1
00:00:55,416 --> 00:01:00,416
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

2
00:01:01,416 --> 00:01:11,416
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:14,416 --> 00:01:15,958
‫در آن دمِ شگفت‌انگیز،

4
00:01:17,416 --> 00:01:21,916
‫کلیدهای رمز ملکیادس
‫بر آئورلیانو بابیلونیا آشکار شد،

5
00:01:22,500 --> 00:01:25,666
‫و اون نوشته‌های روی طومارها رو دید که
‫به زیبایی و دقت

6
00:01:25,750 --> 00:01:28,208
‫در زمان و مکان آدمیان
‫جا افتاده بود.

7
00:01:28,875 --> 00:01:31,625
‫نخستین فرد از این دودمان به درختی بسته شده،

8
00:01:32,416 --> 00:01:36,500
‫و آخرین فرد رو مورچه‌ها می‌خورند.

9
00:01:38,125 --> 00:01:41,958
‫«صد سال تنهایی»

10
00:02:04,875 --> 00:02:08,916
‫در مرکز دایره‌ گچی که فقط خود اون
‫می‌تونست واردش بشه،

11
00:02:09,000 --> 00:02:14,000
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫با دستورهایی کوتاه و قاطع،

12
00:02:14,083 --> 00:02:15,291
‫سرنوشت جهان رو رقم می‌زد.

13
00:02:16,666 --> 00:02:17,583
‫- جناب سرهنگ.
‫- هوم؟

14
00:02:18,583 --> 00:02:20,875
‫یه تعداد زن اومدن باهاتون صحبت کنن.

15
00:02:20,958 --> 00:02:22,083
‫بذار منتظر بمونن.

16
00:02:25,416 --> 00:02:27,166
‫- آئورلیانو خوزه.
‫- قربان.

17
00:02:27,666 --> 00:02:28,916
‫موچین رو بده.

18
00:02:29,875 --> 00:02:33,166
‫مونکادا رو آزاد کنین!

19
00:02:33,250 --> 00:02:36,750
‫مونکادا رو آزاد کنین!

20
00:02:36,875 --> 00:02:40,166
‫مونکادا رو آزاد کنین!

21
00:02:40,250 --> 00:02:41,916
‫مونکادا رو آزاد کنین!

22
00:02:43,791 --> 00:02:45,625
‫مونکادا رو آزاد کنین!

23
00:02:45,750 --> 00:02:47,375
‫مونکادا رو آزاد کنین!

24
00:02:47,500 --> 00:02:49,250
‫مونکادا رو آزاد کنین!

25
00:02:49,291 --> 00:02:51,125
‫مونکادا رو آزاد کنین!

26
00:02:51,166 --> 00:02:52,916
‫مونکادا رو آزاد کنین!

27
00:02:53,000 --> 00:02:54,791
‫مونکادا رو آزاد کنین!

28
00:02:56,666 --> 00:02:58,791
‫مونکادا بیگناهه.
‫آزادش کنین!

29
00:02:58,875 --> 00:03:00,500
‫آزادش کنین!

30
00:03:00,583 --> 00:03:01,791
‫خانم‌ها،

31
00:03:02,875 --> 00:03:05,041
‫دارین منع رفت‌وآمد رو زیر پا می‌ذارین.

32
00:03:05,666 --> 00:03:07,333
‫برین خونه.

33
00:03:07,416 --> 00:03:09,916
‫تو که دیگه شهر رو پس گرفتی آئورلیانو.

34
00:03:10,833 --> 00:03:12,541
‫همین کافی نیست؟

35
00:03:14,333 --> 00:03:16,958
‫اگه حرف دیگه‌ای دارین، خانم‌ها

36
00:03:17,625 --> 00:03:20,583
‫یه دادخواست رسمی به دادگاه نظامی ارائه بدین.

37
00:03:21,083 --> 00:03:22,250
‫عصرتون بخیر.

38
00:03:22,833 --> 00:03:24,833
‫می‌تونی هرچی که بخوای بگی.

39
00:03:26,375 --> 00:03:28,333
‫ولی یادت نره، آئورلیانو...

40
00:03:29,916 --> 00:03:33,125
‫که تا وقتی که خداوند بهم عمر بده،
‫من هنوزم مادرتم.

41
00:03:33,208 --> 00:03:35,541
‫و هرچقدر هم که انقلابی باشی،

42
00:03:35,625 --> 00:03:39,666
‫اگه لازم باشه می‌تونم تو رو تنبیه بدنی کنم.

43
00:03:41,375 --> 00:03:42,791
‫مونکادا رو آزاد کنین!

44
00:03:42,875 --> 00:03:45,366
‫مونکادا رو آزاد کنین!

45
00:03:45,416 --> 00:03:47,908
‫مونکادا رو آزاد کنین!

46
00:03:47,958 --> 00:03:49,741
‫مونکادا رو آزاد کنین!

47
00:03:49,791 --> 00:03:50,791
‫مونکادا رو آزاد کنین!

48
00:03:50,958 --> 00:03:52,958
‫مونکادا رو آزاد کنین!

49
00:04:00,791 --> 00:04:04,791
‫اینقدر از مرگ می‌ترسی که نمی‌تونی
‫با کسی که محکوم به اعدامه حرف بزنی؟

50
00:04:15,916 --> 00:04:16,833
‫خودشه.

51
00:04:18,875 --> 00:04:21,458
‫قبل از اینکه اعدامم کنی
‫به چشم‌هام نگاه کن.

52
00:04:21,541 --> 00:04:23,666
‫بذار حرفم رو واضح بزنم، خوزه راکل.

53
00:04:24,416 --> 00:04:25,833
‫من اعدامت نمی‌کنم.

54
00:04:27,000 --> 00:04:28,875
‫انقلاب داره اعدامت می‌کنه.

55
00:04:29,750 --> 00:04:31,625
‫برو به جهنم، آئورلیانو.

56
00:04:32,500 --> 00:04:36,458
‫خودت خوب می‌دونی که همه دادگاه‌های نظامی
‫نمایشی هستن.

57
00:04:39,250 --> 00:04:40,708
‫یه چیزی رو بهم بگو.

58
00:04:43,291 --> 00:04:45,791
‫اگه تو جای من بودی
‫همین کارو نمی‌‌کردی؟

59
00:04:47,000 --> 00:04:48,208
‫معلومه.

60
00:04:48,875 --> 00:04:49,708
‫آره،

61
00:04:50,458 --> 00:04:52,625
‫ولی اعدام شدن منو نگران نمی‌کنه.

62
00:04:53,208 --> 00:04:54,875
‫چیزی که نگرانم می‌کنه

63
00:04:55,500 --> 00:04:58,125
‫اینه که از بس از نظامی‌ها متنفر بودی

64
00:04:59,416 --> 00:05:01,333
‫که در نهایت دقیقا مثل اونا شدی.

