120 --> 00:11:57,520
‫به نظرم از قبل بهتون اطلاع دادن که...

163
00:11:57,600 --> 00:12:01,760
‫یکی از ماشین‌های شما توی یه تصادف مرگبار دخیل بوده.

164
00:12:02,360 --> 00:12:05,400
‫بله، در جریانم.

165
00:12:06,960 --> 00:12:09,280
‫اینا اون دو نفری هستن که فوت شدن.

166
00:12:13,120 --> 00:12:14,840
‫می‌تونم بپرسم که می‌شناسینشون یا نه؟

167
00:12:15,640 --> 00:12:16,600
‫نه.

168
00:12:19,840 --> 00:12:23,080
‫راستش، تاحالا این دو نفر رو ندیدم،

169
00:12:26,280 --> 00:12:28,400
‫ولی خب مسلماً، متأسفم از اینکه می‌شنوم

170
00:12:28,480 --> 00:12:31,960
‫با یکی از کامیون‌های من کشته شدن.

171
00:12:32,040 --> 00:12:33,080
‫کشته نشدن.

172
00:12:33,160 --> 00:12:35,880
‫اونا قبل از اینکه ماشین از روشون رد بشه، مرده بودن.

173
00:12:36,880 --> 00:12:38,560
‫اونا... اونا چی بودن؟

174
00:12:39,160 --> 00:12:41,960
‫اونا از قبل مرده بودن و یکی‌شون یه گوش نداشته.

175
00:12:42,920 --> 00:12:44,080
‫گوش؟

176
00:12:45,560 --> 00:12:47,000
‫ون گوشش رو کنده بود؟

177
00:12:47,920 --> 00:12:49,880
‫نه، این قضیه قبل از تصادف اتفاق افتاده.

178
00:12:49,960 --> 00:12:53,480
‫گوشش نزدیک مهدکودک خواهرزاده‌تون پیدا شده.

179
00:12:56,560 --> 00:12:57,800
‫چطور...

180
00:12:58,320 --> 00:13:00,320
‫شنیدم بعضی وقت‌ها می‌رین دنبالش.

181
00:13:00,880 --> 00:13:03,440
‫اخیراً متوجه چیز عجیبی نشدین؟

182
00:13:05,320 --> 00:13:06,200
‫نه.

183
00:13:07,240 --> 00:13:08,800
‫من خیلی اونورا نمی‌رم.

184
00:13:09,320 --> 00:13:13,400
‫آره، منم تاحالا شما رو اونجا ندیدم.
‫پسر منم می‌ره همون مهدکودک.

185
00:13:25,680 --> 00:13:27,040
‫تموم شد؟

186
00:13:29,040 --> 00:13:31,520
‫یا کمک دیگه‌ای هم از دستم برمیاد؟

187
00:13:33,360 --> 00:13:34,800
‫بیاین برعکسش کنیم.

188
00:13:34,880 --> 00:13:37,160
‫اگه فکر کردید به کمک من نیاز دارین،

189
00:13:37,240 --> 00:13:38,800
‫فقط کافیه بهم زنگ بزنین.

190
00:14:04,380 --> 00:14:14,380
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

191
00:14:39,960 --> 00:14:42,920
‫می‌تونی توضیح بدی چرا یکیشون گوش نداره؟

192
00:14:43,600 --> 00:14:44,960
‫کی گوش نداره؟

193
00:14:45,040 --> 00:14:47,680
‫همون یارویی که افتاد جلوی کامیون من.

194
00:14:47,760 --> 00:14:49,400
‫نظری داری چرا؟

195
00:14:50,040 --> 00:14:51,400
‫اصلاً.

196
00:14:51,480 --> 00:14:52,440
‫طرفدار ون‌گوگ بوده؟

197
00:14:55,800 --> 00:14:57,080
‫می‌خوای بیای تو؟

198
00:14:59,240 --> 00:15:01,000
‫این آخرین اخطارته بیورن.

199
00:15:01,600 --> 00:15:03,680
‫اگه پای زندگی خودم وسط باشه،

200
00:15:04,200 --> 00:15:07,120
‫و اگه مجبور بشم به خاطر این قضیه برم پیش پلیس،

201
00:15:07,200 --> 00:15:09,120
‫حرف‌های زیادی برای گفتن دارم.

202
00:15:09,200 --> 00:15:10,160
‫خیلی زیاد.

203
00:15:10,680 --> 00:15:13,600
‫و مطمئنم که اونا هم به خانواده‌های قربانی‌ها خبر می‌دن.

204
00:15:18,400 --> 00:15:20,000
‫لازم نیست کار به اینجاها بکشه.

205
00:15:21,000 --> 00:15:22,560
‫اون خانواده رو از من دور نگه دار.

206
00:15:24,040 --> 00:15:26,840
‫و بذار یکی دیگه سرش رو به باد بده.

207
00:15:28,880 --> 00:15:31,560
‫اگه نمی‌خوای به خاطر من این کار رو بکنی،
‫به خاطر خواهرم بکن.

208
00:15:32,280 --> 00:15:33,960
‫به نظر میاد ازت خوشش اومده.

209
00:15:35,000 --> 00:15:35,880
‫واقعاً؟

210
00:15:37,480 --> 00:15:40,040
‫کورت، من حلش می‌کنم، باشه؟ تا فردا.

211
00:15:40,560 --> 00:15:41,520
‫قول می‌دم.

212
00:15:42,040 --> 00:15:44,040
‫- فردا.
‫- تا فردا.

213
00:15:44,120 --> 00:15:46,160
‫یه نفس عمیق بکش. باشه؟

214
00:15:46,240 --> 00:15:47,920
‫و... و تو...

215
00:15:48,440 --> 00:15:49,440
‫هم همین‌طور.

216
00:15:53,440 --> 00:15:55,800
‫گندش بزنن. به قضیه‌ی گوش فکر نکرده بودیم.

217
00:15:55,880 --> 00:15:58,840
‫اگه همیشه همه‌چی همون دفعه اول درست پیش می‌رفت
‫که خسته‌کننده می‌شد، نه؟

218
00:15:58,920 --> 00:15:59,840
‫آره.

219
00:16:02,920 --> 00:16:03,920
‫سر جاتون باشید.

220
00:16:04,000 --> 00:16:05,320
‫آماده.

221
00:16:05,840 --> 00:16:06,720
‫حرکت!

222
00:16:07,240 --> 00:16:10,040
‫- من بردم.
‫- شما بهترینین. بیاید دوباره بریم.

223
00:16:10,120 --> 00:16:10,960
‫سلام، نیکول.

224
00:16:11,560 --> 00:16:14,720
‫اگه دنبال بنی می‌گردی، ماهی‌های ‌پیرانا بیرونن.

225
00:16:14,800 --> 00:16:17,880
‫یکم دیگه می‌رم دنبالش.
‫می‌شه یه لحظه با هم حرف بزنیم؟ خصوصی؟

226
00:16:18,520 --> 00:16:19,800
‫- الان؟
‫- آره.

227
00:16:21,520 --> 00:16:23,560
‫باشه. شما بازی کنین.

228
00:16:24,920 --> 00:16:26,320
‫من الان برمی‌گردم.

229
00:16:31,000 --> 00:16:32,200
‫خب...

230
00:16:32,280 --> 00:16:35,480
‫اون گربه‌ای که دیروز بغلت بود.

231
00:16:35,560 --> 00:16:39,560
‫با یه گوش متعلق به یه آدم مرده پیداش کردیم.

232
00:16:39,640 --> 00:16:40,560
‫چی؟

233
00:16:42,680 --> 00:16:44,800
‫- گوش کی؟
‫- تو می‌تونی بهم بگی؟

234
00:16:46,160 --> 00:16:47,560
‫من از کجا باید بدونم؟

235
00:16:48,600 --> 00:16:51,040
‫می‌تونی با من کاملاً صادق باشی.

236
00:16:51,120 --> 00:16:53,640
‫یا می‌تونیم این کار رو توی اداره پلیس انجام بدیم،
‫اگه ترجیح می‌دی.