65
00:05:20,791 --> 00:05:22,625
‫همگی توجه کنید!

66
00:05:26,458 --> 00:05:29,250
‫در سراسر ماکوندو حکومت‌نظامی برقرار شده.

67
00:05:30,958 --> 00:05:33,250
‫هیچکس اجازه نداره اینجا رو ترک کنه!

68
00:05:34,916 --> 00:05:36,333
‫این موقع شب کجا میری؟

69
00:05:37,791 --> 00:05:39,583
‫تا اعدام رو نگاه کنم.

70
00:05:39,666 --> 00:05:41,166
‫مگه منع رفت‌وآمد نیست؟

71
00:05:42,541 --> 00:05:43,583
‫می‌خوای بیای؟

72
00:05:46,208 --> 00:05:47,625
‫چرا می‌خوای اونو ببینی؟

73
00:05:48,833 --> 00:05:50,666
‫اونا بابای ما رو هم اعدام کردن.

74
00:05:50,750 --> 00:05:54,750
‫خوزه آرکادیو سگاندو و آئورلیانو سگاندو
‫شبیه برادرها نبودن،

75
00:05:54,833 --> 00:05:57,166
‫بلکه انگار باهم یکسان بودن.

76
00:05:57,250 --> 00:05:59,416
‫اونقدر شبیه بودن

77
00:05:59,500 --> 00:06:01,958
‫که حتی سانتا سوفیا د لا پیداد،

78
00:06:02,041 --> 00:06:04,250
‫مادرشون هم نمی‌تونست از همدیگه تشخیص‌شون بده.

79
00:06:09,208 --> 00:06:10,500
‫سربازها!

80
00:06:17,333 --> 00:06:18,541
‫آماده!

81
00:06:21,791 --> 00:06:24,333
‫...که در آسمانی،

82
00:06:25,500 --> 00:06:27,458
‫نام تو مقدس باد،

83
00:06:28,583 --> 00:06:30,375
‫ملکوت تو بیاید...

84
00:06:30,458 --> 00:06:31,291
‫نشانه‌گیری کنید!

85
00:06:39,708 --> 00:06:40,791
‫آتش!

86
00:06:55,666 --> 00:06:59,208
‫...بلکه از شریر رهایی ده.
‫آمین.

87
00:07:02,583 --> 00:07:03,666
‫اون زنده‌ست!

88
00:07:03,750 --> 00:07:06,375
‫- بگیرینش!
‫- اون زنده‌ست!

89
00:07:06,458 --> 00:07:07,458
‫اون زنده‌ست!

90
00:07:07,541 --> 00:07:09,500
‫اون برادرزاده‌ی سرهنگه.

91
00:07:09,583 --> 00:07:10,750
‫اون زنده‌ست!

92
00:07:11,375 --> 00:07:13,416
‫- ببرش!
‫- اینطوری زنده زنده دفنش می‌کنین!

93
00:07:13,500 --> 00:07:14,583
‫- بیا.
‫- قاتل‌ها!

94
00:07:14,666 --> 00:07:17,000
‫- بگیرینش دیگه، لعنت.
‫- برو بیرون.

95
00:07:17,083 --> 00:07:18,625
‫- از اینجا ببرینش.
‫- اون زنده‌ست!

96
00:07:18,708 --> 00:07:20,083
‫راه بیفت.

97
00:07:22,000 --> 00:07:23,500
‫قاتل‌ها!

98
00:07:23,583 --> 00:07:25,375
‫اینطوری زنده زنده دفنش می‌کنین!

99
00:07:30,583 --> 00:07:31,916
‫قاتل‌ها!

100
00:07:42,375 --> 00:07:46,708
‫اونقدر مرگ ژنرال مونکادا
‫روی خوزه آرکادیو سگاندو تاثیر گذاشت

101
00:07:47,833 --> 00:07:49,916
‫که از اون موقع به بعد
‫دیگه از جنگ متنفر شد

102
00:07:50,708 --> 00:07:53,333
‫و تصمیم گرفت در کلیسای روستا
‫پناه بگیره.

103
00:07:55,666 --> 00:08:00,125
‫ما اینجا جمع شدیم
‫تا به مرد بزرگی ادای احترام کنیم،

104
00:08:00,916 --> 00:08:04,958
‫کسی که خداوند بامداد امروز
‫اون رو به ملکوت خویش فراخواند.

105
00:08:05,500 --> 00:08:08,666
‫ژنرال خوزه راکل مونکادا.

106
00:08:09,416 --> 00:08:11,041
‫خداوند اونو فرانخوند، پدر روحانی!

107
00:08:11,583 --> 00:08:13,583
‫اون آشغال‌های لیبرال کشتنش.

108
00:08:13,666 --> 00:08:15,541
‫- آره!
‫- سرهنگ کشتش.

109
00:08:15,625 --> 00:08:17,833
‫- سرهنگ قاتل!
‫- بله، کار سرهنگ بود.

110
00:08:17,916 --> 00:08:19,125
‫سرهنگ عوضی!

111
00:08:19,208 --> 00:08:21,083
‫ساکت باشین، آقایون!

112
00:08:22,375 --> 00:08:24,708
‫ما در منزل خداوند هستیم...

113
00:08:26,458 --> 00:08:28,666
‫نه یه میدان عمومی.

114
00:08:35,208 --> 00:08:36,583
‫در اون بین،

115
00:08:37,250 --> 00:08:39,958
‫وقتی مشغول خوندن کتابی بود
‫که همینطوری پیداش کرده بود،

116
00:08:40,666 --> 00:08:43,916
‫آئورلیانو سگاندو فورا ملکیادس رو به جا آورد.

117
00:08:46,541 --> 00:08:48,000
‫درود، مرد جوان.

118
00:08:48,083 --> 00:08:52,416
‫اون حافظه‌ی ارثی نسل ‌به ‌نسل منتقل شده بود.

119
00:08:53,458 --> 00:08:56,041
‫و از حافظه‌ی پدربزرگش به اون رسید.

120
00:08:58,333 --> 00:08:59,166
‫اون چیه؟

121
00:08:59,250 --> 00:09:01,791
‫از اون موقع به بعد،
‫هر روز عصر همدیگه رو می‌دیدن.

122
00:09:02,416 --> 00:09:04,458
‫ملکیادس درباره دنیا براش تعریف می‌کرد.

123
00:09:05,458 --> 00:09:08,083
‫اون سعی داشت دانش و حکمت قدیمیش رو
‫به اون منتقل کنه.

124
00:09:08,583 --> 00:09:11,208
‫ولی حاضر نشد دست‌نوشته‌ها
‫رو ترجمه کنه،

125
00:09:11,750 --> 00:09:14,208
‫چون قرار نبود تا گذشت صد سال

126
00:09:14,291 --> 00:09:16,666
‫کسی معنی‌شون رو بفهمه.

127
00:09:42,500 --> 00:09:43,583
‫خدانگهدار.