237
00:16:53,720 --> 00:16:55,920
‫شاید... اون‌طوری برات راحت‌تر باشه؟

238
00:17:01,120 --> 00:17:02,680
‫سلام. چی شده؟

239
00:17:03,200 --> 00:17:06,000
‫شما دوتا چرا با هم پچ‌پچ می‌کنین؟ چیزی شده؟

240
00:17:06,080 --> 00:17:07,200
‫سلام، بیورن.

241
00:17:07,280 --> 00:17:09,840
‫نیکول می‌خواد باهاش برم اداره پلیس.

242
00:17:10,440 --> 00:17:14,440
‫باز چی‌کار کرده؟
‫دوباره توی شیر کاکائوش پودر کاکائو زیاد ریخته؟

243
00:17:17,640 --> 00:17:21,520
‫یه گوش پیش اون گربه‌ای
‫که ساشا دیروز بغل کرده بود پیدا کردن.

244
00:17:21,600 --> 00:17:26,160
‫مال هولگرسون مرحوم بوده. می‌تونه قتل باشه.

245
00:17:28,560 --> 00:17:31,360
‫شاید برای تو نیکول. نه برای ما.

246
00:17:31,440 --> 00:17:33,920
‫موکل من هیچ ارتباطی با این قضیه نداره.

247
00:17:34,000 --> 00:17:39,000
‫اون یه مدیر مهدکودک به شدت محترم
‫و بی‌نهایت صلح‌طلبه.

248
00:17:39,080 --> 00:17:41,920
‫یه حامی واقعی حیوانات.

249
00:17:42,000 --> 00:17:44,720
‫دیروز، وقتی رفت بیرون

250
00:17:44,800 --> 00:17:48,120
‫تا یه هوایی بخوره و برای شغل سختش انرژی بگیره،

251
00:17:48,200 --> 00:17:53,200
‫متوجه شد که حیوون بیچاره مشکل معده داره.

252
00:17:53,720 --> 00:17:56,240
‫پیشی کوچولو داشت با صدای بلند آروغ می‌زد.

253
00:17:56,320 --> 00:18:01,320
‫اونم که عاشق حیووناست، بغلش کرد، براش آواز خوند،

254
00:18:01,400 --> 00:18:06,240
‫و با اون دست‌های بزرگ و گرمش،
‫شکم کوچولوش رو ناز کرد.

255
00:18:06,760 --> 00:18:07,960
‫مگه نه؟

256
00:18:08,520 --> 00:18:12,920
‫نیکول، با این اوصاف، دادستان ترجیح می‌ده
‫خودش رو بازداشت کنه

257
00:18:13,000 --> 00:18:15,680
‫تا اینکه بخواد حکم جلب ایشون رو امضا کنه.

258
00:18:15,760 --> 00:18:16,680
‫مگه نه؟

259
00:18:17,200 --> 00:18:18,600
‫بیورن،

260
00:18:18,680 --> 00:18:23,120
‫اعضای قطع‌شده‌ی بدن مدام دارن اطراف تو پیدا می‌شن.

261
00:18:24,960 --> 00:18:26,640
‫یه انگشت اینجا، یه گوش اونجا...

262
00:18:30,600 --> 00:18:33,080
‫هیچ حرفی در این مورد نداری بزنی؟

263
00:18:34,520 --> 00:18:40,160
‫هر چی باشه، این گوش مال کسیه
‫که به قول خودت، نذاشته بود بخوابی.

264
00:18:40,680 --> 00:18:41,840
‫نه.

265
00:18:41,920 --> 00:18:45,880
‫جز اینکه احتمالاً گربه هم به اندازه ما
‫از این آرامش و سکوت خوشحاله.

266
00:18:46,400 --> 00:18:47,360
‫مامانی؟

267
00:18:48,400 --> 00:18:49,280
‫سلام.

268
00:18:49,360 --> 00:18:50,760
‫وقت رفتنه.

269
00:19:30,800 --> 00:19:32,840
‫به دست‌پخت من اعتمادی نداری؟

270
00:19:32,920 --> 00:19:36,040
‫نه، فقط این تنها چیزی بود
‫که می‌تونستم باهاش کادوت رو بیارم.