128
00:10:29,125 --> 00:10:32,750
‫"من به تحکیمِ پیوندهایی ادامه میدم
‫که ما رو به تعلق داشتن

129
00:10:32,833 --> 00:10:34,958
‫به این گوشه از جهان سرافراز می‌سازه".

130
00:10:35,583 --> 00:10:37,416
‫کی این مزخرف رو نوشته؟

131
00:10:48,250 --> 00:10:49,166
‫توش شکر ریختی؟

132
00:11:07,875 --> 00:11:09,416
‫چی شده، بابا؟

133
00:11:13,791 --> 00:11:16,166
‫هی، چی شده؟

134
00:11:16,250 --> 00:11:18,291
‫- کمک!
‫- چی شده، دوست من؟

135
00:11:18,375 --> 00:11:19,583
‫نفس بکش، دوست من.

136
00:11:19,666 --> 00:11:20,875
‫دکتر!

137
00:11:20,958 --> 00:11:22,750
‫- نفس بکش.
‫- آئورلیانو، چی شده؟

138
00:11:22,833 --> 00:11:24,166
‫- دکتر خبر کنین!
‫- آئورلیانو!

139
00:11:26,375 --> 00:11:28,708
‫مادر اورسولا، اونا آئورلیانو رو مسموم کردن!

140
00:11:36,625 --> 00:11:40,666
‫سانتا سوفیا، سبدی با تخم‌مرغ، سرکه
‫و دو شاخه شوید آماده کن.

141
00:11:55,541 --> 00:11:57,125
‫منو با پسرم تنها بذارین.

142
00:11:59,208 --> 00:12:00,375
‫گفتم برین!

143
00:12:00,458 --> 00:12:01,583
‫- بیاین.
‫- بریم.

144
00:13:25,166 --> 00:13:26,750
‫آئورلیانو خوزه.

145
00:13:27,333 --> 00:13:28,458
‫اونو ببخش.

146
00:13:28,958 --> 00:13:30,958
‫هرکاری می‌کنیم
‫بازم همین کارو می‌کنه.

147
00:13:31,500 --> 00:13:34,083
‫عادت بدی که نیست، مامان.
‫هوا گرمه.

148
00:13:35,833 --> 00:13:37,333
‫حال بابات چطوره؟

149
00:13:38,958 --> 00:13:40,458
‫مادربزرگ هنوز پیششه.

150
00:13:41,166 --> 00:13:43,541
‫به قدری سم استریکنین بهش دادن که
‫میشه باهاش یه اسب رو کشت،

151
00:13:43,625 --> 00:13:46,416
‫ولی اورسولا میگه که زنده می‌مونه.

152
00:13:47,208 --> 00:13:48,166
‫آمین.

153
00:13:48,958 --> 00:13:50,833
‫اتاقت رو آماده کنم؟

154
00:13:50,916 --> 00:13:52,458
‫نه، ممنون.

155
00:13:55,500 --> 00:13:57,041
‫فقط اومدم یه چیزی بردارم.

156
00:13:57,125 --> 00:13:58,583
‫وسایلم هنوزم اونجان؟

157
00:14:00,333 --> 00:14:02,375
‫اورسولا بهمون اجازه نمیده
‫به چیزی دست بزنیم.

158
00:14:03,083 --> 00:14:06,666
‫هنوزم امیدواره که یه روزی
‫سر عقل بیای.

159
00:14:12,166 --> 00:14:13,000
‫ببخشید.

160
00:14:14,041 --> 00:14:14,958
‫راحت باش.

161
00:14:18,541 --> 00:14:21,541
‫بعدش آئورلیانو خوزه می‌دونست
‫باید چیکار کنه.

162
00:14:22,458 --> 00:14:25,041
‫چون اون دیگه بچه‌ای نبود
‫که از تاریکی می‌ترسه،

163
00:14:26,083 --> 00:14:28,083
‫بلکه یه حیوون وحشی بود.

164
00:14:28,916 --> 00:14:29,875
‫کیه؟

165
00:14:31,000 --> 00:14:31,833
‫آمارانتا، منم.

166
00:14:35,500 --> 00:14:36,583
‫در رو باز کن.

167
00:15:12,916 --> 00:15:17,500
‫کسی نمی‌دونست که کِی خوزه آرکادیو سگاندو
‫به صدا در آوردن ناقوس‌ها...

168
00:15:20,166 --> 00:15:23,041
‫یا کمک دادن در عشای ربانی
‫به پدر روحانی آنتونیو ایزابل،

169
00:15:23,125 --> 00:15:25,541
‫یا رسیدگی به خروس‌های خونه‌ی کشیش
‫رو شروع کرده بود.

170
00:15:26,416 --> 00:15:29,250
‫اون همونقدر که در شگردهای میدان خروس‌جنگی مهارت داشت،

171
00:15:29,750 --> 00:15:32,000
‫در ترفندهای الهیاتی هم کارآزموده شد.

172
00:15:46,625 --> 00:15:48,291
‫بیاین مبارزه رو شروع کنیم!

173
00:16:02,125 --> 00:16:05,333
‫بکُشش!

174
00:16:05,416 --> 00:16:09,000
‫بکُشش!

175
00:16:19,458 --> 00:16:20,791
‫ممنون، مامان.

176
00:16:21,500 --> 00:16:24,333
‫می‌خوای تا بهتر بشی
‫در ماکوندو بمونی؟

177
00:16:31,791 --> 00:16:34,125
‫در اون صورت،
‫خدا پشت و پناهت، پسرم.

178
00:16:55,125 --> 00:16:56,750
‫آماده بشین، آقایون.

179
00:16:58,958 --> 00:17:01,208
‫طبق برنامه همین امروز می‌ریم.

180
00:17:03,166 --> 00:17:07,208
‫ببخشید، ولی باید چند روزی استراحت کنی، رفیق.

181
00:17:07,291 --> 00:17:10,250
‫تصمیم گرفتم تو رو فرمانده مدنی و نظامی کنم.

182
00:17:15,125 --> 00:17:17,708
‫ماکوندو به یه شخص قابل اعتماد نیاز داره.

183
00:17:18,750 --> 00:17:22,750
‫و می‌خوام ترتیب کثافت‌هایی که
‫سعی کردن منو بکشن رو بدی.

184
00:17:27,541 --> 00:17:29,000
‫پسرم کجاست؟

185
00:17:33,041 --> 00:17:34,666
‫آئورلیانو خوزه کجاست؟

186
00:17:34,750 --> 00:17:35,958
‫نمی‌دونم.

187
00:17:43,041 --> 00:17:45,583
‫کسی که نمی‌خواد بخشی از یه انقلاب باشه…

188
00:17:46,916 --> 00:17:48,833
‫نباید هم بشه.

189
00:18:05,791 --> 00:18:09,375
‫- خبر سرهنگ شنیدی؟
‫- معلومه. چیزی نمونده بود بکشنش.