271
00:19:36,120 --> 00:19:37,320
‫ممنون.

272
00:19:37,400 --> 00:19:38,400
‫سنگینه.

273
00:19:39,280 --> 00:19:40,400
‫بیا تو.

274
00:19:45,160 --> 00:19:46,960
‫- بازش کنم؟
‫- آره، لطفاً.

275
00:19:52,160 --> 00:19:54,080
‫فکر کردم به دردت بخوره.

276
00:19:54,160 --> 00:19:56,000
‫آره، کاملاً.

277
00:19:56,520 --> 00:19:58,120
‫بازم ببخشید.

278
00:19:58,200 --> 00:20:00,400
‫نه، مشکلی نیست. واقعاً.

279
00:20:00,480 --> 00:20:02,040
‫همه‌چیز رو حل و فصل کردم.

280
00:20:02,880 --> 00:20:03,800
‫باشه.

281
00:20:08,160 --> 00:20:09,120
‫عالیه.

282
00:20:21,800 --> 00:20:24,320
‫خب. حالا یه ذره کنجد.

283
00:20:25,720 --> 00:20:27,520
‫اون یکی هم همین‌طور.

284
00:20:31,040 --> 00:20:32,400
‫بعدش هم نودل‌ها.

285
00:20:35,880 --> 00:20:37,600
‫- وسطش هم بریز.
‫- باشه.

286
00:20:38,200 --> 00:20:39,200
‫هویج.

287
00:20:43,240 --> 00:20:44,160
‫خیار.

288
00:20:44,720 --> 00:20:45,880
‫بعد...

289
00:20:45,960 --> 00:20:46,800
‫نوشیدنی.

290
00:20:52,800 --> 00:20:54,200
‫تنها چیزی که مونده اینه که...

291
00:20:54,280 --> 00:20:55,320
‫بگم دوستت دارم.

292
00:21:30,880 --> 00:21:33,000
‫هیچ‌وقت آدم قابل اعتمادی نبوده.

293
00:21:33,080 --> 00:21:36,760
‫با اون، حتی نمی‌تونی برای یه شب شام خوردن...

294
00:21:36,840 --> 00:21:39,560
‫با یکی دیگه از اولیای مهدکودک برنامه‌ریزی کنی.

295
00:21:39,640 --> 00:21:43,280
‫فکر کنم آتیش گرفتن محل کارش
‫بهانه‌ی نسبتاً قابل‌قبولی باشه، نه؟

296
00:21:43,360 --> 00:21:45,080
‫هر فاجعه‌ای می‌تونه باشه.

297
00:21:45,160 --> 00:21:47,720
‫ولی وقتی مثل کورت پشت سر هم اتفاق می‌افتن،

298
00:21:47,800 --> 00:21:49,880
‫آدم به شک می‌افته.

299
00:21:49,960 --> 00:21:52,760
‫کل زندگی کاریش یه شکست بزرگ بوده.

300
00:21:52,840 --> 00:21:55,800
‫اواسط ۲۰ سالگیش، ۵۰ هزار یورو از پدر و مادرمون قرض گرفت

301
00:21:55,880 --> 00:21:58,440
‫برای یه ایده‌ی کاری که به قول خودش مو لای درزش نمی‌رفت.

302
00:21:58,520 --> 00:22:01,680
‫و بعدش همه‌ی پول رو به باد داد.

303
00:22:01,760 --> 00:22:03,360
‫هنوزم نمی‌دونیم چطوری.

304
00:22:04,200 --> 00:22:06,680
‫راستش، می‌دونیم. پای ثابت عشق‌وحال بوده.

305
00:22:06,760 --> 00:22:10,640
‫و از اون موقع به بعد، فقط ایده‌های کاری شکست‌خورده رو
‫پشت سر هم ردیف کرده.

306
00:22:10,720 --> 00:22:12,920
‫خودش بهش می‌گه «یه میان‌بر هوشمندانه.»

307
00:22:13,440 --> 00:22:16,520
‫همیشه یه میان‌بر بیشتر از بقیه می‌ره.