190
00:18:13,083 --> 00:18:15,708
‫امکان نداره.
‫دیگه آخر عمرشه.

191
00:18:16,333 --> 00:18:17,833
‫دارین در مورد سرهنگ حرف می‌زنین؟

192
00:18:19,000 --> 00:18:23,083
‫- من فقط اومدم اینجا نوشیدنی بخورم، خب؟
‫- باشه، نگران نباش. مشکلی نیست.

193
00:18:23,166 --> 00:18:25,875
‫- همیشه یه جوره.
‫- ماکوندو لیبراله!

194
00:18:25,958 --> 00:18:27,333
‫هی، تو چه مرگته؟

195
00:18:28,041 --> 00:18:30,666
‫امیدوارم سرهنگ رو بکشن!

196
00:18:30,750 --> 00:18:31,791
‫خدا کنه بکشنش!

197
00:18:53,500 --> 00:18:55,083
‫لیبرال‌ها رو بکشین!

198
00:20:05,625 --> 00:20:06,583
‫ممنون.

199
00:20:12,458 --> 00:20:13,875
‫من چطور از اینجا سر در آوردم؟

200
00:20:15,375 --> 00:20:17,041
‫نیمکت پارک رو ترجیح میدی؟

201
00:20:25,833 --> 00:20:26,958
‫یکی دیگه داری؟

202
00:20:27,666 --> 00:20:28,958
‫همینو بردار.

203
00:20:33,833 --> 00:20:37,125
‫پیلار ترنرا تمام امیدش رو از دست داده بود،

204
00:20:38,041 --> 00:20:40,708
‫ولی دلش بدون تلخی پیر شده بود.

205
00:20:46,166 --> 00:20:48,583
‫با گذشت زمان،
‫اونا دیگه فقط مادر و پسر نبودن.

206
00:20:49,916 --> 00:20:52,208
‫بلکه شریک و همدست تنهایی همدیگه شده بودن.

207
00:20:54,583 --> 00:20:56,625
‫[تلگراف مارکُنی]

208
00:20:58,500 --> 00:21:00,250
‫[احمق نباش.
‫بارون باریدن در آگوست طبیعیه.]

209
00:21:03,375 --> 00:21:05,833
‫ارتش محافظه‌کار پیشروی نکرده.

210
00:21:06,541 --> 00:21:08,750
‫وضعیت توی شهر تحت کنترله.

211
00:21:11,916 --> 00:21:15,375
‫گرینلدو در مقام رئیس مدنی و نظامی ماکوندو،

212
00:21:16,125 --> 00:21:20,000
‫هفته‌ای دو بار از طریق تلگراف

213
00:21:20,083 --> 00:21:22,250
‫با سرهنگ آئورلیانو بوئندیا گفتگو می‌کرد.

214
00:21:26,041 --> 00:21:27,500
‫سرهنگ مارکز...

215
00:21:28,958 --> 00:21:31,458
‫ما به سیرا نوادا نزدیک شدیم.

216
00:21:32,625 --> 00:21:34,041
‫جنگ سخته،

217
00:21:34,541 --> 00:21:36,325
‫ولی این فداکاری‌ها بالاخره نتیجه میدن.

218
00:21:36,375 --> 00:21:39,291
‫آئورلیانو، در ماکوندو داره بارون میاد.

219
00:21:45,333 --> 00:21:46,958
‫احمق نباش، گرینلدو.

220
00:21:47,708 --> 00:21:50,125
‫بارون در ماه آگوست توی ماکوندو طبیعیه.

221
00:22:08,541 --> 00:22:11,916
‫امیدوارم که رحمت عیسی مسیح،
‫پروردگار ما،

222
00:22:12,000 --> 00:22:14,208
‫همیشه همراه شما باشد.

223
00:22:14,291 --> 00:22:16,291
‫امروز، مراسم آیین قربانی مقدس رو به‌جا میاریم

224
00:22:16,875 --> 00:22:20,625
‫به نام پدر، پسر، و روح‌القدس.
‫آمین.

225
00:22:20,708 --> 00:22:21,833
‫آمین.

226
00:22:25,041 --> 00:22:26,291
‫می‌تونین بشینین.

227
00:22:28,625 --> 00:22:33,041
‫امروز، مراسم آیین قربانی مقدس رو به‌ جا میاریم

228
00:22:33,125 --> 00:22:37,166
‫تا اختلافات پیش‌ اومده در میان ما،

229
00:22:37,250 --> 00:22:38,708
‫در سایه‌ی ایمان به مسیح
‫پایان پیدا کنه.

230
00:23:32,000 --> 00:23:34,666
‫آمارانتا، محض رضای خدا،
‫چرا در رو باز نمی‌کنی؟

231
00:23:44,333 --> 00:23:45,666
‫خانم اورسولا،

232
00:23:46,833 --> 00:23:49,416
‫اسم من آسونسیون سنتنو هست
‫و اینم پسرمه.

233
00:23:53,166 --> 00:23:55,750
‫لازم نیست چیز دیگه‌ای بگی، خانم.

234
00:23:57,666 --> 00:23:59,541
‫من این نگاه رو می‌شناسم.

235
00:24:01,875 --> 00:24:04,291
‫آمارانتا؛ دفتر یادداشت رو بیار.

236
00:24:15,166 --> 00:24:25,166
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

237
00:24:36,041 --> 00:24:38,375
‫اونا بچه‌هایی با هر سنی میاوردن،

238
00:24:38,458 --> 00:24:39,958
‫با هر رنگ پوستی،

239
00:24:40,458 --> 00:24:41,916
‫ولی فقط پسرها.

240
00:24:47,916 --> 00:24:52,000
‫اونا یه جور حس تنهایی‌ای داشتن،
‫جوری که اصلا نمی‌شد خویشاوندی‌شون رو زیر سوال برد.

241
00:25:11,500 --> 00:25:16,083
‫اونا با اسم آئورلیانو و نام خانوادگی مادرشون
‫غسل تعمید داده شدن.

242
00:25:16,166 --> 00:25:18,875
‫قانون استفاده از نام خانوادگی پدر
‫رو ممنوع کرده بود

243
00:25:18,958 --> 00:25:20,916
‫مگر اینکه پدر اونا رو قبول کنه.

244
00:25:31,750 --> 00:25:35,083
‫بعد می‌خوام چهار بطری نوشیدنی
‫از انبار بیاری.

245
00:25:35,583 --> 00:25:36,708
‫فقط یکی مونده.

246
00:25:36,791 --> 00:25:38,416
‫دیشب همه‌شون رو خوردن.

247
00:25:39,791 --> 00:25:42,166
‫پس امروز از شربت متبرک استفاده می‌کنیم.

248
00:25:43,875 --> 00:25:45,291
‫آهای!

249
00:25:46,250 --> 00:25:48,000
‫سلام!

250
00:25:49,333 --> 00:25:52,125
‫پدر، ببخشید که بی‌خبر اومدم.

251
00:25:52,625 --> 00:25:54,291
‫بهم گفتن که شما خیلی مهربونی.

252
00:25:54,375 --> 00:25:55,875
‫شاید بتونی کمکم کنی.

253
00:25:57,125 --> 00:25:58,375
‫از دیدنت خوشحالم.

254
00:25:59,291 --> 00:26:01,916
‫پترا کوتس.
‫تازه رسیدم ماکوندو.

255
00:26:02,416 --> 00:26:04,166
‫پدر آنتونیو ایزابل هستم.

256
00:26:08,041 --> 00:26:13,208
‫می‌خواستم بدونم که لطف می‌کنی بذاری
‫امشب روی خرگوشم شرط ببندم؟

257
00:26:13,708 --> 00:26:15,583
‫موقع خروس‌جنگی.

258
00:26:16,875 --> 00:26:20,541
‫بستگی داره که به کدوم حزب سیاسی وابسته باشی، پترا.

259
00:26:24,125 --> 00:26:27,416
‫پدر روحانی، من با حزب سیاسی خداوندم.

260
00:26:28,291 --> 00:26:30,708
‫در اون صورت، امشب ساعت هشت بیا.

261
00:26:33,125 --> 00:26:35,208
‫خدا حفظت کنه، پدر.

262
00:26:53,125 --> 00:26:54,708
‫ده پزو روی گردباد می‌بندم.

263
00:26:55,208 --> 00:26:56,208
‫تو چرا اومدی اینجا؟

264
00:26:57,500 --> 00:26:58,708
‫اومدم شرط ببندم.

265
00:26:59,500 --> 00:27:00,666
‫یا من اجازه ندارم شرط ببندم؟

266
00:27:01,708 --> 00:27:03,666
‫اگه ببیننت، می‌ندازنت بیرون.

267
00:27:04,666 --> 00:27:07,125
‫اینجا خونه‌ی خداست.

268
00:27:07,208 --> 00:27:08,625
‫در اینجا به روی همه بازه.

269
00:27:08,708 --> 00:27:10,708
‫بیاین مبارزه رو شروع کنیم!

270
00:27:14,666 --> 00:27:17,333
‫20 تا 15 روی پینتو.
‫کی پایه‌ست؟

271
00:27:17,416 --> 00:27:20,666
‫- اون یه لیبرال نیست؟
‫- یالا خروس! زود باش. بزنش!

272
00:27:21,333 --> 00:27:24,041
‫- بزنش، گردباد!
‫- بندازینش بیرون!

273
00:27:25,208 --> 00:27:27,375
‫جریان چیه؟
‫ولم کن، خوزه آرکادیو.

274
00:27:28,833 --> 00:27:31,250
‫اگه دوباره به من دست بزنی،
‫صورتت رو داغون می‌کنم.

275
00:27:31,333 --> 00:27:33,500
‫اون پسر سرهنگه!
‫بندازینش بیرون!

276
00:27:33,583 --> 00:27:34,833
‫از اینجا ببرش.

277
00:27:34,916 --> 00:27:36,291
‫بندازش بیرون.

278
00:27:37,791 --> 00:27:39,250
‫باشه. کافیه.

279
00:27:41,458 --> 00:27:43,208
‫لیبرال‌ها حق ندارن بیان اینجا.

280
00:27:44,000 --> 00:27:45,708
‫کی گفته من لیبرال‌‌ام؟

281
00:27:46,250 --> 00:27:48,041
‫فقط می‌خواستم شرط ببندم.

282
00:27:50,625 --> 00:27:53,250
‫برو خونه یا پیش کاتارینو.
‫توی حال خودت نیستی.

283
00:27:53,333 --> 00:27:55,125
‫تو از کِی تا حالا محافظه‌کار شدی؟

284
00:27:59,333 --> 00:28:01,458
‫و چرا داری عشقت رو قایم می‌کنی؟

285
00:28:03,291 --> 00:28:04,583
‫اون عشق من نیست.

286
00:28:07,833 --> 00:28:08,958
‫خوشوقتم.

287
00:28:16,541 --> 00:28:18,083
‫رفتار برادرزاده‌ام رو ببخش.

288
00:28:18,708 --> 00:28:21,875
‫اون هنوز تو زندگیش زنی رو نشناخته.
‫واسه همین اینقدر بی‌ادبه.

289
00:28:22,875 --> 00:28:24,583
‫ولی من خیلی با زن‌ها آشنایی دارم.

290
00:28:28,166 --> 00:28:29,125
‫فقط برو.

291
00:28:30,125 --> 00:28:31,125
‫برو پی کارت.

292
00:28:32,916 --> 00:28:33,958
‫خوزه آرکادیو.

293
00:28:36,375 --> 00:28:37,750
‫زنده‌باد عشق!

294
00:28:53,250 --> 00:28:54,708
‫خبری شد؟

295
00:28:55,791 --> 00:28:58,708
‫فرستاده‌ای با پیامی از رئیس جمهور اومده.

296
00:28:59,250 --> 00:29:00,541
‫بهش بگو بیاد داخل.

297
00:29:01,375 --> 00:29:02,500
‫و گوش کن چی میگم.

298
00:29:02,583 --> 00:29:03,916
‫یه روپوش برام بیار.

299
00:29:04,791 --> 00:29:06,375
‫اینجا هوا خیلی سرده.

300
00:29:20,708 --> 00:29:22,750
‫صبح بخیر.

301
00:29:23,458 --> 00:29:24,958
‫من یه نامه

302
00:29:25,958 --> 00:29:26,958
‫از طرف رئیس جمهور

303
00:29:28,291 --> 00:29:29,583
‫براتون آوردم.

304
00:29:31,416 --> 00:29:32,416
‫خودت بخونش.

305
00:29:32,916 --> 00:29:34,291
‫من دارم لباس می‌پوشم.

306
00:29:38,208 --> 00:29:43,208
‫آئورلـ... عزیز...

307
00:29:43,291 --> 00:29:44,291
‫بوئندیا.

308
00:29:44,375 --> 00:29:45,750
‫بوئندیا.

309
00:29:46,583 --> 00:29:48,833
‫ملت تشنه صلح هست.

310
00:29:52,500 --> 00:29:55,000
‫ازت می‌خوام که آتش‌بس رو در نظر بگیری.

311
00:29:55,583 --> 00:29:56,833
‫با تسلیم شدن،

312
00:29:56,916 --> 00:30:00,666
‫ما آینده‌ای رو تضمین می‌کنیم که اسم تو
‫به خاطر درگیری در خاطر نمونه،

313
00:30:00,750 --> 00:30:02,916
‫بلکه به خاطر قهرمانی در صلح
‫به یادگار بمونه.

314
00:30:17,416 --> 00:30:22,375
‫آقای رئیس جمهور عزیز...