308
00:22:16,600 --> 00:22:20,440
‫دیگه چه ایده‌های کاری‌ای داشته؟

309
00:22:20,520 --> 00:22:21,800
‫دمپایی برای سگ‌ها.

310
00:22:22,320 --> 00:22:23,200
‫واسه چی؟

311
00:22:23,720 --> 00:22:25,960
‫برای اینکه کثیفی رو با خودشون نیارن توی آپارتمان.

312
00:22:26,040 --> 00:22:28,320
‫سرویس کرایه‌ی ویپ.

313
00:22:29,560 --> 00:22:33,240
‫یه اپلیکیشن همسریابی
‫برای طرفدارهای قهوه. به اسم «برومنس».

314
00:22:34,640 --> 00:22:36,640
‫همه‌شون چرت‌وپرت بودن.

315
00:22:37,160 --> 00:22:40,000
‫می‌دونی چرا یه سرویس اجاره‌ی اسکوتر برقی داره؟

316
00:22:40,080 --> 00:22:41,280
‫نه، بگو.

317
00:22:41,360 --> 00:22:45,000
‫خیلی اتفاقی به یه ملک فوق‌العاده برخورد کرد

318
00:22:45,080 --> 00:22:48,280
‫و هیچ استفاده‌ی دیگه‌ای به ذهنش نرسید.

319
00:22:49,000 --> 00:22:52,120
‫پس جای تعجب نداره که شرکتش این‌قدر زیر بار قرضه.

320
00:22:55,560 --> 00:22:57,600
‫باشه، کم‌کم وایسا.

321
00:22:57,680 --> 00:22:58,680
‫آره.

322
00:23:02,880 --> 00:23:05,720
‫بیا این شب قشنگ رو
‫با حرف زدن درباره‌ی برادرم تموم نکنیم.

323
00:23:26,600 --> 00:23:27,840
‫من راضی بودم.

324
00:23:28,360 --> 00:23:30,760
‫نه فقط به خاطر اینکه بالاخره با یکی شام خوردم،

325
00:23:30,840 --> 00:23:35,640
‫بلکه به خاطر اینکه امروز بهم نشون داده بود
‫که برنامه‌هایی که با کودک درونم ریخته بودم

326
00:23:35,720 --> 00:23:36,920
‫واقعاً می‌تونستن جواب بدن.

327
00:23:37,480 --> 00:23:39,440
‫و فردا قرار بود نشون بده

328
00:23:39,520 --> 00:23:42,440
‫که راه‌حلمون برای بوریس و کورت...

329
00:23:42,520 --> 00:23:44,440
‫می‌تونه عملی بشه یا نه.

330
00:23:44,600 --> 00:23:49,920
‫[ساشا]

331
00:23:51,440 --> 00:23:53,360
‫خب؟ شب خوبی داشتی؟

332
00:23:54,000 --> 00:23:56,000
‫آره، واقعاً. واسه تو چطور بود؟

333
00:23:56,080 --> 00:23:59,400
‫انفجاری. خب الان باید چه‌کار کنیم؟

334
00:23:59,480 --> 00:24:02,200
‫حالا صبر می‌کنیم تا کورت هم منفجر بشه.

335
00:24:03,240 --> 00:24:05,160
‫متأسفانه، تازه بعدش فهمیدم

336
00:24:05,240 --> 00:24:09,600
‫که انبار منفجرشده‌ی کورت،
‫قراره آتیشی به پا کنه که دامن خودمم بگیره.

337
00:24:51,920 --> 00:24:54,880
‫- این سومیشه توی این هفته، نه؟
‫- کافیه دیگه.

338
00:24:54,960 --> 00:24:57,280
‫[شماره‌ی ناشناس]

339
00:24:58,360 --> 00:24:59,360
‫بله.

340
00:25:00,000 --> 00:25:00,960
‫بله.

341
00:25:07,520 --> 00:25:08,800
‫در نهایت می‌شه چهارتا.

342
00:25:08,840 --> 00:25:13,880
‫«ترجمه از رضا فتحی»