315
00:30:24,750 --> 00:30:26,500
‫با کمال احترام...

316
00:30:30,000 --> 00:30:34,208
‫خودت و آتش‌بست برین به درک.

317
00:30:59,083 --> 00:31:01,791
‫اون که در تنهاییِ قدرت عظیمش گم شده بود،

318
00:31:02,333 --> 00:31:03,791
‫کم کم دچار سردرگمی شد.

319
00:31:06,416 --> 00:31:09,625
‫دستوراش قبل اینکه اصلا صادر بشن،

320
00:31:10,333 --> 00:31:12,416
‫حتی قبل اینکه به ذهن خودش خطور کنن
‫اجرا می‌شدن.

321
00:31:13,916 --> 00:31:15,750
‫و همیشه حتی از چیزی که

322
00:31:15,833 --> 00:31:18,583
‫خودش جرات داشت دستور بده هم
‫فراتر می‌رفتن.

323
00:31:22,000 --> 00:31:26,000
‫[سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫با آتش‌بس موافقت نکرد.]

324
00:31:42,500 --> 00:31:43,958
‫آئورلیانو بوئندیا...

325
00:31:46,916 --> 00:31:49,791
‫سرکرده گروه شورشی در کارائیب،

326
00:31:50,708 --> 00:31:54,708
‫خشونت راه انداخته و پیغامی وحشتناک
‫برای رئیس‌جمهور فرستاده.

327
00:31:59,000 --> 00:32:00,333
‫شواهد نشون میده

328
00:32:01,583 --> 00:32:03,666
‫که خود بوئندیا

329
00:32:03,750 --> 00:32:06,416
‫شخصا فرستاده رو سر بریده

330
00:32:08,083 --> 00:32:12,041
‫تا پیغام ترسناکش رو واسه رئیس‌جمهور بفرسته.

331
00:32:12,375 --> 00:32:16,825
‫این پیغام که رد کامل و بی‌ قید و شرط آتش‌بس هست،

332
00:32:16,875 --> 00:32:19,083
‫کل کشور رو در شوک فرو برده.

333
00:32:20,750 --> 00:32:22,791
‫می‌خوام یکی رو ببینی.

334
00:32:22,875 --> 00:32:24,916
‫اوه، جدی؟
‫کی هست؟

335
00:32:25,708 --> 00:32:26,750
‫بمون.

336
00:32:27,666 --> 00:32:29,500
‫تو رو بهش معرفی می‌کنم.

337
00:32:32,250 --> 00:32:34,875
‫قول میدم زود برگردم،
‫بعد می‌تونی معرفی‌ام کنی.

338
00:32:44,666 --> 00:32:47,375
‫فردا به مقصد آستوریاس حرکت می‌کنیم.

339
00:32:47,458 --> 00:32:50,541
‫پرتغال که به ما پناه داد،
‫باعث میشه یه قدم محکم بریم جلو.

340
00:32:50,625 --> 00:32:51,833
‫پس، فردا می‌بینمت.

341
00:32:51,916 --> 00:32:54,041
‫راحت بخواب، تئودیا.

342
00:32:54,125 --> 00:32:57,916
‫قربان، موقع خواب مواظبم هستین؟

343
00:32:58,000 --> 00:33:00,666
‫از این به بعد، بین ما دو نفر،
‫نه اولی وجود داره نه دومی.

344
00:33:00,750 --> 00:33:03,458
‫- قربان...
‫- تا سحر تنهام بذار.

345
00:33:04,750 --> 00:33:07,291
‫من هرچیزی که دوست داشتم
‫رو اونجا از دست دادم.

346
00:33:07,375 --> 00:33:08,458
‫- منم همینطور.
‫- منم همینطور.

347
00:33:08,541 --> 00:33:10,583
‫پدر و مادرم،
‫خواهر و برادرم...

348
00:33:11,416 --> 00:33:12,958
‫- دوست‌هام بهم خیانت کردن.
‫- دوست‌های منم همینطور.

349
00:33:13,041 --> 00:33:15,708
‫دوست‌های منم همینطور.
‫مجبور شدم فرار کنم.

350
00:33:15,791 --> 00:33:17,958
‫- هیچی از این بدتر نیست.
‫- برای منم همینطور.

351
00:33:18,041 --> 00:33:20,833
‫بعضی اوقات به انتقام هولناک فکر می‌کنم.

352
00:33:22,375 --> 00:33:24,791
‫- اون خنجر توئه؟
‫- بله.

353
00:33:24,875 --> 00:33:27,375
‫اون آهن، مرگ گوت‌هاست.

354
00:33:27,458 --> 00:33:29,333
‫- من یک گوت هستم.
‫- منم همینطور!

355
00:33:29,416 --> 00:33:31,083
‫دشمنش هم همینطور.

356
00:33:31,166 --> 00:33:32,500
‫هی، ساکت باش.

357
00:33:46,666 --> 00:33:48,750
‫من تا حالا تئاتر نرفته بودم.

358
00:33:48,833 --> 00:33:50,958
‫منم همینطور.
‫زود برمی‌گردیم.

359
00:33:51,041 --> 00:33:53,666
‫برو گمشو، عوضیِ محافظه‌کار!

360
00:33:55,750 --> 00:33:57,583
‫پدرسوخته‌ واقعی تویی!

361
00:33:57,666 --> 00:33:58,750
‫درسته!

362
00:33:59,708 --> 00:34:01,125
‫- خودشه.
‫- خدای من.

363
00:34:02,625 --> 00:34:04,541
‫اولین سنگ رو کسی بزنه...

364
00:34:07,000 --> 00:34:10,541
‫که زیر پر و بال مادرش کِز نکرده باشه.

365
00:34:12,708 --> 00:34:14,375
‫دوباره در مورد اون حرف بزنی، می‌کشت!

366
00:34:14,458 --> 00:34:16,291
‫- پدر سوخته!
‫- نشونش بده رئیس کیه!

367
00:34:16,375 --> 00:34:18,208
‫و به علاوه اینکه مادرش آشغاله،

368
00:34:18,916 --> 00:34:19,833
‫یه بوئندیا هم هست.

369
00:34:19,916 --> 00:34:21,375
‫بوئندیاها رو از اینجا بیرون کنین!

370
00:34:22,625 --> 00:34:25,708
‫پسر اول بزرگترین عوضی‌ای که
‫این شهر تا حالا دیده.

371
00:34:30,125 --> 00:34:31,583
‫یالا. بریم خونه.

372
00:34:44,041 --> 00:34:45,666
‫کارملیتا مونتیل،

373
00:34:46,791 --> 00:34:51,166
‫یه دختر ۲۰ ساله،
‫تازه با بهارنارنج حموم کرده بود.

374
00:34:52,208 --> 00:34:55,291
‫داشت روی تخت پیلار ترنرا
‫برگ‌ رزماری می‌ریخت

375
00:34:55,375 --> 00:34:57,000
‫که صدای تیر اومد.

376
00:35:00,333 --> 00:35:02,125
‫- بگیرینش!
‫- جلوش رو بگیرین!

377
00:35:04,916 --> 00:35:07,625
‫اون عوضی محافظه‌کار رو بکشین!

378
00:35:13,458 --> 00:35:16,250
‫آئورلیانو خوزه سرنوشتش این بود

379
00:35:16,333 --> 00:35:18,416
‫که خوشی‌ای که آمارانتا ازش دریغ کرد
‫رو تجربه کنه.

380
00:35:19,125 --> 00:35:20,958
‫تا هفت‌تا بچه داشته باشه

381
00:35:21,958 --> 00:35:24,041
‫و در پیری توی آغوش اون بمیره.

382
00:35:53,250 --> 00:35:55,166
‫یه گروه لازم بود

383
00:35:55,833 --> 00:35:59,416
‫تا جنازه وارفته مردی که
‫مثل نون خیس‌خورده تیکه ‌تیکه می‌شد

384
00:36:00,416 --> 00:36:02,791
‫رو بذارن تو فرغون.

385
00:36:08,125 --> 00:36:10,958
‫خدا بیامرزتش.

386
00:36:11,625 --> 00:36:15,083
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس.

387
00:36:16,000 --> 00:36:18,500
‫خدا بیامرزتت، پسرم.

388
00:36:59,750 --> 00:37:03,708
‫[غرورهای انسانی اینجا تموم میشه]

389
00:37:09,375 --> 00:37:10,208
‫چند ماه بعد،

390
00:37:10,291 --> 00:37:13,208
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫بعد از اینکه

391
00:37:14,333 --> 00:37:17,541
‫برای سرکوب شورش‌های افسرهای خودش،
‫بی‌رحمی رو

392
00:37:18,041 --> 00:37:21,500
‫به حد باورنکردنی رسونده بود
‫به ماکوندو برگشت.

393
00:37:36,333 --> 00:37:38,416
‫اون بدون هیچ سر و صدا ‫یا محافظ برگشت.

394
00:37:40,458 --> 00:37:42,958
‫با وجود گرما، پتو دور خودش پیچیده بود.

395
00:37:44,041 --> 00:37:45,666
‫خسته از بلاتکلیفی،

396
00:37:45,750 --> 00:37:48,291
‫از دور باطل اون جنگ ابدی

397
00:37:48,791 --> 00:37:51,500
‫که همیشه اون رو یک‌جا گیر انداخته بود.

398
00:37:52,541 --> 00:37:54,291
‫روز به‌ روز پیرتر،

399
00:37:55,041 --> 00:37:56,333
‫خسته‌تر،

400
00:37:57,208 --> 00:38:02,041
‫و بدون اینکه بدونه چرا، چطوری،
‫یا تا کی.

401
00:38:13,625 --> 00:38:15,916
‫چطور می‌تونی اینجا پیش یه قاتل بشینی؟

402
00:38:16,000 --> 00:38:17,125
‫ممنون.

403
00:38:21,625 --> 00:38:24,375
‫- پسر خودش به خاطر اون کشته شد.
‫- این حرف رو نزن.

404
00:38:24,958 --> 00:38:27,916
‫- آئورلیانو خوزه...
‫- اونا انتقام وحشی‌گری‌هاش رو گرفتن.

405
00:38:28,000 --> 00:38:29,291
‫اونو کشتن...

406
00:38:31,041 --> 00:38:34,416
‫چون جنگ همیشه در حق بی‌گناهان
‫بیشتر نامردی می‌کنه.

407
00:38:36,166 --> 00:38:38,083
‫ولی همه جنگ‌ها همینطوری هستن.

408
00:38:56,000 --> 00:38:59,166
‫اینا اسم‌ بقیه بچه‌هات هستن.

409
00:39:01,333 --> 00:39:03,916
‫تا الان 17تاشون خودشون رو معرفی کردن.

410
00:39:06,708 --> 00:39:08,250
‫بعد سرهنگ فهمید

411
00:39:08,333 --> 00:39:12,541
‫که اون کودکان و نوجوون‌ها
‫که همه‌جا بودن،

412
00:39:13,500 --> 00:39:16,041
‫و با چشم‌های خود اون
‫بهش نگاه می‌کردن،

413
00:39:17,041 --> 00:39:21,166
‫بچه‌هایی بودن که با زن‌هایی آورده بود
‫که اصلا اسمشون رو نمی‌دونست.

414
00:39:21,208 --> 00:39:21,833
‫آئورلیانو.

415
00:39:27,500 --> 00:39:28,791
‫چطوری، پسرم؟

416
00:39:38,208 --> 00:39:41,333
‫از پایتخت خبر رسید که به ماکوندو برگشتی.

417
00:39:42,666 --> 00:39:44,750
‫یه فرستاده دیگه فرستادن.

418
00:39:46,166 --> 00:39:47,833
‫وکلای حزب.

419
00:39:53,500 --> 00:39:54,750
‫آقای بوئندیا.

420
00:39:55,333 --> 00:39:57,250
‫ما از طرف رئیس جمهور تشریف آوردیم.

421
00:39:57,333 --> 00:39:59,666
‫می‌دونم چی می‌خواین.
‫بیاین بهش بپردازیم.

422
00:40:00,500 --> 00:40:02,041
‫خب، آقای بوئندیا،

423
00:40:03,041 --> 00:40:06,083
‫رئیس‌جمهور دوباره روی قولش تاکید می‌کنه

424
00:40:06,166 --> 00:40:10,500
‫که در ازای سه چیز،
‫اجازه مشارکت سیاسی

425
00:40:10,583 --> 00:40:12,291
‫توی تمام شهرهایی که آزاد کردی
‫رو بهت بده.

426
00:40:12,375 --> 00:40:13,458
‫گوشم با شماست.

427
00:40:13,541 --> 00:40:14,416
‫بله.

428
00:40:16,000 --> 00:40:21,416
‫اول اینکه باید از بازبینی سندهای مالکیت بگذری.

429
00:40:22,625 --> 00:40:27,666
‫مورد دوم، باید دست از مبارزه
‫با نفوذ روحانی‌ها برداری.

430
00:40:28,750 --> 00:40:30,125
‫و در نهایت،

431
00:40:30,208 --> 00:40:34,041
‫باید برای حفظ بنیان خانواده،

432
00:40:34,125 --> 00:40:37,125
‫دست از خواسته‌های مربوط به حقوق برابر

433
00:40:37,208 --> 00:40:40,000
‫واسه بچه‌های نامشروع و مشروع برداری.

434
00:40:46,416 --> 00:40:48,083
‫این یعنی...

435
00:40:48,958 --> 00:40:50,708
‫طی 20 سال گذشته،

436
00:40:51,833 --> 00:40:54,666
‫ما فقط به خاطر قدرت جنگیدیم.

437
00:41:07,083 --> 00:41:08,625
‫کجا رو امضا کنم؟

438
00:41:10,416 --> 00:41:11,291
‫قلم.

439
00:41:11,375 --> 00:41:13,333
‫بفرمایین، آقای بوئندیا.

440
00:41:13,416 --> 00:41:14,250
‫می‌تونین اینجا رو امضا کنین.

441
00:41:14,333 --> 00:41:17,458
‫ببخشید، سرهنگ
‫ولی این کار خیانت هست.

442
00:41:22,125 --> 00:41:23,583
‫چی گفتی، گرینلدو؟

443
00:41:23,666 --> 00:41:25,916
‫اگه این آتش‌بس رو امضا کنی...

444
00:41:27,250 --> 00:41:29,416
‫داری قید همه مبارزه‌هامون رو می‌زنی.

445
00:41:30,041 --> 00:41:31,958
‫و این باعث میشه یه خائن باشی.

446
00:41:39,000 --> 00:41:41,000
‫برو با مادرت خداحافظی کن.

447
00:41:45,416 --> 00:41:48,750
‫از این به بعد، در اختیار دادگاه نظامی هستی.

448
00:41:58,750 --> 00:42:00,833
‫مواظب قلبت باش، آئورلیانو.

449
00:42:00,916 --> 00:42:02,708
‫داری زنده زنده می‌پوسی، دوست من.

450
00:42:38,958 --> 00:42:40,958
‫می‌دونم که می‌خوای گرینلدو رو بکشی.

451
00:42:42,208 --> 00:42:44,833
‫من هیچ‌جوره نمی‌تونم جلوش رو بگیرم،

452
00:42:45,583 --> 00:42:48,125
‫ولی یه هشداری بهت میدم، آئورلیانو.

453
00:42:48,625 --> 00:42:51,125
‫همین که جسد رو ببینم،

454
00:42:52,250 --> 00:42:55,458
‫به قبر پدر و مادرم قسم...

455
00:42:57,583 --> 00:43:00,416
‫به یاد خوزه آرکادیو بوئندیا قسم...

456
00:43:03,375 --> 00:43:05,958
‫خدا خودش شاهده، آئورلیانو...

457
00:43:07,333 --> 00:43:09,750
‫هرجا که بری پیدات می‌کنم،

458
00:43:11,250 --> 00:43:13,833
‫و با دست‌های خودم می‌کشمت.

459
00:43:15,458 --> 00:43:17,666
‫همون کاری رو می‌کنم...

460
00:43:19,583 --> 00:43:22,208
‫که اگه با دم خوک به دنیا میومدی می‌کردم.

461
00:43:57,625 --> 00:43:59,625
‫این بازی کثیف دیگه تموم شد، رفیق.

462
00:44:00,416 --> 00:44:01,500
‫تو آزادی.

463
00:44:02,916 --> 00:44:06,041
‫حاضرم تیربارون بشم
‫ولی خائن شدن تو رو نبینم.

464
00:44:06,125 --> 00:44:07,208
‫نه، رفیق.

465
00:44:09,041 --> 00:44:10,791
‫خائن شدن منو نمی‌بینی.

466
00:44:15,541 --> 00:44:18,375
‫تا پشه‌ها دخلت رو نیاوردن
‫از اونجا برو بیرون.

467
00:44:24,916 --> 00:44:29,791
‫[قرارداد صلح بین دولت و نیروهای شورشی امضا شد]

468
00:44:40,541 --> 00:44:42,541
‫سرحال‌تر از همیشه‌ای، سرهنگ.

469
00:44:42,625 --> 00:44:44,750
‫می‌تونی 30 جنگ دیگه‌ رو بگذرونی.

470
00:44:45,458 --> 00:44:47,708
‫قلب من دقیقا کجاست؟

471
00:44:49,625 --> 00:44:51,458
‫همه بهم میگن پوسیده.

472
00:44:58,250 --> 00:44:59,416
‫اجازه بده.

473
00:45:38,875 --> 00:45:40,000
‫اینا چیه؟

474
00:45:42,708 --> 00:45:44,333
‫پروژه‌های پدرِ پدربزرگ.

475
00:45:49,041 --> 00:45:50,041
‫اون درستشون کرده؟

476
00:45:50,958 --> 00:45:52,208
‫بعضی‌ها رو آره.

477
00:45:52,291 --> 00:45:54,375
‫چیزی نمونده بود زنش رو دیوونه کنن.

478
00:45:54,458 --> 00:45:56,625
‫اگه تو هم همینطوری حواسم رو پرت کنی،
‫دیوونه‌ام می‌کنی.

479
00:45:58,291 --> 00:46:00,250
‫خوزه آرکادیو سگاندو هرگز نمی‌فهمه

480
00:46:00,333 --> 00:46:04,208
‫چیزی که پیدا کرده بود،
‫سرنوشت ماکوندو رو عوض می‌کنه.

481
00:46:06,708 --> 00:46:08,125
‫در رو باز کن، آئورلیانو.

482
00:46:08,208 --> 00:46:09,041
‫اومدم.

483
00:46:10,500 --> 00:46:12,083
‫چهره‌ات چرا اینطوریه، خوزه آرکادیو؟

484
00:46:12,166 --> 00:46:13,500
‫بریم صلح رو جشن بگیریم.

485
00:46:13,583 --> 00:46:16,666
‫خیلی وقت‌ها با برادرش اشتباه گرفته می‌شد.

486
00:46:17,250 --> 00:46:20,625
‫اون روز، آئورلیانو سگاندو
‫اشتباه رو اصلاح نکرد.

487
00:46:54,583 --> 00:46:56,208
‫صبح بخیر، سرهنگ.

488
00:46:56,291 --> 00:46:58,083
‫خوش اومدی، سرهنگ.

489
00:46:59,250 --> 00:47:00,541
‫قبل از امضا کردن،

490
00:47:01,833 --> 00:47:03,166
‫یه درخواست دارم.

491
00:47:06,458 --> 00:47:10,916
‫می‌خوام افرادم به عنوان ایثارگران جنگ
‫حقوق بازنشستگی بگیرن،

492
00:47:11,625 --> 00:47:14,041
‫و ما به عنوان یک ارتش قانونی
‫به رسمیت شناخته بشیم.

493
00:47:15,750 --> 00:47:17,291
‫در ازای تسلیم کامل

494
00:47:18,166 --> 00:47:19,958
‫کل درخواستم همینه.

495
00:47:23,333 --> 00:47:24,791
‫نگران نباش، سرهنگ.

496
00:47:25,916 --> 00:47:27,208
‫بهت قول میدم.

497
00:47:31,125 --> 00:47:31,958
‫از این طرف.

498
00:48:40,958 --> 00:48:42,208
‫آئورلیانو.

499
00:49:09,791 --> 00:49:14,791
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

500
00:49:16,791 --> 00:49:26,791
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M